0

سالاد اولویه لاغری

سالاد اولویه لاغری
اندازه متن

سالاد اولویه لاغری با همان مواد اولیه ای که همه سالاد ها تهیه می شوند درست شده است اما نگرش درباره مواد تشکیل دهنده آن 100% اصلاح شده است. پس با خیال راحت این غذای خوشمزه را تهیه و نوش جان کنید.

ترس از خوردن در ذهن افراد چاق

سال های زیادی اضافه وزن داشتم و بعد از ارثی بودن چاقی غذاها را مهمترین عامل چاقی خودم می دانستم.

عاشق سالاد اولویه بودم اما از خوردن آن ترس داشتم چون شنیده بودم بخاطر داشتن سیب زمینی و سس مایونز خاصیت چاق کنندگی دارد.

نکته جالب توجه درباره افراد چاق این است که همیشه به دنبال کشف عوامل چاق کننده و لاغر کننده در غذاهایی که می خورند هستند و این در حالی است که افراد متناسب زیادی را می شناسند که از همان غذاها و حتی به مقدار بیشتر از آن ها می خورند اما همیشه متناسب هستند.

سالاد اولویه لاغری شامل همان مواد تشکیل دهنده ای است که سالها قبل عقیده داشتم چاق کننده است اما تفاوت این دو با هم تغییر نگرشی است که در خودم درباره مواد غذایی و تاثیر آنها بر جسم ایجاد کردم.

تمام دستورات تهیه غذاهایی که تحت عنوان آشپزخانه لاغری با ذهن تهیه و ارائه می شوند شامل این مورد هستند.

برای خیلی از اعضای سایت تناسب فکری چگونگی تغییر نگرش درباره غذاهای چاق کننده عجیب و البته جالب توجه است و بارها در پیام های ارسالی از طریق سایت و شبکه های اجتماعی درباره چگونگی تغییر نگرش و اصلاح فرمول های ذهنی درباره غذاهایی که می خوریم سوال می پرسند.

در ویدیوی طرز تهیه سالاد اولویه لاغری ضمن معرفی مواد تشکیل دهنده این سالاد خوشمزه درباره چگونگی ایجاد نگرش صحیح درباره سس مایونز که از نظر افراد چاق خطرناک ترین ماده تشکیل دهنده سالاد اولیه است توضیح داده ام.

البته چگونگی شناسایی فرمول های ذهنی اشتباه درباره مواد غذایی و همچنین چگونگی تغییر آنها را به شکل مفصل در دوره پیشرفته لاغری با ذهن توضیح داده ام اما جهت آشنایی دوستان عزیز با نحوه تغییر نگرش خودم درباره مواد غذایی در این ویدیو درباره این موضوع توضیح داده ام.

البته نکته ای که باید مدنظر قرار گیرد این است که اصلاح نگرش درباره مواد غذایی نباید به اشتباه باعث افزایش میزان خوردن یا پرخوری کردن از آن ماده غذایی شود. بلکه تغییر نگرش به این منظور لازم و تاثیرگذار است که خوردن مقدار مورد نیاز با آرامش و احساس خوب انجام شود و با مرور افکار اشتباه فرمول ها و تصاویر ذهنی چاق را تقویت نکنیم.

سالاد اولویه لاغری

مواد تشکیل دهنده سالاد اولویه لاغری

۱. مرغ (نصف سینه + یک عدد ران)

۲. سیب زمینی (۴ عدد درشت یا ۸ عدد ریز)

۳. تخم مرغ پخته (۳ عدد)

۴. خیارشور (نیم کیلو)

۵. ذرت پخته (۲۰۰ گرم)

۶. هویچ نگینی پخته (۴ عدد متوسط)

۷. کالباس ژامبون گوشت (۲۵۰ گرم)

۸. سرکه (نصف لیوان)

۷. سس مایونز (یک شیشه متوسط)

طرز تهیه سالاد اولویه لاغری

ابتدا مرغ ها را در زودپز به مدت ۱ ساعت می پزیم.

برای خوش طعم و عطر شدن مرغ ها یک عدد پیاز به آن اضافه می کنیم. همچنین یک قاشق غذاخوری نمک و به مقدار کم فلفل قرمز و یک پیمانه گل پر اضافه می کنیم.

توجه کنید خیلی ها برای پختن مرغ سالاد اولویه از زردچوبه بعنوان چاشنی استفاده می کنند که روش صحیح نیست و بهتر است استفاده نشود.

سیب زمینی ها را در قابلمه گذاشته و آب به مقداری که روی سیب زمینی ها بپوشاند اضافه می کنیم سپس مقدار کم سرکه به آن اضافه کرده و صبر می کنیم تا کاملا پخته شود.

نکته مهم اینکه سعی کنید تمام آب سیب زمینی ها بخار شده و سیب ها به حالت کاملا خشک تبدیل شوند.

تخم مرغ ها را در آب یا دستگاه تخم مرغ پز قرار داده و به اندازه ای که سفیده و زرده آن کاملا سفت شود می پزیم.

هویج ها را پوست گرفته و به صورت نگینی ریز خرد می کنیم و به همراه ذرت ها در مقدار کم آب قرار داده و اجازه می دهیم تا کاملا پخته شوند.

کالباس ها را به صورت نگینی خورد می کنیم تا به هنگام تهیه سالاد اولویه لاغری به سایر مواد مواد اضافه کنیم.

خیارشورها را به صورت نگینی و ریز خورد می کنیم.

مرغ را پس از پخته شدن از زودپز خارج کرده و اجازه می دهیم خنک شده و سپس ریش ریش می کنیم.

سیب زمینی ها را نیز بعد از پخته شدن در سینی قرار دهید تا کاملا خنک شوند.

پوست تخم مرغ ها را پس از خنک شدن کنده و آماده می کنیم.

مرحله آخر:

در ظرف مناسب سیب زمینی ها را با رنده درشت رنده می کنیم. سپس تخم مرغ ها را با همان درجه درشتی رنده می کنیم.

سایر مواد که از قبل آماده کرده این را به ظرف اضافه کرده و در انتها سس مایونز را اضافه می کنیم.

دو سه قاشق از سس مایونز را نگه دارید تا در انتهای کار روی سالاد اولویه را با آن تزئین کنید.

نصف لیوان سرکه به همراه نصف لیوان از آب مرغ که از صافی رد شده است را به مواد تشکیل دهنده سالاد اولویه لاغری اضافه کرده و خوب با هم مخلوط می کنیم.

پس از اتمام مخلوط کردن باقیمانده سس مایونز را با قاشق یا لیسه روی سالاد اولویه پهن می کنیم.

سالاد اولویه لاغری شما آماده است.

آن را در یخچال قرار داده و چند ساعت صبر کنید تا خنک و مزه مواد با هم ترکیب شود و سپس نوش جان کنید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

محتوای آموزشی رسانه ای:

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

Rating 4.24 from 59 votes

https://tanasobefekri.net/?p=33383
برچسب ها:
45 نظر توسط کاربران ثبت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار متناسب شاد
      1402/11/08 22:04
      مدت عضویت: 1377 روز
      امتیاز کاربر: 6702 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 567 کلمه

      سلام به استاد عزیز و مرجان خانم مهربان

      ازتون واقعا سپاسگزارم بابت تهیه این ویدئو

      چند روزی انگار تو برزخ بودم منی که با دوره رایگان لاغری با ذهن تونستم ۱۴ کیلو وزن کم کنم وشکمم تخت بشه و به وزن ۶۰ کیلو برسم . والبته هرغذایی که دلم خاست بخورم .

      بعد مدتی که وارد یک سایت آموزشی استاد عزیز دیگه رفتم و سریالهای آموزشی که از زندگی روزمرش بود و هدفش توجه به نکات مثبت بود رو می دیدم .

      اوایل سریال فردی بود بسیار چاق و اواسط سریال کاملا متناسب بود و چون از زندگی روزمرش فیلم میزاشت ناخودآگاه از سبک غذاییش هم فیلم میگرفت وتاکید میکرد که تغییر سبک غذاییش باعث لاغرشدنش شده .

      بااینکه اوایل من نمی پذبرفتم اما از یه جایی به بعد از غذاخوردن میترسیدم حتی از خوردن پنیر ساده . نان . پرتقال وسیب و… 

       واصلا انگاری یادم رفت این من بودم که با خوردن همه نوع موادغذایی با تغییر افکارم  تونستم متناسب بشم .

      وتو یه برزخی گیر کرده بودم آخه من چی جوری هر روز گوشت بخرم و بخورم . مرتب میرفتم کامنتهای بچه های دوره لاغری اش رو میخوندم و روز به روز بر ترسهام اضافه شد .

      رفتارغذاییم آنچنان تغییر کرد که چند روزی لب به میوه نزدم . 

      منی که اصلا از آشنایی با لاغری با ذهن درد معده نداشتم الان چند روز شربت معده میخورم .

      از خدا کمک خاستم خدایا من که متناسب بودم . روی باورهام کار کردم ونتیجه گرفتم . پس چی شده .میگم تو برزخ بودم .

      امروز باخودم گفتم برم نتایج شگفت انگیزان لاغری با ذهن رو ببینم که متناسب شدند باورم نقض بشه . کمی نگاه کردم یه کم آروم شدم .

      بعد یهو بادم اومد که شما آشپزخانه لاغری داشتید وشما هم از سبک غذایی روزمرتون فیلم میگرفتید و تو سایت میزاشتید .ویادم اومد که آبگوشت رو با برنج میخوردید و… سریع هدایت شدم به آشپزخانه لاغری ومتن ها رو خوندم ته دلم آروم شد .

      و ویس رو گوش دادم آرومتر شدم  دلم میخاست ساعتها گریه کنم بابت نجات یافتن از برزخ وهدایت به این سایت . 

      به خودم گفتم خدایا چرا من زودی فراموش کردم منی که اینهمه کامنت مینوشتم ومشوق بچه ها بودم .

      متوجه شدم من لابه لای اون سریالهای ارزشمند اون استاد عزیز که باعشق تهیه میکرد ومن منکرش نیستم سبک غذایی اش شده بود ورودی جدید به ذهنم ‌ که غذاها خاصیت چاق کننده دارند و دنیا رو  کم کم برام جهنم کرد .

      استاد بابت این برنامه آشپزی از شما ومرجان جان که در پشت صحنه زحمت میکشیدن بی نهایت سپاسگزارم .

      ممنون میشم از طرف من ازشون تشکر کتید واز خداوند متعال برایتان آرزو میکنم که به هرچی فکر میکنید که فقط میخواهید داشته باشبدش مثل آب خوردن بهش برسید .

      این فایلهای آشپزخانه لاغری که با عشق تهیه شده   ارزشش قابل محاسبه نیست مثل فایلهای دوره . چون با دیدنش ورودی جدید به ذهنم دادم و میدم و به خودم هر روز یاد آوری میکنم که این غذاها نیستند که خاصیت چاق کنندگی دارند بلکه نگرش من به غذاهاست که باعث چاقی من میشه . و هر روز میخام  این فایلها رو نگاش کنم تا ورودی های جدید به ذهنم بدم ودر ذهنم  ثابت بشه که بابا غذاها ترسی ندارند و برای سلامتی و رفع نیاز بدن آفریده شده اند .و…

      بی نهایت ازشما دو عزیز بزرگوار سپاسگزارم بابت تهیه وتدوین این فایل ها که بهمون کمک میکنه تا از زندگی کردن لذت بیشتری ببریم .

      خدا رو شاکرم بابت هدایت به این سایت الهی .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار بلال
      1402/06/09 22:46
      مدت عضویت: 340 روز
      امتیاز کاربر: 27715 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 144 کلمه

      هیچ عذا خاصیت چاق کنندگی نداره 

      اصلا همه افراد لاعر از همه چی ک میخوان میخورن با ارامس و لذت و لاعرن 

      چند ماهه دارم ب افراد لاعر توجه میکنم و بیشتر متوجه این شدم ک افراد لاعر هرچی بخوان میخورن و با ارامش میخورن 

      من خودم قبلا ک لآر بودن هرچی میخ استم با ارامس و لدت میخوردم و لآر و خسک بودم 

      چند روز پیش با چند نفر باهم ناهار میخوردیم 

      یکی بود لاعر و خسک سس زد و برنج و کاهو هرچی خواست خورد بدون ترس و کاملا لاعر و خشکه و یکی دیگ بود خیلی یعی میکرد ک اقا از فلان چیز ک فکر میکردچاق کنندس نخوره و باور داشت زن چاق داره و فلان چیز نباید بخکره و جالبه چاقتر بود 

      پس خکردن با ارامش و لدت و بدون ترس باعق لاعری میسه مهم باور لاعریه و مهم دهنه کرگنه هیچ غدایی چاق کننده نیس

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      1401/08/27 08:08
      مدت عضویت: 1620 روز
      امتیاز کاربر: 9141 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 177 کلمه

      سلام استاد چرا دیگه با مرجان بانو غذا نمیزازید خیلی خوب بود کاش تکرار شه

      استاد من میخوام یک خاطره بگم برای من مثل معجزس دیروز نهار رفتیم رستوران و اکبر جوجه سفارش دادیم مندخیلی گرسنه بودم اکبر جوجه غذای چربی استاد چند قاشق که خوردم یک دفعه یادم افتاد که اصلا فکر نکردم که وای نکنه جاق شم یا اینکه چه قدر از بشقابم بخورم یا اینکه کم بخورم یا چی رو با چی بخورم نمیدونم میتونم با کلمات اصل موضوع بگم این برای من مثل یک معجزه بود

      یکدفعه سیر شدم و کات دادم به خوردنم

      تمام همسرم گفت بقیه غذات بخور گفتم سیر شدم حتی سالاد ودلستردهم نخوردم و فقط ماستم که کنارم بود خوردم

      درست مثل یک متناسب عمل کردم

      استاد قبلا من تمام غذای خودم و بقیه غذای بچه ها و مخلفات میخوردم تو رستوران

      واقعا باورم نمیشد و بارها فکر کردم چه طوری اخه چه طوری میخوردم حتی گاهی میگفتم نه تو اشتباه میکنی ولی باز یادم میافتاد که چرا میخوردم و موضوع بدتر اینکه وقتی میومدیم خونه هم میخوردم 

      واقعا من با ذهنم میخوردم نه با جسمم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار شهربانو باقری
        1401/08/27 21:18
        مدت عضویت: 1327 روز
        امتیاز کاربر: 22236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 267 کلمه

        سلام منیره ،خوبی عزیزم 

        ممنون از دیدگاهت منو یاد مطلبی انداختی ….یادم اومد یکی از دلایلی که نمی ذاره لاغرتر بشم ذهنی غذا خوردنه  …بیشتر ،آخر شبا اگر به اندازه کافی شام نخورده باشم یا خیلی زود و سرشب شام خورده باشم یا بعدالظهرهای ماه رمضان که روزه می گیرم   سراغم می آد این حالت ، یعنی گشنه ام شده یا چیز حاضری واسه خوردن نداشتم یا حال ترک رخت خوابو نداشتم   به طور کاملا غیر ارادی    شروع می کنم در عالم خیال غذایی رو خوردن …‌‌با اینکه  می دونم مغز من تفاوت خیال و واقعیت رو نمی فهمه و این خیال پردازی به ضررم تموم میشه اما دست خودم نیست  نمی دونم باید چکار کنم در این مواقع ؟   🙁

        گاهی که این خیالات به سرم  افتاده اگر زمان روزه داری رو فاکتور بگیرم  به خودم گفتم پاشو زود یه چیزی پیدا کن بخور وگرنه  انرژی دوبل به حسابت نوشته میشه … اگر چیزی نخوری  این خیال رهات نمی کنه چون این حس گرسنگی اومده  پس بهتره شده یه چیز مختصر بخوری اینکارو کن تا ذهنت دست از خیال پردازی برداره  .اگر در مقابل گرسنگی مقاومت کنی میشی آش نخورده ،دهن سوخته  تازه  آآخر سر که کلی ذهنی یه عالمه غذا خوردی  پامیشی میری غذای واقعی می خوری ، حتی اگر کم هم بخوری بازم  اینجوری چاق می مونی و لاغر نمیشی …….   ما نه تنها با تحریک پنج حس دیگه امون مثل بینائی و بویایی غذا می خوریم بلکه ذهنی هم می خوریم  …استاد راجع به این مسئله  راهکار ارائه ندادن یا من متوجه نشدم …استاد میشه یه راهنمائی کنید ؟  ممنونم 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار منیره.ف
          1401/08/28 23:27
          مدت عضویت: 1620 روز
          امتیاز کاربر: 9141 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          همیار لاغری
          محتوای دیدگاه: 108 کلمه

          شهربانو جان اگر از صبح تا شب بخوری و شب در رویات نخوری لاغر میشی ؟

          پس اگر هم تو رویات بخوری چاق نمیشی عزیزم

          انقدر از خوردن میترسی که حتی تو رویات هم از خوردن میترسی

          قبل از این دوره یادمه یکی از رویاهام لباسی بسیار رسمی و بودن سر میز مجللی بود که من خیلی با کلاس مقدار کمی میخوردم و به اون همه غذا توجه نمیکردم

          واقعا نمیدونم چرا این رویا همیشه توی سرم بود با دوره تناسب ذهنی به رویام رسیدم

          شما هم به رویای خوردنت پر و بال بده با لباسی که دوست داری و اندام رویاییت از غذای دلخواهت به اندازه بکش و مثل یک پرنس بخور

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار شهربانو باقری
            1401/09/01 00:42
            مدت عضویت: 1327 روز
            امتیاز کاربر: 22236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
            همیار لاغری
            محتوای دیدگاه: 1,386 کلمه

            سلام  منیره جان ، ممنون از نظرت ، لازم به توضیحه به مقدار خیلی زیادی ترسم از خوردن ریخته ..من الان به این فکرم که وقتی بعد دوسال که دارم تمرین می کنم می خونم  و می نویسم و سعی کردم به حدی بخورم که راضی باشم و خودمو سرزنش نکنم ۴ کیلو چاقتر شدم ….

              قبل دوره ،هیچوقت بخاطر نوع و مقدار خوراکم خودمو سرزنش نمی کردم و همیشه با لذت می خوردم میلم زیاد بود از هر چیزی هر چقدر دلم می خواست می خوردم 

            و می دونستم که این حالت چاقترم می کنه چون اینو یادم داده بودن 

            توی این دوسال هم همینطور بودم  به این امید که با  نترسیدن و رضایت از خوردن به همراه ایجاد تناسب فکری ،لاغر میشم ولی نشدم ….اصلا از استاد در این مورد سوالی نپرسیدم که چرا  اینطور شده  …چون جواب این سوال رو از جنبه های مختلف در فایلهاشون شنیدم ….سعی کردم  به یاد بیارم  و همینطور به عقل خودم هم مراجعه کردم تا چرائی این اتفاقو بفهمم  مهمترین چیزی که به ذهنم رسید این بود که در خوردن زیاده روی کردم با اینکه خط بطلان کشیده بودم روی تمام علل بیرونی  که به چاقی ربطش می دیم و در حقیقت  چاقی رو توجیه می کنیم و می پذیریم 

             مثل ژنتیک ،خواب ، بی تحرکی ، طبع سرد ، رژیم و هر چیزی که یا خودم یا دیگر دوستان  به چاقی ربط می دادیم و تنها عامل بیرونی که نتونستم منکرش بشم و نادیده بگیرمش زیاد خوری به علت تنوع طلبی بود … من نتونستم  ربط چاقی  به پرخوری  رو  در ذهنم بی اعتبار کنم

              تا قبل از شنیدن و درک فایل مدیر خوبی برای کارخانه خود باشید   داشتم لاغر می شدم و اولین فایل استاد یک‌تحولی از نظر فکری در من ایجاد کرده بود و خوب داشتم پیش می رفتم  خوب یادمه  یکهفته از گوش دادن به فایلهای  دوره رایگان گذشته بود  مامان بهم گفت  دخترم  انگار لاغر شدی  تازگیا رژیم گرفتی ؟  گفتم نه مامان جان  من رژیمی نیستم بدم می آد از محدودیت غذایی چون بدتر حرص برم می داره  همینجوری عادی راحت ترم ..ولی فایل مدیر کارخونه  یک تزلزلی در افکار لاغر کننده نوپای ذهنم بوجود آورد .وقتی سعی کردم درکش کنم  با خودم گفتم نه بابا به این مفتیام نیست باید حواسم باشه که  چقدر دارم می خورم هی با خودم کلنجار می رفتم که درسته هیچ غذایی چاق نمی کنه اما اینجوری نیست که هر چقدر دلم خواست بخورم باید حواسمو جمع کنم  و اینجوری دوباره ترس از خوردن به جونم افتاد …‌این فایل  می گفت غذا منبعی است از انرژی که اگر زیادی مصرف بشه بی برو برگرد چاقتر می شی …‌البته استاد این فایل  رو  برای ماهایی گفته که  زمینه فکری و رفتاری  چاقی در مورد غذاها رو داریم وگرنه به قول خانم سادات  این برای لاغرای طبیعی اما پرخور جواب نمی ده و منطبق نیست ….این برای ماهاست که پرخوری کردیم و بهمون هم یاد داده بودن  چاقی به دلیل پرخوری اتفاق میفته ..

            …استاد این فایلو گذاشت و روی این فرمول صحه گذاشت  گفت به این به این دلیل پرخوری یعنی بیش از نیاز خوردن  چاقی می آره و در صورت ادامه دار شدن  روزبروز چاقترتون می کنه …و در فایل دیگه ای از ایشون شنیدم که گفتن  من نمی دونم لاغرایی که هر چی و هر چقدر و در هر زمان می خورن ولی چاق نمیشن نمی دونم چه سیستمی توی مغز ایناس که فرمول پرخوری و چاقی در اینا کار نمی کنه ..‌و‌گفت شما کاری به این گروه نداشته باشید چون اینا یه روزی به دلیل شنیدن یک حرف از کسی و یا از جایی  این فرمول در اونها سست میشه و در خطر چاقی قرار می گیرن ….پس الگوی شما لاغرهای با رفتار متعادل باشه ….

            شنیدن این صحبتا ذهن منو از فکر  بذر اولیه لاغری ذهنی خارج کرد و برام باور پذیر شد که فقط یک عامل فیزیکی و بیرونی می تونه به چاقی دامن بزنه و چاقتر بشیم و اونم پرخوریه…. این بود که من حساس شدم به این موضوع  و دوباره فرمول قدیمی پرخوری = چاقی در من پررنگ شد  و برام حساسیت برانگیز شد و از حال خوش لاغری ذهنی خارج شدم   و بعد هر چقدر درباره فایل ۲۹ هفته چهارم خوندم و نوشتم که  استاد میگه  کاری به مقدار غذاتون نداشته باشید فقط موقع خوردن به علتش فکر کنید …باز هم نتونستم بی خیالش بشم و با فکری آزاد و بدون استرس غذا بخورم و حتی دوباره به رژیم گرفتنم فکر کردم  اما خوب به خودم نهیب زدم که  نه ، رژیم یعنی چی ؟ تو اومدی اینجا  اونم با اون مشکلاتی که سر راهت بود از نظر جور کردن هزینه دوره گام اول  که با ذهنت لاغر بشی حالا می خوای به رژیم فکر کنی ..نه نه  هرگز …..

            اما متاسفانه وسواس فکری در مورد مقداری که می خورم کار دستم داده و چاقتر شدم جوری که به زانوهام فشار زیادی اومد و مجبور شدم یه چند روز با کمک عصا بشینم و بلند بشم انگار وزنم چندین برابر همیشه بهم فشار می آورد  شاید دو هفته به این‌منوال گذشت تا اینکه رفتم ویزیت ارتوپدی و با گرفتن عکس از زانوی راستم دکتر تشخیص داد که باید رژیم بگیرم و سریعا وزنمو پایین بیارم  یه چند روز دچار ترس و استرس از روی وزنه رفتن و برنامه رژیم شدم با راهنمایی مشفقانه استاد آروم شدم و دکتر تغذیه ویزیت کرد رفتم روی وزنه متوجه شدم ۴ کیلو چاقتر از دوسال قبلم هستم …اما نترسیدم و قبول کردم که درست کار نکردم  .. آموزه های ذهنی رو خوب درک نکردم خوب عمل نکردم وگرنه نباید این اتفاق می افتاد و من نیاز دارم به ادامه‌این مسیر باید دوره تکرا و عمل رو حتما پشت سر بگذارم باید روی دوره های دیگه که دارم غیر از گام اول بیشتر تمرکز کنم و حواسم به رفتارها و واکنشهام نسبت به مواد خوراکی باشه ببینم کجاها دارم خطا می کنم…

             برنامه نسبتا خوبی داد دستم گفت ماه آینده دوباره بیا آخر هر هفته هم دور شکم و باسن رو اندازه بزن و یادداشت کن بیار … و البته اینم بگم  چندتا کاری که سفارش کرده بود حتما انجام بدم اهمیتی ندادم 

            مثلا برام قرص کاهنده اشتها نسخه کرد و چند جور قرص ویتامین  هنوز بعد دو هفته اینارو نخریدم  چون اصلا قصد خرید ندارم 

            گفته بود هر روز ۱۵ دقیقه حلقه بزن ،  نزدم‌چون بلد نیستم …

            نوشته بود هر شب شکمتو با روغن سیاهدونه ماساژ بده ، ندادم چون اعتقادی به تاثیر اینکار ندارم …چون یک عامل بیرونیست   و ….

            امروز دو هفته اول رعایت برنامه غذایی رو پشت سر گذاشتم از عملکردم هم راضی ام چون هر جا لازم بوده تغییراتی در برنامه مطابق راحتی جسم و روحم  اعمال کردم نگذاشتم زمان به زجر و گرسنگی بهم بگذره   

            درباره  این تغییرات‌ ،،  مفصل در فایل ۱۵ تکرار در دیدگاه فایل آموزشی آیا با رژیم می توان لاغر شد توضیح می دم  که با این برنامه ثابت از پیش تعیین شده چه کردم که از خودم رضایت دارم …از هر سه وعده و میانوعده رضایت دارم  …..برام اصلا مهم نیست دو هفته دیگه برم روی وزنه کم کرده باشم یا نه …..چون دیگه از این بهتر نمی تونم رفتار غذایی داشته باشم  .من زره جنگی رو از تنم خارج کردم  چون قصد جنگ با مغزمو ندارم فقط دارم آروم آروم  رفتارای صحیح رو تکرار می کنم ..و این برام مهمترین چیزه ….برا همین مهم نیست وزنم دو هفته دیگه می آد پایین یا نه …

            اصلا اصراری ندارم همه جا و همه وقت عین این برنامه رفتار کنم حتی گاهی کمتر از میزان توصیه شده خوردم  گاهی کمی بیشتر از برنامه …اما در هر صورت راضی بودم ….

            اینی هم که از خوردن ذهنی صحبت کردم  همیشه اینجور نیستم  گاهی اینجور میشم که ذهنی چیز می خورم  …ترسم از مغزمه که بدل از واقعیت تشخیص نمی ده که وقتی با یک‌تصویر ذهنی به خوردن مشغول میشم  فکر می کنم واقعا دارم غذا می خورم  ولی در حقیت در شرایط گرسنگی بیشتر دارم قرار می گیرم و بالاخره پا میشم غذا می خورم و این‌میشه انرژی دوبل که باعث چاقیه …البته از وقتی اینو با خودم حرفشو زدم  نمی ذارم وضعم به این مرحله برسه  غذامو طوری می خورم که به حال گرسنگی به رخت خواب نرم و به همین خاطر در برنامه غذاییم  تغییراتی دادم که گرسنگی نکشم و خاطرات بد و نفرت انگیز از رژیم در ذهنم پاک بشه.

            ببخشید منیره جان متنم طولانی شد جدن عذرخواهی می کنم .

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار منیره.ف
              1401/09/01 16:51
              مدت عضویت: 1620 روز
              امتیاز کاربر: 9141 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
              محتوای دیدگاه: 88 کلمه

              عزیزم خیلی ممنون بابت نوشتت

              نوشته شما نشان میده چه قدر قدرتمندی

              ویتامین ها رو بخر حتما چون برای پا دردت هم خوبه 

              یادم حتی استاد در یکی از فایلها گفته بودن یکبار روی ترازو رفتن و چهار کیلو اضافه کرده بودن که اولش براشون سخت بود ولی کم کم پزیرفتن و اصلاحش کردن

              در هر حال ما اگر هم میخوایم قدرت از غذا بگیریم برای اینکه در نتیجه باعث بشه ولع و پرخوریمون کمتر بشه

              اگر برداشتن قدرت از غذا باعث کمتر خوردن ما نشه پس همون بهتر که خودمون کنترل کنیم

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 5 از 1 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      1401/04/30 12:56
      مدت عضویت: 1634 روز
      امتیاز کاربر: 2156 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 688 کلمه

      سلام . به به چقدر عالی بود این فایل . 

      وقتی باور می کنیم که غذاها لاغر کننده هستند این نگرش واکنش ذهن مارو نسبت به مواد غذایی تغییر میدن . 

      این فرمول انسان رو آروم می کنه 

      همراستا با قوانین طبیعته 

      ذهن باهاش موافقه .

      دل باهاش موافقه .

      بدن تاییدش می کنه . 

      و خیلی قشنگ و منطقی احساس مارو نسب به خوردن خوب می کنه . 

      حس ولع و پرخوری رو از انسان دور می کنه 

      حس ناخونک زدن و دزدکی خوردن رو از انسان دور می کنه .

      حساسیت مارو به مواد غذایی دور می کنه .

      یعنی تصویر پررنگ غذا رو در ذهن ما کمرنگ می کنه . وقتی ما غذها رو لاغر کننده بدونیم  دیگه  حس محدودیت رو به خودمون تحمیل نمی کنیم که از اون طرف ولع ما زیاد بشه . 

      خیلی مهم هستن فرمولها . اینکه چجوری از فرمولها استفاده کنیم که واکنش ذهن ما بشه آرامش بشه امید بشه انگیزه بشه راحتی . 

      وقتی ما با خیال راحت بدون استرس بدون ترس مینشینیم سر سفره اصلا دیگه نمیتونیم پرخوری کنیم .

      همون ذهنی که دستور به پرخوری میداده خودش اجازه ی خوردن نمیده . 

      دست از تخریب برمیداره و ما خیلی راحت با حس و حال خوب لاغر میشیم . 

      رفتارهای ذهن واکنش نگرش ما هستند . 

      ما هر نگرشی که داشته باشیم اگر همراستا با قوانین طبیعت باشه ذهن دستور به رفتارهایی میده که اونها هم  همراستا با طبیعتن . 

      اگه میبینیم پرخوری ازمون سر میزنه که رفتاری ناهمسو با طبیعته چون نگرشی ناهمسو با طبیعت داریم . 

      نیروی چاق کنندگی به غذاها دادن یکی از باورهای ناراستا با طبیعته که سبب ایجاد رفتارهای نابه هنجار میشه . 

      ولی وقتی باور کنیم غذاها لاغر کننده هستند تمام رفتارهای ما اصلاح و همراستا و همسو با آفرینش اصلی که همون تناسب اندام هست میشه . 

      حالا چجوری باور کنیم غذاها لاغر کننده هستند . 

      خیلی راحت با خود علم میشه این رو ثابت کرد . 

      روغن ها دیگه بالاترین مواد غذایی هستند که ما باور داریم چاق می کنند و بعد هم نان و برنج و سیب زمینی .کدام یک از  دو دسته مواد غذایی  تا حالا هضم نشدن در بدن ؟ 

      اصلا ما وقتی چیزی میخوریم مگه امکان داره غذا هضم نشه . 

      نه امکان نداره وگرنه اگه غذایی در معده به خاطر مریضی هضم نشه ما اون رو بالا میاریم بدن اجازه ی عبور نمیده . 

      پس هر غذایی که میخوریم از جمله روغن و کربوهیدرات همه توسط اسید معده تجزیه میشن . 

      تجزیه کردن مواد یعنی ما باید نیرویی بیشتر از اون مواد بهشون وارد کنیم تا اونها رو تجزیه کنیم . 

      خب پس ما اگر تونستیم ماده ای رو تجزیه کنیم تا انرژیش رو استخراج کنیم قطعا نیرویی بیش از خودش به کار بردیم که تونستیم انرژی اون رو استخراج کنیم . 

      پس غذاها لاغر کننده میشن . چون نیرو وانرژی  غلبه بر اونها از خود انرژی اونها بیشتره . 

      پس اون غذا برای تبدیل انرژی خودش از ما انرژی میگیره . انرژی بیشتر از انرژی خودش تا تجزیه بشه وگرنه اگه انرژی کمتر باشه اصلا تجزیه نمیشه . 

      تازه بعد از اونم که تجزیه کرد و انرژیشو استخراج کرد همه ی انرژیشو که نمیگیره بقیه رو به صورت مدفوع به طبیعت برمیگردونه که اگه کالری مدفوع رو حساب کنند که گیاهان ازش تغذیه می کنند متوجه خواهند شد که انرژی دفع شده هم بسیار زیاده که اونم باز از خود ماست نه صرفا خود غذا . 

      یعنی ببینید برای دریافت مثلا ۱۰۰ کالری انرژی ما باید خیلی بیشتر از ۱۰۰ کالری انرژی مصرف کنیم تا اون رو به چرخه ی طبیعت برگردونیم .

      پس همه ی غذاها لاغر کننده هستند . 

      اما علت چاقی ما فقط و فقط باورهای ما هستند که قدرت چاقی میدیم به غذا .

      ذهنمون چربی درست میکنه نه غذاها . 

      پس اگر این فرمول رو پاکسازی کنیم (غذاها چاق کننده هستند ) و 

      به ترتیب دو فرمول جایگزین کنیم 

      غذاها چاق کننده نیستند .

      غذاها لاغر کننده هستند .

      به مرور این دو باور عالی که همراستا با طبیعت هست مارو لاغر می کنه . 

      حتی هیچ قدرتی ندادن به غذاهم مارو لاغر میکنه . چون حداقل خلاف طبیعت نیست . 

      اجازه بدیم طبیعت کار خودشو کنه . یا سکوت کنیم یا قدرت چاقی ندیم یا قدرت لاغری بدیم . 

      این باورها مرحله مرحله هستند و همه ی اینها به راحتی در مسیر لاغری هستند .

      خدایا شکرت این مسیر چقدر زیباست . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار منیره.ف
        1401/04/30 18:00
        مدت عضویت: 1620 روز
        امتیاز کاربر: 9141 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 63 کلمه

        سلام فاطمه جان حرفهات عالی بود مثل همیشه

        ولی من وقتی زیاد میخورم چاق میشم با اینکه مرتب رو این باورم کار میکنم که غذا نمیتونه من چاق کنه

        میشه لطفا کمکم کنید

        من مرتب در حال کنترل خوردنم البته به روش ذهنی اذیت نمیشم ولی گاهی رها میشم و حالت یو یو یی پیدا میکنم دوست دارم خیلی لاغر تر شم ولی انگار میسر نمیشه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فاطمه سادات
          1401/04/30 22:37
          مدت عضویت: 1634 روز
          امتیاز کاربر: 2156 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          سطح مبتدی
          همیار لاغری
          محتوای دیدگاه: 532 کلمه

          باید تمرین بیشتری کنید . 

          ببینید ما همین حالا هم که داریم باورهای لاغر کننده ایجاد می کنیم هنوزم باور چاقی داره کار می کنه . هنوزم داریم با توجه کردن بهش آب میدیم و درخت چاقی رو در نهادمون پرورش میدیم . ولی خب در کنارش داریم نهال لاغری رو هم پرورش میدیم . برآیند این تفکرات میشه جسم فعلی ما . 

          قدرت لاغری رو باید در نهادتون بیشتر کنید . با چاقی نجنگید اما به لاغری بیشتر توجه کنید تا اونم بزرگ و تنومند بشه . 

          لاغری الان یک نهاله . توجه بیشتری میخواد . باید آگاهانه نهال لاغری رو پرورش بدیم تا در ناخوداگاه زور لاغری بر چاقی غلبه کنه و آب توجهمون بره سمت اون . 

          ببین وقتی لاغری بره ناخوداگاه دیگه این فکرا نمیاد سراغتون . دیگه   نمیگید غذا منو چاق می کنه . چون دارید میبینید نه تنها غذا چاقتون نمی کنه بلکه لاغرتونم می کنه .  دیگه عذاب وجدان نمیاد حس پرخوری نمیاد حس چاقی نمیاد نفرت از خود نمیاد توجه به قسمتهای چاق بدن نمیاد . اصلا فکر به غذا دیگه نمیاد . فقط موقع گرسنگی فکر غذا میاد بعد شما میخوری وقتی هم سیر بشی دیگه میلتون نمیکشه و غذا رو هرجایی که هست قطع می کنید . 

          دیگه وسوسه نمیشید برای بیشتر خوردن . دیگه درونتون مدام  نمیگه بسه چقدر میخوری  که ولعتون بیشتر بشه .

          وقتی سیر میشید حتی یه لقمه اضافه تر دیگه نمیتونید بخورید . 

          در مدار لاغری غذاها لاغر می کنند این باور صحیحه ولی وقتی در مدار چاقی باشیم  غذاها چاقمون می کنند  . درست هم هست غذاها در مدار چاقی چاقمون می کنه اما علتش  خود غدا نیست . علتش دیدگاه و نگرش چاق کننده ماست . 

          فایلهای استاد رو بارها گوش بدید .  

          نیاز هست که نگرشتون بیشتر تغییر کنه . 

          باز هم باید تکرار کنید . 

          فایلها رو مرتب گوش بدید بنویسید تحلیل کنید . ذهنتون رو با باورهای لاغری آغشته کنید . 

          و هرکاری که حس چاقی بهتون میده انجام ندید . مثلا پرخوری بهتون حس چاقی میده فعلا انجامش ندید چون هنوز ذهن چاق غالبه . برای همین از خوردن حس چاقی میگیره . 

          ولی با خودتون بگید من که میدونم این منو چاق نمیکنه برعکس  لاغرتر هم میکنه ولی چون احساس چاقی میاد سراغم فعلا انجامش نمیدم ولی میدونم یه جایی میرسه که من باورهای لاغریم بر چاقی غلبه می کنه و اون وقت میتونم راحت بخورم بدون اینکه ترس و عذاب وجدان بیاد . 

          روی باورهای دیگه کار کنید فایلهای سایت رو همه رو گوش بدید نوشته ها رو و …. ذهن لاغرتون رو اینجا  تقویت کنید بعد خودتون میبینید این حسها خیلی کمرنگ تر میشن ‌ .  نیاز به استمرار بیشتری هست تا باورهای لاغری بشه اصل وجودمون 

          میدونید وقتی ذهن انسان لاغر میشه دیگه خوردن و نخوردن رو رها می کنه .

          این حساسیتی که  در زمان چاقی داشتیم و دلمون واسه غذا پر میکشید دیگه نداریم . 

          اصلا دیگه غذا حالت بت پیدا نمی کنه برامون . شد میخوریم نشد نمیخوریم . 

          میدونید نیاز کاذب نسبت به غذا از بین میره . خودت غذا رو پس بزنی نه اینکه به زور کنترل کنی .

          وقتی ذهنتون لاغر بشه  واکنشهای فکر و احساس و رفتارتون خودبخود درست میشه . چون تمایلتون تغییر می کنه  .

          فقط تمرین میخواد .  هرچی بیشتر بگذره شما لاغرتر میشید . 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار الهام خضرلو
        1401/04/30 21:25
        مدت عضویت: 1647 روز
        امتیاز کاربر: 17658 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 102 کلمه

        آفرین به تو سادات عزیزم 

        واقعا حقته لاغری چون لاغری رو قشنگ هضم کردی 

        واقعا دیدگاهت عالی بود دیدگاههای تو رو باید چند بار خوند تا قشنگ فهمید چی به چیه بار اول سخته واقعا فهمیدنش 

        واقعا لاغری با ذهن رو تو قشنگ قورت دادی آفرین 

        آفرین فقط تحسینت میکنم 

        واگر تو لاغر نشده بودی ونمانده بودی جای تعجب داشت 

        لاغری حق تو بوده و خواهد بود.

        از استاد عزیزم هم ممنونم که شاگردی چون سادات عزیز رو تربیت کرد به قول استاد استاد اونه که شاگردهاش از خودش بهتر نتیجه گرفته باشن و درک بهتری داشته باشن 

        نه اینکه استاد در اوج باشن و شاگردان به گرد پاش نرسن

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فاطمه سادات
          1401/05/01 11:55
          مدت عضویت: 1634 روز
          امتیاز کاربر: 2156 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          سطح مبتدی
          محتوای دیدگاه: 128 کلمه

          سلام . خیلی متشکرم و ممنون از انرژی مثبتتون عزیزم . قطعا خود شما بهتر از بنده لاغری رو درک کردید که اینقدر عالی حس و انرژیتون رو نشون میدید . 

          ما همواره در حال یادگیری هستیم . مسیر لاغری هر روز نقش جدید و لذتبخشتر و راحت تری از خودش به ما نشون میده 

          بله کاملا درسته استادمون فوق العاده بودن که شاگردانی همچون ما پرورش دادن البته که ایشون صد برابر آگاهتر از ما هستند اما واقعا آگاهی اونقدر فراوونه که برای همه هست . هرکسی هرچقدر دلش بخواد میتونه به آگاهی متصل بشه . 

          چون راهمون راه خداست و هرچقدر جلو بریم آگاهی گسترش بیشتری  پیدا میکنه . 

          خدارو صدهزار بار شکر که با دوستان خوبی چون شما و استادی چون استاد عطار روشن همراه و هم مسیرم . 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار منیره.ف
        1401/05/01 09:32
        مدت عضویت: 1620 روز
        امتیاز کاربر: 9141 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 11 کلمه

        ممنون عزیزم نوشتت بارها میخونم چون خط به خطش نکته است

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فاطمه سادات
          1401/05/01 11:56
          مدت عضویت: 1634 روز
          امتیاز کاربر: 2156 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          سطح مبتدی
          محتوای دیدگاه: 7 کلمه

          زنده باشید مهربونم . نظر لطفتونه . 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فاطمه سادات
          1401/05/13 22:06
          مدت عضویت: 1634 روز
          امتیاز کاربر: 2156 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          سطح مبتدی
          محتوای دیدگاه: 48 کلمه

          سلام منیره جان خوبی ؟ 

          عزیز دیدگاه آخرت که برام ثبت کردی  پاسخ به دیدگاه نداشت اینجا برات مینویسم . عزیزم  وقتی نویسنده ای رو فالو کنی پیامهاش به ایمیلتون میاد شاید ایمیلتون مشکلی براش ایجاد شده در هر حال فکر می کنم استاد بهتر خبر داشته باشن . 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار منیره.ف
            1401/05/14 16:53
            مدت عضویت: 1620 روز
            امتیاز کاربر: 9141 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
            محتوای دیدگاه: 6 کلمه

            ممنون عزیزم دیدگاه جدیدتون برام اومده

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار mrmr19791357@gmail.com
        1401/08/25 00:21
        مدت عضویت: 549 روز
        امتیاز کاربر: 28179 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 162 کلمه

        سلام فاطمه خانم خوبین،نظر شما درست عزیزم ولی اگه بی اندازه بی اندازه بخوری بدن اضافه رو به صورت چربی ذخیره می کنه ولی من خیلی سال که نسبت به این غذا یا مثلا سس اصلا احساس بد ندارم ولی درست هم نمی‌کنیم جزو غذاهای خونگیمون نیست چون من از سیب زمینی،اش،بدم میاد اصلا سیب زمینی به هیچ طریقی وداخل هیچ غذایی دوست ندارم ولی گذری سالاد الویه درست کنیم اصلا اصلا از خوردنش نمی ترسم من سالاد ماکارونی رو بهتر می پسندم بازم این دوغذا مورد علاقه شدید برادرم هست اگه زمانی بخوام درست کنم فقط به خاطر اون هست که درست می کنم ظاهرا فرمول‌های ذهنی  برادرم     خیلی قوی هست چون هرچی غذای مورد علاقه اش رو بخوره سیر مونی نداره ولی وزنش هم بالا نمیره ولی لاغر نیستا وزنش بالا نمیره ی مقدار فقط اضافه داره ولی من به اندازه خودم مصرف می کنم اگه مثلا زن داداشم بیاره من که اصلا نمیخورم بازم برادرم می خوره 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فاطمه سادات
          1401/08/25 09:24
          مدت عضویت: 1634 روز
          امتیاز کاربر: 2156 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          سطح مبتدی
          همیار لاغری
          محتوای دیدگاه: 536 کلمه

          سلام . 

          ببینید من کاملا علمی ثابت کردم که شما هرچقدر بخورید شما رو لاغر می کنه . حتی اگه زیاده روی کنید

          انرژی غذا برای استخراج و تجزیه  نیاز به گرما و انرژی  داره .  این قانون شیمیست .

          وقتی چیزی میخواد تجزیه بشه باید بهش انرژی داد تا موادش از هم جدا بشه . غذای ما برای تجزیه شدن از بدن ما انرژی می گیرن . ملکول به ملکول . یعنی  شما هرچی غذا بخوری لاغرتر میشی . 

          چون قبل از اینکه انرژی غذا بخواد در ما ذخیره بشه خودش انرژی ما رو گرفته . غذا هیچ وقت به ما انرژی نمیده . چون از لحاظ آفرینش ما از اون برتریم . اون برای تبدیل خودش به بهتر شدن انرژی مارو جذب می کنه  . 

          حتی تمام اندامهای بدن از روح ما انرژی میگیرند نه از غذایی که میخوریم  . غذایی که مصرف می کنیم اصلا انرژی مورد نیاز برای اندامهای مارو نداره . 

          ما زنده به جانمون هستیم نه زنده به خوردن . 

          این اصل آفرینشه . 

          منتها فکر ما  همیشه این بوده که غذا به ما انرژی میده اضافه اش جذب میشه زیاد بخوری ذخیره میشه و … در حقیقت چیزی که چاقمون می کنه انرژی و احساسیه که این افکار به ما میدن اونم  بیشتر زمانیکه ما پرخوری می کنیم . 

          چون با تکرار زیاد عمل خوردن نگرش و حس پرخوری در وجودمون فعال میشه و روی فرایند مغزمون اثر میزاره و بدن طبق دستورات مغزی و احساسمون از حالت طبیعی خارج میشه . ما برای این نباید پرخوری کنیم که نگرش و حس چاقی در ما فعال نشه .تنها علت پرخوری نکردن خاموش کردن ذهنیت چاق کننده است . 

          چون ذهن ما عادت کرده خوردن رو چاق کننده می دونه . در حالیکه خوردن دقیقا مثل پلک زدن مثل نفس کشیدن مثل جریان خون و … یک فعل هست و برای انجام پروسه اش نیاز به انرژی داره .  منتها فعلی که ما تا یه حدی میتونیم در کنترل خودمون بگیریمش و همین ارادی بودنش باعث شده ما اون رو تبدیل به چاقی کنیم . وگرنه اگه این فعل هم مثل بقیه افعال غیر ارادی بود ما نیروی چاقی بهش نمیدادیم  و هیچ وقت خوردن در ما حس چاقی ایجاد نمیکرد . مگه کسی با نفس کشیدن چاق میشه که با خوردن چاق بشه . 

          اما به هر حال رسیدن به این دیدگاه خیلی تمرین میخواد و نیازه این نگرش بارها و بارها تکرار بشه تا تفکرات قبلی از بین بره .  من خودمم هنوز  درگیر خوردن و نخوردنم . چون دیدگاههای چاقی در منم هست . 

          پس برای اینکه این دیدگاهها فعال نشه منم رفتار متناسب رو جایگزین می کنم و تمرین می کنم خوردنهای اضافه رو که اتفاقا کلی هم ازم انرژی میگیرن حذف کنم . اصلا همین عذاب وجدان همین سنگین شدن و خوابیدن بعد از خوردن و اینکه اتفاقا با بیشتر خوردن ما خسته میشیم نشون میده غذا خوردن چقدر از ما انرژی میگیره ‌وگرنه انقدر بی حال نمیشدیم . 

          اتفاقا وقتی نمیخوریم انرژی بیشتری داریم و بدن سالمتره چون لازم نیست تمام انرژیشو بزاره روی فرایند گوارش . گرچه انرژی ما چون به خدا وصله هیچ وقت تموم نمیشه و همیشه جاریه ولی همواره صرف فرایند گوارش میشه که بهتره ما اعمال دیگه ای رو جایگزین کنیم که بتونیم در فرایند لاغر شدن تنوع به خرج بدیم . 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 10 از 2 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار شهربانو باقری
            1401/08/25 14:36
            مدت عضویت: 1327 روز
            امتیاز کاربر: 22236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
            محتوای دیدگاه: 437 کلمه

            فاطمه سادات عزیز   : سلام مجدد جدن درک بعضی از نظراتت  در حد فهم من نیست  یکبار دیگه  می خونیم  قسمتی از دیدگاهت رو   :          

                              ●●●●●●▪︎

            انرژی غذا برای استخراج و تجزیه  نیاز به گرما و انرژی  داره .  این قانون شیمیست .

            وقتی چیزی میخواد تجزیه بشه باید بهش انرژی داد تا موادش از هم جدا بشه . غذای ما برای تجزیه شدن از بدن ما انرژی می گیرن . ملکول به ملکول . یعنی  شما هرچی غذا بخوری لاغرتر میشی . 

            چون قبل از اینکه انرژی غذا بخواد در ما ذخیره بشه خودش انرژی ما رو گرفته . غذا هیچ وقت به ما انرژی نمیده . چون از لحاظ آفرینش ما از اون برتریم . اون برای تبدیل خودش به بهتر شدن انرژی مارو جذب می کنه  . 

            حتی تمام اندامهای بدن از روح ما انرژی میگیرند نه از غذایی که میخوریم  . غذایی که مصرف می کنیم اصلا انرژی مورد نیاز برای اندامهای مارو نداره . 

            ما زنده به جانمون هستیم نه زنده به خوردن . 

            این اصل آفرینشه . 

            منتها فکر ما  همیشه این بوده که غذا به ما انرژی میده اضافه اش جذب میشه زیاد بخوری ذخیره میشه و … در حقیقت چیزی که چاقمون می کنه انرژی و احساسیه که این افکار به ما میدن اونم  بیشتر زمانیکه ما پرخوری می کنیم . 

            چون با تکرار زیاد عمل خوردن نگرش و حس پرخوری در وجودمون فعال میشه و روی فرایند مغزمون اثر میزاره و بدن طبق دستورات مغزی و احساسمون از حالت طبیعی خارج میشه . ما برای این نباید پرخوری کنیم که نگرش و حس چاقی در ما فعال نشه .تنها علت پرخوری نکردن خاموش کردن ذهنیت چاق کننده است . 

            چون ذهن ما عادت کرده خوردن رو چاق کننده می دونه . در حالیکه خوردن دقیقا مثل پلک زدن مثل نفس کشیدن مثل جریان خون و … یک فعل هست و برای انجام پروسه اش نیاز به انرژی داره .  منتها فعلی که ما تا یه حدی میتونیم در کنترل خودمون بگیریمش و همین ارادی بودنش باعث شده ما اون رو تبدیل به چاقی کنیم . وگرنه اگه این فعل هم مثل بقیه افعال غیر ارادی بود ما نیروی چاقی بهش نمیدادیم  و هیچ وقت خوردن در ما حس چاقی ایجاد نمیکرد . مگه کسی با نفس کشیدن چاق میشه که با خوردن چاق بشه . 

            خیلی باید روی این نظریه فکر و تجزیه و تحلیل بشه …

            شما دقیقا با نیروی فکرت لاغر شدی …افکاری فراتر از حتی آموزشهای لاغری ذهنی در سایت تناسب فکری …

            قسمت‌هایی از دیدگاهت  رو برای بار اول بود که شنیدم …

              موفق و موید باشی و آفرین به شما 

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار فاطمه سادات
              1401/08/26 11:05
              مدت عضویت: 1634 روز
              امتیاز کاربر: 2156 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

              نشان های دریافت شده

              سطح مبتدی
              همیار لاغری
              محتوای دیدگاه: 309 کلمه

              سلام . 

              ممنونم ازتون شهربانو جون . ببخشید اگه نامفهوم صحبت می کنم . 

              اگه میگم قبل از اینکه غذا به ما انرژی بده از ما انرژی می گیره علتش این هست : 

              ما یه غذای خام رو میخوای بپزیم 

              برای پخت و پز گاز رو روشن میکنیم . 

              یعنی باید بهش انرژی بدیم تا اون رو بپزیم و از حالت خام به پخته تبدیل کنیم . اگه حرارت ندیم اون غذا پخته نمیشه ‌ 

              حالا همین غذا تا خورده نشه تجزیه نمیشه . البته خراب میشه ولی به شکل واکنشهایی که داخل بدن ما صورت میگیره در نمیاد  . وقتی خورده میشه در طول مسیر گوارش کلی تغییر شکل فیزیکی و شیمیایی پیدا می کنه . چون ورودی یه شکله . خروجی یه شکل دیگه . 

              غذا در بدن ما به هزاران قسمت تجزیه میشه . 

              هم هضم فیزیکی داریم هم هضم شیمیایی . 

              گوارش انرژی بالایی میخواد و واقعا هرکی بیشتر میخوره بیشترم داره انرژی مصرف می کنه . 

              مثل تنفس   اونم دقیقا ورودی خروجی داره ولی نمیدونم چرا کسی نمیگه ما از تنفس چاق میشیم ولی همه میگن ما از خوردن چاق میشیم . 

              در تنفس هم شما داری مرتب اکسیژن وارد می کنی میره تجزیه میشه و زائدش  از طریق بازدم خارج میشه . 

              خوردن و نفس کشیدن هردو واقعا یه حالت دارن . هردو موادی رو وارد و موادی را خارح میکنند   و هیچ کدوم هم ربطی به چاقی و لاغری ندارن . 

              به نظر من تمام تمریناتی هم که ما داریم انجام میدیم فقط برای حفظ ادب رفتاریه . نوعی تربیته . وگرنه ربطی به چاقی و لاغری نداره . 

              تنها ربطش باور ماست که ما فکر میکنیم خوردن مارو چاق می کنه . نخوردن ما رو لاغر می کنه . 

              چون این باور و داریم تمام این تمرینها شکل گرفته برای اینکه ما خوردن رو کم کنیم  تا تاثیرش روی ما فعال شدن ذهن لاغر باشه و ما لاغر بودن رو بهتر درک کنیم . 

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                آواتار شهربانو باقری
                1401/08/27 23:53
                مدت عضویت: 1327 روز
                امتیاز کاربر: 22236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
                محتوای دیدگاه: 115 کلمه

                سلام دوست خوبم ،

                سادات جون من از توضیحاتتون قانع نشدم اینکه غذاها هیچ انرژی به بدن نمی دن و این جان و روح ماست که به غذاها کمک می کنن به چیز بهتری تبدیل بشن ..

                یعنی اگر می تونستم این نظریه ارو باور کنم می تونست در لاغری من نقش بازی کنه  …ولی  نمی تونم باور کنم و بپذیرم ..

                پس فایل مدیر کارخونه چی میشه که ما اینقدر  روی اون مانور  می دیم و سعی داریم برای ذهنمون جا بندازیم که  غذا منبعی است از انرژی  که با خوردنش نا متناسب میشیم چون خودمون با کلی تحریک از بیرون اقدام به خوردن می کنیم و لی اگر به اندازه نیاز غذا بخوریم  متناسب میشیم .

                برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                امتیاز: 0 از 0 رأی
                افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                  آواتار فاطمه سادات
                  1401/08/28 10:23
                  مدت عضویت: 1634 روز
                  امتیاز کاربر: 2156 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

                  نشان های دریافت شده

                  سطح مبتدی
                  همیار لاغری
                  محتوای دیدگاه: 619 کلمه

                  سلام . 

                   اصلا اصراری ندارم کسی حرفمو باور کنه  

                  مدارهای لاغر شدن بی نهایته . 

                  هر دیدگاهی مربوط به یه مداره . 

                  آگاهیی که شما در مدیر کارخانه خود باشید رو میگید کاملا صحیحه . ولی مدارش با صحبتهایی که من گفتم فرق داره . 

                  هر انسانی مدارش با انسانی دیگه فرق می کنه . 

                  حتی خود یک انسان در زمانهای مختلف در مدارهای مختلفه . یعنی به عنوان مثال دیدگاه امروز من با دیدگاه دیروزم متفاوته . 

                  آگاهی ها بی نهایتن . 

                  و هر کدوم مربوط به مدار مخصوص به خودشن . 

                  ما با باور کردن خودمون رو وارد اون مدار می کنیم . 

                  اما باور به این مفتیها اتفاق نمی افته . تا چیزی رو به چشم نبینیم باور نمی کنیم . تازه خیلی وقتها میبینیمم باور نمی کنیم . 

                  تمام فایلهای استاد درستن چون در این مدارها به لاغری رسیدن . 

                  خیلی ها هستن حرفای استاد و باور ندارن و رژیم و ورزش رو راه حل لاغری می دونند خیلیها هستن از اون طریقها لاغر شدن چون باورش کردن و در اون مدارن  حتی هیچ اطلاعی هم از لاغری با ذهن ندارند . 

                  در ضمن یه نکته دیگه هم این هست که استاد خودشون مسیری رو انتخاب کردن که کارایی تر عملی تر باشه . چون مردم کارهای ذهنی رو باور نمی کنند ولی هست . 

                  مسلما اگه فقط از باورهای ماورائی استفاده میکردن و اون مدارها رو انتخاب میکردن کسی حرفشون رو باور نمی کرد و شاید بشه گفت کار و بارشون بی رونق میشد . 

                  رو آوردن به رفتار صحیح رو خب همه قبول دارن  و سعی می کنند عملیش کنند . قابل باورتره براشون . 

                  پس دوره ها فروش میره . استقبال میشه . چون مردم دنبال راههای قابل مشاهده هستن . 

                   همین موبایلی که الان توی دستمونه زمانی هیچ کسی باورش نداشت که میشه وسیله ای باشه که در کسری از ثانیه بتونیم کلی اطلاعات رو رد و بدل کنیم . 

                  خیلی ها باورش نکردن . 

                  ولی کسانی که باورش کردن تونستن اختراعش کنند . 

                  اونقدر آزمون و خطا شده و هنوزم میشه و تا ابد هست تا هربار ورژن بهتریش رو ارائه بدن که کاراییش بهتر باشه و نمیشه گفت که قبلیها اشتباه بودن و این نسخه جدیده درسته . همه ی اونها درست بودن و مراحلی از تکامل رو سپری می کردن 

                  به هرحال چیزی که هست اینه هنوزم خیلی از ما باور نمیکنیم این گوشیها چطور میتونه انقدر راحت همه ی مردم دنیا رو به هم وصل کنه ولی داریم ازش استفاده می کنیم . 

                  مدارهای شناخت بی نهایته  و همه ی اونها برای ما قابل استفاده نیستن اما هستن افرادی که به این مدارها رسیدن و ازش عبور کردن . 

                  ولی باور نکردنش دلیل بر نبودنش نیست . چون مثلا همین فایل مدیر کارخانه باید در همه مردم وجود داشته باشه . اما در انسانهای لاغر پرخور این فرمول جواب نمیده . اما برای من و شما جواب میده چون ما در مدارشیم . برای اکثر بچه هایی که میان اینجا جواب میده چون اکثرا در مدارشن . 

                  فایل مدیر کارخانه در مدار من و شما گفته شده ولی در مدار یک انسان لاغر پرخور  غیر قابل باوره . البته اونم به محض باور کردن براش تاثیرگزاره . 

                  میخوام اینو بگم استاد تمام سعیشون اینه که از فرمولهایی استفاده کنند که روی اکثریت جواب بده و چون اکثر مردم در مدار پذیرش تغییرات رفتاری هستند و البته خودشونم به این تغییر رفتار باور دارن و علاقه دارن  از این شیوه برای لاغری با ذهن استفاده کردن . 

                  برای همین من اصراری ندارم کسی حرفمو باور کنه چون  خودمم در  مدار صحبت های خودم تثبیت شده نیستم . چون وقتی میرم روی اون مدارها میبینم انسانهای کمی اونجان  . در حالیکه در مدارهای بیرونی تر انسانهای بیشتری هستن . پس منم ترجیح میدم در مدارهای بیرونی تر بمونم  و از دور مدارهای درونی تر رو نظاره کنم . 

                  شاید بازم پیچیده صحبت کردم ببخشید . 

                    

                  برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                  امتیاز: 5 از 1 رأی
                  افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                    آواتار شهربانو باقری
                    1401/08/28 13:28
                    مدت عضویت: 1327 روز
                    امتیاز کاربر: 22236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
                    محتوای دیدگاه: 385 کلمه

                    سلام فاطمه جان ، ممنون از نظرات ارزشمندت …باید بگم اصلا پیچیده ننوشتی  اتفاقا من خوب می فهمم چی میگی  هر چیزی در دایره باور یک نفر قرار بگیره  حتما دیر یا زود متجلی میشه حتی اگر اون فکری که به دلیل تکرار در باور کسی قرار گرفته خیلی عجیب و غیر واقعی به نظر بیاد ،   اصل هر اتفاق و رویدادی   باورهایی هستن که اونو در برگرفتن ….

                    منم عرض کردم این نظری که دادی اگر به مرحله باور کردن برسن خیلی هم عالی و تاثیرگذارن …

                     من خودم لاغری در عین پرخوری رو دوست ندارم …لاغرای کم خوراک از نظر من ایده آل و قابل قبولن …

                     ولی لاغر پرخور بخوبی ثابت می کنه که چاقی از خوردن  نیست از باورها و عقایدمونه …ولی هیچ تضمینی وجود نداره که این باورها محکم و پابرجا بمونن  اگر به دلیلی سست بشن در خطر چاقی قرار می گیرن ….پس چه بهتر که لاغرای کم خوراک  الگوی ما قرار بگیرن …..

                    این رو هم قبول دارم که برای باور کردن یک فکر  فقط دیدن مطرح نیست اگر به دیدن بود وجود استاد و تصاویر شگفتی سازان ،تمام شک و تردیدها به روش ذهنی رو از بین می برد ….

                    الان وقتی یک آدم چاق با چرایی لاغرهای طبیعی مواجه میشه  نمیگه این ذهنی لاغر مونده  فوری براش دلیل می تراشه  اون استعداد داره من ندارم  اون سوخت و سازش بالاس برا من پایینه  اون ژنتیکی لاغره من  ژنتیکم چاقیه   خلاصه هر دلیلی رو برای لاغری اون می پذیره  الا دلیل ذهنی و فکری رو ….

                    ولی من و شما و هر کی به این مسیر اومده و مونده و خارج نشده  یک دلیل محکم داره اونم اینکه با هدایت خدا اینجاییم چون توان بالقوه  تناسب اندام فکری در ما توسط خداوند دیده شده …ما می تونیم  چون خدا اینو میگه  …..

                    این قسمت از نظرت رو هم خیلی قبول دارم که نوشتی ما هر روز به دلیل تغییر سطح آگاهی هایی که دریافت می کنیم در مدار جدید و بالاتری  نسبت به روزهای قبل‌تر خودمون قرار می گیریم  شاید امروز چیزی رو باور نکنیم چون در مدار و فرکانس اون قرار نداریم  اما ممکنه  بعدن با تغییر مدار و فرکانس  بتونیم براحتی باورش کنیم …

                    چقدر خوبه که شما در مدارهای بالاتر فکری ، ذهنی و علمی قرار داری و به اونچه حقت بوده تا حد زیادی رسیدی …خدارو شکر   

                    برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                    امتیاز: 0 از 0 رأی
                    افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار mrmr19791357@gmail.com
            1401/09/02 00:18
            مدت عضویت: 549 روز
            امتیاز کاربر: 28179 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
            همیار لاغری
            محتوای دیدگاه: 222 کلمه

            سلام عزیزم فاطمه خانم بله درست می فرمایید.،فکر کنم این بحثها از حالت منطقی ی جورایی به حالت فلسفی در اومدن،مثل جریان اون نمایش معروف که داخلش می گفتند:بودن یا نبودن مساله این است.،حالا ماباید بگیم خوردن یا نخوردن،مساله این‌است.،بله غذا وقتی در دستگاه گوارش می‌خواهد هضم شود نیاز به مصرف انرژی دارد.به خاطر همین وقتی شخص بیمار می‌شود نا خود آگاه بی اشتهامی شود ودر این حالت بدن ترجیح می‌دهد ک غذا به او نرسد تا انرژی خود را حفظ کند وهدر ندهد ومن این موضوع را می‌دانستم.به خاطر همین اگر کسی بیمار بشود ودیگران اصرار بر خوردن آن فرد دارند من برایشان توضیح می دهم که الان نیاز نیست که به زور غذا بخورد یا ازینکه غذا نمی خورد تعجب نمی کنم چون میدانم بدن هوشمند است ودر آن لحظه مشغول ذخیره کردن انرژی می باشد.ودر مورد بی‌حالی بعد غذا،دقیقا درست می فرمایید،اتفاقا من بعضی موقع در افراد دور و بر خورم می بینم که بعد غذا می گویند وای چقد خسته شده ایم از غذا خوردن واحساس،خواب می کنند اتفاقا من قبلا ی بار از مادرم شنیدم که وقتی غذا نمیخوریم بی حالیم وقتی می خوریم هم خسته ایم،خوب نمونه اش در ماه رمضان وقتی انسان امساک می کند از غذا خوردن به تمام ارگانهای بدنش مخصوصا دستگاه گوارش فرصت استراحت وبازسازی می دهد…..دوست عزیزم ممنون از تو ضیحاتتون..

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار فریبا
            1402/03/23 23:52
            مدت عضویت: 494 روز
            امتیاز کاربر: 3540 سطح ۳: کاربر پیشرفته
            همیار لاغری
            محتوای دیدگاه: 290 کلمه

            سلام فاطمه جان خیلی دیدگاه عالی بود من ک کیف کردم حتی من چن تا از استادهای لاغری با ذهن رو دیدم ک با ولیب و مدرک ثابت میکنن ک عذای اضافه چاقت میکنه تبدیل میشه ب چربی

            من این دیدگاه رو قبلا هم خوندم ولی واقعا درک الان خیلی بیشتر شده 

            و واقعا در فامیلمون کسی هس ک مدام میخوره مدام 

            و جوری لاغره ک نگو 

            هر وقت ببینی میگه گرسنمه یا میگه قند دارم از اونه یا تیروئید دارم لاغری بخاطر اونه بخاطر قنده وفلان

            ولی من دلیلش رو نگرش لاغری میدونم 

            یعنی همیشه من نگا میکنم میگم چطور خسته نمیشن 

            ی بشقاب پر غذا میخوره 

            یاهمسر خودم قبل ازدواج با من همیشه ی دیس غذا میل میکرده و از زمانی ک ازدواج کرد چاق شد 

            خب ادم ک همون ادمه کارشم بیشتر از قبله چی اینجا تغییر کرده نگرشش ک بیشتر میگم من باعثش شدم 

            یا دختر دایی همسرم وای همش میخوره الانم بارداره یجور زیبایی متناسبه ک ادم کیف میکنه از بارداریش 

            من ایمان دارم پرخوری ی عمل منفیه والا این جسم محاله از دست زیاده خوردی برنیاد 

            این جسم قدرتمنده ولی خب پرخوری ی کار بیهوده بی فایده وبدن سود ومضر برای تلف کردن انرژی چرا این کار بکنم چ لدتی مگه داره خییچی جز اینک شکمت درد میگیره حست بده حالت بد میشه حتی من گاهی از اون غداهه متنفر میشم 

            ما همه چی رو چاقی معنی میکنیم رشد کردن بزرگ شدن رو

            من قدرت بدنم رو میبینم وبهش ایمان دارم 

            ما شنیده ایم ادمهایی ک از سرطان شفا پیدا کردن سرطان 

            اینک چاقیه من انسانم اشرف مخلوقات 

            خوشبختی ما ها در اینک خودمو کشف کنیم 

            من قبول ندارم اشرف مخلوقات انقدر خودشو ضعیف بدونه ضعیفتر از عدا چن لقمه غذا ی وعده غذا

            من خودم قبلا در عجله و حس بد بودم اما الان ایمان دارم ک این مسیر صبر میخواد استمراار

            همین

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار شهربانو باقری
        1401/08/25 14:15
        مدت عضویت: 1327 روز
        امتیاز کاربر: 22236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 211 کلمه

        سلام  دوست خوبم سرکار خانم فاطمه سادات ….

        عزیزم دیدگاه عالی شمارو خوندم ..اجازه می خوام  نظر خودمو هم بگم ….

        طبق فرمایش شما  ، به جای باور تخریبی غذاها چاق می کنن  بیاییم باور ترمیم کننده  غذاها لاغر می کنن بذاریم ….

        خوب اینا باورهای  بسیار ارزشمندی هستن که  بالطبع تاثیر عالی خودشونو می ذارن ….

        اما من میگم موضوع غذاها مثل شمشیر دو لبه اس  هم می تونه چاق کنه هم لاغر  و این بسته به اینه که آیا ما اندازه خوردن رو  رعایت می کنیم یا خیر .

        فایل مدیر کارخانه لایقی باشید تمام حرفش این بود که  غذاها منبعی از انرژین  که اگر ما به عنوان مدیر کارخونه  بیش از حد نیاز به بدن وارد کنیم  روی دست سیستم می مونه و اینقدر این انرژی زیاده از حد تولید میشه که باوجود  دفع  چربی های سوخت نشده به شکل ۲۴ ساعته توسط سیستم ترمیم کننده از بدن ، باز هم شاهد انباشت چربی اضافی در جسم هستیم  یعنی به علت تنوع طلبی و زیادخوری و یا پرخوری سرعت  تخریب  بیش از سرعت ترمیم هست و ما  شاهد کاهش وزن به شکل  چشمگیر نخواهیم بود ….

        پس باید هم با کار کردن روی  مغز و ذهن ورودی های چاق کننده ارو کنترل کنیم هم یه جاهایی آگاهانه  کنترل رفتارمون   به دست بگیریم …

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فاطمه سادات
          1401/08/28 14:23
          مدت عضویت: 1634 روز
          امتیاز کاربر: 2156 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          سطح مبتدی
          محتوای دیدگاه: 60 کلمه

          حرف شما کاملا صحیحه و برداشت عالی از دوره استاد . 

          فکر کنم بهتره بحث رو همینجا پایان بدم . 

          چون ممکنه باعث درک نادرست بشم و خدای نکرده تاثیر عکس داشته باشه . 

          شما کاملا درست میفرمایید ما باید رفتار غذایی به اندازه ی نیازمون رو داشته باشیم  تا بتونیم کم کم جسممون رو در مسیر لاغری هدایت کنیم . 

          پیروز باشید .‌

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار منیره.ف
            1401/08/28 23:49
            مدت عضویت: 1620 روز
            امتیاز کاربر: 9141 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
            همیار لاغری
            محتوای دیدگاه: 238 کلمه

            خیلی صحبتهاتون جالب بود و عالی

            زنی چاق با رنگی زرد چهره ای خسته و نا امید با لبخندی سرد و مصنوعی به دختری زیبا پوستی شفاف با چشمانی نافذ و درخشنده لبخندی که ریشه هایش در عمق وجودتان است و سرشار از امید تبدیل میشود

            تنها با قدرتی ماورایی میتوان به این همه تغییر رسید

            حرفهاتون در مورد باور چاق کنندگی غذا خیلی عالی بود من هم اول که فایلهای رایگان گوش کردم چون باور چاق کنندگی غذا رو از دست دادم اشتهام خیلی کم شد

            همین الان سه تا باسلوق خوردم چون فکر میکردم چاق کنندس و باز هم دلم میخواست ولی وقتی با خودم گفتم این باسلوق ها من لاغر میکنه دیگه دلم نمیخواد

            خدا میتونست ما ادمها رو جوری خلق کنه که غذا نخوایم ولی خوب دوست داشت دنیا قشنگتر باشه پس غذا برای انرژی نیست برای لذت بردن اون باور ماست که باهاش خودمون چاق میکنیم چون از بچگی بهمون گفتن نخور چاق میشی

            الان به من میگن چه طوری لاغر شدی میگم ذهنی وقتی قانع نمیشن مجبورم بیشتر توضیح بدم در اخر میگن اهان پس روی خوردنت کنترل داری

            استاد هم رقیقا همین کار میکنند مجبور به توضیح جزییات میشن وگرنه ما اومدیم اینجا ذهنی لاغر شیم همین 

            این ذهن من که داره به من کمک میکنه درست غذا بخورم وگرنه چرا تا حالا نتونسته بودم مگه من نمیدونستم که باید چه طوری غذا بخورم

            فاطمه جان باز هم در مورد این بحثی که بازشده بنویس به من خیلی کمک میکنه

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار فاطمه سادات
              1401/08/30 08:55
              مدت عضویت: 1634 روز
              امتیاز کاربر: 2156 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

              نشان های دریافت شده

              سطح مبتدی
              محتوای دیدگاه: 162 کلمه

              دیگه نمینویسم منیره جون . نمیتونم دیگه . تمام وجودم پر از اشکه لاغری من متوقف شده . چون اینجا هم افراد چاق هستند . نمیتونم بپذیرم پرخوری منو چاق کنه نمیتونم .

              ولی اینجا میگن پرخوری چاق می کنه ‌ . تا زمانیکه این منطق اینجا جاریه من چاق میشم . 

              منو ببخش گلم . ولی ایمان دارم پرخوری هیچ تاثیری در چاقی نداره بلکه هر چی بیشتر پرخوری کنی لاغرتر میشی . چون انرژی بیشتری باید براش بزاری .

              ولی این منطق اینجا پذیرفته شده نیست . در بدن خودمم اتفاق نمی افته چون منطقم هنوز چاقه . 

              و من تلاش می کنم تلاش می کنم تا روزی بهش برسم . 

              چون مطمئنم نباید رفتار من در چاقی من اثر داشته باشه . 

              رفتار من هر چی که باشه فقط باید منو لاغر کنه همین و همین و همین . این باور باید در من به ظهور برسه . چون این باوره که اصل آفرینشه و میدونم هیچکسی اینجا اینو قبول نداره . خدانگهدارت منیره جون 

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                آواتار منیره.ف
                1401/08/30 22:42
                مدت عضویت: 1620 روز
                امتیاز کاربر: 9141 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
                همیار لاغری
                محتوای دیدگاه: 241 کلمه

                سلام فاطمه جان 

                لاغری متوقف نمیشه هیچ وقت نمیشه جلوی رشد یکنهال گرفت مگر اینکه بهش اب ندی به درخت لاغریت اب بده و توجه کن

                چرا میخوای بپزیری که پرخوری چاقت میکنه نپزیر عزیزم  مسئولیت چاقیمون به گردن خودمون هر کسی هر جوری بخواد لاغر میشه شما هم همینطور ما انقدر انرژی نداریم که صرف مجاب کردن دیگران کنیم

                من یکسال به یک نفر هر روز کفتم که غذا چاق نمیکنه و در اخر نه تنها چاق تر شد بلکه همه من متهم کردن و گفتن تو خودت هیچی نمیخوری ولاغر شدی ولی اون بیچاره ولی چلق شده و بچش  وقتی کاسه دوم بستنی پر خورد گفته بود که من گفتم بستنی چاق نمیکنه و خیلی هم چاقتر شده و من کلی به خاطر چاق کردن اونها سرزنش شدم

                پس استاد مقصر نیست استاد مجبورن بیشتر توضیح بدن برای پیشگیری از همجین مواردی

                شما با فایلهاس رایگان بیست کیلو کم کردی پس دوباره اونها رو گوش کن یکی از شگفت انگیزان گفت از تمام دوره ها دوره رایگان بیشتر دوست داره

                اگر ما باور کنیم که غذا چاق نمیکنه عالی عالی ولی اصلا چه طوری باید به این باور رسید

                و اینکه اصلا چه نیازی به زیاد خوردن 

                وقتی اصلا از گلوی ما پایین نمیرود بیشتر از حد نیاز

                و حالا اگر یک وعده هم پرخوری کردیم با علم بر اینکه غذا ما رو چاق نمسکنه دوباره ادامه میدهیم

                و اتقدر درست زندگی میکنیم تا ملکه ذهنمون شه و روش درست خوردن میشه به نسلمون انتقال داد

                ولی باورها رو ننیشه

                برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                امتیاز: 5 از 1 رأی
                افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار شهربانو باقری
            1401/08/28 23:54
            مدت عضویت: 1327 روز
            امتیاز کاربر: 22236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
            همیار لاغری
            محتوای دیدگاه: 263 کلمه

            عرض احترام و سلام مجدد ،

            فاطمه سادات شما کارت درسته ادامه بده چون می خوای به فرمول مغزی لاغرهایی پی ببری که کاملا لاغر و متناسبن  اما پرخور ، ،با آزادی تمام ، هر آنچه هوس می کنن چه سیر باشن چه گرسنه ، می خورن  و لذتش رو هم می برن ….بندگان خوشبخت و آزاد و رهای خدا هستن ….

            اینا باورهای قرص و محکمی در مغزشون هست که از تناسب اندامشو ن حمایت می کنه و هیچ مدل خوردنی  نمی تونه خللی در اون وارد کنه ….. اینا هم آدمای جالبین  ولی خدا کنه هیچوقت کوچکترین آسیب و سستی به این باورهای متناسب کننده اشون وارد نشه چون کم کم عین خوره همه چیزو خراب می کنه …

            من یه دختر خاله دارم که توی فامیل معروف بود به لاغر پرخور ….جوری همه چی می خورد با هر مقدار در هر زمان که بقیه حسرت می خوردن اما چاق نمی شد اما حالا در آستانه چهل سالگی  کمی شکم پیدا کرده   در صورتی که تا حالا صافه صاف بود  دو تا بچه هم داره  کوچیکه ۴ سالشه خودش میگه  سر بارداری دومم بعد از زایمان شکممو نبستم  و انگار خوراکم بیش از اندازه بوده  سنم هم بیشتر شده  حالا دارم چوبشو می خورم ….….  می بینی  پادشاه خوردن و لذت داره یواش یواش چاق میشه چاقیش از شکمش شروع شده …… یه شب اومده بودن تهران منم رفتم ببینمش  گفتم انگار چاق شدیا   گفت وای خاکبرسرم  آره خاله جان  رفت روی ترازو گفت وای ۲ کیلو چاقتر از چند ماه قبلم شدم …..

            خوب اینم سرانجام یه لاغر خوش خوراک پرخور .

            …………………………….

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 5 از 1 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار فاطمه سادات
              1401/08/30 08:47
              مدت عضویت: 1634 روز
              امتیاز کاربر: 2156 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

              نشان های دریافت شده

              سطح مبتدی
              محتوای دیدگاه: 694 کلمه

              خب چون شما باور دارید که سرانجام لاغرای پرخور اینه قطعا مواردی هم پیش روی شما میان که این ویژگی رو دارن . 

              ولی من خیلی از لاغرای پرخوری رو هم دیدم که تا آخر عمرشون لاغر موندن . 

              ولی من خودم باور چاقی دارم نمیتونم مثل اینا باشن ولی بهشون ایمان دارم و میدونم اونا هستن که انقدر باوراشون محکمه که هیچی نمیتونه اونارو چاق کنه حتی پرخوری . 

              وگرنه که خودم مثل همه ی شماها پرخوری کنم چاق میشم چون باورشو دارم . 

              پس از دور اونا رو تماشا می کنم و تحسینشون می کنم و میگم نوش جونتون بخورید و لذت ببرید که این پاداش کسانیه که قدرت خواسته هاشون رو دست خودشون گرفتن نه مایی که خوردن زیاده از حد رو یکی از منطق های ذهنمون میدونیم  و برامون کاملا منطقیه که آدم اگه زیاد بخوره چاق میشه .

              این منطق ذهن چاقه وگرنه اون شخص منطق ذهنیش اینه من هرچی بخورم چاق نمیشم و تا اخر عمرشم ذهنشو حفظ کرده و بازم اونقدر محکمه که نه سن و سال نه پیر شدن نه زایمان نه دارو نه غذا هیچی نمیتونه باورشو بشکنه . 

              اون دوستی که شما میگید لاغر پرخور بود اون یه جا ضعف از خودش نشون داد . 

              اون تحت تاثیر حرفهای امثال خاله جان قرار گرفت و مطمئنا قبل از شما بارها تو گوشش خوندن اونم یاد گرفت و تحت تاثیر قرار گرفت و به همین راحتی چاق شد . 

              امثال شما به خاطر دلسوزیتون اون رو چاقش کردید و البته که در مرحله اول خودش حرفاتون رو پذیرفت و چاقی براش منطقی شد و به راحتی چاق شد . 

              ولی من نمیپذیرم . من ایمان دارم اگه کسی اونقدر در مدار لاغری بمونه حتی پرخوری کردنم روش اثر نداره . 

              چون منطق لاغریش خیلی قوی شده . چون حتی پرخوری کردنم منطق لاغریشو فعال می کنه . 

              من خودم روی اون مدار نیستم . برای همین در جهنم چاقی دارم دست و پا میزنم . 

              اما ایمان دارم همچین مداری هست . 

              ایمان دارم اون مدار اصلی لاغری و اونقدر عمر می کنم و تلاش می کنم تا در اون مدار مستقر بشم تا هیچ چیز و هیچ کس نتونه  منطق لاغریم و بشکنه . 

              به هر حال ما هممون چاقیم از استاد گرفته تا امثال من و شما . 

              پرخوری روی ما اثر داره . 

              چون پرخوری منطق چاقیمون رو قویتر می کنه .

              پس باید جهنم تناسب رفتاری رو تحمل کنم چون حقمه .  باید بتونم نخوردن رو نیاز خودم بدونم چون حقمه چون چاقم . چون ذهنم چاقه . 

              پس باید محرومیت بکشم چون حقمه . چون باورم ضعیفه .  

              من به شما و بقیه کاری ندارم . 

              چون نمیپذیرم نمیپذیرم من چاق شدن رو حتی در پرخوری نمیپذیرم . 

              بدن من طبیعتش لاغریه .

              بدن من نباید چاق بشه . 

              نباید چاق بشه . 

              چاقی قانون نیست .

              این تناسب اندامه که قانونه . 

              چاقی تحمیل شده است به ذهن ما . 

              و هر چقدر بگم پرخوری دلیل چاقیه پرخورتر میشم . 

              پرخوری دلیل چاقی نیست . 

              پرخوری منطق چاقی نیست . 

              ذهن نباید با پرخوری چاق بشه این قانونه . 

              اگه من بهش نمیررسم دلیل بر نبودنش نیست .

              دلیلش اینه من روی مدارش نیستم و خودمو در مدار چاقی نگه داشتم . 

              همتون چاقید . 

              همتون چاقید 

              بیخود دارید دست و پا میزنید . 

              این لاغر شدن نیست . 

              این زجره 

              این زجره . 

              و من دیگه هیچ وقت اینجا نمینویسم . 

              الانم دارم به پهنای صورتم اشک میریزم که بازم با افراد چاق دارم نشست و برخاست می کنم . 

              خداحافظ همتون . خداحافظتون . من اینجا هم چاق میشم چون دارم میبینم . 

              دارم میبینم همتون چجوری دارید دلیل میارید برای اثبات چاقی . 

              ما هممون چاقیم ولی ایمان دارم مدار لاغری واقعی این مدار نیست . مداریه که من در اون هیچ ترسی از چاق شدن نداشته باشم . هیچ ترسی از پرخوری نداشته باشم . 

              من ایمان دارم همچین مداری هست و یه روزی بهش میرسم . چه توی این زندگی چه توی زندگی های بعدی . 

              هیچ کدومتون و نمیبخشم . لاغری با ذهن این نیست . من اون اول ۲۰ کیلو کم کردم اون لاغری با ذهن بود . 

              ولی نزاشتین . امثال شماها نزاشتین و استادم با شما همراهی کرد . 

              دیگه نمیتونم باهاتون بمونم . میرم و مطمئنم چاق میشم تا راه لاغری واقعیمو پیدا کنم ‌ 

              میرم ولی خدا هست . خدا هست خدا  بالاتر از شیطانه و میدونم منو میرسونه به بهشت آرزوهام . 

              خدانگهدار همتون . 

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 5 از 1 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                آواتار شهربانو باقری
                1401/08/30 13:11
                مدت عضویت: 1327 روز
                امتیاز کاربر: 22236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
                همیار لاغری
                محتوای دیدگاه: 267 کلمه

                خدانگهدار ت باشه  هر جا که هستی  …..

                با آموزه های استادمون  یاد گرفتیم  یکی از راه‌های ایجاد یک باور تکرار هزاران بار یک فکره ….. فاطمه سادات  شما اگر استقامت کنی و در این مسیر بمونی می تونی تنها باوری که‌مارو از چاقی می ترسونه یعنی پرخوری =  چاقی رو از اعتبار به طور کل ساقط کنی  و به لاغری واقعی و ماندگار و‌پر از لذت و آرامش  برسی ..‌.از همین حالا بهت تبریک میگم  چون تو می تونی ….  ما در این مسیر یادگرفتیم که اگر در ذهنمون حتی یک دلیل برای چاقی داشته باشیم یعنی اونو واسه خودمون طبیعیش کردیم و چیزی که طبیعی شده باشه  قابل تغییر نخواهد بود .شما درست میگی  که وقتی برای چاقی دلیلی به نام پرخوری در ذهن داریم اگر همه دلایل دیگه ارو در ذهنمون  بخاطر غیر طبیعی و غیر واقعی بودنشون از اعتبار خارج کرده باشیم  ولی فقط و فقط یک دلیل  اونم پرخوری  در ذهن براش متصور باشیم  قطعا نوعی امساک و نوعی رژیم برای برطرف شدنش نیاز خواهیم داشت  همینکه میگیم باید رفتار درمانی در پیش بگیریم و این خودش بایدها و نبایدهایی  رو در پی داره این خودش نوعی رژیمه  چون می خوا د  چگونه اندازه خوردن رو یادمون بده  این از نظر شخصی من نوعی رژیمه ….می دونم از این اسم هم اصلا خوشتون نمی آد ولی این یه واقعیته ….   ولی زمانی می تونیم  لاغری ذهنی صد در صد داشته باشیم که عامل پرخوری هم بی اعتبار شده باشه …که  این خودش یک پروسه اس  …پروسه تغییر یک‌باور بسیار قدیمی و بسیار محکم در ذهن همه ما ….. موفق باشی عزیزم ….

                برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                امتیاز: 0 از 0 رأی
                افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                  آواتار mrmr19791357@gmail.com
                  1401/09/02 12:43
                  مدت عضویت: 549 روز
                  امتیاز کاربر: 28179 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
                  محتوای دیدگاه: 318 کلمه

                  سلام به همه دوستان عزیز سایت تناسب فکری،شهربانو خانم من این دارم مینویسم چهارشنبه ۱۴۰۱/۹/۲می باشد من الان نمیدونم فاطمه خانم در این گروه تشریف دارند یا خیر یا انصراف دادند از گروه،به خاطر همین از شما می پرسم که مشکل فاطمه خانم چی بوده؟ مگه چقد وزن اضافه داشته؟وآیا مگر اضافه وزنشون کم نشده؟فاطمه خانم که بعد بالای ۱۱۰۰روز هنوز متوجه مطلب نشدند پس از ما که هنوز سه ماه نشده وارد شدیم چه انتظاری میره؟ایشون پس ب یک باوری رسیده که ۲۰ کیلو کم شده وگرنه چطور وزن کم کرده؟خوب ذهن کم خوری یا پرخوری یا به اندازه خوری یا هرزمان دلمون خواست چیزی رو بخوریم واینکه برای مغزمون هزار اماو اگر بیاریم وربطش بدیم به چاقی یا لاغری در ذهن من هست ونمیدونم که کم وبیش در ذهن شما هم هست.مگه فاطمه خانم چقد وزن اضافه دارند،یعنی با این ناامیدی وارد شدن،پس من که چن برابر شما وزن اضافه دارم چی باید بگم شاید بگین چه یک کیلو باشه چه مثلا ۱۰۰ کیلو اضافه وزن باشه هیچ فرقی نمی کنه ولی باور کنین اون بار روحی و جسمی که وزن بالاتر باشه خیلی خیلی بیشتره هرچی بگین هرچه بگین مگه اون فشار شدیدی که وزن بالاتر داره تحمل میکنه ومشکلات خیلی حادتری داره حتی کارهای خودش به سختی انجام میده ایا قابل مقایسه با فرد چاق دیگری که وزن کمتر داره سختی کمتر داره قابل مقایسه هست ایا؟ما اومدیم اینجا اعتماد به نفس یاد بگیریم شجاعت یاد بگیریم همش داریم درباره چاقی لاغری حرف می زنیم،درسته سایت لاغری با ذهن هستش ولی مگه استاد نفرمودند در مورد چاقی نباید حرف بزنیم به نظرم همش در مورد چاقی صحبت کردن یعنی همان توجه به چاقی،در صورتی که ما همش داریم سعی وتلاش می کنیم اصلا به این موضوع فکر نکنیم،من که خودم شدیدا دارم سعی و تلاش میکنم که به چاقی فکر نکنم..

                  دوستان عزیز وگلم شادی وآرامش حقیقی و از ته قلبتون از خداوند متعال خواستارم…..

                  برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                  امتیاز: 5 از 1 رأی
                  افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                    امتیاز کاربر: 5956 سطح ۳: کاربر پیشرفته
                    محتوای دیدگاه: 89 کلمه

                    سلام و درود
                    درباره مواجه شدن با این شرایط در جلسات پیش نیاز لاغری با ذهن توضیح داده شد
                    بهترین قسمت نوشته شما که نشان از درک صحیح آموزشها داره این قسمت بود:
                    (درسته سایت لاغری با ذهن هستش ولی مگه استاد نفرمودند در مورد چاقی نباید حرف بزنیم به نظرم همش در مورد چاقی صحبت کردن یعنی همان توجه به چاقی،در صورتی که ما همش داریم سعی وتلاش می کنیم اصلا به این موضوع فکر نکنیم،من که خودم شدیدا دارم سعی و تلاش میکنم که به چاقی فکر نکنم..)
                    تبریک می گم

                    برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                    امتیاز: 0 از 0 رأی
                    افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                      آواتار mrmr19791357@gmail.com
                      1401/09/02 14:38
                      مدت عضویت: 549 روز
                      امتیاز کاربر: 28179 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
                      محتوای دیدگاه: 4 کلمه

                      سلام،سپاس فراوان استاد عزیز 

                      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                      امتیاز: 0 از 0 رأی
                      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                    آواتار شهربانو باقری
                    1401/09/02 14:27
                    مدت عضویت: 1327 روز
                    امتیاز کاربر: 22236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
                    محتوای دیدگاه: 100 کلمه

                    سلام و درود  عزیزم ،

                    ممنون از توجه و محبت شما ..

                    از وضعیت حضور یا عدم حضورخانم سادات خبری ندارم .
                    در مورد از چاقی حرف نزدن کاملا حق رو به شما می دم این اشتباهیه که از من سرزده …البته من در بیرون از سایت حرف زدنم راجع به چاقی خودم یا دیگران خیلی کم شده ولی انگار برام جا نیفتاده که توی سایت هم نباید راجع به چاقی خودم یا دیگران حرفی نزنم انشا الله به یاری خدا دیگه تکرار نکنم
                    ترجیح می دم خود استاد  پاسخ شما رو هر جور صلاح می دونن  بیان کنن …

                    برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                    امتیاز: 0 از 0 رأی
                    افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                      آواتار mrmr19791357@gmail.com
                      1401/09/06 23:24
                      مدت عضویت: 549 روز
                      امتیاز کاربر: 28179 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
                      همیار لاغری
                      محتوای دیدگاه: 223 کلمه

                      سلام شهربانو خانم خوبید وقتتون بخیر و شادی باشه،عزیز گلم من منظورم به شما نبوده که، من ب طور کلی گفتم،شما نظرتون رو بیان کردین این که اصلا مشکلی نداشته،من منظورم خانم فاطمه سادات بودند که چرا با ناراحتی آخرین پیامشان نوشتند،اگه منظورشان پرخوری است ولی به نظرم پر خوری افراد متناسب هم با پر خوری افرادغیر متناسب فرق دارد یعنی اونها پرخوریشون به حد خفگی نیست که تا ساعتها دچار مشکل معده شوند،آیا واقعا چنین پر خوری که از نظر روحی که هیچی،از نظر جسمی ب فرد آسیب می رساند ایا جای خوشحالی دارد؟وقتی افراد غیر متناسب پر خوری می کنند اینقدر حالشان بد می شود که در پی این می افتند که این مشکل حل شود آیا افراد متناسب به قول ما پرخور ایا ب این حد از پر خوری می رسند که نتوانند از جایشان بر خیزند؟مطمعنا این طور نیست.من که چنین افراد متناسبی دورو بر خودم ندیدم.حتی متناسب پرخور،چون چیزی که آموختم اینه که در هر صورت از خودمان یا عمل کردمان ((احساس خوبی ))خوبی داشته باشیم مهم نیس متناسب معمولی باشی متناسب پر خور باشی ،غیر متناسب معمولی یا غیر متناسب پرخور،مهم اینه در هر حالتی هستی این غذا خوردنت حال جسمت و حال روحت رو خراب نکنه،من باز باید تحقیقات بیشتر در مورد هر گروه از افراد متناسب انجام بدهم تا نتیجه برای خودم بیشتر روشن بشه…..

                      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                      امتیاز: 0 از 0 رأی
                      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                آواتار منیره.ف
                1401/08/30 13:18
                مدت عضویت: 1620 روز
                امتیاز کاربر: 9141 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
                محتوای دیدگاه: 9 کلمه

                برو عزیزم ولی برگرد با دست پر برگرد انشاالله

                برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                امتیاز: 0 از 0 رأی
                افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                آواتار شهربانو باقری
                1401/08/30 13:52
                مدت عضویت: 1327 روز
                امتیاز کاربر: 22236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
                محتوای دیدگاه: 376 کلمه

                سلام مجدد   دوست خوبم فاطمه ،

                یه چیزی رو در پیام قبلی که به عنوان پاسخ برات نوشتم  یادم رفت که بنویسم 

                یه قسمت نوشتین که  دلسوزی  شمای خاله جان   اون بنده خدارو ترسوندی از مسیر قشنگش جدا کردی و باعث چاقیش شدید …

                می خوام بگم این دختر خاله ما خیلی لاغر بود پوست تیره ای هم داره  یه عمل جراحی غیر از زایمان داشت که لاغرترش کرد …بارها از خواهراش شنیدم که آرزوشه چند کیلو چاق بشه  …عشق می کرد اگه یکی بش می گفت  مثل اینکه کمی جون گرفتی گوشت به تنت اومده   اینو من می دونستم  وگرنه در یکی از فایلها  استاد تاکید داشتن از این به بعد نه راجع به چاقی خودتون و نه دیگران اظهار نظر نکنید ….اگر من اون یک بار به این دختر خاله جانم گفتم مثل اینکه چاق شدی  چون می دونستم خیلی خوشحال میشه  ولی خواست خودشو لوس کنه که اون کلمات حاکی از نگرانی رو بروز داد….حتی خنده ای هم چاشنی این کلمات کرد  به ما تحویل داد …. چون ته دلش خوشحال شد 

                بله اگر با آدم لاغر و متناسبی  حشر و نشر داریم که از چاق شدن می ترسه این به نظرم خیانته که بریم بهش حرفی بزنیم که بیشتر بترسه …این میشه ناخدمتی چون آرامشش رو به هم می زنیم  ….درست مثل افراد نا آگاهی که قبل‌ترها  از این حرفا به ما می زدن و حالمونو  می گرفتن ….

                استاد عزیز موفق شد راهی رو به یاری خدا کشف کنه که بدون رژیم کم خوری  فقط با به اندازه خوردن اما متنوع ، در هر زمان واز هر نوع ماده غذایی  لاغر بشیم و خودشون هم از همین راه رفتن و نتیجه گرفتن و خدا هم حمایتش کرد که بیاد به ما هم یاد بده …ما از ایشون بی نهایت ممنونیم و براشون طول عمر با عزت خواهانیم  

                اما شما فاطمه سادات  بیا مدلی رو کشف کن که‌با پرخوری هم بشه لاغر شد و لاغر موند …اینم خیلی عالیه ….یعنی در حقیقت راهی و روشی روبرای لاغر شدن  کشف کنی که  نه پرخوری   و نه هیچ مدل خوردنی  نتونه  خللی در اون وارد کنه  …  و قطعا  فرمولهایی طلایی اون در جهان موجوده ….موفق باشی و در پناه خدا …….ولی دلم شکست که باغیظ و ناراحتی از گروه تناسب فکری خداحافظی کردی ….

                برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                امتیاز: 0 از 0 رأی
                افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryam1398rahimi
      1401/04/01 17:17
      مدت عضویت: 1461 روز
      امتیاز کاربر: 10784 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 470 کلمه

      با سلام خدمت دوستان عزیز و استاد گرامی در آشپزی لاغری با ذهن 

      من خیلی از سس مایونز میترسیدم وقتی سالاد فصلی که سس مایونز روش بود رو با ترس میخوردم که این خودش خیلی خطرناکه 

      همین ترسه بده 

      همیشه بهم میگفتن ببین مریم سالاد بدون سس هم هس اگر میخاهی هست چون درست کردیم برای مثلا فلانی که سس نمیخوره بخاطر اون درست کردیم  ولی از اونجایی که من عاشق سالاد با سس بودم 

      سالاد با سس و انتخاب میکردم و بعدش هم عذاب وجدان داشتم که چرا خوردم کاش نخورده بودم 

      ‌یا سالاد الویه که دیگه خیلی ازش میترسیدم 

      چون میگفتن سیب زمینی خیلی نشاسته داره و قندش هم بالاس سس خیلی چربی داره و تخم مرغ و همه مواد پرچرب در این غذا به کار رفته 

      و خیلی درست نمیکردم چون برام خیلی ترسناک بود و چون خیلی خوشمزه بود وقتی درست میکردم زیاد میخوردم و امروز که من این فایل آشپزی رو دیدم با خودم گفتم بزار این فایل و ببینم صد در صد استاد در این فایل ها چیزهای ارزشمند رو میگه و برام تاثیر داره که این فایل و ببینم 

      ترسم از این مواد خوشمزه کم شد و علاقه مند شدم که درست کنم و حتما درست میکنم 

      فرزندان من بیشتر اهل فست فود هستند و همیشه به هر مقدار که بخوان میخورن 

      یعنی چطور برای اونا چاق کننده نیس برای من چاق کننده هس 

      من چون خودم در این دوره ها هستم اصلا افکار اشتباه رو به فرزندانم منتقل نکردم خدا رو شکر میکنم که فرزندانم رو با این فکرهای مخرب پرورش ندادم 

      فرزندانم خیلی درست و صحیح غذاشون رو میخورن و وقتی سیر شدن شاید با چند لقمه غذا سیر میشن و من تحسینشون میکنم بخاطر رفتار زیباشون و پیغام سیری رو دریافت میکنن و اصلا و ابدا هیچ وقت بهشون اصرار خوردن نکردم و نمیکنم 

      اگه گشنه باشن خودشون میخورن

      همیشه باهام بحث میکنن که تو به بچه هات نمیرسی لاغر و مردنی هستن بچه های فلانی رو ببین چقدر تپل مپلن مادرشون خیلی بهشون میرسه 

      خدا رو شکز میکنم که افکار اشتباه رو دیگه به بجه هام منتقل نکردم 

      و فرزندانم به راحتی هر جیزی که دوست دارن میخورن و خیلی هم لاغر و خوش اندام هستن فرزندان من عاشق لاغری هستن و دخترم همیشه بهم میگه مامان تو لاغری خیلی بهت میاد سنش کمه ولی چون میدونه من عاشق لاغری هستم همیشه درباره ی لاغری با من صحبت میکنه که من خوشحال بشم

      حتی در عین عصبانیتم 😃

      بعضی از بجه ها رو دیدم خیلی چاقن و قند هم دارن و مادراشون رو دیدم که نمیزارن بچه هاشون چیزی بخورن که چاقتر نشن یا برای قندخون بده که این مواد غدایی رو مصرف کنن 

      و یا بچه ها رو میفرستن باشگاه 

      و بچه از کوچیکی از همه چی محروم میکنن خیلی سخته و خیلی نگران اینجور افرادی میشم که چه کردند با این بچه هاشون خدا رو هزار مرتبه شکر که هر روز آگاه تر میشم الهی شکر 🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      1401/04/01 08:54
      مدت عضویت: 1620 روز
      امتیاز کاربر: 9141 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 355 کلمه

      سلام استاد ما شاهد بزرگ شدن ایدا جان بودیم و وقتی دیدم حرف میزنه خیلی تعجب کردم خدا رو شکر انشاالله همیشه سالم و تندرست باشه و روشنی چشمتان

      تحلیلتون در مورد سس عالی بود کدی بود که در مورد همه مواد غذایی میشه ازش استفاده کرد

      الویه نوش جانتون در کنار خانواده گرامی بهترینها برایتان باشد

      بعد گوش کردن فایلتان وارد یک مغازه شدم چون تو ماشین فایل گوش میکردم

      به قول معروف از شیر مرغ تا جون ادمیزاد اونجا بود ولی ننونستم هیچ خوراکی بخرم به این میگن کار ذهنی انواع شیرینی و نون و کیک و فرنی و بستنی

      هیچ کدوم از نظر من خوب نبود و نتونست اشتهام باز کنه اخر نون جو سوخاری خریدم

      شاید اگر یک زمانی به من میگفتن باید برای صبحانه نان جو سوخاری بخوری و حق نداری هیچ کیک و شیرینی بخوری میگفتم من چه قدر بدبختم

      ولی الان خودم این کار کردم و اصلا نفهمیدم دارم چی کار میکنم با این تفاوت که خوشبخت ترین انسان بودم

      و نکته جالب اینکه همسر و بچه هام هم هیچی برنداشتن خیلی برام جالب بود که اونها به حالت پیش فرض ذهن متناسبشون عمل میکنند و این من بودم که همیشه اونها رو به سمت خوردن هدایت میکردم جوری پازل ذهنشون میچیدم که به سمت خواسته های من برن بدون اینکه خودشون متوجه بشن و حتی خودم بفهمم اونها رو متوجه شیرینیهای خامه ای و شکلاتی میکردم

      وقتی از خوردن نترسی میتونی انقدر قدرت مند عمل کنی

      وقتی پرونده چاقی ات بسته شه تازه زندگی شروع میشه

      دارم زبان یاد میگیرم و میدونم این تازه شروع من به اندازه تمام سالها که چاق و افسرده در قفس تنهایی خود بودم میخوام زندگی جبران کنم انشاالله

      میخوام داستان زنی رو بنویسم که به اندازه تمام عمرش اسیر چاقی بود و برای رهایی از قفس چاقی به هر راه چنگ زد به هر کسی التماس کرد و در اخر کلید رهایی تو جیب خودش بود

      یادم وقتی یازده دوازده سالم بود با عموزاده هام که بازی میکردم همیشه احساس چاقی داشتم در حالیکه من کاملا متناسب بودم نمی دونستم وقتی بزرگ شیم من قدم ۱۷۰ میشه و اونها از ۱۵۶ تجاوز نخواهند کرد خودم رو باور نداشتم همه چیز با یک ترازو میسنجیدم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Shahrbanou
      1401/03/31 19:53
      مدت عضویت: 1327 روز
      امتیاز کاربر: 22236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,783 کلمه

      سلام  استاد گرامی ، وقت بخیر 

      جدیدن  بیشتر می آم به آشپزخونه لاغری  سر می زنم   و هر بار علاقمندتر میشم که این‌مباحث رو  دنبال کنم چون  غیر ممکنه  یک فایل آشپزی بذارید و در اون  آگاهی  و نکات لاغری  نباشه ….

      من یک  دوستی دارم  که  زمانی که کرونا  شروع شد و مجبور شد توی خونه بمونه   رژیم گرفت و شش هفت ماه  بعد گفتن حدود ۲۰ کیلو کم کرده و حسابی لاغر شده …

      جدیدن که دیدمش کمی توپولتر از  اون‌موقع شده که تازه  دست از رژیم برداشته بود و می خواست به زندگی عادی  تری  برگرده  …دیشب  برنامه  آشپزیتونو  دیدم   لینکشو به همراه یک‌پیام‌ براش فرستادم  ▪︎

      [ سلام  عزیزم  خوبی  صب بخیر .  با یه مطلب آموزشی  چطوری ؟

      [ آشپزخانه لاغری

      غذای لاغری غذایی نیست که ترکیب مشخصی داشته باشد بلکه غذایی است که با فکر درست تهیه و خورده شود.▪︎

      شاید ترکیب مواد غذایی در طعم و بوی غذایی که تهیه می کنید تاثیر داشته باشد اما هرگز در میزان چاق کنندگی آن تاثیری ندارد.

      در مقابل افکار و نگرشی که شما درباره مواد تشکیل دهنده یا غذایی که تهیه می کنید نقش اصلی در وضعیت جسمانی شما دارد.

      هیچ غذایی در دنیا وجود ندارد که بتوان از آن بعنوان غذای لاغری نام برد چون چاقی و لاغری به دلیل ایجاد فرمول ها و تصاویر ذهنی است نه مواد تشکیل دهنده غذاهایی که مصرف می کنیم.▪︎

      بنابراین غذاهایی که مصرف می کنیم تاثیری بر وضعیت جسمی ما ندارند بلکه تعریقی که ما درباره هر ماده غذایی در ذهن خود داریم باعث شکل گیری انتظار چاقی یا لاغری در ما می شود و در نتیجه جسم ما به همان وضعیتی که انتظار داریم تغییر شکل می دهد.▪︎

      در مجموعه فایل های آشپزخانه لاغری با ذهن برخی از غذاها و مواد غذایی که در زندگی روزمره از آنها استفاده می کنم را در قالب دستورالعمل تهیه غذایی در معرض نمایش عموم قرار داده ام تا نه تنها باور بی تاثیر بودن مصرف مواد غذایی در وضعیت جسمی را تقویت کرده بلکه ترس و نگرانی افرادی که اضافه وزن دارند را از خوردن مواد غذایی اصلاح کنم.▪︎

      [ عزیزم  این آموزشا  باعث میشه ترس از غذا خوردن  از بین بره ….▪︎

      [ ترس از غذا به دو شکل بین ما رایجه :

      اول  چاقهایی که  از چاقتر شدن می ترسن  و چون غذا خوردن رو عامل  چاقی می دونن  پس از خوردن هم ترس دارن که اتفاقا همین ترس  ،  چاقترشون می کنه

      دوم   اونایی که چاق بودن  رژیم گرفتن ، ورزش کردن ، محدودیت هارو  به جون خریدن ، و لاغر شدن  و حالا از اینکه  نکنه دوباره چاق بشم  می ترسن …▪︎

      این ترسها برمی گرده به نگرش ما نسبت به مواد غذایی …▪︎

      چرا لاغرای طبیعی  این ترسهارو  ندارن  چون هم نسبت به خودشون نگرش لاغر کننده دارن هم نسبت به غذاها …▪︎

      یعنی اینکه  مثلا باور دارن ژنتیکی لاغرن  یاباور دارن  سوخت و سازشون بالاس یا باور دارن  استعداد چاقی ندارن و از این قبیل افکار و‌نگرش  که این باورا به نفعشون تموم شده و متناسب باقی می مونن بدون هیچگونه ترسی از غذا خوردن  مگر اینکه  به دلیلی  باورهاشون  شکسته  بشه   …. و چون این باورهای  ریشه ای مثبت رو درباره خود دارن  اگر هم بخوان  چند کیلو چاقتر بشن  نمی تونن و هر کاری می کنن  نمیشه ….

      اینا مال باورهاشونه  ….در صورتی که همه انسانها  فطرتا  متناسب خلق میشن و خداوند هیچ تفاوتی بین آدما  از این جهت قائل نشده ..▪︎

      خدا نخواسته یه عده ژنتیکی  و امثالهم لاغر و خوش اندام باشن و لذت دنیارو ببرن  اما یه عده  ژنتیکی چاق  و بدهیکل خلق بشن و تا آخر عمرشون با اضافه وزن  سر و کله بزنن  و با کلی بیماری به سالمندی  سالمی نتونن برسن …▪︎

      به خدا باید پناه ببریم از این کفرگویی نسبت به خداوندی که عادل مطلقه و هیچ ظلمی به بندگان  روا   نمی داره ….▪︎

      ما باید دیدگاهمونو  نسبت به خدا درست کنیم  ….  وگرنه  بی دین و ایمان  از دنیا می ریم …و به خودمون ظلم می کنیم  ،،▪︎

      ما ژنتیکمون چاقی نیست ما استعداد چاقی نداریم ما سوخت و سازمون به هر علت پایین نیست▪︎

      اینا همه اش باورای غلط نسبت به خودمونه …▪︎

      ما با یکسری باورای بیخود و غیر واقعی به چاقی چسبیدیم ….▪︎

      منتها تغییر دادن باورها  ،   یه کار ذهنی وتقریبا مشگلیه  که فقط با استمرار در آموزشهای صحیح می تونیم بهش دست پیدا کنیم …

      [ من تا حدود زیادی ترس از خوردن رو دیگه ندارم  فقط دارم روی تغییر فرمولهای چاق به لاغر توی سایت ادامه می دم …یه روز بدون هیچ سختی  لاغر خواهم شد …▪︎

      [ تعریف درست از مواد غذایی :

      غذاها  منبعی از انرژی هستن که برای ادامه حیات انسان  باید مصرف بشن  مثل آب ، اکسیژن و نور …▪︎

      اهمیت چقدر خوردن  تا اونجایی مهمه که به اندازه نیاز و برای رفع گرسنگی طبیعی  خورده بشه  و مهم نیست نوع غذا چی هست ،یا چقدر کالری داره  اینا اصلا مهم نیست .▪︎

      مهم فقط در به اندازه خوردنه …..▪︎

      ما باید از خوردن به هر دلیل بیرونی بپرهیزیم ….▪︎

      دیدی ایرانیا چه ضرب المثلایی برای  خوردن دارن ؟ بهانه های  بسیار  برای پرخوری و بیش از نیاز خوردن ▪︎

      بخور      دیگه گیرت نمی آد.▪︎

      بخور   نذریه▪︎

      بخور   جشنه▪︎

      بخور سحره تا شب از گشنگی  قش نکنی ▪︎

      بخور   افطاره  خیلی گرسنگی کشیدی▪︎

      بخور  چون بهت تعارف زدن  زشته نخوری▪︎

      بخور   خوشمزه اس▪︎

      بخور   داره تموم میشه▪︎

      بخور   پولشو دادی▪︎

      بخور  تا حال فلانی رو بگیری▪︎

      بخور   چون خیلی کار در پیش داریم  انرژی داشته باشی …ممکنه بعدن گشنه ات بشه  گیرت نیاد▪︎

      بخور   چون همه دارن می خورن▪︎

      بخور   چون دیگه  گیرت نمی آد▪︎

      بخور   چون دعوت شدی زشته نخوری▪︎

      بخور  قندت افتاده▪︎

      بخور  خاصیت داره▪︎

      بخور   قوی بشی▪︎

      بخور  زود بزرگ بشی▪︎

      بخور  خوشگل و توپول بشی▪︎

      و….  و….  و…..

      [ ماها خیییلی بهانه برا خوردن داریم

      ایناس که مارو چاق می کنه  به اینا میگن  خوردن بیش از نیاز▪︎

      نیاز چه وقته ؟   وقتی که از درون بهت آلارم گرسنگی  میده  بدن نیاز به انرژی پیدا کرده  واسه  صدها کاری که باید با ترکیب آب و غذا و اکسبژن  برای بدن بسازه  برای ادامه حیات و زندگی   واسه تولید انرژی  انجام کار ….حتی فکر کردن و کار ذهنی و فکری هم انرژی  نیاز داره …

      [ منتها خداوند  دوست داشته  انسان  موقع غذا خوردن  از طعم و رنگ و تنوع غذاها  لذت هم ببره ….مثل آب  بی مزه وبدون تنوع  نباشه▪︎

      خدا دوست داره بندگانش  بخورن لذت ببرن و متناسب باشن ..

      [ نمونه هایی از میثاق نامه  که هر روز من و دوستانم  جلوی آینه  باید  بخونیم و به خود نگاه کنیم   تا تکلیف هر روز جلو نظرمون باشه :

      من    خوردن را لذت و تفریح  نمی دانم  و برای رفع نیاز جسم خود غذا می خورم ▪︎

      من   سعی می کنم  هر روز توجه کمتری به مواد غذایی داشته باشم ▪︎

      من    از امروز  به انسانهای متناسب توجه می کنم و آنها را الگوی رفتاری خودم قرار می دهم    (  اینجا منظور  لاغرهایی که  پرخوری  می کنن  نیست  )

      [چندتا  بهانه  دیگه یادم اومد :

      بخور    نذار چیزی ته بشقابت بمونه  اصرافه

      بخور   همین  امشبو  داری   مگه درسال چندبار میری تالار عروسی ؟▪︎

      بخور    خسته ای  خستگیت دربره ▪︎

        (  درصورتی که علاج خستگی  خوابیدنه نه خوردن )▪︎

      بخور   جشن تولده   مگه میشه  کیک تولدو  نخورده  رفت▪︎

      بخور   حیفه▪︎

      بخور    حوصله ات بیاد سر جاش▪︎

      بخور  تا  عصبانیتت  فروکش کنه  شاد بشی▪︎

      بخور   بیشتر لذت ببری ▪︎

       تو پشت میز نشین و کم تحرکی  چه بخوری چه نخوری بازم‌چاق میشی  پس بخور لذتشو ببر  دنیا دو روزه  کی به کیه▪︎

      بخور   چون اومدیم  پیک نیک▪︎

      بخور  اومدیم مسافرت غذا  می چسبه ….▪︎

      [ اگر ما  این اضافه  خوری هارو  کنار بذاریم  و فقط  برای رفع گرسنگی  که فرمانش اصلا بیرونی نیست و از درون ما می آد   غذا بخوریم  به هیچ وجه چاق نمیشیم …اصلا فرق نمی کنه  چه نوع ماده غذایی  داریم می خوریم  حتی  چقدر می خوریم هم مهم نیست …..مهم   فقط    رعایت نقطه  سیری  هست  که به شکل یک احساس و یک صدا  از درون به ما میگه   بسه  کافیه   سیر شدی   و ما باید  بکشیم کنار  و حتی یک لقمه اضافی هم نخوریم

      [ استاد آموزشهای  مربوط به غذاها  و‌چگونه و چقدر خوردنهارو  آخرای  دوره  به ما یاد داد   که خوب  فایلهای آموزشی قبل از این تمرکزش روی  فکر و باورها و فرمولها بود ..و  برای من زیاد طول کشید …

      [ اما  الان دوباره برگشتم به اول دوره  برای تکرار موضوعات آموزشی[

       دوره ای داریم به نام دوره تکرار[

       لاغر شدن   یک موفقیته   و‌ما از کودکی  موانع  ذهنی موفقیت هم  داریم  که باید روی اونا هم کار کنیم 

      موفقیت در هر زمینه ای  که لاغر شدن از راه صحیح یکی از اوناس .

       که اینم یک‌پروسه  مهم و بسیار قابل توجه  هست▪︎ 

      و حالا چند باور  صحیح لاغر کننده  : 

      جسم من هر روز لاغر تر میشود این فعالیت روزانه ی جسمم است  همانطور که هر روز  .پلک میزنم و یا نفس میکشم .▪︎ جسم من خیلی طبیعی و راحت و اتوماتیک    لاغر  میشود  بدون هیچ زجر و سختی ، مثل حرف زدنم ،مثل راه رفتنم که دیگه اونها رو یاد گرفتم و سختی نمی‌کشم .▪︎ جسم من ازصبح تا شب  از سه طریق چربی می‌سوزاند ،  تنفس ، گوارش و چرب کردن سطح پوست بدن و موهایم .  چربیهای اضافه را  به عنوان تهدید کننده سلامتی  از بین می‌برد چون بدن من مشتاق لاغر شدن  و سلامتیست  ▪︎ خوردن باعث چاقی من نمیشود ،  غذا نیاز من برای زنده ماندن  است  .بلکه  زیاد خوردن است که باعث چاقی من میشود▪︎ با هر وعده غذا خوردن مقدار مورد نیاز از غذا برای سلامتی جسمم جذب میشود و ما بقی  دفع می گردد ▪︎ غذاهای اضافه جذب بدن من نمیشوند▪︎چون جسم‌من ،یک‌جسم متناسب است و ذهنی لاغر دارد ▪︎

      جسم من  بسیار هوشمند است و به من کمک می‌کند تا به اندازه نیازم از هر غذا بخورم و در خوردن زیاده روی نکنم ▪︎ من  در هر ساعتی از شبانه روز که گرسنه باشم باید به بدنم انرژی  مورد نیاز نه بیشتر رابرسانم چون غذا مثل بنزین برای ماشین است  پس ترس و نگرانی از زمان خوردن ندارم ▪︎ من هر چقدر غذا میخورم  به هیچ عنوان  اضافه اش جذب بدنم نمیشود.چون بدنم با ذهنم که تناسب را دوست دارد هماهنگ  است ▪︎ من انسان  بسیار  توانمند  ، قدرتمند و  ارزشمندی هستم  و جسم زیبا و سالم حق طبیعی من است ▪︎ من لاغری رو یاد گرفتم  و هر روز مهارتم در این هنر بیشتر میشود پس طبیعی است  که روز به روز متناسب تر بشوم .زیرا که  مهارتم در برخورد با مواد غذایی عالی شده است ▪︎

      من با پرخوری به خودم ظلم نمیکنم  بلکه با به اندازه خوردن ، عمل صالح انجام میدهم و این بالاترین و معنوی ترین کاریست که در طول روز  انجام میدهم .  من مشتاق انجام این عمل صالح هستم .▪︎ 

      دوست عزیز و توانمندم    سعی کن افکار و باورهاتو  در مورد خودت و غذاهایی که می خوری تغییر  بدی   وگرنه  این همه زحمت کشیدی  لاغر کردی  همه اش  به هدر خواهد رفت ….

      با  احترام    شهربانو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1401/03/31 15:18
      مدت عضویت: 1587 روز
      امتیاز کاربر: 26101 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,322 کلمه

      سلام و درود  خدمت  استاد. عطار روشن گرامی و دوستان همراهم .

      طبق معمول من مشتاق و حریص به گوش دادن هر آگاهی در زمینه ی لاغری با ذهن هستم و فکر کنم جز اولین افرادی باشم که وارد سایت میشم و اون فایل جدید رو که شما روی سایت میزارید رو  میبینم و درباره ی اون  می‌نویسم من با تمام وجودم این فایل رو گوش دادم و با اینکه ویدیوی کوتاهی بود اما  برای من سراسر آگاهی بود همین یک تایم کم  که شما در ویدیو سس  مایونز رو در دستتون گرفتین  و اینجور توضیح دادین که موادش چی هست و گفتین ترس نداره کافی بود که من راهم رو پیدا کنم و با اندکی زیرکی برای خودم اگر هر ترسی از هر مواد غذایی رو اگر دارم به همین شکل مثل شما برطرفش کنم  و  واقعا میگم همین یه کار شما بینهایت برای من ارزشمند بود و خیلی راه کار بود برای بچه های این مسیر که بابا ترس ازمواد غذایی نداشته باشین اگر دارین هم حلش کنید با خودتون و حملش نکنید  اما در نوشته ی  بالای ویدیو هم از  شما هم یه نکته بسیار ارزشمند دیدم که دوست دارم اینجا تکرارش کنم :

      «البته نکته ای که باید مدنظر قرار گیرد این است که اصلاح نگرش درباره مواد غذایی نباید به اشتباه باعث افزایش میزان خوردن یا پرخوری کردن از آن ماده غذایی شود. بلکه تغییر نگرش به این منظور لازم و تاثیرگذار است که خوردن مقدار مورد نیاز با آرامش و احساس خوب انجام شود و با مرور افکار اشتباه فرمول ها و تصاویر ذهنی چاق را تقویت نکنیم.»

      واقعا این جمله ی شما عالی بود و هست و ما باید مرزبین این آگاهی رو پیدا کنیم که مواد غذایی ترس ندارن اما نه اینکه چون این حرف رو می‌زنیم پس پرخوری کنیم نه هدف استاد و این سایت لذت  داشتن و آرامش  داشتن ما از خوردن  غذای مورد نیاز جسم ما هست .نه مثل دوران چاقی با عذاب وجدان وترس  و ناراحتی  یکم غذا بخوریم و چاقی  بیشتر رو تجربه کنیم .

      پس من هزار بار باید این نکته ها رو تکرار کنم تا ملکه ی ذهنم بشن استاد من دوست دارم هر آگاهی روپیدا میکنم اینقدر تکرارش کنم تا در اون مهارت پیدا کنم و درست تر رفتار کنم  پس به انبوه کردن اطلاعات و هر روز آگاهی جدید پیدا کردن نیست ما باید به  آنچه  یاد میگیریم عمل کنیم و بارها و بارها  اونها رو تکرار کنیم تا به نتیجه برسیم .

       شاید باورتون نشه استاد اما من  این اواخر  که داشتم به‌شدت با چاقی مبارزه میکردم و هی ترسم از مواد غذایی بیشتر میشد و هی محدودیتم بیشتر میشد خیلی از این مدل افکار مثل الان خود شما که داشتین سس مایونز رو بررسی میکردین داشتم اما چون از این قوانین و آگاهی ها خبر نداشتم پس اون حرفهای کارشناس تغذیه و مربی که بارها و بارها میگفتن چی بخور چه نخور در ذهن من پررنگ تر بودن و اونها نتیجه رو رقم می‌زدن و اما یادم میاد یه زمانی مثلا برای مثال عرض میکنم اگر هفت تا خرما می‌خوردم با گردو یا خالی اون روز عذاب وجدان داشتم که چرا من این کار رو کردم ؟؟؟ من مجاز نبودم سه تا بیشتر بخورم ؟؟ نباید میخوردم اما برای یه لحظه  به خودم میگفتم اگر همین تعداد رو که خوردم هسته اش رودر بیارم  و در دستم گلوله کنم و با کمی گردو هم وسطش باشه  و به عنوان یه دسر ی در ظرفی  پر ازاونها چیده  شده باشه و من یه دونه از اونها  بردارم  اینقدر ناراحت نمیشم تازه خوشحال هم میشم  که خب من یه عدد از این همه شیرینی های   قلقلی خرمایی.  که به   اندازه یه بسکوییت قنادی هم  نیست بردم پس ترس  من الکی هست .

      و یا اینکه من چقدر  اون موقع از خوردن سالاد فصل  با سس که عاشقش بودم ترس داشتم چون آگاهی های الآنم رو نداشتم و یا چقدر از خوردن الویه که منم عاشقشم  بودم ترس داشتم  و یا چقدر از خوردن پنیر پیتزا و روغن و  شیرینی و نون و برنج و ماکارانی و ساندویچ و  سرشیر و ارده و مربا و بستنی و ..‌‌..ترس داشتم اما ازوقتی در مسیرم بدون اینکه بخوام اغراق کنم اصلا یادم رفته که خیلی از اونها ترس دارن خیلی راحت با عشق اونها رو میخورم اما در بعضی خوراکیها هنوزم یه افکار نادرستی دارم اما خیلی کمرنگ و کوچیک هستن که به زودی برای خودم به سبک استاد تک به تک اون خوراکی ها رو تحلیل میکنم تا هیچ ترسی از اونها نداشته باشم .

      اتفاقا یادم هست یک بار نوشته ی یکی از بچه های سایت رو می‌خوندم که به همین شکل برای خودش. ترس از بعضی خوراکیها مثل سرشیر رو حل کرده بود که بابا چطور ما خود شیر رو میخوریم نمی‌ترسیم و بعد  از روی شیر که میشه سرشیر می‌ترسیم خب اینم از همون شیر به وجود اومده و یا کره و یا … پس من بارها به خودم میگم میشه این ترسها رو منطقی کنم با کمی فکر و کمی تحلیل میشه اونها رو منطقی کرد و دیگه نترسید و با عشق و لذت اون مقدار غذا رو خورد .

      و این دقیقا همون   طرز فکری و چیزی میشه که من در دوران مجردی و در دوران تناسبم  داشتم یعنی ترس از هیچ مواد غذایی نداشتم و اصلا فکر بدی در مورد هیچ چیز نداشتم و  با تمام مواد غذایی خیلی راحت بودم اصلا برام فرق نمی‌کرد که چی میخورم یا نمی‌خورم فقط بحث این بود که دوست دارم یا نه ؟؟اگر دوست داشتم می‌خوردم اگر دوست نداشتم نمیخوردم و بسیار لاغر هم بودم و اتفاقا من بچه های خودم  رو به همین سبک بزرگ کردم هیچوقت یادم نمیاد گفته باشم این خوراکی چاق کننده هست  یا نیست اصلا  برای اونها تفکیک نکردم و یا نگفتم این خوراکی ضرر داره یا نداره  که باعث بیماری و چاقی میشه گذاشتم ذهن اونها پاک بمونه البته اون اوایل نااگاهانه اینطور بودم اما الان دیگه آگاهانه اینطور هستم( یعنی در گذشته داشتم که  به زور بهشون  بیشتر غذا دادم که چاق بشن که خدا رو شکر هم نشدن و تلاشهای من برای چاقی اونها به ثمر ننشست  شاید مقطعی اونها کمی تپل تر شدن اما به محض رها کردن اونها دیگه چاق که نشدن هیچ بسیار بسیار لاغر تر هم هر دوتاشون شدن که خیلی خوشحالم و  اما هیچ وقت اگاهی  نادرست و بد به اونها ندادم که این غذا باعث چاقی میشه و …) چون می‌دونم افکار چقدر  قدرت دارن اما مواد غذایی همچین قدرتی ندارن پس سعی میکنم همسو با آگاهیهام رفتار و عمل کنم و خدا رو شکر بچه هام خیلی راحت هر چیزی  بخوان  در هر زمانی میخورن  و بسیار متناسب هم هستن و هیچ ترس  و نگرانی ندارن و چون ذهن لاغر و پاکی دارن از چاقی رفتارهاشون خیلی جاها برای من قابل تامل هست و من با نگاه کردن به اونها کلی ایده میگیرم .

      سس مایونز = سرکه و روغن و پودر تخم مرغ و اسید و ….

      پس اصلا چاق کننده نیست .

      اصلا نعمتهای خدا با ما که خصومت ندارن که بخوان یکی رو چاق کنن یکی دیگه رو لاغر کنن  اونها آفریده شدن تا ما از خوردن اونها لذت ببریم  به فرض من الان با بچه هام داخل یه خونه زندگی میکنم هر چیزی من میخورم اونها هم میخورن حالا یه روزهایی اونها کمی بیشتر از من میخورن یه روزهایی من بیشتر از اونها میخورم به هر حال مواد غذایی مصرفی ما یکی هست و خیلی هم رفتارهای ما با هم تفاوت نداره  ولی جسم من هنوز در بعضی اندام ها  اضافه وزن داره و با اونها فرق داره  اما اونها اصلا اضافه وزن  ندارن و این نشون میده من تاخدود زیادی رفتارهام درست شده اما هنوز در ته تهای ذهنم ترمزی هست که نمیزاره من لاغر بشم و میگه تو باید چاقی در بعضی از اندام ها رو داشته باشی و خیلی دوست دارم اونها. رو کشف کنم تا راحت تر به نتیجه برسم و اما مطمعنم با گذشت زمان تمام موانع ذهنی من برداشته میشه و من به لاغری دلخواهم میرسم  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار منیره.ف
        1401/04/01 15:02
        مدت عضویت: 1620 روز
        امتیاز کاربر: 9141 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 85 کلمه

        در مورد ترس از خوراکیها دوست داشتم خاطره ای براتون تعریف کنم

        یک روز پسر خواهرم موقع صبحانه گفت خاله چرا کره نمیخورین پسر خواهرم ماشالله قد بلند و خوش تیپ 

        گفتم چاق میشم با تعجب من نگاه کرد و گفت این کلا خودش ۵۰ گرم بعد هم شما میخواین چند لقمه بخورین چه طوری میخواد چاقتون کنه تو دلم گفتم وای چه قدر خنگ اصلا نمیفهمه کره چاق میکنه ولی با دانستن این سطح از اگاهز در دوره متوجه تفاوت فرمولهای انسانها چاق و لاغر شدم 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم