خیلیها که اضافه وزن دارن، یه دلیل تکراری رو دائم تکرار میکنن: پرخوری عصبی. 😖🍰
میگن: “وقتی زندگی فشار میاره، اعصابم خرد میشه، ناخودآگاه دستم میره سمت یخچال!” 🧠➡️🧊
انگار غذا براشون شده یه پناهگاه موقت… 🛑🍫
جایی برای فرار از اون احساسات سنگینی که نمیدونن چطوری باید باهاش کنار بیان یا رهاش کنن… 😞💭
🎯 نقش اعصاب در چاقی چیست؟
هر موضوعی وقتی از نظر علمی یا منطقی معتبر شمرده میشود که نتیجهی آن برای همه انسانها یکسان باشد.

مثلاً نیروی جاذبه زمین را در نظر بگیرید. فرقی نمیکند شما در ایران باشید یا آمریکا 🌍؛ اگر چیزی را از دستتان رها کنید، بدون شک به سمت زمین سقوط خواهد کرد.
یا تصور کنید سوزنی به انگشتتان برخورد کند.
فرقی نمیکند زن باشید یا مرد، سیاهپوست یا سفیدپوست، چاق یا لاغر؛ در هر صورت واکنش طبیعی بدن، ایجاد احساس درد است. 😖🩹
اینجاست که یک قاعدهی مهم شکل میگیرد:
“اگر یک باور یا ادعا درباره شرایط ما صحیح باشد، باید برای همه انسانها در همان وضعیت، نتیجهی مشابهی ایجاد کند.”
حالا بیاییم به موضوع پرخوری عصبی نگاه کنیم.
اگر باور داریم که «عصبی بودن» باعث پرخوری و چاقی ما شده، باید این قاعده را هم بپذیریم که هر کسی که عصبی میشود، دچار پرخوری عصبی و در نتیجه چاقی میشود. 🤔
اما با یک نگاه ساده به اطرافمان میبینیم که اینطور نیست.
خیلی از دوستان، فامیلها یا همکاران ما در شرایط استرسزا عصبانی یا مضطرب میشوند، اما همچنان متناسب میمانند. بعضیها ممکن است دچار استرسهای شدید شوند، اما نه به سمت پرخوری کشیده میشوند، نه چاق میشوند. ✨
پس سوال بزرگ اینجاست:
چرا بعضیها عصبی میشوند ولی پرخوری نمیکنند؟
و چرا بعضی دیگر وقتی عصبی میشوند، مستقیم سراغ یخچال میروند؟
🔎 تحقیقات علمی درباره پرخوری عصبی چه میگویند؟
طبق مقاله منتشر شده در انجمن ملی پرخوری (NEDA)، پرخوری عصبی بیشتر زمانی رخ میدهد که فرد راهکار سالمی برای مدیریت هیجانات خود نداشته باشد.
به عبارت دیگر، همه در شرایط استرسزا قرار میگیرند، اما آنهایی که به پرخوری عصبی مبتلا میشوند، غذا را به عنوان راه فرار انتخاب کردهاند. 🍕🍫

تاثیر اعصاب بر افراد لاغر
🤔 چرا بعضی افراد متناسب حتی وقتی عصبی میشوند، پرخوری نمیکنند؟
بیایید با یک سوال ساده شروع کنیم:
آیا عصبی شدن، به طور مستقیم دکمهی پرخوری را در بدن انسان فشار میدهد؟
جواب کوتاه این است: نه!
🔵 همهی انسانها استرس و فشار روانی را تجربه میکنند، اما واکنش هر فرد به این احساسات، محصول یادگیریهای قبلی اوست.
کسی که در کودکی یاد گرفته با ناراحتی سراغ غذا برود 🍩🍔، احتمال بیشتری دارد که در بزرگسالی هم هنگام عصبی شدن، با پرخوری عصبی واکنش نشان دهد.
در حالی که فرد دیگری ممکن است آموخته باشد که احساساتش را از راههای دیگری مثل پیادهروی 🚶🏻♀️، گفتوگو، یا حتی نوشتن تخلیه کند.
👶🏻 شاید این ترفند رایج در بسیاری از خانوادهها که برای آرام کردن بهانهگیریها یا گریههای کودک، به او هلههوله میدهند 🍭 یا وعدهی خرید خوراکیهای خوشمزه میدهند، در ظاهر کار ساده و بیضرری باشد…
اما همین رفتار به ظاهر کوچک، میتواند تاثیر مستقیم و عمیقی بر شکلگیری باورها و عادتهای ذهنی کودک بگذارد.
📚 کودک به تدریج یاد میگیرد که:
“هر وقت ناراحت بودم، باید چیزی بخورم تا حالم بهتر شود.”
این الگو اگر بارها و بارها تکرار شود، به یک مسیر عصبی پایدار در مغز کودک تبدیل میشود.
نتیجه؟
سالها بعد، همان کودک بزرگسال ممکن است هنوز هم در واکنش به احساساتی مثل عصبانیت، غم یا استرس، ناخودآگاه سراغ غذا خوردن برود — حتی اگر سیر باشد! 🍔😣
🔵 به همین دلیل است که خیلی از ما، بدون اینکه آگاه باشیم، هنگام ناراحتی دلمان شکلات، بستنی یا فستفود میخواهد — نه به خاطر گرسنگی واقعی، بلکه چون مغزمان از کودکی اینطور شرطی شده است.
📚 طبق پژوهشی در Journal of Eating Disorders، افراد مبتلا به پرخوری عصبی معمولاً یک الگوی ذهنی دارند که احساسات منفی را به غذا خوردن گره زده است. یعنی مغزشان به آنها یاد داده: “وقتی ناراحتی، غذا بخور تا آروم بشی.”
در حالی که این تسکین، کوتاهمدت است و در درازمدت احساس گناه، نارضایتی از بدن، و حتی تشدید اضطراب را به دنبال دارد.
🌟 وقتشه پرخوری عصبی رو بذاری کنار!
دیگه وقتشه که با اشتهای بیموقع و پرخوریهای بیدلیل خداحافظی کنی! دورهی ویژهی «اصلاح پرخوری و اشتها در مغز» کمکت میکنه کنترل غذا خوردنت رو با قدرت ذهن به دست بگیری و آرومآروم به تناسبی که همیشه آرزوش رو داشتی برسی. 🧡🌿
با آموزشهای این دوره، بدون رژیم گرفتن، بدون استرس، و فقط با تغییرات سادهی ذهنی، راه رهایی رو یاد میگیری. 🌸

نقش باورها در پرخوری عصبی
بعضی وقتها باورها میتوانند راههای جدیدی را برای تغییرات بزرگ باز کنند و گاهی هم… مثل یک زنجیر به دستتان بسته میشوند.
باور «من پرخوری عصبی دارم» یکی از این باورهاست که میتواند مثل یک مانع بزرگ، جلوی شما را بگیرد و نه تنها از لاغر شدن شما جلوگیری کند، بلکه ممکن است حتی باعث چاقتر شدن شما شود. 😔
چرا من چاق شدم؟ 🤔
شاید این سوال همیشه توی ذهنتان چرخیده باشد. حقیقتش این است که بیشتر از هر چیز، عادتها هستند که تعیین میکنند چطور به سمت چاقی پیش میروید.
هر فردی که به طور منظم در زندگیاش عادات خاصی دارد، در مسیر خاصی از زندگی خود قرار میگیرد. به زبان ساده، این عادات، چه خوب و چه بد، میتوانند شکلدهنده وضعیت بدنی شما باشند.
پرخوری عصبی؛ یک عادت، نه اختلال 🍫
پرخوری عصبی را خیلیها به عنوان یک اختلال جدی میبینند، اما باید بگوییم که در حقیقت، این یک عادت است که وقتی عصبانی میشوید یا تحت استرس قرار میگیرید، به طور ناخودآگاه به سراغ غذا میروید.
یعنی این چیزی نیست که از درون بدنتان بخواهد شما را به پرخوری سوق دهد، بلکه رفتاری است که در شرایط خاص، تکرار شده و تبدیل به یک عادت میشود.
مثلاً تصور کنید که وقتی تلویزیون تماشا میکنید، همیشه به سراغ تخمه یا تنقلات میروید.
خب، این شما را در دسته “پرخوری تلویزیونی” قرار نمیدهد، بلکه فقط نشاندهنده یک عادت است که به خاطر لذت بیشتر از تماشای برنامه تلویزیونیتان ایجاد شده است.
عادتها، نه اختلالها 🧠
هر رفتاری که از ما سر میزند، یک نتیجه از عاداتی است که در طول زمان شکل گرفتهاند.
وقتی که مغز یک رفتار را تکرار میکند و آن رفتار به نوعی برای ما لذت یا آرامش به همراه دارد، به مرور زمان تبدیل به یک مسیر عصبی ثابت میشود.
در واقع، پرخوری عصبی هم به همین شکل، به عادت تبدیل شده و از آنجا که مغز همیشه از «لذت» خوشش میآید، این عادتها ممکن است گاهی از کنترل خارج شوند.
چطور میتوانیم عادتها را تغییر دهیم؟ 🔄
از آنجایی که این رفتارها عادت هستند و نه اختلالهای غیرقابل تغییر، میتوانیم با آگاهی و تمرین، آنها را از نو بسازیم.
به یاد داشته باشید که هیچ چیزی در بدن ما ثابت و غیرقابل تغییر نیست؛ حتی عادتی که شاید سالهاست با شما همراه بوده و از دوران کودکی شکل گرفته است. ✨
در دورهی آموزشی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز یاد میگیرید چطور عادتهایی را که فکر میکنید عامل اصلی چاقی و پرخوری شما هستند، بهدرستی شناسایی و بازنویسی کنید.
با شرکت در این دوره، نهتنها متوجه میشوید چرا برخی رفتارها همیشه شما را به سمت غذا هل میدهند، بلکه راهکارهای عملی برای اصلاح این عادتها و ساختن الگوهای تازه به دست میآورید.
✨ یادتان باشد: شما اسیر عادتها نیستید؛ بلکه میتوانید استاد و خالق عادتهای تازهای باشید که شما را به سمت اندامی متناسب و زندگی سالم هدایت میکنند.
🔑 همین امروز تصمیم بگیرید عادتهایی که سالها مانع شما شدهاند را تغییر دهید و با آگاهی، آیندهی تازهای برای خودتان بسازید.🌱 و بدانید که با هر انتخاب جدید، یک گام به سمت لاغری و سلامت واقعی نزدیکتر میشوید.
✨ تمرین طلایی برای تغییر پرخوری عصبی ✨
دوست خوبم 👋🏻
اگر دوست داری یک قدم واقعی و ماندگار برای درمان پرخوری عصبی برداری، این تمرین مثل یک پل نجاته! ⛅️
با نوشتن جوابها، ذهنت رو شفافتر و انگیزهات رو قویتر میکنی. قول میدهم که حس فوقالعادهای بعدش خواهی داشت! 💖
🌱 مرحله اول:
با دقت و به صورت شرح انشایی به سوالات زیر پاسخ بده:
- 🍽 به نظر شما پرخوری کردن چیست؟
- 😞 پرخوری چه احساسی در شما ایجاد میکند؟
- 🔗 چه ارتباطی بین پرخوری کردن و چاقتر شدن یا لاغر نشدن میبینید؟
- 📏 از نظر شما تا چه حد خوردن، پرخوری محسوب نمیشود و بعد از آن پرخوری به حساب میآید؟
- 🧠 به نظر شما برای اندازهگیری میزان غذایی که باید بخوریم، باید چگونه عمل کنیم؟
✍️ پاسخهای خودت رو در بخش نظرات همین جلسه با عشق ثبت کن!
🌟 مرحله دوم:
حالا وقتشه که دیدگاه خودت رو درباره غذا خوردن افراد لاغر و چاق با ما به اشتراک بذاری! 🍏🍔
- 🔍 انواع روشهای غذا خوردن افراد چاق را نام ببر.
- 📝 برای هر روش توضیح بده که آیا این رفتار در تو وجود داره یا نه، و اگه هست، یک مثال واقعی از زندگی خودت بیار.
یادت باشه دوست خوبم 🌈، همین لحظه که در حال فکر کردن، نوشتن و آگاهتر شدن هستی، قویترین قدم رو برای تغییر مسیر پرخوری عصبی و ساختن یک زندگی جدید برمیداری. 💪🏻💖
منتظر خوندن نوشتههای ارزشمندت هستم! 🌸✨
منتظر خواندن نوشته های شما هستم
همراه همیشگی شما: رضاعطارروشن
امتیاز 3.95 از 232 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


به نام خداوند جان و خرد 🌈
سلام خدمت استاد عطاروشن عزیز 🌸
موضوع این نوشته دربارهی **پرخوری** و اثراتش بر ذهن، جسم و احساسات درونی من است؛ مسئلهای که شاید در ظاهر، ساده به نظر برسد، اما در حقیقت با عمق روان و رفتار انسان پیوندی قوی دارد. من در مسیر تناسب فکری و تلاش برای آگاهی در زمینه خوردن و سبک زندگی، تجربههای شخصی زیادی داشتهام و حالا میخواهم دربارهی آنها با دقت و از ته دل بنویسم. 💭
🍽 پرخوری به زبان دل من
پرخوری به نظر من یعنی **غذا خوردن بدون فکر، بدون حضور ذهن، بدون آگاهی از لحظه**. یعنی وقتی آدم از روی عادت، از روی حس، یا حتی از روی خاطرات خوش گذشته غذا میخورد؛ نه از روی نیاز واقعی بدن. پرخوری خوردنیست که فقط دهان کار میکند، نه ذهن و نه قلب. 💔
وقتی حواسم جمع خوردن نیست، غذا را فقط میبلعم؛ مزهها را نمیفهمم، با خودم ارتباطی ندارم، و فقط میخواهم چیزی را پر کنم—شاید معدهام، اما واقعاً انگار دارم **جای خالی چیزی درونم** را پر میکنم.
گاهی صحنهای جلوی چشمم میآید؛ مثلاً شیرینیای که از کودکی دوستش دارم یا غذایی که خاطرهی خوشی ازش دارم، و بیدرنگ میخورمش بیآنکه بدنم گفته باشد “گرسنهام”. پرخوری یعنی خوردن اضافه بر نیاز سازمان بدن، و نتیجهاش همیشه همان است: حس سنگینی، آشفتگی، و بیحالی. 🌧
😞 احساسی که پرخوری در من ایجاد میکند
پرخوری، برخلاف ظاهر خوشمزه و رنگارنگش، در درون من همیشه یک **حسِ غمآلود و سنگین** دارد. بعد از خوردن زیاد، نه فقط معدهام بلکه ذهنم هم پر و سنگین میشود. حس خستگی روانی، نوعی ناراحتی از خودم که چرا دوباره نتوانستم کنترل کنم. 😔
آن لحظه کوتاهِ لذت که در لقمههای اول هست، خیلی زود جای خودش را به پشیمانی میدهد. انگار هر لقمه بیش از حد، تبدیل میشود به جملهای در ذهن که میگوید: «باز نتوانستی جلوی خودت را بگیری.» همین احساس شکست کوچک، در طول روز بزرگ میشود و حتی انرژی من را برای کارهای دیگر میگیرد.
پرخوری حتی از نظر جسمی هم ناراحتکننده است؛ دهانم مزهی خوبش را از دست میدهد، معدهام پر از گاز میشود، بدنم سست، خوابآلود و بیمیل به حرکت. 🍲
در آن لحظهها، هیچ غذای خوشمزهای ارزشش را ندارد، چون لذت از “بودن” جای خودش را به “خوردن” داده است — و من میمانم با عذاب وجدانِ خوردن چیزی که در واقع نمیخواستم بخورم.
⚖️ ارتباط پرخوری با چاقتر شدن یا لاغر نشدن
اگر بخواهیم واقعبینانه نگاه کنیم، بله، کالری اضافه مستقیم باعث چاقی میشود. اما از دید من، پرخوری فقط یک مسئلهی جسمی نیست، بلکه **از درون روان ما شروع میشود**.
پرخوری نتیجهی احساسیست که در آن لحظه داریم؛ حس بیکفایتی، بیارزشی، یا حتی استرس. و عجیب اینکه همین احساسهای منفی، ما را به خوردن بیشتر ترغیب میکنند.
وقتی پرخوری میکنم، در من حس شکست شکل میگیرد، انگار به خودم ثابت میکنم که “توان کنترل ندارم”. و کسی که خودش را ناتوان میبیند، چطور میتواند انتظار داشته باشد لاغر، سبک و باانرژی باشد؟ 🌪
از نظر علمی هم، استرس حاصل از پرخوری باعث افزایش هورمون **کورتیزول** در بدن میشود. این هورمون میل به خوردن غذاهای چرب و شیرین را بیشتر میکند. در نتیجه، یک چرخهی تکراری شکل میگیرد: پرخوری → حس گناه → استرس → میل دوباره به پرخوری. و این چرخه، اگر آگاهانه متوقف نشود، باعث چاقتر شدن و نرسیدن به تناسب فکری و جسمی میشود. 🔁
🍛 تا چه حد خوردن “پرخوری” محسوب نمیشود؟
برای من، مرز بین **خوردن طبیعی و پرخوری** خیلی ظریف است. وقتی گرسنه هستم، غذا طعم واقعی خودش را دارد، بویش جذاب است، و بدنم پیام روشنی میدهد: «بخور، نیاز دارم.» در این حالت هر لقمه معنی دارد و من حضور دارم. ✨
اما لحظهای که حس سیری در بدنم شکل میگیرد، یعنی مغزم میگوید: «کافیه»، آنوقت ادامه دادن دیگر خوردن نیست، بلکه پر کردن است. پر کردن معدهای که دیگر جا ندارد، ادامه دادن از روی بیحوصلگی یا از ترس اینکه چیزی باقی بماند. هر لقمهی بعد از سیری، بخشی از آگاهی من را میگیرد و تبدیل میشود به پرخوری.
گاه پیش آمده که به جای غذا خوردن واقعی، هلههوله خوردهام—چیزهایی که سیر نمیکنند ولی پر از کالری هستند. وقتی در حالت گرسنگی به سراغ آنها میروم، نه تنها سیر نمیشوم، بلکه بعدش مجبورم غذا هم بخورم؛ یعنی دو برابر نیاز بدن مصرف میکنم. 🥨
در واقع، هر زمان که خوردن از «نیاز» به «عادت» تبدیل شود، پرخوری اتفاق افتاده است.
🧠 چگونه باید میزان غذا را اندازه گرفت؟
به نظر من، هیچ ترازو و واحدی بهتر از **اعتماد به بدن و ذهن خودمان** وجود ندارد. بدن انسان هوشمندترین راهنمای تغذیه است. معده و مغز همیشه میدانند کی باید متوقف شویم، فقط ما گوش نمیکنیم. 😌
باید یاد بگیریم صدای درونی بدن را بشنویم. هر موقع معده گفت «کافیه»، یعنی واقعاً کافیست. هر وقت حس گرسنگی واقعی آمد، یعنی وقت غذاست. اگر به این علائم و پیامها احترام بگذاریم، نهتنها وزن، بلکه ذهنمان هم آرامتر میشود. 🍃
وقتی مغزم گفت «الان نخور»، بهتر است غذا را کنار بگذارم و اجازه دهم تا وقتی دوباره گرسنه شدم، از آن غذا لذت ببرم. این یعنی ارتباط سالم بین بدن و ذهن؛ یعنی تناسب فکری واقعی.
👥 دیدگاه من دربارهی رفتار غذایی افراد لاغر و چاق
آدمهای لاغر معمولاً **همیشه میخورند، اما به اندازهی نیازشان**. آنها نه خودشان را از غذا محروم میکنند و نه بیش از حد میخورند. مهمترین ویژگیشان این است که وقتی سیر هستند، حتی اگر خوشمزهترین غذا جهان جلویشان باشد، نمیخورند. 🍏
برایشان غذا چیزی مقدس است، نه وسیلهای برای پر کردن خلا یا فرار از استرس. وقتی بدنشان گفت “کافیست”، گوش میدهند.
در مقابل، آدمهای چاق رابطهی پیچیدهتری با غذا دارند. کافیست چیزی خوشمزه یا رنگارنگ ببینند تا نتوانند مقاومت کنند. برای آنها سیری پایان خوردن نیست، بلکه **پایان بشقاب** است. 🍕
جالب اینجاست که در بیشتر موارد، حتی از خوردن لذت نمیبرند—چون لذت واقعی زمانی اتفاق میافتد که بدن نیاز دارد، نه زمانی که پر شده. برای آنها غذا تنها راهیست برای آرام کردن ذهن، نه بدن. و همین تفاوتِ ظریف میان نیاز واقعی و نیاز ذهنی، مرز بین افراد لاغر و چاق است.
🍫 بررسی شیوههای غذا خوردن افراد چاق و تجربههای شخصی من
خوردن در زمان سیری:
قبلاً خیلی زیاد این رفتار را داشتم. کافی بود جلویم غذایی یا خوراکی خوشمزه باشد، بیدرنگ سراغش میرفتم، حتی اگر معدهام پر بود. 🥴
اما امروز تغییر کردهام. یاد گرفتهام قبل از خوردن، از خودم بپرسم: «واقعاً نیاز دارم یا فقط دلم میخواهد؟»
البته هنوز گاهی لغزشهایی دارم، اما تعدادش کمتر شده. این آگاهی جدید بهترین پاداشیست که از مسیر تناسب فکری گرفتهام. 💪
خوردن چیزهایی که سیرکننده نیستند (هلههوله در زمان گرسنگی):
این هنوز تا حدی در من وجود دارد. مثلاً بعضیوقتها عصرها به جای خوردن غذای درست، سراغ چیپس یا شیرینی میروم. بعد از خوردن، نهتنها سیر نمیشوم بلکه مجبور میشوم غذای واقعی هم بخورم تا بدنم آرام بگیرد. 😩
پس در نتیجه، هم کالری بیخود گرفتهام، هم وارد چرخهی عذاب وجدان شدهام. اما خوشبختانه الان خیلی سریع متوجه اشتباهم میشوم و سعی میکنم با آگاهی رفتار کنم و برای وعدهی بعدی تصمیم بهتری بگیرم. 🌿
خوردن در زمان عصبانیت یا اضطراب:**
قبلاً یکی از پناهگاههای من همین بود؛ هر وقت ناراحت یا عصبی میشدم، به جای فکر کردن و حل مسئله، میرفتم سراغ غذا. 🍰
اما حالا خیلی کمتر این اتفاق میافتد. یاد گرفتهام بین احساسات و خوردن فاصله بگذارم. وقتی عصبی میشوم، سعی میکنم قدم بزنم، نفس عمیق بکشم، یا بنویسم. این رفتار جدید به من یاد داده که غذا قرار نیست درمان همهچیز باشد. هنوز گاهی پیش میآید، ولی تفاوت خیلی زیاد شده و به خودم افتخار میکنم که در مسیر درستی هستم. 🌞
💬 جمعبندی نهایی
در تمام این تجربهها، من به یک نتیجهی بزرگ رسیدم: **پرخوری فقط یک رفتار غذایی نیست، بلکه یک نشانه است.** نشانهی احساس درونی، نشانهی بیتوجهی به بدن، و نشانهی نیاز به آرامش.
وقتی یاد بگیرم با بدنم ارتباط برقرار کنم، از سیگنالهایش آگاه باشم، و با ذهنم هماهنگ بشوم، آنوقت هم چاقی از بین میرود و هم آن حس بیکفایتی. پرخوری نه دشمن ما بلکه معلم ماست؛ اگر گوش دهیم، یاد میدهد چطور خودمان را بشناسیم. 🌺
برای من، مسیر رهایی از پرخوری یعنی بازگشت به آگاهی، یعنی هر لقمه با عشق، هر توقف با آرامش، و هر “کافیه” با احترام. وقتی بتوانم به بدنم اعتماد کنم، دیگر هیچ نیاز به تقلب، عادت یا جبران وجود ندارد. فقط **تناسب، آرامش و رضایت از خود** باقی میماند. 🌈✨
با سپاس از استاد عطاروشن عزیز که با آموزشهای ارزشمندشان باعث شدند من به شناختی عمیقتر از خودم و غذا برسم. 🍀
این مسیر برای من فقط راهی برای کاهش وزن نیست، بلکه سفری برای شناخت ذهن، احساسات و انسانیت درونم است. 🕊
نشان های دریافت شده
سلام و درود خدمت استاد عطار روشن و هم مسیران
بابت آگاهی که جاری کردید سپاسگزارم
دقیقا پرخوری یک اعتیاد هست و وقتی به احساس سیری توجه می کنم و دست از خوردن می کشم
اعتیاد به پرخوری باعث میشه ذهنم نمیزاره اروم و قرار داشته باشم و کلافم می کنه
تا برم سمت غذا و دوباره مثل قبل بخورم و
یاد این ضرب المثل میوفتم
ترک عادت موجب مرض هست
دقیقا
مثل یک فرد معتاد به مواد مخدر
افرادیکه عادت به پرخوری دچار شدند
اعتیاد به مواد غذایی دارند نمی توانند پرخوری نکنند
و با اینکه می دانیم رفتار اشتباهی هست
و دچار احساس گناه
و سرزنش می شویم
ولی نمیتوانیم جلوی خودمان را بگیریم
تا زمانیکه
آگاه بشویم
و با تمرین و تکرار مطالب آموزشی تغییر اصلاح ذهن چاق به ذهن متناسب و لاغر و
در اثر تکرار و استمرار
مسیر عصبی ذهن لاغر و متناسب شکل بگیره
عادت پرخوری کمرنگ بشه
و بمرور این عادت پرخوری ترک بشه
و به اندازه ی نیاز بدن بخوریم
هنوز احساس گرسنگیه واقعی نکردیم
غذا بخوریم
و اونقدر بخوریم که بدون توجه به احساس سیری و در اثر فشار معده و احساس سنگینی دست از خوردن بکشیم
که این رفتار باعث میشه بیش از نیاز بدن غذا بخوریم
و
بعد خوردن احساس سنگینی و فشار در معده داشتن
و دچار احساس گناه و سرزنش بشویم این رفتار پرخوری کردن هست
احساس بی ارادگی ، احساس گناه و شرم ، که عملی زشت انجام دادم
احساس یک انسان تنبل و شکمو
که به تدریج انتطار چاقی را در من ایجاد کرده و
احساس معذب بودن در بین آدمها که هیکلم متناسب نیست و درشت شدم
آدم پرخور و شکمپرست هستم
احساس بی ارزشی می کنم
احساس غم و حسرت ، احساس افسردگی که نتونستم جلوی خودم را بگیرم و شکست خوردم
احساس شکست
احساس درماندگی
از خودم و از رفتارم حالم بد می شود
و از خودم متنفر می شوم
که پس کی میخوام درست رفتار کنم
کی میخوام ارادم را قوی کنم
همینجوری عمرم می گذره و در حسرت بدست اوردن تناسب موندم
حسرت
پوشیدن لباسهای مورد علاقم
کخ بدون ترس در مراسمها شرکت کنم
و
نگرانه قضاوت نباشم
وقتی پرخوری می کنیم یعنی بیش از نیاز بدن به انرزی موادغذایی می خوریم
و طبیعتا مازاد نیازمان به انرژی به چربی تبدیل می شود و این انرزی مازاد که تبدیل به چربی شده در بدن ذخیره می شود و در اندامها و زیر پوست ذخیره می شود و باعث حجم بیشتر اندامها می شود و انداممان از تناسب درمیاد
و ما را از لاغری و تناسب دور می کند و به سمت اضافه وزن و چاقی هدایت می کند
وقتی احساس گرسنگی واقعی را از گرسنگی کاذب تشخیص بدهیم
یعنی در اثر برطرف کردن احساس خستگی و بی حوصلگی ،غم و شادی و اضطراب و استرس غذا نخکریم
بلکه
وقتی معده خالی هست و در اثر شنیدن صدای خالی بودن معده و احساس ضعف که در اثر ترشح هورمون گرلین پیام گرسنگی را دریافت کردیم
این موقع
بدن نیاز به غذا دارد
غذا بخوریم
گرسنگی واقعی هست و
وقتی غذا میخوردیم تا زمانیکه پیام سیری در اثر هورمون لپتین را دریافت کنیم
و قبل از اینکه احساس فشار و سنگینی در معده بکنیم
دست از خوردن بکشیم
این پرخوری کردن نیست
ولی اگر به احساس سیری توجه نکنیم و خوردن ادامه بدهیم تا زمانیکه در اثر فشار معده و احساس سنگینی دست از خوردن بکشیم
و بعد از خوردن احساس گناه بکنیم و دچار خودسرزنشی بشویم
این رفتار پرخوریه
و در اثر تکرار این رفتار مسیر عصبی در مغز تشکیل می شود و ما به عادت پرخوری دچار می شویم
و کم کم به سمت اضافه وزن و چاقی حرکت می کنیم
اول به احساس گرسنگی توجه کنیم
اگر گرسنگی واقعیه غذا بخوریم و تا احساس سیری کردیم دست از خوردن بکشیم
قبل از اینکه به معده فشار بیاد و احساس سنگینی بکنیم
تا دچار احساس گناه و سرزنش نشویم
این میزان غذایی هست که باید بخوریم
گرسنه شدیم بخوریم تا احساس گرسنگی برطرف شد دست از خوردن بکشیم
سوال : پرخوری یعنی بیش از حد نیازتدبخوری
احساس عذاب وجدان و نگرانی…….
هر چی بیشتر بخوری بیشتر چاق میشی…..
بهاندازه نیاز بخوریممم…..
مرحله دوم :
انواع روش غذا خورد افراد چاق :
دهان. چشم…… لمس کردن….. بویایی…..
چشم: به خودم دقت کردم دیدم اره بعضی وقتا با چشم می خورم تمایلی به خوردن ندارم ولی اگر اون چیزی که دوست دارم ببینم می خورم……یا کسی بیاره برام…..مثل پفک، چیبس، برگزردالو…..لواشک….. یا بستنی …..
لمس کردن : فکر نکنم……ولی اگر طعمش بچشممثلا خوشمزه باشه یا تازه باشه ممکن یکی دیگه بردارم.
بویایی ….تجربه ای یادمنمیاد…..که با بو…..خورده باشم….
البته حالا باید بیشتر دقت کنم به خودم و آگاهانه تر حواسم باشه
نشان های دریافت شده
سلام به استاد گرامی آقای عطار روشن عزیزم و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری
جلسه ۶ پرخوری عصبی چیست؟
من خودم که قبلا اضافه وزن داشتم همیشه پرخوری عصبی داشتم چون همیشه در حال خوردن بودم و اصلا متوجه نبودم که کی و چه مقدار می خورم من سراغ یخچال نمی رفتم قشنگ سفره را پهن می کردم و نان می خوردم اون هم خالی تا تمام نمی شد دست بر نمی داشتم وقتی به خودم می آمدم که می دیدم دیگر نان تمام شده است زمانی که اعصابم خراب می شد ناخودآگاه فقط می خوردم هم غر می زدم و هم می خوردم و اشتهای کاذب شدیدی پیدا می کردم
و خیلی از آدمهای چاق هستند که چاقی خودشان را پرخوری عصبی می دانند اما هر موضوعی که از نظر علمی یا منطقی قابل قبول باشد و نتیجه اش یکسان و شبیه به هم باشد مانند نیروی جاذبه زمین.
چون این برای تمام آدمها قابل قبول است و ما در هر نقطه از جهان باشیم هر چیزی را رها کنیم به زمین خواهد افتاد و ما هر عقیده ای در مورد شرایط زندگی خودمان داشته باشیم اگر برای تمام آدمها به همان صورت باشد فکر و عقیده مان درست است
حالا می خواهیم بدانیم که پرخوری کردن چیست؟
پرخوری کردن یعنی اون چیزی که از حد خودش بگذرد و نیاز نداریم اما می خوریم یعنی اینکه که داریم پرخوری می کنیم چون من قبلا از چیزی ناراحت می شدم اعصابم خراب می شد و وسواس فکری پیدا می کردم، دلهره بهم دست میداد اون کاری که نباید انجام می دادم خوردن بود
ولی افرادی هستند که چیزهای دیگر برایشان لذت بخش است
من خیلیها را می شناختم که موقع ناراحتی و عصبانیت به جای خوردن خودشان را با کار یا با یک چیز دیگر مثل خرید کردن، پیاده روی، يا حرف زدن با کسی مشغول می کردند و اصلا به خوردن فکر نمی کردند و چیزی نمی خوردند و می گفتند که هیچ چیزی از گلویم پایین نمی رود ولی برای ماها که چاق بوديم خوردن به ما حس خوب می داد من حتی موقعی که حالم خوب بود دوست داشتم بخورم من واقعا به خوردن معتاد بودم اما یک فرد متناسب اصلا اینگونه نیست و زمانهایی که عصبانی می شوند و نمی خوردند کلی وزن کم می کنند اما من زمانی که عصبانی می شدم .
یا می خوردم یا می خوابیدم در هر دو حالت به وزنم اضافه می شد.
و حالا به این نتیجه می رسیم که عصبی شدن سبب چاقیمان نمی شود چون تمام کسانی که عصبی هستند باید چاق می شدند و من خیلیها را می شناسم که عصبی هستند اما متناسب هستند و این پرخوری عصبی برایمان یک عادت شده بود و حالا می توانیم نادیده اش بگیریم
من چند سال است که در این مسیر زیبا قرار گرفتهام و دارم ادامه می دهم و خواهم داد چون پرخوری هایم از بین رفته و آرامش پیدا کرده ام و زمانی که اعصابم خراب می شود دیگر مثل اون موقعها نمی تونم چیزی بخورم انگار از گلویم پایین نمی رود و چیزی نمی خورم و اصلا دوست ندارم که رفتارهای گذشته ام را تکرار کنم و من اصلا از مشکلاتم فرار نمی کنم تا سراغ خوردن بروم
من چون قبلا پرخوری می کردم و همیشه می گفتم که اگر یک لقمه بخورم دیگر نخواهم خورد اما تا اون لقمه را می خوردم و مزه اش را می چشیدم سراغ لقمه دیگر می رفتم و به همین صورت ادامه پیدا می کرد و به همین خاطر من همیشه پرخوری می کردم و هیچوقت متوجه پیام ذهنم نمی شدم و همیشه ادامه می دادم اصلا نمی دانستم که ذهنم پيام داده است یا نه
و من اصلا نمی توانستم جلوی خودم را بگیرم و بعدش احساس سنگینی شدیدی می کردم و عذاب وجدان می کرفتم و تازه خوردنم را متوقف می کردم من هیچ وقت از این کارم خوشم نمی آمد ولی همیشه تکرارش می کردم و از خودم و از هر چیزی که می خوردم متنفرتر می شدم و حالا که در این سایت هستم دیگر پرخوری نمی کنم و دوست ندارم که اون حس رنج و عذابی که همیشه می کشیدم رو تجربه کنم
و حالا که در این مسیر زیبا هستم خیلی از غذاهایی که قبلا دوست داشتم می توانم به راحتی ازشون بگذرم فقط به اندازه نیاز بدنم می خورم و تمام .
اگر هم بماند من دیگر ادامه نمی دهم و ازش رد می شوم خیلی از آدمها پرخوری می کنند و دیدشان این نیست که قرار است با این رفتارشان چاق شوند و حالا باید بدانیم که پرخوری کردن سبب چاقیمان نشده است و نخواهد شد فقط افکار نادرست ذهنیمان بود که ما را به طرف چاقیمان می برد حالا ما نمی توانیم دلیل چاقیمان را به عهده این رفتار بگذاریم و اصلا ربطی بینشان وجود ندارد
اگر ما بعد از دریافت سیری از طرف مغزمان زیادتر از نیازمان غذا بخوریم به اون می گویند پرخوری کردن من زمانی که حس گرسنگی می کنم و به اندازه نیازم غذا می خورم به من حس آرامش و لذت می دهد و این خیلی برایم خوش ایند هستش من قبل از آشناییم با این سایت دوست داشتم همیشه یکی کنارم باشه و به من بگه که چطور بخورم، کی بخورم، چقدر بخورم؟
ولی حالا می دانم که بدن من اینقدر هوشمند است و با آموزشهایی که در این مسیر بدست میآورم می تواند به من بگوید که من چگونه و چطوری بخورم و من بهش اعتماد دارم و به نیازهای بدنم گوش می دهم خیلی چیزها هستش که بدنمان به صورت اتوماتیک وار می تواند انجام دهد مثل نفس کشیدن، ضربان قلب، پلک زدن و…و اگر بهش ایمان و اعتقاد داشته باشیم خوردنمان هم به صورت اتوماتیک خواهد شد
حالا می خواهیم ببینیم افراد چاق به چند حالت غذا می خورند
۱. بو کشیدن. خیلیها هستند که وقتی بوی غذا به مشامشان می خوره احساس گرسنگی می کنند در واقع اصلا گرسنه هم نیستند انگار ته دلشان خالی می شه و دوست دارند بخورند اما یک فرد متناسب اینگونه نيستش و با بوی چیزی تحریک نمی شود من خودم قبلا وقتی از کنار مغازه قنادی می گذشتم بوی شیرینی مستم می کرد وهمیشه می خریدم و می خوردم با اینکه نیاز به خوردن اون نداشتم اما چون بویش را احساس می کردم مغزم دستور خوردن می داد و می گفت بخور چون دستور از مغزم صادر می شد
۲. دیدن. وقتی چیزی رو می دیدم تحریک به خوردن می شدم و همیشه هر چیزی که می دیدیم می خوردم حالا هم بعضی مواقع اون فرمول بالا می آید و تا چیزی که می بینم دوست دارم که بخورم و من چند سال است که اینجا هستم اما بازهم با دیدن تحریک می شوم کمرنگ شده اما از بین نرفته
۳. حس لامسه. زمانی که چیزی را در دستم می گیرم و اون نرمیش رو با دستم حس می کنم بر می دارم و می خورم و بعد یکی دیگه هم برمی دارم و می خورم ولی حالا بودن در این سایت می خورم اما کم می خورم و ادامه نمی دهم
۴. شنیدن. من با شنیدن هم تحریک می شدم و دوست داشتم اون چیزی که می گفتند را تهیه کنم و بخورم و این کار رو انجام می دادم اما وقتی می گفتند که یک کافه یا رستورانی باز شده و چه چيزهای خوشمزه ای داره برای اون اصلا تحریک نمی شدم و هيچگاه نمی خواستم برم و امتحان کنم اما وقتی میشنیدم که یکی می گفت من فلان شیرینی یا غذایی درست کرده بودم خیلی خوش مزه شده بود دوست داشتم من هم درست کنم و بخورم
ولی اصلا هیچ یک از افراد متناسب دوست ندارند با این روشها غذا بخورند و اونها فقط با دهانشان غذا می خورند چون فرمولهای ذهنشان اینگونه شکل گرفته است ولی فرمولهای ما از هر روشی تحریک می شود و ما همیشه آماده خوردن می شدیم و اگر ما فرمولهای ذهنیمان را تغییر دهیم و اصلاح کنیم رفتارهایمان هم تغییر خواهد کرد و من خیلی خوشحالم که به این مسیر زیبای لاغری با ذهن هدایت شدم خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
باسلام
پرخوری کردن چیست؟یعنی بیش از حد نیاز بدنم مصرف غذایی داشته باشم و رفتار غذایی اشتباه ،اهمیت ندادن ب فرمان سیری،ارزش قائل نشدن براب سلامتی خودمان است.
پرخوری چه احساسی.را در شما ابجاد می کند؟احساس شرمندگی،عذاب وجدان،اعصاب خوردی،افکار منفی،ناامیدی ،توبیخ و تنبیه خودم،ناراحتی و بد و بیراه ب خودم و باور ناتوانب من در برابر غذاها و اینک من نمیتوانم لاغر شم و بی اراده هستم.
چه ارتباطی بین پرخوری کردن و چاق تر شدن یا لاغر نشدن است؟
پرخوری یه رفتار اشتباهه و احساسات به وجد آمده ی بعدش برافکار ورفتار و باورها و عادت ها تاثیر میگذارد و در نتیجه برجسم هم اثر میکند.
برای لاغری باید رفتار متناسب و صحیح داشت و عقاید و افکار و باورها و عادت های اشنباه را اصلاح کرد و درنتیجه جسم هم برای همیشه متناسب می شود.
از نظر شما تا چه حد خوردن پرخوری محسوب نمی شود و بعد از آن پرخوری به حساب می آید؟خوردن تا زمان فرمان سیری صحیح هست و بعد از آن اضافه هست ،یا وقتی سیر هستیم و چیزی بخوریم پرخوری محسوب میشود
و احساسات جسمی و روحی بدی هم برایمان رقم میزند.
به نظر شمابرای اندازه گیری میزان غذایی که باید بخوریم باید چگونه عمل کنیم؟
باید به بدن خودمان اعتماد کنیم و به حرف درونمان که همان فرمان سیری هست توجه کنیم .
با چندوقت بودن در ابن دوره بودن به طرز ناخوداگاه این ویژگی را کسب میکنیم.
نشان های دریافت شده
با درود
Zary.ahmadi
پر خوری عصبی (۶)
خدا را شکر که ما آدمها چقدر خوشبخت هستیم :فکرش را بکنید که اگر پر خوری عصبی واقعیت داشت و یک باور اشتباه نبود یک آدم لاغر تو کره زمین نبود به عبارتی هیچ موجود لاغری نبود ! چرا؟ چون شرایط امروزه طوری هست که استرس و حالت عصبی در همه ایجاد می شه و اگر استرس و عصبی بودن باعث پر خوری و بعد نتیجه چاقی پس همه چاق بودند !!پس این قاعده امکان نداره اونون فقط یک عادت و رفتار اشتباهی است که در بک مقطعی از زندگی در ذهن افراد برنامه ریزی شده ممکنه تربیت دوران کودکی باشه !چطور؟چون محیط تربیتی هر فردی متفاوت است و واکنش پرخوری عصبی هر فرد محصول یادگیریهای قبلی اوست مثلا: در کودکی با ناراحتی سراغ غذا رفته و این احتمال می ره که در بزرگسالی هم موقع عصبی شدن با پر خوری عصبی واکنش نشون دهد .یا در دوران کودکی موقعی که کودک ناراحت و گریه می کرده والدین برای آروم گردنشان از ترفند خوراکی استفاده می کردند و همین ممکنه در ذهن برنامه ریزی شده باشد که در هنگام ناراحتی اگر خوراکی بخورید باعث آرامش می شه و در بزرگ سالی هم موقع عصبی شدن با پرخوری عصبی واکنش نشون می دهد در حالی که ممکن است یک فرد دیگری یاد گرفته باشد که احساساتش را از راههای دیگری مثل پیاده روی تمیزه کردن خونه یا نقاشی کردن یا خیاطی کردن و یا خواندن کتاب و یا نوشتن تخلیه کند . این گونه واکنش هم می تواند از دوران کودکی برنامه ریزی شده باشد : چطور؟ مثل:وقتی فرزند نا آرام است برای آروم کردنش او را مشغول می کنند با خواندن کتاب یا نقاشی کردن رو کاغذ یا حواسش را با بازی پرت می کنند با هر ترفند دیگه ای بجز خوراکی پس اون فرد در بزرگسالی هم هنگام عصبی شدن سراغ کارهای دیگه ای که خوراکی نیست می ره من خودم وقتی که عصبی می شم جند مسکن دارم برای آرام شدنم یکی تمیز کردن خونه یا پیاده روی و یا خیاطی هر کدوم از اینها به من آرامش می ده عادات چه خوب و چه بد وضیعت بدنی ما را تشکیل می دهند و پر خوری عصبی هم یک عادت بیرونی است که بر اثر تکرار مداوم تبدیل به عادت شده تمام رفتارهایی که از ما سر می زند عادتهایی هستند که در طول زمان شکل گرفته اند و خدا را شکر که می شه عادتها را با آگاهی و تمرین از نو ساخت باید بفهمیم که ما اسیر عادتها نیستیم و می توانیم عادتهای جدید و تازه ای که ما را به سمت اندام ایده المون برساند هدایت کنیم
به نظر شما پر خوری چه احساسی در شما ایجاد می کند ؟ باعث دل درد می شه
باعث خواب آلودگی و بی حالی می شه البته من به یاد ندارم ولی شنیدم طرف غذا می خوره بعد می گه خیلی سنگین شدم دوست دارم بخوابم یا طرف می گه آنقدر خوردم که باد کردم
چه ارتباطی بین پر خوری کردن و چاق تر شدن می بینید؟ پر خوری کردن یعنی بیشتر از حد نیاز خوردن و این پرخوری بر اثر تکرار به عادت تبدیل می شه و این عادت باعث چاق تر شدن و لاغر نشدن می شه پس پرخوری بزرگترین مانع لاغر شدن است متاسفانه آدمهای پر خور مرتب پر خورتر می شوند چون چاق تر می شوند و سلولهای بیشتری باید تغذیه شوند چون پر خوری تبدیل به چربی اضافه در بدن ذخیره می شه و آنها هم باید مرتب غذا بخورند و چرخش همچنان ادامه داره
از نظر شما تا چه حد خوردن پرخوری محسوب نمی شه و بعد از آن پر خوری به حساب می اید ؟ از نظر من تا حدی که بدن نیاز داره پر خوری محسوب نمی شه و بیشتر از نیاز بدن خوردن پر خوری محسوب می شه جواب این سوال در هر شخص متفاوت است و حد میزان خوردن در هر روز هم متفاوت است بعضی روزها با کوچکترین خوراکی حس سیری داری و بعضی روزها بیشتر احساس ضعف می کنید و بیشتر می خوری تا سیر بشی فقط نکته مهمه اینه که مهارت حس سیری را به موقع دریافت کنی
به نظر شما برای اندازگیری میزان غذایی که باید بخوریم باید چگونه عمل کنیم ؟ باید به ندای ذهنمون گوش کنیم حواسمون باشه که از نقطه سیری رد نشیم و معمولا متوجه می شیم با چه اندازه از غذا سیر می شیم به عنوان مثال : یک کفگیر برنج یا با چند تا کفگیر و غیره
انواع روش های غذا خوردن افراد چاق را نام ببرید؟
افراد چاق همه چی و هر لحظه در حال خوردن هستند با چشم می خورند با گوششون می شنوند و می خورند با بینی تحریک می شوند و می خورند با مزه بیشتر تحریک می شوند و می خورند همه این حواس در افراد چاق فعال هست اگر یکی خاموش بشه اونون یکی دیگه مشغول کار می شه یعنی می خوام بگم لازم نیست همهحواس پنج گانه با هم مشغول باشند یکی از آنها تحریک بشه مشغول خوردن می شوند در حالی که افراد متناسب راحت تحریک به خوردن نمی شوند من افراد چاق در مهمانها زیاد دیدم و انها را زیر نظر داشتم مدام در حال خوردن هستند می ترسند تموم بشه اما افراد متناسب به تنها چیزی که اهمیت نمی دهند خوردن ،ترجیح می دهند مشغول حرف زدن و تبادل نظر و دریافت آگاهی از جمع باشند به اندازه غذا بر می دارند و با همون تا آخر خودشون را مشغول دارند نگران اینکه تموم بشه هم نیستند غذا براشون حکم تفریح و لذت نداره بلکه حکم بقا را داره
خدا را شکر که مجدا در مسیر هستم و تمام سعی ام را دارم که مطالب را عمقی بفهم و درک کنم تا نتیجه بگیرم از خودم سپاسگزارم
استاد سپاسگزارم
سلام خدمت شما امیدوارم روز خوبی رو سپرده کرده باشید.
بنظر من پرخوری یعنی خوردن بیش از اندازهای که بدن واقعاً بهش نیاز داره.بدن ما برای زنده موندن و انرژی گرفتن، به غذا احتیاج داره. وقتی گرسنه میشیم، این علامتِ بدن برای درخواست سوخت هست. اما وقتی ما بیشتر از حد لازم میخوریم، در واقع به جای «نیاز بدن» داریم به ذهن، احساسات یا عادتها جواب میدیم.همونطور که شما گفتید پرخوری آدم های چاق فقط از راه دهان نیست بلکه پرخوری معمولاً ازسریع خوردن و نشنیدن علامتهای سیری.غذا خوردن برای فرار ازاسترس،ناراحتی، یا حتی حوصلهسررفتن.عادت (مثلاً همیشه با فیلم دیدن خوراکی خوردن).پس پرخوری فقط پر شدن معده نیست؛ قطع شدن ارتباط با نیاز واقعی بدنه.پرخوری چه احساسی در شما ایجاد میکندسنگینی معده، خوابآلودگی، بیحالی، دلدرد یا نفخ. احساس پشیمونی، سرزنش خود، گاهی خجالت و گناه.بعد از پرخوری، انرژی پایین میاد و حس خواب آلودگی بهت دست میده. چه ارتباطی بین پرخوری کردن و چاقتر شدن یا لاغر نشدن میبینید؟پرخوری باعث چاقی مستقیم نمیشه، بلکه ارتباط ما با حس سیری و گرسنگی طبیعی بدن رو خراب میکنه.وقتی مدام پرخوری میکنیم، بدن نمیتونه درست سیگنال بده که کی گرسنهایم و کی سیر شدیم.این «قطع ارتباط» باعث میشه یا همیشه بخوریم، یا دیر بفهمیم سیر شدیم،پس اصل ماجرا این نیست که پرخوری فقط چاق میکنه؛ پرخوری ما رو از بدن خودمون دور میکنه و وقتی این ارتباط ضعیف بشه، لاغر شدن متوقف میشه.از نظر شما تا چه حد خوردن، پرخوری محسوب نمیشود و بعد از آن پرخوری به حساب میآید؟خوردن طبیعی: وقتی شروع میکنیم چون گرسنهایم، و دست میکشیم وقتی احساس «رضایت و سبکی» داریم.پرخوری: وقتی ادامه میدیم تا جایی که سنگین و بیحال بشیم، یا بعد از سیری هم فقط به خاطر طعم، عادت یا احساس ادامه میدیم یعنی پرخوری از لحظهای شروع میشه که بدن دیگه نیازنداره، ولی ما همچنان میخوریم.به نظر شما برای اندازهگیری میزان غذایی که باید بخوریم، باید چگونه عمل کنیم؟در لاغری با ذهن، اندازهگیری با ترازو یا کالری شماری نیست.روش درست اینه:قبل از شروع غذا، به بدن گوش بده: «الان چقدر گرسنهام؟»موقع خوردن، با آرامش و دقت هر لقمه رو بچش.وقتی رسیدی به حالت «سبک و راضی»همونجا متوقف شو.اگر بعدش حس کردی هنوز دلت خوراکی میخواد، از خودت بپرس: «این گرسنگی جسمیه یا ذهنی؟»پس اندازهی درست غذا، اون مقداریه که بدن رو راضی و سبک نگه داره، نه به حس خفگی برسونه
انواع غذا خوردن افراد چاق از طریق حواس پنجگانه که نه تنها از دهان هم حس های دیگه هم پرخوری میکنند برعکس لاغرها
۱. دیدن:چاقها: با دیدن غذا هوس میکنن حتی اگه سیر باشن.لاغرها نگاه میکنن ولی اگه گرسنه نباشن، خیلی راحت بیتفاوت رد میشن.مثال میزنم من خودم اگه جشن تولد باشیم و شام خورده باشیم حالا معدم پره و تصمیم گرفتم دیگه کیک نخورم اما به محض اینکه بشقاب کیک بهم تعارف میکنند و رنگ و لعاب روی کیک میبینم شروع میکنم به خوردن کیک بارها برام پیش اومده اما داداشم یا همسرم هردو بعد از خوردن شام هرچقدر هم اصرار کنی حتی یک کوچولو هم انگشت به کیک نمیزنن چون میگن سیریم مثلا میذاریم یخچال فردا میخوریم۲.بوییدن:چاقها: بوی غذا براشون مثل دعوت به خوردنه،سریع تحریک میشن.لاغرهاممکنه بگن «وای چه بوی خوبی»ولی تا گرسنه نشن سمت غذا نمیرن مثال میزنم من رفته بودم ماه محرم بیرون و نذری دادن چلو گوشت و برنج و ساعت ۱۱ و نیم شب بود و ما شام و ساعت ۸ و نیم خورده بودیم سیر بودم و غذارو که گرفتم موقعی اومدم خونه بذارم توی یخچال درشو که باز کردم بوش خیلی هوس انگیز بود قاشق رو برداشتم چهار پنج تا قاشق ازش خوردم بعد گذاشتمش یخچال اما از جاریم پرسیدم غذا رو اونشب خوردین گفت نه بابا کی اون موقع شام میخوره خالی کردم توی ظرف فرداش گرم کردیم خوردیم.
۳. شنیدن :چاقها: وقتی کسی از خوشمزگی غذایی تعریف میکنه،ناخودآگاه هوس میکنند.لاغرها فقط گوش میدن،اما ذهنشون خیلی درگیر نمیشه.بارها شده مثلا از خوشمزگی فلان بستنی یا کیک یا فلان فست فود توی جمع صحبت شده و من چند روز بعدش باید حتما به همسر بگم بریم بخوریم وگرنه صدای درونم اصلا ساکت نمیشه۴. چشیدن:چاقها: حتی بعد از سیری هم میگن «یه لقمه کوچیک بخورم برای مزه».لاغرها وقتی سیر بشن،دیگه میلی به مزه کردن ندارن.من خیلی وقتا بوده خونه مامانم اینا بودیم تازه غذا خوردیم سیر سیر بودم بعد همون مامانم گفته بیا مثلا فلان چیزو تو اینستا دیدم درست کردم یکمی مزه کن ببین خوبه اگه خوشت اومد ازش ببر خونه خودت و من که قرار بود مثلا فلان حلوا رو مزه کنم بچشم چندین قاشق ازش خوردم۵. لمس کردن:چاقها: هر چیزی دم دست باشه (چیپس، تخمه، شکلات) ناخودآگاه میخورن.لاغرهاحتی اگه خوراکی جلوشون باشه،تا نیاز نداشته باشن دست نمیزنن.من این عادت رو بیشتر از بقیش داشتم مثلا توی عروسی ها بعد از شام توی حنابندون شیرینی تعارف میکنن موقعی دارن مراسم میگیرن و حالا آخرشبه منم هم تصمیم ندارم چیزی بخورم شیرینی تعارف کردن یکی برداشتم گذاشتم توی یه پاکت کوچیک که بذارم داخل کیفم تا دستم خورد به نرمیش وسوسه شدم اصلا یهو گشنم شد خوردمش و حتی دوباره میگردم ببینم اگه دارن تعارف همسرم میکنن میگم دوتا بردار یکیشو باز بده به من گشنم شده.
سلام به شما عزیزان
امروز متوجه شدیدم که ما یک نوع خوردن نداریم بلکه انواع خوردن و هارو انجام میدادیم و متوجه نبودیم :اولی خوردن برا رفع نیاز بدن .خوردن از طریق دیدن .خوردن از طریق شنیدن و بو کردن و خوردن از طریق حس لامسه .
آیا این انواع خوردن ها در همه افراد به یک شکل است خیر :چون من تا حالا ندیدم که فرد مناسبی با دیدن مواد غذایی تحریک به خوردن بشه من یا دخترم بارها جلو همسرم چیزی و خوردیم و تا خودمون تعارف نکنیم نمیخواد حتی گاهی با اصرار هم قبول نمیکنه ندیدم همسرم از کنار یه رستوران رد بشه و یهو بگه وای چه بوی دلم خواست این همه من راجب رستوران های مختلف باهاش صحبت کردم یه جورایی انگار هیچ وقت نمیشنوه دارم چی میگم اون کاملا هوشمنده زمانی که بدنش ببین نیازه داره و ازش درخواست کرده میخوره و حتی حاضر گرسنه بمونه ولی از چیزی که باب میلش نیست نخوره ..
●بهترین نظر شما پرخوری کردن چیست؟غذا خوردن یعنی گرفتن انرژی و سرحال شدن برای انجام دادن فعالیت های روزمره.و زمانی که بدون توجه به احساسی که داری شروع به خوردن کنی اونم بدون حضور ذهنت به زبان ساده اگه بعد خوردن حس کردی خسته ای حال نداری کاری انجام بدی یعنی زیاده روی کردی.
●پرخوری چه احساسی رو در شما ایجاد میکند؟ احساس خستگی نامیدی و شکست حس این که ناتوان هستم در مقابل مواد غذایی و هر بار حس میکنم از رویایی خودم دارم فاصله میگیرم.
●چه ارتباطی بین پرخوری کردن و چاق تر شدن یا لاغر نشدن میبینید:هنه افرادی که اضافه وزن دارند بار ها برای رفع این اضافه وزن تلاش کردن و بارها حس شکست و تجربه کردن .غذا خوردن همیشه بع معنای رفع نیاز بدن نیست و گاهی بخاطر فرار از مشکلات شروع به خوردن میکنیم در این حالت یا بعد از خوردن یه صدایی همیشه توی ذهنمون شروع به ناتوان بدون مارو در مقابل مواد غذایی و بی اراده بودنمون رو یاد آوری کردن و زمانی که این تفاوت به صورت مکرر انجام بشه تبدیل به یک باور و ذهن تایید میکنه که من ادم پرخوری هستم و توانایی لاغر شدن رو ندارم.
به نظر شما تا چه حد خوردن پرخوری محسوب نمیشه ؟حد خاصی وجود نداره مهم احساس ماست من میتونم برای یک وعده خودم دو کفگیر برنج بخورم حس سیری و رضایت و تجربه کنم و برای وعده دیگه ام حتی دلم نخواد یه گاز از غذام بزنم و باز هم حس سیری و رضایت و تجربه کنم پس برا خودت حد تعیین نکن بدن خودش آگاه هست و میدونی کی لازم داره و کی سیر شده ❤️💞
سلام
تمرینات این جلسه
به نظر شما پرخوری کردن چیست؟ به نظر زمانی که بیشتر از چیزی که مورد نیاز بدنمونخ غذا بخوریم یا بخاطر دلایلی به غیر از گرسنگی غذا بخوریم پرخوری کردیم که علائم مشخصی هم کثل دل درد و سنگینی و حالت تهوع و عذاب وجدان و اینا داره
تجربه ی جالبی که من داشتم این بود که دیشب تا الان کاملا مطابق نیازم غذا کصرف کردم و خیلی بهم حال داد و احساس خوبی داشتم و کاملا هم احساس سیری و سبکی میکردم یعنی گرسنه نبودم و فشارم بیوفته و اینا ولی احساس هفگی هم نمیکردم
دوسه روز بود دلم چیپس میخواست و هی میگفتم نه نمیخواد چیپس بخوری چاق میشی بعدش دیدم اگه هی همینطوری هوسی که کردمو بندازم عقب خوب نیست با هدف اینکه یه چیپس بزرگ و یه ماست بخرم رفتم سوپر ولی بعد با خودم گفتم بزار یه چیپس کوچیک بخرم و ماستم همون چندقتشقی که تو خونه مونده را بخورم و جدید نخرم و خیلی اتفاق خوبی بود یه چیپس کوچیک کاملا به اندازه بود و هوسمو برطرف کرد هم پول خیلی کمتری دادم هم به اندازه نیازم غذا خوردم هم هوسم برطرف شد هم اینکه دل درد نگرفتم و پرخوری کرده باشم
خب پرخوری خیلی بده برای من خیلی احساس بدی میاره یه دل درد بدی پیدا میکنم که دلم میخواد هرچه زودتر بتونم برم دستشویی و چیزایی که خوردمو دفع کنم و حالت تهوع پیدا میکنم از طرفی بعد پرخوری دیگه حوصله انجام هیچ کدوم از کارهام را ندارم و فقط میخوام بخوابم و از نظر احساسی هم همیشه بعد پرخوری احساس عذاب وجدان میگیرم و مشکل اینجاس که اصولا وقتی یبار پرخوری میکنم یهو با اینکه تصمیم دارم وع ه های بعدیم را پرخوری نکنم ولی ادامه پیدا میکنه انگار میخوام شکمم را پر نگه دارم و تا یکم دل درد پرخوریم خوب میشه باز یچیزی میخورم ناخودآگاها در صورتیکه دلم میخواد دل دردم رفع بشه ولی انگار پرخوری اول دومینو وار میخوره به پرخوریهای بعدی و این خیلی بده
خب به نظر من این یه سوالیه که خیلی شخصی و فردی هست و به خیلی چیزها بستگی داره نمیتونیم یه نسخه کلی برای این همه آدم متفاوت بچینیم و این کاریه که دقیقا رژیم ها انجام میدن که کاملا هم اشتباه هستند
میزان غذایی که آدمو سیر میکنه به خیلی چیزها ممکنه بستگی داشته باشه مثلا من خودم بعضی وقتا مثلا موقع نهار با یکی دوقاشق بیشتر از شام دیشب سیر میشم یا مثلا برعکس موقع شام با یکی دوقاشق بیشتر از نهار اونروزم سیر میشم و نمیدونم به چه چیزهایی بستگی داره ولی یه نسخه کلی نداره که بخوایم از روش انجام بدیم اگه یاد بگیریم به حرف بدنمون گوش کنیم و موقع غذا خوردن راحت و بی استرس باشیم
البته منظورم این نیست که استرس زندگی را نداشته باشیم ممکنه آدم در طول روز به هزارتا موضوع فکر کنه و درحال حل کردنشون باشه منظورم این نیست که حتما همه ی اون قضایا را کنار بزاره و با ذهن کاملا نالی غذا بخوره هرچند که کلا اگر در انجام هرکاری سعی کنیم ذهنمون را فقط روی اونکار متمرکز کنیم خیلی اتفاق خوبیه
ولی درکل منظور من اینه که استرس میزان چربی غذا و روغنش و کالریشو و تعدادقاشقهایی که خوردیم را نداشته باشیم و با خیال آسوده غذا بخوریم و حواسمون به آلارم های بدنمون باشه خیلی راحت بدون تلاش خاصی متوجه لحظه سیر شدنمون میشیم و دست از غذا خوردن برمیداریم
و البته نباید فکرهای اشتباهی مثل حیفه ، وای بعدا گرسنم میشه ، دیگه همچین غذایی گیرم نمیاد ،حالا فلانی ناراحت میشه و اینارا داشته باشیم چون مهمترین چیز برا خودمون خودمون هستیم پس بهتره به حرف بدنمون گوش کنیم
فقط کافیه به بدنمون گوش کنیم همین
هیچ کار خاص یا فرمول خاصی نداره
خب افراد چاق از علاوه بر دهنشون از طریق بویایی ، شنوایی ، دیداری و لامسه هم غذا میخورند
من خودم خیلی از طریق شنیداری غذا میخورم مخصوصا قبلا خیلی بیشتر اینطوری بودم و الان هم هنوز دارم
مثلا اگه یکی از غذای جایی تعریف کنه خیلی دلم میخواد اون غذا را امتحان کنم یا اگه بشنوم فلان غذا توی فلان شهر یا کشور فقط هست خیلی علاقه پیدا میکنم که اون غذا را امتحان کنم
ولی خب طبق تجربه هایی که تاحالا داشتم هیچوقت وقتی رفتم و چیزی که ازش تعریف شنیده بودم را خوردم متوجه شدم که با یه غذای خیلی عادی طرفم و اصلا نزدیک به اون همه تعریف و تمجید نبوده
یادمه یبار یکی از دوستام گفت ساندویچهای فلان جا انگار از بهشت اومده و من وقتی رفتم خوردم دیدم چقدر ساندویچ هاش اتفاقا بده
یا یبار دیگه خالم از زرشک پلو با مرغ یه رستورانی خیلی با اب و تاب حرف میزد و وقتی من امتحان کردم دیدم خیلی خیلی غذای معمولیه
پس طبق تجربه ای که دارم باید اینکار را کمتر کنم چون هیچوقت تاحالا شنیده ام با تجربه ام شبیه نبوده اند و فقط یجورایی ذهنم گول میخوره
نباید تجربه ی غذاهای مختلف انقدر اهمیت داشته باشه همونطور که نمیتونیم همه ی ادیان مختلف را امتحان کنیم نمیتونیم همه ی غذاهای محتلف دنیا را هم امتحان کنیم
من یادمه یک سال پیش رفتم رشت و گمج خوردم و خب اونروز اتفاقا خیلی دوست داشتم و خیلی خوشمزه بود و همون یکبار هم این غذا را خوردم چندروز پیش بحث غذاهای گیلانی بود و اصلا یادم نمیومد گنج چه مزه ای داره فقط یادم بود که خوشم اومده بود یعنی منظورم اینه که حالا برای الان من این که گمج خوردم تو زندگیم یا نه خیلی فرقی نمیکنه و فقط اون خاطره قشنگ رشت و رستوران دوست داشتنی که تجربه کردم و همراهی دوستم برام خاطره قشنگی بوده و به یادم مونده نه طعم غذا
پس حالا اگه اونروز قرمه سبزی هم میخوردم احتمالا به حال الانم تفاوتی نداشت و باز هم همونقدر اونروز لذت برده بودم
خوبه که آدم اگه فرصتی پیش اومد غذاهایی که نخورده را امتحان کنه اما نباید برای اینکار ولع داشته باشه چون خب خیلی هم چیز خاصی نیست
من از طریق دیدن هم غذا میخورم مخصوصا در مواجهه با هله هوله اگه یجایی رو میز کشی چیپس و اینا ببینم خیلی دلم میخواد برم و بخورمشون حتی با اینکه سیرم
از طریق لامسه هم خیلی وقتها که دارم هله هوله مثل چیپس میخورم از یجایی به بعد دیگه دلم نمیخواد ولی همون حس لامسه باعث میشه یدونه دیگه بردارم و هی دوباره یدونه دیگه بردارم تا تموم شه
در حالیکه بارها دوستهای متناسبم را دیدم که در حد چندتا دونه چیپس یا پفک میخورند و دیگه ادامه نمیدن و رفتار صحیح همینه
از طریق بویایی کمتر شده غذا بخورم یا مداقل الان خیلی یادم نیست ولی سعی میکنم از اینجا به بعد حواسم را جمع کنم ببینم از این طریق هم غذا میخورم یا نه
خیلی خوشحالم که توی این مسیر هستم خیلی بهم انگیزه و اشتیاق برای زندگی کردن میده و حالم از چقتی این دوره را دوباره شروع کردم خیلی خیلی بهتر از قبله
خداروشکر بابت این آگاهی های ناب و ارزشمند
از خودم که دارم ادامه میدم خیلی ممنونم
ممنونم استاد شما فوق العاده اید
خدایا شکرت
نشان های دریافت شده