بهانه برای لاغر نشدن؟ 😏 آره… همون موجودات کوچولوی بیرحمی که هی میان میشینن رو دوش آدم و میگن:
«الان وقتش نیست» ⏰ «سن تو گذشته» 👵🏻 «متابولیسمت کُنده» 🐌
«بچه داری، شوهر همکاری نمیکنه، مهمونی زیاده…» و هزار تا جملهی قشنگ که تهش فقط یه معنی دارن: بیخیال لاغر شدن!
🎯 فرق افراد موفق با ناموفق چیه؟ یه کلمه: «بهانه!»
راستش رو بخوای، خود من یه زمانی دکترا داشتم تو بهونه آوردن! 😅
هر بار که رژیم رو ول میکردم، میرفتم سراغ یکی از بهونههام و باهاش خودم رو توجیه میکردم:
«خوب معلومه که نشد، این هفته خیلی استرس داشتم!»
«مگه میشه با این همه مهمونی لاغر شد؟!»
«آخه ارثیه دیگه، مامانمم چاقه!»
ولی یه روز، یهو انگار یکی از توی ذهنم گفت:
تا کی میخوای بهونه بیاری؟ واقعاً دلت میخواد تغییر کنی یا فقط دوست داری درگیرِ چالشهای فانتزی لاغر شدن باشی؟
و همونجا بود که فهمیدم…
💡 مشکل من رژیم یا ورزش یا حتی بدنم نبود؛ مشکل، ذهنی بود که بهونه رو انتخاب میکرد بهجای حرکت!
تو این مقاله قراره با هم بریم سراغ همین قضیه:
🌪️ شناسایی بهونهها
🧠 بررسی ریشههای ذهنیشون
🔥 و پیدا کردن راهی برای خلاص شدن از دستشون
اگه تا الان کلی راه رفتی و لاغر نشدی، شاید وقتشه یه نگاهی به لیست بهونههات بندازی…
آمادهای با هم یکییکی خطشون بزنیم؟ 😎✍️

❌ بهونهی شماره یک: وقت ندارم!
این یکی رو که دیگه همهمون استادیم توش!
«وای من سر کارم»،
«بچه دارم»،
«صبح تا شب تو ترافیکم»
یا حتی:
«اصلاً وقت نمیکنم یه لیوان آب بخورم چه برسه به لاغر شدن!» 😫
ولی بذار یه سؤال بپرسم:
واقعاً وقت نداری یا اینکه لاغر شدن هنوز اونقدری برات مهم نشده که براش وقت بزاری؟
🕒 چون وقتی یه چیزی برات اولویت باشه، براش جا باز میکنی، نه اینکه بندازیش ته لیست.
خودم یادمه روزی که تصمیم گرفتم ذهنم رو برای لاغری تنظیم کنم، هیچ اتفاق خاصی توی زندگیم نیفتاده بود، فقط یه چیز عوض شد:
نگاهم به خودم.
🧬 بهونهی شماره دو: ژنمون اینجوریه!
آه… ژن عزیز!
چاقی ارثیه…
ما خانوادگی همینیم…
مامانمم لاغر نمیتونه بشه…
پدرم که همیشه یه شکم کوچولو داشت… 🤷♀️
درسته که ژنتیک یه تأثیر کوچولو داره، ولی نه اونقدری که بشه انداخت گردنش همه چی رو!
😏 اگه ژنتیک همهچیز بود، پس چطور بعضیا تو همون خانواده لاغرن؟
مشکل اصلی، عادتهای فکری و رفتاریه که از خانواده منتقل میشه، نه فقط ژن!
یک مطالعه مهم که در مجله بررسی های طبیعت ژنتیک منتشر شده است، نشان میدهد که ژنهای مختلفی با چاقی مرتبط هستند، اما تأثیر هر یک از آنها بر وزن بدن انسان بسیار کوچک است. این مطالعه همچنین بیان میکند که بیشتر تأثیرات ژنها را می توان از طریق اصلاح فرمول های پرخوری و اشتها در مغز خنثی کرد.
🍩 بهونهی شماره سه: نمیتونم غذاهای خوشمزه رو کنار بذارم
بیاین با هم صادق باشیم…
قرمهسبزی مامان، فسنجون شب یلدا، پیتزای بویدارِ داغ…
کی میتونه اینا رو بذاره کنار؟ 🤤
ولی واقعاً برای لاغری قراره همهی خوشیهای دنیا رو حذف کنیم؟
نه عزیز دل!
ما تو «تناسب فکری» یه شعار داریم:
🍽️ مهم اینه چی تو ذهنت میگذره، نه تو بشقابت!
وقتی ذهنت رو برای تعادل تربیت کنی، دیگه نیازی به حذف نیست.
تو یاد میگیری چطور بدون حرص، بدون عذاب وجدان، حتی از غذاهای خوشمزه هم لذت ببری و بازم وزن کم کنی.
جالبه نه؟ 😊
🧠 ته ماجرا: بهونه یعنی مقاومت ذهنی!
تمام این بهانه برای لاغر نشدن (و صد تای دیگه که نگفتیم)، یه پیام مشترک دارن:
ذهنم نمیخواد تغییر کنم.
چرا؟ چون تغییر یعنی خروج از منطقه امن. یعنی درد، تلاش، ابهام…
و ذهن ما عاشق امنیت و تکراره. واسه همینه که هی این بهونهها رو میسازه تا ما رو همونجا که هستیم نگه داره.
🛑 ولی اگه هی هر بار تسلیمش بشی، هیچوقت تغییر نمیکنی.
✅ اگه بخوای لاغر شی، باید این مقاومتها رو بشناسی و یکییکی ازشون عبور کنی.

🎯 پیشنیاز واقعی موفقیت در رهایی از چاقی: خداحافظی با بهانهها
راستش اون روزها اصلاً نمیدونستم که یکی از مهمترین قدمهای لاغر شدن، شناختن دلایل چاقی و مهمتر از اون، رها کردن بهانه برای لاغر نشدنه!
قبلاً هرجا میرفتم برای لاغری، یه برنامه غذایی میدادن، یه رژیم سخت، یا یه جدول ورزشهای عجیبغریب که باید مو به مو اجراش میکردم.
هیچکسی ازم نپرسید:
«اصلاً چرا چاق شدی؟ پشت این چاقی چه چیزیه؟»
فقط میگفتن: «این برنامهس. انجامش بده و حرف نزن!»
اما وقتی کمکم با ذهنم آشتی کردم و شروع کردم به پیدا کردن دلیلهای واقعی چاقیم، یه اتفاق عجیب افتاد…
احساسم نسبت به چاقی تغییر کرد.
دیگه از خودم متنفر نبودم، چون فهمیدم پشت این چاقی، یه عالمه دلیل نادیده گرفتهشده هست.
تا قبل از اون، همیشه فکر میکردم خدا یا خانوادهم باعث چاقی منن.
انگار یه سرنوشت اجباریه که به من تحمیل شده.
اما وقتی آگاهیم بیشتر شد، یه حقیقت تلخ ولی نجاتبخش رو فهمیدم:
پذیرفتن این موضوع، آسون نبود. چون خب، ما آدما معمولاً از چیزی که ازش بدمون میاد، فرار میکنیم.
و چاقی چیزی بود که واقعاً ازش بدم میاومد. پس چطور مسئولیتشو بپذیرم؟
ولی خدا بهم لطف کرد…
قبل از اینکه بیاد و بگه «تو مقصری»، منو هدایت کرد که برم سراغ کشف علتها.
و همین کشفها، کمکم ترسهامو کم کرد، بهونههامو نشوند، و باعث شد مسیر تغییر برام روشنتر بشه.
ماهها گذشت.
من عمیق شدم تو یادگیری درباره ذهن، درباره فرمولهای پنهان چاقی در ناخودآگاه.
تا اینکه حدود ۱۵ ماه بعد، بیاینکه رژیم بگیرم یا باشگاه برم، اولین تغییرات توی جسمم دیده شد.
کوچیک بودن، ولی واقعی بودن.
و اون نشونهها بهم گفتن:
✅ «درست اومدی! راهت همینه!»
انگار تازه فهمیده بودم چرا از بچگی چاق بودم.
چرا از تحرک فراری بودم، چرا عاشق لم دادن بودم، چرا حتی بارها رژیم گرفته بودم ولی هیچوقت موفق نشده بودم.
همهاش بخاطر این بود که یه عالمه بهانه برای لاغر نشدن داشتم که سالها مثل سایه همراهم بودن.
اما حالا که خودم نتیجه گرفتم، میتونم با اطمینان بگم:
💥 اگه یه نفر بخواد، هیچ بهونهای براش نمیمونه!
من؟
یه نمونهی زندهم برای تمام بهانه برای لاغر نشدنهایی که آدمها میارن:
- از بچگی چاق بودم.
- بیش از ۴۰ کیلو اضافه وزن داشتم.
- ۳۵ سال تموم، چاق موندم.
- چربیهام قدیمی و سفت و لجباز بودن.
- کارم پشت میزه.
- اهل تحرک نیستم.
- هیچ دارویی مصرف نکردم، هیچ جراحی نکردم.
- غذام هم مثل همهی آدمهای چاق بود، هیچ غذای خاصی رو حذف نکردم.
ولی ذهنم رو تغییر دادم…
و بهونهها رو کنار گذاشتم.
❗ هر کسی که هنوز میگه “من نمیتونم لاغر شم”، در واقع هنوز یه بهانه برای لاغر نشدن توی ذهنش داره.
و تا وقتی اون بهونه هست، هیچ روش و هیچ برنامهای جواب نمیده!
اما اگه بهونههاتو بریزی دور، ذهن تو آماده میشه برای معجزه.

🌟 همه اونایی که الان عکسهاشون توی آلبوم «شگفتیسازان» سایت تناسب فکریه، یه روزی پر از بهونه بودن.
ولی از یه جایی به بعد، تصمیم گرفتن دیگه دنبال بهانه برای لاغر نشدن نباشن… فقط شروع کنن.
و توی همین مسیر، از فردی پر از تردید، شدن الگوی لاغری برای بقیه.
🧠 ذهن تو، قدرتمندتر از هر چربی قدیمی و هر سن و سالیه.
اگه نفس میکشی، یعنی میتونی لاغر بشی.
به شرط اینکه تصمیم بگیری، دیگه هیچگونه بهانه برای لاغر نشدن نداشته باشی…
✍️ تمرین آموزشی 📖
مهمترین پیشنیاز موفقیت در لاغری با ذهن، شناسایی بهانه برای لاغر نشدن است.
این تمرین به شما کمک میکند تا با آگاهی از بهانه برای لاغر نشدنهای خود، در مسیر ذهنی لاغری عملکرد بهتری داشته باشید.
🧩 قدم اول: بهانه برای لاغر نشدنهایی که در گذشته باعث شدهاند برای رسیدن به اهدافتان اقدام نکنید، فهرست کنید.
🎭 بهانهها دو نوعاند:
۱. احساسی: مثل «حوصله ندارم»، «فعلاً حسش نیست»، «باشه برای بعد» و…
۲. منطقی: مثل «بارها تلاش کردم و نشد»، «سنم بالا رفته»، «چربیهام قدیمیه» و…
✨ حالا بنویس:
- کدوم بهانه برای لاغر نشدن مانع لاغر شدنت بودن؟ احساسی یا منطقی؟
- برای هر بهانه برای لاغر نشدن، یک دلیل منطقی و قانعکننده برای مقابله باهاش بنویس.
- احساست رو درباره زمانی که لاغر میشی توصیف کن.
- تغییراتی که با لاغر شدن توی جسم و زندگیت ایجاد میشه رو هم بنویس.
📝 این تمرین رو انجام بده و پاسخت رو در بخش نظرات همین مقاله بنویس.
این یه قدم مهمه برای اینکه بهانه برای لاغر نشدن دیگه جلو حرکت تو رو نگیرن.
📻 رادیو لاغری
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.19 از 301 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
و خدایی که در این
قدم اول: بهانه برای لاغر نشدنهایی که در گذشته باعث شدهاند برای رسیدن به اهدافتان اقدام نکنید، فهرست کنید.
🎭 بهانهها دو نوعاند:
۱. احساسی: مثل «حوصله ندارم»، «فعلاً حسش نیست»، «باشه برای بعد» و…۲. منطقی: مثل «بارها تلاش کردم و نشد»، «سنم بالا رفته»، «چربیهام قدیمیه» و…
✨ حالا بنویس:
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر
بهانه بی بهانه 😊
از این لحظه به بعد من خودمو مسئول چاقی و کل زندگیم میدونم و خودمو هر جوری که هستم و هر شرایطی که دارم میپذیرم و از این شرایط نهایت لذت و استفاده رو می برم خدایا شکرت ❤️
تمرین اول: من تا قبل آشنایی م با لاغری با ذهن تا دلتون بخواد بهانه داشتم برای لاغر نشدن :
بهانه احساسی: دنیا دو روز بخور، دنیا ارزش نداره وقتی هست بخور، دیگه گیرت نمیاد بخور، همین یک بار بخور عجله ای نیست حالا لاغر میشی بخور، این همه چاق توام یکی مثل همه بخور، امروز غم داری بخور و …
بهانه منطقی: مشکلات هورمونی ، تنبلی تخمدان ، وراثت ، عدم تحرک، خوردن کربوهیدرات ، نخوردن پروتئین و…
تمرین دوم: تا قبل از ورود به این مسیر هر دو بهانه مانع لاغر شدن من میشد مخصوصا بهانه منطقی چون همه دکترا بهم گفته بودن چاقی و شکم برآمده کاملا طبیعیه برای کسی که تنبلی تخمدان داره و همش بهم می گفتن تنبلی تخمدان سوخت و ساز پایین میاره و خیلی سخت لاغر میشی منم این حرفارو باور کرده بودم و خودمم یک باورهای قبلی داشتم مثل سنم بالا رفته و وراثت چون من آدمی بودم که اگه می خوردم یک هفته ای چاق و اگه نمی خوردم بازم یک هفته ای لاغر میشدم بخاطر همین هیچ وقت از چاقی نمی ترسیدم تا اینکه مامانم و داداشم ترس از چاق شدن با این حرف که سن ت بالا بره دیگه یک هفته ای چاق و لاغر نمیشی به عمه هات رفتی چاق میشی و منم کم کم باور کردم و چاق و چاق تر شدم تا اینکه در این مسیر قرار گرفتم و کلا بهانه های منطقی من دود هوا شد چون به چشم خودم دیدم که هیچکدوم عامل چاق شدن من نبودن عکس من در شگفتی سازان هست اگه دقت کنید شکمی برآمده دارم ولی الان تنها جایی م که خیلی خوب و سریع جواب داد شکمم هست که کاملا تخت شده و خودم لذت میبرم از دیدنش شکمی که با حرف دکتر سالها مانع لاغریش شدم.
ولی متاسفانه هنوز درگیر بهانه احساسی هستم مخصوصاً وقتایی که ناراحتم یا ناامیدم همش یکی بهم میگه این دنیا ارزششو نداره بخور به خودت سخت نگیر و منم گولشو می خورم و همین باعث پرخوری م میشه.
تمرین سوم: احساسم وقتی که لاغر میشم اصلا قابل وصف نیست احساس زیبایی، اعتماد به نفس ، مهم بودن، افتخار، سبکی ، خوش هیکلی ، شادمانی، موفقیت، شجاعت ،قوی بودن
تمرین چهارم: تغییراتی که لاغری توی زندگی م میده :
روابط عالی با اطرافیان، امیدواری، لذت از زندگی، راحت انجام دادن کارام، اعتماد بنفس بالا، با افتخار به خودم نگاه می کنم
تغییرات در جسمم: سبک بالی، زیبایی، پوست صاف و شفاف ، نداشتن کمر درد و بیماری
مطمنم با ادامه دادن مسیر و تکرار و تمرین بهانه های احساسی و هم از بین میره😊
خدایا شکرت❤️
سلام .
یکی از بزرگ ترین دلیل های شکست خوردن ما در خیلی از خواسته هامون به دلیل بهانه های که از سر تنبلی یا این که نخوایم از محدود امن خودمون خارج بشیم انجام نمیدیم و تازه یه ورژن بهتر از خودمون نوع زندگی مونو میدونیم اگه تلاش کنیم بلند بشیم میرسیم بهش ولی خب هی دنبال بهانه میگردیم که انجام ندیم که مبادا باعث بشه زجر بکشیم .
یه فیلمی بود افرادی بودن درگیر اعتیاد شده بودن میکشیدن هم عذاب آور بود نمینمیکشیدن هم عذاب میکشیدن تک تک اون افراد میدونستن پاکی چه حس خوبی داره چقدر سلامتی آزادی احترام داری همه تغییرات مثبت و میدونستن ولی دنبال بهانه بودن که انجامش ندن و بودن آدم های که بلند شدن خواستن برسن به اون چیزی واقعا دلشون میخواد بهانه هارو کنار گذاشتن ارام آرام قدم برداشتن بعد شروع کردن به دویدن و اوج گرفتن و پرواز کردن😍
من یادمه اولین بار که با استاد آشنا شدم تمرینات و انجام دادم گوش میدادم ذوق میکردم مینوشتم ذوق میکردم جوری شده بود یه آهنگ هم دیگه توی گوشیم نبود فقط فقط ۱۲ گام و دانلو کرده بودمو گوش میدادم مینوشتم و هیچ بهانه برا انجام ندادنشون نداشتم تازه دنبال بهانه میگشتم تا از بقیه کار هم بزنم از اون کار های که اصلاواجب نبودن و سودی برام نداشتن تا بتونم فایل گوش بدم .
و نتیجه گرفتم فوقالعاده بود و بعد لاغری که بهش رسیدم بارداری و مادر شدن و تجربه کردم .و الان بیشتر از یک سال دارم با بهانه های خودم برای لاغر نشدن زندگی می کنم .
بهانه مثل این که فلانی رو ببین چقدر چاقه تو که چیزیت نیست .
لاغر بشی زشت میشی .حالا یه امشب و بخور یه لقمه یه قاشق که چیزی نیست.
هنوز این همه غذا میخوری بدنت ضعیف کم بود ویتامین داری نخوری ببین چی میشی .بچه کوچولو دارم وقت نمیکنم شبا خوابم میاد .بزار یکم دیگه الان حسش نیست. الان متوجه نمیشم استاد چی دارن میگن یا الان نمیتونم نظر خودمو اونجوری که دلم میخواد ثبت کنم .من یه بار ۱۲ گامو انجام دادم الان دیگه اثر نداره .
و یه عالمه بهانه برا خوردن داشتم .بخور سهم توعه نخوری تموم میشه .دخترم نخورد بزار من بخورم فیلم بدون خوراکی که نمی چسبه بیکار شدم چیکار کنم بخورم .
و یه نکته جالبی که تازگیها راجب خودم بهش رسیدم
اینه که من از نبودن غذا میترسم در حالی که هیچ وقت گشنگی بخاطر نداشتن مواد غذایی نکشیدم میترسم از نبودن چیزی که توی جهان فراوانی و این بهانه این ترس و هم میخوام مدیریت کنم میخوام به خودم به ذهنم بگم
پریسا تو در همه حال زیبایی همین الان هم زیبای خاصی وقتی لاغر هم بودی خیلی خوشگل بودی یادته یه بار ۱۰ کیلو کم کردی چقدر چشم هات بزرگ تر شدن صورتت کشیده شد دیگه غبغب نداشتی دیگه شکم نداشتی همه اون لباس قدیمی هات که دوستشون داشتی چقدر راحت اندازت شده بودن یادته چقدر لذت میبردی از خودت 😍بلند شو تو بازم میتونی بهش برسی❤️🔥
خدایا شکرت که بهانه خودمو که همچون زنجیری دور خودم پیچیده شده بود تا مانع پرواز من بشه رو پیدا کنم و میشکنم ایم زنجیر اسرات رو و پرواز میکنم و به اوج میرسم🥹❤️
به نام یگانه هستی بخش
با سلام خدمت استاد ودوستان عزیز
بهانه هایی که من از اول چاقی یادم میاد
الان خیلی چاق نیستی اتقدر ادمها هستن از تو چاق ترن .
حالا این بار زیاد بخوری اشکال نداره از دفعه بعد کمتر بخور .تو بارداری باید بیشتر بخوری چاقیت به خاطر اونه .الان هرچی هوس کردی رو باید بخوری چون بچه هوس کرده .اگه ضعیف بشی بچه ضعیف میشه .تو الان باید زایمان کنی باید جون داشته باشی .تو تازه زایمان کردی باید انرژی از دست رفته ات برگرده .تو داری بچه شیر میدی باید شیرت مقوی باشه .بچه ازم انرزی زیاد میگیره نمیتونم فکر لاغری باشم .دارن بجه شیر میدم نمیتونم فکر لاغری باشم .بچه غذاشو نخورده حیف بریزیش گناه داره خودت بخورش .اون نخورد اشکال نداره خودت بخور شیر میشه بهش شیر میدی .امروز خیلی خسته شدم باید بیشتر بخورم تا خستگیم دربیاد .حالا اعصابم خورده حوصله ندارم فکر لاغری باشم .الان دورهمیم بیخیال لاغری .الان یه شام وناهار درست وحسابی پختم نمیشه یه دلی از عزا در نیاورد .من چاقیم به خاطر دارو هست پس کاریش نمیتونم بکنم .چاقیم به خاطر تیروییدم هست من چیکار کنم .من چون دارم دارو میخورم نمیتونم لاغر بشم .من چون چربی شکمی دارم اصلا مخاله اب بشه .من چون چاقیم مال قبل هست و سلولیت شده دیگه کاریش نمیتونم بکنم .من اصلا نمیتونم چپکم غذا بخورم .من نمیتونم با چایی چیزی جز شیرینی وشکلات بخورم .من اگه اخرشب یه لیوان شیروبیسکویت نخورم خوابم نمیبره .من الان مسافرتم بیخیال لاغری من الان خوابم میاد فایل گوش نمیدم من امروز خیلی کار داشتم وقت نکردم تمرینهای لاغری انجام بدم .من امروز مهمون داشتم نمیتونم تمرین انجام بدم من الان با بچه ام دعوام شده حوصله تمرین انجام داون ندارم .من هنوز نتیجه نگرفتم پس دیگه فایده نداره بیخیال .من چون دیروز تمرین انجام ندادم وکلا تو این هفته خیلی عالی نبودم پس دیکه فایده نداره ادامه دادن بیخیال لاغری .این هفته نمیتونم از هفته ی دیگه تمرین رو شروع میکنم و یه دنیایی از این بهانه ها هست که هر چی بیشتر فکر کنم بیشتر به خاطرم میاد انا کافی بود جواب من به هر کدوم از این بهانه ها یک نه بود اونوقت اصلا روال زندگی ورفتارم عوض میشد واین همه بهانه ایی اصلا وجود خارجی نمیداشت 🌹
نشان های دریافت شده
سلام استاد
من تمرین این قسمت رو نوشتم و خیلی طولانیه و یک بار رفت و مجبور شدم وقتی نوشتم این بار کپی کنم حالا هر کار میکنم کپی بیاد روی این صفحه
نمیاد و توی مرور گر هم امتحان کردم چکار کنم؟؟
سلام و درود
وقتی بخوای متنی رو از جای دیگه به بخش نظرات منتقل کنی باید ابتدا متن رو از اون محل کپی کنی و سپس با نگه داشتن انگشت در محل نوشتن نظرات گزینه های مختلف نمایش داده میشه که باید past رو انتخاب کنید تا متنی که از جای دیگه کپی کردی در این بخش وارد بشه و بتونی ارسال کنی.
نشان های دریافت شده
کاملا متوجه ام اما چنین گزینه ای نمیاد برام و فقط جایگذاری میاد
روی اون میزنم نمیاره
و متن رو هم اگه که از بخش چسباندهای های گوشیم میارم بیرون وضربه میزنم بازم برام نمیاره
چون منوی گوشی شما فارسی است گزینه جایگذاری رو نشون میده که همون کار رو انجام میده
اگه جایگذاری رو می زنی و نمی یاده پس مشکل در مرحله اول که کپی کردن هست می باشد.
ممکنه متن رو از چای دیگه کپی نکرده باشید.
به هر حال این مساله مربوط به سایت نیست و در گوشی شما داره انجام میشه.
پیشنهاد میکنم از کسی که واردتر هست به کار کردن با گوشی راهنمایی بگیرید.
نشان های دریافت شده
ی عمر بهانه آوردم برای لاغر نشدن همسر مهمانی غذا تهش چی شد تهش خودم زندگی نکردم خواسته هامو اون بهانه ها سر جاشن و من برای تعییر خودم باید با بودن این بهانه ها انتخاب کنم انتخاب کنم ک خواستمو میخوام یا بهانه هامو
اونقدر ریز ذهن میاد مجابت میکنه ک فک میکنی جور دیکه نمیشه باشه اما بعد چن دقیقه میبینی ک گول خوردی تموم دشه
من بهانه های زیادی داشتم برای لاغر نشدن با ی چاق ماندن برای تغییر نکردم اما با لاغری با ذهن انتخاب کردم بهانه هامو یک ب یک بزارم کنار
واکثر بهانه ی من احساسی هستند عصبانیت ناراحتی غمگین بودن حوصله نداشتن تفر یح کردم
انگار بخوردن پناه میبرم درموقعیک احساس ناامیدی عصبانیت ناراحتی یا حتی وحشت میکنم میترسم درحالی ک هزاران بار اون موقع خوردم وبعد چن دقیقه دیدم ک فقط حواس من پرت شده از اون موقع اون موضوع بازم حل نشده مشکلم حل نشده فقط با داره چن دقیقه حواسم پرت شده مشکل من با خوردن حل نمیشه
من دیدم ک وقتی از درون خوبم از خوردن لذت میبرم ن این ک برای فرار کردن برم بخورم
من حوصلم با خورد ن سر جاش نمیاد بلک هی ادامه میدم اما لذتی نمیبرم چن خورد ن چنین قدرتی نداره ک جای خودمو برای خودم بگیر ه یا برای شادی تفریج بخوردن پتپناه اه اوردم اما هیچ وقت حسم خوب نبود من میدونم ک نیازی نداشتم نمیخوام در نتیجه شادی من با خوردن موقعی ک نیاز ندارم بوجود نمیاد بلکه
بادیدن احساسم بادیدن خودم با استفاده از راههای دیگه میتونم اشد باشم خوردن قدرت شاد کردن من رو نداره خوردن انقدر مهم نیس ک در ذهن من مهمه
زمانززمانیک لاغر بشم من احساس راحتی میکنم احساس اینک رها شد ازاد شدم واین حال من وخوب میکنه احساس من موقع لاغری خوب خواهد بود چن راحت چیزی ک میخوام رو میخرم میپوشم و همین ها کلی من وشاد میکنه کارهای شخصی ب راحتی انجام میدم کارهامو راحت انجام میدم با رها رفتن راحتم پام درد نمیگیره کمرم درد نمیره احساس ازادی میکنم
راحت میخوایم ازاد میخوام ازادانه انتخاب میکنم ازادانه زندگی میکنم من خیلی حسم از لاغر خوب خواهد بود خییل راحت زندگی خواهم کرد ودراینده هن راحت وسبک خواهم بود من در لاغری رهایی و ازادی رو میبنیم
من احساس اعتماد بنفس میکنم احساس خوشحالی راحتی احساس لذت میکنم و از چیزهایک شادی در ذهن ی فرد متناسب اهمیت نداره ولی برا من مهمه مثل رنگ لباس سایز لباس مدل لباس برای من راحت خواهد بود قابل دسترس خواهد بود من خودم انتخاب خواهم کرد و این چقدر برای من ه ارزشمند وقتی میخوابم نیاز ب بالش نخواهم داشت و اذیت نمیشم وقتی میرم مسافرت جایی و تو خونم راحتم
موقع راه رفتن احساس نشاط وشادی میکنم درگیر درد نمیشم درگیر گرفتنی نمیشم پشیمون نمیشم میرم جایی وچقدر ارامش روحی و روانی خواهم داشت از خوردن نخوردن غذا ها از ینک برام مهم نباشه غذاها همیشه این ب من حس خوب ارامش میدم من از لحاظ سلامت جسمی وروحی خیلی اوکی میشم خیلی راحت ولذت بخش ی زندگیم ادامه میدم چیزی ک یعمر ب دنبالش پی غذا بودم در پی همون خوردن او نلدا بودا
هر چقدر بهانه و خط بزنی لاغرتر میشی ذهنم سبکترم یه ومن لایق زندگی با ارامش وحس خوب سبک وراحت رفاه وسلامت روحی و روانی جسمی هستم و انتخابم زندگی باجسم لاغر هس واطمینان دارم ک من خودم هستم ک خودم بخواستم میرسونم
من ب خودم فرصت زندگی کردن میدم
من ب خودم قول رسیدن دادم
انتخاب من لاغری هس ی عمر انتخاب غذاها بودن و چاقی جز زجر ودرد چیزی نکشیدم خودم بخودم اسیب زدم کوچک شدم حقیر شدم پیش خودم مردم
من تنها شدم حت خودمو نداشتم من میخوام از این ب بعد لاغری رو انتخاب کنم وبهانو خط بزنم
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست
قدم اول: بهانه برای لاغر نشدنهایی که در گذشته باعث شدهاند برای رسیدن به اهدافتان اقدام نکنید، فهرست کنید.بهانه های مختلف همیشه داشتم و اگه بخوام احساسی هاشو فهرست کنم میتونم بگم الان اصلا حوله ندارم.یا اینکه اصلا به فلان کار علاقه ندارم یا اینکه چرا من باید فلان کار رو انجام بدم و بعدش هم کلی بد و بیراه به خودم میگفتم.اگر منطقی هاشو بخوام لیست کنم باید بگم به خودم میگفتم برای فلان کار باید استعداد داشت مثلاً در مورد کلاس دفی که با ی علاقه جزیی شروع شد و بعد رفته رفته احساس کردم خیلی هم مناسب این کار نیستم چون میشنیدم باید انگشتهای بلندی داشته باشم در حالی که انگشتان خوب و کشیده ای دارم .به.نه ی بعدی که داشتم میگفتم موسیقی باید توی زن آدم باشه ولی به مرور که استادمو عوض کردم و ی استاد بسیار دلسوز و مهربان پیدا کردم با کمکهای ایشون و تمرین سفت و سخت خودم در عرض شش ماه بسیار بسیار توی دف نوازی مهارت پیدا کردم .بهونه بعدیم این بود که ذوق و شوق ندارم باید برای انجام هر کاری ذوق داشته باشی وگرنه جواب نمیده این در حالی بود که من در شروع کلاس آموزشی مربی خوبی نداشتم و به مرور و با عوض کردن مربیم و با انگیزه ای که ایشون میداد بسیار بسیار به کلاسم علاقه مند شدم و تمام تلاشم و میکردم سر وقت به کلاسم برسم.مورد بعدی از دلایل منطقی من این بود که توی خانواده م یا همسرم از من حمایت نمیکنن.دلیل بعدیم این بود که باید هزینه کنم و اگر کسی چیزیو مجانی آموزش میده خیلی خوب کار نمیکنه پس من برای اینکه به موضوعات دلخواهم برسم باید هزینه مالی کنم.اینا گوشه ای از بهانه های من در رسیدن به تمامیه اهدافم بوده و برای لاغر نشدم بخوام بگم کاش من چاق نبودم.کاش چاقی مد بود.چرا من باید نخورم تا لاغر بشم.من از غذا خوردن لذت میبرم.هر چیزیو که میذارن جلوم باید بخورم.گناه داره.حیف میشه.اگه بریزم دور خدا قهرش میگیره.من چاقیم ژنتیکیه.بدنم شل شده و به سختی میشه لاغر و سفت بشم.برنج و نون منو چاق کرده.من که اصلا اهل شیرینیجات نمیخورم پس چرا چاق میشم اگه رژیم فلان دکتر رو بگیرم لاغر میشم اگه هزینه کنم و خوراکی های خاص بخورم لاغر میشم.من باید تحرک داشته باشم تا لاغر بشم.باید ورزش کنم تا لاغر بشم.پس باید باشگاه برم تا لاغر بشم.با خونه موندن و خوردن و خوابیدن بدتر هم میشم
نشان های دریافت شده
با سلام من حدودا سی ساله که اضافه وزن دارم البته اوایل در حد چهار پنج کیلو بود وبا تکرار عادتهای اشتباه وافکار متمرکز بر چاقی هر سال به مقدار اضافه وزنم اضافه میشد تا رسید به ۳۵کیلو اضافه!!!!😓😓
البته تا قبل از ورود به این سایت انواع و اقسام برنامه های کاهش وزن رو امتحان کردم اگرچه با هر کدوم هر بار چند کیلویی کم میشد ولی بعد از رها کردن دوباره برمیگشتم به خونه اول😰
ولی خدارو شکر از وقتی با این سایت و آموزش های اینجا آشنا شدم خیلی چیزها یاد گرفتم که عامل اصلی چاقیم بوده ومن اصلا نمیدونستم!!!!
با آموزشهای امروز فهمیدم بهانه های که همیشه متاسفانه من رو از هدفم دور میکرده رو باید شناسایی کنم تا اجازه ندم مانع من برای رسیدن به هدفم بشن
یکی از بهانه های بزرگ در مسیر من این هست که :
با این یکبار خوردن چیزی نمیشه الان رو بخور از فردا مراقب باش!!!!!!!!
که واقعا بارها پشت این بهانه اشتباه رفتار کردم😓
بهانه بعدی اینکه برو بابا اینها همه حرفه باور نکن!!
میخوان گولت بزنن !!!
یا ، این غذا تموم بشه دیگه معلوم نیست کی گیرت بیاد
ذهن من حالا دیگه بعد از این سن و سال تغییر نمیکنه بیخودی تلاش میکنم!!!
کار خیلی سختیه !مگه قراره چند سال دیگه زنده بمونم ولش کن!!!
ولی خدا رو شکر من با آموزشهای این سایت یاد گرفتم اگر حتی یک روز از زندگی من مونده باشه چرا از اون روز برای لذت بردن از تلاش برای زندگی بهتر استفاده نکنم
یا اینکه اگر این غذا دیگه حالا حالا ها در دسترسم نباشه اولا اینکه من منع نشدم از خوردنش !من به اندازهای که لذت ببرم میتونم بخورم ولذت واقعی وقتیه که پشتش عذاب وجدان نباشه پس به اندازه خوردن دوطرفش حض ولذته!!!😍
وتازه خوبیش اینه که من همه غذاها رو دوست دارم ولذت میبرم😉
در عوض اگه پشت بهونه ها قایم نشم وبه هدفم محکم عمل کنم وقتی لاغر بشم خیلی احساس سبکی و زیبایی دارم 😍 وقتی خودمو توی آیینه میبینم از اندام قشنگم لذت میبرم ، اعتماد به نفسم بالا میره و به خودم و توانایی هام افتخار میکنم ، دیگه لازم نیست توی مهمونی ها با ترس و اضطراب شرکت کنم با حس افتخار واعتماد به نفس وارد میشم
چقدر این حسها رو دوست دارم ولذت بخشه 🤩
به نام خدای مهربانم
من رویای تغییر کردن دارم و در بهترین حالت خودم هستم و من خیلی دوست دارم به حال و هوای دلم رسیدگی کنم و از زندگی بیشتر لدت ببرم
در درون من قلب من هست که دسترسی به دنیای پیرامون نداره اما از طریق چشم و گوش این ارتباط برقرار میشه پس باید آگاه باشم هر روز با چیزی که میبینم و میشنوم دارم بر قلب و روح خودم تاثیر میزارم نه دیگران پس باید مراقب باشم من اگر هر روز وارد این سایت میشم و فایل گوش میدم دارم آگاهی وارد قلبم میکنم و بر اون تاثیر میزارم
پس باید ببینم هر روز چه آگاهی وارد اون میکنم ؟؟
من دوست دارم هر روز چیزی رو که دوست دارم و از اون لذت می برم و حالم رو خوب میکنه ببینم یا بشنوم و به این میگن کنترل ذهن و بسیار در حال خوب من تاثیر داره .
من در گذشته همیشه ناراحت بودم و غصه میخوردم و در خودم بودم دنبال اخبار و خوادث و سیاست بودم و و از بقیه انتظاراتی داشتم و میگفتم چرا بقیه اینطورن چرا این کار ر و نکردن ولی الان مدتها هست از هر چیزی که در زندگیم هست لذت می برم و از هیچ کس هیچ انتظاری ندارم و دنبال اخبار نمیرم و سعی میکنم به اینده فکر نکنم چون آینده مبهم هست من به خودم میگم باید از همه چیز در لحظه ی حال لذت ببرم .
اتفاقا من هم چند روزی هست که با همسرم دارم برنامه ریزی میکنیم که بریم سفر چون دخترم امسال کنکور داره و بعدش هم ده ی ماه محرم هست تا نیمه ی تیر برام نمیشه جایی برم و بعدش هم که بخوام برم یه سری محدودیتا رو دارم و داشتیم میگفتیم کاش میشد فلان تاریخ رفت و …. ولی من همین الان به خودم گفتم رها باش و و این قدر فکر نکن هر چی شد شد تو فعلا از زندگیت لذت ببر و راضی باش
من در زمینه ی تناسب اندام هم اینطور هستم خیلیها میگن تا من لاغر نشم از خودم و زندگی لذت نمیبرم و هیچ کاری رو شروع نمی کنم در صورتی که اینطور نیست من باید همین الان با اضافه وزنم زندگی کنم و زندگی رو متوقف نکنم .چون این کار لاغر شدن رو سخت میکنه و من اینطور احساس شادی و خوشبختی نمیکنم و این باعث میشه جسمم تمایل به بهبودی پیدا نکنه .
پس من همین الان حالم رو خوب می کنم و از خودم لذت می برم تا به رشد و پیشرفت خودم کمک کنم
اتفاقا چند هفته پیش من به خاطر رفتار شخصی اذیت شدم ولی میدونم این کار به خودم ضربه میرنه و من رو نمیزاره از زندگی لذت ببرم برای همین تمام افکار منفی خودم رو کنترل کردم و سعی کردم اون قضیه رو رها کنم چون اگر من حالم خوب نباشه یعنی سپاسگزار نیستم و من اگر حالم خوب باشه خود به خود فرد سپاسگزاری هستم و نیاز به کار خاصی نیست .پس بالاترین نوع سپاسگزاری شاد بودن و لذت بردن از زندگی هست .
من از اوایل ازدواجم چاق شدم و اون اوایل که تپل شده بودم همه حتی همسرم تعریف میدادن و فکر میکردم این تپلی خوبه ولی به مرور که دیدم محدودیت دررخریدن دارم. و شکمم جلو هست و … دیگه حالم از چاقی بد بود و میخو استم به زور رژیم و ورزش تغییر کنم .مقطعی میشد ولی برای همیشه نمیشد و چقدر من از این قضیه ناراحت بودم و زجر میکشیدم که چرا برای همیشه متناسب نمیشم ولی الان بسیار خوشحالم و از خدا سپاسگزارم که در گذشته اونطور بودم چون به واسطه همین چاقی وارد راهی شدم که الان از زندگیم نهایت لذت رو میبرم و فرد آگاه تر و دانا تر و توحیدی تر و متوکل تر و با ایمان تری شدم و چقدر بیشتر خودم رو دوست دارم و به خودم احترام میزارم .
من همیشه برای چاقی خودم کلی بهانه داشتم که مثلا چون تحرکم کم هست چاقم ولی باید بگم دختر من فقط در اتاقش هست و درس میخونه و بسیار لاغر هست و همسر من در گدشته که کارش پشت میزی بود خیلی لاغر بود و الان که بازنشسته شده بسیار لاغرتر هست در حالی که هیچ کار خاصی نمیکنه لاغر تر هم شده پس بی تحرکی باعث چاقی نمیشه .
بعضیا میگن چون خوابم زیاد هست چاق هستم ولی دقیقا دو تا آشنا داریم که زیاد میخوابن و بسیار لاغر هستند و دختر خودمم همینطور هست و بسیار لاغر هست در ضمن خواب که باعث میشه من چیزی نخورم و اون باعث لاغری من میشه ولی در بیداری هست که من در حال خوردن هستم و اون باعث چاقی من میشه .
بعضیا میگن چون من آخرهای اضافه وزنم هست آب کردن اونها سخت هست اما همین دو سال پیش با همین آخرهای اضافه وزنم یه مشکل داشتم که خیلی براش ناراحت بودم و چون اشتهام کم شده. بود بسیار آسان لاغر لاغر شدم طوری که تمام لباسهام به تنم زار میزد پس اینم بهانه هست و میشه خیلی راحت متناسب ۶۰ کیلویی با سایز ۳۸ بشم ..
بعضیا میگن چون مواد غدایی چرب و شیرین و پرکالری میخوریم یعنی چون رژیم غدایی و محدودیت نداریم چاق هستیم اما همسرم و دخترم از همین مواد غذایی به اندازه نیاز میخورن و لاِغر هستند پس من فقط باید یاد بگیرم به اندازه نیازم بخورم و کاری به تفکیک مواد غذایی نداشته باشم
بعضیا میگن چون ازدواج کردم و باردار شدم چاق هستم ولی خواهر همسرم و خواهر خودم و دوستم در این شرایط هستند و بسیار لاعر هستند و اینها فقط مانع تناسب من هستند .
بعصیا میگن چون مشکل تیرویید و مشکل هورمونی دارم چاقم ولی یکی از آشناهای ما با همین مشکلها بسیار متناسب هست .
من خودم میگفتم چون اشتها دارم چاقم ولی اشتهایی وجود ندارد این یه فکر هست که در ذهن من لونه داره و در جسم من چیزی به نام اشتها وجود نداره و من باید. به جای اینکه بگم اشتها دارم باید بگم حق انتخاب دارم .
من حتی میگفتم شکم برجسته ام به مادرم و خاله هام رفته ولی اینطور نیست من شبیه هیچ کس نیستم من شبیه به خود متناسبم هستم .
پس بعضی از بهانه ها هنوز در ذهنم وجود دارن ولی مخفی هستند که مانع تناسب بیشتر من شدند .
من باید همه رو پیدا کنم تا به تناسب عالی برسم .
خدا رو شکر از وقتی در این راه هستم و تمام این بهانه ها رو نقض کردم تونستم وزن و سایز کم کنم پس هر هر بهانه یک مانع هست که نزاره لاغر بشم
.
بعضیا عادت میکنن به چاقی که خیلی این خطر ناک هست همین افراد اولش براشون سخت بود که اضافه وزن داشتن اما به مرور عادت کردن و این خیلی بد هست کلی افرادی هستند که هر شرایط بدی اول براشون سخت هست ولی بعد از مدتی براشون عادت میشه مثل داشتن درد و ناراحتی و بیماری و …من هرگز نباید به بیماری و چاقی و هیچ شرایط بدی عادت کنم و برای خودم بهانه درست کنم و بگم من به این دلیل لاغر نمیشم یا ،به سلامت نمیرسم
من باید بارها به خودم بگم من میتونم لاغر بشم من بدون ورزش و رژیم و هیج کار بیرونی میتونم برای همیشه لاغر و خوش اندام و زیبا باشم چون خودم زمانی که وارد سایت شدم تونستم با همین آگاهی ها لاغر بشم پس بازم میتونم لاغر تر بشم .من باید به این راه اطمینان داشته باشم که من میتونم با این راه باقدرت ذهنم لاغر بشم و هر گز افکار منفی رو که گاهی میگه ورزش که میری میتونه تو رو لاغر تر کنه رو رها کنم و بگم اونها همچین توانایی ندارن من خودم با درست خوردن و فکر کردن میتونم لاغر بشم و من برای اینکه این افکار چاقی در وجودم داشتن دوباره جون میگرفتن باشگاه رو حذف کردم و. الان فقط استخر میرم و میگم اون واقعابرای درمان دردم هست و برای حال. خوب و سلامتی من هست و هیچ توانایی دیگه نداره آخه من میبینم همسر لاغرم از وقتی بازنشسته شده میره باشگاه ولی اصلا از این افکار نداره و به راحتی هر وقت نخواد باشگاه نمیره و فکر چاق شدن نداره و واقعا فقط برای سلامتی میره .ولی من چون کمی لاعر تر شدم افکاری در سرم به وجود اومده که تحرک باعث لاعری تو شده و اگر یه روز تایم آب درمانی تعطیل باشه میگه الان دوباره چاق میشی پا شو جلسه آزاد برو ولی امروز به خاطر غلبه بر همین افکارم جلسه ی آزاد استخر نرفتم و به خودم میگم لاغری من یاد گرفتی هست و از درون من میاد و هیچ ربطی به شنا و تحرک نداره و برای غلبه بر همین فکر امروزم نرفتم استخر چون همش فکری بود بابا پاشو امروز جبرانی برو چون پنج شنبه تعطیله الان نمیشه بری حداقل امروز برو که دو روز تو هفته بری ولی من به راحتی نرفتم و ریشه ی این افکار رو قطع کردم و گفتم بابد رها باشم و برای حال خوب و سلامتی برم استخر که خیلی از اون لذت می برم و طبق معمول اومدم داخل سایت تا بازم برام تداعی بشه لاغری فقط با قدرت ذهن هست نه شنا و باشگاه و ورزش و …من برای لاغری از هیچ عوامل بیرونی انتظار ندارم ولی میدونم چرا این افکار چاقی در ذهنم دوباره پرررنگ شدن چون یه خانم با من هم دوره هست و با من استخر میاد که اون هی میگه من از وقتی میام این جا خیلیی لاعر تر شدم و همین حرفها باعث شدن من هم کمی منحرف بشم که انگار با استخر دارم لاغر تر میشم در صورتیکه با این افکار من چاقتر میشم فقط باید برای حال خوب و سلامتی و درمان درد زانوم و هیجانش باید برم استخر نه هیچ مورد دیگه ای
بعضبا بهانه دارن در سن بالا نمیشه لاغر شد با خوردن بعضی داروها نمیشه لاغر شد و … ولی افرادی هستند که در این شرایط لاغر شدن مثل همسر خودم از وقتی بازنشسته شده داره وزن کم میکنه و خیلی لاغر تر شده و یاخواهر همسرم همینطور پس میشه من لاغر تر یشم و عالی بشم من باید از افکار اشتباه دوری کنم .
من باید برای لاغری بهانه ها رو کنار بزارم و دیگه دنبال عوامل بیرونی نیاید باشم .
من خودم قبلا میگفتم چون دوره ی اصلی رو نخریدم لاغرتر نمیشم در صورتی که من خودم با فایل های رایگان سایت بسیار لاغرتر و متناسب تر شدم و شگفتی ساز شدم
اگر چیزی برام مهم باشه اون رو به دست میارم .
باید ببینم چه نگرشی و چه فکری دارم در مورد لاغری و اگر بهانه دارم لاغری رو از خودم دور میکنم
پس من اگر میرم استخر برای سلامتی جسمم و شادابی و لذتی که بهم میده میرم نه برای تناسب اندام چون تمام قدرت درون من هست و من با قدرت ذهنم لاغر میشم
پس من باید از چیزی که الان در اطرافم هست لذت ببرم از شهرم از زندگیم از بچه هام و از همسرم و از جسمم و ماشینم لذت ببرم و مطمعنم در زمان درستش هم به سفر میرم و و لذت هم می برم .من کلی نعمت در زندگیم هست که برای هر کدوم از اونها میشه ساعتها سپاسگزاری کرد ..
من با لذت و اشتیاق در این سایت هستم و دارم لاغری با ذهن رو دنبال میکنم تا در مسیر درست به سمت هدفم که تناسب هست حرکت کنم
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوارم و دوستان همراهم.
اگه بهونه داری لاغر نمیشی .
امروز قراره دنبال بهونه هام بگردم .
چه بهانه هایی آوردم که سد راه من بودن برای متناسب شدن .
وقتی شروع کردم بزرگترین بهانه ی من زمان بود و من می گفتم وقت نمیشه که آموزش ها رو درست انجام بدم .
حقیقتش زمان ورودم خوب زندگی که اونموقع داشتم متفاوت بود چون زمان زیادی صرف تلویزیون میشد چون با همسرم که بازنشسته هست فیلم میدیدم و نگرشم این بود که گناه داره ، تنهاست من کنارش باشم ،همین مورد تا بیام درستش کنم کلی زمان برد .
کارهای خونه که نگو ،اون زمان به نظرم اصلا تمومی نداشت و به هیچ کاری نمی رسیدم و همیشه هم مشغول بودم و هم ناراضی تا اینکه اینجا یاد گرفتم زندگیمو مدیریت کنم .
چطوری ؟
نظم دادم به کارام و الان هم راضیم و هم کارام سر موقع تموم میشه .
و اینکه خواستمو کوچک کردم .
هر روز مقداری کار کافیه ،لازم نیست هر روز تمام وقتم صرف کار بشه ،باید یک تایمی هم برای من باشه و من برای خودم زندگی کنم و لذت ببرم .
یک زمانی همیشه دعا می کردم کاش من ۲۴ ساعت بیشتر داشتم و می تونستم استفاده کنم در حالیکه الان همین تایم کافیه فقط بلد نبودم زندگی کنم ،الان دارم یاد می گیرم ،خیلی بهتر شده و دوست دارم بهتر هم بشه.
الان خداروشکر این بهونه رفع شده .
من خداروشکر بهونه ی ژن ها رو ندارم و نداشتم .
درسته مامانم هم چاقه و همیشه می گفتم به خاله اش رفته ،ولی برای خودم هیچ وقت فکر نکردم به مامانم رفتم چون مامانم متاسفانه خیلی چاق هست و من هیچ وقت اون اندازه چاق نبودم ،اگه بودم شاید این بهونه رو هم داشتم.
بهونه ی غذاهای خوشمزه رو که داشتم و دارم .
لذت بردن از خوردن ،اصلا بعضی از غذاها برام حکم خاطره بازی داره .
از بعضی غذاها حسم بهتر میشه فکر کنم شاید برای همون خاطرات خوش باشه .
ولی بهونه ام تا حالا نبوده که بگم بخاطر غذاها و طعم هاشون نمی خوام متناسب بشم یا نتونم ازشون بگذرم .
توی دوران رژیم خیلی ساده و آسون از خیلی هاش گذشتم و الان که فکر می کنم ، میبینم درسته به خاطر فشار ذهن چاق و زمزمه هاش درد داشته ولی من تونستم و پس حالا که زمزمه های ذهنم کمرنگ تر شده و حرص و ولع خوردنم به حداقل رسیده پس برام بهونه ای نیست که بخوام ،بیارمش .
از دیگه بهونه های من دور ریختن غذاهای اضافیه ،اصلا شاید اصل کاری باشه .
الان که شکر خداوند ،آموزش می بینم و تا حدودی تونستم نگرشم رو تغییر بدم و ترس از گرسنگی رو کمرنگ کنم ،تقریبا غذا هم به اندازه درست می کنم و دور ریزم به حداقل رسیده .
آخه قبل از آموزش ها ،ترس از گرسنه موندن داشتم و کلی غذا درست می کردم و وقتی اضافه میومد عذاب وجدان داشتم ولی حالا به لطف شما ،استاد خیلی وضعیتم بهتره و راضی هستم و منتظرم روزی عالی بشه .
مورد بعدی مقاومت ذهنیه .
راستش قبلا اصلا نمیدونستم ذهنی هم هست که بدونم مقاومتش چی باشه .
از وقتی شناختمش ،اینم یاد گرفتم که خوشش نمیاد تغییر کنه چون فکر می کنه امنیتش بخطر می افته .
ولی خداروشکر راه راضی کردنش رو هم بهمون یاد دادید ،پس بهونه ای برای اینم ندارم .
راستش نکته ی مهم برام این جمله است که تغییر یعنی درد ،تلاش،ابهام .
این نکته باعث شده خیلی از مطالب سایت رو نخونم ،یادمه وقتی چله ی تغییر زندگی شروع شد و من مقدمه رو کار کردم از درد و یاد آوری گذشته فرار کردم .
حالم خوب بود دلم نمی خواست خراب بشه .
استاد عطارروشن من خیلی توی این سایت انگار له شدم و مچاله شدم و دوباره بلند شدم .
اینقدر حالم بد می شد از خوندن بعضی مطالب که داغون می شدم .
و ذهنم بهم گفت باز می خوای حال خوبت رو خراب کنی و من تسلیم شدم .
همین الانم جرات ندارم خیلی از مطالب سایت رو بخونم ،دیگه اون قدرت بلند شدن دوباره رو در خودم نمی بینم .
ولی باید اعتراف کنم که بعدش خیلی ساخته شدم و از نو متولد شدم ولی متاسفانه ترس همیشه گریبان منو می گیره .
خوب ولش کنید از موضوع دور شدیم .
یک جمله ی فوقالعاده نوشته بود که :
واقعا دلت می خواد تغییر کنی یا فقط دوست داری درگیر چالش های فانتزی لاغر شدن باشی ؟
خیلی بهش فکر می کنم .
خیلی مهمه این سوال .
من چطوریم ؟
واقعا نمیدونم .
دوست دارم جوابشو برای خودم پیدا کنم .
امروز قراره با بهانه هامون خداحافظی کنیم .
باید راهشو پیدا کنیم و رفعشون کنیم .
استاد شما همیشه می گید اگه تناسب اولویت شما باشه براش بهانه ای ندارید .
خیلی وقته دنبال یک هدف مهم می گردم .
من واقعا چی می خوام ؟
چرا دارم این کارها رو انجام میدم ؟
تناسب اندام کجای زندگی منه ؟
من قاطع نیستم برای خواسته ام .
امروز صبح زود این فایل رو دیدم و گوش دادم و دارم بهش فکر می کنم .
باید یک بار برای همیشه جای تناسب اندام رو پیدا کنم .
ذهنم خیلی درگیر و شلوغه ،اشکالی نداره ادامه میدم ،مطمئنم جواباش همین جاست.
منم ،مثل شما وقتی دلیل چاقیمو یاد گرفتم و مسولیت چاقی رو برعهده گرفتم ،تنفرم از خودم و از چاقی و کوله بار سنگین چاقی و فشارهاشو ،تونستم رها کنم .
سبک تر شدم ،حالم بهتر شد و امیدوارتر شدم .
الان واقعا تلاش می کنم بهانه ای برای کوتاهی هام نتراشم.
بهانه ها رو کار منفی باف می دونم .
راستی حالم با منفی بافم خوبه ،فکر می کنم اونم داره مسولیت خودشو خوب انجام میده ،منم باید ازش یاد بگیرم که کارمو به نحو احسنت انجام بدم .
الان کارم با منفی باف مثل بازی طناب کشی میمونه ،باید ببینیم آخر کی اون یکی رو می کشه اون ور خط .
اینم جمله رو هم دوست داشتم .👇👇
اگه هنوز نفس می کشم یعنی من می تونم لاغر بشم .
خیلی حالم خوبه بازم نوشتم .
ببخشید اگه خیلی پرش دارم به این ور و اون ور .
هر روز سعی می کنم بهتر بنویسم .
استاد بی نهایت ممنونم از شما .
در پناه حق باشید 🙏🌷🌸🌼