0

ترکیب رفتار با عادت (ششم)

رفتار جدید لاغری
اندازه متن

ترکیب رفتار جدید با عادت قبلی نیاز به زمان و تکرار دارد چرا که تغییر عادت ها فرایندی مبنی بر زمان است.

عادت های ما در واقع رفتارهایی هستند که به واسطه تکرار در زمان به عادت تبدیل شده است.

رفتارها را نباید به دو گروه خوب یا بد تقسیم بندی کرد چرا که هر رفتار به نوبه خود نه خوب است و نه بد بلکه بخاطر تکرار شدن آن در زمان طولانی با نتیجه ای که ایجاد می کند مشخص می شود رفتارما که به عادت تبدیل شده است خوب یا بد می باشد.

این ما هستیم که اگر از نتیجه تکرار یک رفتار رضایت نداشته باشیم آن را عادت بد و اگر رضایت داشته باشیم عادت خوب می نامیم. و این درحالی است که شاید همان عادتی که از نظر ما بد است از نظر فرد دیگری عادت خوبی باشد.

دلیل تفاوت در نگرش ما به عادت ها بخاطر نتیجه ای است که از آن عادت برای خود متصور هستیم.

در واقع نتیجه ای در زندگی خود را به آن عادت ارتباط می دهیم و از آنجا که از نتیجه راضی نیستیم مقصر آن را عادت خود می دانیم و کاسه کوزه ها بر سر آن عادت شکسته می شود.

به عنوان مثال خوردن نان در هر معده غذایی عادتی است که برخی آن را بد و عامل چاقی خود می دانند و برخی آن را خوب و عامل سیر شدن خود می دانند.

پس این نان نیست که خوب یا بد بودن تکرار خوردنش را در هر وعده غذایی تعیین می کند بلکه تعریفی که شما از خوردن نان در ذهن خود دارید تعیین می کند که این عادت خوب و مفید است یا بد و مضر.

رفتارهای ما

اگر رفتارهای خود را بخشی از مجموعه رفتارهای قابل انتخاب توسط هر فردی بدانید دیگر خود را بخاطر رفتاری که دارید سرزنش نمی کنید.

چون سرزنش کردن خود بخاطر رفتاری که به نظر شما صحیح نیست و عامل چاقی شما شده است باعث توجه بیشتر به آن رفتار می شود.

بیشتر شدن تمرکز بر رفتار باعث می شود درباره رفتار خود با دیگران صحبت کنید،‌آن رفتار را عامل و دلیل چاقی خود معرفی کنید و … و همه این موارد باعث قدرت گرفتن آن رفتار ذر شما می شود و ترک آن رفتار کاری دشوار و غیرممکن خواهد بود.

تجربه تصمیم گرفتن برای ترک برخی عادت های خود را داریم که با تصمیم قاطع تصمیم به ترک عادت خود گرفته ایم اما شاید فقط چند روز موفق به تکرار نکردن آن عادت شده ایم و با اولین فشار عصبی یا بهم ریختگی روحی آن عادت را تکرار کرده و موفق به ترک آن نشده ایم.

صلح کردن با عادت ها

به صلح رسیدن با هر عادتی به صورت منطقی برای اصلاح یا تغییر آن لازم است که در چالش من اینو نخوردم به شکل عالی و بسیار ملایم مراحل به صلح رسیدن با عادت موردنظر خود را سپری کردیم.

تصمیم ما برای ایجاد تغییر در عادت مورد نظر در واقع ترکیب کردن انتخاب رفتاری جدید با عادت قبلی است.

به عنوان مثال  اگز شما مقداری رنگ زرد را با رنگ قرمز ترکیب کنید. رنگ قرمز متمایل به رنگ نارنجی خواهد شد.

هرچه میزان رنگ زرد را افزایش دهیم تمایل رنگ جدید ایجاد شده به رنگ نارنجی بیشتر خواهد شد.

در این ترکیب نه رنگ قرمز رنگ نامناسبی است و نه رنگ زرد انتخاب بسیار مناسبی است. بلکه فقط انتخاب رنگ ها نشان دهنده علاقه ما برای انتخاب از بین تنوع بی نهایت رنگ ها دارد.

ترکیب عادت جدید با عادت قبلی

شما با انتخاب رفتاری تازه برای ادغام با عادت قبلی در واقع یک واکنش جدید خلق کرده اید که تجربه متفاوتی برای شما به ارمغان می آورد.

تجربه ای که نه دقیقا مشابه تجربه عادت قبلی است و نه تجربه ای کاملا نو و جدید برای شما می باشد.

از آنجایی که ذهن ما علاقه شدید به تنوع طلبی دارد با تصمیم شما جهت ترکیب رفتار جدید با عادت قبلی قطعا موافقت خواهد کرد چرا که خواسته روح تجربه کردن است و روند تجربه کردن روح از طریق ذهن می گذرد و به جسم می رسد.

در واقع پردازش خواسته ای که روح شما تمایل به تجربه آن دارد در ذهن انجام شده و نتیجه آن در جسم به صورت فیزیکی و قابل لمس قابل مشاهده می شود.

حتما در زندگی موارد زیادی را سراغ دارید که از ایجاد تنوع استقبال کرده اید.

تنوع در مکان موردنظر برای سفر کردن،‌ تنوع رفتن به رستوران، تنوع در تفریح کردن و بسیاری موارد دیگر

دلیل تمایل ذهن نسبت به تنوع طلبی ایجاد فرصت های بیشتر برای تجربه های متفاوت است.

بنابراین همانگونه که در سایر جنبه های زندگی بارها از ایجاد تنوع، احساس خوب و رضایت داشته ایم این بار سعی کنیم از همین روش که سال هاست مورد رضایت و استقبال ما بوده است برای تنوع در عادت های خود استفاده کنیم.

رفتار جدید “من اینو نخوردم” می تواند انتخابی بسیار متنوع را برای ما خلق کند.

من اینو نخوردم بعنوان انتخابی جدید می تواند تنوعی لذت بخش در رفتار تکراری “من اینو خوردم” بوجود آورد و سبب ایجاد احساس بهتر از خوردن مواد غذایی و برطرف کردن ترس از عدم کنترل خود در مواجه شدن با مواد غذایی باشد.

بنابراین از امروز با انتخاب رفتار جدید “من اینو نخوردم” سعی کنیم در هر رفتار تکرار شونده ای که برای احساس بد و عذاب وجدان ایجاد می کند تنوعی لذت بخش ایجاد کنید.

لازم به ذکر است که چنانچه عادت مدنظر شما مربوط به رفتارهای غذایی نمی باشد می توانید رفتار “من اینو نخوردم”‌را به هر عبارتی مرتبط به عادت موردنظر خود تغییر دهید و از ایجاد تنوع در رفتار تکراری و خسته کننده قبلی لذت ببرید.

اگر عادت انتخابی شما تغییر عادت خوابیدن می باشد می توانید از رفتار “من امروز نخوابیدم” استفاده کنید.

من امروز ریزه خواری نکردم

من این نخ سیگار رو نکشیدم

من این رفتار رو نداشتم

به سلیقه خودتان می توانید رفتاری جدید برای ایجاد تنوع در عادت قبلی خود ایجاد کنید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.17 از 29 رای

https://tanasobefekri.net/?p=22587
73 نظر توسط کاربران ثبت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار servehchopani_1
      1403/04/19 23:37
      مدت عضویت: 1499 روز
      امتیاز کاربر: 1460 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 119 کلمه

      به نام خدا سلام استاد گرامی و دوستان هم مسیرم ترکیب رفتار جدید یا عادت نیاز به زمان تکرار دارد وعادت ها مادر واقع رفتارهای هستندکه با تکرار درزمان به عادت تبدیل شده است ما هرچیزی که میخوریم به صورت آگاهانه میخوریم وانتخاب خودمان هست ونباید خودمان را سرزنش کنیم وباتمرین استمرارداشتن دراین مسیر قدم برداریم چرا که خواسته روح تجربه کردن است و روند تجربه کردن روح از طریق ذهن می‌گذرد به جسم می‌رسد رفتار جدید من اینو نخوردم میتوانید انتخاب کنید به سلیقه خودمان رفتار جدیدبرای تنوع در عادت قبلی خود ایجاد کنیم تا در مسیر به نتیجه برسیم وشکر خدا تونستم در عادت شیرینی خوردن تغییر بدم وخیلی خوشحالم ممنونم استاد گرامی بابت آگاهی ناب تون. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهلا
      1402/11/26 16:29
      مدت عضویت: 319 روز
      امتیاز کاربر: 7610 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 35 کلمه

      با سلام،

      من تو این چند روز گاهی اوقات تا زمانی که گشنه م نشده چیزی نخوردم.

      من امروز ناهار نخوردم، چون دیر صبحانه خوردم.

      من به سیب زمینی هایی که برای پسرم سرخ کرده بودم  ناخنک نزدم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار تینا.عالی
      1402/11/09 10:55
      مدت عضویت: 214 روز
      امتیاز کاربر: 12043 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 501 کلمه

      به نام خداوند مهربان و همیشه حاضر و عاشق پیشرفت ما،

      و درود و رحمت برکت و ثروت و لذت و سعادت و عزت و  هدایت و عمری طولانی و آگاهی و سلامتی و شادی و آرامش آسایش و پیشرفت همیشگی و نور خدا هر لحظه روان وجاری به زندگی شما استاد واقعا همراه پر انرژی پر از صداقت و معرفت و خیرخواه خاص بی نظیر عالیقدر توانا و بی همتا جاری باشد استاد بعد از هزاران شکر بی نهایت در هر لحظه از خدا از شما ممنونیییم نمی‌دونم چطوری اندازه و بینهایت حس خوب و دعا برای شما را وصف کنم و بنویسم خدایا ممنون ما را به سایت استاد ا نتخاب و راهنمایی کردید استاد از شما هم ممنونیم چون شما هم انتخاب شده خداوند هستید ممنونیم بازم،

      استاد هر فایل از فایل قبلی بهتر بالاتر اصلا همه فایلها بینظیر هستن سر من تکون میخوره از زمین تا آسمان نه جسمی بلکه روحی خودم میفهمم چه انقلابی درون من راه افتاده با جا ب جایی و آموزش هر فرمول در هر فایل شما در تغیبر بی ن هایت گسترده وجدید در فرمول ها و فایلهای مغزی من،

      استاد بزرگوار ارجمند و گرامی:

      یک موضوع خاص را در پیش میگیرم آنکه سرو صدای مغزم رو ترسم رو از خوردن کنار بگذارم 

      نفس عمیق میکشم مکث میکنم مرور میکنم آرامش و آموزه های شما رو در ذهنم و ر فتار افراد متناسب را که اصلا فکر بدی ندارن برای خوردن غذا را به یادم می آورم و بعد از آن:

      آرامش و 

      مرور کردن آموزه های شما و رفتار افراد متناسب و 

      چند نفس عمیق کشیدن 

      سرو صدای ذهنم آروم تر میشود تا جایی که یادم می‌ره داشت سر چی آنقدر حرف میزد و ترس داشت 

      بعد آرام میخورم تا مغزم خودش دستور  میگوید دیگه نمیخوام بقیه اشم نخوردی که نخوردی این باعث خوشحالی من میشه واقعا این نخوردن ها ،

      و الهی شکر 

      بابت اینهمه راه هدایت توسط افراد خوبی مثل استاد گرامی 

      استاد من روی ترسم دارم کار میکنم و مقدار خوردنهام 

      یک تغییر دیگه هم مثال بزنم 

      هر موقع از روی هوس چیزی میخواد ذهنم 

      میگم صبر کن بهت میدم با صداقت هم میگم‌بهش 

      ولی بزار در نزدیک وعده ای که قراره بخوریم 

      آروم میشه ذهنم و اصلا هم وقتی نمیخوره هیچی نمیگه چون باهاش نجنگیدم 

      و عادتهای دیگه که فرمودید فقط یکی رو کار کنید به روی چشم ممنونم 

      از اینکه چشم ما را به دنیای قدرت ذهن. به طور عملی بینا فرمودید و مارا با صلح با تمام نعمتهای خیر خدا روبرو کردید تا مهر همه عادتها و کارهایشان به دلمان باشد و مبارزه نکنیم و آن کارو دیگه مشکلی نداشته باشیم نریم در مقاومت باهاش و جنگ که تکرار نشه البته همه اینها با زیبا بینی و صلحی که فرمودید 

      و واقعا اون استفاده از مثال ترکیب رنگها به طوری تصویری در ذهن من واقعا نشست بیشتر شد کلید و چراغ راهم استاد،

       واقعا دیدن الگو و نمونه تصویری و عملی خیلی تاثیر گزاریش در ذهن ما بیشتر بود من تازه دارم مدام بیشتر جاذمیفته تو ذهنم با این مثالها و عمل‌ها ی رفتاری ممنونیم واقعا ،

      استاد ممنونیم تا ابد 

      خدایا شکرت بابت راهنمایی های تا ابد .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اسما غضبان
      1402/09/25 16:16
      مدت عضویت: 1384 روز
      امتیاز کاربر: 6179 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 411 کلمه

      بنام خدا.

      درموردتغیر عادت رفتار خوب وبد نداریم  بلکه اون انتخاب ماست همون‌طور که توی جلسه ی دوم هست که عادت  غذایی رفتاری هست که خودم آگاهانه انجامش میدم  رفتاراگاهانه ای که به خاطر تکرار زیاد درمن حس بد به وجود آورده اون هم به مرور  من. انتخاب میکنم چه غذایی بخورم این غذانیست که منو انتخاب می‌کنه  این منم که انتخاب میکنم در چه زمانی وچه اندازه‌ی وحتی کجا  من غذا بخورم  نه غذامهم این هست که قدرت روبه غذاندیم چندبار  زمانیکه داشتم غذا میخوردم جلسه ی دوم دوره بودم که شب قبل از خواب. وقتی شوهرم خوابید رفتم سراغ قابلمه وداشتم میخوردم  بعدیهو این حرف. اومد که ماآگاهانه  این کار روانجام میدیم غذا اصرار به.  اینکع  بیادتودهنمون  نداره . ومن همون جا دستمو کشیدم وبلندشدم همه ی ظرفاروشستم  وخوابیدم   امروز هم صبحونه برای خودم تخم مرغ آب پز درست کردم خواستم دوتابزارم بعد گفتم کافیه  همون یکی اون یه دونه روگذاشتم با. شعله آروم آبپز شد باخودم وقتی احمر مرغ  رومیخواستم  بزارم آب و بشه  گفتم اگه دوتابشه اضافه میاد اونوقت  حروم میشه .ویتمن باید بخورم .بعد رفتم یخچال یهو کالباس دیدم اون کالباس رودر آوردم و خوردم  بعد داشتم که میخوردم خودمو دیدم  وبه غذای روبه روم یه حرفی اومد که این غذانیست که منو انتخاب می‌کنه. این منم که انتخاب میکنم چی بخورم قدرت دست کنه نه غذا  همون غذاروهم خوردم امامدام این حرف هی توذهن من. مرور میشه.  پس  این روهم. یاد گرفتم من . موندم تخم را رو قتی حس کردم گرسنمه خوردم نه  انتظار نه بی قراری کشیدن اگه قبلاً بود بی قراری میکردم فقط کی قراره  ابپز بشه . ودیشب هم  کوکوبرای ناهار سرکارشوهرم درست کردم یه دونه ازش نخوردم. عادت داشتم سرکار که غذادرست میکردم بخورم  . وشوهرم. پیتر ادرست کرد من   د وتاتیکه خوردم که همون تیکه ی دوم روهم  نصفش موند یه چیزی می‌گفت بخور  اینم بخور چندتاتیکه مونده حیف نیست اونارونخوری. .   .ومن. نخوردم نه از روی اجبار بلکه به خودم گفتم قبل از اینکه  بهم فشار بیاد سوزش معده بگیرم بلندشم وحتی درمورد زمان پخت پیتزا درست. هم هیچ عجله  ای نداشتم فقط چندیاررفتم ببینم که پخته چون شوهرم رفته بود بیرون وگفت می‌خوام اومدم سردباشه .واین کارروهم  یاد حرفتون افتادم که گفتید اون رفتاربدی نبوده بلکه این رفتارها بالون رفتاربدی نیست قبلاً یه انتخابی داشتیم حالا هم یه انتخاب دیگه  .واین روتونستم درکش کنم و طبیعی شده برام کاملا طبیعی .  درمورداینکه ترکیب عادتهاروانجام بدم کاری که برام سخت بود حالا آسون شده .  ممنون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      1402/08/22 10:00
      مدت عضویت: 458 روز
      امتیاز کاربر: 13430 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 433 کلمه

      سلام استاد 

      خداراشاکرم که درتاریخ 1402/08/22 فایل من این را نخوردم را گوش دادم 

      تغییر عادت یک پروسه است که ما میتوانیم تغییری درعادتهای قبلی که باعث لذت ما میشد انجام دهیم و چون این عادتها سلیقه ای بود یعنی شاید یک عادتی مثل نون با برنج خوردن برای بعضی ازافراد خوشایند و برای بعضی ناخوشایند باشه را به راحتی تغییر بدهیم بدون اینکه احساس ما بد شود چون هرکاریکه احساس ما را بد نکند ما به راحتی آن عادت را تغییر میدهیم 

      ما نباید به خودمان بگوییم فلان عادت و رفتار من اشتباه بوده و خود را سرزنش کنیم بلکه باید بگوییم چون انسان دارای اختیار است و تنوع را دوست دارد قبلا این مدل رفتار مورد پسند من بوده و با تکرار به یک عادت تبدیل شده بود والان با تغییر این عادت یک رفتار دیگری را جایگزین رفتار قبلی میکنم چون این رفتار را دوست دارم و برای ایجاد تنوع باید توجه بیشتری به خوردن و نخوردن خودم بکنم و چون افراد چاق از خوردن و تست کردن غذاهای گوناگون لذت بیشتری میبرند کم کم این عادت را تغییر بدهم چون افراد چاق درمورد کلمه نخوردن زود واکنش نشان میدهند و جالبه وقتی هم میخواهند رژیم بگیرند به همه میگویند من چه چیزی را بخورم تا لاغر شوم هرگز نمیگویند چه چیزی را نخورم تا لاغر شوم چون افراد چاق با خوردن بیشتر لذت میبرند تا نخوردن و این چالش برای افراد چاق باید خیلی جذاب باشه که توجه کنند که چه چیزهایی را نمیخورند 

      1- من دیشب جایی مهمانی بودم شیرینی بر نداشتم و به جای آن یک انار خوردم 

      2 من دیشب به جای خوردن شام یک عدد کیک یزدی خوردم وخیلی هم سبک تر بودم 

      3 من دیشب چای را بدون قند و نبات خوردم 

      4 من دیروز درسر کار ریزه خواری کمتری داشتم فقط مقداری تخمه هندوانه خوردم 

      5 من دیروز فقط دو تا چای خوردم 

      6 من دیروز به جای زیاد خوردن چیزهای دیگر آب زیادتر خوردم 

      من از امروز تصمیم گرفتم قبل از خوردن چیزی فکر کنم که تا چه میزان میتوانم آن را نخورم و توجه کنم به احساسم که آیا از نخوردن چیزی احساس من بد میشود و یا اینکه به راحتی از کنار این قضیه رد میشوم و اگر احساس من خوب بود این تمرین را درروزهای بعد هم ادامه دهم 

      من تصمیم گرفتم به خودم نگویم عادتهای قبلی اشتبا بوده چون ناراحت میشوم از انتخاب بد خودم بلکه بگویم من میخواهم عادتهای رفتاری دیگر را امتحان کنم و فقط از یک روش استفاده نکنم و ببینم چقدر دراین کار موفق هستم 

      در انجام دادن این چالش من این را نخوردم استمرار داشته باشم و سعی کنم هرروز عادتهای بیشتری را تغییر بدهم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Zahra
      1402/07/18 19:56
      مدت عضویت: 344 روز
      امتیاز کاربر: 6820 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 348 کلمه

      به نام خدا

      سلام

      عادت های خودمون رو به خوب و بد تفکیک نکنیم چون همه عادت‌ها زمانی در ذهن ثبت شده اند که با احساس خوب و لذت همراه بوده پس اون عادت خوب یا بد نبوده بلکه نتایجی که ما از تکرار عادت بدست آوردیم اونها رو خوب و بد می دونیم و ممکنه کسی اون عادت رو خوب بدونه و کسی بد بدونه

      مثلا من دوست دارم تو حرف زدن آرامشم رو حفظ کنم اما اطرافیانم این رو یه جور بزدلی می‌دونن و میگن که کسی این طور باشه بزدله و نمی تونن از خودش دفاع کنه پس یه عادت از نظر من خوبه و برای دیگران خیلی بده

      یا تند غذا خوردن عادتی هست که من الان اون رو دوست ندارم اما در یک برهه از زندگیم با لذت و احساس خوب همراه بوده و خودم زمانی که کسی آهسته غذا میخوردن میگفتم انگار تصویر آهسته هست مخصوصا در مهمانی ها دیگه این افراد رو اعصابم بودن و از زمانی  که از در دوستی وارد شدم و با این عادت صلح کردم در مواقعی که این عادت رو تکرار میکنم دیگه نسبت به قبل احساس بدی ندارم

       واقعا گفتن اینکه من غذایم رو کم میخورم یا کم خوردم یه موانع ذهنی هست چند روز پیش که داشتم فکر می کردم که خیلی وقته بیسکویت و کیک تو خونه داریم و من به یادشون نبودم و نخوردم بعد اون، ذهنم شروع کرد که برو بخور، حالا این دفعه اشکال نداره، اگه قبل اشنایی با سایت بود که کلی خورده بودم اما به خودم گفتم که الان گرسنه نیست هر وقت گرسنه شدم میخورم 

      جمله من سیر هستم مخصوصا تو مهمانیها گفتنش برام خیلی سخته که فکر می کنم میزبان میخواد بگه که اونها رو تمیز نمی‌دونم یا دارم براشون کلاس میام و ممکنه صاحبخانه ناراحت بشه پس تو مهمونی ها گاهی بزور خوارکی یا غذا رو میخورم و شبش اصلا نمیتونم بخوابم اما از امروز می خواهم زمانی که به اندازه نیاز بدنم خوردم بگم من سیر هستم

      من امروز موقع صبحانه خوردن متوجه شدم که فاصله بین لقمه های که در دهانم می گذاشتم کمی بیشتر شده و از این بابت خوشحالم   

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1402/05/30 14:30
      مدت عضویت: 1728 روز
      امتیاز کاربر: 30711 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 662 کلمه

      به نام خدای مهربان

      سلام به همگی 

      من با اشتیاق دارم راهم رو ادامه میدم 

      من نباید فکر کنم  چقدر عادتم بد و اذیت کننده هست نه اون رفتار خودش بد نیست بلکه به خاطر تکرار زیادش من رو خسته و ناراحت کرده پس اون عادت خوب هست ولی تکرارش بد هست .

      پس عادتها رو تفکیک به خوب و بد نکنید همه خوبند اونها رفتارهایی هستند که در گذشته  خودمون انتخاب کردیم اون رو انجام بدیم و اشتباه نبودن ولی الان من چون نتیجه اش رو دوست ندارم  میخوام اون  رو تغییر بدم پس ذهنمون باید اگاه باشه من هیچ عادت و رفتار بدی ندارم چون اگر ذهن متوجه بشه  که این رفتارم بد هست به این نتیجه میرسه که من هم  بدم و این نتیجه خوبی نداره پس عادتهای قبلی  من  که بد هم نیستن  و هنوزم همراه من هستند اما من میخوام تجربه های جدیدتری  از اونها داشته بلشم یعنی دنبال تغییر و تنوع در اونها هستم  من خودم عاشق تنوع در لباس و دکوراسیون و تفریح و … هستم پس باید عاشق تنوع در رفتلرهام باشم و تجربه های جدید داشته باشم .

      من باید در ساعت خوردن و میزان خوردم و … تنوع بدم و از این تنوع لذت ببرم 

      برای مثال :

      همین نیم ساعت پیش غذا درست شد خواستم یکم از ته دیگ بردارم برداشتم اما اینقدر بی میل بودم و سیر بودم که راحت گفتم نه انجام نمیدم و ادامه ندادم همون یه ذره شد کمی بعد پلو ماهی رو گرم کردم و با دیدنش این فرمول بود که بخور خوشمزه اس خاصیت داره و … اومدم ریز یه تکه برداشتم دو تکه برداشتم واما دیدم بازم سیرم رها کردم و نخوردم و گقتم در نهایت اگر کسی نخورد بره سطل اشغال چرا من بخورم ؟؟ 

      خورشت بامیه و برنج درست شد برای پسرم کشیدم اومدم یکم بخورم بازم حس سیری رو داشتم و فقط،یه دونه بامیه با برنج خوردم و دیگه ادامه ندادم چون سیر بودم و اتفاقا در همین چند مورد سریع به خودم گفتم چرا ریره خواری میکنی حالا اگر هم دوست داری این کار رو بکنی به یه ذره تست کردن قانع باش و ادامه نده که انصافا همین کار رو کردم چون واقعا سیر بودم و انجام  این رفتارم به جای لذت من رو رنج میداد و فقط طبق عادت انجام میدادم که به خاطر بودن در این دوره تصمیم گرفتم یه راه ایجاد کنم و اونم مقدار و یا تعداد دفعات و  … رو در این عادت تعییر بدم .که امروزم هر دفعه خواستم این کار رو بکنم در حد سر سوزن برداشتم و دیگه ادامه ندادم 

      من ریزه خوراری هنگام اماده شدن ته دیگ رو کم کردم .

      من ریزه خواری حین اماده شدن پلو ماهی رو کم کردم .

      من ریزه خورای حین خورشت بامیه با برنج رو کم کردم .

      چقدر این تنوع در غذاا خوردنم رو دوست دارم و من عاشق این تغییرات هستم .

      من همیشه به دنبال تست کردن مواد عذایی جدید بودم  و  هستم و تنوع طلبی در خوردن و خیلی چیزای دیگه رو دوست دارم اما چرا تنوع در رفتار رو دوست نداریم و تنوع در عادت رو دوست نداریم و نمیخواییم عادتها رو تغییر بدیم پس هر وقت مزه ی جدید رو میبینید دقت کنیم انتخاب با شما باشد و تحت تاثیر تنوع مزه ها قرار نگیرید چون  در جهان هر روز تنوع در همه چیر خصوصا مزه ها و غداها بیشتر میشه پس باید کنترل دست ما باشه و سریع واکنش ندیم و کاری به روند تنوع پذیر  بازار نداریم .

      من امروز ظهر خورشت بامیه رو خالی بدون نون و برنج خوردم چون در همین حد چند قاشق خالی میل داشتم و بیشتر از این نمیتونستم بخورم پس من امروز ظهر برنج و نون و ته دیگ و همراهش بود اما من انتخاب کردم نخورم و فقط چند قاشق خالی خورشت بخورم چون سیر بودم خیلی گرسنه نبودم همین رو هم خوردم که ذهنم دست از سرم برداره و نگه چونکه ناهار نخوردی برو فلان چیز رو بخور و …یکم خالی  خوردم که ساکت بشه و من ارامش داشته باشم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      1401/12/09 09:25
      مدت عضویت: 539 روز
      امتیاز کاربر: 37816 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 418 کلمه

      سلام 

      اموزچالش ترکیب وتنوع طلبی هستش تنوع خود به خود چیزی خوبه حس حال دل انسان خوب میکنه روح وچسم وفکردرگیر میکنه برای ایده جدید با ترکیب باعادتهای قدیمی خودم مثل اجناس سنتی با مدرن وخیز جدید خلق میشه .

      حالاکه دقتم وپرسوجو رچاشنی این بخش کردم بهتر د رک میکنم چطور عادتهای غذایی رو با ترکیب کردن یی چیزی دیگه یی زمان دیگه به شگل دیگه هم لذت ببرم جدیدباشه

      هم یی فرمول حدید در ذهنم درست کنم برای خودم حس خوبی داره  .

      اول اگه حسم درست بشه تویی این بچش پس دارم ازش بودن در اینجا لذت میبرم .

      لذت بردن ازدستور عمل ابن مسیر هستش هرجا ازبودن درمسیر لذت نبریم یی جای کار میلنگه .

      من تازه دارم با چالش ارتباط خوبی برقرارمیکنم .

      دیروز خیلی بادخترم در مودر چگونکی تغییر کردن ونوع پخت غذا صحبت کردیم چطور ترکیب کردن چطور تزین کردن وتنوع ایجاد کردن وچطورمصرف کردن زمان مصرف انازه مصرف وچطور لذت بردن زمان دادن به موضوع وچطور گوش کرد ودقت درعمل کردن به موضوع  به این نتیجه رسیدم تنوع برایمن سنتی یی کم اولش سخت بود ولی حالا دارم ومیخوام به روزبشم اد لاک سنت بودن دربیام وفکرجدید هم چاشنی در عمل کردنخودم بکنم حتی د پخت غذا از وسیایل جدید استفاده کنم در پخت غذاهم تنوع ایجاد کنم نه فقط در خوردن.

      ترکیب غذایی میتونه هم چشم سیرکنه هم دهان طمع جدید مهمان کنه هم لذت ایجاد کنه وهم تنوع درست بشه.

      تنوع جدید درنوشتن همش به یی شکل نوشتن هم به نظرم زیبا نیست .

      کارهای جدید رو باید مثل منی با یی جوان مشورت کنه تجربه من به درد یزیی جوان میخوره جوانی وایده جدید اون به درد من  این مکمل کاری بهترجواب میده حس خستجو رودر من تقویت میکنه .

      دخترهای من تنوع در غذارو خیلی خوب بلد هستن دارم باهشون تجربه اونها روبه اشتراک میزارم .ولی خودم دراین بخش خیلی ضعیف عمل مینکم  مثلا دخترم کوچکم حتی تویی ماست خیاروسالابه قدری تنوع وترکیب جدی درست میکنه که هم کم مصرفی هم درست مصرفی وهم طمع جدید وهم ادوه باترکیب مثل شب کذشته با ترکیب ماست وخیار وهم کدو وهم بادام زمینی وا دویه سالاد پولبی بر ونعناع خیل طمع جدید ترکیب تازه وهم کم خوردن ماست به نظرم خوب دیگران هم گفته شه ایده بدیم برای ترکیب حدید وهم کم خوردن چیزی که عادتمون بوده 

      هم ماست مصرف شده هم کم مصرف شده هم درست انجام دادن عملی کار درنتیجه بهتر شدن حس ولذت در خوردن که جزوه اصلی در این پخش وتغییر ایجاد کردن در عملکرد  ما

      هستش امیددارم که درست متوجه شده باشم ودرست عمل کرده باشم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      1401/11/28 13:46
      مدت عضویت: 559 روز
      امتیاز کاربر: 11525 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 809 کلمه

      سلام و درود ‌. 

      من دارم تمرین می کنم که به عادت قبلی خودم راههایی اضافه کنم . 

      اول اینکه  دلایل خوردن رو از ذهنم بردارم . دوم اینکه دلایل نخوردن رو به ذهنم  اضافه کنم . 

      مثلا یکی از دلایل خوردن من به جز نیاز جسمی خوردن برای سرگرمی و باز شدن حوصله است . 

      خب در تمرین امروز صدگام این فرمول رو پیدا کردم و در اینجا ابن فرمول رو پاکسازی می کنم . 

      امروز برای رفع سر رفتن  حوصله غذا نمیخورم . این رفتار رو تغییر میدم . البته این همیشگی نیست . بیشتر روزهایی که تعطیلم و خانه هستم این عادت رو تکرار می کنم . 

      از امروز این عقیده رو تغییر میدم . 

      موقع سر رفتن حوصله نمیخورم . 

      بهش فکرم نمیکنم . 

      مثلا یه عقیده دیگه اینکه وقتی نخورم احساس گم کردگی دارم . 

      خب آخه این چه عقیده ایه . چی گم شده ؟ غذا که همیشه هست . چرا حس خلاء بکنی . 

      عجب باور  مسخره ای دارم . الان پیداش کردم . 

      خب دلیل این عقیده ام علاقه به خوردن غذاست . خب این علاقه  نیست . این اعتیاده . وابستگیه و میشه ترکش کرد . 

      اتفاقا از ترکش لذت ببرم و علاقه به ترکش رو در ذهنم پررنگ کنم . 

      تغییر عقیده عملکرد رو تغییر میده . 

      پس میتونم روی این عقیده کار کنم و بگم من عاشق جسم خودمم . علاقه ی من به جسم و روح و روان خودمه . 

      من با اینا خودمو پیدا کنم و پیدا کردم . عشق به مواد غذایی رو با عشق به بدنم و روانم و روحم جایگزین کنم . 

      اینجوری باعث میشه اعتماد به نفسم بیشتر بشه .

      چون عشق و انرژی  که دارم به مواد غذایی میدم رو برای خودم نگه میدارم . 

      پس این عقیده رو پررنگش کنم . 

      من خودم رو دوست دارم .

      چون بدن من جایگاه خداست .

      چون بدن من جایگاه منه . 

      چون من من هستم .

      پس خودمو حالمو دوست داشته باشم و برای خودم ارزش قائل باشم .

      من نمیخورم چون برای خودم ارزش قائلم .

      نمیخورم چون خودمو دوست دارم .

      نمیخورم چون نمیخوام آشغال وارد بدنم کنم .

      نمیخورم چون جسم من خونه خداست .

      نمیخورم چون میخوام سرگرمیهای دیگه برای خودم درست کنم .

      نمیخورم چون میخوام قدرت خلاقیتم رو در سایر علاقمندیهام به کار ببرم . 

      نمیخورم چون حالم بد میشه از زیاده خوردن .

      نمیخورم چون نیازم نیست .

      نمیخورم چون دوست ندارم .

      نمیخورم چون فرقی ندارن با هم .

      نمیخورم چون همشون یه مزه میدن .

      نمیخورم چون سبک بمونم . 

      نمیخورم چون خوابم میاد و میخوام بخوابم . 

      نمیخورم چون میخوام برم بیرون . 

      نمیخورم چون خوردن سخته . 

      نمیخورم چون نخوردن آسونتره . 

      نمیخورم چون حوصله ندارم همش برم دسشویی . 

      نمیخورم چون حوصله خوردن ندارم .

      نمیخورم چون خوردن بیش از اندازه نیازم  گناهه  

      نمیخورم چون حالم رو بد می کنه .

      اینها هم تمرینات امروز منه کار روی عقاید و ایجاد کردن دلایل نخوردن در ذهنم و توجه کردن به عقاید جدید و جستجو کردن این عقاید در انسانهای متناسب . 

      خیلی واقعا این تمرینات رو دوست دارم . تمرین کردن روی عقاید باعث میشه رفتار من خود به خود صحیح بشه و این خیلی کار منو راحتتر می کنه . 

      یعنی یه جورایی از تمرکز کردن روی نخوردن راحتتره . وقتی به  دلیل نخوردن توجه می کنم ناخوداگاه نمیخورم . ولی وقتی آگاهانه میخوام نخورم انگار انرژیش بیشتره . 

      البته من هردوتاش رو تمرین می کنم .

      همشون مثل شاخه گل هستند . هر کدوم یه بویی دارن و من دوست دارم از نیروی تنوع طلبی ذهنم استفاده کنم و هر چی که به ذهنم میرسه در راه لاغریم امتحانش کنم . 

      نمیخورم چون دوست دارم . 

      نمیخورم چون حال می کنم .

      نمیخورم چون میخوام بنویسم . 

      نمیخورم چون میخوام برم سر کار .

      نمیخورم چون گرسنم نیست . 

      نمیخورم چون میخوام راه برم . 

      نمیخورم چون میخوام کتاب بخونم 

       نمیخورم چون کار دارم . 

      نمیخورم چون اسرافه .

      نمیخورم چون مال من نیست .

      نمیخورم چون نمیدونم پولش حلاله یا نه .

      نمیخورم چون مال من نیست . 

      نمیخورم چون اضافه خوردن حرامه . 

      نمیخورم چون فلان ماده غذایی رو دوست ندارم .

      نمیخورم چون به دهنم مزه نمیده .

      نمیخورم چون دیگه عشقی به خوردن ندارم .

      نمیخورم چون دیگه با خوردنش حال نمی کنم .

      نمیخورم چون  نمیخوام انتخابش کنم ‌ . 

      ترکیب این رفتارها با عادت قبلیم کلا عادت جدید در من ایجاد می کنه و باز هم انتخاب خودمه و ناخوداگاه باعث میشه من عادتم تغییر کنه و همون عادت رنگ و بوی دیگه ای به خودش بگیره . 

      دقیقا مثل حرکت در طیف رنگ هست . من آرام و آهسته در طیف رنگ حرکت می کنم و رنگهای جدید رو تجربه میکنم . 

      چون بودن در یک رنگ دیگه خسته کننده میشه و من دوست دارم زندگیم متنوع باشه . 

      ایجاد تجربه جدید در زندگی خیلی لذتبخشه و اینکه من ابعاد جدیدی از ذهنمو و زندگیمو کشف می کنم . 

      خود متنوع تری از خودم رو میشناسم . چون من محدود نیستم و میتونم همه چیز رو تجربه کنم . فقط لازمه از قدرت خلاقیتم استفاده کنم و ببینم چه تغییراتی میتونم ایجاد کنم که هم آسون باشه هم دوستداشتنی  . فعلا همینا برای امروز  خوبه و من باهاشون حال می کنم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      1401/10/30 19:49
      مدت عضویت: 559 روز
      امتیاز کاربر: 11525 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 755 کلمه

      سلام . 

      من امروز دو قاشق سمنو ته ظرف رو نخوردم .

      من امروز شکلات نخوردم .

      قند با چای نخوردم .

      نصف پرتغال نخوردم . 

      نصف نارنگی نخوردم . 

      با آبگوشت نان نخوردم .

      اضافه آبگوشتم رو نخوردم .

      گوشت کوبیده نخوردم . 

      من صبحانه نخوردم .

      ناهار نخوردم . 

      آبگوشت سرد شده نخوردم .

      این خیلی برام جالب بود و خودم خنده ام گرفت . 

      من  حدودا یکی دو ساعت پیش  خب گرسنه شدم و مقداری که آب گوشت خوردم سیر شدم و مابقی آب گوشت رو نخوردم . گفتم دوباره که گرسنه میشم میخورم حدودا یه ساعت بعد احساس گرسنگی کردم رفتم بقیه آبگوشت رو بخورم دیدم سرد شده و گفتم دوست ندارم . نخوردم . رفتم گرمش کردم بعد خوردم . 

      این یه واکنش جدید بود که خلق کردم  . من در شخصیت چاقم اصلا برام فرقی نداشت که آبگوشت گرم باشه یا سرد . هر چی بود دم دستم میخوردم . این واکنش جدید از شخصیت لاغرم سرزد . خوشحال شدم که شناختمش . فهمیدم  شخصیت لاغرم  غذایی که سرد شده باشه رو دوست نداره و حتی اگه یکم زحمت داشته باشه ولی اشکالی نداره  یکم گرسنه میمونم ولی  گرمش می کنم بعد میخورمش .

      این  یه رفتار جدید بود که خودبه خود ایجاد شد و من فهمیدم از  شخصیت لاغر وجودمه  . پس این رفتار رو تو دفترم یادداشت میکنم که جزء رفتارهای خودبه خودی منِ لاغرم بود. 

      من دیشب شام نخوردم دوتا کیوی  خوردم . من سه تا کیوی نخوردم . ساندویچ بندری نخوردم . 

      من امروز صبحانه  نخوردم . 

      فکر می کنم غیر از سیر بودن یا گرسنه نبودن خوبه یه دلایلی هم برای نخوردنم اضافه کنم . 

      مثلا همون رفتاره که گفتم نخوردم چون سرد شده بود . 

      پس خوبه این تنوع ها رو در نخوردن ایجاد کنم . 

      نخوردم نه فقط به این دلیل که سیر بودم . نخوردم چون سرد شده بود . 

      مثلا چیزایی که میشه اضافه کرد :

       نخوردم چون وقت نداشتم . 

      نخوردم چون غذای مورد علاقه ام نبود . 

      نخوردم چون …. 

      میبینید الان زیاد دلیل ندارم برای نخوردن . 

      ولی ذهن چاق کلی دلیل برای خوردن داشت . 

      خوردم چون نذری بود .

      خوردم چون مامانم گفت .

      خوردم چون خوش میگذشت .

      خوردم چون پولشو دادم .

      خوردم چون حیف بود .

      خوردم چون خوشمزه بود .

      خوردم چون نرم بود .

      خوردم چون عصبی بودم . 

      خوردم چون خیلی کار کرده بودم

      خوردم چون جدید بود .

       و همین تنوع طلبی که شما در فایل فرمودید در خوردنهامون خیلی به کار بردیم . 

      خوردم چون طعمش با اون یکی فرق میکرد . میخواستم امتحان کنم هردو طعم رو .

      خوردم چون رستوران جدید بود .

      خوردم چون تعارفم کردن . 

      ذهن چاق ما دلیل برای خوردن زیاد داشت . 

      خب ما میتونیم از همین ویژگی استفاده کنیم و تنوع طلبی رو در لاغری هم بیاریم . 

      من اینو نخوردم چون …. 

      الان فقط دلیل سیریه . 

      نخوردم چون سیر بودم .

      نخوردم چون گرسنه نبودم . 

      امروز یه دلیل پیدا کردم نخوردم چون سرد بود .

      آها بازم میشه گفت 

      نخوردم چون مونده بود . 

      نخوردم چون مثلا دنبه داشت و من دنبه رو دوست نداشتم . 

      نخوردم چون ادویه داشت . 

      نخوردم چون تکراری بود . 

      نخوردم چون دوسش نداشتم . 

      فعلا اینا به ذهنم میرسه . 

      راستی امروز یه رفتارهای دیگه هم اضافه کردم . 

      رختخوابمو خودم جمع کردم . 

      همش روی تخت دراز نکشیدم . 

      یه وقتایی بلند شدم حرکت کردم و نشستم .

       یا وقتی زیاد نشسته بودم میگفتم خب خسته شدم چیکار کنم مثلا بلند شدم رفتم توی آشپزخونه پیش مامانم و شیر آب رو درست کردم . 

      ظرف ناهارمو خودم شستم . 

      دلم میخواد فردا که برم سرکار با موتور نرم پیاده برم راه زیاد نیست ولی میترسم یکم عجله کنم . 

      حالا اگه دیدم خوشم اومد و هوا خوب بود فردا به جای موتور پیاده میرم سرکار . 

      امروز به مامانم کارامو نگفتم . 

      نگفتم مامان یه لیوان آب بیار .

       نگفتم مامان حولمو بیار . 

      نگفتم مامان لباسامو بیار . 

      خودم حولمو بردم .

       خودم آب خوردم . 

      خودم لباسامو گرفتم و بردم حمام . 

      حالا سرکارمم یه سری تغییرات میخوام بدم  . ولی عجله نمی کنم آروم آروم . 

      در این درس یاد گرفتم  که رفتار جدید در عادت قبلی کلی واکنش جدید خلق می کنه  که باعث میشه من تجربیات جدیدی رو به وجود بیارم . این تجربیات امروزم بود که دیروز نداشتم . 

      برام جدیده دوست دارم ادامه بدم . شیرینه . یاد گرفتم از این به بعد تنوع طلبی رو در لاغری به کار ببرم . مثل همون نیروی انعطاف. 

      همونطور که یاد گرفتم از نیروی انعطافم برای چاقی استفاده نکنم و  برای لاغری استفاده کنم از نیروی تنوع طلبی هم برای لاغری استفاده کنم . 

      درس خوبی بود . عمل کردنش شیرینه . البته الان نمیدونم چی کار میخوام بکنم ولی این فرمول ذهنی جدیده کم کم به ذهنم میاد که چیکار کنم . 

       فرمول قبلی : تنوع طلبی در چاقی . 

      فرمول جدید : تنوع طلبی در لاغری . 🤗🤗🤗🤗

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرانا
      1401/08/24 20:48
      مدت عضویت: 1097 روز
      امتیاز کاربر: 6512 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 487 کلمه

      سلام به همه دوستان همراه! با اینکه الان جلسات زیادی از این دوره گذشته ولی من هنوز درگیری های زیادی با آن دارم و هنوز نمی‌دانم دقیقا چه چیزی را می‌خواهم تغییر بدهم، چیزی که حالا به عنوان عادتی که قصد تغییرش را دارم، اینجا اعلام کرده ام، خوردن یک چیز شیرین بعد از غذا و کلا خوردن بعد از غذا خصوصا در وعده ناهار است. ولی در واقعیت من هنوز هم از خوردن یک چیز شیرین بعد از غذا لذت میبرم ولی چون این عادت را دلیل چاقی خودم میدانم میخواهم آن را تغییر بدهم وگرنه مرا اذیت نمی کند. 

      برنامه من به این شکل است که صبحانه را یا در خانه یا در محل کار میخورم و معمولا چیزی که برای خودم تعریف کرده ام به این شکل است که تا وعده ناهار دیگر چیزی نباید بخورم مگر چایی یا دمنوش!!و گاهی که خیلی گرسنه میشوم در این فاصله و چیز کوچکی مثل آب نبات یا یک عدد بیسکوییت(چیزهایی که در دسترسم هست در محل کار) را میخورم، احساس ناراحتی می کنم. در حالیکه نباید روی ساعت خوردنم حساس باشم و اتفاقا این نخوردن باعث می‌شود برای ناهار ولع خوردن بیشتری داشته باشم. ( تو که لالایی بلدی چرا خوابت نمیبره) 

      معمولا ناهارم را ساعت 2 و نیم میخورم و یک فاصله 6 تا 7 ساعت بین وعده غذایی ام بعد از صبحانه هست و اتفاقا بعضی از روزها واقعا هم احساس گرسنگی نمی کنم و همان چای برایم کافی است. 

      موقع ناهار، غذایم را داخل ظرف میوه خوری میکشم و معمولا بار دوم هم نصف مقدار اول یا گاهی برابر غذا میکشم که در واقع انگار یک بشقاب غذا خوری خورده باشم و معمولا هنوز جا برای غذا خوردن دارم و علائم پرخوری ( غیر از عذاب وجدان که معمولا دارم) به سراغم نمی آیند. 

      عادت دارم همیشه بعد از غذا چایی بخورم چون کلا آب نمیخورم و الان که در این چالش هستم با اینکه دلم می‌خواهد بعد از غذا چیزی بخورم ولی سعی می کنم آن را به تاخیر بیندازم تا این احساس گرسنگی کاذب که در اثر سیر نخوردن ناهار در ذهنم ایجاد شده از بین برود. 

      عادت نداشتم همیشه با چایی چیزی غیر از قند بخورم ولی بعضی روزها با یک عدد شکلات تلخ میخورم. مثلا امروز دلم شیرینی میخواست و اتفاقا کیک و بيسکوئيت هم داشتم ولی تصمیم گرفتم به جای آن یک عدد سیب و نارنگی کوچک بخورم. یا جدیدا نوشابه را یک لیوان کامل نمیخورم. این عادت خوردن بعد از ناهارم خیلی کمتر شده چون خودم دارم آن را به شکل‌های مختلف مدیریت می کنم ولی حالا اگر روزی هم اتفاق افتاد بخاطر آن خودم را سرزنش نمی کنم. 

      کلا خیلی دنبال تست کردن طعم جدید نیستم ولی به عنوان یک ایده پولساز به کشف یک طعم جدید زیاد فکر می کنم. مثل کسی که برای اولین بار سس مایونز را درست کرد. 

      باید سعی کنم اینقدر روی مقدار، زمان و نوع غذایی که میخورم حساس نباشم و آزادی عمل بیشتری به ذهنم بدهم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سمیه
      1401/02/03 16:46
      مدت عضویت: 922 روز
      امتیاز کاربر: 8399 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 415 کلمه

      با عرض سلام و ادب 

      گام ششم.ادغام رفتار جدید با عادت قبلی.

      عادت های ما در واقع رفتار هایی هستند که به واسطه تکرار در زمان به عادت تبدیل شده اند.

      من از این به بعد به رفتارهای خودم صفت خوب یا بد نمی دهم رفتار خوب و رفتار بد معنا ندارد وقتی رفتاری با تکرار شدن در زمانی طولانی نتیجه می دهد،ما برحسب همان نتیجه این عادت را خوب یابد می دانیم. پس توجه من باید روی نتیجه عادت باشد. اگر از نتیجه عادتم رضایت داشته باشند حسم خوب باشد این عادت برای من خوشه آیند است. از این به بعد خود را به خاطر هیچ رفتاری سرزنش نمی کنند و جزو ممنوعیات این دوره خواهد بود. مسلما به خاطر سرزنش ،حس بدی  از خودم به ذهنم منتقل می کنم و باعث تمرکز بر آن رفتار می‌شود.

      عادات اصلی و همیشگی من را نمی توانم تغییر دهم ولی می توانم انتخاب های جدید داشته باشم که با عادت خودم ترکیب کنم.

      ادغام انتخاب و عادت اصلی ،یک واکنش رفتاری جدید به دنبال دارد که مطمئناً نتیجه و تجربه ای جدید را باعث می شود.

      از ابتدای آفرینش انسان،تجربه کردن موقعیت و موارد جدید و تنوع طلبی از ویژگی های بارز انسان های اولیه تا به حال بوده است. از تنوع طلبی در مواد خوراکی اولیه کشاورزی هایی که جدید جدید تر شدند تا اکتشافات جغرافیایی و فراتر از کره زمین اکتشافات فضایی را می توان نام برد.

      پس ذهن ما تنوع را می طلبد و پذیرای ادامه عادت قبلی با رفتار جدید است چون که دوست دارد موارد جدید را تجربه کند. حالا آگاهانه رفتاری که می دانیم نتایج رضایت بخشی برای ما در پی خواهد داشت را با عادت قبلی ترکیب می کنیم.

      وقتی من عادت دارم هر وقت سمنو دیدم چون خیلی دوست دارم سریع امتحان کنم و بخورم،رفتار جدید را با این عادت ترکیب می کنم رفتاری که مرا از خوردن سمنو منع نمی‌کند و فقط باید ۱۰ دقیقه صبر کنم و به زبان بدن متوجه کنم که چقدر و به چه میزان نیاز به خوردن این ماده غذایی دارد.

      چند بار این رفتار را  امتحان کردم و نتیجه‌اش این بود که به راحتی پس من نگفتم موقع شستن لکه قهوه از میوه آن خوردم خیلی راحت از شیرینی گذشتم و گاهی متوجه سیری خودم شدم و چیزی نخوردم و یا یک تکه کوچک از کلوچه بسنده کردم.

      در این فایل ،موضوعی که برایم جذاب و کارآمد بود این مطلب است که هیچ وقت تستر غذا های جدید  نباشم و از امروز می خواهم این کار را در رفتارهای خودم بگنجم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سنا سعادت
      1401/01/20 01:11
      مدت عضویت: 1775 روز
      امتیاز کاربر: 347 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 103 کلمه

      ضمن تشکر از استاد چقدر این مطالب زیبا بود از خوندنش سیر نمیشم، من هم بسیار تنوع طلب هستم واز اون لذت میبرم، وپس از خوندن این قسمت تنوع در خوردن رو امتحان کردم ک خیلی خوش ایند بود به جای قند با چایی یه تا کشمش خوردم خیلی طعم جالبی داشت،میزان نان مصرفی رو به اتدازه سیر شدن مصرف کردم وبعد متوجه شدم اصلا نیازم به نان یک چهارم میران همیشگی بوده، واز سبک بودن معده لذت بردم ک تنوع جالبی بود وکلا به اندازه نباز  مصرف کردن هم یک تنوع جدید بود واقعا جناب عطار روشن ممنون از این  هدیه گرانبها 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Laleh
      1401/01/15 04:03
      مدت عضویت: 1443 روز
      امتیاز کاربر: 19597 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 590 کلمه

      فایل ” ترکیب رفتار جدید با عادت (قسمت ششم )\”:

      عادتهای ما در واقع رفتارهایی هستند که به واسطه تکرار در زمان، به “عادت” تبدیل شده اند.

      همان طور که استاد در ابتدای فایل در نوشته خود به ان اشاره کردند ، ما رفتارها را به دو گروه خوب یا بد تقسیم نمیکنیم؛ چرا که هر رفتار به نوبه خود نه خوب است و نه بد.

      من سال 2009 وارد کشورامریکا شدم و توانستم با زندگی در اینجا به تفاوتها ی عادتهای غذایی که ما در ایران داریم و مردم امریکا در اینجا دارند، پی ببرم.  

      در اینجا چند مورد را برای شما عنوان میکنم تا ببینید وبهتر متوجه شوید، که تعریفی که انسانها از ان عادت یا عادات کرده اند؛ دراین دو کشوربا هم تعریف کرده اند متفاوت است؛ والا خوب یا بد بودن عادت ، مفید یا مضر بودنش، ربطی به مردم ان کشور و یا خوب و بد بودن رفتارهای انان ندارد.

      فقط و فقط و فقط این “عادات” توسط خود انسانها متفاوت تعریف شده است.

      مثالهایی راجع به مقایسه عادات رفتار غذایی ما در ایران با مردم امریکا:

      1. ما در ایران، برنج را با “ قاشق” در وعده غذایی ناهارو یا شام میخوریم، ولی مردم امریکا، عادت کرده اند که برنج را با چنگال بخورند.

      2. ما در ایران، پیتزا را با “ سس کچاپ ” میخوریم، ولی مردم امریکا، عادت کرده اند که پیتزا را با سس رنچ بخورند.

      3. ما در ایران، نیمرو را با “ نان” میخوریم، ولی مردم امریکا، عادت کرده اند که تخم مرغ را بدون نان و با پنیر پیتزا و بیکن ميخورند.

      4. ما در ایران، “صبحانه” را به عنوان یک وعده غذایی میخوریم وروزمان را با ان شروع میکنم، ولی مردم امریکا، عادت کرده اند که بیشترروزها صبحانه نخورند.

      5. ما در ایران، “ ميوه” را برای صبحانه نمیخوریم، ولی  مردم امریکا، عادت کرده اند که اگر زمانی بخواهند صبحانه بخورند؛ ميوه یکی از ان گزینه ها باشد.

      6. ما در ایران،  بیشتر وعده های غذایی را دوست داریم در صورت امکان؛ کنار “ خانواده ” بخوریم، ولی  مردم امریکا، عادت کرده اند که فقط وعده شام را در کنار خانواده بخورند.

      7. ما در ایران، “ چای” را داغ و گرم و حتی گاهی با نبات میخوریم، ولی  مردم امریکا، عادت کرده اند که اگر چای بخورند ، انها چای را سرد میخورند که در ضمن شکرهم به ان اضافه شده است

      8. ما در ایران، “ قند” را در کنار لپ خود میگذاریم و چای را با ان میخوریم، ولی مردم امریکا، عادت کرده اند که اگر چای بخورند، قند را در ان حل میکنند.

      9. ما در ایران، “ غذای گوشتی” را با برنج و یا نان میخوریم، ولی مردم امریکا، عادت کرده اند که گوشت را تنها بخورند؛ مخصوصا وقتی استیک میخورند.

      10. ما در ایران، “ میوه ” را پوست میگیریم و میخوریم، ولی مردم امریکا، عادت کرده اند که بیشتر ابمیوه بخورند؛ چون بیشتر میوه ها را بلد نیستند که پوست بگیرند.

      من در تمرین اول، تصميم گرفتم که “ موقع خوردن چای ، فقط یک برش از کیک و یایک عدد خرما و یا یک عدد بیسکویت و یایک برش دونات donut یا یک عدد شیرینی بخورم.

      من الان در تمرین ششم، تصمیم گرفتم که رفتار جدید زیر را برای ایجاد تنوع در عادت قبلی ام، جایگزین کنم:

      من از امروز روزانه، یکساعت از زمان دیدن و تماشای فیلم و سریال را ، به انجام تمرینها و فایلها در سایت اختصاص دهم و از زندگیم لذت بیشتری ببرم؛ چون این رفتار جدید، مرا به هدف متناسب شدنم؛ نزدیکتر میکند و همچنان برایم، مانند تماشا ی فیلم؛ لذت بخش است و حتی بیشتر مرا، به هیجان میاورد .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5981 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 28 کلمه

        سلام و درود
        از خوندن نوشته شما لذت بردم
        مقایسه فرهنگ غذایی ایران و آمریکا فوق العاده بود
        انشاالله دوستانی که در کشورهای دیگر هستند این ابتکار شما را اجرا کنند.
        باتشکر

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار الهام خضرلو
        1401/06/04 11:41
        مدت عضویت: 1787 روز
        امتیاز کاربر: 20493 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 124 کلمه

        سلام دوباره به لاله عزیزم 

        من اومدم اینجا خوندم این مطالب شما رو عالی بود مقایسه ی عادات غذایی ایرانی ها و امریکایی ها

        ممنون میشم در مورد باورها هم یه مقایسه بکنید مثلا امریکایی ها چه عواملی رو باعث چاقی شون میدونن یا با افراد چاق چه برخوردی دارن آیا وقتی بهم میرسن میگن چاق شدی چاق تر شدی یا قضاوت کنن واینکه برای لاغری بیشتر چه کارهایی میکنن ؟

        واینکه خیلی تعجب کردم از اینکه گفتین مردم آمریکا به معنویت اهمیت نمیدن چون بزرگترین اساتید جذب اونجا هستن مثل آنتونی رابینز یا جول استین یا دیگران وسمینارهاشون رو دیدم خیلی در سمینارها مردم شرکت میکنن 

        یا با بچه ها در مورد غذا خوردن برخوردی دارن یا چندتا بچه دارن؟ 

        ممنون میشم هر زمان وقت داشتین برامون بنویسید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صبا
      1401/01/09 04:23
      مدت عضویت: 1400 روز
      امتیاز کاربر: 12761 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 697 کلمه

      سلااام

      من خوشحالم که دارم ذهن خودمو بهتر میشناسم.

      ذهن من عاشق تنوعه و تا قبل از اینکه این دوره رو شرکت کنم اینو یادم رفته بود و به زور سعی میکردم یه عادتو تکرار کنم چون بار اول که انجامش داده بودم احساس خوب بهم داده بود ولی ازون به بعدی که ازش خسته شدم با انتخاب خودم تصمیم میگرفتم تکرارش کنم و چون ذهنم عاشق تنوعه از این رفتارم خسته شده بود و مدام بهم اخطار میداد که صبا این اون چیزی نیست که من دوست دارم و وقتی من بهش گوش نمیدادم احساسمو بد میکرد بهم عذاب وجدان میداد افکار چاق کنندمو تقویت میکرد و… در واقع خودم همون ذهنمم ولی برای درک این موضوع دارم ذهنمو مثه یه عامل جدا توی خودم در نظر میگیرن اما در واقع خودم تک تک اون عادتا رو ایجاد کردم و تکرارشون کردم و الانم خودم میخوام یه تنوعی ایجاد کنم توشون همه چیز اختیار خودمه و ذهنم هم مال خودمه . این منم که تصمیم میگیرم چه رفتاری داشته باشم و این بهم احساس قدرت میده الان چند وقتیه که ولع ندارم چون خودمو تایید کردم به خودم گفتم تو رفتار درستو انجام میدادی و اون همه انتخاب زیادی که برای خوردن داشتی در واقع خیلی هم خوب بوده . وقتی خوردن بهم آرامش میده چرا نگم خوردن بهم آرامش میده؟ من اینو میدونستم ولی اون زمان داشتم انکارش میکردم که پرخوری خیلی رفتار و عادت خوبیه و چون با خودم بد بودم دنبال یه راه فرار از خودم میگشتم و چون پرخوری کردن بهم آرامش میداد دوباره میرفتم سمتش ، الانم میتونم برم سمتش و پرخوری کنم وقتی حالم گرفته ولی خب این دیگه تکراری شده و من چیزای تکراری رو دوست ندارم الان میخوام چیزای جدید انتخاب کنم و وقتی حالم بده اون کارا رو انجام بدم . همون قدر که ذهنم دوست داره جای میز کارمو عوض کنم ، گل ها رو جا به جا کنم ، فیلم جدید ببینم ، با آدمای جدید حرف بزنم ، همون قدرم دوست داره من رفتار جدید توی خوردنم به وجود بیارم و الان دارم کیف میکنم چون خیلی باحاله که من هر بار موقع خوردن یه تغییری ایجاد میکنم مثلا لقمه ی نون و شکلات صبحانمو دلم میخواست مثه همیشه تا ته بخورم ولی یه لحظه یادم افتاد که پرنده ها هم شاید به اندازه ی من دلشون بخواد ازین خوراکی بخورن و ته صبحونمو گذاشتم برای پرنده ها ، یا دیروز که ته نودلو نخوردم خیلی بهم کیف داد ، شبشم سه چهار تا خیار شور ته کاسه مونده بود که من دیگه دلم نمیخواستشون ، یا اون وقتی که داشتم بادوم زمینی میخوردم و به خودم گفتم چند دقیقه دیگه میام میخورمشون و رفتم بالا و بعد از چند دقیقه اومدم خوردمشون خیلی خوب بود. اینطوری دیگه همه ی فکر و ذکرم غذا نیست چون به خودم اطمینان میدم که حتما اون کارو انجام میدم و فقط با یه تغییر کوچولو انجامش میدم.

      من عاشق زندگیم به خاطر اینکه خیلی شبیه بازیه ، من عاشق بازی کردنم و بازی هم همون قدری تنوع داره که ذهن ما عاشقشه. این چالشم یه بازیه برای همین ذهن من خیلی دوسش داره و من هر روز میام فایلامو گوش میدم و تمریناتمو انجام میدم و منتظرم این قسمتم کامل شه قسمت بعدی رو ببینم و نظراتو میخونم تا دید بهتری به تمرینات پیدا کنم ، به خاطر همینه که ایمان دارم شگفتی ساز میشم و به خودم افتخار میکنم.

      درباره ی تحت تاثیر قرار نگرفتن هم خیلی فکر کردم و دیدم بیشتر آدمای چاق اینطورین که تا یه جای جدید باز میشه یا یه خوراکی جدید میبینن میخوان امتحانش کنن و مثلا داداش خودم که متناسبه عمرا چیزای جدیدو امتحان کنه و باید صد بار بهش بگیم خوشمزست و حالا یه بار بخور عاشقش  میشی و… تا شاید لب بزنه به اون چیز جدید، البته من که این حرفا بهش نمیزنم و میزارم هر طور دوست داره غذا بخوره اما دیگران توی این کار خیلی استمرار دارن و همیشه بهش چیزای جدیدو تعارف میکنن اما سپهر حاضر نیست یه بارم بخورتشون .

      و ما باید حواسمون باشه که امتحان کردن چیزای جدید بر طبق انتخاب خودمون باشه نه تحت تاثیر گرفتن عوامل بیرونی مثه تبلیغات و…

      خدایا شکرت

      ممنونم استاد عطار روشن عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار سنا سعادت
        1401/01/20 01:19
        مدت عضویت: 1775 روز
        امتیاز کاربر: 347 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 18 کلمه

        این نکته ک انتخاب باید بر اساس سلیقه خودمون باشه خیلی درسته نباید تحت تاثیر دیگران قرار بگیریم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1400/12/26 15:11
      مدت عضویت: 1728 روز
      امتیاز کاربر: 30711 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 939 کلمه

      سلام به استاد گرامی و دوستان عالی و هم مسیرم  

      من با اشتیاق هر روز یک قدم برمیدارم اما  خوب میدانم تغییر عادت من یکم زمان می‌بره و من نباید عجله کنم و فقط باید استمرار در مسیر داشته باشم  چون عادت قبلی من هم با تکرار کردن بارها ی اون رفتار در من به وجود اومده پس حالا هم با تکرار رفتار جدید(که یک راه ایجاد کردم ) من عادت جدیدی پیدا خواهم کرد  و من یاد گرفتم با این عادت خودم که  وقتی غذایی خوشمزه بود و دوستش داشتم اضافه بر نیاز سیری غذا میخورم در صلح باشم و بارها باید بگم این عادت من و بقیه عادتها ی  من همه خوب هستن و اما ممکنه نتیجه ی اون عادت ها  برام خوب نباشه و من دوستشون نداشته باشم  که من باید با  تکرار این آموزشها اون عادت رو کمرنگ کنم .

      پس تمام عادتهای  خوب هستن چون در گذشته این رفتار ها انتخاب من بودن پس حتما برام خوب بودن که این رفتار رو انتخاب کردم اما حالا می‌خوام انتخابهای متفاوتی داشته باشم نه اینکه انتخاب قبلی من اشتباه بوده نه می‌خوام تنوع در انتخاب داشته باشیم.

       و حالا چرا باید با عادتهای خودمون در صلح باشیم ؟؟؟

      چون اگر ذهن ناخود آگاه نتیجه گیری کنه که رفتارها و یا عادتهای من بد هستن به این نتیجه میرسه که خود من بد هستم و دیگه رفتار اشتباه پشت سر هم برای ما ایجاد میشه که تاثیر خوبی در ما نخواهند داشت .

      پس من انتخابهای قبلیم رو دوست دارم  و لی چون نتیجه اش رو دوست ندارم  ، می‌خوام  یه تغییر  در اون  ایجاد کنم .

      من باید از تنوع در انتخابهای غذاییم استقبال کنم همانطور که از تنوع در دکوراسیون و سبک پوشش و مکان تفریح و … استقبال میکنم .

      من خیلی انتخابهای جدیدی در خوردن باید داشته باشم مثلا  هم در زمان خوردن هم در میزان خوردن و هم در….‌‌و تمام این تنوع باعث قدرت و شادابی در ما میشه .

      و من دوست دارم مدتها این انتخابهای جدیدم رو تکرار کنم 

      مثلا من امروز ظهر ناهار پیراشکی داشتم و دلم خواست داغ و داغ حین سرخ کردن  بخورم و همونجا پای اجاق گاز دو عدد خوردم و اما دیگه روی میز ناهار دوست نداشتم با بچه هام بخورم چون سیر بودم و هر چقدر خواستم وسوسه بشم که برم دوباره بخورم اما به جسمم که توجه میکردم سیر بودم و اصلا نیاز نداشتم و خیلی راحت از خوردن ناهار با بچه هام صرف نظر کردم تا یه ساعت بعد که رفتم میز رو جمع کنم دو عدد و نصفی در بشقاب پسرم بود وذلم خواست که دوباره  اضافه بر نیازم که سیرم بخورم و من فقط اون عادت گذشته رو تکرار کردم اما با خوردن همون یه نصف پیراشکی و دلم اون دو تا ی دست نخورده رو هم دیگه نخواست و سر جاشون گذاشتم  و چقدر امروز من از خوردن خودم لذت بردم که اضافه خوری رو داشتم اما با یه تغییر و تنوع که مقدار اضافه خوردیم از همیشه در گذشته  خیلی کوچک تر  بود و من لذت بردم .که هم عادتم رو داشتم و هم برای  تناسب اندام خودم کاری کردم . 

      من عاشق این تنوع در رفتارم هستم و لذت میبرم از تنوع در انتخابهام و می‌خوام تنوعهای بیشتری رو تجربه کنم  و یا یک مثال دیگه از امروز خودم که بخوام بگم این هست که  من امروز صبح از خواب که پا شدم خیلی گرسنه نبودم و اما طبق عادت به عدد کروسان با شیر برداشتم که  بخورم  اما بازم تنوع در انتخابهام داشتم  چون با کارد نصفش کردم و نصفش رو خوردم و هنوز نصفش داخل بوفه ی کیکها هست . اصلا یادم رفت که هست که برم  دوباره بخورم و چقدر دیدن اون نصفه کیک نخورده   .برای من ارزشمند هست .

      ای  ول دم خودم  گرم. با این همه تنوع جدید که  در خوردن پیدا کردم من از تمام اونها لذت میبرم و احساس قدرت و توانایی میکنم .

      و اما من وقتی تنوع در مواد غذایی  رو به روم باشه خیلی دوست دارم تمام مزه ها رو اگه شد در حد یه نوک قاشق تست کنم   و این نشون میده که ذات من عاشق تنوع هست اما باید به خودم بگم چرا تنوع در عادتهامون رو دوست نداریم  ؟؟؟؟؟ و  دوست داریم همش یک  عادت  رو تکرار کنیم .

      من توانایی ایجاد تنوع در عادتهام  رو دارم ولی فقط در یک جاهایی از اون استفاده میکنیم که اشتباه هست .

      من باید بدونم هر روز این جهان به سمت تنوع زیادی در تمام جنبه ها مثل مواد خوراکی و رستورانها و …. پیش می‌ره اما من نباید مغلوب این تنوع بشم  چون هر روز شاهد کلی خوردنی‌های جدید و ….هستیم اما من کاری به این همه تنوع مواد خوراکی و مکانها برای سرو غذا. در  در بازار ندارم .

      من فعلا تنوع رو فقط در جنبه ی عادتهایی که نتیجه ی خوبی برام نداشته  رو می‌خوام  و من دلم عادتهای متنوع و  جدید می‌خواد و از وقتی در دوره هستم کلی عادت جدید خلق کردم که از داشتن اونها کلی لذت میبرم مثلا من هر وقت برم خونه مادرم و سیر باشم و اما اونجا کلی‌ خوراکی و غذا  باشه من لب نمیزنم چون سیرم و تمرکزم رو بر نیاز جسمم میازرم و یا من هر بعد ازظهر چایی نمی‌خورم و یا اگر بخورم به خاطر علاقه ام به کشمش ترجیح میدم با کشمش بخورم در حالی که قند و شیرینی هم هست اما من نمی‌خورم .چون دوست ندارم و یا قبلا عادت داشتم بعد از ظهر برم کنار  قابلمه  و  غذا بخورم اما حالا دیگه  از انجام این کار اصلا لذتی نمی‌برم و اصلا این عادتم  یادم رفته و اصلا یادم نمیاد که بخوام انجامش بدم و …..

      من شگفتی ساز میشم 

      من در مسیر تغییر کردنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 42375 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 296 کلمه

      سلام استاد عزیز
      سلام دوستان هم مسیر
      با دیدن این فایل تازه متوجه بعضی رفتارهای جدید شدم،
      من قبلا هر کاری که شروع شده بود دوست داشتم حتماتموم بشه مثلا اگه نهار درست کرده بودم دوست داشتم حتما فوری خورده بشه که این مرحله از درگیری ذهن بره کنار و به بقیه کارام برسم و احساس میکردم اگه زود انجام نشه وقتم تلف میشه،
      الان اینطوری نیستم وقتی برای همسرم و دخترم غذاشون رو میزارم مال خودم رو میزارم رو گاز و تا وقتی شکمم احساس گشنگی نکنه نمیرم سراغش.
      اینکه من صبحها یکم دیر بیدار میشدم رو تغییر دادم قبلا میگفتم اگه کنار دخترم میخوابم اونم بیشر میخوابه ولی الان به عشق انجام مسیر تناسب اندام با ذهن یکی دو ساعت زوتر بیدار میشم.
      چون فاصله صبحانه و نهار ما خیلی کمه همیشه میگفتم این خیلی تاثیر داره رو اضافه وزنم ولی الان شکر خدا بعد خوردن صبحانه واقعا میتونم منتظر پیام گشنگیم بشم بعد نهارم رو میخورم،
      ولی همسرم چون میره سر کار نهار رو زوتر میدم بهش.
      کاملا متوجه شدم که میزان سنگکی که صبحانه میخورم خیلی کمتر شده و زودتر احساس سیری میکنم😃
      و وقتی که شام خوردم کامل منتظر میمونم اون حالت سیریم کم بشه مثلا بعد ۳ساعت بعد میوه میخورم،
      اگه همسرم میگم چی داریم واسه خوردن براش میارم و میگه تو نمیخوری میگم نه الان سیرم و میل ندارم بعدا میخورم 😃
      اون حرس و ولع و عطش خریدن شیرینی در عصر و همراه چای خوردنم کم شده بخدا ،
      خیلی جالبه برام ☺😃😄
      واقعا به این نتیجه رسیدم که بیشتر اوقات ما اصلا گشنه نبودیم ولی میخوردیم
      با دهان،چشم ، گوش ،بینی و لمس موادخوراکی تحریک میشدیم و میخوردیم،
      الان من از ته دلم تصمیم گرفتم فقط از طریق دهانم بخورم و تا حس گرسنگی واقعی نیومد برم سراغ کارهای دیگه و نخورم.

      ❤انتخابهای جدید ماروبه مسیرجدیدمیبره❤

      ممنونم استاد دلسوز
      همیشه سربلند باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریماه فقری
      1400/11/11 21:47
      مدت عضویت: 1311 روز
      امتیاز کاربر: 11695 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 208 کلمه

      سلام 

      منم امروز شامم‌ را به محض اینکه بدنم گفت سیر شدم دیگه ادامه ندادم و خدارو شکر که تونستم تنوعی توی رفتارم بدم 

      ولی خب قبلش کیک خوردم و به ندای بدنم توجهی نکردم و ادامه دادم اگه پرخوری ضرری ندارد پس نباید بخاطرش ناراحت باشم من امروز هم عادت قبلیمو تکرار کردم و از تکرارش هم احساس بدی نگرفتم و هم اینکه سر ناهار و شام تونستم توی عادت رفتارم تنوع بدم و از این تنوع هم لذت بردم 

      در مورد تنوع غذایی در جهان امروز باید بگم که من قبلاً تا می‌شنیدم مثلاً فلان جا کیفیت غذاش خوبه یا فلان جا تازه تاسیس شده دیگه دل تو دلم نبود که برم و از غذاش نیست کنم درصورتیکه هیچوقت مثلاً این خبر که فلان جا کالکشن جدیدی لباس آوردن منو به وجد نمیاورد 

      وای از یه جایی به بعد گفتم دیگه حالا فرض کن بری و اون غذای جدید را هم امتحان کنی چه اتفاق خاصی میوفته هیچی  

      و خب تقریبا دیگه اون ولع رو ندارم که حالا حتما برم و امتحان کنم ببینم چیه بلکه بیشتر سعی میکنم خودم انتخاب کنم که چی بخورم چی نخورم و به چه اندازه بخورم 

      و اینکه من امروز چندتا قاشق ماکارونی مو نخوردم و سرناهار هم چندتا قاشق پلو لوبیا نخوردم 🥳🥳😊😊

      خدایا شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      1400/11/04 10:23
      مدت عضویت: 1517 روز
      امتیاز کاربر: 6887 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 161 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همراه

      منم نزدیک به چندسال بود که همش چای پررنگ میخوردم خیلی پررنگ . والان بعد مدتی که اومدم چای رو کم رنگ تر میخورم و گاها اصلا نمیخورم .

      من آش ترش خیلی دوست داشتم و حتی با اینکه دردشکم تجربه میگردم ولی حاضر بودم بازم به خاطر خوشمزگیش بخورم اما الان خیلی کم میخورم بعضی اوقات میلم نمیکشه .

      همین دیشب اصلا میل به خوردن شام نداشتم و کارهامو رسیدم و خوابیدم .

      من مدتها این رفتار رو داشتم که بعد خوردن غذا سریع سنگین میشدم و خوابم میگرفت ولی الانا اصلا خوابم نمیگیره .

      من مدتها از شامپوی موی چرب استفاده میگردم اما الان شامپوی معمولی میرنم .

      من همش موهام زیاد بلند نبود اما الان دیگه کوتاش نکردم تا خیلی بلند بشه.

      من قبلا میان وعده چندتا میوه رو باهم میخوردم اما الان یک میوه رو نصف میکنم میخورم یا نهایتا یک کوچیک برمیدارم کامل میخورم .

      من قبلن لباس مشکی خیلی دوست داشتم اما الانا رنگ روشن میپسندم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار azamhoseinzadeh0180@gmail.com
      1400/10/12 08:15
      مدت عضویت: 1056 روز
      امتیاز کاربر: 189 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 203 کلمه

      سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی 

      روز ششم ترکیب رفتار جدید با عادت

      رفتار من خوبه اصلا بد نیست من خودم انتخابش کردم ولی نتیجه اش یک کم من و اذیت میکنه خوب اشکال نداره حالا خودم آگاهانه و با اختیار خودم می خواهم یک کم راه بندازم روش 

      من همیشه تنوع رو دوست دارم خونه ام عوض بشه لباس جدید وسایل جدید بخرم و عوض کنم پس من تنوع طلب هستم 

      حالا می خوام این تنوع رو ببرم به رفتارها و عادت‌های غذایی ام و ذهنم استقبال می کنه چون دوست داره تنوع رو 

      زندگی بدون تنوع خشک و بی روح و تکراری است پس بیاییم با تنوع زندگی مون رو هیجان انگیز کنیم 

      چالش من نهار زیاد خوردن بود

      دیروز خونه مامان رفتم همیشه خونه مامانم به خاطر دست‌پخت عالی شون سرریز میریزم اما دیروز فقط بشقابم رو که تازه مثل همیشه پر نبود رو خوردم و خیلی خوشحالم که تنوع دادم به خودم و انتخابم 

      من دیروز صبح نصف سیب خوردم و سیر بودم رفتم بیرون تا ظهر نیومدم و خیلی خوشحال بودم که انتخاب عالی داشتم و یک راه به رفتارم اضافه کردم

      من دیروز برای دخترم کیک درست کردم و اندازه یک تیکه گردو خودم خوردم و خیلی خوشحالم از انتخاب و تنوع طلبی در رفتارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amiali2020110@gmail.com
      1400/09/15 15:40
      مدت عضویت: 960 روز
      امتیاز کاربر: 260 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 220 کلمه

      بنام خدا 

      سلام به دوستان و استاد عطارروشن 

      قسمت ششم 

      در قسمت قبلی من تند غذا خوردن را اتخاب کردم که با افزودن خطهایی در آن موفق شدم و خیلی بهتر شدم از این پروسه در دیگر عادت‌های خودم هم استفاده کردم و خوب هم جواب میده .مثلا امروز از ۷ برش پیتزا ۴ تا نخوردم .

      عادت‌ها و رفتار های تکراری ما بد نیستند چون ما هر روز داریم آن را انجام میدیم از آنها خسته می‌شویم و میگیم این چه عادت بدیه که من دارم و برا چند نفر هم آنرا تعریف میکنیم و با این کار ما داریم به جهان هستی ميگيم که خودمان بد هستیم و چون خوراک ذهن ناخودآگاه ما این افکار منفی ما هست هرچه ما سعی کنیم آن عادت را ترک کنیم نمی‌توانیم و بعد از چند روز دوباره انجامش میدیم چون عادت قوی‌تر میشه و ما خودمان این کار را کردیم .

      اما اگه بیایم بگیم که عادت‌ها هیچ وقت بد نیستند بلکه انتخاب خودمان در گذشته بودند و الان ما می‌خواهیم این انتخاب را یکم تغییر بدیم با استفاده از چالش من اینو نخوردم و به راحتی موفق می‌شویم البته یکم زمان بره و به مرور انجام میشه .

      دوستان هیچ وقت تستر غذاهای جدید نباشیم چون کار خطر ناکیه من که خودم اصلا این کار را نمیکنم .

      ازشما هم ممنونم استاد به خاطر این فایلهای زیبا 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      1400/07/23 20:06
      مدت عضویت: 1678 روز
      امتیاز کاربر: 3426 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 481 کلمه

      سلام🙂

      دو تا نکته مهم یاد گرفتم از این فایل 

      یکی اینکه ما ذاتا تنوع طلبیم و از اینکه دکور خونه رو عوض کنیم یا لباس با رنگهای مختلف یا طرحها یا حتی جنسهای مختلف رو امتحان کنیم لذت میبریم حتی این تنوع رو در خوردنهامون هم وارد کردیم و از اینکه طعمهای مختلف غذاهای مختلف یا رستورانهای مختلف رو امتحان کنیم لذت میبریم

      از این خصوصیت تنوع طلبی مون بیایم استفاده کنیم برای اینکه عادتهامون رو هم تغییر بدیم یعنی به جای اینکه عادتهای قبلی رو در خوردن یا توجه رو هر روز تکرار کنیم بیایم به خودمون حق انتخابهای بیشتری بدیم و همیشه یه عادت رو تکرار نکنیم به این عادتها هم تنوع بدیم و چون تنوع برای ذهن ما لذت بخشه با تنوع در انجام رفتار ها هم راحت تر کنار میاد و اینکه فلان رفتار رو میخوایم گاهی جای رفتار عادتی همیشگیمون بکنیم اونو تنوع بدونیم و از تنوعی که به خرج دادیم لذت ببریم

      مثلا من که عادت داشتم همیشه جلوی آینه لباسم رو عوض کنم گاهی هم جلوی آینه نرم چه اشکالی داره اینم یه تنوعه یه انتخابه و من قدرت انتخاب دارم که گاهی هم مدل دیگه ای رفتار کنم اونم بدون اینکه حسم بد بشه از انجام ندادن عادت همیشگیم…

      نکته دوم اینکه ما چون عادت داریم به تنوع طلبی و از امتحان کردن طعمهای جدید .رستورانهای جدید،پیتزاهای جدید لذت میبریم یه جوری شده که به محض دیدن یه تبلیغ درباره رستوران جدید یا خوراکی جدید یا حتی شنیدن درباره طعم غذای فلان رستوران یا تاسیس رستوران جدید با منوهای متفاوت تحریک میشیم که حتما امتحانش کنیم 

      انگاری اون تبلیغات اون خوراکیها اون طعمها ما رو دارن کنترل میکنن و تشویقمون میکنن که حتما امتحانشون کنیم و اگه اینکار رو نکنیم حس بدی داریم 

      اینجا از قدرت خودمون استفاده کنیم در انتخاب…اینکه ما هستیم که انتخاب میکنیم این طعم جدید این غذای جدید وارد حیطه انتخابهای ما بشه یا نه…

      و اینطوری انگار همیشه این طعمها و رنگها و غذاها مثل یه میز با منوهای مختلف جلوی ما هستن ولی این ماییم که تصمیم میگیریم کدومش رو انتخاب کنیم حتی در مقدار استفاده از اون غذا هم خودمون مختار باشیم …این حس قدرت خیلی لذت بخشه و بعد از مدتی دیگه با دیدن یا شنیدن طعمهای جدید آب از لب و لوچه ات آویزون نمیشه و خودت هستی که انتخاب میکنی از کدوم و به چه میزان بخوری…

      این تاثیر رو من در طی چالش قبلی خیلی خوب درک کردم به این صورت که قبلا وقتی میرفتم فروشگاه خرید کنم از اینکه کیکهای جدید با طعمها و روکشهای مختلف میدیدم خیلی با هوس انتخابشون میکردم و خیلی تمایل داشتم که طعمهای جدید رو امتحان کنم ولی الان وقتی برای خرید این خوراکیها برای پسرم میرم واقعا فرقی نداره که فلان کیک روکش شکلاتی داره یا توت فرنگی …همینطوری انتخاب میکنم و اینجوری منم که قدرت انتخاب دارم اونا منو تحت تاثیر خودشون قرار نمیدن و این خیلی حس متفاوتی از قبل داره🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      1400/07/09 06:53
      مدت عضویت: 1760 روز
      امتیاز کاربر: 11971 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 197 کلمه

      سلام استاد گرامی سلام دوستان متعهد

      من انتخاب کردم که دوباره غذا نکشم

      دیروز موقع نهار مقداری در ظرف کشیدم و خوردم و دوباره نکشیدم و اتفاقا وقتی بلند شدم متوجه شدم که چه قدر هم سیر شده بودم من تمام طعم ها رو تست میکردم و همسرم که متناسب هیچ وقت طعم جدیدی را تست نمیکرد همیشه از این رفتارش حرصم میگرفت و با خودم میگفتم چه ادم لجبازی امروز فهمیدم چه فرد متناسبی

      من ذرت مکزیکی دوست نداشتم و چون تو تهران تو تمام پاساژها ذرت مکزیکی سرو میشه از بوش هم بدم میومد و خواهرم عاشقش بود و به من اصرار میکرد بخور که من یادم میگفتم خواهر بزار یک خوراکی تودنیا وجود داشته باشه که من دوست نداشته باشم 

      یک بار پسر کوچکم درخواست کرد و براش خریدم و نصفش نخورد و من تست کردم و شد جزو خوردنیهای مورو علاقم و الان میگم واقعا حرف استاد با اب طلا باید نوشت لطفا به دنبال تست کردن تمام طعم ها نباشید استاد من تا جاده عبلس اباد شمال رفتم که بستنی سرخ شده بخورم الان که در مورد این مواد غذایی مینویسم دلم اشوب میشه چون واقعا توی این دوره ادم به سمت سالم خوری پیش میره

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار kouroshzamany95@gmail.com
      1400/06/04 21:42
      مدت عضویت: 1071 روز
      امتیاز کاربر: 1850 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 149 کلمه

      با سلام و درود 

      حرفهای جالبی بود 

      تنوع در انجام عادتها 

      من عادتی که در ابتدای راه انتخاب کردم عادت ریزه خواری بود و الان سعی کردم وقتهایی که میل به خوردن چیزی دارم یک چای تازه دم برای خودم درست کنم و از خوردنش لذت ببرم 

      واقعا حس خوبی بهم میده  ولی امروز چیز تازه ای که یاد گرفتم 

      این بود که ازین روش در تغییر رفتار پسرم  که شیطنت و آزار و بهم ریختگی خونه هست بدم 

      تصمیم گرفتم به جای تنبیه اون یا حرف نزدن و خود خوری خودم وقتایی که اون شروع به انجام عادات روزانه ش میکنه ازش دعوت کنم که جمع و جور کنه تا بهش ساختن چیزی رو یاد بدم و یا گاهی ببرمش بیرون تا جایی که دوست داره بازی کنه و منم از فضای بیرون لذت ببرم تا اونم یاد بگیره که کارهای دیگه ای برای سرگرم شدنش انجام بده امیدوارم بتونم و تلاشم جواب بده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribadeghani1371@gmail.com
      1400/05/18 12:55
      مدت عضویت: 1117 روز
      امتیاز کاربر: 1406 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 191 کلمه

      سلام
      من باید یاد بگیرم ک همه رفتار های من نتیجه انتخابهای من هستن اگه یک رفتاری برای من تازگی ندارد وبا انجام دادان اون حس خوشحالی ندارم این نشاندهنده این نیس ک اون رفتار بد است بلکه من دوس دارم رفتارهای حدیدی تجربه کنم
      و انسان تنوع طلبه ک اینطوری من میتون هنیشه حس شادی و هیجان رو دلشته باشم مثلا من هر روز طهر ها میخوابم واگه نخوابم مریض میشم خب این رفتار اشتباه نیس ولی من ازش خسته شدم و میخوام ک تغییرش بدم
      من میوه زیاد میخورم یا وقتی لز خواب بیدارمیشم میخورم این رفتار اشتباه نیس ولی من میخوام یکم رنگی رنگی کنم
      تا هیجانی تر بشه
      من قبلا بلافاصله صبحانه میخوردم امادالان میبینموک واقعا اشتها ندارم و هر وقت گرسته شدم میخورم زمان یکم بردم ب اونور
      قبلا میانوعده میخوردم حتی زمانی ک گشنه نبودم ولی الان ن
      قبلا خیلی چیزها رو نمیخوردم الان همه چی میخورم
      قبلا یه بسته چیپس وزن میکردم میخوردم یکمیشو وبی هی ریزه خواری میکردم الان ن ب انداره سیری میخورم و اذت میبرم
      قبلا برا خوردم مقید ب وعده ها بودم اما الان مقید ب گرسنگی هستم یا دلم یخواد زمان و وعده اهمیت نداره

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Somayeh
      1400/05/01 14:25
      مدت عضویت: 1517 روز
      امتیاز کاربر: 6887 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 185 کلمه

      باسلام 

      ترکیب رفتارجدید با رفتارقبلی احتیاج به زمان وتکرار داره .

      همانطور که رفتارقبلی رو آنقدر تکرار کردیم که کم کم برامون عادت شده وحالا بنا به دلایلی میخاهیم یه تغییراتی هم توش بدیم تا لذت بیشتری بدیم 

      مثلا از مسیر خونمون تا سر جاده اصلی از دوطرف راه داره با اینکه من نزدیک چندین سال از اون مسیر میرفتم و برام عادت شده بود و  لذت میبردم اما دیگه چون حس خوبی به اون مسیر نداشتم  الانا از یه مسیر دیگه میرم و برام لذت بخشه.

      یا قبلنا عادت داشتم پولم رو از دستگاه خودپرداز خیابون کارت به کارت کنم اما چون برام خسته کننده شد ادانا با گوشیم این کار رومیکنم ولذت میبرم .

      قبلنا عادت داشتم سر موضوع کوچیکی مدتها فکرمو مشغولش کنم اما الان نه بیخیالش میشم و سعی میکنم به فکر نگه داشتن حس خوبم باشم .

      قبلنا عادت به پیاده روی داشتم اما الانا نه . 

      قبلنا خوردن غذاهامو محدود میکردم به چند تای خاص . اما الانا هرچی دلم بخاد بسته به نیاز بدنم میخورم.

      پس عادت قبلی رو دارم منتها یع سری رفتار رو بهش اضافه کردم وبهش تنوع دادم  تا لذت بیشتری ببرم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار yasaminhasanloo76@gmail.com
      1400/04/29 21:28
      مدت عضویت: 1187 روز
      امتیاز کاربر: 148 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 100 کلمه

      به نام خدا 

      سلام من تونستم حتی به صورت ناخوداگاه یک عدد انجیرو کامل نخورم یه تیکه آخرش رو تونستم که به صورت ناخوداگاه دست خودم نبود این تصمیم رو گرفتم و اینکه الان بیشتر اوقات زمان های گرسنگی غذا  میخورم و از انتخاب  و الکی خوری  رو یواش یواش به مرور کم رنگ کنم و ازبین ببرم  به امید خدا دیگه با اسرار دیگران نمیخورم اول کمی فکر میکنم و بعد تصمیم میگیرم که نه الان نه یا مثلا بیسکوییت رو همون لحظه خرید باز نکردم و بخورم و خیلی رفتار  درست ریگه که انتخابشون کردم ممنون از استاد گرامی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار laleh_rhmn
      1400/04/17 11:09
      مدت عضویت: 1412 روز
      امتیاز کاربر: 583 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 483 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      اصلا عادت ها را به خوب و بد تفکیک نکنید، عادت های ما ناشی از انتخاب های ما است که انتخاب  های ما اشتباه نیستند و فقط از روی تمایل ما به انتخاب آن رفتار عادت مان شده اند که در فرد دیگری می‌تواند ایده آل باشد و فقط به دلیل آنکه نتیجه آن مورد رضایت مان نباشد نمی‌توان آن رفتار را بد و اشتباه قلمداد کرد، چون اگر عادتی اشتباه باشد یعنی انتخاب های ما اشتباه است یعنی من آدم غلطی هستم و اشتباه هستم و همون اتفاق بدی میافته که همیشه با خودمون رفتار می کردیم و خودمون رو سرکوب میکردیم و شکست میخوریم،و وقتی ذهن ناخودآگاه بفهمه که من آدم اشتباهی هستم دیگه رفتارهای اشتباه و انتخاب های ناراحت کننده در ذهن  ما بیشتر می‌شود،

      چون سرزنش کردن  باعث توجه بیشتر به آن رفتار می شود.

      بیشتر شدن تمرکز بر رفتار  باعث قدرت گرفتن آن رفتار  می شود و ترک آن رفتار کاری دشوار و غیرممکن خواهد بود.

       اما آن  عادت خوب است و  فقط به خاطر اینکه زیاد تکرار شده حوصله مون رو سر برده و دنبال عادت ها و انتخاب ها ی جدیدی هستیم، و می‌خواهیم عادت ها و انتخاب های جدید رو تجربه میکنیم که شاید بخواهیم برای مدتی از اون بیشتر استفاده کنیم، بهتره از این تنوع و انتخاب های دیگر هم تجربه کنم و مزه اون ها رو بچشم و از اونها هم با روی گشاده استقبال کنم، 

      من انتخاب کرده بودم به خاطر خوبی های ریزه خواری، رفتار تکرار خوری رو انجام بدم اون رفتار خوبی هست همیشه حس سیری و آرامش خاطر میداد و حتی الان هم خیلی از لاغرها این عادت و دارند ولی الان برای من این رفتار تکراری و آزار دهنده شده و میخوام با یه رفتار متنوع دیگری ترکیب اش کنم، چون من عاشق تنوع طلبی هستم و اصلا از تکراری بودن رفتار خوشم نمیاد و میخوام طعم های دیگه ای از زندگی رو هم بچشم، مثلا طعم نخوردن های سبک، یا طعم تلخی، یا طعم صبر و….. 

      ترکیب رفتار جدید با عادت قبلی کمی زمان‌بر است و نیاز به صبر دارد 

      رفتار من در این چند روز خیلی نرررم به سمت بی میلی سوق پیدا کرده، یعنی اگه بخورم و نخورم فرقی برام نداره، چون قراره راه راه بشه اصلا به خودم سخت نمیگیرم و گاهی میخورم و گاهی نمی‌خورم و به صورت متنوع انتخاب میکنم و اصلا سخت نمیگیرم واااای نباید بخورم یا واااای خوردم چی میشه و اگه نخوردن هم انتخاب کنم دائم ذهن ناخودآگاه اذیت ام نمیکنه یعنی یه انتخاب تو لحظه انجام میدم و هر چقدر انتخاب ام به حس ام نزدیک میشه حالم بهتره و انتخاب های متنوعی داشته باشم مثلا 

      من این تیکه نون رو نخوردم، من این ریزه خواری و نکردم، من چای رو تلخ خوردم، من با حس ناراحتی و عصبانیت غذا نخوردم، من بدون توجه غذا نخوردم، من قاشق باقیمانده قابلمه رو دهنم نذاشتم، من از تو غذای بچه ام قاشقی نخوردم 😂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار منیره.ف
        1400/07/09 06:56
        مدت عضویت: 1760 روز
        امتیاز کاربر: 11971 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 7 کلمه

        ممنون عالی بود اخرهاش هم خیلی خندیدم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار parham.63@yahoo.com
      1400/03/24 21:06
      مدت عضویت: 1306 روز
      امتیاز کاربر: 10303 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 718 کلمه

      به نام خالق بی همتا 

      سلام بر همپیکرانم در مسیر لاغری 😍

      ترکیب رفتار جدید با عادت قبلی کمی زمانبر هست در واقع رفتارهای ما با تکرار به مرور زمان به عادتهای ما تبدیل شدند و انقدر برامون عادی شدند که خسته کننده هستند و ما با تکرار رفتار جدید عادتی پیدا می کنیم که ممکنه بخواهیم یک مدت طولانی از اون عادت استفاده کنیم .به طور کلی نباید عادتها رو به دو دسته خوب و بد تقسیم کرد و اصلا رفتاری به عنوان خوب یا بد وجود نداره شاید اون عادتی که از نظر ما بد هست برای فرد دیگری خوب باشه و از رفتارش راضی باشه .رفتاری که امروز ازش ناراضی هستیم اولین بار با لذت انجام شده و طی یک مدت طولانی ما تکرارش کردیم و الان هم به خاطر نتیجه ای که در این مدت از این عادت دریافت کردیم تمام کاسه کوزه ها رو سر اون عادت شکوندیم و مقصرش  کردیم و گاهی شده یک فیلمی برای ما خیلی لذت بخش بوده و بارها با اشتیاق  تماشا کردنش رو تکرار کردیم و دیگه خسته شدیم و دوست نداریم ببینیم و باعث رنجش ما میشه .بنابراین بارها سعی کردیم و تصمیم گرفتیم که عادتمون رو ترک کنیم و چند روزی هم این اتفاق افتاده ولی در اولین موقعیت که کنترل ذهنمون و شرایطمون تغییر پیدا کرده باز اون رفتار رو انجام دادیم و باعث شده فکر کنیم تغییر و یا ترک عادت کاری سخت و غیر ممکنه ‼️

      در روش آموزش ذهنی ما با صلح و ملایمت کاملا رفتاری که خودمون انتخابش کردیم رو می پذیریم و از تنوع طلبی ذهن استفاده می کنیم برای اینکه رفتاری جدید رو با عادت قبلی ترکیب کنیم یعنی نه کاملا عادت قبل هست و نه رفتار جدیدی به وجود آمده 

      درست مثل وقتیکه ما رنگ زرد رو با رنگ قرمز ترکیب می کنیم و رنگ نارنجی درست میشه حالا هر چی قطرات رنگ زرد به قرمز اضافه بشه نارنجی ما متمایل به زرد میشه و به این نتیجه می رسیم که رفتار ما از مجموعه ای از رفتارهاست که خودمون انتخاب کردیم و از رنگ زرد تا قرمز بی نهایت رنگ نارنجی وجود داره که هر کنتراست یک انتخاب ما هست  و اگر بخواهیم اون رفتار رو نفی کنیم توجه ما روی اون رفتار میره و بعد در موردش با دیگران صحبت می کنیم و باعث میشه قدرت بیشتری به اون رفتار بدیم و برای خودمون مانع ایجاد کنیم اگر بخواهیم بگیم این رفتار من اشتباهیه یعنی من غلطم و دارم اشتباه می کنم  هم داریم خودمون رو سرکوب می کنیم و اگر به ناخودآگاه این پیام رو ارسال کنیم که من خطاکارم و اشتباهیم باعث میشه انتخاب هایی داشته باشیم که نتایج خوبی ازش دریافت نکنیم و در بدترین حالت ممکنه خودسرزنشی قرار بگیریم .خداوند از طریق  ذهن می گذرد تا به جسم برسد و به صورت فیزیکی مشاهده شود ما اومدیم که تجربه کنیم پس اینطور نباشه که در طول زندگیمون فقط ۵۰تا انتخاب داشته باشیم و اونم تکراری چون ما ذاتا تنوع طلب هستیم و با انتخاب های جدید تجربه های جدید خلق می کنیم و از یک زندگی متنوع لذت میبریم و میتونیم نحوه ی غذاخوردن و زمان و حجم غذاخوردنمون رو تغییر بدیم و با کوچکترین تغییرات نتایج متفاوتی میگیریم و تجربه کسب می کنیم .

      من اینو نخوردم هم میتونه یک انتخاب باشه انتخاب رفتار جدید که خیلی میتونه لذت بخش باشه و در تمام جنبه های زندگی میتونه استفاده بشه مثلا/من امروز نخوابیدم /من امروز داد نزدم /من امروز اینستاگردی نکردم /من امروز دولقمه اضافی رو نخوردم /من امروز چای شیرین نخوردم .

      اینکه افراد چاق دوست دارند مواد غذایی جدید رو تست کنند و بسیار اشتیاق دارند و ذوق زده می شوند و می خواهند ببینند این بسته بندی حالا داخلش چی هست و یا این رستورانی که جدید باز شده و یا بستنی زغالی و سرخ کرده چه مزه ای هست و نسبت به تنوع غذایی که هر روز داره گسترده تر میشه واکنش نشون می دهند دلیلی هست که ذاتا بسیار تنوع طلب هستند اما در مورد رفتارهایی که عادت شدند بسیار محدود عمل می کنند و چند رفتار رو به صورت روزانه تکرار می کنند.

       برای شگفتی ساز شدن باید انتخاب آزاد داشت نباید تنوع غذایی و محصولات جدید و تبلیغات رسانه ای باعث واکنش ما بشند و برای ما تصمیم بگیرندو ما اون آزادی و حق انتخاب رو داشته باشیم 🍃🌸🍃🌸🍃🌸  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 5410 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 379 کلمه

      به نام خدای خالق بی همتا

      روز 56 : روز جمعه هفته دوم تکرار 21 / 3 / 1400

      انسان تنوع طلب هست و از کسب تجربه های جدید استقبال می کنه فکر کنم به همین دلیل هست که در سنین نوجوانی باید بیشتر بچه ها را آگاه کرد و از برخی تجربه ها مثل مواد مخدر و …. آگاه نمود چون ذاتا از انجام فعالیت جدید و کسب نتایج متفاوت لذت می بریم.

      من مدتی است که خوشبختانه پیغام سیری را به خوبی دریافت می کنم و دیروز موقع ناهار به خودم گفتم نکنه این که بلافاصله پس از دریافت پیغام سیری دست از غذا می کشم و این عادت را یهویی کنار گذاشتم بد باشه و بیام مثلا چند لقمه هم بیشتر بخورم مثلا عادتم را راه راه کنم که چشمتون روز بد نبینه با ادامه این فکر در شام ، الان هم حالم بده دیشب اصلا خوب نخوابیدم نه فکر کنید در خوردن زیاده روی کرده باشم ولی همون دو لقمه بیشتر رو که ادامه دادم برای جسم و ذهنم درگیری درست کردم معده ام درد گرفته بود و احساس بسیار بدی داشتم مثل تهوع ولی خفیف تر. منم درک کردم و دوباره از جسمم و ذهنم عذرخواهی کردم و از ذهنم و فرشته مهربونم به خاطر اینکه به موقع به من نشانه های عالی نشون میدن که بفهمم چکار باید بکنم تشکر کردم.

      امروز اصلا کار دیروز را تکرار نمی کنم  و کاملا هماهنگ با نیاز جسمم غذا می خورم و میشه من چند لقمه سر سیری نخوردم.

      من در صبحانه مربا نخوردم چون با نان پنیر و گردو کاملا سیر شدم.

      من شیرینی نخوردم و برای این نخوردن از روش استاد که در باشگاه شیرینی نخورده بودن استفاده کردم و سعی کردم ذهنم را نسبت به اون منفی کنم که زیاد تازه نیست و …..

      من سرکه سیب و آب ناشتا نخوردم 

      من آب زورکی و شمارشی نخوردم و طبق نیاز بدنم آب خوردم 

      من یک مشت قرص ویتامین و ….. نخوردم 

      من ادویه و فلفل زیاد به قصد چربیسوزی با غذا نخوردم 

      من به اجبار و تحت فشار مقدار زیادی حرکت ورزشی انجام ندادم و دقیقا برای مقدار حرکات ورزشی به الهامات فرشته نگهبانم و پیامهای جسمم احترام گذاشتم

      من برای ایجاد نظم مفرط در خانه حرص و جوش نخوردم و اتفاقا هیچ بی نظمی عجیبی هم رخ نداد عجب سبک شدم و راحت آخیش 

      و……

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1400/03/11 15:30
      مدت عضویت: 1728 روز
      امتیاز کاربر: 30711 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 676 کلمه

      فایل تصویری امروز :

      تغییر عادتها یه پروسه ی زمان بر هست همانطور که ما  رفتارهای  گذشته رو بارها و بارها تکرار کردیم و تبدیل به عادت ما شده  اما حالا می گیم از اون خسته شدیم و بد هست در حالی که اون عادتها خوب یا بد نیستن  ما نباید تفکیکشون کنیم و اگر عادتها و رفتارها  رو دوست نداریم  ما باید انتخابهای جدیدی داشته باشیم  نه به این معنی که انتخابهای گذشته بد بودن نه چون اگر برای ذهن جا بیفته که یک رفتار و یا عادت من بد هست سریع ذهنت به این نتیجه میرسه که  خود من و رفتارهام بد هستم پس پشت سرهم رفتار و عادتهای بد خواهم داشت .

      پس ما با تکرار انتخابهای جدید ممکنه برای زمان بیشتری اونها رو تکرار کنیم  ما  خیلی وقتها داریم انتخابهای جدیدی رو تجربه میکنیم مثلا تغییر دکوراسیون و  یا لباس  و یا مدل مو و یا ….ممکنه ما داشته باشیم  پس داخل رفتارمون هم میشه  تغییر بدیم و ما  باید از اون تغییرات   استقبال کنیم .

       ما باید انتخابهای گسترده تر و متنوع تر  داشته باشیم در میزان خوردن و زمان خوردن … 

       پس تغییرات جدید خیلی خوبن و ما باید ادامه بدیم .

       حالا ما باید یک رفتار اشتباه که در ذهن بیشتر افراد چاق  هست رو  بگیم که  اونها خیلی دوست  دارن  مزه های جدید رو تست کنن مثلا یه غدای جدید یا  یه رستوران جدید و یا کیک جدید و … چاقها خیلی تنوع رو دوست دارن و اما در عادتها تنوع رو دوست نداریم این اشتباه   چاقها هست ما تنوع طلبیم و تنوع رو دوست داریم اما در تغییر عادتها دوست نداریم  در خودمون تغییر به وحود بیاریم ما باید تحت تاثیر تبلیعات و تنوع مواد غذایی قرار نگیریم  چون  جهان رو به گسترش هست و کارش این هست ولی ما باید خودمون رو کنترل کنیم و نخواهیم سریع تست کنیم و کاری به روند تنوع پذیری  جهان نداریم .

      برداشت من از فایل امروز :

      انتخاب جدید  در رفتارها  اگر داشته باشیم خیلی به ما قدرت میده که منم میتونم  قدم بردارم و موفق بشم که   همون تنوع ایجاد کردن  در انتخابها هست و   ما ذاتا تنوع رو خیلی دوست داریم مثلا تنوع در  لباس پوشیدن  و یا در دکور خونه و یا رستوران و یا  مکانها و ….. اما در  عادتهامون  خیلی تنوع ایجاد نمیکنیم و مقاومت داریم . اما برای نتیجه ی جدید گرفتن تنها راهش تغییر کردن هست تغییر در  افکار و یا باورها و  رفتارها و در نهایت در نتایج هست پس تغییرات رو با اضافه کردن یک راه در اون اون رنگ مورد علاقه ایجاد کنید و بعد کم کم راه ها رو بیشتر میکنیم و این تغیرات اصلا نباید به این معنی باشه که اون رفتار و یا عادت گذشته ی من  بد بوده  نه اون بوده و هست و من از اون لدت بردم و دوستش داشتم  که تکرارش کردم و حالا که نتیجه اش رو دوست ندارم میخوام در اون رفتار م و یا عادتم  تغییری ایجاد کنم .

      و اما من چه تغییراتی در رفتار غدایی ام  ایجاد کردم :

      1. من دیروز به همراه چایی  دوتا خرما گردو خوردم و خیلی هم لدت بردم  و اما شیرینی نخوردم  و کاملا احساس خوب  داشتم .
      2. من امروز ظهر قبل از اینکه  غذا درست بشه گرسنه بودم  و به جای نو ک زدن به غدا ویا شیرینی و کلوچه خوردن  ریزه خواری نکردم و  انتخاب کردم   که میوه ی دلخواهم رو بخورم که بازم سه عدد خرما  و گردو رو  انتخاب کردم و اما هنوزم میل به خوردن داشتم اما  گفتم یگم صبر می  کنم و یه لیوان اب میخورم اگر هنوزم بعد از ده دقیقه دیدم گرسنه هستم دوباره میخورم و دیگه هوس نکردم تا یک ساعت بعد دوباره صدای قار قور شکمم بلند شد و غدا هم درست نبود بازم من انتخاب کردم انگور بخورم  و در حالی که  سرو صدای شکمم خوابید رهاش،کردم و یکم بعد ناهار خوردم و خیلی عالی سیر شدم و فکر کنم لقمه ی اضافه ی ناهار امروزم در حد یک دونه بود . و من بسیار حسم خوب بود و سبک بودم  و از خودم راضی بودم.
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 6752 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 194 کلمه

      بنام خالق زیبایی. سلام خدمت همه دوستان هم مسیرم واستاد عطاروشن مهربان. ترکیب رفتار جدید با عادت گذشته. استاد من از گام اول عادت چند بار غذا کشیدن وپر خوری رو انتخاب کردم خوب پیش رفتم باهاش صلح کردم وبهش راه راه اضافه کزدم اما چند روز آغاز سال نو بخاطر ترس از عید وخوراکی های متنوع تنظیماتم بهم خورد چند روزی به لطف خدا امروز خوب عمل کزدم. روزه بودم وقت اذان مغرب هنوز گرسنه نشده بودم صبر کردم تا یه دو ساعت بعد اذان. شام خوردم ولی برنج نخوزدم ففط دوسه تیکه ته دیگ با گوشت خوردم البته یه تیکه از ته دیگ رو نخوزدم ونصف نوشابه که ریخته بودم رو نخوردم. باقیموندهرغذای دخترم رو نخوردم. چون این شبا شوهرم کارش تعطیله وخونس شبا تا دیر وقت می شینیم وهمش می گن تخمه وآجیل وچایی بیار وامشب برعکس چند شب گذشته ففط دوتا دونه شکلات ودوتا کاسه خیلی کوچیک تخمه آوردم. که خودم فقط در حدی که احساسم بد نشه خوردم چاییم فقط با یه شکلات خوردم ویه چاییمم خالی خوردم. هنوز یه ضعف کوچولو دارم که به خاطرش خوشحالم واحساسم عالیه. به امید موفقیت همه دوستان گلم وخودم در مسیر لاغری👍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار sudehfallah@gmail.com
      1399/11/26 18:18
      مدت عضویت: 1328 روز
      امتیاز کاربر: 2673 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 166 کلمه

      درود بر شما ،ممنون از اشتیاق و عشق پایان ناپذیری که به ما تقدیم میکنین .. امروز که خواستم سیگار بکشم با حق انتخاب و قدرتی که در دست خودم داشتم، تصمیم گرفتم فقط نصف نخ رو بکشم و کلی از این کار خوشحال شدم و حس عالی بهم‌دست داد،این نشان میده که من از سیگار قدرت بیشتری دارم و من هستم که تصمیم میگیرم سیگار بکشم یا نه ،هروقت دلم خواست به اندازه کافی سیگار میکشم و به این هرگز خودم رو سرزنش نمیکنم و به احساس و افکار منفی اهمیت نمیدم .سیگار کاری لذت بخش و دوست داشتنی است و من هستم که تعریف ذهنم به خاطر تکرار این عادت ،تنفر از این عادت شده ،پس با اراده و انتخاب ،در کشیدن سیگار تنوع دادم و زمان آن را عوض کردم و خودم رو دوست دارم و به خودم احترام میذارم و نهایت عشق و علاقه رو به خودم میبخشم ..خداوند در این راه من را همراهی خواهد کرد 🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار asmagazban
        1399/12/19 11:19
        مدت عضویت: 1384 روز
        امتیاز کاربر: 6179 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
        محتوای دیدگاه: 11 کلمه

        تبریک میگم به شما دوست عزیز بابت این تغییرات خوبتون .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Labkhande zemestan
      1399/11/19 09:42
      مدت عضویت: 1320 روز
      امتیاز کاربر: 11382 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 327 کلمه

      سلام خدمت عزیزان
      یکم حس میکردم ک تا اینجای کار ضعیف عمل کردم و امروز متوجه شدم ک خودمو سر زنش میکردم این چن روزه
      چون گاهی فراموش میکردم و بعد متوجه میشدم ک‌ غذام زود تموم شد و من باز تند خوردم و یا همراه نون خوردم ، ولی الان ب خودم میگم اشکالی نداره ذهنم برای اموزش ب زمان نیاز داره و باید اینقد تکرار بشه ک تا براش عادی و‌عادت بشه و‌منم عجله ای ندارم ،من ک ی شبه عادتهای الانمو پیدا نکردم من از وقتی ک بچه بودم یادمه با داداشهام‌مسابقه داشتیم ک کی غذاشو زودتر تموم میکنه و برنده میشه بس من از تند غذا خوردن بخاطر برنده شدنم داشتم لذت میبردم تازه وقتی زودتر از بقیه تموم میکردم کلی ذوق میکردم و برا داداشا کری میخوندم ک من بهتر از شمام زرنگترم و …
      و همینا ب مرور باعث تند خوردن من شده درسته ک توی بچگی برا من شادی و‌لذت داشت ولی ب مرور ک بزرگتر شدم و مدام تکرار شده الان دیگه برام لذت بخش نیست چون الان دوست دارم مث ی خانوم متین و باوقار رفتار کنم ولی برحسب عادت بدون اینکه متوجه بشم میبینم ک غذامو نجوییده قورت دادم و‌تموم 🙈 من با اینکه خودمو سر زنش کردم این مدته ولی الان ک دارم فک‌میکنم میبینم ک گاهی تونستم راه راهش کنم عادتمو و همیشه اینجوری نبوده ک ناموفق باشم هر چند ولی تونستم از امروز تصمیم دارم ی دفترچه بزارم دم دست و‌هر بار ک تونستم راه راه کنم و تنوعی در عادت قبلیم ایجاد کنم برا خودم یاد داشت کنم و احساسمو از تنوع جدید و ایجاد راه توی عادتم بنویسم برا خودم و حتما اینجام مینویسم ،بعد این میخوام من انتخاب میکنم ک تنوعی در عادتم بدم و انتخاب میکنم ک چطوری بخورم چیو بخورم ، اختیار با خود منه و من خودم انتخاب میکنم رفتارهای قبلی انتخاب های من بوده و الان دوست دارم ک انتخابهای دیگه ای هم داشته باشم 😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ریحانه دوست محمدی
      1399/11/08 09:16
      مدت عضویت: 1309 روز
      امتیاز کاربر: 425 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 250 کلمه

      سلام دوستان… قراره از امروز علاوه بر چالش من اینو نخوردم، چالش های دیگه ام در زندگیم استارت بزنم.. خداروشکر تا الان از خیلی از چالش های خوردن عبور کردم و تونستم باموفقیت پشت سر بزارم. مثل چالش اروم غذاخوردن، چالش فرمان سیری ذهن موقع خوردن، چالش نخوردن تنقلات….. من بجای خوردن تنقلات، که بین روز، دلم یه چیز شور و تندوتیزهوس میکرد، میرفتم پفک یا چیبس یا مانچی میخوردم… اما الان بجای انتخاب اون ها، هروقت هوس شوری میکنم، خودمو با خوردن کمی تخمه یا بادوم زمینی سرگرم میکنم، هم انرژی لازم به بدنم رسوندم و تنوع درانتخابم ایجاد کردم و هم اینکه چالش نخوردن پفک رو باموفقیت گزروندم… این میشه مثال ترکیب زرو و قرمز که یه رنگ جدید بوجود میاره و میتونییم از خلق اون رنگ جدید یا (عادت جدید) لذت ببریم…یا اینکه من خیلی علاقه به خوردن شکلات با چایی داشتم، اما الان بجای شکلات، خرمارو جایگزین کردم. هم میتونم بگم، چالش من شکلات نخوردم، هم میتونم بگم تنوع در انتخاب شیرینی وخلق انتخاب جدید. میل من به شیرینیه. حالا شیرینی سالم خرمارو جایگزین شیرینی بیش ازحد شکلات کردم. مهم اون مزه شیرینیه که من هم تنوع دادم درانتخابم و ازخوردنش لذت میبرم و هم اینکه چالش من شکلات نخوردم رو پشت سر گزاشتم….و ایجاد تنوع در عادت های خوردن،حتی از ترک اون عادت هم لذت بخش تره. با یه تیر میشه دونشون زد. هم به خواسته و ذاعقمون جواب مثبت میدیم هم عادت هامونو کنار میزاریم. ومیتونیم باقدرت بگیم چالش من اینو نخوردم….. یاعلی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Faezeh.senobari.59
      1399/11/07 17:13
      مدت عضویت: 1574 روز
      امتیاز کاربر: 505 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 201 کلمه

      سلام .خدایا شکرت برای استمرارم واسه اینکه امروز هم حرکت کردم بسوی اهدافم🥰🥰🥰🥰
      حق انتخاب به من آزادی بیشتر میده وروحم که عاشق آزادی استقبال من برده ذهنم شده بودم
      ….بدون هیچ حق انتخابی انگار دستامو بسته بودند وهمه چی را بزور توی دهنم می ریختند …منم گریه وغصه می خوردم فکر کرده بود دیگه دنیا همینه …مثل اون داستان بچه فیل کا وقتی کوچیک بوده پاهاشو با طناب بسته بودند بزرگ که شده بود .از جاش تکون نمی خورد🤭🤭🤭
      من از بردگی نجات پیدا کردم🤗🤗🤗
      حالا منم که انتخاب میکنم چی بخورم ..می خوام یک فائزه جدید بسازم…رفتارهای جدید این روزها از خودم میبینم ولذت میبرم….
      امروز صبحانه داشتم می خورم یهویی یک صدایی را شنیدم که بهم گفت که چقدر خوشمزه است
      از خودم پرسیدم برای چی داری ادامه میدی
      گرسنه هستی؟؟؟؟🤔🤔یا به دلیل خوشمزگی داری می خوری؟؟؟
      صادقانه جواب دادم خوشمزگی😉😉😉
      دیگه به خوردن ادامه ندادم به خودم گفتم لقمه های بعدی هم مزه اش همینه….
      چه لذتی داشت این انتخاب😋😋
      ظهر شده رود گرسنه بودم ولی انتخاب کردم که هله وهوله نخورم ونهارم را نوش جان کنم☺☺☺یک آفرین بزرگ به فائزه گفتم
      می خوام تغییر کنم در همه جنبه های زندگیم واین نتیجه انتخاب‌های جدیدم است.
      خدایا برای همه کمکهای ممنونم.
      استاد عزیزم ممنونم بابت تجربه های فوق العادتون🙏🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 222 کلمه

      سلام به دوستان مسیر تناسب
      تا قبل از این دوره هر موقع که میخواستم تغییری درسبک خوردنم به وجود بیاورم دچار استرس میشدم حس نیکردم وارد محدودیت میشم و عصبی میشدم و حتی همین محدودیت حرص منو برای خوردن افزایش میداد تا جایی که شنیدم این عادتها دوست داشتنی اند انها جزیی از وجود و هویت من هستند من با انها سر جنگ ندارم فقط قرار است زیباترش کنم قرا است رنگی رنگی بشن و نتیجه خارق العاده بود خودم هم باورم نمیشد جه راحت انتخاب کردم که یک سوم ناهارم را برگردانم خیلی وقتها من نگران اسراف بودم و عصبی میشدم چرا از دستم در رفته و زیاد غذا درست کردم ولی الان هیچ خبری از اون احساس نیست من انتخاب های شخصی خودم را دارم و شرایط بیرون قرار نیست مرا به سوی بیشتر خوردن سوق بدهند انتخاب کردم یک قاشق کمتر مربا بخورم انتخاب کردم بیسکوییت عصرم رانصف کنم انتخاب کردم شکلات نخورم اینها انتخاب های رنگی من هستند و چون در صلح و آرامش با خودم انها را برمیگزینم پس دعوایی در کار نیست عصبی نمیشوم و در کمال آرامش آن را انجام‌میدهم انتخاب کردم هر زمانی که بدنم نیازبه غذا دارد ان را با عشق تغذیه کنم و بدانم که این ماده غذایی ارزشمند قرار است تامین کننده نیروی حیات من باشد نه دشمن بدن فوق‌العاده ام

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار smanhahmady32
      1399/09/20 09:39
      مدت عضویت: 1365 روز
      امتیاز کاربر: 10312 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 67 کلمه

      سلام به دوستای خوبم .من تصمیم گرفتم که رفتارای گذشته رو تغییر بدم و مقدار کمتری غذا خوردم و به خودم گفتم سیر شدم و دیگه نمیتونم .اما تنها عادت بدی که دارم و خیلی سخته تغییرش بدم اینه که با هر چایی چند تا قند میخورم و اصلا عادت کلوچه خوردن و بیسکوییت با غذا رو ندارم اگه بتونم قند رو همراه چایی نخورم عالی میشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1399/08/19 12:38
      مدت عضویت: 1728 روز
      امتیاز کاربر: 30711 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 224 کلمه

      خیلی خوب در متن گفته شده که :
      ذهن ما خیلی علاقه به تنوع طلبی داره و اگه در عادتمون یه تغییری به وجود بیاریم قطعا موافقت خواهد کرد
      من عادت ریزه خواری داشتم ولی به این عادتم یه راه اضافه کردم که هم اون عادت رو باشه نخوام حذفش کنم و هم اینکه یه تنوع به اون عادت داده باشم مثلا
      من از خوردن چیپس و پفک و کرانچی لدت میبرم و این عادتم مشکلی نداره و نتیجه اش باعث شده که من راضی نباشم
      من دوشب پیش یه بسته کرانچی خریدم که کمی از اون رو قبل ناهار خوردم و یکم از اون رو بعد از نهار عصر خوردم در واقع من در این عادتم یه راه ایجاد کردم که کرانچی بخورم ولی یه مقدار از اون رو بزارم عصر بخورم
      پس هم کرانچی که دوست داشتم خوردم هم یه تغییر داشتم
      پس من کاری به منفی باف که میگه چرا خوردی چاق میشی ندارم و کاری به این دارم که همش رو مثل قبل یه دفعه نخوردم تا جایی که تونستم و حالم رو بد نکرد خوردم و دیگه ادامه ندادم

      حالا اینم از یه راه به عادت کرانچی خوردنم که یه دفعه همش رو نخوردم
      پس مغلوب منفی باف نمیشم من خوب عمل کردم ولی با کار کردن روی عادتهام بهتر هم خواهم شد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Rose
      1399/07/28 10:20
      مدت عضویت: 1735 روز
      امتیاز کاربر: 9
      محتوای دیدگاه: 64 کلمه

      من هر روز مقدار کمی کره استفاده میکنم ، بجای اون از پنیر و گردو برای صبحانه استفاده میکنم. برای خوردن نان و برنج مقداری از سهم هر روزم را برای پرنده های گرسنه اختصاص میدهم🦅🦅🦅استاد من از اولین چالش کامنت گذاشتم تا اینجا و فقط دگمه فرستادن دیدگاه رو میزدم حال دیدم باید دگمه ذخیره رو هم میزدم. پس هیچکدوم سیو نشده😳😁

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار nana
      1399/07/27 15:11
      مدت عضویت: 1764 روز
      امتیاز کاربر: 463 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 256 کلمه

      عرض ارادت و سپاس
      واقعا درسته تنوع غذایی ها بسیار نسبت به ده سال گدشته زیادشده و این انتخاب و ولع تست کردن ما رو تحریک می کنه حال به یاری حق و اموزشهای این دوره برآن شدیم که در نحوی رفتارهایمان با شادی و لذت هوشمندانه عمل کنیم و زیرکانه به مواد غذایی نگاه کنیم و بیندیشیم . و خودمونو در برابر سوال و پاسگویی به آن به چالش بکشیم آیا خوردن این مقدار از این مواد خوراکی در هدف من موثره ؟ یا اثلا بدرک هدفم آقا می خوام تست کنم . اوکی تست کن ولی نه با شکم سیر . نه با عدم اشتها . حدود زیر ده ثانیه بد نیست یک دودوتا چهار تایی بکنیم ببینیم واقعا الان نیاز به این مواد غذایی جدید دارم ؟
      آیا می تونم فردا تستش کنم ؟
      آیا اگه الان نخورم به کما میرم؟
      آیا اگه ازش بگذرم شب خوابم نمی بره؟
      واقعا انقدر نایابه و غیر قابل دسترس؟
      اگه گزینه آخره حتما نوش جان کنید . که اگه نخورید باختید چون ممکنه فردایی نباشه ولی اگه موادیست قابل دسترس ازش بگدرید . و به زمانی که واقعا گرسنه اید مراجعه کنید واقعا ذهن مثل یک بچه ۵ سالهست اگه بهش بگی نه بدتر انجام میده . ولی اگه بهش بگی الان نه ولی در اولین فرصت آروم و رام می شه میره با اسباب بازی هاش بازی می کنه و شما نیز به خود می بالی من در این چالش سربلند بیرون آمدم .
      و سپاس بودنمان راسپاس و در مسیر قرار گرفتمون راسپاس🧚‍♀️🧚‍♀️🧚‍♀️🧚‍♀️💃💃💃💃💃🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️🧚‍♀️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mary.myb1300
      1399/07/17 15:57
      مدت عضویت: 1384 روز
      امتیاز کاربر: 115 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 83 کلمه

      انتخاب های جدید خیلی به من ارامش میده. چقدر خیالم راحته که میدونم هر چیزی هست و من هر وقت بخوام میتونم بخورم.
      من صبحانه مربا و کره چون میل نداشتم نخوردم. شاید بر طبق عادت قبلی برام مهم نبود که میل دارم یا نه. اصلا اونقدر تند تند میخوردم که فرصت فکر کردن نداشتم و تا به خودم میومدم میدیدم چند لقمه خوردم و هیچی نفهمیدم.
      این انتخاب کردن خیلی به ذهن ارامش میده یعنی من باهات همراه هستم نمیخوام بر علیه تو باشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mary.myb1300
      1399/07/17 14:31
      مدت عضویت: 1384 روز
      امتیاز کاربر: 115 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 70 کلمه

      یکی از راه هایی که برای من جلوگیری از خوردن به حد خفگی کرد این بود که قبل از اینکه تصمیم بگیرم چیزی رو بخورم ز خودم میپرسم ایا واقعا میل داری یا از روی عادت همیشگیت داری میخوری؟ بعد فکر میکنم میبینم واقعا بهش میل ندارم یا دیگه گرسنه نیستم که بخوام بخورم و میذارم سر جاش و از اینکه انتخابی کردم که حس قدرت بهم داد خوشحال میشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهه هنرجو
      1399/07/14 00:53
      مدت عضویت: 1732 روز
      امتیاز کاربر: 657 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 40 کلمه

      سلام بر استاد و دوستان عزیز لاغری. من نوشابه را نخوردم و خیلی راحت و خوشحال شدم از این تغییر کوچک. وبسیار خوشحالم از اینکه انتخاب می کنم و من تصمیم میگیرم که چه بخورم و چه نخورم. خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتوانم
      1399/07/11 15:50
      مدت عضویت: 1615 روز
      امتیاز کاربر: 10028 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 130 کلمه

      با سلام.
      من اینو نخوردم… چیو؟ ؟
      امروز برای ناهار چند قاشق غذا کشیدم و طبق عادت میخواستم که برم برای بشقاب دوم و فشار شکم و اتفاقات تکراری قبلی… اما انتخاب کردم که نخورم و من امروز بشقاب دوم رو نخوردم و سبک از سفره بلند شدم و احساس سبکی دارم.. یک نکته ای که همیشه فکر منو درگیر میکرد اینه که میگفتم من اگر بشقاب دوم رو نخورم چی میشه؟ 😰 یعنی نوعی ترس داشتم و وظيفه ی خودم میدونستم که تا حد کامل بدنم رو بی نیاز کنم از غذا و تا میتونم بخورم… امروز نخوردم و اتفاق خاصی هم نیوفتاد و هنوز هم که دو ساعت میگذره سیر هستم.. این تنوع دادن و تجربه های مختلف برای من خیلی لذت بخش هستش و دوست دارم که ادامه بدم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1399/07/11 12:33
      مدت عضویت: 1728 روز
      امتیاز کاربر: 30711 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 315 کلمه

      سلام
      من فهمیدم که از عادتهای گدشته ام اصلا بدم نیاد و کاری به اونا نداشته باشم که بخواهم حذفشون کنم فقط باید انتخابهای جدید داشته باشم با اصافه کردن یه تغییر در عادت گذشته

      من دیشب در شام دور همی که داشتیم اصلا میلم نشد شامم رو با نون بخرم و یه کاسه کوچیک بدون نون شام دیشبم رو خوردم و سیر هم بودم و حتما طبق عادت قبلی که باید نون میخوردم با غذا در وعده غذایی رو عمل نکردم و تنوع ایجاد کردم در انتخابم و این هم یک انتخاب جدید دیگه بود برای من که شام هر چی بود میخورم ولی بدون نون خیلی راحت دیشب سیر شدم احساس کردم اینقدر گرسنه نیستم که نون بخورم خالی هم بخورم سیر میشم و عالی بود و از خودم در دور همی راضی بودم و پر خوری یا ریزه خواری نکردم

      دوم اینکه ما علاقه زیادی به تنوع طلبی داریم و هر جا مواد غذایی جدید ببینیم و یا بشنویم که کجا غذاش خوبه سریع میریم برای تست کردن پس تنوع طلبی در خوردن رو دوست داریم ولی چون هر روز تنوع مواد غذایی بیشتر میشه پس برای چاقها فرصتی هست که بیشتر به سمت چاقی برن با عادت تست کردن و چشیدن مزه ی حدید ما باید این تنوع طلبی رو در انتخابهای جدیدمون به کار بگیریمم و کلی انتخاب جدیدی برای رفتار غذایی خودمون داشته باشیم مثلا اگه هر روز چیزی خوردی ولی حالا میلت نمیشه نخور یا کم بخور یا زمانش رو تغییر بده یا…
      منم دارم تنوع در انتخابهام ایجاد میکنم و هر جا سیر هستم نمیخورم یا مدل جدیدی میخورم مثل دیشب که یه کاسه کوچیک شام خوردم بدون نون اونم در دور همی و اون سفره ی شام با تنوع زیاد و … ولی من انتخاب جدید داشتم
      عالی بودم و بازم از خودم راضیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار malihehashemi9
      1399/07/04 16:51
      مدت عضویت: 1628 روز
      امتیاز کاربر: 245 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 186 کلمه

      🌈سلام به همه دوستان توانمند و متناسبم🌈
      تغییرات که خیلی زیاده اگه بخوام برای مثال چند تاش و بگم اینکه:من قبلا هر وقت میخواستم رژیم بگیرم فکر اجبار و باید و نباید های غذایی به قدری من و ناراحت میکرد که عصبی میشدم و اون و غیر ممکن میدونستم بخاطر همین هیچوقت از رژیم گرفتن خوشم‌نمیومد و امتحانش هم نمیکردم اما الان میبینم طبق آموزه های استاد بدون اینکه احساس محدودیت کنم یا ناراحت بشم خود بخود کمتر میخورم و زودتر سیر میشم 👌
      منی که برنج نخوردن برام عذاب آور بود الان به راحتی یا نمیخورم یا خیلی کم میخورم تازه احساس خیلی بهتری هم دارم😍
      محال بود وقتی گهگاهی که پسرم چیپس و پنیر درست میکرد من‌نخورم ولی چند شب پیش که درست کرد هییییچ میلی به خوردنش نداشتم و هر چی اصرار کرد واقعا میلم‌نکشید که بخورم و خودم‌متعجب بودم😀
      منی که از نوشابه و دلستر نمیتونستم بگذرم مدتهاس که نمیخورم و بجاش آب رو جایگزین کردم
      و بیشتر چاییم و هم با خرما میخورم
      خلاصه که این دوره های استاد عالی و بینظیره و دارم بهترین نتیجه را اونم با احساس فوق العاده و عالی میگیرم😍🥰
      خدایا متشکررررررم🌺🌺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1399/06/23 18:09
      مدت عضویت: 1728 روز
      امتیاز کاربر: 30711 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 256 کلمه

      سلام
      من یاد گرفتم که عادتاا بد نیستن نتیجه ای که اون عادت برای من به وجود میاره اون رو بد یا خوب میکنه
      و ما ذاتا تنوع رو دوست داریم وهمیشه دنبال تنوع غذا ها در مزهای جدید یا رستوران جدید یا بسته بندی جدید یا دکور جدید هستیم ولی چرا داخل عادتهامون یک تنوع ایجاد نمیکنیم ؟؟
      حالا من دارم روی عادت ریزه خواری کار میکنم داخل این چالش مثال از نخوردن های این چندد روزم :
      دیشب مادرم زنگ زد گفت بیا اینجا برات سالاد الویه درست کردم اگه قبلا بود باید میرفتم و یه عالمه میخوردم ولی دیشب خیلی راحت گفتم نه جور نمیشه و دستت درد نکنه و من ترجیح دادم کارهای شخصی رو که باید انجام بدهم رو انجام بدهم و برای یه غذا حالا نرم و وقتم رو که برنامه ریزی کردم ا خراب نکنم و اصلا میلم نکشید
      یا اینکه قبل از نهار من کمی در حد دو تیکه کوچیک ازته دیگ خوردم و انگار دیگه میلم نکشید بیشتر بخورم تا روی میز عذا که بازم در حد خیلی کم خوردم و برنجم به جاش موند داخل بشقاب و نتونستم تا آخر برنجم رو دیگه بخورم
      یا اینکه پفیلا درست کردم برای عصرونه بچها یه مشت خوردم ولی با بی میلی چون قبلا خیلی دوست داشتم ولی دیگه دلم نخواست دوباره بخورم در صورتی که روی میز جلوم بودن و همسرم داشت میخورد و من نخوردم و اتفاقا باعث شد چایی رو هم بدون خرما با یه قند کوچیک بخورم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fthesami85
      1399/06/17 17:10
      مدت عضویت: 1625 روز
      امتیاز کاربر: 359 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 92 کلمه

      وقت بخیر از زمانی که در این چالش شرکت کردم عادت تا ته بشقاب خوردن را با نخوردن یک قاشق از غذایم را هر روز انجام میدهم گاهی وقتها هم بیشتر از یک قاشق واین گار خیلی لذت بخش است ومتوجه شدم که واقعا خوردن مقدار مواد غذایی یک عادت است من نان صبحانهام را نصف کردم وهیچ فرقی برایم نکرده وتا ظهر سیر هستم تجربه وتمرین لذت بخشی است شاید ۳ مرتبه پیش آمده که بیشتر از بشقابم خورده باشم چون مقدار غذایم را هم کم کردم موفق باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طوبی حاج احمدی
      1399/06/12 19:12
      مدت عضویت: 1763 روز
      امتیاز کاربر: 3344 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 51 کلمه

      با سلام خدمت همه اعضای گروه
      چالش من اینو نخوردم
      من امروز چند قاشق از سبزی پلو وماهی رو نخوردم وزمانیکه احساس سیری کردم خوردن را ادامه ندادم وبقیه غذا را کنار گذاشتم واونو نخوردم
      من چیپس نخوردم ب جاش از تکه ایی نان خشک وکره استفاده کردم وبسیار راضی هستم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryamabdollahi
      1399/06/11 11:09
      مدت عضویت: 1615 روز
      امتیاز کاربر: 5455 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 404 کلمه

      با سلام وعرض ادب خدمت استاد عزیزم وهمنوردان جاده روح نواز ، تندرستی👌🏻👌🏻❤️💐💐🌺
      همان طور که آموختم من برای شروع هر کار جدیدی بایستی موافقت شهردار جسمم یعنی ذهنم را جلب کنیم ونقشه وراهکاری ارئه دهم وذهن من تنها با عملی کردن نقشه ایی موافقت میکنه که در آن حس رضایتمندی وشادی مرا از احساس عالیم درک کند (انتخاب تغییر با یک راه جدید وخط زدن وسط جاده عادت قبلی). چگونه؟؟؟
      اگر من عاداتی که در من در اثر تکرار رفتاریم ایجاد شدند را مجموعه ایی از رفتارهای وگزینه های غلط بدانم وخودم را سرزنش کنم ویک عادتی فرضا خوردن نان یا برنج را عامل چاقی واضافه وزنم بدانم ، وآن را به عنوان مقصر چاقیم معرفی کنم ، این عادت درمن قوی میشود وهر لحظه با انجامش وپیامد آن سرزنش کردن خودم ، به غولی تبدیل میشود که راندنش( ترک این عادت) برایم غیر ممکن میشود وبا وجود تلاش های مکررم( بارها تصمیم جدی برای ترکش کردن ) با کوچکترین فشار عصبی باز به آن رجعت میکنم، واما چاره کار؟؟؟؟
      اول این که: من عادت هایم را همه خوب بدانم وآن را انتخاب وسلیقه ایی بدانم که مثل علائق دیگرم( فرضا رنگ مورد عاقه وانتخابیم🌲)
      دوم این که با انتخاب تغییری ولو جزیی در عادت قبلی با حفظ اصل عادت ، یعنی اینکه من اصل عادتمو دوست دارم واشتباه نبوده( یعنی به ناخود آگاهم حالی میکنم من رفتار بدی نداشتم وآدم بدی نیستم ، وگرنه اگر قانعش نکنم ومنو آدم بدی بدونه وسرزنشگر ، فورا در صدد تخریبم با انجام رفتارهای نادرستم بر می آید) آن را انتخابی جدید بدانم وبه این ترتیب یواش یواش با تکرار واستمرار هر روزیش[ ( وفریاد زدنش که من امروزفرضا نصف یک اسلایس کیکمو با چایی خوردم ، یعنی من اینو ( یک اسلایس کاملو نخوردم)] بدون ترک یکدفعه ایی آن را کمرنگ وعادت جدید را جایگزینش میکنم، واین یعنی «جایگزین کردن رفتار صحیح غذایی به جای عادت قبلی» وکلیدورود به خانه لاغری با ذهن( تناسب فکری).👌🏻👌🏻💃💃💃👏👏👏
      سوم این که چالش من اینو نخوردم یعنی ایجاد شکاف در اصل عادت قبلی با انتخاب جدید رانوعی تنوع مثل تنوع طلبی در خواسته های دیگرمون بدانیم ولذت ببریم 👌🏻👏💃🌺
      وخلاصه اینکه:، خواهان تنوع طلبی با انتخاب خودم باشم ، تحت تنوع منوی غذایی رستوران ها ویا تبلیغات وتنوع رستوران ها و بیلبوردهای تبلیغاتی ، شرکت های تولید کننده مواد غذایی وبسته بندی ومیزانشان نباشم،یعنی توجه کمتر به مواد غذایی ، وخوردن برای رفع نیاز جسمی نه تفریح.👌🏻👌🏻👌🏻👏👏💃💃💃

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار khaterehrahimi410310
      1399/06/11 10:11
      مدت عضویت: 1480 روز
      امتیاز کاربر: 112 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 205 کلمه

      با سلام خدمت استاد روشن و همراهان چالش من اینو نخوردم من از وقتی با این چالش و لاغری با ذهن همراه شدم به کلی خوردن شیرینی جات رو کنار گذاشتم و هرموقع برای بچه‌ها کیک درست کردم خودم اصلا طرفش نرفتم و منکه همیشه پای ثابت خوردن کیک و دسر بودم به راحتی از کنارش می گذشتم و اصلا هوس هم نمیکردم که این حس برام جدید و دوست داشتنی بود اما باید بگم من دیروز عجیب هوس خوردن شیرینی کرده بودم تا شب خودم رو نگه داشتم اما آخرش دوتا بیسکوییت خوردم بعدش آروم شدم اصلا هم احساس عذاب وجدان نکردم برعکس خیلی آروم شدم و فکر کنم تا مدتها دیگه هوس خوردن شیرینی به سرم نزنه من با فایلهای لاغری با ذهن خیلی از عادتهای اشتباه گذشته ام رو تغییر دادم و انتخاب های جدید رو جایگزینش کردم در این چالش هم شرکت کردم تا عادت تند خوردن و ریزه خواری رو کنار بزارم که البته خیلی کمتر شده اما میخوام کاملا از بین بره از شما استاد عزیز بسیار ممنونم من واقعا به چنین تحولی در زندگیم خیلی نیاز داشتم و خداوند رو شاکرم که منو با سایت تناسب فکری آشنا کرد. برای همه دوستان آرزوی موفقیت و سلامتی میکنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا ک
      1399/06/11 00:35
      مدت عضویت: 1756 روز
      امتیاز کاربر: 300 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 91 کلمه

      با سلام
      این چالش من این را نخریدم بی نظیر هست. اینکه اون لحظه که میخوای بخوری بدونی که چند ساعت دیگه از اینکه نخوردیش چقدر لذت میبری. عادت من هم این بود که شبها بیدار میشدم و تنقلات میخوردم و الان چند باره که اون لحظه که بیدار میشم و این حس میاد که خوب صبح از اینکه نخوری چقدر لذت میبری باعث شده حس عالی پیدا کنم. اینکه تنوع طلبی را در مسیر تغییر عادتهامون‌ تجربه کنیم عالی هست و من شروع میکنم و این تجربیات را بیشتر میکنم.
      سپاس

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 453 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 97 کلمه

      با سلام
      من هم در طول مدت چالش خوردن دیگه برام اهمیت چندانی مثل قبل نداره واگر چیز جدیدی ببینم گاهی فقط در حدچشیدن تست میکنم وتمایلم خیلی کمتر شده قبلا خیلی به خوردن میوه اهمیت میدادم حتی در حالت سیری وفکر میکردم از هر خوراکی که جلو دستمه باید بخورم ولی حالا خودم رو بیشتر البته با حس خوب کنترل میکنم وبه خودم میگم که لقمه اول واخر همش یه مزه میده پس زیاده روی نکن به بستنی خیلی علاقه داشتم بسیار زیاد ولی الن به ندرت در حد نیاز بستنی میخورم وخیلی چیزای دیگه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار angelikia4040
        1399/06/25 22:45
        مدت عضویت: 1434 روز
        امتیاز کاربر: 217 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 55 کلمه

        سلام استاد،من حدود یکماهه که با این سایت آشنا شدم ولی توی همین مدت حرص و ولع من خیلی کم شده امروز فقط دو تا بادمجون با نون خوردم و شام فقط چند قاشق برنج خوردم از خودم خیلی راضی هستم و احساس خوبی دارم چای رو تلخ خوردم خیلی خوشحالم ممنون ازتون استاد گرامی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار khandan614
      1399/06/09 01:55
      مدت عضویت: 1612 روز
      امتیاز کاربر: 21060 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 177 کلمه

      با سلام ، من از روز اول که در این چالش شرکت کردم هر روز صبح ۳ تا قاشق پر نسکافه با یک فنجون شیر را به نصف فنجان شیر با ۱ و نصف قاشق نسکافه تغییر دادم و بعد از این مدت امروز یک قاشق نسکافه تو شیر ریختم و دلم مقدار بیشتر نخاست خیلی احساس رضایت داشتم که بعد از ۶ سال این عادت داره کم کم تغییر میکنه ، تغییر دیگه اینکه ۲ ماه اصلا پفک نخریدم در صورتیکه قبلا به شدت پفک دوست داشتم الان تمایلی به خوردنش ندارم ، برای خرید که به فروشگاه میرم فقط ۱ دقیقه نگاه میکنم و یک بیسکوئیت برای بچه هام میخرم حتی برای اونها هم تنقلات کمتر میخرم چون تمایل اونها هم برای خوردن کم شده ، قبلا زمان زیادی را تو لاین تنقلات میگذروندم که ببینم چه خوراکی جدیدی با چه بسته بندی قشنگی آوردن ، خیلی وقته که شکلات نخوردم ، یا اینکه به جای چن تا دونه میوه ی دونه میوه میخورم ، از تغییراتم راضیم و بابتش خدا را شکر میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Fahimabarat.ali25
      1399/06/08 15:52
      مدت عضویت: 1658 روز
      امتیاز کاربر: 497 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 141 کلمه

      سلام خدمت استاد خوبم و دوستان خوبم
      من قبلا غذایی که دوست داشتم کمی بیشتر میخوردم ولی حالا زیاد بهم فرق نداره با بقیه غذاها و حالا اگر کمی زیاد بخورم سریع خودم حس میکنم احساس بدی بهم دست میده و حالا شام خیلی کم میخورم و طول روز هم زیاد نمیخورم مثلی قبل دیشب برنج با مرغ داشتیم من خیلی کم خوردم
      وقتی غذا به اندازه نیازم بخورم احساس سبکی میکنم ولی اگر بیش از اندازه نیازم بخورم دل درد میگیرم حالم بد میشه
      آلان زیاد میل به صبحانه خوردن ندارم قبلا ترس داشتم که اگر آلان صبحانه نخورم باز وقتی کار شروع بشه دیگه نمیتوانم چیزی بخورم ولی حالا اون طور نیستم هر وقت گرسنه بودم چیزی داشتم میخورم ممنون از همه دوستان که تجربه های خودشان را مینویسد تا بتوانم منم دوباره شروع کنم
      روزه همه خوش

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahla mahmoudi
      1399/06/08 14:15
      مدت عضویت: 1787 روز
      امتیاز کاربر: 24057 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 196 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
      من عادتی که انتخاب کرده بودم تغییر بدم این بود که وقتیکه به مهمانی میروم و غذاهای متنوع زیادی هست از بیشتر آنها نخورم و اگر معمولا مثلا چهار جور غذا می کشم اینبار سه جور فقط بردارم اما در حال حاضر نمیتوانم این خواسته را به عمل تبدیل کنم چون بخاطر وضعیت کنونی شیوع ویروس کرونا دیگر از مهمانی رفتن و یا مهمانی دادن خبری نیست 😟
      اما میخواهم در این چالش فعال باشم پس کارهای کوچکی که همیشه هم آنرا تکرار نمیکنم ولی بعضی اوقات انجام میدهم را در نظر گرفته ام که تمرین کنم و در اینجا گزارش بدهم
      من با اینکه غذا به اندازه کافی بر میدارم ولی بعضی اوقات یک قاشق از آن را نمی خورم و دور می ریزم تا نمی توانم بگویم ترسم ولی راحت نبودنم از دور ریختن غذا برطرف شود و یکی دیگر از کارهایی که انجام میدهم غذای اضافی نوه هایم وقتیکه به خانه من به مهمانی می آیند را نمی خورم و آنرا دور می ریزم من قبلا اصلا نمی توانستم غذایی دور بریزم و خیلی احساس گناه میکردم ولی الان دارم با تمرین این احساس را از خورم دور میکنم 👏👏👌😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار toktamresideh
      1399/06/08 05:42
      مدت عضویت: 1567 روز
      امتیاز کاربر: 112 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 51 کلمه

      باسلام خدمت استاد گرامی
      من تصمیم گرفتم عادت خوردن نهار زیاد رو تغییر بدم مثلا دیروز بجای خوردن برنج و ماهی فقط ماهیم رو خوردم فکر میکنم خوردن نهار سبک به من احساس سبکی و راحتی میده چرا وقتی کم گرسنه هستم زیاد بخورم .
      ممنون ازراهنماییهای شما استاد گرامی 🙏💙

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار azita
      1399/06/06 17:35
      مدت عضویت: 1770 روز
      امتیاز کاربر: 6648 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 126 کلمه

      با سلام حضور دوستان شاد ومتناسب
      خدا رو شکر این چالش را به خوبی دارم انجام میدم واز امروز سعی می کنم چالش را به شکلی که استاد گفتن انجام بدم وسعی کنم “من اینو نخوردم” را به شکلی جدید وارد زندگیم کنم من ازامروز برای انجام ندادن عادتم امروز خیلی آرام غذا خوردم و با این که نصف غذامو نخورده بودم سیر شدم و دیگه میلی به خوردن نداشتم در صورتی که وقتی تند تند می خوردم بعضی وقتا دوبار واسه خودم غذا می کشیدم توی بشقاب و همشو میخوردم.
      من امروز میلی به خوردن صبحانه نداشتم و فقط یه لیوان شیر خالی خوردم درحالیکه قبلا حتماشیر را با یک تکه کیک می خوردم. امروز هم چای را بدون شکلات خوردم و خیلی هم لذت بخش بود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار lidamajidian0813
      1399/06/06 13:29
      مدت عضویت: 1432 روز
      امتیاز کاربر: 3379 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 135 کلمه

      سلام و عرض ادب خدمت استاد و همگی
      در طول این چالش یکی از عادتهام و عنوان کرده بودم ولی الان متوجه شدم انگار عادت ها یکی پس از دیگری یادم میاد
      یکی از عادتهام این بود که هر مقدار تخمه که جلوم بود باید تمومش میکردم
      ولی اخیرا مقداری میخورم که همراه با لذت باشه لحظه ای که متوجه شم داره زیاده روی میشه یا اینکه گیر دادم که کلا تخمه رو تا تهش بخورم دیگه دست نگه میدارم.
      آخه من عاشق تخمه آفتابگردونم و البته ژاپنی😀😀😀
      و اینکه باید خورشتمو تا تهش بخورم ولی الان یا ازش میمونه ویا از اولش ظرف خورشتو زیاد پر نمیکنم.
      واقعا مقاومت در برابر قورمه سبزی کار سختیه ولی این مدت با دوره های رایگان موفق بودم و در چند روز آینده وارد سرزمین لاغرها میشم🙆
      استاد عزیز این فایل بسیار پر بار بود
      سپاسگذارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Tina82
      1399/06/05 16:16
      مدت عضویت: 1732 روز
      امتیاز کاربر: 1967 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 707 کلمه

      سلام
      من عادت تند غذا خوردن رو ميخواستم ارامتر كنم
      من غذايم را ميخورم ولي با ارامش
      تا شروع چالش من اينو نخوردم احساس ميكردم اين رفتار تند غذا خوردن باعث چاقي من شده ولي در اين مدت و مخصوصا بعد از نوشتن مزاياي تند غذا خوردن و اشتي كردن با اين خو دريافتم كة چرا من تند غذا خوردن را ياد گرفتم،
      خيلي ساده مادرم قرار گزاشت هركسي اخرين نفر غذايش را خورد بايد سفره را جمع كند و اين صحبت از دو جانبب خوب نبود اولا بايد مارو عادت ميداد سفره را جمع كنيم و تا كنار شخص اخر ببريم و هركسي موظف است ظرفهايش را جمع كند
      من اين درس را يادگرفتم و در اين مدت به اين همه سال تند خوردن توجه كردم ابتدا يك صحبت بود بعد من تنبل شدم و ياد گرفتم و ارام ارام بر سرعت خوردنم اضافه كردم و تكرارها باعث شد در من اين رفتار درست شود
      ما وقتي مهماني باشد سفره ميندازيم و من الان از جمع كردن ان هراسي ندارم و حتي برايم لذت بخش شده و به جبران گذشته اجازه نميدم خواهر قرباني ما كة بعلت اهسته غذا خوردن هميشه بايد اين كار رو انجام ميداد سفره را جمع كند و حتي خودش تعجب كرده كة چطور من سفره جمع ميكنم
      يعني يك جرقه باعث شد من هم تند غذا بخورم و هم از جمع كردن سفره متنفر شوم ولي الان با هر دوي انها اشتي كردم
      خاطرات جالبي با تند غذا خوردن دارم طوري كة در هيچ جمعي من گرسنه نبودم و در هر شرايطي من هميشه سير غذايم را خوردم
      من با تند خوردن اشتي كردم كة چرا تند خوردن باعث چاقي من نشده بلكه من با تكرار اين رفتار پيام سيري را دير دريافت كردةام و يا اصلا نشنيدة گرفتم و بيشتر از نياز بدن خوردم همانطوري كة هيچ مواد غذايي باعث چاقي نميشود ولي خوردن بيشتر از نياز بدن باعث چاقي ميشود
      واما الان پيام سيري را دريافت ميكنم و با ارامش غذا ميخورم و بيشتر از گذشته بر اين رفتارم تسلط دارم و هيچ حساسيتي به اين رفتار نشان نميدم
      من الان شبيه بچهاي شدةام كة مشق خودشون رو مرتب مينويسند و فردايش منتظر هستند معلم جانش زود ببيند و خط بزند و يه صد افرين برايش بنويسد
      من مشتاق هستم در اين قسمت هر بار در مورد تغييرات خودم بنويسم و از نوشتن ان لذت ميبرم و قبل از نوشتن حداقل ٤ ديدگاه رو ميخونم
      من اين روزها بيشتر پيام سيري را دريافت ميكنم يا وقتي سير هستم اصلا ميل به خوردن ندارم مثل گذشته نيست كة با وجود سيري باز هم ميل به خوردن داشته باشم
      قبلا سير بودم و نميتونستم بخورم در دلم حسرت ميخوردم كة كاش سير نبودن و بيشتر ميخوردم
      و وقتي كسي تعارف ميكرد زود ميخوردم با وحود سيري
      من تغيير كردم و ديگر با وجود كمي سير بودن ميل به خوردن ندارم و كلمه ميل ندارم بماند اگه خواستم بعدا ميخورم
      اين دو جمله رو شايد قبلا هم بكار ميبردم ولي طرف مقابل دست از سرم بر نميداشت و تا خوراكي را وارد دهنم نميكردم دست بر دار نبود
      امروز علتش را درك كردم
      چرا امروز وقتي مي گم ميل ندارم دست از سرم بر ميدارند و قبلا نه؟؟
      هر چه از دل بر ايد بر دل نشيند
      ياد اين جمله افتادم خوب من قبلا سير بودم و وقتي ميگفتم ميل ندارم دوست داشتم طرف مقابل اصرار كند تا من بخورم و بيشتر به خوردن توجه داشتم و حرف ميل ندارم و يا رژيم هستم به دلي كسي نمينشست و انرژي ميخوام بخورم رو براي طرف ميفرستادم و بعد با يك تعارف من استين بالا ميزدم و ميخوردم
      ولي در اين مدت من واقعا نميخواستم بخورم و هيچ ميلي نداشتم و با تعارف نه به خوراكي نگاه كردم نه حسرت خوردن داشتم و نه مشتاق تعارف بودم و خيلي بي تفاوت و اين بي تفاوتي باعث شد با يك جمله ميل ندارم طرف مقابل واقعا درك كند كة من سير هستم و ديگه تعارف نكرده اين همان تجربه اين روزهاي من است با پدر و مادري روبرو ميشوم كة عشق انها غذا خوردن و تعارف به بچها و نوها است و لي اين روزها با جمله من ميل ندارم بعدا ميخورم كلا بيخيال من ميشوند چون من واقعا سير هستم و پيام سيري را دارم و خيلي خوشحال هستم

      مرسي استاد بخاطر تمام اين تمرينات

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Zari_dousti
        1399/06/08 11:11
        مدت عضویت: 1694 روز
        امتیاز کاربر: 3588 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 195 کلمه

        سلام دوست عزیزم تینا خانم
        وقتی متن شما را خواندم متوجه شدم چقدر رفتارهای شما شبیه رفتارهای من است و همچنین افکارتان
        مثلا در مورد تخمه من همینطور هستم و نه تنها در مورد تخمه بلکه در خیلی از موارد من باید آن خوراکی را تا ته بخورم بعد تازه دست میکشم بعد هم که باید احساس عذاب وجدان از اینهمه خوردن و احساس خفگی را هم تحمل کنم
        اما از وقتی وارد این چالش شدم نمیدانم چه اتفاقی در درونم افتاده که اصلا نمیتوانم زیاد بخورم و دائمأ جمله میل ندارم در ذهنم تکرار میشود و خوشبختانه من آنرا میشنوم چون حتمأ قبلا هم میگفتن ولی من نشنیده میگرفتم
        خدارا شکرگزارم که این آگاهی را دریافت کردم مدتی است که دیگر احساس خفگی از خوردن را ندارم و شبها خیلی سبک و راحت میخوابم و حتی با اینکه هنوز فکر نمیکنم تغییری در سایز و وزنم ایجاد شده باشد احساس لاغری میکنم و خود این مسئله باعث شادی و رضایت درونی از خودم شده
        از شما دوست عزیزم که باعث شدید من به عادتها و رفتارم وافف شوم ممنونم
        و از استاد عزیز که با صبوری و مهربانی همه ما را در این مسیر زیبا هدایت میکنند سپاسگزارم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1399/06/05 16:03
      مدت عضویت: 1728 روز
      امتیاز کاربر: 30711 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 586 کلمه

      سلام استاد منم عادت ریره خواری داشتم از غذای بچم از باقی مانده ی غذای رو میز غدا بعد از خوردن ناهار دوباره کمی بخورم یا اینکه بعد از خواب طهر یه مقدار سرپایی بخورم بعد چایی بخورم و با اونم یه شیرینی بخورم یا ظهر هنگام پختن غدا روی گاز یا سرخ کردن غدا از اون غذا یه عالمه بخورم تا موقع ناهار دوباره بخورم یا اینکه صبح ها بعد از صبحانه خوردن یه تیکه کیک یا بیسکوییت بخورم
      ولی حالا میخوام بگم چه چیزهایی رو نخوردم وو تنوع انتخابی داشتم

      و دارم به این عادتم راه راه اضافه میکنم که هم عادت رو حذف نکنم هم تغییرش بدم حالا شاید تو روز چندتاشون برام اتفاق بیفتن شایدم همشون البته در گذشته حالا مثال :
      من چون برنج ایرانی خیلی دوست دارم ولی همسرم دوست نداره زیاد نمیخریم و معمولا برنجهای هندی رو میپزم ولی الان دو روز میشه یک کیسه برنج ایرانی خریدیم و گفتم امروز شوید پلو با ماهی درست کنم و من همیشه عادت به نوک زدن غذا قبل از ناهار دارم وخصوصا خیلی وقتا من ته دیگ برنج رو عادت کردم از قابلمه در میارم و نصفش رو میخورم یا قبلا همه اش رو میخوردم حالا هم برنج ایرانی بود و یه ته دیگ خیلی خوشمزه داشت در آوردم و خواستم بخورم گفتم نه میارم رو سفره ی غذا و اگر خواستم به جای برنجم داخل بشقابم ته دیگ رو میخورم با ماهی و میخوام تغییر بدم زمان خوردنش رو از قبل از نهار به زمان صرف ناهار در حد نیاز نه بیشتر بخورم واوردم روی سفره استاد شاید باورتون نشه هم چند قاشق برنج رو خوردم هم یک تکه ته دیگ بدون زیاده روی
      و همین کارم رو دارم زمانش رو تغییر میدهم و باعث شده خیلی خوب کنترلش کنم و ریزه خواری نکنم و حدفش هم نکنم
      یا اینکه استاد قبلا از غذای بچه ام هر چی میموند من میخوردم ولی حالا تا میخوام بخورم سریع اگاه میشم از روی عادت هست و نیاز ندارم و یا بدون خوردن برش میدارم خودم انتخاب میکنم الان نخورم چیزی تا هر وقت گرسنم شد واقعا نیاز داشتم غذا یا هر ماده ی غذایی رو بخورم حالا استاد یه مثال دیگه:
      من پریشب خونه ی مادرم بودم و یه نصفه نون ساندویچ به عنوان شام ساندویچ خوردم وخیلی هم سیر شدم و دیگه به سمت هیچ غذایی در آشپز خونه نرفتم و زیاده روی نکردم و خودم انتخاب کردم چقد بخورم و کی بخورم خونه ی خودم که بودم قبل از رفتن به خانه ی مادرم دیگه سمت غذا نرفتم که ته بندی کنم تا اونجا حالا دوباره با همه شام بخورم نه خیلی راحت نخوردم و در اونجا یه نصفه خوردم و بعد از شام رنگینک درست کردن خیلی هم تعریف دادن برای با چایی خوردن و واقعا من سیر بودم و میل نداشتم به خوردن به ندازه یه نخود خوردم و دیگه ادامه ندادم
      خوشحالم که خودم انتخاب میکنم کجا و به چه اندازه و در چه زمانی بخورم و دارم در عادت ریزه خواریم یه عالمه تغییر ایجاد میکنم
      ۱:پس من امروز قبل از نهار ته دیگ نخوردم و روی میزم خیلی کم خوردم در حد یک قاشق
      ۲:من خونه مامانم دو شب پیش که شام ساندویچ بود و مورد علاقه ام بود در حد یه نصفه خوردم و بیشتر نخوردم و نرفتم تو اشپزخونه دوباره نوک بزنم و بخورم
      ۳:بعد از شام چایی با رنگینک نخوردم چون سیر بودم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      1399/06/05 11:17
      مدت عضویت: 1694 روز
      امتیاز کاربر: 23453 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 266 کلمه

      سلام به همه هم مسیرانم واستاد عطار روشن
      من امروز همه مواد غذایی صبحانه مو نخوردم و این شده یک رفتار در من و به محض سیر شدن حتی اگر چند لقمه خورده باشم خوردنو تموم میکنم
      این چند روز که مسافرت بودم و من دوست دارم غذای محلی همون شهر وکشور یا روستا رو امتحان کنم ،از اونجاییکه عاشق غذاهای روستایی هستم ،ترجیج دادم خروس واردک و خوراکی های خاص همون شهرو امتحان کنم که بسیار هم لذیذ ولذت بخش بودن😊 ولی من از عملکرد خودم راضی بودم به اندازه سیر شدنم میخوردم و بقیه غذام میموند ،شاید گاهی منفی بافم بهم نهیب میزد که حالا این خروس جنگلیه بیشتر بخور وشاید من ۲لقمه بیشتر هم خوردم ولی از خودم راضی بودم و در کنار صدای منفی باف صدای آموزش های استاد هم میشنوم وبهترین انتخابو خواهم داشت،تو تمام مدت سفرم،چه صبحانه،نهار،شام غذای من اضافه اومد و من نخوردم ،اتفاقا هیچ تحرکی هم نداشتم ،فقط تو کلبه جنگلی نشسته بودم و از فضای باران و جنگل و آرامشش لذت میبردم،یادمه قبلنا که مسافرت میرفتم ،حتما باید یکی دو ساعتی پیاده روی میکردم از ترس چاقتر نشدن در مسافرت ،،،ولی مسافرت های جدیدم متفاوته و من با ارامش وبدون ترس از بودن در اون لحظه لذت میبرم ،،قبلا سفر میرفتیم ماشینو پر میکردیم از خوراکی و نوشیدنی ،،و جدیدا به اندازه کم خوراکی میخریم وبیشتر اونها هم برگردونده میشه ،انتخاب های جدید مارو به مسیر جدید میبره
      این روزها من انتخاب میکنم چی بخورم،،کی بخورم،،چجوری بخورم،،چی بگم،،چی بپوشم،،کجا برم،،با کی رابطه داشته باشم
      من حاکم بر جان و ذهن خودم هستم و من فرمان های متفاوتی دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      1399/06/05 10:19
      مدت عضویت: 1678 روز
      امتیاز کاربر: 3426 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 452 کلمه

      سلام
      زندگی ما حاصل عادتهای ما است،و عادت ها نتیجه تکرار یک انتخاب هستن اتنخابی که اولین بار برای ما نتیجه بسیار لذت بخشی داشته و بارها و بارها دوست داشتیم این لذت رو تجربه کنیم و الان تبدیل به عادتی شده که ما اونو بد میدونیم چون مثلا باعث اضافه وزن ما شده ،و ما چون خودمون رو اسیر این عادت میدونیم و احساس ناتوانی در ترک یا حذف اون عادت داریم با تکرار اون عادت احساس بدی از ناتوانی در ما شکل میگیره وبعد خودمون رو سرزنش میکنیم و باز هم احساس بد که این سیکل معیوب همچنان ادامه داره ،در صورتیکه ما با این دوره به این اگاهی میرسیم که اون عادت از یک انتخاب بوجود اومده و لزوما عادت بدی نیست و ما با اراده آزادی که خداوند در ما گذاشته خودمون اونو انتخاب کردیم ،پس این حس اسارت کمرنگ میشه و ما به خودمون آگاه میشیم که میتونیم هر لحظه انتخاب متفاوت و متنوعتری داشته باشیم چون باز هم این اراده وجود داره در هر لحظه ،این یعنی در صلح بودن با اون عادت و احساس بدش بسیار کم میشه ،خوب از اونجاییکه ما همگی عاشق تنوع هستیم با راه راه کردن اون عادت یه شکل متفاوتی به اون عادت میدیم وذهن این تنوع رو به راحتی و بدون مقاومت میپذیره و به همین شکل ظریف و زیر پوستی اون عادت ارام ارام تغییر میکنه و سرزنش کردنی هم در کار نیست پس توجه هم کم میشه و ما ارام و اسوده میشیم و راحت تر انتخاب متفاوتی انجام میدیم.
      استاد من توی این مدت کاملا متوجهم که الان دوست دارم که کدوم گزینه رو انتخاب کنم،مثلا میوه به جای چای با شیرینی در عصر،یا انتخاب خوردن یه بسکویت کوچیک با چای به جای کیک،یا حتی خوردن چای یا دمنوش به تنهایی
      دیشب پسرم ازم خواست یه بسته بزرگ ویفر بگیرم و من وقتی وارد فروشگاه شدم فقط همین رو برداشتم و حساب کردم ،وسوسه شدم که کلی خوراکی بخرم چون فروشگاهی هست که خوراکیهای جدید وتازه و متنوعی داره و من قبلا عاشق این بودم که خوراکی جدید با طعم جدید ومتفاوت رو پیدا کنم یا فروشگاهی که قفسه خوراکیهای جذاب و متنوع و جدید داره رو پیدا کنم ، دیشب به راحتی خودم اتنخاب کردم که خوراکی نخرم بدون احساس محدودیت، و از اون جعبه فقط یه دونه برداشتم موقع خوردن چای بعد از شام و با اینکه بسیار تازه و خوشطعم بود هوس نکردم بازم بردارم و به همون یه دونه اکتفا کردم، البته شده این مدت که کلوچه هم خوردم همه کلوچه رو ولی احساس سرزنش نکردم و با خودم گفتم این فقط یه کلوچه کوچیکه
      حالا که دارم مینویسم دارم متوجه تغییرات خودم میشم و احساس بسیار خوبی دارم😍
      بسیارممنونم از شما استاد عزیز 🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار راز
      1399/06/05 09:27
      مدت عضویت: 1598 روز
      امتیاز کاربر: 157 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 277 کلمه

      به نام خدا
      عالی و جالب بود
      من‌ قبل از دو سال پیش که خدای مهربون من رو به سایت شما هدایت کرد هر موقع دچار یک فشار عصبی، خشم، استرس، غم و …. میشدم به فروشگاه میرفتم و یک عالمه از خوراکی های مختلف از جمله کیک، ببسکوییت، بستنی و …و …. میخریدم و در عرض نیم ساعت خودم رو‌ موظف میدونستم تمام اونارو بخورم😬
      خیلی وقتها اصلا از طعم خیلی از اون خوراکی ها خوشم نمیومد اما تمامش رو میخوردم😐😐😐
      میانه راه شاید دچار زدگی و حالت تهوع میشدم اما سعی خودم رو میکردم تا با آب یا شیر چیزای که به سرعت خوردم رو پایین ببرم و تاانتها ادامه بدم😕
      هر دفعه بی برو برگرد بعد از انجام این کارای مسخره و مصداق بارز خودآزاری حالم بد میشد جسمی و روحی😔
      و به خودم قول میدادم هرگز اون کار رو تکرار نکنم
      حتی اونقد از زیاده روی تو خوردن بعضی خوراکی ها مشمئز میشدم که قسم میخوردم دیگه به اون خوراکی لب نزنم
      اما دیری نمیگذشت که همون آش و همون کاسه 😐
      این تکرار زجرآور چیزی نبود جز پاسخ ذهن ناخودآگاهم به محدودیت های خودساخته ی من برای اون….محدودیت مصرف مواد قندی و چرب ….ناخودآگاه من هیچ محدودیتی رو نمیپذیرفت و چنان قدرتمند من رو به سمت شکستن اون محدودیت ها سوق میداد که دیگه اصلا مهم نبود من از اون کار لذت میبرم یا رنج؟ هدف فقط رفع احساس محدودیت بود
      خدارو هزار بار شکر که اون روزای تیره گذشت🥰
      و من امروز در صلح با ناخودآگاهم هستم و طی این دو سال حتی یکبار هم دست به اقداماتی شبیه به گذشته نزدم😍
      و اون حس اشمئزاز رو مدتهاس تجربه نکردم…
      خدای بزرگ و مهربون شکرت که عادت های آزار دهنده من رو عوض کردی⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩😍😍😍😍🥰🥰🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار زهرا
        1402/02/18 08:22
        مدت عضویت: 458 روز
        امتیاز کاربر: 13430 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 107 کلمه

        سلام خدمت استاد عزیز 

        من دیروز متوجه شدم که تغییراتی در عادت غذایی من رخ داده است به عنوان مثال من همیشه وقتی درمحل کارم خسته و یا ناراحت میشدم خیلی غذا میخوردم .دیروز با اینکه خیلی خسته و عصبی بودم به اندازه فزرند 4 ساله ام غذا خوردم و کاملا سیر شده بودم و تا شب هم گرسنه نشدم . و یا اینکه من قبلا درمحل کار ریزه خواری زیاد داشتم ولی الان حتی میوه خود را هم نمیخورم بعضی روزها و این تغییرها نشان میده که ذهن من عادتهای قبلی خود را تغییر داده و اصلا هم ناراحت و عذاب وجدان ندارم و خیلی هم خوشحالم 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم