اگه تو هم مثل من یه روزی جلوی آینه وایسادی، شکمتو گرفتی تو، نفست بالا نیومد و گفتی “کاش لاغر بودم…” پس بدون که تنها نیستی! خیلی از ماها سالها با این سوال درگیر بودیم. 🌀
📍 این جلسه ادامه گام ۳۵ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
ولی یه راز مهم هست که همهی مسیر رو تغییر میده:
✨ با همون نقشهای که چاق شدی، میتونی لاغر هم بشی! فقط کافیه این بار برعکسش حرکت کنی! ✨
🚗 مشترک بودن مسیر چاقی و لاغری؟! 😮
📍تصور کن که تو یه مسیر بودی که تهش چاقی بود. حالا اگه همون راهو برگردی، قدمبهقدم، آروم و بدون زور، به لاغری میرسی. درست مثل وقتی که از یه جاده اشتباهی رفتی و حالا فقط باید دور بزنی و برگردی به مسیر درست.
در این جلسه میآموزیم:

نقشه ذهنی لاغری دقیقا همین اتفاق رو برات رقم میزنه 🧠🗺️
این نقشه یعنی همون باورها، عادتها و فکرهایی که باید تغییر کنن تا بدنت شروع کنه به تغییر.
نه رژیم میخواد، نه سختی، نه محرومیت! فقط نیاز داره راهتو بشناسی و بر اساس ذهنی جدید، یه دنیای جدید برای خودت بسازی. 🌈
تمام جادههای دنیا از دو تا باند تشکیل شدن:
یکی باند رفت ➡️ و یکی باند برگشت ⬅️
حالا این وسط، چی تعیین میکنه که تو داری میری یا برمیگردی؟
🎯 دقیقا هدفت و تصمیمی که گرفتی!
فرض کن توی ذهنت داری از شهر “چاقی” به سمت شهر “تناسب اندام” حرکت میکنی… تو الان توی باند رفتی. داری با انگیزه میری سمت هدف. 🏃♀️💨
ولی یکی دیگه که توی مسیر برعکسه، یعنی داره از تناسب اندام دور میشه و به سمت چاقی میره، اون توی باند برگشته.
📍 این یعنی چی؟
یعنی مسیر چاق شدن و لاغر شدن یکیه! فقط جهت حرکتت فرق داره. و این دقیقاً همون چیزیه که بهش میگیم: نقشه ذهنی لاغری 🧠🗺️
وقتی نقشهی ذهنتو برای رفتن به سمت لاغری تنظیم کنی، همون مسیر قبلی رو این بار برعکس میری… نه نیازی به راه سخت و عجیبغریب هست، نه رژیمهای خستهکننده!
فقط کافیه جهتتو درست کنی و بری جلو 🚀

😕 چرا چاق شدم… اما لاغر نمیشم؟
تا حالا شده از خودت بپرسی:
“من که اینهمه تلاش کردم، پس چرا هنوز لاغر نشدم؟!”
اگر آره، بدون که این سوال یکی از پرتکرارترین سوالهای ذهن همهی ما بوده! 😟
واقعیت اینه که چاقی فقط یه وضعیت فیزیکی نیست، بلکه یه مسیره.
یه مسیری که توی ذهنمون انتخابش کردیم و کمکم، قدمبهقدم، از سلامتی و تناسب اندام 🚶♀️ رفتیم به سمت اضافه وزن و ناراحتیهای جسمی. 😔
🎯 ما سالهاست داریم سعی میکنیم برگردیم به اون مبدا زیبا، همون جایی که بدنمون سبک بود، شاد بود، راحت تو لباسا جا میشدیم و آینه باهامون قهر نبود.
ولی چرا موفق نمیشیم؟ چون مسیر برگشتمون اشتباه بوده…
❌ مسیر اشتباه برای لاغری، مثل جاده خاکی تو دل کویره!
رژیمای سخت، ورزش سنگین، دمنوش، قرص، جراحی و هر روشی که برای لاغری پیشنهاد می شود 😓
اینا همون جادههای خاکی هستن که فکر میکردیم ما رو به مقصد میرسونن… اما فقط ما رو خسته، بیانرژی و ناامید کردن!
انقدر که وسط راه برگشتیم به همون مسیر قبلی یعنی مسیر چاقی، فقط چون راحتتر بود. 😢
👈 تا وقتی نقشه ذهنی لاغری تو ذهنت فعال نشه، هر تلاشی مثل دویدن روی تردمیله… حرکت میکنی، اما جلو نمیری!
🔄 ذهن ناخودآگاه ما عادت داره مسیر آسونتر رو انتخاب کنه، حتی اگه اون مسیر ما رو ببره به چاقی بیشتر… چون نقشهی ذهنی ما هنوز همون مسیر قدیمی رو نشون میده.
🔑 راهش چیه؟ باید اول نقشه رو عوض کنیم!
یعنی با تمرین و آگاهی، باورهای ذهنیمون رو طوری تغییر بدیم که لاغر شدن، تبدیل به یه مسیر آشنا و راحت بشه.
نه چیزی سخت، نه پر از رنج!

❓ چـطـور لـاغـر بـشـم؟!
این سوالیه که شاید هزار بار توی ذهنمون تکرار شده باشه…
ولی جوابش از همیشه سادهتره ✨ فقط کافیه مسیرتو درست انتخاب کنی!
اگه الان اضافه وزن داری، بدون که ناخودآگاهت داره طبق یه نقشه ذهنی چاقی حرکت میکنه. اما خبر خوب اینه که میتونی این نقشه رو بهمرور به یه نقشه ذهنی لاغری تبدیل کنی 🧠🗺️
همونطور که GPS بهت نشون میده از کجا به کجا باید بری، نقشه ذهنی لاغری هم بهت نشون میده چطور از وضعیت فعلیت (چاقی) به مقصدت (تناسب اندام) برسی 🚀
🧠 لاغری با ذهن یعنی چی؟
یعنی درست همونطور که چاق شدی – کمکم، با تکرار، بدون توجه – حالا هم میتونی برعکس اون مسیر رو بری
با باورهای جدید، دیدگاههای تازه، و تغییر احساساتی که نسبت به غذا، بدن و خودت داری ❤️
همونطور که برای هر یادگیری دیگهای توی زندگیت معلم داشتی، اینجا هم لازمه یه راهنمای آگاه کنارت باشه تا مسیر رو باهاش طی کنی.
اون راهنما، آموزشهای لاغری با ذهن هستن.
🔄 مسیر چاقی و لاغری یکیه… اما در جهت مخالف!
تصور کن مسیر چاق شدن، یه بزرگراهه که سالهاست داری توش حرکت میکنی 🚗💨 حالا فقط کافیه دور بزنی و همون مسیر رو برعکس بری!
یعنی بهجای اینکه هر روز با افکار چاقکننده زندگی کنی، شروع کنی به ساختن افکار لاغرکننده، یعنی همون نقشه ذهنی لاغری 💡
✅ چرا لاغری با ذهن بهترین راهه؟
💡 اگه میخوای این مسیر رو با راهنمای کامل و قدمبهقدم بری، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ نشانههای مسیر صحیح؛ در ادامه هم توی گام ۳۷ سراغ «قدرت باور در لاغری» میریم.
چون:
- بدون رژیم و محدودیت میتونی لاغر شی 🥗❌
- بدون فشار و سختی ذهنی، سبکتر میشی ✨
- و از همه مهمتر، لاغریت ماندگاره 🕊️
پس دفعهی بعدی که ذهنِ ناامیدت پرسید:
“چطور می خوای لاغر بشی؟”
با لبخند بهش بگو:
“با یه نقشه ذهنی لاغری دقیق و آروم، دارم میرم به سمت نسخهی لاغر و خوشحال خودم 😊🧭”

🧭 نشانههای مسیر صحیح لاغری
وقتی توی مسیر درست باشی، همهچی تغییر میکنه حتی از همون روزهای اول!
با استفاده از دوره ورود به سرزمین لاغرها و ساختن یه نقشه ذهنی لاغری روشن، کمکم نشونههایی توی وجودت ظاهر میشن که فریاد میزنن:
«آفرین، داری درست میری!» ✅😊
😰 نشونه اول: دیگه از چاقتر شدن نمیترسی!
تا حالا شده از یه تیکه کیک یا یه وعده مهمونی بترسی؟
ترس از چاقتر شدن، یه فکر مزاحم دائمی برای خیلی از ما بوده 😓
اما وقتی وارد مسیر لاغری ذهنی بشی، میبینی این ترس آرومآروم رنگ میبازه…
جاشو میده به یه حس جدید و قشنگ:
☀️ امید، اطمینان و احساس آرامش!
اون لحظهای که میفهمی کنترل دست خودته نه غذات، یعنی داری با نقشه ذهنی لاغری در مسیر برگشت به تناسب حرکت میکنی. 🛣️
🍔 نشونه دوم: غذا دیگه دشمن نیست!
افراد چاق معمولاً یه دشمن خیالی دارن: غذا! 😬
هر لقمه همراه با احساس گناه، ترس و نگرانی میخوریم.
اما وقتی ذهنت شروع به تغییر میکنه و نقشه ذهنی لاغری جای نقشه چاقی رو میگیره، دیگه غذا تبدیل میشه به دوستت! 🧡
دیگه از برنج، نون یا شکلات نمیترسی.
بلکه یاد میگیری با عشق، آگاهی و بدون افراط غذا بخوری.
همین تغییر نگاه، یه نشونه واضح از حرکت توی مسیر برگشت به سمت لاغریه. 🛤️🍽️
😞 نشونه سوم: خداحافظ ناامیدی!
چاقی فقط یه مشکل جسمی نیست، یه حس خستگی دائمیه…
ناامیدی از تلاشهای بینتیجه، احساس عقبافتادگی از بقیه…
اما وقتی وارد دنیای لاغری با ذهن میشی و نقشه ذهنی لاغری رو روشن میکنی، یه جرقهی قشنگ توی دلت زده میشه: ✨
💥 اشتیاق! 💥 انگیزه! 💥 ایمان به تواناییات برای رسیدن به تناسب اندام و فراتر از اون!
تو دیگه فقط به وزن فکر نمیکنی، داری زندگی جدیدی میسازی…
🛰️ مثل GPS وقتی راه درست رو پیدا میکنی…
همونطور که وقتی با GPS وارد مسیر درست میشی خیالت راحت میشه 😌 با روشن کردن GPS ذهنی لاغری هم، مسیر زندگیات آرومتر و امیدوارانهتر میشه.
در فایل آموزشی «🧠 در مسیر لاغری ذهنی، GPS لاغری رو روشن کن» یکی از بزرگترین موانع ذهنی رو بررسی کردم و راهکارش رو باهات به اشتراک گذاشتم.
❤️ حرف آخر
اگه نشونههای بالا رو توی خودت دیدی، بدون که توی مسیر درستی هستی. پس با خیال راحت، با لبخند، و با یه نقشه ذهنی لاغری دقیق، به راهت ادامه بده.
تناسب اندام فقط یه هدف نیست، یه سفره… یه سبک زندگیه… یه بیداری ذهنیه 🧘♀️🌱
✍️ تمرین آموزشی نقشه ذهنی لاغری 📖
🎯 حالا که وارد مسیر جذاب نقشه ذهنی لاغری شدی، وقتشه یکم بیشتر خودت رو بشناسی و دیدگاههات رو بررسی کنی. باور کن نوشتن تمرینات، بهترین راه برای فعال کردن ذهن و ساختن جادهای محکم به سمت تناسب اندامه! 🛤️✨
تو الان در سرزمین لاغرها هستی، جایی که با هر قدم، ذهنت شکل تازهای پیدا میکنه و بهکمک نقشه ذهنی لاغری، مسیرت رو با آگاهی و اطمینان انتخاب میکنی. 🌈💡
برای شروع:
🔸 ابتدا محتوای نوشتاری جلسه رو با دقت بخون
🔸 بعد، ویدیوی آموزشی رو تماشا کن 🎥
🔸 حالا وقتشه تمرینات زیر رو به صورت شرح انشایی در بخش نظرات همین جلسه بنویسی 📝
💭 سوالات تمرینی
- در گذشته، استفاده از روشهای لاغری چه احساسی در تو ایجاد میکرد؟ 😟😐🙂
- آیا این روشها آسونتر از سبک زندگی چاقکنندهات بودن یا سختتر؟ چرا؟
- چرا تصمیم گرفتی اون روشها رو رها کنی؟
- نتایجی که از اون روشها گرفتی، چقدر موندگار بودن؟
- از ۱ تا ۱۰ چقدر از اون روشها راضی بودی؟
- چه تفاوتهایی بین لاغری با ذهن و روشهای قدیمی احساس میکنی؟ 🤔🧠
- با گذشت چند جلسه از دوره، چه حسی نسبت به خودت و مسیرت داری؟
- الان که داری از نقشه ذهنی لاغری استفاده میکنی، چه تفاوتی در احساس و نگرشت نسبت به قبل میبینی؟ 🧭💫
- آیا با این منطق که مسیر لاغری در جهت مخالف مسیر چاقی هست موافقی؟ چرا؟
- وزن ایدهآلت چقدره؟ قبلاً به اون وزن رسیده بودی؟
- برای رسیدن به اون وزن، قبلاً چقدر سختی کشیدی؟
- به نظرت برگشتن به اون وزن الان چقدر شدنیه؟ چرا؟
- برداشتت از ویدیوی آموزشی امروز چی بود؟ به صورت انشایی بنویس 📝
- یه تمرین برای خودت بساز و توی نظرات بنویس که از ویدیو الهام گرفتی 💡
✅ نوشتن تمرینات، یعنی ساختن نقشه ذهنی لاغری مخصوص خودت!
هر خطی که مینویسی، یه مسیر جدید توی ذهنت میسازه که تو رو از جاده چاقی به سمت سرزمین تناسب می
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.37 از 86 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده مهربان سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان نازنین گام سی و ششم Gps لاغرشدن روشن کنید .چقد این جملتون استاد ب دلم نشست ک مثال آدرسی و زدید ک رد کردیم و بعدش متوجه میشیم ک ما مقصد رو رد کردیم و می پرسیم و بعدش دوباره بر میگردیم ب مقصدمون و چقدر قشنگه ک ما ی روزی در وزن ایده آلمون بودم و بهترین اندام رو داشتم و حالا برحسب خانواده ، دوستان ،معلمان ،ما از مسیر اصلی خارج شدیم و رد کردیم و ما دوباره باید دور بزنیم و بر گردیم بیفتیم تو مسیر اصلی و صحیح ک مسیر لاغر شدن از طریق ذهن چرا که یکی از دلایلش حس و حال خوب داشتنه دقیقا از اون مسیری ک رفتیم باید دور برگردون بزنیم و برگردیم و این درستشه چرا ک ما زحمتی نکشیدیم برای چاقی ،عرقی نریختیم ،در کمال راحتی بدون درد سر ما وزنمون اضافه شده والانم ب لطف خدای مهربون دور برگردون و زدیم افتادیم تو مسیر برو ک رفتی ب سمت مقصدی ک چند سال پیش ردش کردیم چقدر من خوشحالم ممنونم ازتون استاد درواقع الان من خوشحال ترینم و این حال مطمئنم همتون دارید عاشقتونم .
نشان های دریافت شده
سالها از زمانی که من از ایستگاه ایده آل خودم گذشتم و آهسته و پیوسته در مسیر چاقی پا گذاشتم میگذره ولی با وجود این همه سال وقتی بهش فکر میکنم یک ذهنیت عالی بمن میده هنوز اندام متناسب و سبکباری رو یادمه چون نوجوون بودم و احساس غرور میکردم وقتی مورد توجه دیگران بودم و حتی الان که عکسهای قدیمی رو به فرزندانم نشون میدم به خودم می بالم که چقدر متناسب و زیبا بودم البته الان نیازمند لاغری نیستم دارم زندگی میکنم احساس خوبی دارم ولی میخوام دوباره اون حال رو تجربه کنم و چقدر آرام آرام از اون ایستگاه ایده آل فاصله گرفتم و بعد از مدتی اونقدر دور شده بودم که دیگه اون ایستگاه رو نمی دیدم ولی همچنان به جلو پیش می رفتم البته تو این مسیر هم لذتهای زیادی رو تجربه کردم ولی باز هم ترس داشتم چون نمی دونستم چقدر باید پیش برم مقصد برام ناشناخته بود هر چند وقت یکبار در این مسیر یک راه فرعی پیدا میکردم وبه اون راه می رفتم فرعی های اشتباه زیادی رو رفتم مثل انواع رژیم ها ،ورزش های سخت ، استفاده از داروها و …و بدون نتیجه بعد از مدتی دوباره به راه اصلی می ر سیدم البته من فقط میخواستم چند کیلو چاق تر یا باصطلاح تو پر بشم و چند وقت قرص اشتها می خوردم و حتی خونه فامیل که می رفتم برنج ته قابلمه که چرب تر بود بمن میدادن که من جون بگیرم و نمی دونم چه جوری،، ولی به جایی رسیدم که احساس کردم خیلی چاق شدم و خیلی جالبه موقعی که بیشتر غذا میخوردم مطمئن بودم چاق میشم ولی وقت هایی که رژیم داشتم مطمئن نبودم که لاغر میشم و الان میدونم علتش در نوع باورهای من بود درسته من متناسب بودم ولی چون سالها ازش میگذره باورهای من رنگ چاقی گرفته و خیلی پررنگتر از باورهای متناسب من شدن ، باورهای چاق من یک پرده سیاه روی افکار متناسب من کشیدن و من سردرگم شدم به بیراهه زدم اصلا امکان نداره باورت چاقی باشه و انتظارت لاغری ،چون باورم عادتها و عادتهام باعث شد رفتارهایی در من ایجاد بشه که نتیجش چاقی در جسمم بود من دراین مسیر راهنمایی نداشتم که راه برگشت رو پیدا کنم ولی از روزی که هدایت شدم GPS من روشن شد همونجایی که بودم متوقف شدم وفهمیدم از این راه باید برگردم تا به ایستگاه ایده آل خودم برسم از همون روز ابتدا جلوی چاق شدنم گرفته شد و با گوش دادن به فایل ها و انجام تمرینات و عملی کردن اونها در زندگی روزمره همونطوری که آرام و آهسته شروع به آمدن کردم دارم برمیگردم ولی اینبار این راه. برگشت برام آشناست وبا تسلط و کنترل بر ذهن و تغییر.باورها نتایج بسیار بزرگی رو بدست خواهم آورد من باید باورم این باشه من توانایی لاغر شدن رو دارم من می تونم لاغر بشم . من مسیرم رو گم کردم و الان میخوام برگردم به ایستگاه ایده آل ،این حق منه و این مسیر خیلی راحت تر از مسیر چاقیه چون من قبلا در اون ایستگاه بودم پس مجددا می تونم در اون وزن باشم پس باید از برچسب زدن به خودم و از افکار منفی که من توانائی بازگشت ندارم دست بردارم و سختی راه رو از بین ببرم با گفتن این جمله جادوئی که: من یک روز در اون ایستگاه ایده آل بودم ، با اطمینان و اشتیاق و عشق به مسیر لاغری با ذهن ادامه بدم ، موفقیت حتمی و ابدی است
نشان های دریافت شده
سلام سلام 😍😍
گام سی و ششم
GPS لاغر شدن خود را روشن کنید.
✔علت نتیجه ی موقت ما در سایر روش هایی که برای لاغری استفاده کرده ایم ، این است که ما مدتی از مبدا خود که چاقی بوده ، فاصله گرفته ایم اما چون راه اشتباه بوده به هدف لاغری و تناسب اندام ایده آل نرسیده ایم.
✔مسیر لاغری ، نزدیک ترین و چسبیده ترین راه به چاقی است اما در جهت عکس..
✔🟣 میخواهم از تجربه ی این چند روز خودم درباره ی تغییر تصاویر ذهنی بنویسم:
👈🏻 من یک ماه تقریبا در مسیر لاغری آنطور که باید نبودم ، بعد از اواسط فروردین دوباره برگشتم💪🏻 در واقع خداوند دوباره من را به این مسیر هدایت کرد 💖
از آن زمان تا امروز مدت زیادی نگذشته اما سه نفر به اعلام کرده اند که لاغر شدی 🤩 و من متوجه شده ام که آن ها تغییر تصاویر ذهنی و برداشت من از جسمم را دریافت کرده اند و خوشحال شدم چون تغییر و تناسب ذهنی تضمین تداوم تناسب جسمی برای همیشه است.
فایل تصویری💻🎧📖✏:
✅خیلی وقت ها برطرف کردن موانع باعث می شود نتیجه راحت تر به دست بیاید مخصوصا در لاغری.
✅یکی از بزرگترین موانع این است که بتوانی باور کنی تو ، میتوانی متناسب بشوی.
✅نتیجه ی همیشگی و دائمی ، راحتی و آرامش فقط در لاغری با ذهن وجود دارد..
✅فکر که به تناسب برسه خیلی طبیعی و راحت جسم هم متناسب میشه.
✅تفاوت دوست داشتن با باور کردن
دوست داشتن باعث نتیجه نمیشه که اگر اینطور بود همه باید در شرایط خوبی بودند چون هرکسی برای خودش همه خوبی ها را دوست دارد و میخواهد.
اما باور کردن است که باعث شکل گیری و رسیدن ما به مقصد می شود..
✅من دوست دارم ۵۴ کیلو باشم و دقیقا به یاد دارم کلاس پنجم که ده ساله بودم وزنم همین حدود بود البته اون موقع اضافه وزن محسوب میشد 😄 ولی الان وزن دلخواه و ایده آل منه..یادم میاد که خاله ام بهم گفت اگر بتونی همین وزن رو نگه داری خیلی خوبه و من هدفم ثابت ماندن روی ۵۴ کیلو بود اما مثل ماهی🐠 خیلی راحت از دستم سُر خورد و رفت …
اما مهم اینه که من یک روزی در وزن ۵۴ کیلو بوده ام.
✅GPS ویژگی خوبی داره که اگر تو صدبار هم گم بشی اون راه رو گم نمیکنه و هربار مسیری برای رسیدن به مقصد را اعلام میکنه .
✅باید سختی کار را برای خودت آسان کنی ، این شیوه ی باور کردن است 👇🏻
من یک روزی در وزن ایده آلم بودم ..من GPS لاغری رل روشن کرده ام و در حال حرکت به سمت ایستگاه ایده آل خودم هستم..ایستگاهی که مدت ها در آن زندگی کرده ام و برای من آشناست🥰🥰🥰
راه لاغری ، باند مخالف مسیر چاقی است.
✅انگار ما عادت کردیم فقط در راه لاغر شدن باشیم 🤣 از بس که تلاش کردیم و نشده اما امروز وقتشه که باور کنیم. باور به رسیدن ، باور به ثبات وزن در شرایط ایده آل، باور به اینکه دیگه لازم نیست در تقلا برای لاغری باشم، باور اینکه من میتوانم رها زندگی کنم و فکرم دیگه درگیر جسمم نباشه …
سلام و درود
من خیلی راحت میتونم در وزنی که قبلا بودم باز هم برسم من قبلا وزنم 48کیلو بوده الان هم مثل آب خوردن به این وزنم برسم و میتونم این مسیری که ازش رد شدم رو برگردم و ایمان و باور دارم که این کار برای من آسانترین کاره و من حتما میتونم متناسب بشم وهیچ چیز نمیتونه من رو از هدف و مسیرم منحرف کنه
نشان های دریافت شده
گام ۳۶مسیر لاغری ذهنی
سلام به استاد و دوستان عزیز .من مجدا مسافرت بودم و این مدت فقط فایل ها را گوش کردم و دو روزی است که بر کشتم و باز دارم آماده می شم برای سفر دیگر .می رم سر اصل موضوع که مسیر لاغری با دهن .
چه دلایلی باعث موفقیت می شود؟بر طرف کردن موانع بهترین راه حل برای موفق شدن است که در لاغری با ذهن به شدت موثر است اگر بتوانیم موانع را بر طرف کنیم راحت تر می توانیم لاغر شویم یکی از اساسیترین اصل لاغر شدن این است که باور کنیم که می توانیم لاغر شویم همه روشها را امتحان کردهایم و هر روشی بی نتیجه نبوده اما هیچوقت ماندگار نبوده و نتیجه دایمی فقط از لاغری با ذهن بوجود می اید —تصویرهای ذهنی را درست می کنیم —ذهن را متناسب می کنیم—تفکرمون را نسبت به مواد غذایی —-نسبت به خودمون —نسبت به چاقی و لاغری درست می کنیم و نتایج همه تفکرات =اول تناسب فکری درست می شه بعد تناسب جسمی و یکی از موانع باور کردن است -/همه ما دوست داریم لاغر بشویم اما نشدیم ؟چرا؟چون دوست داشتن با باور. کردن خیلی فرق دارد مثلا من دوست دارم دکتر بشم !در چه صورتی امکان پذیر است؟؟؟در صورتی که تواناییهای خودم را باور داشته باشم و موانع سر راه را بر دارم و با عشق هدفم را دنبال کنم .داشتم می کفتم که همه ما دوست داریمم لاغر بسویم اماتا باور نکنیم نتایج را نمی بریم -مثلا چند کیلو هستم ؟چند کیلو اضافه دارم ؟دوست دارم به چه وزنی برسم
چرا دوست دارم به 50کیلو برسم ؟چون یک رمانی در این وزن ۵۰کیلویی بودم و لذت آن را برده ام و الان هم دوست دارم بر گردم به اونون ایستگاه –
در مورد اضافه وزن هم همه ما یک روزی در وزن ایده المون بودهایم و الآن در شرایطی هستیم که خوب نیست ؟چرا؟مسیر را بارها و بارها اشتباه رفتیم و کلی بر چسب بر خودمون گذاشتیم که ما اصلا توانایی و اراده و امکان متناسب بشویم را در خود نمی بینیم یا اینکه بد شناس هستیم و از این بر چسب های منفی —باید یاد بگیریم که سخنی کار را آسان کنیم اگر در ذهن ما خیلی سخت است باید گفتگوی ذهنی خود را تغییر دهیم ؟چگونه؟من یک روزی در وزن ۵۰کیلویی بودم و مدتی است که راه را گم کرده ام واز مسیر خارج شدهام و حالا جی پی اس را روشن می کنم که مرا راهنمای کند که چگونه برسم به ایستگاه ۵۰کیلویی که بوده ام تا حالا فکر می کردم که نمی توانم به وزن ایده لم برسم با وجودی که یک زمانی در این وزن بوده ام و اکنون که گم شدهام با کمک جی پی اس به ایستگاه مورد علاقه ام می رسم و این چند سال کلی راهای مختلف را رفتم همراه با رنج و سختی و چون جی پی اس نداشتم مسیر را مرتب اشتباه میرفتم و اگر باور کنم که واقعا می توانمبه وزن ۵۰کیلویی برسم حتما می رسم و اولین گام رسیدن به ایستگاه مورد نظر باور کردن آن مسیر آیت وقتی باور داشته باشم به دنبال موانع می گردم و موانع را از سر راه بر می دارم و برای بر طرف کردن موانع باید تمرینات را انجام بدم استمرار داشته باشم فایل ها را گوش کتم مطالب دوستان را بخونم و خودم هم مطلب بنویسم وقتی همه اینها با عشق و علاقه باشه و خود را لایق متناسب شدن در وزن ۵۰کیلویی بدانم حتما به مقصد میرسم من لایق ۵۰ کیلو هستم چون برای سالها بوده ام و باز هم می تونم باشم برای رسیدن به رویاهایمان باید آن را حس کنیم لازم نیست زیادی تلاش و تقلا کنیم و مصرانه به دنبال چیزی باشیم که در آرزوی آن هستیم مثلا قبل از آشنایی با روش لاغری با ذهن برای لاغر شدن بی نهایت تلاش و تقلا کردیم و نتیجه می گرفتیم
اما با سختی و ناپایدار پس تلاش و کوشش زیادی می تواند خوبی را از ما دور کند در حالی که نیروی سپاسگزاری خوبی را به سوی ما جذب می کند و می توانیم خیلی راحت با داشتن فکر و حسی شکر امیز از اینکه قبلا در وزن متناسب خود بودهایم به چیز های زیادی دست می یابیم —نگران نباشیم —نگران چگونگی تحقق این رویا نباشیم فقط تصور کنیم که تحقق یافته است چون در آن رویا قبلا بودهایم بدون تلاش و تقلا پس باز هم می توانیم باشیم هر چقدر که شور و اشتیاق بیشتری داشته باشیم سریع تر رویاهایمان به حقیقت می رسد هر آرزویی صورتی اثیری از خود به جهان می فرستاد در حالی که ماهیت آن در کنار ما می ماند و شکل مادی به خود می گیرد و هر چه انرژی بیشتر صرف لاغر شدن با ذهن یا هر کار دیگری که آرزوی آن را داریم صرف کنیم زودتر به تحقق می رسد اما دید منفی—-بدبینی—و شک و ناباوری آن را پاک می کند و به فضای ابر مانند باز می گردد امروز که جی پی اس لاغری در دستان ماست با فکر کردن در باره آن ها و احاطه آن ها با افکار و احساسات مثبت موفق به رسیدن به ایستگاه مورد نظر می شویم
سلام دوست عزیز
درباره تاثیر آموزش های لاغری با ذهن در سفرها بنویسید
تفاوت رفتار شما در سفرهای قبلی و سفرهای فعلی و هرموضوعی که به نظر شما جالب و یک تغییر محسوب می شود
نشان های دریافت شده
امروز به یک مانع در ذهنم پی بردم . چون چاقی من هیچ گاه بخاطر پر خوری نبوده ، چون من کلا عادت به پر خوری ندارم و نداشتم . و کلا با این عمل حال روحی و جسمیم بد میشه . پس مانع اصلی در مورد من چی بوده ؟؟؟؟عدم باور کردن لاغری . یعنی اینکه نمیتونم باور کنم که من هم میتونم لاغر بشم وبا اینکه بارها و بارها لاغری در من نمایان شد حتی یکبار هم با روش ذهنی ولی باز باور کردنش واسم یکم سخته . البته الان متوجه شدم حتی آن یکبار هم باز لاغری ام در سطح فکر بود و ذهنی نبوده … حالا روشهایش خیلی مهم نیست . مهم اینه که من چند بار لاغر شدم پس چرا مسیری که به سمت مبدا داشتم را نا دیده میگیرم و فقط مسیر های رفتن به سمت چاقی را پر رنگ میکنم چرا اینقدر توجه من به چاقی است ؟ اینها همه از عزت نفس پایین و عدم خود باوری من نشات میگیره اینقدر توجه م به چاقیه که فقط به راه رفت نگاه میکنم و خدا رو شکر که امروز به این عدم خود باوری رسیدم . من در طی عمرم این همه لاغر شدم این همه کاهش داشتم . اون همه قابلیت و اراده کاهش وزن *لاغری* ۱۰ کیلویی سال ۷۰ ۷۰ کیلو شدم کاهش وزن *لاغری* ۱۵ کیلویی. سال ۷۸ ۶۳ کیلو شدم کاهش وزن *لاغری* ۱۰ کیلویی سال ۸۰ ۷۵ کیلو شدم کاهش وزن. *لاغری* ۱۵ کیلویی سال ۸۸. ۹۰ کیلو شدم کاهش وزن *،لاغری* ۸ کیلویی سال ۹۰ ۸۲ کیلو شدمکاهش وزن. *لاغری* ۱۲ کیلویی سال ۹۵. ۸۴ کیلو شدمکاهش وزن *لاغری* ۱۱ کیلویی سال ۹۸. ۷۹ کیلوشدم و حالا سال ۱۴۰۰ آغازی دیگر برای کاهش وزن. الان نمیدونم چقدرم ولی فک کنم ۸۹ کیلو باشم و میخوام اینبار برای همیشه خودم را از قید این رفتن ها خلاص کنم برای همیشه در لاغری و وزن ایده آلم و منطقه ی امنم بمونممن با اراده و قوی و با اعتماد به نفس وخودباوری یکبار دیگر قدرت الهیم را در تمام وجودم جاری میکنم و به سمت خانه براه می افتم مصمم و با اراده من لاغرم من لاغرم من خودم را با خودم و با زمان خودم مقایسه میکنم من همین الان هم لاغرم چون گامهایم در مسیر لاغری آغاز کردم ایا نخوردن غذا بود که منو تا سرزمین لاغری می کشوند. شاید در ان دوره نخوردن هم تاثیر داشت ولی نیروی اصلی خودم بودم من قدرت خودمو نا دیده گرفتم من خودمو فراموش کردم این من بودم که مسیر برگشت به خانه را بارها بدون ترس با عشق و علاقه طی کردم وهر جا که میدیدم برایم درد ناک بود مسیر برگشت رامی گذاشتم کنار چون وسیله ای که برای برگشتن انتخاب کرده بودم غلط بودحالا وسیله ی صحیح برای برگشتن به مبدا را یافته ام ذهنم همان ذهنی که طی این سالها بارها مرکبم بود امامن او را نمیدیدم و طی مسیر را به مرکب رژیم و نخوردنها و پیاده رویها و دمنوشها و… نسبت میدادمحتی در طول این سالها هم باز تو بودی ای ذهن مهربونم که طی طریق میکردی ولی من قدرت را به عوامل بیرونی میدادم .اما اکنون آگاه شده ام و یا در حال کسب اگاهی برای شناخت تو و قدرت لایتناهیت هستم میدانم که تو انقدر قدرتمندی که اینبار میتوانی بیشتر از قبل مرا در مسیر لاغری یاری کنی و به خانه برسانی . من از همان هنگام که فهمیدم تو همان قدر قدرتمندی که توانستی مرا در مسیر رفت یاری کنی میتوانی در مسیر برگشت هم یاری کنی حتی چه بسا بیشتر خودم را در خانه مجسم میکنم . الهی شکرت خدایا که امروز قدرت و با شکوهی تو را در مسیر برگشت به مبدا هم درک کردم .نمیدانم در سر راه این مسیر چند مانع و سد وجود داره ولی دیگه برام مهم نیست دیگر اصلا نمیخواهم به موانع توجه کنم چون همانها مرا درگیر خود میکنند و نمیگذارند حرکتم را به خوبی ادامه دهماری من تا حدی موانعم را شناختم و نسبت به آنها اگاهی یافتم و حالا موقع استفاده از قدرت بی حدو حساب توست که یا از روی این موانع عبور کنم یا راهم را کج کنم و بگذرم مثل دانه ای که برای سر از خاک بیرون کردن هر جا سنگی جلوی راهش را میگیرد ان سنگ را دور میزند و به مسیرش ادامه میدهدمهم این است که من از ان مانع عبور کنم براحتی با قدرت بی حدو حساب تو ای ذهن قویم من اینبار تو را برای رفتن به خانه انتخاب کردم البته دو سال پیش هم انتخابت کرده بودم و حتی ۱۱ کیلو با قدرت تو لاغر شدماما باز کاملا از قدرت تو خبر نداشتم و وسطای راه تسلیم موانع شدم و راه لاغری را بی فرجام نهادماما مهم نیست یکبار دیگر از نو آغاز میکنم( ماهی را هر وقت از آب بگیرم تازه ست )و اینبار با قدرت عظیمی که در طی این دوسال در بدست اوردن خیلی چیزها از تو یافتم دوباره جان میگیرم و حرکت و مسیر بازگشت را طی میکنم خدایا ممنونم و ذهن زیبایم از تو سپاسگزارم که اینبار میخواهی دوباره از قدرتت برای برگشت به مبدا *لاغری* استفاده کنیذهن زیبایم اینبار از تو واقعا انتظار لاغری دارم و میدانم که لاغرم میکنی چون به تو ایمان دارم ، ….
سلام دوست عزیز
به نظر من شما لاغری و لاغر شدن را باور کردید
اگر باور نکرده باشی که این همه بار نمی تونی اقدام کنی و لاغر بشی
شما خودبخود لاغر شدن و لاغر ماندن را باور نداری و تصور می کنی همیشه باید در تلاش و تقلا ، رژیم یا ورزش باشی که بتونی چند کیلو از وزنت رو کم کنی
انشاالله افکار و باورهای صحیح در ذهن شما تثبیت میشه و لاغری خودبخود را تجربه می کنید
نشان های دریافت شده
ممنون استاد از راهنمایی ارزنده و با ارزشتون .
دقیقا همینه . من همیشه فکر میکنم باید کار خاصی برای لاغریم انجام دهم و همین امر باعث بر عکس شدن نتیجه ی من میشه .
یعنی دقیقا فرمول اشتباهی که در ذهن دارم اینه : من وقتی آرام و ریلکس هستم و حالم خوبه و هیچ احساس بدی ندارم و به اندازه میخورم و لذت می برم قطعا در حال چاق شدن هستم
و دقیقا ننتیجه ی من که از افکارم رقم میخوره میشه چاقی
چون من لاغری را در ذهنم مساوی با عذاب و انجام یک کار بیرونی مساوی کردم من برای برگشت به مبدا به هیچ مرکبی نیاز ندارم . من خودبخود قدرت خلق لاغری را دارم .☺☺🙌 اهرم رنج و لذتم را باید بر عکس کنم
. من هر گاه حالم عالیه یعنی دارم لاغر میشم
من از این حال خوب در جهت لاغری استفاده میکنم .
برای لاغری هیچ کار خاصی نباید کرد همانطور که برای چاقیم کار خاصی نکردم
حتما روی ذهن و این فرمولا کار میکنم .
و چقدر پاسخ شما مرا در مسیرم مطمئن تر کرد . سپاسگزارم . پاینده و در پناه حق
نشان های دریافت شده
سلام . بابت این متن عالی و پر از نکات ارزنده ازتون سپاسگزارم . برداشت من از فایل و متن . هر مسیری دو راه داره مسیر رفت و مسیر برگشت . وقتی از مبداء به سمت مقصد حرکت می کنیم مسیر رفت و وقتی از مقصد به سمت مبداء حرکت می کنیم مسیر بازگشت نام داره . خب خیلی مهمه که ما بدونیم ما مبداء مون لاغری بوده بعد به عناوین مختلف به سمت مقصد که چاقی بوده رفتیم و بعد باز هم به دلخواه خودمون تصمیم بر برگشت به سمت مبداء رو گرفتیم . یعنی مبداء ما لاغری بوده و ما اکنون در سفر بازگشت به سرزمین اصلی و موطن اصلی خود هستیم . این نکته که لاغری مقصد ما نیست و مبداء ماست حس آشنایی آرامش و امنیت و راحتی کار به ذهن انتقال میدهد . چون ذهن ما در این وضعیت لاغری را یک هدف ناشناخته نمیداند بلکه مبداء ی میداند که ما زمانی از آن نقطه به سمت چاقی حرکت کرده ایم و حالا قصد بازگشت به اصل خود را داریم . نکته ی مهم بعدی اینست که وقتی ما به کلمه ی بازگشت از چاقی توجه می کنیم و احساسی که در ما پدید می آید را با احساس لاغری که هدف ماست میسنجیم به تفاوت روش ذهنی با سایر روشها پی میبریم . وقتی که ما قصد بازگشت به مبداء را از همان مسیر قبلی در نظر میگیریم این حالت یعنی دقیقا همان نشانه هایی که در مسیر چاقی می دیدیم در اینجا هم باید مشاهده کنیم . چون مسیر همان مسیر است منتها فقط جهت فرق دارد ولی در سایر روشها ما از روش چاق شدن استفاده نمی کنیم . در روش ذهنی الگوی ما به سمت لاغری همان ویژگیهای مسیر چاقیست که در ذهن وجود دارد . ذهن مسیر چاقی را خوب می شناسد و ما می توانیم به راحتی از الگوی چاقی در جهت لاغر کردن خود استفاده کنیم . یعنی در لاغری با ذهن الگوی ما همان نشانه های چاقیست . نشانه های مسیر چاقی چیست ؟ مسیر چاقی اولین ویژگی که داشت این بود که بدون دست انداز بود یعنی نرم و روان . پس مسیر لاغری یا بازگشت از چاقی نیز همین ویژگی را باید داشته باشد . این اولین نشانه اثبات می کند روشهای دیگر لاغری ناکارامد هستند چون ما برای چاق شدن هرگز دکتر نرفتیم ، رژیم خاصی نگرفتیم ، تصمیم نگرفتیم ما خودبخود و راحت چاق شدیم . پس این اولین ویژگی مسیر بازگشت است که باید کاملا راحت و خودبخودی باشد . دومین نشانه در مسیر چاقی ما این است که این مسیر احساس لذت به ما می داد . ما همه با لذت بردن در این مسیر چاق شدیم . ما هیچ رنجی در این مسیر نکشیدیم . مثل آب خوردن چاق شدیم . این حالت کاملا در ذهن هست پس در مسیر بازگشت نیز دقیقا باید همین حس را داشته باشیم . مثل آب خوردن لاغر شویم . با لذت . تا زمانیکه از لاغری خود لذت نبریم ذهن به ما اجازه ی بازگشت نمیدهد . چون ذهن ما در همه راهها همراه ماست و احساسی که در هر مسیری به ما دست میدهد جی پی اسی هست که ما در راه روشن می کنیم . سومین نشانه اینست که در مسیر چاقی ما نیروی ذهن را همراه داشتیم . یعنی ذهن ما همراه ما بود . ما یک جهت و یک سو در راه چاقی بودیم و همین ویژگی نیز باید در مسیر بازگشت باشد . وقتی ما از روشهایی که ذهن در آنها همراه نیست استفاده می کنیم این احساس دوگانگی در ما تولید اندوه و ترس و ناراحتی می کند و ما خواه ناخواه آن مسیر را رها می کنیم . ولی مسیر لاغری با ذهن تنها مسیریست که همان نیروی همراه در چاقی نیز همراه ماست و احساس خوب ما در این مسیر نشانگر همراهی ذهن ماست . چهارمین نشانه در مسیر بازگشت از چاقی همسویی رفتار و عادات ما با خواسته ی ذهنمان است . ما با توجه کردن به چاقی خواسته یا ناخواسته مسیر خود را چاقی قرار می دادیم و ذهن رفتار و عادات ما را مطابق آن تنظیم می کرد . اکنون در مسیر لاغری نیز همین ویژگی را باید احساس کنیم . ما با توجه کردن به لاغری و احساس و انتظاری که داریم رفتار و عاداتی را برمیگزینیم که دستور خود ذهن است . نه چیزی خلاف آن . یعنی ما خلاف دستور ذهن رفتاری نداریم بلکه آنچه ما انجام میدهیم و به آن عادت می کنیم دقیقا مطابق مسیر بازگشت است و چیزیست که ذهن آن را به راحتی تنظیم کرده است . مثلا من الان من حدودا ۷۰ کیلو هستم . میخواهم ۲۰ کیلو از وزن خود را برگردم و به تناسب ۵۰ کیلویی ام رجوع کنم . خب من دقیقا بخواهم حساب کنم حدودا سن ۱۳ الی ۱۴ سالگی در این وزن بوده ام و از این وزن عبور کرده ام . حتی کسی که اکنون وزنهای زیادی را تجربه میکند روزی در وزن ایده آل خود بوده و از آن عبور کرده مثلا کسی که الان ۷۰ کیلوست یهو مثلا ۷۰ کیلو نشده زمانی ۴۰ ۴۵ ۵۰ ۵۵ ۶۰ ۶۵ بوده و الان که ۷۰ است یهو به ۷۰ نرسید و آرام آرام بدون اینکه بداند و بفهمد این تغییر را در جسم خود ایجاد کرده . اگر کاملا احساس رسیدن به وزن ۷۰ را در خود پیدا کنیم و به آن روزگار فلش بک بزنیم کاملا حس آن دوران خود را همین حالا حس می کنیم . پس این مسیر آشنارا به خوبی در ذهن خود درک می کنیم و قادریم همین مسیر را برای بازگشت نیز انتخاب کنیم . یعنی روند افزایش وزن کاملا آرام و آهسته و مستمر انجام شد و ما در هر وزنی بودیم فکر نمیکردیم دچار اضافه وزن شدیم بلکه آن را طبیعت خود میدانستیم . یعنی احساس افزایش وزن نداشتیم یعنی مثلا ما اصلا متوجه نشدیم و احساس نکردیم وزن ما از ۶۳ چطور به ۶۴ تغییر کرد . ما در مسیر چاقی بودیم و فقط این مسیر را احساس میکردیم . آن هم زمانهایی که به آن فکر میکردیم متوجه احساس آن میشدیم در سایر زمانها متوجه واکنشهای خود نبودیم چون شناختی از این مسیر نداشتیم ولی ذهن آگاه ما تمام واکنشهای مارا تنظیم میکرد و ما مثلا از روی واکنشهای رفتاری خود متوجه روند چاقی میشدیم . پس حالا هم دقیقا باید همین مسیر مسیر بازگشت ما باشد . ما به اندام متناسب خود توجه می کنیم . آرام آرام واکنشهای ما تفاوت می یابد و ما همانطور که آرام و آهسته و مستمر روند چاقی را طی کردیم روند لاغری را مشاهده می کنیم . اما نکته ی بعدی مسیر چاقی و استفاده از آن در مسیر لاغری نیز بسیار مهم است . نکته و نشانه ی پنجم مسیر بازگشت ما آموزش لاغریست . ما چاقی را آموختیم . ما چاقی را شنیدیم . گفتگو کردیم احساس کردیم . شاهد برایش آوردیم . در عملکرد روزمره از آن استفاده کردیم . من دقیقا یادمه تا ۱۰ سالگی اصلا نمیدانستم چاقی چیست . تعریفی در ذهن من مطابق چاقی نبود ولی از وقتی روی ترازو رفتم و وزن من ۴۰ بو و وزن خواهرم ۳۶ چاق شدن توسط خواهر بزرگترمان به من آموخته شد . البته او خود نیز چاق شدن را آموخته بود و بعد به من یاد داد . من هم خیلی عالی از او یاد گرفتم و این حالت تا سالهای بعد ادامه داشت . پس اکنون نیز از همین شیوه برای بازگشت استفاده می کنیم . ما لاغر شدن را می آموزیم . میشنویم . درک می کنیم . گفتگو می کنیم و تجربه می کنیم . راستی استاد یه سوال آیا میشه در سایت آپشنی رو طراحی کرد که به جای نوشتن ویس بزاریم . چون ویس گذاشتن راحتتر از نوشتنه . البته در نوشتن مطالب بهتر ثبت میشه ولی ویس و یا حتی تصویر گذاشتن در دیدگاهها تاثیرش بر خودمون بیشتره . یعنی دیدن تصویر خودمون و شنیدن صدای خودمون همون لحظه که داریم نظرمون رو اعلام می کنیم خیلی طرح جالبیه . ولی تا حالا جایی ندیدم که دیدگاهها علاوه بر متن به صورت صوتی یا تصویری باشه . به امید خدا یه روزی این قابلیت در طراحی سایت استفاده بشه و بتونیم ویس و یا فایل تصویری در دیدگاهها بزاریم . البته کاملا دلخواه درست مثل نوشتن . ما چاقی را اموختیم و لاغری را نیز می آموزیم و بعد آرام آرام و به صورت مستمر لاغر شدن را حتی راحتتر از چاق شدن تجربه میکنیم . اینکه چرا راحتتر چون قبل از این مسیر عبور کرده ایم ولی چاق شدن سخته چون مثلا شخصی که ارام ارام داره چاق میشه هیچ وقت قبلا در وزن ۱۰۰ نبوده مگر در زندگیهای قبلش این تجربه رو داشته باشه ولی در زندگی فعلیش هیچ وقت تصویری از وزن مثلا ۱۰۰ یا ۲۰۰ در ذهن نداره برای همین ذهن با ترس به سمت اون وزنها حرکت می کنه ولی در مسیر بازگشت وزن ایده آل رو ما تجربه کردیم برای همین همواره مسیر بازگشت سریعتر از مسیر رفت هست چون تصویر آن در ذهن است و حتی شاهدشم مسافرتهاییست که انجام میدهیم . ما همیشه مسیر بازگشتمان هم احساسمان طوریست که حس می کنیم مسیر بازگشت کوتاهتر و هم سریعتر و آشناتر از مسیر رفت هست . در حالیکه مسیر همان مسیر است اما در زمان بازگشت مسیر آشناست و در ذهن است و ذهن راحتتر آن را در دسترس قرار میدهد و خیلی راحت به مبدا برمیگردد و حرکت می کند . ششمین نشانه ی مسیر چاقی ایمان و اطمینان به مسیر است . ما هرگز در مسیر چاقی دچار شک و تردید نشدیم . اصلا به یاد ندارم ما در مسیر چاقی با خودمون بگیم آیا من دارم برای چاق شدن درست عمل می کنم ؟ یا نکنه این مسیر چاقی نباشه ؟ یعنی اصلا شک نمی کردیم . مسیر لالری ما نیز همین مسیر است . پس خیلی راحت و قاطعانه به همین روش ادامه دهیم و لاغری را خوب بیاموزیم و درک کنیم و شک نکنیم . هفتمین نشانه مسیر چاقی گفتگوهای ذهنیست . اگر به گفتگوهای ذهنی زمان چاقی فکر کنیم میبینیم تمام گفتگوهای ما یک جهت در مسیر چاقی بود یعنی به دلیل همان اطمینان و ایمان به چاق شدن حتی ما اگر تصمیم به لاغری هم میگرفتیم ذهن ما آن را در مسیر تبدیل به چاقی می کرد چون مسیر مسیر چاقی بود . پس همین حالا هم که ما در مسیربازگشتیم به همان میزان که در مسیر بازگشتیم گفتگوهای ذهنی ما در مسیر بازگشت تغییر می کند و میبینیم دقیقا این گفتگوها مطابق همان ذهنیتیست که اکنون در مسیر داریم . ایمان و اطمینان به مسیر لاغری گفتگوهای ذهنی را در مسیر لاغری تنظیم می کند واین گفتگوها دقیقا مطابق آموخته های ما تغییر می کند . مثلا دقیقا گفتگوهایی ک الان در این سی و چند گام در ذهن من مرور شده با گفتگوهایی که قبل از آن در ذهنم بود تفاوت کرده و این مرورها خود ورودی جدید به ذهن است .
مسیر بازگشت همان مسیر رفت است و همان نشانه ها را دارد . اینجا شاید تنها چند ویژگی از مسیر بازگشت به خوداگاهی من امد تا بنویسم . مسلما تمام مطالبی که در حال آموزش از استاد گرامی هستیم تماما نشانه های مسیر بازگشت است . ما در چاقی هرگز لیز نخوردیم پس در لاغری هم نباید لیز بخوریم . ما در چاق شدن الگو داشتیم پس حالا هم الگوی ما استاد است پس قدم به قدم با اموزشها همراه شویم تا ذانمان به مبداء برسد . ما چاقی را طبیعی دانستیم پس لاغری ما نیز باید برایمان طبیعی شود . تمام نکات اموخته شده توسط استاد یک کد و یک دستور است که به ذهنمان میدهیم و این کد همسو با تناسب ذاتی ماست . اینها همه در ناخوداگاه ذخیره میشود و ما آرام آرام به مبداء باز میگردیم . چقدر سایت جالب شده اینکه تعداد کلمه ها رو نمایش میده خیلی خوبه مثلا من الان حدودا ۲۰۰۰ کلمه برای لاغری نوشتم و این ها نشان از حرکت من در مسیر لاغریست . من ۲۰۰۰ گام در جهت لاغر شدنم برداشتم و در هر کلمه حس لاغری را با خود همراه داشتم . قدمهای کوچک اما مستمر رمز لاغری دائمی ماست .
بارها شده در طول این همه سال که از چاقی رنج می بردم از مسیرهای نادرست پیش رفتم؛ اما هر بار به در بسته برمی خوردم و با خودم می گفتم “تو که نمی تونی لاغر بشی؛ چاقی تو ارثیه؛ چرا خودتو با پیمانه کردن غذا یا دمنوش های بدمزه یا گیاه خواری اذیت می کنی؟”
تا اینکه با تناسب فکری در گروه تلگرامی آشنا شدم. اصلا نمی گم که اتفاقی بوده؛ چون دقیقا دو یا سه روز قبلش از خدا خواستم منو هدایت کنه؛ چون واقعا از اوضاعم خسته شده بودم.
لطف خدا شامل حالم شد و جی پی اس تناسب ذهنی رو در مسیر زندگی من قرار داد.
خدایا سپاسگزارم.
نشان های دریافت شده
گام ۳۶
سلام استاد و دوستان همراهم
لاغر شدن به سبک روش های گذشته برای ذهن ما ناراحت کننده و رنج اور بوده ،قسمت مغز احساسی ما کارهاییکه با لذت باشد را دوست دارد ،برای همین مادرها وقتی قصد خوراندن خوراکیو به فرزندانشون دارند از کارهای هیجان انگیز استفاده میکنند که برای کودک خوردن لذت بخش تعریف بشه ،برای همین در سمینارهای موفقیت از آهنگ و دست و شوخی و خنده استفاده میکنن که مغز احساسی ما لذت ببره و اون محتویاتو بپذیره
و آیا لاغر شدن در قبل برای من لذت بخش بوده؟
معلومه که اصلا لذت بخش نبوده ،زجر آور و ناراحت کننده بوده ،آخه کی دوست داره همیشه احساس گرسنگیو تجربه کنه ؟ کی دوست داره در اوج گرسنگی ،خوراکی مورد علاقتو نشونت بدن ولی اجازه نداشته باشی ازش بخوری
کی دوست داره به افتخار تو، مهمونی شام داده باشن ولی تو توی رژیم باشی و حتی میز غذارو هم نگاه نکنی چونکه زجر میکشی از وضعیتت
کی دوست داره از صبح بره باشگاه تا ظهر ، عصر هم دوباره بری باشگاه دیگه ای ،کی دوست داره انقدر پاهاش توی کفش ورزشی باشه که انگشتای پاش همیشه تاول زده باشه ،
تقریبا ۲ ساله که هفته ۱ روز ۲ ساعت میرم تنیس و ۱ روز هم میرم کلاس رقص و انعطاف ،،امروز هم تنیس بودم ،وقتی از تنیس برمیگردم انگار بدنمو توی هاونگ کوبیدن ،الان پاهامو گذاشتم توی ماساژور تا ماهیچه هاش سرحال بشه، امروز داشتم،با خودم فکر میکردم آخه من چجوری اونهمه ورزش های سخت انجام میدادم و بدن نازنینمم باهام همکاری میکرد
الان اجازه نمیدم با ورزش های سنگین خودمو ناراحت کنم ،همه چیز باید در تعادل باشه ولی اون روزا انگار میخواستم از بدنم و چاقیم انتقام بگیرم ،قبلا به پاهام و دستام وزنه میبستم که حین بدمینتون یا تردمیل به بدنم حسابی فشار بیاد ،عرق کنم تا بیشتر لاغر بشم و هر چقدر من فشار بیشتری میوردم بدنم ناتوانتر و آسیب خورده تر میشد و از هر چی لاغر شدنه زده میشد ولی من متوجه نبودم بازم بیشترو وبیشتر اذیتش میکردم تا اونجاییکه بدنم عکس العمل نشون داد و آسیب های جدی دید و دیگه نتونستم مثل قبل بهش فشار بیارم و برای ۵ سال خونه نشین شدم و نتونستم تحرک خاصیو انجام بدم
اولین مزیت لاغری با ذهن نداشتن محدودیت هاست که برای من و مغز احساسیم بسیار مهمه یعنی زجر آور نیست و بعد از اون ،از بین رفتن ترس ها و نگرانی های بین مسیر لاغر شدنه که میتونم با آموزش دیدن یاد بگیرم که خوردن باعث چاقی نمیشه ،خوراکی ها چاق کننده نیستن،نوع نگاه ما به خوراکی ها مهمه و اینکه در انتها مطمئنی که وقتی در دوره ها باشی مسیرهای ذهنی لاغر کننده در ما شکل میگیره و بخواییم نخواییم لاغر خواهیم شد مهم اینه که باور کنیم ما میتونیم از این روش لاغر بشیم و با اشتیاق در مسیر بمونیم و تغذیه مناسب به ذهنمون وارد کنیم و اجازه ندیم آلودگی های بیشتری وارد ذهنیت هامون بشه
حس خوبیه که وقتی ترس از خوردن نداری متوجه میشی که در باند رفتن به جاده تناسب هستی دقیقا بر عکس جاده چاقی،
به کمترین وزنی که تونستم دست پیدا کنم چندین سال پیش ،۶۷ کیلو بوده و من الان دوست دارم ۶۵ کیلو باشم و بلخره یه روزی من ۶۵ کیلو رو رد کردم و از اون ایستگاه گذشتم و مجدد میتونم به اون ایستگاه برسم
بخاطر سخت لاغر شدن های سابق ،ذهن ما تصور میکنه الان هم باید خیلی در انتظار لاغر شدن باشه و برای من خود لاغرم
ازم خیلی دوره یعنی احساس میکنم فاصله ش از من زیاده ،با این آموزش ها فاصله منه لاغرم با من کمتر میشه و در انتها من میتونم شخصیت متناسب و لاغرمو تجربه کنم ولی اینبار به یه شکل و تفکر متفاوت که این منه لاغر اومده که بمونه و سکان زندگیه منو دستش بگیره یعنی بدنم به اصل خودش که تناسبه برمیگرده و اینها باید در من باور پذیر بشه و اون وقت من خودبخود لاغر و متناسب خواهم شد اگر لاغر بودن رو حق طبیعیه خودم بدونم و به خودم بارها بگم من باید لاغر بشم، من لاغر نشم پس کی لاغر بشه؟ ،مهم اینه که من خودمو لایق بدن متناسب بدونم ،قبلا که اصلا از حق های طبیعی خودم با خبر نبودم فکر میکردم من با همه فرق دارم و باید وضعیت چاق خودمو تا آخر عمر بپذیرم و قبول کرده بودم ،حالا در این متد داره به من یاد میده حق تو متناسب بودنه ،حقتو با آموزش دیدن صحیح پس بگیر و برو لذتشو ببر ،کافیه من فقط انتخاب کنم که لاغر باشم
سلام دوستان واستاد گرامی گام ۳۶ چه دلایلی باعث موفقیت میشه متاسفانه اموزشها کلا برعکس عمل میکنه بجای اینکه ببین چه موانعی باعث میشه که اونها موفق نشن برسی کنن میان میکن شما باید چه کارهایی بکنین وچه تلاشهایی بکنین که که به موفقیت برسیم اما منم با شما موافقم که بهترین راه وموثرترین واسونترین راه اینکه موانع برطرف کنیم واین موصوع در لاغری با ذهن بسیار مهمه که بتونیم موانع برطرف کنیم وبه تناسب اندام برسیم ویکی از مهمترین موانع اینکه باور کنیم که میتونیم لاغر بشیم و دلیل موفق نشدن ما در روشهای دیگه یکیش این بوده که ما باور نداشتیم که میتونیم لاغر بشیم چون ما ذهنمونو که تغییر ندادیم فقط تلاش کرویم جسممونو تغییر بدیم وما در لاغری با ذهن یاد میگیریم اول ذهنمونو متناسب کنیم وتصویرهای ذهنیمونو تغییر بدیم ونتیجه تلاشمون اول تناسب فکریه بعد تناسب اندام وافرادی هستند میگن دوست دارن لاغر بشن اما دوست داشتن با باور کردن توانایی لاغری کاملا با هم فرق داره وچطور میشه این موانع برطرف کرد به سوالاتی که استاد گفته جواب میدهیم تا توضیحاتشونو بشنویم سوال اول اینکهدشما چند کیلو هستید فکر میکنم تقریبا ۷۲ کیلو سوال دوم چند کیلو اصافه وزن داریم ۲۰ کیلو سوال سوم دوست داری به چه وزنی برسی ۵۲ کیلو وسوال چهارم تا حالا تو این وزن بودی بله استاد من از سن ۱۵ تا ۲۱در این وزن بودم بعد بچه اولم باردار شدم و۷کیلو اضافه کردم وبعد از زایمانم دوباره خیلی زود ۵۲ کیلو شدم تا سن ۳۱ سالگی که بچه دومم باردار شدم ودوباره وقتی برای اولین بار رژیم دکتر کرمانی گرفتم دوباره به وزن ایده الم ۵۲ کیلو رسیدم والانم ۱۸ سال میگذره که از وزن ایده الم دور شدم اما نا امید نیستم چون خدا وشما همراهم هستید وپشتیبان ومن ازتون ممنونم خوب اگر جواب سوال ۴ نه بود که نشون میده چقدر غیر باور لاغر شدن برامونووبهتره که باور کنیم ما بالاخره ی روزی تو وزن ایده المون بودیم دیگه یکدفعه که نشیدیم انقد واین مهمه که ما ی روزی تو استگاه ایده المون بودیم والانم دوباره میخوام برگردیم به همون ایستگاه ووقتی که فکر میکنیم که الان من وزن مثلا ۹۰هستم ومیخوام بشم۵۰ چقدر باید تلاش کنم وزحمت بکشم تا برسم بجای این کار فکر کنیم که ما ی روزی در وزن ایده المون بودیم ودوباره میخوایم به اون وزن برگردیم ّببینیم چقد این جمله منطقی تره وباور پذیرتر خوب وقتی ما دنبال ی ادرسی میگردیم وی دفعه یادمون میافته وسوال میکنیم میبینیم که از مقصدمون گذشتیم دیگه نامید نمیشیم وای چکار کنم حالا چی میشهو…نمیگیم خیلی راحت برمیگردیم وادرس پیدا میکنیم تازه الان تکنولوژی هم پیشرفت کرده وجی پی اس اومده کافیه روشنش کنیم وبما میگه چکار کن از کجا برو وما رو به راحتی به مقصد میرسونه درباره اصافه وزنومونم همین طوره لاغری با ذهن همون چی پی اس لاغریه وما از وقتی که وارد سایت شدیم اونو به کمک خدا واستاد روشن کرویم وقدم به قدم ما رو به هدفمون یا مقصدمون میرسونه اگر براون سخته باور کردن رسیدن به وزن ایده ال فقط کافیه به خودمون بگیم بابا جون عزیزم تو ی روزی در وزن ایده الت بودی پس دوباره هم میتونی باشی وما باید سختیهارو به اسونی تبدیل کنیم تا حالا شنیدی که میگفتن زندگی سخت نگیر همینه وما وقتی داریم رو ذهنمون کار میکنیم فایلهارو گوش میدیم ودر زندگیمون میاریم جی پی اس روشن کردیم وخدا هم برامون روشن کرده وخیلی مهمه که افکار مونو درباره اصافه وزن تغییر بدیم ونگیم من نمیتونم ومگه میشه واگر تا حالا موفق نشدیم بخاطر این بوده که روشهاییکه انتخاب کردیم استباه بوده وما نتونستیم جی پی اس روشن کنیم واولین گام اینکه مهم نیست الان تو چه وزنی وچه شرایطی هستی مهم اینکه باور کنی که میتونی لاغر بشی باورمونو درست کنیم حقمونه متناسب شدن ونگرشمونو نسبت به وزنمون تغییر بدیم وخود به خود همه چیز درست میشه ومنم خیلی خوشحال هستم که خدا در این سن دوستی به خوبی شما استاد گرامی وهم گروهیهام بهم داده وبینهایت از شما سپاسگزارم بابت اموزشهایی مفیدتون سال خوبی داشته باشید