0

تا وقتی باورهای چاق کننده داری، هیچ روشی جواب نمی‌ده!

فرمول های ذهنی چاق
اندازه متن

تا حالا شده جلوی آینه بایستی و با خودت بگی:

“چرا با اینکه انقدر تلاش می‌کنم، باز هم چاقم؟!” 😔

وقتشه زاویه نگاهت رو عوض کنی… چاقی فقط نتیجه پرخوری یا کم‌تحرکی نیست،

بلکه حاصل یه سری باورهای چاق کننده‌ست که سال‌هاست توی ذهنت جا خوش کردن. 🧠💭

مثل یه برنامه پنهانی که بی‌صدا، هر روز داره تو رو به سمت ناراحتی بیشتر و اضافه‌وزن می‌بره.

قراره تو این مقاله با هم بریم سراغ این فرمول‌های ذهنی پنهان و ببینیم چطور می‌تونیم مسیر ذهنمون رو به سمت لاغری واقعی و پایدار تغییر بدیم. 🚶‍♀️🌿

ما قربانی غذا نیستیم؛ ما قربانی باورهای چاق کننده‌ایم 🧠🍽️

سال‌هاست ذهنمون داره ما رو چاق می‌کنه، ولی ما هنوز تقصیر رو گردن بشقاب غذا می‌ندازیم!

اگه اضافه‌وزن داری، لازم نیست خودتو سرزنش کنی که چرا نخوردم، چرا دویدم، چرا باز چاق شدم… چون مشکل فقط «خوردن» نیست.

باورهای چاق کننده

اگه یه کم دقیق‌تر نگاه کنی، حتما دیدی که آدم‌هایی اطرافت هستن که بیشتر از تو می‌خورن، کمتر از تو ورزش می‌کنن ولی متناسبن! 🤔

چرا اون‌ها با خیال راحت پیتزا و برنج و نون می‌خورن، ولی تو با خوردن چند قاشق بیشتر، حس چاق شدن می‌کنی؟

جواب اینه: اونا باورهای چاق کننده ندارن، ولی تو داری.

تو سال‌هاست با جمله‌هایی زندگی کردی که مثل سم آروم‌آروم وارد ذهنت شده‌ن:

  • «برنج چاق می‌کنه»
  • «من استعداد چاقی دارم»
  • «تا ورزش نکنم لاغر نمی‌شم»
  • «آب هم بخورم چاق می‌شم!»
  • «اگه فلان غذا رو بخورم، باید فرداش جبران کنم»
  • «اگه گرسنه بمونم، حالم بد می‌شه»

اینا فقط جمله نیستن؛ اینا شدن دستورهای پنهانی ذهن تو. دستورهایی که شب و روز، توی ناخودآگاهت در حال پخش‌ان. 📻

مغزت طبق همین برنامه‌ها، برات گرسنگی می‌سازه، ولع ایجاد می‌کنه، عذاب وجدان می‌فرسته، یا حتی باعث می‌شه با یه لقمه، احساس سنگینی و چاقی کنی.

در واقع، خیلی وقت‌ها تو واقعاً گرسنه نیستی… ذهنته که گرسنه‌ست. ذهنی که با باورهای چاق کننده پر شده.

فرمول ذهنی تو، دلیل چاقی توست… نه غذات 🍞🍚

سال‌ها پیش خودم این رو تجربه کردم.

تصور می‌کردم دلیل چاقی‌ام برنجِ. 🍚❗می‌گفتم: «اگه فقط اینو حذف کنم، درست می‌شه.»

پس شروع کردم به حذفش. یا لااقل خوردنش رو محدود کردم به دو سه قاشق. 🥄🥄🥄

برای سیر شدن، سالاد می‌خوردم، سبزی می‌خوردم، اما دلم هنوز برای یه بشقاب برنج 🍚 پر می‌کشید.

درسته، یه مدت وزنم پایین اومد…

ولی چون هنوز ذهنم همون باور قدیمی رو داشت — که برنج یعنی چاقی — با برگشتن دوباره برنج به بشقابم، وزنم هم برگشت. 😓
💡 حالا فهمیدم که مشکل، خود برنج 🍚 نبود.

مشکل فرمول ذهنی من بود.

من با باور «برنج = چاقی» زندگی می‌کردم. وقتی نمی‌خوردمش، ذهنم تشویق می‌شد و لاغر می‌کرد.

ولی وقتی دوباره بهش برمی‌گشتم، ذهنم می‌گفت: «آخ، برگشتی سراغ عامل چاقی!»

و دوباره همه چی از اول شروع می‌شد…

لیست سیاه ذهنم روزبه‌روز بلندتر می‌شد 📃😨

اول فقط برنج 🍚 بود.

بعد شد نون 🍞

بعد تخم‌مرغ 🥚، سس 🍶، پیتزا 🍕، شیرینی 🍰، شکلات 🍫، حتی میوه 🍎!

هر بار چیزی رو مقصر می‌دونستم، اون ماده غذایی وارد لیست سیاه ذهنم می‌شد.

تا جایی که رسیدم به جمله‌ی معروف ذهنم:

«دیگه نمی‌دونم چی بخورم که چاق نکنه!» 😫

واقعاً هم همین‌طور بود. هر لقمه‌ای با استرس می‌خوردم. با ترس. با احساس گناه.

انگار غذا دشمن من شده بود، نه دوست من.

و اینجا بود که فهمیدم:

📌 مشکل از جسم من نیست… مشکل از باورهای چاق کننده‌ایه که ذهنم بهشون ایمان داره.

ما سال‌ها روی رفتار کار کردیم؛ ولی فرمول ذهنمون رو رها کردیم 🌀

تا حالا چند بار رژیم گرفتی؟

چند بار با عذاب وجدان رفتی باشگاه؟

چند بار با حس گناه سراغ بشقاب غذات رفتی؟

ولی آیا تا حالا نشستی و فکر کردی که «ذهن من درباره غذا چی فکر می‌کنه؟»

واقعیت تلخه، ولی شفافه:

ما چاق هستیم چون ذهن‌مون چاق فکر می‌کنه.

باورهای چاق کننده

ما چاق شدیم چون از کودکی فرمول‌هایی یاد گرفتیم که در ظاهر منطقی، ولی در عمل مخرب بودن.

چون همیشه سعی کردیم فقط رفتار رو تغییر بدیم، نه باور رو.

تا وقتی فرمول ذهنی همونه، تا وقتی برنج، نون یا شکلات توی ذهنت «خطر» محسوب می‌شن، هر چقدر هم نخوری، هر چقدر هم بسوزونی، نتیجه موقته‌ست.

راه نجات چیه؟ 🛤️

✅ شناخت و اصلاح باورهای چاق کننده

برنامه‌ریزی ذهنی برای ساختن باورهای لاغرکننده

✅ رهایی از استرس، ترس و کنترل بیمارگونه روی غذا

زندگی با لذت، انتخاب آگاهانه و آرامش روانی

و این کار، با رژیم و ورزش و حذف غذاها ممکن نیست. بلکه نیاز به مسیر آموزش ذهنی داره.

همون‌طور که من از وقتی «فرمول‌های ذهنی» رو شناختم، نه‌تنها لاغر شدم، بلکه دیگه از غذا نمی‌ترسم، دیگه احساس شکست نمی‌کنم و دیگه ذهنم گرسنه نیست.

🍚 برنج چاق می‌کنه یا ذهن ما چاق فکر می‌کنه؟!

یکی از نکات کلیدی در مسیر لاغری با ذهن، شناخت تفاوت بین رفتارهای چاق‌کننده و باورهای چاق کننده است.

یعنی بفهمیم اون چیزی که ما رو چاق می‌کنه، لقمه غذا نیست… باوریه که پشت اون لقمه پنهان شده! 🧠💥

یادم میاد بچه که بودم، یه سریال تلویزیونی درباره ژاپنی‌ها پخش می‌شد. توی اون سریال، ژاپنی‌ها صبح 🌄، ظهر ☀️ و شب 🌙، همه‌ وعده‌هاشون برنج می‌خوردن!

منم با تعجب بهشون نگاه می‌کردم و با خودم می‌گفتم:

«اگه من هر روز این‌قدر برنج بخورم، معلوم نیست چند کیلو چاق می‌شم!» 😨🍚

چون اون موقع، ذهن من پر از باورهای چاق کننده درباره برنج بود. باورهایی که از خونواده‌م، مخصوصاً مادرم گرفته بودم. مثلاً مادرم همیشه می‌گفت:

«این برنجا چاق می‌کنن، ولی شاید اونایی که برنج شمالی می‌خورن، چاق نشن!» 🌾

در مقابل، بعضی از آشنایانمون بودن که هر روز برنج می‌خوردن، حتی با نون 🍞!

بارها ازشون شنیده بودم:

«تا برنج نخورم، سیر نمی‌شم!» 😋

ولی جالب این بود که اونا چاق نمی‌شدن، و من با دو وعده برنج خوردن در هفته، حس می‌کردم یه سایز بزرگ‌تر شدم! 😫

اون روزا فکر می‌کردم دلیلش «استعداد چاقی» منه.

اما امروز با اطمینان می‌دونم دلیلش فقط یه چیز بود:

✨ تفاوت در فرمول‌های ذهنی و باورهای چاق کننده بین من و اون‌ها ✨

ذهن من، برنج رو یک عامل چاقی می‌دید 🚫🍚

اما ذهن اونا، برنج رو فقط یک غذای لذیذ و سیرکننده می‌دونست ✅🍱

چاقی ارثیه؟ یا باورهای چاق کننده ارثیه؟ 👨‍👩‍👧‍👦🧠

تو جمله‌ای که بالا گفتم، دقت کن:

«تفکر درباره برنج از مادرم به من ارث رسیده بود.»

یعنی چی؟

یعنی چیزی که از خانواده‌م به من منتقل شده، ژن چاقی نبود!

بلکه چیزی که بهم منتقل شد، باورهای چاق کننده‌ای بود که اون‌ها بهش ایمان داشتن.

ما تو خیلی از زمینه‌های زندگی‌مون به خانواده‌مون شبیه‌ایم:

💸 طرز فکر درباره پول

💬 شیوه ارتباط با دیگران

🍽️ حتی نگاه‌مون به غذا و بدن خودمون…

ولی عجیب اینه که فقط درباره چاقی فکر می‌کنیم که ارثیه!

در حالی‌که همون فکر «چاقی ارثیه» هم خودش یک باور چاق کننده‌ست که از دیگران به ذهن ما منتقل شده.

🧭 مسیر لاغری از باور شروع می‌شه، نه از حذف غذا

تا زمانی که برنج و نون و شیرینی رو دشمن بدونی ❌🍞🍰

و هر لقمه‌ای رو با عذاب وجدان بخوری 😔 و به ژن یا سرنوشت یا بدن خودت مشکوک باشی…

هیچ رژیمی، هیچ باشگاهی، و هیچ قرصی نمی‌تونه نجاتت بده. 💊🛑

🔑 کلید تغییر اینه که بفهمی:

«من چاق نیستم چون زیاد می‌خورم؛
من زیاد می‌خورم چون ذهنم پر از باورهای چاق کننده‌ست.» 💡

وقتی این جمله رو عمیقاً باور کنی، تازه اولین قدم برای لاغری واقعی برداشته می‌شه.

لاغری‌ای که از ذهن شروع می‌شه، نه از معده. 🧠❤️‍🔥

🎯 رژیم نمی‌تونه حریف باورهای چاق کننده بشه!

اولین فکری که بعد از دیدن عدد ترازو به ذهن خیلیا می‌رسه چیه؟

🗣️ «دیگه بسه! از فردا رژیم می‌گیرم!»

و این یعنی شروع یک چرخه آشنا و خسته‌کننده:

📏 حذف غذاها، 🧮 شمارش کالری، 📅 برنامه‌ریزی دقیق وعده‌ها، و 😖 محدودیت‌های طاقت‌فرسا…

اما بذار یه سوال مهم بپرسم:

❓ آیا رژیم می‌تونه اون صداهایی که توی ذهنت می‌پیچه رو خاموش کنه؟

صداهایی مثل:

«الان بخور، بعداً جبران می‌کنی»

«تو استعداد چاقی داری!»

«بدنت بدون این غذا ضعف می‌کنه»

«یه بار که چیزی نمی‌شه!»

🔴 نه دوست عزیز! رژیم فقط با رفتارها کار داره؛ اما چیزی که تو رو چاق کرده، فقط رفتارت نبوده…

باورهای چاق کننده‌ای بودن که توی ناخودآگاهت ریشه دوندن. 🌱🧠

🧠 چرا رژیم نمی‌تونه باور رو عوض کنه؟

رژیم‌ها میان و می‌رن. شاید یه مدت باعث بشن کمتر بخوری، ولی هیچ‌کدوم نمی‌تونن وارد “ذهن ناخودآگاهت” بشن.

همون جایی که سال‌هاست باورهای چاق کننده مثل برنامه‌هایی مخفی دارن مدیریت رفتارت رو به عهده گرفتن.

مثلاً:

«برنج چاق‌کننده‌ست!» 🍚

«باید حتماً بشقابو تموم کنم!» 🍽️

«تا خودمو خفه نکنم، سیر نمی‌شم!» 🤯

تو ممکنه سال‌ها سعی کرده باشی این باورها رو فقط با جویدن بیشتر لقمه یا آهسته غذا خوردن تغییر بدی…

ولی آخرش برگشتی سر خونه‌ی اول. چرا؟ چون فرمول ذهنی پشت اون پرخوری هنوز عوض نشده بوده.

🔬 نگاه علمی به این موضوع:

در یک مقاله مرجع از مجله علمی Appetite (منبع: Elsevier, 2015)، اشاره شده که:

«رفتار خوردن افراد، بیشتر از آنکه تابع گرسنگی واقعی باشد، تابع محرک‌های ذهنی و محیطی است؛ مانند باورهای چاق کننده، خاطرات غذایی و احساسات.»

یعنی چی؟ یعنی تو ممکنه غذا بخوری چون ناراحتی 😞، خسته‌ای 💤، یا صرفاً چون عادت داری بشقاب خالی کنی.

پس اگر بخوای لاغر شی، باید بری سراغ ریشه‌ی رفتارها نه فقط خودِ رفتارها.

تغییر باورهای چاق کننده

🌱 راه‌حل چیه؟ تغییر فرمول‌های ذهنی

اگر می‌خوای به شکل ساده، مؤثر و موندگار لاغر شی، باید مهارتی رو یاد بگیری که خیلیا ازش غافل‌ان:

🎯 مهارت شناسایی و تغییر باورهای چاق کننده!

یاد بگیری چی باعث پرخوری‌ته؟

چرا بعضی غذاها برات وسوسه‌انگیزن؟

چرا بعد از پرخوری دچار عذاب وجدان می‌شی؟

چرا رژیم برات شبیه شکنجه‌ست؟

چرا تکراراً برمی‌گردی به رفتارهای قبلی؟

👣 توی دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین مسیر رو یاد می‌گیری.

یاد می‌گیری چطوری «باورهای چاق کننده» رو پیدا و بازنویسی کنی.

⚖️ رفتار فقط نوک کوهه، ریشه توی ذهنه

🔍 تا حالا شده با خودت عهد ببندی که دیگه پرخوری نمی‌کنی، ولی فقط چند ساعت بعد دوباره سر از یخچال دربیاری؟ 🍰😅

🔁 همین تکرارها نشون می‌ده که کنترل رفتار بدون تغییر باور، موقته.

اون باوری که می‌گه: «اگه الآن نخورم، بعداً حسرت می‌خورم» هنوز فعاله.

برای همین، هرچقدر هم رژیم سفت و سخت بگیری، تا زمانی که باورهای چاق کننده در ذهنت باشن، مثل یه کش می‌کشن و تو رو دوباره برمی‌گردونن به مسیر چاقی. 🌀

✅ جمع‌بندی: تغییر رفتار از تغییر ذهن شروع می‌شه

از امروز، به‌جای شمردن لقمه‌ها و حذف غذاها، بیا:

✔️ باورهای چاق کننده‌ت رو شناسایی کن

✔️ صدای درونت رو بشناس

✔️ ببین کجا ذهنت گرسنه‌ست، نه بدنت

✔️ و یاد بگیر چطور ذهن رو دوباره برنامه‌نویسی کنی

🌈 چون وقتی فرمول ذهنی تغییر کنه، رفتار خود به خود تغییر می‌کنه، و جسم هم با اون همراه می‌شه.

✍️ چرا تمرین‌ بازنویسی فرمول ذهنی مهمه؟

ذهن ما سال‌ها با باورهای چاق کننده مثل: «برنج چاق می‌کنه»، «ژن چاقی دارم»، «آب هم بخورم چاق می‌شم» برنامه‌ریزی شده. 🧠💭
تا وقتی این فرمول‌های ذهنی رو بازنویسی نکنیم، حتی بهترین رژیم‌ها هم نمی‌تونن کمکمون کنن.
تمرینات ذهنی، ابزار تغییر ریشه‌ای هستن؛ همون چیزهایی که به ناخودآگاه پیام جدید می‌فرستن و ذهن رو از «فرمان چاقی» آزاد می‌کنن. ✨

🧩 تمرینات بازنویسی فرمول ذهنی

لطفاً این سوالات رو در بخش نظرات بنویس و با صداقت کامل بهشون پاسخ بده:

  • 🍚 اولین غذایی که فکر می‌کنی باعث چاقی‌ته چیه؟ چرا این باور رو داری؟
  • 📻 کدوم جمله چاق‌کننده هنوز توی ذهنت مدام تکرار می‌شه؟ سعی کن از کودکی ریشه‌ش رو پیدا کنی.
  • ⚖️ تا حالا چند بار رژیم گرفتی بدون اینکه باور ذهنی‌ت تغییر کنه؟ نتیجه چی شد؟
  • 🧠 اگر قرار بود فقط یک باور ذهنی رو برای همیشه حذف کنی، اون کدومه؟
  • 🌈 تصور کن ذهنی داری که «برنج، نون، شیرینی» رو دشمن نمی‌دونه. حس آزادی چطوره؟ بنویس.

🌟 نوشتن یعنی بازنویسی باورهای چاق کننده، باورهای ناخودآگاه. هر پاسخ = یک قدم به سمت آزادی ذهنی و جسمی.

💬 نوبت توئه!

حالا دوست خوبم! تو هم چندتا از باورهای چاق کننده‌ای که داشتی یا هنوز داری رو تو بخش نظرات بنویس. 📝
بگو کدوم جمله بیشتر توی ذهنت تکرار می‌شه؟ کدوم غذا برات بیشتر بار ذهنی داره؟
شاید حرف تو، یه تلنگر برای یکی دیگه باشه! 🧡

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.74 از 107 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11807
174 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۴/۰۹/۱۹ ۰۱:۰۱
      مدت عضویت: 564 روز
      امتیاز کاربر: 19495 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 284 کلمه

      سلام تفاوت یک فردچاق ولاغرمربوط میشه به نگرش هاشون فردمتناسب چاقی براذهنش تعریف نشده هست ولی یک فردچاق همیشه ترس داره ازغذاها ولی یک فردمتناسب برخوردعادی داره بایک جعبه شیرینی ما گاهی سیرهستیم بازسراغ خوردن میریم ومیدونیم نبایداین کارومیکردیم ایناهمش واکنش مغزی هست ذهن ناخوداگاه بایداموزش ببینه باغذا چجوری رفتارکنه اونوبعنوان مسکن برااروم کردن خودش ندونن فقط براتامین انرژی هست رژیم ها فقط محدودیت میکردادمارو ولع روزیادمیکردوترس ازخوردن ها چقدرزیادبود هنوزم ریشه رفتارهای غذایی ما برمیگرده به دوران چاقی وقتی واردمسیرذهنی شدیم چقدر تغییرکردیم چقدرعادت هاتغییرکرده ماباید باورلاغری داشته باشیم تغییرازدرون بوجودبیاد غذاقدرت نداره ذهن ماقدرتش بیشتره وقتی یک لقمه خوردیم فکربعدخوردن عامل چاقی بوده تصویرسازی ذهنی چقدرکمک میکنه یک ذهن ازادبدن سالم میسازه اشتها وجودنداره یجورکشش روانی بوده ایناهمش نگرش ذهن چاق بوده قبلا متوجه سیرشدن رونمیشدیمدرحدانفجارمن عادت کرده بودم بیرون میرم بایدیه چیزبخورم تمرکز رورفتارغذایی نداشتیم حتی ارامش ذهن بدن مابایه مقدارکم سیرمیشه بامقدارکم نون هم سیرمیشه یدونه شیرینی هم براماکافیه من به رفتاریکی ازدوستان دقت کردم باچایی چندتاقندخورد خودش دیدم میگه تخمه زیادمیخوردم چاق شدم من پیش خودم گفتم چقدراون تخمخ میتونه چاقش کنه این بانگرش چاق شده همسرم یه سفرچندروزه باهمکارهاش رفته بوداومدبمن گفت دوستاش چندمدل غذاوهمچی زیادبوددیدن اونقدرخورده بودن حالشون بدشده بودن همسرم میگفت بهشون گفتم درحدنیازمیخوردین چرا درحدمرگ خوردین واقعا هستن افرادی تافراوانی میبینن دیگه بفکرسلامت خودشون نیستن قرارنیست ۸برش پیتزاو یدونه نوشابه رو بخوریم وقتی ارام خورده بشه بامقدارکم سیرمیشیم سوال اول من قبلا همه موادغذایی روعامل چاقی میدونستم ولی درروش ذهنی یادگرفتم افکارم باعث چاقیم بوده۲،من پرخوربودم وریزه خواری هم داشتم ،خیلی حرص ولع خوردن داشتم ولی الان بهترشدم۳،من رژیم زیادگرفتم ولی هیچ فایده نداشت خداروشکرازشرش راحت شدم۴،ندای بعدخوردنه خیلی ازاردهندهست هنوزهست ولی خفیف ، ۵،روش ذهنی یجورحس ازادی داده وماروازترس ها دورکرده ویک ذهن ازادبراماساخته 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۴/۰۵/۰۱ ۰۰:۳۳
      مدت عضویت: 564 روز
      امتیاز کاربر: 19495 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 206 کلمه

      سلام چاقی نه ارث نه بیماری فقط ذخیره اشتباه الگوی رفتاری حرفهایی که بما گفته شده بود وماروزبه روزچاقترمیشدیم ومن طبق روش ذهنی یادگرفتم بایدذهن اموزش ببینه اطلاعات غلط پاک بشه وذهت ناخوداگاه بایدیادبگیره چجوری باروش ذهنی همسوبشه وما یادگرفتیم لاعری راحته من به گذشته فکرمیکنم چقدرسختی کشیدم چقدرحرفهاشنیدم وبه سختی لاغرمیشدم الان نه سختی نمیکشم طبق اموزش ها پیش میرم یه جاهایی اشتباه کردم ولی زودخودمو بخشیدم وادامه دادم ذهن نقاومت میکنه اشتباهه این من هستم تنبلی میکنم ذهن چه مقاومتی میکنه منم میتونم متناسب بشم حسرت اندام افرادنمیخورم  من یادگرفتم چاقی تودهنه نه توبشقاب نه کالری شمارونه عددترازوایناننیتونه ملاک برالاغری باشه عادت های بدرفتاری بایداموزش ببینه نخوردن غداهای ناسالم موقع سیری باتوجه به باقی مانده غذادست بکشیم این خودش یجوررفتاردرست هست اگر۲۰کیلواصافه وزن داری بیام براناخوداگاه کوچیکش کنیم بگیم من ماهی ۲کیلومیتونم لاغرکنم وخیلی راحت وزن کم میکنیم  غذاروبعنوان مسکن ندونیم براتامین نیازبدن هست موقع ناراحتی وشادی وبیکاری سراغ غذا نریم تایه غذااضاف اومده بخوریم حیفه حیف بدن ماهست سلامتی ماهست پرخوری منشابیماری هست خداروشکراززمان ورودبه سایت دیگه سنگینی بعدغذاروندارم ته دلم خالیه ومن خوشحالم پیتزارخریده بودیم من دوتابرش خوردم سیرشدم اگرقبلا بود من کل پیتزاررومیخوردم باارام خوردن چقدرطعم ومزش   روحس کردم وخوشحال بودم که مثل قبل رفتارنکردم به ندای  بدنم گوش کردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 12 13 14