تا حالا شده با تمام وجود بخوای لاغر بشی، ولی هر بار که یه روش جدید رو امتحان میکنی، آخرش با یه حس بد، یه عالمه اضافهوزن و یه عالمه سرزنش خودت رو پیدا کنی؟
این داستان، داستان خیلی از ماهاست و ریشهی ماجرا خیلی وقتها به یه چیز ساده اما خطرناک برمیگرده:
«اشتباه در انتخاب روش لاغری» 💣
توی این جلسه، قراره بریم سراغ این اشتباه بزرگ و ببینیم چطور بارها و بارها فریب خوردیم و چرا وقتشه جور دیگهای فکر کنیم.
پس کمربندت رو ببند، قراره سفری به دنیای ذهن، احساس و تناسب داشته باشیم. 🌱🧠

🚪 اشتباه اول: وقتی ترس راهنمای انتخاب میشه، نه شناخت!
از خودت بپرس: آخرین باری که تصمیم گرفتی لاغر بشی، دقیقاً چرا اون روش خاص رو انتخاب کردی؟
آیا چون عاشقش بودی؟ یا چون از بدن فعلیت فراری بودی؟ 😟
بذار یه تصویر برات بسازم:
داری جلوی آینه لباس پرو میکنی. شکم کمی از زیپ بیرون زده. حس خجالت، عصبانیت و ناامیدی با هم قاطی میشن. توی ذهنت یه جمله تکرار میشه:
«بسه دیگه! باید یه کاری کنم!»
و درست توی همون حالت هیجانی، میری سراغ اولین تبلیغی که میبینی:
🍵 یه دمنوش گیاهی!
🥗 یه رژیم پرطرفدار اینستاگرامی!
🏃♀️ یه چالش ۲۱ روزهی سختگیرانه!
اینجا دقیقاً نقطهایه که اشتباه در انتخاب روش لاغری رخ میده.
انتخابت بر اساس شناخت از بدن و سبک زندگیت نیست، بلکه بر اساس ترس، استیصال و تنفر از وضعیت فعلیته.
👀 مثالی از مدرسه…
یادته تو مدرسه ریاضی سخت بود؟ اگه ازش بدت میاومد، آیا اجبار معلم باعث شد عاشقش بشی؟ نه! چون علاقه با زور ایجاد نمیشه.
تو دنیای لاغری هم همینه.
وقتی روشی رو فقط بهخاطر ترس از چاقی انتخاب میکنی، نه به خاطر علاقه، نه براساس شناخت، نتیجهش میشه:
⛔ شروعهای پرانرژی
⛔ چند روز فشار و محدودیت
⛔ و بعدش، یه سقوط آزاد به سمت ناامیدی
🔬 نگاه علمی به اشتباه انتخاب از روی ترس
طبق تحقیقات انجمن ملی اختلالات خوردن، افرادی که با احساس شرم یا ترس از بدنشون رژیم میگیرن، بیشتر در معرض شکست رژیم و حتی پرخوریهای جبرانی هستن.
چرا؟ چون انتخابشون از روی اضطرابه، نه آرامش. و ذهن مضطرب، هیچ وقت همراه خوبی برای تغییر نیست 🧠💥
✅ راه درست چیه؟
🔍 اول، باید خودتو بشناسی:
- آدم انعطافپذیری هستی یا ساختارمند؟
- به تنهایی بهتر کار میکنی یا با همراه؟
- از محدودیت خوشت میاد یا آزادی؟
بعد، روشهایی رو بررسی کن که با شخصیت، روحیه و سبک زندگیت هماهنگ باشن.
مثلاً اگه از دیکته شدن بیزاری، شاید رژیمهای عددی برات مناسب نباشه.
یا اگه آدم درونگرایی هستی، ممکنه روش لاغری با ذهن، که درونی و آرامه، نتیجهی بهتری بده برات.
💡 اشتباه در انتخاب روش لاغری بیشتر وقتها بهخاطر اینه که عجله داریم و از خودمون نمیپرسیم:
«من واقعاً چی میخوام؟ چی برام جواب میده؟»
پس الان که تصمیم گرفتی لاغر بشی، قبل از اینکه بری سراغ جلسه بعدی، یه نفس عمیق بکش و بپرس:
«آیا دارم این انتخابو از روی عشق و آگاهی انجام میدم، یا از روی ترس و اجبار؟» 🌱
🔑 چون همون لحظه است که میتونی از اولین اشتباه در انتخاب روش لاغری عبور کنی و مسیر جدیدی رو بسازی؛ مسیری که با خودت هماهنگه، نه با تیترهای فریبندهی مجله ها و اینستاگرام.

🎭 اشتباه دوم: گول خوردن از تبلیغات، نه تجربهی درونی
تا حالا شده آخر شب، وسط اسکرول اینستاگرام، یه تبلیغ ببینی که میگه:
✨ «فقط در ۱۰ روز، ۸ کیلو کم کن!»
یا یه خانم خوشهیکل با لیوان دمنوشی در دست، تو ساحل وایساده و میگه:
🌿 «رژیم ما تضمینیه… بدون بازگشت!»
تو اون لحظه، مغز خستهت فقط همون یه جمله رو میفهمه:
«نجات!» 😵💫
و اینجاست که اولین اشتباه در انتخاب روش لاغری اتفاق میافته… چون تصمیمگیریت از روی تجربهی واقعی خودت نیست، بلکه بر اساس ترس، عجله یا تقلید از دیگرانه.
🧠 ذهن وقتی ناامیده یا استیصال داره، دنبال راهحل سریع میگرده. این کاملاً طبیعیه. اما طبیعی بودنش، درست بودنش نیست!
🔬 از نظر علمی هم این موضوع حسابی بررسی شده. در یک مطالعه منتشرشده در Obesity Research Journal نشون داده شده که ۹۵٪ افرادی که با رژیمهای سخت و سریع وزن کم میکنن، طی ۳ تا ۵ سال دوباره وزنشون برمیگرده!
یعنی چی؟ یعنی بیشتر مردم دچار همون اشتباه در انتخاب روش لاغری هستن:
انتخابی که از بیرون بهشون خورونده میشه، نه از درون جوشیده.
🌀 بدن ما یه چاپگر نیست که دکمهی «لاغری فوری» داشته باشه! یه سیستم پیچیدهست که با هورمونها، مغز، احساسات، باورها و عادتها کار میکنه.
اگه فقط روی ظاهر تمرکز کنیم، مثل اینه که بخوایم با رنگ کردن دیوارای نمکشیده، مشکل ساختمون رو حل کنیم… فقط قشنگتر خراب میشه!
✅ راه بهتر چیه؟
بهجای دنبالهروی کورکورانه از هر رژیمی که «فالوئر زیاد» داره، بشین یه قدم به خودت نزدیکتر شو. ببین تو از چی لذت میبری؟ با چه چیزی احساس امنیت میکنی؟ روش انتخابیت قراره تو رو خستهتر کنه یا زندهتر؟
🧭 هر وقت به جای نگاه به بیرون، به درون خودت نگاه کردی، احتمال اینکه روش درستی برای لاغری انتخاب کنی خیلی بیشتر میشه.

⚠️ اشتباه سوم: سرزنش خودت، بهجای اصلاح روش
یه سؤال ساده اما مهم:
وقتی رژیمی که انتخاب کردی جواب نمیده، چی کار میکنی؟
- الف: میگی این روش برای من مناسب نبوده، باید دنبال یه مسیر دیگه باشم.
- ب: خودتو سرزنش میکنی که «بازم نتونستم… من هیچوقت اراده ندارم!» 😔
واقعبین باشیم… اکثر ما ناخودآگاه میریم سراغ گزینهی «ب».
چرا؟ چون سالها بهمون گفتن:
“لاغر نشدی؟ پس مقصری! تنبلی! بیارادهای! خودتو کنترل نمیکنی!”
و این دقیقاً یکی از خطرناکترین اشتباه در انتخاب روش لاغری؛ چون وقتی یک روش بهمون نمیسازه، به جای اینکه روش رو زیر سؤال ببریم، میزنیم تو سر خودمون!
📉 اما خبر بد اینه که با هر بار سرزنش، نهتنها عزتنفست افت میکنه، بلکه انگیزه و امید به تغییر هم کمرنگتر میشه.
و خبر خوب اینه که اشکال از تو نیست! اشکال از اشتباه در انتخاب روش لاغری.
👗 تصور کن…
رفتی خرید، یه لباس خوشگل دیدی، پوشیدی، دیدی بهت نمیاد.
خب چیکار میکنی؟
میگی: «اوف! من چقدر زشتم!»
یا میگی: «این لباس برام مناسب نیست، باید یکی دیگه امتحان کنم؟»
اگه جواب دومت رو انتخاب کردی، آفرین! تو داری یاد میگیری که لاغری هم مثل لباسه.
همهی روشها برای همه مناسب نیستن.
🌿 بدن ما یه سیستم بینهایت پیچیدهست، با تاریخچهای از احساسات، باورها، ژنها، عادتها و خاطرات.
وقتی با یه رژیم یا برنامه جواب نمیگیری، بهجای مچگیری از خودت، بهتره بگی:
“من روش رو درست انتخاب نکردم… باید روشی پیدا کنم که با مغزم، روحیهم و سبک زندگیم هماهنگه.”
🧠 اشتباه چهارم: نادیده گرفتن قدرت ذهن
منم یکی از اون آدمایی بودم که سالها توی دور باطل روشهای جسمی افتاده بودم:
📉 رژیم پشت رژیم
🏋️♀️ ورزش تا مرز بیحالی
🍵 دمنوش لاغری تلختر از دارو
📦 قرصهای گرون قیمت
💡 و البته دستگاههای عجیب و غریب که بیشتر شبیه ابزار شکنجهی قرون وسطی بودن!
هر بار با هیجان شروع میکردم، و بعد از چند هفته با ناامیدی و اضافهوزن بیشتر تموم میشد.
در واقع، من به شکل ناخودآگاه درگیر یکی از رایجترین اشتباه در انتخاب روش لاغری شده بودم:
نادیده گرفتن ذهن!
یعنی چی؟ یعنی فقط جسمم رو هدف گرفته بودم، در حالی که فرمانده کل بدنم، یعنی ذهنم رو اصلاً ندیده بودم.
🌪 وقتی ذهن نادیده گرفته بشه…
مثل اینه که بخوای ماشین رو هل بدی ولی ترمز دستی هنوز کشیدهست!
تو زور میزنی، عرق میریزی، انرژی میذاری… اما نمیدونی چرا جلو نمیری.
🧠 ذهن همون ترمز دستیایه که اگه آزادش نکنی، هیچ رژیمی و ورزشی کمکت نمیکنه.
🌟 وقتی ذهن رو وارد بازی کردم…
تازه فهمیدم چرا قبلاً موفق نمیشدم. من داشتم با جسم میجنگیدم، در حالی که مغزم هنوز فرمان «چاق بمون!» رو صادر میکرد.
تا زمانی که ذهن قانع نشه، بدن همکاری نمیکنه.
و این، همون نقطهای بود که مسیر من تغییر کرد…
✅ نتیجهگیری:
یکی از بزرگترین اشتباه در انتخاب روش لاغری، نادیده گرفتن مغز و ذهنه.
لاغری پایدار، فقط با کار روی بشقاب غذا نیست؛ باید با ذهن همدست بشی تا به صلح با غذا و بدن برسی.
پس این دفعه که می خوای یه روش جدید برای کاهش وزن رو امتحان کنی، اول از خودت بپرس:
«ذهن من تو این مسیر باهامه؟ یا دوباره قراره مقاومت کنه؟» 🧘♀️🌀

🔒 مزیت جادویی روش ذهنی: لاغر شدن بیصدا، اما عمیق!
وقتی رژیم میگیری، صدای بشقاب سالادت از طبقه بالا هم شنیده میشه!
🍽 مامان میپرسه: «باز کم خوردی؟»
👩💼 همکار میگه: «بازم رژیم گرفتی؟ نترکی یهوقت!»
👨👩👧👦 خانواده با نیشخند میپرسن: «اینیکی رژیمت با قبلیا فرق داره؟!»
حتی گربهی دم پنجره هم قضاوتت میکنه 😿!
اما وقتی میری سراغ روش ذهنی، یه اتفاق جادویی میافته: لاغر میشی، بیسروصدا. مثل شکفتن گل تو دل شب.
🧘♀️ نه قرصی روی میزته،
🏋️♂️ نه لباسی که داد بزنه «من باشگاه میرم»،
📱 نه اپی که صدای اعلانش همهجا بپیچه.
فقط تویی و ذهنت. تویی و خودت.
🎧 تجربه شخصی: وقتی کسی نفهمید، من رها شدم
اولین باری که تمرین ذهنی انجام دادم، حتی همسرم هم متوجه نشد!
نه خبری از “شروع رژیم” بود، نه نگرانی از شکستش. نه ترس از سوالهای تکراری، نه خجالت از توضیح دادن روش جدید.
و همین سکوت، شد بزرگترین مزیتش.
چون تمرکزم کاملاً رفت روی درون خودم، نه روی دفاع کردن از تصمیمم یا ثابت کردن چیزی به دیگران.
🧠 چرا سکوت روش ذهنی کمککنندهست؟
روش ذهنی تو رو از یکی از مهمترین اشتباه در انتخاب روش لاغری دور میکنه:
وابستگی به تأیید و توجه بیرونی.
تو دیگه دنبال این نیستی که “ثابت کنی” میتونی لاغر شی. بلکه واقعاً داری در درونت تغییر میکنی.
تغییری که:
✅ بدون زور و فشار بیرونی اتفاق میافته
✅ از جنس شناخت و آگاهیِ درونیه
✅ و دقیقاً به همین دلیله که پایدار میمونه
🌱 یه مقایسهی جالب:
روشهای پرزرقوبرق بیرونی مثل گل مصنوعیان:
تو رو سریع میبرن بالا، ولی از ریشه خبری نیست.
اما روش ذهنی؟
مثل کاشتن دونهست.
شاید مدتی طول بکشه تا نتیجه بده، ولی وقتی بده، ریشهدار، واقعی، و غیرقابل برگشته.
پس اگه تا حالا فکر میکردی که باید حتماً یه چیز عجیبغریب شروع کنی تا نتیجه بگیری، اینم بدون:
گاهی بهترین تغییرها، در سکوتترین حالت ممکن اتفاق میافتن.
🔐 و این، شاید اون روشیه که تا حالا نادیدهش گرفتی… همون انتخابی که با ذهنت شروع میشه و با دلت میمونه ❤️
💬 چرا اشتباه در انتخاب روش لاغری، هی تکرار میشه؟
چون ته دلمون یه صدای آشنا زمزمه میکنه:
«تو نمیتونی… تو بازم شکست میخوری.»
و وقتی بارها تجربهی تلخ شکست رو چشیدیم، ذهنمون سریعتر جذب وعدههای قشنگ و توخالی میشه.
☠️ اینجاست که میافتیم توی تلهی خطرناکِ تلاش برای نجات فوری؛ همون لحظههایی که فقط دنبال یه راهحل سریع و قشنگ میگردیم، نه راهی درست.
🔍 ولی اگه فقط یه لحظه مکث کنیم، یه قدم عقب بیایم، احساساتمون رو ببینیم و ذهنمون رو آموزش بدیم، اون وقت دیگه نیازی به نجات فوری نداریم…
چون خودمون، با آگاهی، داریم خودمون رو از تکرار اشتباه در انتخاب روش لاغری نجات میدیم. از ریشه. از درون. 🌱
🧘♀️ لاغری واقعی یعنی آرامش ذهن + تغییر تدریجی
همهی اون روشهایی که قبلاً امتحان کردی، یهجورایی فقط به بدن فشار میآوردن، ولی روحت رو فراموش میکردن.
🌈 اما روش ذهنی، دقیقا برعکسه:
اول روحتو آروم میکنه، عزتنفس رو برمیگردونه، بعد کمکم تغییرات رفتاری و جسمی خودشون ظاهر میشن.
❓اگه روشی باعث بشه جسمت لاغر شه ولی روحت زخمی بشه، واقعاً ارزش داره؟
جواب واضحه: نه.
🔁 نذار اشتباه در انتخاب روش لاغری، تبدیل بشه به تکرار زخمهای قدیمی.
اینبار از خودت شروع کن. از ذهنی که تو رو واقعاً درک میکنه، نه قضاوتت.
🧡 دعوت به تغییر
تو هم میتونی مثل من، از اون چرخهی اشتباه در انتخاب روش لاغری بیرون بیای.
کافیه تصمیم بگیری، فقط یه بار، یه جور دیگه نگاه کنی.
👣 شروع کن به بازبینی مسیرهای قبلیت، احساساتت رو بشناس، ذهنت رو آروم کن.
و مطمئن باش که تو هم میتونی از اشتباه در انتخاب روش لاغری عبور کنی و وارد مسیری بشی که پایدار، واقعی و خوشحالکنندهست.
✍️ تمرین آموزشی 📖
بیایید با هم یه نگاه واقعی بندازیم به اشتباه در انتخاب روش لاغری گذشتهمون:
- چه روشهایی برای لاغری امتحان کردی که نتیجه نداد؟
- چرا اون روش رو انتخاب کردی؟ علاقه داشتی یا فقط ترسیده بودی؟
- بعد از شکست، بیشتر خودت رو سرزنش کردی یا روش رو؟
- آیا حاضری به جای جسم، اینبار از ذهن شروع کنی؟
🪞 یادت باشه: روشی که انتخاب میکنی باید هم جسمت رو درمان کنه و هم احساست رو. اگه فقط یکی رو خوب کنه ولی اون یکی رو خراب، دوباره چاقی برمیگرده؛ شاید هم بدتر از قبل…
📝 در بخش نظرات بنویس:
- تو چند بار گول روشهای لاغری رو خوردی؟
- از کدوم اشتباه بیشتر ناراحت شدی؟
- آیا آمادهای با ذهن، لاغری رو از درون بسازی؟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 3.86 از 263 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام علت چاقی روهمه ما میگفتیم بخاطر ارثی بودنه میگفتیم توخانواده ماهمه چاق هستن وقتی سن بره بالا مالاغرمیشیم ونگرش بعدی من این بودکه بخاطرتیروید سوخت وسازبدنم پایینه تاسالها بااین افکارزندگی کردیم وقتی شروع کردیم به رژیم گرفتن برا لاغری وفکرمیکردیم یک روشی هست ماروبه ارزومون میرسونه ولی متاسفانه هیچ کمکی نکردبیشترحال ماروبدمیکردچون ایمان نداشتیم این روش خوب باشه هم گرسنگی داشت وقتی میرفتیم مهمانی چقدرسخت بودچیزی نخوریم همه متوجه میشدن که مارژیم میگیریم یا میخوردیم چقدربخودسرزنش میکردیم چراخوردیم من بی اراده هستم کلا بهم میریختیم یا برنامه دوست رومیگرفتیم اونم جواب نمیداد ورزش هم جواب نمیدادیاحرف اطرافیان نون وبرنجتوکم کن شیرینی وماکارونی محدودکن وروغن خیلی کم بریزتوغذا ابپزیاکبابی بخورزودلاغرمیشی تمام این راهها رورفتیم ولی باز سرجای اول بودیم وقتی خسته شدیم ازخداراهی روخواستیم راحت باشه اونم ماروبه این سایت هدایت کردمایادگرفتیم لاغری اسانه ازذهن شروع میشه بایدهمون ذهن اموزش ببینه تا فرمول اشتباه پاک بشه وذهنمومتناسب کنم لاغری بایدازدرون شروع بشه ونگاه کنیم به احساس نه تاییددیگران یاگشادشدن لباس وعددترازو جواب تمرین من گذشته روش انتخابیم همون رژیم ورزش وپیاده روی بماگفتن کم بخوربیشترورزش کن وتنهاراه برارسیدن به تناسب اندام همون رژیم گرفتنه بوده ومن هیچ علاقه ایی نداشتم فقط بخاطرخلاص شدن ازچاقی بود وبعدشکست خودمویک ادم بی اراده وپرخورمیدونستم که نمیتونه لاغربشه زمان برگرده به عقب لاغری باذهن روانتخاب میکنم نه رژیم من فکرمیکردم برنامه رویک فردمثل دکتربرام بنویسه ومقداروتایمشوبرام اون انتخاب کنه وچقدربرام سخت بود اشتباه من همون اجرارژیم هابود بدنم ضعیف شده بودکسی نبودبگه روذهن تمرکزکن نه جسم همچی ازذهن شروع میشه نه جسم نگرش هارونباید بال وپرداد مهم ایمان وباورقلبی به اموزش ها داشته به مسیرباتمام اراده ادامه دادتابه هدف رسید نه سختی داره نه حال بد ذهن یادمیگیره چجوری باغذاوخوردن ها رفتارکنه وترسی نداریم ازخوردنه راحت توجمع ها میریم اینقدرجلوایینه نمیریم وخودمونوسرزنش نمیکنیم به نجواها توجه نمیکنیم
برداشت از گام ۱
وقتی از «راه درست لاغری» صحبت میکنیم، ناخودآگاه ذهن بسیاری از ما به سمت روشهای رایج میرود: رژیمهای غذایی متعدد، برنامههای ورزشی سنگین، داروها و مکملها، یا حتی جراحیهای پرهزینه.
اما گام اولی که در این آموزش مطرح میشود، دقیقاً آمده تا این تصویر کلیشهای و غلط را به چالش بکشد.
حقیقتی که این گام بر آن تأکید دارد این است که شکستهای مکرر در مسیر لاغری، نه از کمکاری یا بیانگیزگی افراد، بلکه از انتخاب مسیرهای اشتباه ناشی میشود. انتخابهایی که شاید در ظاهر علمی یا پرهیاهو به نظر برسند، اما در باطنشان تنها بر فشار آوردن به جسم متمرکزند و ذهن و احساسات را نادیده میگیرند.
این نگاه، نوعی انقلاب فکری در ما ایجاد میکند. ما سالها به خودمان سخت گرفتیم، خودمان را سرزنش کردیم که چرا نمیتوانیم پایبند باشیم، چرا همیشه نیمهکاره رها میکنیم. اما حالا این گام میگوید مشکل اصلی ما تنبلی یا ضعف اراده نیست، بلکه راهی بوده که انتخاب کردهایم.
این یک جابهجایی مهم در زاویه دید است: به جای سرزنش خویش، باید مسیر را نقد کنیم. این همان جایی است که بار سنگین قضاوت از دوش ما برداشته میشود و امید تازهای برای دوباره آغاز کردن در دل زنده میشود.
راه درست لاغری، همانطور که در این مرحله مطرح میشود، چیزی فراتر از تغییرهای سطحی است. این راه، نقطهی شروعی است برای رفتن به عمق؛ به عمق ذهن، باورها و احساسات.
تا زمانی که این ریشهها دستنخورده باقی بمانند، هر تلاشی برای کاهش وزن مثل بریدن شاخههای یک درخت است؛ شاخهها دوباره رشد میکنند، حتی شاید پرقدرتتر از قبل. اما اگر سراغ ریشه برویم، تغییر پایدار امکانپذیر میشود.
تحلیل این گام نشان میدهد که نخستین وظیفهی ما در مسیر لاغری، بازنگری در باورهای غلطی است که در طول سالها در ذهن ما رسوب کردهاند.
باورهایی مثل «چاقی ارثی است»، «من هیچ وقت لاغر نمیشوم»، «برای موفقیت باید خودم را عذاب بدهم»، «فقط با گرسنگی کشیدن وزن پایین میآید».
این جملات شاید بارها به صورت ناخودآگاه از ذهن ما عبور کرده باشند، اما هر بار که تکرارشان کردهایم، مثل یک فرمان ذهنی عمل کردهاند و ما را در همان چرخهی شکست نگه داشتهاند.
پس گام اول، بیش از آنکه دعوت به تغییر رفتار باشد، دعوت به بیداری ذهنی است؛ دعوت به اینکه ببینیم اساساً با چه افکاری خودمان را زندانی کردهایم.
از زاویهای دیگر، این گام اهمیت مسیر را برجسته میکند. بسیاری از ما آنقدر درگیر نتیجه شدهایم—عدد ترازو، سایز لباس، نگاه دیگران—که مسیر را از یاد بردهایم.
برای همین هم، وقتی بعد از مدتی نتیجهای نمیبینیم، ناامید میشویم و کنار میکشیم. در حالی که اگر مسیر را ارزشمند ببینیم، هر قدم کوچک تبدیل به یک پیروزی میشود. در واقع، راه درست لاغری یعنی یاد گرفتنِ لذت بردن از حرکت، نه فقط چشم دوختن به مقصد.
وقتی کسی بفهمد همین تغییرات کوچک روزانه بخشی از پیروزی است، انگیزهاش پایدار میماند و دیگر بهانهها آنقدر قوی نخواهند بود.
گام اول همچنین تأکید میکند که باید مسئولیت مسیر را بپذیریم.
این یعنی دست کشیدن از فرافکنی: دیگر نمیتوانیم همهچیز را گردن شرایط، ژن، زمان یا اطرافیان بیندازیم. این تغییر شاید در ابتدا سخت باشد، چون پذیرش مسئولیت یعنی روبهرو شدن با حقیقت. اما همین پذیرش ما را توانمند میکند.
وقتی میگوییم «شرایط بیرونی مانع من است»، عملاً کل قدرت تغییر را از خودمان سلب کردهایم. اما وقتی بپذیریم که «من میتوانم ذهنم را تغییر دهم»، آنوقت قدرت به درون ما بازمیگردد. این نقطهای است که تحول واقعی آغاز میشود.
این گام نخست حکم یک پاکسازی را دارد. قبل از اینکه وارد تمرینات ذهنی و تکنیکهای خاص شویم، باید از نظر فکری و روانی آماده شویم. باید بفهمیم که چرا تمام تلاشهای گذشته شکست خوردهاند.
این آگاهی مثل چراغی است که تاریکی را روشن میکند. تا وقتی علت شکستها را نفهمیدهایم، احتمال تکرارشان بالاست. اما وقتی بفهمیم، مسیر جدید با امید و شفافیت بیشتری آغاز میشود.
جالب اینجاست که این گام هیچوقت وعدهی معجزه یا تغییر یکشبه نمیدهد. برعکس، مدام بر تدریجی بودن مسیر تأکید میکند. این همان تفاوت بنیادین با روشهای نادرست است:
آن روشها میخواهند سریع و با فشار نتیجه بدهند، اما نتیجهی سریع پایدار نیست. این روش میگوید آرام، اما پایدار حرکت کن. و این اصل، نهتنها در لاغری، بلکه در تمام جنبههای زندگی صادق است.
در تحلیل نهایی، میتوان گفت گام اول بیش از هر چیز یک «بازتعریف» است؛ بازتعریف معنای لاغری، بازتعریف مسیر درست و بازتعریف نقش ذهن.
این گام نمیخواهد به ما بگوید چه بخوریم یا چه مقدار ورزش کنیم. میخواهد ما را متوجه کند که همهچیز از ذهن شروع میشود. ذهن ماست که باورها را میسازد، رفتارها را جهت میدهد و نهایتاً بدن را شکل میدهد. بنابراین اگر بخواهیم لاغری پایدار تجربه کنیم، راه درست همان است که از درون آغاز شود.
این نگاه یک تغییر بنیادین ایجاد میکند: لاغری دیگر یک پروژهی کوتاهمدت نیست، بلکه سفری درونی است.
سفری که در آن خودمان را بهتر میشناسیم، با احساساتمان صادق میشویم و بهتدریج هماهنگی میان ذهن و جسم را تجربه میکنیم. چنین لاغریای نهتنها وزن را کاهش میدهد، بلکه کیفیت زندگی را هم متحول میکند.
پس اگر بخواهم خلاصهی تحلیلم را در یک جمله بگویم، این است: گام اول میخواهد ما را از توهم روشهای سریع بیرون بیاورد و به حقیقتی عمیق برساند؛ اینکه لاغری پایدار یک مسیر آرام ذهنی و درونی است، نه یک مبارزهی عجولانه ی بیرونی.
تمرینات
چه روشهایی برای لاغری امتحان کردم که نتیجه نداد؟
در طول این سالها تقریباً هر چیزی که اسمش به «لاغری» گره خورده بود امتحان کردم؛ از رژیمهای سخت گرفته تا قرصها و دمنوشها.
بارها سراغ رژیمهای پرطرفدار رفتم، مثل کمکالری یا کمکربوهیدرات. مدتی هم خودم رو درگیر رژیمهایی کردم که تقریباً تمام غذاهای دوستداشتنیام رو حذف میکرد.
حتی ورزشهای طاقتفرسا رو شروع کردم، برنامههایی که ساعتها وقتم رو میگرفت و انرژیام رو میسوزوند، اما نتیجه ماندگار نداشت. بعضی وقتها هم دمنوشها و قرصهای لاغری رو امتحان کردم، به امید اینکه سریع جواب بگیرم.
نتیجه همه اینها یکی بود: کاهش موقت وزن، بعد هم برگشتن دوباره چاقی، حتی شدیدتر از قبل.
چرا اون روش رو انتخاب کردم؟ علاقه داشتم یا فقط ترسیده بودم؟
حقیقت اینه که هیچوقت از روی علاقه واقعی سراغ اون روشها نرفتم. بیشتر از ترس بود؛ ترس از قضاوت دیگران، ترس از اینکه چاقتر بشم، ترس از اینکه جذاب نباشم.
وقتی تبلیغ یا حرف کسی رو میشنیدم، به جای اینکه ببینم آیا واقعاً با درون من سازگاره یا نه، از روی عجله و اضطراب انتخاب میکردم. همیشه دنبال یک راهحل فوری و معجزهآسا بودم، چون ته دلم میترسیدم که نکنه هیچوقت موفق نشم.
بعد از شکست، بیشتر خودم رو سرزنش کردم یا روش رو؟
تقریباً همیشه خودم رو سرزنش کردم. به جای اینکه بفهمم مشکل از روشه، فکر میکردم من بیارادهام، من ناتوانم، من آدمی نیستم که لاغر بشه. بارها خودم رو سرزنش کردم که چرا نتونستم دوام بیارم، چرا زود خسته شدم، چرا دوباره پرخوری کردم.
کمتر به این فکر کردم که اون روشها اصلاً منطقی نبودن و با روح و جسم من هماهنگ نبودن. این سرزنشها باعث شد عزتنفسم پایینتر بیاد و حتی بیشتر در چرخه چاقی گیر بیفتم.
آیا حاضرم به جای جسم، اینبار از ذهن شروع کنم؟
الان که به عقب نگاه میکنم، میبینم هیچکدوم از اون روشها درمان واقعی نبودن. فقط ظاهر قضیه رو دستکاری میکردن، ولی منو از درون تغییر ندادن.
برای همین جواب هم موقتی بود.
حالا دیگه مطمئنم که اگر میخوام یکبار برای همیشه لاغر بشم، باید از ذهنم شروع کنم. ذهنم ریشه همه رفتارها و انتخابهای منه.
وقتی ذهنم رو درست کنم، هم احساسم آرامتر میشه، هم جسمم خودش رو با اون هماهنگ میکنه. این بار آمادهام به جای ترس، با عشق و اطمینان وارد مسیر لاغری با ذهن بشم.
تو چند بار گول روشهای لاغری رو خوردی؟
اگر بخوام دقیق بگم، بارها و بارها. شاید بیشتر از ده بار. هر بار با امیدی تازه وارد شدم، ولی در نهایت به همون نقطه قبلی برگشتم. هر بار فکر کردم «این بار فرق داره» اما دیدم فقط همون مسیر اشتباه رو تکرار کردم.
از کدوم اشتباه بیشتر ناراحت شدم؟
بیشتر از همه، از رژیمهای سختی ناراحت شدم که باعث شد احساس کنم زندگیم پر از محدودیت و محرومیت شده. رژیمهایی که حتی خوردن یک غذای ساده رو برایم به عذاب تبدیل کردن.
اون تجربهها نهتنها جسمم رو خسته کردن، بلکه روحم رو هم آزردن. چون در نهایت، همه چیز به حالت اول برگشت و من موندم و یک حس شکست عمیقتر.
آیا آمادهام با ذهن، لاغری رو از درون بسازم؟
بله، این بار با تمام وجود آمادهام. چون فهمیدم راه درست همینه. لاغری واقعی از تغییر درونی شروع میشه. باید افکارم، باورهایم و نگاهم به خودم تغییر کنه. وقتی ذهنم متناسب شد، جسمم هم خودش متناسب میشه. این بار به جای ترس و عجله، با آرامش و اعتماد وارد این مسیر میشم.
این بار با تمام وجود آمادهام. اما این «آمادگی» مثل دفعات قبل نیست که فقط یک تصمیم لحظهای یا یک هیجان زودگذر باشه. این بار، آمادگی من ریشه در سالها تجربه، شکستها و درسهایی داره که از اونها گرفتم.
من دیگه مطمئنم که مسیر درست، از ذهن شروع میشه. چون بارها دیدم وقتی فقط جسمم رو هدف قرار دادم، حتی اگر به نتیجه کوتاهمدتی رسیدم، دوباره برگشتم به همون نقطه اول یا حتی بدتر از قبل.
آمادگی من یعنی فهمیدم ذهنم فرمانده اصلی زندگیمه. هر رفتاری که انجام دادم، هر غذایی که خوردم، هر انتخابی که کردم، اول در ذهنم شکل گرفته. وقتی ذهنم پر از ترس، کمبود و اضطراب بود، انتخابهای من هم از همون جنس بودن: پرخوری، رها کردن مسیر، ناامیدی.
حالا میدونم اگر میخوام جسمم متناسب بشه، باید اول ذهنم متناسب بشه.
آمادگی یعنی این بار دیگه به دنبال «راه سریع و جادویی» نیستم. من پذیرفتم که تغییر ذهنی زمان میبره، اما همین زمان بهترین سرمایهگذاری برای آینده منه.
چون لاغریای که از ذهن شروع بشه، پایدار و عمیقه. دیگه نگران برگشتش نیستم، چون میدونم وقتی ریشهها درست باشن، میوه هم سالم و ماندگار میشه.
این بار آمادگی من همراه با یک آرامش جدیده. قبلاً با ترس و عجله میرفتم سراغ روشها، انگار دنبال نجات غریق فوری بودم. اما حالا با اطمینان و عشق قدم میذارم. دیگه نمیگم «نکنه نشه؟»
بلکه میگم «حتماً میشه، چون من درونم رو دارم تغییر میدم.» این فرق بزرگ منِ امروز با گذشتهامه.
آمادگی یعنی تصمیم گرفتم به خودم فرصت بدم. خودم رو در آغوش بگیرم، با ذهنم مهربون باشم، و با صبر و استمرار جلو برم. دیگه لازم نیست خودم رو سرزنش کنم یا برای نتیجه فوری له بشم. چون میدونم همین که وارد مسیر درست شدم، یعنی موفق شدم.
از طرف دیگه، آمادگی من پر از انگیزههای روشنه. وقتی چشمهام رو میبندم و خودم رو در بدن متناسب میبینم، حس میکنم همهچیز ارزشش رو داره. اون تصویر به من قدرت میده. من آمادهام هر روز با تمرینهای ذهنی، تجسم، و شکرگزاری ذهنم رو تغذیه کنم. آمادهام یاد بگیرم که صدای درونم رو بشنوم، باورهای محدودکننده رو کنار بذارم و خودم رو از نو بسازم.
در واقع، این بار نهتنها آمادهام، بلکه مشتاقم. شوق من برای تجربهی آزادی و سبکی، برای زندگی کردن در بدنی که دوستش دارم، برای لمس دوباره اعتماد به نفس، بیشتر از هر وقت دیگهست.
آمادگی من مثل یک شعلهست که هر روز قویتر میشه.
پس جواب من اینه:بله، آمادهام. آمادهام ذهنم رو خانهتکانی کنم، آمادهام باورهای قدیمی رو رها کنم، آمادهام عشق و اعتماد رو جایگزین ترس و ناامیدی کنم. این بار مسیر من از درون شروع میشه و میدونم نتیجه بیرونی هم خودش با قدرت ظاهر خواهد شد.
نشان های دریافت شده
به نام خدا
من هم مثل تمام افراد چاق عاشق لاغری بودم و با دیدن افراد لاغر حسرت میخوردم که چقدر این افراد خوشبخت هستند ، خداوند چه لطفی به این افراد کرده که اونها رو متناسب آفریده ، هر چی بخوان میخورن و اصلا نگران چاق شدن نیستند و نمیدونن چاقی یعنی چی .
کار به جایی رسید که از دیدن خودم در آینه ، از رفتار و حرفهای دیگران در مورد چاقی خودم ، از اینکه نمیتونستم هر چی دوست دارم بخورم ، هر لباسی رو بپوشم ، اصلا لباس سایزم به سختی گیر میومد ، هر جایی به خاطر چاقیم دوست نداشتم برم و خلاصه از خیلی از تفریحات و حق و حقوقم محروم بودم و ناراحت میشدم و به خداوند گله میکردم و هر بار که از چاقی خودم ناراحت میشدم ، تصمیم میگرفتم که دنبال یه راهی باشم شاید بتونم کمی از وزن خودم رو کم کنم .
همیشه گوش به زنگ بودم ببینم چه روش لاغری در اون زمان بیشتر استفاده میشه ، هر فرد چاقی رو که میدیدم که تونسته بود لاغر بشه ، به هر ترتیبی سعی میکردم در مورد روشی که استفاده کرده بپرسم ، مدام توی اینترنت سرچ میکردم ، روشهای زیادی رو امتحان کردم که چند موردش رو عنوان میکنم.
اولین بار که برای لاغری اقدام کردم از یک دکتر عمومی برنامه رژیمی گرفتم و با وجود محدودیتهای زیادی که اون برنامه در خوردن داشت با بی میلی حدود بیست کیلو از وزنم رو کم کردم ولی به محض رها کردن رژیم طولی نکشید که وزنم برگشت ، یک بار دیگه از طریق اینترنت ،برنامه رژیم گرفتم که ادعا میکرد هر چی دوست داری میخوری ولی بر اساس کالری شماری بود و هیچ توجهی به مقدار نیاز من نداشت ، از این طریق هم حدود بیست کیلو ، کم کردم ولی این کاهش وزن هم برام ماندگار نبود.
مدتی رو باشگاه رفتم و نه تنها هیچ وزنی کم نکردم ، بلکه ، چون مربی دلسوز و کاربلد نداشتم ، دچار پارگی دیسک کمر شدم و کارم به جراحی کشید.
در زمانی دیگه از دمنوشی که یکی از دوستان خواهرم تبلیغ میکرد استفاده کردم که خیلی بدمزه بود و نتونستم مدت زیادی استفاده کنم و نتیجه ای ام برام نداشت.
چندین مورد هم از داروخانه و پیج های لاغری قرص تهیه کردم ولی دریغ از یک کیلو کاهش وزن.
به قول استاد سالها خودم رو فرد ناتوانی در برابر چاقی میدیدم و چشمم به دنبال فردی بود که بیاد و منجی من بشه ولی اشتباه کارم همین جا بود که هیچ وقت فکر نمیکردم ریشه این چاقی درون خودمه و تا این ریشه درمان نشه لاغری ماندگار به دست نمیاد.
از وقتی در مسیر لاغری با ذهن قرار گرفتم فهمیدم تمام روشهایی که تا الان تجربه کردم اشتباه بودند و دلیل شکست من هم همین روشهای اشتباه بودند نه ناتوانی و بی عرضگی من .
من فرد توانمندی هستم که بارها توانمندی خودم رو اثبات کردم ولی اینبار فرق میکنه چون من در مسیر درست قرار دارم لاغری ماندگار در انتظارم قرار داره.
تا قبل از این تمام روشهای لاغری احساس منو خراب کردند و من به اجبار ادامه میدادم ، چون همیشه گرسنه بودم و با رضایت و میل خودم دست از خوردن نمیکشیدم ولی لاغری با ذهن با احساس خوب همراه ، به من امید و آرامش میده ، چون من به اندازه نیاز و رضایت خودم میخورم و کسی برای خوردن من تصمیم نمیگیره ، غذای من از خانواده جدا نیست احتیاج به ورزش کردن نیست ، خوشحالم و آرامش دارم ، چون قرار نیست منتظر تایید کسی باشم یا اینکه نگرا از حرف دیگران که تو نمیتونی ، و از همه مهمتر خودم رو پذیرفتم و خودم رو دوست دارم و برای همین میخوام به چیزی که لیاقتش رو دارم برسم ، بله ، خداوند من رو متناسب آفریده و این حق منه که متناسب باشم ، خداوند منو به تنها مسیر ، بهترین و آسونترین مسیر لاغری هدایت کرد و من به خودم تعهد دادم که از این لطف و مهر خداوند استفاده کنم .
من فهمیدم که برای لاغر شدن باید ذهنم با جسمم هماهنگ باشن تا ذهن مقاومتی در برابر تغییر و کاهش وزن در جسمم نکنه و برای اینکار باید بدونم ذهنم چطور کار میکنه و لاغری با ذهن رو یاد بگیرم و تمام تلاش خودم رو خواهم کرد که شاگرد زرنگی باشم و لاغری با ذهن رو به خوبی یاد بگیرم و به کار ببندم تا فرد متناسبی بشم.
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
هر آنچه دارم از آن اوست
سلام به استاد عزیزم و دوستان همراهم
من بازم هدایت شدم به تکرار این کام فوق العاده ومن هم با آغوش باز پذیرفتم
بله من هم زمانی که در کودکی میشنیدم که تو پور بودن خوبه وباعث زیبایی میشه ووچون یک باور هم داشتم که من متناسبم وهرگز چاق نمیشم چون ژن پدریم این طور بود وزیاد با خنواده پدرم در ارتباط بودیم واین تصویر ذهنی در من پررنگ بود ولی زیاد هم شنیده بودم فلانی ازدواج کرد وپرشده وقشنگ تر شد ودر واقع میگفتم آب زیز پوستش رفته وخانم شده وهمین حرفها در من هم انتظار چاقی بعد از ازدواج ایجاد کرد ومن هم بعد ازدواج کمی تو پرشدم ولی اصلا اضافه وزن نداشتم ولی یک باور دیگه که داشتم این بود که زایمان سزارین شکم میار وخیلی بدم میمومد واین اتفاق افتاد ومن چربی اضافه در ناحیه سکم رو ایجاد کردم وبا ذهنم قدرت ورشدش روبیشتر کردم پس چاقی من اول از باور هام در کودکی شکل گرفت ودر زمان خودش در جسمم خلق شد
زمانی انتظارش رو داشتم وزمانی که لذت بخش بود پرشدن صورتم وزمانی که ترس اضافه وزن در من ایجاد شد چاقی برام طبیعی شد
من هم گول خوردم وباور م شد که لاغر شدن ُخته ومن نمی تونم لاغر بشم
چون باید از خوردن دست بکشم وورزش کنم ومن هم برام خست بودگرسنه باشم و نخورم پس به دنبال رژیم نمی رفتم ودر نهایت خودم رو ناتوان وبی اراده میدونستم
و سعی می کردم پیاده رویی برم و روزه بگیرم خوب خیلی از این دو روش استفاده میکردم لاغر میشدم ولی شکمم تخت نمیشد چون برای تمام عمرم نمی تونستم چنین سبکی داشته باشم ورها میکردم وبیشتر باورم شده بود که شکمم تخت شدنی نیست
وبا هیچ روشی لاغر نمیشم وبه لطف خدا با ذهنم تونستم به لاغری برسم و ادامه میدم تا تناسب مد نظرم رو تجربه کنم پس ادامه میدم
چرا رفتم از روش های مختلف استفاده کردم ؟
چون باور کرده بودم خودم نمی تونم لاغر بشم
چون پذیرفته بودم من نمی تونم لاغر بشم
وباید نگرشمو رو تغییر میدادم که من می تونم لاغر بشم و لاغر هم شدم وبرای بهتر شدن باید ادامه بدم
پس من هم می تونم به تمام آرزوهام برسم وتجربه کنم
بنابراین لاغر شدن رو هم دارم یاد میگیرم من قبلا اطلاعات اشتباه داشتم در گذشته که لاغر شدن سخته ومن هم باور کرده بودم
تمام روش ها اشتباه بوده ومن الان میدونم تمام اونها اشتباه هستش
تمام روش ها به ما القا میکرده که ما اراده نداریم وما رو ًضعیف میکرد
چرا اینهمه آدم هستش که لاغر هستن در کل جهان وبا تمام فرهنگ ها هم چاق دارند وهم لاغر و هردو قشر دارن از همون مواد غذای رو مصرف میکنن
پس تمام حرف و حدیث ها رو باید رها کنم ومن باید موانع رو در ذهنم پاک کنم و ذهنم رو متناسب کنم
چاقی هم یاد گرفتنی بود چاقی ژنتیکی نیست و بلکه یاد گرفتنی است من به شکلی که به وضعیتم فکر میکنم و انتظار دارم نتیجه می گیرم پس باید خودم رو لاغر ببینم و تجسم لاغر شدن داشته باشم
افراد لاغر به چاقی فکر نمی کنند و انتظار چاقی ندارن
قدرت مغز ماست که تصویر که ما بهش میدیم واون هم خلقش می کنه
پس من باید نگرشم رو تغییر بدم وانتظارم از خودم رو لاغری بدونم
پس من با مغزم چاقی رو یاد گرفتم ولاغری رو هم دارم یاد میگیرم
همون طوری با مصرف دارو نمی تونم زبان رو یاد بگیرم پس لاغر شدن هم با اون روشها امکان پذیر نیست باید آموزش ببینم و یادش بگیرم
پس فهمیدم که لاغری یاد گرفتنی هستش و چاقی ژنتیکی نیست بلکه یاد گرفتنی بود عادتی بوده پس من هم دارم لاغری رو دوباره یاد میگیرم و جز عادتم میکنم چون اصلم لاغری بوده چون بیشتر عمرم من لاغر بودم
پس به تناسب ایده الم رو تجربه می کنم
سپاس فراوان از استاد عزیزم
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
هر آنچه دارم از آن اوست
سلام به استاد عزیزم و دوستان همراهم
چقدر این فایل عالی بود من در طی این سالها فهمیدم که چطور آگاهی های اشتباه رو اصل زندگیم میدونستم در صورتی که اشتباه بودن یکی از این اشتباه ها باور چاق شدن بود که درمن بعد از زایمان در ناحیه شکم ایچاد شد وروز با روز دلیل چاق تر شدن در من از طریق شنیدنهام در جامعه ودیدن افراد چاق در من ایجتد شد جوری شد که چاقی برام طبیعی شد ونتوانی در لاغر شدن درمن اونقدر قوی بود که به دنبال روشهای عجیب وغریب نرفتم ولی با روزهگرفتن وپیاده روی کردن خیلی در من ناتوانی در آب کردن شکم ایجاد کرد وبه من ثابت کرد که چربی هام سفته واصلا آب نمیشه وچند سال که با لاغری با ذهن اشنا شدم نمام واقعیتهای چاقی در ذهنم فرو ریخت و فهمیدم اونها واقعی نبودن یک توهم ذهنی بود من به واقعیت زندگیم در آورده بودم والانه در مسیر درست قرار دارم انتظارم از خودم تناسب ایده الم هستش! تمام مسیرهای لاغری یک توهم بوده و به ما تلقین ناتوانی میکرده ولی الان به لطف خدای مهربان به مسیری هدایت شدیم که یک مسیر اصلی
نه اشتباهی نه توهم نه تبلیغ نه گول خوردن
این یک مسیر اصلی این مسیر من رو به لاغری رسونده به زودی به تناسب ایده آلم میرسونه من برای بار دوم دارم گام صد گام رو تکرار میکنم خیلی با ارزشه با همین گام رایگان میشه لاغری رو تجربه کنی خود من همینطوری لاغر شدم دوره رو خریداری کردم حالا برای اینکه بهتر در مسیرم باشم و بهتر نتیجه بگیرم هدایت شدم برای بار دوم تا مرور کنم آگاهیهایی رو که دریافت کرده بودم تا بیشتر بهم ثابت شه که واقعیت دارم لاغر شدن اصل وجودی من
نن لاغری رو دارم یاد میگیرم مثل چاقی همون طور که چاق شدم راحتتر از اون لاغر میشم پس فقط باید ادامه بدم تا بهتر باور کنم وبهترعمل کنم تا تناسب رو در جسمم خلق کنم
پس من فقط باور میکنم ژن من و تمام انسانهای کره زمین تناسب هستش و هیچ دلیلی برای چاقی رو قبول نمی کنم اصلا چرا پن مثل خانواده و جامعه فکر کنم من سبک زندگیم رو تغییر میدم تا نتیجه متفاوت تر از جامعه بگیرم
من باید به دنبال درک بهتر آگاهی ها واحساسات و عملکرد هام باشم و مسولیت تمام کارهام رو بپذیرم باید از افکار شروع کنم وبعد واکنش هام تغییر میکنه و پیرامون من هم تغییر میکنه پس فقط ادامه بده تا موفق بشی
سپاس گذارم از استاد عزیزم
بنام پرودگار جهانیان 💗
سلام به استاد عطار روشن عزیز و همراهان ❤️
شکست های گذشته در نبرد با چاقی
شاید اصلا شکستی وجود نداشته بلکه ما راه اشتباه رو رفتیم ما فقط گول تبلیغات رو خوردیم
یادمه قبلا ک تبلیغ دمنوش ها رو میدیدم یا رژیم ها یا قرص های لاغری خیلی خوشحال میشدم ک دیگه مسئله چاقی درمان شده و راحت میشم
اما اینطور نبود با هر دفعه امتحان کردن یه روش نا امید تر میشدم ناتوان تر میشدم و بیخیال لاغری میشدم
چقدر پیاده روی کردم چقد. رفتم باشگاه و گردنم آسیب دید چقدر رژیم گرفتم ک با افت قند حالم خیلی بد میشد چقدر خودمو سرزنش کردم با خوردن دمنوشها پول زیادی حروم شد و معده من داغون و چقدر بد طعم بود و حالم هر لحظه بد میشد
هر بار ک میدونستم عید نزدیکه یا عروسی بجای اینکه خوشحال بشم میرفتم تو فکر ک باید لاغر بشم حتی دوست داشتم ک عمل کنم ولی از این وضعیت خلاص بشم یادمه دوست داشتم مریض بشم ولی آخرش لاغر بشم
تا اینکه خداوند منو ب اینجا هدایت کرد و من خیلی سپاسگزارم
اینجا یاد گرفتم ک اگر تا الان لاغر نشدم مشکل از روش های انتخابی بوده نه خود من
من نمیدونستم ک افکار من اینقدر قدرت دارن و جهان هستی چ قوانینی داره و با مرور افکار چاقی و حس بد چاقی هر لحظه درخت چاقی رشد میکرد
و با توقف اون افکار و احساسات من ب حالت طبیعی خودم یعنی لاغری برمیگردم
من اینجا ن تنها لاغر تر شدم بلکه چیزهای خیلی باارزش تری رو تجربه کردم اعتماد بنفس من دوباره برگشت حس آزادی در انتخاب غذا برگشت عذاب وجدان ها تمام شد و آرامش ذهنی ب من برگشت و من هر روز حالم بهتر و بهتر شد 🥰
خیلی خوشحالم ک دوباره برگشتم تا خودمو بیشتر بشناسم خداوند رو بهتر بشناسم و زندگی رو بهتر زندگی کنم
دیگه هرگز گول تبلیغات رو نخوردم و نمیخورم و از استاد خیلی تشکر میکنم بخاطر بروز رسانی مطالب سایت هم خیلی خداقوت بهشون میگم و بنظرم مطالب خیلی روان تر شدن 🙏🙏👌👌👏👏👏
لاغری با ذهن استارت ۱۴۰۴/۰۵/۲۱:سلام گام اول بعد خوندن مطالب روی سایت و نوشتن جواب یه سری از سوالات و روش های اشتباهی که پیش گرفته بودم و خودمو بی اراده و ناتوان در لاغری تصور کرده بودم ، با اتمام مطلب سایت حس ارامش و ازاد بودن وانتخاب صحیح کردم لازم بود این مطالبو بخونم وحسشونو بگیرم ذهنم خوشحاله که دیگه خبری از فشارهای لاغری از بیرون مثل رژیم گرفتن ، انجام ورزش فرقی نداره چه روشی تنفسی باشه یوگا باشه باشگاه باشه … خبری نیست از این عوامل بیرونی وخوشحالو ارومه ذهنم و باهام موافق و همراه شده
به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️ ❤️ ❤️
سلام 🙋♀️🙋♀️🙋♀️
لاغر شدن یا گرفتار شدن در چرخه ی اشتباه ها . گام اول
تمرین آموزشی ✍️ ✍️ ✍️
من قبلا از روشهای زیادی برای لاغر شدن استفاده کردم از انواع و اقسام عرقیات تلخ و بدمزه ، باشگاه ، بستن نایلون به بدن موقع پیاده روی ، دراز و نشست ، ورزش های طولانی و سنگین ، ایروبیک ، پودرهای لاغری ، پوشید گن های تنگ و چسبان ، خوردن چای ترش و چای سبز ، دمنوش …. ولی هیچ کدوم از روی عشق نبود بلکه به خاطر ترس از چاق تر نشدن نبود
یادمه تازه زایمان کرده بودم و بچه شیر خوارمو میزاشتم پیش همسرم و کتونی میپوشیدم و به شکمم نایلون میبستم و میرفتم پیاده روی در طول راه خیس عرق میشدم و شیرم همین طور میریخت و از این حالت حالم خیلی بد میشد ولی به خودم می گفتم عیبی نداره هرچی هم که بشه باید این ۶۰ دقیقه پیاده روی رو انجام بدم ، و چون تازه زایمان کرده بودم شب ها جای بخیه هام به شدت درد میکرد حتی بعضی از شب ها از شدت درد نمی تونستم بچه مو شیر بدم ولی بازم فردا روز از نو روزی از نو دوباره می رفتم پیاده روی وبه خودم دلداری میدادم که در عوض لاغر میشم ولی دریغ از یه گرم کم کردن یا اون پودرهای تلخ و بد مزه که باید هر وعده غذایی تو آب ولرم حل میکردم و میخوردم و آنقدر تلخ و بد مزه بود که فقط چشمامو میبستم و سر میکشیدم که نتیجه اش فقط دل درد و دل پیچه های بدی بود گرفتار شون بودم ولی بازم به خاطر لاغر شدن تحمل میکردم و خیلی کارهای عجيب و غريب دیگه به عشق لاغر شدن انجام میدادم وقتی مهمونی میرفتم پودر های لاغری مو توی یک ظرف کوچیک میریختم و همراه خودم میبردم و قبل از غذا میخوردم ولی الحق در این روش کلی لاغر شده بودم و هر کس منو میدید میگفت چقدر خوب شدی خود تو همین طوری نگه دار ولی چه فایده در همه ی اون روش هایی که انجام میدادم درسته که یه مقدار از وزنم کم میشد ولی به محض رها کردن اون روش دوباره به سایز و وزن قبلی خودم بر میگشتم یعنی اون روش ها فقط تا زمانی جواب میدادن که من از اونا استفاده میکردم
من در اون زمان اصلا آرامش نداشتم همیشه مضطرب و پریشون و چاق و افسرده بودم ، بلد نبودم با مشکلاتم کنار بیام اگه کسی حرفی میزدحتی اگه منظور بدی نداشت ولی من همه چی رو با هم قاطی میکردم و از اون شخص خیلی ناراحت میشدم و تا چند روز در مورد اون موضوع تو خونه صحبت میکردم و در حین حرف زدن اشک میریختم و گریه میکردم و همیشه ذهنم در گیر اون موضوع بود و هنوز اون موضوع تموم نشده بود یه ماجرای جدید اتفاق می افتاد و باز درگیری جدید ذهنی و همون چرخه ی معیوب ادامه داشت ولی از زمانی که خداوند منو به این سایت پر محتوا هدایت کرد اول به آرامش رسیدم و بعد با آموزشهای ارزشمند اون یاد گرفتم که مشکلات مو حل کنم و دیگه روی موضوع های ناراحت کننده تمرکز نکنم و تا جایی که میتونم بهشون فکر نکنم و در مورد شون با دیگران حرف نزنم و در ذهنم مرور و بزرگ شون نکنم و اما در مورد انتخاب روش درست برای لاغر شدن. من بارها و بارها و بارها گول خوردم و از انواع روش های مختلف برای لاغر شدن استفاده کردم و چقدر ما چاق ها مظلوم واقع شدیم که افراد سودجو از احساسات ما در مورد چاقی مون به نفع خودشون استفاده میکنند و چه پول هایی که به جیب میزنند و هنوزم که هنوزه این چرخه ی معیوب ادامه داره و من ایمان دارم که درست ترین و صحیح ترین روش برای لاغر شدن و از همه مهمتر رسیدن به آرامش در زندگی روش لاغری با قدرت ذهنه چون هم روی روح و روان کار میکنه و هم روی جسم یعنی هم حال روحیت و خوب میکنه و هم حال جسمتو و برگشت وزنی نداره من این روش و انتخاب کردم و تا زمانی که زنده هستم در این روش هستم و از اموزش های ناب اون استفاده میکنم
استاد ممنون از زحمات تون🙏🙏🙏
شاد باشید 🌺🌺🌺
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر
تمرین اول: من سه روش امتحان کردم ورزش رژیم و دارو و در هر سه روش کاهش وزن خوبی داشتم اما حال درونی م خوب نبود اعصاب م داغون بود مدام هوس خوراکی می کردم نمی شد بخورم در نتیجه خسته میشدم کم می آوردم و ولش می کردم و هر بار چاقتر از قبل میشدم و من به این جمله ایمان دارم روشی که حال جسم و روح تو باهم خوب نکنه قطعا نتیجه نمیده حتی اگر این روشم به خوبی درک نکنی نمی تونی ازش جواب بگیری.
من سه بار گول خوردم و از دارو بیشتر از همه پشیمونم بخاطر اینکه هم از نظر اقتصادی خیلی برام سنگین بود و هم اضافه وزنی که بعد کنار گذاشتن دارو پیدا کردم خیلی بیشتر از روش های قبلی بود.
یکی ایش این بود که رفتم پیش دکتر تغذیه و به من قرص چربی سوز داد حدود شش ماه خوردم و خدایی شکمم تخت تخت شد ولی به محض اینکه دیگه نخوردم شکمم خیلی بدتر از قبل بزرگ شد.
تمرین دوم: من هیچوقت هیچکدوم از این سه روش از روی علاقه انتخاب نکردم فقط دلیلم ترس بود ترس از چاقتر شدن ترس از حرف اطرافیان وگرنه من از هر سه روش بیزار بودم.
تمرین سوم: و نگم از هر بار شکست که چقدر خودمو سرزنش می کردم چقدر بد بیراه به خودم می گفتم چقدر می گفتم تو اراده نداری تو سرنوشتت چاقی و هیچوقت فکر نمی کردم شاید عیب از اون روش باشه.
تمرین چهارم: بله من با تمام وجودم می خوام اینبار راهی برم که هم حال جسمم خوب باشه هم احساس م اول از همه یک تعریف از روش لاغری با ذهن داشته باشم: لاغری با ذهن به این معنی نیست که ما هرچی خواستیم به هر اندازه که خواستیم بخوریم و چون انتظار و ترس از چاق شدن نداریم پس چاق نمیشیم به قول استاد نمیشه قانون عوض کرد این یک قانون که زیاده خوردن و به موقع نخوردن باعث چاقی میشه بلکه روش لاغری با ذهن اینه که با تشخیص باورهای اشتباه مون اون صدایی که تو ذهنمون همش میگه بخور بپز بخر اونو روز به روز کمتر کمتر کنه و مایی که لذت رو در خوردن میدونم بعد این مسیر لذت رو در چیزای دیگه ای خواهیم دید و در کنارش به علایم جسمی هم بی توجه نباشیم.
من خودم از برداشت نادرست م از مسیر لاغری با ذهن اینکه کافیه نترسم و انتظار نداشته باشم دیگه هر چیزی و در هر اندازه ای که دلم خواست بخورم بدون توجه به نقطه سیری و نیاز بدن مهم نیست چاق نمیشم ضربه خوردم و پسرفت کردم.
باید در این مسیر هر دو رو باهم پیش رفت و درست کرد اگه یکی بگیری یکی ولی کنی نتیجه میشه چاقی من ذهن گرفتم جسم ول کردم و نتیجه …
من اینجام که آهسته و پیوسته با انجام گام ها صداهای ذهنمو کم کنم و به صداهای جسمم گوش کنم.
خدایا شکرت ❤️ ❤️ ❤️