🍕🍩 هر چی میخورم چاقتر میشم… اما لاغرها؟! هر چی میخوان میخورن و آب هم روش! 😮 چرا لاغرها چاق نمی شن؟! این سوال سالها مثل یه علامت سوال بزرگ تو ذهنم چرخ میزد.
وقتی کنار یه آدم لاغر مینشستم که با خیال راحت غذا میخورد، همیشه تو ذهنم یه صحنه شکل میگرفت: من یه بادکنک در حال ترکیدن، اون یه نی با استایل! 🎈🥢
اما واقعاً فرق ما توی معدهمونه یا توی ذهنمونه؟
بیا باهم بریم دنبال جواب این سوال که چرا لاغرها هیچوقت چاق نمی شن؟! 🧠✨

تفاوت من با افراد لاغر
🧍♂️ همیشه فکر میکردم لاغرها یه جور دیگهان… انگار خدا اونا رو یه مدل خاص ساخته و منو یه مدل خراب 😅
چند بار پیش خودم گفتم: «خدایا چرا منو چاق آفریدی ولی خیلیها هرچی میخورن چاق نمیشن؟!»
هر وقت میدیدم یکی با خیال راحت 🍕 و 🍰 میخوره و حتی یه گرم اضافه نمیکنه، تو دلم آتیش میگرفت و یه سؤال قدیمی بالا میاومد:
چرا لاغرها چاق نمی شن؟! من که حتی با آب خوردن 💧 هم چاق میشدم!
راستش، سالها دنبال جواب این سؤال بودم، ولی هیچکس بهم جواب درستی نمیداد.
تا اینکه با مسیر لاغری با ذهن آشنا شدم. اولش فکر میکردم یه روش جدید برای کنترل غذا خوردنه، اما کمکم فهمیدم داستان خیلی عمیقتره.
اونجا فهمیدم که چرا لاغرها چاق نمی شن؟! و تفاوت من با افراد لاغر، نه توی معدهست، نه توی ژنهام… بلکه توی ذهنمه. 🧠
من سالها با این باور زندگی کردم که بدن من یه سیستم خراب داره که چربی رو ول نمیکنه، اما بدن اونا سالمه و راحت غذا رو میسوزونه!
درحالیکه الان میفهمم همهمون یه بدن داریم، با یه سیستم، یه معده، یه مغز… اما فرق اصلی اینجاست که چطور از این سیستم استفاده میکنیم 🎛️
🔧 درست مثل اینکه همهمون یه ابزار تو دستمونه — ذهنمون — ولی یکی باهاش خودش رو چاق میکنه، یکی خودش رو متناسب نگه میداره.
مثل دستها… همه دارن! اما یکی باهاش آشپزی میکنه، یکی نقاشی، یکی تایپ. پس ابزار یکیه، استفادهاش متفاوته 🎨🍳⌨️
سالها با این فکر زندگی کردم که چاقی من یه تقدیره، یه سرنوشته که دست خودم نیست. اما حالا میدونم چرا لاغرها چاق نمی شن! ولی من چه بخورم، چه نخورم بازم چاق تر می شم!
فرق من با آدمای لاغر فقط توی باورهاییه که از بچگی تو ذهنم حک شده.
💭 اونا از غذا نمیترسن، احساس گناه نمیکنن، خودشونو قضاوت نمیکنن. برای همین ذهنشون هیچ فرمان چاقیای صادر نمیکنه.
اما ذهن من؟ پر بود از باورهای چاقکننده… مثل:
- «تو استعداد چاقی داری»
- «هرچی بخوری چاق میشی»
- «باید گرسنه بمونی تا لاغر شی»
- «خوردن یعنی عذاب وجدان» 😵💫
و همون ذهنی که این افکار رو تو خودش ذخیره کرده بود، با وفاداری تمام، بدنم رو ساخت… یه بدن چاق.
مثل یه نقاش که اول تصویر رو تو ذهنش میکشه، بعد میاره روی بوم 🎨 منم سالها تصویر ذهنی یه آدم چاق رو حمل میکردم و خب… جسمم هم همون شد!
✨ حالا که میفهمم چرا لاغرها چاق نمی شن، دیگه دنبال جواب عجیبغریب نیستم. چون جوابش خیلی سادهست:
لاغرها ذهن چاق ندارن.

🧠 چرا لاغرها چاق نمی شن؟!
واقعاً چرا اونها همینطور لاغر میمونن، ولی ما چاقها هر چی تلاش میکنیم، لاغر نمیشیم؟! 🥲
تا حالا به این فکر کردی چرا لاغرها چاق نمی شن؟ چه چیزی جلوی چاق شدن اونها رو گرفته؟ و چی دستوپای ما رو برای لاغر شدن بسته؟! 🤔
یه روز از خودم پرسیدم: اگه ما و اونها، همهمون معده، قلب، مغز و بدن داریم، پس فرقمون دقیقاً کجاست؟
و همونجا بود که جواب سؤال چرا لاغرها چاق نمی شن رو فهمیدم — خیلی ساده ولی در عین حال عمیق:
✨ فرق توی نحوه استفاده از ذهنمونه، نه بدنمون!
آدمهای لاغر تصویری از یه بدن چاق تو ذهنشون ندارن.
🍽️ برای اونا غذا چیزیه که هست؛ نه دشمنه، نه تهدید، نه عامل ترس. نمیترسن، احساس گناه نمیکنن، نمیجنگن با لقمهها.
ذهنشون هم چون آرامشه، فرمان چاقی صادر نمیکنه.
اما ذهن ما چطور؟
🧠 پر از تصویرهای چاق، پر از خاطره، ترس، نگرانی، حسرت و تعریفهای اشتباه درباره چاقی. از همون کودکی باور کردیم چاقی یعنی سلامتی، چاقی یعنی خوشخوراک بودن، یا چاقی یعنی دوستداشتنی بودن…
همهی اینا جمع شدن توی یه مخزن ذهنی سنگین 🧳 که مدام داره نقشهی بدن ما رو طراحی میکنه.
📸 یه ذهن با تصویر بدن لاغر، نتیجهاش اندامی متناسبه. یه ذهن با تصویر چاق، نتیجهاش بدنی درگیر اضافهوزنه.
نتیجهش واضحه: یکی همیشه لاغر میمونه، اون یکی هم با هر تلاشی باز هم چاق میمونه.
و جالبتر اینکه همونطور که ما فکر میکنیم لاغر شدن خیلی سخته، افراد لاغر هم دقیقاً همینو درباره چاق شدن میگن! 😲
به یه فرد لاغر بگی: «نمیخوای یه کم چاق شی؟»
جوابش اینه: «من هرچی میخورم، چاق نمیشم!» 😅
چون اون ذهنش فرمان چاق شدن بلد نیست… درست همونطور که ذهن ما هنوز فرمان لاغر شدن رو بلد نیست!
🔹 برای یه فرد لاغر، چاق شدن غیرقابل باوره.
🔹 برای یه فرد چاق، لاغر شدن غیرقابل باوره.
اما حالا که میدونیم چرا لاغرها چاق نمی شن، میتونیم آگاهانه تصویر ذهنیمونو تغییر بدیم… و اونوقت نتایج هم تغییر میکنن ✨🚀

🚨 چاق شدن با ذهن داستانی کاملاً متفاوت
شاید برات عجیب باشه، اما خیلیها تو دنیا هستن که از لاغر بودن رنج میکشن! 😳
همونهایی که باعث تعجب ما میشن و مدام این سؤال برامون پیش میاد: چرا لاغرها چاق نمی شن؟! 🤔
جملاتی مثل:
- «چرا چاق نمیشم؟»
- «چرا هرچی میخورم فرقی نمیکنه؟»
- «خدایا یه کم گوشت هم به ما بده!»
برای افراد چاق شاید خندهدار باشه، ولی واقعاً بعضیها از شدت لاغری، اعتمادبهنفسشون رو از دست دادن 😞
اما مشکل کجاست؟
بیشتر اوقات این رنجها واقعی نیستن؛ ذهنی و ساختگیان. یعنی فرد فقط چون فکر میکنه دیگران ظاهرش رو نمیپسندن، دنبال چاق شدن میره.
💭 در حالی که از نظر جسمی هیچ مشکلی نداره!
حالا اگه همچین فردی با ذهنش چاق شدن رو باور کنه، اون ذهن یه دستور جدید صادر میکنه — مثل یه توپ که تو سرازیری افتاده! ⚠️
اولش خوشحال میشه، چون به ظاهرش یه کم تغییر داده. ولی بعد از مدتی، اون روند چاقی متوقف نمیشه… چون ذهن توی مسیر چاقی افتاده و توقف نداره! 🌀
نتیجه؟
✅ لاغریِ خیالیش جای خودش رو به چاقی واقعی میده.
✅ خوشحالیِ اول تبدیل میشه به نارضایتی شدید.
✅ و حالا به جای دغدغهی چاق شدن، درگیر دغدغهی سخت لاغر شدنه.
👥 خیلی از این افراد بعداً با حسرت میگن:
«کاش همون لاغر مونده بودم! کاش به خاطر بقیه خودمو تغییر نداده بودم!»

🎤 تجربهای واقعی از مسیر لاغری با ذهن
حالا میخوام شما رو با تجربه یکی از هنرجوهای عزیز دوره لاغری با ذهن آشنا کنم؛ داستانی از تغییر، از درک عمیق و از باورهایی که زندگیش رو به کلی دگرگون کرده.
🌟 چرا دیگه حسرت لاغرها رو نمیخورم؟
یه روز که رفته بودم مهمونی، زنداییم یه آلبوم عکس قدیمی آورد. بین عکسها، چند تا از بچگیهام بود که خودم هم هیچوقت ندیده بودم.
باورم نمیشد اون بچهی فوقالعاده لاغر و خوشفرم، خودم بودم! 😳 حتی مامانم هم شوکه شده بود.
تا شب خوابم نمیبرد… گیج و منگ شده بودم. فقط یه سوال تو سرم میچرخید:
🔁 «چرا لاغرها چاق نمی شن؟! چرا من اینقدر تغییر کردم؟»
جالبه بدونی تو همین سالها که من داشتم با چاقی دست و پنجه نرم میکردم، زنداییم با بدنی لاغر و دخترونه، مدام دنبال چاق شدن بود! فقط به این دلیل که شوهرش گفته بود صورتت خیلی استخوانیه! 🤦♀️
یا زندایی همسرم با اینکه ۴۰ سالشه و دو تا بچه داره، هنوز دوست داره فقط صورتش تپل بشه!
از بیرون نگاه میکردم و با خودم میگفتم: مگه میشه؟ همه دارن دنبال لاغری میدَوَن، اینا چرا دنبال چاقیان؟!
ولی حالا که دارم با استفاده از دوره ورود به سرزمین لاغرها آگاهانه ذهنم رو تغییر میدم، میفهمم اون حسرت همونقدر الکیه که حسرت من برای لاغری!
🧠 فهمیدم که فرق من با اونهایی که متناسب موندن، توی ذهن و باورم بود. نه توی ژن و استخوانبندی. نه توی سوختوساز و غذا خوردن.
💪 من الان قویتر از همیشهام.
میدونم چطور حرف دیگران رو بشنوم، ولی به ذهنم اجازه ندم اون رو بهعنوان حقیقت ذخیره کنه.
✅ من دیگه حسرت نمیخورم که چرا لاغرها چاق نمی شن، چون فهمیدم که فرق بین ما فقط در فرمولها و باورهای ذهنیه.
من انتخاب کردم که لاغر بشم. نه به خاطر دیگران، بلکه برای خودم. من زندهام، و لذت لاغری با ذهن رو با همه وجودم دارم حس میکنم…
و برای این مسیر، از خدای خودم و از خودم ممنونم ✨
✍️ تمرین آموزشی چرا لاغرها چاق نمی شن📖
وقتی به شکل آگاهانه تمرین کنیم، میتوانیم باورهای نادرست درباره خود و وزنمان را اصلاح کنیم و ذهن را برای خلق تصویر جدید و سالم آماده کنیم.
این تمرینات اولین قدم مهم برای درک دقیق این است که چرا لاغرها چاق نمی شن و چطور ذهن ما میتواند مسیر جسممان را تعیین کند.
❓ سوالات تمرینی چرا لاغرها چاق نمی شن 📝🤔
- نظر و عقیده شما درباره تاثیر ذهن در چاق شدن و لاغر نشدن چیست؟ شرح دهید.
- چرا لاغرها چاق نمی شن؟ تفاوت آنها با چاقها چیست که به راحتی چاق میشوند؟ شرح دهید.
- آیا تجربه مشاهده افرادی را دارید که تلاش میکنند چاق شوند؟ در اینباره توضیح دهید.
- شباهتها و تفاوتهای ذهن یک فرد لاغر و یک فرد چاق را شرح دهید.
- درک و برداشت خود درباره اینکه چرا لاغرها چاق نمی شن را به صورت انشایی بیان کنید.
💬 دعوت به مشارکت در بخش نظرات 🗣️❤️
لطفاً پاسخها و نظرات خود را در بخش نظرات همین صفحه به صورت مفصل و صمیمی بنویسید.
نظرات شما به ما و دوستان دیگر کمک میکند تا مسیر لاغری با ذهن را بهتر درک کنیم و از تجربیات هم یاد بگیریم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.13 از 91 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
گام ۷۶: چرا لاغرها چاق نمیشن؟
چقدر استاد قشنگ تفاوت انسان ها و حیوانات رو واضح توضیح دادین .همون طوری که استاد گفتن تفاوت ما انسان ها و حیوانات در قدرت ذهن مون هست و حیوانات براساس غریزه شون زندگی میکنن و روال زندگیشون به صورت یک برنامه در ذهن شون برنامه ریزی شده و طبق اون عمل میکنن و تمام افراد یک گونه از حیوانات به یک شکل در تمام جنبه های حیات شون عمل میکنن ولی ما انسان ها با وجود اینکه از یک گونه هستیم و همگی انسان هستیم ولی باز زندگی هرکدوم از ما با دیگری خیلی فرق داره حتی این تفاوت در افراد یک خانواده هم به چشم میخوره و این بخاطر وجود ذهن در انسان هاست که باعث به وجود اومدن تفاوت در سبک زندگیشون میشه . بستگی داره که ما از این قدرت ذهن به نفع خودمون استفاده کنیم یا به طور ندانسته به ضرر خودمون از اون استفاده کنیم . کسی که چاقه از ذهن ش برای چاق شدن خودش استفاده کرده و کسی هم که لاغره از ذهنش برای لاغری خودش استفاده کرده حالا چه آگاهانه و چه ناآگاهانه کسی که ثروتمنده با کسی که فقیر هردو برای زندگی کردن از ذهن شون استفاده میکنن فقط یکی از ذهنش به نفع خودش استفاده میکنه و دیگری به ضرر خودش . و یه بحث دیگه در زندگی فقط باید خودمون رو در نظر بگیریم و اصلا نظر و دیدگاه دیگران در مورد خودمون رو نباید مهم بدونیم چون دیگران در هر شکلی که ما باشیم به خودشون اجازه نظر دادن میدن .
به نام خداوند دوست داشتنی ام
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات چرا لاغرها چاق نمیشوند؟
به نام خداوند ثابتم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
چرا لاغرها چاق نمیشوند؟
من در تمام زندگیم هیچ وقت نتوانستم درک درستی درباره این داشته باشم که چرا افراد لاغر دنبال چاق کردن خودشان هستند ؟!!!؟
آنها متوجه نیستند که اگر روند چاقی در جسمشان شروع بشود، دیگر متوقف کردنش خیلی سخت میشود ؛
نمونه اش برادر زاده خودم میخواست چند کیلو چاق بشود سالها رفت دکترهای مختلف تا چاق بشود، ولی دریغ از چاق شدن؛
اما امسال دیدم ذهنش در حال چاق شدن است .
چون مدام میگفت عمه جون من میخوام اندامم مثل تو باشه و بعد از عمل بینی اش همه مدام بهش میگفتن که چقدر شبیه عمه ات شدی(یعنی من) و تو به عمه مصی ات رفتی و و چاق میشی و کلی باور مخرب چاق کننده اومده بود توی ذهنش
و البته از من راهکار خواست محرم امسال که چطور عمه چاق بشم از طریق ذهن ؟
چون انسان تحصیلکرده ای هستش و پذیرش بالایی داره
من کمی روند چاقی رو براش توضیح دادم و بهش هشدار دادم این کار و نکنه چون اگر ذهنش چاق شدن و یاد بگیره کنترل کردنش سخته
اما اون کلی اصرار کرد که بهم بگو عمه بزرگترین آرزومه و ……
من کمی درباره آموزشهای خودم باهاش صحبت کردم و یاد اون فایل استاد افتادم که فرمودند :یه خانمی دست میزده به شکمش بعد هر غذا و میگفته چقدر چاق شدم و کلی چاق شده .
حالا دیگه زهرا چون خیلی شوخ طبعه هر چی میخورد شکمش و میمالید و با خنده و احساس خوب ،این جمله رو تکرار میکرد
چند وقت بعد که دیدمش از تعجب شاخ در آورده بودم به طرز عجیبی چاق شده بود من اونجا کلی باهاش دعوا کردم که چرا این کار و کرده
اما چون اون دچار باورهای اشتباه شده بود و با مالیدن شکمش همراه احساس خوب بارها در طی روز تصویر سازی میکرد چاق شدنش رو ،حالا خیلی راحت بدون اینکه متوجه بشه چاق شده بود
حالا پشیمان شده بود و میگفت وای عمه نمیخواستم اینقدر چاق بشم و کمی که باهاش صحبت کردم دیدم بله ذهنش در حال چاق شدنه تنها کاری که میتونستم براش انجام بدم بهش گفتم تا دیر نشده وارد سایت تناسب فکری بشه و جلوی این چاقی رو بگیره .
به نظر من واقعا نباید طبیعت جسم رو بخاطر یک سری فرمولهای اشتباه به خطر انداخت .
افراد لاغر چون ذهنشون عاری از فرمولهای چاق کننده است و تصوری درباره چاق شدن در ذهنشون ندارند حتی اگر پرخوری و کم تحرکی و….هم داشته باشند باز هم چاق نمیشن چون باور چاق کننده ندارند برعکس افراد چاق و اینها همه نشان دهنده قدرت ذهن هست .
خیلی از انسانها از قدرت ذهنشون خبر ندارند هنوز ،چون اونا عادت کردن چیزهای قابل لمس و درک کنند و تغییر کردن براشون سخته ،پذیرش ندارند و حتی ماهایی که در حال آموختن و تغییر کردن هستیم رو هم دیوانه خطاب میکنند و مسخرمون میکنند.
برای همینه که باید حضور و تغییر ما در مسیر آموزش ذهنی مثل راز باشه برامون و فقط کسانی که درک و پذیرش دارند و مشتاق یادگیری هستند رو میتونیم کمی آگاه کنیم و هدایت کنیم به سمت آموزشها.
آدمهای شاخص و برجسته و مخترع دنیا به قدرت ذهنشون پی برده بودند به قوانین جهان هستی پی برده بودند اونها توانایی تبدیل افکار به اجسام و خیلی خوب بلد بودند .
اصلا تفاوت انسان با حیوانات هم در همین قانون تبدیل افکار به اجسام است .
سالهاست جهان هستی خلق شده اما مورچه ها هنوز طبق غریزه قبلشون زندگی میکنند،سخت تلاش میکنن برای ذخیره آذوقه زمستان و ……
اما انسانها هر روز در حال پیشرفت علم و تکنولوژی هستند من تصور میکنم در آینده نزدیک به کمک امواج و انرژی دستگاهی اختراع شود که در لحظه ما را به مکان مورد نظرمان برساند مثل همان سریال طنز بتابون اختراع میشود
و دیگر لازم نیست برای سفر در هواپیما و ماشین و ….ساعتها وقت صرف کرد .جهان در حال تکامل است پس چرا ما در حال تکامل ذهنمان نباشیم ؟!!!
چرا باید اجازه بدهیم عده ای با وارد کردن اطلاعات غلط به ذهن ما ،مثل گوسفندانی که فقط دنبال خور ۱و خواب هستند با ما برخورد کنند و ثروتمندان هر روز ثروتمند تر شوند و قدرتمندان هر روز پر قدرت تر .
بالاخره یکجا باید جلوی این چرخه را بگیریم .
و اینجا همانجاست.
افراد لاغر از بس از طرف اطرافیان تحقیر میشن و نگاههای بد بهشون میشه دلشون میخواد چاق بشن دقیقا برعکس ما چاقها که دلمون میخواد بخاطر همون فشارهای روانی اجتماع لاغر بشیم .
کلا من متوجه شدم کسانی که ذهنشان پر از فرمولها و باورهای اشتباهه فرق نداره که چاق باشن یا لاغر ،فقیر باشن یا ثروتمند ،بلند باشند یا کوتاه،سیاه باشند یا سفید
وقتی ذهن میشه جایگاه باورهای اشتباه و این باورها مدام تکرار و تکرار میشن تبدیل میشن به تصاویر ذهنی و شخص به یک عدم خوددوستی و اعتماد به نفس میرسه ،رابطه اش با خداوند خراب میشه ،به پوچی میرسه و رسیدن به خواسته اش رو کاری غیر ممکن و دور از دسترس میبینه و جهان هم اونو توی همون مدار که باور کرده قرار میده .
امروز اتفاق جالبی برام افتاد دختران من وقتی از دبیرستان برگشتند گفتند مامان امروز به ما گفتن که توی نوجوانی و جوانی پرخاشگر میشیم و کلی فرمول غلط درباره پرخاشگری و بلوغ به خورد ذهنشون داده بودند وقتی راجع به اطلاعات گفته شده باهام صحبت کردند و گفتند مامان ما مجبوریم این مطالب و بارها و بارها بخونیم و بریم ازشون امتحان بدیم ،مگه استاد نمیگه چیزی که یاد میگیریم فراموش نمیشه ؟!!!؟
براشون توضیح دادم خوب دخترم درسته اون داده ها فراموش نمیشه اما شما الان اطلاعات صحیح وارد میکنی و اون اطلاعات اشتباه و کمرنگ میکنی و زمانی هم که داری برای آزمون به صورت اجبار اون مطالب رو میخونی الان اینقدر باور اشتباه بودن اون اطلاعات و به ذهنت بده تا دیگه اون مطالب برای ذهنت از درجه اهمیت ساقط بشه .
و کلی اطلاعات صحیح درباره نوجوانی و جوانی بهشون دادم و اونها آگاهی کسب کردند الهی شکرت
امروز من متاسف شدم برای جامعه ام که چه اراجیفی و بصورت خوراک وارد ذهن جامعه و بچه ها میکنند .
در همین دبیرستان دخترام میبینم چقدر دخترها اعتماد به نفسشون پایینه و با رنگ کردن مو و آرایش صورت و مو میخوان خودشون و نمایش بدن و اعتماد وعزت نفس لگد مال شده خودشون و با شنیدن جملاتی پوشش بدن .
واقعا تمام این مشکلات بخاطر اطلاعات اشتباهی هست که وارد ذهن ما شده و به مرور باورهای قدرتمندی و در درون ما ساخته و پرداخته کرده که با ترکیب شدن با احساسمون تجربیات ما رو و تمایلات ما رو شکل دادن .
ما باید خودمون و هرطور که هستیم بپذیریم
من الان خودمو خیلی دوست دارم
خدا رو خیلی دوست دارم
و مطمئن شدم که با وجود تمام اشتباهاتم در گذشته، ولی خداوند در تمام مدت بی چون و چرا دوستم داشته
الان حالم خیلی خوبه
از زندگیم لذت می برم
هر چیز خوبی که هر روز می بینم که زیبا یا دوست داشتنی هست، برام بولد میشه
اعتماد به نفسم بیشتر شده
با خودم در صلح هستم
روابطم بهتر شده
ورودی های منفی ام و بستم
دریچه ورودی هام در کنترلم در اومدن
به آینده خیلی امیدوارتر شدم
دنیا برام زیباتر شده
آدم ها زیباتر شدن برام
چیزهای خوبی هر روز یاد میگیرم
هر روز کارهام داره بهتر پیش میره
اصلا همه چیز رو بیشتر دوست دارم
خدا رو خیلی خیلی نزدیک به خودم میبینم
احساس قدرت می کنم
احساس خوشبختی می کنم
احساس آرامش بیشتری دارم
نگران آینده نیستم
یقین دارم لاغر میشم
دارم از خودم و زندگیم و دوستی با خدا لذت می برم …
کلی تغییرات در سطح افکارم داشتم کلی خواسته داشتم که با فکر کردن و تجسم و موندن توی حال خوب، به همشون رسیدم. که اصلا مجال نوشتنشون اینجا نیست
و تمام اینها بخاطر استمرار در یادگیری و نا امید نشدنه ،اینجا آگاهی ها رو باید پرورش بدیم
خداوندا سپاسگزارم برای تمام خوبی هایی که روزی ام کرده ای
الهی به امید تو
به نام خدای مهربان
سلام خدمت استاد گرانقدر و دوستان عزیزم
تفاوت افراد چاق و لاغر در محتویات ذهن اونهاست. افراد لاغر مثل افراد چاق باور ها ونگرشهای چاق کننده ندارند. اونها هیچ فکری راجع به غذاها و این که ممکن است غذایی چاق کننده باشد ندارن و طبیعتا واکنش خاصی نسبت به غذا ندارن به خاطر همین چاق نمیشن .
من در ذهن خودم این باور رو داشتم که بعد بارداری چاقی در جسم من باقی خواهد ماند و محال هست که جسم من دوباره مثل قبل بارداری متناسب بشه .ویا این که با بالا رفتن سن طبیعی هست که وزن بالا بره!!!
ولی واقعیت این هست که خداوند مارا بدون هیچ نقصی آفریده است به طوری که بعد از هر اتفاقی که برای جسم ما بیفتد خود به خود با گذر زمان به حالت اول خودش بر میگردد.
ذهن بخشی از وجود ماست که قابل دیدن نیست و تمام کارهای ما را تعیین و کنترل میکند. خیلی چیز ها هستند که ما نمیتونیم اونها رو ببینیم ولی در وجودشون شک نمیکنیم. دلیل این که هر انسانی زندگی متفاوتی دارد به خاطر محتویات ذهنی متفاوت هر انسان هست .
وقتی در اطرافیانم میبینم که دو نفر زندگی مشابهی دارند معلوم میشود که نگرشها و باور های مشابهی دارن و جالب اینجاست که با هم دوست صمیمی نیز هستند .ولی متاسفانه بسیاری از اطرافیان من از عملکرد ذهن واین که میتوانند اون رو کنترل کنند تا زندگی خودشون رو اون طور که دوست دارن خلق کنن هیچ اطلاعی ندارن.
من اگر ذهنیت خودم رو در مورد موضوع چاقی و لاغری عوض کنم هیچ عامل خارجی نمیتونه باعث تغییر جسم من بشه کاری که به لطف خدا در حال انجام اون هستم.
من باید اصلاح کنم که غذا ها برای چاق کردن آفریده نشدن بلکه فقط برای رفع نیاز جسم و لذت بردن آفریده شدن.
غذاها برای ما باید در حاشیه قرار بگیرن .چیز های خیلی جذاب تر و مهم تری وجود دارن که باید روی اونها تمرکز کنیم .
چاقی و لاغری ، فقر و ثروت ، ناراحتی و شادی و خیلی چیز های دیگه بستگی به نوع نگرش و باور ما دارن.
به جای حسرت خوردن باید بلند بشیم و دنبال تغییر کردن باشیم چون ابزار اون رو در اختیار داریم و تواناییش رو داریم
انجام هر کاری که به نظر ما خارق العاده میاد با تمرین و تکرار به وجود آمده .
پس ما در دوره ی لاغری با ذهن یاد میگیریم که چطور از ذهنمان با تکرار و تمرین برای شکل دادن جسممان استفاده کنیم .در این راه و در هر زمینه ای که بخواهیم زندگیمون رو تغییر بدیم احساس ما مهم است چون ذهن ما با احساس ما کار داره برای ذهن قابل تشخیص نیست که احساس ما خوبه یا بد فقط اون احساس رو گسترش میده و در زندگی ما به واقعیت تبدیل میشه.
یادم باشه هرگز برای خوش آمد دیگران ذهنیت خودم رو تغییر ندهم هرگز خواسته ی دیگران رو به خواسته ی خودم ترجیح ندهم .اتفاقا در گذشته من از این دست اشتباهات زیاد کردم و میدونم که این کار در حقیقت ظلم به خودمون هست و هنوز هم که یادم میفته احساس بدی میکنم اما وقتی این رو میفهمیم که کار از کار گذشته و پشیمانی سودی نداره.
از شما استاد گرامی بابت زحمتی که میکشید و این آگاهی های فوق العاده با ارزش رو به ما میدهید کمال تشکر رو دارم.
امیدوارم که شما و دوستان عزیزم به تمام آرزوهاتون برسید.
سلام استاد
خدارا سپاسگزارم که درتاریخ ۱۴۰۲/۰۶/۱۲ توانستم گام ۷۶ چرا لاغرها لاغرتر نمیشوند را گوش بدهم خدایا شکرت
عملکرد درذهن افراد چاق و لاغر چگونه است ؟
ذهن ما یکی از اعضای بدن ماست که مثل دست و پا متعلق به خود ماست و این ذهن تمام زندگی ما را هدایت میکند . ما اگر دقت کنیم دراطرافمان زیاد امواج داریم درحالیکه ما انها را نمی بینیم پس افکار هم مثل امواج برای ذهن عمل میکند
استاد چقدر قشنگ کفتید که با تلاش فیزیکی نمیتوان تصویر ذهنی را تغییر داد و افراد لاغر چون تصویر لاغری درذهن انها تقویت شده است هرگز چاق نمیشوند و خیلی خطرناک است که برای چند کیلو چاق شدن فرمولهای ذهنی خودشان را دست کاری کنند چاقی مثل توپ سنگینی است که درسراشیبی هل داده یاشی دیگر نمیدانی با چه سرعتی حرکت میکند و بدن و احساس شما را نابود میکند .
نظر و عقیده شما درباره تاثیر ذهن در چاق شدن و لاغر نشدن چیست؟ شرح دهید.
تا قبل از اشنا شدن با این سایت باور نداشتم که ذهن میتواند اینقدر تاثیر گذار باشد.
چرا لاغرها چاق نمی شن. تفاوت آنها با چاق ها چیست که به راحتی چاق می شوند؟! شرح دهید.
چون تصویر ذهنی افراد لاغر لاغری است . و به راحتی چاق نمیشوند
تجربه مشاهده افرادی که تلاش می کنند چاق شوند را دارید؟ در اینباره شرح دهید؟ بله خواهر شوهر خودم الان ۳۸ سال سن دارد با وزن ۴۲کیلو بقدری باشگاه میره و انواع دمنوشها رااستفاده کرده فقط درحد چند کیلو چاق شده و این داروهای گیاهی بسیار برایمعده و بدنش ضررداشته است
چا افرادی که به روش های مختلف تلاش می کنند مقداری چاق شوند خیلی راحت دوباره لاغر می شوند؟ چون تصویر ذهنی آنها لاغری است و چون فرمول ذهنی تغییر نکرده با تلاش بر جسم چاق نمیشوند
شباهت ها و تفاوت های ذهن یک فرد لاغر و چاق را شرح دهید. افراد لاغر تصویر لاغری دارند و افراد چاق تصویر چاقی درذهن خود دارند
درک و برداشت خود از توضیحات نوشتاری و ویدیوی آموزشی را به صورت انشایی شرح دهید.من متوجه شدم لاغر و چاق بودن افراد فقط از طریق فرمولها و تصاویز ذهنی اتفاق میافتد وچون ما ذهن خود را نمیبینیم پس درک درستی از فرمولهای ذهنی نداریم
از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.
برای لاغر شدن فقط باید تصورات ذهنی ما تغییر کند و نباید به جسم خود سختی بدهیم و افراد لاغر نباید افکار ذهن خودشان را دستکاری کنند که چاق شوند چون نمیتوانند جلوی چاقی را بگیرند
سلام و درود . چقدر این فایل عالی بود البته همه فایلهای شما عالی هستن .
چرا لاغرها چاق نمیشن ؟
اونا فرمولهای ذهنی اصلی رو در سر دارند و تصویر متناسب ذهنشون رو دست کاری نکردن که واکنش جسمشون به اون فرمولها متناسب شدنه .
به عبارت بهتر اونا فرمول چاقی و تصویر چاقی ندارند و در نتیجه بدنشون طبق عادت طبیعی جذب و دفع انرژی داره .
تصویر چاقی = فرمول چاقی + احساس فرقی نداره حس لذت باشه یا نفرت . در هردو هیجانی تولید می کنیم که ذهنمون اون هیجان رو میگیره و اون فرمول رو اجرا می کنه .
شخص لاغر به هیچ عنوان درخواست لاغری نمیده و احساسی هم در این رابطه تولید نمی کنه .
او احساس نیازی به لاغر شدن نداره .
او با خوردن رابطه ی احساسی برقرار نمی کنه .
یکی از دلایلی که خوردن انسانهای چاق رو چاقتر می کنه اما انسانهای لاغر رو لاغرتر اینه که خوردن از نظر انسانهای چاق از طرفی بزرگترین لذت زندگیشونه و از طرفی یه جرم نابخشودنیه یعنی یه نفرت بی پایان . در هر دو حالت فرقی نمی کنه احساس وجود داره و این احساس باعث فرمول خوردن = چاقی رو در ذهن ما فعال نگه میداره . . یعنی به خوردن به چشم یک لذت و یک گناه نگاه می کنند و اتفاقا هر چقدرم این احساس لذت و نفرت قویتر باشه ولع بیشتر حبس انرژی قویتر و آزاد نشدن انرژی بیشتر و چاقی بیشتر .
در حالیکه انسانهای لاغر به فعل خوردن یه نگاه کاملا عادی و رفع نیاز جسم دارن . به خودشون حق میدن و خوردن رو حق خودشون می دونند . در نتیجه واکنش ولع رو ندارن . واکنش چاقی هم ندارن .
چیزی که من در این درسها کاملا فهمیدم اینه که چاقی فقط یه واکنش و عکس العمله .
ما عمل و عکس العمل داریم .
عمل کاریه که عکس العمل طرف مقابل رو منجر میشه .
چاقی عکس العمل فرمولهای ذهنیه .
انسانهای لاغر این فرمولا رو بلد نیستن یا اگه بلدن تکرارشون کمتره . در استفاده از فرمولهای چاقی استمرار ندارن .
در حالیکه ما مدام از فرمولهای چاقی استفاده می کنیم . یعنی مدام احساس میدیم به چاقی و این حس در ذهن تصویر چاقی بیشتر رو ایجاد می کنه .
بیشتر فرمولهای چاقی هم در موردن خوردن و فعالیت نکردن هستند .
انسانهای لاغر اصلا به این چیزا فکر نمی کنند و هیچ حسی هم بهش ندارن . اونها زبان چاقی رو یاد نگرفتن .
اونها از زبان چاقی در کارهای روزمره استفاده نمی کنند . ولی خیلی جالبه حتی بعضی لاغرا وقتی ازشون میپرسی چجوری کسی که چاقه خودشو لاغر میکنه میگن با ورزش و رژیم . در حالیکه وقتی می گیم تو چجوری لاغری میگن من غذامو میخورم . وقتی به رفتارشون نگاه می کنیم خودشون ورزش و رژیم ندارن . اگه فعالترند چون حجمشون کمتره و لازم نیست کوله بار حجم اضافه رو با خودشون ببرن . اگه هم مقدار غذایی که سیرشون می کنه کمتر از انسانهای چاقه خب چون حجم بدنشون کمتره نیاز جسمشون کمتره در نتیجه کمتر از انسانهای چاق می خورن .اما نکته مهم اینجاست اونا به غذا نیاز روانی ندارن . به نوعی به مصرف بی رویه غذا معتاد نیستن .
اعتیاد ، ظاهر خودشو به مصرف بیش از اندازه ی مواد غذایی نشون میده ولی اعتیاد یه بیماری روانیه و فقط سرشاخه هاش اومده در رفتار جسمی .
ما اعتیاد روانی به مصرف مواد غذایی داریم . وابستگی شدید به غذا داریم . آروم و قرارمون غذاست . اگه نباشه گم کرده داریم . نیاز روانی داریم . یعنی فکر می کنیم اگه غذا نباشه میمیریم .
البته تا حدی این وابستگی رو انسانهای لاغرم دارن . خب اونا هم اگه نخورن میمیرن ولی اونا نیاز روانی به غذا ندارن . روح و روانشون با غذا آروم نمیشه . وقتی عصبی میشن اولین واکنششون برای آرامش پناه بردن به غذا نیست . او به غذا احساس عشق و نفرت ندارن . صرفا یه احساس معمولی و عادیه . به عبارت دیگه غذا مخاطب خاصشون نیست . 😂
حتی احساسات ما هم به تبع فرمولهای ذهنی و روانی به غذا اعتیاد پیدا کرده . ما حتی از فکر کردن به غذا آروم میشیم . خلاء احساسیمون پر میشه . یه فیلم میدیدم به نام چاقی . آقاهه دقیقا همینطور بود . خلاء احساسیش رو با غذا پر می کرد . چاقی زبان مشترک همه ما انسانهای چاقه .
از طرفی وقتی می گیم اعتیاد به خوردن داریم با این باور قدرت رو از خودمون میگیریم میدیم دست خوردن . میدیم دست عادت .
باید بگیم اعتیاد به خوردن رو خودم در خودم ایجاد کردم . هیچی به من تحمیل نمیشه . این منم که هر روز انتخاب میکنم که با توجه به نیاز جسمم بخورم یا علاوه بر نیاز جسمم بر اساس نیاز روانمم غذا بخورم .
من نیاز روحی و روانی و احساسی به غذا ندارم اینو باید باور کنم . این نیازها رو خودم ایجاد کردم چون لذت بردن رو نیاز خودم میدونم و ابزار غذا شد وسیله ی لذت بردن بیشتر من .
در حالیکه لذت بردن کاملا یک نیاز روانیه و اصلا به جسم مربوط نمیشه .
انسان به لذت بردن از غذا نیازی نداره . انسان خودش خودشو نیازمند به لذت غذا کرده . پس در نتیجه در مواجهه با غذا عنان از کف میده و مرتب قدرت رو میده دست اون تا به رفتارهای نیازمندانه اش جهت لذت بردن بیشتر ادامه بده . در حالیکه همه ی این انتخابها با خودشه وعلتشم لذت بردنه .
ما در این درسها یاد گرفتیم قدرت رو بگیریم دست خودمون تا جاییکه میتونیم مدیریت رفتار داشته باشیم .
مدیر خودمون باشیم نه برده ی خودمون .
دوباره در خودمون عادات صحیح ایجاد کنیم .
تنها بر اساس نیاز جسم غذا بخوریم نه بر اساس لذت روح و روان . روح و روانمون رو آموزش بدیم که کلییییییییی نعمت برای لذت بردن هست . غذا فقط یه نعمته . چرا خودمون رو فقط با این یه لذت محدود کنیم و خودمونم که دیدیم هر بار به این لذت رو آوردیم گرفتار رنج روحی و روانی بیشماری شدیم .
در حالیکه وقتی بر اساس نیاز جسمی غذا خوردیم هیچ وقت دچار روحی و روانی نشدیم .
به نظرم ما در جهت تقویت قوای روحانی خودمون باید تلاش کنیم . هر چقدر از درون پرتر بشیم نیاز روحی و روانی و وابستگی عاطفی به غذا رو در خودمون کمتر می کنیم . چون این اصل رو باور داریم که اصل اینه ذهن و جان ما به غذا نیاز نداره و صرفا نیاز فقط در بعد فیزیکیه و ما لذت رو باید از سر منشاء لذت جستجو کنیم و اونم خدای درونمونه . یعنی هر چقدر ما با خدای درونمون بیشتر ارتباط برقرار کنیم نیاز روح ما کمتر و کمتر میشه . ما از خدا و صفات الهی پر میشیم نه از خلاء و نیاز .
استغنا صفت الهیه . در حالیکه نیاز صفت انسانیه . جسم ما نیازمنده و هیچ کس این نیاز رو سرکوب نمی کنه اما روح ما نیاز مند نیست . بعد متافیزیک ما نیازمند نیست . چون خداست و خدا کانون نعمته و نعمتها اتفاقا از وجود او جاری میشن . ما خالق نعمتها هستیم نه محتاج اونا .
پس با این تفاسیر میتونیم تصویر ذهنی خودمون رو نسبت به غذا و خوردن تغییر بدیم و تصویر قبلی رو فراموش کنیم .
فرکانس نیاز و احتیاج نسبت به هر چیزی فرقی نداره مدار مدار نیازه که حالا این نیاز میخواد نیاز به لاغری باشه که ما یادگرفتیم نیاز به لاغری نباید داشته باشیم یا این نیاز به مصرف مواد غذایی باشه . فرقی نداره فرکانس نیاز انرژی رو جذب و حبس می کنه . در فرکانس نیاز تصویر ذهنی که در سرمون ایجاد می کنیم تصویر گرفتن و نگهداشتن انرژیه و این تصویر یعنی تصویر چاق.
این واکنش مربوط به مدار نیازه . کاری که ما میتونیم بکنیم اینه خودمون رو از فرکانس نیاز روحی و روانی و احساسی داشتن به مصرف مواد غذایی خارج کنیم و به این باور برسیم که بعد متافیزیک من هیچ نیازی به مواد غذایی نداره . بُعد متافیزیک من بی نیازه . بُعد متافیزیک من خودش کانون لذته و به لذت بردن از غذا نیازی نداره و حالا جملاتی از این دست که توجه و تمرکزمون رو از غذا برداریم وقتی این نیاز رو در خودمون حل کنیم دیگه پرخوری نمی کنیم که بعدش بخوایم خودمون رو ملامت کنیم . سرزنش کنیم در رنج بندازیم . در حقیقت همه ی این رنجها نشون میدن ما راه لذت رو اشتباه انتخاب کردیم و لذت بردن یه امر مستقله و وابسته به هیچ ماده ای نیست و اتفاقا در هر ماده ای که ما بخوایم جاری میشه . در نتیجه تصویری که از ذهنمون نسب به غذا ساخته میشه یه تصویر کاملا واقعی و نه بر اساس تصورات کورکورانه احساسیه .
ما صاحب لذت هستیم و انتخاب می کنیم این لذت رو در چی جاری کنیم . انسان لاغر این لذت رو در غذا جاری نکرده و غذا رو وسیله ای برای لذت جویی خودش نمیدونه بلکه غذا صرفا وسیله در جهت رفع نیاز جسمشه . البته لاغرانی که فرمولهای چاقی ندارن و یا اگه دارن خیلی ازش استفاده نکردن و خودشون رو در معرض خطر چاقی ننداختن .
ما در درجه اول باید کاری کنیم از فرمولهای چاقی استفاده نکنیم یا حداقل کمتر استفاده کنیم و در درجه بعد از فرمولهای لاغری استفاده کنیم . البته هر دو همزمان صورت میگیره چون وقتی از فرمول های چاقی استفاده نکنی تصویر چاقی نمیسازی در نتیجه داری از فرمول لاغری استفاده می کنی و با این تکرار و استمرار دیگه خودتو چاق نمی کنی و جسم هم که در حالت طبیعی خودشو داره لاغر می کنه . در نتیجه ما هم با جسم همسو و هماهنگ میشیم . علت لاغر بودن افراد لاغر دقیقا همینه . استفاده مداوم از فرمولهای لاغری و پیشفرض و یاد نگرفتن فرمولهای چاقی و یا اگه یاد گرفتن استفاده نکردن از فرمولهای چاقی و یا حتی اگه استفاده هم کردن مداومت نکردن در استفاده از فرمولهای چاقی . در نتیجه تصویر چاقی در ذهن ایجاد نکردن . پس واکنشهاشون همه در حالت طبیعی و نرمال باقی مونده . به عبارتی در سیستم پایه دستکاری نکردن و طبق الگوهای کارخانه کار می کنند و برنامه چاقی رو نصب نکردن . یا حتی اگه نصبش کردن اصلا ازش استفاده نکردن . بهتره ماهم برنامه چاقی رو اول عادت کنیم دبگه بازش نکنیم و دوم اینکه ۱ین برنامه ها رو یکی یکی پاکش کنیم و بازی بی نهایت چاقی رو خودمون متوقفش کنیم .
“به نام خداوند یکتا و بی همتا ”
درود به همه ی دوستان هم مسیر و استاد آگاهی دهنده ؛
گام هفتاد و ششم : چرا لاغرها چاق نمی شوند ؟!
خداوند مهربان و خوبم ،در همه لحظه های زندگی خود سپاس گزار و شاکر تو هستم و از تو ممنونم که امروز ۲۴ فروردین ۱۴۰۲ مرا یاری دادی تا بتوانم گام هفتاد و ششم را بر دارم ، خدایا سپاس و شکرت .
همه ی انسان ها دست ،پا ، چشم ، گوش ،قلب ، معده و بسیاری اعضای دیگر دارند که نحوه ی استفاده بسیاری از آن اعضا مانند قلب ، معده و … برای همه ی انسان ها به یک شکل است اما ما می توانیم از برخی اعضای خود استفاده های متفاوتی از هم داشته باشیم .به طور مثال یکی می تواند از دست هایش ،نقاشی های زیبا خلق کند و دیگری می تواند با دستانش مجسمه های زیبا خلق کند .نکته قابل توجه این است که ما برخی از اعضای خود مانند گوش ، چشم و … را می بینیم و می توانیم آنها را لمس کنیم و برخی اعضای خود مانند مغز ، کلیه و … را نمی بینیم و نمی توانیم آنها را لمس کنیم ولی با استفاده از دستگاه های عکس برداری می توان از وجود آنها اطمینان حاصل کرد .همان طور که در اطراف ما پر از امواج رادیویی است که ما بدون گیرنده متوجه وجود آنها نمی شویم اما ندیدن ما دلیل بر وجود نداشتن آن امواج نیست. تنها یک بخش از وجود انسان است که نه دیده می شود و نه لمس می شود و نه می توان از آن عکس برداری کرد و آن بخش ذهن است .ذهن در تمام انسان ها وجود دارد و نقش اصلی در شکل گیری تمام ابعاد زندگی یک فرد دارد در صورتی که نه دیده می شود و نه لمس می شود و تنها می توان از نتایج زندگی انسان ها به آنچه در ذهنشان می گذرد تا حدودی پی برد .انسان ها ذهن دارند و به همین دلیل می توانند چیزهایی را که در ذهن خود تصور می کنند خلق کنند و در زندگی خود به وجود آورند اما حیوانات چون ذهن ندارند خیلی کارها را نمی توانند انجام بدهند و تنها از روی غریزه ای که خداوند در وجود آنها قرار داده است زندگی می کنند و قادر نیستند چیزی را خلق کنند .
چرا لاغرها چاق نمی شوند ؟! اما چاق ها هر کاری می کنند لاغر نمی شوند ؟!
تنها تفاوت بین افراد چاق و لاغر نحوه ی استفاده از ذهن خود برای شکل دادن جسمشان است .
افراد لاغر تصاویری چاق از خود در ذهنشان ندارند و در نهایت نتیجه جسمی آنها ، داشتن اندامی لاغر است و افراد چاق به واسطه ی شکل گیری تصاویر ذهنی چاق در آنها به مرور رفتار و واکنش جسمی آنها به شکلی تغییر پیدا می کند تا در نهایت به جسمی که تصویر آن را در ذهنشان ذخیره کرده اند دست پیدا می کنند .محتوای ذهنی یک فرد چاق فقط محدود به تصاویر چاق از خود نمی شود بلکه تعریف هایی که از مزیت های چاقی در دوران کودکی شنیده است ، همچنین ترس های او از چاقی نیز در شکل گیری جسم او تاثیر زیادی دارد و همین اتفاق برای افراد لاغر رخ می دهد اما در جهت مخالف آن. فردی که از لاغری خود رنج می برد فرد متناسبی نیست ، بلکه ذهنی مملو از افکار لاغر کننده دارد .عملکرد ذهن در جسم و زندگی ما اینگونه است که ما هر چه را در ذهن خود تصویر سازی کنیم در زندگی خود کاملا همان برای ما نمایان می شود.افراد لاغر باید آگاه باشند و بدانند که سعی نکنند با تغییر محتویات ذهنی خود ، چاق شوند چون اگر روند چاقی آنها شروع شود دیگر متوقف نمی شود و این روند همچنان ادامه پیدا می کند و از کنترل آنها خارج می شود و آنها را دچار دردسرهای بسیاری خواهد کرد .
اگر به هر دلیلی تصاویر اولیه ی چاق شدن و یا به قول افراد لاغر مقداری پر شدن و چند کیلو اضافه وزن پیدا کردن در ذهن افراد لاغر تغییر پیدا کند به این معنی است که در تصاویر ذهنی خود اختلال ایجاد کرده اند یعنی اختلال ایجاد کردن در سیستم هوشمند ذهنت برای مدیریت جسمت پس افراد لاغری که می خواهند چاق شوند باید به این نکته توجه داشته باشند .
خود من هم همیشه برایم سوال بود که چرا بعضی از افراد لاغر دوست دارند چاق شوند؟! همیشه با خودم می گفتم که این افراد متوجه نیستند که چه نعمتی دارند و قدر آن را نمی دانند چون خود من از چاقی بسیار رنج می بردم و دوست داشتم متناسب شوم .با توجه به گفته های استاد آگاه شدم که اگر چاقی و لاغری را مانند یک لوکوموتیو در نظر بگیریم لوکوموتیو چاقی بسیار قوی تر و پر زور تر از لوکوموتیو لاغری است و چون رنج چاقی بسیار بیشتر از رنج لاغری است به همین دلیل تغییر ذهنیت چاق به لاغر مانند تغییر ذهنیت لاغر به چاق خطرناک و افسار گسیخته نیست و لازم و ضروری است .همه ی ما انسان ها از طرف خداوند تنها یک بار شانس زندگی در این دنیا را داریم و من نمی دانم چرا ما انسان ها از این فرصت گران بها استفاده نمی کنیم و دائم در این فکر هستیم که به خاطر جلب توجه خانواده ، دوستان ، اطرافیان ، اجتماع و … تا جایی پیش میرویم که کاملا می خواهیم از هر لحاظ خوشایند آنها باشیم و دیگران را از خود راضی نگه داریم کاری که حقیقتا و واقعا عبث و بیهوده است و مانع این می شود که ما از وجود خود به هر شکلی که هستیم لذت ببریم و خود و زندگی خود را از هر لحاظ ارتقا بدهیم . ما باید سعی کنیم که با وجود واقعی خود در صلح باشیم و خود را همان گونه که هستیم بپذیریم و دوست داشته باشیم و از خداوند به خاطر هر آنچه که به ما عطا فرموده است شکر گزار باشیم تا از این طریق زندگی شاد و زیبایی را تجربه کنیم چون خود ما مهم ترین فرد در زندگی خود هستیم .
“یا حق ”
نشان های دریافت شده
سلام روز خوب وبا خیری داشته باشید هم مسیران
بادست اثار هنری خلق میشه مثل افرادی که نقاشی یا مجسمه سازی با تمرین میتونن خلق کننده باشن
ذهن هموه زندگی مرا رو مدیریت میکنه
نشیدن امواج صوتی در بودن گیرندش فابل قبول هست در گذشته چون گیرنده نبوده فابل قبول نبود دربودن امواج
با درست کردن رادیو ماتونستیم صدای امواج رو بشنویم
افرای که تو ذهنشو بیشتر کار مکنم افراد خلاق هستن
این افراد برای راجتر رسیدن وکار رو اسون کردن وسایل رو خلاق میکنن ومتخرح هستن چون قبول ابنکه همیسه به یی شگل رفتار کنیم رو نمپسندن ودویت دارن تغییر جدید بوجود بیارن
توحیوانات همه کارهاشون غریزه هست وتا ابد به همین شگل رفتا مبکنن گوچ تا اخرین نسل ادامه داره وتغییر درش نیست چون فقز غریزه درش نقش داره چیزی به اسم ذهن وجود نداره
شباهت ذهن خداگاه وذهن ناخداگاه
فایل امروز بر ای فکر وکار کردش دردو گروه انسان هست
اول فکر وکاردش که خودما ماهستیم وکسترشش تو چاقی وذهن وکار کردش تو قسمت لاغریی افراد
ماافراد چاقیچون چاقی همراه باسختی وزن سختی بلند شدن وسختی نفس کشیدن کار گردن همراه نبودن در هر چیزی از جمله تفریح کوهنوروی همراه نبودن در کارهای که سختی درش زیاده بالاپایین درش زیاده همه جوره سختزازحمله مریضی که سختیرین قسمت هست انواع مریضی قند فشار خون استخون درد کمردرد خلاصه هر چیزی که با چاقی درارتباط باشه همه با سختی مشقت همراه هست وبا ابن همه سختی افراد جاق تازه حرف دیگران نیز بهش اضافه شده وکارو برای ما خیلی سختر میکنن جون خودمون همه سختی شو اطلاع داریم با گوشت وپوستمون درک میکنیم تازه خواب گویی نیش زبون دیگران هم باید باشیم نظرات خیر خواهن اون افراد هم مزید بر علت شده همه فکر روح وروان ما به هم میخوره
وتلاش برای رهایی از این وضعیت انواع رژیم وانواع ورزش وکارهای بسیار بیهوده که جر بدتر شدن وضعیت خودمن شد بهتر که نشدم همه توان حرکتی رو از من گرفت حالا به شکر خدا دارم تلاش مبکنم برای رهایی از این وضعییت وتا حالا خدارو شکراز لحاظ روح روران ارامش پیدا کردم برام دیگه حرف دیگران اصلا مهم نیست برای دیگران کاری نمکنم که خوشیند دیگران باشه باید به فکرسلامتی خودم باشم چند سال پیش من که جوان بودم خیلی وزن کم کردم هر کی امد به من گفت چقدر لاغرشدی داری زشت میشی دیگه بیشتر از این لاغر نکن وبا برگشت چاقی همین افراد دوباره که چاق شدی لاغر بشی بهتره
افراد لاغریی که دلشون میخواد چاق شن خوشابه حالتون نمدونید چه چیزی رو در خودتون میخواهید نابود کنید شما درست کار کردن ذهنتون میخواهید دست کاری کنید من چاقها ارزویی داشت هیکل سبک شما رو تو رویایی خود داریم ار فکر کردن که با به دست اوردن لاغریی چقدر از مشکلات من کم میشه داریم همین لحظه کیف داشتنسو در اینده برای خودمان ارزو میکنیم شما سر بی درد تون دستمال میببدید
شما یی مشکل دارید واون نظر دیگران هست از سختی چاقی حتی تصورش برای شما امکان نداره چون فقط ظاهر مبینید از مشکلات چاقی اصلا خبر ندارید چه بلای سر ادم میاره اعتمادنفس خراب یاکم امید کم انگیزه یا نداریم یا کم داریم
دل پر درد از سر زنشهای مردم هزارنان درد سر که حتی تو تصور شما نمی گنجه خلا صه جیف واقعاحیف که میخواهید خودتون بخاطر دیگران عوض کنید واینهمه بلابرای خو دتون با دستخودتون بخرید مثل ما که شدید انوفت میفهمیدم در دنیایی کیف بودید قدرشو ندونستید واز دست دادن لاغریی دیگه زندگی مثل سایق بر ای شما دیگه نیست واون زمان دیگه فایده نداره از ما گفتن خوشا به حالتون من یکی حاضرم یی پوست استخون کامل باشم اصلایی مثقال هم چاق نباشم
چاقی حز درسر وناراحتی برام من چیزی نداشت خدایا ورویایی همه این گروه به ارزوشون که لاغری شدن برسون
یاحق حق نگه دارتون
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر
این فایل رو زمانی که اینترنت قطع بود گوش دادم واقعا عالی بود ممنونم.
یاد گرفتم خودم باید خودم رو بپسندم
همه انسانها از یک سیستم بهرمندند ولی دلیل اینکه تا این حد تفاوت دارند فقط ذهن آنهاست که نتیجه رو برای هر کسی به شکلی رقم می زنه
(عملکرد ذهن متفاوت است)
با تلاش فیزیکی نمیتوان تصویر ذهنی رو تغییر داد .
ما زمانی زندگیمون بهتر میشه که با خودمون در ذهنمون به صلح برسیم ، خودمون رو بپذیریم،خوشحال باشیم ، سپاسگذار باشیم .
ممنونم استاد گرامی
نشان های دریافت شده
سلام
برای منم همیشه سوال بود که چرا لاغرها چاق نمیشون ؟
من یک دختر خاله دارم که خیلی لاغربود تو مجردی . ومادرم این رو یک بیماری میدونست که دخترخالم داره .
و میگفت از بس لاغر و مریض هست تو خیابان یکبار سرگیجه گرفت وافتاد .
یا وقتی یادم میاد حدود ۳۰ سال پیش که یک سری رزمنده ها رو آزاد کردند و خواهر یک رزمنده که خیلی لاغر ونحیف بود وقتی برادرش رو دید غش کرد وافتاد واینو مرتب در دورهمی میشنیدیم وگاها خیلی میخندیدیم و در ذهن من نقش بسته بود که فرد لاغر آستانه تحملشون خیلی پایین هست و با یه اتفاق کوچولو غش میکنن وبایستی آنقدر سرشون آب بریزن تا به هوش بیان .
یا خالم تعریف میکرد که در کودکی چاق بود ومادرم خیلی لاغر بود و وقتی دوستان مادرم اون رو اذیت میکردن اون میرفت وبه حساب همه میرسید حتی پسرهای بزرگ هم ازش میترسیدن . اون موقع دوران شاه اینقدر روابط دختر وپسر به چشم پاک وخالص بود که همدیگر رو دختر و پسر بالقب صدا میکردن و میخندیدن وپسرها هم حریف خالم نمیشدن و وقتی برامون تعریف میکرد لذت در چشمانش برق میزد و این حس خوب رو بهمون منتقل میکرد .
ومیگفت که همین چاقیش باعث شد که کلی خواستگار داشته باشه وبالاخره باهمسر ایده آلش ازدواج کرد .
یا یه دختری بود به اسم صدیقه که خیلی لاغر بود وسن زیادی داشت وهمچنان مجرد بود والان هم مجرده .
تا ما یه کم به خاطر درس خوندن یاهرعاملی درکودکی یه کم لاغر میشدیم بهمون میگفتن صدیقه ومنو مسخره میکردن ..و به شدت من از لاغری متنفر شده بودم .
وعمه هام که چاق بودن وخوش بر و رو همش تعریف از اونها در خونمون بود و زیبایشون رو به چاقیشون نسبت میدادن .
یا یه دخترعموم رومیگفتن کرم خاکی و همش تعجب میکردن اون چطور بچه دارشد .
حالا من با کلی افکار وباورهای اینچنینی طبیعی بود که چاق بشم حالا اینها فی البداهه یادم اومد خدا میدونه تو پس زمینه های ذهنم چی ها کاشتم که خبر ندارم .
حالا دو تا از دخترای فامیلمون مرتب غذا زیاد میخورن خودشون که میگن هفته ای یه کله پاچه میخورن وبه خودشان میرسن اما انگار نه انگار لاغر لاغرن . اینقد که من شنیدم پدرشون خیلی لاغره واین رو یه جورایی ارثی میدونیم .
حالا چطور میخان با این باورغلط به جنگ لاغری برون وچاق شون . تا حالا که موفق نشدن .
بعضی اوقات باخودم میگم من اگه تا آخر عمرم بشینم و باورهای چاقی. بیماری . فقر . روابط نامطلوب و … رو از پس زمینه های ذهنم شناسایی کنم عمرم تموم میشه و بایستی شبانه روز کارکنم پس کی باید زندگی کنم .
ولی وقتی استاد واساتید دیگه موفقیت رو میبینم که وقتی پای درمسیر گذاشتن خداوند کمکشون کرد یع مقدار انرژی میگیرم .
واقعن ما با دست خودمون و با بازگذاشتن ورودی های ذهنمون چه بلایی سر خودمون آوردیم .
حداقل بیایم آرام آرام این چرخه رو متوقف کنیم تا دیگر رشد نکنه و با استمرار پیش بریم چون خداوند حامی ماست .
خدایا شکرت بابت هدایت به مسیر الهی.
تشکر از استاد عزیز بابت نشر آگاهیهاشون .