🧠 برای اینکه تو مسیر لاغری به یه نتیجهی موندگار برسیم، لازمه که اول با روش های لاغری شدن آشنا بشیم.
اما نه فقط برای اینکه بدونیم چی بخوریم یا چجوری ورزش کنیم! 🥦🏃♀️
بلکه برای اینکه بفهمیم چه موانع ذهنیای باعث شدن تا الان نتیجه نگیریم. چون خیلی وقتا ذهنمون داره ما رو از لاغر شدن دور میکنه، نه بدنمون!
وقتی بفهمیم دقیقاً چه باورها یا رفتارهایی مانع لاغر شدنمون شده، میتونیم راحتتر روشی رو پیدا کنیم که هم با بدنمون سازگاره، هم با ذهنمون هماهنگه. ✨💡
💡 بهترین مسیر از بین روش های لاغر شدن کدومه؟
ما سالها با سبک زندگی، افکار و عادتهایی زندگی کردیم که باعث اضافهوزنمون شدن.
پس اگه میخوایم متناسب بشیم، باید دنبال روش های لاغر شدنی باشیم که ریشهای فکر کنن، نه فقط سطحی! 🌱
وقتی روش درست رو بشناسی:
✅ دیگه بین رژیمهای مد روز و تبلیغات رنگارنگ سردرگم نمیشی
✅ با آگاهی پیش میری، نه با استرس
✅ و مهمتر از همه، یه مسیر رو پیدا میکنی که هم به ذهنت میسازه، هم به بدنت!
وقتی بفهمی کدوم یکی از روش های لاغر شدن با سبک زندگی، باورها و نیازهای تو هماهنگه، نه تنها با خیال راحت تو مسیر میمونی، بلکه از هر قدمی که برمیداری لذت میبری ❤️
از محدودیت و اجبار خبری نیست؛ فقط آگاهی، آزادی و انتخابی که با دل و ذهن تو یکیه!

💫 از بین روش های لاغر شدن، کدومش واقعاً موندگاره؟
اگه مدتهاست دنبال راهی هستی که واقعاً بتونه بهت کمک کنه وزن کم کنی و این بار دیگه وزنت برنگرده، خوبه بدونی که بین تمام روش های لاغر شدن، یه روش هست که با دل و جون سر و کار داره: لاغری با ذهن.
چرا این روش متفاوته؟ چون درست مثل همون مسیری که باعث چاقیمون شده، حالا هم باید از همون مسیر برگردیم؛ یعنی از ذهن شروع کنیم.
🧠 لاغری با ذهن؛ چرا ماندگارترین روش لاغر شدنه؟
لاغری با ذهن دقیقاً همونقدر موندگاره که چاقی با ذهن بود!
همونطور که سالها با باورها و احساساتمون چاق شدیم، حالا هم میتونیم با اصلاح همون باورها، به تناسب برسیم. و اینبار برای همیشه!
پس اگه دنبال روش های لاغر شدن هستی که فقط یه عدد موقتی روی ترازو نباشه و یه تغییر موندگار در سبک زندگیت ایجاد کنه، لاغری با ذهن یه انتخاب هوشمندانهست.
مقالهای در Psychology Today نشان داده افرادی که نگرش مثبت دارند نه تنها بیشتر به اهداف کاهش وزن خود دست مییابند، بلکه ۸ برابر کمتر از دیگران دچار افزایش وزن میشوند.
همچنین، این افراد ۲۵٪ بیشتر احتمال موفقیت در حفظ وزن خود دارند. این نتایج نشان میدهد که نگرش مثبت میتواند عامل مهمی در موفقیت در مدیریت وزن باشد.
🎯 مسیری که من رفتم، حالا برای شما آمادهست
در دورهی آموزشی «ورود به سرزمین لاغرها»، من دقیقا همون راهی رو آموزش میدم که خودم طی کردم و به وزن و اندامی رسیدم که همیشه آرزوش رو داشتم.
به لطف خدا، طی این سالها صدها نفر با همین آموزشها تونستن رؤیای تناسب رو به واقعیت تبدیل کنن.
🌟 شگفتیسازان؛ شاهدان عینی برترین روش های لاغر شدن
اگه هنوز شک داری که آیا لاغری با ذهن میتونه واقعاً مؤثر باشه یا نه، یه سر به آلبوم شگفتیسازان بزن.
اونجا عکس هنرجوهایی رو میبینی که از همین مسیر عبور کردن، و با روش ذهنی لاغر شدن. دیدن نتایج این افراد میتونه جواب واضحی به یه سؤال مهم بده:
از بین روش های لاغر شدن، کدومیکی واقعاً جواب میده؟

❌ چرا بیشتر روش های لاغر شدن شکست میخورند؟
تا حالا به این فکر کردی که ما چطور چاق شدیم؟
هیچکدوم از ما برای چاق شدن برنامهریزی نکردیم، رژیم نگرفتیم، کالری نشمردیم! کاملاً طبیعی و بیهیچ زحمتی، کمکم چاق شدیم…
اما حالا که میخوایم لاغر بشیم، میریم سراغ هزار جور برنامه، رژیم، ورزش سنگین و خلاصه کلی روش های لاغر شدن که با حال و هوای ذهنمون همخوانی نداره.
ما سعی میکنیم با روشهایی وزن کم کنیم که هیچ ربطی به مسیر چاق شدنمون نداره.
مثل اینه که برای برگشتن به خونه، یه راه کاملاً غریبه رو انتخاب کنیم و بعد هم تو راه گم بشیم…
🤯 چرا انقدر تلاش کردیم ولی باز به وزن دلخواهمون نرسیدیم؟
جوابش خیلی سادهست:
چون بیشتر روش های لاغر شدن که امتحان کردیم، اشتباه بودن. شاید برای یه مدت کوتاه وزن کم کردیم، ولی هیچوقت اون نتیجه موندگار و راحتی که دنبالش بودیم رو نگرفتیم.
این نشون میده که بدن و ذهن ما تمایل به تناسب دارن، اما مسیرهایی که رفتیم، راه درستی برای رسیدن به اون هدف نبودن.

❌ چرا خودمون رو مقصر میدونیم…
خیلی وقتها وقتی از انواع و اقسام روش های لاغر شدن نتیجه نمیگیریم، شروع میکنیم به سرزنش کردن خودمون:
- “من بیارادهام”
- “من عرضه لاغر شدن ندارم”
- “حتماً یه مشکلی تو وجود منه که نمیتونم لاغر شم…”
بارها و بارها از روش های لاغر شدن استفاده کردیم. رژیم گرفتیم، ورزش کردیم، قرص خوردیم، ولی نتیجهای که دلمون میخواست رو نگرفتیم. و اینجاست که یه درد عمیقتر شکل میگیره:
احساس ناتوانی در برابر چاقی
و کمکم یه انتظار ناخودآگاه از خودمون میسازیم که “من قراره همیشه چاق بمونم…”
✅ اما مشکل از ما نیست، از روشهاست!
اگه ما بارها به سراغ روش های لاغر شدن رفتیم و نتیجه نگرفتیم، یعنی مسیرمون اشتباه بوده، نه شخصیت یا ارادهمون.
ما آدمای بیارادهای نیستیم، اتفاقاً خیلی باانگیزه و پیگیر بودیم، اما چون راه درست رو بلد نبودیم، هربار رفتیم تو مسیر اشتباه.
🧭 پس راهحل چیه؟
اولین قدم برای لاغر شدن اصولی اینه که بدونیم اصلاً داریم از چه روشی استفاده میکنیم.
کدوم یکی از روش های لاغر شدن واقعاً ماندگاره؟
کدوم مسیر، فقط چند کیلوی موقتی کم میکنه و کدوم یکی، تغییر اساسی در ذهن و بدنمون ایجاد میکنه؟
وقتی بدون تعصب و با آگاهی نگاه کنیم، خیلی راحت میتونیم بفهمیم چرا لاغری با ذهن یه راه متفاوت و مؤثره.
راهی که نه تنها از ما یه نسخه بهتر میسازه، بلکه دیگه خبری از سرزنش، خستگی و ناامیدی توش نیست.
🎯 جمعبندی جلسه:
در این جلسه، مفصل دربارهی روش های لاغر شدن صحبت کردیم؛ اما نه فقط برای اینکه یه اطلاعات جدید یاد بگیریم…
بلکه برای اینکه بالاخره تصمیم بگیریم این بار یه بار برای همیشه از مسیر درست برای لاغر شدن حرکت کنیم.
توی این جلسه، نکات خیلی مهم و اثرگذار شرح داده شده:
🔹 فرق بین فرمولهای مغزی یک فرد متناسب و یک فرد چاق چیه؟
🔹 چرا ذهن ما با ذهن حیوانات توی مسئلهی اضافهوزن فرق داره؟
🔹 و از همه مهمتر: اصلاً چرا چاق شدیم؟ ریشهاش کجاست؟
اینها فقط حرف نیستن. اگه با دقت گوش بدی و یکم روی این صحبتها فکر کنی، میفهمی چقدر از چیزهایی که گفته شده، دقیــقاً با تجربیات خودت همخوانی دارن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
🔍 مرحله اول: پاسخ به سوالات درباره فرمولهای ذهنی
با دقت و شرح انشایی به سوالات این قسمت در بخش نظرات پاسخ دهید:
۱- نگرش و درک شما بعد از استفاده از محتوای آموزشی درباره روش های لاغر شدن چیست؟
۲- اگر نیاز دارید دوباره و چند بار فایل آموزشی را تماشا کنید، حتما این کار را انجام دهید.
۳- تفاوتهای فرمولهای ذهنی خود با یک فرد متناسب را بنویسید.
🔍 مرحله دوم: چرا من چاق هستم اما فلانی لاغر است؟
تا به حال ممکن بود شانس، ژنتیک یا دلایل دیگر را عامل تفاوتهای خود با افراد متناسب بدانید. اما از این لحظه به بعد، شما میدانید که **تفاوت اصلی در فرمولهای ذهنی است.**
بنابراین، سعی کنید با ذکر مثال تفاوت افکاری و رفتاری خود با یک یا چند نفر از افراد متناسب پیرامون خود را بنویسید:
🔸 مثال ۱: من متوجه شدم که دوستم امیر هیچوقت از خوردن مواد غذایی ترس ندارد و به چاق شدن بخاطر خوردن فکر نمیکند، درصورتی که من همیشه ترس از خوردن مواد غذایی دارم. این به دلیل تفاوت در فرمولهای ذهنی من با امیر است.
🔸 مثال ۲: من متوجه شدم که ثمانه دختر خالم وقتی به او شیرینی تعارف میکنند، اگر سیر باشد برنمیدارد، درصورتی که من همیشه نسبت به شیرینی اراده ندارم و نمیتوانم تعارف دیگران را رد کنم.
🔍 مرحله سوم: تفاوتهای فکری و رفتاری شما با افراد متناسب چیست؟
۱- تفاوتهای فکری من با افراد متناسب؟
۲- تفاوتهای رفتاری من با افراد متناسب؟
🔍 مرحله چهارم: ارزیابی روشهای لاغر شدن
روشهای مختلفی که تا به حال برای لاغر شدن امتحان کردهاید را مورد بررسی قرار دهید و روشهایی که باعث تغییر در فرمولهای ذهنیتان شدهاند را شناسایی کنید.
برای این منظور به سوالات زیر با دقت پاسخ دهید:
– از **کدام روشهای لاغر شدن** تا کنون استفاده کردهاید؟ شرح دهید:
🔹 عنوان روش
🔹 مدت زمان اجرای روش
🔹 مقدار کاهش وزن به دست آمده
🔹 مدت زمان ثبات وزن کاهش یافته
🔹 تاثیر استفاده از این روش در تغییر فرمولهای ذهنی
📉 **مثال:**
“من از روش رژیم مالدیوی برای مدت یک ماه استفاده کردم و توانستم ۵ کیلوگرم کاهش وزن داشته باشم. ولی حدود سه هفته بعد از اتمام برنامه رژیم، نتیجه آن به طور کامل برگشت.
💬 حالا نوبت شماست! در بخش نظرات، نظرات و تجربیات خود را درباره فرمولهای ذهنی و روشهای لاغری که امتحان کردهاید با ما در میان بگذارید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.00 از 295 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام
من نظر دوستاي گلمو خوندم حالا نوبت منه.
نوشتن روشهاي لاغري كه استفاده كردم و نتيجه موقت دادن حالا ميخوايبم تو اين مرحله اونارو از ذهن عزيزم حذف كنيم چون هيچكدوم منو به آرزوم نرسوندن.
از وقتي يادمه رژيم گرفتم
كم خوري كردن
ورزش شديد و منظم چند ماه و بعد ول كردن ورزش و چاقي مجدد
بارها رژيم كانادايي گرفتم زود لاغر شدم زودم چاق شدم
رژيم كيتو گرفتم بارها و بارها شكر و قندو حذف كردم تا لاغر شم اما لاغر شدم و بعد ولع شيريني و رياده روي منو بيشتر چاق كرد
نخوردن تمام محصولات توي پاكت! كلا شدم طبيعي خوار كه اونم سخت بود رعايتش
رژيم شير و خرما!
رژيم دكتر ***
رژيم با قرص چربي سوز
من ايران زندگي نميكنم
قسم ميخورم توي دنيا هر چي روش هست جز جراحي امتحان كردم. جراحي ام بخدا بهشون پيام دادن ولي گفتن تو به اندازه كافي چاق نيستي نميشه والا من مشتاق بريدن معدم هم بودم!
بعد گفتم بزار ليپو ساكشن كنم!
ولي يه صدايي تو دلم هي ميگه نه الهام تو بايد ربشه اي اين مشكلو حل كني
من با تمام سلولهاي بدنم باور دارم تو راه و مسير درستم
دليلشم اينه بارها و بارها به اين نتيجه رسيده بودم جواب مشكل من توي خودمه خدا درد و درمانو توي خود ما نهادينه كرده اما من بارها و بارها سرچ كرده بودم به انگليسي لاغري با ذهن يا روانشناسي لاغري و … اما هيچوقت چيزي بالا نميومد
اينبار اومدم ايران خونوادمو ببينم همينطور كه نشسته بودم روي مبل تايپ كردم تنها آرزوم لاغريه
واقعا تنها آرزوم لاغريه من تو دنيا هر چيزي كه همه ميخوان ديدم و دارم فقط ميخوام ٢٠ كيلو لاغر شم و بعد هيچ.
من تمام روشهاي لاغري كه قبلا استفاده كردم و بي نتيجه بود امروز براي هميشه از ذهنم بيرون ميندازم و تميز و تازه مسير لاغري با ذهنو پيش ميگيرم و مطمئن هستم كليد لاغري اينجاست.
مرسي از رضاي عزيز با اون وويسهاي مهربون و صميمانشون.
نشان های دریافت شده
با سلام
من برای چاق شدن هیچ رنجی نکشیدم پس برای لاغر شدن هم نباید رنج بکشم .
وقتی برای لاغر شدن پیش دکتر تغذیه رفتم و ایشون باشگاهی رو به من معرفی کرد و من با رفتن به باشگاه و دستورات دکتر خیلی خوب وزن کم کردم ولی بعد از یکسال چون همه میگفتن تردمیل به زانو فشار میاره دوچرخه ثابت به ساق پا فشار میاره و صدها عیب وایراد از وسایل باشگاه ، دیگه باشگاه نرفتم و دکتر هم هزینه اش بیشتر شده بود ،دیگه نرفتم و بعد از چند ماه تمام اون وزنی رو که کم کرده بودم برگشت .
تا اینکه تبلیغ دم نوش رو دیدم با مشاور *** تماس گرفتم و ایشون بعد از تماسی که با من داشتن ، برام دمنوش فرستادن و من شروع کردم به استفاده از دمنوش . یه گروه هم توی تلگرام تشکیل داده بودن که موقع خوردن دمنوش رو یادآوری میکرد و عصرها هم برنامه پیاده روی بود و یه برنامه که تعداد قدم رو میشمرد و اعضا بعد از پیاده روی تعداد قدم های خودشون رو میفرستادند و کلی انرژی مثبت که شما میتونین لاغر بشین و…..
از این طریق توی یکسال و چند ماه ۱۵ کیلو کم کردم خیلی خوشحال بودم ولی معده ام داغون شد که خود مشاور بهم گفت چند ماهی نخور از همون ماه اول احساس کردم وزنم داره میره بالا و زمانی که ۱۰ کیلو بیشتر شدم خوردن دمنوش رو هم متوقف کردم و در کمال ناامیدی با آقای عطارروشن آشنا شدم و به این سایت هدایت شدم و خداروشکر کلی تغییر کردم دیگه ولع خوردن ندارم شیرینی و کیک میبینم وسوسه نمیشم که بخورم برای خرید میرم حتی برای بچهها هم خوراکی نمیخرم اگر هم بخرم کم میخرم و اونا هم عادت کردن اگه خوراکی توی خونه باشه یا نباشه براشون زیاد فرقی نمیکنه . پارسال توی قرنطینه هفته ای دو بار باید میرفتم برای خرید و هر دفعه کلی خوراکی میخریدم ولی امسال توی این دو هفته من دو بار برای خرید رفتم و تمام این تغییرات رو مدیون صحبت های ارزشمند استاد هستم اینو هم بگم که هنوز در ابتدای راه هستم که به یاری خدا چون توی مسیر صحیح هستم ایمان دارم که موفق میشم .
نشان های دریافت شده
بنام خداوند حکیم. گام ۲۳ روش های لاغری. سلام خدمت دوستان هم مسیرم واستاد عزیز. این فایل رو قبلا گوش داده بودم وتمرینش رو توی دفتر نوشتم حالا می خوام اینجا بنویسم. هر کسی برای رسیدن به هدفش ومقصدی که مد نظر دارد چندین مسیر را می شناسد وپیش پایش قرار دارد. ومسلما همه دوست دارن از کوتاه ترین و آسان ترین راه حرکتشون رو شروع کنن. وبه مقصد برسن. اما همیشه کوتاه ترین راه درست ترین راه نیست. ما در نیمه راه متوجه می شویم راهمان اشتباه است راه اشتباه همیشه اشتباه است وبا شکست روبه رو می شود. راه درست برای همه درست است البته خیلی ها هم هستن نمی توانند در راه درست به مقصد برسن وموانعی باعث انحراف ها می شود. لاغری هم برای ما افراد چاق یک هدف ومقصد است. تا قبل از آشنایی با روش ذهن هممون در مسیرهای اشتباه در راه حرکت به سوی لاغری بودیم والبته چون وجود وبنای ما برا تناسب هست حتی در این مسیرهای اشتباه هم لاغر شدیم ولی چون مسیر اشتباه بوده به مقصد نرسیدیم. همیشه می دانستم که علت چاقی من باید چیزی فرای این عواملی باشد که می بینم. کم تحرکی. پرخوری. خواب زیاد. ژنتیک. آب وهوا. قرص هورمونی. ومی دانستم با حذف اینام من بازم چاق می مونم وچاقتر می شم ولی نمی دونستم ایراد کار کجاست اسم ذهن رو در حد آمیانه ومعمول شنیده بودم از قدرت ذهن بی خبر بودم نمی دونستم اتفاقات دور وبرم چقدر تاثیر گذار هستن وسرنوشت منو تشکیل می دن. نمی دونستم با دلایلی که برای اضافه وزن خودم میارم در واقعه بذر جاقی رو در ذهنم می کارم. همه ما در روش های لاغری مختلف فقط خواستیم چاقی رو حذف کنیم بدون اینکه فکر کنین چرا چاق شدبم. چرا؟ مگه ماهم بنده خدا نیستیم؟ مگه ما چه فرقی با بقیه افردا دازیم که باید مدام خودمون رو از یه سری چیزها محروم کنیم؟ همین فکر نکزدن مارو سالها در یک دور باطل دور خودمون چرخونده. و روز به روز از مسیر دور شدیم. من با سرکوب کردن فریادی که ذهنم برای خوزدن می کشید ونایده گرفتن نیاز بدنم سالها رژیم های سخت گرفتم. سالها غذاهای خوشمزه درست کزدم وجلو خانوادم گذاشتم وخودم فقط آب پز وسبزیجات خام خوردم ولی تا رها کردم حرص وولعم هزاران برابر شده ودر کوتاهترین زمان ممکن به وزن قبل وحتی بیشتر برگشتم. فرمول های ذهنی که در ذهن من فرمان خوردن می دادن هیچ وقت دست بردار نبودن هر روز کار خودشون رو می کردن ومن عاحز وناتوان از جنگی بین عشقم به لاغری وفریاد ودستور درونم برای خوردن بیشتر وبیشتر. حالا به لطف خدا با ذهن کمی آشنا شدم. اینو مطمعن شدم هیج روشی منو به مقصد نمی رسونه جز ذهنم. باید مشکلات وکدهای اشتباهی که بهش دادم رو با فرمول های صحیح جایگزین کنم تا درست بشه. طول می کشه ولی راهم درسته. ودر مسبر درست هرچقدرم کند حرکتی کنی بالاخره خواهی رسید. من اولین روزی که وارد سایت شدم. یه سری قرص داشتم بردم انداختم تو سطل آشغال. الان حتی به هیچ کدوم از روش های قبلی فکر هم نمی کنم. چون راه درست رو می شناسم. به امید موفقیت همه دوستانم وسپاس بی کران از استاد
امروز داشتم به این موضوع فکر میکردم که توی این ۷ ماه گذشته که با این سایت اشنا شده ام ،چقدر تغییرات عالی داشته ام و همچنان تغییرات بیشتر و بهتر در حال امد به زندگیم هستند.
ولی از همه مهمتر این است که من قدر این روش که تناسب ذهنی است را میدانم. چرا ؟
دلیلش این است که من تقريباً همه روشهای دیگر راامتحان کردم و به نتیجه نرسیدم و این روش از همان اول با همه روشها ی دیگر متفاوت بود.
یکی از پیشرفتهای ذهنی و جسمی من این است که من قدر این روش را میدانم و بارها و بارها در طول روز از بودن در این روش شکر گزاری میکنم ،پس چون خودم احساس خودم را بهتر و شادتر میکنم، مسلما نتیجه من هم بهتر خواهد بود و من در حال پیشرفت خواهم بود.
دقيقا سعی کردم که این موضوع را در دور و برم مشاهده کنم تا بیشتر این موضوع را برای خودم اثبات کنم و تجزیه و تحلیلش کردم.
یادم امد که همسر من از زمانیکه با من ازدواج کرده همیشه برای فاميل کار کرده یعنی هر شغلی داشته رییس اش یکی از اعضای فامیل او یا من بوده و الان که ۴۵ ساله اش است تازه متوجه شده که، شغلش هویتش است و دوست ندارد از یکی از اعضای فامیل دستور بشنود چون احساس زیر دست بودن بهش دست میدهد و این احساس حالش را بد میکند.
نمیدونم چی شد ،ولی یادمه که من با شروع دوره تناسب ذهنی ازش خواستم که شغلش را تغییر دهد چون اصلا احساس خوبی از شغل همسرم در او نمیدیدم.
جرقه زده شد ، همسرم در کلاسی که مدت ان ۵ هفته بود شرکت کرد و وقتی مدرکش را گرفت ، در کمتر از یکماه کار مربوط به ان مدرک را هم پیدا کرد که البته برای یک شرکت کار میکند، ولی در طول هفته کاریش ،خودش رییس خودش است و کاملاً ان حالت زیر دست بودن را هم ندارد واحساس اش عالی است.
این را گفتم برای اینکه به خودم ثابت کنم الان همسر من قدر این شغل خودش را میداند ،چون برایش سر کلاس رفت ، امتحان داد ، استمرار داشت تا قبول شد و مهمتر اینکه این شغل بهش احساس خوب داد.
حالا برگردیم به شرایط خودمون ، ما همه چون از روشها ی قبل نتیجه نگرفتیم، ولی به محض ورود و یا حداکثر بعد از فقط یک هفته در این دوره ،احساس ارامش درونی را به دست میاوریم یا قبلا اوردیم ،قدر این دوره را جوری میدانیم که دیگر حاضر نیستیم رهایش کنیم دوست داریم ادامه اش بدهیم.
من الان مرتب در اینه به خودم لبخند میزنم و عکس background گوشیم هم ،عکس خودم است در حالیکه لبخند میزنم.
من هر روز اتو ماتیکی میثاق نامه را میخوانم و همچنان میبینم که چه زیبا و جذاب ،ذهن من یاد گرفته به من بگوید سیر شدی ، چقدر زیباتر در لباسهایم به نظر میایم.
چقدر بیشتر از قبل ،پسرم از من راضی بودنش از من را ابراز میکند. من همه این تغییرات زیبا را مدیون تمرینهای بسیار کاربردی و کلیدی و اسان دوره های استاد میدانم.
حتی رفتار افراد چاق را در مهمانی یا همکارانم را سر کار، زیر نظر میگیرم و خیلی خوشحالم که الان من انها را مشاهده میکنم در حالیکه خودم به اندازه ومتناسب می خورم و برای خوردن بیشتر ،هیچ حرص و ولعی ندارم.
من هیچ تمایلی به خوردن بیشتر ندارم ، خوردن از لیست تفریح من خیلی وقته ،بيرون رفته ، ساعت خوردن یا میزان خوردن براي من معنی ندارد.
من فقط با ارامش زندگی میکنم و در کنار زندگی زیبایم، برای گرفتن انرژي به هر میزانی که مورد نیازم است غذا میخورم.
واقعا قدرت ذهن من بی نظیراست. بدون رژیم و ورزش خاصی، من در حال لاغر شدن هستم ولی مهمتر از ان این است که من ارامش درونی دارم.
همه از دیدن من لذت میبرند. من امسال یکی از بهترین روزها ی تولد م را جشن گرفتم و انهم قرار دادن خودم در سایت و اشنایی من با این سایت و دانشجوی این سایت شدن و مهمتر از ان یاد گیری روزانه است که بسیار جذاب و زیباست.
ارتباط من با خدا عالی شده است. چرا ؟
خدا هر لحظه با من است ، و از من جدا نیست. خدا همیشه با من بوده است ولی من از او دور بوده ام ،ولی الان من حضور خداوند و فرشته مهربان درونم را هر لحظه کنار م حس میکنم.
این ۷ ماهی که من ساکن سرزمین لاغری بوده ام ، جزو قشنگ ترین مرحله زندگی من است که میتونم روزها ، ماهها و حتی سالها ازش براتون بنویسم.
باز هم از همه شما دوستان خوبم و استاد گرامی تشکر و سپاسگزاری میکنم بابت این که با هم ، هم مسیر هستیم و همه مانند حلقه های یک زنجیر به هم متصل هستیم و پیشرفت یک نفر از ما پیشرفت بقیه را سريعتر میکند.
اميدوارم شما در هر روز متناسب تر از روز قبل باشید. 😇😇😇
روز دوشنبه ۹ فروردین ماه سال ۱۴۰۰
نشان های دریافت شده
سلام خانم لاله عزیزم .تغییرات و حال خوبتون رو از اعماق قلبم بهتون تبریک میگم عزیزو چقدر با خوندن دیدگاه شما حالم خوب میشه و لذت میبرم از نوشتهاتون
از لطف شما بی نهایت سپاسگزارم.
نشان های دریافت شده
گام ۲۲
سلام وقت همگی بخیر
منم روش های زیادیو برای لاغر شدن استفاده کردم که انتهای همشون شکست و ناامیدی بیشتر بود ولی من بازم به مسیر بعدی هدایت میشدم و اصلا کوتاه نمیومدم،ناامید میشدم ولی رها نمیکردم استمرار داشتم،میخواستم که به هدفم برسم،یه انگیزه ای در من قلیان میکرد که منو وادار به حرکت میکرد،
خیلی ها اسمشو پشتکار گذاشتن،اراده میگفتن ولی هر چی بود که منو هل میداد بسمت هدفم
من متوجه نشدم چجوری چاق شدم وقتی به خودم اومدم که حس کردم اطرافیانم و پدرم سرزنشم میکنن،فهمیدم من در حال انجام کار اشتباهی هستم که مدام توبیخ میشم،
از ۱۰ سالگی که رژیم اصلی من شروع شد و من بسیار در عذاب و غم بودم ،ولع زیادی در من بوجود اومد،انگار میترسیدم که محروم بشم از خوردن ،از گرسنگی بدم میومد و وقتی که شام خوردنو برام ممنوع کردن ،مدام فکرم پیش شام بود، یادمه وقتی ۱۵ سالم بود و چند روزی مهمان خونه عموم بودم و پدرم به عموم تاکید کرده بود که به من شام ندن ،یه شب که زن عموم داشت کتلت گوشت درست میکرد و بوی وحشتناک خوبی در فضا پیچیده بود و منم میدونستم از اون غذای خوشمزه بمن نخواهند داد خیلی ناراحت شدم،بی انصاف زن عموم شبها غذاهای خوشمزه تری بخاطر بودن عموم میپخت که من دیوانه میشدم ،اون شب میدیدم که عموم برای گربه ای که توی حیاطشون میومد و غذا میخواست از اون کتلتها بهش میداد و من کلی با خودم دعوا داشتم که چرا این گربه باید این غذارو بخوره و من نمیتونم، نمیدونستم هر لحظه ای که من در فکر غذا بودم و حسرت میخوردم، در اصل در ذهنم در حال خوردن اون غذا بودم و بدنم تصور میکرد من دارم اون غذارو میخورم ، یعنی آش نخورده بودمو دهن سوخته ،
اشتباه ما از زمانی شروع شد که فکر کردیم میتونیم از همون مسیرهای همیشگی به مقصدهای جدید برسیم
همه روش هاییکه من قبلا استفاده کردم اشتباه بود و خدارو شکر مسیر صحیحو پیدا کردم و اصلا بهشون فکر هم نمیکنم تازه دارم لذت میبرم
سالها فکر میکردم که مدل بدن من چاقه و چاره ای ندارم و فقط میتونم چاق باشم ،بهم گفته بودن ژنتیک و ارث باعث چاقی توست،استخون بندی درشته،شام میخوری،پر خوری،تند غذا میخوری،بی تحرکی ،زایمان کردی،قرص های هورمونی مصرف میکنی،کودهای شیمیایی توی سبزیجاتمونه وووووو
و هر زمانیکه به یکی از این موارد برخورد میکردم بدن من میرفت بسمت چاقی،مثلا اگر ورزش نمیکردم میترسیدم و قبول میکردم که باید چاق باشم،وقتی شام میخوردم هم باز میترسیدم و این پروسه ادامه داشت
خوردن قرص های تقویتی در ذهن من چاق کننده تعریف شده بود ،منم سالها همراه با ورزش و رژیم های سختم ،قرص های ویتامینه مصرف میکردم ،و دلیل محکمی داشتم برای چاقی خودم
مسیرهاییکه خودم رفتم و با شکست روبرو شدم بسیار زیادن، رژیم های غذایی سخت ،ورزش های نفس گیر ،قرص های چربی سوز،دم نوش های بدمزه، طب سوزنی وووو
اطرافیان منهم روش هایی برای لاغر شدنشون انتخاب کردن ،دختر خانمیو میشناسم که ۳ بار ساکشن کرده و بازم چاق شده ،افراد زیادیو میشناسم که عمل جراحی کردن و مجدد چاق شدن ،تمام روش هاییکه من و اطرافیانم انجام دادیم تماما به شکست منجر شد و تنها روشی که مطمین و کارامد است روش لاغری با ذهنه ،باید ریشه ها ترمیم بشه تا میوه های تازه بوجود بیاد ،خوشحالم که در مسیر آگاهی و تناسب هستم و سپاسگذار خداوند هستم
نشان های دریافت شده
با سلام.
روش های لاغری
هیچ وقت فکر نمیکردم که روزی روش هایی که استفاده کردم تا لاغر بشم برای پیدا کردن مسیر درست بهم کمک کنند.این روش ها که خودشون بیراهه هایی بودند برای فاصله گرفتن موقتی از چاقی و بیشتر دور شدن از لاغری ماندگار.
من برای چاقی از هیچ روشی استفاده نکردم ، هیچ کار خاصی انجام ندادم ولی شاهد بزرگ تر شدن جسمم بودم.
اما برای لاغری خیلی هزینه کردم از پول و وقتم .خیلی روش های مختلفی رو امتحان کردم ، حاضر بودم به هر قیمتی لاغر بشم و با روش های افراطی به خودم آسیب میزدم. معمولا بعد از رژیم ها ، معده درد و ریزش مو میگرفتم.
حالا آن روش ها به من یادآوری میکنند که برای لاغر شدن باید یک سری از کارها رو نکنی و از مسیری که خداوند برات انتخاب کرده ادامه بدی و ثابت قدم باشی.
قبلا فکر میکردم که کلید لاغری من در دست بهترین متخصص تغذیه هستش و چون نمیتونستم از برنامه ی اون استفاده کنم در چاقی درجا میزنم. مدتی مادرم از رژیم این دکتر استفاده کرد و انقدر سخت بود که یک روز حالش بد شد و تا نزدیک کما رفت . از اون روز نگاهم تغییر کرد ولی همچنان از رژیم های مختلف استفاده میکردم (همون مثال انیشتین بودم) …
ورزش میکردم نه حرفه ای ولی خوب مثلا هرروز درازنشست میزدم،طناب ،دوچرخه و …..
اما هیچ کدوم برای لاغری دائمی روش درستی نبودند…..
بنابراین وقتی با لاغری با ذهن آشنا شدم هرچی روش میشناختم و نمیشناختم نبوسیدم بلکه پرت کردم انداختم کنار و لحظه ای حتی بهشون فکر هم نمیکنم…..وقتی راه به این آسونی پیدا کردم نیازی به روش های دیگه ندارم.
روز قبل موضوع توبه بود .توبه یعنی برگشت …پس به نظرم در این مسیر از روش های اشتباه هم باید توبه کنیم و رو به سمتی بیاریم که خداوند برای ما انتخابش کرده.
سلام لاله خانم چقدر نوشته هات حس خوب و شادی درونی بهم داد و گزیده ای از نوشته هات رو یادداشت کردم که منم از شما یاد بگیرم و نوشته هاتون رو با خودم تکرار کنم تا به امید پروردگار مهربانم من هم نتیجه بگیرم و سالم و شاد و لاغر بشم تشکر و سپاس از قلم بی نظیرت 👏👏👏
نشان های دریافت شده
گام ۲۲
روشهای لاغری .
شرح انشایی برای محتوای آموزشی امروز .
خب من در گذشته تمرین دقیقه اول این فایل رو انجام دادم البته بار دیگه هم اومدم انجام بدم ولی متاسفانه موقع ارسال گوشیم زنگ خورد و وقتی دوباره به صفحه رجوع کردم همش پاک شده بود . امروز میخوام یکم متنوع تر بنویسم تا نوع دیگری از نوشتنم لذت ببرم .
تصمیم گرفتم به جای نکته برداری به شرح انشایی در مورد فایل آموزشی بپردازم .
به نام خدا
میخوایم مطمئن بشیم هیچ روشی مارو لاغر نمی کنه . چون وقتی ما طبق هیچ روشی چاق نشدیم پس قاعدتا باید خودبخودی هم لاغر بشیم .
در ذهن تمام افراد چاق فرمولی هست به عنوان ( برای لاغر شدن نیاز هست که از روشهای خاصی استفاده کنیم ) و استاد خیلی عالی این فرمول ذهن چاق رو شناسایی و دلایلی برای رد کردن این فرمول آوردن .
اولین نکته اینکه ما باید بدونیم وقتی به سمت یک مقصدی حرکت می کنیم معمولا از همون راهی که رفتیم از همون راهم بر میگردیم . درسته که شاید راههای دیگه هم برای برگشت وجود داشته باشه ولی ما چون برای رفتن معمولا کوتاهترین راه رو انتخاب می کنیم برای برگشت هم کوتاهترین راه رو انتخاب می کنیم .
راههای دیگه مطمئنا به جاهای دیگه میخوره که ما باز برای برگشت به خونه ی خودمون باید برگردیم و از همون راهی که رفتیم ادامه بدیم . این قاعده ی سفر هست و سفر ما هم که از چاقی به سمت لاغریست دقیقا باید همینطور باشه .
اما خیلی از ما نمیدونیم چطور چاق شدیم . هیچ کدوممون نفهمیدیم . شاید واکنشهای ذهنمون رو یادمون بیاد که مثلا پرخوری کردیم و هرچی پرخورتر شدیم فعالیتمون کمتر شد و حوصله نداشتیم کار کنیم ولی دقیقا نمیدونیم چرا و چه وقت اینجوری شدیم . از کی اینجوری شدیم .
اما همه ی این راهها در ذهن هست و وقتی جی پی اس رو روشن کنیم و فقط از ذهنمون بخوایم که راه صحیح رو بهمون نشون بده اون وقت شروع می کنه به نشون دادن راه . جی پی اس روشن کردن یعنی اومدن توی این سایت و از مطالب استاد استفاده کردن . اون وقت میبینیم چطور ذهن خودمون به راحتی در مسیر لاغری با خیال راحت و بدون ترس از گم شدن حرکت می کنه و به امید خدا در بهترین شرایط به هدف می رسه .
ما قبلا هیچ وقت نخواستیم بدونیم چطور چاق شدیم در مسیر آگاهی نبودیم اما از وقتی وارد مسیر آگاهی شدیم روز به روز درهای بیشتری از این مسیر سربسته ی بر ما گشوده میشه .
ما جی پی اس رو روشن کردیم و حالا آگاهی پشت اگاهی داره میاد .
خب سوال اول اینه که ما گفتیم مسیر لاغری باید همون مسیر چاقی باشه که ازش برمیگردیم اما مسیر چاقی
چه ویژگیهایی داشته که ما با شناخت اون ویژگیها بدونیم از همون راه داریم برمیگردیم ؟
خب دونه دونه ویژگیهارو طبق مطالبی که تا حالا آموختیم بررسی می کنیم .
⭕ما خیلی راحت چاق شدیم
⭕ذهنمون دستور میداد بخور و ما میخوردیم و میگفت ولش کن نمیخواد کار کنی اه سخته ولش کن و ما می نشستیم
⭕ما با خودمون یگانه بودیم رفتار درونی ما در راه چاقی با رفتار بیرونیمون یکی بود
⭕ما در راه چاقی آرام بودیم
⭕ما یواش یواش چاق شدیم خیلی آرام و آهسته
⭕ما در راه چاقی استمرار داشتیم چون راه لذتبخشی بود
⭕ما در راه چاقی در حال مبارزه با خودمون نبودیم و همواره با صلح درونی چاق شدیم اونقدر صلح بودیم که اصلا نفهمیدیم چطوری چاق شدیم
⭕چاقی ما کاملا خودبخودی بود
⭕مسیر چاقی ما سرپایینی بود . سُر میخوردیم و پایین می اومدیم
⭕مسیر چاقی برای ما طبیعی و عادی بود چاقی رو برای خودمون طبیعی می دونستیم .
⭕مسیر چاقی متنوع بود . گرچه یک سری فرمولها رو تکرار میکردیم ولی همون فرمولها برامون متنوع بود
⭕ هیچ وقت از چاق شدن خسته نشدیم تا زمانیکه دیگه دلمون میخواست لاغر بشیم .
⭕ما با چاقی مشکلی نداشتیم اگه چاقی رو بد نمیدونستیم و کم کم نمیخواستیم راه لاغری رو در پیش بگیریم هیچ وقت از چاقی خسته نمیشدیم .
ما چاقی رو برای خودمون زیبایی می دونستیم شاید خندمون بگیره از این جمله و بگیم نه ولی این فرمول ذهنی رو خیلی وقت پیش پیدا کردم . سه سال پیش رفته بودم دریا . زمانی بود که چاق بودم و نمیدونستم چطور لاغر بشم . با خانومی مشغول صحبت کردن شدیم و خانومه آی صحبت میکرد . خلاصه بحثمون به چاقی و لاغری رسید و خانومه گفت میدونید چرا ما لاغر نمیشیم چون چاقی زیباییه .
وقتی این جمله رو گفت من وجودم سرشار از شادی شد . منی که همش چاقی رو توی سر خودم میزدم وقتی اون خانوم گفت چاقی زیباییه ذهن من خوشحال شد و انگار که چاقیم توجیه میشد . البته من اون وقت نمی دونستم این فرمول ذهنی منه ولی وقتی الان میفهمم که بله دقیقا این فرمول توی ذهن منم بود . این فرمول از زمان قاجار به دست ما رسیده .
⭕ زمان قاجار تازه چاقی رو برای خودشون موهبت می دونستند
خانوما هر چقدر لایه های چربی در غبغبشون بیشتر بود بیشتر مورد پسند شوهراشون بودن . یادم میاد یکی از همکارانم در زمانیکه تدریس می کردم خانومی بود که جای مادر من بود و در زمان ایشون چاقی هنوز یک موهبت بود میگفت من برای چاق شدن گریه می کردم میگفت خیلی لاغر بودم و دوست داشتم چاق بشم . ولی در جوانی همسرشو از دست داد و بعد از مدتها به ارزوش رسید و چاق شد و فقط افسوس می خورد که چرا همسرش نیست تا چاقی اون رو ببینه .
واقعا ما با چنین پیشینه ای بزرگ شدیم تازه این خانوم یه خانوم فرهنگی بودن و قاعدتا می بایست چاقی رو برای بدنشون مضر می دونستن ولی یادمه در یک فایلی شما گفتید ذهنِ یه ادم چاق حتی اگه دکتر هم باشه با یه ادم معمولی که چاقه هیچ فرقی نداره . چون فرمولهای ذهنی یکی هست .
خلاصه میخوام اینو بگم که چاقی یک موهبت بود .
🏴و بالاخره چاقی به ظهور رسید . وقتی اومد در نمایشگر جسم
🔻 در فکر به صورت امر دهنده و مرور سناریوها و فرمولها و خاطرات مختلف
🔻در رفتار به صورت پرخوری و تنبلی
🔻 در عادات به صورت پرخوری و تنبلی تکرار شونده
🔻در شخصیت به صورت شخص پرخور و تنبل
🔻 در جسم به صورت لایه های چربی .
اما اینها همه ظهور چاقیه و اصل اون فضای چاقی در ذهن بود .
فضای چاقی در ابتدا از طریق دیده ها و شنیده ها و ورودیها در ذهن ما به صورت بذر شکل گرفت و بعد خودمون شروع کردیم به ساختن و پرداختن این اطلاعات و اونها رو در وجودمون و ذهنمون تبدیل کردیم به درخت تنومند .
همین حالا خاطره ای که در بالا از همکارم گفتم تصویری بود که چاقی رو به منم انتقال میداد .
قبل از ازدواج مامان و بابام و خواهرام و بعد هم خودم شنیده ها و دیده های چاقی رو به همدیگه یاد دادیم و وقتی ازدواج کردم و فهمیدم همسرمم با چاقی در حد معمول مشکل خاصی نداره بازم گستره ی چاقی در ذهنم بیشتر شد .
⭕پس یکی دیگه از ویژگیهای چاقی یادگیری چاقی بود .
و حتی
استفاده از روشهای اشتباه لاغری فقط تصاویر چاقی رو برامون بزرگتر کرد .
و ذهن ما با هر اطلاعاتی چاق و چاقتر شد طوری که دیگه خودش خدای چاقی شد و لاغری رو به هر شیوه ای در وجودمون از بین میبرد .
روزی که همه ی ما ناامید از هر راهی به اینجا اومدیم روزی بود که خدای ما مارو از بی نهایت طریق هدایت کرد تا طعم شیرین لاغری را بچشیم .
⭕ یکی دیگر از ویژگیهای چاقی ما طعم شیرین و دلچسبی بود که زیر زبون ذهن گیر کرده بود و هیچ جوره راضی نمیشد برگرده .
⭕ ما چاقی رو تقدیر خودمون می دونستیم .
⭕ ما چاقی رو ژنتیک خودمون می دونستیم .
تا خداوند مارو هدایت کرد تا از چاقی توبه کنیم و برگردیم به خانه .
خداوند تناسب اندام رو برای جسم ما در نظر گرفته بود .
سبکی، زیبایی، راحتی، لذت، امید، یقین، راه راست، ایمان، صداقت، آرامش، اعتماد به نفس، سلامتی
⛭⛭تقدیر ما لاغر شدن هست و ما این تقدیر رو برای خودمون می نویسیم و خداوند هم از ما حمایت میکنه
. ⛭⛭
همه ی آدما فکر میکنند خداوند تقدیر مارو چاقی نوشته در حالیکه تقدیر ما دست خودمونه . تقدیر یعنی اندازه . یعنی قدر . اگر خداوند تقدیری برای بندگانش در نظر گرفته چیزی نیست جز سیستم قوانینش که اون رو با عدل و مساوات بین همه قسمت کرده و تناسب اندام یکی از همون قوانینه .
خداوند همواره بر خودش نعمت بخشیدن به بندگان رو نوشته و این ما هستیم که هر اندازه و قدری که میخوایم برای خودمون از این نعمت بر میداریم .
ما یه زمانی چاقی رو نعمت می دونستیم ولی از اونجایی که نیروی الهی دائما بر خیر جاریه همواره در حال برطرف کردنش بود ولی ما در جهت عکس می کوشیدیم و در نهایت هم وقتی از ته دل خواستیم که تغییر کنیم او هم راه تغییر رو به ما نشان داد .
لا یغیروا ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم .
نعمت و تقدیر و سیستمی که خداوند برای همه ی بندگانش در نظر گرفته سیستم تناسب اندام هست .
چربی سوزی و چربی سازی تا حدی در بدن جاری میشه که نیاز بدن باشه و او رو زیبا نگه داره ولی وقتی زمانی چربیهای زیاد رو زیبا می دونستند خب همه تمام تلاششون رو می کردند که چربی سازی رو بیشتر کنند . خب خودشون خواستن و خدا هم در اون مسیر ازشون حمایت میکرد . انتخاب خودشون بود و خیلی ها هم دلشون میخواد چربی سوزیشون اونقدر زیاد بشه که هیچی چربی توی بدنشون نباشه خب اینم یه انتخابه و از سیستم الهی در این راستا استفاده کردند و خداوند در این راستا هم ازشون حمایت می کنه . چون خداوند انسان رو آزاد آفریده .
چیزی که واضحه اینه چه اون زمان که ما راه چاق شدن رو در پیش میگرفتیم و چه حالا که داریم برمیگردیم به خونه این ما هستیم که حق انتخاب داریم اینکه در همون چاقی بمونیم یا برگردیم وقتی دیگه از جون و دل خواستیم برگردیم خداوند به ما راه صحیح رو نشون داد . اصلا عقیده ی من بر اینه کسی که از سایر روشها برای لاغر شدن استفاده می کنه دلش میخواد چاقتر بشه واسه همین دوباره توی مسیر چاقی می مونه و فضای ذهنش پر میشه از چاقی بیشتر . اونا جزء دسته ی اول چاقی هستند که در درس گذشته خوندیم و با چاقیشون کنار اومدن و راه اشتباه تنها چاقیشون رو بیشتر میکنه . اونها رژیم میگیرند و لاغر نمیشن تا به همه ثابت کنند که بگن ببین من خواستم لاغر بشم اما نشدم پس با رژیم ، چاقی رو در وجود خودشون گسترده تر کردند تا دیگه کسی ملامتشون نکنه تازه دلشونم به حالشون بسوزه که آخی طفلکی هرکاری می کنه لاغر نمیشه . چاقیش دست خودش نیست .
آها پس ویژگی دیگه ی چاقی این بود که ما معتقد بودیم که چاقی دست خودمون نیست در حالیکه دست خودمون بود و ما فقط بلد نبودیم .
⭕مسیر چاقی تکرار بود و تکرار بود و تکرار
خب حالا ما میخوایم برگردیم . مسیر ما چه ویژگی هایی داره ؟
همون ویژگیهای رفت .
دقیقا مو به مو همون ویژگیها
خب دونه دونه ویژگیهارو طبق مطالبی که تا حالا آموختیم برای لاغری در نظر میگیریم .
ما اول چاقی رو از طریق شنیده ها و دیده ها و گفته ها و اطلاعات دیگران یاد گرفتیم بعد اونها رو در زندگی روزمره به کار گرفتیم و تکرار کردیم و بعد خودبخود چاق شدیم پس حالا هم اول باید از طریق دیدن فایل شنیدن بارها و بارهای فایلها و اطلاعات متنی و انجام تمرین ها محتوای آموزشی رو تکرار کنیم و بعد در زندگی روزمره اونها رو به کار ببریم تا خودبخود لاغر بشیم .
⭕ما خیلی راحت لاغر میشیم
⭕ذهنمون دستور رفتاری لاغر کننده میده و ما هم باهاش همسو حرکت میکنیم .
⭕ما با خودمون در راه لاغری یگانه میشیم و رفتار درونی ما در راه لاغری با رفتار بیرونیمون یکی هست .
⭕ما در راه لاغری آرام حرکت می کنیم .
⭕ما یواش یواش لاغر میشیم خیلی آرام و آهسته
⭕ما در راه لاغری استمرار داریم چون راه لذتبخشی هست .
⭕ما در راه لاغری در حال مبارزه با خودمون نیستیم و همواره با صلح درونی لاغر میشیم و اونقدر صلح میشیم که اصلا نمیفهمیم چطوری لاغر میشیم .
⭕ لاغری ما کاملا خودبخودی هست .
⭕مسیر لاغری ما سرپایینی هست .یعنی مثل آب خوردن راحته . سُر میخوریم و پایین می آییم .
⭕مسیر چاقی برای ما طبیعی و عادی هست . لاغری رو برای خودمون طبیعی می دونیم .
⭕مسیر لاغریمون متنوع هست . پر از فایلها و فرمولها و متنها و تمارین مختلف .
⭕ هیچ وقت از لاغر شدن خسته نمیشیم
⭕ما با چنین لاغری آسان و راحت و لذتبخش هیچ مشکلی نداریم . تازه عاشقش هم هستیم و هیچ وقت ازش خسته نمیشیم .
⭕لاغری برای ما زیباییه .
⭕ لاغری برای ما موهبته . نعمته .
خب راه لاغری ما این ویژگیها رو داره حالا بر میگردیم سر محتوای اصلی فایل آموزشی : روشهای لاغری . حقیقتا کدوم یک از روشهای لاغری این ویژگیها رو داره به جز لاغری با ذهن .
بله چاقی برای ما از هیچ روشی به دست نیومد بلکه تنها و تنها از طریق ذهن ما برای ما ایجاد شد و قطعا ویژگی راه لاغری ما هم همین هست .
ما لاغر شدن رو یاد میگیریم و اون رو در زندگی روزمره به کار میبریم و درست مثل چاقی اون رو در زندگی روزمره تکرارش میکنیم تا بهشون عادت کنیم .
ما خالق عادات خودمون هستیم و عادات لاغر کننده ی ذهن در خودمون ایجاد می کنیم نه چاق کننده .
وزن کردن ذهن رو چاق می کنه پس وزن کردن راه لاغری نیست .
رژیم ذهن رو چاق می کنه پس رژیم راه لاغری نیست .
ورزشهای سنگینی که به قصد لاغری انجام میشدن ذهن را چاق می کنه پس راه لاغری نیست .
قرص ها و دمنوشها ذهن رو چاق می کنند چون اجازه میدیم فرمولهای چاق کننده به راحتی به عملکردمون وارد بشن و چه بسا عادات چاق کننده ی جدیدی در ما ایجاد بشه پس راه لاغری نیست .
عمل جراحی راه لاغری نیست چون محتوای ذهنی رو حتی چاقتر از قبل میکنه چون شخص میگه لاغر شدم دیگه پس با خیال راحت به چاق کردن خودش ادامه میده و اتفاقا خیلی هم بدتر از قبل چاق میشه یا اگر لاغر بمونه مرتب حالش بده چون با خودش در جداله مگر اینکه به سختی تن بده به رژیم . این شخص دائما در زندگیش در حال عذابه پس ذهنش داره مرتب چاق و چاقتر میشه .
خلاصه که تمام روشهای لاغری فقط سبب چاقی ذهن میشن و ذهن رو تبدیل به یک حیوان افسار گسیخته ای می کنند که فقط منتظر فرصته تا صاحبش رو بدره .
در حالیکه در لاغری با ذهن فقط سود است سود است و سود است .
همه چیز هست . راحتی و امنیت و ارامش و لذت .
خدایا سپاسگزارم که منو به مسیر لاغری با ذهن هدایت کردی.
استاد بابت اینکه همواره در مسیر لاغری با ذهن هستید و لاغری رو به ما آموزش میدید ازتون سپاسگزارم .
فاطمه ازت ممنونم که دوباره اومدی و داری کسب آگاهی می کنی .
نشان های دریافت شده
.بنام خدا 🌸 گام بیست و دوم.
روشهای لاغری: استفاده از روشهای لاغری فقط برای به دست آوردن اندام متناسب.بوداماواقعیت درونی ذهنم چیزدیگس ای بودمن میخواستم لاغربشم امابازورواجباروتمام روشهایی هم که امتحان میکردم بیشتر به خاطر رسیدن به اون جسم لاغربایدباشم تجربه کردن لاغری اماهبچ وقت نخواستم که اون هارو ادامه بدم چون میدونستم که نمیتونم وبراشون هم زمان وهم مقدار تعیین شده بود به خاطر همین من بیشترازاینکه خوشحالم باشم دارم روش وبرنامه ی غذایی جدیدی روانجام میدم بیشتراحساس ترس ونگران واسترس اینکه تااون زمان مشخص شده من لاغرنشم چی میشه . وزمانی هم که از برنامه غذایی استفاده میکردم هیچ حق انتخابی وجودنداشت وتنوعی هم در برنامه غذایی وجودنداشت و همه ی اون چیزهایی که علاقم بودحدف شده بودومحدودشده بودم به یکسری چیزها فقط مدام بایداونهارومصرف میکردم وبه همون اندازه وحجم و مقداری که تعیین شده بود .و همیشه به خاطر اون مقداری هم که برام تعیین کرده بودن ترس داشتم که نکنه شایدبیش ازاون چیزی که برام نوشتن خورده باشم وبیشتربرای وجدان وترس ازاینکه نکنه چاقترمیشم درمن شکل میگرفت وزمانی که ورزش میکردم وبدنموتحت فشارمیذاشتم وبعدخودمومجبورمیکردم که لاغربشم میخواستم فقط لاغربشم موضوع اصلا خودم وخواسته ی واقعی من که درونامیخواستم نبودزمانیکه من ورزش میکردم وچربی های من تموم میخورد من بیشترخجالت میکشیدم وموردتمسخراطرافیان نزدیکم قرارمیگرفتم ودرمدرسه بادوستان هم مدرسه ای و همکلاسی وبیشترازاینکه ورزش رودوست داشته باشم بیشترازمن نفرت داشتم و اینم میدونستم که ورزشواگه ادامه ندم دوباره برمیگردم و تبدیل میشم به آدم قبل امابااین حال خودمومجبورمیکردم برای اینکه از حرفهای دیگران نسبت به خودم کم کنم وباینکه دوست نداشتم اونکارهاروامانجام میدادم وبعدازاینکه اونهاررورهامیکردم برگشت میکرده نوشیدنیهای تلخ وتندوترش روکه مصرف میکردم ویادرغذام روغن کرچک میذاشتم ومیخوردم به زورامامیدونستم که جواب نمیده ته دلم این بود که من نمیتونم برای همیشه این شکلی باشم و همیشه برای خودم زمان تعیین میکردم و مقداروزنی که میخواستم اماهیچ وقت به اون نمیتونستم برسم و حتی زمانیکه یک سال تمام به خودم نخوردن دادم و کلی فشارفکری روتحمل کردم همیشه احساس میکردم گرسنم وفقط بانون خشک یانون وماست به زندگی خودم ادامه میدادم وزمانیکه نمیتونستم دکتر تغذیه برم خودم این برنامه روزانه انداختم وازوزن صدوبیست کیلوبه پنجاه و هشت رسیدم امابااجبارکردن خودم به نخوردن وبابه یاداوردنحرفهای دیگران به خودم نهیب میزدم که حتمابایدلاغربشم ولاغری من به بلافاصله بعدازازدواجم طی یکی دو سه ماه به راحتی برگشت و زمانی که باردارشدم بیشترازقبل و حدودصدوسی کیلواضافه وزن داشتم ولی بازم ادامه دادم بعداز ایمان کمربندهای لاغری گرفتم و راه میرفتم که عرق کنم و وقتی راه میرفتم حس بدی به من دست میدادانگارکه همه دارن به من توجه میکنن که کمربند پوشیدم برای اینکه لاغربشم وورزش روبااینکه دوستش نداشتم به خاطر گذشته وتمسخرهاییکه ازطرف دیگران میدیدم انجام میدادم و میدونستم نمیشه وبیشترهربارکه لاغرمیشدم وچاق میشدم ازطرف اطرافیان نزدیکم این به من گوش زدمیشدکه من چاقم وای هم بخورم چاق میشم وبعدباباشگاه رفتن ها ومشکلات جسمی و روحی پیداکردم وبیشتراحساس ناتوانی در انتخاب درمن شکل میگرفت و عدم لیاقت لاغرشدن برنامه هاییکه انجام میدادم بیشتراحساس ناتوان بودن ومشکلات داشتن وضعیف بودن و بیارزش بودنو به من تاکید میکرد فکر میکردم واقعیت زندگیم همینه وسرنوشت من محکوم به اینه چاق باشم و چاق بمونم و هیچ وقت به خواسته ی من اهمیتی داده نمیشد فقط برای تغییرجسمم مجبور بودم که اون روشهاروامتحان کنم ومیخواستم که لاغربشم ولاغری روتجربه کنم برای یه مدتم که شده چون باورداشتم که من لاغرنمیمونم. برای همیشه وامازمانیکه بالاغری باذهن اشناشدم فهمیدم من میتونم حق انتخاب داشته باشم توغذاخوردن محدودنیستم خبری از زمان نیست که درچه زمانی چقدربایدکم کنم ویا گرفتم که مهم خودمم ومن باارزشم یادگرفتم ازچاقی نترسم وشجاعت به خرج بدم و اینکه باورکردم من توانمند م واینم یادگرفتم چاقی طبیعی نیست چون همه ی اون های که چاق هستن یک زمانی لاغربودن که چاق شدن پس طبیعی نیس .یادگرفتم ازچاقی فر ارنکنم وبپذیرم که خودم اینکاروکردم وبایداصلاحش کنم ویا گرفتم که اشتهای من زیادنیست بلکه انتخاب هاوف نواهای ذهنی من هست که زیاده یادگرفتم که من درهرشرایطی هستم خودم اون شرایط روبرای خودم به وجوداوردمودرهرشرایطی که هستم حقم همونه اگرچاقم به خاطر این هست که خودم خودموچاق کردم وپذیرفتم که اگرمیخوام شکل دیگه ای زندگیم تغییرکنه خودم بایداصلاحش کنم ورهاش نکنم یادگرفتم متعهد باشم تعهدروفراموش نکنم ویادگرفتم ازخداوبنده هاش کینه به دل نداشته باشم .وودرواقع درتمام روشهایی که قبلاانجام میدادم فقط افکارورفتارجدیدی محذودمیکزدومنودرتنگناقرارمیدادودرون من بهش توجهی نمیشدامادرلاغری باذهن من فکرورفتارم روتغییرمیدن وابدیل به عادت های تکرارشونده ی لذت بخش میکنم مسیری که در چاقی پیش گرفتم درتمام روشهای قبلی چون روشهاباچاقی هم خوانی نداشت مثل روش چاق شدن نبود به خاطر همین بود که سخت و طاقت فرسا بود امادراین روش ذهنی بیشتربه این که چطورچاق شدم وچطورلذت بشم میپردازه وکاملابرعکس همه ی اون چیزهایی که قبلاً انجام میدادم تانتیجه ی کوتاه بگیرم اینبار نتیجه ی بلندمدت روتجربه میکنم وهمه ی روشهای قبلی رواززندگیم پاک میکنم و فقط به لاغری با ذهن ادامه میدم ونسبت به این روش متعهد میمونم.🌸🌸🌸
سلام استاد عزیز
من روش های زیادی رو برای لاغری امتحان کردم من چاقیم از سال ۹۷شروع شد و من ازتابستون ۹۷شروع کردم،باشگاه رفتم،توخونه ورزش کردم،رژیم سیب و بیسکوییت و شیر گرفتم،رژیم تخم مرغ و بیسکوییت،پیاده روی رفتم،کالری شماری به همراه ورزش کردم،رقصیدم رقص تند،هرکاری کردم به نتیجه نرسیدم چون از راه اشتباه رفتم برای رسیدن به لاغری باید همونطور ک چاق شدم لاغر بشم همونطور که مسئولیت چاقیم رو به عهده گرفتم مسئولیت لاغریم رو هم به عهده میگیریم و از همون راهی که چاق شدم لاغر میشم و از مسیری ک من چاق شدم توش برمیگردم تا لاغر بشم،من تعهد میدم ک ازهیچگونه تلاشی سرباز نمیزنم،با ارزوی داشتن افکار و اندام و زندگی متناسب❤❤❤