سؤالی که ذهن خیلیها رو مشغول کرده… شاید خودت هم بارها با خودت گفتی:
لاغری با ذهن چقدر زمان می بره؟
“این روش خیلی طول میکشه، من زودتر میخوام نتیجه ببینم!”
اما بذار یه تصویر برات بسازم… تصور کن کنار آلبوم قدیمی نشستی، یه عکس از خودت چند سال پیش میبینی و ناگهان میگی:
🗯️ «وای چقدر زود گذشت!»
زندگی همیشه داره رد میشه… مسئله اینه که تو توی اون زمان چه مسیری رو انتخاب میکنی.
اگه الان تصمیم بگیری، شاید چند ماه دیگه با لبخند به امروزت نگاه کنی 😌🌱
لاغری با ذهن چقدر زمان می بره؟
راستش… این سؤالیه که حتی خود منم صد بار از خودم میپرسیدم!
انگار همین دیروز بود که تازه تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم. به همسرم گفتم: “میخوام یه روش ذهنی برای لاغری امتحان کنم” و اون با تعجب گفت:
🗯️ «خدا به خیر کنه، این دیگه چه روشیـه؟!»
ولی امروز چند ساله که متناسبم، با بدنی که حتی توی رؤیاهام نمیدیدمش…
و با خودم میگم:
🎯 واقعاً لاغری با ذهن چقدر زمان می بره؟ چون انگار همه چی توی یک چشم بههم زدن گذشت…

ما همیشه فکر میکنیم همه چیز داره کند پیش میره، اما وقتی برمیگردیم و به عقب نگاه میکنیم، میبینیم که زندگی با سرعت عجیبی در حال عبوره…
در ادامه این جلسه میخوام از تجربههام بگم… از اینکه چرا (لاغری با ذهن چقدر زمان می بره؟) اصلاً سؤال درستی نیست، چون اگه مسیر درست باشه، زمان با تو همراه میشه، نه علیه تو.
این دلنوشته فقط یه جواب به سؤاله (لاغری با ذهن چقدر زمان می بره؟) نیست، یه آینهست که میتونی توش خودت رو چند سال بعد ببینی… متناسب، رها، و لبخند به لب 😊💪
بذار چیزی رو باهات در میون بذارم:
من ۳۵ سال با اضافهوزن زندگی کردم. روزهایی که از خودم بدم میاومد، که با هر لباسی تو آینه میجنگیدم.
ولی وقتی با قدرت ذهن آشنا شدم، وقتی فهمیدم بدن من فقط یه قربانی نیست، بلکه یه همراهِ باهوشه که فقط کافیه راه رو براش باز کنم… همهچی تغییر کرد.
👣 روزهای اول خیلی کند گذشت…
اما حالا؟ حالا که بعد از چند سال به اون مسیر نگاه میکنم، به این فکر نمی کنم که لاغری با ذهن چقدر زمان می بره؟!
«بلکه به خودم میگم: چقدر زود گذشت!»
و این همون چیزیه که میخوام امروز به تو بگم.
🧠 لاغری با ذهن یعنی اینکه به جای جنگیدن با خودت، به صدای بدنت گوش بدی.
یعنی با هر فکر مثبت، یک قدم از خودت حمایت کنی.
یعنی هر روز، فقط یک درصد بهتر باشی. و وقتی این روند رو ادامه بدی، یه روز چشم باز میکنی و میبینی بدنت داره باهات هماهنگ میشه.
📍اگه هنوز برات سواله که:
«لاغری با ذهن چقدر زمان می بره؟»
باید بگم: به اندازهای که خودت به خودت فرصت بدی… نه کمتر، نه بیشتر.

🎯 قبل از شروع | تو دقیقاً در مسیر درستی هستی…
لاغری با ذهن یه سفر عجیبه… سفری که شاید آرام شروع بشه، اما وقتی به عقب نگاه میکنی میگی:
«وای، چه راهی اومدم!» ✨
حالا وقتشه قدمبهقدم با هم پیش بریم.
تو فقط کافیه خودت باشی، با ذهنی آماده و قلبی مشتاق.
در ادامه، ۶ نکته مهم رو میخونی که هرکدوم میتونن یه نگرش اشتباه یا باور قلبی که مثل قفل روی مسیر لاغریات زده شده رو برات باز کنه 🔓 تا راحت بتونی درک کنی:
«لاغری با ذهن چقدر زمان می بره» و از اون مهمتر… چطور میتونه تبدیل بشه به یکی از بهترین تصمیمهای زندگیت 🌈
🎡 نکته اول: زمان میگذره، حتی اگه ما کاری نکنیم…
📆 چند روز پیش دخترم وارد پروفایلش در سایت تناسب فکری شد.
با تعجب به صفحه نگاه کرد و گفت:
🗯️ «باباااا، نوشته مدت عضویت: 486 روز!»
خندید و گفت: «من فکر میکردم نهایتاً دو سه ماه گذشته!» 😅
اون روزا وقتی دوره “ورود به سرزمین لاغرها” رو شروع کرد، گفت که این روش خیلی طول میکشه و نمیخوام صبر کنم.
فقط چند فایل گوش داد و کنار گذاشتش، با این تصور که «یه روش سریعتر پیدا میکنم».
اما حالا، بعد از 486 روز دوباره برگشته سر همون نقطهای که ازش فرار کرده بود…
و من با لبخند گفتم:
💬 «دیدی گفتم؟ زمان خودش میگذره. مهم اینه که تو باهاش چی کار میکنی…»
🔁 واقعاً خیلی از ما همینطوری هستیم؛ فکر میکنیم اگه یه روش زمانبر باشه، پس فایدهای نداره.
اما بذار دوباره از خودمون بپرسیم:
🎯 واقعاً لاغری با ذهن چقدر زمان می بره؟
پاسخش توی همین خاطرههاست…
اگه شروع نکرده بودم، اگه صبر نکرده بودم، اگه فقط دنبال راه سریع بودم، الان همون آدم چاق و ناامیدِ چند سال پیش بودم 😔
🧠 نکته دوم: مغز تو دنبال راههای کوتاهه

🧠 ذهن ما عادت داره از سختی فرار کنه.
وقتی بهش میگی باید تمرین ذهنی انجام بدیم، تغییر باور کنیم، افکارمون رو زیر و رو کنیم، فوراً میگه:
🗯️ «خیلی زمان میبره! بیا یه راه سریعتر پیدا کنیم…»
اما بذار یه چیز مهم بهت بگم:
هیچ راه سریع و موندگاری وجود نداره.
راه سریع، فقط شروعشه… نه پایانش.
🌪️ من خودم 35 سال چاق بودم.
بارها رژیم گرفتم، ورزش سنگین انجام دادم، از مواد غذایی موردعلاقهم چشمپوشی کردم… ولی هیچکدوم نتیجه نداد.
چرا؟ چون فقط میخواستم زود لاغر شم.
ولی نمیفهمیدم که تغییر واقعی یعنی تغییر درون، نه فقط ظاهر.
و وقتی بالاخره مسیر لاغری ذهنی رو شروع کردم، اون سؤال همیشگی باز تو ذهنم بود:
❓ لاغری با ذهن چقدر زمان می بره؟
اما حالا جوابم اینه:
🟢 «نه خیلی زیاد… فقط به اندازهای که لازم داری تا تبدیل به نسخهی جدیدت بشی.»
👗 نکته سوم: نشونههای ریزِ تغییر
انگار همین دیروز بود که تازه کمربند شلوارم یکم گشاد شده بود.
با ذوق و شوق چندتا از شلوارام رو بردم پیش مادرم و گفتم: 💬 «میشه اینا رو برام تنگ کنی؟»
اون با خنده گفت:
🗯️ «دو سه هفته صبر کن، اگه دوباره چاق نشدی برات تنگ میکنم!»
و من با اطمینان جواب دادم:
🎯 «این بار برگشتی در کار نیست.»
اون روز برای من مثل یه تولد دوباره بود. یه نشونهی کوچیک، ولی پر از معنا…
✅ چون نشونهها از همون روزای اول میان، فقط کافیه درست نگاه کنی.
✅ و اگه بپرسی لاغری با ذهن چقدر زمان می بره؟
پاسخش اینه: به اندازهای که تو شروع کنی و ادامه بدی، حتی اگه با قدمهای آروم.
🔬 نکته چهارم: بدن تو همیشه در حال ترمیمه، فقط باید راه رو باز بذاری…

🧬 یکی از زیباترین واقعیتهای بدن انسان اینه که هیچوقت از ترمیم کردن خودش دست نمیکشه.
حتی همین الان، بدن تو در حال بازسازی خودشه.
ولی یه نکته مهم اینجاست:
⛔ سرعت تخریب ما بیشتر از سرعت ترمیم بدنه!
🍩 با فکرای منفی، پرخوری عصبی، احساس گناه، استرس، عذاب وجدان، ناراحتی و مقایسه کردن خودمون، داریم تخریب رو سرعت میدیم…
و در این حالت، اگه فکر کنیم که لاغری اتفاق نمیافته، داریم اشتباه میکنیم.
🛑 خیلیها فکر میکنن بدنشون استپ کرده…
ولی در واقع، سرعت تخریب با سرعت ترمیم یکی شده! و اینجاست که تو حس میکنی ایستادی، در حالی که بدن هنوز هم داره به کارش ادامه میده.
📌 نکته طلایی اینجاست:
تا وقتی زندهای، بدن تو در حال ترمیمه.
فقط باید از سر راهش کنار بری…
پس جوابی که باید به سؤال لاغری با ذهن چقدر زمان می بره؟ به خودت یادآوری کنی:
به همون اندازه که بتونم از سر راه بدنم برای لاغری برم کنار. هرچه زودتر……بهتر.
🧘 نکته پنجم: لاغری ذهنی یعنی کاهش سرعت تخریب، نه افزایش سرعت ترمیم
سؤالی که همیشه باید از خودمون بپرسیم اینه:
🎯 لاغری با ذهن چقدر زمان می بره؟
پاسخ اینه:
به اندازهای که طول میکشه ذهنت رو آروم کنی، باورهای محدودکنندهت رو کنار بذاری، و دست از جنگیدن با خودت برداری.
🌿 وقتی شروع میکنی ذهن رو تغییر دادن، سرعت تخریب کم میشه… و بدن، با همون قدرت همیشگی خودش رو میسازه.
✅ توی دورههای لاغری با ذهن یاد میگیری چطور این تغییر رو در افکارت ایجاد کنی:
- دیگه خودت رو سرزنش نکنی 😔
- دیگه غذا رو دشمن ندونی 🍕❤️
- دیگه منتظر معجزههای فوری نباشی 🎩
- و بفهمی که آرامش، پایهی تناسبه 🧘♀️🌈
به این شکل دیگه ذهنت دنبال این نخواهد بود که لاغری با ذهن چقدر زمان می بره؟!
📌 پس اگر هنوز هم برات سواله: لاغری با ذهن چقدر زمان می بره؟
باید بدونی که زمان، دشمن تو نیست.
وقتی مسیرت درست باشه، زمان خودش برات معجزه میکنه… آرام، بیصدا، اما ماندگار 💫
🛤️ فقط کافیه شروع کنی، حتی با قدمهای کوچیک…
و یه روز، بین خاطراتت غرق میشی و میگی:
«انگار همین دیروز بود که با تردید شروع کردم… ولی حالا؟ چه راهی اومدم 😊»
🌷 اگه دلت میخواد این مسیر رو با دل قرص، آرامش و همراهی واقعی شروع کنی،
دورهی «ورود به سرزمین لاغرها» منتظرته…
جایی که هیچکس تو رو قضاوت نمیکنه، جایی که نگران نیستی لاغری با ذهن چقدر زمان می بره!،
و جایی که تو بالاخره یاد میگیری چطور با عشق، ذهن و بدنت رو دوباره دوست داشته باشی 💞
🎧 صدای تغییر رو از همین امروز بشنو…
شاید همین امروز، همون «روزی» باشه که بعداً با لبخند بهش برمیگردی 🌈
(روی دکمه بالا کلیک کن تا اولین قدم رو با عشق ❤️ برداری)
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.58 از 74 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



بنام خداوند بخشنده و مهربان سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیر چند روزه پیش داشتم با دخترم حساب می کردم که چند وقت هست که دارم لاغری با ذهن را ادامه میدم گفت مامان یه دوتاسه ماه دیگر وارد ۲سال می شوی بهش گفتم نه اشتباه میکنی گفتم چه زود گذشت واقعا زود گذشت من با یکی از دخترام باهم شروع کردیم داره دوسال میشه ولی اون هنوز شروع نکرده وداره روزبه روز چاقتر میشود ومن چقدر تغییراتی جسمی رفتاری اخلاقی حرف زدن حتی نوشتن وخیلی چیزهای دیگر یاد گرفتم دخترم میگه که حوصله ندارم دیروز رفتم جایی برای روزه اما حسین بعد از مراسم عروسم به یکی از اقوام نزدیک گفت که خیلی چاق شدی شکمت خیلی بزرگ شده برو مثل همسر من عمل کن اون هم گفت اگر عمل خوب بود چرا همسرت دوباره چاق شد چون عروسم خودش چاق هست بش گفته اگر خوبی خودت برو عمل کن یکشون میگفت رعایت کن یکی دیگه گفت رژیم بگیر ومن با لبخند داشتم نگاه شون می کردم ومن با خودم گفتم بعجز عمل من همه راهه لاغر شدن را رفتم من برای رها کردن خیلی فکر میامد در ذهنم ولی همه تلاشم رو کردم که رها نکنم واین کار را انجام ندادم همیشه سعی کردم که ادامه بدم در این مدت لرزش داشتم ولی رها نکردم چون هر مشکلی پیش میامد با گوش کردن به فایل ها آرامش میگرفتم و حالم خوب میشد وهر چه جلوتر می رفتم چیزهای بیشتر یاد میگرفتم آگاه تر و مشتاق تر میشدم واقعان چراغی در تاریکی برای من بود و هست من بااینکه چاق هستم ولی احساس لاغری دارم چه کند باشد ویا سریع شود من ادامه میدم هرجایی که برم واز اونجا خوشم بیاد عکس میگیرم درهمین مدت که دارم از لاغری با ذهن استفاده میکنم رفتم شیراز و نزدیک به چهارصدتا عکس گرفتم الان هم دارم لاغر میشم وهم زندگی میکنم واز زندگیم لذت می برم بنظر خودم الان دارم درست زندگی میکنم نه مثل قبل من نباید همه مشکلاتم با لاغر شدنم حل می شوند وزندگی را دست نخورده بزارم تا لاغر بشم شاید تا اون موقع زنده نباشم پس چه چاق وچه لاغر باید به زندگی ادامه داد وزندگی را باید زندگی کرد با تشکر از استاد گرامی در پناه حق باشید
نشان های دریافت شده
بنام خداوند مهربان
سلام استاد عزیز و گرامی
مسیر لاغری همون مسیر چاقی هستش ولی عکس اون
این جمله شما که بارها گفته شده دقیقا به من میگه که فقط تو مسیر باش
من هم حدود ۳۵ سال فقط تو مسیر چاقی بودم بدون اینکه روز ها رو بشمارم ، وقت تعیین کنم، ساعت تعیین کنم ، فقط کل تمرکز و فکر و ذکرم تو چاقی بود و چی شد هیچی نتیجه به درستی و کامل ظاهر شد و من چاق شدم فقط مهم تو مسیر بودنه توجه کردن به مسیره ،نشمردن روزها ، وزن نکردن و هزار رو یک کاریه که تو رژیم انجام میدیم هستش .
من از ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ که به جد شروع کردم فقط تو مسیر بودم ، حتی اگر تو سایت نبودم و کامنت نخوندم و ننوشتم ولی توجهم رو کامل برای اینکه تو مسیر باشم رو به متناسب بودن ، نترسیدن از خوردن، تصویر ذهنی که دوست دارم بشم رو انجام دادم،
حتی من از همون کارهایی که تو چاقی میکردم استفاده میکنم که انموقع چطور حواسم به چاقی بود از همون ها برای لاغری و متناسب بودن انجام میدم،
من که قبلا چاق بودم بخوام یا نخوام اتوماتیک دوباره به چاقی فکر میکنم حالم بد میشه ولی خیلی تلاش میکنم تو اون وضعیت نمونم و ذهن و توجهم رو سوق بدم سمت لاغری و متناسب بودن،
تقریبا راه رو دارم با اموزش های استاد یاد میگیرم
گاهی وقتا سرد میشم ولی به خودم میگم با این روش دیگه نتونم دیگه لاغری شدنی نیست ، اگر از مسیر دوباره خارج شم و دوباره برگردم به امید یه روش و یا رژیم دیگه واقعا اشتباه میکنم این مسیر وحی ازلی من هستش برای متناسب بودن همیشگی،
الان هم میتونم عکس بفرستم برای البوم شگفتی ساز که ثبت بشه ولی اون تصویر دلخواه انتخابیم هنوز نشده فعلا صبر کردم که بهش برسم و بعد عکس بفرستم.
دیگه صدای اطرافیان اشکار شده که چقدر خوب شدی ،لاغر شدی ،همکارها دوستان دیگه لاغر شدنم رو میبینن و میگن .
تو مسیر باش و ادامه بده.
نشان های دریافت شده
با نام و یاد خدا……
ارتباط گذر زمان با تناسب فکری و لاغری……
■ما و اشتباهی که درباره سرعت لاغری میکنیم…….
استاد میگن چند وقت پیش که داشتیم با دخترمون درباره لاغری حرف میزدیم به این نتیجه رسیده بود که روش لاغری با ذهن خیلی خوبه و میخواست دوره لاغری باذهن رو شروع کنه اما یه نگرانی بزرگ داشت. میگفت این روش خیلی کند پیش میره و دلش میخواد سریعتر لاغر بشه. ما بهش یادآوری کردیم که دقیقا یه سال پیش هم همین موقعها همین مسیر رو شروع کرده بودی ولی فقط بعد از چند روز به این بهانه که این روش زمان میبره و حوصله نداری رهاش کردی. ازش پرسیدیم که توی این یه سالی که گذشت تونستی با روشهای خودت لاغر بشی؟ جوابش منفی بود. با اینکه چندین بار رژیم گرفته بود و ورزش کرده بود اما باز هم به نتیجه نرسیده بود. دیدیم که چطور یه سال فرصت طلایی فقط به خاطر این توهم که روش ذهنی کنده از دستش رفت در حالی که اگه همون موقع نیم کیلو نیم کیلو پیش رفته بود الان به هدف رسیده بود…..
■ استاد اینطور ادامه دادن : یه مورد دیگه هم داشتیم که یکی از دوستامون بعد از حدود سه سال دوباره سراغ ما اومد. این دوست ما چند سال قبل با فایلهای رایگان آشنا شده بود و همون هفته اول حس و حالش خیلی تغییر کرده بود و داشت نتیجه میگرفت. اما وقتی دیده بود بعد از ده روز فقط نیم کیلو کم شده با خودش فکر کرده بود که اینطوری پیر میشم و لاغر نمیشم. به همین خاطر لاغری باذهن رو رها کرد و سراغ روشهای مختلف رفت. حالا بعد از بیشتر از دو سال دوباره برگشته بود چون فهمیده بود تنها راهی که واقعا جواب میده همین تغییر ذهنه. اگه همون دو سال پیش با همون سرعت به قول خودش کند ادامه داده بود الان مدتها بود که داشت با اندام دلخواهش زندگی میکرد و این همه سختی رو به خودش نمیداد.
■ما باید بدونیم که خیلی از آدمها درگیر این اشتباه میشن که فکر میکنن لاغری با ذهن چون آروم و اصولی پیش میره پس ضعیفه. خیلیها توی دام لاغری سریع میافتن و به همین خاطر این مسیر رو شروع نمیکنن یا نیمهکاره رهایش میکنن. ما میریم تا راههای سریعتر رو امتحان کنیم ولی بعد از مدتها دوباره به همین نقطه برمیگردیم. زمان به هر حال میگذره چه ما مسیر درست رو بریم و چه نریم. پس بهتره گول این عجله رو نخوریم و اجازه بدیم ذهنمون آروم آروم ما رو به اندامی که دوست داریم برسونه تا دوباره بعد از گذشت یک یا دو سال حسرت نخوریم که چرا زودتر شروع نکردیم.
ما نباید اینطوری فکر کنیم که چون چاق هستیم پس دیگه ورزش کردن فایدهای نداره یا مثلا نباید دنبال یاد گرفتن نقاشی و کارهایی که دوست داریم بریم. این یه اشتباه بزرگه که فکر کنیم اول باید حتما لاغر بشیم و بعد زندگی کردن رو شروع کنیم. ما باید از همین زندگی که الان داریم لذت ببریم و ازش راضی باشیم اما در کنارش هر روز فایلهای آموزشی رو گوش بدیم و آگاهیها رو دریافت کنیم. باید بخشی از فعالیتهای روزانهمون رو به لاغری با ذهن اختصاص بدیم و بقیه زمانمون رو صرف استفاده کردن از زندگی کنیم. اگه به همین ترتیب پیش بریم آروم آروم و بدون اینکه حتی متوجه بشیم لاغر میشیم. درست مثل همون زمانی که بدون اینکه بدونیم داشتیم زندگی میکردیم و یهو دیدیم که چاق شدیم. یادمون باشه ما در حال زندگی کردن چاق شدیم پس حالا هم نباید برای لاغر شدن زندگی رو تعطیل کنیم.
■خیلی از ما وقتی با اضافه وزن مواجه میشیم از یه جایی به بعد زندگی رو برای خودمون حرام میکنیم و میگیم تا لاغر نشیم هیچچیزی فایدهای نداره. مدام با خودمون کلنجار میریم که با این ریخت و قیافه چطور میتونیم دلخوش باشیم یا از خودمون عکس بگیریم. وقتی از خودمان عکس نمیگیریم و از ثبت لحظاتمون فرار میکنیم در واقع داریم به چاقی قدرت میدیم. ما باید با حال خوب زندگی کنیم تا بتونیم غول چاقی رو در ذهنمون ضعیف کنیم و در مسیر لاغری خیلی راحتتر حرکت کنیم. ما باید بدونیم که این موضوعات و گرههای ذهنی بین همه آدمهایی که اضافه وزن دارن مشترکه و حتی اگه نزدیکترین افراد خانوادهمون هم با این چالشها روبرو هستن نباید بهشون اصرار یا تاکید کنیم بلکه باید اجازه بدیم خودشون به این درک و نتیجه برسن که تغییر ذهن بهترین روشه.
پیشنهاد استاد :
■ما از همه همراهانمون میخوایم که نظرات و تجربههای خودشون رو در این زمینه بنویسن. اگه شما هم جزو اون دسته از افرادی بودید که مدتی این مسیر رو رها کردید و سراغ روشهای سریع رفتید و شکست خوردید حتما دربارهاش برای ما بنویسید. به اشتراک گذاشتن این تجربهها باعث میشه که آگاهیها گسترش پیدا کنه و همه ما مطمئن بشیم که این مسائل از ویژگیهای ذهن هستن که در تمام جنبههای زندگی ما تاثیر میگذارن. باید بدونیم که مسیر تغییر کردن با حال خوب و بدون عجله خیلی بهتر طی میشه.
■ما خیلی وقتها بعد از گذشت یه سال به عقب نگاه میکنیم و با حسرت میگیم انگار همین دیروز بود که با این مسیر آشنا شدیم. اون زمان فکر میکردیم یه سال خیلی طول میکشه و به همین خاطر رهاش کردیم اما حالا یه سال گذشته و ما هیچ نتیجهای نگرفتیم. دلیل اصلی عجله ما برای رسیدن به هر خواستهای اینه که تصور میکنیم تا به اون هدف نرسیم زندگی هیچ ارزش و لذتی نداره. مثلا فکر میکنیم زندگی واقعی ما تازه بعد از لاغر شدن شروع میشه و به همین خاطر روزها برامون سخت و طولانی میگذره. مثل دانشآموزی که سر کلاس درسی که دوست نداره مدام به ساعت نگاه میکنه تا زنگ بخوره ما هم وقتی از مسیر لذت نمیبریم زمان برامون کش میآد.
■ما باید یاد بگیریم که در مسیر لاغری با ذهن حتی با وجود اضافه وزن از زندگی لذت ببریم. وقتی ما تمرکزمون رو روی شادی و حال خوب بذاریم دیگه متوجه گذر زمان نمیشیم و میبینیم چند ماه گذشته و ما کلی تغییر کردیم. مسیری که با رنج و سختی همراه باشه ما رو به موفقیت نمیرسونه چون زمان در اون تلخ میگذره. اما وقتی تمرکز ما روی خوشی باشه روزها سریع سپری میشن. تمام تلاش ما در آموزشها اینه که به صلح با خودمون برسیم و یاد بگیریم چطور بدون توجه مداوم به چاقی حالمون رو خوب نگه داریم. وقتی نگاه ما عوض بشه دیگه با جسممون نمیجنگیم و همزمان با لذت بردن از زندگی جسممون هم قدم به قدم تغییر میکنه.
■اینکه فکر کنیم تا لاغر نشیم مهمانی رفتن یا باشگاه رفتن و کوه رفتن فایدهای نداره یه اشتباه بزرگه. ما نباید زندگی رو به خودمون حرام کنیم. حتی اگه قبلا این مسیر رو رها کردیم و سراغ روشهای سریع رفتیم و شکست خوردیم باز هم نباید غصه بخوریم. اگه بعد از دو سال دوباره برگشتیم به جای حسرت خوردن باید از همین لحظه شروع کنیم. مهم نیست چقدر زمان میبره مهم اینه که خوب زندگی کنیم. ما نباید گول بخوریم که چون این روش زمانبره پس به سراغش نریم. باید در همین شرایطی که هستیم قدمهامون رو برداریم و اجازه بدیم آموزشها روی ذهنمون اثر بذاره تا به مرور به اندام دلخواهمون برسیم بدون اینکه زندگی رو از دست بدیم.
نشان های دریافت شده
سلام من زمانی که روش ذهنی روشروع کردم رها نکردم اولش خوب نمیدونستم چجوری اجراش کنم اصلا نگفتم رهاکنم برم سراغ روش دیگه دیدم روش خیلی خوبیه فقط روتناسب اندام تمرکزنداره توتمام جنبه های زندگی تاثیرمیزاره چقدربه همه مااعتمادبنفس داده راحت میایم توسایت مینویسیم روش ذهنی ارام هست چون ذهن من چاق بوده بخوادتغییرکنه بااموزش ذهنی زمان زیادی بایدصرف بشه تا ازنگرش چاق به نگرش لاغرتبدیل بشه افرادی هستن میبینن این روش کندهست رهامیکنن میرن سراغ روشهای دیگه وقتی بخودشون میان میبینن زمان زیادی صرف شد وهنوزچاقن دوباره برمیگردن روش ذهنی رواجرامیکنن من خودم اضافه وزن دارم اما عجله ندارم باصبر وحوصله دارم به مسیرادامه میدم هدف یادگیری زبان لاغری یازبان بدن باشه شاید زمان زیادی طی بشه مهم درست لاغرشدن هست رژیم هم کسی بخواداجراکنه نیازداره به زمان وچقدرباید سختی کشیدتاچربی اب شد غذاکم خوردبیشترتلاش کرد همه ماها این راه رورفتیم اگر جواب میداداینجا نبودیم همش جسم تحت فشار بوداماروش ذهنی کارروافکاروباور هست نگرشم بایدتغییرکنه همون افرادی که الان شگفتی سازشدن یک روزی درجایگاه مابودن با پیمودن این مسیر تونستن به اون تناسب اندام دلخواهشون برسن من خودم بارها دوستان گفتن بمن رزیم بگیر وزودلاغرمیشی من گوش نکردم چون من نمیتونم وازرژیم متنفرم همین ترس ها همش ازاون زمان روافکاروباورمامونده وما هرروزداریم اموزش میبینیم تابتونیم کمرنگش کنیم من الان برام مهم نیست که فلان تاریخ بخوام برم فلان مهمانی یاجشن خودموعذاب بدم که ای حتما کم بخورم تاوزن سایزکم بشه من باهمین تکنیک میخوام متناسب بشم یکی ازبستگان دیدم میگه فلان تاریخ عروسی داریم ناهارموکم میخورم لاغرکنم ،وقتی رها کنیم روش ذهنی رووزن برمیگرده خوداستادما۱۵ماه طول کشیدتا بتونن نگرشونوتغییربدن روش ذهنی سخت نیست خیلی شیرین هست ذهن ارام هست افکارمنفی رودنبال نمیکنه ماتواین روش دنبال حال خوب هستیم خداروشکرگروه دورهمی هست چقدراونجاتبادل اطلاعات میشه واونجادوستان هستن چقدرروش ذهنی روخوب بیان میکنن نه ترسی هست نه افکارمنفی درپایان تشکرمیکنم ازاستادبخاطرفایل های عالی
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
هر آنچه دارم از آن اوست
سلام به استاد عزیزم ودوستان گلم
چقدر این فایل باعث آرامش میشه وحس میکنی در این میدان مسابقه همه پیروز هستن ولزومی به عجله کردن واسترس عقب موندن نداریم
بلکه مسیر مون پراز امید ، که وقتی میدونی نه عجله لازم ونه استرس زمان
چون میدونی خداوند یک بدن هوشمندی بهت داده خودش ،خودش رو ترمیم میکنه اگه ما بانگرش اشتباه به خودمون وبا دادن تصویر چاقی مانع ترمیم نشیم
اون وقت که برای ما لاغری رو میسازه ولازم نیست استرس زمان داشته باشیم وباید در این مسیر ایمانم رو حفظ کنم آنقدر هم زمان لاغری با ذهن طولانی نیست که من به خاطرش مسیر درستم رو رها کنم بلکه داره به راحتی وآسونی مثل برق وباد زمان میگذره
آنقدر بی صدا عمل میکنه که وقتی به خودت میای ومیبینی چند سال در مسیر درست هستی ولی انگار چند ماه بوده چقدر زود گذشت
پس باید بدونم مسیرم درست وفقط باید نگرشم به خودم ولاغری با ذهن وزمان رو تغییر بدم
به لطف خداوند من خیلی اسیر زمان نشدم که باعث عجله ی من بشه ورها کنم فقط من به مسیرم ایمان داشتم وصبر کردم تا از عمل کرد ذهنم آشنا بشم وهنوز هم نتونستم بهتر درک کنم من چه ذهنی دارم وچطور باید کنترلش کنم فقط میدونم با ادامه دادن بهتر میشه
ولی به لطف ایمان قوی که دارم تنها راه موفقیتم همین مسیر هستش واصلا زمان برام مهم نیست
مگه اون زمان های که چاق تر میشدم برای چاقیم زمان تعیین کرده بودم نه ،بلکه فقط باور کرده بودم که چاق تر میشم وهمین باور قلبی من رو دچار اضافه وزن بیشتر کرد
والان هم از مسیر چاقی دارم به لاغری میرسم پس لزومی نداره
به زمان توجه کنم و نتیجه رو به زمان ربط بدم چون میدونم لاغری یک مهارت باید یادش گرفت واونم به زمان تمرین وتکرار کردن نیاز داره
همین که کلی کم کردم ودیگه هر گز اضافه نکردم وهنوز هم با ایمان واحساس خوب دارم به مسیرم ادامه میدم خودش برام یک پاداش بزرگ از طرف خداوند
پس فقط باید خودم رو بپذیرم وخودم رو تحسین کنم وبه جسمم وخدای درونم افتخار کنم وادامه بدم تا پیروز بشم
پس مسیرم رو ادامه میدم تا پیروز بشم
در این مسیر اون ایمان قلبی به خودم وخدای خودم خیلی مهمه
ومطمئن هستم خداوند هر لحظه خودش راه وعمل بهتر رو بهم الهام میکنه ولزوی نداره از عمل کرد وحتی ازنحوه استفاده دوستانم کپی کنم به لطف خداوند هیچ وقت به دنبال روش عمل کرد کسی نبودم خودم طبق حرفهای استاد پیش میرم وباید فقط از عمل کرد خوب دوستانم انگیزه بگیرم برای ادامه دادن
مطمینا همون نتیجه رو میگیریم واحتیاج به عجله کردن نداره ورقابت واسترس وحسرت ودلسرد شدن در این مسیر برام معنی نداره
من خودم ، خودم رو خراب کردم وقول دادم خودم خودم رو درست کنم
سپاس فراوان از استاد عزیزم
نشان های دریافت شده
به نام حدایی مهربان
سلام خدمت استاد عطار روشن وودوستان هم مسیر
چرا لاغر شدن با ذهن زمان نداره
امسال سال جهار هست که تو مسیر تناسب فکری قرار دارم شاید روز اول حس می کردم چهار سال تواین مسیر باید باشم شاید من می کفتم وای چهارسال اصلا اصلا خیلی طولانی هست وقتی وارد این مسیر شدم انقدر فبل از وردم شرایط،سخت اذیت کننده بو د احساس خراب کلا ناامید بی انکیزه وقتی تسلیم وافعی شدم از خداوند کمکخواستم هدایت شدم و حمایت شدم انقدر از بودن ذوق شوق در من ساخته شد که تناسب فکری هنوز من لاغر نکرده بود کاهش وزن داشتم از زندگبم لذت بردم تجربه که واقعا بهش نیاز داشتم دل خوشتر شدم و احساس خراب من ترمیم شد حس زنده بودن پیدا کردم لذت های مسیر شد تجربه مسیر تناسب فکری ولاغری با ذهن
وتو مسیر جاقی هم تجربه های اویل مسیرم همه خنده بود شادی بود تفریح بود چشم باز کردم دیدم جاق شدم کمی برنامه انجام دادم لاغر شدم کفتم رفع شد یه مدت کذشت حس کرد باژم چاق وجاقتر،شدم و بازم به برنامه کمی سختر گرفتم بازم و نتیجه لاغر شد همین برنامه انجام سد وسختی سختی وسختی زیاد
هر برنامه که با شکست و سختی اذیت همراهش بود زمانی ارزش لاغر شدن زباد شد جون قرار بود جای بردم عروسی باشم نیاز به لباس داشتم و بودن تو اون مکان برام ازر دهند بود مرور افکار اطرافم که با دیدن من حتما می کن بیحاره بازم چاقتر شده خوب باید تو زمان کوتاه این مشکل برطرف می کردم که مرور افکار نداشته باشم یا مقدار کمتر باشه زمان اهمیت بیشتر پیدا می کرد هر روز باید ساعت معکوس عمل می کرد تا روز بودن برام اسونتر بشه
تمام مراسمات عروسی ها ما همه به هفته یا دوهفته بد کارت عروسی می اوردن می اوردن و زمان لاغر شدن بابد زوتر وسریعتر باشه پس زمان مهم تر میشد که شده خودم بکشم کمی وزنم کاهش پیدا کنه زمانی که چاقی زباد شد دیگه هیج کاری نمیشد کرد پس زمان لاغر شدن خیلی کوتاه و مهم تو ذهن من بود
طی کردن مسیر لاغری و تغیبرات که باید به مرور زمان امورزس میدبدم و درک بهتر می شد که چطور باید این تغیبرات حالا درک کنم که انجام شد من دارم با رفتار افکارم و عمل کردم واکنشم از کودم بخش ذهنم دارم استفاده می کنم که نباید استفاده کنم به هنر خوب رو اموزش دیدم بهش عمل کرد زمان برام طی این ۶ ماه امسال
اهمیت خودش ازدست داد بیشتر تغیبراتم برام اهمیت پیدا کرد و این هنربه کارکیری اموزش برام شیرین شده امروز حلسه پانزه پاک سازی ذهن داشتم فایلش با تمام تمرکر توجه کوش میدادم انقدر تو فایل فر رفتهد بودم نکته برداری می مردم وقتی واکنش انجام دادم همون زمان قادر باشم این واکنش ازکودم بخش،ذهنم امد من بهش. عمل کردم که از بخش ناخداکاه هست شادتر باشم که ذهنم تغیبراتش بهتر بیشتر شده کیف این درک رفت سمت رفتار واکنش امروز پس کذشته سه سال فبل از یادم رفت
همین امروز مهم شد که از صبح تا شب واکنشم الک کنم ببینم از کودم بخش امده طبق اموزش امروز زمام کذشته واینده اکه باشه بخش ذهن خوداکاه هست که برای لاغر شدن کمک کننده نیست بیشتر کند کننده هست صبح گفتم عصر بازماین فایل گوش بدم طریقه شناخت و درک وعمل کرد خودم متوجه فابل شدم من این کام کامل یادش،گرفتم که دارم درباره اش صحبت می کنم و کشف این اکاهی که درکش کردم مثل حل یه مسئله ریاضی هست که حس شیرین حل کردنش به ادم انرژی خوب میده این لذت دانای ارزشش انقدر زباد هست که به زمان هم نیاز نداره لذت خودش به تنهای کافی هست
وقتی شما اویل می گفتید از مسیرلذت ببرید افکار تون فقط لاغر شدن نباشه خودم لاغری میاد زمانی که بهش انقدر فکر نکنیم توجه و تمرکز حتما لاغر شدن ارزش برداری ولاغری خود به خودی هست نیاز نداره سختش کنید درک همین صحبت برای من همین زمان همین امروز واقعی ترشد
ماه اینده عروسی دعوت هستیم من یه یاد ندارم سابق برای عروسی ماه اینده باشه لباس تهبه کنم جرا چون ترس جاقتر شدن ولباس اندازه من نشدن احاره خردید نمی داد
سال فبل داماد اربعین عراق بود اینترنتی دوتا مامتوی شیک محلسی بهش شفارش دادن که برای من بخره اولین عکس لعمل دختر خودم این بود مامان این مانتو برای تو خیلی کوچک هست فکر نکنم تنت بشه می خواهی بخری بهش کفتم اره گ خواهر شوهر دخترم که دختر خواهرشوهرم خدا بیامز،هست به داماد کفته بود زن دایی این مامتو برای کسی می خواد چون ابن مانتو اندازه زن دایی نیست وقتی داماد از عراق امد لباس ها به من تحویل داد خودم با نکاه متوجه شدم این مانتو همین زمان امکان نداره تنم بشه
هرجی دخترو مخصوص همسراسرا کردن که بپوسم من کفتم باشه بد حالا حوصله ندارم وفتی دورمخلوت شد کسی خونه نبود امدم امتحان کردم دبدم مانتوها اصلا از کمر پایبن نمیاین جون مدلش حلو بسته هست فوری روی جوب لباسی گراشتم روش کاور کشیدم به مانتوها گفتم بالاخره شما رو می پوشم
تا امروز رفتم یه لباس مجلس خودم برای این عروسی ماه اینده امتحان کردم که خیال راحت باشه لباسم دارم اندازم هست خیالم ازاین بابت راحت شد اون دوتا مانتو اوردم امتحان کردم دیدم مقدارخوبی برام اندازه شده نه کامل ولی خیلی بهتر از سال فبل هست
بازم مانتو کزاشتم تو کاور بهشون گفتم زمان پوشیدن شما سال دیکه هست من منتطر میشم تا جسم اندازه شما بشه اون زمان حتما می پوشم با خیال کاملا اسوده از لاغر شدن حتمی ماتتو ها رو کزاشتم سرجاش تا سال دیکه
انشالله سال اینده کاملا بپوشم از خودم عکس یادکاری بکیرم کیف این کار و لاغر شدن با ذهن ببرم
در پناه ارامش الهی ساکن باشیم امین
سلام وقت بخیر استاد به نظر من بهترین روش فقط لاغري با ذهن از همه لحاظ مهمترینش آرامشی که پیدا میکنی يعني استرس هیچ چیز رو نداری مثل غذا خوردن/ مثل آرامش فکری /مثل تنفر از خودت داشتن نداری/تنفر از غذا/اون جمله هایی که تویی ذهن آدم میچرخه نمیتونی کنترلش کنی اون حرص و ولهایی که نمیتونی تحملش کنی باید بری به سمت خوردن وای چقدر خوبه که راحت شدم حالا میخوردی میگفت چاق میشی نمیخوردی وسوسه میکرد که خوشمزه است الان خداروشکر صدایی اون نجوا کم شده الان هم بخواد وسوس کنه بهش میگم مثلا من زیاد بخورم به چیزی میرسم که بانخوردن ندارمش منکه از سال ۱۴۰۳ وارد دوره ورود به سرزمین لاغر ها شدم خیلی راضیم چون روش لاغري با ذهن خیلی آسان خيلی آسان خيلی بدون استرس خيلی آرامش بخش خيلی لذت بخش برای من
به نام خداوند جان و خرد 🌺✨
سلام و درود فراوان خدمت استاد عطاروشن عزیز و دوستان گرامی سایت تناسب فکری 🌿💛
استاد عزیز… 🌸 حقیقتش وقتی حرفهایتان را میخوانم/میشنوم، حس میکنم یک تکه از تجربهی خودم جلوی چشمم زنده میشود. چون دقیقاً همان مسیر را من هم رفتهام؛ با همان فشارها، همان امیدهای کوتاهمدت، همان “فقط این روش رو برم، زودتر به نتیجه میرسم”ها… و بعدش خسته شدنِ روح و فرسوده شدنِ بدن. 😔🌱
اگر بخواهم از زبان خودم بگویم: من سالها پیش اگر لاغری با ذهن را جدی گرفته بودم، اگر همان موقع مسیرم را عوض کرده بودم، احتمالاً الان چندین سال بود که به تناسب رسیده بودم. نه اینکه لزوماً همیشه وزنِ من دقیقاً ثابت میماند یا زندگی از بالا تغییر میکرد، ولی خداروشکر میدانم که آرامش بیشتری داشتم، و زمان کمتری از زندگیام “صرف جنگیدن” با بدن و عدد و رژیم میشد. 🙏💚
وقتی میفهمم “نگرانی” چقدر مانع میشود…استاد عزیز، من کاملاً تجربه کردم که استرس وزن بیشتر چطور میتواند خودش تبدیل شود به یک سد محکم. در طول این مسیر، استرسِ “نکنه دوباره وزن بره بالا” بارها روی ذهنم نشست و حتی وقتی شرایط بیرونی بد نبود، باز درونم را تبدیل کرد به یک فضای اضطرابآلود… 😥🌀
اتفاقی که برای من افتاد خیلی معنیدار بود: استرس داشتم که وزن بیشتر میشود، حتی وزنم هم بیشتر شد… ولی نکتهی جالبتر این بود که وقتی باز هم تلاش برای کم شدن وزن شروع میشد، همیشه آن مسیر با شکنجهی ذهنی همراه بود. یعنی انگار ذهنم با خودش توافق نداشت که “بدن فقط راه خود را میرود”.
بعد چند روز پیش، وقتی وزن کردم، با دیدنِ همان وزنی که قبلاً کم کرده بودم، یک لحظه مثل این بود که قفلِ ذهنم باز شد. 🕊️✨ فهمیدم: بدن من چقدر بیشتر از آنچه من تصور میکردم، به ترسهایم “گوش نمیدهد”. بدن، آنقدر هم در اختیار فرمانهای نگرانِ ذهن نیست.
استرس وزن بیشتر شده بود… اما برگشت وزن، اتفاق نیفتاد. این یعنی افکارِ ترسناک اگرچه میتوانند مسیر کاهش وزن را کند کنند، اما الزاماً تعیینکنندهی سرنوشت ما نیستند. 🌼🧡 و همین فهم، امروز خیالم را خیلی راحت کرد.
یک آگاهی بزرگ: “حالا وقت تغییر است”چیزی که امروز درک کردم این است که: من اگر به بدنم فشار آورده باشم، به خودم سِفت گرفته باشم، دنبال روشهای سریع و عجیب و سخت رفته باشم… قطعاً علاوه بر اینکه نتیجهی پایدار نمیگیرد، اعتماد به نفس هم میریزد پایین و ذهن تبدیل میشود به یک ماشین سختگیری بیوقفه.
من دقیقاً نمونهی خود این حرف هستم. من سالهایی از عمرم را صرف “لاغری سریع” کردم… و زندگی را برای خودم سخت کردم. ⏳😔 گاهی آدم فکر میکند دارد برای سلامتی وقت میگذارد، ولی در واقع دارد زندگی را قربانی میکند، و بعد باید با “خستگیِ روحی” هم کنار بیاید.
یادآوری حرف استاد و آمدن همهی آن روزها جلوی چشمم…استاد… وقتی شما دربارهی دختر عزیزتون صحبت کردید، تمام آن روزها جلوی چشمم آمد… 😢🌸 آن روزهایی که یک نفر (که باید عزیز و آزاد باشد) مجبور میشود یک سال از عمرش را صرف رژیم و جنگ با بدن کند… و من آن لحظه فهمیدم “رژیم” فقط یک کار کوتاه نیست. رژیم، یک سبک زندگیِ سختگیرانه است که روی نگاه کودک/نوجوان/آدم اثر میگذارد.
من به خودم گفتم: اگر آن یک سال، یک هزینهی سنگین بوده… پس آن سالهای من چی؟ برای من هم موضوع رژیم و فشار، فقط یک دوره نبود؛ من ۱۲ سال! 😔⏳
۱۲ سالی که شاید میشد با یک مسیر آگاهانهتر، با اعتماد به بدن، با احترام به نیاز بدن، با پذیرش بدون جنگ، خیلی زودتر به تناسب رسید. و نه فقط “به وزن کمتر”، بلکه به یک حس واقعیِ خوب بودن؛ حسِ آرامش، حسِ سبک شدن، حسِ رها شدن از ترس و عدد. 🌿💖
لاغری با ذهن چقدر زمان میبرد؟ (واقعی، نه تبلیغاتی)واقعیتش را دوست دارم خیلی صادقانه بگویم: من فکر میکنم لاغری با ذهن اگر درست انجام شود، معمولاً بیشتر از یک یا دو سال (و نهایتاً سه سال در برخی آدمها) نیست. 🌱✨
ولی آیا روشهای دیگر واقعاً سریعاند؟ گاهی “عدد روی ترازو” زودتر دیده میشود، اما آرامش ذهنی که از دست میرود، به سختی برمیگردد. بعضی وقتها آدم بعد از یک دوره رژیم، باید سالها خودش را دوباره جمع کند… دوباره اعتماد بسازد… دوباره به بدنش برگردد. 😞🫶
پس شاید روشهای دیگر در ظاهر سریع باشند، اما در عمل:- اعتمادبهنفس را نابود میکنند، – زمان زیادی را میگیرند، – و زندگی را درگیرِ نگرانی میکنند. ⏳💔
پیام من به خودم و همهی دوستانی که این حرفها را میخوانند…امروز من پیام مهمی برای خودم دارم و دوست دارم به شما هم بگویم:
**ما مجبور نیستیم با بدنمان دشمن باشیم.** 🕊️ **ما مجبور نیستیم هر روز در جنگ با عدد زندگی کنیم.** **ما حق داریم آرامش را انتخاب کنیم.** 🌸
وقتی میفهمم استرس “حکم قطعی” نیست، ذهن من کمکم از کنترلِ بیرحمانه خارج میشود. وقتی نگاه میکنم که بدنم با وجود ترسهای من هم مسیر خودش را تا حدی حفظ کرده، یعنی “بدن من هنوز قابل اعتماد است”. 💚😊
و این یعنی قدم بعدی: من قرار نیست هر روز ثابت کنم آدم سختی نیستم. من قرار است یاد بگیرم چطور با خودم مهربانتر رفتار کنم، چطور مشاهدهگر باشم، چطور به جای سرزنش، پذیرش را تمرین کنم… 👀🤍
جمعبندیِ دل مناستاد عزیز، امروز دقیقاً این را میدانم: – ذهن میتواند مانع بسازد. – نگرانی میتواند سرعت را کم کند. – ولی بدن لزوماً از حرفهای ترس پیروی نمیکند.
و خداروشکر که امروز این حقیقت را دیدم. 🙏🌿
من اینجا میخواهم بگویم: من از این به بعد میخواهم به جای “زودتر لاغر شدن با فشار”، روی “تناسب با آرامش” تمرکز کنم. به جای اینکه زندگیام را قربانی رژیم کنم، یاد بگیرم با خودم در صلح زندگی کنم. 🕊️💛
با احترام و عشق 🌷 و با امید به روزهای سبکتر برای همهی ما ✨🤍
سلام بر دوستان همراه
نگاه به زمان و عجله کردن در رسیدن به هدف باعث می شود که مسیر طولانی تر به چشم بیاید و خسته کننده ،در هر مسیری که باشیم باید گذر زمان را توجه نکنیم گذر زمان از فربه های شیطان است که می خواهد ما را از رسیدن به هدف دور کند و باعث ناامیدی ما شود همان طور که قدیمیها می گفتند عجله کار شیطان است در واقع ما باید برای رسیدن به هر هدفی فقط آن را شروع کنیم و قدم در راه بگذاریم و از مسیر لذت ببریم زندگی را با شادی همراه کنیم و از دقایق زندگیمان لذت ببریم توجه به گذر زمان ما را از مسیر ناراضی می کند و سختتر می گذرد .
بدن ما تا آخر عمرمان توانایی ترمیم خود دارد و احتیاج به کار اضافه ای ندارد ولی برای ترمیم این بدن باید موانع را از مسیرش بداریم و فرصت لازم را به بدنمان بدهیم اگر می خواهید زودتر به مقصد برسید موانع را بیشتر از سر راهش بردارید که یکی از بزرگترین این موانع همین توجه به زمان است شما مسیر را ادامه دهید و در طول مسیر از زندگی خود لذت ببرید شاد باشید آرامش داشته باشید به نشانه های ریز توجه کنید و به خودتان پاداش بدهید و هر روز در کار خود استمرار داشته باشید.استرس و ناراحتی را از خودتان دور کنید.
شاد و در مسیر تناسب شدن پایدار باشید