این روزها خیلی از ما تمام عمرمون رو صرف این میکنیم که چیزهای بیشتری به دست بیاریم، از خونه بزرگتر گرفته تا ماشین بهتر. 🚗💰 اما آخرش چی؟
با اینکه کلی امکانات داریم، باز هم احساس آرامش و خوشبختی نمیکنیم. 😔
اینجا میخوایم در مورد یه چیز خیلی مهم صحبت کنیم: لذت بردن از زندگی. ✨
شاید وقتش رسیده که تمرکزمون رو از نداشتهها برداریم و ببینیم که خوشبختی واقعی همین الان، همینجاست. 💖
بیایید با هم یاد بگیریم چطور از زندگیمون لذت ببریم. 😊
توجه به بودن و زندگی کردن 🌿
مهمترین موضوع در زندگی هر انسانی، “زندگی کردن” است. اما متأسفانه، بسیاری از ما کمتر از بهای واقعیاش به آن اهمیت میدهیم.

در دنیای پرسرعت امروز 🚀، پیشرفتهای مادی و سرگرمیهای متنوع بهقدری زیاد شدهاند که خیلی راحت میتوانند ما را از اصل ماجرا دور کنند.
همین مسئله باعث میشود اصل زندگی که لذت بردن از زندگی است به حاشیه برود و در نهایت، احساس یأس و ناامیدی جای شادی واقعی را بگیرد.
ابزارها برای زندگی هستند، نه خود زندگی 🛠️
تمام امکانات و شرایطی که در اختیار داریم، صرفاً وسیلهای هستند تا به ما در لذت بردن از زندگی کمک کنند.
اگر این حقیقت ساده را فراموش کنیم، حتی داشتن بهترین شرایط هم نمیتواند شادی و رضایت ما را تضمین کند.
واقعیت این است که ثروت، موقعیت یا امکانات لوکس، فقط ابزارهایی برای آسانتر شدن زندگیاند، نه خود زندگی.
دام بزرگ “آیندهگرایی” ⏳
یکی از اشتباهات رایج این است که لذت بردن از زندگی را مشروط به رسیدن به یک شرایط خاص میکنیم. مثلاً میگوییم: «وقتی فلان خانه یا ماشین را داشته باشم، تازه خوشحال میشوم.» این نوع نگرش ما را در تلهی آیندهگرایی میاندازد.
نتیجه؟ همیشه در انتظار آیندهای هستیم که ممکن است هرگز نیاید، و همین باعث میشود از زمان حال که تنها دارایی واقعی ماست، محروم شویم.
البته داشتن آرزو و تلاش برای بهتر شدن فوقالعاده است 💪، اما نباید فراموش کنیم که ارزش زندگی در همین لحظههای حال نهفته است.
با یاد گرفتن هنر لذت بردن از زندگی در اکنون، میتوانیم حتی در مسیر رسیدن به اهداف، شاد و راضی باشیم.
هنر لذت بردن از زندگی 🌸
لذت بردن از زندگی فقط به معنای رسیدن به خواستهها نیست؛ بلکه هنر دیدن زیباییهای کوچک روزمره است.
یک فنجان چای در آرامش، یک لبخند از صمیم قلب، یا حتی دیدن غروب خورشید… همهی اینها میتوانند برای ما منبعی از آرامش و شادی باشند.
تلاش برای بهتر شدن زندگی کاری مقدس و ضروری است 🙏، اما اگر آنچه را که نداریم، تبدیل به ملاک ارزشمندی خود کنیم، هرگز شادی را تجربه نخواهیم کرد.
هر انسانی ارزشی برابر دارد و اساس زندگی همهی ما یکسان است؛ تنها شرایط بیرونی متفاوت است.
وقتی این حقیقت را بپذیریم، بهجای مقایسهی خود با دیگران، میتوانیم تمرکزمان را بر لذت بردن از زندگی خودمان بگذاریم. این یعنی قدردان آنچه هستیم و استفاده از فرصتهای همین لحظه.
لذت بردن از زندگی یک مهارت است؛ مهارتی که با تغییر نگرش و توجه به لحظههای ساده، میتواند شادی عمیق و پایدار به ما هدیه دهد.

آرامش واقعی؛ راز لذت بردن از زندگی 🌸✨
بر اساس تجربهای که در طول زندگیام داشتهام، به یک حقیقت عمیق پی بردم: گرانقیمتترین و ارزشمندترین چیزی که همه انسانها در جستوجوی آن هستند، نه ثروت بیپایان است و نه موقعیتهای اجتماعی درخشان؛ بلکه آرامش در زندگی است 🌿.
سلامتی هم بدون شک یکی از بزرگترین نعمتهای الهی است 🍃، اما وقتی آرامش درونی نباشد، حتی با داشتن جسمی سالم هم نمیتوان طعم واقعی شادی را چشید.
آرامش زمانی پدیدار میشود که خداوند در قلب و روح ما حضور داشته باشد 🙏.
سالهاست که در دل تکرار میکنم:
«آرامش را تنها با خدا زیستن یافتم؛ هر زمان از او دور شدم، هیچ آرامشی نداشتم.» 😔
ثروت بدون آرامش، پوچ و خالی است 💰🚫
تجربه هنرجوی دوره خدا هرگز دیر نمیکند
شاید بسیاری از ما فکر کنیم داشتن ثروت، شهرت یا موقعیت اجتماعی بالاترین درجه خوشبختی است.
من هم زمانی در چنین شرایطی بودم. همسر سابقم فردی تحصیلکرده، ثروتمند و با پرستیژ اجتماعی بود 👔✨. ظاهر زندگی ما برای خیلیها رویایی به نظر میرسید و بسیاری در دلشان به ما غبطه میخوردند 👀.
اما واقعیت پنهان چیز دیگری بود. او فردی ناشکر، بهانهگیر و نارضایتی دائمی داشت.
هرگز از زندگی و داشتههایش لذت نمیبرد 😒. همیشه در حال مقایسه، گلایه و شکایت بود.
این انرژی منفی، کمکم مثل خوره به جان زندگی ما افتاد و آرامش را از بین برد.
من در دل بارها آرزو کردم:
«ای کاش در خانهای ساده، اما با قلبی آرام زندگی میکردم.» 🕊️
زیرا ثروت و تجمل، بدون آرامش، به قفسی طلایی تبدیل میشود.
لحظهای که همهچیز تغییر کرد 🌟
وقتی زندگیام به نقطهی ویرانی رسید، دیگر تکیهگاهی نداشتم جز خداوند. همانجا بود که او را بهعنوان تنها منبع آرامش و سعادت واقعی پیدا کردم 💖.
از آن لحظه، همه چیز در زندگی من تغییر کرد ✨. انگار دنیای جدیدی برایم گشوده شد؛ معجزهها یکی پس از دیگری رخ دادند. درست مثل گفتهی قدیمی که میگوید:
«با خدا باش و پادشاهی کن.» 👑
من تصمیم گرفتم همهی داشتههای مادی گذشته را رها کنم و خود را به دستان پرمهر پروردگار بسپارم 🙌.
در کمال شگفتی، خداوند زندگیای به من عطا کرد که نهتنها آرامتر، بلکه بسیار پُرمعناتر و پربرکتتر از گذشته بود.
لذت بردن از زندگی با حضور خدا 🌷
از آن روز، لحظهای از یاد خدا غافل نشدم. حتی در سختترین شرایط، تنها نام او را صدا میزدم 🌌. حضورش در قلبم، آنچنان آرامشی به من میداد که هیچ ثروت و موقعیت اجتماعی قادر به بخشیدنش نبود.
من روزهایی را گذراندم که در خانهای خالی زندگی میکردم، اما هزاران بار خدا را شکر میکردم 🙏.
زیرا در همان خانهی ساده، قلبم سرشار از آرامش بود. در حالی که زمانی بهترین خانه، ماشین و امکانات مادی را داشتم، ولی از درون خالی و بیروح بودم.
اکنون میدانم که خوشبختی در تجملات و داراییهای مادی خلاصه نمیشود. خوشبختی واقعی در این است که:
- بدنی سالم داشته باشیم 🫀
- ذهنی آرام و متعادل داشته باشیم 🧘♀️
- و مهمتر از همه، عشق خدا را در دل خود زنده نگه داریم ❤️
این همان چیزی است که به ما کمک میکند تا طعم شیرین لذت بردن از زندگی را تجربه کنیم.

توصیههای عملی برای لذت بردن از زندگی 🌿✨
برای اینکه بتوانیم آرامش و شادی را بهصورت واقعی تجربه کنیم، باید لذت بردن از زندگی را در عمل تمرین کنیم.
این کار تنها با تغییر نگرش اتفاق نمیافتد؛ بلکه نیازمند ایجاد عادتهای کوچک و مداوم است. در ادامه، چند راهکار ساده و مؤثر را مرور میکنیم:
🙏 شکرگزاری روزانه
یکی از عمیقترین و مؤثرترین راهها برای لذت بردن از زندگی، تمرین روزانهی شکرگزاری است. شکرگزاری یعنی دیدن زیباییها و نعمتهای کوچکی که معمولاً آنها را نادیده میگیریم.
هر روز صبح یا شب، چند دقیقه وقت بگذارید و بابت سه چیز ساده یا بزرگ شکر کنید. میتواند هوای پاکی باشد که تنفس میکنید، صدای خندهی یک عزیز، یا حتی توانایی راه رفتن و حرکت کردن.
این تمرین کوچک، ذهن شما را از «کمبود» به سمت «وفور» میبرد و باعث میشود روزتان با حس آرامش و شادی آغاز شود 🌸.
⏳🌿 توجه به لحظه حال (Mindfulness)
یکی از دلایل اصلی از دست دادن احساس خوشبختی در زندگی، زندگی کردن در گذشته یا آینده است.
ذهن ما یا درگیر حسرتهای گذشته میشود یا نگران آیندهای که هنوز نیامده است. اما راز شادی و آرامش، در «لحظه حال» نهفته است.
سعی کنید در کارهای روزمره حضوری آگاهانه داشته باشید:
- هنگام غذا خوردن، طعم و بوی آن را با تمام وجود حس کنید 🍲
- وقتی قدم میزنید، به صدای پرندگان و لمس نسیم روی پوست خود توجه کنید 🚶♀️🍃
این تمرکز روی لحظه حال، شما را از اضطراب و نگرانی رها کرده و آرامشی عمیق به همراه میآورد.
💖🕊️ بخشیدن خود و دیگران
کینه و دلخوری مثل بارهای سنگینی هستند که روی شانههایتان میمانند و نمیگذارند از زندگی لذت ببرید. برای رسیدن به آرامش، باید یاد بگیریم ببخشیم؛ هم خودمان را بابت اشتباهات گذشته، و هم دیگران را بابت خطاهایشان.
بخشیدن به معنای تأیید اشتباهات نیست؛ بلکه به معنای رها کردن خود از اسارت ذهنی است. وقتی میبخشید، سبکتر میشوید و فضای قلبتان را برای شادی و آرامش باز میکنید 🌈.
🤝🌟 خدمت به دیگران
کمک کردن به دیگران، حتی در سادهترین شکلش، یکی از نابترین راههای تجربهی لذت بردن از زندگی است. وقتی به کسی یاری میرسانید، انرژی مثبتی میبخشید که چند برابرش به خودتان بازمیگردد.
این حس ناب شادی، با هیچ ثروت یا دارایی قابل مقایسه نیست. حتی یک لبخند به رهگذری غریبه یا دستگیری از یک فرد نیازمند، میتواند معنای عمیقتری از زندگی برایتان آشکار کند ✨.
🌳🌞 ارتباط با طبیعت
طبیعت بهترین معلم برای یادگیری لذت بردن از زندگی است. کافی است مدتی در کنار درختان، رودخانهها یا کوهها بگذرانید. آرامش و نظمی که در طبیعت میبینید، یادآوری میکند که زندگی در جریان است و باید از این فرصت زیبا بهره برد.
قدم زدن در پارک، تماشای آسمان و ابرها ✨ یا لمس یک برگ سبز، میتواند روح شما را تازه کند. هر بار که در دل طبیعت هستید، در واقع با خالق جهان ارتباط میگیرید؛ و همین ارتباط، طعم واقعی لذت و آرامش را به شما میبخشد 🌺.
✅ نتیجه اینکه: با شکرگزاری، حضور در لحظه حال، بخشیدن، خدمت به دیگران و ارتباط با طبیعت، میتوانیم در هر شرایطی طعم واقعی لذت بردن از زندگی را تجربه کنیم.
این عادتها کوچک به نظر میرسند، اما در عمل زندگی ما را متحول میکنند.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.23 از 167 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


به نام خداوند بخشنده مهربان
تا جایی که یادم میاد فکر میکنم هیچوقت شکایت نکردم از چیزی اما بلد هم نبودم از زندگیم لذت ببرم و زندگیم واقعا بی هدف بود و فکر میکردم همینی که هست باید قانع باشم و با همین چیزی که دارم زندگی کنم، باید جوری زندگی کنم که همه راضی باشند از من بخصوص پدر و مادر همسرم، که واقعا واقعا زندگی هیچ لذتی برام نداشت، یادمه با دوره های قانون جذب که آشنا شدم و باید لیستی از ارزوهامون رو می نوشتیم من هیچ آرزویی نداشتم فکر میکردم باید مثل گذشتگان مون خیلی با قناعت زندگی کنیم، و یک تلنگر بود برام که چرا من هیچ آرزویی ندارم!
اینطور به ذهنم میرسه شاید ناراحتی هایی که چند سال پیش برای من اتفاق افتاد باعث شد که من به این مسیر هدایت بشم و با قانون جذب و انرژی مثبت و… آشنا بشم که بفهمم چطور باید زندگی کنم، فکر میکنم اگر اون مشکلات پیش نمیومدن من روال عادی زندگی رو طی میکردم و همیشه از زندگیم ناراضی بودم و اصلا قدر داشته هام رو نمیدونستم
نشان های دریافت شده
به نام خداوند مهربان و بخشنده
به نام او که مرا آفرید که امروز اینجا ،شکرگزار و قدران تمام نعمت هاش باشم 🤲
سلام و درود به دوستان عزیز و استاد گرامی
من قبل از اینکه وارد این دوره ها بشم از زندگی هیچ لذتی نمیبردم و مفهوم زندگی کردن و لذت بردن رو نمیدونستم
فکر میکردم هر کی بیشتر امکانات داره اون آدم زندگی داره اون آدم لذت میبره
اون شانس داره اون صاحب مال و ملک و داراییه
ما اومدیم توی این دنیا که اونا رو ببینم و حسرت بخوریم همیشه نگران بودم که چرا ما چیزی نداریم دوست داشتم که امکانات بیشتری داشته باشیم تا از زندگی لذت ببریم همیشه ناشکری میکردم که مثلاً ما خونه نداریم ما ماشین نداریم ما اینو نداریم و همیشه همسرم بهم میگفت ناشکری نکن
خدا بهمون سلامتی داده آرامش داده فرزند داده بقیه چیزها هم خدا بهمون میده چرا ناشکری میکنی
چرا گله مندی و همیشه منو نصحیت میکرد
چون ارزش اون زندگی رو نمیدونستم فکر میکردم اگه امکانات بیشتری بیاد من خوشبختم من لذت بیشتری میبرم
من بخاطر اون چیزهایی که داشتم هیچ لذتی نمیبردم اصلا نمی دیدمشون
از خدا دور بودم اینو بگم
خدا رو ناظر بر احوال خودم میدونستم
اینکه میخاد ما رو عذاب بده اون به هر کی میخاد پول میده به هر کی نمیخاد هم نمیده
و از خداوند راضی نبودم و شکرگزار نبودم
چون از اصلم دور بودم از وجودی که خداوند بهم داده تشکر و قدردانی نمیکردم و زندگی ناآرامی داشتم
اما اما از زمانی که با دوره ها و استاد آشنا شدم اون موقع من فهمیدم خدا کیه من کی ام من چقدر نعمت دارم
اون موقع طعم شیرین زندگی رو چشیدم
من عاشق خدا شدم هر خواسته ای داشتم یکی یکی به من داده شد
در آرامش و آسایش زندگی میکردم
از تک تک اعضای بدنم سپاسگزار بودم بخاطر دیدنم شنیدم راه رفتنم و هر آنچه که خداوند نصیب من کرده
من خیلی دارایی داشتم و نمیدونستم بزرگترین نعمت در اختیار داشتم
من توجهی به اصل نمیکردم به اینکه یه همسر خوب دارم آروم و صبوره منو دوست داره فرزندانم سالم من چقدر خوشبختم و نمیدونستم
از موقعی که به زندگی توجه کردم به داشته هام از درون من خوشحالم از زندگی کردن و از خداوند خواستم که عمری به من بده عمر با عزت که زندگی کنم و لذت ببرم چون زندگی خیلی شیرینه زندگی رو دوست دارم
من از زمانی که توجه به اصل کردم و ارزش چقدر خودم رو دونستم و فهمیدم که باید خودم و دوست داشته باشم و برای خودم ارزش قایل باشم اونوقت یکی یکی نعمت ها به روی من باز شدن
ووارد زندگیم میشدن
ما باید قدر داشته هامون رو بدونیم راضی و شکرگزار باشیم که خداوند داشته های بیشتری رو وارد زندگیمون کنه و لذت بیشتری رو از زندگی ببریم
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست.
چه تصوری در مورد زندگی داشتم؟؟چقدر ارزش زندگی رو میدونستم ؟ از کدوم ناشکری بگم که مدام در سر و در دل و بر زبان داشتم؟؟مدام در حال گلایه و شکایت و تهدید خدا بودم.مدام در حال خودخوری خودم بودم.اگر دو سه روز توی خونه با همسرم حالمون خوب بود تعجب میکردم و البته بلافاصله دعوا و مرافه اتفاق میفتاد و من دوباره لب ب شکایت باز میکردم.بیشترین مسئله ای که خیلی براش ناشکری میکردم و گلایه مند بودم که خدا چرا بهم نمیده و نعمت بچه دار شدن بود من تا قبل از آشنایی با قوانین همه چیز زندگیمو در داشتن بچه میدونستم و فکر میکردم چون بچه ندارم زندگیم آنقدر تنش و حرف و حدیث داره فکر میکردم اگر بچه بیاد زندگیم به آرامش کامل میرسه.هرجا میرفتم و هرکاری میکردم اگه بچه دار بشم سعادت دنیا و آخرت نصیبم میشه و فکر میکردم اگه بمیرم و بچه نداشته باشم بعد از من کی میخواد برای من غمگساری کنه؟؟بعد از مرگم هم خدا ازم بپرسه عمرت رو چطوری گذروندی؟؟ باید چی بگم؟؟بعد در جواب به خودم میگفتم بهش میگم من از تو خواستم ولی این تو بودی که بهم ندادی.و ی جورایی خوشحال و راضی بودم از اینکه این جوابو به خدا میدم فکر میکردم وقتی ازم سوال کنن که لذت دنیا رو چطور گذروندی؟؟نمیتونم بگم من بچه نداشتم و لذتی از دنیا نبردم.فکر میکردم ثمره زندگیمو با نداشتن بچه هیچ وقت درک نخواهم کرد فکر میکردم که بیهوده به دنیا اومدم و کوله بار ناخوشی از این دنیا با خودم میبرم.و ی مسئله ی دیگه که خیلی شکایت میکردم براش و خیلی هم پر رنگ بود این بود که مدام میگفتم همسرم بداخلاقه.بد رفتاری میکنه.من بدبختم.من بختم این بوده.من قرار نیست آب خوش از گلوم پایین بره و تا ابد هم همینطوره و قرار نیست چیزی عوض بشه و خلاصه اینکه خیلی ناشکر بودم و همش توی هپروتم با رویاهای کاذبم داشتم روزمو سپری میکردم چقدر از خودم ناراحت میشم که آنقدر دیدم بسته بود و لذتی از زندگیم نبردم.ولی خوشبختانه من یاد گرفتم که برای داشته هام از خداوند تشکر کنم.یاد گرفتم که باید چیزهایی رو در سرم مرور کنم که حالمو خوب میکنه.من خدایی رو در زندگیم پیدا کردم که بهم شور و انگیزه میده.من خدایی رو شناسایی کردم که اگر بهم بچه نداد ولی در عوض راه طریقت رو داد من چیز بزرگتر و بهتری رو به دست آوردم.اولین و بهترین تجربه م توی این مسیر همین شناخت خداوند بود و همین مرا بس است.الهی شکر.
یا حق.
فایل چهارم فایلی که از ارزشمند بودنش هرچی بگم کم گفتم فایلی که منو با بزرگترین اشتباه زندگیم یعنی ناشکر بودن رو در رو کرد .حساب کتابشو که بکنم من همیشه ناراضی بودم همیشه خدا درحال مقایسه خودم با دیگران فقط دنبال این بودم ببینم بقیه چی دارن که من ندارم و این کارم بعد ازدواج بیشتر هم شد ظاهر زندگی دیگران و میدیدم و با باطل زندگی خودم مقایسه میکردم بدون این که فکر کنم ظاهر و همیشه میشه با دروغ حفظ کرد .من تا الان میتونم بگم روزی نبوده که زندگی کرده باشم از زنده بودنم از زندگی که دارم راضی باشم و گله نکنم .زندگی من به قول مامانم از ۵ نفر عقب باشه از ۵ نفر هم جلو تره همین زندگی الان من حسرت و آروز و خواسته خیلی از آدم های دیگه میتونه باشه .
من خونه داشتیم دعوا بود الان نداریم دعوا بحثش کم تر شده چون وارد مسیر درست شدم
ماشین نداشتیم نارضایتی و دعوا بود خریدیم به زور بازم خوشحالی در زندگی من ایجاد نشد .
مسافرت نمیرفتم یه جور زدحال و اعصاب خوردی بود میرفتیم هم یه جور دیگه امسال ۵ روز مسافرت رفتیم و ۴ روزش با قهر و دعوا های الکی و بیهوده گذشت
خرید میکردیم یا نمیکردیم فرقی نداشت باز نارضایتی وجود داشت .
۴ سال تقریبا از زندگی مشترک من با همسرم با نارضایتی گذشت با دعوا و نداری زندگی که توش رفته رفته برکت دیگه نداشت .چرا چون زندگی ما خدارو نداشت سپاس گذاری و نداشت لذت بردن نداشت قدر هیچ یک از داشته هامونو نمیدونستیم برعکس نداشته هامونو تو سر کله هم میکوبیدیم .زندگی من اگه با این سایت آشنا نمیشدم احتمال تموم شدنش جدا شدن ار هم دیگه رو داشت .ولی من لحظات آخر از خدای خودم کمک خواستم و اونم راهو بهم نشون داد برعکس چند سالی که گذشت میخوام از تک تک لحظات زندگیم از تموم چیز های که دارم لذت ببرم بخاطرش خداروشکر کنم و ازش برای بهتر شدن زندگیم اضافه تر شدن امکانات زندگیم کمک بخوام .
چیز های با ارزش زندگی من که تا قبل این فایل توجه نکرده بودم .
تنی سالم دارم .
یه دختر زیبا سالم و خوش خنده ذارم که شیرینی و نمک زندگیمه.
همسری دارم مهربان در همه حال سعی میکنه کمکم کنه خیلی وقت ها برا خودش کم گذاشته تا ما کمبودی حس نکنیم .
پدر مادری دارم که همیشه مراقب من هستن و هوامو دارن .
یه خواهر دارم که بیشتر از من به فکر زندگی منه
ماشین دارم میتونم باهاش با خانواده ام مسافرت بریم تفریح کنیم .
خونه دارم هرچند اجاره ولی جایی هست که شب و روز مو توش با امنیت سپری میکنم
و خیلی چیز های دیگه از ریز و درشت داشته هاتون لذت ببرید استاد در این فایل به یخچال و فرش هم اشاره کردن حس نکنین اونا چیز های بی ارزشی هستن نه نباشن خیلی هم با ارزش دیده میشن همین الانش من ۲۰ روزه یخچال ندارم پس اگه داری همونو هم شکر گذارش باش مهم نیست مارکش چیه قیمتش چنده برا چند سال پیشه مهم اینه داریش و زندگی و برات راحت تر کرده .
خدایا مرسی بابت تموم نعمت های که در اختیارم قرار دادی تا استفاده کنم و لذت ببرم ❤️
سلام وقت بخیر
به نام خداوند هستی بخش مهربان
احساس بسیار عالی دارم هر فایل را که گوش می کنم برایم گویا گره ای را باز می کند
در زندگیم همیشه غر می زدم ناشکری می کردم مقایسه وبعد نارضایتی همه و همه مرا از اصل زندگیم دور دورتر می کرد ولی از خدا می خواستم هدایتم کند چون می خواستم به او نزدیکتر شوم وهدایت شدم به این مسیر زیبا و شگفت انگیز
نعمتها بسیار است کدامین را شکرگزارم وقتی با صحبتهای شما و نگاه جدید به اطرافم نگریستم تازه متوجه شدم در چه گردابی بودهام و همین هدایتم را هم باید شکر گزاری کنم اطرافم پر است از نعمت پر است از برکت با این نگاه جدیدم که شما به من آموختید حتی بعضی از موارد مثل بیماریهایی را هم احساس می کنم نعمتی است ولی در لباس نقمت که جای شکرگزاری دارد ولی باید آموخت و به کمک خداوند بی همتا آنها را عملی نمود
شاد و در مسیر هدایت باشید
به نام خدا
۱.آیا در زندگی گله و شکایت میکردم؟آیا همچنان گله و شکایت میکنم؟چه گله هایی میکردم؟
بله قبلا به هر دلیل و به هر طریقی گله و شکایت میکردم؛همیشه در حال غر زدن بودم,از ظاهرم ,بدنم,اخلاقم,صدام,شرایط مالی خونوادم,خونه ای که توش زندگی میکردیم,آدمهایی که باهاشون در ارتباط بودم ؛از همه چی گله میکردم…مثلا میگفتم مردم زندگی میکنن ماهم زندگی میکنیم جون خودمون ،بقیه خوشگلن این چه قیافه ایه من دارم،بقیه خونه دارن ماشین دارن ما هیچ کدوم رو نداریم؛بقیه خوشبختن ما بدبختیم،ولی الان دیگه اصلا و ابدا شکایت و گله از هیچی ندارم و به هیچ عنوان غر نمیزنم …من میدونم که در درست ترین جای ممکن قرار دارم و همش نتیجه ی افکار و احساسات خودم بوده اگر چیزهایی که میخاستم رو بدست نیووردم…و از زمانی که طرز فکرم رو اصلاح کردم ایمان دارم و مطمعنم که حتمن زندگیم رو اونجوری که دلم میخاددرست میکنم انشالله به یاری خدا…
۲.چه چیزی هست که اگه از زندگیم حذف بشه شرایط زندگی برام سخت یا سخت تر میشه؟
خب اگه خونوادم نباشن واقعن زندگی برام سخت میشه ؛هرکدوم شون یه جایگاهی دارن توی زندگیم که واقعن با ارزش هستن برام…اگه وسایل الکترونیکی نباشن مثل لپ تاپ و گوشی و …در جهان امروزی واقعن زندگی سخت میشه ؛کمبود یا نبود انرژی ها (آب,برق,تلفن,گاز و…)زندگی رو سخت و غیر ممکن میکنه!
۳.چه چیزهایی در زندگیم هست که وقتی لیست شون میکنم باعث ارزشمند بودن زندگیم میشن؟
خونواده ی خوب و سالم و دوست داشتنیم,زنده بودن و سالم بودن خودم؛زنده بودن و سالم بودن عزیزانم ,کارو کاسبی رو به رشد و پیشرفت بابام,شروع کردن کار جدید خودم,کتاب ها و منابع علمی,وجود علم ودانش…انسان های خوبی که باهاشون دیدار میکنم؛زندگی در شهر زیبای اصفهان،داشتن دوست خوبم طنین،دیدن بچها و بازی گوشی و بامزگی هاشون،وجود حیوانات ،طبیعت و گیاهان خوشگل؛وجود غذاهای خوشمزه و…
۴.چقدر ارزش نعمت هایی که الان دارم رو میدونم؟
در این حد بگم که خدایا به خاطر تک تک نعمت های کوچیک و بزرگی که بهم دادی،به خاطر تک تک نعمت هایی که دارم و میبینمشون و تک تک نعمت هایی که دارم و نمیبینمشون ازت سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم…من عاشق تمام زندگیم و تمام نعمت های ریز و درشت زندگیم هستم!
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر
من امروز خیلی روز خوبی نداشتم به دلایل مالی با همسرم حرفم شد و مشکلات مالی که هزارمین بار در زندگی ما هست ولی برخورد من اینبار متفاوت تر از قبل بود انگار یه چیزی توی قلبم روشنه انگار نور امیدی هست انگار آرامم انگار فقط کمی از ظاهر بهم ریختم باطنم حالش خوبه من امروز حالم خوب نبود ولی گام هامو رها نکردم خوندم گوش دادم گریه کردم ولی قبلا با این مشکلات همه چیز در من خاموش میشد کور سوی امیدی هم در من وجود نداشت و فقط گریه می کردم و بعد علایم جسمی در من نمایان میشد و مهم تر از همه هیچ پناهی مثل اینجا نداشتم که بهش پناه ببرم .
من به خودم افتخار میکنم با اینکه حالم بد بود ولی مسیرمو ول نکردم و ادامه دادم گریه کردم ولی ادامه دادم.
خدایا شکرت ❤️ میدونم دستمو ول نمی کنی
نشان های دریافت شده
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام خدمت استاد عزیز. ممنون بابت یک فایل عالی دیگه. خب دوتا سوال داشتیم در این فایل:
۱:آیا عادت به گله و شکایت کردن از زندگی خود دارید یا داشته اید؟؟
به نام خدا. بله. من قبلنا خیلی عادت داشتم گله و شکایت کنم ولی از وقتی با قانون جذب اشنا شدم خیلی کم شد مثلا امروز به مادرم گفتم ماشینمون واشر زده مامانم گفت شب عیدی الان باید چقدر خرج کنید بعد گوشی را قطع کردم گفتم عیبی نداره همون خدایی که ماشینو داده همون خدا پول تعمیرشم میده اما اگه قبلنا بود کلی سر شوهرم غر میزدم همه جا گله شکایت میکردم خدا را شکر خیلی کم شده ولی صد در صد کامل نشده. خیلی دارم تلاش میکنم و هرجا متوجه میشم دارم گله شکایت میکنم حرفمو قطع میکنم. خب ان شاالله که بهتر میشوم. من بیشترین گله شکایت را از همسرم دارم. الان بهتر شدم ولی همش در حال سعی کردن هستم که بهتر بشم
۲:بابت داشتن چه چیزهایی از زندگیم سپاسگزار خداوند هستم؟؟خب برای این سوال من انقدر جواب دارم که بقول قرآن اگر دریاها کاغذ بشوند و درختان قلم نمیتوانم نعمتهایی که در زندگی ام دارم را بشمارم.
خب من جمله ام را اینطور شروع میکنم:
خدایا شکرت بابت: زنده بودنم و عمر امروزم. سلامتی جسمم. ناخن های زیبایی که کاشتم. روزه گرفتم. آب گرم و سرد خانه. ظرفشویی و ماشین ظرفشویی. یخچال. دستان سالم پاهای سالم.گوش شنوا. چشم بینا. بینی سالم. صدای زیبایم. زبانم. روده معده سالم قلب سالمم که هر لحظه سر تایم میزنه. بابت سیستم گوارش و دفع راحت. بابت موهای روی بدنم که از پوستم محافظت میکنه. بابت پوست سفیدم که هر رنگی بهش میاد. بابت لباس های تنم. بابت انگشتان سالم و ابروهای زیبا. بابت چشمان زیبایم. بابت سایت عباس منش و سایت رضا عطار روشن بابت گوشی هوشمندم و اینترنتم. بابت سوادم. بابت هنرم در موسیقی و بافت عروسک. بابت پدر و مادرم. بابت همسرم و روزی که توسط ایشون نصیب من میکنی. بابت فرنیا که چند روزی مهمان من هست و مرا از تنهایی درآورده. بابت آینه و شمعدانم. بابت فرش و مبل هایم. بابت تلویزیون. بابت سیستم برق کشی ساختمان که جریان برق در خانه ام جاری هست. بابت سیستم لوله کشی که جریان آب در خانه ام جاری هست. بابت آبگرمکن و اب گرم. بابت حمام و دوش و انواع شامپوهای داخل حمام. بابت یک کیسه برنجی که دارم. بابت میوه های داخل یخچالم. بابت ماشینمون بابت دوچرخه ام. بابت سرویس پذیرایی و جهزیه عالی که مادرم داد. بابت لباسهای داخل کمد. بابت شال و روسری هایم. بابت اقوام و خویشاوندانم. بابت باندهای صوتی بابت قرآنم که میخوانم و درک میکنم. بابت لاغری و ارامش در رمضان. بابت دوره ورزش و لاغری. بابت دوره دوازده قدم عباس منش و کتابهایش. بابت روغنی که دیشب دختر خاله ام داد بابت توسترم. بابت نور افتاب بابت پنجره های داخل خانه ام. بابت گل زیبایی که دایی ام هدیه اورد. بابت تنبک و ساز بالابانم. بابت کامواهایی که دارم. بابت عروسک هایی که بافتم و بابت پدرشوهر و خواهرشوهر خوبم. بابت داماد گلمون. و………..
اوه دو روز هم بکوب بنویسم کمه و از همه مهمتر:
خدایا شکرت بابت انسان بودنم.بابت اشرف مخلوقات بودنم.بابت ارزشمند بودنم. بابت زندگی ام. بابت بودن در این جهان زیبا.
خدایاعاشقتم.
سلام وقت بخير من از اون روز که وارد این دوره شدم خیلی حالم خوب شده احساس آرامشم خیلی زیاد شده من ازسال ۹۸ هرشب به خاطر چيزهايی که دارم شکر گذاری میکنم ولی احساس گناه داشتم به خاطر کارهای جزئ که کرده بودم از دیروز که اون تمرین رو انجام احساس سبکی دارم و دونستم من واقعا توبه کردم از کاری که کرده بودم ولی احساس گناهش منو عذاب میداد واقعا سپاسگزارم به خاطر این دوره چون احساس گناه روواز آدم ها دور میکنی و روش درست توبه کردن رو به آدم یاد دادی و توبه رو به طور واضح توضیح دادی که چجوری انجام دادنش من واقعا بلد نبودم روش انجام دادن توبه رو ونگهداشتن توبه رو همش خودم رو سرزنش میکردم به خاطر اون کارها
سلام خدای مهربانم چطور میتونم این همه ناشکری درمقابل کسی که قبل ازاینکه من وارد این دنیا بشم مرا رشد داد ومرا وارد دنیایی کرد.مرا هماهنگ با این دنیا واینکه وقتیکه من وارد این دنیا شدم خودش رادر وجود من قرارداد تامن بتونم به همه خواستها برسم بدون هیچ نگرانی ودلواپسی،ولی درمقابل این همه نعمت و،فراوانی من فقط ناسپاسی کردم البته اگر به چیزی نرسم خودم باعث شدم ولی غرش برای آفریگارم بود کسیکه مرا طوری آفرید که بدون نیاز به عامل خارجی رشد خودش را میکنه وقتی مشکلی برای هریک ازاعضای بدنم پیش میاد بدن خودش رادرمان میکند خدایا چقدر ناسپاسی درمقابل همچین خدایی ،خدایی که همیشه به فکرم وقتی درخواست میکردم خودم فراموش میکردم ولی خدای مهربانم درموقعیت مناسب به من میداد.خدایا وقتی به قسمت زندگی نگاه میکنم فقط نعمت وفراوانی در زندگیم می بینم خدایاوقتیتوزندگی ریز میشم خدا درلحظه لحظه ی زندگی مراقب من بوده وخواسته همیشه شاد باشم خدایا کمکم کن تا بتونم سپاسگزار نعماتی درزندگی باشم.