0

گام ۳۳: لاغر هستید حتی اگر چاق هستید!

شما لاغر هستید
اندازه متن

شما لاغر هستید حتی زمانی که چاق هستید.

این جمله را چند مرتبه بخوانید، به آرامی و کلمه به کلمه بخوانید.

اکنون به آنچه خوانده اید فکر کنید.

چه احساسی از فکر کردن به این عبارت در شما شکل می گیرد؟

این احساس، نشانگر قدرت اتصال شما به وجود لاغرتان است.

خوشحال باشید چون لاغر هستید

من عقیده دارم در وجود هر فرد چاق، یک فرد کاملا متناسب وجود دارد که از نظرها پنهان است.

البته آن فرد متناسب به خواست خودش پنهان نشده است بلکه به اجبار به دلیل افکار و فرمول های چاق کننده ای که ما در ذهن خود ذخیره کرده ایم، شخصیت لاغر خود را از نظرها مخفی کرده ایم.

راز لاغر نشدن

وجود ما از خداست و خداوند چاق نیست، فقیر نیست، درمانده نیست، خشمگین نیست، حسود نیست.

هرچه انسان در شرایط بهتری زندگی کند به خداوند شبیه تر است.

شرایط بهتر شامل: سلامتی، ثروت، روابط عالی، شادی، احساس خوب، آراسته بودن، متناسب بودن و هر ویژگی پسندیده ای که سراغ دارید.

از آنجا که وجود ما از خداست، قطعا یک فرد کاملا متناسب و ایده آل در وجود ما نهفته است که ما به واسطه آموزش های اشتباه و سالها تلاش برای چاق شدن توانسته ایم، بخش متناسب وجود خود را از نظرها پنهان کنیم.

در سرزمین لاغرها به دنبال چه هستید

اکنون که اینجا هستید، مشخص است که قصد تغییر کردن دارید.

واضح است که از تماشای وجود چاق خود آزرده خاطر هستید و دلتان حسابی برای بخش لاغر وجودتان تنگ شده است.

دلتنگی لاغری سخت ترین دلتنگی است که در وجود افراد چاق خانه می کند.

هیچ راهی برای مقاومت در برابر دلتنگی لاغری وجود ندارد.

یا باید لاغر شویم یا غم دلتنگی لاغری زندگی ما را تباه خواهد کرد.

پس اگر اینجا هستید شما از گروه مشتاقان لاغری هستید و مطمئن باشید که شما لاغر هستید، مطمئن باشید که شخصیت لاغری در وجود شما نهفته است و منتظر فراخوان شما برای بیدار شدن است.

شما جز‌ء گروهی هستید که تصمیم گرفته اند بخش لاغر و متناسب وجود خود را به معرض نمایش بگذارند.

بخشی که در وجود ما نهفته است و فقط باید آنچه با افکار و رفتار خود ایجاد کرده ایم . باعث مخفی کردن لاغری شده ایم را به مرور پاک کنیم تا آن بخش زیبا و دوست داشتنی فرصت خودنمایی پیدا کند.

رسیدن به وزن ایده آل

رویای لاغرشدن را محقق کنید

اگر رویای لاغر شدن دارید باید به این نکته دقت داشته باشید که بخش چاق وجود شما دائما سعی می کند به شما یادآوری کند که:

تنها بخش وجود شما من هستم.

بخش لاغری در وجود شما نیست، به دنبال لاغری نباش، وجود ندارد.

در وجود تو فقط چاقی هست و تا ابد من با تو خواهم ماند.

این ها سر و صداهای بخش چاق است که نمی تواند تحمل کند که شما در جستجوی لاغری هستید.

بخش چاق وجود شما می داند مهمان ناخوانده ای است که همچون پرده ای سیاه، جلوی نمایان شدن بخش زیبای وجودتان را گرفته است.

چاقی می داند که، لاغری بخش همیشگی و اولیه وجود ماست و به همین دلیل همیشه سعی می کند خود را به جای لاغری به عنوان بخش همیشگی و دائمی وجود ما معرفی کند.

چاقی می داند که خلق شده افکار و فرمول های اشتباه ذهن فرد چاق است و هیچ اشتباهی دربرابر صحت و راستی خلقت خداوند قدرت ایستادگی ندارد.

خلقت خداوند، انسانی متناسب در حالت ایده آل بوده است و چاقی توان مقابله با آنچه خداوند برای ما مقدر کرده است را ندارد.

هرچه سر صدای چاقی بیشتر و بلندتر باشد نشان از ترس و وحشت او دارد که فضای وجود خود را بر خود تنگ و تنگ تر می بیند.

او می داند که مسیر لاغری با ذهن، مسیر شکوفایی بخش لاغر وجود ماست و این مسیر راه به جایی جز لاغری و سلامتی و شادی و احساس خوب ندارد.

همه ما اراده لاغر شدن داریم

یکی از برچسب هایی که افراد چاق به خودشان می زنند این است که “من اراده لاغر شدن” نداریم.

سالها به دیگران می گفتم من اراده لاغر شدن ندارم و این در حالی بود که از روش های مختلفی برای کاهش وزن اقدام کرده بودم اما چون نتیجه نمی گرفتم تصور می کردم من ارادی لاغری ندارم و این در حالی بود که نمی دانستم روش هایی که برای لاغری انتخاب کرده ام راه به لاغری نمی برند و فقط مسیر چاقی را پهن تر و صاف تر می کنند.

  • هرچه شما بیشتر برای لاغر شدن تلاش کرده باشی، نه تنها لاغر نشده اید بلکه به شکل آسان تری چاق تر شده اید.
  • تلاش در مسیر اشتباه نه تنها راه به موفقیت ندارد بلکه ما را از هدف خود دور و دور تر می کند.
  • وقتی در مسیر اشتباه تلاش می کنیم نه تنها به مقصد نمی رسیم بلکه انرژی و شوق و اشتیاق خود را از دست می دهیم.

هر فردی که از روش های مختلف برای لاغری اقدام کرده است این حرف مرا به خوبی درک و تجربه کرده است.

بارها با اشتیاق و انگیزه عالی برای لاغر شدن از روش رژیم گرفتن یا ورزش کردن یا … اقدام می کردم اما هر روز که از اجرای برنامه لاغری می گذشت من احساس ناتوانی بیشتر در ادامه دادن مسیر لاغری می کردم.

انرژی و شور و اشتیاق من به حدی کاهش پیدا می کرد که از ادامه راه منصرف می شدم و چاقی را به رنج لاغری ترجیح می دادم.

دوستانی که در مسیر یادگیری لاغری با ذهن قدم گذاشته اند به خوبی تفاوت این روش با سایر روش های لاغری را درک و تجربه کرده اند.

  • هر روز که از شروع مسیر شما می گذرد شور و اشتیاق شما بیشتر می شود.
  • انگیزه و امید شما برای لاغر شدن افزایش می یابد.
  • اطمینان شما به صحیح بودن روشی که در پیش گرفته اید بیشتر می شود.
  • مسیر لاغری با ذهن برای شما واضح تر و درک شما از موضوعات مطرح شده بهتر می شود.

اینها نشانه های مسیر صحیح تغییر کردن است.

در مسیر لاغری با ذهن شما هر روز احساس می کنی که از جایی که شروع کرده ای یک قدم دورتر شده ای.

همه افراد چاق با حالتی آشفته و درمانده از مبارزه با چاقی و با حالت تسلیم در برابر چاقی از طریق هدایت الهی در شروع مسیر لاغری با ذهن قرار می گیرند. می توانید داستان هدایت دوستان خود را در صفحه (داستان هدایت من) مطالعه کنید و داستان هدایت خود را به این مجموعه اضافه کنید.

آنان که هدایت شدن خود را باور می کنند و قدم در این مسیر می گذارند از همان لحظه شروع متوجه تغییر احساس خود می شوند.

اولین فایل آموزشی، همان دقایق اول مانند آبی است که بر آتش ریخته می شود.

احساس می کنید به جای امنی رسیده اید، آرامش را در وجود خود احساس می کنید.

به مرور ترس از چاقی به اشتیاق لاغری، ناامیدی از لاغر شدن به انگیزه و اشتیاق برای لاغر شدن و بی اراده بودن به تصمیمی قاطع برای تغییر کردن تبدیل می شود.

این معجزه قدرت ذهن شما در خلق شرایطی است که سال هاست رویای آن را داشته اید.

هر فایل آموزشی مانند تکه ای از پازل لاغری با قدرت ذهن است.

زمانی که از محتوای آموزشی استفاده می کنید، آگاهی لازم جهت شناسایی فرمول های اشتباه قبلی و همچنین اطلاعات لازم برای ایجاد فرمول های جدید را دریافت می کنید.

با انجام تمرینات در واقع در حال خط زدن فرمول های اشتباه چاقی و نوشتن فرمول های صحیح لاغری در ذهن خود هستید.

با خواندن نوشته های دیگران و تماشای تصاویر شگفتی سازان، ذهن خود را در فضای لاغری با ذهن قرار می دهید.گویی در جهانی هستید که همه در جستجوی لاغر شدن هستند و همسفران زیادی دارید.

این موضوع به ما احساس آرامش و اطمینان می دهد.

آنچه نوشته شد را با دقت بخوانید.

داستانی آشنا برای شما و صفحه ای از تجربه زندگی من در 35 سال چاقی بود.

به آنچه در فایل آموزشی این جلسه برای شما آماده شده است با دقت توجه کنید.

سرشار از آگاهی هایی است که به شما کمک می کند رویای لاغری خود را به واقعیت تبدیل کنید.

✍️ تمرین آموزشی 📖

باور کردن دارا بودن توانایی لاغر شدن مهمترین نگرشی است که باید در خودتان ایجاد کنید. بنابراین هرچه بیشتر در استفاده از محتوای آموزشی اشتیاق داشته باشید و تمرینات را با دقت و تمرکز بیشتری انجام دهید به شکل گیری انتظار لاغر شدن در خودتان کمک کرده اید.

ابتدا محتوای نوشتاری را مطالعه کنید، سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کنید و بعد از آن به سوالات مطرح شده به شکل انشایی در بخش نظرات پاسخ دهید.

  • چگونه با افکار و رفتار خود باعث تقویت چاقی در ذهن و جسمتان شدید؟
  • استفاده از روش های مختلف لاغری چگونه باعث تقویت چاقی می شود؟
  • در گذشته چه مهارت هایی را آموخته اید که ابتدا هیچ مهارتی در آن نداشته اید؟ شرح دهید.
  • با شرح دادن و مثال زدن منطقی کنید که چاق شدن مهارتی است که از طریق آموختن و تمرین کردن آن را فرا گرفته اید.
  • دیدگاه شما درباره اینکه همین الان حتی اگر چاق هستید وجه لاغری در وجودتان نهفته است چیست؟
  • لاغری با ذهن چگونه به شما کمک میکند تا لاغری نهفته در وجودتان را نمایان کنید.
  • درک و برداشت خود از ویدیوی تصویری را به صورت شرح انشایی بنویسید.
  • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

Rating 4.36 from 55 votes

https://tanasobefekri.net/?p=25270
برچسب ها:
75 نظر توسط کاربران ثبت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار تینا.عالی
      1402/10/29 18:35
      مدت عضویت: 132 روز
      امتیاز کاربر: 11918 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 436 کلمه

      به نام خداوند همیشه حاضر و خیر خواه و خواهان پیشرفت همیشگی ما،

      درود رحمت و برکت و سلامتی و  شادی خداوند جاری هر لحظه زندگی شما استاد ارجمند و گرامی،

      استاد نکات زیادی مرور شد در ذهنم با گوش‌دادن به این فایل ارزشمند :

      ۱)رها کنید بدن کار خودشو خوب بلده و شما باید فقط مدام باید در مدار و فرکانس لاغری حتی فقط با گوش‌دادن به فایلها باشید حتی بدون ورزش البته اگر همچنان نگرشتون  به ورزش هنوز برای لاغریتون هست ورزش نکنید 

      ۲ صبور باشید  ممکنه چاقتر بشید اما شما مطمئن باشید تنها راه درست همینه ادامه بدید،

      خود من ساعت ۱۳ ظهر در تابستانها راه میرفتم تا ۱۸ عصر  استراحتی هم مابینش نبودو مدام ادامه میدادم ولی کافی بود شب غذایی بخورم یا یک روز برای  پیاده روی نرم تمام دنیای من تمام میشد ،

      من مربیم و دو بار در روز علاوه بر پیاده روی ورزش میکردم صبح و بعد ازظهر سنگین ولی حتی کمی هم لاغر نمی‌شدم .

      بعد از مدتی صبح های زود هم می رفتم در خنکی و تاریکی میدویدم اما خبری از لاغری نبود.

       ۳ استاد واقعا درست فرمودید درددل ممنوع باید بشه هر نوع اخبار و چیزی که تمرکز را بهم بزنه و مارو از مدار لاغری دور کنه یا مرور گذشته چاقمون ،

      یا ناامید کنه یا بترسونه و سبب رشد افکار منفی بشه و یا تکرار تصویر سازی چاقی را برای ما داشته باش،یا در مورد اخبار منفی وچاقی باش و نالیدن از زمانهای سخت گذشته و جواب نگرفتن و یا تو نمیتونی ،

      من یادم با دوستم صحبت از چاقی مدام داشتم اما هیچی به هیچی نتیجه نمیشد و بدترم میشدم اصلا یادم می‌رفت تا غذارو می‌دیدم حمله میکردم.

      اما می‌دونم با یادگیری زبان جدید لاغری با مراقبت از او و مدام تمرین و تکرارش و مدام در فرکانسش بودن و اشتیاق لاغری داشتن و فقط به او فکر کردن و تصویر سازی کردن و شجاع بودن بدون نقشه ای در مورد غذاها و دانستن مزایای غذاها و شناسایی ترمزهای چاقی و تبدیل آن به لاغری با دلیل درست با استمرار ما حتی جهان هم تسلیم ما میشود مطمئنم دنیا برای گسترش فقط خوبی برای ما هست و به خواسته ما نه نمی‌گوید 

      بدن  ما بیشتر از ما میخواهد به تنظیمات درست قبل خودش برگرده اینکارو هم بهتر از ما و بیشتر از ما میدونه.

      ایمان دارم اعتماد دارم تسلیم هستم و میدانم خدا کمکم کرده که اینجا هستم و بعد از این فقط مراقبت باید کنم و استمرار الهی به امید خدا  داشته باشم اینکار اسان و شدنی وقتی یاد بگیریم در تمام زمینه ها مثل یک زنجیری که بهم وصل هست موفق می‌شویم به اسانی و  

      ممنونم از خدا و شما استاد بینظیر .

      \"🙏\"/
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      1402/07/28 22:24
      مدت عضویت: 327 روز
      امتیاز کاربر: 706 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 824 کلمه

      به نام خداوند بردبارم 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      حل تمرینات شما لاغر هستید حتی اگر چاق هستید 

      • چگونه با افکار و رفتار خود باعث تقویت چاقی در ذهن و جسمتان شدید؟
      • من در طی سالهای زندگی ام با فکر کردن به چاقی با حرف زدن درباره چاقی با خودم و دیگران ،تمام این تفکرات و صحبتها را به رفتارم تبدیل کرده بودم  و چاقی را در ذهن خودم تقویت می کردم و باعث می شدم مدام چاق و چاقتر شوم .
      •  
      • استفاده از روش های مختلف لاغری چگونه باعث تقویت چاقی می شود؟
      • استفاده از روش‌های مختلف لاغری باعث شده بودند که من فکر کنم لاغر شدن کاری سخت و طاقت فرساست و من برای این چاقم که اراده لازم را برای ادامه آن روش‌ها نداشته ام و دنبال ایراد در خودم میگشتم و مدام به خودم برچسب بی عرزه گی میزدم و لاغر شدن را غیر ممکن می‌دانستم و چاقی را حق خودم می‌دانستم چون نتوانسته بودم با وجود آن همه سختی رژیم و ورزش لاغر شوم .
      •  
      • در گذشته چه مهارت هایی را آموخته اید که ابتدا هیچ مهارتی در آن نداشته اید؟ شرح دهید.
      • مهارت آشپزی را بعد از ازدواج بدست آوردم در حالی که در مجردی آشپزی نمیکردم اما وقتی ازدواج کردم چیزهایی می‌پختم که حتی نخورده بودم و بسیار با مهارت آشپزی میکردم طوری که دست پخت من زبانزد همه بود
      • مهارت خیاطی را بخوبی یاد گرفتم و قادر بودم پارچه های بی ارزش را به لباس‌های فاخر تبدیل کنم و مربی من از این همه خلاقیت و هوش من لذت می‌برد
      • مهارت رانندگی را آموختم و با تکرار وتمرین یک راننده فوق العاده شدم طوری که کسانی که بیشتر از ۴۰ سال است راننده هستند به مهارت من در رانندگی اعتراف کرده اند
      • مهارت مادر شدن که عاشقش هستم ،من دختری جوان بی تجربه با ۲۱ سال سن ،دست تنها بدون هیچ کمکی از اطرافیانم توانستم سه قلوهایم را به بهترین نحو بزرگ و تربیت کنم ،طوری که تربیت دختران من نقل محافل است البته همسرم در تمام مراحل زندگی ام و در تمام مراحلی که مهارتی کسب میکردم بعد از خداوند و اهل بیت (علیهم السلام)تنها حامی و پشت و پناه من بود
      •  
      • با شرح دادن و مثال زدن منطقی کنید که چاق شدن مهارتی است که از طریق آموختن و تمرین کردن آن را فرا گرفته اید.
      • چاق شدن ما از طریق داده ها و اطلاعاتی که از محیط پیرامونمان یاد گرفته ایم و این آموخته ها به مرور زمان تکرارو تکرارو تکرار شده اند و ما آنها را با احساسمان ترکیب کرده ایم و تبدیل کرده ایم به تجربه و با تکرار تجربیات ،درگیر عادت‌ها شده ایم و عادت‌ها وقتی تکرار می‌شوند دیگر بصورت خودبه خودی اتفاق می افتند بدون دخالت ما
      • مثلا من در ذهنم بستنی خوردن را از ایام کودکی به عنوان یک خوراکی شادی آور و جایزه دریافت کرده ام ،هر بار که برای بستنی خوردن بیرون رفته ام سرشار از احساس خوب بوده ام ،از یک اسکوپ بستنی شروع شد و تا بی نهایت خوردن بستنی ادامه پیدا کرد ،پس ذهن من احساس بستنی خوردن من حس خوب و شادی را تجربه کرده و بارها این تجربه را تکرار کرده و بستنی خوردن تبدیل به عادت در من شده بود ،نادر بود من بروم بیرون و بستنی نخورم ،تابستان و زمستان هم برایم فرقی نداشت
      • چاق شدن ما هم  با کنار هم قرار دادن این عادت‌ها و این فرمول‌های غلط به وجود آمده
      •  
      • دیدگاه شما درباره اینکه همین الان حتی اگر چاق هستید وجه لاغری در وجودتان نهفته است چیست؟
      • ندیدن دلیل نبودن نیست ،من درست است هنوز چاق هستم اما آثار و نتایج لاغر شدن را در درونم کاملا احساس میکنم ،یک فرد متناسب هر نگرشی دارد من در حال رسیدن به آن نگرش‌ها هستم در حال درک و تجربه تناسب هستم ؛آرامش و اعتماد به نفسی که فقط زمانهایی که با رژیم کمی لاغرتر میشدم داشتم الان هزاران برابر آن آرامش و اعتماد به نفس را دارم .
      • من با استمرار در مسیر تناسب فکری توانستم توجه ام را از جسمم بردارم و به تغییرات رفتاری و ذهنی ام تمرکز کنم و تلاش کنم یکی یکی موانع لاغری ام را رفع کنم .
      •  
      • لاغری با ذهن چگونه به شما کمک میکند تا لاغری نهفته در وجودتان را نمایان کنید.
      • لاغری با ذهن مثل آلیس در سرزمین عجایب است
      • من در هر گام از آگاهی آن گام شگفت زده میشوم و پر از اشتیاق میشوم برای اینکه یادبگیرم
      • لاغری با ذهن تمرکز من را از ماده و مادیات برداشته از جسمم برداشته و بر معنویات و فراتر از ماده متمرکز کرده
      • من اینجا با یادگیری قوانین جهان هستی کلی نتایج عالی کسب کرده ام که لاغری هم جز آن است
      • من اینجا توانستم لاغری که در اعماق چاقی ام پنهان شده بود را کشف کنم
      • گنجها همیشه در اعماق تاریکی ها پنهان شده اند و لاغری من هم در اعماق تاریک چاقی ام پنهان شده بود و من آن را اکتشاف کردم و در حال لذت بردن از لاغری ام هستم .
      • خداوندا سپاسگزارم که بدون هیچ رنجی من را لاغر و متناسب کردی
      • خداوندا از تو سپاسگزارم که حمایتم میکنی
      • الهی به امید تو 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      1402/07/28 16:01
      مدت عضویت: 327 روز
      امتیاز کاربر: 706 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 824 کلمه

      به نام خداوند بردبارم 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      حل تمرینات شما لاغر هستید حتی اگر چاق هستید 

      • چگونه با افکار و رفتار خود باعث تقویت چاقی در ذهن و جسمتان شدید؟
      • من در طی سالهای زندگی ام با فکر کردن به چاقی با حرف زدن درباره چاقی با خودم و دیگران ،تمام این تفکرات و صحبتها را به رفتارم تبدیل کرده بودم  و چاقی را در ذهن خودم تقویت می کردم و باعث می شدم مدام چاق و چاقتر شوم .
      •  
      • استفاده از روش های مختلف لاغری چگونه باعث تقویت چاقی می شود؟
      • استفاده از روش‌های مختلف لاغری باعث شده بودند که من فکر کنم لاغر شدن کاری سخت و طاقت فرساست و من برای این چاقم که اراده لازم را برای ادامه آن روش‌ها نداشته ام و دنبال ایراد در خودم میگشتم و مدام به خودم برچسب بی عرزه گی میزدم و لاغر شدن را غیر ممکن می‌دانستم و چاقی را حق خودم می‌دانستم چون نتوانسته بودم با وجود آن همه سختی رژیم و ورزش لاغر شوم .
      •  
      • در گذشته چه مهارت هایی را آموخته اید که ابتدا هیچ مهارتی در آن نداشته اید؟ شرح دهید.
      • مهارت آشپزی را بعد از ازدواج بدست آوردم در حالی که در مجردی آشپزی نمیکردم اما وقتی ازدواج کردم چیزهایی می‌پختم که حتی نخورده بودم و بسیار با مهارت آشپزی میکردم طوری که دست پخت من زبانزد همه بود 
      • مهارت خیاطی را بخوبی یاد گرفتم و قادر بودم پارچه های بی ارزش را به لباس‌های فاخر تبدیل کنم و مربی من از این همه خلاقیت و هوش من لذت می‌برد 
      • مهارت رانندگی را آموختم و با تکرار وتمرین یک راننده فوق العاده شدم طوری که کسانی که بیشتر از ۴۰ سال است راننده هستند به مهارت من در رانندگی اعتراف کرده اند 
      • مهارت مادر شدن که عاشقش هستم ،من دختری جوان بی تجربه با ۲۱ سال سن ،دست تنها بدون هیچ کمکی از اطرافیانم توانستم سه قلوهایم را به بهترین نحو بزرگ و تربیت کنم ،طوری که تربیت دختران من نقل محافل است البته همسرم در تمام مراحل زندگی ام و در تمام مراحلی که مهارتی کسب میکردم بعد از خداوند و اهل بیت (علیهم السلام)تنها حامی و پشت و پناه من بود 
      •  
      • با شرح دادن و مثال زدن منطقی کنید که چاق شدن مهارتی است که از طریق آموختن و تمرین کردن آن را فرا گرفته اید.
      • چاق شدن ما از طریق داده ها و اطلاعاتی که از محیط پیرامونمان یاد گرفته ایم و این آموخته ها به مرور زمان تکرارو تکرارو تکرار شده اند و ما آنها را با احساسمان ترکیب کرده ایم و تبدیل کرده ایم به تجربه و با تکرار تجربیات ،درگیر عادت‌ها شده ایم و عادت‌ها وقتی تکرار می‌شوند دیگر بصورت خودبه خودی اتفاق می افتند بدون دخالت ما 
      • مثلا من در ذهنم بستنی خوردن را از ایام کودکی به عنوان یک خوراکی شادی آور و جایزه دریافت کرده ام ،هر بار که برای بستنی خوردن بیرون رفته ام سرشار از احساس خوب بوده ام ،از یک اسکوپ بستنی شروع شد و تا بی نهایت خوردن بستنی ادامه پیدا کرد ،پس ذهن من احساس بستنی خوردن من حس خوب و شادی را تجربه کرده و بارها این تجربه را تکرار کرده و بستنی خوردن تبدیل به عادت در من شده بود ،نادر بود من بروم بیرون و بستنی نخورم ،تابستان و زمستان هم برایم فرقی نداشت 
      • چاق شدن ما هم  با کنار هم قرار دادن این عادت‌ها و این فرمول‌های غلط به وجود آمده 
      •  
      • دیدگاه شما درباره اینکه همین الان حتی اگر چاق هستید وجه لاغری در وجودتان نهفته است چیست؟
      • ندیدن دلیل نبودن نیست ،من درست است هنوز چاق هستم اما آثار و نتایج لاغر شدن را در درونم کاملا احساس میکنم ،یک فرد متناسب هر نگرشی دارد من در حال رسیدن به آن نگرش‌ها هستم در حال درک و تجربه تناسب هستم ؛آرامش و اعتماد به نفسی که فقط زمانهایی که با رژیم کمی لاغرتر میشدم داشتم الان هزاران برابر آن آرامش و اعتماد به نفس را دارم .
      • من با استمرار در مسیر تناسب فکری توانستم توجه ام را از جسمم بردارم و به تغییرات رفتاری و ذهنی ام تمرکز کنم و تلاش کنم یکی یکی موانع لاغری ام را رفع کنم .
      •  
      • لاغری با ذهن چگونه به شما کمک میکند تا لاغری نهفته در وجودتان را نمایان کنید.
      • لاغری با ذهن مثل آلیس در سرزمین عجایب است 
      • من در هر گام از آگاهی آن گام شگفت زده میشوم و پر از اشتیاق میشوم برای اینکه یادبگیرم 
      • لاغری با ذهن تمرکز من را از ماده و مادیات برداشته از جسمم برداشته و بر معنویات و فراتر از ماده متمرکز کرده 
      • من اینجا با یادگیری قوانین جهان هستی کلی نتایج عالی کسب کرده ام که لاغری هم جز آن است 
      • من اینجا توانستم لاغری که در اعماق چاقی ام پنهان شده بود را کشف کنم 
      • گنجها همیشه در اعماق تاریکی ها پنهان شده اند و لاغری من هم در اعماق تاریک چاقی ام پنهان شده بود و من آن را اکتشاف کردم و در حال لذت بردن از لاغری ام هستم .
      • خداوندا سپاسگزارم که بدون هیچ رنجی من را لاغر و متناسب کردی 
      • خداوندا از تو سپاسگزارم که حمایتم میکنی 
      • الهی به امید تو 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      1402/06/08 17:02
      مدت عضویت: 327 روز
      امتیاز کاربر: 706 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,270 کلمه

      به نام خداوند بهترین آفرینم

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      شما لاغر هستید حتی اگر چاق هستید

      باور لاغر بودن در عین حال چاق بودن مثل ایمان داشتن به خدایی است که هرگز او رو ندیدیم اما از دیدن آثار وجودی او به بودنش ایمان آورده ایم یا حتی شبیه هوا و اکسیژن ،ما اکسیژن و نمی‌بینیم ولی این یعنی وجود نداره؟چون ما نمی‌بینیم؟ نه وجود داره از منطقهایی که بودنش و نمایش میده وجودش و باور کردیم .

      درباره باور لاغری و متناسب بودن در اوج چاقی هم دقیقا همینه وقتی در مسیر تناسب فکری هستیم با تغییر افکار و نگرش‌های ذهن چاق و تغییرات رفتاری به وجود تناسب مخفی وجودمون پی می‌بریم

       دلیل ندیدن دلیل نبودن نیست 

      خیلی چیزها دیده نمیشن ولی وجود دارند و از نشانه ها میتونیم وجود اونها رو بپذیریم و باور کنیم .

      اون مقاومت ذهنی و تلاش برای باور نکردن این موارد چیزیه که ما خودمون نمیخوایم بپذیریم چون اصل مقاومت ذهنی از خودمون میاد چیزیه که خودمون رشدش دادیم و نخواستیم باور کنیم که هر آنچه هستیم دست پرورده خودمونه ،هر چقدر تلاش کردیم برای لاغری و نشد در تمام این لحظات داشتیم چاقی رو قوی‌تر میکردیم مدام داشتیم بهش بها می‌دادیم و اون دچار جو گرفتگی میشد و جلومون قد علم می‌کرد و حالا ما شاکی که چرا اینجور شده؟

      من برای خودم اینجوری جا ميندازم ذهن  چاق و ذهن متناسب من دو تا فرزند من هستند که دارم اونها رو بزرگ میکنم حالا هی به اون چاقه بها دادم و احترام گذاشتم و مراقبش بودم و اون گستاخ شده و طلبکار از آب در اومده و طفلک اون دختر بچه ذهن متناسبم مظلوم واقع شده و من حقش و ادا نکردم و اون هر روز ضعیف و سرخورده تر شده اما من تا حالا آگاهی نداشتم و مادر ناآگاهی بودم ولی جلوی ضرر و از هر جا بگیری منفعته مهم نیست چند ساله اشتباه کردم مهم اینه الان اشتباهم و پذیرفتم و تلاش می‌کنم جبرانش کنم و دختر کوچولوی ذهنم و به بهترین شکل پرورش میدم .

      من طی سالها مهارت چاقی و عالی یاد گرفتم و با بها دادن به ذهن چاق و پرورش افکار و نگرش‌های چاق کننده روز به روز مهارتم در چاق شدن و افزایش دادم و هر بار با دلیلی وجود چاقی و قدرت اونو برای خودم منطقی میکردم .

      در سرزمین لاغرها دنبال چه هستید؟

      من در سرزمین تناسب فکری دنبال آرامش و زندگی مطلوب هستم دنبال تغییر نگرش‌ها و افکار و بدنبال اون تغییر رفتارهای اشتباه در کل زندگی و بدست آوردن چیزهایی که سالها با ندانستن کسبشون نکردم و الان انگار تازه متولد شدم و دارم چیزهایی و بدست میارم که سالها از وجودشون اطلاع نداشتم مثل همین تناسب اندام که سالها همراهم بوده اما من قادر به دیدنش نبودم .

      درباره اخبارها و حواشی زندگی به شکر پروردگار متعالم از وقتی ورودی های منفی و حذف کردم حال روحیم عالی شده و به حمدالله زندگیم هم دستخوش تغییرات عالی شده من خیلی نسبت به ورودی ها نگرشهام تغییر کرد من قبلا تجربه این و داشتم که با دیگران همدردی میکردم و یا دلسوزی میکردم اما الان فهمیدم که این کارها اسمشون با خودشونه و فقط فرکانس‌های منفی به همراه دارند

       مثلا هم دردی یعنی من خود خواسته خودم و با درد دیگری مخلوط میکنم و زندگیم و داغون میکنم همون قدر که اون درد کشیده منم میکشم آخه مگه خود آزاری داری مصی؟

      یا دلسوزی کردن منم پا به پای اون آدم دارم دل خودم و میسوزونم و غم وارد خودم میکنم .

      چقدر از این رفتارهای اشتباه داشتم و خدا رو شکر الان در حال اصلاح اون نگرش‌های اشتباهم .

      اتفاقی که توی همین چند روز برام افتاد در تره بار خانمی طبق معمول اومد و درخواست کرد براش خرید کنیم اگر من اون مصی قبل بودم حتما خرید میکردم و با ارادت و فروتنی تقدیم میکردم و گاها شماره طرف و میگرفتم جهت کمک‌های بیشتر اما این بار رفتارم متفاوت بود و باعث تعجب همسرم شد ،اون خانم از همسر من درخواست خرید کرد  و من به اون خانم گفتم نه نمیخریم .

      حتی نگفتم شرمنده نمیخریم آخه چرا من باید از اینکه پول زحمت کشی و خرج دیگران نمیکنم شرمنده باشم و اون خانم و زیر نظر گرفتم از لحاظ تیپ و سر و لباس که عالی بود حتی کلی اضافه وزن داشت و من گفتم خوب این اگه ندار بود این همه چاق نبود و این تیپ و قطعا نباید میداشت و دیدم مدام میره سراغ آقایون و از اونها میخواد براش خرید کنن ،بهش گفتم برو کار کن و تلاش کن نمیشه دستت توی جیب دیگران باشه که،تو باید تغییر کنی تا دنیات تغییر کنه،حیف شخصیتت نیست خرجش میکنی برای گدایی ،ما هم داریم کار می‌کنیم و زحمت میکشیم از آسمون که پول نمیاد برو دنبال مسیر درست زندگیت ؛

      من اگر آدم قبل بودم قطعا برای اون خانم خرید میکردم و اصلا توجهی به تیپ و چاقیش هم نداشتم و اصلا فکر نمیکردم قبلش ؛اما الان اول آنالیز میکنم بعد رفتار میکنم و این تغییرات فقط بخاطر آموزشهاست .

      من هر روز با عشق اینجام ،و تغییراتم من و هیجان زده میکنه ،من روی ذهنی که مملو از افکار منفی و چاقیه دارم کار میکنم و یقین دارم برای هر چیزی تلاش کنی بهترین نتیجه رو میگیری

       به نظر من خداوند تو بشقاب هر کس به اندازه تلاشش غذا میزاره 

      یکی از دخترهای من میوه ای که ریز باشه یا حتی یه خال روش باشه اصلا نمیخوره و همین رفتارش باعث شده که ما همیشه در خرید میوه دقت ویژه داشته باشیم و بهترین میوه ها رو بخریم ؛این یه مثال ساده است که ما هر مدلی که فکر کنیم و باور کنیم جهان هستی همون باورها رو به سمت ما میاره این دختر من تا آخر عمر فقط خدا بهترین میوه ها رو به سمتش میاره چون اون بهترین میوه رو میخواد .

      حالا نگاه کنیم اگر ما الان چاقیم چون خودمون خواستیم باورش کردیم و تسلیم قدرتش شدیم و وقتی کسی تسلیم میشه دیگه قدرتی برای دفاع از خودش نداره ،حتی زمانهای رژیم هم ما تسلیم چاقی و افکار منفی بودیم ،چون به بیراهه لاغری میرفتیم و همین بیراهه رفتن‌ها قطعا ضررش از خود اون چاقی بیشتر بوده ،چون هیچ وقت مسیر اشتباه به مقصد اصلی نمیرسه ،خداوند ما رو هدایت کرد و وارد مسیر تناسب فکری شدیم ورود ما به این سرزمین همان و هجوم مشکلات و افکار منفی و دست به دست دادن زمین و زمان برای موفق نشدن ما همان ،اما ما باید با استمرار و تلاش و تفکر کردن از تک تک این موانع عبور کنیم 

      در این مسیر گاهی دچار پرخوری های قبل میشیم نباید نا امید بشیم بالاخره متوقف میشه فقط باید ادامه بدیم .

      در این مسیر گاهی چاقتر میشیم یا استپ وزنی پیدا می‌کنیم نگران و نا امید نشیم بالاخره آب راه خودش و پیدا میکنه و درست میشه فقط باید ادامه بدیم .

      در این مسیر چالش زیاده فقط و فقط باید قوی باشیم و مطمئن باشیم نتیجه چیزی است که داریم براش تلاش می‌کنیم و باید ادامه بدیم هر روز در مسیر بودن ما رو به مقصد مطلوب میرسونه .

      به تغییرات رفتاری خودم دقت میکنم واقعا من شگفتی ساز خودم هستم من همون حیرت انگیز خودم هستم ،آنقدر تغییر کردم که همسرم هم دارن از فایلهای استاد استفاده میکنن اینقدر تغییر کردم که دیگران ازم میپرسن چطور این قدر تغییر کردی و این برای من شگفتی است من عاشق بهتر شدنم من همیشه بهترین ورژن و میخوام و از راکد بودن نفرت دارم من هر روز عاشق بهتر شدن از روز قبلم و اینجا همون جایی هست که من بهترین ورژن خودم میشم 

      در انتها سپاسگزار خداوند هستم برای هدایتم و قدردان استاد روشن ضمیرم هستم برای این آگاهی ها که به ما منتقل می‌کنند خداوندا از بهترین‌های جهانت ما را نصیب بفرما .

      الهی به امید تو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      1402/05/03 09:23
      مدت عضویت: 377 روز
      امتیاز کاربر: 21950 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 531 کلمه

      سلام استاد صبح شما بخیر 

      لاغر هستید حتی اگر چاق هستید 

      استاد چقدر این فایل شما به موقع بود چون من بعد از چند وقتی هست که دارم فایلها را گوش میدم و تمرینات را انجام میدهم با خودم میگفتم چرا وزن من اصلا بعد از 2 ماه کم نشده وقتی دکتررفتم و انجا وزن شدم چون به خودم قول داده بودم که خودم را وزن نکنم و داشتم کمکم از این مسیر لیز میخوردم و با خودم میگفتم همه میگن لاغر شدی ولی خودم باور کامل نداشتم چون وزنم کم نشده است و الان که شما گفتید هرکس تا اینجا از مسیر را آمده حتما لاغر خواهد شد و نوید ورود به سرزمین لاغرها رادادید و گفتید که ما افراد چاق اراده خیلی قویتر از لاغرها داریم من را امیدوار تر کرد که به این مسیر ادامه بدم . 

      و گفتید اولین گام برای لاغری این است به خودم بگویم من میتوانم لاغر شوم و با ذهنم به این باور برسم و جالبتر اینکه گفتید اگر فقط درازبکشید و این فایلها را با دقت گوش دهید و به تمرینات آن عمل کنید لاغر میشوید و در مورد این که برای بدن مشخص نکنیم کدام قسمت باید لاغر شود من همیشه روی شکم حساس هستم و وقتی مقابل آینه شکمم را میبینم که کوچک نشده به خودم میگم من بیشتر میخواستم شکمم لاغر بشه که نشده و اطرافیانم بهم میگن صورتت لاغر شده وداره زشت میشه و الان متوجه شدم که تمرکز کردن برای آب شدن شکم یکی از موانع لاغری است و من نباید اصلا به این قسمت بدن توجه کنم و جالبه من در یک هفته لپهایم کاملا کوچیک شدند به طوری که خودم هم کاملا متوجه شدم و میخواستم مثل قبل لپایم را بگیرم نمیتوانستم و جالبه که وزن من اصلا کم نشده و هنوز همان 89 هستم ولی بیماریهای من خیلی کمتر شده و دیگر چربی خون ندارم و تیروید و دیابت و کم خونی من بهتر شده 

      ولی من خیلی از خداوند متشکرم که من را با این سایت آشنا کرد چون برای لاغر شدن تلاش میکنم و دراین رابطه سلامتی – اعتماد به نفس – روابط بهتر – و خیلی از تواناییهایی که داشتم و از آنها استفاده نمیکردم را انجام میدهم و از شما استاد عزیز ممنون که فایل زندگی با طعم خداوند را گذاشتید من 20 تا فایل را گوش دادم و چقدر درزندگی من تاثیر گذار بود من قبلا زیاد با دیگران درددل میکردم و به قولی برای خودم شاهد جمع میکردم واز الان متوجه شدم که هرحرفی که احساس من را بد کنه از شیطان است و آنرا را نمیزنم و در جایی خواندم خداوند دوتا گوش به ما داده ویک دهان یعنی به اندازه 2 برابری که حرف میزنیم باید گوش بدهیم و درمورد صحبتهایی که گوش کردیم فکر و تفکر کنیم و بدانیم که کدام صحبتها از شیطان است و سعی کنیم آنرا به زبان نیاوریم .و وقتی ما با ایمان و توکل به خداوند سعی کنیم لاغر شویم و چون سرشت همه انسانها متناسب بوده پس ما هم به آن خواهیم رسید پس باید عجله نکنیم و دراین کار استمرار داشته باشیم ممنون از شما استاد عزیز که به موقع این فایل را گذاشتید چون من داشتم به قولی لیز میخوردم ممنون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 731 کلمه

      سلام به استاد عزیزم و همه دوستان 

      این روزها بیشتر ذهنم درگیر لاغری شده و به این نتیجه رسیدم ک توجهم به لاغری و رفتار لاغرهای یه خرده کم تر از قبل شده بود الان آگاهانه توجه میکنم به غذا خوردنم و اون سبکی بعد از غذا خوردن خیلی لذت بخش برام

      در این حالت چه اتفاقی برای بدن ما میوفته :

      بدن ما هماهنگ با کل جهان قرار گرفته چرا بدنی ک هماهنگ با خودش احساس سبکی میکنه و رفتار لاغر هارو داره انجام میده و میبینه میچشه ک افراد لاغر واقعا چقدر عالی ب صورت کاملا ناخودگاه دارن برا خودشون سبک میخورن و سبک میگردن و این رفتار چقدر درست و حساب شدس

      واقعا ما نباید از اولشم به وجود خودمون ک ساخته خداست شک میکردیم خدا کاراش حساب شدس 

      خدا یه سلول رو اشتباه در هیچ جای بدن نکاشه چه برررسههه به چاقی به این هجم چ یا بیماری 

      این همههه نعمت آفریده هر کدوم در نوع خودشون بی نقص هستن حالا انسانم ک کلا داستانش فرق میکنه و اشرف مخلوقات اگر چاقی یا بیماری هست

      انسان خودش اونارو ساخته و پرورونده و به اونا شکل داده 

      نکته اصلی اینجاست انقدر ک انسان ها از جمله خودم حواسمون پرت ک متوجه درون خودمون نیستیم با این بدن ارتباط برقرار نمیکنیم و ولش کردیم به حال خودش خب بدن تقصیری نداره اگه چاق بشه 

      مخصوصا مایی ک تو این مسیر لاغری هستیم نباید لحظه ای غافل بشیم همون قدر ک لاغری رو از ته دلمون میخوایم باید به دنبال نشانه هایی ک استاد گفتن در خودمون باشیم و اونارو تحسین کنیم

      مثلا من بعد سری ک خوردم با نگاه کردن به آینه و احساس بد فراموش کردم ک لاغری در من پنهان شده پس اون لاغری در درون منه و این منم که باید با افکارم و توجهم به لاغری اونا بالا بیارمش

      این منم ک باید به خودم و همه اطرافیانم ثابت کنم که میشه بدون رژیم بدون ورزش به شکمی تخت و متناسب و باریک رسید 

      این منم که باید تبلیغات چاقی رو مهار و تبلیغات لاغری رو گسترش بدم و الگویی بشم مثل استاد عزیزم ک همه بگن چجوری به اینجا رسیدی 

      در حال حاضر حالم بهتر شده دیگه وقتی خودمو میبینم احساس بدی ندارم چون بدن من مدام در حال چربی سوزیه پس کاری ک فقط باید انجام بدم اینه که صبور باشم و نخوام یه روزه به هدفم برسم 

      هرچند هرچقدر ک بیشتر توجه کنیم به لاغری 

      اونم به سمت ما جذب میشه اونم برامون دست تکون میده

      دوستان عزیزم جدیدا ی سریال خارجی دیدم

      که یه تعداد آدمای زیادی رو داخل یه سیلو نگه میدارن و میگن اون بیرون رو زمین جای زندگی نیست و اگه برین میمیرید در صورتی ک دروغ میگن و فقط میخوان انسان هارو تحت کنترل و مدیریت خودشون در بیارن 

      خب من وقتی این فیلمو دیدم آگاهی های زیادی بهم داد و گفتم چه جالب مثل استاد عزیزمون ک انگار بیرون سیلو اومده و دیده این بیرون:

      چقدر میشده به راحتی لاغر شد ولی رسانه ها و باورهای غلط اطرافیان نزاشتن ما باور کنیم ک این لاغری آسون ترین کار دنیاست 

      حالا خیلی دلش میخواد ک به ما بفهمونه ورود به سرزمین لاغرها چقدر لذت بخش و مارو تشویق میکنه تا مام بیایم و از این مسیر لذت ببریم

      و خودمون در افکار چاقی حبس نکنیم و بیرون سیلو بیایم 

      این فیلم بهم نشون داد چقدر نعمات زیبایی مانند تماشای دریا آسمون آبی درختای طبیعی و سرسبز میتونن برای آدمای اون سیلو آرزو باشه 

      چیزی ک ما به راحتی استفاده میکنیم ولی از بس ک عادی شده توجه آنچنانی نداریم

      درسته این یه فیلم ولی به من نشون داد چقدر زندگی سخت میشه اگر همین نعماتی ک داریم 

      نبودن 

      بیاین اون عینک چاقی ک به ما  زدن رو برداریم 

      و با عینک لاغرها به همه چیز نگاه کنیم حس کنیم

      من خیلی خوشم اومد از دقت و ریز بینی استاد راجب تبلیغ آگهی بازرگانی ک هیچوقت از زاویه نگاهش نکرده بودم اصلا برا من یکی سوال اینجاد نشده بود ک چرا خودشون انقد متناسب و بی نقص هستن 

      واقعا کسی ک متناسب براش مهم نیس چه بیسکویتی میخوره 

      اون فقط باور داره که این لاغری طبیعیه برا اون 

      و مال خودشه کسی نمیتونه باور یه فرد متناسب رو ازش بگیره چون تا چشم باز کرده متناسب بوده

      اونکه هیچ وقت فرمول چاقی رو نچشیده و درک نکرده طوری ک بعد از زایمان در خانم ها 

      و پس از ازدواج در مردان هنوزم متناسبن و هیچکس نتونسته اونارو از اصل خودشون ک لاغریه جدا کنن

      برای همین یه پدر مادر لاغر بچه های لاغر تربیت کردن و اغلب افراد چاق فرزندان چاق تر 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شهربانو باقری
      1401/11/28 06:20
      مدت عضویت: 1386 روز
      امتیاز کاربر: 22276 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,539 کلمه

      سلام  و درود  ▪︎   گام  ۳۳ 

      عنوان  این فایل :    شما لاغرید حتی وقتی چاقید ▪︎

              ■●■●■●■●■●■●■

      استاد گرامی سلام  ،  من امروز  صبح خیلی زود بیدار شدم برای رفع احساس گرسنگی  .. کم پیش می آد نیمه شب پاشم غذا  بخورم  بستگی داره آخر شب چیزی خورده باشم  یا نه  و اینم بسته به اینه چه ساعتی  شام خورده باشم ..دیشب ساعت ۷ شام رو به اندازه کافی خوردم ساعت ۱۲ شب احساس گرسنگی ملایم داشتم ولی اهمیت ندادم در حالی که فایل گوش می دادم خوابم برد  .نیمه شب ساعت ۳ از خواب بیدار شدم ضعف داشتم  پا شدم چیزی خوردم  خواب از سرم‌پرید .گوشیموبرداشتم و طبق عادت دو سال اخیر اول رفتم  سراغ ایمیلهایی که از سایت برام می آد به این فایل هدایت شدم  …..با خوندن  این متن  ،  یکی از جملات   خیلی به دلم‌نشست  و احساس خوبی بهم دست داد …قسمتی که نوشته بود  چون روح ما از خداست  و خدا چاق نیست  پس  در درون ما  تا ابد یک فردکاملا  متناسب از نظرها پنهان شده  وجود داره    اون نه با خواست خودش بلکه با فشار افکار و فرمولها و رفتار اشتباه  که طی سالیان متمادی  بهش تحمیل شده  از نظر پنهان شده … باز تکرار کردم  روح  من از خداست  و خدا چاق نیست ،فقیر و بی پول و مستاصل نیست ، بیمار نیست ، ناشاد و افسرده نیست ،   هر چه من در شرایط بهتری  از هر نظر باشم  به خدا شبیه ترم …من از این متن لذت بردم و تصمیم گرفتم  دیدگاه کاملی برگرفته   از این‌متن  بنویسم ..

                ■●■●■●■●■●■●■ 

      به عقیده  استاد گرامی ،   در وجود هر فرد چاق، یک فرد کاملا متناسب وجود داره که از نظرها پنهانه ▪︎

      البته این  فرد متناسب به خواست خودش پنهان نشده  بلکه به اجبار  افکار و فرمول های چاق کننده ای که ما در ذهن خود ایجاد کردیم، لاغری را از نظرها مخفی کرده ▪︎

      وجود ما از خداست و خداوند چاق نیست، فقیر نیست، درمانده نیست، خشمگین نیست، حسود نیست.▪︎

      هرچه انسان در شرایط بهتری زندگی کنه به خداوند شبیه تره ▪︎

      شرایط بهتر شامل: سلامتی، ثروت، روابط عالی، شادی، احساس خوب، آراسته بودن و هر ویژگی پسندیده ای هست  که سراغ داریم ▪︎

      از  اونجایی که وجود ما از خداست، قطعا یک فرد کاملا متناسب و ایده آل در وجود ما نهفته است که ما به واسطه آموزش های اشتباه و سالها تلاش برای چاق شدن تونستیم‌، بخش متناسب وجود خود را از نظرها پنهان کنیم.▪︎

      حالا من اینجام ، مشخصه که می خوام تغییر کنم ▪︎

      حقیقتا  من  از تماشای وجود چاق خودم  خیلی ناراحتم  و دلم   برای بخش لاغر وجودم خیلی  تنگ شده ▪︎

      به عقیده استادمون   دلتنگی لاغری سخت ترین دلتنگی است که در وجود افراد چاق  نهادینه شده ▪︎ 

      هیچ راهی برای مقاومت در برابر دلتنگی لاغری وجود نداره. یا باید لاغر بشم‌ یا غم دلتنگی لاغری زندگیمو تباه خواهد کرد.▪︎

      پس اگر اینجا هستم از گروه مشتاقان لاغری ام  و مطمئنم که لاغرم ▪︎ ، گروهی که تصمیم گرفته بخش لاغر و متناسب وجودشو به معرض نمایش بگذاره▪︎بخشی که در وجودم هست اما پنهان از نظره  و فقط باید انباشت چربی هایی که   با افکار و رفتارم ایجاد کردم رو به مرور پاک کنم تا اون  بخش زیبا و دوست داشتنی فرصت خودنمایی پیدا کنه ▪︎

      رویای  من لاغر شدنمه باید به این نکته دقت داشته باشم که بخش چاق وجود من  دائما سعی می کنه به من یادآوری کنه که:تنها بخش وجودت منم▪︎.

      بخش لاغری در وجودت نیست، به دنبال لاغری نباش، وجود نداره▪︎

      فقط من  هستم و تو تا ابد با من خواهی بود.▪︎

      اینا سر و صداهای بخش چاق منه  که نمی تونه   تحمل کنه که من  حتی در سطح فکر ، احساس  لاغر بودن داشته باشم ▪︎

      بخش چاق وجود  من می دونه مهمان ناخوانده ای است که  مثل  پرده ای ضخیم و سیاه  جلوی نمایان شدن بخش زیبای وجودم رو گرفته ▪︎

      چاقی که خود شیطان درون منه  می دونه  که، لاغری بخش همیشگی و اولیه وجود همه ماست و به همین دلیل همیشه سعی می کنه  خودشو به جای لاغری به عنوان بخش همیشگی و دائمی معرفی کنه ▪︎

      چاقی می دونه  که خلق شده افکار و فرمول های اشتباه ذهن فرد چاقه  و هیچ اشتباهی دربرابر صحت و راستی خلقت خداوند قدرت ایستادگی نداره ▪︎

      خلقت خداوند، انسانی متناسب در حالت ایده آل بوده و چاقی توان مقابله با  چیزی که خداوند برای  انسان مقدر کرده  نداره ▪︎

      هرچه سر صدای چاقی بیشتر و بلندتر باشه نشان از ترس و وحشت  اونه  که فضای وجود خودشو بر خود تنگ و تنگ تر می بینه ▪︎

      اون می دونه  که مسیر لاغری با ذهن، مسیر شکوفایی بخش لاغر وجود ماست و این مسیر راه به جایی جز لاغری و سلامتی و شادی و احساس خوب نداره ▪︎

      یکی از برچسب هایی که افراد چاق به خود می زنن اینه که “ما اراده لاغر شدن” نداریم.▪︎

      سالها به دیگران  گفتیم  من اراده لاغر  شدن ندارم و این در حالی بود که از روش های مختلفی برای لاغر شدن اقدام کرده بودیم اما چون نتیجه نمی گرفتیم تصور می کردیم  اراده لازم برای لاغر شدن رو نداریم

       و این در حالی بود که نمی دونستیم روش هایی که برای لاغری انتخاب  می کنیم  راه به لاغری نمی برن و فقط مسیر چاقی رو پهن تر و صاف تر می کنن ▪︎

      هرچی که ما بیشتر برای لاغر شدن تلاش کرده بودیم  نه تنها لاغر نشدیم  بلکه به شکل آسان تری چاق تر شدیم ▪︎

      تلاش در مسیر اشتباه  راهی به موفقیت نداره بلکه ما رو از هدفمون دور و دور تر می کنه ▪︎.

      وقتی در مسیر اشتباه تلاش میکنیم نه تنها به مقصد نمی رسیم بلکه انرژی و شوق و اشتیاق خودمونو هم از دست می دیم ▪︎

      هر فردی که از روش های مختلف برای لاغری اقدام کرده این حرف و نظر رو  به خوبی درک و تجربه کرده ▪︎

      بارها با اشتیاق و انگیزه عالی برای لاغر شدن از روش رژیم گرفتن یا ورزش کردن یا … اقدام می کردیم اما هر روز که از اجرای برنامه لاغری می گذشت  احساس ناتوانی  بیشتری در ادامه دادن مسیر لاغری می کردیم.▪︎

      این کاهش انرژی و شور و اشتیاق به حدی اضافه می شد که از ادامه راه منصرف می شدیم و چاقی رو به رنج لاغری ترجیح می دادیم ▪︎

      من و سایر دوستانی  که در مسیر لاغری با ذهن قدم گذاشتیم  به خوبی تفاوت این روش با سایر روش های لاغری رو درک و تجربه کردیم ▪︎

      هر روز که از شروع مسیرم  گذشته  شور و اشتیاق  من  بیشتر شده ▪︎انگیزه و امیدم برای لاغر شدن بیشتر شده ▪︎اطمینان من  به صحیح بودن روشی که در پیش گرفتم  بیشتر  شده ▪︎مسیر لاغری با ذهن برام واضح تر و درکم از موضوعات مطرح شده بهتر شده ▪︎اینا  نشانه های مسیر صحیح تغییر کردن من و سایر دوستانم هست ▪︎ 

      در مسیر لاغری با ذهن هر روز احساس می کنم که از جایی که شروع کردم یک قدم دورتر شدم ▪︎من  هدایت خودمو باور  کردم  و قدم در این مسیر گذاشتم  از همان لحظه شروع، متوجه تغییر احساس خودم شدم ▪︎

      اولین فایل آموزشی، همان دقایق اول مثل آبی  بود که بر آتش ریخته شد ▪︎احساس کردم  به جای امنی رسیدم آرامش را در وجودم احساس کردم ▪︎  خدایا سپاسگزارم بر این آرامشی که دارم  این بزرگترین و بهترین سرمایه من برای ادامه این مسیر و ادامه زندگیم تا  لحظه ترک این جهان خواهد بود ▪︎ به مرور ترس هام به اشتیاق، ناامیدیم به انگیزه و بی اراده بودنم به تصمیمی قاطع برای تغییر کردن تبدیل شد ▪︎ این معجزه قدرت ذهن ،در خلق شرایطی است که سال هاست رویای اونو  داشتم ▪︎

      به عقیده  استاد گرامی هر فایل آموزشی مانند تکه ای از پازل لاغری با قدرت ذهنه ▪︎

      زمانی که از محتوای آموزشی استفاده میکنیم آگاهی لازم جهت شناسایی فرمول های اشتباه قبلی و همچنین اطلاعات لازم برای ایجاد فرمول های جدید رو دریافت می کنیم ▪︎

      با انجام تمرینات در واقع در حال خط زدن فرمول های اشتباه چاقی و نوشتن فرمول های صحیح لاغری در ذهنم  هستم ▪︎

      با خوندن نوشته های دیگران و تماشای تصاویر شگفتی سازان، ذهنم در فضای لاغری با ذهن قرار می گیره   من  در جهانی هستم که همه به دنبال لاغر شدن هستن و من  همسفران زیادی  در این راه دارم که این موضوع به من احساس آرامش و اطمینان  بیشتری می ده▪︎.

               ■●■●■●■●■●■●■●■

      استاد  هر وقت  به یکی از فایلهای صد گام  هدایت میشم در حالی که مدتیست در دوره تکرار گام اول  ورود به سرزمین لاغرها هم هستم   تاکیدم  بر این عقیده   بیشتر میشه که دوره هدیه ۱۰۰ گام  ، دوره ای است  بسیار بسیار ارزشمند  و حاوی نکات طلایی کاهش وزن و من تصمیم صد در صد دارم بعد از اتمام دوره تکرار که امروز جلسه ۳۱  اونو تمرین می کنم بیام دوره صد گام رو  از مقدمه  شروع کنم و دیدگاه بنویسم و لذت ببرم  …این دوره  مکمل  دوره های خریداری شده است و بسیار با اهمیته ….  از شما  استاد عزیز و سخاوتمند و عاشق لاغری ذهنی  بسیار سپاسگزار و قدردانم …خدا حفظتون کنه  و هر آنچه که از خدا می خواهید بهتون  عطا کنه ….آمین …  

      حالا  میرم که فایل صوتی این گام رو هم گوش بدم  و استفاده ببرم ….    عقیده دارم  فایلهای آموزشی دوره صدگام به قدری  سرشار از آگاهیست که هم باید برای متنش دیدگاه بنویسم هم بعد از گوش دادن به فایل های صوتی هر جلسه … به امید خدا دوره تکرار  رو تموم کنم  این عقیده ارو که فعلا در سطح فکرمه به اجرا خواهم گذاشت …

        سایه اتون مستدام …..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      1401/11/27 11:01
      مدت عضویت: 478 روز
      امتیاز کاربر: 11065 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,542 کلمه

      سلام و درود .

      گام ۳۳ .

      لاغر هستید حتی اگر چاق هستید .

      برداشت من از این فایل و متن عالی این بود که کانون توجهم رو باید تغییر بدم . 

      دیگه نباید به جسم چاقم نگاه کنم بلکه باید به شخصیت لاغر نهفته در این جسم چاق توجه کنم . 

      من جسم چاقم رو توسط شخصیت چاقی که طی سالها ساختم در حالی ایجاد کردم که جسمم لاغر بود . 

      یعنی من در جسم لاغرم شخصیت چاقم رو با گفته ها و شنیده ها ساختم و کم کم این شخصیت در من شروع کرد به حرف زدن و من مطابق اون عمل کردم و کم کم شخصیت چاقم به نمایش دراومد و جسمم کم کم و آهسته آهسته در طی چند سال شروع به چاق شدن کرد .

      من هرگز یهویی صدکیلو نشدم بلکه من شخصیت چاقم رو در طی سالها ساختم و گرم به گرم بدون اینکه حتی بخوام چاق بشم و خیلی وقتها اصلا نمیخواستم اما چاق شدم چون سالها قبل محصولی رو پی ریزی کرده بودم که حالا خودش داره خود به خود راه خودشو میره و حتی به جایی رسیده بود که دیگه نمیتونستم جلوش رو بگیرم و چه بسا هر چه تلاش میکردم اتفاقا به پیشروی اون کمک می کرد و تلاشهای من معکوس جواب میداد و چاقی برام راحت و راحتتر میشد . 

      واقعا با دونستن این روند عجله کردن برای لاغر شدن بی معناست . من دقیقا باید به همون طریق عمل کنم . گوش و چشم و فکر و ذکر و ذهنمو پر کنم از اطلاعات صحیح لاغری و تنها اطلاعات صحیح لاغری هم که همینجا و در این سایت به وفور یافت میشه از فرصت های کوچیک استفاده کنم و شده دو خط بیام لاغری با ذهن رو بخونم یا یه فایلی گوش بدم یا چند خط بنویسم تا شخصیت لاغرم رو بهتر و بهتر پرورش بدم . 

      یه نکته خیلی عالی گفتید وقتی کسی می گه چاقیم برگشته این فرمول اشتباهه چاقیت برنگشته تو برگشتی و این فرمول صحیحه . یعنی لابلای صحبتهاتون چه فرمولهای عالییی به ما یاد میدید . چاقی قدرتی نداره که برگرده این منم که از راه لاغری تغییر مسیر دادم و رفتم به سمت مسیر چاقی . پس من برگشتم به مسیر چاقی و دارم مطابق الگوهای چاقی دوباره حرکت می کنم . پس هر وقتم که بخوام هم میتونم  برگردم سمت مسیر لاغری و دوباره حرکتم رو شروع کنم . 

      این خواست خودمه که در کدوم مسیر باشم . 

      علت اینم که رفتم مسیر چاقی این بوده که راه رفتن در مسیر لاغری رو کمرنگ یا متوقف کردم یا حواسمو به چیزای دیگه دادم و تمرکزمو از این مسیر برداشتم . 

      اما وقتی توجهمو فقط و فقط  بزارم روی این مسیر و هیچ کار دیگه نکنم به قول شما اصلا فقط بخواب و گوش کن . بخواب و بنویس اما همین کار یعنی دارم روی فرمولهای ذهنی و صدای ذهنی و گفتگوهای ذهنی کار می کنم و اون رو میارم در مسیر لاغری . 

      من ۴۰ روزه وارد این مسیر زیبا شدم در طی این ۴۰ روز خب به خیلی تغییرات رسیدم درسته که هنوز خیلی قدرتمند نشده و هنوز قدرتی که به شخصیت چاقم میدم بیشتره . اما همین نگرشم اشتباهه . من در این چند وقت بیشتر به شخصیت لاغرم توجه کردم و بهش قدرت دادم و شاهدشم اینه حال من این چند وقت نسبت به قبل عالی بوده . 

      این حرفی که گفتم  من و یاد خاله ام انداخت . خاله ام دوتا بچه داره . پسر اول و دوم  کمتر از دو سال با هم تفاوت سن دارند . اما بچه کوچیکه برای خاله ام همیشه کوچیکه و بچه بزرگه همیشه اولیه و روش بیشتر حساب می کنه . اون رو بیشتر باور داره در حالیکه تفاوتشون فقط ۲ ساله اما بچه کوچکه ته تغاریه همیشه یه جور دیگه دوسش داره و خلاصه همین ۲ سال کلا شخصیت این دو تا رو تغییر داده . پسر بزرگه کلا یه شخصیت مردانه برای خودش ساخته و پسر کوچیکه هنوز لوس مامانشه  . درسته که این بچه ها خودشون شخصیتشون رو ساختن اما خاله ام در ساخت شخصیتشون خیلی تاثیر داشته به خاطر همین تفاوت دید . خاله ام به اولی قدرت بیشتر داده و به دومی محبت بیشتر .

      شخصیت چاق من و شخصیت لاغر من هم مثل پسرخاله هام هستند . ولی من نباید مثل خاله ام عمل کنم و این دو  شخصیت رو اینقدر متغیر از هم بسازم . باید قدرت و محبت رو به دومی بدم و کم کم خودمو از پیوند با اولی  خارج کنم . 

      البته الان یکم دلم میگیره با این حرف . انگار که دلم برای شخصیت چاقه میسوزه ولی من فعلا میخوام به شخصیت لاغرم توجه کنم چون سالها بهش بی مهری و بی محبتی کردم و از محبت پدرانه محرومش کردم . 

      من سالها فقط چاقی رو قدرتمند کردم و حالا دیگه میخوام شخصیت لاغرم رو قدرتمند کنم تا اون رو در جسم خودم مشاهده کنم و بعد این دو رو به یه تعادلی برسونم . قطعا در شخصیت متعادل هردو شخصیت به اندازه بهشون بها داده میشه و هردو شخصیت در اعتدال با هم زندگی می کنند . 

      من شخصیت لاغرم رو هم باید دقیقا مثل شخصیت چاقم بسازم . بهش هویت بدم . باورش کنم . بهش بها بدم . نگم این ضعیفه کوچیکه . نمیتونه . بلکه اون رو بزرگش کنم . بهش پر و بال بدم . قدرت شخصیت لاغرم رو هم مثل شخصیت چاقم پرورش بدم . بدونم همین حالا هم که اون تازه به دنیا اومده شاید به مراقبت من نیاز داشته باشه مثل یک برادر کوچکتر اما خودشم میتونه یه کارایی انجام بده . 

      من زورم و نزارم روی زور برادر بزرگه . زورم رو بزارم روی برادر کوچیکه تا اونم قوی بشه . 

      مرد تربیتش کنم . لوسش نکنم . اون قویه و شاید الان فقط یه بچه شیره و هنوز زورش به سگ چاقی نمیرسه اما در حال بزرگ شدن و قوی شدنه و من ۴۰ روزه دارم با همین تمربنات بهش آب و غذا میدم تا بزرگ بشه . 

      درسته من تنها هستم اما اول اینکه پشتم به خدا گرمه . دوم هم به استاد .  پس این دو حامی بزرگ رو دارم و میدونم اگر جایی خودمم کم بیارم این دو به من کمک می کنند و منو در مسیر لاغریم هدایت می کنند . 

      تا اینجای کار فکر می کنم خوب عمل کردم . البته نمیگم صد درصد ولی خب اون قسمتهایی که شدیدا سرم شلوغ بود و تمرکزم کمتر شده بود ولی سعی میکردم  درسهامو در اطرافیانم جستجو کنم و رفتارها رو نگاه کنم . گرچه صدای چاقی رو توی سرم میشنیدم که میگفت نه چون تو تمرکزت روی  تمرین کم شده پس نمیتونی درست در مسیر قدم بزاری و فهمیدم دقیقا این مانعی بود که ذهن چاقم در مسیر من انداخته بود که من بگم خب دیگه فایده نداره و مسیرمو رها کنم . اما من ادامه دادم و حتی شده یه فرصت کوچیک پیدا می کردم و فایلم رو گوش میدادم و فرداش تمرینمو مینوشتم و تمرکز میزاشتم و الانم که خدارو شکر  یه دوره دیگه هم به تمریناتم اضافه کردم و تونستم ۳ تا تمرین رو با هم انجام بدم . 

      برگردم به اصل مطلب امروز که توجه به شخصیت  لاغرم در جسم چاقم بود .

      کانون توجه من باید روی ساخت شخصیت لاغرم باشه . شخصیت لاغر میبینه . نگاهش با شخصیت چاق فرق داره . میشنوه . حرف میزنه و شنیده ها و گفته هاش با شخصیت چاق فرق داره . صدای لاغر وقتی خودمو تو آیینه میبینم نمیگه اه چقدر چاق شدی میگه دارم میسازمت منتظرم باش . به خودش امید میده . نشانه های کوچیک رو میبینه . توجهش روی قدم های کوچک و مستمرشه . اما شخصیت چاقی که اونم خودم ساختم تا میخواد شروع کنه و منو ناامید کنه بهش میگم صبر کن . اینجوری که تو میگی نیست . من از مسیرم راضی ام . حالم خوبه . این همه تغییر داشتم ولی مسیری که تو بهم نشون دادی فقط ناامیدی و ترس بود . رخوت و حال بد و وحشت . اما من الان حالم خوبه . شبا با آرامش میخوابم صبحها بدون فکر از خواب بیدار میشم . فهمیدم که دیگه ورزش کردن فقط مانع لاغری بوده و دیگه هی اینو به خودم دیکته نمی کنم بلکه به ورزش دیگه مثل زمان کودکیم نگاه می کنم برای نشاط شادی . حس خوب . لذت بردن و تفریح کردن . دیگه از دیدن ورزشکارها حسرت نمیخورم که  اینا چجور این اندامها رو برای خودشون ساختن . بلکه نگاه می کنم و میگم اینا چه لذتی بردن . چه کیفی کردن . چه حالی با ورزش می کنند که انقدر عالی ادامه دادن . ورزشکارها هیچ وقت به  ورزش برای لاغری یا لاغر موندن نگاه نکردن بلکه هدف اصلیشون لذت بردن بود . خب این تغییر نگرش نسبت به ورزش چقدر حال منو خوب کرده و مرور این افکار با خودم چقدر منو ترغیب می کنه که دسترسی به شخصیت لاغرم رو همین حالا در جسم چاق چقدر راحت تصور کنم و از طرفی دیگه تمرین تغییر عادت که صلح با پرخوری و ایجاد تغییرات کوچک در اون و استفاده از زبان بدن در برخوردبا مواد غذایی و کلا جدا کردن پیوند چاقی از غذاها . خوردنها و پرخوریها چقدر خیال منو راحت کرده که برای ساخت شخصیت لاغرم هیچ مانعی وجود نداره و من به راحتی می تونم شخصیت لاغرم رو متصور بشم و ببینم و در مسیرش گامهارو طی کنم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم
      1401/11/16 16:40
      مدت عضویت: 533 روز
      امتیاز کاربر: 4810 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 790 کلمه

                               “به نام ایزد منان”

      درود و سلام ؛

      گام سی و سوم : لاغر هستید حتی زمانی که چاق هستید ؛

      به لطف خدای عزیز  و مهربانم ، امروز یکشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۱ توانستم گام سی و سوم را بر دارم .“شما لاغر هستید حتی زمانی که چاق هستید .”چه جمله ی زیبا و در عین حال تامل برانگیز ی است و انسان را به فکر فرو می برد .من با فکر کردن به این جمله احساس خوبی بهم دست داد و حس سبکی و متناسب شدن را داشتم و چه حس قشنگی است . این جمله بیانگر این است که ما به طور ذاتی و طبیعی متناسب و لاغر خلق شده ایم و یک فرد متناسب و لاغر در وجود ما خانه دارد اما به وسیله ی باورها و فرمول های اشتباهی که خود ما در طول زندگی از طریق شنیده ها و دیده ها توسط خانواده ، اجتماع ،رسانه ها و … به ذهنمان داده ایم و ذخیره کرده ایم باعث زندانی شدن این فرد و حالت لاغر و متناسب ، در درون خود شده ایم و اجازه داده ایم که چاقی که وضعیتی غیرطبیعی و ناپایدار و نازیبا است در درون ما و ذهنمان رخنه کند و خود را در جسم و بدنمان نمایان کند و واقعا ما افراد چاق به حدی دل تنگ وضعیت لاغری خود می شویم که دچار تلاطم روحی و روانی شدیدی می شویم و دست به هر کاری میزنیم تا دوباره لاغر و متناسب شویم (البته قبل از آشنایی با لاغری با ذهن ) و بهبودی این وضع و اوضاع جز با آزاد کردن لاغری درون خود از طریق مسیر لاغری با ذهن میسر نمی باشد.خداوند متعال جهان هستی را سرشار از نعمت،فراوانی در هر زمینه ای مانند زیبایی ، سلامتی ، ثروت ، آگاهی ،امنیت ، حال و احساس خوب و … آفریده است و ما انسان ها تنها از طریق وصل شدن به این منبع هستی می توانیم خود را از این فراوانی ها سرشار کنیم و از زندگی خود لذت ببریم و در زمینه ی لاغری ، خود من باید با در مسیر بودن از طریق لاغری با ذهن و تکرار و تمرین در هر شرایطی خودم را بیشتر و بیشتر به لاغری و تناسب نزدیک کنم و حس خوب متناسب شدن را بچشم . چند شب پیش در خانه ی پدری عکس های قدیمی را نگاه می کردم و در چند عکس ،عکس خودم را  تقریبا زمانی که سال اول یا دوم دبیرستان بودم ، دیدم که کاملا متناسب بودم و هیکل خوب و زیبایی داشتم اما الان که فکر می کنم من در آن زمان هم احساس چاقی می کردم و از شرایط جسمی خود راضی نبودم و از اندام خودم لذت نمی بردم و این سوال برای خودم ایجاد شد که چرا من با وجود تناسب اندام باز هم احساس چاقی می کردم؟! امروز با خواندن نوشته ی استاد و دیدن فایل مربوط به این گام به جواب سوال خودم رسیدم.چون چاقی یک مهمان ناخوانده در وجود من است و صاحب خانه ی اصلی لاغری و تناسب اندام است این چاقی من است که می خواهد از طریق ذهنم به هر شکل و قیمتی شده است در جسم من برای همیشه جا خوش کند و آن زمان هم برای اینکه من بیشتر و بیشتر به چاقی فکر کنم کاری می کرد که من از تناسب خود لذت نبرم و روز به روز در مسیر چاقی بیشتر گام بردارم تا بتواند هر چه بیشتر جایگاه خود را در ذهن و جسم من محکم تر کند و لاغری و تناسب ذاتی و طبیعی من را بیشتر و بیشتر به کنج عزلت بکشاند تا نتواند خود را نمایان کند . اما امروز خدا را شکر از طریق استاد گرامی و این گام آگاه شده ام و چاقی دیگر  نمی تواند از هر راه و طریقی من را گول بزند و زمان بیشتری را در ذهن و جسم من سپری کند .دوران چاقی و چاق تر شدن دیگر به سر آمده است و دوران زیبا و سرشار از حس و احساس خوب لاغری و تناسب شروع شده است و هر روز من با در مسیر بودن و برداشتن گام ها به طور مرتب و منظم حالت ذاتی و طبیعی و زیبای لاغری و تناسب را در ذهنم و جسمم دوباره بارگذاری می کنم و این حالت زیبا را از اسارت افکار ، باور ها و فرمول های اشتباه  چاقی ذهنی خودم رها و پاک می کنم تا هر چه بهتر و بیشتر خود را در ذهن و جسمم پیدا کند و خود را به نمایش بگذارد . من باور و ایمان دارم که دوباره لاغر و متناسب می شوم و طعم شیرین آن را با تمام وجودم خواهم چشید.” لاغر شدن راحت ترین و آسان ترین کار دنیاست .”

      “یا حق ”

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ملکه عشق
      1400/09/12 22:51
      مدت عضویت: 1225 روز
      امتیاز کاربر: 10303 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,458 کلمه

      سلام من اومدم قرار عاشقی با خود لاغرم 

      درود به هم فرکانسی های ناب و متناسبم  

      من لاغرم حتی وقتی که چاق هستم..آخ جووون 

      چقدر عالی میتونم حسش کنم حالت طبیعی خودمو همونی که با روح الهی وجودم در هماهنگیه و همینطور کائنات همون زیبایی و نیکویی و دانایی که حقیقت ماجرای وجود منه و می خواد حضورش نمایان بشه ..اما یه بغضی کردم دلتنگش شدم من لاغرم بوده و هستم چون خدا فقط عشقه و شادیه ثروت و سلامتی و عزت و رهایی تمام زیبایی هاست و قدرتها و روحش در وجودم جاریست و هرچقدر من حالم خوب باشه و شرایط بهتری در زندگی داشته باشم یعنی به ذات خودم نزدیکترم …ولی اگر اینطور نیست چون با پوشش های فکرو باورهای غلط من پوشیده شدند مثل مامانی که صورتشو زیر چادر قایم میکنه و کودک گریه می کنه و وقتی چادر مامانشو از صورتش میزنه کنار شوق و ذوق میکنه که مامانش پیدا شد…خب یادگیری چاقی از کودکی باعث این پوشش و توهم در من شده و هر چقدر دارم در مسیر رسیدن به خودم با استمرار حرکت می کنم نجواهای ذهن چاق که ترسیده و متزلزل شده بیشتر میشه چون دائم میخواد به من بگه تو چاقی و نمی تونی لاغر بشی میخواد بگه واقعیت همینه چون میدونه هیچ قدرتی  در برابر من لاغرم که  قدرت الهی در اون جاریست نداره و برای بقا خودش در تلاشه که منو از مسیرم منصرف کنه و میدونه مسیر  لاغری با ذهن مسیر شکوفایی و حقیقتی است که به آبهای آزاد اقیانوس می رسه …اینم بگم ذهن شخصیتی نیست بیرون من که قدرتی داشته باشه یا کاری از دستش بر بیاد فقط طبق آموزه های من عمل می کنه یعنی حدود ۳۰سال آموزش و تکرار و تمرین چاقی داشته هیچ ….تازه هر بار با هر روش لاغری که سعی داشتم جلوی چاقی را بگیرم اون را مقاومتر کردم و هر بار که با رژیم گرفتن و ورزشهای سخت و توجه به چاقی و صحبت در مورد چاقی خواستم لاغر بشم ناآگاهانه مسیر چاق شدن را اتوبان دوبانده کردم و الان برای خودش من من داره می کنه اما باید اینو درک کنم که ذهن یک وسیله است در اختیار من و باید طبق دستورات من عمل کنه و برای اینکه متوجه دستورات من بشه باید آموزش ببینه و روش آموزش ذهنی هم از طریق دیدن و شنیدن و نوشتن و البته صحبت کردن در مورد لاغری انجام میشه راه دیگری نیست و باید به قول شمس-تبریزی قاشق قاشق بهش غذا داد همانند کودک پس عجله کردن معنایی نداره و اگر در مسیر یادگیری لاغری با ذهن طبق برنامه ای که استاد در نظر دارند که تجربه ایشون از عملکرد خودشون هست ودانشی که در این مسیر کسب کردند حرکت کنیم حتما لاغر می شویم .

      خیلی وقتها ما میگیم باور کردم که این مسیر لاغرم می کنه ولی نتیجه را هنوز ندیدیم چرا!؟چون باور صددرصدی نیست بنده خودم با توجه به اینکه مثل آب خوردن در کمتر از دوماه در ابتدای ورود به این دوره ۱۰کیلو از اضافه وزنم کم کردم و خیلی از روش آموزشهای ذهنی در جنبه های دیگر زندگیم نتیجه گرفتم امروز سروصدای ذهنم خیلی بلند بود به طوریکه از ساعت ۵سعی داشتم بیام سر تکلیفم اما برام زور بود انگار دلم نمی خواست نجوا می گفت یک روز اشکال نداره خودتو تحت فشار نزار انقدر توجهم رفته بود به چاقی و اصلا مغزم یه مدلی شده بود انگار تموم فرمولهای غیر صحیح باهم حرف می زدند و اون مار کژدم هفتصد سر ….ولی از اونجایی که به لطف تنها عشق جاودانه ام من اراده بسیار قوی دارم و بارها بهدخودم ثابت کردم هردوره ای که وارد شدم با تعهد تا آخر گذروندم والبته در رژیمهای لاغری هم متعهد بودم و نتیجه هم خیلی خوب می گرفتم ولی چون انتظارم لاغری ماندگار نبود و مسیر صحیح نبود اول با شوق و انگیزه شروع می کردم ولی بعد از مدتی که سختی می کشیدم مسیر را رها می کردم چون جدال ذهنی ام که مربوط به فرمول های ذهنی و فرمانهای مغزی ناهماهنگ با فشارهایی که من به جسمم وارد می کردم زیاد می شد و کار بالا می گرفت و مسیر را رها می کردم و منفی باف می گفت تو اراده نداشتی !…

        ولی من متعهد به مسیرلاغری ام هستم آلبوم شگفتی سازان را دیدم و تصویر خودم هم که هست و شروع کردم به گوش دادن و این فایل برای امروز من بود خدای من این چه هوشی است شگفتااااا هرچقدر نجوای ذهن چاقت صداش بلندتر باشه یعنی ترسیده داره جوون می ده داره نابود میشه داره خاموش میشه داره ضعیف میشه و نشونه اینه که تو در مسیر صحیح هستی (در حال نوشتنم و وجودم سراسر از قدرت شده )خدایا شکرت عااشقتم 

      این منفی باف به همه ما آدمها میگه اراده نداری چون ناامید میشی و خدا گفته هشداره ناامید نشو که سلاحت از دستت میره و اتفاقا افراد چاق بسیار بسیار با اراده هستند چون بارها خوردن زمین اما باز بلند شدند زانوهاشون را از خاک و زخم پاک کردند و باز بسم الله گفتند و تلاش کردند برای لاغر شدن اگر فرد چاق اراده ای که در مسیر لاغرشدنش طی تمام سالها برای روشهای قبلی لاغری گذاشته را روی هر کدام از استعدادهاش می گذشت حتما اون کارش جهااانی می شد خب البته ما راه درست را بلد نبودیم و بیراه ها هم مقصدی ندارند ولی دیگه تموم شد…از الآن لاغریمون رو جشن میگیریم به قول شمس-تبریزی صوفی آن است که شب را ببیند اما خیال صبح را بکند و شاکر باشد نه آنکه وقتی به مراد دل خود رسید سپاسگزار باشد یعنی اصل ایمااان که من لاغر بودم و هستم همین الآن …ما را به چشم سر نبین ما را به چشم سر ببین مولانا

      به لطف خداوند در عصر طلایی زمین هستیم و موج آگاهی هرروز بیشتر جاریست و جامعه بشری را با عشق نوازش می کند پس همه امکانات به آسونی برامون فراهم شده استاد و سایت و هزاران عامل دست به دست هم دادند تا من اینجا باشم تا به رویای لاغری خود برسم تا به جایگاه و شآن الهی ام نزدیکتر  بشم نه سختی در کاره نه رنج نه رژیمی نه ورزشی نه محدودیتی مسیر سرسبز و لذت بخشیه حالا منفی باف هم اون گوشه کنارها یه خرده آتیش میسوزونه بالاخره که چی من انتخاب شده هستم هادی ام همراهمه چیکار می خواد بکنه همین امروز رفت رو مخ من ولی درنهایت من دستم تو دست خدا بود چون وکیلمه همه کارمه تمام اموراتم به دستشه منو آورد تو این مسیر الآنم دارم با حال خوب مینویسم و حتما عملکرد امروز من با دوسال پیش تفاوت داره و داره  تغییراتی ایجاد میکنه در تمام جنبه های زندگیم.

      من تناسب اندام آیده آل و ماندگار می خوام سازنده ام بهتر میدونه و البته جسم هوشمندم بنابراین باید بدونم که درخواست غیر معقول نداشته باشم فقط پهلوهام آب بشه و صورتم تکون نخوره نه عزیز دل چاقی تو هیچ عضوی قشنگ نیست و ایده آل بدن من هم سازنده و خالق من بهتر میدونه …

      اینم خودش یک مانع لاغری هست که اگر من لاغر بشم صورتم زشت میشه و کوچیک میشه و پوستم بد میشه یعنی ترس از لاغری ….من پارسال داشتم ولی الآن کمی اصلاح شده اتفاقا صورت لاغر چشمها را درشت تر و بینی قلمی تری و البته گونه های برجسته تری نمایان می کنه !…و بسیار زیباست و خانمها رفتندتو رویا 😁و لاغری و تناسب بسیار زیباست مثل هر چه در طبیعت طبیعی دیده میشه … 

      من دیشب تصور میکردم معده من شبیه یک کیسه فریزره که داری پر آبش می کنی و از فشار آب زیاد سوراخ می شه یا پاره میشه میخواستم به ذهنم حالی کنم بیش از ظرفیت بخورم خسارته درده …یادم افتاد مادرم انقدر قشنگ وسایلو تو جعبه و چمدان یا محوطه ای جا میده …(یک استعداد و هوش هم میدونه و به منم یاد دادند ذوق می کنه )میگوند خانه داری کدبانو!…دقیق نمیدونم چه ربطی داره ولی افراد پرخور مهارت خاصی دارند تو جادادن وسایل یعنی فکرشم نمیتونید بکنید مثلا این همه وسایل چه طور تو صندوق عقب جا می شوند؟!ما یاد گرفتیم بیشتر از ظرفیت بخوریم و جا بدیم و اصولا پشت اینکار و ریشه اش در خشم و زور گفتن است فشار درونی …یکبار دیگه هم گفتم پرخوری میتونه نشانه زیاده خواهی باشه طمع با حرص …راستی بهتون گفته بودم یه چند روز با حال خوب رفتم تردمیل تفریحی برای شادابی و الآن چندروزه نرفتم چون اومدم نوشتم یک فرمولی اومد به سطح که ورزش کنی بعد از ول کردن چاق میشی البته نه که از ترس نرم نمی دونم سناریو چید نرفتم فرصتش نشد در کل خیلی پیچیده شدند این فرمولها مثل کاموای در هم پیچیده که سر نداره فقط هم کار منبع و سازنده است درستش کنه یک قسمتی از کار امر شده به من که بیام در این مسیر متعهد باشم و استمرار داشته باشم بقیه هم به خدا میسپارم .  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      1400/08/05 10:58
      مدت عضویت: 1436 روز
      امتیاز کاربر: 6727 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 581 کلمه

      سلام براستادعزیز ودوستان همراه

      امروز که یه بار دیگه فایل رو گوش دادم وبه سراغ باورهایم رفتم متوجه یه باور مخرب دیگه شدم :

      باورها رو به چهاردسته تقسیم کردم :

      باورهای کودکی :

      ۱_ غذاخوردن زیاد باعث چاقی میشه .

      چون من ازکودکی بارها وبارها شنیدم ودیدم که عمه هام و عموم که خیلی زیبا رو هستند وخوش مشرب . وغذا زیاد میخورند وچاقیشون باعث زیبایی اونها شده وگرنه آدم لاغر رنگ و رویی نداره . 

      من درمحیط زندگیم طوری بزرگ شدم که غذا همش دراولویت اول بود و من با این نگرش زیادمیخوردم .و طبعا بایستی چاق میشدم .

      ۲_غم وغصه باعث لاغری میشه 

      وچون خودم اعتماد به نفسم پایین بود وکمبود محبت داشتم وهمش گوشع گیر بودم و ساکت و ناراحت . 

      نتیجه نهایی درجسم درکودکی 

      جسمی متناسب داشتم اما رفتارغذایی ام اشتباه بود چونکه یادم میاد بعد غذاخوردن سنگین میشدم ونمیتونستم ازجام بلندشم پای سفره خوابم میگرفت . تند تند غذا میخوردم .و…

      باورهای نوجوانی 

      علاوه بر باورهای کودکی 

      ۱_ درس خوندن چون ازآدم انرژی میگیره باعث میشه لاغرباشیم .

      ومن هم تا مقطع کارشناسی پیش رفتم .

      ۲_ پولدار بودن و وضع مالی خوب باعث میشه غذای خوب بخورن و رفاه داشته باشن و شاد باشن و باعث چاقی میشه

      وچون وضع مالی خانوادم ضعیف بود طبیعی میدانستم که لاغرباشم 

      نتیجه نهایی جسم در نوجوانی 

      متناسب بودم ویه کم مایل به لاغر .اما رفتارغذاییم اشتباه بود مثل کودکیم بود . 

      باورهای جوانی 

      علاوه بر باورهای بالا

      ۱_کم تحرکی وپشت میزنشینی  باعث چاقی میشه 

      چون پسرهمسایه ای داشتیم که خیلی چاق بود و همش ازچاقیش گله میکرد و خودش رو بی عرضه میدونست که نمیتونه  لاغربشه و سرکاربره . وهمش تو خونه بود .ومدام این رو ازمحیط خونه میشنیدم و چون خودم کارم پشت میز نشینی بود و دوم دیگه فارغ التحصیل شدم و درس نمیخوندم که انرژی ازم بگیره منتظر چاقی بودم .

      ۲_چون در باورهای نوجوانی فقر رو باعث لاغری میدونستم و چون بعد تحصیلات شاغل شدم و درآمد داشتم ووضع مالیم یه کم بهترشد به سمت چاقی حرکت کردم .

      ۳_چون دراجتماع قرارگرفتم و روابط عمومی واعتمادبه نفسم بالارفت و از گوشع گیری و غصه فاصله گرفتم از باور کودکی که غم وغصه باعث لاغری میشه فاصله گرفتم و به سمت چاقی حرکت کردم . 

      ۳_ سن وسال بالاتر بره . بدن از سن ۲۵ سالگی به بعد رشدعرضی پیدا میگنه و آدم چاق تر میشه و این موضوع باعث شد هرساله یه کم هم به خاطر این باور وزنم اضافه تر بشه .

      نتیجه نهایی جسم در جوانی 

      پیش به سوی چاقی و چاق ترشدن .

      باورهای بزرگسالی وچاقی

      که فعلن یادم نیست 

      اینکه چاقی رو یادگرفتیم من با این باورهام وکلی باورهای مخفی دیگه که هنوز شناساییش نکردم چاقی رو یادگرفتم .

      با دیدن . شنیدن . صحبت کردن . توجه کردن و… مکرر و متوالی این موضوعات در ذهنم تبدیل به باور شد و این باورها باعث شد ذهنم به مغزم دستور بده که فرمانهای چاقی رو صادرکن و من هم کم کم با رفتارهای چاقی چاق بشم .

      فهمیدم من همینطور که گام به گام چاقی رو یاد گرفتم بایستی گام به گام دیده هام و شنیده هام و توجهاتم که با تکرار مکرر به باور تبدیل شد با حوصله و آرامش دراطرافم نمونه هایی پیدا کنم  که بتونه این باورها رو نقض کنه مثلا باورداشتم یا شنیده های تکراری زیادی داشتم که پشت میزنشینی آدم رو چاق میکنه پس چرا همکارای من که پشت میزنشینن و تقریبن هم سن هستیم پس چرا اونها یا متناسبن یا لاغر .

      مرتب تو اطرافمون بگردم و نمونه هایی پیدا کنم که این شنیده های اشتباه منو رد کنه . بعد ذهن خود به خود درمسیر درست قرار میگیره ومن به رویای متناسب شدنم میرسم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار marzieh753@gmail.com
      1400/07/17 13:31
      مدت عضویت: 1015 روز
      امتیاز کاربر: 6412 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 860 کلمه

      سلام به همه دوستان همراه! چاقی واقعیت وجود ما نیست بلکه صرفا تصویری است که توسط خودمان ایجاد کرده ایم و بعد جسم تحت تاثیر آن تصویر قرار گرفته است. تصاویر لاغری خوشبختانه همچنان در ذهن ما وجود دارند و فقط با تصاویر چاقی پوشانده شده اند و ما می‌توانیم بار دیگر وجود لاغر خودمان را نمایان کنیم. من وقتی این جمله شما لاغر هستید حتی زمانی که چاق هستید را خواندم و به آن فکر کردم، این موضوع را تصور کردم که درون من چاق، یک من لاغر وجود دارد که توسط لایه های چربی حبس شده است و من می‌توانم آن را آزاد کنم و این چهره از خودم را به نمایش بگذارم و در ذهنم با من لاغرم صحبت کردم که از من می خواست او را از جسمم بیرون بکشم و به من می‌گفت من چهره واقعی تو هستم به همین زیبایی و به همین جذابی! کاملاً توانستم به آن قسمت لاغرم متصل شوم. 

      از آنجایی که ما همه مخلوقات خداوند هستیم و در ذات خداوند هیچ کم و کاستی و ایرادی وجود ندارد بنابراین امکان ندارد در خلقت ما اشتباهی صورت گرفته باشد و از آنجا که خدا در وجود ما از روح خودش دمیده است بنابراین ما هرچه کاملتر و بی نقص تر باشیم به ذات ازلی خودمان نزدیک‌تر هستیم، پس اگر ما الان چاق هستیم قطعاً بخش لاغری هم داشته ایم که توسط آموزش های اشتباه و باورهای غلط آن را از نظرها پنهان کرده ایم و حالا دلتنگ بخش لاغر وجودمان شده ایم. دلتنگی ای که نه توان مقاومت در برابر آن را داریم و نه می‌توانیم با آن زندگی کنیم و زندگی مان همواره با غباری از غم پوشیده است. بنابراین باید به وصالش برسیم تا خودمان را از این دلتنگی خلاص کنیم و با قدم گذاشتن در این مسیر و به شوق وصال هر روز با انگیزه تر حرکت می کنیم به سمت مقصدی که انتهایش در آغوش کشیدن محبوب است. محبوبی که دست یافتنی و درون خودمان است و نیازی نیست آن را از غیر طلب کنیم. 

      در این میان بخش چاق وجودمان، حسادت می کند و نمی خواهد ما به کسی غیر از او توجه کنیم و برای همین سعی می‌کند با نواهایی که در گوشمان زمزمه می کند ما را از رسیدن به وصال محبوب ناامید کند. او می خواهد ما باور کنیم که تنها بخش وجودمان است و تا ابد با ما خواهد بود و چیزی به اسم بخش لاغر در ما وجود ندارد. او می‌داند که جایگاهش متزلزل است و هر لحظه می‌تواند از بین برود و او بدن ما را به زور غصب کرده و صاحب خانه کس دیگری است و او توان مقابله با خواست خداوند را ندارد. 

      هر چه سر و صدا و نواهای شیطانی چاقی بیشتر باشد یعنی ما در مسیر درستی قرار داریم  و او چون عرصه را بر خودش تنگ می‌بیند، تلاش می‌کند ما را از ادامه مسیر منصرف کند. 

      یکی از برچسب‌هایی که بخش چاق بدن ما برای اینکه ما را متوقف کند به ما می زند این است که تو اراده لاغر شدن نداری و همه دفعاتی را که تلاش کردیم و نتیجه نگرفتیم را هم به عنوان سند و مدرک به ما یادآوری می کند، اما باید بدانیم این مشکل از بی ارادگی ما نبوده است، بلکه به خاطر مسیر اشتباهی بوده که انتخاب کرده ایم. حرکت در مسیر اشتباه نه تنها ما را به مقصد نمی رساند بلکه برعکس انرژی، شوق و اشتیاق ما را می‌گیرد و ما را از هدفمان دورتر می کند. اینکه بخش چاقمان بر علیه ما شورش می کند به این دلیل است که خودمان با آن قدرت داده ایم و فرمولهای اشتباه ذهنی ابزار قدرتمندی است که در اختیارش گذاشته ایم تا بر ضد ما استفاده کند. به طور کلی در مقابل هر چیزی که مقاومت کنیم ناخواسته آن را قوی‌تر می‌کنیم. هرچه در مورد آن بیشتر صحبت کرده‌ایم و برای آن نگران شده ایم در حال پرورش دادن آن بوده ایم و حالا برای لاغر شدن هم باید همان مسیر را طی کنیم و تمام ابزارهای که تاکنون برای چاق شدن مان به کار می‌بردیم را در جهت لاغری استفاده کنیم. باور کنیم که هیچکس به اندازه ما اراده ندارد این را هم از همه تلاشهایی که کردیم و باز ناامید نشدیم و الان در این مسیر هستیم و داریم ادامه می دهیم، می توان ثابت کرد. در این مسیر باید تمرکز بر روی ذهن داشته باشیم و اجازه ندهیم موضوعات فرعی ما را از هدف اصلی دور کند. اصلاً درگیر موضوعات اجتماعی و درگیری های اطرافمان که به ما مربوط نیست، نشویم و مهمتر اینکه باور داشته باشیم می توانیم لاغر شویم. اینکه فقط بگوییم باور داریم دلیل بر درست بودن حرفمان نیست. زمانی می‌توانیم ادعا کنیم که یک موضوع را باور کرده ایم که دیدگاه و نظرات مان هم راجع به آن موضوع تغییر کرده باشد و این کاملا به این بستگی دارد که چقدر روی خودمان تمرکز داشته باشیم و بدانیم اگر بتوانیم ذهنمان را از فرمولهای چاقی پاکسازی کنیم، تمام جنبه های زندگیمان به دنبال آن تغییر خواهد کرد و لاغری کمترین دستاورد ما خواهد بود، در مقابل مابقی چیزهایی که به دست خواهیم آورد. 

      اگر دنبال تغییر کردن شرایط هستیم باید خودمان تغییر کنیم و دنیای خودمان را بسازیم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1400/06/17 15:24
      مدت عضویت: 1646 روز
      امتیاز کاربر: 27931 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,077 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و گرامی  و دوستان خوبم 

       باید بگم منم چند وقتی هست که اضافه وزن پیدا کردم  چند وقت  که  یعنی بعد از ازدواجم چاق شدم اما از وقتی که  در این  مسیر  زیبا هستم تونستم عالی وزن کنم و برگشت وزن نداشتم چون هیچ دلیلی و مانعی و بهانه ای برای چاق شدن ندارم و برای اینکه من نمیتونم لاغر بشم هیچ بهانه ای ندارم .

      و اگر در گذشته  فکری داشتم که لاغری سخته و نمیشه  به راحتی لاغر شد چون خودم بهش این اطلاعات رو داده بودم از طریق خانواده و اطرافیان و ….و این ذهن چاق من که پر از فرمولهای چاقی بود و شاید هنوزم باشه ولی خیلی کم دست پروده ی خودم هست و برای همین  این ذهن اوایل ورودم به سایت مقابل من می ایستاد و میگفت  تو نمیتونی به این راحتی که بخوری و بخوابی و آزاد باشی لاغر بشی .و  اما من یواش یواش با آموزشها درستش کردم و من بارها بهش  می گم لاعر شدن آسانترین کار دنیا هست .و نیاز به هیچ کار خاصی نیست که عرق کنی و ورزش کنی و یا محدودیت داشته باشی فقط با ذهن من لاغر میشم  و باید روی ذهنم کار کنم که اونم از طریق گوش دادن و خواندن و نوشتن و دیدن هست .

      من در گذشته هر بار ورزش و رژیم گرفتم  فکر کررم دارم برای لاغری خودم کاری میکنم اما من  داشتم به چاقی توجه میکردم و طبق قانون  به هرچیزی  توجه کنی در بدن تو گسترش پیدا میکنه و برای همین   من هر ماه چاقتر  می شدم و بارها  به خودم  می گفتم چقدر من آدم بی عرضه ای هستم حالا نگو روش و راه من غلط هست .

      من سالها با سختی و مشقت ورزش میکردم و در کنار اون  رژیم  شدید و محدودیت  داشتم و اما لاغر نمیشدم و فایده نداشت و فکر میکردم بدن  من یه فرقی با بقیه داره  که  اینطور هست .

       من بارها مورد تشویق اطرافیان و خانواده و دوستان حتی مربی باشگاه و کارشناس تغذیه ی خودم شدم که چقدر تو با اراده هستی و عالی خودت رو لاغر میکنی و حتی به خاطر پشت کارم  جایزه گرفته بودم از طرف باشگاه  و من خودمم  باور داشتم که ما خانوادگی اینطوریم بخوریم چاق میشیم نخوریم لاغر میشیم بدن ما خیلی سریع واکنش نشون میده و اگر میخوام لاغر بشم باید نخورم  اما این اواخر که کلی باور غلط داشتم و مانع ذهنی  جدید داشتم  هر چقدر رژیم و ورزش داشتم فایده نداشت همش به خودم میگفتم چقدر من بی عرضه و  بی اراده هستم  آخه چرا ؟همیشه حسرت لاغرها رو میخوردم 

      من اگر اون  همه اراده ی خودم رو صرف هر کار دیگه ای میکردم قطعا بسیار موفق میشدم .

      یادم میاد من وقتی پسرم کوچیک بود در حد سه چهار ماه و شیر خوار بود و هیچ مانتو و لباسی از گذشته ی من اندازم نبود به زور وقتی میخوابید با وجود کلی کار اما  بعد از ظهر با خواهرم پیاده روی میرفتم در حالی که یادم میاد  هیچ کدوم از کفشهای ورزشیم اندازم نمیشد اما به زور میبیستم میرفتم و یک چند وقت بعد که رفتم پیش کارشناس تغذیه  بعد پسرم رو میزاشتم پیش مادرم و میرفتم باشگاه و یکم بعد که بزرگتر شد میبردم با خودم در حالی که دخترم کلاس اول بود و کلی کارها و رسیدگی خاص خودش رو داشت  و چقدر من از وقتم از کلی از کارهام و استراحتم و .. میزدم و به خودم فشار می آوردم که فقط بتونم باشگاه برم و خیلیا میگفتن مگه مجبوری نرو  ولی اره مجبور بودم آخه  نمیرفتم پس چیکار میکردم ؟؟کار دیگه بلد نبودم  هر روز داشتم چاقتر میشدم میرفتم که شاید جلوی چاقی بیشتر  خودم رو بگیرم میرفتم شاید حد اقل در هر وزنی هستم ثابت بمونم و بیشتر نشم اما امکان نداشت هر ماه چاقتر میشدم و سایزم بیشتر میشد و من بسیار ناراحت تر و افسرده تر میشدم .

      چقدر من نمیخوردم  و محدودیتهام رو بیشتر میکردم وحرص ولعم هی بیشتر میشد و ناراحتی من بیشتر میشد  هر جا میرفتم با خانواده و دوستان  برای تفریح و پیک نیک من با مایتابه ی  رژیمی میرفتم و  اونجا برای خودم جدا غذای سوخته وبد مزه  درست میکردم و میخوردم و همه با تعجب من رو نگاه میکردن که تو چقدر اراده داری اما چه فایده نتیجه ی دلخواهم رو نمیدیدم و همیشه وحشت داشتم از چاقی بیشتر و به خودم میگفتم من با این همه ورزش و رژیم اینطور دارم اضافه میکنم پس اگر ولشون کنم چی میشه و میترسیدم که غدذی معمولی خونه رو بخورم و یا باشگاه نرم و از روی ترس و اجبار من هر دو  کار رو داشتم دنبال میکردم  .

      اما حالا که به گذشته ی خودم نگاه میکنم میبینم چقدر توانمند بودم چقدر بااراده بودم که فکر نکنم هیچ آدم لاغری یک صدم ما تلاش کرده باشه برای این موضوع یا موضوعات دیگه من دارم همون اراده و تعهد و اشتیاق رو وارد این مسیر میکنم و انصافا کلی شگفتی ساز شدم و از این بیشتر هم میشم مطعنم و باور دارم و نیاز به تایید هیچ کس ندارم چون بقیه از ذهن من که خبر ندارن چقدر تغییر کرده و فقط خودم میبینم چقدر رفتارهام و افکارم تغییر کرده  مطمعنم همین ذهن جدیدم در نهایت نتیجه رو برام رقم میزنه .

      من هر روز برای خودم مشخص کردم در چه ساعتی بیام و تمرنهام رو انجام بدم و گوش بدم و بنویسم   بخونم و بسیار از این کار لذت میبرم و اصلا اگر انجام ندم حالم بد میشه و انگار چیزی گم کردم، شده جز کارهای روزانه ام مثل مسواک زدنم مثل خوابیدنم باید اول بیام داخل سایت و تکلیفم رو انجام بدم  بعد بخوابم .

      و من  در کل روز تمام حواسم و تمرکزم روی موضوعات ذهنی هست و من داخل سایتهای دلخواهم هستم مو ضوعات مورد علاقم رو دنبال میکنم  و کاری به حوادث و اخبار و … ندارم که اما متاسفانه  از طرف اطرافیانم و از نگاه اونها  بسیار بد کار ی میکنم و به من میگن این چه مدل زندگی که سرت رو تو برف کردی و هیچ جا رو نمیبینی و بارها به من میگن واقع بین تر باش و همه چیز رو ببین نمیشه چشمات رو به روی بعضی چیزها ببندی و بگی نیست  من جوابم به اونها اینه که هست نمیگم نیست من نمیخوام ببینم اما اونها درکم نمیکنن و خیلی وقتها داخل جمعها ی اطرافم احساس تنهایی خاصی میکنم و شاید از نظر بعضیا چقدر ادم ****باشم ولی از نظر من تمام اونها در مسیر غلطن و من راهم درسته ولی چون در فرکانس دریافت  این آگاهی ها نیستن هیچ نمیگم و  فقط به راهم با اطمینان بیشتر  ادامه میدم .

      من مدتها هست باور کردم مسیر لاغری و سلامتی و ثروت و آرامش و …  به آسانی در اختیار همه باید باشه و هست و اصلا چیز سختی نیست و فقط ما در مسیر  غلط بودم و بیراه رفتم واون رو ندیدم و اگر  سرم  به جایی خورده و ضربه خوردم  هی  گمراه تر شدم اما حالا میدونم نباید در اون راه غلط باشم باید در مسیر درست باشم و هر روز قدم به قدم جلو برم .تا به مقصد برسم .

      من جز افرادی هستم که در دوره ی اصلی استاد نیستم و چند دوره ی کوچیک خریدم اما هیچ وقت احساس خلا نکردم که چون اون رو ندارم پس لاعر نمیشم و همیشه به خودم گفتم اگر من مو به مو به  همین حرفهای استاد عمل کنم چه رایگانها چه چند فایل خریداری شده من چه بخوام چه نخوام لاغر میشم و هیج وقت از استاد سوال نکردم استاد میشه یا نمیشه ؟؟اصلا کاری به این حرفها نداشتم گفتم میشه و رفتم جلو همینطور هر روز دارم مرور میکنم هر روز گوش میدم و مینویسم و میدونم لاغری به راحتی به سمت من میاد و من به زودی در سرزمین لاغرها ساکن میشم اتفا قا دیشب داشتم با دخترم در لپ تاب عکسهای گدشته رو میدیم و انصافا یه عکسی دیدم از همین دوسال پیش خودم  متوجه شدم چقدر  الان تغییر سایز  و وزن داشتم و انصافا  من متناسب تر شدم کمای اینکه هیچ کس از اطرافیان به من  جدیدا نگفته اون اوایل دوره چرا همه میگفتن ولی الان مدتها هست هیچ کس نگفته ومن اصلا برام مهم نبوده و خودم به خودم دیروز گفتم ببین خودم میبینم که چقدر تغییر کردم و از درون احساس لاغر بودن و متناسب بودن زیادی دارم و مطعنم که به زودی من از بیرون هم هماهنگ با درون خودم میشم و جسمم در اون وضعیت دلخواهم قرار میگیره .من این دوره ها رو با تک تک سلولهام درک کردم و اینقدر برای من ارزشمند و مفید بودن که حتی اگر از این بیشتر هم طول بکشه من ناامید نمیشم و به راهم ادامه میدم تا به تناسب برسم  و بعد از اون هم ادامه خواهم داد چون لذت میبرم از این کار  حالم رو خوب میکنه .

      من به محض وارد شدن به این سایت که موانع  ذهنیم رو رد کردم قبول کردم که جسم من میتونه به راحتی متناسب بشه و هیچ مانعی برای رسیدن به تناسب نداره چون بارها  دلیهای خودم رو  آوردم و نقضشون  کردم که همچین مانعی در من وجود نداره طوری که اگر همه بیان بگن فلان دارو که میخوری چاق میکنه من باور نمیکنم چون من باوجود خوردن همین دارو کلی وزن کم کردم پس میشه مابقی اضافه وزنم رو هم کنم و  برای این اضافه  وزنم توجیه الکی نمی ارم که دیگه نمیشه  و بارها به خودم میگم اگه تونستم با این دارو یک کیلو کم کنم پس میتونم کیلوهای دیگه رو هم کم کنم پس اصلا این مانعی برای نرسیدن به تناسبم نیست .

      من یک متناسب موفقم که هیچ چیزی مانع رسیدن من به تناسب من نیست مگر ذهنم چاق باشه و افکار و رفتار و باورعای غلط داشته باشم همینا میتونه من رو از هدف دور کنه .

      ذهن من با استمرار در این مسیر از چاقی متنفر شده از زیاد خوردن متنفر شده از هیچ اندام چاقی خوشش نمیاد و دیگه اینها برای من لذت نیستن در گذشته که از راه غلط من وزن کم میکردم چون حرص و ولع شدید داشتم همیشه دوست داشتم خیلی لاغر بشم که بتونم هر چی میخوام زیاد بخورم اما حالا دست خودم نیست از پرخوری که الان میکنم که نصف  غذای دوران رژیمم نیست متنفرم و احساس سنگینی و حال بد پیدا میکنم  از دست و پای چاقم که قبلا دوست داشتم داشته باشم بسیار متنفرم و یا  صورت چاق که قبلا میگفتم ای کاش راهی بود لاغر میشدم اما صورتم لاغر نمیشد حالا دیگه حالم بد میشه من عاشق ظرافت چهره  و تناسب در تمام اندامها هستم و عاشق دست و پای کشیده و مانکنی با صورت ظریف  هستم حتی قبلا از بچه های تپل خوشم میومد اما حالا فقط براشون تاسف میخورم که از سن کم اینطور گرفتار چاقی شدن چه اینده ی ناجوری دارن .خلاصه من نگاهم تغییر کرده.

      من هم جز افرادی بودم که اون اوایل ورود به سایت جرات کامنت نوشتن نداشتم و  فقط داخل دفترم کلمه به کلمه ی حرفهای استاد رو مینوشتم و تمرینها رو انجام میدادم اما جرا ت نوشتن در سایت رو نداشتم اما با تشویقهای استاد تونستم بیام و بنویسم و  برای من کم کم این کار  شد جز لذتهای من و هر چقدر بنویسم انگار هنوز حرف دارم و همین دیروز کامنتی نوشتم حدودا ۳۰۰۰ کلمه که متاسفانه پرید اما اصلا ناراحت نشدم و گفتم عیب نداره ادامه میدم و دست از تلاش برنمیدارم چون روز به روز دارم متناسب تر میشم و چقدر این آگاهی ها ارزشمند هست و تمام زندگی من رو دارن  تغییر  میدن و من مشتاقانه دارم روی خودم کار میکنم تا ذهنم تغییر کنه . من جز افراد متعهدی  هستم  که در هر راهی وارد بشم باید تا آخرش رو برم و وسط کار جا نمیزنم و حالا هم در این مسیر اشتیاق و استمرار و در کنار  اونها تعهد من اومده و غوغایی شده که هر چقدر کار داشته باشم ولی از این کارم نمیزنم اگه تا نصف  شب شده من تکلیفم رو انجام میدم .

      من عاشق این حرفهای استادم که میگه لاغری با ذهن هیچ کار اضافه ای نداره نه تکونی بخور نه گرسنگی بکش تو بدون این دو کار و هیچ کار اضافه ای  لاعر میشی وای چقدر این راه آسون و راحته  و فقط ما باید روی ذهن خودمون کار کنیم و اون تغییر کنه همه چیز حل میشه .و من بارها به خودم میگم  این راه هیچ کار اضافه ای نداره و لاغری با ذهن بسیار  آسون هست .

      خدا رو شکر که در چنین سایتی هستم و در کنار راهنمایی   به نام استاد  عطار روشن عزیز  هستم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار darya.69.ft
      1400/06/15 20:45
      مدت عضویت: 1514 روز
      امتیاز کاربر: 713 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,236 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی

      آدمی معمولا توی یک برهه ای از زندگی توی ناز و نعمت زندگی میکنه و اینقدر این خوشی و ناز و نعمت داشتن براش عادی میشه که قدر شو نمیدونه و اینقدر توی گوشش می خونند که فلانی رو ببین سرش کلاه گذاشتن و الان بدبخت شده و دختر فلانی تصادف کرده و معیوب شده و فلانی ورشکست کرده و مفلس شده و… که کم کم باورش میشه روزی هم همین بلاها سر خودش میاد طوری میشه که منتظر بلا میمونه و رفته رفته  از اون ناز و نعمت فاصله می گیره و یکم درهای سختی های زندگی به رویش باز میشه .

      وقتی درها باز شد و وارد مرحله ی سختی های زندگی شد از اونجایی که ذهنش پذیرای این درد و رنج شده بوده اولش یه خرده سخت بهش می گذره ولی بعدش دیگه به این شرایط عادت می کنه و براش عادی میشه .

      از اونجایی که تا قبل از این ماجراها برای خودش خیال بافی می کرده واین حوادث ها رو دنبال میکرده و  نمونه بارز افراد به این بلا گرفتار شده دیده ، یه جورایی  باورش شده که سرنوشتش اینه و دیگه توی ذهن ناخود آگاهش نمی گنجه که اگه بخاد می تونه به اون روزهای خوش زندگیش بر گرده .

      همین جور هم میشه زندگیش هر روز بدتر از دیروز میشه .چون باور کرده و باور بدبختی رو مثل یه جوجه هر روز بهش آب و دونه داده تا بزرگ و بزرگتر بشه و الان یه پرنده قوی شده و حسابی واسه خودش جا خوش کرده.

      اون وقت باور خوشبختی براش مثل یه تخم پرنده هست که باید ازش مراقبت کنه تا تبدیل به جوجه بشه و رشد کنه اما اینقدر به بودن با پرنده عادت کرده که خیلی به خوشبختی بها نمیده که یا تبدیل به جوجه نمیشه یا  اگر هم بشه اینقدر بهش نمیرسه که جوجه نابود میشه .

      داستان چاقی ما هم همین طوره روز اول ما متناسب بودیم و داشتیم خوش و خرم و  با خیال راحت زندگی می کردیم اینقدر حرف شنیدیم که غذا باعث چاقی میشه ، ورزش و  تحرک نداشته باشی چاق میشی ، طایفه ما ارثی چاق هستن ، ازدواج باعث چاقی میشه و…  غافل از  اینکه ذهن ما آموزش پذیره و کافیه فقط به یه موضوعی توجه کنیم برا ذهن مهم نیست که ما از اون موضوع خوشمون میاد یا نه  ،ذهن بهش بال و پر میده و تا اونجایی که جا داره ما رو به سمت اون پیش می بره .

      اینقدر پیشروی کردیم که  تا قبل از آشنایی با سایت ، توی ذهن نا خودآگاهمون باور کرده بودیم که ما لاغر بشو نیستیم و چاقی سر نوشت همیشگی مون شده  

      اما الان که متوجه شدیم ما تنها وارد این مسیر اشتباه نشدیم و افراد زیادی بر اساس یک سری باورهای اشتباه به درد چاقی مبتلا شدن  .و همه ی ما  با چاق شدن  از یک سری نعمت ها مثل اعتماد به نفس و شادی و روحیه فوق العاده و لذت داشتن و  پوشیدن لباس های مورد علاقه مون و خوردن خوراکی های خوشمزه و رفتن به مهمونی ها و… محروم شدیم  و اینکه هر چقدر تلاش کردیم تا لاغر بشیم و  ولی لاغر نشدیم  و نا امید شدیم که همه می تونند لاغر بشوند و مشکل از ما هست و ما نا توانیم همه و همه اشتباه بوده .

      ما نا توان نبودیم بلکه در مسیر اشتباه قدم گذاشته بودیم .برای همین به نتیجه دلخواه نرسیدیم.

      هرکی در مورد خودش یه استنباطی  داره  یکی اینقدر راه و روش لاغری امتحان کرده که باور توانمند بودن براش شاید ماه ها وقت ببره  یکی برعکس انواع روش های لاغری رو باور نکرده و فقط لاغری خودش رو توی تحرک میدونسته مثل من ، الانم خیلی راحت پی به اشتباه خودم بردم و باور کردم که مسیر اشتباه بوده و خدا رو شکر توی مسیر درست قدم گذاشتم وهر روز بهتر از دیروز هستم .

      من داستان چاقی خودم و دوستان رو مثل همون جوجه میدونم که هر روز بهش بها دادیم و رشد کرد و نیرومند شده و الان فهمیده که این همه سال زندگی کرده و لذتی پایدار برای خودش بر جا نذاشته و باید یک نسلی از خودش بر جا بذاره و توی این مسیر خودش هست و خودش و هیچکس پیشش نیست و اون جوجه الان یک ققنوس قوی شده و باید برای ادامه نسلش  به خودش فکر نکنه و از خودش بگذره تا جوجه ای جدید متولد بشه .

      چاقی همون ققنوسی هست که باید از این هیکل چاق و زیاده خواری دل ببریم و اصلا به چاقی فکر نکنیم و برای راحت زندگی کردن و داشتن آرامش خیال  به فکر جوجه لاغری اون ققنوس باشیم .

      در واقع جوجه لاغری در دل ققنوس پنهان شده و تا ققنوس از خودش نگذره هیچ وقت اون جوجه تشکیل نمیشه و این حکایت لاغر شدن ما هست.

      ما خودمون چاقی رو برا خودمون ساختیم الانم می تونیم لاغری رو بسازیم.

      لاغری با ذهن از طریق ذهنه نه از طریق بازو و ورزش

      با هر بار تلاش درمورد لاغر شدن و شکست در اون راه ، باور ذهنی ما چاق هستیم و نمی تونیم لاغر بشیم در ما استوار تر می شد در مقابل هر چی بایستیم  اون چیز قوی میشه .

        اولین مانع لاغری بی اراده و بی عرضه  دونستن خودمونه

      چقدر جلو خودمون نگرفتیم و غذا ها نخوردیم چقدر ورزش کردیم و سختی کشیدیم چقدر دوستان روش های مختلف امتحان کردن و دنبال لاغری بودن .

      این نشان از ناتوانی نیست .نشان از عیب مسیر بوده که ما نتیجه نگرفتیم.

      اگه اراده چاقی برای لاغر شدن زبان و توی کسب و کار گذاشته بودیم الان استاد بودیم

      اراده افراد چاق هر انسانی نداره

      برا خودمون ارزش قائل باشیم و فکر زندگی و حال خوب خودمون باشیم .

      اینجوری برنامه ریزی بهتری پیدا میکنیم و منظم میشیم دنیای خودمون تغییر بدهیم تا دنیا مون عوض نکنیم زندگیمون  عوض نمیشه

      ما می تونیم جسم مون هم  بسازیم  اونجور که خودمون دوست داریم نه اینکه دیگران بخواهند

       با تغییر ذهن جسم عوض میشه. اگه اراده روی هر چیزی بگذاریم .قوی میشیم  .

      کمتر حواسمون پرت دیگران بشیم اخبار و اتفاق های دیگران دنبال کنیم

      در برنامه لاغری با ذهن روی رها کردن موضع حاشیه ها کار کنیم .

      به ما چه که فلانی این کار کرده و فلانی زندانه و فلانی مرده ، مگه همون فلانی ها براشون مهم بود که ما چقدر طعنه چاقیمون شنیدیم و چقدر افسردگی کشیدیم و چقدر با ناراحتی شب ها رو به صبح رسونیدم؟

      نه. واقع بین باشیم  حقیقته هیچ کس دلش به حال ما نسوخت که ما الان از خودمون بگذریم تا دلسوزش باشیم .

      وقتی مسیر و کار اشتباه رو بشناسیم دیگه اون مسیر رو طی نمی کنیم و اون کار رو انجام نمیدیم و خیلی راحت توی مسیر لاغری گام برمیداریم .

      برای لاغر شدن اولین گام  قبول کردن اینکه من می توانم لاغر بشم.

      به حرف نیست به عمله .باید فرمول ذهنیه  تغییر پیدا کنه .

      باید حرکت کنیم و باور کنیم  اون وقته که خودمون درک می کنیم که  تغییر کردیم .

      تصمیم بگیریم و حرکت کنیم باید اینقدر استمرار داشته باشه تا باورمون بشه ما می توانیم

      هدف باید رسیدن به تناسب اندام ایده آل و همیشگی باید باشه

      ما باید مد نظرمون اندام ایده آل باشه .ذهن مثل یه ماهیگیر هست که خودش استاده فقط باید اول ماهیگیری نشونش داد

      مسیر ادامه بدهیم مسلط میشیم بر افکار و رفتار خودمون و خیلی راحت توی مسیر لاغری حرکت میکنیم  و چقدر لذت بخشه که خود به خود رفتارت مثل آدم های متناسب باشه تا بهش نرسی نمی فهمیم و من که الان تا حدودی بهش رسیدم  با دل و جون شیرینیش رو حس میکنم. واقعا لذت بخشه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار roshaam2002@gmail.com
      1400/06/14 23:29
      مدت عضویت: 970 روز
      امتیاز کاربر: 331 سطح ۱: کاربر مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 4,556 کلمه

      با سلام 

      گام ۳۳ 

      امروز صبح تصمیم گرفتم که فایل امروزمو زودتر انجام بدم تا بتونم به تکرارهای فایل قبلی هم برسم ،

      ولی نمیدونم چجوری توضیح بدم🤔

      امیدوارم با این مثال بتونم منظورم رو برسونم ، 

      چند ماه پیش که تو یوتیوب ویدیو های استاد و نگاه میکردم ،تو یکی از اون ها شنیده بودم که استاد گفته بود که بنویسیم

      حتما بنویسیم، و من خودم بارها از جاهای مختلف  شنیده بودم که اهداف و خواسته هاتون رو بنویسید 

      ولی هروقت که به واکنش خودم دقت میکردم ، میدیم، یهو یک خستگی وجودم و میگیره و یا حال ندارم که برم بنویسم و دستمم انگار قوتشو از دست میداد 

      وبیشتر وقتا  که من میخواستم تمرینامو تو دفترم بنویسم ، ناخوداگاه بدبخت مینوشتم 

      مثل نسخه ی دکترا 🤦🏻‍♀️ 

      و تو ادامه استاد گفته بودن که چون که ما میتونیم با نوشتن   در مسیر خواسته هامون قرار بگیریم ، یعنییی خود ذهن میدونههه که ما با نوشتن میتونیم تغییر کنیم ولی نمیخواد که این اتفاق بیفته ،مارو گول میزنه  که نه بابا نمیشه ، کی تونسته و….؟  

      و سعی میکنه واکنش هایی در ما ایجاد کنه که ما اون کارو انجام ندیم! 

       امروز من ، که از صبح ساعت ۶ که پاشدم  ، گام ۳۳ رو خوندم ، فایلشو دیدم و دیدگاه های دوستان و خوندم ولی موقع نوشتن🤦🏻‍♀️

       هی حواسمو پرت میکرد هی منو وادار میکرد تو گوشی هرکاری کنم جز انجام تمرینام ، و بقول خودم من در این مواقع میگم ، حال انجام دادن کاریو ندارم! 

      دروغ گووو چطور حال داشتی ۵/۶ ساعت بری اینستاو اسنپ چت و ….. بعد حال نداشتی به کارای روزت برسی؟😒  

      و الان ساعت ۴ بعد از ظهر خودش گفت که حالا بیا بریم بنویسیم 

      حتی بارهاا برام پیش اومده که وقتی میخوام فایلی رو نگاه کنم و قبل از اینکه تمرینمو بنویسم ، خوابم میگیره ! دست و پام شل میشه و رختخوابم خودشو گرم تر و دنج تر نشون میده 🤤و من همزمان با دیدن اون فایل چشمام گرم میشه  و میگه حالا بخواب بیدار میشی بعدا مینویسی!😂( چون من همیشه در حالی که رو تختم لم دادم دارم فایلارو میبینم ) 

      و امروز هم بعد از دیدن این فایل اون قسمت  که گفتین ، حتی دراز بکشین و کاری هم نکنین لاغر میشین ، یاد خود افتادم و خندم گرفت!😂 

      در کل درسته، که هی میخواد منو از مسیر هل بده بیاره بیرون ولی من باهاش مقابله نمیکنم ، و خودش دوباره منو تو مسیر میکشونه، یزره لجوج شده دیگه😅! 

      درسته که ما ادم ها هم بعضی وقا  باهم دعوا میگیریم ولی از هم کینه به دل نمیگیریم و همدیگه رو میبیخشیم❤️

      در کل اگه کسی هم اینطوری نباشه،  من اینطوریم . 

      و ذهن منم دقیقا اینطوریه ، بعضی وقتا دوست داره تلافی کنه ولی بعد پشیمون میشه و هوامو بیشتر داره.

      هر فرد چاقی ، متناسب است . یعنی در اصل متناسب بوده ولی بخاطر اموزش های نامتناسب از طرف دیگران و تکرار ان ها  مجبور شده که حالت متناسبشو از دید پنهان کنه ، با اینکه خودش هم نمیدونسته و نمیخواسته!

       وجود انسان از خداونده و خداوند چاق نیست، کینه ای نیست، عصبانی نیست ، دروغگو نیست و …..

      و ما یادگرفتیم که این صفاتی رو که دوستشون نداریم

      . شاید بارها تو کتاب ها خونده باشید که میگن بچه ها پاک و صاف و ساده و بی ریا هستن، چون از روح خداوند متولد شده اند و کاملا خالص هستند و در هنگام رشد کردن تحت تاثیر محیط اطرافشون قرار میگیرن و یادمیگیرن .و کم کم ناخالص میشن وگرنه ما دیدیم که نوزاد متولد شده ، نمیدونه حسادت چیه، نمیدونه نفرت چیه و …

       ، و با دیدن و شنیدن، عمل کردن و تکرار کردن فرمولشو در ذهنشون ذخیره میکنن.

      پس خوش به حال نوزادانی که مادران و پدران آگاه دارن!

      وچون بخش چاق ما چون میدونهه که دیگه قراره بارو بندیلشو جمع کنه و بره و میبینه که ما دیگه علاقه ای بهش نداریم ،و میترسه!

       و به نحوی میخواد که ما کاری کنیم که نزاریم اون از جسممون بره !

      این هم جواب امروزم ! فهمیدم که چرا ۲ روز بود که فرمول کم کاری کردنم به شدت اومده بود رو و من شناساییش کردم و باید الان پاکش کنم 😊

      الان چاقی من متوجه شده بود که من واقعیت و فهمیدم و گفت ای داد بیداددد، این فهمید کهه 😱الانم خیلی راحت میتونه منو بندازه بیرون و من باید یکاری کنمم! و اینطوری شد. 

      بنابراین چاقی خودش از واقعیت با خبر بوده و داشته برای سود خودش این همه مدت سر ما رو شیره میمالیده 😏

      الان هم متوجه شدم امروز رفتارغذاییم هم ی مقدار تغییر کرده بود و اینطوری نیست که دیگه خودم موقع خوردن حواسم باشه !بلکه کاملا ناخوداگه بود و من کاملا فرقشونو حس کردم .

       مثلا ی نمونش این بود که من وقتی غذا میخوردم و حتی  کاملا سیر هم‌بودم بازم چیز جدیدی و میدیدم ، میخوردم . یعنی باید بخورم ، راه تصمیم براش نزاشتم و میدونم که رفتارم درست نیست ، ولی دست خودمم نیست🤷🏻‍♀️

       ظهر که از کلاس برگشتم و بعد از خوردن ی نوشیدنی و ی نان شکلاتی که اونارو هم نتونستم کامل بخورم، (در صورتی که چند مدت پیش طوری بودم که حتما باید یچیزیو تا اخر میخوردم تازه همین الان که داشتم مینوشتم متوجه تغییر در این رفتارم شدم،گرچه هنوز کاملا استیبل نشده ولی اتفاق افتاده ، خدایا هزاران مرتبه شکرت ❤️) 

       و وقتی رسیدم خونه دیدم ظاهرا خانواده باز هم رفتن خرید و یخچال پره و. پدرجونم اومده بود خونممون و ی عالمه موز گرفته بودو بستنی و …

      ولی من در اون لحظه نمیخواستم چیزی بخورم و بعدتر که یزره احساس کردم گرسنم شده رفتم از هرکدوم به مقدار کمی خوردم ، ولی اگه من قبلی بودم همون لحظه با اون که سیرم بودم باید میخوردم که ببینم چیه! ( خونه ما همیشه تنوع و مقدار غذا زیاد هست و من هم یکی از فرمول های ذهنیم اینه که باید همه تنوع غذایی هارو امتحان کنم! ولی مطمعنم که به لطف خدااین هم  برطرف میشه)

      و امروز هم که به واکنش ها و رفتار های غذاییم دقت کردم و این فایل و هم گوش دادم ، شک کردم ! 

      و الان اینجا دوتا تبصره وجود اومده:

      ۱_رفتارغذاییم واقعا داره تغییر میکنه ؟

      ۲_یا چون چاقیه ترسیده  داره خودشو خوب جلوه میده تا حواس منو پرت کنه؟🤔

      به هر حال مهم نیست ، بهش فکر نمیکنم و فکرم و درگیر نمیکنم ، چون جلوتر که برم متوجه میشم.

      خب بنابراین ازاونجاا که حق همیشه بر باطل پیروزه و مسیر رسیدن به حق  برامون مشخص شده ، باطل جاش تنگ شده و باید بره😝

      من خودم ، خودمو هیچ وقت ادم بی اراده ای نمیدونم ، چون این فرمول تو ذهنم هست ، که چیزی و که  میخوام به دست میارم ، و باید بدست بیارم وگرنه تو راه بدست اوردنش میمیرم! 

      و خیلی چیزهایی هم که میخواستم بدست اوردم و انسان توانمندی هستم و گاهی هم بخاطر سرسختیم از طرف خانواده سرزنش میشم که اهمیت نمیدم و گاهی هم تشویق میشم! و منو حمایت میکنن. 

      ولی گاها  شنیدم که افراد به خوشون میگن  اراده ندارم و نمیتونم و… و پیش خودم تعجب میکردم یعنی چی اراده نداری؟ اراده رو من در ذهن خودم نوعی خود کنترلی تعریف کردم 

      یعنی رو خودتون کنترل ندارین؟ نمیتونین تصمیم بگیرین که چی براتون خوبه چی بده؟ یعنی اگه یکی بیاد بهتون بگه خودتو از بالا ساختمون  بنداز پایین ، تو اینکارو میکنی ؟، چون اراده نداری که خودت تصمیم بگیری چی برات خوبه ، چی بده؟

        ****************************************.   

      دیدیم که هرچی بیشتر برای لاغر شدن تلاش کردیم ، لاغر نشدیم هیچ، چاق تر هم شدیم . 

      تلاش برای رسیدن به هدف و خواسته از مسیر اشتباه ، نه تنها مارو به موفقیت نمیرسونت بلکه مارو دورتر هم میکنه!

      اصلا زده میشیم ازش! خودم بودم دیگه!

       بزوورررر خودمو تا ۵۱ کیلو رسونده بودم و دیگه حالم از هرچی لاغری و لاغر شدن بهم خورده بود. ولی بازم بدتر میکردم ،چون ( یا باید میرسیدم یا میمردم) ولی دیگه اون اشتیاقه رو نداشتم 

      فقط میخواستم سریع تر تموم  بشه و  لاغر بشم و این سختی زودتر به پایان برسه.

      بنابراین تلاش در مسیر اشتباه نه تنها مارو به مقصد نمیرسونه ،بلکه شورو اشتیاقمون هم از دست میدیم.

      مسیر لاغری با ذهن مسیر صحیح برای لاغر شدنه، چند تا از دلایلی که خودم دارم :

      ۱_ تو کدوم مسیر غیر از مسیر لاغری با ذهن ، رفتار های مشترکی که در همه ی افراد چاق وجود داشته و اومده گفته؟ 

      یا تو کدوم مسیر اصلا اومدن افراد چاق رو درک کردن که این رفتارهاشون دست خودشون نیست؟

      تو کدوم روش ، وقتی داری پرخوری میکنی، نمیتونی جلوی خودت و بگیری و کنترلش کنی  تونستن تورو درک کنن که و تورو گناه کار نشان ندن؟

      تو کدوم روش غیر از روش لاغری با ذهن ، تو دیگه لاغر شدن برات سخت نبوده؟ یا وقتی اسمش رو شنیذی دیگه دوباره از فکر این که نباید بخوری و فعالیت داشته باشی و…. حست بد نشده باشه ؟ 

      اگه وجود داره همچین روشی به ما هم بگین ، ما هم بدونیم!😐

      تو کدوم روش اختیار خوردنت و چقدر خوردنت دست خودت بوده و باعث بالا رفتن اعتماد بنفست نسبت به خودت شده ؟!

      یا تو کدوم روش ، غیر از روش لاغری با ذهن اعصابت اروم بوده؟ 

      و خیلی چیزهای دیگع که نشون میده که روش لاغری باذهن تنها روش لاغری درسته که مارو به نتیجه دائمی میرسونه .

      پس ما زمانی که از محتوای آموزشی استفاده میکنیم، آگاهی لازم جهت شناسایی فرمول های اشتباه قبلی و همچنین اطلاعات لازم برای ایجاد فرمول های جدید را دریافت می کنیم.

      و با انجام تمرینات در واقع در حال خط زدن فرمول های اشتباه چاقی و نوشتن فرمول های صحیح لاغری در ذهن خودمون هستیم .

      همه میتونن لاغر بشن، اینایی که میان میگن، از بچگی چاق بودن و یا سنشون دیگه اون اجازه و اشتیاق و برای لاغر شدن و بهشون نمیده  و یا هزاران دلیل دیگه میارن که بزور بگن نمیتونن لاغر بشن ، همه بهانه اس! و ذهن ما هم همش دنبال بهانه اس.

      این بهانه ها خودمون  بهش دادیم  ، این فرمول هارو خودمون بهش دادیم و نمیتونیم باور کنیم  که میتونیم لاغر بشیم. 

      خودمون بهش این باور دادیم و بزرگش کردیم، خودمون پرش کردیم ، چون از بس که راه های مختلفی رو برای لاغر شدن انجام دادیم و نمیدونستیم که اون راه ها اشتباهه و وقتی نتیجه نمیگرفتیم ،یزره هم شک نکردیم که شاید مشکل از اون مسیر باشه ، و صاف اومدیم چسبوندیم به خودمون که ما نمیتونیم لاغر بشیم! نه بقیه درست میگن ، بدن ما اشتباهه و فلان..😒

       باید هم بیاد تو رومون وایسه و قیام کنه، دست پرورده خودمونه دیگه!

      بنابراین اینا 

        مقاومت ذهنی نیست ،به اندازه ای که پرش کردیم، روبه روی ما وایساده! 

      چاقی در ذهنه افراده

       ، فرق کسی که ۳ کیلو اضافه وزن داره با اونی که ۳۰ کیلو داره در فشار ذهنیشه! یکی ممکنه  با اون ۳ کیلو داغون بشه، یکی میتونه با اون ۳۰ کیلو کنار بیاد و یا حتی برعکس.

      بنابراین این نشون میده که فشار چاقی بیشتر رو ذهنه 

       و چاقی یک بیماری ذهنیه.

      این مثل این مثال میمونه که شاگرد زرنگ کلاس ۱۹/۷۵ شده باشه و بخاطر اون ۰/۲۵  داره خودشو میکشه و گریه و زاری میکنه در صورتی که همین نمره هم نمره عالیه ای . و ی کسی هم که شاگرد معمولیه و ۱۸ میشه و بازهم خوشحاله و وقتی یادم میاد اون زمان که بچه ها تو مدرسمون بخاطر نیم نمره یا ۰/۲۵  گریه میکردن ، دلم میخواست برم بگیرم با کتاب بزنم تو صورتشون 😂

      بعد پیش خودم میگفتم که این الان ۰/۲۵ صدم نداره اینطوری واکنش نشون میده ، من باید برای ۱ نمرم چه واکنشی نشون بدم یا اصلا احتیاجی هست که واکنشی نشون بدم؟ 😂یا اونی که اصلا ۱۰ شده میخواد چیکار کنه؟😂😂😂 

      بابا این دراماتیک بازیارو بزارین کنار دیگه😂

       ولی من فکر میکنم ، این به دلیل انتظار افراد نسبت به خودشون هم هست 🤔مثلا  کسی که همیشه ۲۰ میگیره ، انتظار داره که همیشه ۲۰ بگیره . یا این فرمول ذهنی همیشه ۲۰ گرفتن درش هست و اگه یمقدار کمتر بگیره ، بهم میریزه.  

      لاغری با ذهن اونقدر ساده و اسونه که از سادگی زیاد ادم نمیتونه باورش کنه! البته به عقیده من همه چیز در دنیا اسونه ولی از اونجایی که افراد همیشه در اموزش دادن به ما ماشالله کم نزاشتن😂….

       اومدن به ما اطلاعاتی دادن و فرمول های ذهنی در ذهن ما ساختن که نمیشه یک راه ساده و اسون رو باور کرد. 

      البته این باورها از قدیم بوده ها 

      ، مثلا این باور که ادم برای اینکه بخواد درامد داشته باشه باید روزی ۸ ساعت کار کنه و اگه در غیر اینصورت  نباشه ، پس دروغ و الکیه! 

      و گرنه دیدیم دیگه ، که طرف اصلا از خونش بیرون نمیاد، تازه درامدش هم بیشتر از حد نرمالش هست،چطوریه که؟

       و این فرمول هم در ذهن خیلی افراد هست که اگه ی راهکار خیلی ساده ای بهشون نشون بدیم، فکر میکنن داریم بازیشون میدیم و یا مسخرشون میکنیم ! از بس که جدی بودن و همه چیز و جدی گرفتن و سخت کردن برای خودشون ، و این باورو دارن که موفقیت با سختی کشیدن به دست میاد! این خودش نشون میده که چرا تعداد افراد موفق خیلییی کمتر از افراد دیگس!

      چون هیچکس حوصله سختی کشیدن نداره ، بنابراین تبدیل به پروانه نمیشه! و همیشه تو پیله خودش میمونه . 

      بعضی وقتا انقدر دلم میخواد بدونم که از اول اون شخصی که همچین چیزایی رو رواج داده در بین همه ،  بگیرم ی چک و لقد حسابی نصیبش کنم!😂

      و مطمعن باشید که اگه ماشین زمان وجودداشت ، همچین کاری میکردم!😒

      بعضی وقتا  برام واقعا جای تعجبه ، که ما از یک ویروس  کمتریم؟؟؟ که هی داره پیشرفت میکنه و اپدیت های جدید ترو قوی تری به خودش میده و خودش مقاوم تر میکنه؟ 

      مثلا اشرف مخلوقاتم هستیم!🤦🏻‍♀️ 

      شیطان داره به ریشمون میخنده ب ولله

      ما کمتر نیستیم که هیچ بلکه بیشتر هم هستیم ولی درارو به روی خودمون بستیم ! 

      زندگی واقعا اونقدر سادس که انگار داریم بازی میکنیم ، 

      مثل بچه ها که عاشق بازی کردنن و هیچوقت از بازی کردن خسته نمیشن و اصلا هم براشون هیچی مهم نیست

       ولی همون بچه ها وقتی بزرگتر میشن به دلیل باورهای خانواده مجبورن از بازی خودشون بیرون بیان و تغییر کنن و زندگیشون هم تغییر کنه .

      ما در درون دنیا نیستیم، دنیا در درون ماست!

       لاغری با ذهن همونطور که از اسمش مشخصه ،از طریق ذهنه !

      و احتیاج به زور دست و بازو نداره‌

      صحبت کردن درباره لاغری ادم و لاغر میکنه و همینطور صحبت کردن درباره چاقی هم مارو چاق میکنه

      بارهاا و بارها شده که  مادرم و مادربزرگم درباره ی چاقیشون ناله میکنن 

      وبا هم هی دلیل و برهان میارن و ازهمه مهمتر که چاق تر هم میشن

      ، سر سفره غذا بارها پیش اومده که گفتن ، وای خیلی زیاد خوردم ، چاق میشم!  و چاق هم میشد.

      این یعنی چی؟ خب بایدم چاق شی ! اگه چاق نمیشدی غیر طبیعی بود  ! 

      تو حتی اگه کمم میخوردی بازم چاق میشدی !چون فرقی نمیکنه بخوری یا نخوری ، چون خوردن و برای  چاق کردن خودت میدونی!

         یا چند مدت پیش که من اشپزی کرده بودم و پاستا الفردو درست کرده بودم که توش خامه هم هست ، بعد از خوردنش غذارو برای خودش کوفت نکرد هیچ، برای هممون کوفت کرد! از بس که ناله کرد که زیاد خورد ، توش خامه بود ، خامه فلان میکنه ، بسار میکنه و…

       و بهم گفت که دیگه من اشپزی نکنم ،چون همیشه غذاهای خوشمزه درست میکنم و چون دست پختمم عالیه باعث میشم که چاق بشه! 😐😂؟؟؟ 

      الان من هم برای مادرم فرمول ذهنی هستم که اگه غذاهایی که من درست میکنم رو بخوره ، ۱۰۰ ٪ چاق میشه! 

      و مادرم  هم به شخصه عاشق خامه و کره هست و هر روز صبح باید بخوره و وقتی من بهش میگم تو که ی پاستا خوردی و هی گفتی خامه داره ، خامه داره، پرچربه و چاق میکنه و اعصاب مارو خورد کردی ، مگه نمیگی خامه چاقت میکنه؟ پس چرا هر روز صبحانه خامه میخوری؟؟😂

      و  بعد جوابمو با ی  به تو ربطی نداره میده!😂 چون پذیرفته که چاق  شدن در روند بدن اون طبیعیه!

      در هر صورت ما درباره هرچی صحبت کنیم، تحقیق کنیم ، بهش بها بدیم داریم یادش میگیریم!  

      هرچقدر هم که با چاقی مبارزه کردیم  شکست خوردیم🙂

      در مقابل هرچیز بایستی اون چیز قوی تر میشه! راهشو پیدا میکنه که چطوری شکستمون بده.

      حتی  ویروس کرونا که با اینکه این همه واکسن براش تولید شده و خیلی ها هم زدن ، همینطوری داره پیشرفت میکنه!

       وقتی که ما هرکاری میکردیم که لاغربشیم و چاق تر نشیم، چاقی رو در خودمون قوی تر کردیم !

      خودمون هم نمیدونستیم .

      و وقتی شکست میخوردیم ، مشکلات و به خودمون ربط میدادیم . در صورتی که مسیرمون اشتباه بود!

      این مثال جالب تو ذهنم شکل گرفت که معمولا انسان ها از افراد قدرتمند و بزرگ میترسن ! و ترسیدن از اون ها نشان میداد که اون ادمی که ازش میتریم شخص  قدرتمندیه و میتونه تو زندگیت تاثیر بزاره  و …  

      فکر کنم منظورم رو متوجه شدین! 

      پس وقتی ما از یچیزی بترسیم داریم بهش میگیم که تو ازم قدرتمند تری و عزیزی و باید برات احترام بذاریم و …

      خب اینجا اگه از چاقی بترسیم ، چاقی رو سر تر از خودمون میدونیم 

      و میدونیم که اون داره کنترلمون و میکنه و ما هم کاری ازمون سر زده نیست. 

      درصورتی که چاقی اصلا چیزی نیست، شاخ شده برامون😒😂

      همه ی افراد چاق این مانع ذهنی رو دارن که به خودشون برچسب بی عرضه بودن و بی اراده بودن میزنن

      در صورتی که خیلی وقت ها خودشون رو از خوردن خیلی مواد غذایی که دیدن و دوست داشتن بخورن ، محروم کردن و خودشون رو کنترل کردن 

      این خودش برای (من )سخت ترین کاربوده . 

      و من هم هنوز  این رفتار اشتباه و دارم که هرچی میبینم دوست دارم بخورم  .و باید فرمولش رو بیاد تا بشناسمش و تغییرش بدم ، تا رفتارم عوض بشه.

      خداشاهده خودم الان از همین جا میگم اگه من الان این کارها و یا به گفته خودتون اراده رو داشتم تو درس خوندن ، الان ی شخصی بالاتر از پروفسور سمیعی بودم، میتونم قسم بخورم حتی! 

      روزی ۵ ساعت ورزش میکردم ، چه جاهایی که میلم رو در برابر خوردن ی کیک یا غذایی کنترل میکردم ، هایدروتراپی کردم ، ۱ روز کامل هیچی جز اب نخوردم، گیاه خواری کردم، میوه خواری ، طب سوزنی، بادکش، ورزش، تردمیل،روزه و …

      ویا چله تابستون ساعت ۱۱ صبح ، تو اون هوای گرم و مرطوب ( ساکن شمال کشورم) 

      واقعا ببخشید اینو میگم 

      سگ از خونش بیرون نمیومد چه برسه بخواد بره تو اون گرما و دم هوا بدوعهه ولی من اینکار و میکردم 

      و عرق سوز میشدم وحشتناک ،طوری که ۲ روز کامل نمیتونستم راه برم ولی بعد از اون بازم میرفتم  🙂

       چون هدف داشتم میدونی؟ عاشق لاغری بودم 🙂باید عاشق باشی تا بفهمی  …..دیگه اراده رو به قول خودم ، پاره کرده بودم😅😂

      اگه یزره از این اراده ای رو که برای لاغرشدن داشتیم  ، در این مسیر لاغری با ذهن به کار بگیریم ، تضمینی بدون برگشت شگفتی ساز میشیم !

      واصلا اراده هم نمیخواد،فقط یادگیریه و تکرار کردنه!

      و الیته بستگی به خود افراد هم داره که تمرکزشون و در روز روی چه موضوعاتی میزارن.

      من که انقدر کارای بهتری در روز دارم که تمرکزمو روشون  بزارم و  ازشون چیزی یاد بگیرم ، موضوعات دیگه اصلا برام مهم نیست و حتی اصلا اخبار هم نگاه نمیکنم!

      که چی مثلا؟ نگاه کنم که چی بشه؟ چی ازش یادمیگیرم ؟ چ حسی بهم میده با دیدنش؟

        من اصلا به موضوعات و حاشیه هایی که دراطرافم اتفاق می افته ، اهمیت نمیدم.

      لیز خوردن تو مسیرمون بخاطر حاشیه هایی که اصلا ربطی بهمون نداره!

      من ترجیح میدم که سرم تو برف بمونه تا الکی خودمو درگیر موضوعاتی کنم که به من اصلا هیچ ربطی داره!

      باید اونقدر تکرار کنیم ، اونقدر اشتیاق داشته باشیم تا اون فرمول های جدید در ما استیبل بشه. 

      من خودم اول فقط  میخواستم که این دوره رو ببینیم وسریع تر یادبگیرم  و تموم شه و بعد نتیجه شو تو خودم ببینم، ولی جلوتر که اومدم دیدم نه اینطوری نیست، که تو اینارو‌یادگرفتی تموم شد ، لاغر میشی و لاغر میمونی! اینا واقعیت های زندگیه و درس های کاربردی تو زندگیه! و الان دوست دارم که اصلا این دوره تموم نشه! 

      در ذهن همه ی افراد چاق مسیر درست وجود داره.در هر  زمینه ای و ما داشتیم بیراهه میرفتم . 

      در این روش  ما مسیر اشتباه رو تشخیص میدیم و دیگه اون مسیر و نمیریم،  رفتارهای اشتباهمونو تشخیص میدیم و دیگه انجامش نمیدیم!و … با انجام ندادن اون ها خودبه خود لاغر میشیم.

      (پس در وش لاغری با ذهن احتیاج داریم به دیدن فایل ها  

      باید بنویسیم تا رو موضوع تمرکز کنیم و فرمول هامون و افکار اشتباهمون و شناسایی کنیم 

      باید تکرارو تمرین داشته باشیم) 

      برنامه ریزی مجدد ذهن فقط با این چند ابزار صورت میگیره و راه دیگری ندارد و.انجام تمرینات خیلی اهمیت  داره .

      اولین گام و مهمترین گام برای رسیدن به لاغری ، باور کردنه. باور اینکه میتونی لاغر بشی

      و این باور کردن به حرف نیست. خودم هردفعه که گام جدیدتری برمیدارم باورم حتی پررنگ تر هم میشه!

      در واقع وقتی واقعا باور کنیم، میتونیم باورمون رو درک  کنیم ، برای اینکه بفهمیم واقعا درک کردیم یانه ، باید ببینیم چه افکاری در ذهن ما درباره اون موضوع میگذره ، و وقتی افکارمون تغییر کنه ، میتونیم باور کنیم.

      *بودن در مسیر لاغری باذهن به این معنا نیست که ما باور کردیم،  بلکه تصمیم گرفتیم و در حال حرکت کردن هستیم.و باید اونقدر تکرار کنیم تا در ذهنمون تغییر ایجاد بشه 

      و معلوم نیست که چقدر زمان تا ایجاد تغییرات   میبره، بستگی به خود فرد داره و تمرکزی که روی موضوعات مختلف داره میزاره.

      پس این مسیر باید ادامه داشته باشد.

       

      و نباید دنبال نتیجه سریع از لاغری با ذهن بود چون که شکست میخوریم!

      و (هدف باید رسیدن به تناسب اندام ایده ال و همیشگی باشه) 

      یعنی تعیین نکن کجات درست شه، کجات بمونهو… بزاریم بدنمون خودش برامون درست میکنه.

      من خودم صورتم استخوانیه و کشیدس و هر وقت که لاغر شدم واقعاا خودم  از دیدن خودم تو اینه لذت میبردم.

      ولی مادر من ، هروقت که لاغر میشدم  ، بهم میگفت، بسه دیگه ، خیلی زشت شدی! شبیه مرده ها شدی! شبیه جادوگرا شدی!و …. 

      بعد من یادم میاد که مادرم از بچگی بهم  زیاد غذاخوردن و یاد داده بود ، چطوری؟

      شیر بخور ، استخونات قوی بشه! 

      غذابخور سالم بمونی!

      دوستات صبحونه نمیخورن ، زود مریض میشن!

      اونایی که مدرسه ساندویچ یا لقمه خونگی نمیارن، مامان باباشون پول ندارن و وضع مالیشون خوب نیست!😐؟ خداییی اینو دیگه از کجاش دراورده بود من نمیفهمم

       و من چرا باور کرده بودمش اصلا🥲

      لاغرا زشتن! نه که خودش با ۹۰ کیلو وزن فکر میکرد سوپر مدل ویکتوریا‌سکرته!

      ینیییااا  به هر دری میزد که ما غذا بخوریم! 

      و در تمام مواقع به فکر شکم ما بود! 

      واقعا شکر میکنم که خدا این مسیرو بهم نشون داد.🙏🏻

      خیلی مواقع هم  ی اشخاصی که اصلااا نمیشناختمشون  کی بودن😐، ولییی انقدر فضول بودن که اعصابتو خورد میکردن، میومدن میگفتن 

      لاغر شدی صورتت خراب شد! تپل بودی بیشتر بهترمیومد!اولا که شما؟؟😂دوما که من از شما نظر خواستم و اصلا فکر میکنی که نظرت در احساساتم تغییری به وجود اورد؟؟😂 سوما که برای شما که اینکارو نکردم میخواستم لاغر بشم و اتفاقاااا خیلی از صورت های لاغر خوشم میاد اگه از نظر شما خراب شده ،  قیافه و ذاته خودت خراب که اونطوری میبینی 😏😝😂

      یا خیلی ها بهم میگفتن تپل شدی صورتت خیلی قشنگ تر شده! همه اینها توجیهه و اصلا هم قشنگ نیست! هیچ چیز چاقی قشنگی نداره

      ولی من اصلا از صورت توپر خوشم نمیومد و نمیاد ، چون صورتم ت استخوانیه لاغر  خیلی زیباتر و جذابتره و من هم نظر خودم همیشه الویتمه !

      و یا حتی خیلی از این دخترایی که  ران و ساق پاشون خیلییی ظریف و لاغره لذت میبرم واقعااا 😻که به لطف مادرم عزیزم الان پاهامم  اونطوری نیست! 😒 

      ولی مطمعنم که اونطوری که میخوام میشه ! همینجا مینویسم و امضا هم میکنم .

      هیچ چیز چاقی هم از نظر من قشنگی نداره! هرچیزی که از حالت طبیعی خارج بشه قشنگ نیست! 

      حالا هر چی میخواد باشه باشه، 

      من میخوام همچیم  لاغر بشه🤩

      براش تعیین نکنیم ، راهشو باز کنیم و بزاریم که ذهن خودش کارش رو انجام بده و سریع تر و راحت تر پیش میره و اون بهترین و زیباترین و ایده ال ترین بدن و فرم و نتیجه رو بهمون میده.❤️ 

      من تو این دوره و تو این چند روز خیلی به نوشتن تو سایت علاقه پیداکردم و الان ۳۸۹۹ تا کلمه نوشتم ، چون واقعاااا پر از اگاهی بوده برام و منم دوست دارم هرچی درک کردم و بنویسم ، با اینکه قبل از اون تو دفتر مینوشتم ولی الان احساس میکنم اشتباق به نوشتن در من بیشتر شده و از نوشته های خودمم لذت میبرم چون وقتی که خودم نوشته خودمو میخونم لذت میبرم و  بهم حس هیجان انگیزی میده 

        و میدونم که دیدگاه های من طولانی خواهد بود و اصلا هم از این بابت حس بدی ندارم و دوست ندارم که خلاصش کنم ، چون هرخطی که مینویسم پر از اگاهیی های که من از اون فایل دریافت کردم و اصلا قابل خلاصه نویسی کردن نیست! 

      پس به خودم افتخار میکنم که شخص توانایی هستم و درک بالایی دارم، و تازه تو این فایل که گفتید متوجه شدم و خبر نداشتم که همچین قدرت عالی دارم!😅

      ایول به خودم ! حرف نداری دختر زیبا!😻🥰❤️

      جایزت ورود به سرزمین لاغرهاست !

      قطعا سال بعد من با امسال تفاوت دارم چون ادامه میدم! 

      واین دوره تو هر زمینه ای به ادم کمک میکنه ! درواقع با یک تیر چند تا نشون میزنیم!  

      وقتی فرمول های ذهنی درست بشه در تمام جنبه های زندگیمون تاثیر میزاره،

      همون طور که وقتی فرمول های چاقی در ذهنمون ایجاد شد ، در تمام جنبه های زندگیمون تاثیر گذاشت در اعتماد بنفسمون ، در ارامشمون، در دوستی هامون ، در لذت در زندگی کردن  و در شادیامون خیلی بهمون ضربه زد. 

      من خودم یسری برنامه ها و اهداف دیگه هم تو زندگیم داشتم و دارم که دوست دارم با اندام متناسب دلخواه و ظریف و لاغر خودم اون هارو هم داشته باشم یا بهشون برسم ! چون بهم ی مزه دیگه میده و ی لذت خاصی میده که تو متناسب باشی و بخوای به چیزهای دیگه ای هم که دوست داری برسی تا تو اون شرایطی که دوست نداری بهشون برسی ، درواقع اونطوری خیالت راحت تره و برام خیلی  لذت بخش تر خواهد بود🙂🙃

      کسی‌که به یچیزی علاقه داره و مشتاقه منتظر اجازه نمیمونه و خودش میره سمتش ، احتیاجی به هل دادن  کسی نداره.

      دقیقا مثل خودم!

      اگه دنبال یک نتیجه متفاوت در زندگی هستی ، نمیشه که اون ادم قبلی باشی و فقط نتیجه تغییر کنه!همه ی ادما ها اینطوری میخوان! فقط میخوان که دنیا تغییز کنه و همه چی طبق میل اونا بشه  ، همچنین اتفاقی نمیافته ، دنیا برای ما تغییر نمیکنه ،ما باید تغییر کنیم  .

      دنیا یک شکل نیست، دنیای هرکسی با کس دیگه ای فرق میکنه .

      دنیا شکلی است که ما در ذهنمون میسازیم.

      در جسم افراد هم همینطوره ، جسم افراد همه یک شکله ولی شکل افراد درذهنشون فرق میکنه

      در ذهن متناسب، شکل جسم افرادلاغره و در ذهن فرد چاق ، شکلش چاق شده و بنابراین در جسم هم تغییر میکنه و چاق میشه.

      و در این مسیر اصلا احتیاجی نیست که ما کاری بکنیم و  یا حتی گرسنگی بکشیم! اصلا کسی که تو این مسیر دازه گرسنگی  میکشه اشتباه درک کرده!

      درسته که بعضی وقتا ذهنم سعی میکنه منو از مسیرم منحرف میکنه و نمیزاره اشتیاق داشته باشم ، یعنی بی حالم میکنه و نمیزاره که من فایلامو گوش کنم و تمرینامو انجام بدم ولی میزاره که هرکاردیگهای و به غیر از اون انجام بدم 😅😂

       درواقع مثل باتلاق میخواد منو بکشه تو خودش و من انگار  تو مسیرم  چاله های باتلاقی دارم که باید ازشون عبور کنم و پامو تو هر چاله ای که میزارم میخواد که منو  بکشه تو خودش و من هردفعه گامم و محکم تر برمیدارم تا راحت از اون باتلاق بیام بیرون و ازشون عبور کنم.  

      ولی واقعا هدفم برام اهمیت داره داره و به خودم اجازه نمیدم که توش فرو برم از ساعت ۴ بعد از ظهر شروع کردم به نوشتم و الان ساعت۱۱:۲۸  شبه! خیلی کارهای دیگه ام داشتم که باید انجام میدادن و دارم که باید انجام بدم ولی اگه عاشق هدفت باشی حاظری از بقیه کارای زندگیتم بزنی! هدف جانسوز من لاغری!❤️

      شاد و پیروز و متناسب باشید.❤️🙏🏻 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مه تاب
      1400/04/29 14:13
      مدت عضویت: 1060 روز
      امتیاز کاربر: 354 سطح ۱: کاربر مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 832 کلمه

      سلام همگی دوستان

      گام سی و سوم شما لاغر هستید حتی زمانی که چاق هستید:

      ماها چند وقته که اضافه وزن داریم، چند وقت مهم نیس چندین ساله یا از بچگی، فقط باید بدونیم که چاقی یک مهمان ناخوانده در ذهن و جسم ما بوده که به زودی باید باروبندیلشو ببنده و بره چون اصل وجود ما طبیعیت وجود ما لاغریه خدا هیچ وقت انسانی را با نقص نمی آفرینه و مشکل فقط از وجود خود اون شخصه که در اون به وجود اومده پس خیلی راحته که برگردیم به اصل و طبیعت خودمون که لاغریه با آموزش و یادگیری نه هیچ کار سخت و رنج آوری!!

      مقاومت ذهنی نداری به اندازه ای که خودت پُرش کردی جلوت می ایسته و میگه نمیتونی لاغر بشی افرادی که میگن ۳-۴ کیلو اضافه وزن دارن و نمیتونن کم کنن از بس رو این ۳ کیلو تمرکز کرده در ذهنش به اندازه ۳۰۰ کیلو شده و نمیتونه کم کنه ولی افراد چاقتر میگن که ۳ کیلو چیزی نیست میتونم و این رو فقط خودمونیم که پُرش کردیم بر علیه خودمون!

      لاغری با ذهن هیچ فوت کوزه گری نیست همه اش همین آموزشاته!

      صحبت کردن درباره لاغری شما را لاغر میکنه همون طوری هم چاق شدیم فکر کردیم تلاش کردیم صحبت کردیم!!! در مقابل هر چیزی بایستی اون قویتر میشه هرچی تلاش کنی اون هم تلاش میکنه و چاقتر میشی!!! آخرشم فکر میکردیم ما بی عرضه و ناتوان و بی اراده بودیم ولی فقط مسیر ما اشتباه بوده! 

      اگر ادم های چاق ارادشون در لاغر شدن را برای هرکار دیگه استفاده میکردن خدا میدونه به کجاها میرسیدن! مثلا توی یادگیری زبان یا بیزینس!

      اراده ادم های چاق را هر انسانی نداره!!!

      یه ذره از این اراده را در لاغری با ذهن بکار بگیری شگفتی ساز میشی!! اراده هم نمیخواد با یادگیری و تکرار کردن خیلی راحت لاغر میشین! فقط بعدش تمرکز روی لاغری هم مهمه و موضوعات اطراف را رها کرد مثلا با فوت فلانی برناممون را رها نکنیم! حاشیه هایی که ربطی به ما ندارن را رها کنید، به قولی سرتون رو مثل کبک بکنید توی برف خیلی هم خوبه! 

      وقتی میگی بخاطر درگیری با مسئله فوت فلانی پرخوریم برگشته این پرخوریت نیست که برگشته این تویی که برگشتی از مسیر خودت چرا میندازی گردن پرخوری؟! طبیعیه که وقتی تو برمیگردی نتیجتم برمیگرده هنوز استیبل نشده و جاده خاکی داری میری کو تا آسفالت بشه و تثبیت بشه مسیر لاغری!!! آدم های لاغر هم درگیر این موضوعات میشن چرا چاق نمیشن؟؟؟؟ اون مسیر ذهنش در مورد لاغری درسته!! 

      در ذهن همه آدم های چاق مسیر درست وجود داره چرا فکر میکنی برای لاغر شدن باید کار خاصی انجام بدی یا باید کوه بکنی؟! مسیر لاغری مسیر سلامتی و هر مسیر درست دیگه در وجود ما هست ما بیراهه رفتیم این همه سال، وقتی مسیر اصلی را گم میکنی خاکیه و تابلویی هم نیست یه دفعه زدیم به کوه یه دفعه زدیم به دره و رودخونه و نتونستیم پیش بریم، یه دفعه رژیم گرفتیم سرمون خورده به سنگ برگشتیم، یه دفعه ورزش کردیم دیدیم فایده نداره هی مسیر اشتباه تو مسیر اشتباه! ولی مسیر اصلی وجود داره و در لاغری با ذهن راه ها و رفتار ها و افکار اشتباه را شناسایی میکنیم و وقتی این کارا رو دیگه انجام ندیم خود به خود متناسب میشیم!

      گوش دادن و تکرار فایل ها و به خصوص نوشتن تمرین ها خیلی مهمه تو روند تغییر فرمول ها و لاغری!

      لاغر شدن اولین گامش اینه که بتونی قبول کنی که شما هم میتونی لاغر بشی! به حرف نیست که بگی من قبول کردم به تغییر این فرمول ذهنیه که یک شبه نیست و باید هر روز در این مسیر حرکت کنی و ادامه بدی تا یواش یواش درک کنی که میتونی! وقتی میخوای ببینی موضوعی را درک کردی یا نه باید ببینی درباره اون موضوع چه افکاری در ذهنت میچرخه وقتی این افکار تغییر کنه میفهمی که مثلا شما میتونی لاغر بشی! تا وقتی مملو از افکار نمیتونی هست یعنی باور نکردی که میتونی! انقدر باید ادامه داد تا ذهن تغییر کنه و زمانش برای هر کسی متفاوته! بستگی به تمرکزی که میذارید! 

      دنبال نتیجه سریع از لاغری با ذهن نباشید که شکست میخورید! همانطور که من این اشتباه رو قبلا سال ۹۶ کردم و شکست خوردم!

      هدف باید رسیدن به تناسب اندام ایده آل و همیشگی باشه بعضیا میگن فقط میخوایم پاهامون لاغر بشه ، دستام لاغر بشه نمیخوام صورتم تکون بخوره فقط میخوام شکمم لاغر بشه!!!! تناسب اندام ایده‌آل تعیین نکن کجام چی بشه بدنت خودش درست می‌کنه اگه میگی صورتم چاق قشنگه این یه توجیه برای چاقی هیچ چیز چاقی قشنگ نیست!!

      نوشته بچه ها نشون میده که داره افراد توانمندتری در این راه قرار میگیرن و درک فوق العاده ای دارن نسبت به چندین سال پیش! قطعا امسال شما با سال بعدتون متفاوت خواهد بود اگر ادامه بدین! 

      برای انجام دادن فایل ها اهمیت قائل باشین در همه جنبه های زندگیتون هم تاثیر میذاره! به هرچیزی هم که فکرشو نمیکنید میرسید! خداروشکر اکثر دوستان مشتاق هستن و ادامه میدن و نیاز به هول دادن نیستن!!

      اگه بخوای دنیا تغییر کنه باید خودت تغییر کنی!

      مه تاب متناسب و لاغر ایده آل و همیشگی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      1400/04/22 09:57
      مدت عضویت: 1597 روز
      امتیاز کاربر: 3426 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 752 کلمه

      سلام🙂

      وااااای این جمله چقدر حال آدم رو خوب میکنه

      شما لاغر هستین حتی وقتی که چاق هستین

      یعنی خود این جمله به تنهایی کلی حس خوب داره کلی ایمان همراهشه کلی باور خوب همراهشه البته برای ماها اینطوریه ماهایی که در این مسیریم 

      چون اگه این جمله رو به یه فرد چاق که اصلا اطلاعی از لاغری با ذهن نداره بگیم فقط میخنده و ما رو مسخره میکنه😏

      این جمله یعنی اگه من قبول دارم تکه ای از ذات خداوندم پس من متناسبم من ثروتمندم من در سلامت کاملم  چون خدا فقیر نیست ،خدا چاق نیست ،خدا مریض نیست🙂🙂

      خدا ناقص نمی آفرینه چون خودش کامله 

      چاقی یه نقصه و این نقص از ذات و اصل من نیست از خلقت من نیست از خالق من نیست

      من این نقص رو بوجود آوردم من این نقص رو روی ذات کامل و متناسبم ساختم البته که ناآگاهانه بوده  و الان که آگاه شدم میتونم این نقض رو برطرف کنم تا ذات و اصل و طبیعت متناسب و زیبای من خودش رو نشون بده 

      مثل اینه که من یه گوهر ناب و با ارزش و پر نور دارم در وجودم که روش رو با کلی پتو و فرش پوشوندم اگه الان چیزی از نور و جلوه اون گوهر نمیبینم دلیلی بر نبودنش نیست فقط باید لایه لایه این پوشش ها رو بردارم تا نور و تلالو اون گوهر نمایان بشه و زندگی من رو پر نور و زیبا کنه😍😍😍

      خیلی با این فرمایش شما موافقم که در لاغری با ذهن بصورت مویرگی روی احساس خوب ،اعتماد به نفس،روی سلامتی،روی ایمان ،روی روابط با اطرافیان ،روی دوست داشتن خودت و خودشناسی و خدا شناسی و رابطه با خالق کار میشه👌👌👌

      برای من اینطوری بوده که روابط عاشقانه ای که من با همسر جان این مدت تجربه کردم یکی از عاشقانه ترین دوران زندگیم بوده آنقدر از ایشون من محبت و عشق دریافت میکنم که یه جورایی خودم هم شگفت زده میشم 

      آنقدر نیاز به تایید دیگران برای من اهمیتش کم شده که به راحتی با هر پوششی که میل دارم و راحتم میرم سر کار اونم توی شهر کوچیکی که من دارم زندگی میکنم و یه عمر من شنیدم که این لباس رو نپوش زشته اون تیپ مناسب نیست مردم چی میگن واز این جور حرفها🙂

      بدون اینکه به نزدیکترین آدمهای زندگیم بگم دوره لاغری رو دارم انجام میدم و فقط خودم میدونم که چقدر زندگیم هدفمند شده و چقدر کارهای مفیدتری دارم انجام میدم در طول شبانه روز  و چقدر احساسم خوبه نسبت به مشکلات بقیه و جامعه چقدر آسون میگیرم وچندان درگیر مشکلات بیماری و مرگ و روابط داغون بقیه نمیشم به قول شما انگار یه پله بالاتر هستم و از اون پله دارم نگاه میکنم کاری از دستم بر بیاد انجام میدم براشون اونم از موضع توانایی نه از موضع دلسوزی که درگیر بشم🙂

      راضی نگه داشتن بقیه برای من خیلی کم اهمیت شده اینجوری نیست که بی احترامی کنم ولی لزومی نمیبینم همه رو از خودم راضی کنم یه جورایی به قول استاد عباسمنش چرخ های زندگیم روغن کاری شده و خیلی روانتر و ساده تر همه چی پیش میره🙂

      با خودم و با جسمم و با چهره ام خیلی بیشتر در صلحم و  آونقدر مثل قبل درگیر ایراد گرفتن از خودم جلوی آینه نیستم🙂

      افکار و باورهایی که توی ذهنم مرور میشه متفاوت شده و نسبت به قبل لاغری رویا و آرزوی دست نیافتنی و حسرتی که هرسال اول سال به عنوان هدف مینوشتمش نیست و میدونم که وقتی راه رو پیدا کردم و در مسیر هستم بالاخره میرسم اونم به یه تناسب اندام همیشگی 🙂👌👌

      تنها بودن و فایل گوش دادن و کتاب خوندن رو به دور همی و مهمانی رفتن ترجیح میدم 

      نگرانیهام در مورد آینده خودم آینده فرزندم حتی مرگ خیلی خیلی کم شده و توی خیلی از این فکرها که به ذهنم میاد بلافاصله به خدا میسپارمش و کاری که علاقه دارم رو انجام میدم🙂

      ارامشم خیلی حیلی بیشتر شده چون به صورت آگاهانه خودم رو درگیر اخبار مختلف نمیکنم و خودم انتخاب میکنم که به چه چیزی گوش بدم و چه چیزی رو ببینم 🙂

      👌👌🤗🤗🤗🤗واقعا برای تمام این دستاوردها چقدر باید هزینه میکردیم چقدر پول مشاوره و دوره آموزشی میدادیم و چقدر اعصاب و روان و وقتمون رو هزینه میکردیم ولی الان به قول استاد در حالت دراز کش بدون حتی یه حرکت هم داریم لاغر میشیم اونم با یه سرعت منطقی و هم داریم آگاه میشیم و هم از زندکیمون لذت می بریم

      بسیاری از ماها لذت رو به بعد از موفقیت و به بعد از بدست آوردنهامون موکول کرده بودیم ولی الان از همینی که هستیم و از هدر آنچه داریم و از همین لحظه داریم لذت میبریم و این خود خود خوشبختیه🤩🤩🤩🤩🤩🤗🤗🤗🤗

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      1400/01/15 22:46
      مدت عضویت: 1693 روز
      امتیاز کاربر: 3766 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,814 کلمه

      گام ۳۳ شما لاغر هستید حتی زمانیکه چاق هستید .
      سلام .

      یک فرد لاغر در درون من هست که این فرد لاغر برای به ظهور رسیدن نیاز به هیچ کاری نداره .
      بخوابم و فایل گوش بدم و بخونم و بنویسم . چون من قراره لاغری با ذهن رو تجربه کنم که تغییرات رو در ذهنم بایدد اعمال کنم . باید از درونم تغییر کنم . وقتی تمرکزم روی درونم باشه هر چیزی که از من تراوش میشه لاغری هست .
      از کوزه همان برون تراود که دروست .
      و یا
      رنگ رخسار نشان می دهد از سرّ درون .

      ما اگه جسم چاقی داریم یعنی ذهن ما چاقه . اگه چاقی هنوز داره در جسم خودشو نشون میده یعنی کدهای چاق کننده هنوز دارن در ذهن کار می کنند .
      اگر رفتار خودمون رو هنوز چاق کننده می دونیم یعنی فرمولهای چاق کننده هنوز دارن کار می کنند . اگر احساس چاقی داریم یعنی هنوز کدهای چاقی دارن کار می کنند . اگه افکار و گفتگوهای ذهنی در مورد چاقی داریم یعنی کدها هنوز دارن کار می کنند و اگر توجه و تمرکز روی چاقی داریم یعنی هنوز کدهای چاقی دارن کار می کنند .
      خب تمام این چند خط بالا یعنی توجه و تمرکز من روی چاقیه حالا این توجه و تمرکز رو تغییر میدیم .
      اگر فرد لاغری رو میبینیم و خوشحال میشیم از اینکه ما هم دیگه جزء این افراد هستیم یعنی کدهای لاغری دارن کار می کنند . اگر توجهمون از روی چاقی خودمون برداشته شده و کم کم داریم به لاغری توجه می کنیم یعنی کدهای لاغر کننده شروع به کار کردند . اگر افکار و گفتگوهای ذهنی ما بیشتر در مورد توانایی برای لاغر شدن و حل تمرینات و گوش دادن به فایلها و تفکر در مورد فایلهاست و لاغری با ذهن رو تنها راه لاغری دائمی میدونه و مدام افکار و نشونه هایی به ذهنش میرسه که حقانیت این راه براش تایید میشه و میفهمه در مسیر لاغریه یعنی کدهای لاغری دارن کار خودشون رو می کنند . اگر اشتیاق ما به متناسب شدن هر روز وجود داره و با اشتیاق فایلها و تمرینات رو انجام میدیم و مشتاق آگاهی و کشف و دریافت هستیم یعنی کدهای لاغری دارن کار خودشون رو انجام میدن . اگه رفتاری که انجام میدیم تغییر پیدا کرده و میبینیم رهاتر و آزادتر شدیم و فکرمون درگیر چی بخورم و چی نخورم و چیکار کنم و چیکار نکنم نیست و از انجام کارهای روزمره لذت میبریم و کاری که دوست داریم رو داریم به راحتی انجام میدیم یعنی کدهای لاغری دارن کار خودشون رو می کنند . تصویر لاغری داره نمایان میشه . کدهای لاغری آهسته آهسته دارن کنار هم قرار میگیرند و در مجموع تصویری از ما در ذهن ایجاد می کنند که تصویر یک شخص لاغر ۵۰ کیلویی هست که بچه هاش رو داره میبره پارک و داره باهاشون بازی می کنه . من دارم چنین تصویری رو میبینم و امید دارم این تصویر جون بگیره و در وجودم پررنگ بشه و از ذهنیت به عینیت برسه .
      اگه میبینی تصویر لاغری و انتظار لاغر شدن داره در وجودت شکل می گیره یعنی کدهای لاغری و مادری دارن کار می کنند و نیروشون داره بزرگتر از نیروی چاقی ذهن میشه . اگه کم کم داره تصویر لاغری جون میگیره یعنی کدهای لاغری شروع کردن به اجرا و دارن تاثیر عالی خودشون رو بر عملکرد جسم ما نشون میدن .
      کانال لاغری داره نمایان میشه . آنتن من داره با سیگنال لاغری همسو میشه و تصویر سیاه سیگنال موجود نیست داره به تصاویر رنگی تبدیل میشه ‌.
      من یه فرد لاغرم . من یک متناسب هستم و تناسب در وجود من جاری هست .
      کدهای ذهنی من دارن تغییر می کنند و من دارم آهسته آهسته تصویر لاغری رو در مشاهده گر جسمم تماشا میکنم . انتظار من لاغر شدن هست .
      وقتی دیگه تلاشی برای لاغر شدن نمی کنم و دیگه در صدد بر نمیام تا با چاقیم مبارزه کنم یعنی کدهای لاغری داره در وجودم اجرا میشه . چون لاغری با چاقی در صلحه . لاغری با چاقی مشکلی نداره ولی چاقی نه تنها با لاغری مشکل داره بلکه چاقی با خودشم مشکل داره .
      وقتی به یه جایی میرسی که خودت با خودت مشکل داری یعنی راهت غلطه .
      لاغری با هیچ کس هیچ مشکلی نداره . اون آروم و آهسته و در امنیت خاطر داره راه خودشو میره شاید بارها لگد کوبش کردیم ولی او دوباره جوانه زده و رشد کرده و تبدیل به درخت و شاخه و میوه شده .

      الان که بهاره یه نکته ای هیلی توجهم رو جلب میکنه که سالهای قبل اصلا بهشون توجهی نداشتم . روی تنه ی خشک درختان جوانه میزنه . من تا حالا دیده بودم سرشاخه ها جوانه میزدن ولی امسال توجهم به این بود که تنه ی خشک و ضخیم درختان هم برگهای نازک دراورده . یعنی این برگ و جوانه ی نازک چطور روی تنه ی ضخیم و کلفت و خشک شروع به رشد کرده و جوانه زده ؟
      از این مثال عالی استفاده کردم و با خودم گفتم حتی اگه درخت چاقی خیلی ضخیم هم شده باشه جوانه ی لاغری قادره این درخت عظیم و خشک رو بشکافه و از نو در دل همین چاقی متولد بشه . لاغری در وجود ما داره خودشو نمایان می کنه و اولین جوانه ها داره سربلند می کنه و حتی اگه به ظاهر تنه ی اصلی ما خشک و ضخیم و چاق باشه جوانه های لاغری از دل همین درخت ضمخت شروع به جوانه زدن می کنه و تازگی و برکت و جوانی رو به ما هدیه میده .
      خداوند در آیه ی ۶۵ و ۶۶ سوره انفال میفرماید :
      یا ایها النبی حرّض المؤمنین علی القتال ان یکن منکم عشرونَ صابرون یغلبوا مأتین و ان یکن منکم مائة یغلبوا الفاً من الّذین کفروا بانهّم قوم لا یفقهون…؛ «ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ تشویق کن! هر گاه بیست نفر از شما باشند بر دویست نفر غلبه می کند و اگر صد تن باشند، بر هزار نفر از کسانی که کافر شده اند، پیروز می گردند؛ چرا که آنان گروهی اند که نمی فهمند. اکنون خداوند به شما تخفیف داد و دانست که در شما ضعف است. بنابراین هر گاه یکصد نفر مقاوم از شما باشند، بر دویست نفر چیره می شوند. و اگر هزار نفر باشند، به اذن الهی بر دو هزار تن غلبه خواهند کرد. (سوره انفال، آیات 65 و 66)
      این آیه شاید در ظاهر تشویق به جنگ رو در وجود ما تقویت کنه . اما نکته ی جالبی که در این ایه هست اینه که سپاه مومنین حتی اگه تعدادشون کم باشه ولی چون به نیروی ایمان مجهز باشند بر تعداد کثیری از نیروی کفر پیروز میشوند .
      یعنی درست مثل همون جوانه ی نازک که از دل تنه ی ضخین بیرون زده به خاطر نیروی ایمانی هست که همراهشه و به اذن الهی بر سپاه سر سخت و خشک تنه غلبه کرده و پیروز و نمایان شده است .
      خداوند از تک تک موجودات داره پیروزی و موفقیت رو فریاد میزنه . حتی اگه در ظاهر باهم برابر نباشن یعنی حتی اگه چاقی تمام وجود ما رو فرا گرفته باشه لاغری به دلیل ایمان و اذن الهی که همراهشه موفق میشه و لاغر شدن رو به جسم هدیه میده . لاغر شدن یعنی نو شدن یعنی زندگی هر لحظه در حال تغییر و تبدیل است و رو به نو شدن هست و حتی اگر پاییز و زمستانی هم وجود دارد مقدمه ایست برای زندگی دوباره و دوباره از نو شدن .
      پس طبق آیه قرآن ما لاغر هستیم حتی اگر چاق هستیم . چون قدرت لاغری در ما وجود داره و میتونه چاقی رو بشکافه و بیرون بزنه اونم نه به سختی به راحتی . جوانه برای اینکه از دل تنه ی درخت بیرون بیاد اصلا سختی نمیکشه طبیعتش بیرون اومدنه . وقتی صبر کنیم کم کم بزرگ میشه و اگه نشکنیمش تبدیل به شاخه میشه و اگه بازم ازش مراقبت کنیم تبدیل به میوه میشه . این نیروی حیات هست و لاغری در ما زنده است . منتها کار ما اینه این جوانه ها رو میشکنیم که اگه بهش کار نداشته باشیم و فقط سعی کنیم که آب و نور کافی (فایلها ومتنها و تمارین ) رو بهش برسونیم این جوانه ها رشد پیدا میکنه و اگه در این راه استمرار داشته باشیم کم کم تبدیل به شاخه و برگ و درخت میشه .
      نکته ی دیگری که در فایل نظرم رو جلب کرد اراده بود . بله واقعا همینطوره اراده ی مارو هیچ کسی نداره ‌. اتفاقا همین اراده مارو چاق کرد . ما ارادی چاق شدیم نه غیر ارادی . وقتی کسی تونسته تا وزن ۲۰۰ -۳۰۰کیلو بر خلاف جهت طبیعت اصلی شنا کنه ببینید چه دست و پایی زده برای چاق شدن و چطور تلاش کرده که چاق بشه و چطور اون رو برای خودش آسون کرده که به راحتی بر خلاف جهت طبیعت شنا کنه و چاقی رو طبیعت وجود خودش کنه .
      حتی همین حالا که من ۷۰ کیلو هستم و میخوام به طبیعت ۵۰ کیلویی خودم برگردم واقعا چه اراده ای کردم تونستم بیست کیلو خلاف جهت مسیر طبیعی شنا کنم .
      بله ما هممون اراده های قوی داریم چه برای لاغر کردن و چه برای چاق کردن .
      من خودمو چاق کردم پس قادرم خودمو لاغر کنم .
      من اراده کردم و خودم رو چاق کردم چون برای چاق شدن نیاز به اراده است . اما برای لاغر شدن نیاز به اراده نداریم . همین که دست و پا نزنیم و راحت سر جامون بشینیم و خودمون رو بسپریم به دست آب ( فایلها و متنها و تمارین ) به راحتی بدون دست و پا زدن و تلاش و اراده کردن به هدف میرسیم .
      نکته ی بعدی فایل که توجهم رو جلب کرد همدردی کردن بود و سرمون رو لای برف کردن .
      همدردی از خود کلمه اش پیداست یعنی در درد کسی شریک شدن . یعنی در حال بد کسی شریک شدن . پس صد درصد حال ما بد میشه و حال بد ایشون هم چند برابر میشه . پس همدردی یک فرمول کاملا اشتباه . دلسوزی فرمول کاملا اشتباهه . دعا کردن یک فرمول کاملا اشتباهه . خلاصه در غم کسی شریک شدن یک فرمول کاملا اشتباهه . باید جلوی این ورودیها رو گرفت . این باورها رو به جرات باید ریخت دور . باید فقط فکر خودمون باشیم . باید خودخواه باشیم . چون ما فقط مسئول خودمون هستیم نه مسئول کسی دیگه . این خودخواهی غرور نیست . احساس بد نیست . خود دوستی و توجه به خود و تغییر کردنه . ما دنیای خودمون رو فقط میتونیم تغییر بدیم و به دنیای دیگران نباید کار داشته باشیم . ما مسئول دنیای خودمون هستیم و لاغیر . پس سرمون رو از زندگی دیگران بیرون بیاریم و فقط به اهداف خودمون متمرکز بشیم به راه خودمون . به تمریناتمون و به تغییر ذهنیت خودمون در راستای اهدافمون . لاغری رو بیاموزیم . یادش بگیریم مثل تمام مهارتهای دیگه . لاغری یادگرفتنیه وقتی یاد بگیریم و تغییر کنیم کم کم واکنشهای ما تغییر می کنه و لاغری از ذهن به جسم میاد و خودشو نمایان میکنه .
      ما لاغر هستیم حتی اگر چاقیم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      1400/01/12 15:41
      مدت عضویت: 1613 روز
      امتیاز کاربر: 23378 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,272 کلمه

      گام ۳۳

      سلام دوستان همراهم و استاد عزیز

      هنوز مقاله این گامو نخوندم و فایلم گوش نکردم ،خواستم از کاری که مورده علاقمه بنویسم و بعد برم مقاله رو بخونم

      یکی از کارهای مورد علاقه من که اگر وقت کنم دوست دارم هر روز انجامش بدم و تلاش میکنم هفته ای ۵ روز یا بیشتر انجامش بدم ،رفتن برای پیاده رویه همراه با باورسازی کردن و حرف زدن در تنهایی با خودمه ،همیشه تا برسم به پارک نزدیک منزلمون ۱۵ دقیقه ای پیاده میرم و خونه های ویلایی بسیار زیبارو نگاه میکنم ،تحسینشون میکنم،من عاشق تراس های بزرگ و گلکاری شده هستم یا حیاط های پر از گل و گیاه ،انقدر محو دیدن این زیبایی ها با صدای گنجشگ ها میشم که گاهی متوجه نمیشم رسیدم پارک مورد نظر😄

      میدونم توجه بر زیبایی ها هم حس وحالمو خوب میکنه هم توجهمو بر خواسته ها و زیبایی میبره ،در کل مسیر رفت و برگشت و زمانیکه توی پارک هستم ،در حال صحبت کردن با خودم و مرور قوانینم، که حتما یکی از اون باورسازی ها لاغری با ذهنه ،امروز داشتم به خودم میگفتم ،ببین فریده ،قوانین جهان روی همه چیز کار میکنه ،مثلا اشخاصی که روی ذهنیت های ثروت سازشون کار کردن ،مثل استاد عطارروشن،مثل استادعباسمنش وووو و حتی خود من ،،مسیر فکری و ذهنی و مدل زندگی تغییر کرد ،مثلا استاد عباسمنش روی ثروت کار کرد وقتی باورش کرد شیفت کرد به دنیای فراوانی ،روی فرکانس ثروت بود،، که مدام تو چاله های فقر نمی افتاد ،همش پیشرفت های مالی داشت و داره ،همه افرادی که در مسیر ثروت ذهنی قرار گرفتند اگر باور کردند الان دارن فراوانیو تجربه میکنن ،پس منهم که در مسیر ساخت ذهنیت های لاغر کننده هستم باید لاغر شدن را تجربه کنم ،نه چاق شدن رو ،

      اگر باور کنم تجربه هم خواهم کرد  ،من این مدلی با خودم گفتگو میکنم که باورسازی هام قویتر بشه ،پس اولین قدم باور کردنه ،بعد تازه باید باورسازی کنی که این غذاها نیستن که چاق کننده هستن ،این ترس های منه که منو چاق میکنه وگرنه چرا خواهر من چاق نمیشه ،اینهمه آدم لاغرن؟

      و با این روش کلی باورهام قویتر میشه ،انقدر به صحبت کردن در مورد قوانین با خودم عادت کردم که اگر یک روز با خودم چند ساعتی تنها نباشم حالم یجوری میشه ،یعنی نباید فقط فایلهارو گوش کنیم و از روشون رد بشیم باید ذهنمونو درگیرش کنیم ،باید در مورد آگاهی ها تفکر کنیم ،باید اون باورهای قدیمو بشکونیم تا در ما کمتر اجرا بشن ،منکه لذت میبرم از این موضوعات

      حس قشنگیه که بدونم در وجود من هم یک فرد متناسب زیبا وجود داره ،منیکه فقط از خودم تصویر چاق دیده بودم ،حالا مطمئن بشم که در من یک خانم خوش اندام هم هست که زیر یک عالمه احساس بد و ناامیدی و چاقی پنهان شده

      خداوند در وجود تک تک ما هست و آیا خدوند زشتی ست ؟ مسلما خداوند زیبایی است ،عشق است ،سلامتی است

      واقعا که سالهاست دلتنگ خود متناسبم هستم البته متناسب دائمی نه ۵ماه متناسب ۶ سال چاق

      با از بین رفتن آلودگی های ذهنم خود متناسبم میتونه نفس بکشه و وارد دنیای من بشه و این خیلی لذت بخشه

      منکه همیشه تصور میکردم فقط بخش چاق دارم که ابدی و موندگاره

      خودمم از فشاری که بخش سیاه چاقم این چند ماه اخیر روی من داشته ،متوجه شدم ترسیده و داره زورهای آخرشو برای موندن میزنه ولی نمیدونه که فایده ای نداره و باید بره تا روشنایی به زندگی و قلبم بتابه

      قبلا که اعتقاد داشتم من تحمل سختی های رژیمو و ورزشو دارم و اراده م قویه ،میتونستم رژیم های طولانی بگیرم و مدام در ورزش باشم و لاغر هم میشدم ولی از ۷ سال پیش که خسته شدم و گفتم من دیگه تحمل رژیم و ورزش های سختو ندارم متوجه شدم اراده منهم از بین رفت و دیگه نتونستم رژیم بگیرم ،آخرین رژیمی که گرفتم ۱۵ روز قبل از ورودم به این دوره بود که کلا نتونستم اون رژیمو بیشتر از ۲۰ روز ادامه بدم ،رهاش کردم و اومدم اینجا و بلخره برای همیشه از شر رژیم راحت شدم

      اطمینان من به این روش ۱۰۰۰ درصده و حاضر نیستم دیگه به مسیرهای قبلی حتی فکر هم بکنم

      من احساس میکنم از جای قبلیم ،که چاقی بود ،خیلی دور شدم ،انگار نه انگار که من اون روزهارو تجربه کردم،انقدر غرق دنیای جدید خودم شدم ،انقدر احساس رضایت دارم

      بقول استاد اولین فایلی که اینجا گوش کردم انگار آبی بود که بر آتش ریخته شد و تمام اون ترس هام از بین رفت و نور بزرگ امیدواری در من روشن شد ،با اینکه بدو ورودم به این سایت اینترنت در ایران برای ۱ هفته قطع شد و من چند تا فایل استاد را ضبط کرده بودم که برای دوستم بفرستم ،از همون چندتا فایل به تکرار استفاده میکردم و منتظر بودم نت وصل بشه تا بتونم دوره هارو بخرم و دوستم بشدت مخالفت میکرد و من اصلا توجهی به حرفش نداشتم و خیلی سریع دورها رو خریدم و وارد دوره ها شدم ،من هر جاییکه به الهامات دلم گوش کردم و اون فایل هارو خریدم یه تکون بزرگ به زندگی من داده ،عید ۹۹ هم بهم الهام شد دوره های یکی از اساتیدمو بخرم ،بازم دوستم گفت نه بابا نخر ،ولی من همشونو خریدم و انقدر تغییرات داشتم که در حال حاضر دوستم هم موافقشون شده و میگه خوب شد که به الهاماتت توجه کردی

      من فرزند سوم خانواده هستم ،۲تا خواهر از خودم بزرگتر دارم که وقتی بدنیا اومده بودن ۱ کیلو بودن و همه فکر میکردن خواهران من خواهند مرد از ضعیفی و من وقتی بدنیا اومدم ۴ کیلو و نیم بودم که هم رکودو زده بودم هم خانواده خوشحال از بدنیا آوردن یه بچه تپل که اتفاقا خوش غذا هم بودم که مدام مورد تشویق خانواده و دیگران قرار میگرفتم که ببینید فریده همه چیز میخوره همیشه هم سالمه و اصلا دکتر نمیره ،دقیقا هم همینطور بود خواهرانم مرتب مریض میشدن و راهی دکتر بودن ولی من روز به روز چاقتر و سالمتر میشدم البته تا سنین کودکی مورد تشویق قرار میگرفتم و بعد از اون مورد سرزنش و شماتت دیگران و پدر و مادرم بودم و پدرم مرتب مراقب من بود که چیزی نخورم ،حتی در یخچالو قفل میکردن که من پنیر نخورم یا مرتب خورده خوری نکنم

      اراده منم تو لاغر شدن انقدر زیاد بود که مادرم مسخره م میکرد میگفت برو جلوی ورزشگاهتون چادر بزن ،خونه نیا ،تو تا میایی خونه دوباره فرداش باشگاهی ،خواهرم هر وقت میخواست نماد پشتکارو مثال بزنه ،منو مثال میزد و این اراده در تمام کارهای من رسوخ کرده بود ،هر روز چندین تا ورزش و سالنو میرفتم،طبق رژیم غذایی مصرف داشتم ،محال بود یه حبه قند بخورم یا شکلات ،مو به مو موارد رژیممو رعایت میکردم،نون باگتمو سانت میزدم ،میوه مو روی کالری وزن میکردم به گرم میخوردم ،کارهایی میکردم که همه تعجب میکردن ،اونم نه ۱ سالو نه ۲ سال ،۲۰ سال کارم شده بود ورزش رژیم سالن واقعا اراده میخواست ،اگر روی هر کار دیگه ای تمرکز کرده بودم الان یه شخص مهمی شده بودم

      خداور شکر از زمان ورودم به دوره ها هر روز تمریناتمو انجام دادم و جاهاییکه به کمک نیاز داشتم یا تو فایل بعد به جوابم رسیدم یا کامنت دوستانمو خوندم بهم کمک شده و یا از استاد پرسیدم و به زیبایی تو این مسیر موندم

      این دوره تنها چیزی که نداره گرسنگی و سختی یا ورزش

      اینجا جای تغییر دادن درونیات و شخصیت قدیم به یک هویت جدید که میخواد در راستای خواسته های جدیدش که یکی از اونها تناسب اندامه زندگی کنه

      منکه با اشتیاق بیشتر ادامه خواهم داد تا باز هم در قسمت شگفتی سازان باز هم برای بار دوم شگفتی ساز بشم و زندگی متفاوت تر از قبلو برای خودم میسازم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1399/12/10 01:43
      مدت عضویت: 1646 روز
      امتیاز کاربر: 27931 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,694 کلمه

      من هم جز اون افرادی هستم که چند وقتی هست که اضافه وزن پیدا کردم یعنی بعد از ازدواجم من چاق شدم و هر عکس و فیلمی رو که از گذشته ی خودم میبینم کاملا لاغر و متناسب بودم بدون هیچ رژیم و ورزش خاصی و خود به خود متناسب بودم و وقتی که بعد از ازدواجم چاق شدم هیچ وقت نگفتم چاقی من ارثی و یا ژنتیک من هست و هیچ وقت این افکار رو نداشتم و اما هیچ وقتم دلیل اضافه وزنم رو نمی دونستم ولی به وضوح میدیدم خوردنم بیشتر شده و خیلی بیشتر میخوردم و همیشه میگفتم اشتهام که زیاده من رو چاق کرده و بیشترین دلیل اضافه وزنم رو اشتهای زیاد خودم میدونستم.

      مقاومت ذهنی که خیلی از افراد بارها میگن یه جمله ی خنده دار هست و اصلا همچین چیزی ما نداریم و اگر هر کس داره به خاطر نداشتن آگاهی و اطلاعات صحیح در اون زمینه هست .
      پس من مقاومت ذهنی ندارم به اندازه ای که ذهنم رو از افکار اشتباه پر کردم من مقاومت دارم .( در واقع ذهن هر جا که نمیخواست از حیطه ی امنش خارج بشه چون اون موضوع رو نمیشناسه و از اون اگاهی نداره یا براش سخته و مورد رضایت ذهن نیست چون براش کار لذت آوری نیست همکاری نمیکنه و ما میگیم مقاومت داره در صورتی که اول باید خواسته و ذهن در هماهنگی کامل قرار بگیرین )
      اشخاصی هستن که میگن من فقط ۳ کیلو یا ۵کیلو اضاقه وزن دارم و هر کاری می کنم این ۵ یا ۳ کیلو کم نمیشه ولی یه فرد چاق رو بگو تو میتونی ۳ یا ۵ کیلو کم کنی اون به راحتی میگه من میتونم ۳ یا ۵ کیلو کم کنم و چرا اون فرد نمیتونه کم کنه؟؟؟ چون روی اضافه وزنش تمرکز کرده و بارها گفته من نمیتونم این ۳ یا ۵ کیلو روکم کنم .(من خودم احساس میکنم در این مسیر ده کیلویی کم کردم شاید ها دقیق نمیدونم شاید کمتر و یا بیشتر ولی حالا که میخوام ۵ کیلو دیگه کم کنم بازم نمیدونم حدودی میگم یه نجوای منفی هست که میگه آخرهای اضافه وزنت رو سخته کم کنی و این ۵ کیلو رو دیگه نمیتونی کم کنی ولی من با صدایی بلند تر از اون منفی باف درونم ،میگم چرا نتونم من تغییر کردم خوردنم تغییر کرده رفتارهام و علایقم و شخصیتم تغییر کرده و همین تغییرات باعث شده کلی وزن کم کنم پس بقیه تغییرات هم به وجود میاد خود به خود و اصلا کار سختی نیست فقط من باید در مسبر باشم اگر تونستم یه کیلو کم کنم پس میتونم ۵ یا ۶ کیلو دیگه هم کم کنم و بسیار ساده و آسون هست )

      لاغری با ذهن از طریق ذهن هست نه از طریق عرق کردن و ورزش کردن نیست .(این روش یه متد جدید هست که فقط روی افکار و ذهن من کار میکنه و نگرش من رو و رفتار های من رو تغییر میده و در آخر جسم لاغر رو رقم میزنه کار سختی نیست ولی آسون هم نیست البته از ورزش کردن و رژیم گرفتن بسیار ساده تر هست )

      فکر کن ببین چقدر درباره ی چاقی تحقیق کردی و راه های رهایی از چاقی رو جستجو میکردی و چقدر برای رهایی از چاقی ورزش،و رژیم گرفتی در واقع داشتی برای چاقی تلاشی میکردی چون روش اشتباه بوده .
      ( من قبلا از صبح تا شب رژیم سخت داشتم و ورزش میکردم اما بی فایده بود و فکر میکردم من ناتوانم و بی عرضم چقدر من محدودیت داشتم چقدر من غذاها رو میدیدم و نمیخوردم و مسخره ی بقیه میشدم و همیشه خودم میگفتم تا کی اینجوری باید بخورم من دلم خیلی چیزا میخواد پس چرا وقتی چاق میشدم میگفتم بی ارادم ؟؟ چون راه من غلط بود برای همیشه جواب نمیداد و در نهایت ذهن چاقم بر من غلبه میکرد و من رو شکست میدادو چاق میشدم ولی من دوباره شروع میکردم به به رژیم دیگه و ورزش سنگینتر در کنار اونو اما چه فایده نتیجه ماندگار نبود و از همین اذیت میشدم )
      اگر من این اراده رو در هر کاری دیگه مثل یادگیری زبان انگلیسی صرف میکردم الان بسیار موفق بودم پس اراده ی آدم چاق رو هر انسانی نداره اما این اراده رو ما بد استفاده کردیم .
      (من یادم میاد چقدر هر روز تو گرما و گرد و خاک شدید خوزستان که اون موقع ها که من میرفتم اوضاع خاک خیلی ناجور بود که همسرم خواهش میکرد نرو ولی من با تعهد و ترس از اینکه چاقتر میشم میرفتم باشگاه و یا در ماه رمضان که در این چند سال اخیر افتاده بود در وسط تابستان خوزستان که من در این گرما ی خوزستان هم روزه بودم هم آشپزی میکردم هم باشگاه میرفتم که در این ماه رمضان تعداد بچه های باشگاه در حد ۳ یا ۴ نفر میشد اما من بازم میرفتم و باشگاه رو ترک نمیکردم و عید و سرمای سوز اینجا من میرفتم باشگاه بدون حتی یه جلسه غیبت مگر اراده چی بوده ؟؟؟چقدر غذاهای بدون روغن و بد مزه و محدود و … میخوردم دیگه اراده از این بالاتر من که سراغ ندارم )
      من میخوام یه ذره از اون اراده رو بیارم داخل یادگیری لاغری با ذهن و هر روز جلو برم تا فضای ذهنی من عوض بشه و تمام تمرکزم رو میزارم روی این موضوعات
      و خودم رو درگیر هیچ موضوع دیگه ای نمیکنم مثلا فوت فلانی و یا اخبار و حوادث و مریضیا .(چقدر در اطراف ما زیاد هست و همه در مورد این چیزا صحبت میکنن ولی من یاد گرفتم این ذهن من هست مال من هست و فقط مخصوص من هست و ذهنم رو در گیر مسایل بقیه نمیکنم و فقط روی مسایلی که خودم دوست دارم تمرکز میکنم و دقت میکنم و براشون وقت میزارم تا نتیجه رو بببینم اخه چرا ذهن من هست ولی بخوام با ذهنم به مرگ یه شخص دیگه فکر کنم ؟؟؟ و به اندازه ای که برای خودم وقت گزاشتم و روی خودم و مسایل خودم کار کردم تونستم نتیجه رو ببینم و موفق بشم )
      من حواسم رو میدم که لیز نخورم چون مسیر لاغری به شدت لیز هست
      چرا خیلی افراد لاغر چاق نمیشن چون ذهنشون خراب نشده و ذهنشون در مسیر درست هست .(مثل دختر خودم بسیار ذهنش درست و در مسیر هست و هیچ فرمول چاقی نداره و تحریک نمیشه و ترس نداره و به دنبال برچسب زدن به غداها نیست و اصلا بلد نیست پرخوری چیه و فقط در حد نیازش میخوره )

      هیچ وقت فکر نکن برای لاغر شدن باید کار خاصی بکنی مسیر لاغری در وجود ما هست و لی ما بیراه رفتیم .( اصلا به قول استاد یه سری کارها رو انجام ندیدم خود به خود لاغر میشیم و نیار نیست کار خاصی بکنیم مثلا در مورد چاقی خودت با کسی حرف نزن و یا اینکه خودت رو وزن نکن و راه های لاغری رو پیگیری نکن و … خود به خود لاغر میشی )
      در لاغری با ذهن من مسیرهای جدید رو شناختم و بیراه نرفتم و این مسیر جدید نیاز داره به فایل گوش دادن و نوشتن در مورد چیزی که از ما خواسته شده و فقط از این طریق بر نامه ریزی انجام میشه (ما بارها در مورد چاقی نا خواسته از خانواده و اطرافیان و دوستان و بقیه حرفهایی شنیدیم و حرف هایی زدیم و کارهایی دیدیم و به اون شنیده ها عمل کردیم تا چاق شدیم و اما برای لاغری با ذهن کسی نیست که باهاش حرف بزنیم و یا به حرفهای اون گوش بدیم پس تنها راهش اینه که آگاهانه داخل سایت بیاییم و همینجا چون همه در این مسیرن پس اول گوش بدیم و بعد بنویسیم و تبادل نظر کنیم و به حرفهای استاد عمل کنیم تا موفق بشیم )

      ما میخواییم روی ذهنی که مملو از افکار چاقی هست کار کنیم پس زمان میبره تا ذهنمون رو وارد مسیر اصلی کنیم .(در هر کس این زمان متفاوت هست و هیچ وقت خودمون رو با بقیه نباید مقایسه کنیم هر کس به اندازه زمانی که میزاره و وقت صرف میکنه نتیجه میگیره )

      بنابراین برای لاغر شدن اولین گامی که باید برداریم این هست که باید باور کنیم میتونیم لاغر بشیم و این به حرف نیست که ما بگیم من قبول کردم لاغر بشم نه باور کردن اینکه میتونی لاغر بشی به تغییر فرمول ذهنی هست که یک شبه نیست (واقعا به حرف نیست من دارم میبینم رفتارم و افکارم تغییر کرده پس میگم میتونم لاغر بشم در همین باغ رفتن های آخر هفته که با خانواده ام همیشه میرم در جمع ما هم آدم های متناسب هست هم آدم های لاغر هست که رفتارها ی اونها رو موشکافانه میبینم چاقها فقط میخورن و گله و شکایت هم دارن که این همه مواد غذایی هست که باعث چاقی ما میشه و یا میگن که اخر هفته که میشه و میاییم بیرون داخل فضا سبز دیگه انگار اشتهای ما زیاد میشه و ما به اندازه ی کل هفته پرخوری میکنیم و یه کلی غدا میخورن و بعد کلی شیرینی با چایی و بعد تخمه ولی متناسب به هیچ عنوان اینطور نیست و من تعجب میکنم خوب اگر گرسنه نیستی چرا میخوری اگر هستی خوب چه فرقی داره داخل باغ باشی یا داخل خونه اما میدونم مشکل اونها در افکار و ذهنشون هست اما من توجهم روی نیاز جسمم هست اونها روی محیط و مواد خوراکی و به خودم میگم تو میتونی لاغر بشی چون یادش گرفتی و به هیچ عنوان پرخوری نمیکنم و مواد غذایی مصرف نمیکنم مگر گرسنه ام باشه حالا هر جا که باشم )

      با تغییر افکارم این تغییر فرمول رو درک میکنم باید ببینم در مورد اون موضوع چه فکری در ذهنم هست و چه فکری در ذهنم میچرخه .. واین زمان در افراد مختلف متفاوت هست و این بستگی به هر شخص داره که تمرکزش روی چه چیزی هست و به دنبال لاغری سریع نباشید و تمام تمرکزتون رو بزارید روی لاغری ایده آل و تناسب اندام خودش درست میشه
      شما اگر فکر میکنید صورت چاق قشنگه این توجیح چاقی شما برای اون اندام هست وگرنه هیچ اندام چاقی زیبا نیست پس بزاریم تمام اندام ها ایده ال باشن و جسم ما به روند خودش برای تناسب ادامه بده خودش کار رو بهتر بلد هست .(وای منم قبلا خیلی از این حرفها و افکار داشتم ولی حالا دقیقا دقیقا بر عکس شدم و خیلیها و خودم هماز این تغییرات تعجب میکنم من همیشه بعد از رژیم از لاغری صورت و دست و پام گله داشتم و میگفتم صورتم زشت شده انگار بینی من بزرگتر شده و پوستم چروک و شل شده به همه میگفتم و همیشه حسرت صورتهای چاق با اندام لاغر رو داشتم ولی حالا از هر اندام چاقی حتی صورت حتی دست و پا بدم میاد و حالا که نگاه عکسهای گذشته ی خودم میکنم میگم چرا از صورتم بدم میومد چه صورت ظریفی داشتم این قشنگه و حتی در صحبتهام که میگم همه تعجب میکنن تو که بدت میومد میگم نه دیگه اصلا از چاقی در هیچ کجای بدن خوشم نمیاد و همه تعجب میکنن اما واقعا متوجه شدم در این مسیر لاغری افکار و علایقم و سلیقه ام و رفتارام حتی تغییر کرده در واقع شخصیت من داره تغییر میکنه و یه آدم متناسب شدم و این رو هم بگم با اینکه کلی وزن کم کردم و لی همه میگن چه پوست صورت خوب شده چه صورتت خوش فرم هست و لاغر نشده و من میدونم به خاطر این مسیر زیبا هست که غرق در آرامش،و شادیم زیبایی هم در کنار لاغری به من میده .)

      فردی که در مورد هر موضوعی و یا فایلی زیاد کامنت میزاره یا کامنت با متن های طولانی میزاره نشون میده جقدر قشنگ موضوع رو درک کرده که تونسته اینقدر زیاد بنویسه و این فرد بسیار توانمند هست .
      این مسیر شگفتی ساز شدن هست همین خوب گوش کردن و خوب نوشتن ما باعث میشه شگفتی ساز بشیم (من بعضیا رو میشناسم که میگن دیگه فایلها رو گوش بدیم لاغر میشیم یا فایلهای فلانی رو گوش بدیم پولدار میشیم و منم بارها گفتم بهشون نه اینطور نیست باید در کشون کنیم باید وارد ذهن ما بشن و جز آگاهی ما بشن و.برای اینکه آگاهی ما بشن هیچ راهی برای ما نیست مگر خوندن و نوشتن و گوش دادن که با استمرار در کنار اینها به موفقیت میرسی )

      و هر کس با این پشتکار ادامه بده قطعا سال به سال پیشرفت میکنه و از سال پیش خودش متفاوت خواهد شد .
      چون فرمولها داره درست میشه در تمام جنبه های زندگی تاثیر میزاره در روابط در احساس شادی د ر سلامتی در اعتماد به نفس و … ( من واقعا از وقتی که دارم داخل موضوعات ذهنی و کنترل ذهن روی خودم کار میکنم دنیام متفاوت شده از لحاظ اعتماد به نفس،و از لحاظ سلامتی و روابط و آرامش و شادی درونی و … بارها به خودم گفتم تمام اینها رو مدیون چاقی و اون اضافه وزنم هستم و چقدر خدا رو شاکرم که وارد این مسیر عالی شدم طوری که بعضی مواقع فکر میکنم به وزن دلخوااهم چه بخوام چه نخوام میرسم باید دنبال بقیه ی خواسته هام باشم در کنار لاغری ولی فعلا بیشترین تمرکزم روی لاغری هست ولی به لطف خدا به بقیه خواسته هام در کنار لاغری دارم میرسم )

      چقدر جاها ما باید حاضر میشدیم اما نشدیم چون چاق بودیم و عقب افتادیم و خجالت کشیدیم
      من برای خودم خیلی ارزش قایلم و هر روز یک گام بر میدارم ( من الان واقعا در گیر مدرسه ی فرزندم که کلاس اول هست هستم و دخترم هم که هست و همسرم و کارهای خونه هست و آشپزی هست و خیلی کارهای شخصی دیگه و …. هست ولی من از این راه جدا نشدم و راهم رو ادامه میدم چون برای خودم ارزش قایلم و من یه تایمی رو در روز و شب به فایل گوش دادن و نوشتن اختصاص دادم و به هیچ کار دیگه ای مشعول نمیشم چون برای خودم ارزش قایلم ) .
      من نمیشه همون آدم قبلی باشم ولی نتیجه تغییر کنه نه نمیشه دنیا تغییر کنه تو باید تغییر کنی تا دنیات تغییر بکنه دنیای تو با بقیه ی افراد حتی افرادی که باهاشون زندگی میکنی ممکنه متفاوت باشه .(چقدر عالی بود واقعا همینطور هست من دقیقا خودم در حال تغییرم و گرنه اطرافیان من و دوستان من که هموناهستن و یا خدای من که همون خدای دیروز و پارسال و یه هفته ی پیش من هست یا شهرم و کشورم پس هیچ چیز من در اطراف من تغییر نکرده اما افکار من و باورهای من و نگرش من و اعتقادات من در حال تغییر هستن و نتیجه های جدیدی و متفاوتی هم دارم میگیرم چون من در حال تغییرم )

      و تنها راه تغییر کردن فایل گوش دادن و خوندن و نوشتن هست .

      پس این مسیر لاِغری با ذهن بسیار آسون هست فقط کافیه فرمولهای ذهنی ما تغییر کنه تا شگفتی ساز بشیم ( من عاشق این مسیر و دورهای عالی استاد عطار روشن عزیز هستم و خوشحالم که روز به روز بر آگاهی های من اضافه میشه و من هر روز از روز قبل در وضعیت بهتر فکری و بعد جسمی قرار میگیرم پس تا زنده هستم در این مسیر می مانم چون در این مسیر همه چیز عالیه و من بی نهایت لذت میبرم )

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ☺️s-moazamiy0🤗
      1399/12/03 18:18
      مدت عضویت: 1203 روز
      امتیاز کاربر: 734 سطح ۲: کاربر متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,999 کلمه

      سلااااام سلاااام وقتتون بخیر و خوشی حالتون چطور استاد و دوستان عزیزم..فایل ۳۳ از مسیر لاغری من (شما لاغر هستید حتی زمانی ک چاق هستید)!!!
      و دیدن و تکرار این جمله چقدر دلچسب بود و لذت داشت برام تکراش خدایی..واونجایی ک گفته بودید ک وجودما از خداست ،خدایی ک ن فقیر ، ن چاق ، ن حسود ، ن خشمگین….بعله من از افرادی هستم ک مشتاقم برای تغییر، تغییر ذهنم ، تغییر افکارم ، تغیر رفتارم ، تغیر جسمم ک این تغییرات زندگی منو دگرگون خوب و عالی میکنه و صدر صد در روابط من تاثیر فوق العاده ای خواهد گذاشت .و من صاحب اعتماد بنفس ، عزیت نفس ،آرامش درونی میشم و چ لذت بخش این مسیر لاغرشدن ،،ک اسمش لاغر شدن هست در حالیکه کللللل جنبه های زندگی رو متناسب میکنه و من چ بنده ی خوش سعادتم ک دراین مسیر سبز همسفر دوستان عزیز و خاص خداوندم ،،،😍❤️🌹
      🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸من با گوش دادن و شنیدن این فایل از استاد عزیز و بزرگوارم با درک و برداشتم ب این نتایج رسیدم ک محتوایی فایل امروز دربرگیرنده ی (باور ،اراده ،قشنگی چاقی و لاغری ، برنامه ریزی ذهنی ، راه شگفتی شدن ، حال خوب استاد نسبت ب ما 💃😊💪🤭 ، امیدواری و ادامه دادن )هست..ک هرکدوم در ادامه شرح مطلب تعریفی رو براش در نظر گرفتم…
      لطفا با من همرا باشید🙏🙏🙏🙏
      🔴موضوع اول #باور#
      خب ما راجبه باور بارها حرف زدیم تحلیل کردیم و درک کردیم و ب این باور رسیدیم ک باور نقش مهم و خاصی رو در هرزندگی ازافراد ایفا میکنه…من ی فکری کردم امیدوارم ک درست باشه 🙏ما تو فایل های قبل یاد گرفتیم ک باید زبان لاغری رو یاد بگیریم…بعد من گفتم حالا ک میشه زبان لاغری رو یاد گرفت …چ خوب میشه اگ بتونیم ک زبان باور رو هم یاد بگیریم 😊بنظرتون میتونیم ؟؟؟!!🤔
      من برای خودم اینجوری جاش انداختم ک من باور لاغر شدن رو ایجاد کنم بعدبا تکرار فایل ها و آموزش ها اون باور رو انقدر تکرار کنم ک ذهنم ب شنیدنش عادت کنه.و بعد بهش متعهد بشم حالا چطور متعهد بشم 🤔🤔گفتم بااستفاده ازون تکرار ها ک قرار عادی بشه برای ذهنم طوری ب اتفاقات نگاه کنم ک حس خوبی رو ب من بده و در کنارش متعهد ب باورهای مثبت بشم.چطور؟؟؟یعنی حالا ک من باور لاغرشدن رو در مسیر لاغری با ذهن رو ایجاد کردم و بهش متعهد شدم ک انقدر تکرارش کنم و ذهنم عادتش بشه حالا فکرای مثبت ایجاد کنم ک اگ افکار منفی و محدود سراغم اومدن و گفتن ک اگ نشد چی ؟؟اگ اتفاقی نیوفتاد چی ؟اگ نتیجه ای نگرفتی چی؟؟ تو نمیتونی !! کن بااون مثبت اندیشی به اون افکار توجهی نکنم و اونقدر خودمو غرق باورم (لاغر شدن),کنم ک اونا خود ب خود محو بشن.. انشاءالله 🙏 پس ما باید یاد بگیریم ک دراین مسیر باور کردن مراقب ورودی های ذهن و افکار و نجواهای منفی باشیم و تلاش کنیم آن چیزی باشیم ک نیستیم .استاد درست میفرمایید ک مالاغریم در حالی ک چاق هستیم …ما پیش فرضمون متناسب بوده …حتی اگ الان آرزوی وزن ایده آل رو داریم ی زمانی توی اون وزن بودیم حتی یک روز حتی یک ساعت بالاخره بودیم توی اون وزن ..پس ما لاغریم و الان ی لباس چاقی رو ب تن داریم ک باید یاد بگیریم ک ازین لباس رها بشیم و لباس خودمون رو دوباره ب تن کنیم حتما شنیدیم ک لقمه رو اندازه دهنت بردار ..حالا ما باید لباسمون رو اندازه خودمون برداریم😊💪🙏و تن کنیم این لباس چاقی خیلی بزرگه ب تن ما 😬🤭👊
      خب این مراقبت از افکار و نجواهای منفی شاید سخت باشه ولی برای اراده ما چاقها حکم همون ۳ کیلو وزن کم کردن رو داره از اضافه وزن ۴۰.۵۰.کیلو..پس وقتی ک افکار و نجواهای منفی اومدن ما باید سراسر وجودمون رو پراز احساس خوب کنیم ..و این احساس خوب در ذهن ما کم کم عادت میکنه ک ناخودآگاه مثبت فکر کنه انشاءالله 🙏🌹
      خب حالا بیاییم زمانی ک داریم باور اینک ما میتونیم در این مسیر (لاغری با قدرت ذهن)نتیجه بگیریم رو ایجاد میکنیم ،در کنارش ی کاره مفیده دیگ رو انجام بدیم .بیایید باورهای محدود کننده رو شناسایی کنیم ک تو نمیتونی ، اراده نداری ،بعد آنها رو پاکسازی کنیم تا خود ب خود از بین برن و این روند مانند یاد گرفتن زبان ادامه داره تااخرعمر.
      باورهای ما در ضمیر ناخودآگاهمونه ک همون باید ها و نباید هارو تعیین میکنه تصمیم ها و رفتارای مارو کنترل میکنه و فرمان فعالیت های مارو ب عهده داره.ب این شکل ک ؛
      باورهای ما 👈هدایت مغزماب ضمیرناخودآگاه.
      باور ها اهمیت خاصی دارند چون ک لاورخاست ک ب زندگی هامون جهت میده.باور هااز جنس افکار ماهستن.افکارها از طریق ورودی های مغزماساخته میشن ورودی های مثل :(خاطرات گذتشته ، صحبتهامون ، شنیدها ، دیدهها ، نوشتهها ، مطالب مختلف ، )
      مثلا وقتیک استاد تو فایل اشاره ب افرادی کردن ک درگیر مردن اشخاص دیگر هستن و از فایل و تمرینات عقب افتادن ،،اینا ورودی های منفی ذهن این افراد است.و حال بد آینده رو براشون رقم میزنه و باورهای محدود کننده ان.
      من از حرفای استاد ک گفتن همه ی فایل ها ، تمرینات ، جزوه ها برای بچهای سرزمینها لاغرها یکی ولی بستگی بعمل کرد فرد داره ک با چ موضوعاتی درروز درگیرن اینو برداشت کردم ک :
      طی روز ب هر موضوعی ک بیشتر توجه کنیم مغز ما آنرا بیشتر میپذیرد اون موضوع ب مرور ب باور ما تبدیل میشه …
      وازین حرف ایشون ک با احساس و حس خوب تمرینات رو انجام بدیم و فایل گوش کنیم ب این نتیجه رسیدم ک وقتیک ما باوری رو ایجاد کردیم و در حال تکرار هستیم اگ حالمون و حسمون خوب نباشه ..اشتیاق و استمرار نداشته باشیم اون باور ب شکل جدی و تاثیر گذار شکل و ایجاد نمیشود.و کم کم برامون محو میشه و فراموش میکنیم..
      گفتیم ک باورها در هر جنبه از زندگی مهم و خاصن این باور در مورد لاغری و چاقی هم هست ..اگر ما باور کرده باشیم ک ما نمیتوانیم لاغر شویم یقینا ما در بیشتر مواقع با مشکلات و مسایل لاغری رو ب رو میشویم..اما اگر باور داشته باشیم ک میتونیم دراین مسیر (لاغری با قدرت ذهن)لاغر شویم با تلاش ن چندان سخت و عمل ب آموزش ها میتوانیم ب آن برسیم ..فقط باید باورهامون رو ک ما نمیتوانیم رو ب باورهای ما میتوانیم تغییر بدیم 💪🙏👌👏
      🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

      🔴موضوع بعدی :#اراده#:
      ما چند بار تصمیم گرفتیم بریم پیاده روی و میدونستیم ک پیاده روی حالمون رو خوب میکنه ولی تنبلی اجازه این کارو نداده و بجای رفتن ب پیاده روی یا چیزی خوردیم یا نشستیم پای تلویزیون…چند بار تصمیم گرفتیم رژیم بگیریم ، صبح زود بیدار بشیم ، اما اراده این کارو تو خودمون نمیدیدیم.چند بار با شوق و ذوق کاری رو شروع کردیم ولی نیمه تمام گذاشتیمش ؟؟اگ جواباتون منفی ناراحت نباشید ..ما میتونیم در مسیر لاغری باقدرت ذهن یاد بگیریم ک چطور این موانع رو از سرراه برداریم ..فقط باید هدف ، داشته باشیم توانایی ش رو تو خودمون ببینیم ، و برنامه ریزی کنیم..💪
      راستش من قبلا اراده رو توی این جمله میدیدم ک اگ حالا میخاستم کاری رو انجام بدم یا تصمیمی داشتم ک خواستن توانستن است ..و من ی فکر مسخره ای داشتم ک چون این جمله رو گفتم دیگ لازم نیست ک کاری رو انجام بدم ..چون من میخام میشه بدون هیچ تلاش و کاری..در حالی ک تو این مسیر متوجه شدم ک تمام اون سالهایی م من رژیم میگرفتم و ورزش انجام میدادم این اراده من بوده ک از داشتنش غافل بودم….و همیشه خودم و بی اراده و بی عرضه میدونستم….
      خب حالا با دونستن اراده ب این درک رسید م ک تواین مسیر لاغری ک من هدفی رو تعیین کردم (لاغر شدن )باید برای رسیدن بهش پشتکار ، اراده مستحکم ، داشته باشم و این اراده مستحکم نیاز ب علاقه و تمرین داره.
      مثلا اگ میخاییم ورزشکاره با استعدادی و بشیم باید قدرتمند و بااعتماد ب نفس ورزش رو دنبال کنیم و با علاقه تمرین کنیم..این مثال درمورد لاغر شدن هم هست ک اگر میخواهیم لاغرشویم باید بااراده ، پشتکار ،پر قدرت ، بااعتماد ب نفس ، و علاقه تمرینات رو انجام بدیم و عمل کنیم..
      🔴موضوع بعدی:استاد میگن ک بخواب و فایل گوش بده لاغر میشی 😊💃این حرف ب این معنی نیست ک فایل رو بعنوان قصه گوش کنیم ک خوابمون بره…یا بابی حالی و ب زور فایل ها رو گوش بدیم و تمرین ش رو انجام بدیم ک رفع تکلیف کرده باشیم…در کنار این دراز شدن و فایل گوش دادن باید حال خوب ، حس خوب. اشتیاق ، استمرار ، لذت از گوش دادن و تمرینات نوشتن ،آرامش ، اعتماد ب نفس بالا ، عزت نفس ، اراده ،شوق ، ذوق باید داشته باشیم ..هرکدوم لزین کلمات تعریفی داره برای خودش تواین مسیر ک من فقط از 2تاش تعریفی رو میکنم ک
      اگ حالمون خوب نباشه حسمون خوب نباشه چیزی از فایل ها متوجه نمیشیم و با بی رمغی ممکنه خوابمون بره …ولون بی حالی و حس خوب نداشتن تو ذهنمون فرمول منفی باف رو تحریک میکنه ک بیاد سراغمون رو مارو از ادامه راه و فایل گوش دادن منع کنه منحرفمون کنه ..بهمون بگه دیدی نمیتونی دیدی علاقه نداری و ما کم کم رها میکنیم ..یکی دیگ ک موضوع مورد بحث امروزه اراده ست ک اگ اراده نداشته باشیم خسته میشیم ..نایی ک اون همه اراده داشتیم میدویدیم برای لاغری حالا فقط ۱۰ درصدش کافی ک ما رو ب هدفمون ب ایده المون برسونه فقط و فقط ۱۰ درصد…پس ارادمون رو قوی کنیم سر حال و قبراغ فایلها رو گوش و تمریناتمون رو انجام بدیم و مطمین باشیم و باور کنیم ک باهمین کار ما ب لاغری دست پیدا میکنیم (انشاءالله),🙏
      🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
      🔴موضوع بعدی :اینک تعیین میکنن ک کجا لاغر و کجا چاق بمونه😐😐اول ک لاغری برای من اصلا اصلا زشت نیست ….کمر باریک ، شکم ثاف ، پاها باریک ، دستها ظریف کی بدش میاد ،ی بدن این همه زیبایی میتونه داشته باشه حالا من بیام بچسبم ب لاغری صورت ..ک بنظر من لاغری صورت اصلا نمیتونه بد باشه تازه برعکس چشما بازتر و درشتر میشه ،، گونه ها برجسته تر میشه و صورت شادابت و جوونتر دیده میشه …😍😍😊💃خیلی دلم خواس😍❤️
      افرادی ک اینجوری میگن از خودشون این سوال رو بپرسن ک موقع رژیم گرفتن حتی اون زمان ک حتی نتیجه میگرفتن رژیم فقط برای پا میگرفتن ،رژیم فقط برای دست میگرفتن ،،ی رژیم غذای بود کلی برای کل بدن…چرا ب اینجا ک رسید لاغری رو برای جاهای مختلف میخایید 😬😂😂😐☹️ورزش برای ی جایی بدن انجام میدادن…همه جا درگیر بوده،

      🔴موضوع بعدی😊خداروشکر ک استاد راضید ..استاد جان درسته ک شما نمیگید تمریناتتون و انجام بدید یادتون نره…ولی این حرفاتون ک میگید راضید …این یعنی ی هول، ی پرتاب محکم و قوی ک حداقل این قدم ب قدم هروزه ی مارو هر چند کوچیک ۱۰قدم بیشتر هول میده ب جلو ، ب پیشرفت ، ب این ک آفرین تو میتونی ادامه بده ،و این خال خوب نوش جونتون گوارای وجودنتون ک اول خودتون بعد انشاءالله ما باعث و بانیش هستیم ..این راضی بودن شما لز ما بخش کوچکی از بهائ ما دراین مسیره…❤️🌹🌹
      🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🙏
      🔴موضوع بعدی :برنامه ریزی برای ذهن :تو زندگی باید هدف داشت…ولی فعلا من با یدهدف لاغر شدن و فعال تر کنم ک اول باید هدف داشته باشیم..بعد برای هدفمون برنامه ای منظم داشته باشیم ، و هروز مواظف باشیم برای هدفمون قدمی برداریم در صورت تخلف خودمون رو تنبیه👊🤭 و درصورت موفقیت دراجرا خودمون رو تشویق کنیم و بخودمون پاداش بدیم..🤩
      من دوبار این فایل رو گوش دادم و بالای چندبار اون قسمت ک استاد میگفتن اون کادر در چند ماه آینده صفش پر میشه از شگفتی شدن ..باهر بار شنیدن این خرف بهدا اشک شوق توچشام جمع میشد و مو ب تنم سیخ…یخ میکردم…ک انشاءالله منم جروشون ….و خدارو بابت تواین مسیر بودنم روزی هزاران بار شکر میکنم .و سجده ی شکربجا میارم بخاطر انسانی شریف ، درستکار ❤️آقای عطاررشن ❤️عزیزرو سرراه زندگیم قرار داد..تا باحرفاشون انگیزه ی بشه برای تغییر ادامه زندگیم ک از نقطه زیر صفر من ب صفر رسیدم ….واقعا واقعا کمال تشکر و دارم ..و از خداوند میخام عمری باعزت بهشون بده و تا جهانی شدن این مسیر با خوبی و خوشی زیر سایه امام زمان ب خوبی و خوشی زندگی کنن و نگاه پراز عشق خدا بدرقه ی راه خودشون و خانواده گرامیشون انشاءالله 🙏
      ب امید موفقیت همگی 🌹🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم