0

پرخوری عصبی چیست (قسمت ششم)

پرخوری عصبی
اندازه متن

وقتی چاق بودم، فقط با دهنم غذا نمی‌خوردم. با چشمم هم می‌خوردم، با بینیم هم می‌خوردم و حتی با گوشم. ناهارم رو تا حالت خفگی خورده بودم، ولی تا یه جعبه شیرینی وارد خونه می‌شد، باز یکی دو تا برمی‌داشتم. اون روزها اسم این رفتار رو پرخوری عصبی می‌ذاشتم و فکر می‌کردم دست خودم نیست. امروز می‌دونم این‌ها فرمول‌هایی بود که ذهنم یاد گرفته بود.

این نوشته جلسه ششم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در جلسه پنجم (دلیل چاق شدن من) دیدیم که مهم‌ترین دلیل چاقی، باور کردن چاقیه. در این جلسه می‌خوام بگم مغز چطور با این فرمول‌ها عادت‌های ما رو تغییر می‌ده و چطور می‌تونی ناظر رفتار غذایی خودت باشی.

📱 اپلیکیشن لاغری با ذهن
همه‌ی جلسه‌ها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن می‌تونی ویدیو و صوت جلسه‌ها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
دانلود اپلیکیشن اندروید

در این جلسه می‌آموزیم:

🎯 پرخوری عصبی؛ عادتی که می‌شه تغییرش داد

خیلی‌ها می‌گن «وقتی زندگی بهم فشار میاره و اعصابم خرد می‌شه، ناخودآگاه دستم می‌ره سمت خوراکی». انگار غذا براشون شده یه قرص آرامبخش یا سپر ایمنی در برابر احساس‌های منفی.

ولی یه قانون ساده در لاغری با ذهن داریم: هر دلیلی وقتی درسته که برای همه یه نتیجه داشته باشه. اگه عصبی شدن باعث پرخوری می‌شد، همه‌ی آدم‌هایی که عصبی می‌شن باید پرخوری می‌کردن. ولی خیلی از دوستان و فامیل و همکارهای ما در شرایط سخت عصبانی یا نگران می‌شن و باز هم متناسب می‌مونن. پس عصبی شدن به‌تنهایی دکمه‌ی پرخوری رو فشار نمی‌ده.

خیلی از ما این رفتار رو از بچگی یاد گرفتیم. در خیلی از خانواده‌ها، وقتی بچه گریه یا بهانه‌گیری می‌کنه، یه خوراکی دستش می‌دن تا آروم بشه. بچه کم‌کم یاد می‌گیره که «هر وقت ناراحتم، باید یه چیزی بخورم تا حالم بهتر بشه». وقتی این الگو بارها تکرار بشه، سال‌ها بعد همون بچه در بزرگسالی، موقع عصبانیت یا غم، ناخودآگاه سراغ غذا می‌ره.

بنابراین در لاغری با ذهن، ما پرخوری عصبی رو به عنوان یک عادت که اونو یادگرفتیم می‌دونیم، نه یه چیزی که از درون بدن ما رو مجبور به خوردن کنه.

پرخوری عصبی و اعصاب

🔁 چاقی؛ اعتیاد به پرخوری

اعتیاد یعنی کاری که نمی‌تونیم انجامش ندیم. عادت هم همینه. چاقی هم در واقع نوعی اعتیاد به پرخوریه. شاید بگی «من که خیلی غذا نمی‌خورم». در ادامه می‌بینی که خوردن فقط اون چیزی نیست که سر سفره اتفاق می‌افته.

ریشه‌ی هر عادتی که در بدن ما خودش رو نشون می‌ده، در ذهنه. اگه دلیل چاقی بدن ما بود، می‌شد با فشار آوردن به بدن لاغر شد. ولی ما سال‌ها با نتیجه، یعنی همین بدن، جنگیدیم و هیچ‌وقت سراغ ذهنمون نرفتیم که ببینیم چرا داریم چاق می‌شیم.

شاید الان ناراحت بشی و بگی «من این همه سال به چاقیم توجه کردم، رژیم گرفتم، ورزش کردم، دیگه چه کار باید می‌کردم؟». حق داری. من هم همین کارها رو می‌کردم. ولی همه‌ی این کارها یعنی جنگیدن با چاقی و فرار از اون، نه نظارت بر رفتاری که ما رو چاق می‌کرد.

از امروز می‌خوام دو نفر باشی. یه نفر همون آدم قبلیه که راه خودش رو می‌ره. نفر دوم ذهن آگاه توئه که رفتار غذایی اون آدم رو زیر نظر می‌گیره. وقتی ناظر رفتار خودت بشی، می‌بینی در طول روز کجاها رفتارهای چاق‌کننده داری. باور کن تغییر دادن این رفتارها برای همه آسونه.

اعتقاد من اینه که لاغری با ذهن از چاقی با ذهن ساده‌تره. ما هر روز برای چاق‌تر شدن رنج می‌کشیم. وقتی می‌خوریم عذاب وجدان داریم و وقتی نمی‌خوریم هم ناراحتیم. ولی وقتی بدونی کدوم رفتار تو رو چاق کرده و اون رو تغییر بدی، آرامش می‌گیری و مطمئنی که راه درست رو انتخاب کردی.

پرخوری عصبی

🍽️ فرق شروع غذا خوردن ما و لاغرها

مغز یه آدم متناسب و مغز یه آدم چاق هیچ فرقی با هم ندارن. ولی ببین عملکردشون چقدر متفاوته. وقتی بدن یه آدم متناسب به انرژی نیاز داره، مغز فرمان خوردن می‌ده. اون آدم هیجان‌زده نمی‌شه. از غذایی که دوست داره انتخاب می‌کنه، به اندازه‌ی نیازش می‌خوره و سیر می‌شه. هر چقدر هم غذا متنوع و زیاد باشه، فرقی براش نمی‌کنه؛ چون سیر شده.

ولی آدم چاق تا حس کنه گرسنه‌ست، هیجان‌زده می‌شه. مدام می‌گه «گرسنمه، بریم یه جا غذا بخوریم» و همه‌ی کارها رو می‌ذاره برای بعد از غذا. در حالی که اصلاً گرسنه نیست؛ فقط از حالت خفگی کمی پایین‌تر اومده.

آدم چاق معمولاً انتخاب هم نداره و هر چی باشه می‌خوره. از خیلی از آدم‌های متناسب پرسیدم «اگه گرسنه باشی و غذای موجود رو دوست نداشته باشی چه کار می‌کنی؟». می‌گفتن «نمی‌خورم؛ یا غذایی که دوست دارم رو تهیه می‌کنم یا صبر می‌کنم». ولی من هر چی در یخچال بود، حتی غذای یکی دو هفته پیش، برمی‌داشتم و می‌خوردم.

یادمه به دوستی که سیر بود نون خامه‌ای تعارف می‌کردم و اون می‌گفت «نمی‌تونم، از گلوم پایین نمی‌ره». من اصلاً نمی‌فهمیدم یعنی چی. می‌گفتم «مگه راهش رو بستن؟ بذار تو دهنت!». چون من هیچ تجربه‌ای از «میل ندارم» نداشتم. من همیشه میل داشتم. برای آدم متناسب، سیری یعنی رفع نیاز بدن. ولی برای من سیری یعنی خفگی.

👄 ما چاق‌ها پنج تا دهن داریم!

یه نکته‌ای که هیچ‌جا ندیدم و خودم بهش رسیدم: آدم متناسب فقط از راه دهانش غذا می‌خوره. ولی یه آدم چاق از چهار پنج راه غذا می‌خوره. انگار پنج تا دهن داره. راه اول همین دهانه که همه‌مون می‌شناسیم. حالا بقیه‌ی راه‌ها رو ببین.

خوردن با چشم

فرض کن غذات رو تا حالت خفگی خوردی و کنار گذاشتی. بعد مهمون میاد یا یکی یه جعبه شیرینی میاره خونه. تو فقط شیرینی رو می‌بینی و تصمیم می‌گیری بخوری. آیا گرسنه بودی؟ نه. آیا مغزت به خاطر نیاز بدن فرمان داد؟ نه. چشمت تصویر شیرینی رو به مغز فرستاد. فرمول ذهنت هم می‌گه «هر وقت این تصویر رو دیدی، خوردی». بنابراین مغز فرمان خوردن می‌ده و تو حتی یادت می‌ره که سیری. یه آدم متناسب با چشمش غذا نمی‌خوره.

خوردن با بینی

کاملاً سیری و می‌ری خونه‌ی مادرت. غذای مادر معمولاً یه چیز دیگه‌ست و بوی خیلی خوبی داره. هنوز غذا رو ندیدی و اصلاً تصمیم به خوردن نداری، ولی بوی قورمه‌سبزی رو حس می‌کنی. همین بو به مغزت می‌رسه و فرمول قبلی می‌گه «بوی این غذا یعنی خوردن». یهو حس می‌کنی دلت خالیه. یا از جلوی یه کبابی رد می‌شی و با اینکه سیری، گرسنه‌ات می‌شه. آدم متناسب از راه بینی به خوردن تحریک نمی‌شه.

خوردن با گوش

دوستت تعریف می‌کنه «دیشب رفتیم یه رستوران جدید، غذاش عالی بود، زیاد بود، تازه تخفیف هم داشت!». این اطلاعات از راه گوش به مغزت می‌رسه و فرمول قدیمی فرمان می‌ده. از همون لحظه فکر اون رستوران دیوونه‌ات می‌کنه تا بری و امتحانش کنی. یا کسی که می‌خواد غذا بخوره، شروع می‌کنه به تعریف کردن از ادویه و گوشت تازه و سبزی تازه‌ی غذاش و تو با اینکه سیری، هوس می‌کنی.

لمس و طعم؛ تشدیدکننده‌ها

یه راه دیگه هم هست که به‌تنهایی راه جدایی نیست، ولی خوردن رو بیشتر می‌کنه. بارها پیش اومده بود که شیرینی تعارف می‌کردن و من تصمیم داشتم فقط یکی بردارم. ولی تا شیرینی دانمارکی رو در دستم می‌گرفتم و نرمیش رو حس می‌کردم، با خودم می‌گفتم «چقدر تازه‌ست» و دو تا برمی‌داشتم. یا گاز اول رو که می‌زدم و طعمش رو حس می‌کردم، فوراً می‌رفتم سراغ دومی و سومی. آدم متناسب با لمس کردن یا چشیدن یه چیز خوشمزه تحریک نمی‌شه که بیشتر بخوره.

پرخوری عصبی

📺 تبلیغ‌های غذا برای ما ساخته می‌شن

جالبه بدونی که بخش بزرگی از صنعت غذا با همین رفتارهای ما می‌چرخه. ما آدم‌های چاق خیلی بیشتر از نیاز بدنمون می‌خوریم. بنابراین بیشتر تبلیغ‌های غذا، تابلوهای رستوران‌ها و عکس‌های جذاب روی بسته‌ها، در اصل برای ماست.

تبلیغ‌های غذا رو ببین: یه خانواده‌ی چهار نفره با لباس‌های رنگی و آهنگ شاد که همه می‌خندن. بعد عکس غذا با بخار و دودش رو نشون می‌دن. چون نمی‌تونن بوی غذا رو منتقل کنن، با تصویر جاش رو پر می‌کنن. ما هم بعداً در رستوران ناخودآگاه سراغ همون چیزی می‌ریم که تبلیغش رو دیدیم. ولی آدم متناسب اصلاً این تصویرها رو نمی‌بینه.

🌱 اولین جوانه‌ها رو جشن بگیر

از امروز به رفتار غذایی خودت آگاه باش. بشین و صادقانه بنویس در طول روز چه بارهایی خوردی که مغزت به خاطر نیاز بدن فرمان نداده بود؛ یعنی اول چشم یا بینی یا گوشت اطلاعات داد و بعد مغزت فرمان خوردن صادر کرد. این همون آگاهیه. وقتی این آگاهی رو پیدا کنی، کم‌کم حق انتخاب پیدا می‌کنی.

خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن بعد از چند روز برام می‌نویسن: «امروز رفتم خونه‌ی مادرم. قبلاً اگه بود، کلی می‌خوردم. فلان غذایی که خیلی دوست داشتم هم بود، ولی میلم نکشید». خودشون هم تعجب می‌کنن. چون چند روزه روی ذهنشون کار کردن و فرمول‌ها کمی تغییر کرده.

وقتی این تغییرها رو در خودت دیدی، فعلاً به بدنت نگاه نکن. اول باید فرمول‌ها عوض بشن، بعد رفتارها و آخر سر بدن. بنابراین برای هر تغییر کوچیک به خودت آفرین بگو. نگو «حالا یه روز میلم نکشید، که چی؟». هر درختی که میوه می‌ده، اول از یه جوانه‌ی کوچیک شروع کرده. وقتی اولین تغییرها رو می‌بینی، یعنی جوانه زده. ادامه بده و تکرار کن تا رشد کنه.

در دوره‌ی آموزشی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز یاد می‌گیرید چطور عادت‌هایی را که فکر می‌کنید عامل اصلی چاقی و پرخوری شما هستند، به‌درستی شناسایی و بازنویسی کنید.

✨ تمرین این جلسه: ناظر رفتار غذایی خودت باش ✨

جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات همین جلسه بنویس. نوشتن کمک می‌کنه ذهنت شفاف‌تر بشه.


🌱 مرحله اول: پرخوری از نگاه تو

  • 🍽 به نظرت پرخوری یعنی چی؟ از کجا به بعد خوردن، پرخوری حساب می‌شه؟
  • 😞 پرخوری چه احساسی در تو ایجاد می‌کنه؟
  • 🧠 به نظرت برای فهمیدن اینکه چقدر باید بخوریم، باید چطور عمل کنیم؟

🌟 مرحله دوم: پنج دهن خودت رو پیدا کن

از امروز چند روز ناظر رفتار غذایی خودت باش. هر بار که بدون گرسنگی واقعی غذا خوردی، بنویس از کدوم راه شروع شد:

  • 👀 چشم: چیزی دیدی و هوس کردی؟
  • 👃 بینی: بویی به مشامت رسید؟
  • 👂 گوش: کسی از غذایی تعریف کرد؟
  • ✋ لمس و طعم: با دست گرفتن یا چشیدن، بیشتر خوردی؟

برای هر مورد یه مثال واقعی از زندگی خودت بنویس. اگه روزی دیدی میلت به خوردن نکشید، اون رو هم بنویس و به خودت تبریک بگو.

منتظر خوندن نوشته‌هات هستم! 🌸

در جلسه بعد (قسمت هفتم: فرمول‌های چاقی) می‌بینیم مغز ما چطور بدون اینکه بفهمیم، فرمول‌های پنهان چاقی رو اجرا می‌کنه.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. پرخوری عصبی یعنی چی؟

یعنی وقتی عصبی، ناراحت یا خسته‌ایم، سراغ غذا می‌ریم. در لاغری با ذهن این رفتار رو یه عادت یادگرفته می‌دونیم؛ چون خیلی‌ها عصبی می‌شن ولی پرخوری نمی‌کنن. بنابراین مثل هر عادت دیگه‌ای قابل تغییره.

۲. چرا وقتی عصبی می‌شم دستم می‌ره سمت یخچال؟

چون احتمالاً از بچگی یاد گرفتی غذا حال آدم رو بهتر می‌کنه؛ مثلاً هر وقت گریه می‌کردی، یه خوراکی دستت می‌دادن. این الگو با تکرار به یه فرمول ذهنی تبدیل شده که امروز ناخودآگاه اجرا می‌شه.

۳. منظور از «پنج دهن» چیه؟

آدم متناسب فقط وقتی بدنش نیاز داره از راه دهان غذا می‌خوره. ولی آدم چاق با دیدن، بو کردن، شنیدن تعریف یک غذا، یا لمس و چشیدنش هم تحریک به خوردن می‌شه؛ حتی وقتی سیره.

۴. چطور پرخوری عصبی رو تغییر بدم؟

اول ناظر رفتار خودت شو و بنویس هر بار از کدوم راه به خوردن تحریک شدی. این آگاهی کم‌کم بهت حق انتخاب می‌ده. بعد با تغییر باورها و فرمول‌های ذهنی، عادت پرخوری خودبه‌خود کمرنگ می‌شه.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.97 از 240 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11437
262 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار sainaahmadi677@gmail.com
      ۱۳۹۹/۱۲/۲۵ ۱۳:۳۴
      مدت عضویت: 2059 روز
      امتیاز کاربر: 309 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 64 کلمه

      خب من افراد زیادی و میشناسم که پرخورند اما لاغر هستند حتی عادتهایی که بد هستند رو هم دارند مثلا با هر چاییشون ۵ یا ۶ تا قند میخورن اشتهاشونم زیاده و حتی غذاشونم از ما بیشتره اما چاق نمیشن
      پس چرا شما هم با وجود توضیحاتتون که مقدار غذا باعث چاقی نیست ولی بازم تاکید دارید که عادت های غذاییه ما باعث چاق شدنمونه؟؟؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار F:sh
        F:sh
        ۱۳۹۹/۱۲/۲۶ ۱۴:۲۶
        امتیاز کاربر: 0

        نشان های دریافت شده

        پرخوری عصبی
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 239 کلمه

        سلام دوست عزیز آدم ها لاغر متناسب پرخوری کنن هم چاق نمیشن چون این افراد باورها ذهنیشون اینه که غذا باعث چاقی این افراد نمیشه واصلا چنین طرز فکری ندارند واصلا نگران نیستند و استرس ترس نگرانی از خوردن زیاد ندارند و با لذت میخورند پس چاق هم نمیشن چون باورشون متفاوت است و باور ها ما زندگی مارو میسازد چه جسمی عاطفی مالی روابط در مورد هر زمینه هر باوری داشته باشی همان اتفاق خواهد افتاد پس افراد متناسب خوردن دلیل چاقی نمی‌دونن و بدون ترس نگرانی میخورند و همیشه هم متناسب هستند.
        حالا استاد نمیگن مواد غذایی چاق کننده است میگه رفتار ما چاق کننده است چرا چون به ذهن مان آموزش چاقی دادیم و در نهایت مغز هم دستورات از روی محتوا ذهنی میده و باعث میشه ما رفتارهای اشتباهی و گسترده از ما سر بزنه که چاقی که آموزش دیدیم بیشتر بیشتر کنه در ما و ماهم رفتارها اشتباهی داریم که در نهایت باعث چاقی ما میشه حالا کلا اینجوری برداشت کن هرچی زیادیش سم است از خوردن بگیر تا محبت کردن هرچی. اندازه قواعد خودش داره و استاد منظورش رفتار ما است که میگه چاق کننده است نه مواد غذایی

        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار انیس جعفرزاده
          ۱۴۰۰/۰۲/۰۹ ۱۷:۴۱
          مدت عضویت: 2619 روز
          امتیاز کاربر: 5458 سطح ۳: کاربر پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 25 کلمه

          سلام دوست عزیزم 

          این جمله ی شما را بسیار دوست داشتم :

          ,,حالا کلا اینجوری برداشت کن هرچی زیادیش سم است ازخوردن بگیر تا محبت کردن هرچی,,🤗👌

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار sainaahmadi677@gmail.com
          sainaahmadi677@gmail.com
          ۱۳۹۹/۱۲/۲۷ ۰۲:۳۵
          امتیاز کاربر: 0

          نشان های دریافت شده

          پرخوری عصبی
          محتوای دیدگاه: 8 کلمه

          خیلییی ممنون از پاسخگوییتون کاملا متوجه شدم 🥰🙏

          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mojgan05@gamli.com
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۰ ۱۵:۰۱
      مدت عضویت: 2071 روز
      امتیاز کاربر: 327 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 123 کلمه

      سلام استاد ودوستان با اراده فایل ششم دوبار گوش دادم من یه عادت خیلی بد دارم موقع غدا خوردن وقتی افراد خانواده غذا می خورند من باقی مونده غذا با اینکه میل نداشتم می خوردم با خودم می گفتم حیف، اطرافیان بهم تذکر می دادند وگوش بدکار نبود کاره خودم می کردم 😏به قول استاد خودم خفه می کردم☹،ولی امروز با حالت توجه به اندازه نیاز بدنم خوردم وباقی غذا دور ریختم وخیلی خوشحالم واینکه میانه وعده کلان کنار گذاشتم🙄 فقط یه چای می خورم امیدوارم بتونم😄 به آرزوم برسم اول سلامتی که سالیان سال از دست دادم😑 وبعد تناسب اندام البته با کمک خدا😍 که منو بدون دخالت خودم به این مسیر هدایت کرده وحمایت استاد وتشویق شما دوستان با اراده ☺🙄☺🙄

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      ۱۳۹۹/۱۲/۰۸ ۱۹:۴۱
      مدت عضویت: 2090 روز
      امتیاز کاربر: 64733 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 350 کلمه

      سلام استاد و دوستان عزیز
      من با گوش دادن این فایل متوجه عادتهای اشتباه غذایی خودم شدم البته من چندمین که این فایل را گوش میکنم وخدارا شکر تغییرات زیادی کردم .من برا غذا خوردن خیلی ولع داشتم تحمل گرسنگی را اصلا نداشتم از،سر کار میام دم تا غذا آماده شه اول میوه یا خرما یا کلوچه یا هر چیز،دیگه بود بعد غذا هم میخوروم و پشت سرش خودم را سرزنش که چرا زیاد خوردم عصرانه بیشتر مواقع چای با بیسکوییت بود چند وعده میوه تا شب میخوردم قهوه با شکالات میخوردم روزهای جمعه همیشه بیشتر غذا میخوردم چون خونه بابا،بودم با،بوی،غذا تحریک میشدم کا اگه گیرم میومد شده یکم میخوردم گاهی شیرینی بود من میگفتم یکی بردارم ولی نه چندتا میخوردم وقتی تنوع غذا زیاد بود از همشون یکی لقمه ای میخوردم .اما الان هیچ خبری از،این عادتها نیست مثلا قهوه را تلخ میخورم چای بدون بسکوییت میخورم از،سر کار میام گاهی ساعت ۳ غذا میخورم از صبح تا ساعت ۲یا۳ گرسنم نیست میوه یکی دو دونه میخورم ولع غذایی اصلا،ندارم تند تند و با عجله غذا نمی‌خورم به اندازه میخورم و اصلا خودم را سرزنش نمیکنم تنوع هر چی زیاد باشه من فقط به اندازه غذا می کشم شیرینی ببینم یا نمیخورم یا یکی یا نصفی از،شیرینی میخورم خیلی خوشحالم از این همه تغییر وقتی تو آینه میرم به خودم میگم احسنت مریم تو میتونی تو به آرزویت که متناسب شدن و همه ی اون آرزوهای دیگه هست میرسی تا اینجا تونستی بقیه اش را هم میتونی آفرین به تو این صدای درونم هست که همیشه به من روحیه میده هر مشکلی برام پیش میاد این صدا بهم میگه اشکال نداره یکم اعصابت خراب شده برو فایلتو گوش ادامه بده صبور باش و مثل کوه استوار مشکلات زندگی هستن اهمیت نده تو راه صحیحی را در پیش گرفتی با استمرار به تمام آ رزوهایت خواهی برو تو مسیر هم من همراهتم هم خدا ایمان داشته باش به خدا و من و ادامه بده لحظه به لحظه کنارتم. خدایا ممنونم از،شما هم ممنونم استاد من هنوز تو فایلهای رایگان هستم انشاالله که با استمرار به تمام خواسته هام میرسم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatemehboskabadiii@gmil.com
      ۱۳۹۹/۱۱/۰۶ ۱۶:۲۷
      مدت عضویت: 2121 روز
      امتیاز کاربر: 424 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 240 کلمه

      سلام به شما استادگرامی و دوستان عزیزم من امروز قبله اینکه جلسه ششم رو گوش بدم ناهار خوردم و غذای مورد علاقم رو پخته بودم ومن بعداز اشنایی با این سایت دراول مسیر راهم از خدا کمک خواستم وبه لطف خدا به من الهاماتی شد نمیدونم اسمشو چی بذارم ولی من با ذهنم آگاهم حرف میزنم واون به من میگه که حالا که از قادرمطلق من درخواست کمک کردی واین وظیفه بر عهده من گذاشته شده که تورا راهنمایی کنم پس باید هرچی گفتم بگی چشم و خلافش رو عمل نکنی
      امروز که ناهارم رو کشیدم و واقعا گرسنه بودم هنوز بشقابم تموم نشده بود قصد سرریز ریختن رو داشتم که هنوز تموم نشده بود ذهن جانم گفت نیاز بدنت رفع شد حالا تو دوس داری بخور منم گفتم چشم هرچی تو بخوای درصورتی که چشمام هنوز میگفت بخور ومن از غذا دست کشیدم وبعد شستن ظرفا بود که وقتی فرمان سیری مغز به بقیه اندام های من رسید فهمیدم چقد سیرم
      یا من علاقه به خوردن تخمه بعد غذا داشتم و ته پیاله رو در میارم ولی الان که هوس میکنم ذهنم ازم میپرسه که چرا میخوری مگ نیاز بدنته؟ اونجاس که من هیچ رقبتی برای خوردنش ندارم
      وامروز بعد گوش دادن فایل فهمیدم که چقدر زیاد من در مسیر درستم و اینکه چقدر اگاهانه من میل به خوردن ندارم وبدون هیچ ولعی به ان چیز
      خدارو بابت این اتفاقای خوب شاکرم وبرای شما استاد عزیزو بقیه دوستانم ارزوی موفقیت دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار angelikia4040
      ۱۳۹۹/۱۰/۲۷ ۲۰:۵۰
      مدت عضویت: 2267 روز
      امتیاز کاربر: 717 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 54 کلمه

      سلام استاد گرانقدر،با گوش دادن این فایل من یاد خودم افتادم که هروقت عصبی میشدم انگار به خودم این حق رو میدادم که برای جبران هر چقدر میخوای بخور تو حق داری عصبانیتت رو روی غذا خالی کنی ولی الان فهمیدم این یک عادت اشتباهه و فرمول ذهنی خودم رو اصلاح میکنم ممنونم استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribab313
      ۱۳۹۹/۱۰/۱۷ ۰۱:۱۳
      مدت عضویت: 2378 روز
      امتیاز کاربر: 3243 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 120 کلمه

      من امروز بعد از گوش دادن فایل و یاداشت کردن خیلی مسائل برام رو‌شن شد و تمرین رو هم انجام دادم من فقط دولیوان چایی با دوتا بیسکویت خوردم و گفتم دیگه میل ندارم تخمه که عضو جداناشدنی من بود بعد از خوردن چنتاش دیدم داقعا چ احتیاجی دارم ک بخورم ن گشنمه ن خوشمزه ی گزاشتم کنار و گفتم میل ندارم چیپس هم همینطور از مزش خوشم نیومد ااصلا دیوه ادامه ندادم. مخاستم غذای شب رو بسته بندی کنم بزارم یخچال ک هی گفتم ی لقمه بزنم ک شب گشنم نشه ولی دیدم گشنم نیست الان سبک و نرمالم گغتم دیدن برابر نیست باخوردن بیخالش شدم چون واقعا احتیاج بخوردنش نداشتم افرین بمن که انقد خوب عمل کردم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryam1398rahimi
      ۱۳۹۹/۰۹/۲۷ ۱۱:۴۳
      مدت عضویت: 2434 روز
      امتیاز کاربر: 42264 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 546 کلمه

      سلام خدمت دوستان عزيزم و جناب استاد عزيز و گرامي، اقاي عطار روشن
      چطور مغز ما با استفاده از فرمول های ذهنی ،عادت های ما رو تغییر میده ؟ما باید نسبت به رفتار خودمون خیلی اگاهانه عمل کنیم و بر رفتار خودمون ناظر باشیم من از امروز بر رفتارهام اگاهانه عمل میکنم
      من همیشه این باور رو هم داشتم که چاقی من بخاطر عصبانیتم هس وقتی عصبی میشدم و سرم در میکرد هجوم می بردم به خوردن حالا مهم نبود چی باشه فقط باید میخوردم خیلی از این رفتارم ناراحت میشدم که چرا من به هنگام عصبانیت میخورم و اینکه سردردها و عصبانیت من هم زود زود اتفاق می افتاد و هر بار که عصبی میشم برابر بود با خوردن
      و الان متوجه شدم که این فقط یه فرمول بوده که من به ذهنم دادم و مغز به هنگام عصبانیت فعال میشده و عمل میکرده این فرمول رو
      مشکل ما افراد چاق اینه که ما نظارتی بر این رفتارهامون نداشتیم و همیشه از خودم بدم می اومد که جرا من چاق شدم جرا خدا برای من سختی و عذاب میخاد چرا من نباید لذت ببرم از زندکی همیشه سوال های زیاذی داشتم از خداوند و هیج وقت به دنبال راه حل نبودم که چرا من چاق شدم چطوری از کجا دلیل چاقی من چیست؟ نفهمیدم که نفهمیدم و‌همش به دنبال نتیجه بودیم که ما باید چیکار کنیم که لاغر بشیم
      من از چاقی فرار میکردم از چاقی بدم می اومده ولی چاقی بیشتر بهم می چسپیده همیشه در حال مبارزه با جاقی بودم 😔
      اره استاد خوبم کاملا کلام شما صحیح و روشنه ما از همه طریق تحریک به خوردن میشدم ولی افراد متناسب رو میدیدم وقتی گرسنه بشن غذا میخورن و به اندازه ی نیازشون غذا میخورن همیشه برام سوال بود که این افراد متناسب چکونه کم غذا میخورن جرا میگن میل نداریم در حالی که من نمیدونستیم میل ندارم یعنی چه ؟با خودم میگفتم افراد متناسب خدادادی اینجورین خدا اینجوری خواسته
      ولی من هیچ وقت نفهمیده بودم مفهوم سیری و گرسنگی یعنی جه ،؟ همیشه بدنم نیاز داشت برای خوردن😀هیچ وقت دست کسی رو برای خوردن رد نمیکردم اگه چشمم چیزی میدید باید حتما اونو میخوردم یا اگه بشنوم که کسی اسم یه غذای میاره منم تحریک میشم به خوردن و همچینین حس بویایی ،این حس در من خیلی فعال بود اکه بوی غذایی می شنیدم اگه سیر بودم هم میخوردم چند تا قاشق
      😔😔😔چه ضربه های به بدنم زدم و جسمم رو مریض و بیمار کردم همیشه نفسم نمی اومد و عصبی بودم و میگفتن تو ورم معده داری بخاطر همینه که نفست نمیاد
      حالت های بد غذا خوردن بر جسم من ضربه میزد و نفسم نمی اومد و باعث میشد عصبی بشم و همین عادتهای تکراری باعث شد تمام تست ها رو من انجام بشه و هر بار قرص های زیادی رو مصرف میکردم و حتی اندوسکوپی هم کردم چند سال قرص خوردم ولی فایده نداشت چون من از ذهن خراب بودم و این قرص ها بر جسم من نتیجه نمیداد خدا رو شکر در این دوره شرکت کردم و تمام باورهای اشتباهم رو بررسی کردم و میکنم و با شادی و عشق و علاقه و استمرار بقیه این راه رو ادامه میدم تا به هدفم که متناسب شدن و ارامش داشتن و سلامتی و ……..هست برسم 🙏🏻😍🥰🌷👏🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار farkhondeshahrivar280
      ۱۳۹۹/۰۹/۱۱ ۱۱:۰۴
      مدت عضویت: 2299 روز
      امتیاز کاربر: 927 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 353 کلمه

      سلام استاد گرامی ودوستان لاغری با ذهن تمرین فایل ششم من وقتی این فایل گوش دادم بار اول خیلی اشتیاق در من شکل گرفت انگار یکی داشت رفتار من نسبت به مواد غذایی میخوند ومث فیلم تو ذهنم نمایش داده میشد وخیلی به دلم نشست که منم دقیقا همین رفتارهایی که استاد گفتن داشتم اصلا معنی گرسنگی نمی‌دونستم فقط انگار یه رباط باشم که انگار بهش برنامه دادن غذا دیدی بخور دقیقا همین کارم میکردم افراد متناسب واسه تامین نیاز بدن وانرژی بدن غذا میخورن ولی من واسه تفریح لذت شادی سرگرمی بیکاری آروم کردن خودم موقع ناراحتی خوشحال نشون دادن خودم فقط میخوردم کاریم نداشتم که آیا گشنه ام یا سیرم کلا برنامم این بود مواد غذایی دیدم بخورم و در مورد پرخوری عصبی باید بگم من الان که فکر کردم و متوجه شدم خیلی افراد میشناسم که خیلی عصبی میشن زود وکلا عصبی هستن زود جوش میزنن ولی اصلا پرخوری ندارن و موقع عصبانیت عرق میکنن داد میزنن باکسی حرف نمیزنن از این رفتارها دارن و اصلا میلی به خوردن ندارن واندامی متناسب دارن من قبلا از هر راهی غذا میخورم ولی از وقتی با سایت آشنا شدم تمرینات انجام میدم کلا توجه ام از روی خوردن برداشته شده وخیلی تغییر کردم نسبت به قبلا دیگه هول نمیزنم واسه خوردن با نصف بشقابم سیر میشم منی که قبلا تا غذا رو سفره بود بلند نمیشدم وتا آخر باید میخوردم که تموم بشدی بعد احساس سیر بکردمی ولی الان نهه با نصف بشقابم سیرم قبلا باید حتما غذام با فیلم سریال میخوردم ولی الان بدون اینکه بخوام کاری کنم یا خودم مجبور به کاری کنم یهو یادم میاد که غذام خوردم بدون اینکه نگاه فیلم سریالی کرده باشم اگه من همون فرد قبلی بودم خودکشی هم بکردمی فوق فوقش یه روز بتونستم خودم مجبور به این کار کنم ولی الان بدون اجبار وبه راحتی بدون اینکه بخوام این کار میکنم من الان کلا توجه ام از روی خوردن برداشته شده ولی بازم جای تغییر دارم از این لحظه به بعد تمام هواسم جمع میکنم که ببینم میلم به غذا روی گرسنگی است یا تحریک کانال ها شاد باشید پیروز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار smanhahmady32
      ۱۳۹۹/۰۸/۱۹ ۱۰:۱۱
      مدت عضویت: 2198 روز
      امتیاز کاربر: 13642 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 51 کلمه

      سلام سمانه هستم قسمت ششم لاغری با ذهن رو گوش دادم متوجه شدم که چقدر رفتارای اشتباه داشتم از همین حالا تصمیم خودمو گرفتم که بتونم پرخوری رو کنار بزارم و مطمعنم که حتما میتونم اینکار و انجام بدم .واقعا حال خیلی خوبی دارم آرزوی سلامتی و خوشبختی برای همه دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار abolhasanifarzane1
      ۱۳۹۹/۰۸/۱۱ ۱۵:۲۶
      مدت عضویت: 2270 روز
      امتیاز کاربر: 50617 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 252 کلمه

      سلام من فررزانه هستم جلسه ۶ لاغری با ذهن وقتی فکر میکنم میبینم واقعا چه سخته که تا حالا که نه تا وقتی با سایت اشنا نشده بودم هر چی گیرم میومد میخوردم البته خوردنم نه می بلعیدم وقتی با فایل لاعری اشنا شدم خیلی بهتر بود چون خیالم راحت بود که خوردن باعث چاقی نمیشه با خیال راحت هر چی که دوست داشتم بدون ولع میخوردم حرص نمیزدم اصلا اما الانم میدونم خوردن باعث چاقی نیست زیادروی در خوردن باعث چاقی من دیشب که فایل گوش دادم فهمیدم که منه چاق با شش دهان غذا میخورم اوم لاغر با یک دهان بنابر این خیلی سخته که بتونم با یک دهان غذا بخورم اما تمام سعیمو میکنم با تمام قدرت که دارم تلاش میکنم وصد در صد که چه عرض کنم هزار در هزار موفق میسم به امید خدا امروز روز اول ومن وقتی غذا خوردم سیر شدم نه در حد ترکیدن در حد سیری انسانهای متناسب دیگه غذا نخوردم اما خیلی وسوسه شدم که غذا بخورم باچشم بلال دیدم گفتم الان درست میکنم ومیخورم گفتم نه الان غذا خوردم سیرم در یخچال باز کردم کیک دیدم دستم رفت که برداره گفتم نه برنداشتم هر کار جدیدی اولش یکم سخته ولی کمکم بعداز تکرار به عادت تبدیل میشه وخیلی هم راحت میشه به امید اون روزی که بتونیم فقط با دهانمون غذا بخوریم ی دنیا ممنون از استاد بخاطر تمام دانشی که چند سال زحمت کشیدن وحالا برای ما گذاشتن من بهترینهارو برای شما وخانواده ارزومندم روز خوش ودر پناه خدا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم