🕯️ همهچیز از یک شب زمستانی شروع شد…
سال ۹۳ بود… یک شب سرد، غرق در افکار و گله و شکایت از زندگی، داشتم با دوستم چت میکردم که ناگهان انگار مسیر حرفهامون عوض شد.
بیهوا وارد دنیای تازهای شدم: دنیای موفقیت فردی و قانون جذب. ✨
همون شب اول، چیزی درونم تغییر کرد. شاید دنیای بیرون چند ماه بعد شروع به تغییر کرد، اما من همون لحظه اول دگرگون شدم.
📚 از اون به بعد عاشق یادگیری شدم! ولی نه فقط یادگیری…
عاشق عمل کردن شدم.
خیلی از سرگرمیهای روزمرهم رو کنار گذاشتم و وقتم رو گذاشتم برای خوندن، فهمیدن و انجام دادن.
🔥 نکته جالب اینه که همیشه بیشتر از دونستن، مشتاق عمل کردن بودم.
نمیدونم دقیقاً این دیدگاه از کجا اومد… ولی هنوزم با قدرت همراهمه.
در این سالها آدمهای زیادی رو دیدم که کلی کتاب خوندن، کلی آموزش دیدن، اما چون عمل نکردن، تغییر خاصی هم نکردن.
و این شد که من تصمیم گرفتم تمام دورههام رو طوری طراحی کنم که تئوری در کنار تمرین باشه.
چون میدونم تا عمل نکنی، هیچ چیز واقعی تغییر نمیکنه. ✅💪
🎯 اشتیاق به عمل باعث شد که مدام عملکرد خودم رو زیر ذرهبین ببرم؛
ببینم کجا خوبم، کجا جا برای رشد دارم.
توی شرایط سخت یا تغییرات زندگی، این بررسی خیلی کمکم کرد تا خودم رو محک بزنم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.45 از 101 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
یادم میاد عمیشه نگرام این بودم ک همسرم فردا ناهار میبره باید حتما شام پلو باشه همش درگیرش بودم اگر مهمون بودم از صبح فکرم میگف ناهار درست کن یا ی چیزی دلم میخواس میگفتم ن نمیشه
اما الان میگم ول کن هر جوری شد شد راحت بگیر
خیلی راحتر از قبل دارم زندگی میکنم
یا یکی میاد خونه مادرشوهرم هی میگفتم وای ورزش نکردم رژیمم بهم میخوره قرار بود دو وعده برنج بخورم و اینا
مادرشوهرم میدیدی ک یکدفعه گف بیاین شام و من فقط ۱۰۰ کالری داشتم هی دودوتا چها تا میکردم ک چکار کنم میدی دارم از گشنگی میمرم و ادمهایی جلوم نشستن ک دارن با آبو تاب میخورن
چ روزهای ک گشنه خوابیدم ب امید فردای باکالری
اما الان رها شدم ول کردم
احساس ازادی بزرگترین نعمتس هس ک میشه حسش کرد
یادمه همیسه درگیر وزنم بودم هی میگفتم اینطوری کن اونطوری کن فردا وزنکشیه هی درگیری وابسته ب نتیجه بودم نتیجهای ک یک هفته خودموبخاطرش میکشتم
وای از این عید نوروز ک چقدر ازش میترسیدم چن ماه قبلش با چ رژیمهای یا میرفتم خرید همش درونم پرا حسرت بود اگه خجالت نمیکشیدم میشستم گریه میکردم
اما امسال یک نوروز متفاوت خواهم داشت ب حس خوب و استفاده از زیبایی ها با دخترمواز خودم همونجوری ک هستم لذت خواهم برد مثل بچگیام هرچی میگرفتم باهاش شاد بود هی نمیگفتم شکم پهلو
امسال من همه چیو متفاوت میبینم و مطمئنم هر روز بهتر از دیروز رشد خواهم کرد
عین افراد متناسب ک هیچ درگیری ندارن ک عید میاد لذتشونو میبرن
از باهم بودنشان
اما امسال بزرگترین هدیه رو ب خودم دادم اون تناسب فکری و تناسب اندام بود و من هرروز بیشتر از دیروز از خدای خودم از خودم از استاد ممنون ک در این راهم
و احساس زندگی دارم
شادم
من منتظر لاغری نموندم من لاغری باور کردم و دارم ب سمتش میرم چن حسش میکنم میبینمش
خیلی راحت بدون هیچ مقدمه ای اجازه ای فقط شروع کردم
وای ک چقدر دنیای بدون رژیم زیباست بدون فکر و خیال بدون غم غصه بدون درگیری بدون چاقی بدون نامهربونی
با خدا بودن حسش کردن
الان ک تو این مسیرم میدونم ک هم همون چیزی ک دلم میخواد رو خواهم داشت خواهم رسید
من خواهم انتخاب میکنم بین شادی و غم بین چاقی و لاغری بین راحتی و سختی
زندگی و لذت ازادی رههایی خوشحالی و ارامش خدا حودم
اینا رو انتخاب میکنم در کولم بزارم هروز درسرزمین لاغری لذت ببرم
میدونم فردایی هس یا ن وای من انتخاب میکنم امروز رو زندگی کنم تصمیمم ب عشق عشق ب خودم خانوادم همسرم دخترم