یکی از کلیدیترین اصول در مسیر کاهش وزن، کنترل عادت های غذایی است.
در واقع، تغییر افکار و رفتارهای مرتبط با غذا میتواند مسیر کاهش وزن را برای شما هموار کند. در این جلسه چهار نکته مهم را با هم مرور میکنیم که به شما کمک میکند رابطه سالمتر و آگاهانهتری با غذا برقرار کنید.
تا اینجا در دو قسمت اول با هم آشنا شدیم که چطور روش ذهنی برای لاغری، از درون ذهن شروع میشه و به جسم میرسه. فهمیدیم که:
- باید آیندهای که نمیخوایم رو واضح ببینیم و این تصویر ناراحتکننده رو به نیروی محرکه برای تغییر تبدیل کنیم.
- هر روز با قدمهای کوچک و آگاهانه، حتی سادهترین انتخابها، مسیر ذهنیمون رو به سمت لاغری همسو کنیم.
- خودمون رو برای هر قدم مثبت تشویق کنیم چون ذهن مثل کودکی حساسه که به تشویق نیاز داره.
- تکرار جملات مثبت و باور به توانایی ذهن، مسیر تغییر مغز و عادتها رو باز میکنه (نوروالاستیسیته).
- و در نهایت، متناسب شدن رو باید به همه ابعاد زندگی گره بزنیم، از خواب گرفته تا روابط و عادتهای روزمره.
حالا وقتشه که در قسمت سوم، عمیقتر بشیم و یاد بگیریم چطور با شناخت و تغییر عادتها و باورهای مخفی که تو ذهن داریم، واقعاً مسیر لاغری ذهنی رو محکمتر کنیم و در برابر وسوسهها و سختیها مقاومت کنیم.

۱. رابطه خود با غذا را تغییر دهید
غذا خوردن فقط یه کار بیولوژیکی نیست؛ بلکه یکی از احساسیترین و پیچیدهترین رفتارهای ما انسانهاست. وقتی عادتهای غذایی ما از مسیر طبیعی خودش خارج میشه — مثلاً وقتی برای فرار از استرس سراغ چیپس و شکلات میریم یا وقتی شبها بیهدف سر یخچال میچرخیم — یعنی وقتشه به فکر کنترل عادت های غذایی بیفتیم.
کنترل عادت های غذایی یعنی متوقف کردن اون رفتارهایی که بهصورت ناآگاهانه یا احساسی باعث خوردن میشن، بدون اینکه واقعاً گرسنه باشیم.
مثلاً:
- آیا واقعاً گرسنهای، یا فقط حوصلهت سر رفته؟
- آیا این بیسکویت رو دوست داری، یا صرفاً چون جلوت بوده، خوردیش؟
- آیا وقتی استرس داری، غذا آرومت میکنه یا بیشتر حس بد بهت میده؟
شناختن این الگوها، اولین گام در مسیر کنترل عادت های غذاییه. وقتی بفهمی پشت پردهی هر لقمهای که بیهوا میخوری، چه احساسی خوابیده، میتونی تصمیمهای بهتری بگیری.
💡 یادت باشه: کنترل یعنی آگاهی، نه محدودیت. یعنی تو فرمان غذا خوردنت رو بهدست بگیری، نه اینکه همیشه در حال جنگ با خودت باشی.
و خبر خوب اینه که این کنترل کاملاً آموختنیه! آموزشهایی مثل دورهی «اصلاح پرخوری و اشتها در مغز» طراحی شدن تا کمکت کنن ذرهذره این عادتها رو شناسایی و بازنویسی کنی. وقتی ذهن رو آموزش بدی، رفتار خود به خود تغییر میکنه، بدون نیاز به زور یا اجبار.
🌱 باور به توانایی خودت در کنترل عادت های غذایی، مثل کاشتن یک بذر در خاک حاصلخیزه. هر بار که آگاهانهتر غذا میخوری، این بذر ریشه میگیره و رشد میکنه. خیلی زود میبینی که دیگه غذا ابزار کنترل احساساتت نیست، بلکه یه دوست سالم و همراهه.
۲. موضع خود نسبت به غذا را بازنگری کنید
خیلی از ما یه رابطهی عاطفی و در عین حال پیچیده با غذا داریم؛ یه جاهایی غذا برامون میشه جایزهی آخر شب، یه دلگرمی وقت تنهایی، یا حتی پناهگاهی برای فرار از استرس، خشم یا خستگی.
ولی واقعیت اینه که غذا نه قهرمان زندگیمونه، نه شرور داستان. غذا فقط یه ابزار بیطرفه؛ یه منبع انرژی که اومده تا نیازهای جسمیمون رو تأمین کنه—نه اینکه نقش رواندرمانگر رو بر عهده بگیره!
وقتی غذا تبدیل میشه به داروی مسکن احساسات یا تشویقکنندهی لحظهای، عادتهای غذایی ناسالم شکل میگیرن. مثلاً هر بار که از چیزی ناراحت میشی، ناخودآگاه سراغ شیرینی میری، یا هر بار که خوشحال میشی، خودتو به فستفود دعوت میکنی!
این یعنی ذهن ما غذا رو از جایگاه واقعیاش خارج کرده و این همونجاست که باید فکری برای کنترل عادت های غذایی بکنی.
✅ اما خبر خوب اینه که با بازنگری در موضع ذهنیات نسبت به غذا، خیلی چیزها تغییر میکنه.
تصور کن:
- اگر غذا رو فقط به عنوان «سوخت بدن» ببینی، آیا باز هم با ناراحتی سراغش میری؟
- اگر بدونی بدنت مثل یه ماشین لوکسه که فقط با بنزین مرغوب خوب کار میکنه، باز هم هر چیزی رو بهش میدی؟
- اگر بفهمی گرسنگیِ احساسی، تقلبیه و گرسنگیِ واقعی یه سیگنال فیزیولوژیکه، باز هم به هر احساس منفی با خوراکی پاسخ میدی؟
تغییر این زاویهی دید، یکی از کلیدیترین مراحل در کنترل عادت های غذاییه.
غذا باید نقش اصلی خودش رو پیدا کنه: یعنی تأمین انرژی، حفظ سلامت و کمک به عملکرد درست بدن. وقتی این نگاه جا بیفته، دیگه خوراکیها برات تبدیل نمیشن به «تسکیندهندهی درد دلهات» یا «عامل شادیهای موقتی».
🌟 در مسیر لاغری با ذهن، یکی از مهمترین دستاوردها اینه که رابطهی احساسیات با غذا رو بازنویسی کنی. آموزشهایی مثل دوره «اصلاح پرخوری و اشتها در مغز» بهت یاد میدن چطور این رابطهی ناسالم رو ریشهیابی و اصلاح کنی. نتیجه؟
کنترل بیشتر، انتخابهای آگاهانهتر و حس آرامش عمیقتری در لحظهی غذا خوردن.
🧠 یادت نره: کنترل عادت های غذایی از ذهن شروع میشه، نه از بشقاب.

۳. به گرسنگی واقعی توجه کنید و موقع نیاز غذا بخورید
یکی از تلههای بزرگ توی مسیر لاغری، اینه که فکر کنیم نخوردن یعنی لاغر شدن!
اما بذار یه چیز مهم رو بگم:
وقتی با ترس از چاقی، گرسنگی واقعی بدنت رو نادیده میگیری، در واقع داری به جنگ با بدن خودت میری—و باور کن، بدن همیشه برندهست!
وقتی گرسنهای و چیزی نمیخوری، بدن حس میکنه در شرایط بحرانیه. متابولیسم رو کند میکنه، چربیها رو محکمتر ذخیره میکنه، و حتی ممکنه شروع کنه به فرستادن پیامهای شدیدتر برای خوردن. نتیجه؟ دیر یا زود به سمت پرخوری میری، اون هم از نوع هیجانیاش.
پس نهتنها لاغر نمیشی، بلکه کنترل عادت های غذاییات رو هم از دست میدی.
✅ راهحل چیه؟
شنیدن صدای واقعی بدنت.
یعنی یاد بگیری فرق بین “گرسنگی فیزیکی” و “گرسنگی احساسی” رو بفهمی.
🟡 گرسنگی واقعی چطوریه؟
- معمولاً بهتدریج شروع میشه
- با صدای قار و قور شکم همراهه
- حتی وقتی حواست پرت باشه، باز هم احساسش میکنی
- با خوردن غذای ساده و سالم هم رفع میشه
🔴 گرسنگی احساسی چی؟
- ناگهانی میاد سراغت
- معمولاً دنبال یه خوراکی خاصی مثل شیرینی یا چیپس هستی
- با خستگی، بیحوصلگی، تنهایی یا استرس همراهه
- بعد از خوردن، احساس گناه میاد سراغت!
یاد گرفتن این تفاوتها، قدم مهمیه برای کنترل عادت های غذایی. چون فقط وقتی گرسنگی واقعی رو تشخیص بدی، میتونی با آگاهی غذا بخوری، نه با احساسات.
🧘♀️ و یه نکتهی دیگه: به سیری هم احترام بذار.
اگر بدنت داره میگه “کافیه”، یعنی دیگه نیازی به ادامه نیست — حتی اگه هنوز غذا توی بشقابت مونده باشه. این یعنی تمرین توقف در نقطهی سیری، یکی از شاهکلیدهای کنترل عادت های غذایی.
🎯 یادت باشه: بدن ما یه سیستم هوشمنده؛
اگه یاد بگیری باهاش همکاری کنی، نهتنها لاغرتر میشی، بلکه آرامش بیشتری هم توی رابطهات با غذا پیدا میکنی.

۴. آگاهی و توجه هنگام غذا خوردن؛ رمز تناسب اندام پایدار
تا حالا شده بشینی جلوی تلویزیون، یه کاسه بزرگ پفک یا چیپس بذاری جلوت، بعد یهو ببینی تهِ ظرف خالی شده ولی تو اصلاً نفهمیدی کی خوردیش؟ 😅
تبریک میگم! این یه نمونه کلاسیک از غذا خوردن در حالت ناآگاهیه؛ یعنی وقتی مغز در تعطیلاته ولی دست و دهان مشغول خوردن!
🔬 تحقیقات علمی به وضوح نشون دادن که وقتی در حال خوردن حواسمون پرت باشه — چه با موبایل، چه فیلم، چه گپ و گفت — مغز نمیتونه به موقع پیامهای سیری رو پردازش کنه. در نتیجه، بیش از نیاز بدن غذا میخوریم.
و این یعنی تثبیت عادتهای غذایی ناسالم و فاصله گرفتن از تناسب اندام.
مطالعهای پیرامون کنترل عادت های غذایی در مجله تغذیه بالینی در آمریکا نشان داد افرادی که هنگام ناهار بازی رایانهای انجام میدادند، احساس سیری کمتری داشتند و در تست طعمسنجی بعدی، بیسکویت بیشتری مصرف کردند نسبت به افرادی که بدون حواسپرتی غذا خورده بودند.
علاوه بر این، مقالهای در Harvard Health درباره کنترل عادت های غذایی تأکید میکند که خوردن در حالت حواسپرتی میتواند منجر به مصرف کالری بیشتر و کاهش لذت از غذا شود. این مقاله توصیه میکند که برای کنترل عادت های غذایی، باید با تمرکز و آگاهی غذا خورد.
✅ پس برای کنترل عادت های غذایی، اولین کاری که باید بکنی اینه که هنگام غذا خوردن، تمام توجهت رو بیاری سر میز!
📌 یعنی چی؟
یعنی:
- قبل از شروع غذا چند نفس عمیق بکش
- به ظاهر و بوی غذا توجه کن
- هر لقمه رو آهسته و با دقت بجو
- سعی کن بدون موبایل و تلویزیون غذا بخوری
- مزه، بافت و دمای هر لقمه رو حس کن
به این سبک غذا خوردن، میگن خوردن آگاهانه (Mindful Eating).
این نهتنها تجربهی خوردن رو لذتبخشتر میکنه، بلکه کمک میکنه مغز سیگنالهای سیری رو بهتر درک کنه و در نتیجه، تو بهموقع سیر بشی.
🌿 و اینجاست که تغییر عادت های غذایی واقعاً شروع میشه.
چون وقتی آگاهانه غذا میخوری، دیگه خوردن بر اساس احساسات، بیحوصلگی یا صرفاً از روی عادت، به مرور کمرنگتر میشه.
💡 نکته مهم: خوردن آگاهانه یه مهارته؛ یهشبه بهش نمیرسی، اما با تمرین، کمکم وارد سبک زندگیات میشه.
مثل اینه که از حالت «خلبان خودکار» بیای بیرون و بشی «خلبان آگاه» عادتهای غذاییات.
🎯 تغییر عادت های غذایی، از همین لحظههای کوچیک شروع میشه:
از یه لقمه با دقت، یه نفس عمیق، و یه تصمیم ساده برای حاضر بودن.
🎯 جمعبندی: کلید طلایی تناسب، کنترل عادت های غذایی است
اگر بهدنبال راهی ماندگار برای رسیدن به تناسب اندام هستید، هیچ چیز بهاندازهی کنترل عادت های غذایی نمیتواند به شما کمک کند. کاهش وزن واقعی فقط در کمکردن کالری یا بالا بردن فعالیت بدنی خلاصه نمیشود، بلکه در بازنگری رفتارهای ناخودآگاه و عادتهای روزمره نهفته است.
وقتی یاد میگیرید که چگونه آگاهانه غذا بخورید، چگونه با گرسنگی واقعی بدن ارتباط بگیرید، چگونه غذا را نه بهعنوان پاداش یا تنبیه، بلکه بهعنوان سوختی برای زندگی سالم ببینید، در واقع دارید ریشههای پرخوری و اضافهوزن را هدف میگیرید.
✔️ کنترل عادت های غذایی یعنی:
- شناخت محرکهای پرخوری (مانند استرس یا تنهایی)
- تمرین خوردن با حضور ذهن و بدون حواسپرتی
- اعتماد به بدن و توقف غذا خوردن در زمان سیری
- رها کردن رژیمهای محدودکننده و برگشت به هوش طبیعی بدن
یادتان باشد که تغییر، یکشبه اتفاق نمیافتد، اما هر بار که یکی از این عادتها را با آگاهی کنترل میکنید، یک قدم به بدنی سالمتر و ذهنی سبکتر نزدیکتر میشوید.
پس خودتان را به مهارت کنترل عادت های غذایی مجهز کنید؛ چون این مهارت نهتنها شما را به سمت کاهش وزن پایدار هدایت میکند، بلکه سبک زندگیتان را برای همیشه متحول خواهد کرد. 🍎💪
📝 بخش تمرینی: خودت رو بهتر بشناس!
برای اینکه بتونی واقعاً کنترل عادت های غذایی رو یاد بگیری، اول باید بدونی کجاها هنوز داری با ذهن ناخودآگاهت غذا میخوری! سوالات زیر رو با صداقت برای خودت پاسخ بده:
- وقتی ناراحتم یا خستهام، بیشتر سراغ چه غذاهایی میرم؟
آیا واقعاً گرسنهام یا دارم حالم رو بهتر میکنم؟ - آخرین باری که در سکوت و بدون حواسپرتی غذا خوردم کی بوده؟
آیا تونستم مزه غذا رو واقعاً حس کنم؟ - آیا تا حالا شده بدون گرسنگی فیزیکی، فقط بهخاطر اینکه غذا جلوم بوده بخورم؟
چه چیزی منو به سمت اون لقمه کشوند؟ - به نظرم “سیری” یعنی چی؟
آیا وقتی سیر میشم، غذا خوردن رو متوقف میکنم یا باز هم ادامه میدم؟ چرا؟ - در طول هفته چند بار آگاهانه غذا میخورم؟
یعنی بدون تلویزیون، موبایل یا حرفزدن با دیگران.
📌 تمرین عملی: یکی از وعدههای غذایی امروزت رو کاملاً آگاهانه بخور. مزه، بو، بافت و صدای غذا رو حس کن. بعدش ببین چهقدر زودتر سیر میشی و چه حسی داری. این یعنی اولین قدم برای کنترل عادت های غذایی با آگاهی! 🌱
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.83 از 40 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
وقت بخیر عزیزان
این متن یا مقاله یکی از بهترینها بود امروز برای من . واقعا بی نظیر بود چقدر آگاهی واقعا هر خطش پر از آگاهی پر از نکته های عالی مرسی ممنونم استاد که همیشه انقدر فایلهای بی نظیر اضافه می کنین به سایت .
من پونه هدفم بهتر زندگی کردنه .
یکی از کلیدی ترین اصول در مسیر کاهش وزن کنترل عادت های غذایی است .تغییر افکار و رفتارهای مرتبط با غذا می تونن مسیر کاهش وزن را برای شما هموار کند .
غذا خوردن یکی از احساسی ترین و پیچیده ترین رفتارهای ما انسانهاست .وقتی عادت های غذایی ما از مسیر طبیعی خودش خارج شد مثلا وقتی برای استرس سراغ چیپس می ریم یعنی وقتشه به فکر کنترل عادتهای غذایی بیفتیم .
کنرل عادتهای غذایی یعنی متوقف کردن اون رفتارهایی که به صورت نااگاهانه یا احساسی باعث خوردن می شه بدون اینکه واقعا گرسنه باشیم .
من فکر کنم وقتی بیکار باشم حوصلم سر رفته باشه هنوز عادتم و نتونستم کامل ترک کنم .
مثلا همین الان بلند شدم رفتم یه لقمه نون شیرمال اوردم که بخورم البته من ناهار خیلی گرسنه نبودم بهتره بگیم اصلا برای همسرم سوپ اوردم ولی من هم چند قاشق خوردم و بعدش چایی و یه دونه خرما .
کنترل یعنی آگاهی نه محدودیت .یعنی تو فرمان غذا خوردنت و در دست بگیری نه اینه همیشه در حال جنگ با خودت باشی .باور به تواناییهای خودت در کنترل عادت های غذایی مثل کاشتن یک بذر در خاک حاصلخیزه .هربار که آگاهانه تر غذا می خوری این بذر ریشه می گیره و رشد می کنن و خیلی زود می بینی که دیگه غذا ابزار کنترل احساساتت نیست بلکه یه دوست سالم و همراهه .
غذا فقط یه ابزار بی طرفه .یه منبع انرژیه که اومدن تا نیازهای جسمیمون و تامین کنن نه اینکه نقش روان درمانگر رو به عهده بگیره ..وقتی غذا تبدیل می شه به داروی مسکن احساسات یا تشویق کننده لحظه ای عادتهای غذایی ناسالم شکل می گیرت مثلا هربار که از چیزی ناراحت می ی خوشحال غذا می خوری این یعنی ذهن ما غذا را از جایگاه واقعیش خارج کرده و این همونجاست کن باید فکری برای کنترل عادت های غذایی بکنی .
این جمله ها و خیلی دوست دارم اگر بدونی بدنت مثل یه ماشین لوکسه کن فقط با بنزین مرغوب خوب کار می کنن باز هم هر چیزی و بهش می دی ؟
اگر بفهمی گرسنگی احساسی تقلبیه و گرسنگی واقعی یه سیگنال فیزیولوژیکیه باز هم به هر احساس منفی با خوراکی پاسخ می دی .
غذا باید نقش اصلی خودش و پیدا کنه یعنی تامین انرژی حفظ سلامت و کمک به عملکرد درست بدن .وقتی این نگاه جا بیفته دیگه خوراکیها برات تبدیل نمی شن بع تسکین دهنده در دلهایت یا عامل شادی های موقت .
کنترا عادت های غذایی از ذهن شروع می شه نه بشقاب .به گرسنگی واقعی توجه کنید و موقع نیاز غذا بخورید .
این چقدر درسته کم یکی از کلیدهای بزرگ توی مسیر لاغری اینه که فکر کنیم نخوردن یعنی لاغر شدن . من چقدر اینو امتحان کرده بودم .و اصلا اثر نداشت .
وقتی با ترس از چاقی گرسنگی واقعی بدنت و نادیده می گیری در واقع داری به جنگ با بدن خود می ری و باور کن بدن همیشه برنده است .وقتی گرسنه ای و چیزی نمی خوری بدن حس می کنه در شرایط بحرانیه .متابولیسم کند می شه .بدن چربیها و محکمتر ذخیره می کنه .و ممکنه شروع کنن به فرستادن پیامهای شدیدتر برای خوردن
نتیجه دیر یا زود به سمت پرخوری می ری و اون هم از نوع هیجانی اش .پس نه تنها لاغر نمی شی بلکه کنترل عادتهای غذایی و هم از دست می دی .
شنیدن صدای واقعی بدنت یعنی یاد بگیری فرق بین گرسنگی فیزیکی و احساسی و بفهمی .
خیلی دوست داشتم تعریف گرسنگی واقعی و که معمولا به تدریج شروع می شن با صدای بار و قور شکم همراهه حتی وقتی حواست پرت باشه باز هم احساسش می کنی و با خوردن غذای ساده و سالم هم رفع می شه .
مثلا من خیلی وقتها صبحها که هنوز تازه بیدار شدم ولی هنوز تو تختم یه وقتها احساس گرسنگی می کنم همون صدای بار و قور بعدش که بلند میزشم و کارامو می کنم می بینم نه هنوز گرسنه نیستم اگه خودم باشم وایمیسم تا گرسنه بشم اگه نه صبحونه می خورم با همسرم ولی قبلا قبل از دوره من تا بیدار می شدم باید صبحونه می خوردم اصلا نمی تونستم وایسم برای کسی . چون یکی از باورهام این بود که بعد از بیدار شدن تا نیم ساعت باید غذا بخوری اگه نه متابولیسمت کند می شه نمی دونم شنیده بودم خونده بودم چی بود خلاصه …
گرسنگیه احساسی ناگهانی میاد سراغت .معمولا دنبال یه خوراکی خاص مثل شیرینی یا چیپس هستی وبا خستگی بی حوصللگی و استرس همراهه و بعد از خوردن احساس گناه میاد سراغت .
وقتی گرسنگی واقعی و تشخیص بدی می تونی با آگاهی غذا بخوری نه با احساسات .
به سیری هم احترام بزار .اگه بدنت داره می گه کافیه یعنی نیازی نیست ادامه بدی حتی اگه هنوز غذا تو بشقابت موندن .این تمرین یکی از شاه کلیدهاست .اگر یاد بگیری باهاش همراهی کنی نه تنها لاغر می شی بلکه آرامش بیشتری هم توی رابطه ات با غذا پیدا می کنی .اگاهی و توجه هنگام غذا خوردن رمز تناسب اندام پایداره .
وقتی در حال خوردن حواسمون پرت باشه مغز نمی تونه به موقع پیامهای سیری و پردازش کنن و در نتیجه بیشتر از نیاز بدن غذا می خوریم .
من هم گفتم دیگه بعد از تعطیلات چند روز دیگه دیگه پشت میز توی اشپزخونه بدون تلویزیون باید غذا بخوریم که حواسمون باشه .
قبل از شروع غذا چند نفس عمیق بکش .به ظاهر و بوی غذا توجه کن .هر لقمه را آهسته وبا دقت بجو .بدون تلویزیون و موبایل .مزه و بافت هر لقمه و احساس کن غذا خوردن آگاهانه
من یادمه که چندین سال قبل قبل از دوره ها مقاله های دیپاک چوپرا و که می خوندم می گفت اینه و که غذا خوردن اگاهانه مثل مدیتیشنه اروم و توجه به مزش و شکل غذا و کلا هر کاری که انجام می دهی آگاهانه باشه خودش مدیتیشنه .
و این نه تنها تجربه خوردن و لذت بخش تر می کنن بلکه کمک می کنن مغز سیگنالهای سیری و بهتر درک کنه و در نتیجه تو به موقع سیر شی . وقتی آگاهانه غذا می خوری دیگه بر اساس احساسات و بی حوصلگی و… به مرور کم رنگتر می شن
حالا ما دیشب که اولین روز سال نو بود رفتیم با همسرم شام بیرون بعد رستوران شیکی بود معمولا این رستورانهای خیلی شیک اینجا پرس هاشون خیلی کمه .و یعنی خوبه به اندازه است
ولی برخلاف معمول دیشب پرس هاش واقعا زیاد بود . همسرم پیش غذا سفارش داد سالاد و من که کمی به اندازه خوردم بعد نوشیدنی شیک من سفارش دادم mocktail خوب ولی خیلی خوب بود تند هم بود به خاطر زو-بیل ولی نصفشو خوردم اولش هم نون و کره آورد من خوردم بعد غذا همسرم ماهی گرفت من هم اسکلوپ ۵ تا دونه بود تو بشقاب با مقداری نون و من ۴ تاشو خوردم و همسرم پوره خرچنگ هم سفارش داد که نمی دونستیم اندازه اش خیلی بزرگ بود من دو تا قاشق خوردم خودش هم همینطور و خلاصه گفتم دفعه دیگه باید یه غذا بگیریم شر کنیم چون غذاهاش واقعا بزرگ بود سایزش
و ما نمی دونستیم اولین بار بود که می رفتیم این رستوران و خلاصه گارسون منو دسر و آورد و ما دیگه جا نداشتیم من گفتم خوب بود به ما می گفتی که انقدر زیاد سفارش ندیم .
خلاصه ولی من به پیغام سیری گوش دادم خدا رو شکر .ولی اگه قبل از دوره بود فکر می کردم باید همه چی رو بخورم .
نشان های دریافت شده
باسلام وقتتون بخیر
گام سوم چقدر رمز وزار های قشنگی دذشت و چ نکات ریز و جالبی ک برخلاف رژیم ها ک ب شما استرس میده و انکار اجبار در کاره اینجا میزینی ن ی چیز طبیعیه فقط ب صدای درونت گوش میکنی ب فطرت خودت
تا همه چی برگرده سر جایه اولش و قطعا هیچ راهنمایی بهتر از رهنمای درونی تو نیست چون اون تورو خیلیی خوپب میشناسه
۱.من وقتی ناراخت یا خسته باشم اصلا نمیتونم غذا بخورم نارحت ک باشم ک کلا انگار دهنم قفل شده و معدمم پره پره .اگرم خسته باشم اصلا حال ندارم ب غذا فکز کنم😅
۲.معمولا در سکوت غذا نمیخورم یا درحال تماشایه ی فیلم هستیم خانوادکی .یا حتی خودمم ک تنهام چیزی پخش میکنم از تلویزیون ک الان با توضیحات فایل متوجه شدم ک بلههه من دقیقا این کار اشتباه رو انجام میدم و واقعا هم متوجه نمیشم چقدر غذا خوردم. کی سیر شدم.اصلا سیر شدم یا ن و فقط محو تلویزیونم و انشالله از امروز و با ابن توضیحات میرم سراغ اصلاحش
و دررابطه با اگاهانهغذا خوردنم خیلی این تحربه رو دوست دارم و دارمتمرین میکنم ک ب دستش بیارم ولی بازهم الان ک میزینم وقتایی شروع میکنم ب تند تند غذا خوردن ک حواسم پرته تلویزیون میشه و اصلا اگاهی رو غذا و مقدار اون ندارم
۳.بلههههه.خیلی شده ک واثعا گرسنه مباشم و یکمی غذا بخوزم .البت باید بگم از وقتی در دورخ ها بودم واقعا این تخلاقم اصلاح شده و الان اگر سیر باشم خوشکزه تذبن غذارم ک جلوم بزارن اصلانمیتونم تصور کنم ک بخورم
و حالمم بد مبشع ولی قببا اینکارو خیلی کردم.
الان اگر مثلا بتضی وقتا دلم ی چیزی بخواد و بخورم و ن واقعا گرسنه گرسنه ام ن سیر سیر و فکر کنم میشه همون جنبه تفریحی غذا خوزدن
ولی خب نکته مثبتش اینجاست ک ب حد نیازم مصرف میکنم بازم
۴.سیری ینی وقتی ک معدت میگ بسه من دیگ جا ندارم و اوکیم و نیازم بر طرف شده و اگر دقت کنیم کاملا میتونیم حسش کنیم و من تقریبا روش تسلط دارم و بهش توجه میکنم ولی خب باید بیشتر تمرین بشه ک کامل اجرا بشه .خیلی کم پیش میاد ک وقتی سیر شدم غذا خوردن رو ادامه بدم چون ب لطف دوره ها دیگ نمیتونم اینکاررو انجام بدم و میلم نمیکشه و حالمم بد میشه
۵.در طول هفته شاید یکی دوبار اگااهانه کامل غذا مبخورم ک ب نظرم خیلی کمه و کم توجهی شده ب این قضیه
انشالله تمرین امروز رو هم عملی میکنم
ممنون از اگاهی های زیباتون
نشان های دریافت شده
سلام یکی ازمهمترین موضوع دربحث تناسب اندام کنترل موادغذایی واگاهانه خوردن وتشخیص گرسنگی واقعی واحساسی قبلا ماطبق برنامه رزیمی که دکتربرامامینوشت اجرامیکردیم ونگرش مااین بودچون کالریش حساب شده نبایدخارج ازبرنامه غذاخوردوچقدرهزینه میکردیم براغذاها وخرید خوراکی های رژیمی اولش باشوق شروع میکردیم بعدش رهامیکردیم وشروع میکردیم به پرتوری هیچ کنترلی روخوردن ها نداشتیم اصلا توجه به اون عادت های بد نداشتیم متوجه گرسنگی واقعی وسیری نبودیم گاهی تشنگی روباگرسنگی اشتباه میگرفتیم موقع ناراحتی سراغ خوردن میرفتیم چقدرشیرینی میخوردیم یاموقع شادی سراغ فست فودمیرفتیم هیچ وقت نتونستیم به اون تناسب اندام برسیم من خودم عادت های اشتباه زیادداشتم پرخوری اصلا سیری وگرسنگی رونمیدونستم بعدناهارباچایی حتماشیرینی میخوردم هنوزم این شیرینی خوردنه هست ولی کم رنگ انگارچایی روبه هوای اون شیرینی میخوردم چقدرریزه خواری داشتم الان ندارم من برعکس موقع شادی پرخوری داشتم ولی موقع غم اصلا شب قبل خواب یخجال نگاه میکردم میوه بخورم الان این عادت روندارم شام خوردم همون دیگه چیزی نمیخورم من اززمان اشنایی باسایت یادگرفتم اگاهانه غذابخورم قبلا نه قبلا بااینکه اونقدرگرسنه نبودم ولی غذارومیدیدم میخوردم بعدش پشیمان میشدم چراخوردم ولی الان باهمون مقدارغذاسیرمیشم تاساعت ها وذهنم ارام میشه وسوسه نمیشم ولی قبلا کلنجارداشتم ولی الان نه طبق نوشته این مقاله کنترل عادت غذایی ازذهن شروع میشه نه توبشقاب ومن وقتی اموزش هارودنبال میکنم وازهمه مهمتروقتی مینویسم ومثال میزنم براناخوداگاه من خیلی سازگاری داره وقتی تصویرسازی میکنم یک جسم سالم باذهن سالم میسازم بخوردن ونخوردن فکرنمیکنم میزارم همون موقع تصمیم بگیرم لاغری روبراذهنم اسان میکنم گاهی فکرمیکنم گرسنه هستم وقتی اب میخورم متوجه میشم تشنه بودم خوردن های الکی همش یجوراسیب زدن به جسم هست پس من میتونم متناسب باشم وبمونم ورفتارکنم طبق انچه تواموزش هاگفته شده واجراش کنم کلیدرمزموفقیت درتناسب اندام
نشان های دریافت شده
### کنترل یعنی آگاهی، نه محدودیت. یعنی تو فرمان غذا خوردنت رو بهدست بگیری، نه اینکه همیشه در حال جنگ با خودت باشی
.###باور به توانایی خودت در کنترل عادت های غذایی، مثل کاشتن یک بذر در خاک حاصلخیزه. هر بار که آگاهانهتر غذا میخوری، این بذر ریشه میگیره و رشد میکنه. خیلی زود میبینی که دیگه غذا ابزار کنترل احساساتت نیست، بلکه یه دوست سالم و همراهه.
به این سبک غذا خوردن، میگن خوردن آگاهانه###
::سلام خدمت استاد عزیز وهمراهان وهم مسیران گرامی
میبایست این ۳ راهکار بالا رو از متن عالی وبینظیر این فایل داشته باشیم یادداشت کنیم وبه ذهنتان بسپارییم وسرلوحه مسیرمان قرار دهیم که شاه کلیدهایی است در مسیرتناسب ::
واما پاسخ به سوالات وتمرینات این بخش
میبایست سعی کنیم که وعدههای غذایی امان را کاملاً آگاهانه بخور.یم مزه، بو، بافت و صدای غذا رو حس کنیم بعدش ببینیم چهقدر زودتر سیر میشیم و چه حسی داریم. این یعنی اولین قدم برای کنترل عادت های غذایی با آگاهی
بدیهی است بعضی از پاسخ های من مربوط به دوران قبل ازآشنایی با تناسب ذهنی است وهم اکنون سعی میکنم که این رفتارها را نداشته باشم وخداروشکر بسیار کمرنگ تر شده
اینگونه رفتارهای نامناسب غذایی
سپاس
نشان های دریافت شده
به نام خدا
کنترل عادت های غذایی مهم ترین قدم برای لاغری است
وقتی آگاهانه بتونیم رفتارهای غذایی خودمون کنترل کنیم وبه گرسنگی و سیری بدن احترام بزاریم نتیجه ۱۰۰درصد لاغریه
وقتی یادم میاد در گزشته غذا برایم وسیله رفع شادی غم استرس و هرچیزی بود غمگین بودم میخوردم شاد بودم میخوردم استرس داشتم میخوردم خسته بودم میخوردم
بلافاصله بعد از ناهار یا شام تنقلات و شیرینی و چیپس میخوردم الان نگاه میکنم چقدر متفاوت شدم ولی هنوز زمان هایی هست بعد از چند لحظه متوجه میشم به خازر خستگی استرس یا ناراحتی یا گاهی اوقات به خاطر مرور خاطرات دارم میخورم
وسعی میکنم نخورم و همین تلا من برای پیدا کردن رفتارهای غیر آگاهانه ی خوردنم باعث شده دو سایز کم کنم حال بدنم و حال روحی خودم خیلی بهتر باشه
بدنم احساس سبکی بکنه و راه رفتنم خیلی راحت تر شده درد زانو و کمرم خیلی بهنر شده
الان بیشتر آب مینوشم حتی اگر زمان های که فکر میکنم دل ضعفه دارم آب میخورم ببینم گرسنگی است یا تشنگی و بیشتر موارد بر طرف میشه بدن ما خیلی کم مصرف است الان اصلا برای خوردن حرص ندارم سعی میکنم قبل از غذا چند نفس عمیق بکشم به رنگ بو غذا دقت کنم بدون تلویزیون یا موبایل غذا بخورم ارام بجوم و به طعم بافت غذا توجه کنم
الن خیلی وقته خود به خود مصرف شکر و قندم به کمترین مقدار رسیده اگر قبلا همیشه هروز میبایست چیز شیرین بخورم شکلات کیک هرچیزی الان شاید هفته ای یک بار بخورم در حالی همیشه تو خونه شکلات کیک بیسکویت هم هست ها ولی اصلا تمایلی به خوردن ندارم و کیف هم میکنم این احساس سبکی بعد از خوردن به اندازه ی غذا و در زمان مناسب رو خیلی دوست دارم و جالبه که چقدر انرژی زیادی وارد بدنم میشه خیلی احساس خوبیه
سلام خدمت تمام دوستان عزیز
خداروشکر هزاران هزار بار که دوباره دارم پیام مینویسیم که خدا ابن لطف کر و این قدرت به من داد که مستمر پیام بنویسم،ممنونم ❤️
بحث اصلی امروز تا اونجایی که من متوجه شدم درباره غذا ها بود
بهترین چیزی که من تا الان درک کردم این بود که غذا ها تاثیر خنثی دارن،نه دشمن نه دوست نه بد نه خوب
غذا هر چیزییییی که میخواد باشه
مهم اینه من چی میبینم،مهم اینه من چه درکب دارم
یه فایل از استاد دیدم گفتن: شما هر چی بخوری معده آنزیم میرنه میفرسته برای هضم و جذب اون غذا قدرت اینو ندارن که فرم بدن منو تغییر بده من انتخاب کردم که این حقیقت ببینم من انتخاب کردم که سوخت بدنم که برای ادامه حیاط بدنم لازم هست بکنم عامل اضافه وزنم
چون من فلان و فلان خوردم پس آنقدری شدم نهههههه
اصلا اینجوری نیست اصلا و ابدا
من قبلاً هم گفته بودم اینه همه آدم هستن ۱۰ برابر یه ادمی که اضافه وزن داره میخورن ولی لاغرن داستان چیه پس؟
داستان سر زاویه دید غلط باور غلط اینه که همه چیز مشکل داره به جز من چندتا مثال میزنم که مشکل خود من هستم
برادر خودم ۲ برابر من هر ماده غذایی میخورده و لاغر لاغر
رفیق های خودم همینطور یکیشون میگفت محمد من هر کاری کنم لاغر میمونم، اصلا هیچیی هر چی بخورم لاغر لاغر میمونم یه بار گفت توی یه شب ۳ تا پیتزا خوردم
کسی که متناسب زاویه دیدش نسبت به غذا اینه میخورم تا بدنم انرژی داشته باشه میخورم تا بدنم سیر بشه برای اینکه زندگیم بگذرونم
میخورم تا انرژی لازم برای کار های روزانه داشته باشم
مثل بنزین ماشین که میریزیم تا باک ماشین پر بشه باید زاویه دید مون به خودمون اون ماشین باشه و هر غذا و خوراک اون بنزین در نظر بگیریم
کیک شیرینی ژله شکلات بستنی پاسیتیل آبنبات پفک نوشابه پسته بادوم هندی خرما بادوم زمینی فست فود لازانیا پیتزا بندی همبرگر الویه کوبیده جوجه شیش لیگ برگ = بنزین
آیا من تو ذهنم نسبت به بنزین لیبل خاصی دارم آیا به بنزین هویت خاصی دادم یا شخصیت دادم بهش نههنهه
همه غذا ها= بنزین
بدن من= ماشین
نشان های دریافت شده
■ با سلام
■ رمز شماره ۳ لاغری ذهنی
■تمرین: خودت رو بهتر بشناس! برای اینکه بتونی واقعاً کنترل عادت های غذایی رو یاد بگیری، اول باید بدونی کجاها هنوز داری با ذهن ناخودآگاهت غذا میخوری! سوالات زیر رو با صداقت برای خودت پاسخ بده: • وقتی ناراحتم یا خستهام، بیشتر سراغ چه غذاهایی میرم؟آیا واقعاً گرسنهام یا دارم حالم رو بهتر میکنم؟■ قبل از آموزشهای تناسب فکری برای آروم کردن خودم از حالت ناراحتی هر غذا یا هر خوراکی که دم دستم بود استفاده میکردم برای رفع خستگی به جای اینکه برم بخوابم چای میخوردم با هر چیز شیرینی که بیشتر احساس میکردم انرژی بهم میده در حال حاضر به این حالت خودم آگاه هستم و زمانی که ناراحتم یا به سمت خوردن چیزی نمیرم یا اینکه چیز کمی میخورم چون متوجهم که کارم اشتباهه و نباید ادامه اش بدم اما هنوز برای رفع خستگی خوردن چای با یه چیز شیرین منو وسوسه میکنه حقیقت اینه واقعا با مصرف چای شیرین شده احساس رفع خستگی هم میکنم که به احتمال زیاد اعتیاد به مصرف کافئین باید باشه سعی میکنم از این به بعد موقع احساس خستگی به جای مصرف چای استراحت کنم • آخرین باری که در سکوت و بدون حواسپرتی غذا خوردم کی بوده؟من همیشه صبحانه و شام رو در تنهایی و سکوت می خورم با اینکه گوشی دست نمی گیرم و تلویزیونم خاموشه اما از نظر فکری حواسم جای دیگه اس به مشگلات حل نشده فکر می کنم و بیشتر در فکر این هستم که زودتر بخورم جمع کنم بذارم کنار انگار حوصله غذا خوردن ندارم ازش لذت کافی نمی برم و برای رفع تکلیف و اون حس فشار گرسنگی می خورم گاهی از حس گرسنه شدن لجم می گیره و میگم کاش این خوردن اصلا نبود .. مخصوصا اینکه احساس می کنم زود به زود گرسنه میشم و این منو بیشتر ناراحت می کنه گاهی میگم خوش به حال خواهرم فاطمه که بعد از ناهارا تا ۶ ساعت بعد دلش هیچی نمی خواد و تازه بعد از گذشت این زمان تازه کمی دلش چیزی می خواد که با خوردن مثلا یه مقدار شیر گرم این میل از بین میره و تا موقع شام برای خوردن هیچ چیزی تحت فشار ذهنی قرار نمی گیره …آیا راهی هست که منم از این نظر مثل فاطمه بشم ؟ • آیا تونستم مزه غذا رو واقعاً حس کنم؟ وقتی برای تسکین ناراحتیم غذا می خورم مزه اشو که کامل متوجه نمیشم هیچ احساس سیری هم معنایی نداره اگر خودم آگاهانه از خوردن منصرف نشم و منتظر بشم که سیر بشم به این احساس نمی رسم و قطعا پرخوری اتفاق میفته ..• آیا تا حالا شده بدون گرسنگی فیزیکی، فقط بهخاطر اینکه غذا جلوم بوده بخورم؟چه چیزی منو به سمت اون لقمه کشوند؟میشه گفت مهمترین چیز در این مواقع یا تحریک شنوایی از تعارف دیگران بوده یا مرور ذهنی اطلاعات چاق کننده قبلی و تنها چیزی که نبوده حس گرسنگی …. • به نظرت “سیری” یعنی چی؟آیا وقتی سیر میشی غذا خوردن رو متوقف میکنی یا باز هم ادامه میدی؟ چرا؟ با توجه به آگاهی های دریافتی از دوره های ارزشمند تناسب فکری می تونم بگم سیری یه حسه حس توقف . حس ایست دیگه کافیه که در معده متوجهش میشیم که از پیام مغزی سرچشمه می گیره .. صدا و آلارم خاصی نیست …. وقتی متوجه این دستور و پیغام میشم دست از خوردن می کشم چون دیگه نمی تونم ادامه میدم چون در غیر اینصورت تحمیل بار اضافه باعث فشار و نفخ و درد می شه و پشیمانی به بار می آره چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی … بدن با دریافت انرژی مورد نیازش نه تنها نیاز های حیاتی رو تامین می کنه بلکه باعث لاغری و کاهش وزن میشه سیستم بدن انسان به شکل هوشمند و فطری و ذاتی چربی اضافی رو به عنوان عامل بیماری زا دفع می کنه هیچ اصراری به ایجاد اضافه وزن نداره جسم متناسب خواست طبیعی بدن انسانه…این یه اصل تغییر ناپذیره • در طول هفته چند بار آگاهانه غذا میخورم؟یعنی بدون تلویزیون، موبایل یا حرفزدن با دیگران.تا به حال تا 50_60 درصد همینطور بوده اما از این به بعد حتما بهتر عمل می کنم. توصیه استاد برای تمرین عملی: یکی از وعدههای غذایی امروزت رو کاملاً آگاهانه بخور. مزه، بو، بافت و صدای غذا رو حس کن. بعدش ببین چهقدر زودتر سیر میشی و چه حسی داری. این یعنی اولین قدم برای کنترل عادت های غذایی با آگاهی!
نشان های دریافت شده
سلام وقتی به گذشته خودنگاه میکنم میبینم چقدر عادت های بدغذایی داشتم کلا دوست داشتم بخورم چه موقع ناراحتی چه موقع خوشحالی غذابرام اهرم لدت بخش بودحس وحال خوب میدادمخصوصا شیرینی بعدصبحانه تاناهار یه چیزمیخوردم حالا هرچیزی که تویخچال بودناهارچقدرمیخوردم بعدناهاردوباره پرخوری باجایی باید یه چیزشیرین میخوردم چقدرمیوه وشام هم همینجورموقع خواب میوه تابخوابم ذهن ناخوداگاه من عادت کرده بودبه این نوع زندگی ورفتار زمان رژیم یه مقداررعایت بعدش بیشترمیخوردم نه رژیم نه ورزش نمیتونه سبک عادت بدغذایی من روتغییربده غدا قهرمان زندگی من نبوده ونیست مثل یک مسکن موقت وزودگذر گرسنگی حقیقی وکاذب روبلدنبودم فکرمیکردم بایدبخورم گاهی گرسنگی باتشنگی اشتباه گرفته میشه گرسنگی واقعی شکم به قاروقورمیفته من جایی هم میرفتم همیشه چشام دنبال خوراکی ها بودانگاریجورسیرنبودم ازدرون یک نیرویی منوواداربه بیشترخوردن میکردچقدرهله هوله میخوردم پفک ازچیپس خوشم نمیومد اگرذهن من یادمیگرفت من این همه عادت بدغذایی نداشتم زمانی رژیم میگرفتم فلان چیزنخورم لاغربشم یا گرسنگی بکشم بزاربدنم بره توفازقحعطی وازچربی هام برداره ومن لاغربشم این نگرش اشتباه بودمن داشتم به بدنم اسیب میزدم بابا شکلات تلخ بخورم چایی سبزعالیه سالاد باهمین افکارخودموگول میزدم تندتندغذامیخوردم اصلا متوجه سیرشدنم نمیشدم اگاهانه خوردن چقدرکمک بزرگی بمامیکنه متوجه سیرشدن میشیم همه اینها باید ازیک روش پیروی میکرداونم لاغری باقدرت ذهن وقتی یادگرفتم متوجه گرسنگی شدم بخورم فرمان سیری توسط مغز صادرشد دست بکشم موقع بیکاری ناراحتی وخوشحالی پناه نبرم به غذایاهله هوله غذا برانیازبدن ماهست باارامش غذابخورم موقع خوردن حواسم به تلویزیون وگوشی نباشه اگاهانه بخورم بدونم چی میخورم یادگرفتم رژیم وورزش دوای دردچاقی من نبودونیست یادگرفتم هرچیزی طبق نیازبدنم بخورم اضاف خوردن درواقع اسیب زدن به بدنه یادگرفتم موقع سیری چیزی تعارف کردن بگم نه سیرم یادگرفتم ازغذاهانترسم چون اوناقدرت چاق کنندگی ندارن این افکارم بوده منوچاق کرده چاقیم ربطی به ارث نداره گاهی بخوام بگم فلان چیزنخوردم خوشحالم نه چه بخوریم نخوریم درواقع افکارچاقی رومرورکردم اینقدرتوذهنمون به این خوردن هافکرنکنیم ازقبل تصمیم نگیریم بزاریم همون لحظه تصمیم بگیریم