لاغری با ذهن چیست و چطور انجام میشه؟
لاغری با ذهن یعنی بهجای اینکه با بدنمون بجنگیم، سراغ ذهنمون بریم و فکرها و باورهایی رو تغییر بدیم که سالها ما رو از خوردن ترسوندن، وعدهی چاقتر شدن دادن و احساسمون رو نسبت به خودمون بد کردن. در این روش خبری از رژیم غذایی سخت و ورزش اجباری نیست. چون وقتی فکر و نگرش ما دربارهی غذا و بدنمون عوض بشه، واکنشهای غذایی ما کمکم و بدون اجبار با ذهن هماهنگ میشه.
خیلی سادهترش اینه که چاقی از ذهن شروع میشه و لاغری هم باید از همونجا شروع بشه. هدف ما در این مسیر اینه که ذهنمون رو مثل ذهن افراد متناسب تنظیم کنیم.
این نوشته، مقدمهی یک دورهی آموزشی رایگان ۱۲ جلسهای است. در این ۱۲ جلسه قدمبهقدم با اصول و تمرینهای لاغری با ذهن (یا همون لاغری ذهنی) آشنا میشی. اول این مقدمه رو با حوصله بخون و بعد برو سراغ جلسه اول: شروع مسیر لاغری.
فهرست کامل ۱۲ جلسه دوره رایگان لاغری با ذهن
📱 اپلیکیشن لاغری با ذهن؛ دورهی ۱۲ جلسهای همیشه روی گوشی شما
خیلی از بچههای سایت برام نوشته بودن که دوست دارن جلسهها رو تو راه، تو صف یا شبها قبل از خواب گوش بدن، ولی هر بار باید سایت رو باز کنن و دنبال جلسهی بعدی بگردن. بعضیها هم گفته بودن اینترنتشون ضعیفه و ویدیوها وسط کار قطع میشه. برای همین اپلیکیشن لاغری با ذهن رو ساختم تا مقدمه و ۱۲ جلسهی رایگان همیشه توی گوشیتون باشه و هر وقت دلتون خواست، بدون دردسر ادامه بدید.

توی این اپلیکیشن همون جلسههایی رو میبینید که الان دارید توی سایت میخونید، ولی چند تا امکان دارن که توی سایت نیست:
- میتونید ویدیو و فایل صوتی هر جلسه رو دانلود کنید و بعداً بدون اینترنت ببینید و گوش بدید.
- بعد از دیدن هر جلسه، دکمهی «این جلسه را مشاهده کردم» رو میزنید و همیشه میدونید تا کجای مسیر اومدید.
- اگه چند روز ادامه ندید، اپ با یه پیام کوتاه یادتون میندازه که جلسهی بعدی منتظرتونه.
- اطلاعیههای مهم سایت، مثل جلسههای پرسش و پاسخ، توی خود اپ بهتون اطلاع داده میشه.
- برای نوشتن دیدگاه و تمرینهای هر جلسه، با شمارهی موبایل وارد میشید و مستقیم به بخش دیدگاههای همون جلسه میرید.
من سالها تجربه کردم که تغییر ذهن با یک بار خوندن اتفاق نمیفته و با تکرار و ادامه دادن شکل میگیره. وقتی جلسهها همیشه دم دستتون باشه، ادامه دادن مسیر لاغری با ذهن خیلی راحتتر میشه.
اپلیکیشن رایگانه و فعلاً فقط برای گوشیهای اندروید ساخته شده. چون فایل از سایت دانلود میشه، موقع نصب ممکنه گوشی بپرسه که اجازهی نصب از این منبع رو میدید یا نه؛ اون رو روشن کنید و نصب رو ادامه بدید. نسخههای بعدی هم داخل خود اپ اطلاع داده میشه و همونجا بهروز میشه.
🎧 فایلهای صوتی و ویدیوهای رایگان لاغری با ذهن
هر کدوم از ۱۲ جلسهی این دوره، علاوه بر متن، یه ویدیو و یه فایل صوتی رایگان داره. فایل صوتی رو میتونی دانلود کنی و هر وقت فرصت داشتی، مثلاً موقع پیادهروی یا توی مسیر، دوباره گوش بدی. هر بار که گوش میدی، آموزشها بیشتر در ذهنت میمونه. یعنی همهی فایلهای صوتی لاغری با ذهن این دوره رایگانه و برای شروع لاغری ذهنی به هیچ چیز دیگهای نیاز نداری.
فقط یادت باشه که گوش دادن شروع کاره و تمرین کردن ادامهی اون. یعنی بدون تمرین، فایلها بهتنهایی کار زیادی انجام نمیدن.
👈 شروع از جلسه اول
۵ اصل مهم مسیر لاغری با ذهن:
- پیدا کردن ریشهی چاقی در ذهن: یعنی بفهمیم چه فکرها و ترسهایی ما رو به خوردن بیشتر از نیاز بدن تشویق میکنن.
- تغییر باورهای چاقکننده: یعنی جملههایی مثل «من لاغر بشو نیستم» رو بشناسیم و جاشون رو با باورهای افراد متناسب پر کنیم.
- تموم کردن جنگ با غذا: در لاغری با ذهن غذای ممنوعه و کالریشماری نداریم. موضوع اصلی، نگرش ما به غذاست.
- آشتی با بدن: یعنی دست برداریم از سرزنش کردن خودمون و بدنمون رو دشمن نبینیم.
- یاد گرفتن لاغری: یعنی لاغری رو مثل یه مهارت یاد بگیریم تا برای همیشه بمونه، نه اینکه چند ماه وزن کم کنیم و دوباره برگردیم.
در این جلسه میآموزیم:
🚶♂️ من چطور این مسیر رو شروع کردم؟
وقتی ایدهی استفاده از قدرت ذهن برای لاغری به ذهنم رسید، نمیدونستم باید از کجا و چطور شروع کنم. قبل از اون، با چیزهایی که دربارهی قدرت ذهن خونده بودم، تغییرهای بزرگی در بخشهای دیگهی زندگیم دیده بودم. بنابراین با همون تجربه شروع کردم.
اولین کارم این بود که فرمولهای ذهنیم دربارهی چاقی رو پیدا کنم. منظورم از فرمول ذهنی، جملهها و باورهاییه که سالها در ذهنم تکرار شده بودن و رفتار غذایی من رو کنترل میکردن. بعد سعی کردم با تمرینهای مختلف، این فرمولها رو در ذهن ناخودآگاهم تغییر بدم.
ولی یه مشکل بزرگ داشتم. نتیجهی تمرینها و تلاش روزانهام هنوز روی بدنم دیده نمیشد. برای همین ذهنم خیلی بهم فشار میآورد و همون جملههای همیشگی رو تکرار میکرد:
- «تو لاغر بشو نیستی.»
- «با این کارها نمیشه لاغر شد.»
- «باید رژیم بگیری، باید ورزش کنی، باید سوختوساز بدنت رو بالا ببری.»
ولی من تصمیم گرفته بودم که فقط با تمرینهای ذهنی روی بدنم اثر بذارم. بنابراین به این حرفهای ذهنم دربارهی نتیجه نگرفتن اهمیت ندادم. چون میدونستم ذهنم داره بر اساس تجربهی رژیمها و تلاشهای قبلی من حرف میزنه، در حالی که مسیر جدید من هیچ ربطی به اون روشها نداشت.
خیلی سادهترش اینه که ذهن ما فقط چیزهایی رو میشناسه که قبلاً تجربه کرده. وقتی راه جدیدی رو شروع میکنی، ذهنت با معیارهای قدیمی قضاوتش میکنه. پس طبیعیه که اولش بهت بگه «این راه جواب نمیده». کار تو اینه که این حرف رو بشنوی، ولی به خاطرش مسیر رو رها نکنی.

🤔 ذهن ناخودآگاه چطور فرم بدن ما رو نگه میداره؟
همونطور که یهشبه چاق نشدیم، قرار هم نیست یهشبه لاغر بشیم. ما سالها یه سری فکر و احساس و رفتار رو تکرار کردیم. ذهن ما به این تکرارها عادت کرده و برای همین بدن ما هم همون فرم همیشگی رو نگه داشته.
رژیمهای عجیب و ورزشهای اجباری فقط به ظاهر ماجرا کار دارن. یعنی چند وقت وزن رو پایین میارن، ولی چون فکرهای پشت خوردن تغییری نکرده، دوباره همه چیز برمیگرده. بنابراین تا وقتی ذهن تغییر نکنه، تغییر بدن هم موندگار نمیشه.
برای همین در لاغری با ذهن این کارها رو انجام میدیم:
- فکرها و باورهای چاقکننده رو پیدا میکنیم.
- این باورها رو با باورهای افراد متناسب جایگزین میکنیم.
- یاد میگیریم از درون تغییر کنیم، نه با زور و اجبار.
در این مسیر غذا دشمن ما نیست و بدنمون هم دشمن ما نیست. ما فقط داریم ذهنمون رو با لاغری آشنا میکنیم. یعنی این مسیر آرومتره، ولی واقعی و موندگاره.
🌱 چیزی که از این مسیر به دست آوردم
راستش وقتی وارد این مسیر شدم، فقط میخواستم وزن کم کنم. ولی چیزی که پیدا کردم خیلی بیشتر از کم شدن وزن بود:
- ✅ اعتمادبهنفس بیشتر
- ✅ آرامش ذهنی
- ✅ حس بهتر نسبت به غذا
- ✅ رابطهی بهتر با بدنم
این مسیر برای من یه رژیم جدید نبود. یه یادگیری بود. یعنی من داشتم لاغر شدن رو یاد میگرفتم، درست مثل هر مهارت دیگهای که با تمرین و تکرار یاد گرفته میشه.
🧠 فرق لاغری با ذهن با روشهای دیگهی کاهش وزن
برای اینکه فرق این روش با روشهای دیگه رو بهتر بفهمی، به این دو جمله دقت کن:
- ✅ یاد گرفتن، کار ذهنه.
- ✅ لاغر شدن، کار بدنه.
ذهن خیلی زود یاد میگیره، ولی بدن برای تغییر کردن زمان لازم داره. یعنی ممکنه تو چند هفته چیزهای زیادی یاد بگیری، ولی هنوز تغییر زیادی روی ترازو نبینی. این به این معنی نیست که روش جواب نمیده. فقط یعنی بدن داره پشت سر ذهن حرکت میکنه.
بنابراین اگه هنوز دنبال یه راه جادویی برای سریع لاغر شدن هستی، بهتره همین الان این فکر رو کنار بذاری. تنها راهی که لاغری رو موندگار میکنه، ادامه دادن مسیر و تمرین کردنه.

📒 چطور از این ۱۲ جلسه استفاده کنم؟
خیلی از اعضای سایت از من میپرسن این جلسهها رو با چه سرعتی جلو برن. توصیهی من به کسی که تازه با این آموزشها آشنا شده اینه که هر روز فقط یک جلسه رو کار کنه. این کارها رو به ترتیب انجام بده:
- با دفتر و قلم ویدیو رو ببین: موقع دیدن ویدیوی هر جلسه، یه دفتر و قلم کنارت باشه و جملههای مهم رو یادداشت کن.
- تمرین رو بنویس: بعد از دیدن ویدیو، تمرین همون جلسه رو انجام بده و جوابهات رو همراه با برداشت خودت از آموزش، در بخش تمرینهای همون جلسه بنویس.
- نوشتههای دیگران رو بخون: جوابهای اعضای دیگهی سایت رو هم بخون تا ذهنت بیشتر وارد فضای لاغری با ذهن بشه.
- در طول روز تکرار کن: هر وقت فرصت داشتی، چند بار دیگه همون جلسه رو ببین یا فایل صوتیش رو گوش بده.
- فردا برو سراغ جلسهی بعد: جلسهی بعدی رو فقط روز بعد شروع کن.
شاید بپرسی خوندن نوشتههای دیگران چه فایدهای داره. وقتی ذهن تو نگرشهایی شبیه نگرش خودش رو میخونه، بیشتر باور میکنه که وارد گروهی شده که همه یه هدف دارن. بنابراین باور کردن این روش برای ذهنت راحتتر میشه.
⚠️ دو اشتباه رایج تازهواردها
در این سالها نوشتههای خیلی از تازهواردها رو خوندم. دو اشتباه رو بیشتر از همه دیدم که سرعت یادگیری رو خیلی پایین میاره:
اشتباه اول: دیدن همهی ۱۲ جلسه در یکی دو روز
خیلیها به خاطر ذوق و اشتیاق زیاد، همهی ۱۲ جلسه رو در یک یا دو روز میبینن و تمرین هیچ جلسهای رو انجام نمیدن. این اشتیاق قشنگه، ولی نتیجهای که میخوان رو بهشون نمیده.
وقتی تمرینها رو انجام ندی، آموزشها خیلی کم در ذهنت نفوذ میکنن. یعنی فقط چند تا فکر سطحی و زودگذر در ذهنت شکل میگیره که بعد از چند روز فراموش میشه. ولی وقتی مشغول نوشتن تمرین هستی، داری چیزهایی که یاد گرفتی رو با تکرار و نوشتن در ذهنت ثبت میکنی.
خیلی سادهترش اینه که دیدن ویدیو یعنی شنیدن آموزش، ولی نوشتن تمرین یعنی یاد گرفتن اون. پس عجله نکن و هر روز فقط یک جلسه رو کامل کار کن.
اشتباه دوم: تعریف کردن روش برای اطرافیان
خیلیها همون روزهای اول برای اطرافیانشون تعریف میکنن که یه روش متفاوت برای لاغری پیدا کردن. معمولاً این کار نهتنها انگیزهشون رو بیشتر نمیکنه، بلکه نتیجهی بدی هم داره.
چون بیشتر آدمها لاغری با ذهن رو نمیشناسن، معمولاً مسخرهات میکنن. بعد هم هر روز زیر نظرت میگیرن و یادت میارن که «پس چرا لاغر نشدی؟ مگه نگفتی روشی پیدا کردی که با فکر کردن لاغر میشی؟». با این حرفها سعی میکنن بهت ثابت کنن که اشتباه کردی و بهتره مثل بقیه بری سراغ یه رژیم درستوحسابی و یه کم ورزش.
بنابراین بهتره این مسیر رو اول برای خودت طی کنی. وقتی ذهنت تغییر کرد و نتیجهاش رو دیدی، دیگه لازم نیست چیزی رو به کسی ثابت کنی.

📘 در این ۱۲ جلسه چی یاد میگیری؟
در این دوره خبری از رژیم سخت، لیست غذاهای ممنوعه و کالریشماری نیست. بهجاش اینها رو یاد میگیری:
- 🔍 چاقی واقعاً از کجا شروع میشه؟
- 🧠 چطور فکرهای چاقکنندهات رو پیدا کنی و تغییرشون بدی؟
- 🛠️ چطور عادتهای ذهنی افراد متناسب رو در خودت بسازی؟
- 🍽️ چطور بدون استرس و عذاب وجدان غذا بخوری؟
- 💞 چطور به بدنت اعتماد کنی؟
و مهمتر از همه یاد میگیری که لاغری از جایی شروع میشه که خودت رو ببینی، بپذیری و دوست داشته باشی.
قدم بعدی تمرینه. نه به زور و نه برای نتیجهی فوری، بلکه برای اینکه ذهنت رو قدمبهقدم با لاغری آشنا کنی. تمرین زیر رو انجام بده و بعد برو سراغ جلسه اول.
🧠 تمرین شناخت ترسها
در بخش نظرات، با حوصله به سؤالهای زیر جواب بده. جوابهات رو کامل و با جزئیات بنویس، نه فقط در چند کلمه. بعد از نوشتن، جوابهای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون.
- ❓ از چاقتر شدن میترسی؟ چرا؟
- ❓ از لاغر نشدن میترسی؟ چرا؟
- ❓ به نظرت ترس از چاقتر شدن جلوی متناسب شدنت رو گرفته؟
- ❓ ممکنه ترس از لاغر نشدن باعث شده هیچ اقدامی نکنی؟
✍️ تعهد ذهنی خودت رو بنویس
این جملهها رو در دفترت بنویس و چند بار با خودت تکرار کن:
- ✅ از این لحظه همهی کارهایی که برای لاغر شدن انجام میدادم را متوقف میکنم و با تمرکز کامل وارد مسیر لاغری با ذهن میشوم.
- 💫 از این لحظه ترس از لاغر نشدن را رها میکنم و با اطمینان به توانایی خودم در این مسیر قدم برمیدارم.
🔥 انگیزهی درونیت رو پیدا کن
حالا به این سؤالها هم با جزئیات جواب بده:
- 💡 چقدر مطمئنی که توانایی لاغر شدن رو داری؟
- 🌟 اگه مطمئنی، دلیلهات رو با جزئیات بنویس تا خودت هم بیشتر باورش کنی.
این تمرین ساده، اولین قدم برای رها شدن از ترسها و شروع واقعی مسیر لاغریته ✨
یک پیشنهاد دوستانه: طی کردن این مسیر به صبر و تمرین روزانه نیاز داره. اگه دوست داری این مسیر رو متمرکزتر و با تمرینهای بیشتر طی کنی، دورهی [ورود به سرزمین لاغرها] برای همین هدف طراحی شده.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. لاغری با ذهن واقعاً جواب میده؟
رژیمهای سخت فقط با بدن میجنگن و برای همین نتیجهشون موقتیه. ولی وقتی فکرها و باورهای ما دربارهی غذا و بدنمون عوض بشه، رفتار غذایی ما هم بدون زور و مقاومت عوض میشه. بنابراین نتیجهی این روش آرومتر دیده میشه، ولی موندگارتره.
۲. چقدر طول میکشه تا با لاغری با ذهن لاغر بشم؟
این مسیر مسابقهی سرعت نیست. همونطور که سالها طول کشیده تا ذهن ما به چاقی عادت کنه، برای یاد گرفتن لاغری هم زمان لازمه. ذهن زود یاد میگیره، ولی بدن برای تغییر به زمان و تمرین مداوم نیاز داره.
۳. میتونم همهی ۱۲ جلسه رو در یکی دو روز ببینم؟
پیشنهاد من اینه که هر روز فقط یک جلسه رو کار کنی. ویدیو رو با دفتر و قلم ببین، تمرینش رو بنویس، نوشتههای بقیه رو بخون و فردا برو سراغ جلسهی بعد. اگه همهی جلسهها رو بدون تمرین ببینی، آموزشها خیلی کم در ذهنت میمونه.
۴. در این روش باید شیرینی یا فستفود رو کنار بذارم؟
نه. در لاغری با ذهن هیچ غذای ممنوعهای نداریم. موضوع اصلی، نگرش ما به غذاست. وقتی ذهنت آرومتر بشه و فرمولهای چاقکنندهاش تغییر کنه، دیگه برای فرار از احساسهات سراغ غذا نمیری.
۵. از کجا باید شروع کنم؟
از همین مقدمه و بعد جلسه اول: شروع مسیر لاغری. اگه دوست داری مسیر رو متمرکزتر و با تمرینهای بیشتر طی کنی، دورهی «ورود به سرزمین لاغرها» برای همین طراحی شده.
امتیاز 3.86 از 519 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











سلام استاد عزیز
و سلام به همگی
خداروشکر سایت بالا اومد و میخوام که از آموزش ۱۰۰ گام شروع کنم
استاد فایل عالی بود واقعان حس آرامش بهم داد و دوباره اطمینانم بیشتر شد
خوب بریم سراغ تمرینات
از چاق شدن می ترسی چرا؟من از بچگی میترسم از چاق شدن چون هر وقت چاق تر میشدم مورد تمسخر و یا خجالت زده میشدم یا بقیه خیلی تذکر میدادن میگفتن زهرا کمتر بخور نگا چقدر بد شدی زشته بد برای سن تو فکر میکردم من با حرف های اونا انگیزه میگرم در صورتی ناراحت میشدم و از ناراحتی یادمه رژیم میگرفتم همش میگفتم دیگه ایندفعه لاغر میشم اما هر دفعه مثل قبل نتیجه ام پایدار نبود و خلاصه که من ترس از چاقی رو از بچگیم دارم و کلا به یاد دارم
و توی بچگی چون اول بود اینکه دوباره چاق تر بشم میترسیدم میگفتم اگه بزرگتر بشم دیگه چی یعنی چقدر چاق میشم می فکر میکردم و برای همین همش من درحال رژیم گرفتن بودم
از لاغر نشدن می ترسی چرا؟ تجربه آن رو بنویس .
بله از اینکه لباس مورد علاقم تنم نشه از اینکه بقیه تذکر بدن میترسم
از اینکه سختی وو اضافه داشتن رو تحمل کنم میترسم
از اینکه بخوام برم مهمونی و دیگران هی نگاه کنن و خجالت زده بشم
به نظرم افراد تپل خودمون رو نمیبینیم برای همین من وقتی رژیم میگرفتم و نتیجه طولانی نبود اما همون کم بهم اعتماد به نفس میداد یعنی اینکه تونستم و بلاخره شد . برای همین من وقتی رژیم میگرفتم درسته سخت بود خیلی اما انجام میدادم
ترس از چاق ترشدن مانع متناسب شدند شده ؟
وقتی فایل گوش دادم بیشتر به این مسیر اعتماد کردم
اما یک روزی آره ول کردم دیگه تلاش نکردن برای رژیم گرفتن و کلن رها کردم و توی بعضی از دوره ها گفتم که من رو خدا چطور قشنگ هدایت کرد به لاغری با ذهن
ترس از لاغر نشدنت باعث شده دست به اقدام نزنی؟
قبلاً یادمه از لاغر شدن میترسیدم هنوزم هست اما با لاغری با ذهن کمرنگ تر شده
بیشترین ترسم این بود که اگه لاغر بشی دوباره برگردی چی و کل حسم میرفت چون همش یاد خاطرات چاقی میافتادم و میگفتم نکنه دوباره تکرار بشه
تعهد ذهنی خودت رو بنویس
از این لحظه تمام کارهایی که برای لاغر شدن انجام میدادم را متوقف میکنم و با تمرکز کامل وارد میسر لاغری با ذهن میشوم
از این لحظه ترس از لاغر نشدن را رها میکنم و یا اطمینان از توانایی خودم در این مسیر قدم برمیدارم
چقدر اطمینان که توانایی لاغر شدن داریی؟
خیلی اطمینان دارم چون من در مسیر سخت تونستم نتیجه بگیرم و البته پایدار نبودن هیچ کدوم اما من هر بار تلاش میکردم
حالا که لاغری با ذهن مسیر درستی هست چون از همون اول آرومی استرس نداری برعکس رژیم گرفتن
مقدمه
به نام خداوند جان و خرد، آنکه زیبایی را در دل هر انسانی آفرید و آرامش را در گوشهای از قلبمان پنهان کرد 💫
سلام و درود قلبی من به استاد مهربانم، **استاد عطاروشن**، و همهی دوستان و همراهان عزیز در مسیر تناسب فکری 🌷
من امروز میخواهم از دل خود حرف بزنم؛ از ترسهایم، تجربههایم، شکستنها و دوباره قد علم کردنم. از راهی بگویم که از جنگیدن با بدنم آغاز شد و حالا به دوستی با ذهن و قلبم رسیده است 🌿
—
از کودکی همیشه ترسیدهام از نگاههای مردم، از قضاوتهایی که بیرحمانه روی ظاهر مینشستند.
در ذهنم این باور بود که هرچه چاقتر شوم، ارزشم کمتر میشود؛ انگار محبت دیگران وابسته به عددی روی ترازوست 😔
هر بار که کسی لاغر میشد، تحسینش میکردند، به او لبخند میزدند، لباسهای قشنگش را ستایش میکردند. اما وقتی من کمی چاق میشدم، نگاهها سرد میشد، لبخندها محو میگشت.
احساس میکردم با هر گرم اضافه بر بدنم، از چشمها و دلهایشان دورتر میشوم.
ترس از چاقتر شدن تبدیل شد به سایهای که همه جا همراهم بود.
ترسی که اجازه نمیداد از زندگی لذت ببرم.
ترسی که هر وقت لقمهای در دهانم میگذاشتم، در گوشم میگفت: «میدونی داری خودت رو بدتر میکنی؟!» 😢
و همین صدا من را از درون زخمی میکرد.
اما دردناکتر از چاقی، رفتار آدمها بود…
وقتی نگرانتر از خودم بودند که مبادا سکته کنم، وقتی در ظاهر دلسوزی میکردند ولی در واقع داشتند تحقیرم میکردند.
وقتی هر گفتوگو تبدیل میشد به توصیهای ناخواسته:
ـ «ورزش کن!»
ـ «عمل کن!»
ـ «رژیم بگیر!»
و من با هر جملهشان، تکهای از عزتنفسم فرو میریخت.
گاهی حس میکردم ذهنم از شدت قضاوت خسته شده؛ از اینکه دیگران من را نه برای روحم، بلکه برای ظاهرم بشناسند. حس میکردم کسی صدای درونم را نمیشنود. و چقدر دردناک است وقتی انسان میان جمع، **تنهاترین** میشود…💔
ترس از چاق شدن تنها ترسم نبود.
از **لاغر شدن هم میترسیدم.**
چون هر بار که لاغر شده بودم، افسار ذهنم را دست ترس داده بودم نه ایمان.
بعد از هر کاهش وزنی، دیگران با نگرانی جدیدی سراغم میآمدند:
«مواظب باش دوباره چاق نشی!»
«یادت نره دیگه نباید چیزی بخوری!»
و من با هر جملهشان، وارد **استرس تازهای** میشدم.
حتی وقتی سبکتر میشدم، درونم سنگین بود؛ سنگین از ترس برگشت، از اضطراب شکست.
منتظر بودم یک اشتباه کوچک کنم و همه چیز برگردد، و دقیقاً همان میشد… وزنم دوباره بالا میرفت.
و هر بار که ترازو بالا میرفت، اعتمادبهنفسم پایین میآمد.
احساس میکردم ارزشم با همان عدد بالا پایین میشود.
هر توصیهی دیگران، هر نگاه هشداردهنده، هر حرف از سر دلسوزی، در من ریشهی تردید میکاشت.
از خودم میپرسیدم: یعنی من هیچوقت نمیتونم بدنی متعادل داشته باشم؟
یعنی همیشه باید در جنگ با خودم باشم؟
بارها و بارها رژیم گرفتهام.
هزاران تمرین ورزشی کردهام.
گاهی تا مرز ضعف پیش رفتهام.
وزنم پایین آمده، سپس برگشته.
و من ماندهام با خستگی، سردرگمی و کولهباری از ناامیدی 🥀
ترس، مثل بندی دور ذهنم پیچیده بود.
هر بار که میخواستم شروع کنم، صدایی درونم میگفت:
«بازم شکست میخوری!»
«فایدهای نداره…»
و من در نبرد بین امید و ناامیدی، گاهی تسلیم میشدم.
خسته بودم از مبارزه، از تلاشهایی که به نتیجه نرسیده بودند.
خسته از احساس گناه بعد از هر وعدهی غذا، از اشکهایی که شبانه میریخت و تبدیل به عزم صبحگاهی میشد… اما دوباره شکست میخورد 😔
تا اینکه روزی فهمیدم اصلِ ماجرا در *جنگیدن* نبود، در *درک کردن* بود.
نمیشود با ذهنی که از چاقی میترسد، لاغر شد.
چون همان ترس، هر روز بدن را در حصار اضطراب نگه میدارد.
من فهمیدم باید **ذهنم را آرام کنم**، نه فقط بدنم را تغییر دهم 🌱
باید به جای جنگیدن با بدن، با عشق در آغوشش بگیرم.
ترس از چاق شدن را نمیشود با رژیم خاموش کرد، فقط با **باور** و **آرامش** میشود آن را ذوب کرد.
حالا تصمیم گرفتهام از این لحظه، همهی روشهای گذشته را کنار بگذارم.
دیگر نمیخواهم درگیر رژیم یا مقایسه باشم.
از این لحظه، با تمام وجودم اعلام میکنم:
✍️ من، فرانک، کارهایی را که برای لاغر شدن انجام میدادم متوقف میکنم و با تمرکز کامل وارد مسیر لاغری با ذهن میشوم. از این لحظه، ترس از لاغر نشدن را رها میکنم و با اطمینان از توانایی خودم قدم برمیدارم. 💫
میدانم ذهنم دشمن من نیست؛ فقط سالها ترسیده، سالها خودش را بیارزش پنداشته.
حالا وقت دوستی است، نه تنبیه.
در این مسیر تازه، میخواهم با عشق به خودم نگاه کنم.
وقتی گرسنهام بخورم،
وقتی سیر شوم، دست از خوردن بکشم،
وقتی آینه را میبینم، لبخند بزنم، نه نقد و قضاوت.
لاغری برای من دیگر عدد نیست، **احساسی درونی است**. احساسی از سبک بودن، از صلح با خود 💖
ترس هنوز گاهی سراغم میآید.
در گوشم زمزمه میکند که شاید دوباره شکست بخورم.
اما حالا من به صدای دیگری گوش میدهم؛ صدای آرامِ امید.
میدانم شاید مسیرم طولانی باشد، اما در این راه، تنها نیستم.
خدایی دارم که در عمق وجودم ساکن است، و هر بار که ناامید میشوم، نشانهای از او میرسد 🌤️
بارها با خود گفتهام: اگر بدن من توانِ کاهش وزن را قبلاً داشته، یعنی هنوز میتواند.
اگر تجربه کردهام که حتی برای مدتی کمتر شد، یعنی قدرت تغییر در من وجود دارد.
فقط باید مسیر درستش را بیابم؛ مسیرِ ذهن، مسیرِ ایمان، مسیرِ باور.
گاهی شبها قبل از خواب، با قلبم حرف میزنم.
به او میگویم: «من تو را دوست دارم، حتی وقتی هنوز به ایدهآل نرسیدهای.»
و حس میکنم جوابی از درونم میآید:
«من هم تو را دوست دارم، فقط لطفاً باور کن.» 🌹
آری، من ایمان دارم.
میدانم هنوز درونم آن نیروی الهی وجود دارد که همه چیز را ممکن میسازد.
میدانم اگر ذهنم را با عشق و آرامش تغذیه کنم، بدنم با توازن پاسخ خواهد داد.
من لاغری را نه از طریق ترس، بلکه از مسیر ایمان تجربه خواهم کرد.
شاید کسی از بیرون من را ببیند و بگوید «فرانک هنوز همان است»، اما من درونم میدانم: **من دیگر آن آدم قدیم نیستم.**
دیگر با ترس زندگی نمیکنم؛ با آگاهی زندگی میکنم.
دیگر با گناه غذا نمیخورم؛ با عشق و حس قدردانی میخورم 🙏
حالا وقتی چیزی میخورم، از خدا تشکر میکنم که بدنم را چنین زیبا آفریده است.
حس میکنم انرژی غذا، تبدیل میشود به نوری درونم.
هر لقمه، یادآور این است که من لایق آرامش و زیبایی هستم ✨
در این مسیر، خودم را دوباره پیدا کردهام.
دیگر آن دختر خسته و ناامید نیستم.
من زنی هستم که به نیروی الهی درونش باور دارد 💪💖
میدانم ممکن است گاهی بلغزم، گاهی اشتباه کنم، اما دیگر خودم را سرزنش نخواهم کرد.
هر گام اشتباه، بخشی از مسیر است، بخشی از رشد من.
من یاد گرفتهام که نتیجه، تنها در صورتی میآید که ذهنم عاشق مسیر باشد نه عجول برای مقصد.
و من، در این عاشقی، آرامم 🌼
حالا وقتی به آینده فکر میکنم، درونم لبخند میزند.
نه به خاطر اندامی که خواهم داشت، بلکه به خاطر **حسی که در روحم جاری خواهد شد**.
آرامش، اطمینان، زیبایی و ایمان ✨
هر روز با خود تکرار میکنم:
من لایق متناسب شدن هستم.
من توانایی ساختن جسم و ذهنی هماهنگ را دارم.
من در آرامش، زیبا هستم.
گاهی تردید هنوز به سراغم میآید و میگوید: «زهی خیال باطل!»
اما من با لبخند به او پاسخ میدهم:
«شاید حق با تو باشد، اما من تا آخرین لحظه امید را رها نمیکنم.»
زیرا ایمان دارم:
کسی که کارش را به خدا بسپارد، خدا هم دستش را رها نمیکند 🌈
—
من حالا ایمان دارم به بدنی که سالها با او بیمهری کردم.
به ذرهذرهی سلولهایم که همچنان برای من زنده و پویا ماندهاند.
میدانم اگر مسیر را با صبر، عشق و آگاهی طی کنم، نتایج زیباتر از آنچه تصور میکنم خواهند بود.
من حالا به جای ترسیدن از چاقی،
به زیباییِ حرکت بدنم فکر میکنم 💃
به جای ترس از بازگشت وزن،
به آرامشی فکر میکنم که درونم در حال شکوفه زدن است 🌸
در پایان، دلم میخواهد از اعماق وجودم بگویم:
من فرانک هستم 🌹
زنی که بارها شکست خورد، اما هنوز ایستاده است.
زنی که سالها با بدنش جنگید و حالا با عشق در آغوشش گرفته.
زنی که یاد گرفته برای لاغر شدن، باید اول **ذهنش را سبک کند**، نه فقط بدنش را.
و حالا با شور و ایمان زمزمه میکنم:
✨ من در مسیر آرامش هستم.
✨ من لاغری را از درون آغاز کردهام.
✨ من خودم را میپذیرم، دوست دارم، و هر روز متناسبتر میشوم.
خدای من، سپاس که در من نوری نهادی که هیچ ترسی نمیتواند خاموشش کند 🌟
سلام. من قبلاً لاغر بودم با اندامی زیبا اما ۱۵ کیلو اضافه شدم. الان هم اندامم رو میگن خوبه اما خودم دوستش ندارم. بارها رژیم گرفتم چند کیلو کم شدم اما باز اضافه شده. قرص، ورزش، رژیم
اما زود خسته شدم. انگار حال ندارم دیگه روشی رو امتحان کنم. اتفاقی زدم اینجا و خواستم این روش رو امتحان کنم. میدونم ذهن خیلی معجزه میکنه میدونم حتی بدترین بیماریها با ذهن درمان میشه. من میخوام کم کنم. حداقل ده کیلو. بیشتر نه چون خیلی لاغر شدنم رو دوست ندارم. من میتونم کم کنم چون میخوام حالم با لاغری خوب بشه. چاقی رو دوست ندارم.
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده و مهربان
سلام استاد عزیز
سپاس فراوان از شما
لاغری با ذهن فقط با تمرین میسره وگرنه فقط خوندن و گوش دادن به نتیجه نمیرسونه اگر عمل نداشته باشم اصلا بکار نمیاد میشم عالم بی عمل.
از چاقتر شدن میترسی؟ چرا؟
موقعی میترسیدم که همش دنبال رژیم و ورزش و کم خوردن از ترس چاقی و هزاران روشی که تا الان امتحان کرده بودم، چونکه تو همشون شکست خورده بودم دلیلش هم همیشه یه سوال بود که چرا لاغرها هیچکاری نمیکنن ولی لاغرن چرا میخورن لاغرن چرا ورزش نمیکنن لاغرن چرا اصلا لاغرا لاغرن بعدش ترس میافتاد که اینم راهش نیست و شکست میخوردم و دوباره میگفتم ول کن بابا اینهمه چاق هست منم یکیش لباس میخوام میرم گشاد میخرم و همبنجوری باعث میشد براحتی برگردم سمت چاقی.
چی باعث میشه این ترس توی دلت بمونه؟
شکست های پشت سر هم از رژیم هایی که تا حالا گرفته بودم و سختی هایی که رژیم ها داشتن باعث میشد ترس تو دلم بمونه و چاق باشم.
از لاغر نشدن میترسی؟ چرا؟
اره میترسم لاغر نشم که بوقتی دوباره مجبور باشم لباس گشاد بپوشم مجبور باشم سختی هاشو تحمل کنم البته این سایت مثل روز برام روشن کرده که بودن و همگام بودن باهاش ، لاغری یکی از اون هزاران نتیجه ای که میده
چه تجربههایی باعث شدن این ترس عمیقتر بشه؟
بسکه رژیم گرفتم لاغر شدم دوباره چاق شدم هر سری ترس از اینکه دوباره چاق شم و لاغر نشم بیشتر شده.
حرفه ای ترین رژیم هم پشتش ترس داره که نکنه دوباره چاق شم اخه رژیم ها از ریشه مشکل دارن میخوان جسم رو درست کنن در صورتی که مشکل تو ذهن هستش.
ترس از چاقتر شدن، مانع متناسب شدنت شده؟
گاهی وقتا قاطی میکردم میگفتم هر چی میخواد بشه بزار بشه به درک که چاقتر میشم اصلا مهم نیست ولی بازم بعد از چند وقت رفتم سراغ لاغری ولی هر چقدر هم ترسیدم مانع نشده حالا به هر روشی که رفته بودم امید داشتم که لاغر میشم ولی راهم اشتباه بود ولی الان هم از لاغری مطمئنم هم از راهی که انتخاب کردم.
اگر اطمینان داری، دلایل این اطمینان رو با جزئیات بنویس تا خودت هم بیشتر بهش ایمان بیاری.
اطمینان خیلی خیلی دارم چونکه با همه روشهای قبلی لاغر شدم فقط برگشت خوردم دوباره ، ولی اینبار با تناسب فکری لاغر میشم صد در صد ولی دیگه برنمیگردم (اگر تو همین مسیر بمونم) این سایت تمام سوالات بی جوابم رو داده مثل اینکه چرا لاغرا چاق نمیشن ، چرا لاغر ها هر چی میخورن لاغر میمونن، چرا هر کی لاغر هر چی تلاش میکنه چاق نمیشه اگرم بشه دوباره لاغر میشه ، تمام این سوالات رو پاسخ داده بعدش تو این روش هر چی میخوای بخوری بخور،هر چقدر دلت خواست بخور فقط باید یاور ها رو درست کرد.
نشان های دریافت شده
تعهدم:
از همین لحظه سعی میکنم تمام فکرهای مربوط به چاقی، روش های دیگه، ناتوانی در لاغری و بی اعتمادی به خودم رو از ذهنم پاک کنم. ازین به بعد با هر کار کوچیکی به خود تبریک میگم و بااراده بودنم رو به چشم خودم میارم. مگه غیر اینه؟! انجام کار= اراده
از این لحظه به بعد تمرکزم رو کاملا روی تناسب فکری میذارم. هیچ چیز تو این دنیا مهم تر از خودم نیست. باید به هر چیزی دوس دارم برسم، باید آزادی عمل داشته باشم و از محدودیت هام کم کنم. عمر من محدوده و میخوام حسابی خوش بگذرونم و پا توی ترس هام بذارم.
نشان های دریافت شده
از لاغر نشدن میترسی؟ چرا؟
از لیز خوردن و رها کردن مسیر میترسم. میدونم اینکارو کنم روند لاغر شدنم متوقف میشه. وگرنه کاملا تو دل مسیر هستم و نتیجه گرفتم فقط هنوز کامل چربی ها حذف نشده.
چه تجربه هایی باعث شدن این ترس عمیق تر بشه؟
دو سه بار تمرین رو رها کردم. اینا باعث شد بترسم. ولی دفعه آخر سریع تر به مسیر برگشتم و فهمیدم ریشه ی رها کردنم چیه.
ترس رها کردنم کمتر شده چون چند ماهه دارم تمرین هارو با لذت انجام میدم و اگه وقفه ای افتاده سریع برگشتم. اراده و تداومم بیشتر شده🥰
خودمو بابت رها کردن سرزنش نمیکنم. برگشتن مهمه. لیز خوردن ممکنه برای همه رخ بده اما هر بار برمیگردم فرصت دارم یاد بگیرم چکار کنم لیز خوردنم کمتر بشه.
یعنی اون قدر میترسی که هیچ کاری نمیکنی؟
ترس از لاغر نشدن باعث شده دست به اقدام نزنی؟
نه میدونم لاغر میشم بارها این روشو امتحان کردم و نتیجه گرفتم. دلایل زیاد بود که باعث میشد دست به اقدام نزنم و مسیرو رها کنم. یکیش این بود فکر میکردم لاغر شدن کار سختیه پس مسیر تناسب فکری خیلی سخته و باید سختی بکشم باورام عوض بشه. درصورتی که اینطور نبود. مگه برای باور کردن نظرات اطرافیان درمورد چاقی سختی کشیدم؟ نشستم متمرکز تمرین و تکرارشون کردم؟😆
یعنی فکر میکنی فایده ای نداره و منصرف میشی؟
خیلی مطمئنم با تمرین هر روزه تا ۴ ماه دیگه کلی از وزنم کم شده. بخصوص که بدن خیلی سریع تغییر میکنه.
نشان های دریافت شده
از چاق شدن میترسی؟ چرا؟
چی باعث میشه این ترس تو دلت بمونه؟
حقیقتش فکر نمیکنم چاق تر بشم. بیشتر رد لاغر نشدن تو ذهنم هنوز پررنگه. زیاد سخت نمیگیرم و سعی نمیکنم صد درصد لاغر شدن رو باور کنم. مدتهاست لاغری با ذهن رو شروع کردم و خیلی خوب لاغرتر شدم. اما هیچوقت باورم صد درصد نشده بود. فقط هر روز تمرین میکردم، حسم بهتر میشد و متوجه شدم لاغرتر شدم. بنابراین دست از سنجش میزان باورم به لاغری برداشتم و خواهم برداشت.
تمرین کردن رو باید ادامه بدم هنوز مسیرم باقیمونده ولی مطمئنم چاق تر نمیشم. اخه چیزی قدرت چاق کنندگی نداره. همه عین من دارن زندگی میکنن و متناسب هستن. فرقی با هم نداریم.
نشان های دریافت شده
سلام به زیباترین خدایی که زیباست و زیبایی را دوست دارد خدایی که در این نزدیکی است ومن به زمان بندیش اعتماد دارم
سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری
دوره آموزشی رایگان _ صد گام لاغری با ذهن مقدمه ۱۰۰ گام
امروز می خواهم سفری را شروع کنم که با سفرهای دیگر متفاوت است می خواهم به تناسب اندام واقعی خودم برسم من در این سفر می خواهم با آرامش و متفاوت از راههای دیگر ولی خیلی عمیق به نام سفری صدگام که نه تنها به طرف لاغری حرکت کنم بلکه به طرف خود واقعی ام هدایت شوم
من در تمام طول عمرم با رژیمهای گوناگون و جورواجور و با انجام دادن ورزشهای سخت و پیاده رویهای طاقتفرسا تنها ظاهر خودم را تغییر می دادم و جسمم را تحت فشار قرار می دادم و حالا که به این مسیر زیبای لاغری با ذهن هدایت شدم می فهمم که ریشه اصلی چاقیم در یک جایی دیگر بود اون هم در توی ذهنم
حالا میخواهم سفری را آغاز کنم به جای اینکه با بدنم در حال جنگ باشم سراغ جایی بروم که فرمانده کل بدنم است که تمام فرمانهای بدنم بخصوص چاقیم را اون صادر می کند و حالا می خواهم دوباره ذهنم را برنامه ریزی کنم و اون فکرهایی که محدود کننده بودند را شناسایی کنم و با آموزشهایی که می بینم جایگزینشان کنم و آموزش ببینیم که چگونه می توانم از درون تغییر کنم نه با زور و اجبار
می خواهم با ذهنم از در دوستی وارد شوم چون حالا می فهمم که بدنم و غذاهایی که می خوردم دشمنم نبودند و من می خواهم در این مسیر زیبای لاغری با ذهن آرام و عمیق و واقعی لاغر شوم ما در این مسیر زیبا آگاهیهای زیادی دریافت می کنیم مثل اعتماد به نفس بالا، آرامش ذهنی، حس خوب نسبت به غذا، صمیمیت داشتن با بدنمان، کار، زندگی و رابطه و……
در این مسیر می فهمیم که یاد گرفتن یک فرایند ذهنیمان است و لاغر شدن یک فرایند جسممان است
چون ذهنمان خیلی زود یاد میگیرد اما جسممان برای تغییر دادن خودش به زمان نیاز دارد چون ما با ۱۰درصد از چیزهایی را که می شنویم و می خوانیم می توانیم بخاطر بسپاریم و ۹۰ درصد از آن چیزهایی که با دستمان، دلمان و عملکردمان تجربه اش می کنیم را یاد می گیریم
حالا اگر ما بخواهیم در این مسیر زیبای لاغری با ذهن در حال حرکت باشیم و فقط به فایلها گوش دهیم و هیچ تمرینی انجام ندهیم و چیزی ننویسیم و تحلیل و تجربه ای نکنیم ذهنمان اون تغییرات عمیق را پیدا نخواهد کرد ما باید به فایلهای آموزشی گوش دهیم و مطالب آموزنده را مطالعه کنیم تمریناتمان را انجام دهیم استمرار داشته باشیم و تکرار، تکرار کنیم و ادامه دهیم آن موقع هستش که تأثیر گذار و ماندگار خواهد بود
ما همیشه قبلا توسط خانواده، معلمها، رسانه ها، شنیده ها و دیده هایمان و……اطلاعاتی را در ذهنمان جمع آوری کرده بودیم که نه به درد خودمان می خورد و نه به درد زندگیمان می خورد
من قبل از آشناییم با این سایت همیشه وقتی خونه دخترم می رفتم اولین کاری که می کردم سراغ یخچال و اجاقگازش می رفتم و هر چیزی که بود از اون می خوردم دخترم غذاهای خوشمزه ای
می پزه و بوی غذاهایش توی خونه می پیچه و من همیشه دوست داشتم که از غذاهایش بخورم حتی اگر گرسنه ام نبودم و همیشه وقتی جایی مهمان بودم فکر می کردم که زشته باید هر چیزی که در بشقابم کشیده بودم را بخورم و بودن در این سایت می فهمم که تمام این کارهایی که انجام می دادم کاملا اشتباه بودند ما همیشه در ذهنمان صداهایی را می شنویم که بخور حيف، بخور تمام می شه، بخور خوشمزه است و….حالا من
می خواهم اون صدا ها و تمام اون کلماتی که از درون به من گفته می شد که بخور و همیشه تکرار می شد را به صورت عالی حلش کنم و ورودیهایم را تغییر دهم تا خروجی هایم به صورت عالی فرق کند و من خودم دارم چند سال انجامشان می دهم و این برای چندمین بار است که این مسیر را تکرارش می کنم و هر بار که شروع کردم و به پایانش رساندم کلی تغییرات زیادی در من بوجود آمده است
من در این مسیر به این درک رسیده ام که فقط کاهش وزنمان نیست
من در این مسیر زیبای لاغری با ذهن یادگرفته ام جنگ کردن با درونم را از بین ببرم و اعتماد به نفسم را بالا ببرم
ومن حالا به آرامش درونی رسیده ام و این مسیر بر تمام زندگیم اثر گذار بوده است اما بازهم کلی کار دارم
من خیلی روشهای مختلفی زیادی را امتحان کرده ام و انجامشان داده ام یعنی از سن کم از ۸-۹ سالگی شروع کردم و تا سن ۵۶ سالگی هم ادامه داشت من با روشهای زیادی تلاش کرده بودم که وزنم را کم کنم کاهش وزن داشتم اما هیچ یک ماندگاری نداشت چون همیشه سعی می کردم با تحت فشار قرار دادن جسمم لاغر شوم و هیچ آگاهی از آموزشهای ذهنی نداشتم تا اینکه با مسیر زیبای لاغری با ذهن آشنا شدم وفهمیدم که اگر ذهنم با جسمم همسو وهماهنگی داشته باشد وتصویرهای جدید ذهنیم با هدفی که دارم همسو شود به وزن ایده آلم خواهم رسید
حالا من یاد گرفته ام که به فایلهای آموزشی گوش دهم و مطالب آموزنده را مطالعه کنم و تمریناتم را انجام دهم و هر چیزی را که یاد گرفته ام به آن عمل کنم استمرار داشته باشم، تکرار کنم و ادامه دهم و خواهم داد
من حالا نه ترس از چاق شدن دارم، نه از غذاها ترسی دارم و نه ترسی از لاغر شدن دارم و….
چون من دیگر محتاج لاغری نیستم چون انرژی لاغری را در تمام وجودم احساس می کنم و این حس سبب خواهد شد که فرمولهای صحیح لاغری در ذهنم ایجاد شود و مرا به سمت تناسب اندام ایده آلم برساند حالا می خواهم تعهد بدهم برای چندمین بار
من سوسن جودی در تاریخ ۱۴۰۴/۱۱/۱۴ با تمام وجود و علاقه فراوانی که به تناسب اندامم وسلامتی و تندرستی دارم تعهد میدهم و در این لحظه مقدس تصمیم قطعی بگیریم و هر کاری و روش که برای لاغریم انجام می دادم را کنار بگذارم و با همه وجودم در این مسیر زیبای لاغری با ذهن هم قدم شوم و تمام ترسهایم را متوقف کنم و به حرکت خودم ادامه دهم و خواهم داد تا به اون تناسب اندام ایده آلم برسم و نه تنها در لاغری بلکه در تمام جنبه های زندگیم پیشرفت داشته باشم
ان شاءالله به امید یگانه پروردگار عالمیان خدایا شکرت
سلام و درود
نوشتهات پر از آگاهی بود. تفاوت این بارِ تو با قبل اینه که دیگه نمیخوای با بدنت بجنگی؛ میخوای ذهنت رو تغییر بدی. و این یعنی رفتن سراغ ریشه، نه شاخهها 🌱
سالها تلاش کردی، پس مشکل کمارادگی نبوده، فقط مسیر اشتباه بوده. حالا فهمیدی که یادگیری کار ذهنه و لاغر شدن نتیجهی زمان دادن به جسمه؛ پس عجله لازم نیست، استمرار مهمه.
تحلیل رفتارت در مهمانیها و خونه دخترت نشون میده تغییر شروع شده، چون الان «میفهمی چرا میخوردی». این یعنی برنامههای قدیمی داری شناسایی میشن.
تعهدت هم ارزشمنده؛ فقط یادت باشه هیجان شروع مهم نیست، ادامه دادن مهمه.
آروم برو، عمیق برو، اما قطع نکن. همین
منتظر خبرهای عالی شما هستم
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیزتر ازجانم شما وقتی با تمام وجودتان دیدگاههایمان را می خوانید و به آنها جواب می دهی باید شکر گزار خدایی باشم که با استادی همچون شما مرا آشنا کرد ممنونم استاد عزیزم من چند سال است که در این مسیر زیبای لاغری با ذهن قرار گرفتهام و عاشقانه دنبال می کنم من فقط در این مسیر به آرامش می رسم زمانی که در برخی مواقع اعصابم به هم می خوره اینجا پناه می اورم و واقعا زمانی که از اون چیزی که حالم رو بد می کنه فایلش باز میشه و این مسیر همیشه منو آرام میکنه همین حالا کمی اعصابم رو به هم ریخته بودند که یک لحظه اومدم ببینم به دیدگاهم نگاه کردین يا نه با همچین پاسخی روبرو شدم و واقعا می فهمم که در مسیر درستی قرار گرفتهام خیلی از شما و از خدای مهربانم ممنون هستم که به اینجا هدایت شدم و با آگاهیهای زیادی زندگیم را تغییر می دهم
بودن دراین مسیربرای من افتخاربزرکی است من دیگر به لاغر شدنم فکرنمیکنم چون دارم به تناسب اندامم نزیکترمیشوم فقط
می خواهم از درون به ارامش برسم درست است که کمی دیر شده اما همیشه گفتند که ماهی را هر وقت از اب بگیری تازه است وخوشحالم خدا مرا لایق دانسته که در این سنم با همچین مسیر زیبایی اشناشوم خدایا شکرت به امید عظمت و بزرگی خداوند مهربان استاد بینهایت ازتون ممنونم، خدا نگهدار هممون باشه
سلام ودرود بله ازچاقتر شدن میترسم چون دیگه هیچ لباسی توی تنم خوش استایل نیس ، چون توی جمع حس بدی میگیرم از اینکه چاقتربشم وتوجه ها بره سمت چاقیمن واینکه چرا گذاشتم هیکلم به هم بخوره ، شلخته ونرمالو بشم ، چون چاقتر شدن مطمعا مریضی های به همراهخودش داره مثل تنگی نفس ، فشار روی زانو ، بی حوصلگی، خستگی سریعچی باعث میشه ترس از چاقتر شدن توی دلم بمونه؟باورهای که به این مریضیا به واسطه چاقی دارم ، وزشت وپیر جلو دادن به واسطه چاقی همینطور پرخوری های که دارم .از لاغرنشدن میترسم خب بهتره بگم دوست دارم لاغربشم ، اراده نداشتنم دربرابر پرخورخوری به دلیل لذت از خوردن وجایگزین احساسی نداشتن برای لذت پرخوری باعث میشه که از اینکه نتونم لاغر بشم میترسم ونگران میشم ،بارها شروع کردم مسیرلاغری با ذهن وشروع کنم اما هر بار دچار یه استپ میشم انگار باورنکرده ذهنم به اینکه باآموزش های ذهن ناخوداگاه میتونم لاغربشم واین راه حل راه حل قطعی و لذت بخش وهمیشگیه برای لاغرشدنمبله که ترس از لاغر نشدن اطمینان نداشته باعث شده دست به اقدام نزنم یااگه شروع کردم رهاش کردمواما اینم اضافه کنم من ذهنم لذتی که توی پرخوری به واسطه طعم بد رنگ ولطافت گرمی غذا هست واحساسی که به خوردن دارم به لاغری ندارم وانقدر لاغری واسه ام پررنگ نشده لذت خوشتیپی وسبکی وسلامتی به واسطه لاغری وشادابیش که به صورت خوداگاه پرخوری و ترس از لاغرنشدن وترس از چاقترشدن بتونم کنار بزارمچقدر اطمینان داری که توانایی لاغر شدن داری؟
نشان های دریافت شده
سر آغاز سخن نام خداییست که غفار و خطاپوش و کریم است
در مخصوص رحمت را کلیدیست که بسم الله الرحمن الرحیم است
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و هنرجویان سایت تناسب فکری
استاد من برای اینکه سوالی رو جا نندازم متن سوالات قسمت تمرین رو کپی کردم که کامل جواب بدم
تمرین شناخت ترسها در مسیر لاغری با ذهن
بله می ترسم
چون چاقی از نظر من بزرگترین نقطه ضعف منه
زشته چون هیکل طبیعی ندارم و بد هیکل به نظر میرسم
باعث میشه همه قضاوتم کنن و در موردم نظر بدن
چاقی یعنی کلکسیون بیماری ها
چاقی اعتماد به نفسم رو به شدت پایین آورده
چاقی باعث خونه نشین شدنم شده چون دوست ندارم با کسی رفت و آمد کنم و سخته برام
چاقی باعث شده نتونم درست راه برم و فعالیت کنم و حتی خیلی سخت نشست و برخاست کنم
چاقی باعث شده ناتوانی من از خیلی مورد علاقه هام شده مثل خیاطی و نقاشی و طراحی و حتی خیلی از کارهای شخصی خودم
چاقی یعنی محدودیت و محرومیت از خیلی رویا ها و خواسته ها مثل پوشیدن لباسهای مورد علاقه ام و رنگ های شاد و تفریح و گردش و غذاهای مورد علاقه ام
از نظر من چاقی یعنی مرگ و نابودی
اینکه هر چی چاقتر میشم ناتوان تر و ضعیف تر و بیمارتر میشم و از رویاهام و خواسته هام و مورد علاقه هام دورتر میشم و چون در طول این سالها تلاش خیلی زیادی کردم که لاغر بشم و هر بار نا امید شدم می ترسم چاقتر بشم که دیگه هیچ وقت نتونم لاغر و خوش هیکل بشم و آرزوی لاغری رو با خودم به گور ببرم
چون به نظرم زندگی بدون لاغری یعنی مرگ همه ی رویا ها و سلامتی و زیبایی و توانایی و نابودی و نیستی
اقداماتی که یکی پس از دیگری برای لاغری انجام دادم و رژیم های پی در پی که گرفتم و هیچ کدوم نتیجه ندادن و اینکه هر چی سنم بالاتر رفت چاقتر شدم و بیماریهای بیشتری رو به خاطر چاقی تجربه کردم
بله قطعا یکی از مهمترین دلایلی که تا به امروز باعث شده لاغر نشم همین ترس از چاقتر شدن بوده
نه من هیچ وقت توی زندگیم دست از تلاش کردن برای لاغری نکشیدم و مرتب تا میدیدم راهی که انجام میدم نتیجه نمیده می رفتم دنبال یک راه دیگه
نه من با اینکه می ترسیدم لاغر نشم ولی خیلی تلاش کردم و امیدم رو از دست ندادم
وقتی کلی به خودم رنج و سختی میدادم و نتیجه نمی گرفتم می فهمیدم این روش هم برای من فایده نداره و دوباره می رفتم دنبال یک روش دیگه
تعهد ذهنی خودت رو بنویس
با قدرت و اطمینان این جملات رو بهصورت نوشتاری برای خودت بنویس و باورشون کن:
شعلهور کردن انگیزه درونی
برای اینکه قدرت درونیت بیدار بشه، باید خودت رو به انگیزه و انرژی وصل کنی. حالا به این سؤالها با شرح کامل پاسخ بده:
این تمرین ساده اما قدرتمند، اولین قدم برای آزاد شدن از چنگال ترسها و شروع واقعی مسیر لاغری با ذهنه
من سالهای زیادی تلاش کردم و روشهای متعددی رو برای لاغری امتحان کردم و نتیجه نگرفتم اما این تقصیر من نبود و علت شکستهای متعدد من نا آگاهی من در انتخاب روش لاغری بود چون فکر می کردم اگر به جسمم گرسنگی و سختی و رنج بدم مجبور میشه از ذخیره ی چربی موجود در بدنم استفاده کنه و باعث لاغری میشه
چون همه می گفتند برای لاغر شدن باید کمتر غذا بخوری و بیشتر فعالیت کنی و من هم گول خوردم و باور کرده بودم!
سالیان سال برای لاغری جسمم رو تحت فشار قرار دادم اما غافل از اینکه من نا آگاهانه به جای حل مسئله ی چاقی از ریشه به دنبال پاک کردن صورت مسئله بودم!
وقتی به طرز معجزه آسایی با استاد آشنا شدم فهمیدم که چه اشتباهاتی مرتکب شدم و تازه فهمیم چرا تا به حال این همه تلاش من بی نتیجه بوده!
تازه فهمیدم برای لاغری یک راه بیشتر وجود نداره و من تا به حال هر اقدامی برای لاغری انجام دادم بی راهه بوده
من صراط مستقیم لاغری رو ول کرده بودم و در بیابان برهوت به دنبال یک بیراهه می دویدم
تازه فهمیدم جسم من فقط یک واحد تجربه کننده ست و هیچ قدرتی نداره و اصل مطب ذهن ماست که قدرت داره
یک مثال بامزه یادم افتاد من این همه سال پشت به سلطان کرده بودم و به سربازها التماس می کردم کمکم کنند سرباز ها گاهی یک قدم به سمتم بر میداشتند که کمک کنند اما با اخم سلطان سریع به عقب بر می گشتند
من تازه فهمیدم که لاغر شدن و چاق شدن یاد گرفتنیه تا به امروز زبان چاقی رو یاد گرفته بودم و برای لاغر شدن باید زبان لاغری رو یاد بگیرم
وقتی شروع کنم به یاد گیری زبان لاغری کم کم زبان چاقی رو از یاد می برم و وقتی ذهن من لاغری رو یاد بگیره جسم من هم تابع ذهنمه شروع می کنه به لاغر شدن چون چاره ی دیگه ای نداره
من مطمئنم که این بار نتیجه می گیرم و لاغر میشم چون به یاری خدا به سمت تنها راه لاغری هدایت شدم و اینو می دونم که هر کس وارد این سایت شده از طرف خدا دعوت شده و خدا ما رو جای بد و به درد نخور نمی بره!
پس پیش به سوی یادگیری لاغری و موفقیت و پیروزی و سلامتی و زیبایی و رسیدن به بزرگترین آرزوی زندگی یعنی تناسب اندامی رویایی
با آرزوی موفقیت برای همه ی شما دوستان گرامی
خدا نگهدار