خیلیها که اضافه وزن دارن، یه دلیل تکراری رو دائم تکرار میکنن: پرخوری عصبی. 😖🍰
میگن: “وقتی زندگی فشار میاره، اعصابم خرد میشه، ناخودآگاه دستم میره سمت یخچال!” 🧠➡️🧊
انگار غذا براشون شده یه پناهگاه موقت… 🛑🍫
جایی برای فرار از اون احساسات سنگینی که نمیدونن چطوری باید باهاش کنار بیان یا رهاش کنن… 😞💭
🎯 نقش اعصاب در چاقی چیست؟
هر موضوعی وقتی از نظر علمی یا منطقی معتبر شمرده میشود که نتیجهی آن برای همه انسانها یکسان باشد.

مثلاً نیروی جاذبه زمین را در نظر بگیرید. فرقی نمیکند شما در ایران باشید یا آمریکا 🌍؛ اگر چیزی را از دستتان رها کنید، بدون شک به سمت زمین سقوط خواهد کرد.
یا تصور کنید سوزنی به انگشتتان برخورد کند.
فرقی نمیکند زن باشید یا مرد، سیاهپوست یا سفیدپوست، چاق یا لاغر؛ در هر صورت واکنش طبیعی بدن، ایجاد احساس درد است. 😖🩹
اینجاست که یک قاعدهی مهم شکل میگیرد:
“اگر یک باور یا ادعا درباره شرایط ما صحیح باشد، باید برای همه انسانها در همان وضعیت، نتیجهی مشابهی ایجاد کند.”
حالا بیاییم به موضوع پرخوری عصبی نگاه کنیم.
اگر باور داریم که «عصبی بودن» باعث پرخوری و چاقی ما شده، باید این قاعده را هم بپذیریم که هر کسی که عصبی میشود، دچار پرخوری عصبی و در نتیجه چاقی میشود. 🤔
اما با یک نگاه ساده به اطرافمان میبینیم که اینطور نیست.
خیلی از دوستان، فامیلها یا همکاران ما در شرایط استرسزا عصبانی یا مضطرب میشوند، اما همچنان متناسب میمانند. بعضیها ممکن است دچار استرسهای شدید شوند، اما نه به سمت پرخوری کشیده میشوند، نه چاق میشوند. ✨
پس سوال بزرگ اینجاست:
چرا بعضیها عصبی میشوند ولی پرخوری نمیکنند؟
و چرا بعضی دیگر وقتی عصبی میشوند، مستقیم سراغ یخچال میروند؟
🔎 تحقیقات علمی درباره پرخوری عصبی چه میگویند؟
طبق مقاله منتشر شده در انجمن ملی پرخوری (NEDA)، پرخوری عصبی بیشتر زمانی رخ میدهد که فرد راهکار سالمی برای مدیریت هیجانات خود نداشته باشد.
به عبارت دیگر، همه در شرایط استرسزا قرار میگیرند، اما آنهایی که به پرخوری عصبی مبتلا میشوند، غذا را به عنوان راه فرار انتخاب کردهاند. 🍕🍫

تاثیر اعصاب بر افراد لاغر
🤔 چرا بعضی افراد متناسب حتی وقتی عصبی میشوند، پرخوری نمیکنند؟
بیایید با یک سوال ساده شروع کنیم:
آیا عصبی شدن، به طور مستقیم دکمهی پرخوری را در بدن انسان فشار میدهد؟
جواب کوتاه این است: نه!
🔵 همهی انسانها استرس و فشار روانی را تجربه میکنند، اما واکنش هر فرد به این احساسات، محصول یادگیریهای قبلی اوست.
کسی که در کودکی یاد گرفته با ناراحتی سراغ غذا برود 🍩🍔، احتمال بیشتری دارد که در بزرگسالی هم هنگام عصبی شدن، با پرخوری عصبی واکنش نشان دهد.
در حالی که فرد دیگری ممکن است آموخته باشد که احساساتش را از راههای دیگری مثل پیادهروی 🚶🏻♀️، گفتوگو، یا حتی نوشتن تخلیه کند.
👶🏻 شاید این ترفند رایج در بسیاری از خانوادهها که برای آرام کردن بهانهگیریها یا گریههای کودک، به او هلههوله میدهند 🍭 یا وعدهی خرید خوراکیهای خوشمزه میدهند، در ظاهر کار ساده و بیضرری باشد…
اما همین رفتار به ظاهر کوچک، میتواند تاثیر مستقیم و عمیقی بر شکلگیری باورها و عادتهای ذهنی کودک بگذارد.
📚 کودک به تدریج یاد میگیرد که:
“هر وقت ناراحت بودم، باید چیزی بخورم تا حالم بهتر شود.”
این الگو اگر بارها و بارها تکرار شود، به یک مسیر عصبی پایدار در مغز کودک تبدیل میشود.
نتیجه؟
سالها بعد، همان کودک بزرگسال ممکن است هنوز هم در واکنش به احساساتی مثل عصبانیت، غم یا استرس، ناخودآگاه سراغ غذا خوردن برود — حتی اگر سیر باشد! 🍔😣
🔵 به همین دلیل است که خیلی از ما، بدون اینکه آگاه باشیم، هنگام ناراحتی دلمان شکلات، بستنی یا فستفود میخواهد — نه به خاطر گرسنگی واقعی، بلکه چون مغزمان از کودکی اینطور شرطی شده است.
📚 طبق پژوهشی در Journal of Eating Disorders، افراد مبتلا به پرخوری عصبی معمولاً یک الگوی ذهنی دارند که احساسات منفی را به غذا خوردن گره زده است. یعنی مغزشان به آنها یاد داده: “وقتی ناراحتی، غذا بخور تا آروم بشی.”
در حالی که این تسکین، کوتاهمدت است و در درازمدت احساس گناه، نارضایتی از بدن، و حتی تشدید اضطراب را به دنبال دارد.
🌟 وقتشه پرخوری عصبی رو بذاری کنار!
دیگه وقتشه که با اشتهای بیموقع و پرخوریهای بیدلیل خداحافظی کنی! دورهی ویژهی «اصلاح پرخوری و اشتها در مغز» کمکت میکنه کنترل غذا خوردنت رو با قدرت ذهن به دست بگیری و آرومآروم به تناسبی که همیشه آرزوش رو داشتی برسی. 🧡🌿
با آموزشهای این دوره، بدون رژیم گرفتن، بدون استرس، و فقط با تغییرات سادهی ذهنی، راه رهایی رو یاد میگیری. 🌸

نقش باورها در پرخوری عصبی
بعضی وقتها باورها میتوانند راههای جدیدی را برای تغییرات بزرگ باز کنند و گاهی هم… مثل یک زنجیر به دستتان بسته میشوند.
باور «من پرخوری عصبی دارم» یکی از این باورهاست که میتواند مثل یک مانع بزرگ، جلوی شما را بگیرد و نه تنها از لاغر شدن شما جلوگیری کند، بلکه ممکن است حتی باعث چاقتر شدن شما شود. 😔
چرا من چاق شدم؟ 🤔
شاید این سوال همیشه توی ذهنتان چرخیده باشد. حقیقتش این است که بیشتر از هر چیز، عادتها هستند که تعیین میکنند چطور به سمت چاقی پیش میروید.
هر فردی که به طور منظم در زندگیاش عادات خاصی دارد، در مسیر خاصی از زندگی خود قرار میگیرد. به زبان ساده، این عادات، چه خوب و چه بد، میتوانند شکلدهنده وضعیت بدنی شما باشند.
پرخوری عصبی؛ یک عادت، نه اختلال 🍫
پرخوری عصبی را خیلیها به عنوان یک اختلال جدی میبینند، اما باید بگوییم که در حقیقت، این یک عادت است که وقتی عصبانی میشوید یا تحت استرس قرار میگیرید، به طور ناخودآگاه به سراغ غذا میروید.
یعنی این چیزی نیست که از درون بدنتان بخواهد شما را به پرخوری سوق دهد، بلکه رفتاری است که در شرایط خاص، تکرار شده و تبدیل به یک عادت میشود.
مثلاً تصور کنید که وقتی تلویزیون تماشا میکنید، همیشه به سراغ تخمه یا تنقلات میروید.
خب، این شما را در دسته “پرخوری تلویزیونی” قرار نمیدهد، بلکه فقط نشاندهنده یک عادت است که به خاطر لذت بیشتر از تماشای برنامه تلویزیونیتان ایجاد شده است.
عادتها، نه اختلالها 🧠
هر رفتاری که از ما سر میزند، یک نتیجه از عاداتی است که در طول زمان شکل گرفتهاند.
وقتی که مغز یک رفتار را تکرار میکند و آن رفتار به نوعی برای ما لذت یا آرامش به همراه دارد، به مرور زمان تبدیل به یک مسیر عصبی ثابت میشود.
در واقع، پرخوری عصبی هم به همین شکل، به عادت تبدیل شده و از آنجا که مغز همیشه از «لذت» خوشش میآید، این عادتها ممکن است گاهی از کنترل خارج شوند.
چطور میتوانیم عادتها را تغییر دهیم؟ 🔄
از آنجایی که این رفتارها عادت هستند و نه اختلالهای غیرقابل تغییر، میتوانیم با آگاهی و تمرین، آنها را از نو بسازیم.
به یاد داشته باشید که هیچ چیزی در بدن ما ثابت و غیرقابل تغییر نیست؛ حتی عادتی که شاید سالهاست با شما همراه بوده و از دوران کودکی شکل گرفته است. ✨
در دورهی آموزشی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز یاد میگیرید چطور عادتهایی را که فکر میکنید عامل اصلی چاقی و پرخوری شما هستند، بهدرستی شناسایی و بازنویسی کنید.
با شرکت در این دوره، نهتنها متوجه میشوید چرا برخی رفتارها همیشه شما را به سمت غذا هل میدهند، بلکه راهکارهای عملی برای اصلاح این عادتها و ساختن الگوهای تازه به دست میآورید.
✨ یادتان باشد: شما اسیر عادتها نیستید؛ بلکه میتوانید استاد و خالق عادتهای تازهای باشید که شما را به سمت اندامی متناسب و زندگی سالم هدایت میکنند.
🔑 همین امروز تصمیم بگیرید عادتهایی که سالها مانع شما شدهاند را تغییر دهید و با آگاهی، آیندهی تازهای برای خودتان بسازید.🌱 و بدانید که با هر انتخاب جدید، یک گام به سمت لاغری و سلامت واقعی نزدیکتر میشوید.
✨ تمرین طلایی برای تغییر پرخوری عصبی ✨
دوست خوبم 👋🏻
اگر دوست داری یک قدم واقعی و ماندگار برای درمان پرخوری عصبی برداری، این تمرین مثل یک پل نجاته! ⛅️
با نوشتن جوابها، ذهنت رو شفافتر و انگیزهات رو قویتر میکنی. قول میدهم که حس فوقالعادهای بعدش خواهی داشت! 💖
🌱 مرحله اول:
با دقت و به صورت شرح انشایی به سوالات زیر پاسخ بده:
- 🍽 به نظر شما پرخوری کردن چیست؟
- 😞 پرخوری چه احساسی در شما ایجاد میکند؟
- 🔗 چه ارتباطی بین پرخوری کردن و چاقتر شدن یا لاغر نشدن میبینید؟
- 📏 از نظر شما تا چه حد خوردن، پرخوری محسوب نمیشود و بعد از آن پرخوری به حساب میآید؟
- 🧠 به نظر شما برای اندازهگیری میزان غذایی که باید بخوریم، باید چگونه عمل کنیم؟
✍️ پاسخهای خودت رو در بخش نظرات همین جلسه با عشق ثبت کن!
🌟 مرحله دوم:
حالا وقتشه که دیدگاه خودت رو درباره غذا خوردن افراد لاغر و چاق با ما به اشتراک بذاری! 🍏🍔
- 🔍 انواع روشهای غذا خوردن افراد چاق را نام ببر.
- 📝 برای هر روش توضیح بده که آیا این رفتار در تو وجود داره یا نه، و اگه هست، یک مثال واقعی از زندگی خودت بیار.
یادت باشه دوست خوبم 🌈، همین لحظه که در حال فکر کردن، نوشتن و آگاهتر شدن هستی، قویترین قدم رو برای تغییر مسیر پرخوری عصبی و ساختن یک زندگی جدید برمیداری. 💪🏻💖
منتظر خوندن نوشتههای ارزشمندت هستم! 🌸✨
منتظر خواندن نوشته های شما هستم
همراه همیشگی شما: رضاعطارروشن
امتیاز 3.95 از 232 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
با سلام پرخوری عصبی زمانی رخ میدهد که فرد راهکار سالمی برای مدیریت هیجانات خود نداشته باشد
این جمله طلایی در ذهن من تلنگری مهم ایجاد کرد چون خودم از اون دسته انسانهایی هستم که وقتی کسی یا چیزی باعث عصبانیت ویا ناراحتی من بشه نمیتونم گفتگو کنم و پشت ترسهام میمونم وبعد تنها خودم رو پیدا میکنم و تمام عصبانیتم رو با خوردن وپرخوری سر خودم خالی میکنم البته اون لحظه هم حسهای منفی و لذت خوردن یکجوری قاطی میشد که حتی درحال گریه کردن میخوردم 😓😓ودرست چند دقیقه بعد همون یک ذره حس لذت هم تبدیل میشد به احساس گناه و عصبانیت وسرزنش!!!!
جالب این جاست که تا قبل از این فکر میکردم این یک اختلال عصبیه ، برای همین خیلی هم خودم رو به حق میدونستم وتازه برای کسانیکه موقع ناراحتی سیگار میکشن هم ایراد گیری میکردم که اینکارتا یک انتخاب وعادت غلطه😅🫣🫣😅
خوب خدارو شکر امروز خیلی نکته قشنگ وجالبی رو یاد گرفتم و فهمیدم واکنش هر فرد به هیجانات و فشارهای روانی واسترس محصول یادگیری وعادات اونه!!!
ومن بار اول که شروع کردم به مخفی شدن پشت لذت کوتاه مدت خوردن موقع استرس و عصبانیت (که البته اصلا یادم نمیاد کی بود) واین رفتار رو تکرار کردم وعادت ایجاد شد
ولی الان با این آموزش فهمیدم که ذهن من خاصیت انعطاف پذیری داره ومن میتونم از این خاصیت ذهنم استفاده کنم وعادتهامو تغییر بدم چطوری؟تمرین کنم تا عادتم بشه وقت استرس و عصبانیت بجای خوردن غذا
یا آب بخورم جرعه جرعه
یا تنفس عمیق وآرام داشته باشم
یا بنویسم هر چیزی رو که نتونستم بگم وبابتش حسم بد شده روی کاغذ بیارم
وحالا پرخوری کردن از نظر من به وقتیکه معدم دیگه درد میگیره یا اونقدر خوردم که تهوع دارم یا وقتیکه اونقدر غذا رو خوردم که برای بقیه هیچی نمونده 🫣🫣😅 گفته میشه هر وقت پرخوری میکنم احساس بد عذاب وجدان بابت نداشتن کنترل در خوردن ،احساس بد دوست داشتنی نبودن اراده نداشتن شکست خوردن واز همه مهمتر ترس از چاق شدن !!!!😰😰
ویا گرفتم که افراد چاق با تمام حسهای خودشون غذا میخورن نه فقط از طریق دهان!!برخلاف افراد متناسب که معمولا فقط با دهان غذا میخورن
من خودم بارها از طریق گوش ،چشم وبو تحریک به خوردن غذا شدم مخصوصا چشم که متأسفانه اگر خوراکی ببینم چنان میل به خوردن در من ایجاد میشه انگار سالهاست غذا نخوردم !!!
وحالا به نظر من برای کنترل پرخوری وبه اندازه خوردن باید به خوردن خودمون دقت کنیم وهر وقت طعم غذا تغییر کرد یا ولع خوردن کم شد دست از غذا بکشیم😍😍
حتما منتظر نشیمن فریاد معده بلند بشه!!!
نشان های دریافت شده
بنام خدا
پرخوری عصبی کاری که می خوام باهاش آروم بشم معمولا پرخوری کردنم . اما عصبی نیست بلکه کاملا درکی وعادتی هست چاق شدن ارث نیست . ویا پرخوری کردن . پرخوری رفتار فیزیکی هست که به صورت تکرار شونده انجام میشه ازطریق من از روی عادت کردن من . مثل جدول ضرب حفظ شده به صورت اتوماتیک اونقدر که جزیی از وجود بدن من شده . من از طریق چشم . از طریق گوش و ازطریق بینی وحس لامسه و دهان واحساس طعم غذادردهان با تصویر سازی ذهنی غذا میخورم . ومیگم پرخوری کردن دست من نیست در حالیکه این یک توجیهه که پذیرفتم . برای چاق موندن . چون فکر میکنم که چاقی فقط فیزیکیه اون هم به خاطر خوردن غذاست و از اونجایی هم که غذا چاق کننده پس دست من نیست وعملا قدرت به غذا میدم و خودمو میکشم کنار اما واقعا غذا مگه چقدر قدرت داره که بخواد یکیو چاق کنه یکیو لاغروخوش اندام مثل تبلیغاتی که این روزا مد شده میگن که این کرم باعث کم کردن پیری زود رس و این چیزا میشه وکلی دلیل و مدرک میارن درسته من هنوز از روغن تو غذا میترسم هنوزم که هنوزه اما اینم میدونم که غذا به تنهایی باعث چاقی من نشده . من باور کردم که چاقی من دست من نیست و کلی دلیل و مدرک برای باورهای خودم دارم که همونا باعث شده عادت کنم به چاق بودن و چاق موندن وحتی چاقتر شدن و پذیرش ناتوانی خودم و تسلیم شدن دربرابر غذاودربرابرچاقی فقط با این حواس پنجگانه وگفتکوی ذهنی و تصویر سازی ذهن ومرور خاطرات گذشته من دچار این عارضه شدم که اونهم چاقی هست که همین پذیرش ومنطقی شدن برای ذهن باعث شده که چاقی برای ذهنم طبیعی بشه ودر نتیجه جسمم چاق. پس به این افکارواین پذیرش . باید خاتمه داده بشه تامسیر روبتونم هموارکنم برای خودم.
نشان های دریافت شده
سلام ودرود بر استاد عزیزم
وقتی به تفاوت جسمی انسانها نگاه میکنم شگفت زده میشم.چراهمه ما بدو تولد وقتی بدنیا میایم مثل هم هستیم و کاملا طبیعی و متناسب ولی وقتی بزرگ میشیم
از نظر جسمی باهم تفاوت داریم اصلا چرا بعضی ها تا ابد لاغر میموننن ولی بعضی ها از همون بچگی چاق میشن
وبخوبی دریافتم که تنها طرز فکر ورفتار ها و نگرش های اون خانواده و شرایطی که تو اون زندگی میکننن سرنوشت اندام رو تغییر میده به همین راحتی .
چاق بودن برخی از افراد تنها دلیلش خوردن نیست چون خیلی از افراد لاغر هم زیاد غذا میخورن ولی همیشه لاغر و متناسب هستن .حتی خیلی ها عصبانی هم باشند چیزی از گلو شون پایین نمیره واصلا چیزی نمیخورن اتفاقا این مدل طرز درست و صحیح هست .ولی اونی که میگه من وقت عصبانی باید بخورم تا آروم بشم فقط به باور و اشتباه ذهنی هست که مدتها تکرارش کرده وبه شکل یه رفتار ناپسند در اومده .دختر خواهر من سالهاست که لاغر ه وخیلی هم مشکلات در زندگی داره بقدری که تمام روزهای زندگیش پر از استرس هست و در و مادر خودش رو از دست داد ه ولی هیچ تغییر در جسمش بوجود نیامده .
خود من هرگز هنگام عصبانیت یا استرس سراغ غذا نمیرفتم وبیشتر عصبانیت خودم رو با حرف زدن و گفتگو حل میکردم
حالا مدتی هست که دیگه عصبانی نمیشم وتا بخاد حالم بد بشه احساسات خودم رو کنترل میکنم وبه آرامش می ریم واین از برکات بودن در سایت هست .
به نظر من باورهای اشتباه رو براحتی میشه تغییرش بدی من تونستم باورهای چندین ساله در باره مذهبی خودم رو براحتی تغییر بدم .پس براحتی هم میتونم باورهای غلط چاقی رو تغییر بدم واز نتیجه اش لذت ببرم .
یه عادت اشتباه هنوز دارم که بعداز خوردن شام باید یه چیزی بخورم ولی وقتی سعی کردم ترکش کنم دیدم که فقط چند روز طول کشید تا بتونم رهاش کنم وبعدش برام عادی شد .
تمرین=
۱-پرخوری کردن همون رفتاری هست که وقتی سیر شدی و هیچ نیازی نداری یعنی بدنت کاملا در آرامش و سیری هست ولی طبق عادت همش میخای یه چیزی بخوریم مثلا موقع شام بدن پیغام سیری رو بهت داده وسیر شدی ولی با تحریک بینایی باز هم به خوردن ادامه میدی
۲-در گذشته پرخوری کردن خیلی خیلی احساس بدی رو در من ایجاد میکرد یعنی زمانی که داشتم پرخوری میکردم در همون لحظه لذت میبردم ولی فقط بعداز چند دقیقه احساس بد و نارضایتی پری شکم ودل درد وبعدش هم احساس چاقترشدن آزارم میداد.
۴-تفاوت خوردن فرد چاق و لاغر
وقتی فرمول های چاقی در ذهن نباشه هرچقدر هم بخوری وپرخوری کنی چاق نمیشی به نظر من تا وقتی که گرسنه باشی و به اندازه بخوری و سیر بشی خیلی طبیعی و نرمال هست برای بدن ولی پرخوری از زمانی شروع میشه که بعداز سیری با خودت میگی هنوز جا دارم واز این جا به بعد دیگه پرخوری محسوب میشه .
برای خوردن هیچ نیازی به اندازه گیری نیست وقتی ذهن آگاه میشه وحالت خوب میشه دیگه خود بدن هوشمندانه عمل میکنه وبهت فرمان درست رو میده
فقط زمان گرسنگی غذا میخوری وقتی هم که سیر شدی حتی اگر در پشقاب غذا بمونه دست میکشی و لذت هم میبری
در افراد چاق فرد بدون توجه به نیاز بدن از مواد غذایی تا جایی که بتونه استفاده میکنهوهمیشه درحال خوردن هست وهزکز پیغام سیری در خودش ندارع .
ولی فرد لاغر درست در زمانی که گرسنه باشه غذا میخوره وفرقی هم ندارن که اون غذا سالم باشه یا ناسالم بدون هیچ فکر و نگرشی غذا میخوره وقتی هم سیرشد میگه دیگه میل ندارم حتی اگر خوشمزه ترین غذاها جلوش باشه وهرکز هم نگران چاقی نیست
اگر بخام در مورد خودم بگم منم در گذشته همون رفتارهای افرا د چاق رو. داشتم ولی الان به لطف آگاهی های سایت رفتارم کاملا شبیه افراد متناسب شده یعنی فقط در زمان گرسنگی غذا میخورم به آندازه نیاز م میخورم توجهی به اندازه ندارم وقتی هم که سیر میشوم دیگه حتی یه لقمه باقی مونده رو نمیخورم
چون یاد گرفتم که همیشه مواد خوراکی هست و فراهم هست پس پرخوری و ولع. داشتن اشتباه هست و احترام به خودم و بدنم رو یاد گرفتم
بازهم از شما استاد گرامی تشکر میکنم که با این فایل ارزشمند به آگاهی من اضافه کردید
نشان های دریافت شده
به نام الله
سلام
اولاً که یک عذرخواهی به خودم بدهکارم که چند روز به دلیل کارهای زیاد و شاید هم تنبلی و وقت کشی خودم را از این همه آگاهی ناب محروم کردم
اما دوباره با انرژی برگشتم این بار مستمر
یه جملهای را شنیدم که خیلی آرومم کرد و احساس میکنم که باید خیلی بهش عمل کنم
و اونم این بود که اگر راهی رو شروع کردی ؛کر باش در برابر حرفهای مردم🥲
و من یکی از اشتباهاتم رو فهمیدم و اونم این بود که هنوز شک داشتم و دنبال یک دلیل نقص برای این روش میگشتم اما حالا گوشم روی تمام حرفها میبندم چون اعتماد کردم به خدای خودم🥰
خیلی خوشحالم که فهمیدم فرق بین ما و لاغرها با این حالی که مغز مغزمون یکی هست چرا تفاوت داره
و حالا فهمیدم که ما عادت کرده بودیم به خوردن و نه تنها خوردن از راه دهان بلکه با تمام حواس پنجگانه
اما متناسبها فقط از راه دهن با هر چقدر تنوع غذاییم که باشه اما بیشتر از نیاز جسمشون نمیخورن
الهی شکر که آگاه شدم همیدم که منم جز اون دسته چاقها بودم و اگه میخوام لاغر بشم باید خودم رو جز این دسته متناسبها کنم و رفتارم رو درست کنترل کنم نه فقط رفتارم بلکه افکارم رو کنترل کنم و این فرمول که هرچی دیدم و شنیدم و خلاصه با تمام حواس پنج کنم فهمیدم دلیل واسه خوردنم نیست و باید به نیاز واقعی جسمم توجه کنم
از نظر من پرخوری کردن زمانی اتفاق میافته که انسان بیش از حد نیاز جسمش بخوره اون وقت اون غذا هیچ نفعی به بدنش نمیرسه بلکه میتونه یه سم باشه برای زندگیش
پرخوری کردن حال انسان رو میگیره
اصلاً زندگی رو براش تلخ میکنه چون همون موقعی که داره میخوره همش حال روحی بدی داره و بعدشم که حال جسمی هم بهش اضافه میشه و دیگه بدتر
اصلاً الان که فکر میکنم واقعاً چاقی سختتره اینکه دائماً در عذاب باشی و حالت از خودت به هم بخوره و توی جمعها نری و همش ناراحت باشی اصلاً به نظرم هرچی از بدی چاقی بگیم کم گفتیم اون واقعاً لایق ما نیست
ما هرچی هم باشیم یک روح مقدس درونمون قرار داره و ما اجازه نداریم به اون روح حساس و بسیار پاک آسیب بزنیم
پرخوری کردن باعث میشه که روح ما از معنویات و بالا رفتنش دور بشه
پس چاقی ما رو از اصل وجودی خودمون دور میکنه
و این باعث میشه که جسم ما چاق بشه
و هی سنگین و سنگینتر بشه و اجازه حرکت روحمون به آسمون و صعود رو نده
اما اگه انسان به اندازه نیاز جسمش بخوره و به خودش احترام بزاره و خودش رو ارزشمند بدونه دیگه پرخوری به حساب نمیاد و دیگه پرخوری کردن توی زندگی اون اصلاً جایی نداره
وقتی که ما به احساسمون و نقطه سیری موقع غذا خوردن توجه کنیم به این معنی است که ما کاملاً مقدار درست جسممون رو خوردیم و نیازمون رو برطرف کردیم این بهترین و درستترین اندازهگیریه که ما تنها و تنها از راه دهان بخوریم و تنها زمانی بخوریم که نیاز جسممان باشد
خیلی خوشحالم که فهمیدم رفتار من چطوریاست
و من کاملاً درک کردم و دیدم که با تمام حواس پنجگانه یعنی دیدن، لمس، کردن ،چشیدن ،بوییدن
و حتی شنیدن تحریک شدم به خوردن:(
دیدم که وقتی کاملاً سیر بودم و یک خوراکی خوشمزه رو دیدم دست و پامو گم کردم و ازش خوردم
دیدم که وقتی یک خوراکی رو لمس کردم ترغیب شدم که از اون بیشتر بخورم
دیدم که وقتی یک خوراکی رو چشیدم و تصمیمم این بود که فقط از اون یه دونه بخورم اما به خاطر مزه ی خوشمزهاش بیشتر و بیشتر از اون خوردم
بارها دیدم که وقتی غذایی رو بو کردم ترغیب شدم به خوردنش
و حتی یادم میاد که زمانی یک نفر از یک غذا خیلی تعریف میکرد و تعارف میکرد که بخورم من ترغیب به خوردن شدم
و من حالا از اینجا به بعد دو نفرم
یکی من ناظر و یکی من رفتار کننده
الهی به امید تو
خودت کمکم کن که ناظر درستی بر رفتارم باشم
ای بهترین نظارت کننده😇
کمکم کن قبل از اینکه به حسابم برسند به حساب خودم رسیدگی کنم و خودم را درست کنم
الهی آمین یا رب العالمین
یاعلی
با سلام و احترام
ممنون از جلسه مفیدتون استاد
پرخوری کردن یعنی خوردن تا حد خفگی که بعدش احساس خوبی از غذا خوردن نداریم و بدتر احساس نفخ و درد شکم و معده گریبانگیرمون میشه!
پرخوری کردن اغلب احساس سنگینی بدی در من ایجاد میکنه که از غذا خوردن پشیمون میشم! و جسمم رخوت بدی میگیره یا در مراحل وخیم تر دل درد و حالت تهوع و… که واقعا حس بدی میده و با خودم میگم چقدر ضعیفم که در برابر غذا نمیتونم مقاومت کنم..
و واقعا حکایت همون آیه قرآنه که بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید… چون با اسراف در خوردن، غذایی که باید مایه ی سرزندگی و نشاط و انرژی ما بشه، برعکس باعث رخوت و سستی و سنگینی و حس بد میشه
پس ما باید تا حدی که رفع نیاز بدنمون بشه و گرسنگی مون برطرف بشه غذا بخوریم نه بیشتر و نقطه ی سیری باید نقطه ی رفع نیاز باشه نه نقطه ی خفگی! وگرنه چاق میشیم
افراد لاغر انتخاب میکنن که فقط غذای مفید و اونم به میزانی که انرژی بدنشون تامین بشه، و در زمانی که کاملا گرسنه هستن بخورن و فقط از راه دهان میخورن و با حواس دیگه مثل بینایی و بویایی و لامسه تحریک به خوردن نمیشن
ولی افراد چاق هرچی دم دستشون بیاد حتی مضر میخورن و بیشتر از حد تامین نیاز و بر پایه ی لذت بردنِ زیاد از غذا، و صرفا یکم که گرسنه بشن(از حال خفگی دربیان!) مجدد غذا میخورن (در حالی که خیلی وقتا احساس گرسنگی، بخاطر دهیدراته شدن بدنه، و گرسنگی کاذب به حساب میاد، و ما باید بیایم اول آب بخوریم.. اگه بعد از یک ربع نیم ساعت بازم حس گرسنگی داشتیم اون موقع غذا بخوریم یا میان وعده..)
و در ضمن افراد چاق با حواس بینایی و بویایی و لامسه تحریک به خوردن میشن و غذا خوردنشون فقط از راه دهان نیست!
بنام خدا
ای که مرا خوانده ای راه را نشانم بده
سلام به استاد وهمه ی دوستان
بنظرم من پرخوری یعنی وقتی سیری وبازهم غذا میخوری این میشه پرخوری ممن پرخوری عصبی ندارم وقتی عصبی هستم گلوم قفل میشه وچیزی نمیتونم بخورم حتی اب ممن وقتی پر خوری میکنم معده درد میگیرم احساس سنگینی میکنم واذیت میشم وبعداز خوردن عذاب وجدان میگیرم وهمش خودم را سرزنش میکنم بنظر من ما چاقها پرخوری میکنیم وهر چیزی که دم دستمون باشه میخوریم اما متناسب ها هر عذایی را نمیخورند غذایی که باب میلشون باشه میخورند وبه راحتی بعداز سبر شدن دیگه نمیخورند اما ما چاقها بعداز سیر سدن بازهم میخوریم وبعد گذشت یه مدت بازهم میوه یا شیزینی بود میخواستاد شما راست میگید افراد لاغر ومتناسب فکر از راه دهان غذا مبخورند واما ما چاقها از طریق دهان میخوریم بعداز خوردن از طریق چشم بازهم اکه یه خوراکی را ببینیم مبخوریم ازطریق بویایی اگه بوی غذا بیاد میرم یراغ غذا بااینکه سیرم اما بازمیخورم من وقتی شیرینی باشه هرنوع شیرینی باشه فرق نمیکنه میخورم اما دختر عموی من که لاغر ومتناسب هست فقط شیرینی از خامه ای میخوره وقتی شبرینی خشک یا تر باشه نمیخوره میگه دوست ندارم اما من میگم بخور بابا چه فرقی میکنه اما نمبخوره مبگه من دوست ندارم منم الان خداراشکر ازوقتی اینجا هستم خیلی خوردنم فرق کرده مثلا قبلا صبحانه بیشتر از نصف بربری میخوردم الان یه کف دست میخورم سیر میشم ودیگه نمیتونم بخورم درست من هنوز جسمم تغییرنکرده اما افکار نسبت به قبل خیلی تغییر کرده قبلا همش باخودم تکرار میکردم که من خیلی چافم الان دبگه به جاقی فکر نمبکنم وچاقی را رها کردم واصلا به نتیجه هم فکر نمبکنم که کی لاغر میشم چون من دراین راه لاغر میشم میدونم چون به این راه ایمان دارم لاغری باذهن خیلی لذت بخشه چون سختی نداره ومحدویت غذایی نداره وبه گفته ی دیگران اندازه ی غذایی نداره هر وفت میل داشتم میخورم چون نیاز بدنم هست من دیگه از غذاخوردن ترسی ندارم چون من هر چی میخورم نیاز بدنمه همش تبدیل به انرژی ونور میشه ما باید باور کنیم که خودمون باعث چاقی خودمون شدیم اگه این را باور کنیم لاغری خودبخود درجسم ما پدید میاد من از وقتی دراین سابثیت هستم خیلی اگاهی های کسب کردم ممنون استاد از زحمات شما
الهی به امید تو ان شاءالله بزودی منم متناسب میشم مثل دوستانی که دراینحا لاغر ومتناسب شدن اگه این راه اشتباه بود هیچ کس لاغر نمیشد ولاغر نمیموند این راه اسانترین راه لاغرشدن هست خدایاممنونم که مرابه این راه هدایت کردی
یاعلی
سلام وقت همگی بخیر
استاد تو این فایل خیلی جالب درمورد راه های مختلف خوردن گفتین چون دقیقا همینطور هس و با چشم وگوش و…خیلی زود تحریک میشیم وباید جلو این کار رو گرفت واین خیلی نکته جالبی بود وممنون ک اگاهمون کردین ودقیقا همینطوری هس افراد لاغر با چنین چیزای تحریک نمیشن ودرخوردن استقامت بالایی دارند.امیدوارم من هم بتونم روی این مسئله کار کنم وبا چنین چیزای تحریک به خوردن نشم چون ادم نمیتونه همه غذا های دنیا روخود وتنوع درمواد غذایی بیش از حد هس و یک ادم نمیتونه تمام مواد غذایی دنیا رومصرف کنه پس بهتره به اندازه مورد نیازش بخوره.
با تشکر از استاد که من رو راهنمایی کردن
سلام استاد عزیز
استاد این فایلتون خیلی تاثیر گذاشته روی افکار و باورهای و فرمول های ذهنی ام .
استاد من رفتم شهرستان و اونجا دختر خاله ام اومد(فرد متناسب و خوش اندامی هست دختر خالم) که تصمیم گرفتم که برم ازش سوال بپرسم و باورهای ذهنیش رو پیدا کنم که به ذهنم ثابت کنم که فرمول های ذهنیم باعث شده من چاق شوم .
خب من رفتم و از دختر خاله سوال کردم که تو با بوییدن غذا و طعم غذا و چشم و مثلاً کسی بگه این غذا خوشمزه درست میکنی همه رو استاد گفت «نه» تحریک نمیشم که بخوام دوباره بخورم (اما من برعکس اون تحریک میشم و خیلی میخورم!)
و توی اون چند روزی که باهم بودیم استاد من خیلی توجه میکردم که چیکار میکنه و استاد چقدر الان وقتی با چشم خودم دیدم و نمونه دیدم بیشتر حرفاتون و باورها و فرمول های که یاد میدید رو قبول میکنم استاد وقتی دختر خالم گرسنه میشد غذا میخورد فقط یعنی وقتی سیر بود نمیخورد اصلا فقط و فقط وقتی گرسنه میشد غذا میخورد و وقتی هم استاد گرسنه میشد هیجان زده نمیشد بره غذا بخوره در یخچال رو باز کنه و سر و صدا که گشنمه و دقیقا شما توی فایلتون گفتید افراد لاغر هیجان زده نمیشن برای غذا وقتی گرسنه هستن دقیقا دختر خالم یا برادرم که تناسب زیبا و خیلی خوبی دارن واقعان اینشکلی نیستن در صورتی که من اگر یکم گشنم باشه سر و صدا میکنم وایی گشنمه و فلان و هیجان زده میشم که بخوام چی بخورم.!!!
استاد من امروز از شهرستان اومدم خونمون و توی مسیر با خودم گفتم بیام بنویسم در مورد این افراد متناسب و چقدر جالب بود استاد برام که توی اتوبوس افرادی داشتند در مورد چاقی صحبت میکردن. یکی میگفت من قبلًا چاق بودم اما خودم ، خودم رو لاغر کردم و اون خانمه گفت چطوری گفت من از شب که شام میخورم تا ۴بعد از ظهر روز بعد دیگه چیزی نمیخورم و اون خانمه دیگه گفت من دختر بزرگم خیلی خیلی کم میخورد و معده درد گرفته و الآن دختر ۱۸ سالم الان خیلی کم داره میخوره
و بعد در مورد غذا صحبت کردن اون خانمی که در مورد دخترش صحبت میکرد میگفت برنج خیلی چاق میکنه آدم رو !!
و اون فرد دیگه میگفت قند خیلی خیلی چاق میکنه !!
دقیقا من هم مثل اونا قبل از اینکه با سایت شما آشنا بشم فکر میکردم غذا چاقم میکنه تنقلات و شیرینی و برنج این ها چاقم میکنه هنوز هم بعضی وقت ها ذهنم میگه عه این نخور چاق میشی کم بخور فلان اما دیگه گولش رو نمیخورم وسعی و تلاش رو میکنم با کمک الله فرمول های ذهنی مخربم رو تغییر بدم.
استاد اگه به قبلاً بود من این هارو باور میکردم که برنج و قند و..
و قبول میکردم حرفاشون رو اما الان میگم این ها فقط و فقط مانع لاغری هست و فرمول های اشتباه هست و خدا رو سپاسگزارم بابت این آگاهی ها و ممنونم از شما استاد عزیز(:
سلام استاد عزیز
این فایل آموزشی که گوش دادم بی نظیر بود
وقتی در باره ی پنچ طریق خوردن افراد چاق صحبت کردید به فکر فرو رفتم و یاد رفتار های خودم و گذشته و اطرافیانم افتادم .
خب من از بچگی از سن ۶سالگی تپل بودم کمی از سن و سال های خودم البته !
که بعد توی کامنت های قبلی هم گفتم از خانواده ام یعنی پدر و مادرم هر کاری میکردن من هم تقلید میکردم یعنی من از پنج طریقی استاد گفتین رو خانواده ام به من آموزش دادن
برای مثال همین راه طریق بینی پدرم یادمه وقتی غذا درست میکرد میگفت بیا بو کن ببین چه بوی خوشمزه ه ای و من این شکلی تحریک میشدم در صورتی که سیر بودم فرقی نداشت و دلم میخواست که بخورم!!
یا مادرم از راه طریق چشم وقتی شیرینی بابام میگرفت مادرم و پدرم میگفتن به به چقدر تازه ست چقدر نرمه چقدر خوشمزه ی و من بلافاصله توی ذهنم تصویر سازی میکردم و در صورتی سیر بودم شام خورده بودم یا مغزم فرمان صادر نکرده بود که گشنه است بخورم اما چون تصویر توی ذهنم بود مگه میشد نخورم حتی استاد وقتی که رژیم میگرفتم آنقدر کنترل میکردم که از یک دونه بیشتر نخورم اما بلافاصله که رژیمم رو ول میکردم باز نزدیکای فکنم ۱۰ تایی میخوردم!!
برای حس لامسه استاد مخصوصاً عیدها من هر خونه ی میرفتم شیرینی رو لمس میکردم یا اون طعم شیرینی باز دوباره بر می داشتم تا لذت ببرم اما در حالت سیری میخوردم و این لذت نداشت!!
برای راه طریق گوش من تا میدیدم که یک نفر میگفت من همچین چیزی درست کردم خوشمزه شده منم گوش میکردم ببینم چیکار کرده تا منم برم درست کنم و بخورم !!
من تا حالا نمی دونستم گرسنگی چی هست میل ندارم چی هست!! و من به همچین میل داشتم و واقعا استاد وقتی فرد متناسب رو میدیدم میگفتم شیرینی باقلوا یا این شیرینی رو دوست داری میگفت نه دوست ندارم و من چشمام بزرگ میشد و تعجب میکردم که چطور این نمیخوره و بعد بهش میگفتم تو نصف عمرت رفته (هههههه)
استاد همین چند روز پیش من رفته بودیم خونه ی خالم و میخواستیم با دختر خالم یک کاری انجام بدیم که نجوا های ذهنم گفت تو نمیتونی تو چاقی و فلان و من هم بلافاصله رفتم و خودم رو داخل آینه نگاه کردم و به مسیری که دارم با لاغری ذهن با کمک الله انجام میدم فکر کردم و سبکی و اون لاغری که این هفته بدست آوردم تشویق کردم با حس خوب رفتم سراغ اون کار و با لذت تمام انجام دادم که احساس کردم تعجب کرد دختر خالم چون حتی من پر انرژی تر و شادتر انجام دادم و خیلی بابت این اعتماد به نفس خداروشکر میکنم
واقعا جسارت و شجاعت میده و این اعتماد به نفس باعث شده من دیگه خجالت نکشم وقتی راه میرم دیگه خجالت نکشم موقع حرف زدن هام
دیگه خجالت نکشم از خودم دیگه وقتی میخوام کاری انجام بدم خسته نشم و انرژی داشته باشم چون قبلاً میخواستم کاری رو انجام بدم باید آنقدر به خودم انگیزه میدادم تا سرحال باشم (چون پرخوری میکردم سرحال نبودم کسل بودم)
الان من خیلی دارم به لطف خدا آگاه تر میشم و از شما استاد عزیز سپاسگزارم بابت آگاهی تون و من الان با چند دقیقه قبلم هم فرق دارم چون آگاهتر شدم و من به این مسیر با عشق و لذت با کمک الله ادامه میدم .
ب نظر شما پرخوری چیست:برا جواب این سوال میخوام یک مثال بزنم چند وقت پیش دایی من بعد مدت ها نهار خونه ما بود ایشون قبلا اضافه وزن داشتن و وزن کم کردن غذا برنج و خورشت بود یه کفگیر ب زور مامانم از برنج خورد و راجب اون یه کفگیر یه جوری حرف میزد انگار یه دیس برنج خورده اصلا راجب برنج یه ترس خاصی داشت هر کس به اندازه نیازش ترس هاش یا عادتش اندازه درست کردم و خارج شدن از اونو پرخوری میدونه .
پرخوری کردن چه حسی در من ایجاد میکند:قبلا حسی نداشتم فقط میخوردم شاید با دلدرد زیاد و حالت تهوع دست میکشیدم و اهمیت چندانی هم نمیدادم بهش تا زمانی که لباس جدید بخرم انگاری تموم اون حس های بدی که باید موقع زیاد خوردن ب دست می آوردم یهوی موقع خرید بهم حمله میکردن .ولی خوشبختانه الان اصلا نمیتونم پرخوری کنم حالم از یه لقمه اضافه هم به همین میخوره چه برسه غذا زیاد.
ب نظر شما چه ربطی بین پرخوری و چاق شدن یا لاغر نشدن وجود ندارد :خوردن پیش از نیاز بدن که همواره با ترس از چاقی همراه است سبب میشه ذهن و جسم ما باور کنه که خوردن چاقت میکنه و من جسم یا ذهن هیچ توانایی در برابر مواد غذایی نداریم و خیلی ها با این حرف که من توانایی لاغر شدن و ندارم جسم من نمیتونه خودشونو ضعیف تر نشون میدن و از یک مواد غذایی ساده شکست میخورن.
از نظر شما تا چه حد خوردن پرخوری به حساب نمیاد و بعد اون پرخوری ب حساب میاد :پرخوری ب دو بخش از نظر من تقسیم میشه بخش اول همون با زور وارد دهان کردن بدون بردت لذتی از غذا یا خوراکی و فشار و حس بدی که در جسم ایجاد میشه و نوع دومش فرد میاد سفت و سخت برا خودش قانون میزاره و خودش و محدود در یک مقدار خوردن میکنه و زمانی که یک قاشق اضافه تر بخوره اونو پرخوری میدونه و بخاطر ترسی که داره اون یه قاشق اندازه یک کفگیر براش عمل میکنه.
به عقیده شما برای اندازه گیری میزان غذایی که بایدبخوریم از چه طریقی باید عمل کنیم :فقط و فقط احساس های ما هستن که نشون میدن ما در حد نیاز زدن خوردیم یا پرخوری کردم به این دلیل میزان برا خوردن وجود ندارد و همچنین نباید بر اساس احساسات شروع ب خوردن بکنیم.
من در گذشته چندین دهن برا خودم برا خوردن درست کرده بودم تا فقط بخورم تموم بشه و برسم به باوری که دارم و از زمانی که لاغری و یاد گرفتم دیگه از چشمم به عنوان دهان استفاده نمیکنم در حد که دلم میخواد و حس خوبی بهم میده میخورم (ما مدت ها با یک باور نادرست زندگی کردیم و الان میخوایم زندگی جدیدی برا خودمون درست کنیم پس کاملا طبیعی هست بعضی وقتا گول بخوریم بازم بخوایم مثل قبل عمل کنیم چیزی که مهمه پایبند بودنه و این لغزش ها ب مرور و تمرین های که انجام میدیم کمتر و کمتر میشن گول حرف های اطرافیان یا از همه مهم تر نجوا درون خودتونو نخورین و با اشتیاق در این راه قدم بردارین که تهش لاغری و سلامت در انتظار ماست😍