0

جلسه چهارم: برنامه ریزی منطق ذهنی برای لاغری

تصویر لاغری ذهنی ذهن ناخودآگاه قدرت تخیل
اندازه متن

🧠✨ منطق ذهنی برای لاغری گاهی مثل یه دوست منطقی اما ناامیدکننده در گوشمون زمزمه می‌کنه: “تو نمی‌تونی لاغر شی!” 😔

همون صدایی که موقع شروع رژیم یا برنامه لاغری، فوری لیستی از شکست‌های گذشته رو یادت میاره.

واقعیت اینه که منطق ذهنی با تمام قدرتش سعی می‌کنه ما رو در محدوده امن و آشنا نگه داره، حتی اگه اون محدوده، چاقی باشه! 😩

اما خبر خوب اینه که می‌شه این منطق رو تغییر داد… فقط کافیه شروع کنی به بازنویسیش.

تو این مقاله با هم یاد می‌گیریم چطور منطق ذهنی‌مون رو به جای مانع، تبدیل به موتور حرکت به سمت تناسب کنیم 🚀🌿

💭 منطق ذهنی برای لاغری

🧠 منطق ذهنی برای لاغری تو با منطق ذهنی من یا هر آدم دیگه‌ای فرق داره!

هرکسی توی مسیر زندگی خودش، بر اساس تجربه‌ها، حرف‌هایی که شنیده، ترس‌ها یا خاطراتش، یه مدل خاص از منطق ذهنی ساخته که توی تصمیم‌گیری‌هاش نقش داره.

🇮🇷 البته چون ما ایرانی هستیم، زبان و فرهنگ مشترک باعث شده بعضی از منطق‌های ذهنی برای لاغری توی ما شبیه هم باشه. ولی هنوز هم هرکسی نسخه‌ی خودش رو داره.

منطق ذهنی برای لاغری

مثلاً خیلی از آدم‌های چاق این باور مشترک رو دارن که لاغر شدن خیلی سخته و پر از زجره 😫 ولی چاق شدن؟ خب، خیلی راحت و بی‌دردسره! 🍩

👀 با این حال، در مورد بعضی چیزا مثل اینکه “آیا میوه‌ها چاق‌کننده‌ هستن یا نه؟” همه نظر یکسانی ندارن. چون منطق ذهنی برای لاغری در بعضی قسمت‌ها شخصیه و متفاوته.

⛔ اما چیزی که مشترکه اینه: توی ذهن خیلی‌ها صدایی هست که هی تکرار می‌کنه:

«تو لاغر نمی‌شی!»

«تو فرق داری!»

«اونا تونستن، ولی تو نمی‌تونی!»

همون صداهایی که اصلِ کارشون اینه که جلوی حرکت تو به سمت تناسب اندام رو بگیرن…

منطق ذهنی برای لاغری یعنی مجموعه باورها و افکاری که در ذهن ما درباره توانایی لاغر شدن شکل گرفته و رفتارهای ما را در مسیر کاهش وزن تحت تاثیر قرار می‌دهد.

اگر این منطق ذهنی پر از شک و تردید، ترس یا باورهای منفی باشد، باعث می‌شود ما کمتر بتوانیم به هدف لاغری برسیم.

مطالعات علمی نشان داده‌اند که تغییر این منطق ذهنی با تمرین‌هایی مثل تصویرسازی ذهنی، تغییر باورهای منفی و استفاده از روش‌های روانشناسی شناختی می‌تواند کمک کند تا رفتارهای سالم‌تر و انگیزه بیشتر برای لاغری داشته باشیم.

پس بازنویسی و برنامه‌ریزی مجدد این منطق ذهنی، بخشی حیاتی و علمی در مسیر رسیدن به وزن ایده‌آل است.

منطق ذهنی برای لاغری

🧠 چیزی که مدام توی ذهنمون درباره لاغر نشدن تکرار می‌شه، در واقع همون منطق ذهنی برای لاغریه؛

همون صدای آشنایی که یواشکی ولی پرقدرت، مانع ما برای رسیدن به تناسب اندام می‌شه 😶‍🌫️

نکته اینجاست که خیلی وقت‌ها اصلاً حواسمون بهش نیست و بی‌توجه از کنارش می‌گذریم.

✨ اگه می‌خوای واقعاً به اندام دلخواهت برسی، لازمه این موانع ذهنی رو بشناسی و آروم‌آروم بازنویسی‌شون کنی. چطور؟

با ساختن تصاویر ذهنی روشن از بدنی که می‌خوای داشته باشی، و همزمان با ایجاد فرمول‌های ذهنی لاغر شدن توی ذهن آگاهت.

✍️ اینجاست که دوباره نقش کلیدی منطق ذهنی برای لاغری ظاهر می‌شه. باید یاد بگیری چطور با تکرار پرسش‌های درست و هدفمند، منطق جدیدی در ذهنت بنویسی؛ منطقی که تو رو به سمت تناسب می‌بره، نه برعکس!.

برنامه ریزی منطق ذهنی

فایل صوتی را با دقت گوش کنید.

🧠 سوالات مربوط به برنامه‌ریزی منطق ذهنی

برای ایجاد منطق ذهنی برای لاغری، بهتره هر روز با خودت این پرسش‌ها رو مرور کنی و بهشون پاسخ بدی. این تمرین ساده، کمک می‌کنه تا ذهن منطقی‌ات هم در مسیر لاغری همراهت بشه. 🌱✍️

  • 💡 ۱- متناسب بودن چه حسی داره؟
  • 🌟 ۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می‌بری؟
  • 🎉 ۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟
  • 🔄 ۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده‌ می‌کنی؟
  • 🛠️ ۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می‌تونی ایجاد کنی؟

✅ هر روز به این سوالات پاسخ بده تا ببینی چطور منطق ذهنی برای لاغری کم‌کم به نفع تو تغییر می‌کنه.

✍️ تمرین روزانه برای برنامه‌ریزی منطق ذهنی برای لاغری

برای اینکه منطق ذهنی برای لاغری کم‌کم در ذهن تو جا بیفته، لازمه با تمرین‌های ساده اما مداوم، ذهنت رو آماده کنی. این تمرین‌ها باعث می‌شن ذهنت با مسیر جدید هماهنگ بشه و صدای بازدارنده‌اش آروم‌آروم خاموش بشه 🎯💫

  • 🌞 ۱- پیشنهاد می‌شه هر روز صبح به سوالات بالا در بخش نظرات پاسخ بدی. البته هر زمانی از روز هم انجامش تاثیرگذاره.
  • 📋 ۲- برای راحتی کار، می‌تونی سوالات رو کپی و در بخش نظرات پیست کنی، بعد یکی‌یکی جوابشون رو بنویسی.
  • 📱 ۳- یه ایده خوب دیگه: سوالات رو توی گوشی (در قسمت نوت یا یادداشت‌ها) ذخیره کن و هر روز اونجا پاسخ بده.
  • 📅 ۴- برای ایجاد انگیزه بیشتر، تعداد روزهایی که تمرین رو انجام دادی هم بنویس. مثلاً: «روز ۱»، «روز ۲»، «روز ۳» و ادامه بده تا «روز ۳۰» و بعد «روز ۶۰» و… 💪😉

🌀 این تمرین‌ها ساده‌ان، اما قدرتشون فوق‌العاده‌ست… فقط کافیه انجامشون بدی و نتیجه رو ببینی.

🌟 نمونه تمرین خودم – روز ۹

۱- متناسب بودن چه حسی داره؟
متناسب بودن حس آزادی و رهایی از افکار چاقی و خوردن دارد. حس قدرتمندی و مسلط بودن بر زندگی بهم می‌دهد. حس شادابی و سرزندگی.

۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می‌بری؟
از صاف و جمع‌وجور شدن شکمم لذت می‌برم. از فرم خوب سینه و سرشانه‌ها خیلی خوشحالم. اصلاح عادت‌های غذایی که حس آزادی می‌ده باعث حس خوبم شده.

۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟
همسرم از تناسب اندام من خیلی خوشحال شد و تبریک گفت. دوستانم تعجب کردند و تبریک گفتند. بچه‌های سایت هم با دیدن تغییر انگیزه گرفتند.

۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده می‌کنی؟
میل به خوردن هله‌هوله کمتر شده و تمایلی ندارم. ریزه‌خواری کمتر شده و مدام به غذا فکر نمی‌کنم. موقع درست کردن غذا ناخونک نمی‌زنم.

۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می‌تونی ایجاد کنی؟
عادت خوردن بدون برنامه را باید اصلاح کنم و فقط وقتی گرسنه‌ام غذا بخورم. عادت ناخونک زدن موقع درست کردن غذا را باید ترک کنم. برنامه‌ریزی ساعت غذا خوردنم را باید رعایت کنم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.40 از 90 رای

https://tanasobefekri.net/?p=45198
435 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مرجان
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۲۲:۳۰
      مدت عضویت: 1006 روز
      امتیاز کاربر: 2945 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 35 کلمه

      هوالرزاق 

      سلام استادگرامی ودوستان متناسبم

      من قبلا همه این حس هاروتجربه کردم وخیلی برام لذت بخش بود چون نوشته بودم ازقبل وبعدبرام اتفاق میفتاد

      الان تغییری نکردم اما این دوره هارودوست دارم چون روی کل زندگی من اثرگذارهست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مرجان
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۲۲:۲۸
      مدت عضویت: 1006 روز
      امتیاز کاربر: 2945 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 156 کلمه

      هوالرزاق 

      سلام‌ خدمت استادگرامی ودوستان متناسبم

      – متناسب بودن چه حسی داره؟

      بامتناسب شدنم احساس آرامش دارم دیگه درگیرلاغری نیستم ديگه میدونم برای ابدمتناسب شدم چون من باذهنم لاغرشدم.بامتناسب شدنم راحت تر راه میرم واحساس سبک بالی دارم 

      ۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟

      از اینکه تمام بدنم یکدست لاغرشده لذت میبرم

      ازاینکه شکمم سفت وبه کمرم چسبیده لذت میبرم

      ازاینکه خودم وتوآینه می‌بینم که چه قدرصورتم کوچولوشده لذت میبرم

      ۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟

      همسرم میگه چه قدرعالیترشدی باعث شدی کل خانواده بیان تودوره وبه براحتی لاغربشن

      رفتم یه مولودی واونجا چندین نفربهم گفتم آفرین خیلی عالی شدی آفرین به پشتکار

      تومحل کارم بهم میگن چقدرسنت اومده پایین وجوونترشدی 

      مامانم میگه چه قدرکوچولوشدی دیگه بسه 

      ۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده‌ میکنی؟

      خیلی کمترهله هوله میخورم.سعی ميکنم وقتی مسافرتم میریم کمترخوراکی بخرم.غذام وآهسته ترمیخورم

      وهمش نمیرم سریخچال

      ۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟

      دوست دارم هله هوله خوری روکم وکمترش کنم

      آهسته ترغذابخورم .ورزش کنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شادی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۲۱:۳۱
      مدت عضویت: 2401 روز
      امتیاز کاربر: 13271 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 88 کلمه

      به نام خدای خوب ومهربان

      روز سوم

      لاغری حس رهایی داره حس پس گرفتن زندگیت رو از چاقی داره ،حس حسرت نکشیدنسوال دو.وقتی میرم جلوی آینه وهیکل قشنگم رو میبینم خیلی خوشحال میشم

      سوال۳

      .تمام اونهایی که با تمسخر نگاه میکردن حالا با تعجب وحسادت نگاه میکنن

      سوال ۴.توخوردن مواد غذایی بیشتر دقت میکنم بیشتر چیزهایی رو میخو رم که سالم باشن وچیزهایی رو میخورم که کمتر حس گرسنگی بهم بده مثلا دیروز صبحانه ارده وشیره خوردم ودیدم که خیلی گرسنه شدم،ولی روزایی که تخم مرغ یا اوتمیل میخورم کمتر احساس گرسنگی میکنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حسن شهبازی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۲۰:۵۷
      مدت عضویت: 2171 روز
      امتیاز کاربر: 18840 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 145 کلمه

      سلام به استاد عزیز

      یهچی به ذهنم اومد گفتم اینجا بنویسم اگر یادم رفت مکتوب بمونه

      حالا نمیدونم درسته یا نه ولی من دارم باور سازی میکنم

      من تصمیم گرفتم فقط تو سایت باشم الانم فقط تو این دوره تمرکزی به قولی خارپشتی تو این سایت و الانم تو این دوره تمرکز کنم فقط هم کامنت بخونم دوره رو گوش بدم و بچرخم تو این دوره و مطالبی که تو اینستاگرام میگه که بیشترین تغییرم از فایل دو دقیقه ای اینستاگرام شروع شد که تو تلگرامم گذاشتم گمونم ۵۰۰بار گوش دادمش جالبه هر چی میرفتم جلو یه چیز جدید یاد میگرفتم هنوزم گوش میدم بهش رو اون دو دقیقه کل سایت رو خلاصه کرده مثل سوره توحید

      بالاخره این سایت مثل  ایه ۳ سوره حدید که میگه خداوند

      هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ ۖ 

      این سایت و مطالبش اول و آخر و ظاهر و باطن، متناسب شدن هستش

      شاد، موفق، متناسب باشیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حسن شهبازی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۲۰:۰۸
      مدت عضویت: 2171 روز
      امتیاز کاربر: 18840 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 289 کلمه

      سلام

      به استاد عزیز

      و سلام به دوستان هم فرکانس این سایت الهی

      روز اول

      ۱- متناسب بودن چه حسی داره؟

      حس شور و شوق 

      احساس ذوق زدگی و اشک تو چشمام جم شدن

      احساس باز شدن قلب

      احساس جریان پیدا کردن خون تو رگام

      احساس سر از پا نشناختن و خیلی خیلی خوشحالی وصف نشدنی

      احساس خوشحالی اولین راه رفتن نوزاد که هزار بارم بیفته اصلا دردش نمیگره اصلا نمیفهمه

      ۲ـ– از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟

      همیشه توی چاقی اولین جا شکمم هستش که خیلی رو مخم بود و ازار دهنده و اولین جا لذت بردن از صاف شدن شکم و پهلو

      لذت بردن از پوشیدن لباس های سایز مدیوم و یا لارج

      لذت بردن از ران های باریک و کمر باریک و پوشیدن شلوار اسپورت سایز ۴۰

      لذت برن از خوردن غذا با فکر ازاد 

      لذت بردن از ازادی فکر

      ۳ـ– چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟

      اولین بازخورد که چقدر شکمت صاف شده 

      چقدر لباس هات تو تنت صاف وایساده

      چقدر خوش هیکل شدی

      و اینکه اطرافیان و اشناها یسره دنبال ادرس و علت لاغر و متناسب شدنت رو میپرسن

      ۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده‌ میکنی؟

      براحتی میخورم با ذهن خالی بدون قضاوت

      براحتی بستنی میخورم بدون دقت به مخلفات داخلش

      دارم غذا میخورم یه قاشق مونده ولی فرمان سیر شدن از طرف مغز صادر شد و دیگه نمیخورم و اینکه هر جای خوردن که احساس سیری کردم دیگه نخورم

      عادت خوردن رو گذاشتم کنار و هر وقت بخوام میخورم

      ۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟

      با شجاعت تمام غذا بخورم

      با ذهن خاموش و بدون قضاوت خودم غذا بخورم

      تمام مسئولیت خوردن رو بر عهده خودم بندازم و نه مواد غذایی

      خوردن مواد غذایی بعنوان نیاز بدن استفاده بشه و نه انبار مواد غذایی

      حواسم و ذهنم به همون لحظه خوردن باشه نه اینکه بعدن چی میشه

      این از تمرین امروزم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شهربانو باقری
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۱۷:۰۴
      مدت عضویت: 2162 روز
      امتیاز کاربر: 39826 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,458 کلمه

      به نام خدا و عرض سلام …..دوره ورود به صمیر ناخودآگاه  …جلسه چهارم ….برنامه ریزی منطق ذهنی …

                ،«««««««««««»»»»»»»»»»»

                     «« دیدگاه شماره یک »»

      یکی از بزرگترین موانع ذهنی که  نه تنها باعث  عدم موفقیت در  کاهش وزنه بلکه ترمز رسیدن  به هر هدف و آرزویی ،  منطق ذهنی  در ناخودآگاه  انسانهاست….

      منطق ذهنی چیست ؟  

      به فرمایش استاد موجودیتی است  به نام شیطان درون  که همیشه می خواد انسان رو از رسیدن به آرزوهاش و اهدافش منصرف کنه …

      منطق ذهنی بر اساس اطلاعاتیست که در زندگی روزمره  وارد ذهن میشن  و چون نحوه  این  اطلاعات  از نظر نوع و  تعدادشون خیلی متفاوتن  پس طبیعیه که منطق ذهنی افراد هم بسیار متفاوت  باشن …

      چیزی که حقیقت داره این هست : 

         

      آنچه درباره لاغر نشدن در ذهن ما همواره در حال مرور شدنه، همان منطق ذهنی است که در واقع مهمترین مانع لاغر شدنه … منطقی که همواره میگه :  

      تو‌ لاغر بشو نیستی! به این دلیل به اون دلیل تو نمی تونی لاغر بشی! به فلان دلیل تو با بقیه فرق داری و لاغر نمیشی

      .از دیگر منطق‌های ذهنی مشترک این هست که لاغر شدن سخت و رنج آوره و چاق شدن  راحته و  هیچ کاری نداره حتی با آب خوردن  میشه چاق و فربه شد .. اما همه چاقها  منطق ذهنی مشترک در مورد تاثیر میوه خوردن در چاقی یا لاغری ندارن…عده ای میگن  میوه هم چاق می کنه  عده دیگه ای میگن  لاغر می کنه  بعضیا میگن این میوه چاق کننده اس  اون میوه لاغر کننده اس  بعضی هم میگن اگر فلان میوه ارو  آخر شب بخوری  چاق میشی همین میوه ارو یه وقت دیگه مثلا صبح ناشتا بخوری لاغر میشی … خلاصه منطق ذهنی کاملا متفاوتی در فرهنگ لغت چاقی در مورد  میوه ها  وجود داره    همه یکسان فکر نمی کنن…

      برای اینکه موانع ذهنی رسیدن به اندام متناسب رو برطرف کنیم  لازم هست که علاوه بر ایجاد تصویر مناسب در  ذهن ناخوداگاه می بایست منطق ذهنی لاغر شدن راهم با ایجاد فرمولهای ذهنی در این ارتباط را  در ذهن خودآگاه هم ایجاد کنیم …

      یعنی  ابتدا  فرمولهای  منطقی در قسمت خوداگاه  ایجاد کرده و همزمان به تصویر سازی ذهنی هم ادامه بدیم و با استمرار در این  پروسه مشترک این دو عامل رو‌به ناخودآگاه ‌منتقل کنیم  و  کار انتقال بستگی داره به  استمرار در تصویر سازی و  ایجاد فرمولهای  ذهنی به شکل آگاهانه در قسمت ذهن خوداگاه ما   ….

      به منظور برنامه ریزی  منطقی ذهن به این سوالات پاسخ می دیم  :

      ۱ـ   متناسب بودن چه حسی داره؟

      ۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟

      ۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟

      ۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده‌ میکنی؟

      ۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟

      تمرین

      ۱- استاد  پیشنهاد دادن   ابتدای روز به سوالات مطرح شده در بخش نظرات پاسخ بدیم با وجود اینکه  انجام این تمرین در هر ساعتی از روز تاثیرگذاره…..

      ۲- برای سهولت در انجام کار سوالات را در بخش نظرات کپی کنید و سپس به هر سوال پاسخ دهید.

      ۳- می توانید در گوشی همراه خود سوالات را در بخش نوت گوشی ایجاد کرده و هر روز به آنها جواب دهید.

      ۴- برای ایجاد انگیزه و اشتیاق بیشتر هر روز که به سوالات جواب می دهید تعداد روزهایی که این کار را انجام داده اید ذکر کنید (روز ۱، روز ۲، روز ۳، …) و سعی کنید شمارش روزها را تا روز ۳۰ و سپس تا روز ۶۰ و به همین ترتیب ادامه دهید…..

      تمرین  :  پاسخ به سوالات :

      چه حسی از متناسب شدن دارم ؟حس رهایی از قید و بند خوراک …حس تجربه اعتماد بنفسحس تجربه عزت و قدرت و تسلط بر خود …حس رهایی از دام شیطان رجیم ….حس هوشمندی و زیرکی….حس شادی و نشاط از انتخاب آزاد  از نوع رنگ و مدل لباس و شلوار ….حس ازادی و رهایی …حس زیبای انسان بودن…حس خالق بودن و قدرت ….حس زیبای اندام متوازن و چشمنواز….حس رهایی از  چشمان بیمار تماشاچیان خیابانی….حس شروع یک زندگی دوباره ….حس رهایی از بیماری های خطرناک‌….حس رهایی اززانو درد وکمر درد….حس تجربه سلامتی و سبک شدن ….حس لذت از  بالا و‌پایین رفتن از پله کانها ….حس لذت بردن از دویدن …

      از کدام تغییرات در جسمم لذت می برم ؟

      از اینکه شکم گرد و قلمبه تبدیل به شکمی صاف و خوش فرم شده لذت می برم …

      از اینکه خودبخود غذام کم شده و‌مثل پرنسسها غذا میل می کنم لذت می برم …

      از اینکه با وجود جسم سبکبار می تونم صاف و بدون فشار روی صندلی و مبل بنشینم  لذت می برم از اینکه می تونم در کنار سفره روی زمین غذا بخورم  لذت  می برم …از اینکه صورتم شفاف وجوان شده و از برق چشمانم از این موفقیت حیرت انگیز لذت  می برم ….از نگاه متعجب  افراد خانواده ودوست و فامیل لذت می برم ..از اینکه دیگه مجبور نیستم برای لاغر شدن پول خرج کنم و‌تا ابد متناسب می مونم لذت می برم …

      از اینکه  تونستم بدون هزینه کردن مقدار زیادی پول برای جراحی زیبایی شکم به راز یک اندام  متناسب پی ببرم و‌به آسانی لاغر بشم و‌چربیهای شکمم بدون ساکشن وجراحی اینقدر صاف و قشنگ شده  لذت می برم …

      چه بازخوردی از اطرافیانم دریافت  کردم  ؟

      بنا را بر این میگذارم که دوستان فامیل و افراد خانواده ام  چند ماهه منو ندیدن حالا دارن می بینن :

      زن داداشم  :  وای ابجی چه خوب لاغر کردی  بالاخره به آرزوت رسیدی  تبریک میگم ..حالا بگو ببینم رژیم گرفتی باشگاه رفتی  پیاده روی کردی  یا از راه آموزه های سایتی که توش بودی و تمرین ذهنی می کردی  ؟

      من   : زن داداش  من لاغری رو یاد گرفتم و  وزنم اومدپایین بدون اینکه از اون کارهایی که گفتی انجام بدم  …

      داداشم  :   با خنده  بالاخره تو  لاغر شدی  تبریک میگم ..

      مامان :   با خوشحالی   چقدر  خوب و خوش فرم و جمع و جور  شدی … چکار کردی  به خاله فرشته ات هم یاد بده  ببین چطور از شدت چاقی شکمی افسرده  شده قرص اعصاب می خوره …

      پسرم مجید  :   وای مامان چقدر خوب لاغر کردی  . حالا دیگه هر چی بگی  از  قدرت ذهن برای  لاغر شدن می پذیرم و در مقابل حرفات  گارد  نمی گیرم  به الهامم بگو  چطور  به این خوبی دیگه شکم نداری و خوش اندام شدی .تبریک میگم  و یه جایزه خوب و گران قیمت  پیش من داری …

      دخترم لیلا  :   مامان عالی شدی   آفرین  …

      .

      دامادم  :   مادرعالی شدی تبریک میگم  کاش مامان خودمم بلد بود چطوری  به این راحتی وزنشو‌پایین بیاره  همیشه از پادرد کمر درد می ناله  زمینگیر  شده  مادر بیا یادش بده …

      مریم  دختر عموم   :  ای ناقلا  چقدر خوب لاغر کردی  چه شکم صاف و قشنگی پیدا کردی   کاش منم بدونم با خودت چه کردی …من که هر کاری کردم لاغرنشدم…تبریک میگم بهت …دیگه نمی تونم بهت بگم دختر عموی توپول گرد و قلمبه  بعدم قش قش می خنده  و‌منو به خنده میندازه  میگم  لاغر شدن با قدرت ذهن آسونتربن کار دنیاست ….می دونم با ناباوری بهم نگاه می کنه …و من  از خوشحالی نزدیکه قالب تهی کنم واز ته قلبم  میگم  خدایاااااااشکرت  

      چه تغییراتی در افکار و رفتار جدیدم مشاهده می کنم ؟

      از برچسب زدن به خوراکی ها و غذاها به عنوان خیلی خوشمزه اس من عاشقشم خودداری می کنم …..

      از اصرار کردن به حذف کامل عصرانه خودداری می کنم و تنظیم انرژی رو به ناخوداگاه می سپارم و‌با آسودگی خیال  در پاسخ به نیاز بدنم احساسمو  خوب نگه می‌دارم …..

      میرم خرید  هله هوله نمی خرم…..

      سعی می کنم از چاشنیها به شکل کاملا محدوددر وعده های غذایی استفاده کنم تا تشویق به زیاد خوری نشم…

      سعی می کنم در وعده شام غذاهای سبکتر میل کنم ….

      سعی می کنم مصرف اب مورد نیازبدنم رو‌‌کم کم افزایش بدم  نه به یکباره با مقدار زیاد ….

      از چاقی  لاغری  خودم و دیگران هیچ صحبتی وسط  نمیندازم و پیشنهاد نمی دم …

      سعی می کنم  با خیال راحت هر وقت دلم خواست در هنگام صبح چای شیرین میل کنم و‌از مصرف شکر  نترسم …

      سعی می کنم دوره هایی که از استاد خریدم و نیمه کاره گذاشتم رو دوباره شروع کنم و به شکل مرتب و با خط خوانا در دفتر های نو بنویسم و سپس     خلاصه اشو‌ در سایت  به عنوان دیدگاه  …

      سعی می کنم دیدگاهها ی خودم  در پاسخ به فایلهای آموزشی رو به pdf  تبدیل کرده بدم چاپ کنم و برای خودم جزوه لاغری با قدرت ذهن  شخصی بسازم …

      سعی می کنم گاهی پوشاک نو‌با دو سایزکوچکتر برای خودم بخرم  و نگهداری کنم و‌از بودنشون در  کمد لباسها انگیزه بگیرم برای ادامه  پر قدرت تصحیح  افکار و‌رفتارم …

      سعی می کنم هر شب تجسم شبانه اندام متناسب داشته باشم و بعد بخوابم و قبل خواب به چیزی جز این به هیچی دیگه فکر نکنم  

      سعی می کنم در تجسم شبانه مثل یک بازیگرسبنما هر شب در  فیلم کوتاه  اندام متناسب نقش بازی کرده  توصیفش کنم با تمام جزییات  تا به این وسیله تمرکز بیشتری بر اندام متناسب داشته باشم سعی می کنم بازی در این فیلم کوتاه سرشار از احساس عشق باشه به خودم واندام متناسبم

      پایان دیدگاه اول  با استفاده از متن آموزشی این جلسه …

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 35 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فهيمه
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۴ ۰۵:۰۲
        مدت عضویت: 1204 روز
        امتیاز کاربر: 13050 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 24 کلمه

        سلام شهربانو جان چقدر خوب نوشتي

        از زبان اقوام و خانواده ات نوشتي ايده جالبي بود

        همچنين پاسخ به سوال آخر هم خيلي خلاقانه بود

        موفق باشي

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار شهربانو باقری
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۷ ۱۲:۲۲
          مدت عضویت: 2162 روز
          امتیاز کاربر: 39826 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 12 کلمه

          ممنون  فهیمه جان ….

          از احساس خوبت نسبت به این دیدگاه سپاسگزارم …

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار لیلا کشاورز
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۴ ۰۸:۵۱
        مدت عضویت: 663 روز
        امتیاز کاربر: 5815 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 102 کلمه

        وای وای عجب حرف درستی. حس رهایی از قید و بند خوراک، حس رهایی از قید و بند خوراک، حس رهایی از قید و بند خوراک.

        خیلی از تمرکزمون جایی که باید روی مسائل دیگه می بود روی خوراک بود و انگار داشتیم همش به اون خوراکیه فکر می کردیم.

        من حتی پیش اومده بود توی جلسه، حواسم به خوراکی بود در حالی که نه خوراکی خاصی بود و نه من می خواستم چیز خاصی ازش بخورم.

        حتی حواسم به بیسکوییت ها و شکلات هایی بود که نمی خواستم بخورمشون و هیچ وقت نمی خوردم، ولی خب ذهن من رو به خودشون درگیر کرده بودن.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 12 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مری خانمی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۱۶:۲۰
      مدت عضویت: 655 روز
      امتیاز کاربر: 4345 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 890 کلمه

      امروز دومین باره که تمرین رو انجام میدم 

      و به جای اینکه سوالات را تک به تک جواب بدم در قالب یک سناریو که خدم  فوق العاده براش ذوق زده شدم جواب میدم.

      امروز پنجشنبه  سوم مهر۱۴۰۴ است و الان ساعت ۱۰ شبه. امروز که رفتم روی وزنه بعد از یک سال دیدم که تونستم از وزن ۸۲ کیلو برسم به وزن ۶۷ کیلو یعنی وزنی که یک زمانی واقعاً آرزوش رو داشتم. ۱۵ کیلو کاهش وزن توی یک سال به نظر من ار فوق العاده‌ای بود…امشب برای من شب خیلی خوبی بود.بذار از صبح شروع کنم! امروز از صبح کارهامو خیلی تند تند و فرز انجام دادم خونه رو تمیز کردم همه جا رو مرتب کردم دستمال کشیدم ناهار رو حاضر کردم. غذا خوردیم. از وقتی که وزنم کم شده خیلی سریع می‌تونم کارا رو انجام بدم دیگه مثل قبل خسته نمی‌شم یا مثلاً زود کسل نمی‌شم. برای همین هم به محض اینکه ناهار رو خوردیم فوری ظرف‌ها رو شستم چون می‌دونستم قراره که بعد از ظهر بریم بیرون. توی یک سال گذشته هر روز سعی کردم کمی نرمش انجام بدم بدنم نسبت به قبل خیلی قوی‌تر شده و دیگه انجام کار خونه و خرید رفتن برام عذاب آور نیست.امروز خیلی ذوق زده بودم چون قرار بود که بعد از ظهر همسرم زودتر بیاد دنبالم تا بریم برای پاییز مانتو و پالتو بخریم. 🌞🍁🍂🧣👖🧤مانتوها و پالتوهای قبلیم رو هنوز دارم ولی همشون بهم بزرگ شدن و گشاد شدن. می‌خوام بعضی هاشون رو تنگ کنم بعضی‌ها روهم می‌خوام ببخشم چون دیگه واقعاً قابل پوشیدن نیست. امشب من و همسرم و پسرم سه تایی با هم رفتیم خرید همون پاساژی که همیشه می‌رفتیم ولی با این تفاوت که قبلاً وقتی از پله بالا می‌رفتیم من زانوهام درد می‌گرفت و همیشه نفس نفس می‌افتادم تا دو تا مغازه می‌گشتیم می‌گفتم بشینیم پاهام درد می‌کنه…اما الان من از اون دوتا جلو زده بودم…😁من یه پالتو مشکی رنگ رو انتخاب کردم که اول گفتم خب چه پالتوی ساده‌ای و فقط ازش خوشم اومد 🧐اما وقتی که پوشیدم دیدم که توی تن من بسیار بسیار زیباست و وقتی که همسرم رو صدا کردم اومد در اتاق پرو از چشماش می‌دیدم که خیلی ذوق زده است بهم گفت که چقدر خوشگل شدی خوشگل بودی خوشگل‌تر شدی وای چقدر بهت میاد مریم حتماً همینو بخر.☺️پسر کوچولوی من می‌گفت وای مامان چقدر خوشگل شدی 🥹شوهرم یواش سرشو آورد جلو در گوشم گفت که خیلی جذاب شدم و اینکه خیلی بهم افتخار می‌کنه ☺️خیلی سریع رفتیم یه شال مناسب برای روش خریدیم و بعد گفتش که به نظرم یه مانتو هم بخریم رفتیم و من یه مانتوی سبز رنگ که سرآستینش طرح گل داشت و جلو سینه‌اش هم طرح گل بود رو انتخاب کردم .یه مانتوی بلند عباطوری بود که خیلی ازش خوشم اومده بود و از پارسال تا حالا گذاشته بودم زیر نظر ولی هیچ وقت اندازه‌م نمی‌شد یعنی به هیکل من نمی‌خورد ولی حالا الان انگار برای من دوخته بودنش 😍برای اون هم یه روسری خوشگل خریدم 😬بعدش همسرم پیشنهاد داد که شام رو بریم یه پیتزا فروشی همون نزدیکی که من عاشق غذاش بودم ولی قبلاً جرات نمی‌کردم برم 🫤چون همیشه رژیم بودم این بار اصلاً مثل قبل نبود 😁وقتی که پشت میز نشستیم تا شام بخوریم مثل قبلاً نبود که عذاب وجدان داشته باشم که چرا اومدم فست فودی

       اونقدری که دوست داشتم از غذا خوردم و بعد که احساس سیری کردم گفتم که من سیر شدم و از همسرم خواستم که به گارسون بگه یه جعبه بیاره تا ما بقیه غذامون رو برداریم .قبلاً وقتی که می‌رفتم فست فودی احساس عذاب وجدان می‌کردم که چرا اومدم اینجا و بعد می‌گفتم حالا که اومدم بذار زیاد بخورم چون دیگه حالا حالاها نمیام .اما الان خندیدم و گفتم که باز هم باید ما رو اینجا بیاری و همسرم هم گفت حتماً دوباره یه شب دیگه میایم شب که برگشتیم خونه همسرم گفت که دوست داره یک بار دیگه من رو توی اون لباس‌ها ببینه بنابراین رفتم توی اتاق لباسم رو عوض کردم و یه دور پالتو و یه دور اون مانتو رو پوشیدم و گفت که واقعاً خیلی خوش هیکل شدی خیلی زیبا شدی خیلی خوشحالم که همسر من هستی …بهم گفت که تو توی این یک سال خیلی تغییر کردی و تغییر جسمی کوچک‌ترین تغییر تو بوده .گفت که چقدر با اعتماد به نفس‌تر شدی…چقدر شمرده شمرده و آروم صحبت می‌کنی قبلاً با صدای بلند حرف می‌زدی تند تند حرف می‌زدی مضطرب بودی هیجان زده بودی زود از کوره در می‌رفتی … خیلی حساس بودی زود گریه می‌افتادی همش منتظر تایید شدن از سمت دیگران بودی…اما الان خیلی آروم شدی خیلی زنانه رفتار می‌کنی 😍به قول خودت لیدی وار رفتار می‌کنی 😁و اینکه گفتش که جدیداً که دقت می‌کنم اصلاً مثل قبل قوز نمی‌کنی یعنی اون روز داشتم نگات می‌کردم گفتم که چیکار کرده که قدش بلند شده و خودت گفتی که به خاطر اینه که دیگه قوز نمی‌زنم .من واقعاً بهت افتخار می‌کنم 🥰و بعد با شنیدن حرف‌های همسرم یاد این افتادم که جدیداً هم چند نفر از دوستان و آشنایان ازم پرسیدن که چه کار کردم که انقدر لاغر شدم از کسانی که توی محله می‌شناختم کسانی که توی مغازه می‌دیدم و با هم آشناییت داشتیم و می‌گفتند که وای اول اصلاً نشناختیمت 😬

      خدا را شکر هیچ چیز دیگه‌ای نیست که بخوام توی خودم تغییر بدم اما دنبال اینم که هر روز پیشرفت کنم و هر روز بهتر و بهتر بشم. دوست دوست دارم همین عادات خوبی رو که ایجاد کردم رو ادامه بدم … 👏🏻👏🏻👏🏻 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار شهربانو باقری
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۲۲:۲۱
        مدت عضویت: 2162 روز
        امتیاز کاربر: 39826 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 14 کلمه

        آفرین  عالی نوشتی ….مرحبا   سناریوی تجسم رو‌ قشنگ نوشتی ….

        دوستدار شما   شهربانو 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار لیلا کشاورز
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۴ ۰۹:۵۶
        مدت عضویت: 663 روز
        امتیاز کاربر: 5815 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 40 کلمه

        سلام مری خانم عزیز

        خوبید شما؟

        آفرین چه سناریو و داستان قشنگی نوشتید. واقعا سناریو نویسی و داستان گویی خیلی حال خوبی داره. هم نوشتنش و هم خوندنش. ممنون که ما رو هم توی خواندن و حال و هواش شریک می کنید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار مری خانمی
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۴ ۱۴:۳۱
          مدت عضویت: 655 روز
          امتیاز کاربر: 4345 سطح ۳: کاربر پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 46 کلمه

          سلام لیلا خانم عزیز نظر لطفتونه و خوشحالم که خوندید بله درست می فرمایید سناریو نویسی عالیه. 

          حالا که خدا توی زندگی قلم رو به دست ما داده که خودمون داستان زندگی خودمون را بنویسم چه خوبه که بهترین ها رو برای خودمون در نظر داشته باشیم 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatmhadly85
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۱۵:۲۱
      مدت عضویت: 1958 روز
      امتیاز کاربر: 4660 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 554 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست 

      سلام 

      ورود به ضمیر ناخودآگاه جلسه‌ی چهارم  برنامه ریزی منطق ذهنی 

      تمرین آموزشی 

      سوالات مربوط به برنامه ریزی منطق ذهنی 

      1. متناسب بودن چه حسی داره ؟ حس آرامش وقتی که متناسب بشم به آرامش میرسم دیگه درگیر اینکه موقع خرید لباسای آزاد واسه اینکه اندام دیده نشه بخرم نیستم هر لباسی و با هر سایز و رنگ و مدلی که دوست داشته باشم میخرم و همه شون چون خوش اندام شدم بهم خیلی میان و من از دیدن خودم در آیینه لذت میبرم ،با بدنم و غذاها کاملا در صلح میشم و دیگه ترسی از خوردن اونا ندارم 
      2. از چه تغییراتی در جسم خودت لذت میبری ؟ از اینکه شکمم تخت و صاف شده ، کمرم باریک و بازوها و دست و ران و پاهام باریک و کشیده شدند ، انگشتانم کشیده شدند و انگشترام تو انگشتان باریکم خیلی قشنگ دیده میشن وقتی که کت و شلوار و یا پیراهن مجلسی میپوشم کمر باریک و اندام زیبام جلوه خاصی داره و من از دیدن این اندام زیبا لذت میبرم 
      3. چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی ؟ همسرم از دیدن اندام زیبای من شگفت زده شده و زمانی که من مشغول انجام کارام هستم زیر چشمی و با تعجب به من نگاه می‌کنه و هر روز به من میگه آفرین به تو ، تو واقعا فوق العاده هستی من از بودن در کنار تو به خودم افتخار میکنم ، دخترام و پسرم از دیدن اندام زیبای من خیلی خوشحال شدند و با دست زدن منو تشویق می‌کنند بهم میگن آفرین مامان تو خیلی توانمند هستی و من از شدت خوشحالی اشک شوق می‌ریزم دوست و فامیل و آشنا هرکس که بعد از یه مدت منو میبینی تعجب می‌کنه و میگه بازم که لاغرتر شدی این چه رژیمیه که بعد از چندین سال برگشت وزنی ندارد و تو چاق که نشدی هیچ برعکس لاغرتر شدی ومن فقط لبخند میزنم واین آرامش و این لبخند زیبا حق الهیه منه 
      4. چه تغییری در افکار و رفتار جدیدت مشاهده می کنی ؟ دیگه مثل گذشته مدام به غذاها و خوراکی ها فکر نمیکنم و برای خوردن اونا نقشه نمی‌کشم ، موقع غذا پختن به بهانه‌ی تست کردن مزه شون مدام به اونا ناخونک نمیزنم ، تا زمانیکه گرسنه نباشم چیزی نمی‌خورم و به محض سیر شدن به خوردن ادامه نمیدم حتی اگه یه لمه از غذام مونده باشه چون دیگه مثل قبل نمیتونم زیاد غذا بخورم و بلافاصله دلم درد میگیره و من اصلا از حالت دل درد به خاطر زیاده‌روی در خوردن خوشم نمیاد چون درد در ذهنم مساوی با رنج تعریف شده و من از رنج کشیدن خوشم نمیاد به همین دلیل همیشه و تا ابد فقط در حد نیاز بدنم غذا می‌خورم و این یعنی تا ابد متناسب و خوش اندام ماندن

      ۵ـچه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟ تا زمانی که زنده هستم در این مسیر زیبا هستم و از آموزش های مفید و کاربردی و ارزشمند اون استفاده می‌کنم و هر روز یک قدم برای متناسب شدن و بهتر زندگی کردن بر میدارم الان چند وقتیه که دارم به جای صبحانه میوه میخورم. علاقه ام به خوردن آب و میوه جات زیاد شده و سعی میکنم که این عادات درست مو نهادینه و ادامه بدم .                                

      با تشکر از زحمات بی دریغ شما استاد بزرگوار 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار شهربانو باقری
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۲۲:۳۱
        مدت عضویت: 2162 روز
        امتیاز کاربر: 39826 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 31 کلمه

        آفرین  خیلی عالی نوشتی  …اون قسمت  که خیلی پراحساس نوشتی از شدت شوق گریه ات گرفته وقتی بچه هات تشویقت کردن…منم دلم خواست از گریه شوق شما منم گریه کنم …

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار لیلا کشاورز
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۴ ۰۹:۵۸
        مدت عضویت: 663 روز
        امتیاز کاربر: 5815 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 44 کلمه

        سلام فاطمه عزیز

        جانا سخن از زبان ما می گویی. امان از این نقشه کشیدن برای خوراکی ها و غذاها. دقییییقا همین بود و من هم الان خیلی خیلی بهتر شدم و ذهنم آزاد شده. خدا رو شکر می کنم. و از استاد عزیز سپاسگزارم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیلا کشاورز
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۱۴:۲۸
      مدت عضویت: 663 روز
      امتیاز کاربر: 5815 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 214 کلمه

      سلام به همه

      یه خلاصه ای بگم

      قراره از همون راه که چاق شدیم لاغر بشیم.

      استاد مراحل چاق شدن رو اینطوری گفتن:

      شنیدن درباره چاقی = ایجاد فرمول های چاقی ذهن = ایجاد تصاویر ذهنی چاق = انتظار چاق شدن = چاق شدن

      برای لاغری هم به همین صورت است:

      شنیدن درباره لاغری، که خب فرد هنوز لاغر نشده و افراد اطرافش هم هنوز دارند از چاقی حرف می زنند، پس باید خودش محیط آزمایشگاهی ایجاد کنه؟ یعنی چی؟ یعنی همین کاری که ما داریم انجام می دیم. خودمون رو در معرض ۵ سوال در مورد لاغری و احساس پس از اون قرار می دیم و هر روز تکرارا می کنیم. انگار که داریم از زبان دیگران می شنویم، و تاثیر خودش رو داره.

      ایجاد فرمول های لاغری: همین که فرمول های چاقی مثل چاقی ارثیه، چاقی بر اثر بی تحرکیه، چاقی بر اثر کمی سوخت و سازه و … را با منطق بی اثر کنیم، فرمول های لاغری خود به خود جایگزین می شه.

      ایجاد تصاویر ذهنی لاغر: این رو که هر شب داریم با تصویر سازی انجام می دیم و هر روز طی انجام همین تمرین با احساس عالی داریم بعد از لاغر شدنمون رو تصور می کنیم.

      لاغر شدن: این هم که دیگه نتیجه کارمونه. تازه استاد گفتن این نتیجه صد در صده. پس بدونید حتما متناسب می شیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار بی همتا
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۱۴:۲۲
      مدت عضویت: 2309 روز
      امتیاز کاربر: 18063 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 185 کلمه

      روز دوم 

      ۱. متناسب بودن چه حسی داره؟

      متناسب بودن برای من حس آزادی در انتخاب لباس رو داره و من تعیین میکنم که دوست دارم لباس تنگ بپوشم یا آزاد و گشاد نه سایز من . و حس آزادی خودش شادی رو برای من به همراه داره و باعث میشه که اعتماد به نفس بیشتری هم داشته باشم.

      ۲.از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟

      از دیدن شکم صاف و پاهای خوش فرمی که دارم لذت میبرم. از اینکه باورم نمیشد ولی خیلی عالی لاغر شدم خیلی خوشحالم . اینکه مانتوم دکمه هاش دیگه در حال ترکیدن نیست و آزاد وایمیسته خوشحاااالممم.

      ۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟

      بازخوردهای خیلیی خوبی گرفتم و همه از تغییرات من تعریف می کنند و از اندام جدید من متعجب می شوند‌

      ۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده‌ میکنی؟

      آرامش بیشتری دارم و برای غذا خوردن افکار مزاحمی ندارم و دیگه همه ی افکارم صرف چاقی نمیشه. 

      ۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟

      پیوسته تر گام بردارم و هرروز کاری برای متناسب شدن انجام بدم که باعث بشه رضایت داشته باشم از خودم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا