0

چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟ راز پنهان ذهن در چاقی (گام ۱۴)

چرا نمی خورم لاغر نمیشم
اندازه متن

مدتی غذا نخوردید 🍽️، رژیم گرفتید 🥦، شام را حذف کردید 🚫🍲، ولی روی ترازو عددی که می‌خواستید را ندیدید! 😳

📍 این جلسه ادامه گام ۱۳ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

این شرایط باعث ایجاد سوالی در ذهن ما می‌شود که: «چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟!»

ما همیشه فکر می‌کنیم نخوردن یعنی لاغری ⛔⚖️، اما واقعیت این است که ذهن ما داستان دیگری دارد 🧠✨.

در این مقاله می‌خواهیم با هم بررسی کنیم 📖🔍 که چرا با وجود نخوردن، لاغر نمی‌شویم و چطور قدرت ذهن می‌تواند ما را حتی در نبود غذا، چاق‌تر کند! 🌀

چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟ 🤔 واقعاً دلیلش چیه؟

تا حالا چند بار با خودت گفتی: «دیگه برنج نمی‌خورم!» «شیرینی رو حذف می‌کنم!» یا «از فردا روزی یه ساعت می‌رم ورزش!»

ولی با این‌که همه این کارها رو کردی… هنوزم لاغر نشدی! یا شاید یه مدت کم کردی ولی خیلی زود برگشتی به وزن قبل (یا حتی بیشتر 😞).

چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم

واقعاً چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟! این سوال خیلی‌هاست.

خب، بذار یه نکته مهم بهت بگم👇

میلیاردها آدم روی زمین هستن که نه رژیم می‌گیرن، نه ورزشکار حرفه‌ای‌ان، اما همیشه متناسب می‌مونن! 😮

پس قطعاً یه جای کار اشتباهه… شاید اصلاً عامل لاغر شدن، اون چیزایی نباشه که فکر می‌کردیم!

شاید وقتشه یه بار برای همیشه ریشه‌ی اصلی ماجرا رو پیدا کنی — یعنی ذهنت 🧠💡

واقعاً چی عامل لاغر شدنه؟ چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟ 🤷‍♀️🍽️

سال‌ها با اضافه وزن دست و پنجه نرم می‌کردم… 😓

۳۵ سال از عمرم گذشت و همیشه یه سایه سنگین به اسم چاقی همراه من بود.

چیزی نبود که فقط روی بدنم اثر بذاره، رو اعتماد به نفس، لباس پوشیدن، مهمونی رفتن، حتی حالِ دلمم تأثیر داشت. 😞

همه جا می‌شنیدم:

🔸 “خوردن باعث چاقیه!”

🔸 “هرچی می‌خورم چاق می‌شم!”

اما عجیب‌ترش این بود که خیلی‌ها، درست مثل من، می‌گفتن:

“چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم!” 🤯

هر بار که تصمیم می‌گرفتم لاغر شم، اولین چیزی که به ذهنم می‌رسید رژیم گرفتن بود.

❌ سرخ‌کردنی نه 🍞 نون خیلی کم 🍚 برنج ۸ تا ۱۰ قاشق 🥗 سالاد و سبزیجات جایگزین همه چی!

و البته که نصیحت‌ها هم همیشه آماده بودن:

“کمتر بخور!” و “هر روز یه ساعت ورزش کن!” 🏃‍♀️ اما یه چیزی رو هیچ‌وقت نفهمیده بودم…

اگه این نسخه‌ی کلاسیک «کمتر خوردن + بیشتر ورزش کردن» جواب می‌داد، چرا این همه ساله که افراد چاق هنوز چاقن؟!

واقعیت تلخ اینه که بیشتر برنامه‌های لاغری رو افرادی نوشتن که خودشون هیچ‌وقت چاق نبودن! 🙃

و خب طبیعیه که درک درستی از ذهنیت و شرایط افراد چاق ندارن.

🧠 ذهن ما خیلی قدرتمنده، و چیزی که تو ذهنمون باورش داریم، توی بدنمون اتفاق می‌افته.

وقتی با خودمون تکرار می‌کنیم: “اگه بخورم، چاق می‌شم!”

حتی فکر کردن به غذا خوردن هم می‌تونه ما رو در مسیر چاق‌تر شدن قرار بده!

چون ذهن ما فرق بین واقعیت و خیال رو نمی‌فهمه! 🤯

با این آگاهی بهتر می‌شه درباره این ابهام ذهن که چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟! 🧐 توضیح داد.

جوابش ساده‌ست: چون ما سال‌ها با ذهنمون برنامه‌ریزی شدیم که خوردن باعث چاقیه، حتی اگه فقط در حد فکر باشه!

من خودم بارها تجربه کردم که بدون تغییر در غذا خوردنم، چاق‌تر شدم!

همون حجم غذا، همون سبک زندگی… ولی بدنم سنگین‌تر می‌شد. تا جایی که باورم شده بود:

“آب هم بخورم چاق می‌شم!” 💧➡️⚖️

اما وقتی با ذهنم آشنا شدم و فهمیدم همه چیز از اینجا شروع می‌شه، مسیرم عوض شد… ✨

اگه تو هم هنوز نمی‌دونی چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم، شاید وقتشه یه نگاه عمیق‌تر به ذهن و باور‌هات بندازی. 🧠💫

چی باعث می‌شد من هی چاق‌تر بشم؟ 😟

با خودم بارها فکر کرده بودم: من که نه بیشتر می‌خورم، نه سفره‌مون رنگین‌تر شده… پس چرا هر سال دارم چاق‌تر می‌شم؟! 🤔

جوابش چیزی نبود که تو بشقابم باشه… بلکه چیزی بود که تو ذهنم تکرار می‌شد! 🧠💭

  • ☁️ ترس از چاق‌تر شدن
  • ☁️ تنفر از اندامم
  • ☁️ نگرانی از عدد ترازو
  • ☁️ فکرای تکراری مثل: “نکنه دوباره چاق شم!” “لباسم تنگ شده، یعنی بازم چاق شدم؟”

اینا چیزایی بودن که مثل یه فایل صوتی، مدام تو ذهنم پخش می‌شدن. و همینا بودن که بدون اینکه غذام بیشتر شه، منو چاق‌تر و سنگین‌تر می‌کردن! ⚖️

ذهنمون یه قدرت فوق‌العاده داره… و وقتی بارها و بارها یه فکر خاص رو تکرار کنیم، فرقی نداره واقعیه یا نه؛ ذهن اون رو تبدیل به واقعیت می‌کنه. ✨

برای همین هم هست که خیلی از ماها با اینکه رژیمیم، بازم برامون سواله که:

“چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟!”

چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم

چرا غذا می‌خورم چاق می‌شم؟ 😩

یکی از فکرایی که سال‌ها باهام بود، این بود که: “غذا باعث چاقی منه!” واقعاً باور داشتم که هر چی می‌خورم، مستقیم میره می‌چسبه به پهلو و شکمم! 😅

در حالی که یه عالمه آدم متناسب رو می‌دیدم که همون چیزایی رو می‌خورن که من می‌خورم… ولی اونا همچنان لاغر و خوش‌اندامن! 🤷‍♀️

همیشه تو ذهنم می‌چرخید:

🔸 چرا غذایی که بقیه رو چاق نمی‌کنه، منو راحت چاق می‌کنه؟

🔸 چرا من هرچی می‌خورم چاق می‌شم ولی اونا هرچی می‌خورن، همون‌طور لاغر می‌مونن؟!

🔸 و بدتر از اون: چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟! 😩

شنیده بودم که بعضی از آدمای متناسب فقط با دو سه روز بی‌نظمی تو غذا خوردنشون، راحت وزن کم می‌کنن.

در حالی که من با چند هفته سخت‌گیری و رژیم فقط یه ذره تکون می‌خوردم… اونم اگر خوش‌شانس بودم! 🙃

🤔 این همه تفاوت برای چی؟ چرا یه غذا برای من چاق‌کننده‌ست، ولی برای اونا نه؟

واقعاً چرا من غذا می‌خورم چاق می‌شم، ولی اونا نه؟

چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟! 😩 ولی اونا نمی‌خورن لاغرتر میشن؟!!

جواب این سوالا تو ذهنم پنهون بود… ذهنی که باور کرده بود: “غذا = چاقی”

💡 اگه احساس می‌کنی با وجود کم‌خوری هم لاغر نمی‌شی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً همین فرمول ذهنی رو هدف می‌گیره.

✍️ حالا بریم سراغ این معجزه؛ در ادامه هم توی گام ۱۵ سراغ «اگر از خودت انتظار لاغر شدن داری» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 121 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.23 از 109 رای

https://tanasobefekri.net/?p=23967

121 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

121 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار عاطفه عباسی
      ۱۴۰۴/۰۷/۲۱ ۱۸:۵۵
      مدت عضویت: 445 روز
      امتیاز کاربر: 1680 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 412 کلمه

      بنام پرودگار جهانیان 💗 

      سلام به استاد عطار روشن عزیز و همراهان ❤️‍🔥 

      بحث داغ خوردن و نخوردن 

      ورزش و برنامه غذایی 

      از نظر من اصلا نیاز نیست ک کسی ب من بگه ک چی بخورم چی نخورم کی بخورم 

      چون کلا خوردن در ذهن خودش تنظیم میشه با توجه کردن ب سیری و گرسنگی همین 

      در زمان رژیم خیلی سخت بود چون باید از یه غذای مشخص ب مقدار مشخص شده بخوریم و دائم در جنگ با خودم بودم 

      سالاد و چایی و آب هم آزاد بود یادمه سالاد زیادی توی ظرف بزرگ درست میکردم و قبل غذا میخوردم و معده رو پر میکردم اما بعد از رژیم رفتار اشتباه پرخوری رو روی غذا ها داشتم قبلا یه بشقاب میخوردم اما بعد رژیم دوبشقاب غذا میخوردم و از قبل هم چاقتر میشدم 

      ترس از غذا ها قبل از دوره در من خیلی زیاد بود با هر لقمه غذا احساس چاقی میکردم و پشت بندش عذاب وجدان 

      و خیلی وقتها هم خوشحال بودم ک شیرینی نخوردم ک چاقتر نمیشم و تمرکز بر چاقی بود 

      کلا شکر و نان رو حذف میکردم و همش دنبال این بودم ک چی نخورم چاق نشم 

      اما الان کلا دیگه هیچ ترسی از غذا ها ندارم چون میدونم برای تامین انرژی بدنم هست و طبق زبان بدنم رفتار میکنم و میدونم ک غذاها هیچ قدرتی ندارن این من بودم ک با افکارم ب اونا قدرت دادم و باور کرده بودم ک اونا چاق میکنن 

      اما این همه انسان متناسب هر روز غذا میخورن همه چیز هم میخورن و چاق هم نمیشن چون فکری در مورد چاقی ندارن و ب غذا اصلا قدرتی ندادن و یه چیز معمولیه براشون 

      من هم سعی میکنم ک درست فکر کنم و رفتار کنم 

      بارها پرخوری کردم و ب شکم درد و حال بد رسیدم ولی وقتی ذهنم میگه نخور منم نمیخورم چون نمیخام حالم بد بشه و درد شکم رو تجربه کنم 

      و اینجوری هم سیرم هم راضی و هم حالم خوبه و دیگه درگیر غذا نیستم 

      این آگاهی ها چشم منو باز میکنه و میفهمم ک چ افکاری باعث رفتار اشتباه من میشه 

      و وقتی متوجه فکر اشتباه میشم خب رفتار اشتباهم متوقف میشه 

      ورزش کردن فقط باعث شادابی و نیرومند شدن من میشه و باعث لاغری نمیشه و ربطی نداره من افراد زیادی رو میشناسم ک فعالیت خیلی کمی دارن و همچنان لاغرن 

      فقط افکار من باعث رفتار و عادت‌های اشتباه و در نتیجه جسم چاق شده 

      با تغییر افکارم رفتارم اصلاح میشه و کم کم عادتهای من عوض میشه و شده و در نتیجه جسمم متناسب میشه 

      ب همین راحتی 

      از خداوند متعال سپاسگزارم بخاطر پیدا کردن سایت تناسب فکری 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیلا فرزانه
      ۱۴۰۴/۰۷/۱۲ ۲۱:۰۸
      مدت عضویت: 817 روز
      امتیاز کاربر: 61136 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 744 کلمه

      به نام خدا

      در فایل امروز هم باز از اهمیت تغییر افکار ،  رفتار و نگرش ما در لاغر شدن صحبت شد و این نشون میده که چرا رژیمها ، لاغری ماندگار رو برای ما به دنبال نداشتند چون فقط بر تغییر فیزیک و جسم تکیه داشتند .

       ما در روش لاغری با ذهن از هر ماده غذایی میخوریم و به کالری مواد کار نداریم ، خوردن موادی که کالری صفر دارند در رژیمها توصیه میشه ، در این نوع خوردن با این فکر که من هر چقدر کاهو و خیار و سالاد بخورم چاق نمیشم شکم خودم رو با این مواد پر میکنم ولی اصل ماجرا خوردن بی مورد و بدون نیاز منه ، اصل اون ذهنیت اشتباهه ،یادم میاد من هم در روزهای رژیمم با این فکر هر روز به محض اینکه دلم میخواست چیزی بخورم ، یا عصبی میشدم چند تا خیار و گوجه یا هویج میخوردم  ، سر میز غذا هم مقدار زیادی سالاد میخوردم تا حجم معدم رو با سالاد پر کنم و به محض خارج شدن از رژیم جایگزین اون حجم خیار و گوجه و سالاد با کیک و بیسکوئیت و شیر میکردم ، چون قبلا دوست داشتم مدام بخورم و از ترس چاق شدن به خیار و گوجه پناه برده بودم .

      من هر دو طرز فکر رو برای نخوردن داشتم جاهای زیادی جلو خودم رو میگرفتم که نخورم چون کالری زیادی داشت ، یادمه مدت زیادی ، قند و شکر و بستنی نمیخوردم  ، چون میترسیدم چاقتر بشم  و جاهای زیادی هم نمیخوردم تا لاغر بشم ، و در طول مدتی که رژیم داشتم هر روز با کم کردن حجم غذاهام تصمیم به لاغری داشتم ولی خیلی زود خسته میشدم و با اجبار این کار رو انجام میدادم.

      به نظر من در هر دو فکر من توجهم بر چاقی بود و در هر دو موقعیت حالم خراب بود چون حسرت نخوردن داشتم حالم بد بود و از خودم و بدنم بیشتر متنفر میشدم که چرا من باید ژنتیکم اینجور باشه که هر چی میخورم چاق میشم و یکی دیگه داره از خوردن میترکه ولی چاق نمیشه.

      ورزش کردن من بیشتر برای لاغر شدن بود ، من مدتهاست که پیاده روی میکنم و اوایل برای لاغری بود ولی گاهی که رژیم رو رها میکردم با خودم میگفتم من نباید پیاده رویم رو رها کنم حالا که با رژیم لاغر نشدم حداقل ورزش و پیاده روی کنم تا چاقتر نشم .

      من قبلا هر تلاشی میکردم ابتدا به فکر کاهش وزن بودم و خیلی تلاش میکردم و اوایل راه چون انگیزه زیادی داشتم خیلی تلاش میکردم ولی کم کم که خسته میشدم سعی میکردم که تلاشم در جهت چاقتر نشدنم باشه.

      من با اومدن به این مسیر یاد گرفتم که با وجود اضافه وزن و چاقی خودم رو متناسب بدونم و ترسی از غذاها نداشته باشم چون من رژیمی ندارم و هیچ ماده غذایی اگه به اندازه و به موقع خورده بشه چاق کننده نیست و تنها زمانی باید نگران بود که زیاد از حد خورده باشیم که حتی اگه این مورد هم برام پیش بیاد خودم رو سرزنش نمیکنم و سعی میکنم بهتر ازقبل عمل کنم .

      در مورد ورزش هم طرز فکرم عوض شده و دیگه برای لاغری یا چاق تر نشدن ورزش نمیکنم بلکه برای سلامتی و آرامش پیاده روی میکنم ، قبلا هر روز خودم رو ملزم به پیاده روی میدونستم ولی الان هر موقع حالم خوب باشه و با رضایت خودم پیاده روی میکنم و حتی بعضی روزها که میدونم حوصله بیرون رفتن ندارم پیاده روی نمیکنم.

      من ایمان دارم چون در مسیر لاغری با ذهن قرار دارم و از عملکرد خودم راضی هستم ، افکار ، نگرش و عملکردم همسو با لاغری هستند من در مسیر تناسب پایدار قرار دارم و حتی همین ااان هم اصلا به چاقی خودم فکر نمیکنم چون در ذهنم من الان هم متناسبم .

      نکته ای که در این فایل برای من جالب بود این بود که من همونجور که قبل از خوردنم از خودم میپرسم دلیل خوردنم چیست باید دلیل نخوردنم رو هم بدونم ، اگه دلیل من ترس از چاقتر شدن یا لاغر شدن باشه ، نباید اهمیت بدم و نکته دیگه اینکه از قبل برای خوردنم تصمیم نگیرم و در وقت نیاز تصمیم بگیرم که چی بخورم و از چیزی که دوست دارم بخورم نه چیزی که از قبل برای خودم تعیین کردم .

      و جمله ای که در این فایل  در مورد من هم صدق میکنه اینه که تعداد نخوردنهایی که سبب چاقی من بوده بیشتر از خوردنهام بوده و این نشون دهنده ، تاثیر منفی نگرش ما نسبت به غذاها رو میرسونه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شرمین امانی
      ۱۴۰۴/۰۵/۳۱ ۰۷:۲۲
      مدت عضویت: 682 روز
      امتیاز کاربر: 10395 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 478 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر 

      تفاوت نگرش «ترس از چاق‌تر نشدن» و «لاغر شدن» چیست؟ 

      ترس از چاق‌تر نشدن یعنی استرس ،عذاب وجدان ،سرزنش، ترس و تجسم جسم چاق ،انتظار چاقی، اعصاب داغون… ولی لاغر شدن یعنی عشق، آگاهی شجاعت ،نخوردن از سر شوق و امید ،تجسم لاغری ،احساس خوب ، آرامش احساس رضایت درونی…

      وقتی به تلاش‌های قبلی خود فکر می‌کنید، متوجه می‌شوید که هدف اولیه شما برای شروع رژیم یا ورزش لاغر شدن بوده، اما در طول مسیر نگرش شما بیشتر روی چاق‌تر نشدن متمرکز بوده. چرا؟ 

      چون هیچوقت خودمونو نشناختیم چون هیچوقت با میل و اراده خودمون وارد اون مسیر نشدیم همیشه از سر اجبار و ترس و سرزنش بوده اصلا از همون اول کار به هدف چاق تر نشدن وارد مسیر می‌شدیم من که خودم به جایی رسیده بودم که فقط می گفتم وزنم بیشتر نشه کاهش وزن نمی خوام.

      وقتی غذایی را نمی‌خوردید، آیا دلیلش ترس از چاق‌تر شدن بود یا تلاش برای لاغر شدن؟

      صد در صد ترس از چاق تر شدن من هیچوقت لاغری لایق خودم نمی‌دونستم و مطمئن بودم لاغرم بشم دوباره چاق میشم بخاطر همین فقط می گفتم چاق‌تر نشم همین الانم که تو این مسیرم خیلی وقتا گرفتار این تله میشم ولی با این تفاوت آگاهم و سریع مچ خودمو میگیرم و تلاش میکنم درستش کنم.

      وقتی ورزش می‌کردید، آیا هدف اصلی‌تان ترس از چاق شدن بود یا لاغر شدن؟ بازم مثل غذا ترس از چاق شدن

       با توجه به این درک، فکر می‌کنید تلاش‌های قبلی شما بیشتر با شوق لاغر شدن بوده یا ترس از چاق‌تر نشدن یا چاق ماندن؟

      ترس از چاق‌تر نشدن همه تلاشام به این دلیل بوده . بعضی وختا یه مدت به خودم سخت می گرفتم بخاطر اینکه یک مقدار وزن کم کنم تا دوباره بتونم پرخوری کنم بخاطر همین این آخرا من همش بین ۹۲ و ۹۶ کیلو در رفت و آمد بودم .

      حالا تصور کنید که در وضعیت متناسب هستید، نگرش شما درباره مواد غذایی، ورزش، قدرت چاقی غذاها و همیشه متناسب بودن چگونه خواهد بود؟

      مواد غذایی: نعمت های خداوند هستن که من می تونم برای تامین نیاز بدنم ازشون استفاده کنم و لذت ببرم هیچ فکری غیر از این درباره شون ندارم.

      ورزش: وسیله ای برای داشتن بدنی سالم و سرحال و شاداب و اصلا ورزش کردن یه راه برای  تشکر کردن از بدنمون یعنی من دوست دارم قدرتو میدونم و می خوام ازت محافظت کنم.

      قدرت چاقی غذاها: هیچ غذایی چاق کننده نیست و قدرتی ندارد این رفتار من با مواد غدایی که تعیین می کنه چاق بشم یا نشم.

      همیشه متناسب بودن: همیشه متناسب خواهم بود به شرطی که ذهن و عمل م با هم همسو باشند.

      و یک نکته جالب از فایل امروز که برای خودم تلنگر بود اینه ما داریم روی بخش اضافه خوردن هامون کار میکنیم نه بخش اصلی که نیاز بدنمون هست یعنی نباید گرسنه از سر سفره پاشی بعد فکر کنی لاغری با ذهن کار می کنی.

      خدایا شکرت برای آگاهی ❤️ 🩷 💜 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Mali
      ۱۴۰۴/۰۵/۱۸ ۱۰:۰۲
      مدت عضویت: 1373 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,131 کلمه
      • و خدایی که در این نزدیکیست 
      • تفاوت نگرش «ترس از چاق‌تر نشدن» و «لاغر شدن» چیست؟ ترس از چاق تر نشدن اینجوریه که من در درون خودم با هر اتفاقی خودمو چاق‌تر میبینم و همین تصویر سازی باعث میشه که بخوام تلاش کنم که چاق‌تر نشم.یعنی مثلاً من یک تیکه پیتزا میبینم و میترسم از خوردنش و نمیخورمش و فکر میکنم که چه خوب که نخوردم چون چاق‌تر میشدم در حالی که نگاه من به اون تیکه پیتزا چاق کننده ست نه خوردن پیتزا.و همین عمل تفکر به خوردن پیتزا در من باعث میل درونیم به خوردن بیشتر میشه و در نتیجه چاقی بیشتر و لاغر نشدن اتفاق میفته
      • وقتی به تلاش‌های قبلی خود فکر می‌کنید، متوجه می‌شوید که هدف اولیه شما برای شروع رژیم یا ورزش لاغر شدن بوده، اما در طول مسیر نگرش شما بیشتر روی چاق‌تر نشدن متمرکز بوده. چرا؟چون در طول مسیر مدام داشتم خودمو حریص تر از قبل میکردم با نخوردن ها یعنی وقتی من شروع میکردم به رژیم یا کم خوردن و ورزش کردن اینجوری خودمو متقاعد میکردم که دارم یا کاری میکنم که یک فشاری به جسمم بیاد و چربی آب کنم و در دو سه هفته اول بسیار خوب نتیجه می‌گرفتم ولی کم کم جسمم نمی‌توانست همکاری کنه و از طرفی هم چون خودمو مجبور به نخوردن میکردم دچار یک میل تماما در از حرص و ولع میشدم و در نتیجه با قطع کردن و یا امام رژیم برای جبران نخوردن ها شروع به خوردن های پی در پی و کوچولو کوچولو میکردم که نتیجه شد هم چاق تر شدن نسبت به قبل بوده.در حقیقت من در طول رژیم و ورزش خودمو  به اجبار و از سر ترس از چاق تر نشدن تحت فشار می داشتم و به خیال خودم داشتم جلوگیری میکردم از چاق تر نشدنم و چقدر هم به خودم افتخار میکردم.من با شنیدن این فایل متوجه شدم من خیلی خیلی ترس داشتم از چاقی و نکته ی مهم ترش اینه که من با افتخار همیشه از این ترس و اقدام نمایم نسبت به چاق تر نشدن با دیگران حرف میزدم یعنی توی یه جمع اگه حرف از رژیم میشد و من می‌گفتم من مراقب خودمم و دیگران میگفتن تو که خوبی و خیلی چاق نیستی و نمیشه بهت گفت چاق تو فقط یک کم تپلی ولی من سینه سپر میکردم و میگفتم نه من جلوی چاق شدنمو میگیرم وگرنه بسیار مستعد چاقیم.چقدر خودمو با این حرف بیشتر دوست داشتم که کاش یکی بهم میگفتی که همین طرز تفکرات باعث چاقیت میشه و الان هم تحت تأثیر این حرف چاق تر شدم. بله من مدام در ذهنم این فرمول رو مرور میکردم که اگه خودمو پل کنم خیلی چاق میشم و ترس داشتم از چاقی و همین ی فرمول باعث می‌شد که من مدام در حال پیشگیری باشم و اقدام کنم به لاغر شدن که هیچ وقت هم درست نمیشد.
      • وقتی غذایی را نمی‌خوردید، آیا دلیلش ترس از چاق‌تر شدن بود یا تلاش برای لاغر شدن؟ در ته ذهنم هنوزم گاهی این فکر مرور میشه مثلاً همین امروز با حتی شام دیشب اومدم اقدام به خوردن بکنم به خودم نهیب زدم که اگه بخوری چاق میشی و سعی کردم نخورم اما یاد حرف استاد افتادم و گفتم من برای رفع گرسنگیم دارم این غذا رو میخورم هر وقت که سیر بودم باید نخورم نه الان که بدنم نیاز به این غذا داره .خیلی سخته و مدام این ها رو باید مرور کرد تا ملکه ذهن بسن و فرمولها عوض بشن ولی جالبیش به اینه که با مرور کردن آموزشهای میشه فهمید خیلی هم سخت نیست و میشه درستش کرد.
      • وقتی ورزش می‌کردید، آیا هدف اصلی‌تان ترس از چاق شدن بود یا لاغر شدن؟ در شروع ورزش اقدام برای لاغری بود اما به مرور به خودم میگفتم ورزش من تا این مقدار غذایی که خوردیو بتونی بسوزیم و چاق تر نشی و اینجوری بود که ورزش کردن هم می‌شد ترس از چاق تر نشدن
      • با توجه به این درک، فکر می‌کنید تلاش‌های قبلی شما بیشتر با شوق لاغر شدن بوده یا ترس از چاق‌تر نشدن یا چاق ماندن؟همش برای چاق تر نشدن بود یعنی یادم نمیاد کاری رو برای تناسب اندام انجام داده باشم که با شوق بوده باشه هر کاری که کردم فقط و فقط خواستم خودمو از چاق تر نشدن جدا کنم و به خاطر همین یک مسئله هیچ وقت رژیمها و ورزش‌ها رو با حال خوب شروع نمی‌کردم و در نتیجه حداکثر سه ماه توی اون وضعیت می موندم و بعد از مدتی همه چیز به شکل قبل برمیگشت.
      • حالا تصور کنید که در وضعیت متناسب هستید، نگرش شما درباره مواد غذایی، ورزش، قدرت چاقی غذاها و همیشه متناسب بودن چگونه خواهد بودحالا که من به این علم و آگاهی رسیدم و متناسب شدم ترس از چاق تر نشدن ندارم و با حال خوب غذاهای مورد علاقه مو به وقت گرسنگی و برای رفع نیاز بدنم میخورم و الان می‌دونم وقتی گرسنه دارم غذا میخورم و موادغذایی هیچ مشکلی برام به وجود نمیارن چون من فقط و فقط مقدار مورد نیاز مو میخورم پس نه تنها برام ضرر و زبان نیست بلکه نیاز بدنم و تامین میکنن و غذاها نیستم که قدرت دارند بلکه من قدرت دارم که بگم که چی نیاز دارم .من ورزش میکنم چون علاقه دارم به بدمینتون و شنا و با عشق انجامشان میدم نه برای تناسب اندام بلکه برای احساس خوبی که میدم.خدایا شکرت.
      • در رابطه با پیشگیری و اقدام باید بگم من خیلی اهل پیشگیری و درمان نیستم فقط در مورد تناسب اندام قبلا مدام ذر حال پیشگیری و اقدام بودم ولی ی نفر رو میشناسم که همسرش بیماری قلبی داره و چند سالیه که داره دارو میخوره و این بنده خدا هم گاهی حرف از دارو دکتر برای خودش میزد و می‌گفت منم مثه همسرم باید برم تحت نظر دکتر و جلوگیری کنم از بروز سکته و … و همین طرز تفکرات باعث شد بدون دلیل و هیچ سابقه بیماری سکته کنه و رگهای قلبش مسدود بشه خواستم چند بار بهش بگم که شما آنقدر توی حالت دفاعی و پیشگیری و پیشگویی بودی دچار این مشکل شدی شما میخواستی که جلوی این بیماری و بگیری اما نه تنها خوب نشد بلکه این اقدام و پیشگیری باعث بروز دردها و دردسرهای متناوب شد برای.بله این تنها یک نمونه از اقدامات و پیشگیری هاست در طول روز ما انسانها مدام میخواهیم برای چاق نشدن برای پیر نشدن برای مریض نشدن برای خراب نشدن رابطه هامون برای …اقدام کنیم ولی آگاهی نداریم که همین اقدام کردنها و پیشگیری ها و پیشگویی ها باعث جنجال و به هم خوردن آرامش هامون میشه.به نظرم باید دلیل زندگی کرد باید روز رو اینجوری شروع کنیم که امروز هم خودمو به دست خدا میسپارم در تمامی امورات زندگیم تا بهترینها در امروز اتفاق بیفته.با همین جمله ساده میشه احساس مون رو خوب نگه داریم و هیچ اقدامی از سر ترس و نگرانی انجام ندین تا زندگی بهترین شکل ممکن رو به ما نشون بده.الهی شکر
      • یا حق
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره انصاری
      ۱۴۰۴/۰۴/۲۵ ۲۲:۳۵
      مدت عضویت: 798 روز
      امتیاز کاربر: 19677 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 346 کلمه

      سلام به استاد عزیز و دوستان هم مسیر مندرباره ی خوردن نخوردن مثلا من اگر قرار بود که امروز ظهر برنج بخورمروزم  با صبحانه مفصل شروع  میکردم چون می گفتن که برنج چاق کنندست ولی الان هرچی که دوست دارم میخوام و ترسم از موادغذایی خیلی کمتر شده.استاد در فایل فرمودن که ما الان نگرشمون عوض شده هفته گذشته در یک جمع خانوادگی بودیم که دخترم با زن داییش درباره ی رژیم و چاقی و لاغری صبحت می کردند دخترم لاغر هست ولی زن برادرم چاق هست و میگفت که رفتم پیش دکتر تغذیه برام رژیم نوشته و الان داییت را هم مجبور میکنم که مثل من غذا بخوره من بهش گفتم این کار اشتباهه ونباید این جور رفتار کنید گفت که وزنش بالاست وباید رژیم بگیر بخاطر مقاومتی که داشت من دیگه ادامه ندادم و چیزی نگفتم و یاد صحبت‌های استاد افتادم که میگفت ما الان نگرشمون با بقیه عوض شده و متفاوت عمل میکنیم اینجا خیلی خوشحال شدم وفهمیدم که چقدر نگرشم درباره ی رژیم و چاقی و لاغری عوض شده است من الان یک آدم دیگه شدم و دنیای من با آدمهای اطرافم تغییر کرده و این آدم جدید رو خیلی دوست دارم چون در مغز و ذهن من سال ها چاقی وجود داشت و همیشه ازمواد غذایی ترس داشتم و دلیلش ترس از چاقتر شدن بود  هدف اصلی  لاغر شدن بود هم چاقتر نشم و من همیشه در حال رژیم گرفتن و ورزش کردن و نخوردن غذاها برای لاغر شدن بود اما الان که لاغری با ذهن را در پیش گرفتم ترس از چاق شدن یا از مواد غذایی خیلی کمتر شده است وغدام را با احساس خوبی می خورم و احساس خوبی پیدا کردم و الان میدونم که غذاها برای چاق کردن من نیستن من باید نگرش ذهنی و فکرم را عوض کنم این تاثیر زیادی در لاغر شدن من دارد چون نتیجه اش رو در زندگیم دیدم و  به این نتیجه رسیدم که وقتی ی چیزی را در ذهن خود نگه دارید حتم بهش میرساز استاد بزرگوار سپاسگزارم آرزوی موفقیت برای همه دوستان هم مسیرم دارم به امید روزهای بهتر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار هلن
      ۱۴۰۴/۰۴/۰۷ ۰۸:۳۱
      مدت عضویت: 862 روز
      امتیاز کاربر: 17625 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 226 کلمه

      سلام استاد 

      حرفهای شما کاملا درست است… 

      مدام دارم به اون تصویر چاق که دارم ومینرسم بدتر بشه فکر میکنم

      یادمه پشتیبان رژیم که به من زنگ زد گفت چطور رژیم گرفتی که وزن کم نکردی؟ 

      من بهش گفتم اشکال نداره، همین که چاق نشدم خیلی خوبه

      ترس از چاقتر شدن بیشتر توی ذهنم موج میزدتا اینکه لاغر بشم

      چرا واقعا لاغر نمیشم؟ من که حدود 90درصدرژیم را رعایت میکردم

      این سوالی بود که من بارها و بارها وبارها از پشتیبان رژیم می‌پرسیدم که چرا من با رعایت نود درصدی رژیم حالا سه کیلو نه، حداقل یک کیلو خوبه کم کنم؟ چرا وزنم کم نمیشه؟ 

      و اوناهم طبق معمول می‌گفتند متابولیسم اومده پایین… وتوتو کامل رعایت نکردی…. 

      ولی هیچ وقت کسی می‌پرسید توی ذهنت به چه چیزی فکر میکنم

      خودم هم دوست داشتم  در مورد این مطلب با کسی صحبت کنم.. ولی قدرت بیان اش را نداشتم

      وخیلی این فکر منو آزار میداد… وجوابشو نمیدونستم… میترسیدم به من بخندند، که ترس از چاقی توی ذهن من هست نه هدفم لاغری هست. 

      ترس ازچاق شدن  با من رشد می‌کرد وهر روز قوی تر میشدواندازه چاقی من به اندازه همون ترس ازچاقی بزرگه. 

      نگرش من به خودم یه آدم چاق بی اراده…. ترترس از چاق شدن

      نمی‌خوردم که چاق تر نشم نه اینکه لاغربشن، 

      شما خیلی خوب این مشکل را شناختیدوتوضیح دادید

      مشکلی که سالها مثل سایه توی ذهن من گسترده یود

      خیلی خوب آدمهای چاق را میشناسید، 

      ممنون از راهنمایی توضیحات شما

      خداخیر کثیر بهتون بده. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۴/۰۴/۰۱ ۰۰:۲۷
      مدت عضویت: 1372 روز
      امتیاز کاربر: 87421 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      همیاری
      محتوای دیدگاه: 797 کلمه

      به نام خدایی بخشنده ومهربان 

      سلام خدمت استاد عطارروشن وهمه دوستان هم مسیر 

      چرا نمی خورند لاغر نمیشم 

      یادم هست وفتی غذای رو‌ میخوردم ویا نخوردم یا کم می خوردم یا اصلا نمی خوردم تو هر کودم شکل  من راحت نبود  دائم بهش فکر می‌کرد  اگه خورده بودم  خودم‌ سرزنش میکردم چرا خوردم  اکه نخورده بودم بازم حسرت که حیف شد بیقه خوردن من ازاین لذت محروم سدم اگه به بعد خوردم میزاشتم تمام  هوش هواسم دنبالش ،بود  که کی بشه برم بخورد اکه کم خورده بودم بازم فکرم‌ این بود با این کم که من لاغر نمیشم  وقتی به نوشته خودم‌ نگاه مبکنم همش توش صحبت ذهنم نمایان هست این صحبت  ذهنم من برام مسیر می ساخت پس من تو مسیر چاقی بودم 

      حالا که به شکرخدایی عزیزم زمان خوردم فقط،کرسنگی تعیین میکنه زمانهای زیادی دیگه بعدازخورذن هیج   از این صحبتهای ذهنی رو ندارم 

      میدونم خوردن تو‌ لاغری با ذهن من اگه رفع نیاز بدن باشه هیچ اشکالی ایجاد نمیکنه پس با خیال راحت خوردن انجام میدم نه مزه و نه نوع غذا و نه تعارف اطرافم توخوردن  من نفش نداره بارها وبارها هرتعارف که نیاز نبوده اویل با جبهه گرفتن رعد میکردم متوجه شدم  این  شکل رفتار رابطه من با اطرافم دچار تنش واشکال میکنه امدم یی راهکاردیگه براش در نظر گفتم که ارتباط بهتری رو بر قرار کنم 

      مثلا به دخترم‌ میگم برام من کناربزار بعدن ازش میخوردم و تا زمان که کرسنه نشم نه بهش فکر ونه هوس میکنم میل کنم راحت اسون ازش عبور میکنم زمانش یا میخورم و یا اکه مایل نبودم طمع مزهاش،دوست نداشتم دور می ریزیم و اصلا ناراحت نمیشم 

      قدرت انچه می خوریم انقدر زیاد نیست که قدرت فکر که در خوردن  داریم  افکار ما تکرار شونده هست میشه یی فکر تا اخر شب بارها بارها هی تکرار کنیم  ولی غذا شاید با فشار زور بشه ۶ وعده سنگیل میل کرد ولی ذهن تا اخرشب این ۶ وعده میتوانم بی نهایت بار تکرا کنه حتی تو  خواب هم تکرار کنه صبح فردا که بیدا میشی بازم این افکار فابل تکرار شدن هست غذا هضم شده شاید دفع هم شده ولی افکارش چنان قدرت نمایی میکنن که انکار همین چند  دقیقه فبل عمل خوردن انجام شده حتی اگه هیجی نخوری بازم دارین  به چاقی وجاقترشدن فکر میکنم 

      من خودم وفتی چیزی نمی خوردم چون‌ دلیلش رو هم   لاغری حساب میکردم و لذت خوردنی به شکل خوب با احساس  نداشتم  ته ذهنم‌ از لاغری هم بدم میومد  لاغری رو مقصر نبردن این لذت حس میکردم اگه نمی خواستم لاغر بشم دیگه نباز نبود  چیزی نخورم پس بازم داشتم به لذت چاقی و خوردن فکر میکردم زمان شماری داشتم که زودتر بر نامه تمام بشه من راحت غذام بخورم همون زمان نخوردن حسم خوب نبود پس ذهنم میدید من از خوردن بازم دارم به خودم سختی میدم و  ذهنم هیج زمان کار سخت با حس بد  فشار برام‌  انجام نداد و لاغری اگه داشتم تا فشار از روش برمی‌داشتم  لاغری من مهو‌ بر کشت به فکر چاقی  وجاقتر شدن اخر بر نامه برام داشت هدیه هر برنامه لاغری کوتاه مدت برکشت جاقی بیشتر تو زمان کوتاه بود 

      خیلی بجه ها بهد من پشناهد میدن برای لاغری زودتر ازیی برنامه تکمیلی دیگه بهر ببرم ومن اصلا فبول نمی کنم  جون افک ا افراد چاق بهش شناخت پیدا کردم من ازاین افکار داشتم تازه ازش رها شدم پس اصلا برام مهم نیست رای  ونظر دیگران در باره مسبرم چی هست من برای نظر خودم‌ بسیار اهمیت وارزش  گزاشتم  شخصیت لاغری من با همسویی من با خدایی عزیزم خودم بودن ارزشمندی خودم  برای خودم ولایق  دیدن خودم‌ برای دریافت هست که لاغری من‌ شکل میده ویی خودکفایی خوبی برام من رقم زده که‌ نگاهم به مسیر رسیدن به هدفم هست 

      هدف من تو این مسیر لاغری خوب  دریافت کردن هست به دور از هر . افکار مشکل دار کار درست عمل کرد بهتر و حال حس خوبی که دارم این لاغری من تراش میده شکل خوشکل بهش میده تو  جسم خودم‌تراش این لاغری شروع شده و با ادامه دادن واستمرار خودم‌ مرحله به مرحله تراش جسم انجام‌ میشه  شکل  زیباتری توجسم با لاغری درست انجام بشه پوستم شل آویزون نشه پوست صورتم ازحالت طبیعی خارج نشه پوست بدنم درست جمع بشه وشکل طبیعی خودش پیدا کنه پس برای لاغری سریع تند هیج عجله نباید داشته باشم اگرچه اطرافم خیلی  برای این دریافت عجله داران ولی برای من‌این شکل لاغرشدن که مشکلاتی به همراهش نباشه بهتر مفید تر هس

       خداوند برای یی دانه زمام بندی داره که رشت کنه بزرک بشه برگ شاخه کلفت کنه ریشه قوی کنه  بده میوه بده تو زمان میوه دادن بهترین میوه بده چون‌ درست کامل رشت کرده میوه سالمتری خواهد داد سلامت میوه نشان از درستی تکمیلی رشت درخت 🌳 هست من دارم درخت وجودی خودم‌ رو به شکل درست بزرگش میکنم 

      ومیوه اش  تناسب سلامتی جسم ولاغری خوب خواهد بود انشالله 

      خدا پشت وپناهتون یا حق حق نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۴/۰۲/۰۹ ۱۹:۳۹
      مدت عضویت: 821 روز
      امتیاز کاربر: 29905 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 258 کلمه

      سلام همیشه ماچاق ها درگیرخوردن بودیم وتمام فکروذکرما همین خوردن هابوده چی بخوریم لاغرکنندست کدوم غذاهارونخوریم چاق کنندست ما وقتی برنامه رژیمی رواجرامیکردم بایدهرموادغدایی روکم میخوردم یا بیشتروقتها گرسنه بودم تازه دکترمیگفت یه دونه خرمابخوراخه من همیشه گرسنه هستم یدونه خرماجوابگونبودیا میگفت سالادبخور خودسالادهم بیشترورم معده میاورد یا چایی سبز بخور اخه یه فردبااضافه وزن چقدرمیتونه خیارکاهوگوجه وهویج بخورزندگی نداره فردچاق اسیری بود نون خانه ایی نخوریدچراچون خیلی چاق کنندست یا فست فودنخوریدخوب نیست بقول استادفرمول های معزی روخراب کرده وبیشترچاقترمیشدم تازه مشکل گوارش میگرفتم فقط جسم ماروتحت فشارمیزاشت رژیم تو غدانبایدروغن زیادباشه بایه قاشق روغن فلان غذارو درست کن اگرمیدیدیمقرنه روغن داشت چقدراسترس میگرفتیم که خوروم وسه کیلوچاق میشم  اگرمابخوایم یک غدایی نخوریم که چاق نشیم لاعرنمیشیم کلا این افکاراشتباهه بگیم باگفتن دوتاجمله تاکیدی لاغرمیشیم یافلان غذانمیخورم چاق نشیم همش اشتباهه وقتی من یک غذارومیخورم ومیگم چاق نشم نگرش درموردخودمودارم مرورمیکنم ونگرش بایدتغییرکنه بااستمرارداشتن لاغری باذهن گوش دادن به فایل ها نگرش درموردچاقی ولاغری کلی تغییرمیکنه وقتی طبق نیازمیخوریم اشکال نداره ولی خوردن بیش ازنیازبدن خوب نیست بایدروذهن وعملکردبایدکارکنیم ترس روبزاریم کنارهمین خودش باعث لاغری میشه وقتی اون خوراکی یاغذایی طبق علاقه روبخوریم خیلی بهتره تااون غذایی که علاقه نداریم بخورم نبایدازقبل تعیین کنیم چی بخوریم بایدهروقت موقع خوردن شد تصنیم بگیریم چی بخوریم بفکری که پشت عمل هست توجه کنیم پشت صحنه رفتارروبایدببینیم علت رفتارروبایدتوجه کرد گرفتارافکارهستیم نه رفتار تفاوت فردچاق ولاغرتفکرهست من قبلا نگرشم این بودتاورزش نکنم لاعرنمیشم وپیاده روی نکنم لاغرنشم برنج زیادنخورم شیرین وترشی وچربی رومحدودکنم شکللت تلخ بخورم ولی اززمان ورودبه سایت هیچ کدوم ازاین نگرش هارودنبال کنم چون اموزش هاخیلی افکارتغییرمیده 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار میثم افشین
      ۱۴۰۴/۰۲/۰۲ ۱۴:۴۶
      مدت عضویت: 794 روز
      امتیاز کاربر: 25065 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 299 کلمه

      بنام خدا

      ای که مرا خوانده ای راه رانشانم بده

      گام 14میخورم چاق میشم نمیخورم لاغر نمبشم

      سلام استاد ودوستان هم مسیرم 

      تفاوت نگرش ترس از چاقترنشدن ولاغرشدن رابنویسید. من همیشه از چاق تر شدن ترس داشتم وهر روز به چاقی فکر میکردم وهمش باخودم میگفتم که چی نخورم که چاق نشم یا چی بخورم لاغربشم

      تلاشهای قبلی شما برای لاغرشدن باذوق وشوق لاغرشدن بوده است یاترس از چاقترنشدن یاچاق ماندن؟ من اول که رژیم ورزش راشروع میکردم ذوق وشوق لاغرشدن خیلی داشتم وبعداز چند روز خسته میشدم واز ابنکه لاغر نمیشم دبگه ادامه نمیدادم

      نگرش من درباره مواد غذایی در وضعیت متناسب چگونه خواهد بود. بالذت از تمام غذاهایی که دوست دارم به اندازه میخورم وترس از چاق شدن ندارم برچسب چاقی به خودم نمیزنم ودیگه همش باخودم تکرارنمیکنم که غذاهاچاق کننده هستن وغذارا برای خودم زهر مار نمیکنم وبعداز خوردن سرزنش نمیکنم چون مابرای زنده ماندن به غذا نیاز داریم 

      نگرش من درباره ورزش کردن در وضیعت متناسب چگونه خواهید بود. من فقط برای حال خوب ورزش میکنم ورزش را باشادی انجام میدهم ورزش را برای لاغرشدن انجام نمیدم من ورزش میکنم که سلامت وشاداب باشم ورزش باعث میشه من روحیه خوبی داشته باشم ماباید باورزش کردن حال دلمون عالی وخوب باشه من ورزش را برای لاغری انجام نمیدم

      نگرش من درباره قدرت چاقی غذاهادروضیعت متناسل چگونه خواهد بود. غذاها نیاز بدن ماهست پس باید به اندازه ی نبازمون بخوریم ما غذا میخوریم تا انرژی بگیریم نباید درغذا خوردن زیاده روی کنیم تا اذیت نشبم شکم درد نشیموبه اندازهبخوریم تا انرژی کافی داشته باشبم 

      نکرش من درباره همیشه متناسب بودن در وضیعت متناسب چگونهخواهد بود. متنایب بودن حق ماست وخداوندهمه رامتناسب خلق کرده هست وما خودمان چاقی رابوجود اوردیم من متناسب بودن را دپست دارم وبزرگترین ومهمترین ارزوی من لاغرشدن ومتناسب بودن هست وبزوذی بهش میرسم متناسب بودن حق منه

      خدایاشکرت خدایاشکرت 

      ممنون استادعزیز از فایل های نابتون

      یاعلی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مرجان
      ۱۴۰۴/۰۱/۲۸ ۲۳:۴۴
      مدت عضویت: 1144 روز
      امتیاز کاربر: 3245 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 160 کلمه

      هوالرزاق

      تفاوت نگرش من ازچاق ترنشدن ولاغرنشدن

      دقیقا وقتی رفتم بدنسازی هدفم لاغرشدن بودامانگرشم چاق ترنشدن بود و وقتی بعد۱ماه رفتم روی ترازو۴کیلوکم کرده بود ومنم خوشحال 

      امابه محض رهاکردن ۴کیلوکه چه عرض کنم بیشترم برگشت 

      پس باهرباررژیم وورزش ثابت شدکه مسیردرست نبوده

      چراکه اگردرست بود اضاف وزن پیدانمیکردم 

      • نگرش من درباره مواد غذایی در وضعیت متناسب چگونه خواهد بود.
      • من الان متناسب هستم وبه محض دریافت سیری ازسره سفره بلندمیشم .حالا دیگه براحتی وقتی چیزی نمیخوام بااقتدارمیگم نه.
      • نگرش من درباره ورزش کردن در وضعیت متناسب چگونه خواهد بود.
      • وای خداجونم که چقدرراحت ورزش میکنم .احساس سبکی دارم وحس نشاط عالی دارم
      • چه قدرورزش برام لذت بخشه
      • نگرش من درباره قدرت چاقی غذاها در وضعیت متناسب چگونه خواهد بود.
      • غذاها اصلا قدرتی ندارند این من هستم که به اون ها قدرت میدم .والان که این موضوع رومیدونم بالذت وبه اندازه نیازم غذامیخورم
      • نگرش من درباره همیشه متناسب بودن در وضعیت متناسب چگونه خواهد بود.
      • من هم الان دیگه میدونم تااخرعمرم متناسب هستم چون من برگشتم به تنظیمات کارخانه که خدابرام تنظیم کرده بود.
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم