0

استفاده از قوانین در عمل (قسمت دوم)

قانون جذب عملی
اندازه متن

🧠 ذهن ما مثل یک برنامه‌نویس خستگی‌ناپذیره!

همه‌ی ما در ذهن‌مون الگوهایی داریم که حاصل هزاران بار فکر کردن و تکرار شدن هستند.

همین تکرارها باعث می‌شن رفتارهایی در ما شکل بگیره که خودمون هم فکر می‌کنیم «ذات ما» هستن.

👨‍👩‍👧‍👦 مثلاً چرا خیلی از رفتارامون شبیه پدر یا مادرمونه؟ چون از بچگی تحت تأثیرشون بودیم و ذهن‌مون ازشون فرمول ساخته.

بعد از اون، معلم‌ها، مربیان و افرادی که آموزه‌های اجباری به ما منتقل کردن، این فرمول‌سازی رو ادامه دادن…

و ما بدون اینکه خودمون انتخاب کرده باشیم، یاد گرفتیم چطور واکنش نشون بدیم!

🌈 ذهن هر کس دنیای خاص خودش رو داره!

دو برادر رو تصور کن که در یک خونه بزرگ شدن، یک مدرسه رفتن و حتی دوستان مشترک داشتن…

اما آخرش یکی‌شون موفقه، دیگری نه! چرا؟

چون ذهن هر کدوم، برداشت متفاوتی از محیط داشته. 🎭

و این یعنی:

«زندگی ما به آنچه در ذهن‌مون باور کردیم بستگی داره، نه فقط شرایط اطرافمون.»

🚬 سیگار، عصبانیت یا افسردگی؟ فقط یه تکراره!

🔁 بارها شده شنیدیم کسی بگه:

«من آدم عصبی‌ای هستم»، یا «من نمی‌تونم سیگار رو ترک کنم»، یا «من ذاتاً بدشانس‌ام!»

اما واقعیت اینه که اینا فقط رفتارهای تکراری هستن، نه شخصیت اصلی اون فرد.

یک نخ سیگار… هزار بار تکرار می‌شه = اعتیاد

یک بار عصبانیت… هزار بار تکرار می‌شه = باور عصبی بودن

🌀 زندگی ما، مجموعه‌ای از رفتارهای اعتیادگونه ذهنیه

✅ افسردگی، ناامیدی، بدشانسی، اضطراب و… همه‌شون فرمول‌هایی هستن که بارها و بارها در ذهن‌مون تکرار شدن.

وقتی بفهمیم اینا از قبل نوشته نشده و فقط نتیجه‌ی تکرارند، اون‌وقته که حس قدرت در ما زنده می‌شه!

🚀 تغییر فرمول = تغییر زندگی

کافیه فرمول‌هایی که دوست داریم در زندگی‌مون اجرا بشه رو بسازیم، و بارها و بارها تکرارشون کنیم.

فرمول‌هایی مثل:

  • من لایق لاغر شدنم 💃
  • من می‌تونم با ذهنم زندگی‌مو تغییر بدم 🧠
  • من پر از آرامش و اطمینانم 🌿

و بعدش، با عمل کردن روزمره بر اساس این فرمول‌ها، اون‌ها رو به واقعیت ذهن و زندگی‌مون تبدیل کنیم.

🔥 قدرت ذهن محدود به لاغری نیست… همه‌جا باهاته!

همونطور که ذهن می‌تونه تغییرات جسمی ایجاد کنه (مثل کاهش وزن)، می‌تونه شرایط مالی، روابط، احساسات و روحیه‌ت رو هم دگرگون کنه.

اثراتش مثل گرمای آفتاب همه‌جا رو روشن می‌کنه ☀️

و این دقیقاً چیزیه که هنرجوهای دوره “ورود به سرزمین لاغرها” تجربه می‌کنن:

تغییر فرمول ذهن = تغییر جسم = تغییر زندگی 🎯

🎥 این مستند آموزشی، یه روایت شخصیه از من…

داستان واقعیِ من، از تغییر شرایط با فرمول‌سازی‌های ذهنیه.

چیزی که خودم با تمام وجود تجربه کردم و حالا می‌خوام با شما به اشتراک بذارم.

📝 پیشنهاد مهم برای همراهی بهتر با این آموزش‌ها:

در پایان هر جلسه:

  • فرمول‌های ذهنی گفته‌شده رو یادداشت کن
  • درباره برداشتت از اون‌ها، در بخش نظرات بنویس

به این ترتیب، هم خودت بهتر می‌فهمی، هم به بقیه برای فهم عمیق‌تر کمک می‌کنی. 🤝🌱

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.69 از 48 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=31001
25 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار آرام
      ۱۴۰۴/۰۷/۱۶ ۲۳:۱۲
      مدت عضویت: 662 روز
      امتیاز کاربر: 5300 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,540 کلمه

       قسمت دوم

      وقتی به خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم چقدر زندگی ما به شکل ناخودآگاه با افکار و الگوهایی که بارها و بارها تکرار کردیم شکل گرفته. انگار ذهن ما یه برنامه‌ریز خستگی ناپذیره که بدون اینکه خودمون بخوایم، یه سری مسیرهای مشخص رو ایجاد کرده و ما هر روز تو همون مسیرها حرکت می‌کنیم. 

      ولی یه چیز مهمو تازه دارم می‌فهمم: هیچ چیزی تو ذهنمون ثابت و غیرقابل تغییر نیست. حتی اون باورها و عاداتی که فکر می‌کنیم جزء ما شدن، با کمی تمرین و آگاهی می‌تونن تغییر کنن.

      حس می‌کنم یه تلنگر بهم زده شده که نباید اجازه بدم الگوهای منفی، قانون زندگی من بشن. هر فکر یا احساسی که مدام تکرار میشه و باعث میشه خودم رو محدود ببینم، یه علامت هست که نشون میده یه مسیر نادرست تو ذهنم ساخته شده. اما خوشبختانه همون مسیر هم قابل بازنویسیه.

      کافیه اول بفهمم چه چیزهایی جلوی رشد من رو گرفتن، چه افکار و عاداتی دارن انرژی منو می‌گیرن، بعدش می‌تونم به آرامی اونها رو با الگوهای مثبت جایگزین کنم.

      یه چیز دیگه که خیلی برام جالب بود، قدرت تمرکزه. وقتی ذهنم رو روی خواسته‌ها و اهدافم متمرکز می‌کنم، یه حس انرژی و انگیزه‌ی عجیب بهم دست میده. انگار یه شعله کوچیک روشن میشه که با هر تمرکز بیشتر، بزرگ‌تر و روشن‌تر میشه. این حس، بهم یادآوری می‌کنه که حتی کوچک‌ترین قدم‌ها و کوچک‌ترین تمرکزها می‌تونن تغییرات بزرگی ایجاد کنن، فقط کافیه صبر و استمرار داشته باشم.

      همچنین یاد گرفتم که تغییر همیشه زمان می‌بره. هیچ چیز یک شبه اتفاق نمیفته. باید هر روز تمرین کنم، تکرار کنم، و مداومت داشته باشم. این صبر و تمرین باعث میشه استرس و فشار تغییر کمتر بشه و حس بهتری نسبت به مسیر داشته باشم. حس می‌کنم وقتی این حقیقتو درک می‌کنم، دیگه هیچ نیروی بیرونی نمی‌تونه منو از مسیرم منحرف کنه، چون آگاهی و تمرکز خودم رو دارم.

      یه نکته دیگه هم برام روشن شد: هر وقت با خودم صادق باشم و احساساتم رو بشناسم، تغییر راحت‌تر میشه. لازم نیست خودمو مجبور کنم که چیزی باشم که نیستم. فقط کافیه بفهمم کدوم افکار منو محدود می‌کنن و به جای اونها، افکار و باورهای مثبت رو جایگزین کنم. وقتی این کارو می‌کنم، احساس سبکی و آرامش می‌کنم، انگار بار سنگینی از دوشم برداشته شده.

      وقتی این مسیرو ادامه میدم، می‌بینم که ذهنم کم‌کم به خودش اجازه میده که روال‌های مثبت و انرژی‌بخش شکل بگیرن. هر روز، حتی با کوچک‌ترین تغییرات و تمرین‌ها، حس می‌کنم خودم رو بیشتر دوست دارم و برای خودم ارزش قائلم. این حس، خیلی عمیق و واقعیه، نه یه حس مصنوعی یا موقت.

      در نهایت، چیزی که از همه مهم‌تره اینه که مسئولیت کامل تغییر با خودم هست. هیچ نیروی خارجی نمی‌تونه ذهن منو تغییر بده، فقط خودم می‌تونم این مسیرو طی کنم. وقتی اینو می‌پذیرم، حس قدرت و آزادی عجیب و زیبایی بهم دست میده. این حس بهم میگه که زندگی، همیشه فرصتی برای رشد و تغییره، فقط کافیه تمرکز، استمرار و صبر داشته باشم.

      خلاصه اینکه وقتی این همه چیزو با هم می‌بینم، حس می‌کنم یه نقشه‌ی راه واقعی برای ذهنم دارم. هر روز که تمرین می‌کنم، حتی با کوچک‌ترین قدم‌ها، یه تغییر مثبت تو درونم ایجاد میشه. حس می‌کنم نه تنها ذهنم، بلکه تمام وجودم به آرامش و هماهنگی بیشتری نزدیک میشه. و این حس، با هیچ چیز دیگه‌ای قابل مقایسه نیست، چون واقعی و عمیقه و هر روز با هر تمرین کوچیک، بزرگ‌تر و روشن‌تر میشه.

      حس می‌کنم یکی از نکات مهمی که الان واقعاً دارم لمسش می‌کنم، اینه که ذهن مثل یه باغچه‌ست. هر فکری که توش می‌کاریم، چه مثبت چه منفی، کم‌کم ریشه می‌گیره و بعد تبدیل میشه به عادتی که روی رفتار و احساس ما اثر می‌ذاره. وقتی اینو فهمیدم، حس قدرت بهم دست داد. یعنی دیگه لازم نیست منتظر باشم که شرایط بیرونی عوض بشه تا من تغییر کنم. من می‌تونم همین الان، با تمرکز روی افکارم، مسیر زندگیم رو عوض کنم.

      یه چیزی که همیشه برام چالش بود، ترس از شکست و اشتباه کردن بود. اما حالا دارم می‌فهمم که حتی همین ترس هم یه الگوی ذهنیه که می‌تونه تغییر کنه. هر بار که بهش نگاه می‌کنم و سعی می‌کنم بفهمم چرا دارم این ترس رو تجربه می‌کنم، یه فرصتیه برای رشد. و وقتی با صبر و تمرین این ترس‌ها رو مدیریت می‌کنم، انگار یه وزن سنگین از دوشم برداشته میشه و مسیر جلوی پام باز میشه.

      تمرکز روی خواسته‌ها و اهداف، برام تبدیل شده به یه تمرین روزمره. حتی وقتی کار کوچیکی انجام میدم، سعی می‌کنم ذهنم روی نتیجه‌ی مثبت و حس خوب بعد از انجامش باشه. این کار ساده به طرز عجیبی انرژی و انگیزه بهم میده. انگار ذهنم یاد می‌گیره که مسیر مثبت همیشه در دسترسه و خودش رو با انرژی مثبت هماهنگ می‌کنه.

      و یه چیز دیگه که خیلی بهش توجه کردم، استمرار و صبره. چون تغییر عمیق، یک شبه اتفاق نمیفته، لازم نیست خودمو سرزنش کنم که هنوز همه چیز کامل نشده. همین که هر روز چند دقیقه روی افکارم تمرکز کنم و الگوهای مثبت رو تکرار کنم، در واقع دارم مسیر رشد و تغییر رو محکم‌تر می‌کنم. این حس، بهم اعتماد به نفس و آرامش میده.

      گاهی وقت‌ها وقتی به خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم چقدر پیشرفت کردم، حتی اگر خیلی کوچک باشه. همین پیشرفت‌های کوچک، وقتی جمع میشن، یه تغییر بزرگ و ملموس تو زندگی ایجاد می‌کنن. این حس، بهم نشون میده که تغییر واقعی از درون شروع میشه و با صبر و تمرین روزانه به زندگی بیرون هم منتقل میشه.

      حس می‌کنم ذهنم کم‌کم یاد می‌گیره که خودش رو با باورهای مثبت و انرژی‌بخش تنظیم کنه. وقتی یه الگوی مثبت شکل می‌گیره، رفتار و احساس من هم هماهنگ با اون میشه. و این هماهنگی، یه حس آزادی و آرامش بی‌نظیر بهم میده که هیچ چیز بیرونی نمی‌تونه جایگزینش بشه.

      و مهم‌تر از همه، یاد گرفتم که مسئولیت کامل تغییر با خودمه. هیچ کس نمی‌تونه برام تصمیم بگیره یا ذهنم رو تغییر بده. این خودم هستم که با تمرین، صبر و تمرکز می‌تونم مسیر درست رو بسازم و ادامه بدم. وقتی اینو می‌فهمم، حس قدرت، استقلال و امنیت به شکل عجیبی توی وجودم جریان پیدا می‌کنه.

      حالا وقتی همه این نکات رو با هم جمع می‌کنم، می‌بینم که دارم یه مسیر واقعی برای رشد ذهن و زندگی خودم خلق می‌کنم. هر روز که حتی یه قدم کوچک برمی‌دارم، یه تغییر واقعی و ملموس توی وجودم ایجاد میشه. این حس، یه آرامش عمیق و شادی درونی بهم میده که هیچ تجربه‌ی دیگه‌ای نمی‌تونه جایگزینش بشه.

      با گذشت زمان، حس می‌کنم یه چیز دیگه هم روشن‌تر شده برام: ذهن ما به شدت به تکرار وابسته‌ست. هر فکر، هر رفتار، هر احساسی که تکرار می‌کنیم، مثل یه مسیر تو ذهنمون حک میشه. و وقتی این مسیر شکل گرفت، خیلی راحت میشه ازش عبور کرد بدون اینکه خودمون متوجه باشیم. اما نکته‌ی جالب اینه که همین ویژگی، یه فرصت فوق‌العاده هم هست. یعنی اگه بتونیم مسیرهای مثبت و انرژی‌بخش رو تکرار کنیم، ذهن خودش رو با این مسیرها هماهنگ می‌کنه و زندگی ما کم‌کم تغییر می‌کنه، حتی بدون تلاش بیش از حد یا فشار زیاد.

      یکی از حس‌های جذاب و متفاوتی که تجربه کردم، اینه که وقتی روی افکارم تمرکز می‌کنم، حتی مشکلات و نگرانی‌های روزمره هم شکل دیگه‌ای پیدا می‌کنن. انگار با تمرکز روی خواسته‌ها و اهدافم، ذهنم یه فیلتر ایجاد می‌کنه که فقط انرژی‌های مثبت و راه‌حل‌ها رو عبور میده و باقیشون رو کنار می‌زاره. این حس آزادی و سبکبالی، یه چیزیه که قبلاً تجربه نکرده بودم و هر روز که تمرین می‌کنم، قوی‌تر میشه.

      یه نکته‌ی دیگه که واقعاً برام جالب شد، اهمیت صبر و استمرار در تغییره. چون ما همیشه دوست داریم سریع به نتیجه برسیم، ولی تغییر واقعی و عمیق زمان می‌بره. وقتی اینو قبول می‌کنم، دیگه خودمو سرزنش نمی‌کنم که چرا هنوز کامل نشده. 

      همین که هر روز چند دقیقه روی افکار و رفتارم تمرکز کنم، همین تکرار کوچک، در طول زمان تبدیل میشه به یه تغییر بزرگ و ملموس.

      و یه نکته‌ی مهم دیگه اینه که شناخت احساسات خودمون خیلی کمک‌ می‌کنه. وقتی بفهمیم چه چیزی ما رو محدود می‌کنه یا باعث میشه یه الگوی منفی تکرار بشه، تازه می‌تونیم آگاهانه انتخاب کنیم که چه مسیری رو ادامه بدیم. این آگاهی، یه حس کنترل و قدرت به وجود میاره که قبلش تجربه نکرده بودم. دیگه حس نمی‌کنم تحت فرمان شرایط یا افکار گذشته‌ام. این حس، آرامش عمیق و اعتماد به نفس رو بهم میده.

      حالا وقتی به تمام این تجربه‌ها نگاه می‌کنم، می‌بینم ذهنم کم‌کم یاد می‌گیره که خودش رو با انرژی مثبت و اهدافم هماهنگ کنه. حتی کوچک‌ترین تغییرات، وقتی تکرار میشن، مثل موجی هستن که آرام آرام تمام زندگی منو تحت تأثیر قرار میدن. و این حس، یه حس واقعی و عمیق خوشاینده، نه یه حس موقت یا مصنوعی.

      و مهم‌تر از همه، یاد گرفتم که هیچ نیروی بیرونی نمی‌تونه جایگزین تلاش و تمرکز خودم بشه. مسئولیت تغییر با خودمه و همین حس مسئولیت، بهم قدرت و انگیزه‌ی عجیبی میده. وقتی اینو درک می‌کنم، حس آزادی و امنیت واقعی به وجودم جریان پیدا می‌کنه. انگار دیگه هیچ چیزی نمی‌تونه منو از مسیر درست منحرف کنه، چون خودم آگاه و هوشیارم و می‌دونم چه چیزی برام مفیده و چه چیزی آسیب می‌زنه.

      با همه این‌ها، حس می‌کنم یه مسیر روشن و قابل دسترس برای رشد ذهن و زندگی خودم پیدا کردم. هر روز که حتی یه قدم کوچیک برمی‌دارم، یه تغییر ملموس توی وجودم ایجاد میشه، و این تغییر باعث میشه احساس آرامش، شادی و انرژی بیشتری داشته باشم. و این حس، اونقدر قوی و واقعی هست که هر روز که ادامه میدم، بزرگ‌تر و روشن‌تر میشه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا آقچه لو
      ۱۴۰۴/۰۳/۱۴ ۱۷:۰۵
      مدت عضویت: 818 روز
      امتیاز کاربر: 23880 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 73 کلمه

      بسم الله الرحمن الرحیم.

      درمورد مزایای لاغری میخوام بنویسم فعلا اینجا:

      تناسب اندام:حال خوب داره اعتماد به نفس داره عزت نفس داره. شادی داره.سلامتی و تندرستی داره. عملکرد بهتر مغز را داره عملکرد بهتر قلب را داره.

      لاغری سلامتی کمر داره. سلامتی گردن داره. صورت زیبا داره. صورت لاغر جذابتره. اندام لاغر لباس خوب داره لباس رنگ شاد پوشیدن لباس پرنسسی داره. پوشیدن کفش پاشنه بلند با خیال راحت داره و لذت های بسیار زیاد داره

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا آقچه لو
      ۱۴۰۴/۰۳/۱۳ ۱۳:۲۶
      مدت عضویت: 818 روز
      امتیاز کاربر: 23880 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 437 کلمه

      به نام یگانه قدرت مطلق هستی.

      سلام خدمت استاد عزیز و همه دوستان. این فایل عالی بود و باید چندین بار دیگر مرور کنم تا خوب بفهمم. اما چندتا نکته ای که یاد گرفتم اینکه لاغری هم یک مسیر که باید تا رسیدن بهش از جایی که هستیم لذت ببریم و وابسته نتیجه نباشیم. اگر وابسته لاغری باشیم درنهایت از چاقی خودمون حسابی متنفر میشویم همانگونه که تاقبل از آشنایی با این سایت متنفر بودیم. راستش استاد عزیز الان که فکر میکنم یادم افتاد من چندوقتی هست هی میخوام لباس بخرم اما میگم نه بزار دوره ورود به سرزمین لاغرها را بخرم بعد لاغر شدم بخرم خخخخ لذت نمیبرم از مسیرم و این باگ ذهنی ام را کاملا الان شناسایی کردمو به زودی میرم لباس بخرم تا از چیزی که دارم لذت ببرم.

      درضمن استاد فهمیدم باید جوری به لاغری و لاغرشدن نگاه کنم که ازش لذت ببرم مثلا گاهی دچار عجله میشم و میگم کاش زودتر لاغر بشم و حسمو بد میکنه ولی خیلی زود میزنم کنار یعنی از این فایل هم فهمیدم نباید به افکار منفی شاخ و برگ بدم و ذهنمو کنترل کنم. یادم باشه من باوجود چاقی ام ارزشمندم، من باید از چاقی خودم لذت ببرم از لاغری هم لذت ببرم. درمسیر یادگیری موسیقی دارم کلی لذت میبرم کلی دوست خوب دارم هرجا که اجرا میریم از ذوق خوابم نمیبره و‌ خیلی خوشحالم باید در مسیر لاغری با ذهن هم همینطور باشه هرجا به قوانین لاغری عمل کردم از ذوق خوابم نبره که یک قدم به هدفم نزدیکتر شدم مثلا اگر سبر بودم و غذا نخوردم کلی خودمو تشویق کنم که یک قدم به هدفم نزدیک شدم دوم عصبانی بودمو غذا نخوردم خودمو تشویق کنم که یک قدم به لاغری نزدیک شدم موقع خوردن تمرکزم رو خوردن بود نه جای دیگه خودمو تشویق کنم که یک قدم به هدفم نزدیک شدم.‌من توی موسیقی وقتی صداشناسی را یاد میگیرم میگم ایول یک قدم به هدف والای خودت نزدیک شدی. وقتی نفس گیری را یاد گرفتم گفتم افرین یک قدم دیگه به هدف والای خودت نزدیک شدی. وقتی چبزای دیگه را یاد گرفتم همچنین عجله ای برای استاد شدن ندارم چون میدونم که هر قدمی که برمیدارم منو داره به حرفه ای شدن در موسیقی و نابغه موسیقی بودن تبدیل میکنه. لاغری باذهن هم همینطوره هر قدم درست و لذت بردن از مسیر داره منو به تناسب اندامم نزدیکتر میکنه پس حرص نزنم طمع و عجله نداشته باشم و از هر چیز جدیدی که یادگرفتم نهایت استفاده را بکنم و لذت ببرم و خودمو تشویق کنم.

      با تشکر از شما بابت این فایل عالی و سپاس خداوندی را که مرا به این سایت زیبا هدایت و راهنمایی کرد. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مری خانمی
      ۱۴۰۴/۰۲/۰۴ ۱۴:۲۲
      مدت عضویت: 732 روز
      امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 171 کلمه

      سلام هر کسی به روش خودش اینجا کامنت می‌ذاره برای من سایت تناسب فکری شده یه محل امن که از افکار و احساساتم بنویسم 

      من از طریق حالمو بهتر کن اومدم این صفحه. 

      راستش یه مدته دوباره داشتم از تناسب فکری استفاده میکردم و ویسهای استاد رو گوش می‌دادم اصلا آروم شده بودم میگفتم لاغری چیه لاغری که کاری نداره من باید ذهنیتم را درست کنم 

      تا اینکه دیشب وسوسه شدم رفتم رو ترازو و خیلی حالم بد شد… 

      و به جبران حال بدم چکار کردم ؟ پرخوری…

      برای من که یه نهال خیلیییی ظریف و ضعیف توی ذهنم داره شکل میگیره هر رفتار غلطی مثل سیل و طوفان است 

      الان خیلی حالم بد بود که اومدم توی سایت و آروم شدم 

      این جمله که استاد گفتن خیلی عالیه:

      بدشانس بودن، ناامید بودن، افسرده بودن، عصبی بودن، هواس پرت بودن و …. فقط یک فکر هستند که هزاران بار در ذهن فرد تکرار شده است و در نتیجه فرد تصور می کند فردی بدشانس، ناامید، افسرده یا … است.

      من همش میگم من چاقم من بی اراده ام من ضعیفم…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نرگس عبداللهی
      ۱۴۰۳/۰۹/۱۵ ۱۲:۵۴
      مدت عضویت: 836 روز
      امتیاز کاربر: 11516 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 278 کلمه

      سلام و درود بر استاد عطا روشن 

      هر نوزادی که متولد میشه به مرور زمان تحت تاثیر آگاهی های والدین و افراد نزدیک قرار میگیره و به مرور تمام رفتارها و باورها و نگرش‌های این بچه میشه مثل افراد درجه یک خودش بطور مثال زبان مادری مثلا اون بچه ای که در ژاپن بدنیا بیاد حتما زبان ژاپنی یاد رو خیلی راحت یاد میگیره یا هرکجای دنیا که باشه طبق آداب و رسوم همون منطقه بزرگ میشه وهمه ما هم همین شرایط رو داشتیم و هیچوقت حق انتخاب در مورد آموخته های که بلد شدیم رو نداشتیم ولی تنها افرادی کمی هستن که با تغییر کردن و نگرش های جدیدی میتونن باورهای جدیدی رو ایجاد کننن و در نتیجه زندکی جدیدی رو تجربه کننن

      فقط زمانی این تغییرات وعملکزد مادرست انجام میشه که این شرایط فعلی رو دوست داشته باشیم و باهاش در جنگ نباشیم ودر جهت اصلاح زندکی تغییرش بدیم و با حال خوب واحساس خوب بتونیم تغییر کنیم 

      روزی که حال بد دارم هیچ چیزی زیبا نیست و همه چی از نظر من بیهوده هست ولی روزی که احساس خوب دارم حتی عادی ترین عادتهای روزانه برام جدید و پر از زیبایی هست 

      تنها امید داشتن و باور کردن خدا و خودم می‌تونه بهم کمک کنه که به اهدافی که پیش رو دارم میرسم 

      وهمه این صفات خوب رو با وارد شدن به دنیای جدید لاغری پیدا کردم که از شرایط فعلی خودم لذت ببرم وروتین زندکی رو ادامه بدم وسعی برای تغییر دادن وزندکی جدید هم داشته باشم و باور کردن و ایمان قلبی به کاری که دارم میکنم ورضایت داشتن از خودم هست که نتیجه کار عالی رقم میخوره 

      از این فایل هم لذت بردم و از استاد عزیز سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Sanaz 🌺
      ۱۴۰۳/۰۶/۱۶ ۲۱:۱۱
      مدت عضویت: 1892 روز
      امتیاز کاربر: 36641 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 558 کلمه

      بهدنام خداوند مهربان 

      با سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همراهم 

      ذهن ما پر است از فکر های مختلف که توسط پدرو مادر ،معلمان ،رسانه ها انباشته شده است .

      هر کدوم از این افکار رو باور کنیم و قبول داشته باشیم به رفتار ما تبدیل میشه و فرمول ذهنی محکمی شکل می گیره در ضمیر ناخودآگاه ما .

      اینکه هر کدوم از ما چه فکری رو باور کنیم باعث اختلاف انسان ها حتی خواهر و برادرها میشه .

      می بینیم چقدر با خواهر و برادرامون تفاوت داریم.

      زندگی ما رو همین باورها و رفتارها تشکیل میده .

      اگه من فکر می کنم پرخوری دارم اینو باورش کردم و به انجامش عادت کردم از بس تکرارش کردم و فرمول ذهنیشو ساختم و الان شده رفتارم که خودشو در جسمم نشون داده .

      ولی من  چی میگم ،میگم این سرنوشت  منه و اونو قبول می کنم .

      این باعث میشه تلاشی برای رفع اون نکنم.

      چطوری باید اونو رفع کنم .

      اینکه باور داشته باشم اصلا سرنوشتی در کار نیست و من خودم زندگیمو ساختم ،حالا با باور اشتباه بوده ،الان می تونم با باور درست و فرمول جدید تغییرش بدم .

      برای تقویت فرمول جدیدی که دوست دارم توی زندگیم بدم باید در زندگی اجراش کنم .

      عمل به آنچه آموختم مهم ترین قسمت کار محسوب میشه .

      باید بدونم با توجه بر نداشته ها و تمرکز روی اون به شکل حسرت خوردن یا ناراحتی هیچ سودی نمی برم و در کارم پیش رفتی نمی کنم .

      برای تغییر در زندگی و باورهای ذهنی باید زمان بیشتری رو در نظر بگیرین چون باید اول افکار جدید رو به ذهن بدیم و بعدبه رفتار ما بر اثرعادت شکل پیدا کنه و بعدش در جسم ما نمایان بشه .

      جهان هستی کاری به کلام من نداره و توجهی نداره من دوست دارم یا ندارم ،فقط براساس احساس من کار انجام میده .

      جهان منو به خواسته ای میرسونه که حس و حالم خوب باشه .

      اول باید در هر شرایطی حسم رو خوب کنم و حالا که مسیر درست رو هم پیدا کردم اونو به زمان و جهان بسپارم و مطمئن باشم بزودی جهان منو به خواسته ام می رسونه .

      بابد بدونم که در این سایت حتما نتیجه می گیرم مثل تمام دوستانی که نتیجه گرفتن .

      افکاری که در سر می پرورونیم تبدیل به احساس ما میشن ،پس باید همیشه حسم رو خوب نگه دارم .

      افکار پریشون درباره ی خواسته ام منو از هدف دور می کنه .

      افکار اشتباه درباره ی چاقی ممکنه بعضی وقتها جسمانی باشه مثل پادرد و کمر درد که حالمون رو بد می کنه .

      یا افکار مثلا هر کی پچ پچ کنه داره درباره ی من حرف می زنه .

      بیشتر افکار ناراحت کننده ی ما درباره ی چاقی پوچ هست و اصلا اینطوری نیست .

      باید در زندگی مراقب تمام افکارمون باشیم ،افکاری رو که حسمون رو بد می کنه ادامه ندیم .

      حتی اگه به لاغری فکر کنی حسرت بخوری و حالت بد بشه ،بازم نتیجه ی عکس میگیری .

      فقط و فقط حالت باید خوب باشه .

      باید بدونیم به خواستمون طوری نگاه کنیم که احتمال وقوعش زیاد باشه .

      اگه به لاغری فکر کردی و احتمالش برات زیاد بود تو موفق میشی .

      حالا از کجا بفهمم احتمالش رو زیاد می دونم از روی حسم .

      اگه به لاغری فکر کردم و حالم خوب بود و حس لذت داشتم پس من احتمال رخ دادنش رو زیاد می بینم و به دنبالش خواسته ی من حتمی هست .

      خدایا شکرت .

      استار ممنونم فایل امروز فوق‌العاده بود 🙏🌺

      در پناه خدا باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سرباز امام زمانم
      ۱۴۰۳/۰۲/۳۰ ۱۶:۲۲
      مدت عضویت: 867 روز
      امتیاز کاربر: 6565 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,467 کلمه

                           به نام الله توانا

      سلامی به زیبایی آفتاب به تمام پرتوهای نور الهی

      سلام به استاد عزیز امیدوارم که هرجا هستید سالم باشید🌹

      الهی شکر که امروزم یک گام دیگه برداشتمو امروز دارم عمل می‌کنم به تمام قوانین که یاد گرفتم الهی بیکران شکرت کمکم کن که به تمامشون به درستی عمل کنم

      خوب بی مقدمه بریم سراغ یه عالمه نکته قشنگ که توی این گام بود و من می‌خوام اینجا بنویسمشون که هر وقت دیدگاهمو خوندم تمام اون قوانین یادم بیاد البته علاوه بر اینجا توی دفترمم یادداشتشون می‌کنم تا هر وقت حالم بد شد برم سراغشون، هر وقت حوصلم سر رفت، هر وقت نیاز داشتم به خوندنشون ،سریع میرم سر وقتشون، بریم که دوباره مرورشون کنیم ؟!پس یا علی مدد😊

      خیلی از ماها فکر می‌کنیم که نمی‌دونم خدا زندگی ما رو از قبل نوشته، زندگی ما تعیین شده و ما دیگه کاری نداریم ،ما فقط نقش این رو داریم که توی این سختی‌هایی که خدا برامون نوشته صبر کنیم، البته منم به این حرف اعتقاد دارم اما می‌تونیم از یک دید درست تر بهش نگاه کنیم ما میگیم خدا به هیچکس ظلم نمی‌کنه درسته؟! پس چرا از یه طرفی هم میگیم که زندگی ما رو خدا نوشته و هرچی بدی هست و اینا رو باید تحمل کرد چون خدا خواسته و..🥺

       مگه خدا نفرموده که هرچی خوبی هست از طرف ما به شماست و هرچی بدی هست خودت برای خودت ساختی مگه این نیست؟! پس دیگه این چه حرفیه که خدا برای ما بدی می‌نویسه. خدا شاید یه گوشه‌ای از زندگیت، یه جایی، یه سختی ریز به زندگیت بده اما این تویی که با قدرت ذهنت اونو خیلی بزرگ می‌کنی و می‌تونی همون سختی رو با قدرت ذهنت خیلی ریز کنی ،برداشت بد نکن منظور من این نیست که خدا یه سختی بالاخره میده نه خدا بعضی وقت‌ها می‌خواد بهت نشون بده که یه جای کارت می‌لنگه برای همین شاید یه جایی از زندگیتو با واقعیت که خودت ساختی روبرو کنه می‌خواد بهت نشون بده که بفهمی چه فرمولی توی ذهنت هست چه نگرشی داری از اون اتفاق پس عزیز من درست فکر کن درست عمل کن

      زندگی از قبل تعیین نشده بلکه بر اثر تکرار چند فرمول ساده ذهنی شکل گرفته 

      باید فرمول‌ها رو زندگی کنیم چون قبلی‌ها همین طوری قدرت گرفتن انقدر مرور کردی که شرایط الان تو ساختی پس اگه چیزی می‌خوای باید از همین الان باهاش زندگی کنی تا به دستش بیاری🙂

      حالا یه نکته دیگه :همونطور که تغییر فرمول‌های ذهنی در تغییر شرایط زندگی تاثیر می‌ذاره در شرایط جسمی هم تاثیر می‌ذاره چون فرمول‌های ذهنی در تمام جنبه‌های زندگی تاثیر می‌گذارد،😍

      پس تو هر فرمولی رو تغییر بدی می‌تونی بقیه شرایط زندگیتو هم با همون یه دونه فرمول بسازی حالا چه عالی میشه که ما داریم هر روز یه عالمه فرمول درست یاد می‌گیریم، حالا برای اینکه به اون شرایط قشنگ برسی باید بهش فکر کنی  این فکر نباید باعث بشه که ناامید بشی یا حسرت بخوری یا هر چیز دیگه‌ای ،این فکرت باید تو رو بلند کنه، قدرت بده بهت، احساس کنی خیلی بهش نزدیکی

      مهم نیست در چه شرایطی هستی ،مهم اینه که می‌خوای به یک شرایط جدید برسی یک جسم جدید برای خودت بسازی این کار نیاز به زمان داره نیاز به یک پروسه ذهنی و جسمی داره 😎

      اگه با فکر کردن به لاغر شدن طوری که حالت بد بشه یا با فکر کردن به چاقی حالت بد بشه خودت داری مانع میشی با توجه به احساس بدت مانع میشی هر توجهی که در تو احساس بد ایجاد کنه مثل این می‌مونه که سیستم دنیا رو متمرکز کردی روی اون چیزی که نمی‌خوای چون دنیا به تمرکزت توجه می‌کنه، به اون چیزی که توجه می‌کنی و در تو احساس ایجاد می‌کنه ،واکنش می دهد😔

      جهان کاری به کار کلام زبانی تو نداره،به کلام دلت و روحت کار داره پس تغییر بده خودتو فکر نکن معجزه رخ میده با این کلمات. نه! قدرت پیش تو، در دستان توئه ،این راه یه دفترچه راهنماست که بهت بگه چطوری بهتر و با کیفیت‌تر تلاش کنی و موفق بشی😍

      واحد ارتباط من با دنیا احساسمه ،حالا نه احساس لحظه‌ای، احساس غالب همون احساسه که همیشه داری در طول روز چه احساسی داری جهان به همون احساست واکنش میده دنیا جواب اونو میده

      تو تمایل پیدا می‌کنی به لاغری حالا بخش مهم که جهان تو رو به خواستت برسونه اینه که نباید فکر کردن به لاغر شدن باعث بشه که به احساس بد برسی حالت بد بشه که چرا نمی‌شه چرا اینجوریه و …

      در هر وضعی که هستی باید جوری به زندگیت نگاه کنی که اول به احساس بهتری برسی آرامش و حال خوب و …اومدی اینجا پس یعنی می‌خوای قدرت خودتو بیشتر کنی، پس به جای استرس اینکه چرا نمی‌شه رو داشته باشی، آروم و شاد باش که هدایت شدی خدا را شکر کن که داری قدرت خودت رو بالا می‌بری و امید و امید و امیدت بیشتر می‌شه

      درسته که پروسه سفر و لاغری یکیه اما زمانش متفاوته اما به نظر من اینکه تو بیای یه راه چندین ساله رو برای خودت کوتاه در نظر بگیری سریع‌تر به خواسته‌ات می‌رسی نه اینکه بگی خوب دیگه من دو ماه به خودم وقت دادم اگه نشد پس دیگه نمیشه نه عزیز من راه ۴ ساله رو نمی‌شه در عرض چند ماه تموم کرد اونم ۲ ماه ولی میشه توی ۶ ماه طی کرد 

      منظورم اینه که انتظاراتو از خودت ببر بالا اما اگه نشد امیدتو از دست نده بگو من زمان بیشتری داشتم اما گفتم که اشکالی نداره زودترم بشه فهمیدی چی میگم 

      به خودت بگو من می‌تونم توی دو ماه به خواستم برسم حتماً توی اون دو ماه نمیشه اما شاید توی چهار ماه که اون اتفاق رو تجربه کنیم چون انتظارت زودتر از ۶ ماه بود چون انتظار بالایی از خودت داشتی

      خب خب ما گفتیم که فکر کردن به چاقی و لاغری نباید حالمونو بد کنه😊

      و حالا برعکسش ما اگه به چاقی و لاغری فکر کنیم و حالمون خوب بشه می‌تونه به روند بهبود شرایط خودمون و روند ساختن یک زندگی عالی کمکمون کنه😍

      اگه با فکر کردن به چاقی و لاغری به حال بد برسی به خواستت نمیرسی که  هیچ حالت هم بد می‌مونه

      با توجه نکردن به چیزی که در زندگی خودت نداری می‌تونی به خودت حال خوب انرژی و … بدی که حرکت کنی و از چیزی که داری لذت ببری 😍

      اصلاً به همون چیزهایی هم که توجه می‌کنیم بیشترشون توهم و الکیه بیشتر مشکلی که ما با چاقی در ذهنمون داریم واقعی نیست وقتی هزاران بار فکر اشتباه رو مرور می‌کنی از اونجایی که ذهن ما اصل رو از بدل تشخیص نمیده اون چیزی که براش مرور می‌کنی فکر می‌کنه که واقعیه

      افکار خیلی راحت تبدیل میشن به احساس و اون فردی موفقه که بفهمه چه افکاری داری چه احساسی براش به وجود میاره وقتی به این مهارت برسی خودت تشخیص میدی میگی آره اینو ادامه بدم میشه این احساس پس ادامه نمی‌دم می‌دونم فکر نکردن به چاقی سخته اما من می‌تونم با فکر کردن به لاغری اونم نه اینکه بهم حس بد بده و حسرت بخورم نه !فکر کنم الان لاغرم حال خودمو خوب کنم می‌دونم سخته ولی انجامش میدم امیدم به خداست خودم سعی می‌کنم لاغر ببینم اگه به چاقی و لاغری فکر کنی و حالت رو بد کنن این افکار نمی‌ذارن تو بهش برسی تو رو نگه می‌دارن اگه سعی کنی منطقی فکر کنی می‌بینی که بیشتر دلایل هم توهم بودند مثلاً من چاق شدم از چشم همسرم می‌افتم

      خیلیاشون توهم هستند اما از بس تکرارشون کردیم فکر کردیم واقعی هستند

      در مسیر لاغر شدن به اون چیزی که می‌خوای بهش برسی جوری نگاه کن که برات دست یافتنی باشه نه اینکه یه طوری نگاه کنی که اصلاً نمی‌شه بهش دادنش نه ناامید بشی از رخ دادنش گه می‌خوای امیدت به زندگی زیاد بشو و غیره جوری فکر کن که احتمال رخ دادنش خیلی بیشتر از رخ ندادنش باشه

      این موضوع رو همه جا به کار ببر

      همیشه به موضوعات اینطور نگاه کن که احتمال اینکه عالی پیش بره و عالی بشه و دقیقاً عین خواستت باشه بیشتر باشه تا نشدن و نرسیدن به خواسته اصلیت

      چطوری می‌تونی بفهمی که احتمال رخ دادنش بیشتره در ذهنت

      خوب خیلی راحته دیگه از روی احساست، از روی آرامشت در اون لحظه که داری فکر می‌کنی، از ذوق و شوق تو به زندگی کردن

      استاد خیلی قشنگ گفتین که بچه‌ها همیشه دنبال حس خوب هستند واقعاً که به زندگی بچه‌ها نگاه کنیم می‌بینیم که اصلاً توی ذهنشون نبودن و نشدن نیست به جای اینکه غم بخورن از اینکه شما نبودید فراموشتون کردن و داشت بچگی خودش و بازی‌های خودش رو می‌کرد بدون اینکه غصه بخوره

      ای کاش ما هم توی زندگیمون بعضی از رفتارها رو از بچه‌ها یاد بگیریم که مهارت ندگی کردن و استفاده از قدرت ذهن و میشه توی عملکرد اون‌ها دید تا یه جایی.

      الهی که همیشه لبخند روی لباتون باشه🤲🏻😊

      استاد ممنونم به خاطر زحماتی که واسه ما کشیدین اجرتون با خدا🤲🏻

       الهی بیکران شکرت چطور می‌تونم لطفت رو جبران کنم جز اینکه بگویم سپاس گذارم🤲🏻

      کمکم کن قدردان نعمات بیکرانت باشم🤲🏻

      یا حق مدد👋🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۰ ۱۳:۲۳
      مدت عضویت: 1310 روز
      امتیاز کاربر: 85901 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 866 کلمه

      سلام به انرزی سلام برعشق همیشه جوشان 

      سلام بر استاد وهمه دوستان 

      سفردورن 

      من تا این زمان مسافر رده روش جاقی بودم کلی دست اودرم‌داشتم‌ دست یافته های من‌اویل کلی حس خوب شادی حال خوب بود ولی با شدت چاقی ازاین سفر بازم‌به ی شکل دیگه لذت بردم خوردنوروتواین‌مسافرت بهش اُافه کردم وهمزمان هرمکان تواین‌مسافرت اول تو ذهنم بعدتو نگاهم وبعد تودستم  وبعد درمعدهام ازاین دست آورده نگه داریکردم هی به مرور چون حجم نگه دارای توهربخش بیش‌از نیاز شد این دست آورد توجسم نگه داری شد شد چرباهای زیاد درکل بدنم‌وپخش شد که خمه سلول‌های چه داخای وچه بیرونی ازاین‌دست آورده چیزی بهش برسه اونها بی نسیب نباشن تواین زمان ازاین‌مسافرت اون لذت اول دیگه نداستم به فکررفتم‌کخ بیاد تواین‌مسافرت یی کاری کن که زود سرعت خمه این باره اَافه روازخودت بگیری هرچی سریعتربهتر رهای مشکل دار شروع شد وتازه به جای کم سدن وزن تومسافرت جاقی بازم ریدم این سنگینی بازم بیشار شد اول گفتم‌من که رژیم‌گرفتم‌که وزن سفرم روکم‌کمم‌جرا برکشت تازه انکارسایه ام هم بزرگتر شد وهم‌جسم هم برکتر شد  ترس بهش اضافه شد هی کنارجاده توقف میکردم‌که بارم دو کسب کنم‌ولی با برکست وبیشتر اربه خود م‌انکار. من ن‌بارم‌. پنبه بود آب بهش می‌رسید اون حجمش بزرکتر میشد تا  کوچکترین تواین زمان پام هم دیگه توان کشش این باره دودیگه داست اون داشت توان خودش روازدست میدا وشد این مشکل 

      حالا دارم یی سالی هست عازم سفر به لاغری هستم‌‌ این سفر  اول تونگاه فقط لاغرشدن بود راهی ازچاق مشکل  جون حجم مشکل به شکل امروز تو نظرم‌ نبود ولی دریافت که من‌برای راهی رفتن به این سفر فقط نباید  به خوردن نخوردن چطور خوردن کجا بدن جاق هست اون  جا رو لاغر کنم اصلا فکرکنم‌جون وهمین قکرکردن یی مانع بزرک هست برای درجارزدن وتوقف کردن ادامه ندادن یا بودن دلسرد شدن و دیگه ادامه ندادن  من عازم سفر بهتری شدم رفتم توبخش کسب آگاهی لذت بردن از دیارفت آگاهی گه جطور اصلا مشکل تو جسم ایجاد شده  من درحقیقت بی سوادراه چاقی خودم بودم 

      من‌ چاقی رودداشتم‌ ولی سواد که جطور اون به دست اوردم نداشتم 

      خوب آمد گفتم توبی سواد مسیرکه توش بودی هستی اگه میخواهی تو مسیر خلافش راه با بی سوادی مسبر رفته که نمیشه مسبرخلاف روطی کنی 

      اول سواد تواین بخش کسب کن که چطوراصلا فردی نامتناسب شدی  اون زمان خلافش به کاره ببر وفتی هنوز اصلا سوادخواندن نوشتن جاقی روبلد نیستی جطور متضاد اون به کاره ببری تازه حست بایدخوب باشه تو ااین‌ مسیرسوادکه داشتم کاریی نبود یی زبان دیگه بود  که باید ازاول آمورش میدم چه حال منوتوبخش رایگان لاغری باره این‌دجمله به کاربردم ولی درک این‌ جمله رو تازه داره تو ذهنم‌ به شکل تصویری نشست میکنه .الفبای این زبان‌تازه رو اموزش دیدم تمرین وتکرار  کردن  که این زبان جدید تودذهنم‌ نشست کنه که تو مسافرتم‌  اگه جای با اون‌ خواستم‌ صحبت کنم به مشکل برنخورم شروع کردن این زبان جدید روبه شکل عملی تورزندگیم اجرایی کردم‌ که  بشه زبان اصلی زندگیم من باید اول این زبان رو توخونه خودم اجرایی  میکردم‌انجام دادم با کوله بارم عازم سفر توبیرون ازمنرلم هم شدم وگارم با زبان جدیدومسبرتازه همسود شد این مسافرت زمان می خواهد گه باهش به مقصد برسم‌مسافرتی عالی دارم‌طی میکنم‌ تو مسیرم که دارم‌ سفر انجام‌ میدم‌  بعضی زمان وهواسم نیست پا میخوره به وسایل سفرفبلی که دیگه ودوست ندارم وباو اون وسایل طی مسیرکنم  بایدهواسم‌جمع وکنم‌انهاررو ازخونه وجودیم بیرون کنم‌ بهشون توجه نکنم راهاشو کنم‌ کنارجاده لاغری اصلا جا بزرام مثل عجله وکه تومسیربرکشت جاگذاشتم‌ این‌توجه به باره اضاقه ازخودم وبیگرم من‌ این زمان سریعترحرکت میکنم‌ جون ترمز کشیدم گاز میدام رو انجام.  نمیدم  تو این‌مسافرت چه نیازبه وسایل خراب ازکاره افتاده مشکل داره من هیج‌ نیازی به مروورفتار گفتارکردار مسافرتی فبلی ندارم جون ا یل تواون سفر خوشحال بودم‌حالم خوب بود ولی زمان زیادی وطی ساله‌ی زیادی توحال خس خوبش نبودم  تومسافرت جدیدم اول حسن رو بایدخوب نگه دارم‌که‌ مسبر  برام‌گورا  دل نشین باشه  وازمسارتف که خادند قسمت کرده کامل استفاده کنم سفرفبای خدادند بود ولی این مسی پن‌خودم‌با خداوند دارم‌همسو میکمم‌اون زمان توافکارخدادند رو درآسمان دوراز خودم حس می کردم ولی این سفر خداوند اصلا دروجود هستم‌ کمک من هست در وجودم‌هست پس این سفر هم پر فایده پرارزش هست تا سفرفبلی که شاید وکاری زمان به خداوند اون توجه امروز رونداشتم خدادند رو بعضی زمان نمیدیم تو افکارم خودم ومنیت خودم رو بزرگی جلوه میدادم ولی تو این سفر اول باید این دو بخش رو هم ازخودم بگیرم اون کنار جاده جا بزرام‌  با عجله توجه به چاقی پب خش بدنم‌که هنوز  لاغر نشد به اومنیت وارده شخصی  تا حالا ۴ بحش مشکل داره کنار جاده  گذاشتم‌که بارم سبک راحت باشه بتوانم‌ تا اخر سفر تا رسیدن به هدف  که تناسب هست آسوده راحت طی مسیر کنم‌ آروز دارم‌ آخر این سفر که تناسب هست برسم دریافت کنم‌ که چه سفر رویای رو طی کردم‌ حال بسیار عالی هست من‌ عازم سفردهستم توراه هستم‌ اگه بعضی  زمان دیدگاه می نویسم اون زیاد دوست دارم‌همه ازحال حسم‌ توسفر اطلاع داشته باشن آنها هم بیا تواین سفر با هم باشیم‌که لذت بشتری روبا هم ببریم  جون هم سفر سفر رو دلنشیتر میکنه حس بهتری به دادم میدم زمان و سفرکوتاتر میشه  ولی اگه‌کسی هم‌نباشه من خود اون لذت به خودم میدم و سفر تنهایی هم لذت خواص خودش رو داره 

      خدا پشت وپنا هتون یا حق. حق نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۰۸/۰۸ ۱۰:۵۰
      مدت عضویت: 1229 روز
      امتیاز کاربر: 10205 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 370 کلمه

      سلام استاد 

      خدارا شاکرم که درتاریخ 1402/08/8 توانستم این فایل راگوش بدهم 

      استاد درمورد لاغر شدن چون جسم باید به شرایط جدید برسد نیاز به زمان دارد و ما نباید با فکر کردن به چاقی و لاغری حال و احساس خود را بد کنیم چون باعث میشود مانع برای لاغری ایجاد کنیم . و هرگز شما لاغر نخوئاهید شد چون جهان کاری به جملات تاکیدی شما درمورد لاغری ندارد بلکه با احساس غالب شما جواب میدهد نه احساس لحظه ای . 

      شما باید به این اطمینان برسید که با بودن دراین سایت به تناسب اندام خواهد رسید و عجله نکنیدچون هرروز در این سایت قوی تر خواهید شدو فرمولهای چاقی پاک خواهد شد و فرمولهای لاغری جایگزین خواهد شد .

      وقتی ذهن منفی باف حال شما را درمورد چاقی بد میکند باید بتوانی آن را کنترل کنی که احساس شما را بد نکند و به او بگویی . من هم لاغر میشوم . من هم مثل هزاران نفری که دراین سایت هستند و خیلی ها شگفت انگیز شدند من هم لاغر خواهم شد . من باید فقط هرروز دراین سایت باشم و اطلاعات جدیدی را درمورد لاغری یاد بگیرم 

      وقتی که درمورد چیزی که درزندگی تو وجود ندارد احساس خود را نسبت به چیزهایی که الان وجود دارد بد نکن . چون پذیرش شرایط فعلی که درآن زندگی میکنی خیلی مهم است چون ذهن ما اصل و بدل را ازهم تشخیص نمیده و چون توسط افکار ما احساسات ما خلق میشوند باید خیلی مواظب این شرایط روحی خودمان باشیم 

      درمورد چاقی خودتان زیاد اغراق نکنید شاید فردی با 2 یا 3 کیلو اضافه وزن زندگی را برخود و دیگر اطرافیان سخت کند و افرادی هستند که با 50کیلو اضافه وزن دارند زندگی میکند .

      چگونگی خلق زندگی با افکار شما است پس باید طوری زندگی کنیم که امیدوار باشیم و برای انجام آن کار ذوق و شوق داشته باشیم و احساس ما خوب باشد 

      در جنبه های مختلف زندگی با انتخاب افکار مناسب احساس امیداواری ایجاد کنیم و طوری فکر کنیم که احتمال اتفاق افتادن آن موضوع خیلی بیشتر از نیافتادن آن باشد . و اگر با فکر کردن به آن حس شما بد میشود باید این حس را تغییر دهید و ذهن خود را کنترل کنید و به رویدادهای خوب زندگی و مثبت اندیشی فکر کنید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Zahra
      ۱۴۰۲/۰۸/۰۲ ۱۲:۲۶
      مدت عضویت: 1115 روز
      امتیاز کاربر: 10555 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 398 کلمه

      به نام خداوند بخشنده و هدایتگر

      سلام به همه دوستان عزیز

      اگر به خواسته یا چیزی که نداریم خیلی توجه کنیم طوری که احساس حسرت و ناامیدی داشته باشیم به اون خواسته نخواهیم رسید و خودمون مانع اصلی  رسیدن به اون خواسته مون هستیم چون دنیا به واکنش‌های ما جواب میده و جهان اصلی  به کلام کاری نداره بلکه به احساساتمون جواب میده و حتی احساسات کوتاه مدت  هم کاری نداره بلکه به احساساتی که دائمی و غالب هست توجه می‌کنه

      اگر دائماً در حال نگرانی استرس و ناامیدی و حسرت هستیم جهان کاری می‌کنه که همون احساسات رو تجربه کنیم پس باید مهارت اینکه احساس آرامش بیشتری داشته باشیم رو کسب کنیم برای این کار از به داشته ها و نعمتهایی الانمون احساس خوبی داشته باشیم

       مثلاً من از خدا خواستم که بتونم به راحتی یکی از دوره‌های سایت تناسب فکری را تهیه کنم اوایل همش فکر می‌کردم که آخه چطور میشه من این دوره رو تهیه کنم؟ حالا میگم که من این خواسته رو از خدا دارم ولی میام از دوره‌های رایگان و هدایایی که استاد در اختیارم قرار داده استفاده می‌کنم و از این مطالب لذت می‌برم و احساسم رو خوب نگه می‌دارم من حرکتم رو شروع کردم چیزهایی که دارم لذت می‌برم م مطمئنما به خواسته ام میرسم

      این نکته خیلی مهمه که خیلی از احساساتمون یک توهم هست مثلاً به خاطر پول و ثروتی که ندارم یا چاقیم مورد احترام نیستم این یک توهمه، باید در نظر داشته باشم که افکار خیلی راحت به احساس تبدیل می‌شه و باید مهارت این رو که هر فکر چه احساسی در من به وجود می‌آورد بدست بیارم  فکر کردن به نداشته‌ها اگر خیلی پیشرفته‌تر بشه باعث میشه از داشته‌هایی که الان داریم و خیلی هم دوستشون داریم متنفر بشیم 

      در مسیر رسیدن به خواسته‌ها باید جوری فکر کنیم که رسیدن به اون امیدوارتر بشیم و حالمون بهتر بشه و اینکه رسیدن به اون خیلی راحته و احتمال رسیدن خواسته در ذهنمون باید بیشتر از احتمال نرسیدن به اون باشه 

      همونطور که افزایش و کاهش دما دیده نمی‌شه اما بر روی همه اجسامی که در اطراف اون قرار داره تاثیر می‌ذاره افکار هم همینطور هست و بر روی همه جنبه‌های زندگی تاثیر می‌گذارد پس همیشه به گذران زندگی جوری فکر کنیم و نگاه کنیم که همه چیز بر وفق مراد است یعنی اگر احساسمون به زندگی خوب و عالی باشه و با ذوق و شوق به زندگی ادامه بدیم یعنی افکارمون عالی و خوبه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم