🧠✨ منطق ذهنی برای لاغری گاهی مثل یه دوست منطقی اما ناامیدکننده در گوشمون زمزمه میکنه: “تو نمیتونی لاغر شی!” 😔
همون صدایی که موقع شروع رژیم یا برنامه لاغری، فوری لیستی از شکستهای گذشته رو یادت میاره.
واقعیت اینه که منطق ذهنی با تمام قدرتش سعی میکنه ما رو در محدوده امن و آشنا نگه داره، حتی اگه اون محدوده، چاقی باشه! 😩
اما خبر خوب اینه که میشه این منطق رو تغییر داد… فقط کافیه شروع کنی به بازنویسیش.
تو این مقاله با هم یاد میگیریم چطور منطق ذهنیمون رو به جای مانع، تبدیل به موتور حرکت به سمت تناسب کنیم 🚀🌿
💭 منطق ذهنی برای لاغری
🧠 منطق ذهنی برای لاغری تو با منطق ذهنی من یا هر آدم دیگهای فرق داره!
هرکسی توی مسیر زندگی خودش، بر اساس تجربهها، حرفهایی که شنیده، ترسها یا خاطراتش، یه مدل خاص از منطق ذهنی ساخته که توی تصمیمگیریهاش نقش داره.
🇮🇷 البته چون ما ایرانی هستیم، زبان و فرهنگ مشترک باعث شده بعضی از منطقهای ذهنی برای لاغری توی ما شبیه هم باشه. ولی هنوز هم هرکسی نسخهی خودش رو داره.

مثلاً خیلی از آدمهای چاق این باور مشترک رو دارن که لاغر شدن خیلی سخته و پر از زجره 😫 ولی چاق شدن؟ خب، خیلی راحت و بیدردسره! 🍩
👀 با این حال، در مورد بعضی چیزا مثل اینکه “آیا میوهها چاقکننده هستن یا نه؟” همه نظر یکسانی ندارن. چون منطق ذهنی برای لاغری در بعضی قسمتها شخصیه و متفاوته.
⛔ اما چیزی که مشترکه اینه: توی ذهن خیلیها صدایی هست که هی تکرار میکنه:
«تو لاغر نمیشی!»
«تو فرق داری!»
«اونا تونستن، ولی تو نمیتونی!»
همون صداهایی که اصلِ کارشون اینه که جلوی حرکت تو به سمت تناسب اندام رو بگیرن…
منطق ذهنی برای لاغری یعنی مجموعه باورها و افکاری که در ذهن ما درباره توانایی لاغر شدن شکل گرفته و رفتارهای ما را در مسیر کاهش وزن تحت تاثیر قرار میدهد.
اگر این منطق ذهنی پر از شک و تردید، ترس یا باورهای منفی باشد، باعث میشود ما کمتر بتوانیم به هدف لاغری برسیم.
مطالعات علمی نشان دادهاند که تغییر این منطق ذهنی با تمرینهایی مثل تصویرسازی ذهنی، تغییر باورهای منفی و استفاده از روشهای روانشناسی شناختی میتواند کمک کند تا رفتارهای سالمتر و انگیزه بیشتر برای لاغری داشته باشیم.
پس بازنویسی و برنامهریزی مجدد این منطق ذهنی، بخشی حیاتی و علمی در مسیر رسیدن به وزن ایدهآل است.

🧠 چیزی که مدام توی ذهنمون درباره لاغر نشدن تکرار میشه، در واقع همون منطق ذهنی برای لاغریه؛
همون صدای آشنایی که یواشکی ولی پرقدرت، مانع ما برای رسیدن به تناسب اندام میشه 😶🌫️
نکته اینجاست که خیلی وقتها اصلاً حواسمون بهش نیست و بیتوجه از کنارش میگذریم.
✨ اگه میخوای واقعاً به اندام دلخواهت برسی، لازمه این موانع ذهنی رو بشناسی و آرومآروم بازنویسیشون کنی. چطور؟
با ساختن تصاویر ذهنی روشن از بدنی که میخوای داشته باشی، و همزمان با ایجاد فرمولهای ذهنی لاغر شدن توی ذهن آگاهت.
✍️ اینجاست که دوباره نقش کلیدی منطق ذهنی برای لاغری ظاهر میشه. باید یاد بگیری چطور با تکرار پرسشهای درست و هدفمند، منطق جدیدی در ذهنت بنویسی؛ منطقی که تو رو به سمت تناسب میبره، نه برعکس!.
برنامه ریزی منطق ذهنی
فایل صوتی را با دقت گوش کنید.
🧠 سوالات مربوط به برنامهریزی منطق ذهنی
برای ایجاد منطق ذهنی برای لاغری، بهتره هر روز با خودت این پرسشها رو مرور کنی و بهشون پاسخ بدی. این تمرین ساده، کمک میکنه تا ذهن منطقیات هم در مسیر لاغری همراهت بشه. 🌱✍️
- 💡 ۱- متناسب بودن چه حسی داره؟
- 🌟 ۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت میبری؟
- 🎉 ۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟
- 🔄 ۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده میکنی؟
- 🛠️ ۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت میتونی ایجاد کنی؟
✅ هر روز به این سوالات پاسخ بده تا ببینی چطور منطق ذهنی برای لاغری کمکم به نفع تو تغییر میکنه.
✍️ تمرین روزانه برای برنامهریزی منطق ذهنی برای لاغری
برای اینکه منطق ذهنی برای لاغری کمکم در ذهن تو جا بیفته، لازمه با تمرینهای ساده اما مداوم، ذهنت رو آماده کنی. این تمرینها باعث میشن ذهنت با مسیر جدید هماهنگ بشه و صدای بازدارندهاش آرومآروم خاموش بشه 🎯💫
- 🌞 ۱- پیشنهاد میشه هر روز صبح به سوالات بالا در بخش نظرات پاسخ بدی. البته هر زمانی از روز هم انجامش تاثیرگذاره.
- 📋 ۲- برای راحتی کار، میتونی سوالات رو کپی و در بخش نظرات پیست کنی، بعد یکییکی جوابشون رو بنویسی.
- 📱 ۳- یه ایده خوب دیگه: سوالات رو توی گوشی (در قسمت نوت یا یادداشتها) ذخیره کن و هر روز اونجا پاسخ بده.
- 📅 ۴- برای ایجاد انگیزه بیشتر، تعداد روزهایی که تمرین رو انجام دادی هم بنویس. مثلاً: «روز ۱»، «روز ۲»، «روز ۳» و ادامه بده تا «روز ۳۰» و بعد «روز ۶۰» و… 💪😉
🌀 این تمرینها سادهان، اما قدرتشون فوقالعادهست… فقط کافیه انجامشون بدی و نتیجه رو ببینی.
🌟 نمونه تمرین خودم – روز ۹
۱- متناسب بودن چه حسی داره؟
متناسب بودن حس آزادی و رهایی از افکار چاقی و خوردن دارد. حس قدرتمندی و مسلط بودن بر زندگی بهم میدهد. حس شادابی و سرزندگی.
۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت میبری؟
از صاف و جمعوجور شدن شکمم لذت میبرم. از فرم خوب سینه و سرشانهها خیلی خوشحالم. اصلاح عادتهای غذایی که حس آزادی میده باعث حس خوبم شده.
۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟
همسرم از تناسب اندام من خیلی خوشحال شد و تبریک گفت. دوستانم تعجب کردند و تبریک گفتند. بچههای سایت هم با دیدن تغییر انگیزه گرفتند.
۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده میکنی؟
میل به خوردن هلههوله کمتر شده و تمایلی ندارم. ریزهخواری کمتر شده و مدام به غذا فکر نمیکنم. موقع درست کردن غذا ناخونک نمیزنم.
۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت میتونی ایجاد کنی؟
عادت خوردن بدون برنامه را باید اصلاح کنم و فقط وقتی گرسنهام غذا بخورم. عادت ناخونک زدن موقع درست کردن غذا را باید ترک کنم. برنامهریزی ساعت غذا خوردنم را باید رعایت کنم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.40 از 90 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام
اقااا از وقتی تو این دوره هستم و دارم کار میکنم و کامنت میخونم و مینویسم قبلا که غذا میخوردم ذهنم هم مثل معدم شروع میکرد به کار کردن و یسره وراجی میکرد الان غذا میخورم ساکته، بسکه قبلا حرف میزد و احساسمو بد میکرد و الان ساکته از سکوتش بیدار میشم که چرا این شیطان ذهنم ساکته چرا لال شده از سکوت زیادیش میپرم و احساس میکنم که این روند خوبی باشه برای متناسب شدن.
نشان های دریافت شده
سلام مجدد
کامنت دوستی رو می خوانم که نوشته بودن حسشون از لاغری رهایی از قید و بند خوراک است و عجب حرف درستی.
گفتم بیام از تجربه خودم بگم
وای که این رهایی از قید و بند خوراکی ها چقدر مهمه و ما قبلا چقدر توی دامش اسیر بودیم واقعا.
اینکه توی جمع حواست به خوراکی روی میزه، خیلی از تمرکزت رو گرفته. اینکه برای یه پیکنیک قبلش و حینش خیلی از تمرکزت روی خوراکه. ببین چقدر از تمرکز ما رو به خودش اختصاص داده بود.
بقیه تمرکزمون هم که به این اختصاص داشت که این چاق کننده است، اون کربوهیدرات ساده است، اون قند ساده است یا پیچیده است.
الان بخورم یا بذارم ده به بعد، سرخ کنم یا درش رو بذارم آبپز بشه. شکر بریزم یا شیره و …
بقیه تمرکز هم به این می رفت که اونی چقدر پیاده روی کنم، چند قدم پیاپی، چقدر نفسم درگیر شد، عرق کردم یا نکردم و …
خلاصه یکی از بهترین دستاوردها همین رهایی از قید و بند خوراک است.
نشان های دریافت شده
به نام خالق مهربانم
سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیرم
روز ۴
۱– متناسب بودن چه حسی داره؟
۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟
۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟
۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده میکنی؟
۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟
متناسب بودن بهترین حس تمام طول زندگیم بوده .متناسب بودن باعث میشه احساس شادابی،سبکی ،سلامتی ، جذابیت ،اعتماد بنفس،ارزشمندی و لیاقت داشته باشم .متناسب بودن حس قدرتمندی و مسلط بودن بر ذهن و زندگیم بهم میده .متناسب بودن حس آزادی و رهایی از افکار مربوط به خوردن و چاقی بهم میده .
از اینکه به مواد غذایی خیلی خیلی کمتر فکر میکنم ، مخصوصا شیرینیجات بسیار لذت می برم .از اینکه کاملا متناسب شدم و وزنم ۶۵ کیلوگرم هست بسیار لذت میبرم .از اینکه خیلی راحت و سبک همه ی کارهام رو در زمان کمتری انجام میدهم لذت میبرم .از اینکه عاشق خودم شدم و از دیدن اندام خودم خوشحال میشم و اعتماد بنفس بالایی دارم و خودم رو لایق بهترین زندگی می دونم لذت میبرم .
همسرم با دیدن من شوکه شد،خ.شحال شد و گفت بسیار جذاب تر شدی ، لاغری خیلی بهت میاد مبارکت باشه .مادرم اشک شوق ریخت و خدا رو شکر کردکه به تناسب اندام رسیدم و گفت خیلی زیباتر شدی عزیزم .دوستم زینب گفت آفرین نشمیل چقدر عالیه این همه سایز و وزن کم کردی ،من همیشه به قدرت ذهن ایمان داشتم .برادرانم ، خواهرم و خواهرزاده هام گفتند چقدر زیباتر شدی لباسها به تنت خیلی زیبا شدن ، چیکار کردی با خودت به ما هم بگو و تبریک گفتند .
میبینم که وقتی گرسنگی واقعی ندارم چیزی نمی خورم و اصلا به خوردن فکر نمی کنم .میبینم که توجهم به مواد غذایی مخصوصا شیرینیجات بسیار بسیار کمتر شده .میبینم راحت به تعارف دیگران نه میگم و اگر گرسنه نباشم نمی خورم .میبینم که با دور ریختن مواد غذایی اضافه کنار اومدم ،احساس سختی و گناه ندارم و نمی خورمش .میبینم که خوردن بخاطر خواص مواد غذایی مخصوصا میوه ها در من بسیار کمتر شده .
باید دقیقا مثل یه شخص متناسب با افکار صحیح فکر کنم یعنی بدون هیچ فکر و تصویری در مورد چاقی .باید شخصیت یه فرد کاملا متناسب با رفتار صحیح رو داشته باشم .باید عادت خوردن با تحریک بینایی،شنوایی،بویایی ،لامسه و چشایی رو کاملا در خودم حذف کنم و فقط برای رفع نیاز بدنم در مواقعی که واقعا گرسنه هستم بخورم .باید عادت استفاده از ظرف کوچکتر رو در خودم ایجاد کنم .
« سپاسگذارم »
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم
روز ۴
۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده میکنی؟
خدا رو شکر ترس از مواد غذایی و غذاها را کلا از دست دادم. هر چیزی می خورم با خیال راحت و صد در صدیه، دیگه می دونم این غذاها نیستند که وزن من رو زیاد می کنند، چون من هیچ وقت پرخوری نکردم. خیلی خوب شد که به مواد غذایی برچسب نمی زنم. هر پستی راجع به رژیم و غذاهای رژیمی است را رد می کنم و نمی بینم، یعنی اصلا دوست ندارم و دونستنش برام جذاب نیست، نه اینکه جلوی خودم را بگیرم.
دیگه پست های آشپزی و شیرینی پزی برام جذابیت نداره. تمایلی به خوردن شیرینی و کیک و بیسکوییت به صورت عاشقانه که قبلا داشتم ندارم، کلی خوراکی جذاب توی کشو دارم که هر وقت بخوام می تونم بخورم ولی کشش خاصی بهشون ندارم. دیگه نگرانی ای از تحرک نکردن ندارم، الکی از مسیرهای دورتر برای تعدا قدم بیشتر تردد نمی کنم.
خیالم بابت لاغر شدنم کاملا راحته، یک اطمینان و اعتماد قلبی دارم که دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره.
۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟
همین نوشتن تمرین، مداومت در این تمرین که هم من رو در مسیر نگه می داره و هم بسیار حس عالی بهم می ده در حین نوشتن. قشنگ می تونم از نظر احساسی شرایط لاغری را تجربه کنم و تجسم کنم. از خواندن کامنت ها و متن های دیگه غافل نشم، کامنت بذارم و پاسخ کامنت دوستان را بدهم.
از صد گام غافل نشم و امروز مجدد جلسه ۲۱/۵ را گوش کنم و مطالب خاصش را یادداشت کنم.
توی هیچ صبحت و بحثی درباره چاقی و لاغری خودم را شرکت ندم.
حواسم به ورودی هام باشه که ساعاتی یا حتی دقایقی رو به گرفتن ورودی های ناجور اختصاص ندم
ممنون که خواندید
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی و همراهان سایت تناسب فکری ..امیدوارم همچنان در مسیر رشد وتعالی باشید .استاد میخوام یه حس خوبو با شما به اشتراک بگذارم ..چند شب پیش برادرم اینا تشریف آوردن خونه ما قبل از اینکه تشریف بیارن .من خودمو آماده کرده که اگر در مورد وضعیت اندام من چیزی گفتن مثل قبلنا که توی ذهنم مانده بود ….چه واکنشی نشون بدم و نهایتا چی بگم که دست از اذیت کردن من بردارن ….آخه پیام هم به من میدادن حرفای ناراحت کننده در مورد چاقی میزدن .بعداز چند دقیقه اومدنشون برادرم گفتن شما چقدر…من که میدونستم چی میخوان بگن خودم گفتم خیلی چاق شدم؟؟؟ درعین ناباوری گفتن نه اتفاقا خیلی خوب شدی .گفتم جدی؟؟ وااای استاد نمیدونید داشتم رو ابرها حرکت میکردم .برای من که همیشه حرفای آزار دهنده میشنیدم این حرف برام جای شکر گزاری داشت اینقدر خدارو شکر کردم وتو دلم از شما تشکر کردم که نگید ..ممنونم خدا جانم .ممنونم استاد.
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و همه دوستان سایت تناسب فکری
روز دوم
۱- متناسب بودن چه حسی داره؟
حس راحتی و ارامش و بی خیالی
حس رسیدن به هدفبعد از ۳۵سال
حس قدرت ،حس شجاعت
۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟
شکمم صاف شده لباسام صاف وایمیسه
ران های پام کوچیک شده شلوار جذب میپوشم
بدنم خوشبو شده چونکه دیگه بیخودی عرق نمیکنم
از حال قوز خارج شدم چونکه دیگه شکم اویزون ندارم
۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟
شدم نقل مجالس برای اراده و رسیدن به هدف
مادرم هی میگه چقدر لاغر شدی خوشبحالت
یه دوست قدیمی از پیشم رد میشه نمیشناسه دوباره برمیگرده صدا میکنه حسن تویی نشناختمت
۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده میکنی؟
با خودم به صلح رسیدم
خودمو پذیرفتم
تصویر ذهنیم دیگه متناسبم
عاشق خودمم
فقط دوست دارم جلوی ایینه رد بشم قربون صدقه خودم برم
۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟
کنترل ذهن داشته باشم فقط به افراد متناسب دقت کنم
قدرت به عوامل بیرونی رو کمرنگ کنم
هر روز یه تغییر کوچک بدم به خودم
یاداوری بدن متناسب رو هر روز داشته باشم و شکرگزار این تناسب باشم
نشان های دریافت شده
به نام خداي زيبايي ها
سلامي گرم خدمت استاد عطار روشن و بقيه اعضاء
من ياد گرفتم براي اينكه يك باور جديد براي خودم بسازم كه ذهنم مقاومت كمتري داشته باشه باهاش…اون باور رو به خدا نزديك كنم..چون من كاملا خدا رو قبول دارم به عنوان يك انرژي كه در تمام اين جهان و كهكشان جاري هست..
براي خودم منطق هايي آوردم كه افراد متناسب به دلايل مختلف به خدا نزديكتر هستن
افراد متناسب به خدا نزديكتر هستند چون اصراف نمي كنن…به اندازه ميخورن و به اندازه مي آشامند …در كل چون اونها به كمبود اعتقاد ندارن كه زياد بخرن و انبار كنن پس به خدا نزديكترن
افراد متناسب به خدا نزديكترند چون اين بدن كه معبد خداوند هست را تميز و پاكيزه و متناسب نگه ميدارن و دلايل متعدد ديگه اي كه براي خودم آوردم.
وقتي به تناسب اندام صد درصد برسم ايمانم به خدا و خودم خيلي بيشتر ميشه …ميپذيرم كه تمام كارهاي جهان هستي بايد راحت انجام بشه …به اين باور ميرسم كه اگر دارم براي كاري تقلا ميكنم ، در مسير اشتباهي هستم …و همه اش به خودم ميگم همونطور كه متناسب شدنم انقدر راحت شد بقيه كارامم بايد راحت تر بشه ..چون اون سد رو من تونستم بشگنم…كلا يه آدمي ميشم كه كسي جلو دار من نخواهد بود …دارم ميبينم روزي رو كه كارهايي كه در يكسال انجام ميدادم در يك ماه انجام خواهد شد به دليل انگيزه و شور و شوقم.
۱– متناسب بودن چه حسی داره؟
حس متناسب شدن براي من مثل تولد دوباره ست…مثل گذشتن از پلي كه تا به حال فكر ميكردم ديوار ه و قابل رد شدن نيستم ازش…حس متناسب بودن حس داِم قند توي دلم آب كردنه…حس متناسب بودن حس آزادي براي دستيابي به بقيه آرزو هامه
حس شيرينه شدن . ماندن در اين حس
۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟
از اينكه بازوهام و رانهام متناسب هستند لذت ميبرم …از اينكه ديگه شوميزهامو سايز خودم ميگيرم نه يه سايز بزرگتر به خاطر بازوهام حس رهايي و شادي دارم
از اينكه ديگه ميتونم پيراهن و دامن بپوشم چون پاهام ظريف هستن حس شيرين دختر بچه اي رو دارم كه پيرهن گادار صورتيش رو پوشيده عروسكشم زير بغلش داره بي خيال وسط چمن ها ميدوه
۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟
همه منو با تعجب نگاه ميكنن و ميگن به ما هم بگو چيكار كردي..همسرم ميگه ديگه همينقدري بمون خيلي خوب شدي…برادرم خيلي متناسب بودن رو دوست داره و همه اش ميگه آبجي خيلي خوب شدي دمت گرم…خواهرم ميگه فهيم خواهر به منم بگو چيكار كردي خوب ..
و كلا اطافيانم خيلي منو تحسين ميكنن كلا اطرافيانم خيلي آدم هاي نايسي هستن و هميشه تحسينم ميكنن در همه چيز
۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده میکنی؟
من وقتي سير هستم اصلا ديگه نميتونم به غذا فكر كنم قبلا اصلا اينطور نبودم به محض اينكه مثلا ناهار ميخورديم در فكر شام بودم ولي الان بعد از غذا حالم بد ميشه به غذا فكر ميكنم
الان هميشه توي ظرفم غذا زياد مياد و ديگه نميتونم بقيه شو بخورم و اصلا اصراري هم نميكنم كه همسرم باقيمانده اش رو بخوره اين باور كه بدن ما آشغالي نيست حتي براي همسرم هم به كار ميره
حواسم هست ۸۰% يخچال خالي بشه بعد برم خريد
هميشه از هر چيزي چند مدل ميخريدم مثلا چند مدل سبزيجات كاهو ، سبزي خوردن يا ماست و ترشي..ولي الان سعي ميكنم يه مدل يا دو مدل بخرم …قبلا هر مدلي داشتيم مي آوردم سر ميز …الان يه مدل سالاد يا سبزي يا ماست كنار غذا ميارم…و اينها رو ادا در نمي آرم واقعا اين اتفاقات افتاده.
منظورم اينه به خودم فشار نميارم كه اينطوري رفتار كنم ، به لايف استايل من داره تبديل ميشه خدارو شكر
۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟
در مورد بعضي خوراكي ها نياز دارم ذهنم را بيشتر تربيت كنم …بعضي خوراكي ها در ليست لازم به اصلاح من هستن…مثلا خوراكي هايي كه مدت هاست نخوردم…درباره خوراكي هايي كه بيشتر در دسترسم هست اينطوري نيستم ولي امروز كنوفه درست كرده بودم احساس ميكنم سير بودم ولي چون بيش از يكسال بود كه نخورده بودم با وجود سير بودنم خوردم.
هنوز نون دوست دارم ميدونم نبايد قطعش كنم ولي دوست دارم يه ديسيپليني رو براش در نظر بگيرم و اونو پيش ببرم مثلا دوست متناسبم ميدونه كه صبحانه چند تا اسلايس نون تست ميخوره حتي ميدونه همسرش چند تا اسلايس ميخوره و اين يعني ديسيپلين در خوردن…ولي من با هر مدل صبحانه خاصي تعداد اسلايس هاي نونم متفاوته …مثلا با چايي شيرين و پنير شايد چند تا تيكه سنگك بخورم..
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
از چه تغییراتی در جسم خودت لذت میبری؟
ازینکه شکم صاف وتخت پیدا کردم خیلی خوشحالم
ازینکه صورتم لاغرو کشیده شده است لذت میبرم
ازینکه چربی پهلوهایم آب شده خیلی خوشحالم ولذت میبرم
ازینکه بالا تنه ام وسرشانه هایم ظریف ولاغر شده لذت میبرم
ازینکه گردنم باریک وبلند شده وغبغبم از بین رفته لذت میبرم
ازینکه پایین تنه ام خوش فرم شده خیلی لذت میبرم ازینکه رانها وساقهای پام بلند و کشیده شده خیلی خوشحالم
ازینکه قدم بلند تر وکشیده تر دیده میشه خوشحالم
ازینکه پاهام کوچک تر شده وسایز گفشهام کوچک تر شده لذت میبرم
ازینکه انگشتان دستم لاغر وکشیده وبلند هست لذت میبرم
ازینکه موهام پر پشت تر شده و صورتم صاف وسفید وشفاف شده خیلی لذت میبرم .
ازینکه بازوانم لاغر وکشیده شده خیلی خوشحالم ولذت میبرم.
چه بازخوردی از اطرافیان دریافت کردی؟
همسرم گفت چقدر اندامت رویایی شده آفرین که به آرزوت رسیدی و بهم انگیزه دادی منم اندام جدیدی برای خودم بسازم .
دخترم بهم گفت وای مامان چقدر خوشگل شدی خیلی لاغر شدی من بهت افتخار میکنم .
مامانم میگه الهام چه کار کردی این همه لاغر شدی الان خیلی خوبی دیگه همینطوری بمون به داداشتم راز لاغریتو بگو.
داداش کوچکم زینال از تعجب دهنش وا مونده بود ومنو اولش نشناخت بعدش گفت وای چقدر تغییر کردی یه آدم دیگه شدی .
سمیرا خواهر کوچکم گفت وای الهام چقدر خوب شدی چقدر لاغر شدی تورو خدا بگو چه کار کردی تا منم خودمو لاغر کنم .
همسایه وفامیل همسرم هم با تعجب وشگفتی بهم نگاه میکنن و منو تو دلشون تحسین میکنن.خانوداه همسرم هم ازتغییراتم انگشت به دهن موندن وازم میپرسن چه کار کردی اینقدر خوب لاغر شدی؟ کاش ما هم بتونیم مثل تو لاغر بشیم .
چه تغییری در رفتار وافکار خودت مشاهده میکنی ؟
من هر روز به لاغری فکر میکنم لاغری مو هر شب تجسم میکنم .
تو طول روز حالم عالیه هر روز رفتار غذاییم بهتر میشه دیگه پرخوری هام کم شده زیاد درگیر خوردن نیستم اصلا میلی به غذا ها ندارم علاقه ام رو به غذا ها از دست دادم.
دیگه برای تامین انرژی بدنم واینکه ضعف نکنم غذا میخورم
دیگه خودمو دوست دارم عاشق خودم شدم غذا زیاد نمیپزم اندازه میپزم خرج خرید مواد غذایی مون کم شده دیگه برای لباس بیشتر هزینه میکنم
دیگه زیاد به مهمون تعارف نمیکنم تعارف دیگران رو هم به راحتی رد میکنم دیگه غذای چرب وشور وشیرین دوست ندارم دیگه از نخوردن لذت میبرم.
هر روز به لاغری فکر میکنم انرژیم چند برابر شده همش سر پا هستم اصلا خسته نمیشم از کار کردن هر روز تو خونه کلی کار میکنم خوابم خیلی کم شده .
بچه دومم به دنیا اومده خیلی سرحالم اصلا خسته نمیشم از نگهداری بچه چون چربیهای بدنم آب شده و انرژیم بینهایت بالا رفته
دیگه غذاها برام جذاب نیستند از دیدن فیلمهای آشپزی حالم بهم میخوره ازین همه غذاکه میپزند میخورن اصلا خوشم نمیاد وچندشم میشه.
دخترم هم غذاش خیلی کم شده باقی مانده غذارو به مرغها وگربه هام میدم .
کل خونمون انرژی لاغری گرفته همه رفتارهای متناسب گونه دارن.
دیگه پول برای هله هوله خرج نمیکنیم .
دیگه از رفتن به مسافرت نمیترسم از اینکه منو سرزنش وتحقیرکنن نمیترسم.
از گردش در طبیعت لذت میبرم نه از خوردن .تو ماشین دیگه چیزی نمیخریم تا بخوریم .
دیگه غذاهای سالم میخوریم دیگه چای کمتر میخورم .
دیگه بدنم رو دوست دارم وبهش احترام میگذارم .
دیگه بدنمو سطل آشغال نمیکنم به بدنم عشق میدم تواینه از دیدن خودم لذت میبرم وخودمو تحسین میکنم
ادامه دارد…
نشان های دریافت شده
به نام یکتای بی همتا
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم.
مهم ترین عاملی که باعث شده به بزرگترین خواسته ام نرسم منطق ذهنی یا همون شیطان ذهنم هست .
تنها چیزی که تا حالا بهش فکر نکردم و برای ساختنش تلاش نکرده بودم .
اینهمه تلاش فیزیکی بی فایده انجام دادم و نمی دونستم ذهنی هم دارم که امور زندگیمو به دست گرفته .
فکر می کردم شیطان رو خوب می شناسم ،فکر می کردم فقط خرابکاریش مربوط به ایمانم هست واقعا نمی دونستم تمام امور زندگی منو تحت شعاع خودش قرار داده .
نه فقط لاغری ،تمام زندگی ، ترس ها ،شکست ها ،نتونستن ها ،جا زدنها همش کار خودشه .
هر زمزمه ای که منو ناتوان کنه و نذاره زندگی خوبی داشته باشم کار خودشه .
این قدر خوب کارشو بلده که سیستم کاریشو بر مبنای اطلاعات فردی برنامه ریزی می کنه .
هر کسی هر اطلاعاتی داره ،اونم دقیقا همونا رو بالا و پایین می کنه و خراب می کنه .
چقدر اطلاعاتی رو کسب می کنیم مهمه و ازش غافل بودم .
هر جا هر چی گفتن سرک کشیدم وگوش کردم .
نمیدونستم روزی یک جایی بر علیه خودم ازش استفاده بشه .
خب اشکالی نداره ،الان که تقریبا یک چیزیهایی یاد گرفتم ،قدرتم رو ازش پس می گیرم .
درسته اون ۴۵ سالشه و قوی تره ولی من جوان ترم .
اطلاعات چاقی من بر می گرده به پرخوری و پر خوری عصبی .
وقتی دیدگاه دوستان رو می خونم متوجه فرق بین خودمون میشم .
درسته خیلی شباهت ها هم داریم ولی یک فرق هایی هم داریم .
درست مثل متناسب ها .
اونا هم رفتارهای متفاوتی دارن و شباهت هایی .
مهم ترین شباهتشون اینه که وقتی سیر میشن دیگه نمی خورن .
همه ی ما منطق های ذهنی مشترکی داریم که مانع از تناسب اندام میشه .
تو نمی تونی ،لاغر نمی شی ، ادامه نرو ،حالا یک کار دیگه رو امتحان کن .
تمام زمزمه هاش خرابکاری خودمه .
منطق ذهنی مانع رسیدن من به تناسب اندام شده.
برای اینکه بتونم منطق ذهنی ودم رو در راستای خواسته ام جهت بدم .
کافیه در روز سوالاتی رو جواب بدم .
همونطور که برای ذهن ناخودآگاه شبها تصویر سازی می کنم .
برای ذهن خودآگاه و منطق ذهنی چند دقیقه توی روز زمان اختصاص میدم
چند دقیقه یعنی مثلا ۵ دقیقه .
جالبه وقتی نوشتم چند دقیقه ب و اومد جلو گفت یعنی جند دقیقه با احساس زیاد بودن زمان .
منم براش نوشتم خیالش راحت بشه .
۴۵ سال و چند دقیقه های با ارزشی که از دستم رفته .
واقعا خنده داره هیچ وقت فکر از دست دادن عمرم رو نمی کنم که برای چاقی از دست دادم حالا که قراره شرایط رو بهتر کنم ،فکر ۵ دقیقه زمان برای بهبود شرایط هستم .
می خوام درست بشه ولی نمی خوام کمی برای خواسته ی خودم زمان بذارم .
از امروز در راه تغییر منطق ذهنی قدم بر می دارم .
دوست دارم تمرین رو در دیدگاه جدا بنویسم .
خدایا شکرت .
استاد ممنونم 🙏🌺
در پناه خدا باشید .
نشان های دریافت شده
به نام خدا
وقت بخیر عزیزان
یکی از بزرگترین موانع انسان در رسیدن به خواسته ها و آرزوهایش منطق ذهنی اش می باشد .منطق ذهنی همان شیطان درون می باشد که همواره در تلاش است تا انسان را از حرکت برای رسیدن به آرزوهایش منصرف کند .منطق ذهنی افراد با هم متفاوته .هر انسانی بر اساس اطلاعاتی که در طی زندگی روزمرت در ذهن خود ذخیره کردن دارای منطق های ذهنی مختص خودش است .شاید همه افراد چاق این منطق ذهنی مشترک و داشته باشند که لاغر شدن کار سخت و رنج آوری است در صورتی که چاق شدن خیلی راحت و منطقی است .اما همه افراد چاق درباره اینکه خوردن میوه ها چاق کننده هستند یا خیر نگرش مشابه و یکسان ندارند .در ذهن همه افراد چاق منطق های ذهنی مشترکی وجود دارد که همواره به آنها گوشزد می کند .تو لاغر بشو نیستی به این دلیل تو نمی دونی لاغر شی .به اون دلیل تو با بقیه فرق داری و لاغرنمی شی .
مثل اینکه مامانم همیشه می گفت تو به عمه هست رفتی اونها همه پاهمشون چاقه . حالا والا من اون موقع خیلی باریک بودم و الان که میگم بهشون می گه می خواستم چیز کوتاه نپوشیدن .
برای این منظور که موانع ذهنی خود در راه رسیدن به تناسب اندام مورد نظر را کاهش دهیم لازم است که همزمان با ایجاد تصویر ذهنی متناسب در ذهن ناخودآگاه فرمولهاب ذهنی لاغر شدن در ذهن ناخوداگاه ایجاد و به این شکل منطق ذهنی لاغر شدن را در ذهن خود ایجاد کنیم .
روز اول
متناسب بودن چه حسی داره ؟
متناسب بودن برای من حس عجیبی است بعد از سالها .حس جوونی و شادابی دارم برای خودم و کلا خودم و نگاه می کنم در ایینه حس خوبی می گیرم .متناسب بودن حس اعتماد به نفس بهم می ده
از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری ؟
از دیدن پاهام در ایینه خیلی لذت می برم واقعا حس خوبیه . از دیدن صورتم که جمع و جور شده خیلی .
چه بازخوردی ازاطرافیانت دریافت کردی ؟
یه سری که همون اولا می گفتن ولی الان اینهایی که ادامه دادن با توجهشون به من یکی ارایشگرم و همسایه مامانم هر تغییری و متوجه می شن بهم می گن ارایشگرم این دفعه بعد از یه ماه و نیم بازم بهم گفت جمع تر شدی هر کار می کنی بکن . دیگه اینبار بهش گفتم من ذهنی کار می کنم .خودش که مثل باربی می مونه ماشالله . و خوشش اومد و منم یه خورده براش گفتم و تعریف کردم .
چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده می کنی ؟
مثلا الان قهوه خوردن با شیرینی خیلی کمتر شده شاید هفته ای یه بار .فعالتر شدم از قبل بیشتر غذادرست می منم .بیشتر ورزش می کنم .چیزهای جدید و که تا حالا تجربه نکرده بودم دارم تجربه می کنم .یکیش خیاطیه .
چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی ؟
باید بی خودی غذا خوردن موقع حوصله سر رفتنم و قطع کنم ناخنک زدنها . و هل و هوله کمتر خریدن .البته خیلی بهتر شده .