اگه الان اینجایی و چشمهات داره این جملهها رو دنبال میکنه، احتمال زیاد دنبال روشی برای لاغر شدن هستی…
📍 این جلسه ادامه گام ۲ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
شاید بعد از صد بار رژیم گرفتن، شاید بعد از بارها شکست، شاید بعد از اینکه دیگه حتی از خودت خجالت میکشی وقتی جلوی آینه وایمیستی یا مهمونی دعوت میشی و اولین فکرت اینه: “چی بپوشم که چاقیهام کمتر معلوم شه؟”
همهمون یه جایی از مسیر، دنبال یه نسخه جادویی میگردیم:
- 📜 یه رژیم خاص،
- 🤸♀️ یه ورزش معجزهآسا،
- 🧪 یا حتی یه قرص که لاغری رو مثل فوت کوزهگری بیاره…
اما بذار صادق باشیم: اگه اون روشها جواب میداد، الان اینجا نبودی، درسته؟
حالا قراره با هم بریم سراغ یه نگاه تازه. نه از جنس رژیم، نه از جنس فشار و تنبیه.
قراره با هم کشف کنیم که شاید مؤثرترین روشی برای لاغر شدن، از جایی شروع میشه که هیچوقت دنبالش نگشتی:
از تو… از ذهن و باورهایی که بیصدا، اما قدرتمند، فرمان چاقی رو صادر میکنن!
در این جلسه میآموزیم:

🌟 پیدا کردن راه نجات
چطور بالاخره روشی برای لاغر شدن پیدا کردم که کار کرد؟ نه رژیم بود، نه ورزش، نه قرص! 🤯
سالها بود که دنبال یه روشی برای لاغر شدن میگشتم.
نه فقط یه روش، یه راه نجات!
مثل کسی که توی بیابون تشنهست و دنبال یه جرعه آبه… منم توی کویر چاقی، دنبال یه قطره امید میگشتم.
از دوران راهنمایی شروع شد. همون موقع که همکلاسیهام با خیال راحت کیک و چیپس میخوردن و من از ترس چاقتر شدن فقط بوی خوراکیها رو تنفس میکردم. 😅
بارها رژیم گرفتم، ورزش کردم، دمنوش خوردم، حتی یه بار تا مرز مصرف قرصهای خطرناک هم رفتم…
ولی نتیجه؟
مثل یه بادکنک سوراخ. هی لاغر میشدم، هی دوباره چاقتر از قبل برمیگشتم.
🎯 چرا هیچ روشی برای لاغر شدن جواب نمیداد؟
یه روز که دیگه از خودم ناامید شده بودم، نشستم فکر کردم…
گفتم: نکنه مشکل از روشی که انتخاب میکنم نیست؟ نکنه خودِ انتخاب کردن اشتباهه؟
🧠 چون همیشه من بودم که با ترس، اضطراب یا فشار دیگران، دنبال روشی برای لاغر شدن میگشتم.
و همیشه هم همون گزینههایی جلوی روم بودن که همه بلدن:
- رژیمهای رنگوارنگ با اسمهای عجیبغریب 🥗
- ورزشهای طاقتفرسا با مربیهایی که فقط فریاد میزنن 😤
- دمنوش و داروهایی که بیشتر آدم رو مریض میکنن تا لاغر!

🌀 آشنایی با روشی که دنبالش نبودم… ولی پیدام کرد!
این بار فرق داشت. من دیگه دنبال روشی برای لاغر شدن نبودم. تسلیم شده بودم.
گفتم: “بیخیال، شاید من قراره تا آخر عمر چاق بمونم.”
و دقیقاً همون موقع، یه لینک، یه جمله، یه صدا… منو آورد به اینجا؛ به تناسب فکری. ✨
جایی که نه رژیم بود، نه کالری شماری، نه وزنه، نه جیغ و فریاد… بلکه یه نگاه تازه بود. یه درک عمیق از اینکه چاقی یه مشکل “فکری”ه، نه فقط جسمی.
و اینجا بود که برای اولین بار فهمیدم بدنم فقط بازتاب ذهنمه…
شاید برات عجیب باشه، ولی علم هم داره کمکم به همون جایی میرسه که ما در “تناسب فکری” سالهاست روش تأکید داریم:
✅ روشی برای لاغر شدن که از ذهن شروع میشه، نه از معده!
بر اساس مقالهای منتشرشده در Appetite Journal (2022)، افرادی که بهجای تمرکز روی رژیم، رابطهشون با غذا رو از زاویه ذهنی و احساسی بررسی و اصلاح میکنن، پایداری بیشتری در کاهش وزن دارن.
در یک مطالعه معتبر در دانشگاه استنفورد هم مشخص شد:
افرادی که روی افکار و احساسات خودشون نسبت به غذا کار میکنن، تا سه برابر بیشتر از رژیمگیرندهها موفق میشن وزن کاهشیافتهشون رو حفظ کنن. 🧠📉
📌 پس وقتی میگیم یک روشی برای لاغر شدن که از ذهن شروع میشه واقعاً داریم درباره روشی علمی، انسانی و پایدار حرف میزنیم — نه فقط یک ایده زیبا 🌱
🌈 چطور فهمیدم هدایت شدم به راه درست؟
برخلاف دفعات قبلی، این بار هیچ اطلاعاتی درباره این روش نداشتم.
هیچکس بهم نگفته بود “لاغری با ذهن” اصلاً چیه.
ولی وقتی اولین تمرینات ذهنی و جستجو در مخزن افکارم رو شروع کردم، یه چیزی توی دلم روشن شد…
یه حس آشنا ولی فراموششده: امید!
همینطوری که شما الان داری این متن رو میخونی، خیلیها هم با همین حس اومدن اینجا.
نه دنبال یه روش بودن، نه سرچ خاصی کرده بودن.
یکی معرفیشون کرده، یکی لینکش رو فرستاده، یا یه کلیپ کوتاه دیدهن و چیزی توی دلشون لرزیده…
در صفحه داستان هدایت من می تونی کلی داستان جذاب از نحوه آشنایی هدایت شدگان به اینجا رو بخونی و داستان آشنایی خودت رو بنویسی.



🔄 هرکسی به طریقی هدایت شد…
👩⚕️ یکی شب قبل از عمل اسلیو با سایت آشنا شد و تصمیم گرفت عمل رو کنسل کنه
👩💻 یکی از یه گروه تلگرامی ناشناس لینکش رو گرفت
👨👩👧 یکی از همسرش که اتفاقی از دوره گفته بود
👩🎓 یکی از دوستش که خیلی لاغر شده بود و پرسید «چیکار کردی؟»
و حالا همهشون یه چیز مشترک دارن:
اونا یه روشی برای لاغر شدن پیدا کردن که دنبالش نبودن، ولی پیداشون کرد.

💡 اگه میخوای این مسیر انتخابشدن برای لاغری رو با یه برنامه کامل و قدمبهقدم ادامه بدی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو باز میکنه.
✍️ در ادامه یه داستان واقعی میخونیم؛ بعدش هم توی گام ۴ سراغ «توانایی لاغر شدن در وجود توست» میریم.
💖 وقتی انتخاب میشی برای لاغری… داستانی واقعی از ملکهی عشق
وقت👑 بهقول خودش «ملکهی عشق» میگه: خدا منو انتخاب کرد برای لاغری… و آدم ناخودآگاه میخواد بشنوه این انتخاب چطور رقم خورده ✨
💭 «در تمام جستجوهام به دنبال روشی برای لاغر شدن، همیشه این من بودم که تصمیم میگرفتم… اما حالا انگار خدا انتخابم کرده…»
⏳ این جملهٔ ساده، خلاصهای از ۲۵ سال چرخیدن توی دنیای رژیمها 🍋، باشگاه رفتنها 🏋🏻♀️، تاولهای پا 👣، گریههای شبانه 😢 و البته امیدهای دوباره 💫 بود.
او سالها دنبال راهی برای لاغر شدن گشت؛ از کلاسهای بدنسازی تا تردمیل و رژیمهای عجیبوغریب. گاهی وزن کم کرد ⚖️ اما باز برگشت… چون راه، راه ذهنی نبود 🧠 چون فقط جسمش درگیر بود، نه فکرش.
تا اینکه…
🙏 «یک شب، با تمام وجودم گفتم: خدا کمکم کن… و ناگهان رسیدم به لاغری با ذهن 🌱 … تا صبح بیدار بودم و با اشتیاق فایلها رو میدیدم.»
او به قول خودش، «به آب رسید» 💧؛ به مسیری که قرار نبود با سختی و درد همراه باشه، بلکه با آگاهی 📖، خودشناسی 🪞 و خودباوری 💖.
✨ «وقتی خداوند منو باور داره، وقتشه خودمم خودمو باور کنم…»
🌟 اون حالا داره یاد میگیره که:
✔️ باید لایق لاغر شدن باشه، نه فقط خواهانش.
✔️ لاغری توی خونشه؛ ذاتی 🧬، نه اکتسابی با فشار.
✔️ اعتماد به زمانبندی خدا یعنی صبوری 🕊، استمرار 🔄 و خلق رؤیا 🌈.
📉 و نتیجه؟ ده کیلو وزن کم کرده ✅
⚖️ وسواس وزنکشیدن رو کنار گذاشته
🩺 چکاپ خونیش عالیه
😴 خوابش عمیقتره
🌸 پوستش بهتر شده
و مهمتر از همه:
💎 «در حال ساختن خودم از نو هستم… و این بار با عشق.»
او فقط وزن کم نکرده؛ عزت نفس 🌟 پیدا کرده، آرامش 🕊، تعادل ⚖️ و حس زیبای خالق بودن در زندگی خودش 🌍. صدای منفیباف ذهنش هنوز هست، اما اون یاد گرفته راهشو بره 🚶🏻♀️.
و شاید زیباترین جملهای که گفت، این بود:
👩👧 «وقتی من یاد بگیرم لاغر بشم، فرزندانم هم یاد میگیرن… و نسل چندساله چاقی، از وجود من منقطع میشه…»
این یعنی: قدرت آموزش ذهنی 🧠، قدرت یک تغییر نسلی 🔥، و قدرت دختری که حالا «ملکه عشق» خودشه 👑💖

💖 جمعبندی: اگه دنبال روشی برای لاغر شدن نبودی ولی اینجایی…
ببین… اگه همین حالا، با هر شکل و وزنی که داری، داری این جملهها رو میخونی، بدون که بیدلیل نیست.
🕊 تو انتخاب شدی.
نه توسط یه رژیم خاص یا برنامهی غذایی پر زرق و برق…
تو توسط زندگی، توسط قلبت، توسط نیرویی درونی انتخاب شدی، تا یه روشی برای لاغر شدن رو تجربه کنی که با تمام چیزی که تا حالا امتحان کردی فرق داره.
🔸 روشی که از ذهن شروع میشه، نه از یخچال.
🔸 روشی که توش لاغر شدن یعنی شناخت خودت، نه جنگ با بدنت.
🔸 روشی که تو رو از قربانی رژیمها بودن، تبدیل میکنه به قهرمان ذهن خودت.
✨ روشی برای لاغر شدن که توش:
✅ خبری از زجر و گرسنگی نیست
✅ تو مجبوری رو با انتخاب آگاهانه عوض میکنی
✅ رژیم و وسواس جای خودش رو به آرامش، عشق و آگاهی میده
✅ و مهمتر از همه: به خودت برمیگردی… به خود واقعیت
🕊 اگر تا اینجای مقاله همراه بودی، یعنی آمادگی اون جرقه درونت روشن شده.
یعنی قلبت داره زمزمه میکنه: “وقتشه یه چیز واقعی رو امتحان کنم…”
🚪 پس خوش اومدی به دروازهی سرزمین لاغرها…
اولین قدم برای شروع این سفر شگفتانگیز، دورهی «ورود به سرزمین لاغرها»ست؛
یه دورهی خاص که نه فقط باعث تغییر جسمت میشه بلکه باعث تغییر سرنوشتت میشه، برای کسانی که میخوان از روشی برای لاغر شدن استفاده کنند که با ذهنشون صلح کنن و مسیر جدیدی برای تناسب پیدا کنن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
نوشتن تمرین، مثل ریختن بذرهای لاغری در خاک ذهن شماست. هر کلمهای که مینویسید، یک قدم به سمت تناسب واقعی است.
اینبار، از شما دعوت میکنیم تمرین این بخش را با دقت، تمرکز و احساس بنویسید و اجازه دهید ذهن و جسمتان برای لاغری هممسیر شوند.
پاسخ به سوالات زیر، نهتنها شما را به شناخت عمیقتری از مسیر ذهنی لاغری میرساند، بلکه باعث میشود تصویرسازیهای شما درباره لاغر شدن، واقعیتر و قابل دسترستر شوند. پس لطفاً با حوصله و جزئیات بنویسید:
- به نظرت چرا تو انتخاب شدی که این مقاله رو بخونی؟ چی درونت داره صدا میزنه که وقتشه یه روشی برای لاغر شدن رو از درون شروع کنی؟
- تا حالا از چه روشی برای لاغر شدن استفاده کردهاید؟ نتیجه چه بود؟
- چطور با روش لاغری با ذهن آشنا شدید؟ چه شد که اینجا هستید؟
- چرا واقعاً میخواهید لاغر شوید؟ هدفتان چیست؟
- چه چیزی در روش ذهنی لاغری توجه شما را جلب کرده؟ چرا فکر میکنید این روش مناسب شماست.
همچنین با تماشای ویدیوی آموزشی، برای خودتان تمرین طراحی کنید و در بخش دیدگاهها، آن را با ما به اشتراک بگذارید. فراموش نکنید: نوشتن شما الهامبخش دیگران هم خواهد بود!
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 3.72 از 279 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

گام سوم: برای لاغری انتخاب شده اید😇
قبل از اینکه خدا بخواد انتخابم کنه
قبل از اینکه من اصلا بدونم لاغری با ذهنی وجود داره
من میدونستم که ایراد از ذهنمه
ایراد از درونمه نه دنیای بیرون
و جناب اقای عطار روشن چه قشنگ گفت
خدا در تو دیده که میتونی از این روش لاغری شی
تواناییش رو توی تو دیده
فقط کافیه تلاش کنی و ادامه بدی
جا نزنی واسه ۱۰۰ روز
به خدا ثابت کن که درست فکر کرده
و حقیقت داره
منم تبلیغ این سایت رو هیچ جا ندیده بودم
و من ادامه میدم
تا به خدا ثابت کنم اشتباه نکرده
تا بتونم از همیشه خودمو بیشتر دوست داشته باشم
و این روزا حالم خیلی بهتره❤️🌹
نشان های دریافت شده
به نام الله
خب ادامه بدیم:
از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.
من از روشهای زیادی استفاده نکردم و فقط یک رژیم بود و یک پیادهروی که هر وقت استفاده کردم نتیجه هم گرفتم
اما نتیجههای من همیشه تو وجه داشت یکی درونی و یکی بیرونی
اگرچه نتیجه بیرونی من لاغر شدن و تناسب اندام بود اما درون من هی چاقتر میشد و ترس و ولع بیشتری داشت
من به تناسب اندام جسمی میرسیدم اما ذهنم روز به روز شوقتر میشد و روز به روز ترس زودتر ترسوتر از دیروز میشد در برابر چاقی…
عصبانی بودم و تا یکم بیشتر از حد میخوردم میترسیدم و استرس داشتم از اینکه چقدر قراره به وزنم اضافه بشه
و این خیلی بد بود
البته اینم باید بگم که نتیجه بیرونی لاغری با این روشها آنچنان هم نتایج خوبی نداشت سته لاغر میشدم اما ضعیف میشدم از ریخت میافتادم پوستم شل میشد و حتی بیماری هم سراغم میومد
و شبها از دردی ک به خاطر ورزش زیاد داشتم ناگهان بدنم میگرفت و من از درد پا از خواب میپریدم😥
دیگه خسته شده بودم
به تناسب اندام رسیده بودم اما این ترس نمیذاشت که از اون تناسب اندام لذت ببرم
یک روز که داشتم توی اینترنت میگشتم تا یک روش راحتتری پیدا کنم که بالاخره خودم ادامه بدم و از چاقی جلوگیری کنم ناگهان به این روش هدایت شدم
روشی که نه ازش اطلاعی داشتم و نمیتونستم به راحتی اعتماد کنم
دودل بودم اما حرفای دلنشین باعث شد که وارد این سایت بشم و بخوام فیلمها رو نگاه کنم
و هدایت من از سوی خداوند شکل گرفت
اما من از این حرفا به اشتباه برداشت میکردم و سوء استفاده کردم 🥺
چون تازه از رژیم فارغ شده بودم
و هنوز ارث و ولع خوردن داشتم و تا شنیدم که استاد میگفتند خوردن باعث چاقی نمیشه
من میخوردم اما انتظار چاقی داشتم و این شروع اشتباه من بود که باعث شد شک کنم به این روش
اما حالا دیگه مهم نیست چون من با یقین وارد این مسیر شدم و میدونم که اگر بار اول از این مسیر نتیجه نگرفتم کم کاری از خودم بود
خدا منو دوبار یک مسیر اشتباه هدایت نمیکند اصلاً یه بارم هدایت نمیکنه
این مسیر سراسرش درسته
فقط باید به انتخاب خدا اعتماد داشته باشید و به خدا توکل کنید
تصمیم گرفتم که لاغر بشم
چون لاغری در تمام جنبههای زندگی من تاثیر میذاره
چون باعث نشاط من میشه و باعث میشه که شادابتر باشم
چون باعث میشه که هم از نظر روحی و هم از نظر جسمی میانهروی رو یاد بگیرم و عمل کنم
از دلایل لاغری خیلی چیزها میشه گفت که چقدر میتونه توی زندگی ما تاثیر بذاره و چقدر این خواسته لذت بخشه واسه
اما حالا چرا برای دستیابی به این رویا اومدم سراغ این مسیر؟!
با خودم روراست باشم
مگه من با ورزش و رژیم چاق شدم که حالا بخوام با اونا لاغر بشم؟!
اگر مسیر اشتباهی رو رفتم و میخوام برگردم به حالت اولیه خودم باید از همون مسیر دور برگردون بزنم و در جهت مخالفش حرکت کنم
نه اینکه بیام با یک سری کارها بدتر خودم رو تقویت کنم واسه اینکه توی اون مسیر اشتباه حرکت کنم
پس من با عادتهای اشتباهم و افکار و فرمولهای ذهنی که اطلاعات اشتباهی رو وارد ذهنم کرده بودم و اونا به وجود اومده بودند چاق شدم
پس حالا سادهترین راه
راهی که منو برای همیشه بالاخره میرسونه دقیقاً همون دور برگردونه روشیه که باهاش چاق شدم
پس باید با قدرت ذهنم لاغر بشم
و من این رو به عنوان یک تمرین میدونم که به افکار خودم توجه کنم واظب باشم که با دیدهها و شنیدههام چه چیزی وارد ذهنم میکنم چون ذهن من دارای قدرتی است که خداوند در اختیارش گذاشته
و قلب و روح من مقدس است چون خداوند در قلب و روح ما انسانهاست پس نباید با منفی باف و افکار اشتباه جای احساس خوب و عشق خداوند رو در قلبمون بگیریم
باید صبر کنیم اعتماد کنیم و توکل کنیم و باور کنیم که میشه و لایق لاغری هستیم و طبیعیه لاغر بشیم انتظارمونم همین باشه و ادامه بدیم
و به رویامون برسیم ان شالله
الحمدلله بابت این آگاهی
ممنون استاد
یاعلی
نشان های دریافت شده
به نام الله
سلام به عالم عشق و بندگان عاشق
الحمدلله که روزم با این گام عاااااالییی شروع شد🥲
واقعا حالم عالیه
من قبلاً اصلاً درکی از این موضوع رو به درستی نداشتم و فقط هدفم این بود که فیلم رو ببینم و نکاتش رو یادداشت کنم حالا یک چیزی هم در بخش نظرات بنویسم دیگه پرونده اون روز رو ببندم و بگم من گام امروزو برداشتم اصلا به درستی هم مرورش نمیکردم
اما این بار تمام حرفهای استاد رو درک کردم اصلاً تو اسم خدا اومد یه حالی شدم
خدا دل همه رو توی این گام میلرزونه مه رو عاشق خودش میکنه
خدا انقدر ما رو دوست داره که تو احساس تسلیم کردیم اون رو به عنوان آماده شدن دیدن و ما رو اینجا هدایت کرد
رفقا این مسیر عین حقیقته
این مسیر ،مسیر عشقه، مسیر لذته، مسیر خداییه مسیر توکله🥲
این حرفا انقدر به دلم نشست و اینقدر اطمینان پیدا کردم که این مسیر من رو به خواستم میرسونه
که دیگه به خودم گفتم حق نداری به این مسیر شک کنی
چون دیروز هم یه حدیث از مولا علی خوندم که میفرمودند :
امام علی (ع): در عمل مؤمن یقین دیده مى شود و در عمل منافق شک. خوشى و آسایش، در رضایت و یقین است و غم و اندوه در شکّ و نارضایتى.
و این حدیث عین زندگیه اصلاً رمز موفقیت توی همین احادیث هست
واقعا اشک شوق داره وقتی که آگاه میشی و به آسمون نگاه میکنی میگی خدایا دمت گرم تو چقدر خوبی
این چقدر لذت بخشه…
من قبلنا که این مسیر رو میرفتم اصلاً معلوم نبود چم بود انگار وقتی فایلها رو گوش میدادم منتظر این بودم که استاد یه چیزی بگه و من نقضش کنم
و بعد بگم که آره دیدی این مسیر اشتباهه
چون اون موقع تمام وجودم شک بود دودلی بود اصلاً کل وجودم رو داده بودم به بخش منفی باف و صدای ذهن چاقم
اما این بار یقین دارم چه میشه یقین دارم و به خدا توکل کردم خدا خیییییلییییی کارش درسته من به این حرف خیلی اعتقاد دارم🥰
نه به عنوان یک کلمه مذهبی و دینی
این کلمه، کلمه ی عشقه
این کلمه واقعیت و حقیقته
کی گفته که حقیقت همیشه تلخه؟!
حقیقت اگه خدا باشه و مسیر حقیقی اگه مسیر خدا باشه از همه چی شیرینتر حتی از جونمون🥲🥲
چقدر حالم خوبه و بیشتر به افکارم توجه میکنم و بیشتر از وجود خدا در تمام موجودات و نعمتهای اطرافم لذت میبرم🥰
و همین به من نشون میده که من دارم تغییر میکنم و دیگه اون آدم عصبی مغرور یه دنده و دو دل و شکاک نیستم🥲
الهی شکر 🥰
نحوه آشنایی من :
من بعد از اینکه به اون تناسب اندام رسیدم فوق العاده از وزنم کم شد همش استرس داشتم که مبادا حتی یک گرم اضافه بشه و این استرس انقدر حالم رو بد کرده بود
که من اصلاً از اون جسمم لذت نمیبردم
و الان میفهمم که اون موقع دقیقاً ذهنم چاق بود و حتی اگه یک گرم به وزنم اضافه میشد احساس میکردم که چقدر چاق شدم
یک روز صبح زود که داشتم توی اینترنت دنبال یه روش راحتتر میگشتم که بخوام راهم رو ادامه بدم و لاغر بمونم و جلوی چاق شدنم رو بگیرم
فکر میکنم که یهو رفتن توی یک نوشتهای که نوشته بود چرا لاغر نمیشم؟!
و فکر میکنم که به اولین گام از ۱۲ گام وارد شدم
و هدایت من از اونجا شکل گرفت
خوب حرفا خیلی برام لذت بخش بود اما ته دلم هنوز باور نکرده بود که میشه با این حال با شک و تردید شروع کردم یلی تغییر کردم دیگه از جسمم لذت میبردم یک بار هوس کردم که برم و خودم
رو وزن کنم یادمه که با این حال اصلاً نگران نبودم من که یه ذره هم اضافه میشد اون بار اصلاً حس بدی نداشتم و میگفتم اشکالی نداره کم میشه اما با این حال که اینقدر نتایج خوبی برام رقم زده بود رهاش کردم🥺
خدای من خیلی منو زودتر با این مسیر آشنا کرد اما من قدر ندونستم و باور نکردم و رهایش کردم😔
اما من به این کلمه که میگن هیچ کار خدا بیحکت نیست خیلی اعتقاد دارم
حکمتش این بود که با شک این مسیر را ادامه نده و برم و با یقین بیشتری برگردم و برم و واقعاً با اضافه وزن برگردم و واقعاً وزن اضافه را رها کنم
الهی شکرت بابت تمام حکمت هات🥲🥰
ممنونم استاد عزیز بابت تمام حال خوب که باحرفاتون بهمون میدید
و الهی شکر که رسالت شما این بود و ما انتخاب شدیم و آماده ی تغییر و قدرم در مسیر شگفت انگیز که سراسر عشق خدا موج میزنه
و این یعنی همان کن فیکون
و واژههایی که خداوند بارها در قرآن فرموده که نترس و توکل کن
چون خدا چیزی رو میبینه که ما نمیبینیم🥰
پس خدایا به امید خودت
یاعلی
نشان های دریافت شده
من روش های زیادی رو برای لاغری امتحان کردم و یه جورایی خیلی هم جواب گرفتم اما ماندگار نبودن و فکر من در این روش ها حتی وقتی خیلی لاغر بودم هم تغییر نکرده و من صاحب همون طرز تفکر چاق گونه قبلی بودم ههممون با این روش ها اشنا هستیم با سختی های رژیم گرفتن و ورزش مردن و پیاده روی و…
من هم مثل دوستانم رژیم ورزش کتو ژنیک باشگاه و… ررو امتحان کردم دلم میخواست عمل کنم اما خیلی میترسیدم و شجاعت عمل کردن رو هم نداشتم یکبار رفتم که امتحان کنم اما از همونجا فرار کردم به طرز وحشتناکی استرس گرفتم و اره این روش ها اصلا طبیعی نیستن و چند نفر تو فا میلمون عمل کرده بودن و لاغر شدن یک نفر هم مرد سه سال بعد عمل برای یک عمل دیگه که رفته بود پوست های اضافی اش را در بیاره متاسفانه اینا حقیقت هستن.
تا سه بار تونستم حدودا ۲۰ کیلو کم کنم و دو سه کیلو که به راحتی مث اب خوردن کم میکردم. ااین اواخر هیچی نمیتونستم کم کنم حتی یک گرم چون فک میکردم از من گذشته دیگه من بدنم به رژیم اینا مقاوم شدت چربی هام سفت شدن و خیلی ناامید شدم خیلی الانم که داخل سایت می نویسم خیلی خوشحال نیستم و هیچ انگیزه ای ندارم اما بدون انگیزه میخوام ادامه بدم مهم نیست که انگیزه باشه با نباشه واقعا باید ادامه داد شاید پیشرفت های خیلی کوچیکی که اصلا به جشم نیان اتفاق بیافتن و کم کم بیشتر بشن و موفق بشم من پیشرفت های کوچیک کوچیک ایمان دارم چون دستاورد های بزرکی دارن در طول زمان البته نمیدونم بعد از وقفه ای که افتاد در تمریناتم هر کاری میکنم نمیشه جمع جور کنم خودم رو ولی یه ایده ای به ذهنم رسیده و اونم اینکه من باید این تمرینات رو به حدی برای خودم آسون کنم که هیچ بهانه ای نداشته باشم برای انجام ندادنشون و هر جایی که هستم بتونم بهشون پایبند باشم
من سرچ زدم داخل اینترنت روش لاغری آسان فک کنم درست یادم نیست به ویدیو های دوازده گام رسیدم از خودم بسیار خجالت زده بودم که دنبال چنین روشی هستم در حالی که عذاب وجدان زیادی داشتم بابت شکست های قبلی ام و درنقطه ای از زندگی بودم که در سن ۳۱ سالگی سیاتیکم عود کرده بود و دکتر بهم گفت باید وزنم رو بیارم پایین به شدت مقالات تغذیه و فلان میخوندم که بتونم سالمتر بخورم ولی هیچ فایده ای نداشتم و من صبحانه میتونستم رعایت کنم اما برای ناهار به حدی احساس گرسنکی میکردم که اصلا نمیتونستم جلوی خودمو بگیرم یه عالمه میخوردم و بعدش من خیلی احساس بدی نسبت به خودم داشتم و خودمو زیر سوال می بردم.
من سایت رو دیدم و حرفهای استاد رو یواشکی گوش می دادم که کسی نفهمه دوباره یه روش حدید انگولایی پیدا کردم برای لاغری و باز مجبور به جواب دادن به بقیه نباشم یواشکی و با خجالت تمام شروع کردم به انجامشون و سه چهار کیلو کم کردم همه متوجه تغییراتم شدن و من به دلیل مسافرت تمریناتم رو گذاشتم کنار و دیگه نتونستم خودمو جمع کنم و الان هم تلاش می کنم اما چون همزمان روی اهداف دیگری هم دارم کار میکنم بسیار سخت هست برام پایبند بودن اما دارم سعیم رو میکنم
برای خودم برای اون احساس سبکی و احساس زیبایی که پنج سال پیش داشتم قدرشو نمیدونستم و بازم فک میکردم چاقم دلم تنگ شده برای اون نرگس ۷۰ کیلویی دلم تنگ شده برای هیکل متناسب و عالی ام دلم تنگ شده دلم میخواد راحت با بقیه معاشرت کنم بدون ترس از قضاوت شدن.دلم میخواد توی شبکه های اجتماعی فعالیت کنم بدون ترس دلم میخوام هر لباسی که دلم میخواد بپوشم وو پلم میخواد توی آینه که نگاه می کنم احساس زیبایی کنم و صد بار به هیکلم لعن و نفرین نکنم دلم میخواد از این احساس درماندکی خارج بشم حس میکنم لاغر شدن منو آدم شاددتری میکنه و جایگاهم توی اجتماع حفظ میشه و یه جورایی حال دلم بهتر میشه. دلم میخواد بتونم تمام و کمال خودمو بروز بدم و همونطور که هستم بپذیرم. وقتی به زندگیم نگاه می کنم میبینم در حالی که بیشتر اوقات لاغر بودم و رژیم و ورزش داشتم اما فکر میکردم هنوز چاقم پنج سال هست چاقترین حالتم یعنی ۹۸ کیلو هستم.
چون یه دفعه ازش جواب گرفتم برای همین و من عاشق تغییرات کوچیک و اسونم و فک می کنم این برای هر هدفی جواب میده یه بار امتحان کردم لاغری با ذهن منو کاملا اصلاح کردم صادقانه میگم بدون هیج ولعی به راحتی به هوراکی ها نه می گفتم و چها کیلو در عرض دو ماه کم کردم با دوره های رایگان وو دوم اینکه میدونم که رژیم جواب نیست رژیم بیشتر منو قحطی زده میکنه و ولع منو زیاد میکنه در ضمن من اصلا احساس خوبی باهاش ندارم بعد از اشنایی با لاغری با ذهن من نمیتونم رژیم بگیرم 😂 اخه لاغری با ذهن خیلی اسون و لذت بخشه
ممنونم از استاد عزیز جناب اقای عطارروشن سپاس فراوان از زحمات شما برای گرد دوری چنین مجموعه ی منظم و عالی💙💚💙
سلام و درود
لاغری مهمترین هدف و تاثیرگذارترین خواسته ای است که وقتی محقق بشه مسیر رسیدن به خواسته های دیگه رو چندین برابر کاهش می ده
بنابراین اگر بیشترین تمرکز رو بر موضوع لاغری بذارید نگران نرسیدن یا دیر رسیدن به خواسته های دیگه نباشید
چون رسیدن به خواسته لاغری به حدی در افزایش احساس اعتماد به نفس و شادی درونی و اشتیاق برای تجربه کردن زندگی تاثیر داره که مسیر رسیدن به هر خواسته ای رو بارها کوتاهتر می کنه.
شاد و موفق باشید
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
نشان های دریافت شده
سلام و درود خدمت استاد عطار روشن
با تشکر از آموزشهایی که سخاوتمندانه در اختیار ما قرار می دهید
به امید دست یاری خداوند در این مسیر و ادامه با حال خوب و استمرار و به ثمر نشستن آموزشها
روز پنجم از دوره صدگام مسیر لاغری من با ذهن
باید گفت
جانا سخن از زبان ما می گویی
دقیقا راهی نبود که برای کاهش وزن نرفته باشم
هر چند به تناسب می رسیدم ولی همچنان اضطراب و استرس برگشت چاقی رهایم نمی کرد
و واقعا مستاصل شده بودم
که خدایا چه راهی منو به خواستم می رسونه
که اولین بار سال ۹۸ اسم بخور و لاغر شو و برایم جالب بود که یعنی چی که کنجکاو شدم و کتاب و سی دی خریدم و چند بار خودنم و تکنیکی که گفته بود را تا تونستم اجرا کردم ولی باز یک خلاعی بود و نتونست به من کمک کنه
دوباره سال ۱۴۰۱ با موصوع لاعری با ذهن اشنا شدم
و دوره را خریدم و تکنیکها را اجرا کردم چند کیلو کاهش وزن داشتم که باز نتونستم ادامه بدهم و ذهنم مقاومت می کرد
تا اینکه اواخر۲ ۱۴۰ باز دنبال راهی بودم که به تناسب برسم و در سایت نی نی سایت بطور اتفاقی اسم استاد را دیدم که کاربرینوشته بود آموزشهای رایگان هم دارند و از این اموزشها نتیجه گرفتند
منکه یکبار زخم خورده بودم و برای اینکه مطمعن بشم که چه فرقی با اون دوره داره وارد سایت شدم و حدود یکسال بعصی فایلها را گوش دادم
و متوجه شدم خیلی تفاوت فاحش داره
یک اینکه استاد از دل چاقی به تناسب رسیده و همه ی راهها را تجربه کرده
و در این دوره اصلا نیاز به نوشتن مقدار غذای مصرفی نداره که چقدر غذا می خوریم
و ترس از خوردن و مواد غذایی از بین نمی ره
بعد از پایان دوره وزن کردن داریم
و برای همین باز احساس ناامیدی و شکست کردن
و
برای اینکه اطمینانم بیشتر بشه و مطالب بیشتر برام باز بشه تا فرصتی بشه و از نطر مالی بتوانم در دوره لاغری با دهن ثبت نام کنم از اموزشهای رایگان استفاده می کنم
روش قطع کربوهیدرات نان و برنج و شیرینی و سه ماه ۱۲ کیلو کاهش وزن داشتم ولی استرس چاق شدن را همیشه داشتم و بعد ۶ سال برگشت
روش استفاده با دستگاه در حد دو سه کیلو کاهش وزن داشتم
روش کالری شماری باز هم دو سه کیلو کاهش وزن داشتم و چقدر دردسر داشت که مقدار وارد کنی و ترس از خوردن داشتم
کاربری در سایت نی نی سایت استاد معرفی کردند کا آموزش رایگان دارند و نتیجه گرفتند و منم کنجکاو شدم ببینم چه مطالبی هست و استفادا کنم
چون دردسرهای هیچکام از روشهای لاغری را نداره بخوای ماده ی غذایی را حذف کنی دردسر نوشتن مقدار غذا و مراقب باشی که مقدار غذا از کالری مورد نیازت بیشتر نشه و ذهنت درگیر خوردن میشه و منم دهنم مقاومت می کرد و همش فکرم به غذا بود و اکثرا بیشتر از کالری مورد نیازم مصرف می کردم
یا دردسر اینکه دستگاه استفاده کنی و از بیرون بخوای به لاغری برسی که دوام نداشته باشه و درونی نباشه
نیاز به فشار و سختی نداره که ساعتها ورزش و پیاده روی کنی
نشان های دریافت شده
درباره روشی برای لاغر شدن که استفاده کرده اید و نتایجی که کسب کردید بنویسید.
…(((.خب روش که الی ماشاالله خیلی بکاربردم که عمده آنها رژیم های مختلف وچندباره و ورزش کردنهای شبانه وروزانه وگاه بگاه ونامنظم بود ولی مهمترین روش در زمستان سال ۸۴بودکه خب قبلا هم توضیح دادم گروهی موسوم به oA که محدویت آردسفیدوشکر داشتیم واعلام پاکی میکردیم ازعدم مصرف آنها وتعداد روزهایی که ازاین دوماده غذایی وهرآنچه موادغذایی که این دوماده درآن استفاده شده بود را اعلام میکردیم مثلا اکبر هستم ۴ ماه پاکی دارم خب برداشتی بودازجلسات معتادین به الکل وموادمخدر
انصافا من چون باورداشتم نون من رو چاق کرده وفقط نون جو میخوردم چون محدودیت آرد سفیدداشتم خیلی وزن کم کردم بیش از۱۵ کیلو
بماند که با اعصاب خوردی و حکایتهای عجیب وغریبش واذیت کردنهای خانواده
وبالاخره پس از ۹ ماه بقول خودشان لغزش کردم وآن ۱۵ کیلو کمتراز ۲ ماه بازگشت سرجایش کمی هم بیشتر ))))
طریق آشنایی خود با روش لاغری با ذهن را بنویسید و اینکه چه شد که الان اینجا هستید.
چرا دوست دارید لاغر شوید؟
از طریق همسرجانم که فایلهای استاد را گوش میدادند واوایل بسیارهم مقاومت داشتم وجبهه میگرفتم اما بناگاه توسط خداوند هدایت شدم ))))
چرا تصور می کنید روش لاغری با ذهن می تواند مسیر صحیح برای رسیدن به لاغری باشد؟
(((چون که پذیرفته ام که همه چیز به ذهن انسان وقدرت آن بر میگردد وکامل به این روش باوروایمان دارم وخدایی که مرا به این مسیرهدایت نموده ))))
از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید
من فقط ایمان وباور دارم که توسط خداوند اینجا هستم ومهمترین موضوع علاوه بر تناسب حال واحساس خوب ویافتن مسیر زندگی بود که توسط خداوندمهربان استادوآگاهیهایش نصیبم شد
وحتما به تناسب اندامی پایدار ودائم با حال واحساس خوب دست پیدا خواهم کرد
واینکه بخدا ومسیرش اطمینان وایمان دارم که من منتخب اویم واو خود مرا درکمال صحت وسلامتی روان وجسم وبا حال خوب هدایت خواهد کرد او قادر مطلق است
سلام همیشه دنبال یه کتاب یا یه فیلم برای لاغری بودم
به نظرم رژیم و ورزش کافی نبود
البته من در گذشته خیلی اهل رژیم گرفتن نبودم و هیچ وقت پیوسته ورزش نکردم
تلاش زیادی برای لاغری نکردم
ولی از ۱۸ سالگی به بعد دایم در حال چاق شدن بودم و خیلی اعصابم تحت تاثیر قرار داشت و اعتماد به نفسم رو از دست دادم
هوالرزاق
من وقتی نوجوان بودم وزنم ۷۵کیلوبودوبهم میگفتن چاق .یادمه به خاطرحرف بابام رژیم گرفتم و۲ماه شام نخوردم و۱۰کیلوکم کردم واین وزنوتا۵سال نگه داشتم تازایمان اولم که چاق شدم ووقتی دخترم ۳ساله بودرفتم بدنسازی ودرعرض یک ماه ۴کیلوکم کردم اماخیلی اعصابم خوردبودوحوصله نداشتم ورهاکردم باردوم دوباره رژیم وخسته شدن .بارها وبارهارژیم گرفتم اماچیزی جزخستگی واعصاب خوردی نداشت
تااینکه کلاس جذب میرفتم واونجاباتناسب آشناشدم
گفتم اینم امتحان میکنم البته اون موقع فکرنمیکردم چاق باشم فقط برای کنجکاوی رفتم
وعالی نتیجه گرفتم ازاحساسم نسبت به خودم تارفتارم باخانواده ومتناسب شدن
والان دیگه مطمئنم که من روخداانتخاب کرده بودواین طرح الهی بودکه اینجوری بااین دوره آشنابشم
وقتی برای باراول میدیدم ورزش نبایدکردرژیم نبایدگرفت
کلی کیف کردم وگفتم اخ جون بدون دردسرلاغرمیشم
من دوست دارم لاغ بشم
چون راحتتر میتونم راه برم .حالم بهتره .لباسهاتوتنم قشنگ تره ومیتونم حتی راحتتر باخداحرف بزنم
نشان های دریافت شده
به نام خدا
گام سوم – من انتخاب شده ام !
خب این جلسه بیشتر درمورد انتخاب من و تقویت باور من در این مسیره . خب کسانی که از این نتیجه گرفتند ، پس قطعا نتیجه بخشه ، به شرطی که واقعا حاضر به تغییر شرایط و باور به خودمون که توانایی تغییر داریم ، باشد .
من هم تلاش کردم و نتیجه دیدم ، بدون انکه دلیل آن را بدانم . اینقدر عشق به لاغری و زندگی در جسم لاغر بودم که هرروز تمرینات ان را با جزییات و دقت بسیار دنبال میکردم . من خیلی وقته که سایت را میشناسم . از بچگی و نوجوانی به موضوعات ذهنی و قدرت ذهن علاقه مند بودم . در سرچ هم که ان موقع خارج از ایران بودم . لاغری با قدرت ذهن یا جذب را سرچ کردم . برام غیر واقعی نبود ولی به واسطه ی ایمانی که داشتم و تجربیات قبلیم که در زمینه های دیگه ی زندگیم درک و احساس کرده بودم ، با سرچ این جمله دو سایت به من معرفی شد . یکیش کتاب بود که کمکی بهم نکرد ، چون فراموش کردم و حتی اسم نویسنده ش هم یادم نیست . و سایتی که اول معرفی شد ، تناسب فکری بود . سایت به پیشرفتگی الان نبود . من فکر میکنم سال 1394- 95 اشنا شدم . در اون زمان عین رو رویک بودم . با زحمت کاهش وزن میکردم ولی خیلی طول نمیکشید ، بدون این که بفهمم دوباره چاق میشدم و دقیقا و دقیقا روی نقطه ای میامدم که همیشه در اون شرایط بودم . در محدوده ی 62-64 کیلو . گویی ذهنم ، رفتارم همه کارم مرا در این نقطه نگه میداشت و از اون جالبتر ، مادر من هم همیشه دراین محدوده در حال چرخش است . البته بگم که من از بچگی تصویر چاقی از خودم داشتم ، چون زیاد بهم میگفتن و این باعث میشد خودم را نپذیرم یا حس خوبی به خودم نداشته باشم . چون تایید نمیگرفتم . بیرون میرفتم ، متلک میشنیدم . برای یک دختر نوجوون همچین شرایطی که از بچگی تا الان خودش رو نپذیره و رفتارها و واکنش رفتارهایی ببینه که براش خوشایند نیست ، تصمیم گرفتم به این رنج خاتمه بدم . در سن 18 سالگی ، رژیمی گرفتم که با دوعدد تخم مرغ ابپز و هویج خام و قهوه ی تلخ و اب شروع کردم به وزن کم کردن و موفق شدم! برای من تجربه ی منحصر به فردی بود ، چون تا اون سن من هرگز لاغری خودم را از نزدیک و به وضوح حس نکردم . پس قطعا بودن در ان شرایط بهترین حس دنیا رو به من میداد . ولی خب عادت ها و رفتار های من عوض نشدند و من مراقب بودم و وزن بالا می امد و من با اراده ی اهنین حمله و کمش میکردم . یک بار پیش اومد ، دوبار ، سه بار و … تا اینکه رفته رفته قدرت من با مقابله با همچین نیرویی که در ذهنم بود و نمیتونستم ثابت بمونم کلافه م کرد . الان دیگه قدرت من و ایستادگی من مثل قبل نبود و حالا جای اقدام عملی ، گفتوگو های سرزنش گر شروع شد . خیلی خسته شدم . از اینهمه جنگ ، از این همه کشمکشی که مرا محکوم و مقصر اصلی اضافه وزن میدانست . مقصر اصلی اضافه وزن که خودم بودم ، ولی برای اصلاح ان ، راهی که عرف و اطلاعاتی که در جامعه بود برای من هم باور پذیر بود ، چون وزن کم کرده بودم ! مساله این بود که همیشگی نبود! من سیر تمام کاهش وزن و رسیدن به وزنی که عزا و ناراحتی ام شروع میشد را یادداشت کردم . مثلا در 5 سال ، نتیجه ی نهایی میشد همون وزنی که اقدام به کاهش وزن کردم همون 64 کیلو گرم ! من قدم 159 است و استخوان های ریزنقشی دارم . خودم را و جسمی که خدا به من داده را به شدت سپاسگزارم . تنها ناراحتی ام بابت این بود ، چرا نمیتوانم مثل هرانسانی که روی کره ی زمینه باارامش باوزنی طبیعی خودم که خودم را در اینه میبینم لذت ببرم . چرا باید با اضافه وزن زندگی کنم ؟ مجبور باشم لباس هایی بپوشم که مورد علاقه م نیستن یا هدف بر لاغر نشان دادن من باشد ،نه زیباتر شدن من ؟! خب من دلایل داشتم و با خدا هم زیاد حرف میزدم . حتما اشنا شدن من با سایت اتفاقی نبوده . منتها من بار اول با رژیم کم شدم ! 3 بار دیگر هم همچین اراده ای در خودم جمع کردم و 54 کیلوگرم شدم . ولی نهایت دوماه سه ما ه به زور و به ارامی وزنم بالا می امد و اخرش همان وزن قبلی میشدم . اولین بار درسال 1394-95 فکر میکنم اون سالها بوده باشه که دو اموزش داشت . یکی 12 گام بود و دیگری ورود به سرزمین لاغرها . من 12 گام تالاغری که الان خیلی متفاوت تر و قابل فهم تر و درک بیشتر شده ، من 12 گام همان سال را رفتم و همه چی برام جدید بود . اون موقع بخش نظرات نداشت . فایل را دانلود میکردم و همان گوش کردن و پذیرش از من و تمریناتی که گفته بود، نمیدانم چه اتفاقی افتاد که من بعد از تمام کردن این دوره 3 کیلو کم شدم . چون هیچ علت منطقی نداشتم ، نتونستم در ذهنم درک کنم چرا ! چون من بیشتر زمان نشسته بودم و فایل گوش میدادم ، بدون انکه فکری به خوردن و نخوردن و رژیم داشته باشم . فکر میکنم ، باور کرده بودم که لاغر میشم و انتظار لاغری درطول مسیر داشتم ولی متوجه رفتار هرروزم نبودم ، به هرحال چون علت منطقی نداشتم ، گفتم روزی به ایران برگردم دوره ی اصلی را خریداری میکنم . درذهنم همیشه اون رژیمی بود که موفق به کاهش وزن بودم ، بعد که میدیدم ، مقاومت ذهنی دارم و مثل قبل نمیتونم اون راه سخت را طی کنم ، همون روش را با مدل های مختلف انتخاب میکردم و نتیجه همانی است که همیشه تجربه کردم . چرا این همه سختی بکشم که اخر خودم را در وزنی ببینم که مایه ی عذاب من بود . این باعث شد ، اعتماد به نفس و خودباوری من به خودم در اینکه من لاغر میمانم در ذهنم محو شود . هرگز ارزوی بودن در در اضافه وزن و جنگ با اضافه وزن را نداشتم . من به توانایی ذهنم علاقه مند بودم ، به قوانین طبیعت علاقه مند بودم . چاقی هم موردی بود که در ذهنم به خاطر حل نشدنش ، مرا به راهی اورد که بیشتر ذهنم را درک میکنم . من علاقه مند به حوزه های نوروساینس هستم . منتها خیلی علت هایی وجود داره که فرد تجربه میکنه و علم هنوز توضیحی براش نداره و من هم سالها از ذهن منطقم در روند زندگی استفاده کردم و علت هایی که علامت سوال داره ؟ ذهن من دچار ابهام یا شک و تردید میشه ! نه به این علت که اتفاق نمی افته ، بلکه توضیح منطقی بابت این نتیجه نداره . این سایت کمک کرد تا بیشتر در خودم کندوکاو کنم . فهمیدم خیلی از مشکلاتی که به نظر حل نشدنی هستند ، دردرون من قابل حل هستند . فهمیدم نقش درون چقدر در پیشبرد زندگی مهم است . من همیشه نگاهم به بیرون بود ، فقط جایی به درون نگاه میکردم که با خودم حرف میزدم . بعد فهمیدم ، من تصویر دارم و هرروز زندگیش میکنم . خیلی از تصویر ها را دوست ندارم ، اما به خاطر افکار و باورهایی که پذیرفتم و مشاهده کردم، بخشی از زندگی من شده . من هنوز جای پیشرفت دارم و به نظر من فرصتی است که خودم به خودم را نزدیک تر کند. من به خدا نزدیک هستم . اگر خودم را درک کنم و بپذیرم ، خدا را میبینم و میپذیرم . به نظر من هیچ چیز در دنیا اتفاقی نیست .
بعضی وقتها فکر میکنم ، ما خودمون انتخاب کردیم ، خانواده هایی داشته باشیم یا محلی باشه که ما را باچالش یا مشکل روبه رو کنه و ما با اون مشکل و چالش هاش رشد کنیم . در این میان شیطان هم قسم خورده که نذاره انسان به رشد و تعالی ش برسه . به هرترفندی این کاررا میکنه و بر ذهن ما و باور ما نفوذ میکنه ، نه اینکه اختیاری داره !ما میپذیریم . و دراخر ، جهنم زمانیه که دیگر قالب جسم را ترک کردیم و ما اون درسی که در جهت رشد و تعالی بوده را در زمین انجام ندادیم و اینجاست که درد و حسرت همچون جهنمی سوزان در ما که چطور فراموش کردیم و تغییر نکردیم و الان برای تجربه در قالب جسم نیستیم ، در درون خود میسوزیم . نه اینکه خدا بسوزاند ، ما از حسرت و ناراحتی ،خودمون میسوزیم . البته هرکسی عقیده و باوری دارد . اما مطمئنم هیچ چیز دردنیا اتفاقی نیست . وقتی شروع میکنیم با خدا صحبت کردن ، از درونمون شروع میکنیم . تنها راه در مسیر بودن ، ارتباط با خدا که همون کائنات ، الوهیت که هردینی اسمی گذاشته ، ما را به سمت تعالی میبره و ما با مرگ از این دنیا همه ی دستاوردهای بیرونی را با خود خاک میکنیم ، تنها چیزی که میمونه رشد و تعالی ماست . من لاغر که بشم ، شخصیتم را بتونم به پیشفرضم تبدیل کنم ، یک بخشی از کل را درک میکنم . که من خالقم . قدرت ذهنم را تجربه میکنم . خودم را ،توانمدندیم را باور میکنم .
درسته ، ما منطقی به دنبال راه حل هایی میریم که شبیه روش های قبلی هستند ، چون نتیجه دیدیم . همون نتیجه ما رو دوباره به اون سمت میکشونه ، منتها کل فرایند را ببینیم درک میکنیم چرا بارها تلاش کردیم و دوباره در شرایط اضافه وزن بودیم . اگر روش های قبلی را رها کنیم ،همانطور که یک کودک تفاوتی در غذا ها نمیبیند ، شیرینی میخورد ، مربا میخورد ، برنج میخورد ، میوه میخورد و هیج نگرشی بابت چاقی و لاغری ندارد و متناسب هست . در هرفرهنگ و جامعه ما چاق داریم . پس چاق بودن وابسته به مواد غذایی خاص نیست . ذهن ما میداند که چه چیز رابخورد ، اگر از قبل اموزش ندیده باشیم . چون خیلی از انتخاب های ما بابت اموزشهایی است که دیدیم . مثلا خوردن بستنی و حس لذت که قطعا از بستگان دیدیم و … وباورهایی که من اگر ببینم نمیتونم نخورم ! همین باور کافیست فعال شود و در شرایطی که باشد ذهن به عنوان یک واقعیت اجراش میکنه . پس ما یک نقشه ی ذهنی داریم .
خب این فیلم بیشتر جنبه ی صحبت کردن و درک بیشتر انتخاب ما توسط خدا بود . قطعا ما زمانی با این سایت اشنا شدیم که نتیجه از روش های عرف نگرفتیم . همین تلاش های ما ، در ذهن ناخوداگاه ما این باور شکل گرفته که ما قدرت لاغرشدن و لاغر ماندن را نداریم . چون بارها تلاش کردیم و شکست خوردیم . ما نیرو را به کسی جز خودمان میدهیم . گرچه وقتی اعتماد داریم ، طور دیگر میبینیم ، طور دیگر توجه میکنیم و طور دیگر عمل میکنیم . (همه به صورت ناخوداگاه )
به نظر من اولین قدم رها شدنه . خب راهی در بیرون که خطرناک نباشه ،نمیشناسم . دیروز در بیمارستان زنی چهلساله و زیبا را اورده بودندو کودکی 7ساله داشت .او اسلیو معده کرده بود و لیک کرده بود و نکروز روده داده بود و در استانه ی مرگ است و نهایت 3- 4 روز زنده بماند . خب همچین مواردی هیچوقت در رسانه ها گفته نمیشه ، البته بگم همه این اتفاق براشون نمیفته ولی احتمالش هست! ،کاراشتباهیه و اون هایی هم که جان سالم به در میبرن ،میفهمن همون هم نیاز به رفتار درمانی با غذا داره ! پرخوری یک اختلاله ذهنیه و بدن تاجایی که بتونه جلوی عواقب بد را میگیرد ، حالا ما با از بین بردن بخشی از توانایی های کامل بدن باید درک کنیم که چه تهدیدی برای خودمون و شرایطمون به وجود می اوریم . من تلاش مردم را میبینم . تقاضا واسه لاغر شدن زیاد است ولی اگاهی کم . من عوارض داروهارا هم میدانم و اعتقاد دارم حتی برای سرماخوردگی که یک بیماری خود محدود شونده است ، نیازی نیست این همه دارو خورد یا ضددرد که خودش عارضه زیاد دارد ، برای چند روز محدود بخواهد مصرف کند ، درحالی که میدانیم مسکنه ولی فرد فکر میکنه خوب شده . همین نااگاهی مردم را به سمتی میبره که اینده ی خوشی نداره . بدن ما قدرتمنده ! گر چه من تشویق نمی کنم هرگز نباید دارو خورد ، بیماری های تهدید کننده ی حیات همیشه نیاز به درمان هست ، اصلا با این هدف ساخته شده ولی به این معنا نیست که مفیده ! اشتباه مردم اینه که فکر میکنند مفیده ! درحالی که وفتی نگاه به بیماری میکنیم ، انتخاب بین بد و بدتره ، نه چیز دیگری و هدف اینه که فرد بهبود پیدا کنه و زنده بماند . پس اگر یک اختلال ذهنیه ، پس از همون قسمت هم باید رفع بشه . ولی فکر و ذهن جایی در بدن ندارند . فقط یک سری اطلاعات ذخیره شده در مغزه که هر قسمتی از مغز مسئولیت عملکردی و حسی بدن را دارد . تنها کسانی که میتونند به اطلاعات مغز دسترسی پیدا کنند ، خودمونیم . شاید باورهای مشابه داشته باشیم ولی علت ثبت ان که از کجا شنیدیم ، چه تجربه ای داشتیم ، دست خودمونه . پس قطعا تغییر نگاه و زاویه دید ما و درک ما از اضافه وزن ، میتونه ما را هدایت کنه.
من هم تسلیم شدم ، چون به مقصد نرسیدم . به مقصد وزنی که میخواستم هم رسیدم ! ولی مقصد نهایی من نبود ! چون مقصدی را میخواستم که مثل هر انسان متناسب دیگری تا اخر عمر بدون زحمتی لاغر بمانم و در خواستم هم از خدا همین رو خواستم . نمیدانم چطوری ولی اعتماد میکنم . من نیاز به تغییر فکر و نگرش و باور دارم و تثبیت ان ، باعث تمایلاتی در درونم میشه و همین انتخاب من به انجام براساس تمایلات جدیدم ، من رو به سمت لاغری میبره . گرچه تجربه ای که از کاهش وزنم در این مسیر داشتم ، هیچ وقت دلیلی ندارم چطورشد ! تنها چیزی که میدانم ، تمام تلاشم را جهت درک و عمل کردن به درک هام دریغ نکردم ، گرچه همیشه هم موفق نبودم ولی فراموش نکردم .
پس اولین قدم از نظر من ! تسلیم شم ! چون اطلاعاتی دارم که ناخوداگاه به سمت روش هایی شبیه به قبلی میرم . طبیعیه چون سالها با باور همین افکار زندگی کردم . پس تسلیم شدن ،یعنی اجازه ی پذیرش اگاهی جدید . همینجاست که تغییر شروع میشه .
دومیش پذیرش خودمه . ایا من اینقدر چاقم ؟ اینقدر بی اراده ام ؟ تمام افکاری که در ذهنم میگذرد واقعی نیست و تنها راه از بیرون رفت این سیکل تکراری ، کم کردن اثر این باورها ،بی توجهی به افکاری که مثل عادت در ذهن ما میچرخه و جایگذاری درک صحیح و درست از خودمون که خود باوری و توانمندی مارا تقویت میکنه . اینطور تجربه ی مشابه دیروز را نمیسازیم .
فکر میکنم که به سوالات این بخش پاسخ دادم و بارها در مورد عشقم به لاغری ، چرا از رژیم فاصله گرفتم ( چون نتیجه موقت بود مثل بقیه ) و چرا به این مسیر کشیده شدم ،توضیحات را دادم.
نشان های دریافت شده
سلام و درود خدمت استاد روشن عزیز و دوستان همراه
من دوسال پیش خیلی اتفاقی وقتی توی اینترنت میگشتم ک آیا کسی از روشی برای لاغری استفاده کرده و نتیجه موندگار باشه ؟ولی متاسفانه هیچ جوابی نداشتم هر کسی ی چیز میگفت و همه میگفتن با فلان روش کمی لاغر شدن اما برگشته یا حتی در مورد جراحی هم تحقیق کردم همه میگفتن ک برگشت داره درد زیادی داره عوارض داره خلاصه رفتم عکس قبل و بعد کسایی ک لاغر شدن رو نگاه میکردم ک یهود دیدم زیر عکس نوشته شگفتی سازان لاغری با ذهن
باخودم گفتم برم ببینم چجوریه و سرچ کردم ویدئو نگاه کردم و حرفهای استاد برام جدید بود انگار از زبون من حرف میزد تمام رنجهای ۱۰ سال چاقی رو شنیدم و متوجه شدم ۱۰ سال راه رو اشتباه میرفتم
تقصیر کی بود من چاق شدم تقصیر خودم بود چون من مدام در مورد چاقی حرف میزدم جلو آینه نگاه میکردم و گاهی تنفر از چاقی و احساس ناتوانی بخاطر اون همه تلاش و رنج داشتم و بی نتیجه بودن دمنوشها رژیم ها ورزشها باشگاه
من واقعا بخاطر تمام رنجهایی ک بخودم دادم تمام گرسنگی ها تمام عذاب وجدان ها تمام حس های بد ک هر روز بخودم میدادم از خودم معذرت میخام و ب خودم قول میدم ک درستش کنم دیگه هیچ حرفی رو همینجوری باور خودم نکنم ب خودم ظلم نکنم
واقعا ک پرخوری ظلمه ب خود انسان
کاش با استاد زودتر آشنا میشدم
و لذت این مسیر رو زودتر تجربه میکردم
من با اشتیاق و شور ادامه میدم د ب خودم زمان میدم صبر میکنم و مطمئنا آخر این راه لاغریه
چقدر آروم شدم چقدر راحت شدم
از خداوند خیلی ممنونم ک منو ب این راه هدایت کرد من واقعا درمانده بودم
و از استاد عزیز هم بخاطر اینکه فایل های با ارزش و پر از محتوا رو بما هدیه دادن سپاس گزارم