تغییر باور و نگرش 🎯 کلید اصلی برای باز کردن درهای زندگی بهتر است.
وقتی ذهنمان را مانند باغچهای پر از بذرهای تازه تصور کنیم 🌱، هر باور و نگرشی که در آن میکاریم، در نهایت میتواند میوههای شیرین موفقیت و آرامش بدهد 🍓.
بعضی وقتها باورهای قدیمی مثل سنگهایی هستند که جلوی جریان زندگی ما را میگیرند ⛔، و تنها با مراقبت و تغییر نگرش میتوانیم راه را برای رشد خود هموار کنیم.
در این مسیر، یاد میگیریم چگونه با ذهن خود دوست باشیم و قدم به قدم به زندگی دلخواهمان نزدیک شویم ✨.
تاثیر تغییر باور و نگرش در کسب نتیجه 🌟
برای اینکه از این دوره آموزشی نتیجه عالی بگیرید، لازم است تغییر باور و نگرش خود را جدی بگیرید و نگرشتان نسبت به تمرینات و آگاهیهایی که دریافت میکنید، مثبت، امیدبخش و پرانرژی باشد ✨💡.

امیدبخش به این معنا که مطمئن باشید با انجام تمرینات و بهکارگیری آگاهیها، نتایج عالی، ملموس و پایدار خواهید دید 🎯🌱.
این انتظار مثبت باعث میشود ذهن شما به جای تمرکز بر مشکلات، روی راهحلها و تغییرات واقعی متمرکز شود.
افرادی که در مسیر آموزش هستند، معمولا به دو گروه تقسیم میشوند:
گروه اول: افرادی که هنوز اطمینان صد در صد به تاثیر آموزشها ندارند و با نگرش «فعلا امتحان میکنم، اگر جواب داد ادامه میدهم» پیش میروند 🤔.
این افراد اغلب وقتی نتیجه فوری نمیبینند، دلسرد میشوند و مسیر خود را نیمهکاره رها میکنند.
گروه دوم: افرادی که قبل از رسیدن به هر نتیجهای، با اطمینان کامل باور دارند که با استفاده از این آموزشها و تمرینات مرتبط با تغییر باور و نگرش نتایج عالی خواهند گرفت 💪🌟.
این افراد با انگیزه و تمرکز بیشتر، حتی در مواجهه با چالشها، به مسیر خود ادامه میدهند و رشد واقعی را تجربه میکنند.
تفاوت این دو گروه در نوع انتظار آنهاست، و همین انتظار است که تعیینکننده کیفیت و سرعت نتایج آنهاست.
وقتی انتظار شما تنها بر اساس نتیجه باشد، کوچکترین تغییر یا تاخیر میتواند انگیزه و مسیرتان را تحت تاثیر قرار دهد ⚡.
اما اگر انتظار شما بر پایه اعتماد به مسیر، تمرین مستمر و تغییر باور و نگرش شکل گرفته باشد، وابسته به نتیجه نیست و به راحتی از مسیر خود منحرف نخواهید شد 🛤️✨.
بنابراین، برای کسب نتیجهای فراتر از حد تصور، ابتدا باید باور و نگرش خود را تقویت کنید، ذهن و قلبتان را برای تغییر باور و نگرش آماده کنید و اطمینان قلبی داشته باشید که مسیر درستی را در پیش گرفتهاید 🌱🌈.
تمرینهای کوچک روزانه، تکرار آگاهیها و تمرکز روی نتایج مثبت، انرژی شما را دوچندان میکند و باعث میشود مسیر تغییر، هموار و لذتبخش شود 💖.

مراقبت از بذرهای تغییر کردن 🌱
آگاهیهایی که از طریق تماشای ویدیوهای آموزشی وارد ذهن شما میشوند، مثل بذرهایی هستند که در دل خاک کاشته میشوند 🌿. با ادامه دادن تمرینها و توجه به این بذرها، به مرور جوانه زده و سر از خاک بیرون میآورند 🌱✨.
در تمام مراحل کاشت و رشد این نهالهای تازه، مسئولیت مراقبت و نگهداری از آنها بر عهده شماست 👐.
اگر میخواهید نتیجه عالی از کشت و کار ذهنی که آغاز کردهاید به دست بیاورید، نباید درباره آنچه در جلسات آموزشی یاد میگیرید با دیگران صحبت کنید 💬.
چون شنیدن آگاهیها به سرعت باعث ایجاد احساس خوب و روشن شدن ضمیر ناخودآگاه شما میشود، اغلب وسوسه میشویم دیگران را هم به استفاده از این محتوا دعوت کنیم ✨.
یا وقتی میبینیم کسی در شرایط احساسی نامناسب است، تمایل داریم با صحبت درباره آنچه شنیدهایم، حال او را بهتر کنیم 💖.
اما این کار مثل نابود کردن بذرها و جوانههای تازه روییده در ذهن خودمان است 🌬️.
هر انسانی با توجه به آنچه در زندگی روزمره مورد توجه قرار میدهد، دچار سطوح مختلفی از احساس میشود؛ از افسردگی شدید تا شادی و سرزندگی 🌈.
چون ایجاد احساس مثبت نیاز به تمرکز طولانی روی ورودیها و افکار مشابه دارد، صحبت با دیگران برای بهبود شرایط احساسی آنها، معمولاً تأثیری در تغییر شرایط آنها ندارد ❌.
همچنین، چون شرایط احساسی آنها با آنچه شما درباره آن صحبت میکنید متفاوت است، بیشتر از ایجاد آرامش باعث عصبانیت میشود ⚡ و فرد سعی میکند به شما اثبات کند که اشتباه میکنید.
بنابراین، به جای اینکه به فکر دیگران باشید، روی خودتان تمرکز کنید و مراقبت کنید تا نهالهای تازه روییده در بستر ذهن شما، با تمرکز بر تغییر باور و نگرش، رشد کنند و شما از نتایج عالی کشت و کار خود بهرهمند شوید 🌟.

ساده بودن تغییر کردن 🌟
یکی از بزرگترین موانع در مسیر تغییر باور و نگرش این است که بیشتر مردم فکر میکنند تغییر کردن بسیار سخت و حتی غیرممکن است 😓.
این نگرش به ویژه درباره بهبود شرایط مالی و اقتصادی بیشتر دیده میشود 💰.
مثلاً اگر از هر کسی بپرسید فردی که به بیماری سخت مبتلا شده است، آیا ممکن است شفا پیدا کند؟
احتمالاً پاسخ همه مثبت خواهد بود ✅، چون در ذهن ما این باور وجود دارد که اگر خدا بخواهد، معجزه رخ میدهد و کسی که در شرایط دشوار بیماری است، ممکن است شفا پیدا کند 🌈.
اما وقتی همان سوال درباره فردی که در شرایط مالی سخت زندگی میکند مطرح شود، بیشتر ما پاسخ منفی میدهیم ❌؛ چون برای تغییر شرایط مالی تقریباً هیچ احتمالی قائل نیستیم و حتی برای خدا هم محدودیتی قائل میشویم که شاید معجزهای رخ دهد 💭.
برای همین، اولین قدم در مسیر تغییر باور و نگرش این است که باور کنید تغییر کردن بسیار ساده و امکانپذیر است ✨.
برای باورپذیر کردن این نگرش، بهتر است مثالهایی از طبیعت اطراف خود پیدا کنید 🌿:
- تصور کنید با بارش یک باران چه تغییرات گستردهای در طبیعت رخ میدهد ☔.
- با وزش چند دقیقه باد شدید، چه حجم عظیمی از مواد در طبیعت جابجا میشود 💨.
- یا تابش نور خورشید چه تاثیری روی دما و گرمای اجسام دارد ☀️.
بیشمار مثال مشابه وجود دارد که نشان میدهد جهان هستی با یک عمل ساده، تغییرات گستردهای ایجاد میکند 🌏.
البته منظور از عمل ساده این نیست که هیچ اتفاقی رخ نمیدهد یا وزش باد و بارش باران بیاهمیت است، بلکه نشان میدهد جهان به طرز شگفتانگیزی، بدون نیاز به دخالت انسان، قادر است تغییرات وسیع ایجاد کند 🌟.
در دوره زندگی با طعم خدا، ما میخواهیم از همین ویژگی جهان هستی استفاده کنیم و با تمرکز بر تغییر باور و نگرش، زندگی خودمان را به شکل عالی دگرگون کنیم 💖.
پس پذیرش ساده بودن تغییر کردن، یکی از گامهای مهم برای بهبود شرایط زندگی در همه جنبههاست 🌱✨.

انتخاب مسیر صحیح تغییر کردن 🛤️
یکی دیگر از نکات کلیدی در مسیر تغییر باور و نگرش، انتخاب مسیر صحیح است 🌟.
ممکن است راهها و روشهای مختلفی برای ایجاد تغییر در زندگی وجود داشته باشد، که هر کدام شیوه متفاوتی دارند. اما مسیری که در دوره زندگی با طعم خدا پیش میگیریم، کاملاً متفاوت از روشهای مرسوم در دنیای اطراف ماست ✨.
در این دوره، قصد داریم زندگی را بر اساس اصول و قوانین زیربنایی خلقت جهان هستی تغییر دهیم 🌏. قوانینی که خداوند وضع کرده و تحت تاثیر هیچ تصمیم یا اقدام انسانی در دنیای مادی قرار نمیگیرند.
مسیر الهی تغییر باور و نگرش، مستقل از عوامل دنیوی مانند افزایش یا کاهش نرخ دلار، همیشه به بهترین شکل عمل میکند 💫.
این مسیر بینهایت گسترده است و جا برای همه انسانها دارد 🌈. بنابراین نیازی نیست نگران مکان یا سهمیه خود باشید؛ هرچقدر بخواهید، برای شما مهیا شده است.
حتی اگر همه انسانها هم خواستهای مشابه داشته باشند، خداوند بدون کمبود یا نقصان، خواسته همه را برآورده میکند 🌟.
پس تنها چیزی که در مسیر الهی تغییر باور و نگرش نیاز دارید، آرامش است 🕊️. آرام باشید، با اطمینان قلبی قدم بردارید، به آنچه گفته میشود گوش دهید و با عشق و ایمان عمل کنید 💖.
در این صورت، نتیجه عالی و شگفتانگیز به دست خواهید آورد 🌱✨.
✍️ تمرین آموزشی تغییر باور و نگرش 📖
🌱 اهمیت انجام تمرین
برای رهایی از افکار و نگرشهای اشتباه، انجام تمرینات بسیار مهم است. 🧠
تمرین باعث میشود آگاهیهای دوره تغییر باور و نگرش در ذهن شما تثبیت شود و مسیر تغییر واقعی آغاز گردد.
ابتدا توضیحات نوشتاری آموزشی را با دقت مطالعه کنید، سپس ویدیوی آموزشی را با تمرکز مشاهده کنید و آماده پاسخگویی به سوالات بخش نظرات باشید. ✨
❓ سوالات تمرینی
- هدف شما از شرکت در دوره تغییر باور و نگرش چیست؟ 🌟
- چه شرایطی را دوست دارید در زندگی خود تجربه کنید؟ 🌈
- تمرین روزانه شما برای تثبیت نگرشهای مثبت چیست؟ 📝
- چگونه میخواهید از محتوای آموزشی برای ایجاد تغییر واقعی در ذهن خود استفاده کنید؟ 💡
- چه چالشهایی در مسیر تغییر باور و نگرش برای شما وجود دارد و چگونه قصد دارید آنها را حل کنید؟ 🔑
💬 مشارکت در بخش نظرات
تجربه خود از استفاده محتوای سایت تغییر باور و نگرش را در بخش نظرات بنویسید ✨.
این کار به شما کمک میکند تمرین را در ذهن خود تثبیت کنید و همزمان انگیزه و اشتیاق دیگران برای تغییر کردن را افزایش دهید. ❤️
تمرین خود را با جزئیات بیان کنید و از استیکرهای احساسی و نکات تصویری استفاده کنید تا تعامل و انرژی بیشتری ایجاد شود. 🚀
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.20 از 266 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


بنام خدا
سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
من از فایل فهمیدم که آدم ها مثل یک نخود هستند مثل آدم ها وقتی که رشدمیکند مثل آدم ها اول پله ی اول بعد دوم سوم چهارم تاپله ی آخر ما پله پله جلو میریم و درخت ها یهو رشد نمیکنند پله پله بالا و بالا تر میروند
وازمتن فهمیدم که من مثلا یکی پاش درد می کند و وقتی پیش دکتر می رود و او بهش پماد می دهد ومی گوید این رو باید ۲۰ روز مصرف کنی او به دکتر شکایت نمی کند و دقیقا ۲۰ روز مصرف میکند و به دکتر نمی گوید من نمی خواهم چون به دکتر اعتماد دارد اما اگر مریضیش را از ذهن خودش خوب کند دیگر نیازی به دکتر رفتن و پماد خریدن نیست و دیگر پول الکی هم نمی دهد.
من یک روز داشتم به مدرسه میرفتم که یادم اومد امتحان داریم و بعد نگران شدم که هیچی نخواندم و گفتم من امتحان را صفر میگیرم اما بعد که در کلاس رفتم به خانممان اعتماد کردم که میتوانم وقتی که خانمدرس رو توضیح میدهد خوب گوش کنم و یاد بگیرم و من دقیقا ۲۰ گرفتم چون که فقط اعتماد کردم
وقتی که من به یه چیزی اعتماد داشته باشم اون اتفاق برام عملی می شود .
یه بارم از نردبان افتادم و به دکتر رفتم دکتر به من یه پماد داد و من به او اعتماد کردم و دقیقا وقتی که شب آن پماد رو زدم فرداش قشنگ پام خوب شد
و من آن موقع ها فقط به خدا اطمینان کردم که همه این اتفاق های خوب برام افتاده و فهمیدم هیچ اتفاقی ، اتفاقی ، اتفاق نمی افتد.
و در اینجا من زندگی با طعم خدا رو حس کردم و دست خدا در تک تک لحظات ما هست .
(پایان)
نشان های دریافت شده
سلام من باورودبه این سایت وگوش دادن به این فایل هاهرروزاگاهیهام بیشتربشه ،ومن دوست دارم تغییرکنم ازدرون ،چرا من براتاییدحرف هام بخوام ادمهای اطرافمو متقاعدکنم وانها قبول نمیکنن یاچرابفکرحل مسایل دیگران باشم وقتموفکرموبزارم وازخودغافل بشم ،من روخودم تمرکزکنم نهال کاشته شده روبارورکنم من چرا هرروز حس وحالم بدباشه نسبت به مسایل جامعه ،گرانی وخیلی چیزا بجای تمرکزکردن به این چیزابخداتوکل کنم وبه ادامه زندگیم توجه کنم وقتی من بااین فایل ها ضمیرناخوداگاهم تغییرمیکنه من حس وحالم خوب میشه لزومی نداره بخوام درموردش بادیگران صحبت کنم چرافکرمیکنم چراخدابماثروت نمیده چرامنوبه خواسته هام نزدیک نمیکنه چون مسیرمن اشتباهه ومن شایدغافل بودم ازخداوقتی بخودش توکل کنم خیلی ازکارها اسان میشه هدف من شرکت دراین دور:دوست دارم حالم خوب بشه زندگی بیشترطعم خدایی داشته باشه من میخوام به چیزهای تازه برسم کاری ندارم به گذشته من دوست دارم به استقلال مالی برسم ،روابطم بادیگران ،حس شادی ونشاط داشته باشم یک زن افسرده یامادرعصبی نباشم ،افکارمنفی رومرورنکنم ،من میخوام باورهام تغییرکنه چون بمامیگفتن ادمهایی که به ثروت رسیدن یاپدرپولدارداشتن یاسختی کشیدن ،یارسیدن به شغلی بایدپارتی داشته باشید همه اینا افکاراشتباهی بوده ماداشتیم درموردلاغری هم بماگفته بودن بایدسختی بکشی زمانی ازخداخالصانه خواستم منوبه سایت تناسب فکری هدایت کردوچقدرخوشحالم چون ذهنم درمسیرلاغری متناسب شده میخوام درزمینه افکاروزندگی هم تغییرکنه
سلام استاد
من با گوش دادن به این فایلها هرروز اگاهیهای ذهنی خود را بیشتر میکنم و کم کم درمسیر درست قرار میگیرم و با هر سرعتی حرکت کنم چون مقصد من درست است عاقبت به ان میرسم ولی اگر درمسیر اشتباه حرکت کنیم با سرعت زیاد هم باز به نتیجه نهایی نمیرسیم و فکر میکردم خداوند نمیخواهد من به ثروت و یا خواسته ام برسم و همیشه گله مند بودم ولی از وقتی دراین مسیر هستم متوجه شدم که مسیر من درست نبوده و من هرچه تلاش میکردم باز به اهدافم نمیرسیدم
من نباید به اطراف خودم توجه کنم و به فکر بالا رفتن قیمت دلار و طلا باشیم وقتی ما توکل به خداوند داشته باشیم دلار نمیتواند با قانون و سیستم خداوند برابری کند چون خداوند منبع تمام انرژی در دنیا است حتی اگر دلار و طلا بالا برود در سیستم طبیعت و نفس کشیدن ما تغییری ایجاد نمیشه چون جهان طبق قانون خودش کارش را انجام میده و ربطی به هیچ چیز ندارد پس ما باید در این مسیر به خداوند توکل داشته باشم
من با گوش دادن به این فایلها میخواهم به چه چیزهایی برسم ؟ من باید چیزهای تازه برسم نه اینکه قبلیها را ترمیم کنیم بلکه باید به یک زندگی جدید بسازیم و خود را وارد یک یک فاز جدید کنیم چون طرز فکر ما تغییر کرده بنابراین اتفاقات جدیدی هم برای ما رقم خواهد خورد
مثل استقلال مالی – روابط بهتر با دیگران – احساس ارامش با خداوند ومتناسب شدن – ارامش ذهنی و جسمی – بهبود سلامتی و شاد زندگی کردن و لذت بردن از زندگی
من میخواهم دراین دوره شرکت کنم تا باورهای اشتباه درمورد خداوند و متناسب شدن را در ذهنم کم رنگ کنم و با الگوهای ذهنی جدید زندگی کنم و چقدر وقتی که دید ما نسبت به حضور خداوند تغییر کند میبینیم که چطور ثروت – درامد – شغل خوب و…. کم کم وارد زندگی ما میشود چون این تغییر افکار بسیار مهم است جالبه یک جا خواندم که دریافت ثروت فیزیکی نیست بلکه از طریق تغییر افکار ذهنی که نسبت به پول داریم اتفاق میافتد و ما روزبه روز ثروتمندتر میشوم نه اینکه مقدار پول درگاو صندوق خود را بیشتر کنیم
مثلا د رگذشته به ما گفته بودند ادم ثروتمند دران دنیا سختی بیشتر میکشه – ادم ثروتمند خوشبخت نیست – تا به حال از پول دراوردن از راه حلال هیچ کس ثروتمند نشده بلکه دراین میان حقی ضایع شده – پول چرک کف دسته و هزار تا برچسب ناخوشایند دیگر که به افراد پولدار میزدیم این نشان میداد که ما از پولدار شدن زیاد خوشحال نمیشدیم چون باورهای اشتباه زیادی درمورد ثروتمند شدن داشتیم و بنابراین هرگز هم پولدار نمیشدیم ولی از وقتی که من افکارم را نسبت به پول تغییر دادم و به قولی به ان احترام میگذارم و ان را دوست دارم بیشتر هم درامد کسب میکنم چون این اشتیاق و شوق من را به سمت درامد بیشتر میبرد نه اینکه من را بازدارد بنابراین برای هر اتفاقی در زندگی باید ابتدا الگوهای ذهنی و باورها درذهن اصلاح بشه تا تغییرات را درزندگی مشاهده کنیم و دقیقا به خواسته هایی که هدف ما است برسیم ما هرچقدر تلاش فیزیکی برای هر کاری انجام بدهیم ولی الگوهای ذهنی خود را تغییر ندهیم هرگز به اهدافی که دوست داریم نمیرسیم چون الگوهای ذهنی مسیر رسیدن به اهداف را برای ما مشخص میکنند دقیقا مثل رد سورتمه ها درروی تپه ی برفی و هرچقدر ما الگوهای ذهنی درست را درذهن مرور و تکرار کنیم کم کم به صورت یک عادت درمیاید مثلا انسان پولدار چون به فکر پول و سود بیشتر است هرروز پولدارتر میشود انهم بدون سختی و افراد بی پول با تلاش فیزیکی بیشتر روز به روز بی پول تر میشوند چون افکاری که در ذهن این دو فرد مرور میشود کاملا با هم متفاوت است دقیقا مثل افراد چاق و لاغر که الگوهای ذهنی متفاوتی دارند و افراد لاغر هرگز به چاقی فکر نمیکند و فرد چاق بیشتر به چاقی فکر میکند تا متناسب شدن و بنابراین ذهن هردوی انها طبق الگوهای ذهنی برنامه ریزی میشود و بدن ان برنامه را انجام میدهد
پس ما باید اولین چالشی که برای ذهن خود ایجاد میکنیم این باشد که الگوهای ذهنی خود را تغییر بدهیم و بدون عجله و با صبر و حوصله و استمرار تا بدون سختی و فشار ذهنی به اهداف خود برسیم
خدایا شکرت که من دراین مسیر درست قرار گرفتم تا انشاالله با تغییر الگوهای ذهنی بتوانم در تمام جنبه های زندگی پیشرفت کنم و موفق باشم و با احساسی شاد از زندگی کردن لذت ببرم و هرروز شکرگزار خداوند متعال باشم نه گله مند چون من اتفاقات را با افکارم درزندگی خلق میکنم و خداوند مارا ازاد و با اختیار آفریده است
سلام و درود فراوان
هدف من از شرکت در دوره تغییر باور و نگرش این هست که خدا رو لیشتر درک کنم خدا رو در درونم حس کنم هدف من اینکه با تغییر باورهای جدید زندگی جدید و زیبایی رو همسو با مراحل تکامل طبیعت بسازم هوف اینکه با تغییر نگرش و باورهام شرایط جدیدی رو تو زندگی ام بسازم تجربه کنم من میخوام با تغییر باورهام به خدای خودم نزدیک و نزدیکتر بشم من میخوام با تغییر باورهام لحطه به لحظه صدای خدا رو در درونم بشنوم چون وقنی صدای خدا رو بشنوم قطعا آرامش به همراه داره قطعا ثروت و فراوانی به همراه داده قطعا خوشبختی در تمام جنبه های زندگی ام به همراه داره .وقتی خدا رو در درونم درک کنم حس کنم اعتماددبه نفسم بالا میره احساس قدرت میکنم خودم رو دوست دارم میخوام با تغییر باورهام خودم رو در اولویت همه چیز قرار دهم میخوام با تعییر نگرشم خودم رو بیش از پیش دوست داشته باشم .و بدای خودم احترام خاصی قائل باشم .
سعی میکنم یاد بگیرم که له خاطرات تلخ فکر نکنم گذشته رو زیر و رو نکنم چون واقعا فکر کردن به وقایع گذشنه دنیا رو رو سرم خراب میکنه از خدا دورم میکنه سعی میکنم به داشته های کوچیک در زندگی ام توجه کنم تا بتونم شکرگزاری کنم من با توجه کردن به بازی بچه هام به درس خوندشون به مدرسه رفتنشون و بخصوص اینکه تمام و کمال به خدا سپردمشون و به خدا گفتم خودت مواظبشون باش فکرم آرام و راحت هستمن میخواهم قدم به قدم با استاد در این دوره پیش برم تا بتونم با انجام تمرینات و ادامه مستمر در مسیر حال و آینده خوشبختی خودم و بچه هام رو تضمین کنم چالش های زیادی در مسیر تغییر نگرش و باور هست مثل عجله کردن مثل توجه کردن به کمبودهای زندگی دیروز به خودم میگفتم من دیگه منبعد ناشکری میکنم!!!! تا حالا شکر کردم چی تو دستم بود همش هشتم در گرو نه ام هست !!! همین فکر چنان حالم و رفنارم رو پریشان کرد که باعث شد حتی نمازم رو نخوندم.از زمانی که در دوره هستم نماز خوندن احساس خوبی بهم میده و دستش دارم مثل قبل به عنوان یک تکلیف نمیخونمش باوعشق و برای خودم میخونم الان میفهمم و درک میکنم که چرا گفتن خدا به نماز شما نیازی نداره این شما هستید که نیاز دارید و برای خودمان میخوانیم . تمام دیروز یک لبخند رو لبام نیومد چون تماما افکارم منفی ک در گذشته بود معنای اینکه خدا من رو دوست داره رو نمیفهمیدم و انگار ازش خیلییی گلابه داشتم.بنابراین باید تلاش فراوانی در مثبت فکر کردن و توجه به احساس خوبم داشته باشم که جز با شکرگزای و توجه به خدا به دست نمیاد.
خدای مهربون اسناد عربز سپاسگزارم
تمرینات عملی
راستش وقتی به این تمرینها نگاه میکنم، میبینم همهشون یه نقطهی مشترک دارن: برگردوندن من به “همین لحظه”، به “زندگی واقعی”. چون ماها معمولاً انقدر درگیر آینده و گذشته میشیم که اصلاً یادمون میره همین الان زندهایم. این تمرینها یه جورایی مثل ترمز میمونن، آدمو از اون شتاب بیوقفهی زندگی میکشن بیرون و میذارن توی سکوت و حضور.
گاهی آدم وسط شلوغیها و دوندگیهای زندگی یههو میایسته و از خودش میپرسه: «واقعاً دارم زندگی میکنم یا فقط دارم میدوم؟»
من خودم بارها این سؤال رو پرسیدم. مخصوصاً وقتی میدیدم انقدر دنبال آینده بودم که از الانم هیچ لذتی نمیبرم. تمرینهای این جلسه دقیقاً همون چیزیه که هر بار یادم میندازه زندگی کردن یه مهارته، نه یه نتیجه.
و این مهارت با همین کارای کوچیک ساخته میشه.
شکرگزاری روزانه
برای من شکرگزاری همیشه مثل یه تلنگر کوچیک بوده. نه اینکه همهی مشکلات رو حل کنه، ولی انگار وقتی سه تا چیز کوچیک برای شکر پیدا میکنم، یههو ورق ذهنم برمیگرده. یادم میاد که زندگی فقط کمبود نیست، یه عالمه چیز هم هست که دارم. حتی سادهترینش مثل نفس کشیدن، دیدن نور آفتاب از پنجره، یا اینکه هنوز فرصت دارم تغییر کنم.این تمرین به من میگه شادی یه مقصد دور نیست؛ همینجا، بین همین داشتههای سادهس.
خیلی وقتها آدم فکر میکنه باید چیزای بزرگ داشته باشه تا بتونه شکر کنه. اما واقعیت اینه که زندگی پر از نعمتهای کوچیکیه که ما چون همیشه هستن، دیگه نمیبینیمشون.
من یه مدت این تمرین رو جدی گرفتم. هر شب قبل خواب چند تا چیز مینوشتم که بابتش شکرگزارم. اوایل مینوشتم: «سلامتی، خانواده، سقف بالای سرم یا چیزهای کلی تر » بعد کمکم نگاهم ریزتر شد. نوشتم: «صدای خندهی خواهرزادهم، نسیم خنکی که امروز صورتمو نوازش کرد، بوی نون تازهای که از نونوایی پیچیده بود و … »
باورم نمیشد که همون چیزای ساده چقدر میتونن حالمو خوب کنن. انگار یه فیلتر روی چشمام گذاشتم که بهجای کمبود، فقط داشتهها رو ببینم.
این تمرین بهم یاد داد که خوشبختی از راه نمیرسه؛ همین الان بین همین داشتههای سادهست. و وقتی دیدم ذهنم آرومتر میشه، فهمیدم چرا انقدر روی شکرگزاری تأکید میشه.
توجه به لحظه حال
این یکی برای من حکم داروی اصلیه. ذهنم خیلی وقتا یا میره سمت خاطراتی که میگم “ای کاش فلان کار رو نمیکردم” یا میره سمت آینده که “نکنه فلان بلا سرم بیاد”. اما وقتی تمرکز میکنم روی الان، انگار اضطرابم خاموش میشه. مثلاً موقع خوردن غذا، فقط به طعم و بوش فکر کنم، یا وقتی راه میرم به صدای برگا و پرندهها گوش بدم. همون لحظههای ساده، آرامشی میدن که هیچ دارویی نداره.
من از اوناییام که ذهنم هیچوقت ساکت نیست
اما باید سعی کنم این ذهن رو بیارم در همین لحظه .
وقتی غذا میخورم، سعی کنم فقط روی لقمهام تمرکز کنم، روی طعمش، بوش، حتی بافتش. یا وقتی پیادهروی میکنم، به جای اینکه توی ذهنم با کسی بحث کنم یا نگران فردا باشم، به صدای پرندهها گوش بدم، به بازی نور خورشید روی درختا نگاه کنم و…
یهبار یادمه یه غروب توی پارک نشسته بودم، همینجوری به آسمون نگاه میکردم. انگار همهی اضطرابهام محو شد. فهمیدم لذت بردن از زندگی یعنی همین، یعنی دیدن همین زیباییهای دمدستی.
حس میکنم وقتی توی لحظه حال میمونم، دیگه اون آشفتگی درونی کمتر میشه. چون ذهنم دیگه بین دیروز و فردا سرگردون نیست،
میاد اینجا، پیش من.
بخشیدن خود و دیگران
این یکی شاید سختترین تمرینه. چون خیلی وقتا آدم دلش نمیاد ببخشه. فکر میکنیم اگه ببخشیم، یعنی اون آدم حق داشت. ولی واقعیت اینه که بخشیدن بیشتر از اینکه برای اونا باشه، برای خودمونه. من بارها دیدم وقتی خودمو یا دیگران رو بابت اشتباهات بخشیدم، سبک شدم، دیگه اون سنگینی لعنتی رو روی قلبم نداشتم. همین باعث شد حس کنم دوباره میتونم از زندگی لذت ببرم.
خیلی وقتها برام چالشبرانگیز بود. چون همیشه فکر میکردم بخشیدن یعنی کوتاه اومدن. مخصوصاً وقتی کسی بهم بدی کرده، دلم نمیخواست راحت ببخشم. اما بعد فهمیدم بخشیدن ربطی به اونا نداره، بیشتر برای خودمه.
یه بار خودمو بابت اشتباهی که چند سال پیش کرده بودم، نمیبخشیدم. مدام سرزنش میکردم که چرا اون کارو کردی، چرا اون انتخابو کردی. بعد دیدم دارم روزای الانمو خراب میکنم بهخاطر چیزی که گذشته و دیگه دست من نیست.
اونجا بود که باخودم گفتم: دیگه تمومش کن .
اون موقع بهترین تصمیمی بود که فکر میکردی درسته. الان دیگه گذشته. خودتو ببخش.»بعد از اون حس کردم یه بار سنگین از رو شونههام برداشته شد.
همین تجربه بهم ثابت کرد وقتی نمیبخشم، دارم خودمو اسیر میکنم. بخشیدن یعنی رها شدن. نه اینکه بگی کار طرف درست بود، بلکه یعنی به خودت اجازه بدی سبک بشی، ادامه بدی و از زندگی لذت ببری.
خدمت به دیگران
کمک کردن به بقیه همیشه یه حس عجیبی بهم داده. حتی وقتی خودم حال خوبی نداشتم، یه کار کوچیک برای یکی دیگه باعث شده روزم رنگ دیگهای بگیره. مثل اینکه خدا یه لبخند مخفی رو توی دل آدم میذاره وقتی دل کسی رو شاد میکنی. این حس با هیچ پول و موقعیتی قابل مقایسه نیست.
من باور دارم خدا یه لذت خاص رو گذاشته توی کمک کردن. انگار وقتی به کسی یاری میرسونی، چه مادی چه معنوی، یه جور انرژی مثبت توی وجودت روشن میشه.
خاطرم هست یه بار توی اتوبوس بودم، یه خانم مسن ایستاده بود. جایی برای نشستن نداشت. بلند شدم صندلیمو دادم بهش. شاید خیلی ساده باشه، ولی اون لبخندی که زد، تا چند ساعت حال منو خوب نگه داشت.
یا وقتی یه پیام دلگرمکننده برای دوستم فرستادم، بعداً گفت همون روز خیلی حالش بد بوده و اون پیام مثل یه چراغ براش بوده. این لحظهها به من ثابت میکنه لذت زندگی فقط مال خودم نیست، وقتی شادی رو تقسیم میکنم، چند برابرش برمیگرده.
ارتباط با طبیعت
اینو خیلی با پوست و گوشت حس کردم. هر وقت رفتم دل طبیعت، یه جورایی دوباره وصل شدم. مثلاً تماشای یه غروب، یا صدای آب رودخونه، یا حتی بوی خاک خیس. انگار خدا توی طبیعت خودش رو خیلی بیواسطه نشون میده. اونجا یادم میفته زندگی خیلی پیچیده نیست، همین جریان سادهس که باید بهش دل بدم.
هیچ چیزی مثل طبیعت نمیتونه آدمو به یاد خدا بندازه. برای من بودن توی طبیعت مثل یه ریست کامله. انگار همهی غصهها و فکرای اضافی رو میذاره زمین.یادمه یه بار خیلی خسته و دلگیر بودم، رفتم کوه. اون بالا که رسیدم، فقط نشستم و به منظره نگاه کردم. هیچ کلمهای نداشتم، فقط نگاه. اما یه حس عمیق از آرامش ریخت توی دلم. همون لحظه فهمیدم چرا میگن خدا توی طبیعته.
وقتی پای درختا میشینم یا به صدای آب گوش میدم، یادم میاد زندگی جریان داره. هر فصلی میاد و میره، سختی هم همینطوره. طبیعت بهم صبر یاد میده، امید یاد میده و یادم میاره که منم بخشی از همین چرخهام.
جمعبندی این تمرینها
این پنج تمرین برای من مثل پنج چراغن که مسیر زندگی رو روشن میکنن:
شکرگزاری چراغ «دیدن داشتهها»ست.
توجه به لحظه حال چراغ «آرامش درونی»ست.
بخشیدن چراغ «سبک شدن روح»ه.
خدمت به دیگران چراغ «عشق بیواسطه»ست.
ارتباط با طبیعت چراغ «وصل شدن به خدا»ست.
وقتی همهی اینا کنار هم باشن، زندگی مزهی دیگهای پیدا میکنه. نه اینکه مشکلات نباشن، اما دیگه اون حس بیمعنایی و بیلذتی از بین میره. انگار یاد میگیری حتی وسط سختیها هم بخندی، هم شکر کنی، هم حضور خدا رو حس کنی.
برای من لذت بردن از زندگی یعنی همین؛ یعنی یاد بگیرم چطور از همون چیزایی که الان دارم، طعم شادی و آرامش رو بچشم. و باور کنم که خدا همیشه همینجاست، توی همین لحظه، کنار همین تجربهها.
و این که زندگی همین الان جریان داره. نه وقتی خونه بزرگتر خریدم، نه وقتی شرایط فلان شد. همین الان.
و اگر بتونم با شکرگزاری، حضور در لحظه، بخشیدن، کمک کردن و وصل شدن به طبیعت، این “الان” رو مزه کنم،
اون موقع واقعاً دارم با طعم خدا زندگی میکنم.