0

جلسه چهارم: برنامه ریزی منطق ذهنی برای لاغری

تصویر لاغری ذهنی ذهن ناخودآگاه قدرت تخیل
اندازه متن

🧠✨ منطق ذهنی برای لاغری گاهی مثل یه دوست منطقی اما ناامیدکننده در گوشمون زمزمه می‌کنه: “تو نمی‌تونی لاغر شی!” 😔

همون صدایی که موقع شروع رژیم یا برنامه لاغری، فوری لیستی از شکست‌های گذشته رو یادت میاره.

واقعیت اینه که منطق ذهنی با تمام قدرتش سعی می‌کنه ما رو در محدوده امن و آشنا نگه داره، حتی اگه اون محدوده، چاقی باشه! 😩

اما خبر خوب اینه که می‌شه این منطق رو تغییر داد… فقط کافیه شروع کنی به بازنویسیش.

تو این مقاله با هم یاد می‌گیریم چطور منطق ذهنی‌مون رو به جای مانع، تبدیل به موتور حرکت به سمت تناسب کنیم 🚀🌿

💭 منطق ذهنی برای لاغری

🧠 منطق ذهنی برای لاغری تو با منطق ذهنی من یا هر آدم دیگه‌ای فرق داره!

هرکسی توی مسیر زندگی خودش، بر اساس تجربه‌ها، حرف‌هایی که شنیده، ترس‌ها یا خاطراتش، یه مدل خاص از منطق ذهنی ساخته که توی تصمیم‌گیری‌هاش نقش داره.

🇮🇷 البته چون ما ایرانی هستیم، زبان و فرهنگ مشترک باعث شده بعضی از منطق‌های ذهنی برای لاغری توی ما شبیه هم باشه. ولی هنوز هم هرکسی نسخه‌ی خودش رو داره.

منطق ذهنی برای لاغری

مثلاً خیلی از آدم‌های چاق این باور مشترک رو دارن که لاغر شدن خیلی سخته و پر از زجره 😫 ولی چاق شدن؟ خب، خیلی راحت و بی‌دردسره! 🍩

👀 با این حال، در مورد بعضی چیزا مثل اینکه “آیا میوه‌ها چاق‌کننده‌ هستن یا نه؟” همه نظر یکسانی ندارن. چون منطق ذهنی برای لاغری در بعضی قسمت‌ها شخصیه و متفاوته.

⛔ اما چیزی که مشترکه اینه: توی ذهن خیلی‌ها صدایی هست که هی تکرار می‌کنه:

«تو لاغر نمی‌شی!»

«تو فرق داری!»

«اونا تونستن، ولی تو نمی‌تونی!»

همون صداهایی که اصلِ کارشون اینه که جلوی حرکت تو به سمت تناسب اندام رو بگیرن…

منطق ذهنی برای لاغری یعنی مجموعه باورها و افکاری که در ذهن ما درباره توانایی لاغر شدن شکل گرفته و رفتارهای ما را در مسیر کاهش وزن تحت تاثیر قرار می‌دهد.

اگر این منطق ذهنی پر از شک و تردید، ترس یا باورهای منفی باشد، باعث می‌شود ما کمتر بتوانیم به هدف لاغری برسیم.

مطالعات علمی نشان داده‌اند که تغییر این منطق ذهنی با تمرین‌هایی مثل تصویرسازی ذهنی، تغییر باورهای منفی و استفاده از روش‌های روانشناسی شناختی می‌تواند کمک کند تا رفتارهای سالم‌تر و انگیزه بیشتر برای لاغری داشته باشیم.

پس بازنویسی و برنامه‌ریزی مجدد این منطق ذهنی، بخشی حیاتی و علمی در مسیر رسیدن به وزن ایده‌آل است.

منطق ذهنی برای لاغری

🧠 چیزی که مدام توی ذهنمون درباره لاغر نشدن تکرار می‌شه، در واقع همون منطق ذهنی برای لاغریه؛

همون صدای آشنایی که یواشکی ولی پرقدرت، مانع ما برای رسیدن به تناسب اندام می‌شه 😶‍🌫️

نکته اینجاست که خیلی وقت‌ها اصلاً حواسمون بهش نیست و بی‌توجه از کنارش می‌گذریم.

✨ اگه می‌خوای واقعاً به اندام دلخواهت برسی، لازمه این موانع ذهنی رو بشناسی و آروم‌آروم بازنویسی‌شون کنی. چطور؟

با ساختن تصاویر ذهنی روشن از بدنی که می‌خوای داشته باشی، و همزمان با ایجاد فرمول‌های ذهنی لاغر شدن توی ذهن آگاهت.

✍️ اینجاست که دوباره نقش کلیدی منطق ذهنی برای لاغری ظاهر می‌شه. باید یاد بگیری چطور با تکرار پرسش‌های درست و هدفمند، منطق جدیدی در ذهنت بنویسی؛ منطقی که تو رو به سمت تناسب می‌بره، نه برعکس!.

برنامه ریزی منطق ذهنی

فایل صوتی را با دقت گوش کنید.

🧠 سوالات مربوط به برنامه‌ریزی منطق ذهنی

برای ایجاد منطق ذهنی برای لاغری، بهتره هر روز با خودت این پرسش‌ها رو مرور کنی و بهشون پاسخ بدی. این تمرین ساده، کمک می‌کنه تا ذهن منطقی‌ات هم در مسیر لاغری همراهت بشه. 🌱✍️

  • 💡 ۱- متناسب بودن چه حسی داره؟
  • 🌟 ۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می‌بری؟
  • 🎉 ۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟
  • 🔄 ۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده‌ می‌کنی؟
  • 🛠️ ۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می‌تونی ایجاد کنی؟

✅ هر روز به این سوالات پاسخ بده تا ببینی چطور منطق ذهنی برای لاغری کم‌کم به نفع تو تغییر می‌کنه.

✍️ تمرین روزانه برای برنامه‌ریزی منطق ذهنی برای لاغری

برای اینکه منطق ذهنی برای لاغری کم‌کم در ذهن تو جا بیفته، لازمه با تمرین‌های ساده اما مداوم، ذهنت رو آماده کنی. این تمرین‌ها باعث می‌شن ذهنت با مسیر جدید هماهنگ بشه و صدای بازدارنده‌اش آروم‌آروم خاموش بشه 🎯💫

  • 🌞 ۱- پیشنهاد می‌شه هر روز صبح به سوالات بالا در بخش نظرات پاسخ بدی. البته هر زمانی از روز هم انجامش تاثیرگذاره.
  • 📋 ۲- برای راحتی کار، می‌تونی سوالات رو کپی و در بخش نظرات پیست کنی، بعد یکی‌یکی جوابشون رو بنویسی.
  • 📱 ۳- یه ایده خوب دیگه: سوالات رو توی گوشی (در قسمت نوت یا یادداشت‌ها) ذخیره کن و هر روز اونجا پاسخ بده.
  • 📅 ۴- برای ایجاد انگیزه بیشتر، تعداد روزهایی که تمرین رو انجام دادی هم بنویس. مثلاً: «روز ۱»، «روز ۲»، «روز ۳» و ادامه بده تا «روز ۳۰» و بعد «روز ۶۰» و… 💪😉

🌀 این تمرین‌ها ساده‌ان، اما قدرتشون فوق‌العاده‌ست… فقط کافیه انجامشون بدی و نتیجه رو ببینی.

🌟 نمونه تمرین خودم – روز ۹

۱- متناسب بودن چه حسی داره؟
متناسب بودن حس آزادی و رهایی از افکار چاقی و خوردن دارد. حس قدرتمندی و مسلط بودن بر زندگی بهم می‌دهد. حس شادابی و سرزندگی.

۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می‌بری؟
از صاف و جمع‌وجور شدن شکمم لذت می‌برم. از فرم خوب سینه و سرشانه‌ها خیلی خوشحالم. اصلاح عادت‌های غذایی که حس آزادی می‌ده باعث حس خوبم شده.

۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟
همسرم از تناسب اندام من خیلی خوشحال شد و تبریک گفت. دوستانم تعجب کردند و تبریک گفتند. بچه‌های سایت هم با دیدن تغییر انگیزه گرفتند.

۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده می‌کنی؟
میل به خوردن هله‌هوله کمتر شده و تمایلی ندارم. ریزه‌خواری کمتر شده و مدام به غذا فکر نمی‌کنم. موقع درست کردن غذا ناخونک نمی‌زنم.

۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می‌تونی ایجاد کنی؟
عادت خوردن بدون برنامه را باید اصلاح کنم و فقط وقتی گرسنه‌ام غذا بخورم. عادت ناخونک زدن موقع درست کردن غذا را باید ترک کنم. برنامه‌ریزی ساعت غذا خوردنم را باید رعایت کنم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.40 از 90 رای

https://tanasobefekri.net/?p=45198
435 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهره
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۲۳:۴۶
      مدت عضویت: 1068 روز
      امتیاز کاربر: 55870 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 424 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      سلام به استاد عزیزم و دوستان همراهم 

      سپاس فراوان از استاد عزیزم چه راهکار عالی رو برای ما ارائه دادن تا ما نتیجه فراتر از انتظارمان رو بدست بیاریم ما هم به صورت نا خوداگاه وهم به صورت خودآگاه داریم ذهنم رو برای رسیدن به تناسب اندام برنامه ریزی میکنیم مطمئن هستم شگفتی ساز میشم به راحتی وآسونی 

      متناسب شدن چه حسی داره ؟ 

      حس آزادی ورهایی از افکار ورفتار چاق کننده درباره خوردن داره

      حس خوشبختی ورسیدن به سلامتی و اعتماد بنفس داره

      حس جوانی و شادابی وحس امید به زندگی برام داره 

      حس دوباره متولد شدن واز نو شروع کردن برام داره 

      از چه تغییراتی در جسم خودت لذت میبری ؟

      از تخت وصاف  شدن شکمم واز باریک شدن پهلوهام لذت میبرم 

      از خوش فرم شدن بالا تنه ام لذت میبرم چه قدر کمرم باریک وفوق العاده شده مثل تصویر انتخابیم شدم 

      حال جسمی وروحیم بسیار عالی شده و شفا از درونم شروع شده و کل جسمم رو احاطه کرده 

      چه باز خوردی از اطرافیان گرفتم ؟

      اولین باز خورد رو خودم به خودم میدم که فوق العاده شدی آفرین به شجاعت و انتخاب درستت وبه ایمان انتظار و اعتماد کردنت در این مسیر 

      همسرم با دیدن متناسب شدن جسمم بسیار خوشحال شد وبه من تبریک گفت وتحسینم کرد 

      پسرم بهم گفت چقدر زیبا شده ام وخیلی برام خوشحال شد 

      دوستم با دیدن من تعجب کرد وراز متناسب شدن من رو سوال کرد 

      چه تغییری در افکار ورفتار جدید خودت مشاهده می کنی ؟

      میبینم دیگه هوس هله و هوله نمیکنم وحتی نمیخرم 

      میبینم ریزه خواری نمیکنم ودر زمان گرسنگی غذا می خورم 

      در زمان پختن غذا ناخونک نمیزنم 

      توجه کمتری به مواد غذایی دارم 

      درباره چاقی ومواد غذایی  افکار چاق کننده رو مرور نمی کنم وباخودم درصلح هستم وبا غذاها برخورد درستی دارم وترس و نگرانی درباره هیچ ماده ی  غذایی ندارم 

      چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن در خودم بایدایجاد کنم ؟

      باید مثل افراد متناسب نسبت به چاقی و جسمم بی فکر باشم وفقط غذا بخورم تا زنده باشم واحساس بد گرسنگی در من رفع بشه و انرژی برای انجام کارهام داشته باشم

       باید بی فکر بی فکر باشم 

      ا

      افکار اشتباهم رو باید کنار بذارم  چی خوردم بعدش چی میشه نگنه زیاد بود نگنه چاق بشم همه این افکار از ذهن منفی بافم بلند میشه و فرد متناسب اصلا چنین افکاری رو نداره درباره خوردن وجسمش   

      در هنگام پختن مثل متناسب ها وناخونک نزنم 

      باید علت عادتهای بی مورد خوردن رو کشف کنم ودر ذهنم حل کنم تا عادت نادرست از ذهنم حذف بشه 

      باید عادت توجه به زمانهای خوردن رو در ذهنم گم رنگ تر کنم وفقط زمان گرسنگی برام ملاک خوردن باشه 

      سپاس فراوان از استاد عزیزم 

      خدایا به امید تو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۴ ۰۰:۴۲
        مدت عضویت: 2171 روز
        امتیاز کاربر: 18840 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 44 کلمه

        سلام به شما زهره خانم

        تو جواب بازخورد اطرافیان که گفتید:

        «اولین باز خورد رو خودم به خودم میدم که فوق العاده شدی آفرین به شجاعت و انتخاب درستت وبه ایمان انتظار و اعتماد کردنت در این مسیر »

        سپاسگزارم با یاداوری این مورد 

        خیلی برام خوب بود.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۲۱:۲۵
      مدت عضویت: 683 روز
      امتیاز کاربر: 23305 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 125 کلمه

      سلام یکی ازبزرگترین موانع ذهنی درذهن انسان اون روازپیشرفت بازمیداره همان منطق ذهن یاشیطان درون می باشد خیلی وقت ها نمیزاره پیشرفت کنیم یادرزمینه لاغری باذهن همش توذهن هی میادتونمیتونی تواصلا لاغرنشدی تو پرخوری من باانجام تمرینات که استاددراین فایل اماده کردن انشالله بتونم موفق بشم هدفم ازلاغری بالارفتن اعتمادبنفس وسلامت بودن ومتناسب بودن پوشیدن لباس دلخواه من باهمین سایزکم کردن وتونستم لباس دلخواهموتنم کنم خیلی حس خوبی پیداکردم وهمینکه هله هوله رو خیلی خیلی کم کردم وازغذای اصاف دخترم نمیخورم یاناخونک به غذانمیزنم  ریزه خواریم خیلی کم شده وحس شادابی وسرزنده بوددارم ودوست دلرم همین روندروهمیشه ادامه بدم ومواظب سلامت خودباشم ونزارم شیطان برمن غلبه کنه ازغذا ولقمه اضافه نمیترسم وخوشحالم دیگه کسی بمن نمیگه چاقی وهمینکه ارام غذامیخورم خداروشکرازاین همه موفقیت کسب کردن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 22 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیلا کشاورز
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۲۰:۵۷
      مدت عضویت: 663 روز
      امتیاز کاربر: 5815 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 392 کلمه

      سلام خدمت استاد خوبم و دوستان عزیزم

      من تمرین روز اول را توی دفتر جواب دادمخیلی در حین جواب دادن ذوق و شوق و احساس خوب داشتم.مخصوصا سوال ۴، وای که چقدر تغییرات در افکار و مخصوصا رفتارم ایجاد شده.خدایا شکرتاستاد ممنونم ازتون

      سوال ۴- چه تغییر در افکار و رفتار جدیدت مشاهده میکنی؟

      چشمم دیگه نسبت به خوراکی ها گدا نیست، شاید گفتن این حرف درست نیست ولی اون حس گشتن دنبال خوراکی و گذاشتن توی دهان، قشنگ مثل یک حس گدایی درون بود. روی میز رو نگاه نمیکنم، روی اوپن رو نگاه نمیکنم که چه خوراکی ای هست و خوراکی توی دهنم نمی‌ذارم. دیشب با خیال راحت گز خوردم، در حالیکه این گزها همیشه با چایی میاد ولی من فکر میکردم نباید بخورم. با خیال راحت مربا خوردم، البته که خیلی کم (من همیشه غذام کم بوده، یعنی توی خوردن هیچ چیز زیاده روی نمی‌کردم ولی چند وقتی بود ترس از مواد غذایی مثل مربا داشتم و خودم هم خیلی متوجه نبودم). اون همه خرما توی اداره دارم ولی اصلا یکی هم نخوردم (هر روز همکارام تعارف میکنن و اصرار میکنن و من برمی‌دارم ولی میذارم توی یه ظرف و الان ظرف داره پر میشه). امروز رفتم فروشگاه و از کیک های مورد علاقه م خریدم، شکلات بیسکوییتی تلخ که عاشقشم، پفک، ولی اصلا به سمتشون نرفتم، نه که نخوام برم، دلم نخواست، اصلا انگار نه انگار. در حالی که قبلا با لباس بیرون در پفک رو باز میکردم، درسته زیاد نمیخوردم، ولی بی تاب خوردنش بودم، حریص بودم.

      امروز سر کار شیرینی ازدواج یه همکار پخش شد و من توی اتاق نبودم، آبدارچی شیرینی م رو نگه داشته بود ولی من نرفتم ازش بگیرم.

      چقدر موقع تعارف کردن شیرینی بهم، باکلاس و با شخصیت شدم (به صورت درونی، چون قبلا هم ظاهری با کلاس و متین بودم ولی توی دلم به شیرینی ولع داشتم و براش نقشه می‌کشیدم)، چقدر چشم و دل سیر شدم.

      واقعا دیگه ریزه خواری نمیکنم، خیلی برام جالبه که اضافی نون خشک رو نخوردم (من عاشق نون خشک دو آتیشه یزدی ام و بعد از تموم شدن غذا اگه یکمی نون مونده باشه دوست دارم خالی بخورم ولی امروز دو بار پیش اومد و من نخوردم، بدون اینکه جلوی خودم را بگیرم).

      خلاصه این سوال رو هر چی جواب بدم بازم جا داره

      ضمن اینکه چیزهایی رو دارم می‌نویسم که همین الان اتفاق افتاده، و بهش رسیدم.

      ممنون که خواندید

      و ممنون از استاد خوبم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 40 از 8 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا آقچه لو
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۲۰:۱۵
      مدت عضویت: 741 روز
      امتیاز کاربر: 19360 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 432 کلمه

      به نام خداوند هدایتگر و بخشنده.

      سلام خدمت استاد عزیز و همه دوستان. روز اول

      سوال اول:متناسب بودن چه حسی دارد؟متناسب بودن حس آزادی داره،حس رهایی داره،شادی را در انسان بیشتر میکنه،اعتماد به نفس انسان را بالاتر میبره.متناسب بودن لبخندتو بیشتر میکنه.حس خوب داره احساس لیاقت داره.

      احساس بنده خوب خدا بودن داره.سوگلی خداوند بودن داره. متناسب بودن احساس آرامش داره. حس رهایی از افکار منفی از خوردن را میده متناسب بودن حس قدرت میدهد. حس بهتر زندگی کردن و تجربه کردن موضوعات دلخواه را میدهد.حس رشد و گسترش را میدهد.

      سوال دوم:از چه تغییراتی در جسم خودت لذت میبری؟الان که شکمم صاف و تخت شده،پهلوهام کامل صاف شده پوستم صاف و شفاف تر شده،بازوهام خوشگلتر و کوچکتر شده انگشتانم لاغرتر و کشیده تر شده،پاهام خوش فرم تر شده.اندام سکسی و دلخواه و زیبا دارم.سبک بال هستم. هرلباسی در هر رنگ و طرحی که دلم میخواد را میپوشم واقعا لذت میبرم. خدایا شکرت اینکه خوشگلتر شدم.

      سوال سوم:چه بازخوردی از اطرافیان خود دریافت کرده ای؟وای همسرم بسیار بسیار زیاد خوشحاله و از بودن کنار من لذت میبره،دیگران همه میگن چه راحت و زیبا خودشو لاغر کرد آفرین به ارده اش همه تشویقم میکنن همه بهم میگن دست مریزاد همه بهم میگن ایول بابا همه چاقا ازم میپرسن چجوری لاغر شدم.همه منو میبینن لبخند میزنن ..

      سوال چهارم:چه تغییری در افکار و رفتار خودت مشاهده میکنی؟خب مهربونتر شدم،آرامش درونی ام بیشتر شده،اعتماد به نفس و قدرت اظهار وجودم بیشتر شده. احساس لیاقتم بیشتر شده. دیگه ریزه خواری ندارم.ناخونک زدن ندارم. وقتی همسرم گرسنه من گرسنه نیستم غذا نمیخورم. وقتی جایی هستیم اگر میل به خوردن نداشته باشم به راحتی میگم میل ندارم و نمیخورم. میلم به خوردن بستنی کم شده هفته ای یکبار نهایت دوبار در ماه فقط یکبار یا دوبار آیس پک میخورم و بعد از اون عمرا بخورم چون نمیتونم،آیس پک سنگین هست و بدن من کشش نداره بیشتر از دوبار در ماه بخوره. شیرینی خامه ای یکبار در ماه. کیک تولد برشهای کوچک و… 

      تمرکزمم در انجام کارهایم بیشتر شده است.

      سوال پنجم: چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟باید عادت خوردن های بدون برنامه رو اصلاح کنم و همیشه بر اساس میل و نیاز خودم غذا بخورم.واقعا اینو باید اصلاح کنم. عادت اینکه وقتی میل ندارم چیزی نخورم. آرام آرام غذا بخورم. موقع غذا تمرکزم روی غذام باشه. کمتر غذاهای فست فودی بخورم. وقتی یک چیز خوشمزه در یخچال هست هی به خودم نگم الان برم اونو بخورم در حالی که میل ندارم.

      هرجا که احساس سیری کردم دست از غذا خوردن بکشم حتی اگر یک قاشق مونده بود. به رفتارهای غذایی افراد چاق توجه نکنم. درمورد چاقی با دیگران صحبت نکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 34 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار مری خانمی
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۰۰:۴۳
        مدت عضویت: 655 روز
        امتیاز کاربر: 4345 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 66 کلمه

        جمله ی آخر عالی بود …

        من باید فردا این رو هم بنویسم …خوب شد گفتی 

        اینکه درباره ی چاقی با کسی حرف نزنم

        واقعا وقتی می‌شینی پیش آدم متناسب از تنها چیزی که نمیگه همین وزن و وزنه و رژیم و چاقی و ایناست… 

        تازه الان که دارم جواب شما رو میدم یادم افتاد که یه آدم متناسب میشناسم اصلا خونه‌شون وزنه ندارن! انقد در بند وزن نیست …

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اکبر
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۱۹:۳۷
      مدت عضویت: 1035 روز
      امتیاز کاربر: 8085 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 304 کلمه

      سلام بر استاد فرهیخته وگرامی ودوستان هم مسیر 

      استاد مثل همیشه عالی و فوق العاده و شگفت انگیز بود 

      (((منطق ذهنی همان شیطان درون است که همواره  انسانها را از حرکت به سوی آرزوهایشان منصرف میکندوباز میدارد )))

      بخدا ارزش واعتبار و اهمیت همین یک جمله را درک کنیم برای همه جوانب زندگی کاربرد داردو راهگشاست 

      واما پاسخ به سوالاتی  که فرموده بودید 

      ۱…تناسب برای من که آن را کسب کرده ام همواره وتا ابد حسی خوشاینداست احساس سرزندگی شادابی سرخوشی وشورو شعف دارم انگار پایم روی زمین نیست کمی از زمین فاصله دارم و درحال پروازم خدایا شکرت سبکبالم سبکبال 

      ۲….به به چه بدنی چه تیپی چه استایل خوش فرمی کیف میکنم خودم  خوش اندام وخوش فرم و سرشونه های صاف شکم تخت وکلا بدنی کاملا متناسب 

      ۳….کلا همه ی اطرافیان ودوستان و نزدیکانم هنگ کردند خسته شدم از بس به همه باید جواب بدم که چی شده اینجوری شدم بابا ولم کنید …ولی خدایی تحسین وتشویق   اونایی  که فقط یه عمر  چاقیمو میدیدند و تذکر میدادندو گاهی متلک میگفتندخیلی لذت بخشه .یجورایی یه لذت زیرکانه و انتقام جویانه داره  آخیش چه کیفی داره …تو مسیرم که بودم انگار زورشون میومد بگن لاغر شدی اصلا انگار نمیدیدنت ولی حالا دیگه مجبورن 

      ۴….. خدایا شکرت دیگه ازغذاها نمیترسم از دورهمی ها جشنها عروسی ..عزا…مجالس ها مسافرت ها تعطیلات ماه رمضان ایام نوروز     وای  وای  همه اینها آپشن های پرخوری بودند برای من اولین فکری که میومد یا خدا من دوباره قراره چاق بشم دیگه نمیترسم دیگه از هیچ غذایی نمیترسم 

      راستش دیگه از پرخوری هم نمیترسم سعی میکنم که انجام نگیره ولی حالا بهر دلیلی اتفاق افتاد میگم خدایا پرخوری کردم دلم دردگرفت خداروشکر که اقل کم دیگه چاق نمیشم 

      ۵….میخوام تصمیم بگیرم که خیلی آروم و با طمانینه و آرامش ولذت بخش وباکلاس غذا بخورم  دست از دست هول هولی غذا خوردن بردارم آروم ریلکس و همجون فردی متناسب 

      خدایا شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 49 از 10 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۴ ۰۰:۰۵
        مدت عضویت: 2171 روز
        امتیاز کاربر: 18840 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 89 کلمه

        سلام

        اکبر اقا دوست گرامی

        دقیقا درست فرمودی درک این جمله

        (((منطق ذهنی همان شیطان درون است که همواره  انسانها را از حرکت به سوی آرزوهایشان منصرف میکندوباز میدارد ))

        کل زندگی رو زیر رو میکنه واقعا اگر ذهن رو کنترل کنیم به همه چی میرسیم 

        بحث ثروت میشه میرسیم به کنترل ذهن

        بحث سلامتی میشه میرسیم به کنترل ذهن

        بحث روابط میشه میرسیم به کنترل ذهن

        همه چی تو زندگی فقط کنترل ذهن هستش

        ممنون و سپاسگزارم بابت تاکید این جمله شما اگر با تاکید نمیگفتید اصلا با دقت نمیخوندم

        کامنت های دوستان فوق العاده و اموزنده هستن

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار اکبر
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۶ ۱۵:۳۸
          مدت عضویت: 1035 روز
          امتیاز کاربر: 8085 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 3 کلمه

          ارادتمندیم قربان 🙏🙏🙏❤❤❤

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 43 کلمه

      به نام خدا

      با سلام خدمت استاد بزرگوار و اعضاء محترم

      اینجانب تازه با سایت شما آشنا شدم و شروع به خواندن مطالب نموده ام. 

       مطلب این مقاله در مورد تصویر سازی بنظرم بسیار دقیق و فنی بود. و میتواند بر انگیزه فرد تاثیر داشته باشد. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 24 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Sanaz 🌺
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۱۵:۴۹
        مدت عضویت: 1815 روز
        امتیاز کاربر: 30521 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 54 کلمه

        سلام و درود خدمت شما 

        خیلی خوش اومدید .

        این دوره ورود به ذهن ناخودآگاه هست و به نظرم اگه از مقدمه شروع کنید می تونه خیلی عالی به شما کمک کنه .

        این گام چهارم هست .

        براتون آرزوی موفقیت دارم .

        امیدوارم به زودی عکس شما رو در آلبوم شگفتی سازان ببینم .

        در پناه خداوند باشید .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۱۱:۳۸
        مدت عضویت: 2171 روز
        امتیاز کاربر: 18840 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 17 کلمه

        سلام به محمدرضای عزیز

        خیلی خیلی خوش اومدی

        خوب جایی اومدی

        حسابی جای فوق العاده ای هستش

        موفق و متناسب باشی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۱۹:۳۴
        مدت عضویت: 2171 روز
        امتیاز کاربر: 18840 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 35 کلمه

        سلام

        به دوست گرامی 

        به جرات میشه گفت تمام مطالب استاد بسیار دقیق و فنی هستش که هیچ جای دنیا نگفتن این رو استاد با عملکردش ثابت کرده واقعا 

        ایشالا تو این سایت متناسب بشی

        موفق و متناسب باشید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار بهاره صمدی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۱۷:۰۸
      مدت عضویت: 646 روز
      امتیاز کاربر: 6680 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 196 کلمه

      سلام و احترام

      تناسب اندام به من حس آزادی میده حس رهایی انگار از کلی بند و زندان رها شدم حالم خیلی خوبه . متناسب بودن خس موفقیت بهم میده اینکه بالاخره موفق شدم، حس شجاعت و رسیدن به نقطه عطف 

      سوتل دوم؟ وقتی میبینم دقیقا مثل عکس شدم یک استایل رو فرم و شیک بدون هیج اضافه وزنی و تناسب عالی حالم رو خیلی خوب میکنه راحت میتونم هر لباسی که دوست دارم بخرم

      سوال سوم؟ وقنی دوستام منو دیدن کلا شوکه شدن همه غافلگیر که چکار کردی به اینجا رسیدی حتی بچه هام خیلی خوشحال هستن

      سوال چهارم؟ از نظر افکار خیلی آروم شدم دیگه یکی نیست توی مغزم حرف بزنه و منو سرزنش کنه کسی نیست قضاوت کنه، شبها آروم میخوابم، دیگه افکار منفی و ترس از خوردن ندارم الان میتونم به مسایل و موضوع های دیگه ای فکر کنم 

      توی رفتار ریزه خواری هام کم شده دیگه هوله هوله نمیخورم برای خودم سبک غذایی خوبی دارم

      سوال ۵؟ اصلاح غذایی خوبی دارم آروم و جدیده غذا میخورم 

      بذای خودم زمان میزارم و غذاهای سالم میخورم 

      میوه خوردن و خوردن آب رو توی برنامه غذایی ام گذاشتم 

      ناخونک زدن به غذا ندارم 

      از غذا خوردن لذت میرم نه رنج 

      ممنونم از شما اسناد بزرگوار 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 31 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۱۱:۳۶
        مدت عضویت: 2171 روز
        امتیاز کاربر: 18840 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 167 کلمه

        سلام به بهاره خانم

        ممنونم بابت کامنتی که نوشته بودید مخصوصا این قسمت:

        «تناسب اندام به من حس آزادی میده حس رهایی انگار از کلی بند و زندان رها شدم»

        دقیقا همینطوره من یه زندان واسه خودم توی ذهنم درست کرده بودم بنام چاقی بنام افزایش وزن همش خودمو پشت شکم چاق، ران های چاق، بدنی پر از چربی ،میدیدم و خودمو پشت افکاری پر از احساس بد چاقی زندانی کرده بودم اونم حبس ابد واقعا دیگه ازادی برای خودم نمیدیدم ولی از وقتی تو سایت تناسب فکری اومدم داره یواش یواش بوی ازادی میاد اخه من شنیده بودم حالا نمیدونم درسته یا نه حبس ابد هر کی باشه اگر قران رو حفظ کنه ازاد میشه قران هم که همون توحید یا تقوا هستش اگر ما هم تو این سایت توحید داشته باشیم یعنی تمام قدرت رو از عوامل بیرونی بگیریم و بدیم به خدای درونمون که هر کاری میکنیم خودمون باید مسولیتش رو بپذیریم و کلا این سایت رو حفظ کنیم تا ازاد بشیم واقعا شباهت خوبی گفتی سپاسگزارم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مری خانمی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۱۶:۱۰
      مدت عضویت: 655 روز
      امتیاز کاربر: 4345 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,844 کلمه

      سلام استاد و دوستان ببخشید که این کامنت طولانی میشه و ممکنه مطالعه‌اش از حوصله تون خارج بشه…اولین روز پاییزتون مبارک… من اول فکر می‌کردم ۷ اسفند تولدمه بعد که اومدم توی سایت فکر کردم ۷ شهریور تولدمه ولی امروز فهمیدم تولد واقعیم امروزه اگه کامنتم رو بخونین می‌فهمین چرا…🍁🍁🍁💔💔💔

      **********

      سلام من مریم هستم و این روز اول از تمرین است.۱.متناسب بودن برای من چه حسی داره؟ برای من متناسب بودن به معنی اعتماد به نفس بالا است. توی روابطم با اعضای خانواده‌م و دوستانم و حتی افراد غریبه که توی کوچه و خیابون می‌بینم. وقتی که متناسب هستم با اعتماد به نفس راه میرم و هرجا که دوست دارم می‌شینم بدون اینکه احساس کنم جای کسی رو تنگ کردم.متناسب بودن باعث میشه تو رابطه با همسرم اعتماد به نفس بالایی داشته باشم. احساس نکنم که کمبودی دارم. زمانی که می‌خوام توی یک جمع چیزی تعریف کنم یا در مکانی مطلبی رو ارائه کنم مثلاً می‌خوام جایی صحبت کنم وسخنرانی کنم به خاطر تناسب اندامم احساس خیلی خیلی بهتری دارم. از همه مهم‌تر اینکه وقتی خودم رو می‌بینم توی آینه به خودم افتخار می‌کنم عاشق خودم هستم قربون صدقه خودم میرم. خودم رو لایق بهترین‌ها می‌دونم بهترین لباس بهترین جایگاه و حتی بهترین احترام ‌

      💐💐💐💐💐💐💐

      ۲. از چه تغییراتی توی خودم لذت می‌برم؟از اینکه اینقدر با اعتماد به نفس شدم. از اینکه مرتب دنبال دریافت تایید از دیگران نیستم. از اینکه لباس‌هایی که دوست دارم اندازمه. آخه قبلاً خودم خودم رو تایید نمی‌کردم بعد انتظار داشتم دیگران من رو تحسین و تایید کنند. دائماً عین گل آفتابگردان به دنبال دریافت  نوری از سمت دیگران می‌چرخیدم.کمرم باریک شده می‌تونم لباس هایی که دوست دارم رو از اینترنت سفارش بدم. از اینکه به خاطر پایین تنه چاقم دیگه خجالت نمی‌کشم . قبلا که چاق بودم همیشه به خاطر اینکه آدم مذهبی هم هستم معذب بودم دائم حس می‌کردم که الان لباسم تنگه کوتاهه بهم چسبیده…. همیشه لباس‌های سایز بزرگتر می‌خریدم.از اینکه بازوهام باریک شده. از اینکه زانو دردم خوب شده از اینکه دیگه قوز نمی‌زنم از اینکه شکمم زیر لباس بیرون نمی‌زنه.  از همه این‌ها خوشحالم.

      🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻۳. چه بازخوردی از اطرافیان دریافت کردم؟از زمانی که لاغر شدم هر کس من رو می‌بینه کلی ذوق زده میشه و میگه وای چیکار کردی چقدر عوض شدی چقدر جوون‌تر شدی. مریم چقدر باکلاس شدی چقدر صاف راه میری. عجب لباس‌های شیک و باکلاسی می‌پوشی. میشه به من هم بگی چیکار کردی؟چه جالب که هر چیزی دوست داری می‌خوری و هر روز داری متناسب‌تر می‌شی! مریم از وقتی که متناسب شدی چقدر سلیقت تو لباس پوشیدن بهتر شده! کسانی که بهم نزدیکن میگن که قبلاً که چاق بودم همیشه نگران سلامتیم بودن نگران اینکه مبتلا به دیابت چربی خون یا فشار خون نشم اما الان خیالشون راحت شده که به خاطر تناسب اندامی که دارم احتمال اتفاقات بد برام خیلی کمتر شده.

      حتی یه نفر از عزیزانم که خیلی لاغره و لباساش اصلاً ازم نمی‌شد الان با کمال میل لباس‌هاش رو با من عوض می‌کنه…

      🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹۴. رفتارم چه تغییری کرده؟از وقتی که متناسب شدم دیگه تند غذا نمی‌خورم یواش غذا می‌خورم. حتی اگه یه قاشق هم بمونه خودم رو مجبور نمی‌کنم که بخورم .اگر غذا می‌سوزه یا خراب می‌شه اونو می‌ریزم دور و  خودم رو مجبور نمی‌کنم که بخورم . (آخه قبلاً که چاق بودم اینجوری بود که مثلاً اگر یک عالمه کوکو سبزی درست می‌کردم و یهو می‌سوخت برای اینکه دور نریزم خودم می‌نشستم اون کوکوهای سوخته رو می‌خوردم برای شوهرم و پسرم غذای تازه درست می‌کردم. این کار بسیار بدی بود چون علاوه بر اینکه برای سلامتیم ضرر داشت اتفاقی که می‌افتاد این بود که خب اون مواد برای سه نفر بود در واقع من داشتم غذای سوخته سه نفر رو می‌خوردم.)غذایی شور بشه یا تند بشه میندازم دور . این موضوع هم مثل غذای قبلی همونطور. مثلاً غذا شور می‌شد یا تند می‌شد تند تند می‌نشستم می‌خوردم که دور نریزم. یا مثلاً اگه غذا می‌موند امروز می‌خوردیم دوباره یکم دیگه فردا می‌خوردیم دوباره پس فردا شوهرم می‌گفت دیگه اون غذا رو بریز دور می‌گفتم نه شما غذای تازه بخورین من اونو می‌خورم… سم میخوردم… چیزی که از خاصیت افتاده بود و چیزی که اصلاً خودش برای بدن مضر بود می‌خوردم…

      از وقتی که متناسب شدم موقع غذا دادن به پسرم دیگه خودم ناخنک نمی‌زنم .وقتی جایی هستم که چند جور غذا سر سفره هست یا اینکه مثلاً غذای ناهار مونده  برای غذای شام هم چیز جدید درست کردم، از یکیش می‌خورم نه اینکه همه رو با هم قاطی کنم .وقتی که غذا می‌خورم یواش می‌جوم قاشقم رو زمین می‌ذارم صاف می‌شینم سر سفره قوز نمی‌زنم خم نمی‌شم رو غذاها انگار که از قحطی در رفتم. 😭زمانی که چاق بودم وقتی که سر سفره فیلمی ازم گرفته می‌شد یا اینکه مثلاً اگر خودم رو یک لحظه از بیرون می‌دیدم دلم می‌خواست از خجالت بمیرم. جالبه از وقتی که به تناسب اندام رسیدم رفتارهام خیلی مثل یک بانوی متشخص شده ی با طمأنینه عمل می‌کنم خیلی یواش غذا می‌خورم یواش صحبت می‌کنم حتی حرف زدنم تغییر کرده یواش یواش حرف می‌زنم با صدای آروم شمرده شمرده حرف می‌زنم مواظب لغاتی که استفاده می‌کنم هستم. باورم نمیشه که تمام این‌ها رو از تناسب اندامم دارم. قبلاً چون فکر می‌کردم لایق هیچی نیستم دقیقاً همونجوری رفتار می‌کردم که ازش متنفرم…😡

      سر سفره هول نیستم که از بقیه جا بمونم! قبلاً فکر می‌کردم مسابقه است زودتر از شیرینی‌ها بخورم تا بقیه نخورند تیکه‌های بیشتر غذا رو بخورم که شوهرم پیتزا رو تموم نکنه! خجالت می‌کشم که بگم قبلاً توی مغزم می‌نشستم می‌شمردم که شوهرم چند تا تیکه از پیتزا رو خورده و من تیکه چندممه…🙄وقتی که میریم بیرون همش فکر این نیستم که الان بریم چی بخوریم چی نخوریم سعی می‌کنم از اون جایی که هستیم لذت می‌برم حالا اگه داریم با ماشین توی سطح شهر می‌گردیم از شهر لذت ببرم از چراغ مغازه‌ها از چراغ توی خیابون‌ها از رفت و آمد آدم‌ها اگه بارونه از شرشر بارون اگر تابستونه از جنب و جوش بچه‌ها و رفت و آمد آدم‌ها و بازار… از فروشگاه‌های رنگارنگ… حتی نگاه کنم ببینم تابلوی مغازه‌ها با هم چه فرقی داره… یکی قدیمیه یکی جدید…🥹🍁🍁🌾🍂💐اگر رفتیم خارج از شهر از طبیعت از دیدن کوه از مشاهده ماه لذت ببرم…😍وقتی میریم چیزی سفارش بدیم یه چیز سفارش میدم. همه چیز رو با هم سفارش نمیدم. چون می‌دونم باز هم می‌تونیم بیایم اینجا و این بار یه غذای جدید رو امتحان کنیم 👏🏻از وقتی که به تناسب اندام رسیدم دیگه توی همه رفتارهام به تناسب رسیدم توی همه کارهام به حد وسط رسیدم دیگه دست از افراط و تفریط برداشتم .قبلا یا زیاده‌روی می‌کردم تو خوردن و یا اونقدر کم می‌خوردم که بی‌حال و بی‌انرژی می‌شدم .یادمه زمانی که اضافه وزن داشتم هیچ مکمل غذایی مصرف نمی‌کردم مثلاً قرص آهن یا ویتامین دی هم حتی نمی‌خوردم .یادمه یه مدت زیاد سرما می‌خوردم و یکی از دوستام بهم پیشنهاد کرد که از همون سانستول که به بچت میدی خودت هم بخور .بعد از یکی دو روز که شروع کردم به خوردن یکی دیگه از دوستام گفت وای نکن تو چاق هستی و سانستول باعث میشه چاق‌تر بشی . یادمه من و شوهرم و پسرم سه تایی با هم می‌خوردیم و این شده بود یه قرار شبانه بین ما سه تا یه جورایی یه تفریحی برامون شده بود. بعد من یهو زدم زیر همه چی . هر شب شوهرم می‌گفت خب تو هم بیا یه قاشق بخور بیا اصلاً ما دو قاشق می‌خوریم تو یه قاشق بخور من می‌گفتم نه من اصلاً لب نمی‌زنم… می‌گفت آخه خوبه ویتامین داره تقویت میشی انقدر مریض نمی‌شی…من حتی از میوه خوردن هم می‌ترسیدم اما الان از همه نعمت‌های خدا لذت می‌برم …الان که دارم این بخش رو می‌نویسم گریه‌م گرفته… بذارین جواب سوال ۵ بدم و بعد بعدش میگم چرا گریه‌ام گرفت…

      🍂🍂🍂🍂🍂🍂۵. چه تغییری باید بدم؟به نظرم چیزی که باید ترک کنم فکر کردن به سایزم و وزنم هست .مقایسه کردن خودم با دیگران است .من هنوز تا تناسب اندام کامل راه دارم اما باید همین حالا هم از چیزی که هستم لذت ببرم و خودم را دوست داشته باشم نه اینکه منتظر آن روز موعود باشم .زمانی که یک خوراکی خوشمزه توی یخچال هست همش بهش فکر نکنم .از چشیدن مکرر غذا پرهیز کنم چون با یک قاشق چشیدن وسوسه می‌شم که بیشتر و بیشتر بچشم …زمانی که گرسنه شدم غذا بخورم من نگران چاق شدن نباشم .زمانی که گرسنه شدم آنقدر که بدنم لازم دارد غذا بخورم نه اینکه آنقدر کم بخورم که مجبور شوم دوباره بروم بخورم .از ترس اینکه یکی دو ساعت دیگه گرسنه بشوم الان پرخوری نکنم .دنیا به این آبادی هر وقت که بخواهم غذا هست لازم نیست الان مثل شتر کوهان خودم را پر کنم 🤣🤣🤣

      پایان این بخش 

      و اما یه صحبت دوستانه ؛

      استاد عطارروشن عزیز دوستان عزیزم زمانی که داشتم سوال ۴ رو جواب می‌دادم حالم خیلی بد شد و گریه‌ام گرفت.من وقتی که بچه بودم خیلی رفتارهای دخترانه داشتم درست تا زمانی که چاق نشده بودم.

       عادت داشتم پیراهن بپوشم خیلی آروم حرف می‌زدم جوری که همه بهم می‌گفتن بلند حرف بزن ببینم چی میگی! توی نشست و برخاستم هم خیلی رفتار دخترانه داشتم. موقع غذا خوردن کم غذا می‌خوردم یواش غذا می‌خوردم. یادمه بچه بودم به معنی واقعی کلمه دختر بودم. وقتی میگیم یه دختر بچه تو چی تو ذهنمون میاد از ظرافتش از لطافتش از ادبش…یک دختر بچه واقعی بودم…

      درست از زمانی که چاق شدم خودم را لایق هیچ چیزی نمی‌دونستم نمی‌خوام حالا بگم خیلی اهل کمالاتم خیلی تحصیل کردم اما من مدارکمو از یک دانشگاه معتبر گرفتم توی یک رشته بسیار عالی گرفتم. و باورتون نمی‌شه همیشه شلخته لباس می‌پوشم رفتارم گفتارم کردارم منشم نشست و برخاستم حرف زدنم هیچ کدومش شبیه خودم نیست شبیه اون چیزی که همیشه آرزو داشتم باشم نیست… برعکس افتضاحه…اگر از من می‌پرسیدن مریم دوست داره چه شکلی باشه می‌گفتم دقیقاً چیزی که الان نیستم…😮‍💨😮‍💨😮‍💨نمی‌دونم چه جوری بگم… اهل مطالعه هستم … میگم واقعاً قصد ندارم از خودم تعریف کنم ولی خیلی کتاب می‌خونم من دایره لغات بسیار خوبی داشتم من ادبیات بسیار خوبی داشتم…خبری از هیچ کدوم نبست…و باورتون نمیشه از خودم چی ساختم…😕🫤☹️قلبم گرفت وقتی اون بخش رو جواب دادم…😭💔پدرم خدا بیامرز خیلی غصه میخورد می‌گفت چرا اینجوری رفتار میکنی؟؟؟ دختر من کو؟  عین آدمهای لات حرف میزنی…همسرم می‌گفت ظرافت زنانه ت کو؟خواهر همسرم میگفت چرا قدر خودت رو نمیدونی ؟اگر متنی می‌نوشتم مادرم و مادر همسرم می‌گفتند اینو تو نوشتی!؟؟؟ یعنی چنین ادبیاتی چنین دایره لغتی را از من انتظار نداشتند…😕😮‍💨

      همین دوست ندارم دیگه بیشتر بگم… صورتم غرق اشکه…… استاد عزیزممن این مدت که توی سایت بودم دنبال لاغری بودم ولی امروز فهمیدم شما چیزی ارزشمندی رو به من برگردوندین که خیلی وقت بود دنبالش می‌گشتم…استاد شما یک گمشده رو به من برگردوندید…شما اون دختر بچه‌ای رو که سال‌ها پیش توی گذشته‌ام جاش گذاشتم رو بهم برگردوندین…💔💔💔یادمه هر وقت که خواهر شوهرم لباس‌های دخترونه می‌خرید چون همسنیم دقیقاً بهم پیشنهاد می‌داد که مثلاً تو هم بخر و من می‌گفتم این چیزا فقط به تو میاد من چاقم من خیکیم من به درد نخورم من آشغالم من لایق هیچی نیستم چرا الکی پولمو حرام کنم…….به خدا قسم حتی تو لباس پوشیدنم هم با خودم لج می‌کردم….😭😭😭😭خیلی ظلم کردم به خودم به مادرم به همسرم به فرزندم و پدر مرحومم که همیشه می‌گفت چرا قدر خودت رو نمی‌دونی چرا یادت رفته کی هستی چی هستی چرا به کمترین چیزها راضی میشی ….

      من برم

      ولی باور کنید بعد از هفت سال تراپی شما امروز چیزی رو به من دادید که سالهاست دنبالشم حداقل هجده سال…

        

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 45 از 9 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار زهرا آقچه لو
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۲۰:۲۹
        مدت عضویت: 741 روز
        امتیاز کاربر: 19360 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 94 کلمه

        سلام به روی ماه دوست خوب من. از خواندن کامنتت بسیار لذت بردم چه پاسخ های زیبا و عالی داده بودی.

        اما درمورد عدم لیاقت واقعا خودت را نابود کردی مثل قبلا من چون خودمو چاق میدونستم حتی دوست نداشتم با همسرم رابطه برقرار کنم و همیشه هم فکرم این بود که اون نمیاد سمت من درحالی که خود من اجازه نمیدادم چون خودم از جسم خودم لذت نمیبردم چطور توقع داشتم اون لذت ببره. خودمو نپذیرفته بودم بعد توقع داشتم دیگران بپذیرن حرفاتون عالی بود،یادت باشه منوتو لایق بهترینها هستیم چون اشرف مخلوقات هستیم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 35 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار مری خانمی
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۲۳:۱۱
          مدت عضویت: 655 روز
          امتیاز کاربر: 4345 سطح ۳: کاربر پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 19 کلمه

          دقیقا منم 😶‍🌫️😶‍🌫️😶‍🌫️😶‍🌫️ از خودم از بدنم متنفر بودم و روی رابطه مون همه جوره اثر گذاشته بود متاسفانه…

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار صالحه
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۲۱:۲۳
        مدت عضویت: 1234 روز
        امتیاز کاربر: 85801 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        سطح مبتدی
        سطح متوسطه
        سطح پیشرفته
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 172 کلمه

        سلام براستاد ودوست هم‌مسیر مریم خانم 

        تکه اخرنوشته شما‌اون حس لابقت وازشمتدی رو تو بخش فبلی کم رنک کرده بود به شکرخدا داره اون  بخش  با ارامی به شما برکشت میکنه افکارمن وامثال ما این وافکاررو برای ماساخته که از بودن اون لذتی لایقت وارزشمندی رو ازخودمون میگریم وبه شکرخدا داره به شما برکشت میکنه انشالله که موفق سربلتد زیبا اندام‌ باشید وافکار تاره و نگاه دبگه به  خودت اشتی ناره با وجودت بهت تبریک میگم‌

        دختر کوچلوی وجودت بهت داره برکشت میکنه در اغوش  بگیره بهش سلام کن در اثر استمرار وادامه دادن هی پر رنکتر میشه وزمانی میشه که به خودت عشقی ورزی رو افزایش میدی و عاشق خودت واقعی وخودت جاقت و  خود ازشمندت میشی اون زمان تازه کار شروع شده وقبول میکنم که  مسئول وضعبت موجود هستی  تازه کار شروع میشه برای من‌ که به این شکل اغاز شد  وجه اغاز پر شکوهی  بودهست وداره هی بزگتر وبا شکوهتر میشه 

        به  امید موفقیت بیشتر  شما دوست هم راه  

        خدا هیج بنده که یی لحظه وکمتر از یی لحظه تنها نزار امین 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 35 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار مری خانمی
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۲۳:۱۵
          مدت عضویت: 655 روز
          امتیاز کاربر: 4345 سطح ۳: کاربر پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 18 کلمه

          واقعا ازتون ممنونم که وقت ارزشمندتون رو گذاشتید و کامنتم رو خوندین و مهمتر اینکه جواب دادید 🍁💐

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار لیلا کشاورز
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۲۱:۲۷
        مدت عضویت: 663 روز
        امتیاز کاربر: 5815 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 96 کلمه

        سلام دوست خوبم

        ممنون بابت وقتی که گذاشتی و این کامنت خوب و تاثیر گذار رو نوشتی.

        من هم مثل خودت از خواندن کامنتت احساساتی شدم، چقدر خوب که مسئله خودت رو پیدا کردی و چقدر خوب که توی مسیر بهبود خودت و شخصیت هستی، خدا رو شکر میکنم که در مسیر رشد خودمون هستیم. من هم وقتی سوالات رو جواب میدادم قشنگ احساساتی شده بودم و واقعا توی همین روز اول تمرین کلی انگار درها به روم باز شد و فهمیدم چقدر توی این چند روز افکار و رفتارم عوض شده.

        خدا را شکر میکنم.

        می بوسمت دوست خوبم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 29 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار مری خانمی
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۲۳:۱۰
          مدت عضویت: 655 روز
          امتیاز کاربر: 4345 سطح ۳: کاربر پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 28 کلمه

          مرسی از اینکه وقت گذاشتی و دیدگاه من رو خوندی … خیلی خوشحالم که همه با هم برای بهتر شدن زندگیمون تلاش می‌کنیم و هم مسیر شدیم 🍁💐

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار سحر
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۰۰:۲۷
        مدت عضویت: 1098 روز
        امتیاز کاربر: 61932 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 39 کلمه

        سلام مریم خانم عزیزم 

        چقدررر نوشته شما عاالی بود و به دلمون نشست❤

        عزیزم بهتون تبریک میگم بابت این حس عالی و یادآوری که امروز براتون رخ داد🫂

        ممنونم که برامون نوشتید براتون بهترین و شیرین ترین نتایج رو آرزو دارم عزیزم❤🫂😘🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار مری خانمی
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۱۰:۴۹
          مدت عضویت: 655 روز
          امتیاز کاربر: 4345 سطح ۳: کاربر پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 18 کلمه

          ممنون که وقت گذاشتید خوندید و ممنون بابت پیامی که به من دادید چون مایه دلگرمی من بود

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۰۰:۳۶
        مدت عضویت: 2171 روز
        امتیاز کاربر: 18840 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 122 کلمه

        سلام به خانم مری

        این قسمت کامنت که نوشتی «چه تغییری باید بدم؟به نظرم چیزی که باید ترک کنم فکر کردن به سایزم و وزنم هست .مقایسه کردن خودم با دیگران است»

        اره واقعا اینقدر باید روی خودمون کار کنیم تو این سایت مطالب رو بخونیم مرور کنیم یاداوری کنیم که دیگه اصلا فکر سایز و وزن رو فراموش کنیم غذا خوردن و زندگی کردن عادی بشه برامون دیگه برای یه لقمه غذا چندین ساعت ذهنمون درگیر نباشه دیگه عادی زندگی کنیم من از موقعی که یادمه حدود ۵ساله بودم بیشترین تمرکزم روی متناسب شدن و کم کردن بوده موفق میشدم ولی موندگار نبود ولی حالا تو این سایت و خوندن کامنت های فوق العاده شما دوستان قطعا موفق خواهیم شد

        به امید همچین تناسبی.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار مری خانمی
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۱۶:۲۱
          مدت عضویت: 655 روز
          امتیاز کاربر: 4345 سطح ۳: کاربر پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 4 کلمه

          ممنونم بابت نظر ارزشمندتون

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۱۴:۱۱
      مدت عضویت: 1234 روز
      امتیاز کاربر: 85801 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,179 کلمه

      به نام خدای  بخشنده ومهربان 

      سلام براستادعطار روشن وهمه عاشق درک بهتر این‌ مسیردل نواز 

      من وفتی وارد سایت شدم اول چندین دفترداشتنم که هردفتر  بزرگ سالنامه رو برای هر دوره به جند بخش ،تقسم کرده کل یی دفتر سالنامه پر شد جند دفتر دیگه پر  شد چند سالنام چند دفتر هی باز بسته کردند نزدیک خودم‌ نگه می داشتم که بتوانم اون زمان اموزش هم جزوه داشته باشم  هم‌ نکته برداری کنم خلاصه دوره خیلی شلوغ میشد این خارج ازنظنم ترتیب بود اگه کسی وارد میشه من  نشسته میز جلوم باز هست من یی میز وایفر تا شو دارم که کمی شبیب داره ازاون  به عنوان میز کار استفاده میکنم‌ که کمتر به پام فشار بیاد خلاصه دور بر.خیلی شلوغ میشد هی باید با خودم میبردم‌ میاوردم  برای کمی سخت بود و تعداد دفتر ساانامه هی داشت زیادمیشد

       تا اینکه ایده استفاده از گوش برای نکته برداری  تمرین کردند یاداشت کردن  به من داده شد کلی دفتر من بی نیاز کرد من از ما ه بهمن سال فبل دارم با این روش کار مبکنم امروز تعداد صفحه باز شده که مربوط ،به مسیرم هست رو شمارش کردم چیزی حدود۲۸ صفحه که پراز مطلب تمرین وبخش سپاسگزازی  هرروز که بایدانجام بدم  نتکه بردای دوره خدا هرکز دیرنمیکند  اگه ما حوصله کنیم نتکه برداری  از دوره پا سازی ذهن صفحه سپاس گزاری هر روزم خلاص صفحه تکرهای مرتب هرهفته تو هردوره خلاصه کلی صفحه باز دارم یی زمانی که حوصله بشکه کاری نداشته باشم شروع به خواندن از یی صفحه میشم شاید بعضی زمانی دوساعت خواند زمان ازمن میگیره توهرصفحه  تجربه دل چسبی هست

       تغییرخوب تو این  بخش هی دارم‌ زیبا نویسی شکل مرتبرتری بهشون دادم از رنگهای شاد استفاد کردم بعضی رو کامل رنگی نوشتن  بعضی رو فقط، بخش اول نوشته مربوط رو رنگی شاد قرار داد  یی کتاب خانه کوجک  از نوشته خودم هست من داستان زندگی خودم رو هروز با این تمرینه دارم‌می نویسم

       کلی لذت از نوشتن این برداشتهای خودم  وتمرینهای خودم دارم 

      وفتی متوجه شدن سوال هر روز است اولین وفکرفبل از گفتن استاد همون‌ نوشتن تو گوشیم بود  که امکان جا دادن هر روز مطلب و سوال هر روز رو توهر سوال به ترتیب برای من ایحاد میکنه

      برای باره اول این تمرین تو همین دیدگاه یاداشت میکنم‌ تا ازفردا اون تو گوشیم برای خودم هر روز بعد ازخواندن میثاق نامه انجام بدم چقدرخوب هست که تمرنهای هر بخش رو دارم‌ انجام‌ میدم‌ واقعا برای من‌که‌ نتیجه عالی رو داشه خودم از کارم بسیار رضایت دارم 

      سوال اول 

      متناسب شدن چه حسی رو داره 

      حس پرواز یی عقاب پرقدرت که خودش ضعیف میدید ولی عقاب بود پرپرواز داشت این پرهای رو با باورهای اشتباه به هم پیجیده بود حس پرواز ازخودش گرفته بود حالا ان پرها با شکوه باز هستن پراوز تو اسمان رویا وتحلیل وکشف از وجودم با  شکوه جلای وصف ناپذیر برای من انجام‌ میدن حسی بی نظیر رو دارم  به کل وجودم وزندگیم‌واطراف میزنم عالی هست 

      سوال ۲ 

      از چه تغیبرجسم خود لذت مبرید 

      ازاینکه با نگاه به جسم خودم اون نگاه زیبا رودارم‌که وزن داره کم میشه روزی تو اسانسورداشتم بی اینه  نگاه افتاد تو اینه اسانسوز  حانی که توایننه اسانسور بود دیگه جاق نبود اگه بود به میران کم بود خنده بهش کردن  اون خندید خودم  بودن که حجم بدنم رو با یی نگاه دیدن لذتی که از این تغییر به کل وحودم  دادن اون لبخند زیبا بد که تو اسانسوز دپ توخلوت خودم به کل وجودم زدم وداره هی ادامه پیدا میکنه وزنم  متوقف  نشده هی کم کمتر میشه خدابا شکرت که دارم تجربه بهبود یاقته کار و زندگیم رو با این احساس سرشار  از عشق ونشاط و حس ازشمندی اعتماد به نفس و سر به بلندی کوه دماوند ایستاده سر فزار مینوبسم خدایا ازت بی نهایت تشکردارم که کمک کردی 

      سوال ۳ 

      چه بازخودی ازاطرافیان گرفته ام 

      روزهای اول که  ازهدایت خدای وحمایتش وارد سایت  شدم چون احساسم خوب شده بود حال روحی خوب بود تو بخش رایگان کار می کردم  نزدیک به سه ماه زمان برد  این بخش که نباید به دیگران بگم‌ که من تو این مسیر هستم تو بعضی افراد رعایت نکردم گفنم‌ وفتی ودوره تهبه کردم  تو اولین فایل این‌ گفته شده بود ولی دیگه من به چند نفر گفته بود کاریش نمیشد کرد

      تا همین زمان همسرم اصلا هیج اطلاعی از مسیرم نداره  تو نگاه همسرم من دارم بازی کامپیوتری انجام میدم من هیچی  نمگیم تا تو حس ارامش به مسیر م ادامه بدم 

       همین جند نفر بعضی زمان با صحبت خودشون درمن  تغییر احساس رو ایحا میکردن من  بازم‌ کم‌ نیا وردم  ادامه دادم‌ حتی باره به من‌ گفته شد که تواهم زدم دو هفته پیش همون فردی که کلی با من سرنا سازکای داشت پشت تلفن گریه می کرد حدود ۲ ساعت از دریافتهای مدت کوتاهش می گفت وخوشحال بودکه از پشنهاد من راه زندگی بهتر  کردن رو  انتخاب کرده حال روحیش خوب داره شده  تونگاه من که عالی شده بود 

       کلی از من‌ تشکر و ازمن درخواست داشت که اون  ببخشم  من‌ ناراحت کرده

       من اول بهش گفتم ازم من  تشکر نکن‌ ازخدای خودت تشکر کن که هدایت کرد برای  رهایی حس این تلفن  انقدر بزرگ عظیم دلچسب گوار بود که من سر به  مهر گذاشته سجده شکر انجام دادم از خالقم بی همتا تشکر کردم که از هدایت وحمایت خدای عزیزم استمرار داشتم ادامه دادم ننبجه هی پررنکتر میشه وارامش بسیار زیادتر شده همون فرد جذب ارامش من شده بارها هی میگفت من نمیدونی چه کار کردی  عجیب ارامش دارای  این ارامش رو ارزو دارم داشته باشم رویام داشتن همین‌ ارامشی که تودارای هست 

      سوال ۴ 

      چه تغییرانی تو افکار خودم مشاهد میکنم 

      تغیبرات این بخش انقد زیاد بزرگ بهبود یافته هست که فابل نوشتن نبست برای مثال از یی نگاه ساده به یی گیاه یا یی پرنده یی زمانی به خودم میام  که رسیدم به بزرگی افرینش نعمت فراوانی کسترش این‌ نعمت تو انواع بخشهای  توکارخانه به انسانها توبخش تولیدتو،بخش عبادت خلاصه زمانهای زیادی روبه این شکل دارم  خیلی این‌ نگاه تجربه  که نغییر کسترده  درش ایحاد شده رو دوست دارم  با یی نگاه به نگه ابری مهو شده خدای  بزرکی وتوامندی وقدرت درخلق وافرینش  خدای رو هی برای بزرکتر وسیعتر میشه رنکها شادتری تو ذهنم به رقص درمیان عشق به خودم  و اطرافم وانسانها وحیوانات و گیاهان  نشاطی بیشتری از محیط که دورنش هستم رو کسب میکنم 

      سوال ۵ 

      چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت میتوانی ایجاد کنی 

      هر روز سعی در یی تغیبر کوچک هستم اون تغییر کوجک اول دریافت کوجک برام داشت ازاین‌کوجک کوچک هی داره دریافتم کسترش پیدا می کنه  من‌ توجه به هرروز هست که نتیجه کوجکی رو انجام دادم‌ و چه تغییر. با خودم واطرافم دارم درک این تغیبر اصلاح هر روز هست که انجام میدم اینده من‌ تواصلاح عالتری خودم‌ روخواهم دید مثل امروز که اصلاح امروزنتیجه کاری است‌که طی این مدت انجام دادم‌ کم‌ نزاشتم از وقت زمان بهترین بهره به  خودم جهانی که ودورنش هستم دادم‌ جهان اون به شکلی عالتری به من‌ برکشت میکنه ونتیجه تو چند جنبه هی داره بزرکتر میشه خدایا ازت بی نهایت تشکر وسپاس گزارهستم ازمهر محبت که به من  عطا کردی 

      یی تغیبر کوچک امروزم همین دعای اخر نوشته ام است که خیلی  وفت هست تغیبر ندادم 

      خدایا یی لحظه و کمتر از یی لحظه  هیج بنده رو تنها نزار  توپناه امنت جا برای هربنده هست امین 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار لیلا کشاورز
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۲۱:۳۵
        مدت عضویت: 663 روز
        امتیاز کاربر: 5815 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 35 کلمه

        سلام خانم صالحی عزیز

        چقدر از خواندن کامنت شما حس خوبی گرفتم

        چه قشنگ گفتید که حس عقابی که هنوز هم عقابها ولی بالهایش رو با باورهای غلط چسبونده بودن.

        موفق باشید و همینطور عاشق و پر انرژی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار صالحه
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۲۲:۴۱
          مدت عضویت: 1234 روز
          امتیاز کاربر: 85801 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          سطح مبتدی
          سطح متوسطه
          سطح پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 56 کلمه

          سلام بر دوست هم راه هم‌ مسیر 

          از اینکه‌ نوشته من  درشما حس خوب ایجادکرده وباعث افزایش این حس و وارسال حس خوب  به جهان شدم  وحتما برکشت این حس به خودم  ودیگران از خدای مهربان بسیار تشکر دارم وسپاس گزارهستم از لطف شما دوست هم راه بی نها ت سپاس گزار هستم 

          درپناه امن خدا باشید  امین 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۱۳:۱۶
        مدت عضویت: 2171 روز
        امتیاز کاربر: 18840 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 74 کلمه

        سلام 

        خانم صالحه 

        این عبارت شما «هر روز سعی در یی تغیبر کوچک هستم» 

        این عبارت رو همراه با صبر و باور درست که به خودت بگی میشود واقعا معجزه میکنه تغییرات کوچک ولی مستمرر با باورهای درست حسابی کولاک میکنه ییهو یجایی میرسی میبینی نه زجر کشیدی نه سختی دیدی ولی حسابی تغییر کردی مثل الان من نه زجر کشیدم نه سختی لباسام دارن گشاد میشن این عبارتت خیلی برام اگاهی بخش بود سپاسگزارم از شما

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار صالحه
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۱۸:۵۲
          مدت عضویت: 1234 روز
          امتیاز کاربر: 85801 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          سطح مبتدی
          سطح متوسطه
          سطح پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 70 کلمه

          سلام‌حسین اقا هم مسیر محترم 

          برای این‌ مسیر اگه نتیجه بخواهیم‌ توسطح بالاتری اون به دست بیاره اول هر چندروز اگه امکانش بود هرروز یی تغییرکوجک انجام بشه وتقاوت  تغیبرات خودمون رو با دیگران واطراف  مقایسه وتقاوت ایجادشده رو تو ذهن بهش بها بدیم‌ در نتیجه همه بزرگتر وهم حس این درک تقاوت حال خوبی از دریافت رو  برای خودمون ثابت میشه 

          خدا انی وکمتر از انی ما رو رها نکن امین 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار شادی
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۱۸:۰۸
        مدت عضویت: 2401 روز
        امتیاز کاربر: 13271 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 293 کلمه

        سلام چقدر قشنگ بود جملتون،حس پرواز عقاب پرقدرت که خودشو ضعیف می‌دید ولی عقاب بود پر پرواز داشت ولی پرهاش به خاطر باورهای نادرسته به هم چسبیده بود مطلب دیگه‌ای هست که اینکه گفتید به همسرتون نگفتید کار خیلی خوبی کردید که نگفتید همسر من می‌دونه که من از این مسیر دارم استفاده می‌کنم ایشون که خودشون متناسب هستند قبلاً اضافه وزن داشتند و ۹۱ کیلو بودند ولی الان ۷۶ هستند اصلاً نمی‌دونم چه جوری شد که لاغر شدن و روز به روز دارن لاغرتر میشن چون همه چیز می‌خوره حتی من مشکوک شدم و بردمش آزمایش قند داد چون خانواده می‌ترسیدن و گفتم شاید دیابت گرفته اینقدر داره لاغر میشه عقیده شوهر من این است که اگر شام نخوری لاغر میشی ایشون شام نمی‌خوره ولی هر شب دو لیوان شیر گرم به علاوه دو قاشق عسل به اضافه ۲ قاشق پودر سنجد به اضافه ۳ تا ۴ میوه می‌خوره اگر شیرینی باشه هم می‌خوره کلاً فقط میگه شام نخورید لاغر میشید ولی همین‌هایی را که می‌خوره اندازه سه تا شام من هست و به من هم همین رو میگه که شام نخور یکم هم غذا تو کم کن لاغر میشی ولی من نمی‌بینم که غذاشو نخوره هر روز که سر کار برنج می‌خوره و پنجشنبه جمعه هم که ناهارخونه هست غذاشو کامل می‌خوره از منم بیشتر می‌خوره خلاصه اینکه کار خوبی کردی که نگفتی دخترم هم می‌دونه که از این مسیر دارم استفاده می‌کنم چون همش داره تو خونه ویس‌های استاد پلی میشه دخترم که همش میگه اینا رو ول کن بیا برو یه رژیم درست حسابی بگیر فعلاً که تا سه ماه راحتم چون دخترم هم شهر دیگه‌ای رفته دانشگاه و حتما تا زمانی که برگرده انشاالله خونه من تغییرات چشمگیری کردم و اون هم به درستی این مسیر ایمان میاره 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار صالحه
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۱۹:۱۷
          مدت عضویت: 1234 روز
          امتیاز کاربر: 85801 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          سطح مبتدی
          سطح متوسطه
          سطح پیشرفته
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 306 کلمه

          سلام شادی خانم عزیزم 

          برای من هم نامی شما با دختر بزرگم‌ خیلی خوشایند هست 

          هپین افراد که برای شما این جین صحبت داشتن  من داشتم ولی نتیجه  استمرار وادامه دادن ورفتا ودریافت  من این صحبت رو همه رو حنثی کرده و داران هیمن تشویق میکنن که ادامه  بدم 

          تویی فایل حا لا به یا ندارم تو کودم دوره بود فکر کنم‌ دوره ورد به سرزمین لاغرها بود  استاد یی حرفی خوبی زده اون سرلوجه افکار شد استاد گفتن این افراد استیاد هستن‌ که امدن ما رو فردی قویی و توامند کنند در برابر این افراد وظیفه ما صبر با حال خوب است و این حرفها رو حرف استاد خود حساب کنیم که من رو داران برای درجه بالاتر رفتن وعصبی نشدن حال خوب داشتن داران پروش میدن نگاه رو باید عوض کرد وظیفه پا یادگیری ازاین استیاد هست و باید صبر کنیم ته قویتر بشیم وظیفه اونها عصبی کردن‌ما هست‌وظیفه پا صبرکردن وقوی شدن هست  

          من وافعا از این دستور به شکل واقعی استفاده کردم  و محیط پیرامون تغییر بسیار خوبی پیدا کرد فردی بسیار عصبی که هیج فردی فبول نداشت بشه اون تغییر داد  رو با این روش تغیبر خیلی متفاوتی رو درش ایحاد شده که در برخورد  با من همه رو شوکه میکنه  

          برای خودم بعضی زمان‌ اویل از برخوردش  کلی تعجب می کردم  چون‌ قبول کردن که اون به این شکل هست 

          من‌ باید تغیبر کنم‌ اون به ناچار از همسویی  خدایی که ایحاد میشه و توزمانی و همسویی ایحاد میشه که اون برخودرهای اون فرد تو زمانهای خوبش با من‌ قرار میگره ودیگه تو بخش عصبی اون فرد رو  نخواهم دبد و حالا ساعتهای  این همسوی رو خدا تنظیم میکنه و من‌ اون‌ فرد رو تو زمان خیلی کمتر ویا شاید نبودن عصبی شاهد هستم  وحال خوبیتزی با ایشون دارم و تغییر ناخواسته درخودش ایحادشده 

          خدا  انی و کمتر از انی به حال خودم  نزاره  امین 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شادی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۱۲:۵۵
      مدت عضویت: 2401 روز
      امتیاز کاربر: 13271 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 458 کلمه

      به نام خدای خوب و مهربانم

       سوال ۱ متناسب بودن چه حسی داره قشنگ‌ترین حس دنیا رو داره خوش اندام و متناسب باشی صبح که بیدار میشی مثل فرفره کارهای خونت رو سر یک ساعت تمام می‌کنی چون دیگه پاهات درد نمی‌کنه که مجبور بشی ۱۰۰ دفعه بین کارهای روزانت بخوای استراحت کنی اینجوری همیشه خونت تمیزه و خودتم خسته نیستی یکی دیگه اینکه آرزو به دل نیستی میری هر لباسی رو که دوست داری می‌پوشی مثل آدم‌های باکلاس لباس می‌پوشی حتی لباس‌های توی خونتم شیک هستند نه اینکه مجبور باشی شلوار نخی گلدار تو خونه بپوشی چون شلوار زنانه اسلش یا کشی اندازت نیست اینجوری اعتماد به نفست هم صد میشه وقتی اعتماد به نفس بالایی داشته باشی همیشه و همه جا می‌تونی از حق خودت دفاع کنی و برای حرف‌های بی‌ارزش دیگران هیچ ارزشی قائل نیستی در واقع مثل یک ملکه زندگی می‌کنی 

      سوال ۲ از چه تغییری در جسم خودت لذت می‌بری تغییر زیادی در جسم خودم نمی‌بینم فقط احساس می‌کنم که یک مقدار روی معدم لاغرتر شده 

      سوال ۳ چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی دیروز یکی از همسایه گفت لاغرتر شدی این همون همسایه‌ای بود که هر دفعه می‌دید می‌گفت فاطمه هر روز برنج نخور تو رو خدا،همش داری چاق‌تر میشی

       سوال ۴ چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده می‌کنی الان که استاد نوشتن استاد نوشتن که باید کمتر ناخنک بزنن دقت کردم و دیدم که من خیلی خیلی ناخنک زدنم کمتر شده اگه قبلاً ۲۴ ساعته دهنم می‌جنبید الان از ۱۰۰ فقط ۱۰ درصد هست مثلاً دیروز رفتم سر یخچال چیزی بردارم بدون اراده یک عدد کوکو شامی را برداشتم و نصف کردم و خوردم چند قدم رفتم بعد پیش خودم گفتم که چرا من این کار را کردم من که گشنه نبودم حس بدی داشتم به اون لقمه خیلی معذرت می‌خوام سریع  لقمه را از دهنم بیرون آوردم دور انداختم خیلی حال داد قبلاً می‌خوردم و بعد ….ولی حالا اصلاً اجازه ندادم پایین بره از گلوم چقدر حس توانایی کردم چقدر حس باکلاسی کردم آخه این چه بی‌فرهنگی هست عین قحطی زده‌ها آدم به هرچی می‌رسه یه نوک می‌زنه خدا رو شکر می‌کنم که این مورد خیلی کم شده 

      سوال ۵ چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می‌تونی ایجاد کنی یکی از کارهایی که می‌تونم انجام بدم این هست که چون من مغازه دارم و باید غذا زیاد درست کنم که وقت کمتری رو ازم بگیره زیاد غذا درست می‌کنم یکی از کارهایی که زن داداشم انجام می‌ده این هست که اضافه غذا رو بعد از اینکه غذای همه را کشید جمع می‌کنه و توی یک قابلمه کوچکتر می‌ریزه بالای یخچال که از دم دست دور باشه می‌ذاره تا اضافه خوری نشه منم از این به بعد همین کار رو می‌کنم و اضافه غذا را سریع از جلوی چشم برمی‌دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 23 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۰۹:۵۶
        مدت عضویت: 2171 روز
        امتیاز کاربر: 18840 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 80 کلمه

        سلام شادی خانم

        اونجایی که گفتی لقمه رو در اوردی و انداختی بیرون و چه حس توانایی کردم دقیقا برای من میشه ، کنترل ذهن برای نخوردن، همون میشه تقوا که تو قران خدا میگه، این قسمت از کامنت شما یاداور این شد برام که این سایت داره مارو باتقوا میکنه داره کاری میکنه بتونیم کنترل ذهن کنیم داره ما رو به جایی میرسونه که براحتی بتونیم روی برگردونیم از کارهایی که موجب بی تقوایی میشه.

        واقعا سپاسگزارم بابت یاداوری این مورد.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا