تا حالا شده با تمام وجود بخوای لاغر بشی، ولی هر بار که یه روش جدید رو امتحان میکنی، آخرش با یه حس بد، یه عالمه اضافهوزن و یه عالمه سرزنش خودت رو پیدا کنی؟
این داستان، داستان خیلی از ماهاست و ریشهی ماجرا خیلی وقتها به یه چیز ساده اما خطرناک برمیگرده:
«اشتباه در انتخاب روش لاغری» 💣
توی این جلسه، قراره بریم سراغ این اشتباه بزرگ و ببینیم چطور بارها و بارها فریب خوردیم و چرا وقتشه جور دیگهای فکر کنیم.
پس کمربندت رو ببند، قراره سفری به دنیای ذهن، احساس و تناسب داشته باشیم. 🌱🧠

🚪 اشتباه اول: وقتی ترس راهنمای انتخاب میشه، نه شناخت!
از خودت بپرس: آخرین باری که تصمیم گرفتی لاغر بشی، دقیقاً چرا اون روش خاص رو انتخاب کردی؟
آیا چون عاشقش بودی؟ یا چون از بدن فعلیت فراری بودی؟ 😟
بذار یه تصویر برات بسازم:
داری جلوی آینه لباس پرو میکنی. شکم کمی از زیپ بیرون زده. حس خجالت، عصبانیت و ناامیدی با هم قاطی میشن. توی ذهنت یه جمله تکرار میشه:
«بسه دیگه! باید یه کاری کنم!»
و درست توی همون حالت هیجانی، میری سراغ اولین تبلیغی که میبینی:
🍵 یه دمنوش گیاهی!
🥗 یه رژیم پرطرفدار اینستاگرامی!
🏃♀️ یه چالش ۲۱ روزهی سختگیرانه!
اینجا دقیقاً نقطهایه که اشتباه در انتخاب روش لاغری رخ میده.
انتخابت بر اساس شناخت از بدن و سبک زندگیت نیست، بلکه بر اساس ترس، استیصال و تنفر از وضعیت فعلیته.
👀 مثالی از مدرسه…
یادته تو مدرسه ریاضی سخت بود؟ اگه ازش بدت میاومد، آیا اجبار معلم باعث شد عاشقش بشی؟ نه! چون علاقه با زور ایجاد نمیشه.
تو دنیای لاغری هم همینه.
وقتی روشی رو فقط بهخاطر ترس از چاقی انتخاب میکنی، نه به خاطر علاقه، نه براساس شناخت، نتیجهش میشه:
⛔ شروعهای پرانرژی
⛔ چند روز فشار و محدودیت
⛔ و بعدش، یه سقوط آزاد به سمت ناامیدی
🔬 نگاه علمی به اشتباه انتخاب از روی ترس
طبق تحقیقات انجمن ملی اختلالات خوردن، افرادی که با احساس شرم یا ترس از بدنشون رژیم میگیرن، بیشتر در معرض شکست رژیم و حتی پرخوریهای جبرانی هستن.
چرا؟ چون انتخابشون از روی اضطرابه، نه آرامش. و ذهن مضطرب، هیچ وقت همراه خوبی برای تغییر نیست 🧠💥
✅ راه درست چیه؟
🔍 اول، باید خودتو بشناسی:
- آدم انعطافپذیری هستی یا ساختارمند؟
- به تنهایی بهتر کار میکنی یا با همراه؟
- از محدودیت خوشت میاد یا آزادی؟
بعد، روشهایی رو بررسی کن که با شخصیت، روحیه و سبک زندگیت هماهنگ باشن.
مثلاً اگه از دیکته شدن بیزاری، شاید رژیمهای عددی برات مناسب نباشه.
یا اگه آدم درونگرایی هستی، ممکنه روش لاغری با ذهن، که درونی و آرامه، نتیجهی بهتری بده برات.
💡 اشتباه در انتخاب روش لاغری بیشتر وقتها بهخاطر اینه که عجله داریم و از خودمون نمیپرسیم:
«من واقعاً چی میخوام؟ چی برام جواب میده؟»
پس الان که تصمیم گرفتی لاغر بشی، قبل از اینکه بری سراغ جلسه بعدی، یه نفس عمیق بکش و بپرس:
«آیا دارم این انتخابو از روی عشق و آگاهی انجام میدم، یا از روی ترس و اجبار؟» 🌱
🔑 چون همون لحظه است که میتونی از اولین اشتباه در انتخاب روش لاغری عبور کنی و مسیر جدیدی رو بسازی؛ مسیری که با خودت هماهنگه، نه با تیترهای فریبندهی مجله ها و اینستاگرام.

🎭 اشتباه دوم: گول خوردن از تبلیغات، نه تجربهی درونی
تا حالا شده آخر شب، وسط اسکرول اینستاگرام، یه تبلیغ ببینی که میگه:
✨ «فقط در ۱۰ روز، ۸ کیلو کم کن!»
یا یه خانم خوشهیکل با لیوان دمنوشی در دست، تو ساحل وایساده و میگه:
🌿 «رژیم ما تضمینیه… بدون بازگشت!»
تو اون لحظه، مغز خستهت فقط همون یه جمله رو میفهمه:
«نجات!» 😵💫
و اینجاست که اولین اشتباه در انتخاب روش لاغری اتفاق میافته… چون تصمیمگیریت از روی تجربهی واقعی خودت نیست، بلکه بر اساس ترس، عجله یا تقلید از دیگرانه.
🧠 ذهن وقتی ناامیده یا استیصال داره، دنبال راهحل سریع میگرده. این کاملاً طبیعیه. اما طبیعی بودنش، درست بودنش نیست!
🔬 از نظر علمی هم این موضوع حسابی بررسی شده. در یک مطالعه منتشرشده در Obesity Research Journal نشون داده شده که ۹۵٪ افرادی که با رژیمهای سخت و سریع وزن کم میکنن، طی ۳ تا ۵ سال دوباره وزنشون برمیگرده!
یعنی چی؟ یعنی بیشتر مردم دچار همون اشتباه در انتخاب روش لاغری هستن:
انتخابی که از بیرون بهشون خورونده میشه، نه از درون جوشیده.
🌀 بدن ما یه چاپگر نیست که دکمهی «لاغری فوری» داشته باشه! یه سیستم پیچیدهست که با هورمونها، مغز، احساسات، باورها و عادتها کار میکنه.
اگه فقط روی ظاهر تمرکز کنیم، مثل اینه که بخوایم با رنگ کردن دیوارای نمکشیده، مشکل ساختمون رو حل کنیم… فقط قشنگتر خراب میشه!
✅ راه بهتر چیه؟
بهجای دنبالهروی کورکورانه از هر رژیمی که «فالوئر زیاد» داره، بشین یه قدم به خودت نزدیکتر شو. ببین تو از چی لذت میبری؟ با چه چیزی احساس امنیت میکنی؟ روش انتخابیت قراره تو رو خستهتر کنه یا زندهتر؟
🧭 هر وقت به جای نگاه به بیرون، به درون خودت نگاه کردی، احتمال اینکه روش درستی برای لاغری انتخاب کنی خیلی بیشتر میشه.

⚠️ اشتباه سوم: سرزنش خودت، بهجای اصلاح روش
یه سؤال ساده اما مهم:
وقتی رژیمی که انتخاب کردی جواب نمیده، چی کار میکنی؟
- الف: میگی این روش برای من مناسب نبوده، باید دنبال یه مسیر دیگه باشم.
- ب: خودتو سرزنش میکنی که «بازم نتونستم… من هیچوقت اراده ندارم!» 😔
واقعبین باشیم… اکثر ما ناخودآگاه میریم سراغ گزینهی «ب».
چرا؟ چون سالها بهمون گفتن:
“لاغر نشدی؟ پس مقصری! تنبلی! بیارادهای! خودتو کنترل نمیکنی!”
و این دقیقاً یکی از خطرناکترین اشتباه در انتخاب روش لاغری؛ چون وقتی یک روش بهمون نمیسازه، به جای اینکه روش رو زیر سؤال ببریم، میزنیم تو سر خودمون!
📉 اما خبر بد اینه که با هر بار سرزنش، نهتنها عزتنفست افت میکنه، بلکه انگیزه و امید به تغییر هم کمرنگتر میشه.
و خبر خوب اینه که اشکال از تو نیست! اشکال از اشتباه در انتخاب روش لاغری.
👗 تصور کن…
رفتی خرید، یه لباس خوشگل دیدی، پوشیدی، دیدی بهت نمیاد.
خب چیکار میکنی؟
میگی: «اوف! من چقدر زشتم!»
یا میگی: «این لباس برام مناسب نیست، باید یکی دیگه امتحان کنم؟»
اگه جواب دومت رو انتخاب کردی، آفرین! تو داری یاد میگیری که لاغری هم مثل لباسه.
همهی روشها برای همه مناسب نیستن.
🌿 بدن ما یه سیستم بینهایت پیچیدهست، با تاریخچهای از احساسات، باورها، ژنها، عادتها و خاطرات.
وقتی با یه رژیم یا برنامه جواب نمیگیری، بهجای مچگیری از خودت، بهتره بگی:
“من روش رو درست انتخاب نکردم… باید روشی پیدا کنم که با مغزم، روحیهم و سبک زندگیم هماهنگه.”
🧠 اشتباه چهارم: نادیده گرفتن قدرت ذهن
منم یکی از اون آدمایی بودم که سالها توی دور باطل روشهای جسمی افتاده بودم:
📉 رژیم پشت رژیم
🏋️♀️ ورزش تا مرز بیحالی
🍵 دمنوش لاغری تلختر از دارو
📦 قرصهای گرون قیمت
💡 و البته دستگاههای عجیب و غریب که بیشتر شبیه ابزار شکنجهی قرون وسطی بودن!
هر بار با هیجان شروع میکردم، و بعد از چند هفته با ناامیدی و اضافهوزن بیشتر تموم میشد.
در واقع، من به شکل ناخودآگاه درگیر یکی از رایجترین اشتباه در انتخاب روش لاغری شده بودم:
نادیده گرفتن ذهن!
یعنی چی؟ یعنی فقط جسمم رو هدف گرفته بودم، در حالی که فرمانده کل بدنم، یعنی ذهنم رو اصلاً ندیده بودم.
🌪 وقتی ذهن نادیده گرفته بشه…
مثل اینه که بخوای ماشین رو هل بدی ولی ترمز دستی هنوز کشیدهست!
تو زور میزنی، عرق میریزی، انرژی میذاری… اما نمیدونی چرا جلو نمیری.
🧠 ذهن همون ترمز دستیایه که اگه آزادش نکنی، هیچ رژیمی و ورزشی کمکت نمیکنه.
🌟 وقتی ذهن رو وارد بازی کردم…
تازه فهمیدم چرا قبلاً موفق نمیشدم. من داشتم با جسم میجنگیدم، در حالی که مغزم هنوز فرمان «چاق بمون!» رو صادر میکرد.
تا زمانی که ذهن قانع نشه، بدن همکاری نمیکنه.
و این، همون نقطهای بود که مسیر من تغییر کرد…
✅ نتیجهگیری:
یکی از بزرگترین اشتباه در انتخاب روش لاغری، نادیده گرفتن مغز و ذهنه.
لاغری پایدار، فقط با کار روی بشقاب غذا نیست؛ باید با ذهن همدست بشی تا به صلح با غذا و بدن برسی.
پس این دفعه که می خوای یه روش جدید برای کاهش وزن رو امتحان کنی، اول از خودت بپرس:
«ذهن من تو این مسیر باهامه؟ یا دوباره قراره مقاومت کنه؟» 🧘♀️🌀

🔒 مزیت جادویی روش ذهنی: لاغر شدن بیصدا، اما عمیق!
وقتی رژیم میگیری، صدای بشقاب سالادت از طبقه بالا هم شنیده میشه!
🍽 مامان میپرسه: «باز کم خوردی؟»
👩💼 همکار میگه: «بازم رژیم گرفتی؟ نترکی یهوقت!»
👨👩👧👦 خانواده با نیشخند میپرسن: «اینیکی رژیمت با قبلیا فرق داره؟!»
حتی گربهی دم پنجره هم قضاوتت میکنه 😿!
اما وقتی میری سراغ روش ذهنی، یه اتفاق جادویی میافته: لاغر میشی، بیسروصدا. مثل شکفتن گل تو دل شب.
🧘♀️ نه قرصی روی میزته،
🏋️♂️ نه لباسی که داد بزنه «من باشگاه میرم»،
📱 نه اپی که صدای اعلانش همهجا بپیچه.
فقط تویی و ذهنت. تویی و خودت.
🎧 تجربه شخصی: وقتی کسی نفهمید، من رها شدم
اولین باری که تمرین ذهنی انجام دادم، حتی همسرم هم متوجه نشد!
نه خبری از “شروع رژیم” بود، نه نگرانی از شکستش. نه ترس از سوالهای تکراری، نه خجالت از توضیح دادن روش جدید.
و همین سکوت، شد بزرگترین مزیتش.
چون تمرکزم کاملاً رفت روی درون خودم، نه روی دفاع کردن از تصمیمم یا ثابت کردن چیزی به دیگران.
🧠 چرا سکوت روش ذهنی کمککنندهست؟
روش ذهنی تو رو از یکی از مهمترین اشتباه در انتخاب روش لاغری دور میکنه:
وابستگی به تأیید و توجه بیرونی.
تو دیگه دنبال این نیستی که “ثابت کنی” میتونی لاغر شی. بلکه واقعاً داری در درونت تغییر میکنی.
تغییری که:
✅ بدون زور و فشار بیرونی اتفاق میافته
✅ از جنس شناخت و آگاهیِ درونیه
✅ و دقیقاً به همین دلیله که پایدار میمونه
🌱 یه مقایسهی جالب:
روشهای پرزرقوبرق بیرونی مثل گل مصنوعیان:
تو رو سریع میبرن بالا، ولی از ریشه خبری نیست.
اما روش ذهنی؟
مثل کاشتن دونهست.
شاید مدتی طول بکشه تا نتیجه بده، ولی وقتی بده، ریشهدار، واقعی، و غیرقابل برگشته.
پس اگه تا حالا فکر میکردی که باید حتماً یه چیز عجیبغریب شروع کنی تا نتیجه بگیری، اینم بدون:
گاهی بهترین تغییرها، در سکوتترین حالت ممکن اتفاق میافتن.
🔐 و این، شاید اون روشیه که تا حالا نادیدهش گرفتی… همون انتخابی که با ذهنت شروع میشه و با دلت میمونه ❤️
💬 چرا اشتباه در انتخاب روش لاغری، هی تکرار میشه؟
چون ته دلمون یه صدای آشنا زمزمه میکنه:
«تو نمیتونی… تو بازم شکست میخوری.»
و وقتی بارها تجربهی تلخ شکست رو چشیدیم، ذهنمون سریعتر جذب وعدههای قشنگ و توخالی میشه.
☠️ اینجاست که میافتیم توی تلهی خطرناکِ تلاش برای نجات فوری؛ همون لحظههایی که فقط دنبال یه راهحل سریع و قشنگ میگردیم، نه راهی درست.
🔍 ولی اگه فقط یه لحظه مکث کنیم، یه قدم عقب بیایم، احساساتمون رو ببینیم و ذهنمون رو آموزش بدیم، اون وقت دیگه نیازی به نجات فوری نداریم…
چون خودمون، با آگاهی، داریم خودمون رو از تکرار اشتباه در انتخاب روش لاغری نجات میدیم. از ریشه. از درون. 🌱
🧘♀️ لاغری واقعی یعنی آرامش ذهن + تغییر تدریجی
همهی اون روشهایی که قبلاً امتحان کردی، یهجورایی فقط به بدن فشار میآوردن، ولی روحت رو فراموش میکردن.
🌈 اما روش ذهنی، دقیقا برعکسه:
اول روحتو آروم میکنه، عزتنفس رو برمیگردونه، بعد کمکم تغییرات رفتاری و جسمی خودشون ظاهر میشن.
❓اگه روشی باعث بشه جسمت لاغر شه ولی روحت زخمی بشه، واقعاً ارزش داره؟
جواب واضحه: نه.
🔁 نذار اشتباه در انتخاب روش لاغری، تبدیل بشه به تکرار زخمهای قدیمی.
اینبار از خودت شروع کن. از ذهنی که تو رو واقعاً درک میکنه، نه قضاوتت.
🧡 دعوت به تغییر
تو هم میتونی مثل من، از اون چرخهی اشتباه در انتخاب روش لاغری بیرون بیای.
کافیه تصمیم بگیری، فقط یه بار، یه جور دیگه نگاه کنی.
👣 شروع کن به بازبینی مسیرهای قبلیت، احساساتت رو بشناس، ذهنت رو آروم کن.
و مطمئن باش که تو هم میتونی از اشتباه در انتخاب روش لاغری عبور کنی و وارد مسیری بشی که پایدار، واقعی و خوشحالکنندهست.
✍️ تمرین آموزشی 📖
بیایید با هم یه نگاه واقعی بندازیم به اشتباه در انتخاب روش لاغری گذشتهمون:
- چه روشهایی برای لاغری امتحان کردی که نتیجه نداد؟
- چرا اون روش رو انتخاب کردی؟ علاقه داشتی یا فقط ترسیده بودی؟
- بعد از شکست، بیشتر خودت رو سرزنش کردی یا روش رو؟
- آیا حاضری به جای جسم، اینبار از ذهن شروع کنی؟
🪞 یادت باشه: روشی که انتخاب میکنی باید هم جسمت رو درمان کنه و هم احساست رو. اگه فقط یکی رو خوب کنه ولی اون یکی رو خراب، دوباره چاقی برمیگرده؛ شاید هم بدتر از قبل…
📝 در بخش نظرات بنویس:
- تو چند بار گول روشهای لاغری رو خوردی؟
- از کدوم اشتباه بیشتر ناراحت شدی؟
- آیا آمادهای با ذهن، لاغری رو از درون بسازی؟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 3.85 از 296 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

بنام پرودگار جهانیان 💗
سلام به استاد عطار روشن عزیز و همراهان ❤️
شکست های گذشته در نبرد با چاقی
شاید اصلا شکستی وجود نداشته بلکه ما راه اشتباه رو رفتیم ما فقط گول تبلیغات رو خوردیم
یادمه قبلا ک تبلیغ دمنوش ها رو میدیدم یا رژیم ها یا قرص های لاغری خیلی خوشحال میشدم ک دیگه مسئله چاقی درمان شده و راحت میشم
اما اینطور نبود با هر دفعه امتحان کردن یه روش نا امید تر میشدم ناتوان تر میشدم و بیخیال لاغری میشدم
چقدر پیاده روی کردم چقد. رفتم باشگاه و گردنم آسیب دید چقدر رژیم گرفتم ک با افت قند حالم خیلی بد میشد چقدر خودمو سرزنش کردم با خوردن دمنوشها پول زیادی حروم شد و معده من داغون و چقدر بد طعم بود و حالم هر لحظه بد میشد
هر بار ک میدونستم عید نزدیکه یا عروسی بجای اینکه خوشحال بشم میرفتم تو فکر ک باید لاغر بشم حتی دوست داشتم ک عمل کنم ولی از این وضعیت خلاص بشم یادمه دوست داشتم مریض بشم ولی آخرش لاغر بشم
تا اینکه خداوند منو ب اینجا هدایت کرد و من خیلی سپاسگزارم
اینجا یاد گرفتم ک اگر تا الان لاغر نشدم مشکل از روش های انتخابی بوده نه خود من
من نمیدونستم ک افکار من اینقدر قدرت دارن و جهان هستی چ قوانینی داره و با مرور افکار چاقی و حس بد چاقی هر لحظه درخت چاقی رشد میکرد
و با توقف اون افکار و احساسات من ب حالت طبیعی خودم یعنی لاغری برمیگردم
من اینجا ن تنها لاغر تر شدم بلکه چیزهای خیلی باارزش تری رو تجربه کردم اعتماد بنفس من دوباره برگشت حس آزادی در انتخاب غذا برگشت عذاب وجدان ها تمام شد و آرامش ذهنی ب من برگشت و من هر روز حالم بهتر و بهتر شد 🥰
خیلی خوشحالم ک دوباره برگشتم تا خودمو بیشتر بشناسم خداوند رو بهتر بشناسم و زندگی رو بهتر زندگی کنم
دیگه هرگز گول تبلیغات رو نخوردم و نمیخورم و از استاد خیلی تشکر میکنم بخاطر بروز رسانی مطالب سایت هم خیلی خداقوت بهشون میگم و بنظرم مطالب خیلی روان تر شدن 🙏🙏👌👌👏👏👏
لاغری با ذهن استارت ۱۴۰۴/۰۵/۲۱:سلام گام اول بعد خوندن مطالب روی سایت و نوشتن جواب یه سری از سوالات و روش های اشتباهی که پیش گرفته بودم و خودمو بی اراده و ناتوان در لاغری تصور کرده بودم ، با اتمام مطلب سایت حس ارامش و ازاد بودن وانتخاب صحیح کردم لازم بود این مطالبو بخونم وحسشونو بگیرم ذهنم خوشحاله که دیگه خبری از فشارهای لاغری از بیرون مثل رژیم گرفتن ، انجام ورزش فرقی نداره چه روشی تنفسی باشه یوگا باشه باشگاه باشه … خبری نیست از این عوامل بیرونی وخوشحالو ارومه ذهنم و باهام موافق و همراه شده
به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️ ❤️ ❤️
سلام 🙋♀️🙋♀️🙋♀️
لاغر شدن یا گرفتار شدن در چرخه ی اشتباه ها . گام اول
تمرین آموزشی ✍️ ✍️ ✍️
من قبلا از روشهای زیادی برای لاغر شدن استفاده کردم از انواع و اقسام عرقیات تلخ و بدمزه ، باشگاه ، بستن نایلون به بدن موقع پیاده روی ، دراز و نشست ، ورزش های طولانی و سنگین ، ایروبیک ، پودرهای لاغری ، پوشید گن های تنگ و چسبان ، خوردن چای ترش و چای سبز ، دمنوش …. ولی هیچ کدوم از روی عشق نبود بلکه به خاطر ترس از چاق تر نشدن نبود
یادمه تازه زایمان کرده بودم و بچه شیر خوارمو میزاشتم پیش همسرم و کتونی میپوشیدم و به شکمم نایلون میبستم و میرفتم پیاده روی در طول راه خیس عرق میشدم و شیرم همین طور میریخت و از این حالت حالم خیلی بد میشد ولی به خودم می گفتم عیبی نداره هرچی هم که بشه باید این ۶۰ دقیقه پیاده روی رو انجام بدم ، و چون تازه زایمان کرده بودم شب ها جای بخیه هام به شدت درد میکرد حتی بعضی از شب ها از شدت درد نمی تونستم بچه مو شیر بدم ولی بازم فردا روز از نو روزی از نو دوباره می رفتم پیاده روی وبه خودم دلداری میدادم که در عوض لاغر میشم ولی دریغ از یه گرم کم کردن یا اون پودرهای تلخ و بد مزه که باید هر وعده غذایی تو آب ولرم حل میکردم و میخوردم و آنقدر تلخ و بد مزه بود که فقط چشمامو میبستم و سر میکشیدم که نتیجه اش فقط دل درد و دل پیچه های بدی بود گرفتار شون بودم ولی بازم به خاطر لاغر شدن تحمل میکردم و خیلی کارهای عجيب و غريب دیگه به عشق لاغر شدن انجام میدادم وقتی مهمونی میرفتم پودر های لاغری مو توی یک ظرف کوچیک میریختم و همراه خودم میبردم و قبل از غذا میخوردم ولی الحق در این روش کلی لاغر شده بودم و هر کس منو میدید میگفت چقدر خوب شدی خود تو همین طوری نگه دار ولی چه فایده در همه ی اون روش هایی که انجام میدادم درسته که یه مقدار از وزنم کم میشد ولی به محض رها کردن اون روش دوباره به سایز و وزن قبلی خودم بر میگشتم یعنی اون روش ها فقط تا زمانی جواب میدادن که من از اونا استفاده میکردم
من در اون زمان اصلا آرامش نداشتم همیشه مضطرب و پریشون و چاق و افسرده بودم ، بلد نبودم با مشکلاتم کنار بیام اگه کسی حرفی میزدحتی اگه منظور بدی نداشت ولی من همه چی رو با هم قاطی میکردم و از اون شخص خیلی ناراحت میشدم و تا چند روز در مورد اون موضوع تو خونه صحبت میکردم و در حین حرف زدن اشک میریختم و گریه میکردم و همیشه ذهنم در گیر اون موضوع بود و هنوز اون موضوع تموم نشده بود یه ماجرای جدید اتفاق می افتاد و باز درگیری جدید ذهنی و همون چرخه ی معیوب ادامه داشت ولی از زمانی که خداوند منو به این سایت پر محتوا هدایت کرد اول به آرامش رسیدم و بعد با آموزشهای ارزشمند اون یاد گرفتم که مشکلات مو حل کنم و دیگه روی موضوع های ناراحت کننده تمرکز نکنم و تا جایی که میتونم بهشون فکر نکنم و در مورد شون با دیگران حرف نزنم و در ذهنم مرور و بزرگ شون نکنم و اما در مورد انتخاب روش درست برای لاغر شدن. من بارها و بارها و بارها گول خوردم و از انواع روش های مختلف برای لاغر شدن استفاده کردم و چقدر ما چاق ها مظلوم واقع شدیم که افراد سودجو از احساسات ما در مورد چاقی مون به نفع خودشون استفاده میکنند و چه پول هایی که به جیب میزنند و هنوزم که هنوزه این چرخه ی معیوب ادامه داره و من ایمان دارم که درست ترین و صحیح ترین روش برای لاغر شدن و از همه مهمتر رسیدن به آرامش در زندگی روش لاغری با قدرت ذهنه چون هم روی روح و روان کار میکنه و هم روی جسم یعنی هم حال روحیت و خوب میکنه و هم حال جسمتو و برگشت وزنی نداره من این روش و انتخاب کردم و تا زمانی که زنده هستم در این روش هستم و از اموزش های ناب اون استفاده میکنم
استاد ممنون از زحمات تون🙏🙏🙏
شاد باشید 🌺🌺🌺
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر
تمرین اول: من سه روش امتحان کردم ورزش رژیم و دارو و در هر سه روش کاهش وزن خوبی داشتم اما حال درونی م خوب نبود اعصاب م داغون بود مدام هوس خوراکی می کردم نمی شد بخورم در نتیجه خسته میشدم کم می آوردم و ولش می کردم و هر بار چاقتر از قبل میشدم و من به این جمله ایمان دارم روشی که حال جسم و روح تو باهم خوب نکنه قطعا نتیجه نمیده حتی اگر این روشم به خوبی درک نکنی نمی تونی ازش جواب بگیری.
من سه بار گول خوردم و از دارو بیشتر از همه پشیمونم بخاطر اینکه هم از نظر اقتصادی خیلی برام سنگین بود و هم اضافه وزنی که بعد کنار گذاشتن دارو پیدا کردم خیلی بیشتر از روش های قبلی بود.
یکی ایش این بود که رفتم پیش دکتر تغذیه و به من قرص چربی سوز داد حدود شش ماه خوردم و خدایی شکمم تخت تخت شد ولی به محض اینکه دیگه نخوردم شکمم خیلی بدتر از قبل بزرگ شد.
تمرین دوم: من هیچوقت هیچکدوم از این سه روش از روی علاقه انتخاب نکردم فقط دلیلم ترس بود ترس از چاقتر شدن ترس از حرف اطرافیان وگرنه من از هر سه روش بیزار بودم.
تمرین سوم: و نگم از هر بار شکست که چقدر خودمو سرزنش می کردم چقدر بد بیراه به خودم می گفتم چقدر می گفتم تو اراده نداری تو سرنوشتت چاقی و هیچوقت فکر نمی کردم شاید عیب از اون روش باشه.
تمرین چهارم: بله من با تمام وجودم می خوام اینبار راهی برم که هم حال جسمم خوب باشه هم احساس م اول از همه یک تعریف از روش لاغری با ذهن داشته باشم: لاغری با ذهن به این معنی نیست که ما هرچی خواستیم به هر اندازه که خواستیم بخوریم و چون انتظار و ترس از چاق شدن نداریم پس چاق نمیشیم به قول استاد نمیشه قانون عوض کرد این یک قانون که زیاده خوردن و به موقع نخوردن باعث چاقی میشه بلکه روش لاغری با ذهن اینه که با تشخیص باورهای اشتباه مون اون صدایی که تو ذهنمون همش میگه بخور بپز بخر اونو روز به روز کمتر کمتر کنه و مایی که لذت رو در خوردن میدونم بعد این مسیر لذت رو در چیزای دیگه ای خواهیم دید و در کنارش به علایم جسمی هم بی توجه نباشیم.
من خودم از برداشت نادرست م از مسیر لاغری با ذهن اینکه کافیه نترسم و انتظار نداشته باشم دیگه هر چیزی و در هر اندازه ای که دلم خواست بخورم بدون توجه به نقطه سیری و نیاز بدن مهم نیست چاق نمیشم ضربه خوردم و پسرفت کردم.
باید در این مسیر هر دو رو باهم پیش رفت و درست کرد اگه یکی بگیری یکی ولی کنی نتیجه میشه چاقی من ذهن گرفتم جسم ول کردم و نتیجه …
من اینجام که آهسته و پیوسته با انجام گام ها صداهای ذهنمو کم کنم و به صداهای جسمم گوش کنم.
خدایا شکرت ❤️ ❤️ ❤️
نشان های دریافت شده
📝 در بخش نظرات بنویس:
یه مدت بود داشتم به این فکر میکردم چی میشد مثل بعضی ها برم عمل کنم ازچربی شکمم خلاص بشم یا با دکتری حرف بزنم معدمو عمل کنم و فلان ولی یه روز بین این فکر ها یه نکته جالبی رو فهمیدم من زمانی که میخوام چیزی روبخورم اول فکرش میاد توی ذهنم و یه صدای از اون تو بهم میگه بلند شو فلان چیز و بیار بخور از اون خوراکی رو میز بخور فلان چیز و بخر بخور یه کم بیشتر بریز کم کشیدی و فلان و دقت که کردم دیدم اول اون خواستن توی ذهنم مرور شده تصویر سازی شده. مغز به دست دستور داده بردار بخر بخور خب این چه ربطی به معد بیچاره من داره اون که خیلی وقت ها با زبون بی زبونی گفته بابا جا ندارم پر شدم بسمه ولی تو اصرار کردی مواد غذایی روبریزی توش.
پس هیچ عمل زیبایی هیچ روش لاغری مثل رژیم و قرص و دمنوش نمیتونه اون فکر منو راجب غذا خوردن تغییر بده .
تغییر زمانی رخ میده که ذهنت آگاهانه بر اساس نیاز بدنت تصمیم به خوردن بگیره نه بخاطر ترس نه بخاطر رایگان بودن غذا نه بخاطر این که چه کسی اون و پخته.
هیچ غذایی با هیچ میزان کالری توانایی اینو نداره منو چاق بکنه تا زمانیکه با گازی که ازش میزنم ازش بترسم حس کنم داره چاقم میکنه .
من همون شکلی که از طریق ذهنم چاق شدم لاغر شدن رو هم یاد میگیرم و اون صدای درونم که هی منو تشویق به خوردن میکنه بدون توجه به نیاز بدنم آروم آروم خاموش میشه جاشو میده به آگاهانه و در این حال آزادانه خوردن تا حد نیازم
به نام یگانه هستی بخش
با سلام خدمت استاد عزیز ودوستان گرامی
اولین روشی که یادم میاد استفاده کروم رژیم بود دوستش نداشتم مجبور بودم حالم بد بود و چند نفری در خانواده داشتیم که چاق بودند اتفاقا به سفارش اون عزیز و با هم رفتیم پیش متخصص تغذیه حالم از این بد بود و میترسیدم که نکنه منم مثل اون چاق تر بشم چندروز اول رو با اشتیاق ادامه دادم چون برای سالاد وسبزی اژاد بودم پیش خودم میگفتم خوب خداروشکر حدااقل گرسنگی نمیکشم چند روز گذشت کم کم حالم از سالاد به هم میخورد گرسنه ام بود دوست داشتم غذاهایی رو که دلم میخواد بخورم یه تقریبا شاید ده روزی گذشت کم کم معده درد گرفتم دیگه سالاد رو هم نمیتونستم بخورم گفتم خوب گرسنه ام قاشقهام وپرتر گرفتم فایده نداشت داشتم عذاب میکشیدم حالم بد بود پس رها کردم دیگه ترتیب بعدی هارو یادم نیست اما روشهایی که استفاده کردم رو میگم یه برنامه تبلیغاتی بود توی تلوزیون در مورد یه چای لاغری حرف میزد ضمانت برگشت وجه داشت در صورتیکه راضی نبودیم من خاله ام دختر خاله ام همه ازش خریدیم و خوردیم و فایده نداشت فشارم رو به شدت پایین می اورد هر چی این طرف اون طرف زنگ زدیم خبری از این برگشت وجه نبود که نبود و یه بسته باقی نانده راهی سطل زباله شد قبلش پیش خودم میگفتم نه این دیگه اوکیه صددرصده هم اینکه صداوسیما تبلیغ میکنه هم ضمانت برگشت وجه داره ولی بعده ها اینو فهمیدم که هر چیزی رو که صداوسیما توی اون برنامه تبلیغ کرد از وسایل خونه گرفته تا اینجور چیزا همه به درد نخور بوده وهست روش دیگه ایی که استفاده کردم از یه عطاری یه پودر تلخ وبدمزه گرفتم که بهم گفت تضمینی توی هفته اول ۳،۴ کیلو کم میکنی و تا خر ماه ۱۰ کیلو صددرصده به شدت تهوع اور بود چون باید این پودر رو توی دوغ میریختی وقبل غذا میخوردی اون زبری پودر رو هنوز توی دهنم حس میکنم که به چه عذابی قورتش میدادم ودل پیچه های بعدش و اسهال شدنهای بعدش که اصلا جرات نداشتم پام رو از خونه بیرون بگذارم خلاصه یک هفته شد رفتم رو وزنه و شاید حدود نیم کیلو وزن کم کرده بودم رفتم پیش عطاره گفتم جریان اینجوریه گفت نه این دارو صددرصده حالا بدن بعضیها مقاومه و طول میکشه خلاصه هفته دوم سوم چهارم پنجم هم گذشت وهربار من مبلغ بالایی پول میدادم و شاید یک کیلو کلا کم کردم ورها کردم بازم من گفتم امان از بدن من ،بدن من مقاومه .روش دیگه یه سری قرص گیاهی بود قرص زیره ولیمو چند بسته گرفتم وخوردم یعنی اگه مسکن میخوردم شاید یه اثری میگذاشت برا م ولی اینا اصلا ،روش دیگه ام باز یه رژیم دیگه بود که فقط کباب و گوشت بود و ماهی من که ماهی دوست نداشتم جایگزینش باید کباب میخوردم فقط هم چنجه ،رفته بودیم رستوران شوهرم وپسرم کوبیده سفارش دادن منم با حسرت اونا رو نگاه کردم و چنجه های سفتم رو گاز میزدم بدون بدنج رها کردم مگه من چقدر میتونستم کباب بخورم هر روز ناهار ،شام اولش خوب بود میگفتم خوب به به عجب رزیم خوشمزه ایی ولی چند روز که گذشت از هرچی گوشت وکباب بود حالم به هم میخورد ،روش دیگه ام باز یه رژیم بود رژیم موز توی طول روز فقط اجازه داشتی هرچی دلت میخواد موز بخوری اینم اولش رژیم خوشمزه ایی بود خوب موز که اخه خوشمزه اس دوست دارم پس اوکیه اما بعد از سه چهار روز باز نشد که نشد .بازم یه رژیم دیگه گرفتم با ورزش سخت همزمان این رژیم بد نبود چند تا غذایی که هر هفته میخواستی رو انتخاب میکردی میدادی بهشون فقط بهت مقدار میدادن حتی پیتزا خوب با این یه کم بیشتر کنار اومدم هرچند گاهی شیطنتهایی میکردم و نونی که باید از ترازو اویزون میکردم رو بیشتر میگرفتم ولیوانی که باید میوه خرد شده توش میزیختم رو بزرگتر میگرفتم اما خوب یه چهار ماهی ادامه دادم همزمان با ورزش وبرنامه سخت که توی باشگاه فقط خدا خدا میکردم که کی میشه تایمم تموم بشه خصوصا وقتی تردمیل میدویدم ،چند بار هم فشارم افتاد خلاصه چند کیلویی اینجا کم کردم از ماه چهارم به بعد دیدم نمیتونم برم مهمونی بازم محدودیت خوردن داشتم من یه سری غذا بدا اون هفته داشتم یکی می اوند یا یه جایی میرفتم غذا چیز دیگه ایی بود یه ترازو همیشه باید دنبالم بود خلاصه با زندگیم هماهنگ نبود ضمن اینکه اون اخر همون ۸ قاشق برنج رو کمتر کرد و وزن نون رو کمتر ومیوه رو هم همینطور دیگه داشتم گرسنگی میکشیدم عذاب میکشیدم حسرت میخوردم وقتی بقیه داشتن یه چیزی میخوردن و من باید نگاهشون میکردم .اینم رهاشد.روش دیگه یه سوپ بود که به شدت بد بود یه سوپ فقط از سبزیجات گوجه کرفس هویج نمیدونم کلی سبزی دیگه که همه رو باید میریختی روی هم واسمش بود سوپ به شدت بدمزه بود تهوع اور بود هرروز صبحانه ناهار وشام باید از این سوپ میخوردم به شدت بد بود فقط یک هفته تحمل کردم .باز یه قرص دیگه بودکه یه داروساز بهم نعرفی کرد تاییدیه بهداشت داشت و چون داروخانه داش گفتم این دیگه صد درصده البته که درکنارش گفت باید غذا هم کم بخوری ،چند روز استفاده کردم اولش مشکلی نداشت گفتم خوب بد طعم هم که نیست خوبه دیگه چند روز دیگه که شد ازتون نعذرت میخوام ولی طوری شده بودم که چربی ازم دفع میشد اما ناخوداگاه بی اختیار یعنی من اصلا دیگه اختیاری نداشتم واااای واقعا وحشتناک بود اصلا فکر کرون بهش هم به خدا ترسناکه خیلی ترسیده بودم قرصهارو قطع کردم ولی همچنان مشکل رو داشتم خدا وپیر وپیغمبر رو قسم میدادم که مشکل برام نمونه تا یه ده روزی نمیدونم شاید هم بیشتر یا کمتر یادم نیست چقدر طول کشید ولی خداروشکر خوب شدم .
در این بین یه پمادی هم بود دکتر داد میگفت برا سلولیت هست نمیدونم دورانی روزی سه بار روی شکم مالش بدی هر وعده یک ربع باید طول میکشید فکر کن یکی خونه ات یا یه جا مهمونی هستی مجبوری بری یه حا دراز بکشی شروع کنی پماد بمالی به خودت تازه اونم بیفایده ،یه دوچرخه خریدم گفتم این دیگه اوکیه این ورزشیه با ورزش کم میکنم تازه راحت هم هست میزدم اما فایده نداشت ووقتی نتیجه ایی ندیدم گذاشتم کنار گفتم اینم برا من فایده نداره ،باز یه دستگاه خریدم اسمش توتال کر بود اگه اشتباه نکنم اونم بیفایده و هر بار حالم بد میشد از خودم بیشتر متنفر میشدم و بیشتر میترسیدم که وای اینم نشد بدنم به اینم جواب نداد چیکا. کنم اگه چاق تر بشم چی ؟و جالبه هرگز نگفتم این روش غیرنرمال و الکیه نگفتم روش درست نیست هربار گفتم خودم بدنم 🌹🙏
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد بزرگوار که با آشنا شدن با ایشون دنیا و جهانم تغییر کرد
من هم از گول خوردگان چاقی بودم .من گول خورده بودم اگر لبنیات نخورم لاغر میشم .من گول خورده بودم اگر نون و برنج و حذف کنم لاغر میشم .من گول خورده بودم اگر هر روز باشگاه برم و ورزش کنم لاغر میشم .من گول خورده بودم اگر غذاها بدون نمک وآب پز و بیمزه باشه لاغر میشم و همه افراد چاق گول خوردن وخیلی هام هنوز دارن به گول خوردن شون ادامه میدن .همه دنبال فرار کردن از چاقی بودیم با دیدن کلمه لاغری ورژیم های متفاوت خوشحال میشدیم ولی این خوشحالی فقط از روی اجبار بود برای رسیدن به لاغری دنبال نجات خودمون بودیم همه مون ناامید وخسته تنها دنبال رها شدن از چاقی بودیم .
تمرین -در گذشته من هم تمام روش ها رو امتحان کرده بودم تردمیل خریدم. دوچرخه خریدم دستگاه لاغری خریدم .رژیم های سخت و طاقت فرسا گرفتم .دکتر تغذیه رفتم و بارها قرص چربی سوزی خوردم ومتنفر بودم از تمام اون کارها و اصلا مورد علاقه ام نبود وفقط ترس از چاقی و آینده باعث ادامه داد نشون میشد
من همیشه بیشتر خودمو سرزنش میکردم وبا خودم میکفتم این روش کارساز نیست بدنم قبول نمیکنه باید برم سراغ روش جدیدتر
من نه تنها عاشق اون روش ها نبودم بلکه متنفر هم بودم از رژیم از نخوردن ولی هر لحظه هر ثانیه در زندگی میجنگبدم با چاقی واز بین بردنش .برای رسیدن به لاغری سراغ تمام راه ها می رفتم اون روش ها هیچکدوم روند زندگی طبیعی در من نبود ومن داشتم فقط به خودم و جسم و روحم رنج و آزار وارد میکردم .دلیل تمام اون ها نا اکاه بودن من ونداستن بود وباورها و فرمول های اشتباه و غلط که از بچگی شنیده بودم
من با روش لاغری با ذهن فقط لذت میبرم زندکی بدون دغدغه وبلاتکلیفی دارم .من آرامش و امنیت رو به بدنم دادم اصلا خسته نمیشم .من از درون آرامش و آسایش رو به ذهنم دادم و ذهن من ساکت و آروم داره یاد میگیره وعمل میکنه این روش یعنی درست و منطقی
من امروز ذهن خودم رو در جریان کاری که دارم انجام میدم گذاشتم خبر دارش کردم وخیلی هم خوب داره برام تغییر میکنه وبهم جواب میده وباجسم من در هماهنگی کامل قرارگرفته
روش لاغری با ذهن با تمام روش های قبلی متفاوت هست در سکوت اتفاق میفته
در گذشته تمام اون راه ها دروغی بود چون که من فقط داشتم از بیرون فعالیت میکردم و ذهنم که فرمانده اصلی بود بی خبر از همه جا بود
من هزاربار گول خوردم و رفتم دنبال روش های بیهوده بدترین روش گرفتن رژیم کتو بود که خیلی به خودم آسیب زدم واقعا شکنجه روحی و جسمی بود و همینطور زمانی که با دستگاه کار میکردم اونم با وزن بالا زانوهام و بودنم خیلی فشار تحمل میکرد وبدترین دوران بود برام
خدارو شاکرم که امروز لاغری رو بلد شدم زندگی یا ذهنم رو آموزش دیدم با ذهنم میخابم با ذهنم بلند میشم با ذهنم غذا میخورم با ذهنم لاغر میشوم چون که یاد گرفتم بیدار شدم
من صد درصد با تمام وجود و قلبم آماده دریافت هستم و روش لاغری با ذهن رو قبول دارم چون که نشانه های زیادی ازش دریافت کردم .لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام و درود خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم.
امروز قراره دوباره برگردم به گذشته ،مرور روزهای زندگیم و اشتباهاتی که ناخواسته انجام دادم .
اشتباهاتی که از روی ترس و نگرانی ،تنفر از خودم و چاقی انجام دادم .
چقدر مطالب امروز برام جالب بود .
شناخت خود .
تو کی هستی ؟ من 🤔
تو چی دوست داری ؟ من 🤔
هیچ وقت بهش فکر نکردم .
اونیکه مهم هست منم .
هیچ فکر نکردم ، من با دیگران فرق دارم و باید راهی رو توی زندگی پیدا کنم که من حالم خوب باشه ،برای من باشه .
تا جایی که یادمه این بوده که
من، اصلا اشتباهه و آدم نباید خودخواه باشه .
از بس نخواستم خودخواه باشم ،همیشه خودمو نادیده گرفتم و فکر کردم من اشتباهم و باید کاری بکنم که دیگران میگن و می خوان و انجام دادن .
رژیم ها هم همین بود ،یادمه یک دوره ای فقط توی نت سرچ می کردم ،کی چکار کرده لاغر شده ؟
واقعا چرا ؟
بعد که نمی تونستم انجان بدم ،دقیقا به خودم بدترین ناسزاها رو گفتم .
و این روند ادامه داشته .
حتی بگم این دیدگاه اشتباه حتی تا همین اواخر که توی سایت هم بودم ادامه داشت .
اینکه بچه ها دارن چکار می کنن و چطوری پیش میرن .
یادمه یک زمانی یکی گفت من اول صبح انجام میدم، من سعی کردم برنامه ام رو جور کنم و نمی شد و من می شدم بی اراده و بی عرضه که حالا مسیر رو هم که پیدا کردی بازم تو نمی تونی .
این تو نمی تونی که ریشه ی عمیقی داره و همش برمی گرده به رژیم های قبلی که موندگار شده .
یک جمله ی زیبا دیدم
ذهن مضطرب هیچ وقت همراه خوبی برای لاغری نیست .
بزرگترین اشکال راهم این بود که هر کاری کردم برای لاغری و یا حتی در زندگیم که اشتباه بود، بخاطر اضطراب بود .
من دقیقا هر بار زیپ شلوارم بالا نیومد یاد لاغری افتادم .
هر بار خواستم برم مهمونی لباس نداشتم یاد لاغری کردم .
کسی رو متناسب دیدم ،دوست داشتم شکل اون باشم ،شروع کردم لاغر شدن .
هیچ کدوم جواب نداد چون هدفی براش نبود و همش یک حس اضطراب و نگرانی و گذرا بود .
واقعا نکردم یکبار از خودم بپرسم برای چی می خوای لاغر بشی .
چرا این همه سال تلاش کردی .
سوال دیروز هنوز تو ذهنمه ، شاید از چالش فانتزی تناسب اندام لذت می برم ؟
شاید دوست دارم بگم منم دارم کاری می کنم.
شاید می خوام حرفی برای زدن به دیگران داشته باشم .
من چرا می خوام متناسب بشم ؟
وزنم خیلی زیاد نیست و خداروشکر بیماری هم ندارم .
بزرگترین راه حل من خودشناسیه .
الان که مطالب رو تایپ کردم به ذهنم رسید که من تمام ناکامی ها و نتونستن های زندگی رو گردن چاقی انداختم و فکر می کردم اگه متناسب بودم ، زندگی بهتری داشتم .
خواستم متناسب بشم که بهتر زندگی کنم تمام کمبودها و ناخواسته های زندگی رو انداختم گردن چاقی ،در حالی که الان میدونم اونا هم فقط نگرش های اشتباه من بوده و تقصیر چاقی نبوده .
من با چاقی جسمم متفاوتم.
الان دارم روی خودم بیشتر کار می کنم .
حتی توی این مسیری که با آگاهی و لذت انجام میدم ،دارم راه خودمو پیدا می کنم.
من چطوری باید انجام بدم ،من باید کدوم نگرش ها رو تغییر بدم و کدوم اشتباهاتم رو .
یک جمله ی حیاتی که خوندم .👇👇
آیا ذهنم با من همراهه .
هیچ وقت نمیدونستم ذهنی هم هست که باید همراه باشه .
همیشه و هر وقت خواستم از خودم و از چاقی فرار کنم پناه بردم به رژیم و ورزش و خوشحال بودم از اینکه دارم کاری برای خودم می کنم .
وای چه جالب بود ،شاید تمام دست و پا زدن هام توی این همه سال برای این بوده که روحم فریاد می زده منم هستم و کاری برام بکن .
خودتو ببین و برای خودت انجامش بده و من نفهمیدم و هی خودم و به در ودیوار زدم .
سکوت 🤫🤫
قشنگ ترین کلمه ای که اینجا آموختم .
آرام باش و ساکت .
آرام باش تا بتونی درست فکر کنی و انجام بدی .
چقدر هیاهو !
آهای آدما ببینید من دارم رژیم می گیرم .
برنامه ی رژیم رو به همه نشون میدادم .
شگفتی خوردن پنچ قاشق برنج .
نون یک کف دست .
انگار داشتم روی سلول های بنیادی کار می کردم .
همه منتظر نتیجه .
نتیجه برای من همیشه عالی بود چون من باید مورد تایید می بودم .
همیشه موفقیت ولی کوتاه مدت .
همیشه نارضایتی و غم و افسردگی ،دلشکستگی ، ناامیدی ،ناتوانی.
چرا چون فکر می کردم من بدم ،من نمی تونم .
هیچ وقت فکر نکردم راه اشتباهه .
ولی خداروشکر ،یک روزی ،این جا فهمیدم راهم اشتباه بوده .
فهمیدم ذهنی هست که باید دستشو بگیرم و باهش دوست باشم .
فهمیدم جسمم باید همراه داشته باشه و اون ذهنمه .
یاد گرفتم خداوند همه چیز رو جفت آفریده ،حتی خود تنهامو.
اوین گام برای رسیدن
آرامش ذهن + تغییر تدریجی
دقیقا همینه .
اون چیزی که سال ها دنبالش بودم داشتنه آرامش بوده ، رسیدن به حال خوب بوده .
آخه بیشترین خوردن های من ،دلیلش نداشتن همین آرامش بوده .
با هر نگرانی و اضطراب شروع به خوردن های مرگ بار می کردم .
فکر می کردم بخورم حالم بهتر میشه .
همین الانم اگه بهم بریزم اولین چیزی که به ذهنم می رسه اینه که یک چیزی پیدا کنم برای خوردن .
اما الان تفاوت داره ،چون به این آگاهی رسیدم و هر بار مچ خودمو می گیرم ولی گاهی هم هنوز اون قوی تره .
ولی یک روزی من قوی تر میشم ،زمانی که به آرامش کامل برسم و هر از موضوعی بهم نریزم و دلهره و دل آشوبه نگیرم .
همین الانم وقتی آرومم بهتر می تونم فکر کنم و زندگی و خوردن هامو مدیریت کنم.
مهم ترین گام در مسیر تناسب فکری می تونم بگم از ته قلبم همین رسیدن به آرامشه .
بعدش دیگه با آموزش دیدن مستمر و بودن در راه تغییر اتفاق می افته .
توی سال های رژیم و شکست هاش ،توی روزهایی که یک برگه دستم بود که چی بخورم و چی نخورم ،هیچ کس ازم نپرسید الان که اینو خوردی چرا خوردی ؟
ولی توی این مسیر بارها ،پرسیده شد و بارها به من آموزش داده شد که ،بدون چرا داری می خوری ؟
این چراها تمام اون عادت هایی بود که باید درست می شد و ربطی به جسمم نداشت .
خوردن ته مونده غذاها
اسراف نشه ،خدا ناراحت بشه و بلای آسمونی نازل بشه .
نخوری فلانی ناراحت نشه .
بیا بخور خانواده دور هم باید غذا بخورن .
بخور حالت خوب بشه .
بخور خستگی در بیاد .
بخور تا به لذت بیشتر برسی .
۲۵ سال ،رژیم که همش هم مثل هم بود ،یاد ندارم برگه ی رژیمی دیده باشم که با بقیه فرق داشته باشه .
ولی اینجا خیلی چیزها یاد گرفتم : غذا مثله نفسه ،نه بیشتر و نه کمتر .
اینجا تو راه خودتو برو رو، یاد گرفتم .
نه اینکه یک عده گله ای ، یک سری برگه ی چاپی مثل هم ،در یک مارتن بی نتیجه .
یادمه یک روز توی مطب دکتر برگه ی یک خانم مسن رو دیدم که دقیقا مثل برگه ی من بود .
منی که سه ساعت کوه نوردی می کردم و توی راه انرژی کم میآوردم.
به خودم گفتم تو با این همه فعالیت باید با این خانم که در خونه است بنا به تحرکش نشسته ،غذاتون باید اندازه ی هم باشه .
این بود نا امیدی من از رژیم ها .
دقیقا همین جا که مخالف هر رژیم و هر ورزشی برای لاغریه ،یاد گرفتم اونا هم که این رژیم ها و ورزش ها رو برامون تجویز می کردن بی تقصیرن ،اونا هم راه درستشو یاد ندارن .
امیدوارم، روش تناسب فکری بزودی جهانی بشه و همه از زندگیشون لذت ببرن .
آموزش امروز می خواست به من یاد بده که تو می تونی متناسب بشی و شکست ها و نرسیدن های گذشته دلیل بر ناتوانی تو نبوده بلکه راه اشتباه بوده است .
خواستم در آخر بگم من آماده ام برای همیشه با ذهنم به تناسب برسم و تناسب رو از درونم شروع کنم .
استاد بی نهایت سپاسگزارم 🙏🌷
در پناه حق باشید .
نشان های دریافت شده
بنام خدا
گول خوردن از روش های لاغری مختلف : نتیجه من از لاغرشدن ـ لاغری بود اما نتیجه گرفتن من نتیجه بعدش مشکلات جسمی دیگه بود که باید حالامینشستم بیشتر از هزینه ای که برای ورزش کردن ویا رژیم گرفتن میکردم صد برابر بیشتر هزینه صرف برای سلامتی خودم میکردم .واین حالا یه سمت ماجرااین بود که دوباره برگشت وزن هم داشتم واین خودش یه اشکال بزرگتر بود . چاق شدن دوباره و حرف وحدیث اطرافیان و کلی نصیحت های تکراری دیگه واین .یعنی زیر صفر برگشتن .نه خود صفر همه برای من اینطوری گذشت ومن . گول می خوردم .بازدوباره بعدش زود تر از بار قبل اما دیگه از یه جایی به بعد دیگه رها میکردم و باور کردم که من لاغربشو نیستم و به دلایل زیاد از جمله سوخت و ساز پایین . و غذاها . یعنی فست فود و چیزای دیگه باعث شده که من اضافه وزن داشته باشم و چاق بمونم .واین باعث شد که چاقی روبپذیرم واینکه قرار نیست اوضاع جسمیم تغییر کنه و این که هیچ تغییری به وجود نمیاد .نه در جسمم و نه در شرایط زندگیم .و اینکه آب خوردن من . و نشستن و کم تحرکی من دلیل چاقی موندگارمن هستن . وقتی اینو میگم که ابجیم. همه ی اینکارارو میکنه میگن اون لاغری تو وجودشه وتو چاقی تو وجودته وتو باید تلاش کنی که لاغربشی و برای لاغرموندنت زحمت بکشی اما اون نه نیاز نداره .ومن اینو پذیرفتم و این هم خودش یک نوع گول خوردن به حساب میاد و به خاطر همین حتی از نشستن هم عذاب وجدان میگیرم . واز خوردن فست فود میترسم و از روغن گذاشتن تو غذا بیشتر وبیشتراز قبل از موقع خوردن که شروع به خوردن میکنم تا لحظه ای که میخوام بلندشم . بعداز خوردن من .توهمون حالت ترس و وحشت از چاقی و تحقیر وسرزنش خودم هستم عملا غذانمیخورم . خودمو محاکمه میکنم که این بیشتر شبیه یک نوع گناهه توی ذهنم نه یک خوردن واین پذیرش که من گول خوردم میتونه ورق رو برگردونه ومن بتونم آزادی فکری حداقل موقع خوردن داشته باشم. و نتیجه ی احساس سبکی و آرامش ذهنی موقع خوردن .وکم شدن احساس یاس و ناامیدی به خاطر چاق بودن و تغییر کردن شرایط درونی و بیرونی برای من تغییر کنه