شاید باورش سخت باشه، اما روانشناسی لاغری میگه تو همین حالا هم لاغری… فقط باید یادت بیاد. 🧠✨
تو درونت یک بدن متناسب داری که فقط منتظره ذهنت دوباره بهش برگرده.
بیاین با هم سفری شروع کنیم به سمت باوری که میتونه همهچیز رو تغییر بده… 💫
روانشناسی لاغری
📌 تو لاغری… حتی الان که فکر میکنی چاقی!
این جمله رو چند بار، آروم و شمرده بخون.
🌿 انگار داری یه جمله مقدس رو توی دل شب تکرار میکنی. نه با عجله… نه از روی شک…
با تمام وجودت بخونش:
حالا یه لحظه چشمهاتو ببند. 😌
نفس عمیق بکش…
و این جمله رو توی ذهنت تکرار کن.
تصور کن جلوی آینه ایستادی…
بدنی رو میبینی که متناسبه، سبک، سالم و راضی. ✨
داری به تصویر واقعی خودت توی آینه ذهنیات نگاه میکنی.
💬 چه احساسی داری وقتی به این تصویر فکر میکنی؟
احساس سبکی؟ آرامش؟ هیجان؟ یا شاید یه اشتیاق قوی؟
🎯 اون احساسی که الان درونت زبانه کشیده، یه نشونهست! نشونهای از اینکه ذهنت، حقیقت وجود لاغرت رو لمس کرده.
تو بهطور ناخودآگاه به لاغری متصل شدی… و این یعنی روانشناسی لاغری داره در تو فعال میشه. 🧩
🔁 این تمرین ساده ولی عمیق، یکی از پایههای اصلی روانشناسی لاغریه:
یعنی ایجاد تصویر ذهنی واضح و احساسی از خودِ متناسبت.
پس از همین امروز، هر روز چند دقیقه وقت بگذار و به این جمله فکر کن.
نه فقط با کلمات، بلکه با حس، تصویر و ایمان:

🎯 روانشناسی لاغری | خوشحال باش… چون درونت لاغره! 😍
خوشحال باش، چون تو لاغری… فقط یادت رفته! 😊
من باور دارم که در وجود هر آدمی که اضافه وزن داره، یک نسخه کاملاً متناسب، سالم و خوشاندام حضور داره — یه نسخه که فعلاً پشتِ پردهی ذهن پنهون شده. 🪞✨
اما چرا پنهون شده؟
نه به خواست خودش… بلکه به خاطر افکار چاقکنندهای که سالهاست توی ذهنمون انبار کردیم. 🧠💭
فرمولهایی مثل:
- “چاقی ارثیهست”
- “من با رژیم هم لاغر نمیشم”
- “غذا تنها دلخوشی منه”…
همین باورها باعث شدن اون نسخهی لاغر و واقعی ما، بره پشت صحنه. 🎭
🌟 ولی خبر خوب اینه که: وجود ما از خداست.
و خدا نه چاقه، نه بیمار، نه فقیر، نه غمگین… هرچی بیشتر شبیه خدا بشیم، زندگیمون زیباتر میشه:
سلامتی، شادی، ثروت، روابط عالی، حس خوب، آراستگی و البته تناسب اندام! 💫💃
📌 بر اساس روانشناسی لاغری، تو نیازی به ساختن خودِ لاغرت نداری — فقط باید اجازه بدی از پشت دیوار باورهای محدودکننده بیرون بیاد.
اون “تو”ی لاغر و سبک، همین حالا هم وجود داره…
فقط کافیه بهش دسترسی پیدا کنی! 🔓❤️سطه آموزش های اشتباه و سالها تلاش برای چاق شدن توانسته ایم، بخش متناسب وجود خود را از نظرها پنهان کنیم.
🏞️ در سرزمین لاغرها به دنبال چه هستی؟
حالا که اینجایی، یعنی دلت یه چیز مهم میخواد:
تغییر. رهایی. برگشت به خودِ واقعی و لاغرت.
همونی که سالهاست پشت چهرهی چاق پنهون شده… 😔
🔍 تو خوب میدونی که دیگه از دیدن بدن چاقت خسته شدی… اون تصویر توی آینه دیگه با احساست جور نیست.
و مهمتر از همه اینکه… دلت برای “تو”ی لاغر و سبک، حسابی تنگ شده. 💔💫
یه غم عمیق که فقط کسایی میفهمن که سالها با اضافه وزن زندگی کردن.
💥 و واقعیت اینه که نمیشه در برابرش مقاومت کرد.
یا باید لاغر بشی… یا بذاری این دلتنگی کمکم شادی رو از زندگیت بگیره.
اما تو اینجایی، پس یعنی انتخابتو کردی. ✅
تو جزو اون دستهای هستی که تصمیم گرفتن خودِ لاغر و متناسبشون رو از قفس ذهنی آزاد کنن.
تو اومدی تا دوباره به بدنت یادآوری کنی که روانشناسی لاغری یعنی پاک کردن لایههای چاقکنندهای که سالها روی شخصیت لاغرت نشسته. 🧠🧽
🕊️ اون بخش زیبا، سبک، پرانرژی و دوستداشتنی هنوز زندهست.
همین حالا توی وجودت نفس میکشه… فقط منتظره تا با افکارت، باورهات و انتخابهات آزادش کنی.
🎯 پس به خودت تبریک بگو… چون وارد مسیر برگشت به خودِ واقعیت شدی.
به سرزمین لاغرها خوش اومدی! 🌈💖

🌟 رویای لاغر شدن را با روانشناسی لاغری محقق کنید! 🧠✨
اگر رویای لاغر شدن در دلت جا خوش کرده، باید بدونی که یه بخش از وجودت، یعنی بخش چاق، همیشه سعی میکنه این رو بهت یادآوری کنه:
“تنها من هستم، بخش لاغر وجود تو وجود نداره!” 🚫
این صدای بخش چاقه که نمیخواد تو دنبال لاغری بری، چون میدونه:
لاغری، بخش اصلی و واقعی وجود توئه که الان پشت یه پرده تاریک پنهونه. 🎭🌑
بخش چاق مثل مهمان ناخواندهایه که میخواد جایگاه دائمی خودش رو توی وجودت تثبیت کنه، اما روانشناسی لاغری به ما میگه:
چاقی صرفاً یه نتیجهی افکار و باورهای اشتباه ذهن ماست، و هیچوقت نمیتونه با حقیقت خلقت خداوند مقابله کنه. 🙏💫
خداوند ما رو به شکل انسانی متناسب و ایدهآل آفریده و این حقیقت درون هر کدوم از ما زندهست.
هر چی صدای بخش چاق بلندتر و پر سر و صداتر میشه، یعنی ترسش بیشتره که جای خودش رو به لاغری و سلامتی بده. 😰➡️💪
💪 همه ما اراده لاغر شدن داریم! فقط باید مسیر درست را بشناسیم 🔑
یکی از باورهای رایج میان افراد چاق این است که
“من اراده لاغر شدن ندارم.” ❌
من هم سالها همین جمله را به خودم میگفتم، در حالی که بارها و بارها با روشهای مختلف تلاش کرده بودم وزن کم کنم. اما چون نتیجه نمیگرفتم، فکر میکردم ارادهام ضعیفه.
اما حقیقت این بود که من مسیر اشتباهی را انتخاب کرده بودم!
روشهایی که به ظاهر برای لاغری بود، در واقع فقط راه را برای چاقتر شدن هموار میکردند… 🚧❌
بسیاری از ما بارها با اشتیاق و انگیزه زیاد شروع کردیم: رژیم، ورزش، روشهای مختلف… ولی هر روز که میگذشت، حس میکردیم داریم بیشتر و بیشتر از مسیر دور میشیم و ناتوانتر میشیم. 😔
مسیر لاغری واقعی، مسیر تغییر باورها و ذهنیتهاست، نه فقط تلاش فیزیکی!
وقتی ذهنت درست نشود، اراده کردن برای لاغری هم به جایی نمیرسد. 🧠✨
پس اگر تا امروز نتیجه نگرفتی، ناامید نشو!
کافیه راه و روش صحیح را بشناسی و از قدرت ذهن برای رسیدن به تناسب استفاده کنی.
با دوره ورود به سرزمین لاغرها، مسیرت را درست کن و لاغری را از درون آغاز کن! 🌟💖



🚀 دوستانی که مسیر روانشناسی لاغری را شروع کردهاند، تفاوت این راه با روشهای معمول را به خوبی حس کردهاند.
- هر روز که میگذرد، شور و اشتیاق شما برای رسیدن به هدف بیشتر میشود. 💪🔥
- انگیزه و امیدتان برای لاغر شدن هر لحظه افزایش پیدا میکند. 🌟✨
- اطمینان شما به درست بودن مسیر و روش روانشناسی لاغری عمیقتر میشود.
- مسیر لاغری با ذهن، روز به روز واضحتر شده و درک شما از مفاهیم این مسیر عمیقتر میگردد. 🧠💫
اینها نشانههای واقعی تغییر و پیشرفت در مسیر صحیح هستند.
داستانهای موفقیت این مسیر را میتوانید در صفحه «داستان هدایت من» مطالعه کنید و داستان خود را به این مجموعه اضافه کنید. 📖✨
از همان لحظه اول که فایلهای آموزشی دوره ورود به سرزمین لاغرها را میشنوید یا میخوانید، حس میکنید مانند آبی است که بر آتش ناامیدی میریزد؛ آرامش و اطمینان به وجودتان بازمیگردد. 💧🔥
ترس از چاقی کمکم به اشتیاق لاغری تبدیل میشود، ناامیدی به انگیزه و بیارادگی به تصمیم قاطع برای تغییر! 💥🦋
این همان معجزه قدرت ذهن شماست؛ خلق شرایطی که سالها در خواب و خیالش بودید. 🌟🧠
با مطالعه و انجام تمرینات، فرمولهای اشتباه قدیمی چاقی را خط میزنید و جای آن فرمولهای صحیح و مثبت لاغری را در ذهنتان مینویسید. 📝✨
وقتی نوشتههای دیگران را میخوانید و تصاویر شگفتیسازان را میبینید، ذهنتان در فضای پرانرژی و مثبت روانشناسی لاغری قرار میگیرد.
انگار در جهانی هستید که همه در مسیر لاغر شدن هستند و همسفران زیادی دارید! 🤗🌍
این حس، آرامش و اطمینان قلبی را برایتان به همراه دارد. 💖🌿
✍️ تمرین آموزشی روانشناسی لاغری 📚🧠
✨ در مسیر روانشناسی لاغری، مهمترین نگرشی که باید در خود ایجاد کنید، این باور است که توانایی لاغر شدن را دارید.
هر چه با اشتیاق بیشتری محتوای آموزشی را دنبال کنید و تمرینها را دقیقتر انجام دهید، بیشتر به ذهنتان نشان میدهید که: «من میتوانم!» 💪🌟
📖 ابتدا متن آموزشی را با دقت بخوانید، سپس 🎥 ویدیوی جلسه را ببینید و در نهایت 📝 پاسخ سوالات زیر را در قالب انشا در بخش نظرات بنویسید:
- 🤔 چگونه افکار و رفتارهای شما باعث تقویت چاقی در ذهن و جسمتان شدهاند؟
- 🔁 چرا استفاده از روشهای مختلف لاغری ممکن است به تقویت چاقی منجر شود؟
- 🧠 چه مهارتهایی در گذشته آموختهاید که در ابتدا هیچ دانشی از آن نداشتید؟
- 🧩 آیا میتوانید توضیح دهید که چاقی هم یک مهارت آموختهشده است؟
- 💡 نظرتان درباره اینکه حتی الان هم، اگر چاق هستید، وجه لاغر شما در وجودتان نهفته است چیست؟
- 🧘♀️ مسیر روانشناسی لاغری چطور به شما کمک میکند تا لاغری نهفته در درونتان را آزاد کنید؟
- 🎯 برداشت و درک خود از ویدیوی این جلسه را بنویسید.
- 📝 تمرینی برای خود طراحی کنید و در بخش نظرات بنویسید تا مسیر تغییر را به شکل شخصیسازیشده پیش ببرید.
📌 هر قدمی که با روانشناسی لاغری برمیدارید، شما را به خودِ لاغر، سالم و شادابتان نزدیکتر میکند. پس با اشتیاق ادامه بدهید! 🌈💖
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.50 از 92 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام به همه دوستان همراه! چاقی واقعیت وجود ما نیست بلکه صرفا تصویری است که توسط خودمان ایجاد کرده ایم و بعد جسم تحت تاثیر آن تصویر قرار گرفته است. تصاویر لاغری خوشبختانه همچنان در ذهن ما وجود دارند و فقط با تصاویر چاقی پوشانده شده اند و ما میتوانیم بار دیگر وجود لاغر خودمان را نمایان کنیم. من وقتی این جمله شما لاغر هستید حتی زمانی که چاق هستید را خواندم و به آن فکر کردم، این موضوع را تصور کردم که درون من چاق، یک من لاغر وجود دارد که توسط لایه های چربی حبس شده است و من میتوانم آن را آزاد کنم و این چهره از خودم را به نمایش بگذارم و در ذهنم با من لاغرم صحبت کردم که از من می خواست او را از جسمم بیرون بکشم و به من میگفت من چهره واقعی تو هستم به همین زیبایی و به همین جذابی! کاملاً توانستم به آن قسمت لاغرم متصل شوم.
از آنجایی که ما همه مخلوقات خداوند هستیم و در ذات خداوند هیچ کم و کاستی و ایرادی وجود ندارد بنابراین امکان ندارد در خلقت ما اشتباهی صورت گرفته باشد و از آنجا که خدا در وجود ما از روح خودش دمیده است بنابراین ما هرچه کاملتر و بی نقص تر باشیم به ذات ازلی خودمان نزدیکتر هستیم، پس اگر ما الان چاق هستیم قطعاً بخش لاغری هم داشته ایم که توسط آموزش های اشتباه و باورهای غلط آن را از نظرها پنهان کرده ایم و حالا دلتنگ بخش لاغر وجودمان شده ایم. دلتنگی ای که نه توان مقاومت در برابر آن را داریم و نه میتوانیم با آن زندگی کنیم و زندگی مان همواره با غباری از غم پوشیده است. بنابراین باید به وصالش برسیم تا خودمان را از این دلتنگی خلاص کنیم و با قدم گذاشتن در این مسیر و به شوق وصال هر روز با انگیزه تر حرکت می کنیم به سمت مقصدی که انتهایش در آغوش کشیدن محبوب است. محبوبی که دست یافتنی و درون خودمان است و نیازی نیست آن را از غیر طلب کنیم.
در این میان بخش چاق وجودمان، حسادت می کند و نمی خواهد ما به کسی غیر از او توجه کنیم و برای همین سعی میکند با نواهایی که در گوشمان زمزمه می کند ما را از رسیدن به وصال محبوب ناامید کند. او می خواهد ما باور کنیم که تنها بخش وجودمان است و تا ابد با ما خواهد بود و چیزی به اسم بخش لاغر در ما وجود ندارد. او میداند که جایگاهش متزلزل است و هر لحظه میتواند از بین برود و او بدن ما را به زور غصب کرده و صاحب خانه کس دیگری است و او توان مقابله با خواست خداوند را ندارد.
هر چه سر و صدا و نواهای شیطانی چاقی بیشتر باشد یعنی ما در مسیر درستی قرار داریم و او چون عرصه را بر خودش تنگ میبیند، تلاش میکند ما را از ادامه مسیر منصرف کند.
یکی از برچسبهایی که بخش چاق بدن ما برای اینکه ما را متوقف کند به ما می زند این است که تو اراده لاغر شدن نداری و همه دفعاتی را که تلاش کردیم و نتیجه نگرفتیم را هم به عنوان سند و مدرک به ما یادآوری می کند، اما باید بدانیم این مشکل از بی ارادگی ما نبوده است، بلکه به خاطر مسیر اشتباهی بوده که انتخاب کرده ایم. حرکت در مسیر اشتباه نه تنها ما را به مقصد نمی رساند بلکه برعکس انرژی، شوق و اشتیاق ما را میگیرد و ما را از هدفمان دورتر می کند. اینکه بخش چاقمان بر علیه ما شورش می کند به این دلیل است که خودمان با آن قدرت داده ایم و فرمولهای اشتباه ذهنی ابزار قدرتمندی است که در اختیارش گذاشته ایم تا بر ضد ما استفاده کند. به طور کلی در مقابل هر چیزی که مقاومت کنیم ناخواسته آن را قویتر میکنیم. هرچه در مورد آن بیشتر صحبت کردهایم و برای آن نگران شده ایم در حال پرورش دادن آن بوده ایم و حالا برای لاغر شدن هم باید همان مسیر را طی کنیم و تمام ابزارهای که تاکنون برای چاق شدن مان به کار میبردیم را در جهت لاغری استفاده کنیم. باور کنیم که هیچکس به اندازه ما اراده ندارد این را هم از همه تلاشهایی که کردیم و باز ناامید نشدیم و الان در این مسیر هستیم و داریم ادامه می دهیم، می توان ثابت کرد. در این مسیر باید تمرکز بر روی ذهن داشته باشیم و اجازه ندهیم موضوعات فرعی ما را از هدف اصلی دور کند. اصلاً درگیر موضوعات اجتماعی و درگیری های اطرافمان که به ما مربوط نیست، نشویم و مهمتر اینکه باور داشته باشیم می توانیم لاغر شویم. اینکه فقط بگوییم باور داریم دلیل بر درست بودن حرفمان نیست. زمانی میتوانیم ادعا کنیم که یک موضوع را باور کرده ایم که دیدگاه و نظرات مان هم راجع به آن موضوع تغییر کرده باشد و این کاملا به این بستگی دارد که چقدر روی خودمان تمرکز داشته باشیم و بدانیم اگر بتوانیم ذهنمان را از فرمولهای چاقی پاکسازی کنیم، تمام جنبه های زندگیمان به دنبال آن تغییر خواهد کرد و لاغری کمترین دستاورد ما خواهد بود، در مقابل مابقی چیزهایی که به دست خواهیم آورد.
اگر دنبال تغییر کردن شرایط هستیم باید خودمان تغییر کنیم و دنیای خودمان را بسازیم.
سلام وبا یاد خدا من اضافه وزن دارم اما با خودم فکر کردم که این اضافه وزن من از کجا اومده مسلما استعداد چاقی ندارم چون در خانواده ام هم آدم چاق داریم هم لاغر مریضی خاصی هم ندارم که ریزش بدم بهش و فعالیت زیادی را هم دارم وخیلی چیز های دیگه را که تا حالا ما چاقی خودمون را تقصیرش می گذاریم اما من هم به این پی بردم که فکر کردن به چاقی و تلاش برای چاق نشدن و حتی تحت تاثیر قرار گرفتن در برابر حرف های دیگران در مورد چاقی خودش عاملی می شود که فرمول های غلط در ذهن ما جمع شود وما هی رو به چاقی قدم بگذاریم ولی حالا فهمیدم که وقتی به لاغری فکر میکنم و انگیزه خودم را از لاغری در ذهنم بررسی می کنم وبا خودم دائما لاغر شدن راحت ترین کار دنیاست را تکرار می کنم و خودم را یک آدم فوق العاده متناسب تجسم می کنم این احساس ترش از مواد غذایی در من روز به روز کمتر می شه ومن احساس می کنم که مواد غذایی را برای رفع گرسنگی فقط استفاده می کنم واز زندگی هم لذت می برم وبرای لذت بردن از زندگی تلاش می کنم اما نه در راستای مو موضوعاتی که به خوردن مربوط مثل رستوران رفتن. من این اعتماد رابه خودم می دهم که در این مسیر موفق می شوم واز اینی که هستم لاغر تر می شوم خلاصه این که به ذهنم حالی می کنم که طبیعت من لاغری است و باید لاغر باشم .
سلام خدمت استاد عزیز و گرامی و دوستان خوبم
باید بگم منم چند وقتی هست که اضافه وزن پیدا کردم چند وقت که یعنی بعد از ازدواجم چاق شدم اما از وقتی که در این مسیر زیبا هستم تونستم عالی وزن کنم و برگشت وزن نداشتم چون هیچ دلیلی و مانعی و بهانه ای برای چاق شدن ندارم و برای اینکه من نمیتونم لاغر بشم هیچ بهانه ای ندارم .
و اگر در گذشته فکری داشتم که لاغری سخته و نمیشه به راحتی لاغر شد چون خودم بهش این اطلاعات رو داده بودم از طریق خانواده و اطرافیان و ….و این ذهن چاق من که پر از فرمولهای چاقی بود و شاید هنوزم باشه ولی خیلی کم دست پروده ی خودم هست و برای همین این ذهن اوایل ورودم به سایت مقابل من می ایستاد و میگفت تو نمیتونی به این راحتی که بخوری و بخوابی و آزاد باشی لاغر بشی .و اما من یواش یواش با آموزشها درستش کردم و من بارها بهش می گم لاعر شدن آسانترین کار دنیا هست .و نیاز به هیچ کار خاصی نیست که عرق کنی و ورزش کنی و یا محدودیت داشته باشی فقط با ذهن من لاغر میشم و باید روی ذهنم کار کنم که اونم از طریق گوش دادن و خواندن و نوشتن و دیدن هست .
من در گذشته هر بار ورزش و رژیم گرفتم فکر کررم دارم برای لاغری خودم کاری میکنم اما من داشتم به چاقی توجه میکردم و طبق قانون به هرچیزی توجه کنی در بدن تو گسترش پیدا میکنه و برای همین من هر ماه چاقتر می شدم و بارها به خودم می گفتم چقدر من آدم بی عرضه ای هستم حالا نگو روش و راه من غلط هست .
من سالها با سختی و مشقت ورزش میکردم و در کنار اون رژیم شدید و محدودیت داشتم و اما لاغر نمیشدم و فایده نداشت و فکر میکردم بدن من یه فرقی با بقیه داره که اینطور هست .
من بارها مورد تشویق اطرافیان و خانواده و دوستان حتی مربی باشگاه و کارشناس تغذیه ی خودم شدم که چقدر تو با اراده هستی و عالی خودت رو لاغر میکنی و حتی به خاطر پشت کارم جایزه گرفته بودم از طرف باشگاه و من خودمم باور داشتم که ما خانوادگی اینطوریم بخوریم چاق میشیم نخوریم لاغر میشیم بدن ما خیلی سریع واکنش نشون میده و اگر میخوام لاغر بشم باید نخورم اما این اواخر که کلی باور غلط داشتم و مانع ذهنی جدید داشتم هر چقدر رژیم و ورزش داشتم فایده نداشت همش به خودم میگفتم چقدر من بی عرضه و بی اراده هستم آخه چرا ؟همیشه حسرت لاغرها رو میخوردم
من اگر اون همه اراده ی خودم رو صرف هر کار دیگه ای میکردم قطعا بسیار موفق میشدم .
یادم میاد من وقتی پسرم کوچیک بود در حد سه چهار ماه و شیر خوار بود و هیچ مانتو و لباسی از گذشته ی من اندازم نبود به زور وقتی میخوابید با وجود کلی کار اما بعد از ظهر با خواهرم پیاده روی میرفتم در حالی که یادم میاد هیچ کدوم از کفشهای ورزشیم اندازم نمیشد اما به زور میبیستم میرفتم و یک چند وقت بعد که رفتم پیش کارشناس تغذیه بعد پسرم رو میزاشتم پیش مادرم و میرفتم باشگاه و یکم بعد که بزرگتر شد میبردم با خودم در حالی که دخترم کلاس اول بود و کلی کارها و رسیدگی خاص خودش رو داشت و چقدر من از وقتم از کلی از کارهام و استراحتم و .. میزدم و به خودم فشار می آوردم که فقط بتونم باشگاه برم و خیلیا میگفتن مگه مجبوری نرو ولی اره مجبور بودم آخه نمیرفتم پس چیکار میکردم ؟؟کار دیگه بلد نبودم هر روز داشتم چاقتر میشدم میرفتم که شاید جلوی چاقی بیشتر خودم رو بگیرم میرفتم شاید حد اقل در هر وزنی هستم ثابت بمونم و بیشتر نشم اما امکان نداشت هر ماه چاقتر میشدم و سایزم بیشتر میشد و من بسیار ناراحت تر و افسرده تر میشدم .
چقدر من نمیخوردم و محدودیتهام رو بیشتر میکردم وحرص ولعم هی بیشتر میشد و ناراحتی من بیشتر میشد هر جا میرفتم با خانواده و دوستان برای تفریح و پیک نیک من با مایتابه ی رژیمی میرفتم و اونجا برای خودم جدا غذای سوخته وبد مزه درست میکردم و میخوردم و همه با تعجب من رو نگاه میکردن که تو چقدر اراده داری اما چه فایده نتیجه ی دلخواهم رو نمیدیدم و همیشه وحشت داشتم از چاقی بیشتر و به خودم میگفتم من با این همه ورزش و رژیم اینطور دارم اضافه میکنم پس اگر ولشون کنم چی میشه و میترسیدم که غدذی معمولی خونه رو بخورم و یا باشگاه نرم و از روی ترس و اجبار من هر دو کار رو داشتم دنبال میکردم .
اما حالا که به گذشته ی خودم نگاه میکنم میبینم چقدر توانمند بودم چقدر بااراده بودم که فکر نکنم هیچ آدم لاغری یک صدم ما تلاش کرده باشه برای این موضوع یا موضوعات دیگه من دارم همون اراده و تعهد و اشتیاق رو وارد این مسیر میکنم و انصافا کلی شگفتی ساز شدم و از این بیشتر هم میشم مطعنم و باور دارم و نیاز به تایید هیچ کس ندارم چون بقیه از ذهن من که خبر ندارن چقدر تغییر کرده و فقط خودم میبینم چقدر رفتارهام و افکارم تغییر کرده مطمعنم همین ذهن جدیدم در نهایت نتیجه رو برام رقم میزنه .
من هر روز برای خودم مشخص کردم در چه ساعتی بیام و تمرنهام رو انجام بدم و گوش بدم و بنویسم بخونم و بسیار از این کار لذت میبرم و اصلا اگر انجام ندم حالم بد میشه و انگار چیزی گم کردم، شده جز کارهای روزانه ام مثل مسواک زدنم مثل خوابیدنم باید اول بیام داخل سایت و تکلیفم رو انجام بدم بعد بخوابم .
و من در کل روز تمام حواسم و تمرکزم روی موضوعات ذهنی هست و من داخل سایتهای دلخواهم هستم مو ضوعات مورد علاقم رو دنبال میکنم و کاری به حوادث و اخبار و … ندارم که اما متاسفانه از طرف اطرافیانم و از نگاه اونها بسیار بد کار ی میکنم و به من میگن این چه مدل زندگی که سرت رو تو برف کردی و هیچ جا رو نمیبینی و بارها به من میگن واقع بین تر باش و همه چیز رو ببین نمیشه چشمات رو به روی بعضی چیزها ببندی و بگی نیست من جوابم به اونها اینه که هست نمیگم نیست من نمیخوام ببینم اما اونها درکم نمیکنن و خیلی وقتها داخل جمعها ی اطرافم احساس تنهایی خاصی میکنم و شاید از نظر بعضیا چقدر ادم ****باشم ولی از نظر من تمام اونها در مسیر غلطن و من راهم درسته ولی چون در فرکانس دریافت این آگاهی ها نیستن هیچ نمیگم و فقط به راهم با اطمینان بیشتر ادامه میدم .
من مدتها هست باور کردم مسیر لاغری و سلامتی و ثروت و آرامش و … به آسانی در اختیار همه باید باشه و هست و اصلا چیز سختی نیست و فقط ما در مسیر غلط بودم و بیراه رفتم واون رو ندیدم و اگر سرم به جایی خورده و ضربه خوردم هی گمراه تر شدم اما حالا میدونم نباید در اون راه غلط باشم باید در مسیر درست باشم و هر روز قدم به قدم جلو برم .تا به مقصد برسم .
من جز افرادی هستم که در دوره ی اصلی استاد نیستم و چند دوره ی کوچیک خریدم اما هیچ وقت احساس خلا نکردم که چون اون رو ندارم پس لاعر نمیشم و همیشه به خودم گفتم اگر من مو به مو به همین حرفهای استاد عمل کنم چه رایگانها چه چند فایل خریداری شده من چه بخوام چه نخوام لاغر میشم و هیج وقت از استاد سوال نکردم استاد میشه یا نمیشه ؟؟اصلا کاری به این حرفها نداشتم گفتم میشه و رفتم جلو همینطور هر روز دارم مرور میکنم هر روز گوش میدم و مینویسم و میدونم لاغری به راحتی به سمت من میاد و من به زودی در سرزمین لاغرها ساکن میشم اتفا قا دیشب داشتم با دخترم در لپ تاب عکسهای گدشته رو میدیم و انصافا یه عکسی دیدم از همین دوسال پیش خودم متوجه شدم چقدر الان تغییر سایز و وزن داشتم و انصافا من متناسب تر شدم کمای اینکه هیچ کس از اطرافیان به من جدیدا نگفته اون اوایل دوره چرا همه میگفتن ولی الان مدتها هست هیچ کس نگفته ومن اصلا برام مهم نبوده و خودم به خودم دیروز گفتم ببین خودم میبینم که چقدر تغییر کردم و از درون احساس لاغر بودن و متناسب بودن زیادی دارم و مطعنم که به زودی من از بیرون هم هماهنگ با درون خودم میشم و جسمم در اون وضعیت دلخواهم قرار میگیره .من این دوره ها رو با تک تک سلولهام درک کردم و اینقدر برای من ارزشمند و مفید بودن که حتی اگر از این بیشتر هم طول بکشه من ناامید نمیشم و به راهم ادامه میدم تا به تناسب برسم و بعد از اون هم ادامه خواهم داد چون لذت میبرم از این کار حالم رو خوب میکنه .
من به محض وارد شدن به این سایت که موانع ذهنیم رو رد کردم قبول کردم که جسم من میتونه به راحتی متناسب بشه و هیچ مانعی برای رسیدن به تناسب نداره چون بارها دلیهای خودم رو آوردم و نقضشون کردم که همچین مانعی در من وجود نداره طوری که اگر همه بیان بگن فلان دارو که میخوری چاق میکنه من باور نمیکنم چون من باوجود خوردن همین دارو کلی وزن کم کردم پس میشه مابقی اضافه وزنم رو هم کنم و برای این اضافه وزنم توجیه الکی نمی ارم که دیگه نمیشه و بارها به خودم میگم اگه تونستم با این دارو یک کیلو کم کنم پس میتونم کیلوهای دیگه رو هم کم کنم پس اصلا این مانعی برای نرسیدن به تناسبم نیست .
من یک متناسب موفقم که هیچ چیزی مانع رسیدن من به تناسب من نیست مگر ذهنم چاق باشه و افکار و رفتار و باورعای غلط داشته باشم همینا میتونه من رو از هدف دور کنه .
ذهن من با استمرار در این مسیر از چاقی متنفر شده از زیاد خوردن متنفر شده از هیچ اندام چاقی خوشش نمیاد و دیگه اینها برای من لذت نیستن در گذشته که از راه غلط من وزن کم میکردم چون حرص و ولع شدید داشتم همیشه دوست داشتم خیلی لاغر بشم که بتونم هر چی میخوام زیاد بخورم اما حالا دست خودم نیست از پرخوری که الان میکنم که نصف غذای دوران رژیمم نیست متنفرم و احساس سنگینی و حال بد پیدا میکنم از دست و پای چاقم که قبلا دوست داشتم داشته باشم بسیار متنفرم و یا صورت چاق که قبلا میگفتم ای کاش راهی بود لاغر میشدم اما صورتم لاغر نمیشد حالا دیگه حالم بد میشه من عاشق ظرافت چهره و تناسب در تمام اندامها هستم و عاشق دست و پای کشیده و مانکنی با صورت ظریف هستم حتی قبلا از بچه های تپل خوشم میومد اما حالا فقط براشون تاسف میخورم که از سن کم اینطور گرفتار چاقی شدن چه اینده ی ناجوری دارن .خلاصه من نگاهم تغییر کرده.
من هم جز افرادی بودم که اون اوایل ورود به سایت جرات کامنت نوشتن نداشتم و فقط داخل دفترم کلمه به کلمه ی حرفهای استاد رو مینوشتم و تمرینها رو انجام میدادم اما جرا ت نوشتن در سایت رو نداشتم اما با تشویقهای استاد تونستم بیام و بنویسم و برای من کم کم این کار شد جز لذتهای من و هر چقدر بنویسم انگار هنوز حرف دارم و همین دیروز کامنتی نوشتم حدودا ۳۰۰۰ کلمه که متاسفانه پرید اما اصلا ناراحت نشدم و گفتم عیب نداره ادامه میدم و دست از تلاش برنمیدارم چون روز به روز دارم متناسب تر میشم و چقدر این آگاهی ها ارزشمند هست و تمام زندگی من رو دارن تغییر میدن و من مشتاقانه دارم روی خودم کار میکنم تا ذهنم تغییر کنه . من جز افراد متعهدی هستم که در هر راهی وارد بشم باید تا آخرش رو برم و وسط کار جا نمیزنم و حالا هم در این مسیر اشتیاق و استمرار و در کنار اونها تعهد من اومده و غوغایی شده که هر چقدر کار داشته باشم ولی از این کارم نمیزنم اگه تا نصف شب شده من تکلیفم رو انجام میدم .
من عاشق این حرفهای استادم که میگه لاغری با ذهن هیچ کار اضافه ای نداره نه تکونی بخور نه گرسنگی بکش تو بدون این دو کار و هیچ کار اضافه ای لاعر میشی وای چقدر این راه آسون و راحته و فقط ما باید روی ذهن خودمون کار کنیم و اون تغییر کنه همه چیز حل میشه .و من بارها به خودم میگم این راه هیچ کار اضافه ای نداره و لاغری با ذهن بسیار آسون هست .
خدا رو شکر که در چنین سایتی هستم و در کنار راهنمایی به نام استاد عطار روشن عزیز هستم .
نشان های دریافت شده
سلام و درود هم فرکانسی عزیزم بسیار از نوشته شما لذت بردم انگار قلم من بود و حرف دلم عالیترینهای دنیا و آخرت پیش روی ماهتون 🕊🌹
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی
آدمی معمولا توی یک برهه ای از زندگی توی ناز و نعمت زندگی میکنه و اینقدر این خوشی و ناز و نعمت داشتن براش عادی میشه که قدر شو نمیدونه و اینقدر توی گوشش می خونند که فلانی رو ببین سرش کلاه گذاشتن و الان بدبخت شده و دختر فلانی تصادف کرده و معیوب شده و فلانی ورشکست کرده و مفلس شده و… که کم کم باورش میشه روزی هم همین بلاها سر خودش میاد طوری میشه که منتظر بلا میمونه و رفته رفته از اون ناز و نعمت فاصله می گیره و یکم درهای سختی های زندگی به رویش باز میشه .
وقتی درها باز شد و وارد مرحله ی سختی های زندگی شد از اونجایی که ذهنش پذیرای این درد و رنج شده بوده اولش یه خرده سخت بهش می گذره ولی بعدش دیگه به این شرایط عادت می کنه و براش عادی میشه .
از اونجایی که تا قبل از این ماجراها برای خودش خیال بافی می کرده واین حوادث ها رو دنبال میکرده و نمونه بارز افراد به این بلا گرفتار شده دیده ، یه جورایی باورش شده که سرنوشتش اینه و دیگه توی ذهن ناخود آگاهش نمی گنجه که اگه بخاد می تونه به اون روزهای خوش زندگیش بر گرده .
همین جور هم میشه زندگیش هر روز بدتر از دیروز میشه .چون باور کرده و باور بدبختی رو مثل یه جوجه هر روز بهش آب و دونه داده تا بزرگ و بزرگتر بشه و الان یه پرنده قوی شده و حسابی واسه خودش جا خوش کرده.
اون وقت باور خوشبختی براش مثل یه تخم پرنده هست که باید ازش مراقبت کنه تا تبدیل به جوجه بشه و رشد کنه اما اینقدر به بودن با پرنده عادت کرده که خیلی به خوشبختی بها نمیده که یا تبدیل به جوجه نمیشه یا اگر هم بشه اینقدر بهش نمیرسه که جوجه نابود میشه .
داستان چاقی ما هم همین طوره روز اول ما متناسب بودیم و داشتیم خوش و خرم و با خیال راحت زندگی می کردیم اینقدر حرف شنیدیم که غذا باعث چاقی میشه ، ورزش و تحرک نداشته باشی چاق میشی ، طایفه ما ارثی چاق هستن ، ازدواج باعث چاقی میشه و… غافل از اینکه ذهن ما آموزش پذیره و کافیه فقط به یه موضوعی توجه کنیم برا ذهن مهم نیست که ما از اون موضوع خوشمون میاد یا نه ،ذهن بهش بال و پر میده و تا اونجایی که جا داره ما رو به سمت اون پیش می بره .
اینقدر پیشروی کردیم که تا قبل از آشنایی با سایت ، توی ذهن نا خودآگاهمون باور کرده بودیم که ما لاغر بشو نیستیم و چاقی سر نوشت همیشگی مون شده
اما الان که متوجه شدیم ما تنها وارد این مسیر اشتباه نشدیم و افراد زیادی بر اساس یک سری باورهای اشتباه به درد چاقی مبتلا شدن .و همه ی ما با چاق شدن از یک سری نعمت ها مثل اعتماد به نفس و شادی و روحیه فوق العاده و لذت داشتن و پوشیدن لباس های مورد علاقه مون و خوردن خوراکی های خوشمزه و رفتن به مهمونی ها و… محروم شدیم و اینکه هر چقدر تلاش کردیم تا لاغر بشیم و ولی لاغر نشدیم و نا امید شدیم که همه می تونند لاغر بشوند و مشکل از ما هست و ما نا توانیم همه و همه اشتباه بوده .
ما نا توان نبودیم بلکه در مسیر اشتباه قدم گذاشته بودیم .برای همین به نتیجه دلخواه نرسیدیم.
هرکی در مورد خودش یه استنباطی داره یکی اینقدر راه و روش لاغری امتحان کرده که باور توانمند بودن براش شاید ماه ها وقت ببره یکی برعکس انواع روش های لاغری رو باور نکرده و فقط لاغری خودش رو توی تحرک میدونسته مثل من ، الانم خیلی راحت پی به اشتباه خودم بردم و باور کردم که مسیر اشتباه بوده و خدا رو شکر توی مسیر درست قدم گذاشتم وهر روز بهتر از دیروز هستم .
من داستان چاقی خودم و دوستان رو مثل همون جوجه میدونم که هر روز بهش بها دادیم و رشد کرد و نیرومند شده و الان فهمیده که این همه سال زندگی کرده و لذتی پایدار برای خودش بر جا نذاشته و باید یک نسلی از خودش بر جا بذاره و توی این مسیر خودش هست و خودش و هیچکس پیشش نیست و اون جوجه الان یک ققنوس قوی شده و باید برای ادامه نسلش به خودش فکر نکنه و از خودش بگذره تا جوجه ای جدید متولد بشه .
چاقی همون ققنوسی هست که باید از این هیکل چاق و زیاده خواری دل ببریم و اصلا به چاقی فکر نکنیم و برای راحت زندگی کردن و داشتن آرامش خیال به فکر جوجه لاغری اون ققنوس باشیم .
در واقع جوجه لاغری در دل ققنوس پنهان شده و تا ققنوس از خودش نگذره هیچ وقت اون جوجه تشکیل نمیشه و این حکایت لاغر شدن ما هست.
ما خودمون چاقی رو برا خودمون ساختیم الانم می تونیم لاغری رو بسازیم.
لاغری با ذهن از طریق ذهنه نه از طریق بازو و ورزش
با هر بار تلاش درمورد لاغر شدن و شکست در اون راه ، باور ذهنی ما چاق هستیم و نمی تونیم لاغر بشیم در ما استوار تر می شد در مقابل هر چی بایستیم اون چیز قوی میشه .
اولین مانع لاغری بی اراده و بی عرضه دونستن خودمونه
چقدر جلو خودمون نگرفتیم و غذا ها نخوردیم چقدر ورزش کردیم و سختی کشیدیم چقدر دوستان روش های مختلف امتحان کردن و دنبال لاغری بودن .
این نشان از ناتوانی نیست .نشان از عیب مسیر بوده که ما نتیجه نگرفتیم.
اگه اراده چاقی برای لاغر شدن زبان و توی کسب و کار گذاشته بودیم الان استاد بودیم
اراده افراد چاق هر انسانی نداره
برا خودمون ارزش قائل باشیم و فکر زندگی و حال خوب خودمون باشیم .
اینجوری برنامه ریزی بهتری پیدا میکنیم و منظم میشیم دنیای خودمون تغییر بدهیم تا دنیا مون عوض نکنیم زندگیمون عوض نمیشه
ما می تونیم جسم مون هم بسازیم اونجور که خودمون دوست داریم نه اینکه دیگران بخواهند
با تغییر ذهن جسم عوض میشه. اگه اراده روی هر چیزی بگذاریم .قوی میشیم .
کمتر حواسمون پرت دیگران بشیم اخبار و اتفاق های دیگران دنبال کنیم
در برنامه لاغری با ذهن روی رها کردن موضع حاشیه ها کار کنیم .
به ما چه که فلانی این کار کرده و فلانی زندانه و فلانی مرده ، مگه همون فلانی ها براشون مهم بود که ما چقدر طعنه چاقیمون شنیدیم و چقدر افسردگی کشیدیم و چقدر با ناراحتی شب ها رو به صبح رسونیدم؟
نه. واقع بین باشیم حقیقته هیچ کس دلش به حال ما نسوخت که ما الان از خودمون بگذریم تا دلسوزش باشیم .
وقتی مسیر و کار اشتباه رو بشناسیم دیگه اون مسیر رو طی نمی کنیم و اون کار رو انجام نمیدیم و خیلی راحت توی مسیر لاغری گام برمیداریم .
برای لاغر شدن اولین گام قبول کردن اینکه من می توانم لاغر بشم.
به حرف نیست به عمله .باید فرمول ذهنیه تغییر پیدا کنه .
باید حرکت کنیم و باور کنیم اون وقته که خودمون درک می کنیم که تغییر کردیم .
تصمیم بگیریم و حرکت کنیم باید اینقدر استمرار داشته باشه تا باورمون بشه ما می توانیم
هدف باید رسیدن به تناسب اندام ایده آل و همیشگی باید باشه
ما باید مد نظرمون اندام ایده آل باشه .ذهن مثل یه ماهیگیر هست که خودش استاده فقط باید اول ماهیگیری نشونش داد
مسیر ادامه بدهیم مسلط میشیم بر افکار و رفتار خودمون و خیلی راحت توی مسیر لاغری حرکت میکنیم و چقدر لذت بخشه که خود به خود رفتارت مثل آدم های متناسب باشه تا بهش نرسی نمی فهمیم و من که الان تا حدودی بهش رسیدم با دل و جون شیرینیش رو حس میکنم. واقعا لذت بخشه.
با سلام
گام ۳۳
امروز صبح تصمیم گرفتم که فایل امروزمو زودتر انجام بدم تا بتونم به تکرارهای فایل قبلی هم برسم ،
ولی نمیدونم چجوری توضیح بدم🤔
امیدوارم با این مثال بتونم منظورم رو برسونم ،
چند ماه پیش که تو یوتیوب ویدیو های استاد و نگاه میکردم ،تو یکی از اون ها شنیده بودم که استاد گفته بود که بنویسیم
حتما بنویسیم، و من خودم بارها از جاهای مختلف شنیده بودم که اهداف و خواسته هاتون رو بنویسید
ولی هروقت که به واکنش خودم دقت میکردم ، میدیم، یهو یک خستگی وجودم و میگیره و یا حال ندارم که برم بنویسم و دستمم انگار قوتشو از دست میداد
وبیشتر وقتا که من میخواستم تمرینامو تو دفترم بنویسم ، ناخوداگاه بدبخت مینوشتم
مثل نسخه ی دکترا 🤦🏻♀️
و تو ادامه استاد گفته بودن که چون که ما میتونیم با نوشتن در مسیر خواسته هامون قرار بگیریم ، یعنییی خود ذهن میدونههه که ما با نوشتن میتونیم تغییر کنیم ولی نمیخواد که این اتفاق بیفته ،مارو گول میزنه که نه بابا نمیشه ، کی تونسته و….؟
و سعی میکنه واکنش هایی در ما ایجاد کنه که ما اون کارو انجام ندیم!
امروز من ، که از صبح ساعت ۶ که پاشدم ، گام ۳۳ رو خوندم ، فایلشو دیدم و دیدگاه های دوستان و خوندم ولی موقع نوشتن🤦🏻♀️
هی حواسمو پرت میکرد هی منو وادار میکرد تو گوشی هرکاری کنم جز انجام تمرینام ، و بقول خودم من در این مواقع میگم ، حال انجام دادن کاریو ندارم!
دروغ گووو چطور حال داشتی ۵/۶ ساعت بری اینستاو اسنپ چت و ….. بعد حال نداشتی به کارای روزت برسی؟😒
و الان ساعت ۴ بعد از ظهر خودش گفت که حالا بیا بریم بنویسیم
حتی بارهاا برام پیش اومده که وقتی میخوام فایلی رو نگاه کنم و قبل از اینکه تمرینمو بنویسم ، خوابم میگیره ! دست و پام شل میشه و رختخوابم خودشو گرم تر و دنج تر نشون میده 🤤و من همزمان با دیدن اون فایل چشمام گرم میشه و میگه حالا بخواب بیدار میشی بعدا مینویسی!😂( چون من همیشه در حالی که رو تختم لم دادم دارم فایلارو میبینم )
و امروز هم بعد از دیدن این فایل اون قسمت که گفتین ، حتی دراز بکشین و کاری هم نکنین لاغر میشین ، یاد خود افتادم و خندم گرفت!😂
در کل درسته، که هی میخواد منو از مسیر هل بده بیاره بیرون ولی من باهاش مقابله نمیکنم ، و خودش دوباره منو تو مسیر میکشونه، یزره لجوج شده دیگه😅!
درسته که ما ادم ها هم بعضی وقا باهم دعوا میگیریم ولی از هم کینه به دل نمیگیریم و همدیگه رو میبیخشیم❤️
در کل اگه کسی هم اینطوری نباشه، من اینطوریم .
و ذهن منم دقیقا اینطوریه ، بعضی وقتا دوست داره تلافی کنه ولی بعد پشیمون میشه و هوامو بیشتر داره.
هر فرد چاقی ، متناسب است . یعنی در اصل متناسب بوده ولی بخاطر اموزش های نامتناسب از طرف دیگران و تکرار ان ها مجبور شده که حالت متناسبشو از دید پنهان کنه ، با اینکه خودش هم نمیدونسته و نمیخواسته!
وجود انسان از خداونده و خداوند چاق نیست، کینه ای نیست، عصبانی نیست ، دروغگو نیست و …..
و ما یادگرفتیم که این صفاتی رو که دوستشون نداریم
. شاید بارها تو کتاب ها خونده باشید که میگن بچه ها پاک و صاف و ساده و بی ریا هستن، چون از روح خداوند متولد شده اند و کاملا خالص هستند و در هنگام رشد کردن تحت تاثیر محیط اطرافشون قرار میگیرن و یادمیگیرن .و کم کم ناخالص میشن وگرنه ما دیدیم که نوزاد متولد شده ، نمیدونه حسادت چیه، نمیدونه نفرت چیه و …
، و با دیدن و شنیدن، عمل کردن و تکرار کردن فرمولشو در ذهنشون ذخیره میکنن.
پس خوش به حال نوزادانی که مادران و پدران آگاه دارن!
وچون بخش چاق ما چون میدونهه که دیگه قراره بارو بندیلشو جمع کنه و بره و میبینه که ما دیگه علاقه ای بهش نداریم ،و میترسه!
و به نحوی میخواد که ما کاری کنیم که نزاریم اون از جسممون بره !
این هم جواب امروزم ! فهمیدم که چرا ۲ روز بود که فرمول کم کاری کردنم به شدت اومده بود رو و من شناساییش کردم و باید الان پاکش کنم 😊
الان چاقی من متوجه شده بود که من واقعیت و فهمیدم و گفت ای داد بیداددد، این فهمید کهه 😱الانم خیلی راحت میتونه منو بندازه بیرون و من باید یکاری کنمم! و اینطوری شد.
بنابراین چاقی خودش از واقعیت با خبر بوده و داشته برای سود خودش این همه مدت سر ما رو شیره میمالیده 😏
الان هم متوجه شدم امروز رفتارغذاییم هم ی مقدار تغییر کرده بود و اینطوری نیست که دیگه خودم موقع خوردن حواسم باشه !بلکه کاملا ناخوداگه بود و من کاملا فرقشونو حس کردم .
مثلا ی نمونش این بود که من وقتی غذا میخوردم و حتی کاملا سیر همبودم بازم چیز جدیدی و میدیدم ، میخوردم . یعنی باید بخورم ، راه تصمیم براش نزاشتم و میدونم که رفتارم درست نیست ، ولی دست خودمم نیست🤷🏻♀️
ظهر که از کلاس برگشتم و بعد از خوردن ی نوشیدنی و ی نان شکلاتی که اونارو هم نتونستم کامل بخورم، (در صورتی که چند مدت پیش طوری بودم که حتما باید یچیزیو تا اخر میخوردم تازه همین الان که داشتم مینوشتم متوجه تغییر در این رفتارم شدم،گرچه هنوز کاملا استیبل نشده ولی اتفاق افتاده ، خدایا هزاران مرتبه شکرت ❤️)
و وقتی رسیدم خونه دیدم ظاهرا خانواده باز هم رفتن خرید و یخچال پره و. پدرجونم اومده بود خونممون و ی عالمه موز گرفته بودو بستنی و …
ولی من در اون لحظه نمیخواستم چیزی بخورم و بعدتر که یزره احساس کردم گرسنم شده رفتم از هرکدوم به مقدار کمی خوردم ، ولی اگه من قبلی بودم همون لحظه با اون که سیرم بودم باید میخوردم که ببینم چیه! ( خونه ما همیشه تنوع و مقدار غذا زیاد هست و من هم یکی از فرمول های ذهنیم اینه که باید همه تنوع غذایی هارو امتحان کنم! ولی مطمعنم که به لطف خدااین هم برطرف میشه)
و امروز هم که به واکنش ها و رفتار های غذاییم دقت کردم و این فایل و هم گوش دادم ، شک کردم !
و الان اینجا دوتا تبصره وجود اومده:
۱_رفتارغذاییم واقعا داره تغییر میکنه ؟
۲_یا چون چاقیه ترسیده داره خودشو خوب جلوه میده تا حواس منو پرت کنه؟🤔
به هر حال مهم نیست ، بهش فکر نمیکنم و فکرم و درگیر نمیکنم ، چون جلوتر که برم متوجه میشم.
خب بنابراین ازاونجاا که حق همیشه بر باطل پیروزه و مسیر رسیدن به حق برامون مشخص شده ، باطل جاش تنگ شده و باید بره😝
من خودم ، خودمو هیچ وقت ادم بی اراده ای نمیدونم ، چون این فرمول تو ذهنم هست ، که چیزی و که میخوام به دست میارم ، و باید بدست بیارم وگرنه تو راه بدست اوردنش میمیرم!
و خیلی چیزهایی هم که میخواستم بدست اوردم و انسان توانمندی هستم و گاهی هم بخاطر سرسختیم از طرف خانواده سرزنش میشم که اهمیت نمیدم و گاهی هم تشویق میشم! و منو حمایت میکنن.
ولی گاها شنیدم که افراد به خوشون میگن اراده ندارم و نمیتونم و… و پیش خودم تعجب میکردم یعنی چی اراده نداری؟ اراده رو من در ذهن خودم نوعی خود کنترلی تعریف کردم
یعنی رو خودتون کنترل ندارین؟ نمیتونین تصمیم بگیرین که چی براتون خوبه چی بده؟ یعنی اگه یکی بیاد بهتون بگه خودتو از بالا ساختمون بنداز پایین ، تو اینکارو میکنی ؟، چون اراده نداری که خودت تصمیم بگیری چی برات خوبه ، چی بده؟
****************************************.
دیدیم که هرچی بیشتر برای لاغر شدن تلاش کردیم ، لاغر نشدیم هیچ، چاق تر هم شدیم .
تلاش برای رسیدن به هدف و خواسته از مسیر اشتباه ، نه تنها مارو به موفقیت نمیرسونت بلکه مارو دورتر هم میکنه!
اصلا زده میشیم ازش! خودم بودم دیگه!
بزوورررر خودمو تا ۵۱ کیلو رسونده بودم و دیگه حالم از هرچی لاغری و لاغر شدن بهم خورده بود. ولی بازم بدتر میکردم ،چون ( یا باید میرسیدم یا میمردم) ولی دیگه اون اشتیاقه رو نداشتم
فقط میخواستم سریع تر تموم بشه و لاغر بشم و این سختی زودتر به پایان برسه.
بنابراین تلاش در مسیر اشتباه نه تنها مارو به مقصد نمیرسونه ،بلکه شورو اشتیاقمون هم از دست میدیم.
مسیر لاغری با ذهن مسیر صحیح برای لاغر شدنه، چند تا از دلایلی که خودم دارم :
۱_ تو کدوم مسیر غیر از مسیر لاغری با ذهن ، رفتار های مشترکی که در همه ی افراد چاق وجود داشته و اومده گفته؟
یا تو کدوم مسیر اصلا اومدن افراد چاق رو درک کردن که این رفتارهاشون دست خودشون نیست؟
تو کدوم روش ، وقتی داری پرخوری میکنی، نمیتونی جلوی خودت و بگیری و کنترلش کنی تونستن تورو درک کنن که و تورو گناه کار نشان ندن؟
تو کدوم روش غیر از روش لاغری با ذهن ، تو دیگه لاغر شدن برات سخت نبوده؟ یا وقتی اسمش رو شنیذی دیگه دوباره از فکر این که نباید بخوری و فعالیت داشته باشی و…. حست بد نشده باشه ؟
اگه وجود داره همچین روشی به ما هم بگین ، ما هم بدونیم!😐
تو کدوم روش اختیار خوردنت و چقدر خوردنت دست خودت بوده و باعث بالا رفتن اعتماد بنفست نسبت به خودت شده ؟!
یا تو کدوم روش ، غیر از روش لاغری با ذهن اعصابت اروم بوده؟
و خیلی چیزهای دیگع که نشون میده که روش لاغری باذهن تنها روش لاغری درسته که مارو به نتیجه دائمی میرسونه .
پس ما زمانی که از محتوای آموزشی استفاده میکنیم، آگاهی لازم جهت شناسایی فرمول های اشتباه قبلی و همچنین اطلاعات لازم برای ایجاد فرمول های جدید را دریافت می کنیم.
و با انجام تمرینات در واقع در حال خط زدن فرمول های اشتباه چاقی و نوشتن فرمول های صحیح لاغری در ذهن خودمون هستیم .
همه میتونن لاغر بشن، اینایی که میان میگن، از بچگی چاق بودن و یا سنشون دیگه اون اجازه و اشتیاق و برای لاغر شدن و بهشون نمیده و یا هزاران دلیل دیگه میارن که بزور بگن نمیتونن لاغر بشن ، همه بهانه اس! و ذهن ما هم همش دنبال بهانه اس.
این بهانه ها خودمون بهش دادیم ، این فرمول هارو خودمون بهش دادیم و نمیتونیم باور کنیم که میتونیم لاغر بشیم.
خودمون بهش این باور دادیم و بزرگش کردیم، خودمون پرش کردیم ، چون از بس که راه های مختلفی رو برای لاغر شدن انجام دادیم و نمیدونستیم که اون راه ها اشتباهه و وقتی نتیجه نمیگرفتیم ،یزره هم شک نکردیم که شاید مشکل از اون مسیر باشه ، و صاف اومدیم چسبوندیم به خودمون که ما نمیتونیم لاغر بشیم! نه بقیه درست میگن ، بدن ما اشتباهه و فلان..😒
باید هم بیاد تو رومون وایسه و قیام کنه، دست پرورده خودمونه دیگه!
بنابراین اینا
مقاومت ذهنی نیست ،به اندازه ای که پرش کردیم، روبه روی ما وایساده!
چاقی در ذهنه افراده
، فرق کسی که ۳ کیلو اضافه وزن داره با اونی که ۳۰ کیلو داره در فشار ذهنیشه! یکی ممکنه با اون ۳ کیلو داغون بشه، یکی میتونه با اون ۳۰ کیلو کنار بیاد و یا حتی برعکس.
بنابراین این نشون میده که فشار چاقی بیشتر رو ذهنه
و چاقی یک بیماری ذهنیه.
این مثل این مثال میمونه که شاگرد زرنگ کلاس ۱۹/۷۵ شده باشه و بخاطر اون ۰/۲۵ داره خودشو میکشه و گریه و زاری میکنه در صورتی که همین نمره هم نمره عالیه ای . و ی کسی هم که شاگرد معمولیه و ۱۸ میشه و بازهم خوشحاله و وقتی یادم میاد اون زمان که بچه ها تو مدرسمون بخاطر نیم نمره یا ۰/۲۵ گریه میکردن ، دلم میخواست برم بگیرم با کتاب بزنم تو صورتشون 😂
بعد پیش خودم میگفتم که این الان ۰/۲۵ صدم نداره اینطوری واکنش نشون میده ، من باید برای ۱ نمرم چه واکنشی نشون بدم یا اصلا احتیاجی هست که واکنشی نشون بدم؟ 😂یا اونی که اصلا ۱۰ شده میخواد چیکار کنه؟😂😂😂
بابا این دراماتیک بازیارو بزارین کنار دیگه😂
ولی من فکر میکنم ، این به دلیل انتظار افراد نسبت به خودشون هم هست 🤔مثلا کسی که همیشه ۲۰ میگیره ، انتظار داره که همیشه ۲۰ بگیره . یا این فرمول ذهنی همیشه ۲۰ گرفتن درش هست و اگه یمقدار کمتر بگیره ، بهم میریزه.
لاغری با ذهن اونقدر ساده و اسونه که از سادگی زیاد ادم نمیتونه باورش کنه! البته به عقیده من همه چیز در دنیا اسونه ولی از اونجایی که افراد همیشه در اموزش دادن به ما ماشالله کم نزاشتن😂….
اومدن به ما اطلاعاتی دادن و فرمول های ذهنی در ذهن ما ساختن که نمیشه یک راه ساده و اسون رو باور کرد.
البته این باورها از قدیم بوده ها
، مثلا این باور که ادم برای اینکه بخواد درامد داشته باشه باید روزی ۸ ساعت کار کنه و اگه در غیر اینصورت نباشه ، پس دروغ و الکیه!
و گرنه دیدیم دیگه ، که طرف اصلا از خونش بیرون نمیاد، تازه درامدش هم بیشتر از حد نرمالش هست،چطوریه که؟
و این فرمول هم در ذهن خیلی افراد هست که اگه ی راهکار خیلی ساده ای بهشون نشون بدیم، فکر میکنن داریم بازیشون میدیم و یا مسخرشون میکنیم ! از بس که جدی بودن و همه چیز و جدی گرفتن و سخت کردن برای خودشون ، و این باورو دارن که موفقیت با سختی کشیدن به دست میاد! این خودش نشون میده که چرا تعداد افراد موفق خیلییی کمتر از افراد دیگس!
چون هیچکس حوصله سختی کشیدن نداره ، بنابراین تبدیل به پروانه نمیشه! و همیشه تو پیله خودش میمونه .
بعضی وقتا انقدر دلم میخواد بدونم که از اول اون شخصی که همچین چیزایی رو رواج داده در بین همه ، بگیرم ی چک و لقد حسابی نصیبش کنم!😂
و مطمعن باشید که اگه ماشین زمان وجودداشت ، همچین کاری میکردم!😒
بعضی وقتا برام واقعا جای تعجبه ، که ما از یک ویروس کمتریم؟؟؟ که هی داره پیشرفت میکنه و اپدیت های جدید ترو قوی تری به خودش میده و خودش مقاوم تر میکنه؟
مثلا اشرف مخلوقاتم هستیم!🤦🏻♀️
شیطان داره به ریشمون میخنده ب ولله
ما کمتر نیستیم که هیچ بلکه بیشتر هم هستیم ولی درارو به روی خودمون بستیم !
زندگی واقعا اونقدر سادس که انگار داریم بازی میکنیم ،
مثل بچه ها که عاشق بازی کردنن و هیچوقت از بازی کردن خسته نمیشن و اصلا هم براشون هیچی مهم نیست
ولی همون بچه ها وقتی بزرگتر میشن به دلیل باورهای خانواده مجبورن از بازی خودشون بیرون بیان و تغییر کنن و زندگیشون هم تغییر کنه .
ما در درون دنیا نیستیم، دنیا در درون ماست!
لاغری با ذهن همونطور که از اسمش مشخصه ،از طریق ذهنه !
و احتیاج به زور دست و بازو نداره
صحبت کردن درباره لاغری ادم و لاغر میکنه و همینطور صحبت کردن درباره چاقی هم مارو چاق میکنه
بارهاا و بارها شده که مادرم و مادربزرگم درباره ی چاقیشون ناله میکنن
وبا هم هی دلیل و برهان میارن و ازهمه مهمتر که چاق تر هم میشن
، سر سفره غذا بارها پیش اومده که گفتن ، وای خیلی زیاد خوردم ، چاق میشم! و چاق هم میشد.
این یعنی چی؟ خب بایدم چاق شی ! اگه چاق نمیشدی غیر طبیعی بود !
تو حتی اگه کمم میخوردی بازم چاق میشدی !چون فرقی نمیکنه بخوری یا نخوری ، چون خوردن و برای چاق کردن خودت میدونی!
یا چند مدت پیش که من اشپزی کرده بودم و پاستا الفردو درست کرده بودم که توش خامه هم هست ، بعد از خوردنش غذارو برای خودش کوفت نکرد هیچ، برای هممون کوفت کرد! از بس که ناله کرد که زیاد خورد ، توش خامه بود ، خامه فلان میکنه ، بسار میکنه و…
و بهم گفت که دیگه من اشپزی نکنم ،چون همیشه غذاهای خوشمزه درست میکنم و چون دست پختمم عالیه باعث میشم که چاق بشه! 😐😂؟؟؟
الان من هم برای مادرم فرمول ذهنی هستم که اگه غذاهایی که من درست میکنم رو بخوره ، ۱۰۰ ٪ چاق میشه!
و مادرم هم به شخصه عاشق خامه و کره هست و هر روز صبح باید بخوره و وقتی من بهش میگم تو که ی پاستا خوردی و هی گفتی خامه داره ، خامه داره، پرچربه و چاق میکنه و اعصاب مارو خورد کردی ، مگه نمیگی خامه چاقت میکنه؟ پس چرا هر روز صبحانه خامه میخوری؟؟😂
و بعد جوابمو با ی به تو ربطی نداره میده!😂 چون پذیرفته که چاق شدن در روند بدن اون طبیعیه!
در هر صورت ما درباره هرچی صحبت کنیم، تحقیق کنیم ، بهش بها بدیم داریم یادش میگیریم!
هرچقدر هم که با چاقی مبارزه کردیم شکست خوردیم🙂
در مقابل هرچیز بایستی اون چیز قوی تر میشه! راهشو پیدا میکنه که چطوری شکستمون بده.
حتی ویروس کرونا که با اینکه این همه واکسن براش تولید شده و خیلی ها هم زدن ، همینطوری داره پیشرفت میکنه!
وقتی که ما هرکاری میکردیم که لاغربشیم و چاق تر نشیم، چاقی رو در خودمون قوی تر کردیم !
خودمون هم نمیدونستیم .
و وقتی شکست میخوردیم ، مشکلات و به خودمون ربط میدادیم . در صورتی که مسیرمون اشتباه بود!
این مثال جالب تو ذهنم شکل گرفت که معمولا انسان ها از افراد قدرتمند و بزرگ میترسن ! و ترسیدن از اون ها نشان میداد که اون ادمی که ازش میتریم شخص قدرتمندیه و میتونه تو زندگیت تاثیر بزاره و …
فکر کنم منظورم رو متوجه شدین!
پس وقتی ما از یچیزی بترسیم داریم بهش میگیم که تو ازم قدرتمند تری و عزیزی و باید برات احترام بذاریم و …
خب اینجا اگه از چاقی بترسیم ، چاقی رو سر تر از خودمون میدونیم
و میدونیم که اون داره کنترلمون و میکنه و ما هم کاری ازمون سر زده نیست.
درصورتی که چاقی اصلا چیزی نیست، شاخ شده برامون😒😂
همه ی افراد چاق این مانع ذهنی رو دارن که به خودشون برچسب بی عرضه بودن و بی اراده بودن میزنن
در صورتی که خیلی وقت ها خودشون رو از خوردن خیلی مواد غذایی که دیدن و دوست داشتن بخورن ، محروم کردن و خودشون رو کنترل کردن
این خودش برای (من )سخت ترین کاربوده .
و من هم هنوز این رفتار اشتباه و دارم که هرچی میبینم دوست دارم بخورم .و باید فرمولش رو بیاد تا بشناسمش و تغییرش بدم ، تا رفتارم عوض بشه.
خداشاهده خودم الان از همین جا میگم اگه من الان این کارها و یا به گفته خودتون اراده رو داشتم تو درس خوندن ، الان ی شخصی بالاتر از پروفسور سمیعی بودم، میتونم قسم بخورم حتی!
روزی ۵ ساعت ورزش میکردم ، چه جاهایی که میلم رو در برابر خوردن ی کیک یا غذایی کنترل میکردم ، هایدروتراپی کردم ، ۱ روز کامل هیچی جز اب نخوردم، گیاه خواری کردم، میوه خواری ، طب سوزنی، بادکش، ورزش، تردمیل،روزه و …
ویا چله تابستون ساعت ۱۱ صبح ، تو اون هوای گرم و مرطوب ( ساکن شمال کشورم)
واقعا ببخشید اینو میگم
سگ از خونش بیرون نمیومد چه برسه بخواد بره تو اون گرما و دم هوا بدوعهه ولی من اینکار و میکردم
و عرق سوز میشدم وحشتناک ،طوری که ۲ روز کامل نمیتونستم راه برم ولی بعد از اون بازم میرفتم 🙂
چون هدف داشتم میدونی؟ عاشق لاغری بودم 🙂باید عاشق باشی تا بفهمی …..دیگه اراده رو به قول خودم ، پاره کرده بودم😅😂
اگه یزره از این اراده ای رو که برای لاغرشدن داشتیم ، در این مسیر لاغری با ذهن به کار بگیریم ، تضمینی بدون برگشت شگفتی ساز میشیم !
واصلا اراده هم نمیخواد،فقط یادگیریه و تکرار کردنه!
و الیته بستگی به خود افراد هم داره که تمرکزشون و در روز روی چه موضوعاتی میزارن.
من که انقدر کارای بهتری در روز دارم که تمرکزمو روشون بزارم و ازشون چیزی یاد بگیرم ، موضوعات دیگه اصلا برام مهم نیست و حتی اصلا اخبار هم نگاه نمیکنم!
که چی مثلا؟ نگاه کنم که چی بشه؟ چی ازش یادمیگیرم ؟ چ حسی بهم میده با دیدنش؟
من اصلا به موضوعات و حاشیه هایی که دراطرافم اتفاق می افته ، اهمیت نمیدم.
لیز خوردن تو مسیرمون بخاطر حاشیه هایی که اصلا ربطی بهمون نداره!
من ترجیح میدم که سرم تو برف بمونه تا الکی خودمو درگیر موضوعاتی کنم که به من اصلا هیچ ربطی داره!
باید اونقدر تکرار کنیم ، اونقدر اشتیاق داشته باشیم تا اون فرمول های جدید در ما استیبل بشه.
من خودم اول فقط میخواستم که این دوره رو ببینیم وسریع تر یادبگیرم و تموم شه و بعد نتیجه شو تو خودم ببینم، ولی جلوتر که اومدم دیدم نه اینطوری نیست، که تو اینارویادگرفتی تموم شد ، لاغر میشی و لاغر میمونی! اینا واقعیت های زندگیه و درس های کاربردی تو زندگیه! و الان دوست دارم که اصلا این دوره تموم نشه!
در ذهن همه ی افراد چاق مسیر درست وجود داره.در هر زمینه ای و ما داشتیم بیراهه میرفتم .
در این روش ما مسیر اشتباه رو تشخیص میدیم و دیگه اون مسیر و نمیریم، رفتارهای اشتباهمونو تشخیص میدیم و دیگه انجامش نمیدیم!و … با انجام ندادن اون ها خودبه خود لاغر میشیم.
(پس در وش لاغری با ذهن احتیاج داریم به دیدن فایل ها
باید بنویسیم تا رو موضوع تمرکز کنیم و فرمول هامون و افکار اشتباهمون و شناسایی کنیم
باید تکرارو تمرین داشته باشیم)
برنامه ریزی مجدد ذهن فقط با این چند ابزار صورت میگیره و راه دیگری ندارد و.انجام تمرینات خیلی اهمیت داره .
اولین گام و مهمترین گام برای رسیدن به لاغری ، باور کردنه. باور اینکه میتونی لاغر بشی
و این باور کردن به حرف نیست. خودم هردفعه که گام جدیدتری برمیدارم باورم حتی پررنگ تر هم میشه!
در واقع وقتی واقعا باور کنیم، میتونیم باورمون رو درک کنیم ، برای اینکه بفهمیم واقعا درک کردیم یانه ، باید ببینیم چه افکاری در ذهن ما درباره اون موضوع میگذره ، و وقتی افکارمون تغییر کنه ، میتونیم باور کنیم.
*بودن در مسیر لاغری باذهن به این معنا نیست که ما باور کردیم، بلکه تصمیم گرفتیم و در حال حرکت کردن هستیم.و باید اونقدر تکرار کنیم تا در ذهنمون تغییر ایجاد بشه
و معلوم نیست که چقدر زمان تا ایجاد تغییرات میبره، بستگی به خود فرد داره و تمرکزی که روی موضوعات مختلف داره میزاره.
پس این مسیر باید ادامه داشته باشد.
و نباید دنبال نتیجه سریع از لاغری با ذهن بود چون که شکست میخوریم!
و (هدف باید رسیدن به تناسب اندام ایده ال و همیشگی باشه)
یعنی تعیین نکن کجات درست شه، کجات بمونهو… بزاریم بدنمون خودش برامون درست میکنه.
من خودم صورتم استخوانیه و کشیدس و هر وقت که لاغر شدم واقعاا خودم از دیدن خودم تو اینه لذت میبردم.
ولی مادر من ، هروقت که لاغر میشدم ، بهم میگفت، بسه دیگه ، خیلی زشت شدی! شبیه مرده ها شدی! شبیه جادوگرا شدی!و ….
بعد من یادم میاد که مادرم از بچگی بهم زیاد غذاخوردن و یاد داده بود ، چطوری؟
شیر بخور ، استخونات قوی بشه!
غذابخور سالم بمونی!
دوستات صبحونه نمیخورن ، زود مریض میشن!
اونایی که مدرسه ساندویچ یا لقمه خونگی نمیارن، مامان باباشون پول ندارن و وضع مالیشون خوب نیست!😐؟ خداییی اینو دیگه از کجاش دراورده بود من نمیفهمم
و من چرا باور کرده بودمش اصلا🥲
لاغرا زشتن! نه که خودش با ۹۰ کیلو وزن فکر میکرد سوپر مدل ویکتوریاسکرته!
ینیییااا به هر دری میزد که ما غذا بخوریم!
و در تمام مواقع به فکر شکم ما بود!
واقعا شکر میکنم که خدا این مسیرو بهم نشون داد.🙏🏻
خیلی مواقع هم ی اشخاصی که اصلااا نمیشناختمشون کی بودن😐، ولییی انقدر فضول بودن که اعصابتو خورد میکردن، میومدن میگفتن
لاغر شدی صورتت خراب شد! تپل بودی بیشتر بهترمیومد!اولا که شما؟؟😂دوما که من از شما نظر خواستم و اصلا فکر میکنی که نظرت در احساساتم تغییری به وجود اورد؟؟😂 سوما که برای شما که اینکارو نکردم میخواستم لاغر بشم و اتفاقاااا خیلی از صورت های لاغر خوشم میاد اگه از نظر شما خراب شده ، قیافه و ذاته خودت خراب که اونطوری میبینی 😏😝😂
یا خیلی ها بهم میگفتن تپل شدی صورتت خیلی قشنگ تر شده! همه اینها توجیهه و اصلا هم قشنگ نیست! هیچ چیز چاقی قشنگی نداره
ولی من اصلا از صورت توپر خوشم نمیومد و نمیاد ، چون صورتم ت استخوانیه لاغر خیلی زیباتر و جذابتره و من هم نظر خودم همیشه الویتمه !
و یا حتی خیلی از این دخترایی که ران و ساق پاشون خیلییی ظریف و لاغره لذت میبرم واقعااا 😻که به لطف مادرم عزیزم الان پاهامم اونطوری نیست! 😒
ولی مطمعنم که اونطوری که میخوام میشه ! همینجا مینویسم و امضا هم میکنم .
هیچ چیز چاقی هم از نظر من قشنگی نداره! هرچیزی که از حالت طبیعی خارج بشه قشنگ نیست!
حالا هر چی میخواد باشه باشه،
من میخوام همچیم لاغر بشه🤩
براش تعیین نکنیم ، راهشو باز کنیم و بزاریم که ذهن خودش کارش رو انجام بده و سریع تر و راحت تر پیش میره و اون بهترین و زیباترین و ایده ال ترین بدن و فرم و نتیجه رو بهمون میده.❤️
من تو این دوره و تو این چند روز خیلی به نوشتن تو سایت علاقه پیداکردم و الان ۳۸۹۹ تا کلمه نوشتم ، چون واقعاااا پر از اگاهی بوده برام و منم دوست دارم هرچی درک کردم و بنویسم ، با اینکه قبل از اون تو دفتر مینوشتم ولی الان احساس میکنم اشتباق به نوشتن در من بیشتر شده و از نوشته های خودمم لذت میبرم چون وقتی که خودم نوشته خودمو میخونم لذت میبرم و بهم حس هیجان انگیزی میده
و میدونم که دیدگاه های من طولانی خواهد بود و اصلا هم از این بابت حس بدی ندارم و دوست ندارم که خلاصش کنم ، چون هرخطی که مینویسم پر از اگاهیی های که من از اون فایل دریافت کردم و اصلا قابل خلاصه نویسی کردن نیست!
پس به خودم افتخار میکنم که شخص توانایی هستم و درک بالایی دارم، و تازه تو این فایل که گفتید متوجه شدم و خبر نداشتم که همچین قدرت عالی دارم!😅
ایول به خودم ! حرف نداری دختر زیبا!😻🥰❤️
جایزت ورود به سرزمین لاغرهاست !
قطعا سال بعد من با امسال تفاوت دارم چون ادامه میدم!
واین دوره تو هر زمینه ای به ادم کمک میکنه ! درواقع با یک تیر چند تا نشون میزنیم!
وقتی فرمول های ذهنی درست بشه در تمام جنبه های زندگیمون تاثیر میزاره،
همون طور که وقتی فرمول های چاقی در ذهنمون ایجاد شد ، در تمام جنبه های زندگیمون تاثیر گذاشت در اعتماد بنفسمون ، در ارامشمون، در دوستی هامون ، در لذت در زندگی کردن و در شادیامون خیلی بهمون ضربه زد.
من خودم یسری برنامه ها و اهداف دیگه هم تو زندگیم داشتم و دارم که دوست دارم با اندام متناسب دلخواه و ظریف و لاغر خودم اون هارو هم داشته باشم یا بهشون برسم ! چون بهم ی مزه دیگه میده و ی لذت خاصی میده که تو متناسب باشی و بخوای به چیزهای دیگه ای هم که دوست داری برسی تا تو اون شرایطی که دوست نداری بهشون برسی ، درواقع اونطوری خیالت راحت تره و برام خیلی لذت بخش تر خواهد بود🙂🙃
کسیکه به یچیزی علاقه داره و مشتاقه منتظر اجازه نمیمونه و خودش میره سمتش ، احتیاجی به هل دادن کسی نداره.
دقیقا مثل خودم!
اگه دنبال یک نتیجه متفاوت در زندگی هستی ، نمیشه که اون ادم قبلی باشی و فقط نتیجه تغییر کنه!همه ی ادما ها اینطوری میخوان! فقط میخوان که دنیا تغییز کنه و همه چی طبق میل اونا بشه ، همچنین اتفاقی نمیافته ، دنیا برای ما تغییر نمیکنه ،ما باید تغییر کنیم .
دنیا یک شکل نیست، دنیای هرکسی با کس دیگه ای فرق میکنه .
دنیا شکلی است که ما در ذهنمون میسازیم.
در جسم افراد هم همینطوره ، جسم افراد همه یک شکله ولی شکل افراد درذهنشون فرق میکنه
در ذهن متناسب، شکل جسم افرادلاغره و در ذهن فرد چاق ، شکلش چاق شده و بنابراین در جسم هم تغییر میکنه و چاق میشه.
و در این مسیر اصلا احتیاجی نیست که ما کاری بکنیم و یا حتی گرسنگی بکشیم! اصلا کسی که تو این مسیر دازه گرسنگی میکشه اشتباه درک کرده!
درسته که بعضی وقتا ذهنم سعی میکنه منو از مسیرم منحرف میکنه و نمیزاره اشتیاق داشته باشم ، یعنی بی حالم میکنه و نمیزاره که من فایلامو گوش کنم و تمرینامو انجام بدم ولی میزاره که هرکاردیگهای و به غیر از اون انجام بدم 😅😂
درواقع مثل باتلاق میخواد منو بکشه تو خودش و من انگار تو مسیرم چاله های باتلاقی دارم که باید ازشون عبور کنم و پامو تو هر چاله ای که میزارم میخواد که منو بکشه تو خودش و من هردفعه گامم و محکم تر برمیدارم تا راحت از اون باتلاق بیام بیرون و ازشون عبور کنم.
ولی واقعا هدفم برام اهمیت داره داره و به خودم اجازه نمیدم که توش فرو برم از ساعت ۴ بعد از ظهر شروع کردم به نوشتم و الان ساعت۱۱:۲۸ شبه! خیلی کارهای دیگه ام داشتم که باید انجام میدادن و دارم که باید انجام بدم ولی اگه عاشق هدفت باشی حاظری از بقیه کارای زندگیتم بزنی! هدف جانسوز من لاغری!❤️
شاد و پیروز و متناسب باشید.❤️🙏🏻
سلام دوست متناسبم
از خوندن دیدگاه پر احساس شما بسیار لذت بردم خیلی بعضی جاها بامزه بود و من کلی خندیدم از شیرین زبانی شما و حس خیلی خوبی در من بوجود آمد ،درک شما از مطالب هم برایم بسیار دلنشین بود قلم شیوا و زیبایی دارید شاد و متناسب باشید
نشان های دریافت شده
سلام گام سی سوم در مسیرلاغری من
ما افراد چاق سالها تلاش کردیم واسه متناسب شدن ولی بدلیل مسیر اشتباه رفتن به این نتیجه رسیدیم که من اراده لاغری ندارم
من خودم از زمانی خودم شناختم و برام حرف دیگران اهمیت داشت دانبال لاغری بودن همیشه در حال رژیم گرفتن بودم ورزش کردن پیاده روی تو گرما تابستان،صبح ها دویدن،ناشتا دمنوش تلخ خوردن ،سرکه سیب خوردن وهرکس هر راهی که میگفت انجام میدادم ولی جای تناسب اندام چاق تر از قبل میشدم چون مسیر اشتباه رفته بودم
اگه اراده نداشتم الان در این مسیر نبودم براثر تلاشهام واراده خودم رسیدم به مسیر صحیح لاغری با ذهن
وجود ما از خداست و وجود خداوند تناسب اندام ارامش شادی احساس عالی ثروت سلامتی رفاه اسایش ..است
اگر ما الان چاق هستیم فقط،بدلیل افکاری باورهایی است که خودمان در ذهن مان ایجاد کردیم چاقی زائیده افکار باورها ماست چاقی یک مهمان ناخوانده است در ذهن جسم ما
پس اگر میخواهیم لاغر بشیم باید از دورن شروع کنیم به تغییر با انتخاب به مسیر،صحیح و هر روز گام برداشتن در این مسیر صحیح بصورت خودکار متناسب میشیم
وقتی اموزش لاغری ببینیم ودر مسیر صحیح حرکت کنیم به همان صورت که راحت بدون هیچ تلاشی چاق شدیم به همان صورتم بدون تلاش فیزیکی محدودیت رژیم متناسب میشیم وبرای همیشه متناسب میمونیم
تناسب اندام اصل وجودمان است برای همین همیشه در حال تلاش بودیم واسه متناسب شدن پس مطمعن باشیم که ما اراده لاغری داریم اگه نداشتیم الان به این مسیر هدایت نمیشدیم اینقدر مسیر اشتباه رفتیم رها نکردیم تا اخر به مسیر صحیح هدایت شدیم این اگه اراده نیست چی هست
اگر ما توانایی متناسب شدن نداشتیم اراده لاغری نداشتیم که خداوند مارو هدایت نمیکرد به مسیر صحیح الان که هدایت شدیم مطمعن باشیم که خداوند مطمعن است ما توانایی متناسب شدن داریم فقط باید در مسیر صحیح استمرار داشته باشیم ذهن اموزش بدیم تا متناسب بشیم همین
ما بخشی از وجود خداوند هستیم و خداوند شامل نعمت ها است مث سلامتی،تناسب اندام ،ثروت ،روابط عاشقانه عالی،رفاه ،اسایش،شادی،
تفریح ،احساس خوش
اگه ما اینها نداریم چون خودمان با باورهای مان مانع ورود نعمت ها شدیم باید برای بدست اوردن حق طبیعی خودمان ذهن مان رو بازسازی کنیم و افکار باورها محدود مخرب بندازیم دور و از نو ذهنمان رو بسازیم با اموزش دیدن با باور ها قدرتمند که همچی بستگی به خودمان دارد باید بپذیریم همچی دست خودمان است فقط باید موانع ذهنی برداریم تا برسیم به اهدافمان همین
ما اراده لاغر شدن داریم توانایی لاغر شدن داریم اگه قبلا شکست خوردیم چون مسیر اشتباه رفتیم همین
اگه اراده نداشتیم الان در این مسیر نبودیم
بهانه هارو بزاریم کنار که سن من رفته بالا چندین سال چاقم اراده ندارم نمیتونم نمیشه همه اینها کلک ها شیطان است واسه اینکه به اصل وجود خویش نزدیک نشی که احساس قدرت ازادی سربلندی اعتماد بنفس خوشحالی نکنی
پس نهه دانبال نتیجه باش نه به نجواها ذهنت توجه کن بزار همه برعلیه تو حرف بزنند بزار هرکس هر راهی میخواد بره تو به مسیری که هدایت شدی برو و اموزش ببین و عمل کن به انچه اموختی بصورت خودکار بدون هیچ فشار محدودیتی متناسب میشی برای همیشه
باید همیشه این اصل در نظر بگیری که چقدر به اصل وجود حویش همان خداوند نزدیکی در هرجا کمبود داشتی مشکل داشتی کمبود نعمت بدون که مانعی نذاشته پس در خودت ذهنت افکارت دانبال حل مشکلت باش تا بدستش بیاری انچه میخواهی
چاقی موقتی است ولی تناسب اندام همیشگی است پس در مسیر گام به گام پیش برو که به اصل وجود خویش برسی
من اراده لاغری دارم توانایی لاغر شدن دارم وذهن قدرتمندی دارم ودرحال بازسازی ذهنم هستم و مطمعنن یکی از شگفتی سازان قرن جدید هستم
شاد شاد شاد باشید
سلام همگی دوستان
گام سی و سوم شما لاغر هستید حتی زمانی که چاق هستید:
ماها چند وقته که اضافه وزن داریم، چند وقت مهم نیس چندین ساله یا از بچگی، فقط باید بدونیم که چاقی یک مهمان ناخوانده در ذهن و جسم ما بوده که به زودی باید باروبندیلشو ببنده و بره چون اصل وجود ما طبیعیت وجود ما لاغریه خدا هیچ وقت انسانی را با نقص نمی آفرینه و مشکل فقط از وجود خود اون شخصه که در اون به وجود اومده پس خیلی راحته که برگردیم به اصل و طبیعت خودمون که لاغریه با آموزش و یادگیری نه هیچ کار سخت و رنج آوری!!
مقاومت ذهنی نداری به اندازه ای که خودت پُرش کردی جلوت می ایسته و میگه نمیتونی لاغر بشی افرادی که میگن ۳-۴ کیلو اضافه وزن دارن و نمیتونن کم کنن از بس رو این ۳ کیلو تمرکز کرده در ذهنش به اندازه ۳۰۰ کیلو شده و نمیتونه کم کنه ولی افراد چاقتر میگن که ۳ کیلو چیزی نیست میتونم و این رو فقط خودمونیم که پُرش کردیم بر علیه خودمون!
لاغری با ذهن هیچ فوت کوزه گری نیست همه اش همین آموزشاته!
صحبت کردن درباره لاغری شما را لاغر میکنه همون طوری هم چاق شدیم فکر کردیم تلاش کردیم صحبت کردیم!!! در مقابل هر چیزی بایستی اون قویتر میشه هرچی تلاش کنی اون هم تلاش میکنه و چاقتر میشی!!! آخرشم فکر میکردیم ما بی عرضه و ناتوان و بی اراده بودیم ولی فقط مسیر ما اشتباه بوده!
اگر ادم های چاق ارادشون در لاغر شدن را برای هرکار دیگه استفاده میکردن خدا میدونه به کجاها میرسیدن! مثلا توی یادگیری زبان یا بیزینس!
اراده ادم های چاق را هر انسانی نداره!!!
یه ذره از این اراده را در لاغری با ذهن بکار بگیری شگفتی ساز میشی!! اراده هم نمیخواد با یادگیری و تکرار کردن خیلی راحت لاغر میشین! فقط بعدش تمرکز روی لاغری هم مهمه و موضوعات اطراف را رها کرد مثلا با فوت فلانی برناممون را رها نکنیم! حاشیه هایی که ربطی به ما ندارن را رها کنید، به قولی سرتون رو مثل کبک بکنید توی برف خیلی هم خوبه!
وقتی میگی بخاطر درگیری با مسئله فوت فلانی پرخوریم برگشته این پرخوریت نیست که برگشته این تویی که برگشتی از مسیر خودت چرا میندازی گردن پرخوری؟! طبیعیه که وقتی تو برمیگردی نتیجتم برمیگرده هنوز استیبل نشده و جاده خاکی داری میری کو تا آسفالت بشه و تثبیت بشه مسیر لاغری!!! آدم های لاغر هم درگیر این موضوعات میشن چرا چاق نمیشن؟؟؟؟ اون مسیر ذهنش در مورد لاغری درسته!!
در ذهن همه آدم های چاق مسیر درست وجود داره چرا فکر میکنی برای لاغر شدن باید کار خاصی انجام بدی یا باید کوه بکنی؟! مسیر لاغری مسیر سلامتی و هر مسیر درست دیگه در وجود ما هست ما بیراهه رفتیم این همه سال، وقتی مسیر اصلی را گم میکنی خاکیه و تابلویی هم نیست یه دفعه زدیم به کوه یه دفعه زدیم به دره و رودخونه و نتونستیم پیش بریم، یه دفعه رژیم گرفتیم سرمون خورده به سنگ برگشتیم، یه دفعه ورزش کردیم دیدیم فایده نداره هی مسیر اشتباه تو مسیر اشتباه! ولی مسیر اصلی وجود داره و در لاغری با ذهن راه ها و رفتار ها و افکار اشتباه را شناسایی میکنیم و وقتی این کارا رو دیگه انجام ندیم خود به خود متناسب میشیم!
گوش دادن و تکرار فایل ها و به خصوص نوشتن تمرین ها خیلی مهمه تو روند تغییر فرمول ها و لاغری!
لاغر شدن اولین گامش اینه که بتونی قبول کنی که شما هم میتونی لاغر بشی! به حرف نیست که بگی من قبول کردم به تغییر این فرمول ذهنیه که یک شبه نیست و باید هر روز در این مسیر حرکت کنی و ادامه بدی تا یواش یواش درک کنی که میتونی! وقتی میخوای ببینی موضوعی را درک کردی یا نه باید ببینی درباره اون موضوع چه افکاری در ذهنت میچرخه وقتی این افکار تغییر کنه میفهمی که مثلا شما میتونی لاغر بشی! تا وقتی مملو از افکار نمیتونی هست یعنی باور نکردی که میتونی! انقدر باید ادامه داد تا ذهن تغییر کنه و زمانش برای هر کسی متفاوته! بستگی به تمرکزی که میذارید!
دنبال نتیجه سریع از لاغری با ذهن نباشید که شکست میخورید! همانطور که من این اشتباه رو قبلا سال ۹۶ کردم و شکست خوردم!
هدف باید رسیدن به تناسب اندام ایده آل و همیشگی باشه بعضیا میگن فقط میخوایم پاهامون لاغر بشه ، دستام لاغر بشه نمیخوام صورتم تکون بخوره فقط میخوام شکمم لاغر بشه!!!! تناسب اندام ایدهآل تعیین نکن کجام چی بشه بدنت خودش درست میکنه اگه میگی صورتم چاق قشنگه این یه توجیه برای چاقی هیچ چیز چاقی قشنگ نیست!!
نوشته بچه ها نشون میده که داره افراد توانمندتری در این راه قرار میگیرن و درک فوق العاده ای دارن نسبت به چندین سال پیش! قطعا امسال شما با سال بعدتون متفاوت خواهد بود اگر ادامه بدین!
برای انجام دادن فایل ها اهمیت قائل باشین در همه جنبه های زندگیتون هم تاثیر میذاره! به هرچیزی هم که فکرشو نمیکنید میرسید! خداروشکر اکثر دوستان مشتاق هستن و ادامه میدن و نیاز به هول دادن نیستن!!
اگه بخوای دنیا تغییر کنه باید خودت تغییر کنی!
مه تاب متناسب و لاغر ایده آل و همیشگی
نشان های دریافت شده
سلام🙂
وااااای این جمله چقدر حال آدم رو خوب میکنه
شما لاغر هستین حتی وقتی که چاق هستین
یعنی خود این جمله به تنهایی کلی حس خوب داره کلی ایمان همراهشه کلی باور خوب همراهشه البته برای ماها اینطوریه ماهایی که در این مسیریم
چون اگه این جمله رو به یه فرد چاق که اصلا اطلاعی از لاغری با ذهن نداره بگیم فقط میخنده و ما رو مسخره میکنه😏
این جمله یعنی اگه من قبول دارم تکه ای از ذات خداوندم پس من متناسبم من ثروتمندم من در سلامت کاملم چون خدا فقیر نیست ،خدا چاق نیست ،خدا مریض نیست🙂🙂
خدا ناقص نمی آفرینه چون خودش کامله
چاقی یه نقصه و این نقص از ذات و اصل من نیست از خلقت من نیست از خالق من نیست
من این نقص رو بوجود آوردم من این نقص رو روی ذات کامل و متناسبم ساختم البته که ناآگاهانه بوده و الان که آگاه شدم میتونم این نقض رو برطرف کنم تا ذات و اصل و طبیعت متناسب و زیبای من خودش رو نشون بده
مثل اینه که من یه گوهر ناب و با ارزش و پر نور دارم در وجودم که روش رو با کلی پتو و فرش پوشوندم اگه الان چیزی از نور و جلوه اون گوهر نمیبینم دلیلی بر نبودنش نیست فقط باید لایه لایه این پوشش ها رو بردارم تا نور و تلالو اون گوهر نمایان بشه و زندگی من رو پر نور و زیبا کنه😍😍😍
خیلی با این فرمایش شما موافقم که در لاغری با ذهن بصورت مویرگی روی احساس خوب ،اعتماد به نفس،روی سلامتی،روی ایمان ،روی روابط با اطرافیان ،روی دوست داشتن خودت و خودشناسی و خدا شناسی و رابطه با خالق کار میشه👌👌👌
برای من اینطوری بوده که روابط عاشقانه ای که من با همسر جان این مدت تجربه کردم یکی از عاشقانه ترین دوران زندگیم بوده آنقدر از ایشون من محبت و عشق دریافت میکنم که یه جورایی خودم هم شگفت زده میشم
آنقدر نیاز به تایید دیگران برای من اهمیتش کم شده که به راحتی با هر پوششی که میل دارم و راحتم میرم سر کار اونم توی شهر کوچیکی که من دارم زندگی میکنم و یه عمر من شنیدم که این لباس رو نپوش زشته اون تیپ مناسب نیست مردم چی میگن واز این جور حرفها🙂
بدون اینکه به نزدیکترین آدمهای زندگیم بگم دوره لاغری رو دارم انجام میدم و فقط خودم میدونم که چقدر زندگیم هدفمند شده و چقدر کارهای مفیدتری دارم انجام میدم در طول شبانه روز و چقدر احساسم خوبه نسبت به مشکلات بقیه و جامعه چقدر آسون میگیرم وچندان درگیر مشکلات بیماری و مرگ و روابط داغون بقیه نمیشم به قول شما انگار یه پله بالاتر هستم و از اون پله دارم نگاه میکنم کاری از دستم بر بیاد انجام میدم براشون اونم از موضع توانایی نه از موضع دلسوزی که درگیر بشم🙂
راضی نگه داشتن بقیه برای من خیلی کم اهمیت شده اینجوری نیست که بی احترامی کنم ولی لزومی نمیبینم همه رو از خودم راضی کنم یه جورایی به قول استاد عباسمنش چرخ های زندگیم روغن کاری شده و خیلی روانتر و ساده تر همه چی پیش میره🙂
با خودم و با جسمم و با چهره ام خیلی بیشتر در صلحم و آونقدر مثل قبل درگیر ایراد گرفتن از خودم جلوی آینه نیستم🙂
افکار و باورهایی که توی ذهنم مرور میشه متفاوت شده و نسبت به قبل لاغری رویا و آرزوی دست نیافتنی و حسرتی که هرسال اول سال به عنوان هدف مینوشتمش نیست و میدونم که وقتی راه رو پیدا کردم و در مسیر هستم بالاخره میرسم اونم به یه تناسب اندام همیشگی 🙂👌👌
تنها بودن و فایل گوش دادن و کتاب خوندن رو به دور همی و مهمانی رفتن ترجیح میدم
نگرانیهام در مورد آینده خودم آینده فرزندم حتی مرگ خیلی خیلی کم شده و توی خیلی از این فکرها که به ذهنم میاد بلافاصله به خدا میسپارمش و کاری که علاقه دارم رو انجام میدم🙂
ارامشم خیلی حیلی بیشتر شده چون به صورت آگاهانه خودم رو درگیر اخبار مختلف نمیکنم و خودم انتخاب میکنم که به چه چیزی گوش بدم و چه چیزی رو ببینم 🙂
👌👌🤗🤗🤗🤗واقعا برای تمام این دستاوردها چقدر باید هزینه میکردیم چقدر پول مشاوره و دوره آموزشی میدادیم و چقدر اعصاب و روان و وقتمون رو هزینه میکردیم ولی الان به قول استاد در حالت دراز کش بدون حتی یه حرکت هم داریم لاغر میشیم اونم با یه سرعت منطقی و هم داریم آگاه میشیم و هم از زندکیمون لذت می بریم
بسیاری از ماها لذت رو به بعد از موفقیت و به بعد از بدست آوردنهامون موکول کرده بودیم ولی الان از همینی که هستیم و از هدر آنچه داریم و از همین لحظه داریم لذت میبریم و این خود خود خوشبختیه🤩🤩🤩🤩🤩🤗🤗🤗🤗
سلام دوست عزیز
خیلی عالی بود و برات خوشحالم😻
من هم موافقم باهاتون، زندگی بیشتر ما ها تحت تاثیر گفته های دیگران یا افکار دیگرانه !
انگار که ما داریم برای دیگران زندگی میکنیم، که چی بپوشیم ؟چی بخوریم؟ دیگران چی فکر میکنن؟ ابرومون میره و…
من خودم اصلا اینطوری نیستم ولی دقت کردم متوجه شدم نسل های قبل تر انگار واقعا داشتن برای حرفای دیگران زندگی میکردن و بیشترشون هم الان پشیمونن که چرا مثلا فلان فرصت عالی و بخاطر اینکه دیگران راجع بشون چی فکر میکنن، از دست دادن!
مثل مادر من!
اصلا دیگران راجع به ما فکر نمیکنن! همه به فکر خودشونن.
منم هروقت که یکی بهم همچین حرفی میزنه که ابرومون میره و اینکارو نکن و اونکارو بکن ، جوابشون و میدم و ساکتشون میکنم و اصلا هم برام مهم نیست که بدشون بیاد یا خوششون بیاد ، مگه من بهشون میگم ؟ پس اونا هم حق ندارن به من بگن!
هرکس برای خودش نفس میکشه، برای خودش غذا میخوره و مسئول تمام اعمال خودشه !
وقتی غذامیخوریم تو شکن بقل دستیمون که نمیره!
و از کجا معلوم که اونا به فکر سود خودشون نیستن!؟😏
موفق باشید ❤️🙏🏻
نشان های دریافت شده
سلام به استاد وهمه کسایی که با انرژی دارن مسیر رو طی میکنند.گام۳۳ شما لاغرهستید حتی زمانی که چاق هستید:فکر کردن به این جمله و تکرار چند باره اش این احساس رو در من به وجود میاره که انگار من چند روزه از جسم لاغرم فاصله گرفتم و این منو خیلی خوشحال و آروم میکنه.
هرفرد چاقی یک فرد کاملا متناسب در وجود خودش داره که از نظر همه پنهان شده است البته به خواست خودش پنهان نشده است بلکه به اجبار اونم به دلیل افکار و فرمولهای چاق کننده ای که ما در ذهنمون ایجادش کردیم لاغری را از نظر همه مخفی کرده ایم.”وجود ما از خداست و خداوند چاق نیست،فقیر نیست،درمونده نیست،خشمگین نیست و حسود نیست”هرچه انسان در شرایط بهتری زندگی کند به خداوند شبیه تر است شرایط بهتر هم شامل:سلامتی،ثروت،روابط عالی،شادی،احساس خوب،آراسته بودن،خوشبخت بودن،بی نیاز بودن و هر ویژگی خوب و شایسته و پسندیده ای که سراغ دارین.پس از اونجا که وجود ما از خداست قطعا یک فرد کاملا متناسب و ایده آل در وجود ما نهفته است که ما به واسطه آموزشهای اشتباه و سالها تلاش برای چاق شدن توانسته ایم بخش متناسب وجود خود را از نظرها پنهان کنیم. الان که من اینجام مشخصه که قصد تغییر کردن دارم واز دیدن وجود چاق خودم آزرده خاطر شدم و دلم حسابی برای وجود لاغرم تنگ شده اونم حسابی.
دلتنگی لاغری سخت ترین دلتنگی است که در وجود افراد چاق هست و هیچ راهی برای مقاومت در برابر دلتنگی لاغری وجود ندارد یا باید لاغر بشم یا غم دلتنگی لاغری زندگی منو تباه خواهد کرد پس من اینجام که گزینه اول رو انتخاب کردم و مشتاق لاغری هستم و مطمئنم که لاغر میشم چون مسیر درست رو پیدا کردم فقط باید انچه که با افکار و رفتار خودم اونو ایجاد کردم رو به مرور پاک کنم تا اون بخش زیبا و دوست داشتنی وجودم که لاغری هست خودشو نشون بده.
باید دقت و توجه کنم که بخش چاق وجود من دائما سعی میکنه منو منصرف کنه با گفتن و تکرار این جمله ها:تنها بخش وجود تو من هستم بخش لاغری وجود نداره به دنبالش نگرد من فقط هستم وتا آخر عمر با من خواهی موند اینها اون صداهای بخش چاق وجود ماست که نمیتونه تحمل کنه که من دارم لاغر میشم بخش چاق وجود ما مهمان ناخوانده است که دیر یا زود باید بره مثل پرده سیاهه که جلوی دید مارو گرفته و نزاشته که وجود زیبا و ابدی وجودمون رو ببینیم این بخش میدونه که لاغری بخش ابدی و همیشگی وجود ماست برای همین سعی میکنه مارو منصرف کنه و خودشو به عنوان بخش ابدی معرفی کنه.
بخش چاقی وجود ما می داند که خلق شده افکار و فرمولهای اشتباه ذهن فرد چاق است و هیچ اشتباهی در برابر راستی و درستی خلقت خداوند ایستادگی ندارد.خلقت خداوند اینه که انسان همیشه متناسب و سالم و در حالت ایده آل خودش باشه و چاقی توان مقابله با آنچه خداوند که منبع تمام خوبی هاست برای ما مقدر کرده است را ندارد.
هرچه سر و صدای چاقی بیشتر و بلندتر باشه نشون میده که ترسیده و وحشت کرده از اینکه فضای کمتری براش مونده و داره تنگ تر میشه.او می داند من وارد چه مسیری شدم که شکوفابخش لاغر وجود ماست واین مسیر هدایت شده و ایجاد شده که راه رو به سلامتی و لاغری و شادی و احساس خوب برسونه فقط باید باورش کنی و ادامه بدی به اون عمل کنیم و در زندگی پیاده کنیم که اگه این کار بکنیم زندگی ما کامل زیر و رو میشه انگار اون بخش بد و ناراحت کننده و ناامیدکننده و سخت زندگی جای خودشو به بخش عالی و احساس خوب سلامتی پیشرفت در هر زمینه از زندگی تبدیل میکنه.یکی از برچسب هایی که افراد چاق به خودشون می زنند این است که ما اراده لاغر شدن نداریم وقتی بهش فکر میکنم میبینم که من چقدر با اراده هستم هیچکس به غیر از ما چاقها نیست که اون همه کارهایی که برای لاغری انجام دادیم باوجود سختی زجرهایی که داشته و غیرممکن بودن اون کارها برای دیگران من تونستم انجامش بدم به خودم افتخار میکنم که اگه این کارهارو در کار دیگه ای انجام می دادم الان در قله و اوج موفقیتش بودم فقط راهش اشتباه بود ولی باوجود راه اشتباه من همیشه تلاش خودمو میکردم هربار زمین میخوردم ولی بلند میشدم و به تلاشم ادامه می دادم و منو از هدفم که لاغری دورتر می کرد.وقتی در مسیر اشتباه تلاش می کنیم نه تنها به مقصد نمیرسیم بلکه هربار انرژی و اشتیاق خود را از دست می دهیم واین برام خیلی پیش اومده بود قبلا.دیگه خسته میشدم و طاقت تلاش کردن با یه روش دیگه رو نداشتم ولی بعد یه مدت دوباره ادامه میدادم. الان به خوبی فرق این روش رو با روشهای دیگه میفهمم مسیری که نه سختی داره نه گرسنگی داره نه درگیری ذهنی داره نه ورزش کردن داره فقط خیلی چیزا داره که روشهای دیگه نداشت مثل اشتیاق شور و هیجان امید و اطمینان صد درصد به رسیدن به نتیجه دلخواه واینکه هرروز که داری مسیر رو طی میکنی به شور و اشتیاقت اضافه میشه و وقتی یک تمرین رو به خوبی انجام میدی هی خدا خدا میکنی که فردا زود برسه تا بتونی گام دیگه رو برداری ویه مطلب جدید رو یاد بگیری انگار داری درس زندگی کردن رو یاد میگیری همیشه اطرافیان ازم میپرسن که این آقا چی میگه چی رو یاد میده منم بهشون میگم درس زندگی کردن رو بهم یاد میده و دارم یادش میگیرم و واقعا زندگیمو تغییر دادین.الان مطمئنم که این مسیر صحیح ترین و درست ترین مسیر برای لاغری هست واینها هم نشانه هاش هستند. حالا میفهمم که قدرت ذهن من واقعا یک معجزه است که خدا در وجود من قرار داده و به نظر من این چاقی برام این مزیت رو داشت که من بیشتر خودمو بشناسم و وارد مرحله جدیدی از زندگیم شدم وکلی چیزهای جدید و عالی یاد بگیرم.
موضوع آخر اینکه باید در مسیر ادامه دادن ذهن خودمون رو بزاریم روی خودمون و نباید دنبال خبر و موضوعات اطرافیان باشیم چون اصلا ربطی به ما ندارن و باعث میشه روحیه مون خراب بشه که خدارو شکر دارم انجامش میدم وخیلی آرامش دارم.
نشان های دریافت شده
سلام بر مشتاقان مسیر تناسب اندام
آنچه دراین فایل امروز آموختم در مسیر تناسب اندام اول بایستی خودمون رو مجهز کنیم به زره اراده .
بله اراده . همون زره ای که بارها به تن کردیم و روشهای مختلف برای لاغر شدن رو امتحان کردیم . بارها و بارها خسته شدیم و حامی هم نداشتیم ولی باز قوی تر از سری قبل بلند میشدیم تا پیروز بشیم .منتهی چون مسیر چون اشتباه بود نتیجه نگرفتیم.
الان که به لطف الهی تو این مسیریم و حامی هم استاد بزرگوارماست و گام به گام با ماست دوباره این زره اراده رو می پوشیم و مهمات ما هم که فایل های آگاهی های ماست که هر زمان بخواهیم در اختیارماست. مطمئنا پیروز میشیم .