0

تاثیر مغز بر چاقی

تاثیر مغز بر چاقی
اندازه متن

همه افراد چاق سال ها به دنبال کشف تاثیر موضوعات مختلف بر چاقی هستند اما هیچ نتیجه ای برای آنها در بر ندارد و این در حالی است که اگر تنها به دنبال درک تاثیر مغز بر چاقی خود باشند می توانند به آسانی و برای همیشه لاغر شوند.

سی و پنج سال از زندگیم با چاقی گذشت و در این مدت همیشه به دنبال راه حل دائمی برای لاغر شدن بودم.

در سن ۳۵ سالگی این خواسته من محقق شد و در مسیر یادگیری لاغری با ذهن قرار گرفتم و به لطف خدای مهربان در طی چند سال بیش از ۴۰ کیلو از اضافه وزن خود را با روش لاغری با ذهن کاهش دادم و نکته مهم اینکه چندین سال است در این شرایط هستم و نه تنها چاق نشده ام بلکه به تناسب اندام ایده آل نزدیک و نزدیک تر می شوم.

سال ها قبل تصورم این بود که چاقی من ارثی است و به همین دلیل راهی جز چاق بودن ندارم و تنها کاری که از من ساخته است مراقبت کردن از خودم برای جلوگیری از چاق تر نشدن بود که البته نتیجه ای هم نداشت و هر سال من چاق تر از سال قبل می شدم.

اما زمانی که با موضوع لاغری با ذهن آشنا شدم متوجه شدم که وضعیت جسمانی من تحت تاثیر ژنتیک یا هیچ عاملی که غیرقابل تغییر باشد نیست بلکه چاقی جسم تحت تاثیر فرمول هایی است که در ذهن من ایجاد شده اند و سبب می شوند مغز من دستوراتی صادر کند که نتیجه آن چاق شدن است. من به نقش مغز در چاقی پی بردم.

حتما با من هم عقیده هستید که مغز، مرکز فرماندهی جسم است. به این معنی که هر حرکت یا اتفاقی که در بدن رخ می دهد صد در صد تحت کنترل و نظارت مغز است بنابراین چاقی نیز بعنوان یک اتفاق یا حالت جسمی قطعا تحت کنترل مغز صورت می گیرد.

تاثیر مغز بر چاقی

تاثیر مغز بر چاقی چگونه است؟

به طور کلی و خیلی ساده فرمان های مغزی به جسم شامل دو گروه می شوند:

۱- فرمان های اصلی و غیرقابل تغییر

به آن دسته از فرمان هایی گفته می شود که برای حیات جسم ضروری هستند. مانند فرمان های صادره از مغز جهت کنترل ضربان قلب،‌ میزان ورودی اکسیژن از طریق تنفس، هضم غذا، تصفیه خون و صدها فرمان دیگر که هر کدام برای حیات جسم ضروری هستند و اگر در اجرای این فرمانها مشکلی ایجاد شود قطعا جسم با بیماری و مشکل مواجه خواهد شد.

۲- فرمان های فرعی و قابل تغییر

به گروهی از فرمان های مغزی گفته می شود که در طی زندگی روزمره توسط مغز آموخته شده و در زمان لازم صادر می شوند.

مانند صحبت کردن که مجموعه ای از فرمان های مغزی است که باعث ایجاد ارتباط با دیگران می شود.

همچنین نواختن موسیقی که نیاز به کسب مهارت توسط مغز دارد و افرادی که علاقمند به یادگیری باشند می توانند این مهارت را بیاموزند.

رفتارهای غذایی یا واکنش های ما نسبت به مواد غذایی از گروه فرمان های فرعی و آموختنی هستند.

گرچه فرمول هایی که در مغز ایجاد شده اند را نمی توان به طور کامل پاک کرد اما مغز این توانایی را دارد که بارها و بارها تحت یادگیری و آموزش قرار بگیرد.

بنابراین ما می توانیم عادت ها و رفتاری که دوست داریم و می دانیم همسو با متناسب شدن هستند را در مغز خود ایجاد کنیم.

البته نکته قابل توجه و امیدوار کننده این است که مغز ما تمام فرمان های لازم برای متناسب شدن را از ابتدا در خود ذخیره دارد.

افرادی متناسبی که در پیرامون ما زندگی می کنند این موضوع را اثبات می کنند که مغز بدون اینکه نیاز به آموزش داشته باشد متناسب بودن را می داند و اگر افرادی چاق می شوند به این دلیل نیست که مغز آنها معیوب است بلکه فقط به این دلیل است که فرمان ها و فرمول های فرعی در مغز ایجاد شده است که منجر به تغییر رفتار این افراد و در نهایت تغییر جسم آنها شده است.

تاثیر ذهن بر مغز

تاثیر ذهن بر مغز چگونه است

ذهن ما بی حد و مرز است و ما در ذهن خود قابلیت مرور کردن و تجسم کردن داریم.

مغز قابلیت مرور کردن دارد به این شکل که می تواند هر آنچه را در گذشته دیده یا شنیده است را به خاطر بیاورد اما در مورد آینده یا اطلاعاتی که دریافت نکرده است توانایی ندارد.

ذهن قابلیت آینده نگری دارد به این شکل که می تواند تصویرسازی کند.

تخیل، خیال پردازی و هر پردازش ذهنی که مربوط به آینده باشد در ذهن می تواند انجام شد.

نکته جالب توجه این است که مغز نسبت به آینده واکنشی ندارد اما آنچه در ذهن مرور می شود از نظر مغز واقعی و در زمان حال درنظر گرفته می شود بنابراین نسبت به آن واکنش می دهد.

حتما این تجربه را دارید که فکر کردن به اتفاقی که رخ نداده است باعث ناراحتی و رفتارهای جسمی مانند استرس، پریشانی و … شده است.

این حالت که در جسم ایجاد می شود به این دلیل است که مغز تحت تاثیر ذهن قرار گرفته و فرمان های عصبی صادر کرده است.

رفتارهای روزمره ما توسط مغز اما تحت تاثیر ذهن انجام می شوند.

نیاز ما به غذا خوردن یک رفتار ضروری و تکرار شونده برای ادامه حیات و زندگی است اما چرا این نیاز در افراد مختلف به شکل های متفاوتی توسط مغز پاسخ داده می شود؟

همه انسان ها برای ادامه حیات به غذا نیاز دارند همانطور که به اکسیژن نیاز دارند. اما چرا مغز همه انسانها فارغ از اینکه چاق یا لاغر باشند در مصرف اکسیژن دچار اختلال و اشتباه در عملکرد نمی شود اما در مورد غذا خوردن دچار اشتباه می شود؟

تنها دلیل اشتباه در عملکرد مغز در تامین مواد غذایی مورد نیاز بدن تفاوت در عملکرد ذهن افراد است.

آنچه در ذهن یک فرد چاق بعنوان آینده نگری برای مصرف مواد غذایی می گذرد با آنچه در ذهن یک فرد متناسب می گذرد کاملا متقاوت است.

عقاید و نگرش افراد به صورت فرمول هایی در ذهن آنها ذخیره می شود و این فرمول های توسط مغز به صورت فرمان های عصبی برای رفتار کردن تبدیل می شود.

در واقع جسم انسان مانند رباطی است که توسط مغز کنترل می شود.

زمانی که فرد چاق در حال خوردن مواد غذایی است قادر به مصرف به اندازه مواد غذایی نیست چون مغز او فرمان هایی صادر می کند که نتیجه آن خوردن بیش از حد یا پرخوری می باشد.

به این مثال توجه کنید تا نقش عقیده و نگرش ذهنی در عملکرد مغز را بهتر درک کنید:

بسیاری از افراد چاق عادت دارند باقیمانده غذای دیگران را مصرف کنند. آنان به شدت از دور ریختن مواد غذایی اجتناب می کنند و ترجیح می دهند باقی مانده غذای دیگران را بخورند.

این یک فرمان مغزی است که غذا باید خورده شود و نباید دور ریخته شود.

این فرمان تحت تاثیر یک نگرش و عقیده اشتباه صورت ایجاد می شود که به ما می گوید: دور ریختن غذا گناه دارد.

اگر شما در خانواده ای بزرگ شده اید که عقیده دارند دور ریختن غذا گناه است این فرمول ذهنی در مغز شما به فرمانی تبدیل شده است که هر غذایی در بشقاب یا گوشه کنار خانه مشاهده کند بلافاصله فرمان خوردن آن را صادر می کند و فرد بدون اینکه فکر کند با دست خود آن را برداشته و به دهان می گذارد و می خورد.

این اتفاق به قدری سریع رخ می دهد که در آن لحظه قادر به درک مراحل شکل گیری فرمان مغزی و تبدیل شدن آن به رفتار جسمی نیستید اما از طریق بازنگری رفتار خود در سال های گذشته می توانید به صحیح بودن این موضوع پی ببرید.

این درحالی است که بسیاری از انسان های دیگر که معمولا متناسب هستند این عادت را ندارند. یعنی مغز آنها این دستور را صادر نمی کند.

سوال: چرا مغز این افراد در مواجه شدن با غذای باقیمانده دستور خوردن را صادر نمی کند؟

جواب: به این دلیل که در ذهن آنها نگرش یا عقیده ای درباره خوردن یا دور ریختن غذا وجود ندارد.

به همین سادگی

آنها عقیده ای درباره این موضوع ندارند بنابراین مغز آنها فرمان خوردن مواد غذایی باقیمانده را صادر نمی کند.

با این مثال واضح به علت تفاوت رفتار خود با افراد دیگر پی می برید و از این لحظه می توانید منشاء رفتارهای خود را جستجو کرده و آنها را اصلاح کنید.

در دوره های آموزشی لاغری با ذهن موضوعات مرتبط با ذهن و مغز توضیح و آموزش داده می شود و با استفاده از این محتوا می توانید به راحتی بر عملکرد ذهن و مغز خود مسلط شده و منشاء رفتارهای خود را شناسایی و آنها را اصلاح کنید.

به این ترتیب شما می توانید به راحتی فرمول های ذهنی اشتباه را از ذهن خود پاک یا اصلاح کنید. در نتیجه بعد از مدت کوتاهی فرمان های مغزی شما بر اساس فرمول های ذهنی جدید تغییر پیدا کرده و شما متوجه تغییر در تمایلات و واکنش های رفتاری خود می شوید.

این تغییر سبب می شود که مغز شما مانند یک فرد متناسب فرمان صادر کند و در نتیجه نه تنها چاق تر شدن شما متوقف می شود بلکه روند متناسب شدن آغاز می شود چرا که دیگر فرمان های مغزی در جهت افزایش وزن صادر نمی شوند بلکه به گونه ای هستند که باید منابع اضافه وزن که همان چربی های اضافه هستند را دفع کرده تا افکار، رفتار و جسم شما هماهنگ و همسو با متناسب شدن باشد.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

فایل صوتی
آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.net/?p=33354
برچسب ها:
11 نظر در مورد تاثیر مغز بر چاقی

دیدگاهتان را بنویسید

      آواتار Shahrbanou
      1401/03/30 22:05
      مدت عضویت: 715 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 472 کلمه

      سلام استاد ،

      واقعیت اینه  از وقتی که  متوجه شدم که‌چاقی ما هیچ ربطی به نوع و حتی مقدارغذاها نداره  به آسودگی خاطر رسیدم ولی وقتی فایل مدیر کارخونه ارو گوش دادم  برداشتم این بود که نه اینجوری ها هم نیست که ما خیلی آزاد و رها در خوردن باشیم و هر مقدار انرژی که دلمون خواست وارد کنیم و بعد انتظار لاغر شدن داشته باشیم  دچار حساسیت به مقدار غذاهام شدم و یه مدت اذیت شدم تا اینکه به فایل اول  هفته چهارم دوره رسیدیم و اونجا به شکل قاطع و محکم از ما خواستید به مقدار غذامون کاری نداشته باشیم و فقط احساس رضایت از خود رو ملاک قرار بدیم …اما وقتی خودم رو با متناسبهایی که  باهاشون آشنا بودم و گاهی رفت و آمد داریم  دقت کردم مطمین شدم که من  غذام زیاده  غذای من متناسب با وزنی که دلم می خواد بهش برسم نیست و اگر اینجوری پیش بره  باید امید به لاغر شدن رو نداشته باشم … اما هر چه در آموزشها پیش رفتم و گاهی هم سری به آشپزخانه  لاغری سایت زدم  باز یه تجدید نظرهاییی در مورد تفکرم نسبت به غذاها و اینکه چی بخورم چقدر بخورم متعادلتر شد و در حال بهتر شدنه …با خودم  گفتم درسته من الان با مقداری بیش از اون مقدار که دوست دارم سیر میشم  ،احساس سیری می کنم چون همیشه دلم می خواد با یه کفگیر برنج سیر بشم  همین مقدار می کشم  ولی از اولش می دونم که با این مقدار سیر نمیشم  ولی میگم  حالا باشه اینو بخور اگر سیر نشدی  دوباره بکش و خیلی وقتا  کفگیر دوم رو هم می کشم  چون واقعا سیر نشدم‌ و اگر بخوام کمتر بخورم  چشم و دلم سیر نمیشه  و ممکنه  ریزه خواری کنم ولی اگر می خوام به نقطه ای برسم که  احساس کنم آره این دیگه خوراک یه آدم  لاغره که من دارم  باید به آموزشهام ادامه بدم و دیگه به  غذاها نه فکر کنم نه توجه …موضوع اساسی    ، تنظیم شدن اتوماتیک درجه  انرژی  ترموستات ذهنم  روی عدد پایینتر برای لاغر تر شدنه …باید حالم خوب باشه باید از اینی که هستم راضی و خوشحال باشم باید سعی و توجهم روی آموزشها و تغییر فرمولهای ذهنم باشه ..تا رفتارم به شکل خودبخودی همسو بشه با این تغییرات فرمولی در ذهن و‌مغزم  ….اینکه باید غذای کمتری بخوریم حرفی نیست ولی تا فرمولش در ذهن تثبیت نشه  امکان نداره من با انتخاب آگاهانه بتونم اینکارو براحتی انجام بدم …و بخوام با وسواس و توجه فکری غذامو  کم کنم …

      پس  به غذامون  گیر نمی دیم و به اندازه رضایت به وقت گرسنه بودن  هر چی میل داشتیم و هر نوع غذایی بود نوش جان می کنیم و ذهنمونو  از موضوع غذاها رها و آزاد می کنیم و فقط به تثبیت فرمولها توجه و تمرکز می کنیم  بقیه اش خود بخود درست میشه …

       

          با احترام  :   شهربانو 

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Shahrbanou
      1401/03/30 19:16
      مدت عضویت: 715 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,153 کلمه

      سلام و درود ،

       

      برداشت من از فایل تاثیر مغز بر چاقی ،

       

                      ●●●●●

      استاد به نکته خوبی اشاره کردید ،همواره انسانها چاقی و لاغری رو در دسته موارد ژنتیک معرفی کردن ، و با اینکه از نظر علم ،ژنتیکی بودن یک چیز  یعنی غیر قابل تغییر بودن اون  ،ولی برای مقابله با چاقی و و کاهش وزن ، که خودشون تاکید بر ژنتیکی بودن اون دارن این همه راهکارهای مبتنی بر فشار بر جسم  ارائه می دن و اصرار دارن که این راهکارها به کار گرفته بشه تا چاقها وزنشونو  پایین بیارن ،با عقل سلیم جور در نمی آد  ،اگر چاقی رو ژنتیکی می دونن پس این همه راهکار و تلاش بیهوده برای لاغر کردن به چه دلیله ، این همه راه حل بی اثر واسه چیه ؟ جز اینکه فقط پول ، وقت و انرژی آدمهارو  تلف می کنن ،،

       

      چاقها از این راهها  لاغر نشدن ، یا به شکل پایدار نتیجه نگرفتن ….چرا که منشاء چاقی در جسم نیست و آنچه در جسم می بینیم‌ نتیجه افکار و‌نگرش ذهنی افراد به مواد غذایی  و خودشونه ،،،،،

      و به عبارت صحیح  چاقی نتیجه تثبیت فرمولهای چاقی در ذهنه .این فرمولها در نتیجه شنیده ها و دیده های افراد و باور کردن اونهاست .

      به دلیل  تفاوت در محتوای ذهنی افراد ، این فرمولها به دو دسته خصوصی و عمومی تقسیم میشن :

      فرمولهای عمومی چاقی ذهن  ، تحت تاثیر افکار عمومی جامعه ایجاد میشن مثل این فرمولها :

      برای لاغر شدن باید رژیم بگیرید ▪︎

      برای لاغر شدن باید هم ورزش کنید هم رژیم بگیرید ▪︎

      میزان چاقی خود را بر اساس شاخص توده بدنی مشخص کنید ،

      اما فرمولهای ذهنی چاقی خصوصی اونهایی هستن که از طریق ارتباطات خانوادگی و بر اساس نگرش و عقیده خانوادگی ، در ذهنها شکل می گیرن ▪︎ مثل این فرمولها :

       

      چاقی  در  خانواده  ما  ارثی است ▪︎

      چاقی در خانواده ما به دلیل مصرف داروست ▪︎  چاقی در خانواده ما بعد از بارداری ، ارثی است ▪︎

      زمانی که این فرمولها در ناخودآگاه ایجاد میشن تصویرهای چاق در ذهن ، بوجود می آرن و تصاویر از طریق دستورات مغزی به اعضای بدن  ،  تبدیل به واقعیت جسم ما میشن ،،،

       

      (  من فکر می کنم یکی از دلایلی که در لاغر شدنم تاخیر افتاده به دلیل کمبود تصاویر لاغر  در ذهنمه من تمریناتی که با تجسم و تصویرسازی در ارتباط بوده یا انجام ندادم یا خوب انجام ندادم .وگرنه اگر تصاویر لاغر به حد نصاب برسه  جسم لاغر میشه )▪︎

       

      همیشه تصاویر به واقعیت تبدیل میشن .وقتی کسی از کودکی  دایم به بهانه های مختلف بهش بگن  تو خیلی بی عورضه ای تصویر یه آدم اینچنینی  همراه با خصوصیات خاص این آدما در ذهن کودک نقش می بنده و این کودک در بزرگسالی  همین میشه▪︎

      دستورات مغزی برای تغییر وضعیت جسم ، به شکلهای مختلف نمود پیدا می کنن :   

      ممکنه به شکل افزایش تمایل افراد به خوردن باشه ، ممکنه به شکل افزایش تمایل به خوردن مواد غذایی خاص باشه ،ممکنه شکل گیری عادتهایی باشه که از تکرار اونها افراد براحتی چاق میشن ، یعنی انرژی اضافی از هر طریق و به هر دلیل وارد بدن بشه  منجر به چاقی میشه ….(  گاهی افراد هیچ انرژی اضافه ای وارد بدن نمی کنن اما از طریق افکار و برداشتهاشون نسبت به مواد غذایی و خودشون ،  چاق میشن   یعنی در این مواقع اصلا مسئله پرخوری  نیست تاثیرافکار و اعتقادات و انتظارات افراده ) ▪︎

      مغز انسان به دلیل قدرت بی نهایت،در پردازش اطلاعات وارده به ذهن ،می تونه بی نهایت راه و طریق  برای تغییر جسم ،برنامه ریزی و مدیریت کنه .

      سوال :   چرا از طریق راهکارهای دستوری ، دستورات مغزی  تغییر نمی کنن ؟ چون مغز هر انسان ، در جسم  و جزئی از وجودشه  و تنها از طریق خودش ،می تونه تحت تاثیر قرار بگیره ▪︎

      چاقی یادگرفتنی و اکتسابیست .یک کودک وقتی در خانواده ای چاق زندگی کنه بواسطه قرار گرفتن در این محیط ، نگرش و رفتار همسو با چاق شدن را به سادگی  می آموزه یاد می گیره چگونه رفتار کنه تا چاق بشه ▪︎

       

      سوال :   تکلیف فردی که دوست نداره چاق بشه چی میشه این وسط ؟

      پاسخ :   همانطور که ما زبان مادری رو خودمون انتخاب نمی کنیم و فقط به اصطلاح توفیق اجباری  یادش می گیریم ، و شروع به صحبت می کنیم  همینطور هم یادگیری زبان چاقی و چاق شدن در خانواده ای که مادر و یا اعضای خانواده  گرایشات ذهنی چاقی دارن   بدیهی و آموختنیه ،چه بخواهیم چه نخواهیم .

      این در مورد کودکانیه که در ابتدای کودکی چاق میشن  اما در مورد افرادی که در سنین بالاتر چاق میشن ، موضوعش فرق می کنه .

      ذهن این افراد به دلایل مختلف ، تحت تاثیر قرار می گیره ، ممکنه فرمول ذهنی چاق شدن در دوره بلوغ ایجاد بشه .ممکنه بعد از بارداری  ، و بعدش هم ادامه پیدا می کنه ،حتی ممکنه در یک لحظه از هشدار یک‌پزشک مورد اعتماد از مصرف یکنوع دارو این فرمول در ذهن یک فرد شکل بگیره و شخص چاق بشه .

       

      باید توجه داشته باشیم زمان تثبیت فرمولهای ذهنی ارتباط مستقیم به اعتباری داره که برای گوینده ی اون قائلیم …

      استاد اینو به این شکل توضیح دادن :

      خیلی وقتا شده که شنیدیم خوردن فلان ماده غذایی باعث چاقی میشه اما صرف شنیدن از هر کسی فرمول ذهنی چاق شدن بوجود نمی آد و ما با خوردن اون ماده غذایی چاق نمیشیم .اما اگراز یک‌پزشک ، یا یک‌محقق در تلویزیون بشنویم که خوردن فلان ماده غذایی چاقی می آره و اینو حتی فقط برای یکبار بشنویم باورش می کنیم و فرمولش در ذهن ما ایجاد میشه  و خوردنش  می تونه باعث چاقی بشه ،حتی ممکنه  خوردنش با ترس و نگرانی  همراه بشه چون  دوست نداشته باشیم چاق بشیم‌

      ولی چون هر بار این احساس همراه با خوردنش  در ذهن  مرور میشه ،تصاویر چاق هم پررنگتر میشن و روند چاق شدن در کوتاهترین زمان ممکن رخ خواهد داد .

       

      جسم ما از یک‌مسیر پنج مرحله ای اضافه وزن پیدا می کنه :

       

      ۱_  فرمولهای ذهنی تثبیت شده در ناخودآگاه

       

      ۲_  مرور افکار چاق کننده در ذهن به شکل مستمر در شبانه روز

       

      ۳_   تشکیل تصاویر ذهنی چاق در ذهن

       

      ۴_  صدور فرمانهای متفاوت توسط مغز برای چاق شدن 

       

      ۵_  شکل گیری  رفتار یا عادتهای جدید و تکرار اونها 

      برای لاغر شدن نیاز هست که چنین پروسه ای طی بشه :

      ۱_  آگاهی صحیح   ،   محتواهای آموزشی را ببینیم ،بشنویم ،  تمرین و تکرار کنیم  ، تا فرمولهای لاغری در ذهن ناخودآگاه تثبیت بشه .

       

      ۲_  با تمرینات تلقین از طریق تصاویر و  غیره  تصاویر ذهنی متناسب را در ذهن  ایجاد کنیم 

       

      ۳_  با شناسایی منبع افکار مثبت و منفی به مرور ، توجهمونو از پیشنهادات ذهن منفی برداشته و بر پیشنهادات ذهن مثبت تمرکز کنیم 

       

      ۴_  به این ترتیب به مرور ،  تمایلات و تفکر ما تغییر کرده و شاهد رفتار متفاوت در واکنش به مواد غذایی در موقعیتهای مختلف در زندگی  روزمره خواهیم شد 

       

      ۵_   عمل به فرمانهای جدید مغزی که همسو با متناسب شدنه به مرور جسم ما تغییر وضعیت  میده و به حالت تناسب که حالت طبیعی مغز همه انسانهاست دست می یابیم .

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      1401/03/29 22:27
      مدت عضویت: 1008 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 113 کلمه

      سلام استاد وقتی در مورد چای عصرانه صحبت میکردین ناخوداگاه کتری روشن کردم

      وقتی در مورد خارک صحبت کردید سراغ خرما رفتم که با ارده جایگزین خارک نداشته کنم

      با گوش  کردن بیشتر فایل کتری خاموش کردم

      تاثیر کانالهای عصبی به خوبی مشخص بود

      و الان شام اواردم و خودم دارم نظرم مینویسم سیرم و به خاطر هیچ موضوعی حاضر به خوردن شام نیستم

      از بودن کنار سفره شام لذت ببرم

      شام غذایی که من دوست دارم

      من سیرم و نمیخورم

      من مسئولیت چاقی خود را میپزیرم و با پیروی از اشتباهات گذشته لذت لاغری به (البته دیگه نمیگم لذت خوردن چون خوردن برای من تنها در موقع گرسنگی و رفع نیاز جسمی لذت دارد) را با هیچ لذتی عوض نمیکنم

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار fatmhadly85@gmail.com
        1401/04/02 00:21
        مدت عضویت: 511 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 87 کلمه

        سلام دوست عزیز از خوندن نوشته شما لذت بردم مخصوصا اون قسمت که گفتید شام آوردین ولی میلی به خوردن نداشتین وار نخوردن شام در کنار سفره لذت بردید منم  بعضی وقتا این لذت و تجربه می‌کنم و به نظرم واقعا تجربه ی شیرین و لذت بخشیه ان شا الله که همه مون به تناسب دلخواه مون برسیم هر چند که الانم همه مون متاسبیم و جا داره که بازم از استاد گرامی و بزرگوار بخاطر تجربه ی این احساسات شیرین قدر دانی و تشکر کنم 🙏🙏🙏🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام خضرلو
      1401/03/29 10:37
      مدت عضویت: 1035 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 388 کلمه

      سلام استاد عزیزم امیدوارم حالتون عالی باشه 

       

      استاد عزیزم من این فایل شما رو دوس داشتم نکات خوبی داشت ولی این‌قدر تجزیه تحلیل مغزی یا ذهنی رفتارهای غذایی ی نوشیدنی رو دوس ندارم اذیت میشم اصلا دوس ندارم فکرم رو متمرکز کنم ببینم این رفتارم منشاش از کجاست چرا این رفتار رو دارم این ذهنم رو اذیت میکنه و لاغری رو برای من سخت وپیچیده میکنه این راهش نیس افراد لاغر علت های خوردنشون مقدار خوردن در هر وعده رو اصلا رصد نمیکنن منم که هر روز که پا میشم از صبحانه تا شامم رو بررسی میکنم که آیا درست خوردم یازیاد خوردم یا عاداتم رو بررسی میکنم که آیا تغییری داشته آیا این عادات جدید قدرت لاغر کردن من رو دارن یا نه؟ واقعا آدم خسته میشه همه چی براش سخت میشه خیلی از افراد شگفتی ساز با شش هفت تا فایل لاغر شدن ولاغر موندن این همه فایل نبود 

       

      چقدر راحت وسریع لاغر شدن منم دوست دارم لاغری ساده باشه نمیخوام اینقدر پیچیده اش کنم 

      افراد لاغر رها هستن ازادن منم میخوام از خوردن نخوردن آزاد باشم 

      خوردم نوش جونم اصلا ذهنم دستور داد بخورم نوش جونم نمیخوام بهش گیر بدم چرا خوردی چرا نتونستی درس رفتار کنی رهاش کنم برم برای وعده دیگه زیاد تجزیه تحلیل نکنم سعی کنم درس رفتار کنم ولی پیچیده اش نکنم 

      به نظرم این درسته من خسته میشم من ذهنم اذیت میشه دوست دارم فایلم رو گوش بدم با لذت بنویسم با لذت بخورم با لذت و رهاش کنم وزندگی کنم به چیزی جز غذا ولاغری و چاقی تمرکز کنم رهاش کنم 

       

      دوست دارم در حال زندگی کنم وبه لطف خدای مهربان ایمان داشته باشم و توکل کنم به خودش و باور کنم که تمام سلولهای بدنم در مسیر لاغری هستن و شبانه روزی چربی های بدنم دارن آب میشن و پرونده چاقی من بسته شده و لاغری در حال انجام هست من وقتی چاق شدم اصلا نفهمیدم چی خوردم چطور خوردم چقدر خوردم چاق شدم واقعا من دیگه یادم نمیاد از دوسال پیشم که چه کارهایی کردم چاق شدم یا چه رفتاری داشتم یا چطور غذا میخوردم 

      ولی از وقتی دارم لاغری کار میکنم هرروز میدونم یا بررسی میکنم چطور خوردم یا چه رفتاری داشتم دواین منو آزار میده برای لاغری هم مثل چاقی باید باشه باید ندونم چه کار کردم یا چطور خوردم لاغر شدم  و این لاغری لذت بخش هست وبه دل میشینه .

       

       

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار رضا عطارروشن
        رضا عطارروشن
        1401/03/29 19:53
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 125 کلمه

        سلام و درود
        از خوندن نوشته شما لذت بردم
        به نکته عالی اشاره کردید
        منم هرگز تمایل ندارم هر لحظه رفتارم رو زیرنظر بگیرم
        دوست دارم خودبخود و اتوماتیک رفتار کنم و زندگی سالم و متناسب داشته باشم.
        مواردی که ویدیوهای أموزشی مطرح می شه به این منظور نیست که مشغول تحلیل رفتارهامون باشیم.
        این اطلاع رسانی و آگاهی برای زمانی است که من یا شما یا هرفردی از یه رفتار خودش دچار احساس بد می شه و می خواد تغییرش بده ولی موفق نمیشه و فکر می کنه بی اراده یا بی عرضه است
        در این فایل توضیح دادم که ارتباطی به اراده و عرضه فردی نداره بلکه دستورات مغزی است که توسط جسم اجرا می شه
        و برای تغییر رفتاری که دوست نداریم باید از تغییر فرمول های مغزی شروع کنیم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار الهام خضرلو
          1401/03/30 09:06
          مدت عضویت: 1035 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 30 کلمه

          سلام استاد عزیزم 

          ممنونم بابت زحمات ارزشمند شما و فایلهای جدید که میزاریدوهر روز ما رو در مسیر لاغری نگه می دارید .

          بله همینطور هست که می‌فرمائید .

           

          همیشه سلامت وشاد باشید.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار Shahrbanou
        1401/03/31 10:17
        مدت عضویت: 715 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 319 کلمه

        الهام خانوم جان سلام وقت بخیر ،

         

        از دیدگاه عالی شما لذت بردم ، ممنون که وقت گذاشتی و این دیدگاه زیبا و مفید رو برامون نوشتی ،

        من هم به پیرو  فرمایشات شما  به خودم گفتم  چرا ما  مسئله خوردن  رو اینقدر برای خودمون  مهمش کردیم و راجع بهش فکر می کنیم …..تنها دو دستور داره  :  اول  اینکه آقا ، خانوم  وقتی فرمانی از درون برای خوردن  نمی آد  یعنی تو گرسنه نیستی  پس نخور  . یعنی نیاز به انرژی نداری پس دست نگهدار . البته اگر برا خودت ارزش قائلی و می خوای از باتلاق اضافه وزن رها بشی   ،

         

         دستور دوم   من ، شما  ، خانم و آقا  وقتی فرمانی از بیرون می آد  که دلایل  فراوان برا خودش داره   ،  وظیفه داری  نخوری  و تنها و تنها جایی  که باید مواظب رفتارت باشی و دستور به خوردن رو آنالیز و تفکیک کنی  همینجاست ….حواسمون باشه آیا این میل به خوردن این دستور ،از درونه یا بیرون ….

         

        اگر از درونه  پس نوش جان  میل بفرمایید هر چقدر که احساس رضایت بهش داری و لذت می بری  

         

        اما اگر از بیرونه  فورا  تصمیم بگیر که دست به طرفش نبری  اگر هوس کردی مزه چشی کنی  اشکالی نداره  اما  بالاغیرتا فقط مزه چشی کن ، لذتشو ببر و رهاش کن   

         

        این دیگه  این همه ترس و اضطراب و فکر کردن نداره ….   الهام جان من این حرفارو  دارم در درجه اول به خودم میگم  و به نوشتار درش می آرم  دوستان هم  استفاده کنن و استاد عزیز  ، اگر وقت دارن صلاح می دونن لازم می دونن  نظر ارزشمندشونو   بنویسن …

         

        این دستورالعمل کلی هست که به ذهن من رسیده   … این خیلی به حالت اتوماتیک  نزدیکه  ….یعنی ما باید بتونیم ‌همونجور که نسبت به آب خوردن و‌نفس کشیدن بی تفاوتیم  و اصلا بهشون فکر نمی کنیم نسبت به خوردن یا نخوردن هم همینطور  موضع  بگیریم    والسلام 

         

            با احترام ، دوست شما شهربانو 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahla mahmoudi
      1401/03/29 04:38
      مدت عضویت: 1035 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 602 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان خوبم

      چقدر این فایل زیبا و آموزنده بود 

      مثال‌های ساده و قابل درک به ارزش این فایل اضافه کرد

      عکس العمل مغز و صدور دستوراتی بر اساس تسلط ذهن را همه ما تجربه کرده‌ ایم اما تا به حال به تجزیه و تحلیل آن نپرداخته بودیم

       

      در مورد رو آوردن به خوردن غذا وقتی دچار استرس می شویم را میتوانم به جرات بگویم تمام افراد چاق تجربه کرده‌ اند

       

      ما ناخودآگاه می‌خواهیم با خوردن از احساس ناراحتی و نگرانی بیرون بیاییم یعنی مغز ما می‌خواهد به آرامش برسد برای همین دستور خوردن بر اساس اطلاعاتی که خودمان قبلا به او دادیم صادر می‌کند

       

      نتیجه این واکنش چیست؟

      ۱) تمرکز ما از استرس برداشته می‌شود و بطرف خوردن می‌رود چون مغز نمی‌تواند دو احساس را در آن واحد داشته باشد برای همین ما از احساس استرس بیرون می آیم 

      ۲) این فرمان خوردن از طرف مغز برای رفع گرسنگی نبوده یعنی جسم نیاز به دریافت انرژی توسط غذا ندارد پس این مواد غذایی در آن زمان تبدیل به انرژی نمی‌شود بلکه متاسفانه تبدیل به چربی اضافی و چاقی می‌شود برای همین افراد چاق یکی از دلایل چاقی شان را دچار استرس شدن میدانند 

       

      اما چرا مغز فرمان خوردن می‌دهد چونکه ما این اطلاعات را به او دادیم چون در ذهن ما خوردن برای ایجاد لذت است

       

      حالا ما وقتی آگاهانه دستورالعمل متفاوتی در زمان استرس در ذهنمان ایجاد کنیم و با تکرار آنرا تبدیل به عادت بکنیم می بینیم که مغز تصمیمات متفاوت می‌گیرد و فرمان‌های مختلفی صادر می‌کند

       

      برای جایگزین کردن عملی که مغز را از احساس ناراحتی منحرف کند ما از کارهایی که از آن لذت می‌بریم به غیر از خوردن استفاده می‌کنیم 

      ممکن است شما به گوش دادن موسیقی علاقه داشته باشید و یا خواندن کتاب و یا دیدن یک فیلم آموزنده و خیلی چیزهای دیگر وقتیکه آگاهانه این جابجایی را به اندازه ای تکرار کنید که تبدیل به عادت شود آنوقت است که در ناخودآگاه ذخیره شده و در زمان لازم به کار گرفته می‌شود

      اینها را من از زمانیکه وارد دوره های لاغری با ذهن شدم آموختم و تجربه کردم

       

      من یکی از کسانی بودم که برای رفع استرس به خوردن شیرینی پناه می‌بردم و این به اصطلاح خارجی ها comfort food من بود اما با آموزشهایی که در این دوره های ارزشمند دیدم این عمل ناخودآگاه تغییر کرد

       

      یادم هست که چند ماه بعد از ورود به سرزمین لاغرها مسئله ای برایم پیش آمد که مرا دچار استرس کرد و من بدون اینکه متوجه باشم کفش ورزشی ام را پوشیدم و از خانه برای پیاده روی بیرون زدم

      بعد از چند دقیقه بود که متوجه شدم من مثل قبل به سمت آشپزخانه نرفته بودم بلکه مشغول پیاده روی بودم

      خیلی تعجب کرده و هیجان زده شده بودم

      وقتی از پیاده روی یک ساعته به همراه گوش دادن به فایلهای بسیار زیبای پیاده روی که از سایت تناسب فکری تهیه کرده بودم برگشتم دیگر هیچ اثری از استرس در من نبود

       

      مغز فرمان جدیدی مطابق با اطلاعات و یا فرمول‌های جدیدی که در آن ذخیره شده بود صادر کرده بود

       

      من مدت سه سال و نیم است که وارد سرزمین شگفت انگیز و زیبای لاغرها شده ام و از فایلهای متعددی که تهیه کرده ام به آموزش‌های ارزشمندی دست یافته ام که برایم جدید و هیجان انگیز است و با به عمل تبدیل کردن این آموزش‌ها تاثیر آنها را تجربه میکنم 

      حذف خوردن غذا برای رفع استرس یکی از آنهاست من از خدای مهربانم سپاسگزارم که مرا به سمت این دوره ها هدایت کرد و همینطور از استاد عزیزم ممنونم که این دوره های بینهایت ارزشمند و الهی را تهیه کرده و در اختیار ما قرار داده است متشکرم 

      منتظر دوره ارزشمند تاثیر مغز بر چاقی هستیم 

      خدا پشت و پناه شما و خانواده عزیزتان باشد

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Shahrbanou
      1401/03/28 21:09
      مدت عضویت: 715 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 122 کلمه

      سلام استاد ،

       

      فایل عالی شمارو  گوش دادم و لذت بردم ، 

      انشا الله حالم بهتر بشه می آم  و دیدگاه خودمو  می نویسم .

       

      سپاسگزارم از دریافت این همه آگاهی های مفید و تاثیرگذار ،

       

      از وقتی جمله تاکیدی پس زمینه گوشیمو به این جمله اختصاص دادم  که من در هر روز ذهنم را برای متناسب شدن آماده می کنم به آرامش خوبی رسیدم و به طور کل حالت عجله برای لاغر شدن رو کنار گذاشتم ..و فایل تغییر نگاه  تاثیر خودشو گذاشته و اتفاقا این جمله تاکیدی که عرض کردم منو هر روز به یاد این فایل  میندازه  که شما  چقدر روی گوش دادن مکرر در هر هفته  تاکید دارید و توصیه می کنید .

       

       

      از فایل عالی تاثیر مغز بر چاقی بسیار سپاسگزارم ▪︎

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1401/03/28 16:16
      مدت عضویت: 975 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,342 کلمه

      سلام و درود بر استاد عطار روشن گرامی 

       

      وای استاد دقیقا می‌دونم الان در مورد چه حس و  خالی و چه تجربه ی دلنشینی حرف میزنین واقعا اون کولرهای پنجره ای  و اون سر و صداشون و اون سرمای خاصشون و اون خوابهای دلپذیر زیر اون کولرها رو  همه رو یادم هست و بارها و بارها اون دوران و اون خاطره ها رو در کنار اطرافیان مرور میکنیم و واقعا برای ما خوزستانی ها هم اون کولرها و هم نسل جدیدشون  که کولرهای دو تیکه هستن مثل مسکن بودن و هستن  که بتونیم تو  روزهای گرم تابستانی  دوام بیاریم .

      من  در  گذشته ی نه چندان دور  کلی رفتار نادرست داشتم که هر روز  اونها رو تکرار میکردم و  چاق و چاقتر میشدم و بعد مسولیت چاقی خودم رو گردن  اشتها و دارو و بدنم و ….مینداختم اما با بودن در این راه کلی آگاه شدم و  تغییر کردم .

      من  بعد از  ازدواجم   که چاق شدم و در اون دوران  من کلی عادت و افکار  جدید پیدا کردم که اصلا در دوران مجردی که بسیار بسیار لاغر بودم اصلا اونها رو نداشتم   مثلا اینکه من در دوران مجردی نمی‌دونستم چایی بعد از ظهر خوردن چیه  اصلا هیچ علاقه ای نداشتم و نمیخوردم و هیچ وقت تجربه اش  نکرده بودم اما بعد از ازدواجم  به خاطر همسرم که به شدت وابسته چایی اونم با شیرینی و یا قند زیاد بود  منم چایی خور شدم و هر روز عصر چایی درست میکردم  و به همراه چایی حتما یه شیرینی می‌خوردم و یا من و همسرم عادت داشتیم آخر شب  حتما با ماشین یا موتور سیکلت  دور می‌خوردیم و هنگام دور خوردن حتما یه خوراکی می‌خوردم که بگم این شد تفریح و دور خوردن وخوش گذرانی در صورتی که در دوران مجردی  ما اصلا همچین برنامه ایدز زندگیمون نداشتیم و  یا من عادت داشتم بعد از  ظهرها که میشد حتما باید. سرپایی کلی از غذای ظهر که باقیمانده از داخل قابلمه می‌خوردم و تقریبا این عادت رو در مادرم دیده بودم که وقتی از خواب نیمروزی بیدار میشد حتما اول یه عصرونه میخورد بعد چایی درست میکرد و منم دقیقا همین کار رو میکردم که بتونم چایی که هیچ علاقه ندارم رو به زور   بخورم و اما از زمانی که وارد این مسیر شدم بهتر خودم رو پیدا کردم ناظربر تمام رفتارهای شدم و دارم خودم رو چک میکنم که این رفتار غذایی  من چرا  الان انجام شد ؟؟؟

      پس ازوقتی در دوره ها هستم خیلی تغییر کردم :

      مثلا  من فهمیدم که دارم فقط به خاطر همراهی همسرم چایی بعد از ظهر رو میخورم وگرنه هیچ علاقه ای به اون و شیرینی که باهاش میخورم ندارم و خیلی آرام کمش کردم بدون اینکه برام سخت باشه تازه انگار حالا راحت ترم اگر,,0واقعا هم یه زمانی  دلم چایی  بخواد یه چایی کم رنگ با چند دونه کشمش  میخورم و اگر نخوام هرگز  نمیخورم.

        ویا مثلا  من کسی بودم که در زمان لاغری و دوران مجردی خودم  اصلا طعم چیزهای  شیرین رو دوست نداشتم و نمیخوردم و تا مدتها بعد از ازدواجم که پر خور شدم غذا و فست فود و هله هوله بیشتر می‌خوردم اما شیرینی دوست نداشتم  تا اینکه  در زمان  بارداری دومم بهم تلقین شد چون فرزندم پسر هست پس  ویار من  شیرینی خوردن هست و دیگه کنار اون همه  عادتهای نادرست  جدیدم اینم اضافه شدو نتونستم ترکش کنم  و دیگه  من هم چیز با هم می‌خوردم هم شوری هم شیرینی و هم ترشی و … اما از وقتی در این مسیرم بازم خیلی راحت انگار هیچ علاقه ای به خوردن شیرینی ندارم مثل اون گذشته ها و دیگه به اون سبک چند سال پیشم  نخوردم و الآنم خیلی  کم اگر شیرینی با کیفیتی و شکلاتی  باشه در وعده ی صبح یکم با شیر میخورم در همین  حد و بیشتر از این حد در روز دوست ندارم بخورم ..

       و یا مثلا من الان متوجه شدم بحث علاقه ی من به شوریجات مثل چیبس و پفک   در مواقع مختلف نبوده که هی  من میخوردم   من عادت کرده بودم که  هر وقت تفریح میرم باید از این هله هوله ها بخورم و یا هر وقت میرم خرید باید برای خودم بخرم و یا باید همیشه در خانه داشته باشم و هر شب  بخورم  عادت کرده بودم .

       

      حقیقتا من هم تونستم  مچ خودم رو یه جاهایی در گذشته بگیرم  مثلا  یادم میاد در گذشته بیشتر  اوقات علاقه داشتم برم سوپری نزدیک خونه یه خرید مختصر کنم که برای خودم کلی چیبس و پفک بخرم و یا دوست داشتم برم یه فضا سبزی و جاییبی بشینم که کلی چیبس و پفک بخورم و یا شاید خیلی وقتها  و یا همیشه که میرفتم خونه مادرم برای این بود که اگر غذایی داره من به اون نوک بزنم و از اون  بخورم و ….

      .

      و اما استاد در مورد این سر و صدایی کهدر مورد اسپرسو در ذهنتون  به پا میشه که دوباره بخور چون کم هست من همین قضیه رو به نوع دیگه تجربه میکنم خیلی وقتها میشه از خواب پا میشم و انگار سیرم و خیلی راحت  میشه صبحانه نخورم اما یه صدایی میگه بخور باید یه چیزی بخوری مگه میشه  نخوری و اگر نخورم همین سر و صدا بارها مجبورم می‌کنه از خوراکی های دیگه بخورم چون اون وعده رو نخوردم برای همین  من هم در مقدار کم یه چیزی  میخورم که ذهنم  آرام بشه و یا بارها شده من ظهر و یا  شب سیرم میلم به غذا نیست اما بازم همین صدا ها رو دارم که وای تو چرا غذا نمیخوری برو بخور قشنگ در هنگام موعود  که سر ساعت غذا خوردن هر روزم هست کلی  ذهنم سرو صدا به پا می‌کنه و منم با به اندازه خوردن حالا  از هر چیزی  اون ذهن نجوا گر رو آرام میکنم .و دیگه انگار ذهن من آرامش  پیدا می‌کنه و دیگه کاری بهم دنداره و تا ساعتها من به دنبال خوردن هیچ چیز نیستم اما اگر اون وعده ی غذایی رو نخورم بارها ذهنم بهم دستور میده تو که ناهار و یا شام و یا صبحانه نخوردی پس برو و  این رو بخور و یا اون رو بخور و ….

      پس رفتار ما بر اساس  یه فرمول‌هایی در مغز ما هست. الگوهای رفتاری در مغز ما هست  اما برای مثال  چون مدتها هست من هر شب چیبس و پفک نمی‌خورم انگار دیگه مغزم به من در خوردن اونها فشار نمیاره اصلا میرم سوپری انگار یادم می‌ره که هستن و بخرم و یا شاید ذهنم مرور کنه که ببین چقدر تنوع چیبس  و پفک هست تو بردار اما من به راحتی از کنار اونها رد میشم و نمیخرم و یا هنوزم این فرمول ذهنی که دیدن این چیبس  و‌پفک برای من مساوی  هست  با خوردن اونها در ذهنم  هست چون اگر دخترم یا پسرم گاهی اوقات بخرن من سریع دوست داشتم برم  از دست اونها بردارم حالا هم شاید اینکار رو بکنم و داشتم که انجام دادم اما فرقم این هست که  با چند دونه خوردن  سریع راضی میشم و  دیگه ادامه نمیدم و میزارم بمونه گوشه ی کابینت و کاری بهش ندارم.

      خیلی از فرمانهایی مغزی من تغییر کرده چون من مدتها هست روی خودم کار کردم برای  مثال بارها به خودم گفتم    هر وقت رفتم خونه مادرم و غذا  رو دیدم حتما که  نباید بخورم اگر سیرم باید بگذرم و اینقدر به درستی این تمرین رو تکرار کردم که دیگه هر شب میرم اونجا اما دستور خوردن غذا  نمیاد اگر بیاد هم شاید ضعیف باشه و من به راحتی ردش کنم .

       و یا اینکه همسر من هر شب میره سوپری اما من دستور خرید و  چیبس و پفک و کرانچی  به ایشون ندارم و یا بارها شده که  خودم میرم خرید اما در خرید من  از این نوع مواد غذایی نیست .و یا من آخر هفته میرم باغ و فضار سبز ولی برای دورهمی و لذت از اون مکان میرم نه برای خوردن کلی چیبس و پفک و یا اینکه من بعد از ظهر  شاید چایی بخورم اما نه برای شیرینی خوردن  برای اون ولرم بودنش  و حس خوب نوشیدنی داغ خوردن .و یا اینکه من  غذا رو  در هر وعده میخورم نه برای  هیچ دلیلی فقط برای رفع گرسنگی 

      من کلی رفتار جدید دارم که با  تعهد و استمرار در تکرار اونها من جسمم کلی تغییر کرده 

       

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم