در جلسه قبل (قسمت پنجم: دلیل چاق شدن من) فهمیدیم که مهمترین دلیل چاقی، باور به چاقیه. حالا در این جلسه ششم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن، سراغ پرخوری عصبی میریم.خیلیها که اضافه وزن دارن، یه دلیل تکراری رو دائم تکرار میکنن: پرخوری عصبی. 😖🍰
میگن: “وقتی زندگی فشار میاره، اعصابم خرد میشه، ناخودآگاه دستم میره سمت یخچال!” 🧠➡️🧊
انگار غذا براشون شده یه پناهگاه موقت… 🛑🍫
جایی برای فرار از اون احساسات سنگینی که نمیدونن چطوری باید باهاش کنار بیان یا رهاش کنن… 😞💭
در این جلسه میآموزیم:
🎯 نقش اعصاب در چاقی چیست؟
هر موضوعی وقتی از نظر علمی یا منطقی معتبر شمرده میشود که نتیجهی آن برای همه انسانها یکسان باشد.

مثلاً نیروی جاذبه زمین را در نظر بگیرید. فرقی نمیکند شما در ایران باشید یا آمریکا 🌍؛ اگر چیزی را از دستتان رها کنید، بدون شک به سمت زمین سقوط خواهد کرد.
یا تصور کنید سوزنی به انگشتتان برخورد کند.
فرقی نمیکند زن باشید یا مرد، سیاهپوست یا سفیدپوست، چاق یا لاغر؛ در هر صورت واکنش طبیعی بدن، ایجاد احساس درد است. 😖🩹
اینجاست که یک قاعدهی مهم شکل میگیرد:
“اگر یک باور یا ادعا درباره شرایط ما صحیح باشد، باید برای همه انسانها در همان وضعیت، نتیجهی مشابهی ایجاد کند.”
حالا بیاییم به موضوع پرخوری عصبی نگاه کنیم.
اگر باور داریم که «عصبی بودن» باعث پرخوری و چاقی ما شده، باید این قاعده را هم بپذیریم که هر کسی که عصبی میشود، دچار پرخوری عصبی و در نتیجه چاقی میشود. 🤔
اما با یک نگاه ساده به اطرافمان میبینیم که اینطور نیست.
خیلی از دوستان، فامیلها یا همکاران ما در شرایط استرسزا عصبانی یا مضطرب میشوند، اما همچنان متناسب میمانند. بعضیها ممکن است دچار استرسهای شدید شوند، اما نه به سمت پرخوری کشیده میشوند، نه چاق میشوند. ✨
پس سوال بزرگ اینجاست:
چرا بعضیها عصبی میشوند ولی پرخوری نمیکنند؟
و چرا بعضی دیگر وقتی عصبی میشوند، مستقیم سراغ یخچال میروند؟
🔎 تحقیقات علمی درباره پرخوری عصبی چه میگویند؟
طبق مقاله منتشر شده در انجمن ملی پرخوری (NEDA)، پرخوری عصبی بیشتر زمانی رخ میدهد که فرد راهکار سالمی برای مدیریت هیجانات خود نداشته باشد.
به عبارت دیگر، همه در شرایط استرسزا قرار میگیرند، اما آنهایی که به پرخوری عصبی مبتلا میشوند، غذا را به عنوان راه فرار انتخاب کردهاند. 🍕🍫

تاثیر اعصاب بر افراد لاغر
🤔 چرا بعضی افراد متناسب حتی وقتی عصبی میشوند، پرخوری نمیکنند؟
بیایید با یک سوال ساده شروع کنیم:
آیا عصبی شدن، به طور مستقیم دکمهی پرخوری را در بدن انسان فشار میدهد؟
جواب کوتاه این است: نه!
🔵 همهی انسانها استرس و فشار روانی را تجربه میکنند، اما واکنش هر فرد به این احساسات، محصول یادگیریهای قبلی اوست.
کسی که در کودکی یاد گرفته با ناراحتی سراغ غذا برود 🍩🍔، احتمال بیشتری دارد که در بزرگسالی هم هنگام عصبی شدن، با پرخوری عصبی واکنش نشان دهد.
در حالی که فرد دیگری ممکن است آموخته باشد که احساساتش را از راههای دیگری مثل پیادهروی 🚶🏻♀️، گفتوگو، یا حتی نوشتن تخلیه کند.
👶🏻 شاید این ترفند رایج در بسیاری از خانوادهها که برای آرام کردن بهانهگیریها یا گریههای کودک، به او هلههوله میدهند 🍭 یا وعدهی خرید خوراکیهای خوشمزه میدهند، در ظاهر کار ساده و بیضرری باشد…
اما همین رفتار به ظاهر کوچک، میتواند تاثیر مستقیم و عمیقی بر شکلگیری باورها و عادتهای ذهنی کودک بگذارد.
📚 کودک به تدریج یاد میگیرد که:
“هر وقت ناراحت بودم، باید چیزی بخورم تا حالم بهتر شود.”
این الگو اگر بارها و بارها تکرار شود، به یک مسیر عصبی پایدار در مغز کودک تبدیل میشود.
نتیجه؟
سالها بعد، همان کودک بزرگسال ممکن است هنوز هم در واکنش به احساساتی مثل عصبانیت، غم یا استرس، ناخودآگاه سراغ غذا خوردن برود — حتی اگر سیر باشد! 🍔😣
🔵 به همین دلیل است که خیلی از ما، بدون اینکه آگاه باشیم، هنگام ناراحتی دلمان شکلات، بستنی یا فستفود میخواهد — نه به خاطر گرسنگی واقعی، بلکه چون مغزمان از کودکی اینطور شرطی شده است.
📚 طبق پژوهشی در Journal of Eating Disorders، افراد مبتلا به پرخوری عصبی معمولاً یک الگوی ذهنی دارند که احساسات منفی را به غذا خوردن گره زده است. یعنی مغزشان به آنها یاد داده: “وقتی ناراحتی، غذا بخور تا آروم بشی.”
در حالی که این تسکین، کوتاهمدت است و در درازمدت احساس گناه، نارضایتی از بدن، و حتی تشدید اضطراب را به دنبال دارد.
🌟 وقتشه پرخوری عصبی رو بذاری کنار!
دیگه وقتشه که با اشتهای بیموقع و پرخوریهای بیدلیل خداحافظی کنی! دورهی ویژهی «اصلاح پرخوری و اشتها در مغز» کمکت میکنه کنترل غذا خوردنت رو با قدرت ذهن به دست بگیری و آرومآروم به تناسبی که همیشه آرزوش رو داشتی برسی. 🧡🌿
با آموزشهای این دوره، بدون رژیم گرفتن، بدون استرس، و فقط با تغییرات سادهی ذهنی، راه رهایی رو یاد میگیری. 🌸

نقش باورها در پرخوری عصبی
بعضی وقتها باورها میتوانند راههای جدیدی را برای تغییرات بزرگ باز کنند و گاهی هم… مثل یک زنجیر به دستتان بسته میشوند.
باور «من پرخوری عصبی دارم» یکی از این باورهاست که میتواند مثل یک مانع بزرگ، جلوی شما را بگیرد و نه تنها از لاغر شدن شما جلوگیری کند، بلکه ممکن است حتی باعث چاقتر شدن شما شود. 😔
چرا من چاق شدم؟ 🤔
شاید این سوال همیشه توی ذهنتان چرخیده باشد. حقیقتش این است که بیشتر از هر چیز، عادتها هستند که تعیین میکنند چطور به سمت چاقی پیش میروید.
هر فردی که به طور منظم در زندگیاش عادات خاصی دارد، در مسیر خاصی از زندگی خود قرار میگیرد. به زبان ساده، این عادات، چه خوب و چه بد، میتوانند شکلدهنده وضعیت بدنی شما باشند.
پرخوری عصبی؛ یک عادت، نه اختلال 🍫
پرخوری عصبی را خیلیها به عنوان یک اختلال جدی میبینند، اما باید بگوییم که در حقیقت، این یک عادت است که وقتی عصبانی میشوید یا تحت استرس قرار میگیرید، به طور ناخودآگاه به سراغ غذا میروید.
یعنی این چیزی نیست که از درون بدنتان بخواهد شما را به پرخوری سوق دهد، بلکه رفتاری است که در شرایط خاص، تکرار شده و تبدیل به یک عادت میشود.
مثلاً تصور کنید که وقتی تلویزیون تماشا میکنید، همیشه به سراغ تخمه یا تنقلات میروید.
خب، این شما را در دسته “پرخوری تلویزیونی” قرار نمیدهد، بلکه فقط نشاندهنده یک عادت است که به خاطر لذت بیشتر از تماشای برنامه تلویزیونیتان ایجاد شده است.
چطور میتوانیم عادتها را تغییر دهیم؟ 🔄
از آنجایی که این رفتارها عادت هستند و نه اختلالهای غیرقابل تغییر، میتوانیم با آگاهی و تمرین، آنها را از نو بسازیم.
به یاد داشته باشید که هیچ چیزی در بدن ما ثابت و غیرقابل تغییر نیست؛ حتی عادتی که شاید سالهاست با شما همراه بوده و از دوران کودکی شکل گرفته است. ✨
در دورهی آموزشی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز یاد میگیرید چطور عادتهایی را که فکر میکنید عامل اصلی چاقی و پرخوری شما هستند، بهدرستی شناسایی و بازنویسی کنید.
با شرکت در این دوره، نهتنها متوجه میشوید چرا برخی رفتارها همیشه شما را به سمت غذا هل میدهند، بلکه راهکارهای عملی برای اصلاح این عادتها و ساختن الگوهای تازه به دست میآورید.
✨ یادتان باشد: شما اسیر عادتها نیستید؛ بلکه میتوانید استاد و خالق عادتهای تازهای باشید که شما را به سمت اندامی متناسب و زندگی سالم هدایت میکنند.
🔑 همین امروز تصمیم بگیرید عادتهایی که سالها مانع شما شدهاند را تغییر دهید و با آگاهی، آیندهی تازهای برای خودتان بسازید.🌱 و بدانید که با هر انتخاب جدید، یک گام به سمت لاغری و سلامت واقعی نزدیکتر میشوید.
✨ تمرین طلایی برای تغییر پرخوری عصبی ✨
دوست خوبم 👋🏻
اگر دوست داری یک قدم واقعی و ماندگار برای درمان پرخوری عصبی برداری، این تمرین مثل یک پل نجاته! ⛅️
با نوشتن جوابها، ذهنت رو شفافتر و انگیزهات رو قویتر میکنی. قول میدهم که حس فوقالعادهای بعدش خواهی داشت! 💖
🌱 مرحله اول:
با دقت و به صورت شرح انشایی به سوالات زیر پاسخ بده:
- 🍽 به نظر شما پرخوری کردن چیست؟
- 😞 پرخوری چه احساسی در شما ایجاد میکند؟
- 🔗 چه ارتباطی بین پرخوری کردن و چاقتر شدن یا لاغر نشدن میبینید؟
- 📏 از نظر شما تا چه حد خوردن، پرخوری محسوب نمیشود و بعد از آن پرخوری به حساب میآید؟
- 🧠 به نظر شما برای اندازهگیری میزان غذایی که باید بخوریم، باید چگونه عمل کنیم؟
✍️ پاسخهای خودت رو در بخش نظرات همین جلسه با عشق ثبت کن!
🌟 مرحله دوم:
حالا وقتشه که دیدگاه خودت رو درباره غذا خوردن افراد لاغر و چاق با ما به اشتراک بذاری! 🍏🍔
- 🔍 انواع روشهای غذا خوردن افراد چاق را نام ببر.
- 📝 برای هر روش توضیح بده که آیا این رفتار در تو وجود داره یا نه، و اگه هست، یک مثال واقعی از زندگی خودت بیار.
یادت باشه دوست خوبم 🌈، همین لحظه که در حال فکر کردن، نوشتن و آگاهتر شدن هستی، قویترین قدم رو برای تغییر مسیر پرخوری عصبی و ساختن یک زندگی جدید برمیداری. 💪🏻💖
منتظر خوندن نوشتههای ارزشمندت هستم! 🌸✨
در جلسه بعد (قسمت هفتم: فرمولهای چاقی) میبینیم چطور مغزمون بدون اینکه بفهمیم، فرمولهای پنهان چاقی رو اجرا میکنه.
منتظر خواندن نوشته های شما هستم
همراه همیشگی شما: رضاعطارروشن
امتیاز 3.97 از 238 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام وقت همگی بخیر
استاد تو این فایل خیلی جالب درمورد راه های مختلف خوردن گفتین چون دقیقا همینطور هس و با چشم وگوش و…خیلی زود تحریک میشیم وباید جلو این کار رو گرفت واین خیلی نکته جالبی بود وممنون ک اگاهمون کردین ودقیقا همینطوری هس افراد لاغر با چنین چیزای تحریک نمیشن ودرخوردن استقامت بالایی دارند.امیدوارم من هم بتونم روی این مسئله کار کنم وبا چنین چیزای تحریک به خوردن نشم چون ادم نمیتونه همه غذا های دنیا روخود وتنوع درمواد غذایی بیش از حد هس و یک ادم نمیتونه تمام مواد غذایی دنیا رومصرف کنه پس بهتره به اندازه مورد نیازش بخوره.
با تشکر از استاد که من رو راهنمایی کردن
سلام استاد عزیز
استاد این فایلتون خیلی تاثیر گذاشته روی افکار و باورهای و فرمول های ذهنی ام .
استاد من رفتم شهرستان و اونجا دختر خاله ام اومد(فرد متناسب و خوش اندامی هست دختر خالم) که تصمیم گرفتم که برم ازش سوال بپرسم و باورهای ذهنیش رو پیدا کنم که به ذهنم ثابت کنم که فرمول های ذهنیم باعث شده من چاق شوم .
خب من رفتم و از دختر خاله سوال کردم که تو با بوییدن غذا و طعم غذا و چشم و مثلاً کسی بگه این غذا خوشمزه درست میکنی همه رو استاد گفت «نه» تحریک نمیشم که بخوام دوباره بخورم (اما من برعکس اون تحریک میشم و خیلی میخورم!)
و توی اون چند روزی که باهم بودیم استاد من خیلی توجه میکردم که چیکار میکنه و استاد چقدر الان وقتی با چشم خودم دیدم و نمونه دیدم بیشتر حرفاتون و باورها و فرمول های که یاد میدید رو قبول میکنم استاد وقتی دختر خالم گرسنه میشد غذا میخورد فقط یعنی وقتی سیر بود نمیخورد اصلا فقط و فقط وقتی گرسنه میشد غذا میخورد و وقتی هم استاد گرسنه میشد هیجان زده نمیشد بره غذا بخوره در یخچال رو باز کنه و سر و صدا که گشنمه و دقیقا شما توی فایلتون گفتید افراد لاغر هیجان زده نمیشن برای غذا وقتی گرسنه هستن دقیقا دختر خالم یا برادرم که تناسب زیبا و خیلی خوبی دارن واقعان اینشکلی نیستن در صورتی که من اگر یکم گشنم باشه سر و صدا میکنم وایی گشنمه و فلان و هیجان زده میشم که بخوام چی بخورم.!!!
استاد من امروز از شهرستان اومدم خونمون و توی مسیر با خودم گفتم بیام بنویسم در مورد این افراد متناسب و چقدر جالب بود استاد برام که توی اتوبوس افرادی داشتند در مورد چاقی صحبت میکردن. یکی میگفت من قبلًا چاق بودم اما خودم ، خودم رو لاغر کردم و اون خانمه گفت چطوری گفت من از شب که شام میخورم تا ۴بعد از ظهر روز بعد دیگه چیزی نمیخورم و اون خانمه دیگه گفت من دختر بزرگم خیلی خیلی کم میخورد و معده درد گرفته و الآن دختر ۱۸ سالم الان خیلی کم داره میخوره
و بعد در مورد غذا صحبت کردن اون خانمی که در مورد دخترش صحبت میکرد میگفت برنج خیلی چاق میکنه آدم رو !!
و اون فرد دیگه میگفت قند خیلی خیلی چاق میکنه !!
دقیقا من هم مثل اونا قبل از اینکه با سایت شما آشنا بشم فکر میکردم غذا چاقم میکنه تنقلات و شیرینی و برنج این ها چاقم میکنه هنوز هم بعضی وقت ها ذهنم میگه عه این نخور چاق میشی کم بخور فلان اما دیگه گولش رو نمیخورم وسعی و تلاش رو میکنم با کمک الله فرمول های ذهنی مخربم رو تغییر بدم.
استاد اگه به قبلاً بود من این هارو باور میکردم که برنج و قند و..
و قبول میکردم حرفاشون رو اما الان میگم این ها فقط و فقط مانع لاغری هست و فرمول های اشتباه هست و خدا رو سپاسگزارم بابت این آگاهی ها و ممنونم از شما استاد عزیز(:
سلام استاد عزیز
این فایل آموزشی که گوش دادم بی نظیر بود
وقتی در باره ی پنچ طریق خوردن افراد چاق صحبت کردید به فکر فرو رفتم و یاد رفتار های خودم و گذشته و اطرافیانم افتادم .
خب من از بچگی از سن ۶سالگی تپل بودم کمی از سن و سال های خودم البته !
که بعد توی کامنت های قبلی هم گفتم از خانواده ام یعنی پدر و مادرم هر کاری میکردن من هم تقلید میکردم یعنی من از پنج طریقی استاد گفتین رو خانواده ام به من آموزش دادن
برای مثال همین راه طریق بینی پدرم یادمه وقتی غذا درست میکرد میگفت بیا بو کن ببین چه بوی خوشمزه ه ای و من این شکلی تحریک میشدم در صورتی که سیر بودم فرقی نداشت و دلم میخواست که بخورم!!
یا مادرم از راه طریق چشم وقتی شیرینی بابام میگرفت مادرم و پدرم میگفتن به به چقدر تازه ست چقدر نرمه چقدر خوشمزه ی و من بلافاصله توی ذهنم تصویر سازی میکردم و در صورتی سیر بودم شام خورده بودم یا مغزم فرمان صادر نکرده بود که گشنه است بخورم اما چون تصویر توی ذهنم بود مگه میشد نخورم حتی استاد وقتی که رژیم میگرفتم آنقدر کنترل میکردم که از یک دونه بیشتر نخورم اما بلافاصله که رژیمم رو ول میکردم باز نزدیکای فکنم ۱۰ تایی میخوردم!!
برای حس لامسه استاد مخصوصاً عیدها من هر خونه ی میرفتم شیرینی رو لمس میکردم یا اون طعم شیرینی باز دوباره بر می داشتم تا لذت ببرم اما در حالت سیری میخوردم و این لذت نداشت!!
برای راه طریق گوش من تا میدیدم که یک نفر میگفت من همچین چیزی درست کردم خوشمزه شده منم گوش میکردم ببینم چیکار کرده تا منم برم درست کنم و بخورم !!
من تا حالا نمی دونستم گرسنگی چی هست میل ندارم چی هست!! و من به همچین میل داشتم و واقعا استاد وقتی فرد متناسب رو میدیدم میگفتم شیرینی باقلوا یا این شیرینی رو دوست داری میگفت نه دوست ندارم و من چشمام بزرگ میشد و تعجب میکردم که چطور این نمیخوره و بعد بهش میگفتم تو نصف عمرت رفته (هههههه)
استاد همین چند روز پیش من رفته بودیم خونه ی خالم و میخواستیم با دختر خالم یک کاری انجام بدیم که نجوا های ذهنم گفت تو نمیتونی تو چاقی و فلان و من هم بلافاصله رفتم و خودم رو داخل آینه نگاه کردم و به مسیری که دارم با لاغری ذهن با کمک الله انجام میدم فکر کردم و سبکی و اون لاغری که این هفته بدست آوردم تشویق کردم با حس خوب رفتم سراغ اون کار و با لذت تمام انجام دادم که احساس کردم تعجب کرد دختر خالم چون حتی من پر انرژی تر و شادتر انجام دادم و خیلی بابت این اعتماد به نفس خداروشکر میکنم
واقعا جسارت و شجاعت میده و این اعتماد به نفس باعث شده من دیگه خجالت نکشم وقتی راه میرم دیگه خجالت نکشم موقع حرف زدن هام
دیگه خجالت نکشم از خودم دیگه وقتی میخوام کاری انجام بدم خسته نشم و انرژی داشته باشم چون قبلاً میخواستم کاری رو انجام بدم باید آنقدر به خودم انگیزه میدادم تا سرحال باشم (چون پرخوری میکردم سرحال نبودم کسل بودم)
الان من خیلی دارم به لطف خدا آگاه تر میشم و از شما استاد عزیز سپاسگزارم بابت آگاهی تون و من الان با چند دقیقه قبلم هم فرق دارم چون آگاهتر شدم و من به این مسیر با عشق و لذت با کمک الله ادامه میدم .
ب نظر شما پرخوری چیست:برا جواب این سوال میخوام یک مثال بزنم چند وقت پیش دایی من بعد مدت ها نهار خونه ما بود ایشون قبلا اضافه وزن داشتن و وزن کم کردن غذا برنج و خورشت بود یه کفگیر ب زور مامانم از برنج خورد و راجب اون یه کفگیر یه جوری حرف میزد انگار یه دیس برنج خورده اصلا راجب برنج یه ترس خاصی داشت هر کس به اندازه نیازش ترس هاش یا عادتش اندازه درست کردم و خارج شدن از اونو پرخوری میدونه .
پرخوری کردن چه حسی در من ایجاد میکند:قبلا حسی نداشتم فقط میخوردم شاید با دلدرد زیاد و حالت تهوع دست میکشیدم و اهمیت چندانی هم نمیدادم بهش تا زمانی که لباس جدید بخرم انگاری تموم اون حس های بدی که باید موقع زیاد خوردن ب دست می آوردم یهوی موقع خرید بهم حمله میکردن .ولی خوشبختانه الان اصلا نمیتونم پرخوری کنم حالم از یه لقمه اضافه هم به همین میخوره چه برسه غذا زیاد.
ب نظر شما چه ربطی بین پرخوری و چاق شدن یا لاغر نشدن وجود ندارد :خوردن پیش از نیاز بدن که همواره با ترس از چاقی همراه است سبب میشه ذهن و جسم ما باور کنه که خوردن چاقت میکنه و من جسم یا ذهن هیچ توانایی در برابر مواد غذایی نداریم و خیلی ها با این حرف که من توانایی لاغر شدن و ندارم جسم من نمیتونه خودشونو ضعیف تر نشون میدن و از یک مواد غذایی ساده شکست میخورن.
از نظر شما تا چه حد خوردن پرخوری به حساب نمیاد و بعد اون پرخوری ب حساب میاد :پرخوری ب دو بخش از نظر من تقسیم میشه بخش اول همون با زور وارد دهان کردن بدون بردت لذتی از غذا یا خوراکی و فشار و حس بدی که در جسم ایجاد میشه و نوع دومش فرد میاد سفت و سخت برا خودش قانون میزاره و خودش و محدود در یک مقدار خوردن میکنه و زمانی که یک قاشق اضافه تر بخوره اونو پرخوری میدونه و بخاطر ترسی که داره اون یه قاشق اندازه یک کفگیر براش عمل میکنه.
به عقیده شما برای اندازه گیری میزان غذایی که بایدبخوریم از چه طریقی باید عمل کنیم :فقط و فقط احساس های ما هستن که نشون میدن ما در حد نیاز زدن خوردیم یا پرخوری کردم به این دلیل میزان برا خوردن وجود ندارد و همچنین نباید بر اساس احساسات شروع ب خوردن بکنیم.
من در گذشته چندین دهن برا خودم برا خوردن درست کرده بودم تا فقط بخورم تموم بشه و برسم به باوری که دارم و از زمانی که لاغری و یاد گرفتم دیگه از چشمم به عنوان دهان استفاده نمیکنم در حد که دلم میخواد و حس خوبی بهم میده میخورم (ما مدت ها با یک باور نادرست زندگی کردیم و الان میخوایم زندگی جدیدی برا خودمون درست کنیم پس کاملا طبیعی هست بعضی وقتا گول بخوریم بازم بخوایم مثل قبل عمل کنیم چیزی که مهمه پایبند بودنه و این لغزش ها ب مرور و تمرین های که انجام میدیم کمتر و کمتر میشن گول حرف های اطرافیان یا از همه مهم تر نجوا درون خودتونو نخورین و با اشتیاق در این راه قدم بردارین که تهش لاغری و سلامت در انتظار ماست😍
خب رسیدیم به جلسه ششم .
اول راجب تغییرات که در این مدت کردم بخوام بگم کاهش وزن خوبی داشتم ولی خودمو وزن نکردم ببینم چند کیلو فقط میدونم لباس هام یکمی برام گشاد شدن.
کم و پیش ولی با خودم درگیری های دارم حساسیت های راجب خوردن برای مثل لقمه شروع نکرده حس میکنم زیاده یا کمه یه چیزی بخوام بخورم مثلا بعد غذا یه تنقلاتی حس عذاب وجدان میگیرم حس میکنم دارم پر خوری میکنم ولی خب گاهی نادیده میگیرم و گاهی به خودم توضیح میدم ولی میدونم راز موفقیت اینه که دیگه هیچ نجوا چاق کننده ای در ذهن ما نباشه .
پرخوری کردن چیست:در بحث خوردن مقدار ما نداریم هیچ کسی نگفته اندازه خوردن ما فلان قدره قانونی برا خوردن وجود نداره و هرکسی بر اساس باورش نیاز های بدنش شروع به خوردن میکنه (اولین برش یک پیتزا همیشه برا آدم لذت بخشه این لذت باید در شروع و پایان غذا همراه ما باشه زمانی که حس کردی ادامه دادن غذا هیچی لذتی برات نداره و فقط ب زور داری وارد دهانت میکنی بدون داری پرخوری میکنی).
پر خوری کردن چه احساسی در من ایجاد میکند:تا زمانی که دقتی بر چاقی خودم نداشتم برام حس های که داشتم ذره ای مهم نبود میخوردم تا فقط اون مواد تموم بشه ولی الان حس عذاب وجدان ترس احساس های منفی و هر موقع این پرخوری و شکست میدم پر میشم از حس های خوب احساس موفقیت.
ب نظر شما بین پرخوری کردن و چاق شدن یا لاغر نشدن چه ارتباطی وجود دارد:مواد غذای هیچ قدرتی انرژی ندارن نه توانایی لاغر کردن دارن نه توانایی چاق کردن این یعنی جسم من قوی از مواد غذایی است تا زمانی که باور فرد این باشه فرد متناسب میمونه اما زمانی که فرد حس کنه غذا یه قدرت قوی به نام چاقی داره اون لحظه است که فرد شروع ب چاق شدن میکنه و ب دلیل این که نمیتونه خوردن و کنار بزاره چاق میشه و چاق زندگی میکنه.
به نظر شما تا چه حد خوردن پرخوری حساب نمیشه و بعد اون پرخوری ب حساب میاد:بازم میگم خوردن تا زمانی که لذت بخش و بدون ترس است یعنی نیاز بدن زمانی که همراه با ترس و فشار باشه میشه پرخوری.⁸
هیچ کسی برا خوردن خودش میزانی قراره نداره و هیچ جایی حرفی از اندازه و تعداد غذا نگفتن تا زمانی که به خودت شک کنی و بری سراغ دکتر .اندازه رو میل من در اون تایم تعیین میکنه ممکنه من روزانه 20 قاشق مثلا برنج بخورم بر اساس نیاز بدنم امروز 25 تا بخورم تا زمانی که بحث نیاز واقعی بدن هست اندازه و مقداری وجود ندارد .
دیدگاه من :بین من و شوهرم که متناسب هست تفاوت ها وجود داره .
شوهر من هیچ وقت هیچ ذوقی برای خوردن هیچ غذایی نداره سالی یه بار شاید برا خوردن یه غذا ذوق کنه .هیچ وقت یهوی نمیگه دلم فلان چیز و خواست ولی دل من هر تایم یه چیزی و میخواد و گاهی این خواستن و نرسیدن ها در من باعث ایجاد اعصبانیت میشه.
شوهر من براش فرقی نداره غذا بخوره کاری انجام بده یا اول کارشو انجام بده غذا بخوره ولی برا من اول غذا خوردن مهمه.
شوهر من هیچ باوری راجب چاق شدن نداره با هر بار غذا خوردن انگار زیر لب میگه ببین من ترو میخورم ولی تو باعث چاق شدن من نمیشی .من یه قاشق اضافه برام حکم یه دیس و داره.
شوهر من از لاغری بدش میاد ولی در خودش توانایی چاق شدن و نمیبینه .
انواع روش های خوردن در من با مثال:
خوردن از طریق دیدن قوی ترین روش خوردن انگاری چشمام روی مواد غذایی تنظیم کردم و اون هی داره غذا رو برام اسکن میکنه و ب ذهنم نشون میده و ذهن فرمان خوردن و میده .
شنیدن زمزمه های که راجب غذا یا خوراکی های که میشه یک دو سه تو ذهنم شکلش بافتش طعمش نمایان میشه برام اصلا یه حس بی قراری در من ایجاد میکنه تا اون چیزی که ذهنم تصور کرده رو در واقعیت ببینم .
حس بویایی .بو غذای تازه قلقلکی میکنه دماغ و ذهن منو تحریک به خوردن چرا چون بو خوب برابر با طعم خوب .
لامصه حس بافت مواد که در دست گرفتی نرمی یا ترد بودنش همه و همه در ذهن من. تشویق به خوردن میکنه .
ولی دیگه تموم شد من تنها از طریق دهانم مواد غذای و وارد جسمم میکنم بدن من نیازی به چند تا دهان نداره .
به امید روزی که برسم به فایل 12 و با شوق ذوق از پریسا جدیدی که ساختم برا شما عزیزان حرف بزنم من لایق بهترین ها هستم و لاغری هم جز این بهترین هاست
باسلام خدمت دوستان و استاد گرامی
ممنون از استاد رضا عطار روشن عزیز و گرامی مرسی بابت مطالبتون
نشان های دریافت شده
سلام استاد روزتون بخیر و شادی
فایل امروز رو چند بار دیدم و عالی هست.تلاش ما برای لاغر شدن همه ی تمرکز و توجه ما را روی چاقی برده بود و به خاطر همین اصلأ نتیجه نمی گرفتیم.
در لاغری با ذهن خیال من از جسمم راحت شد قرار نیست جسم من زود تغییر کند تا زمانی که فرمولهای ذهنی من اصلاح شود کاری با جسمم ندارم و این باعث شده که روی فرمول ها و افکارم بهتر تمرکز کنم و بدن من هم با آرامش به و بدون دخالت من به ترمیم خودش برسد.
پرخوری عصبی یک عادت هست ومن به این مهم آگاه شدم من موقع استرس به خاطر این که از مسئله اصلی فارغ بشم خودم را سرگرم خوردن میکردم و چون با خوردن آرامش می گرفتم چندین بار این کار را انجام دادم تا این که تبدیل به عادت شد و تکرار این عادت هر روز من را چاق تر کرد.حتی باور پرخوری عصبی راهم هر روز پر رنگتر و قوی تر کرد.خواهر من موقع استرس و عصبانیت هیج چیز نمیتواند بخورد پس واضح است که این خوردن ها عادت هستند.
استاد عزیز من از دست دهان چشم هم بیچاره شدم و واقعا قبول دارم هنوز یک خوراکی در دهان من هست تا چشمم به گردو یا بادام می افتد سریع دستم سمت آن میرود واین رفتار در دخترم که متناسب هست صفر است هر چیزی که چلوی چشمش باشد انگار نمی بیند و اصلأ هوس نمیکند که بردارد و بخورد ومن تفاوت زیادی در رفتار خودم با دخترم که متناسب هست می بینم.من از وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم با جسمم کاری ندارم حالم خوب هست و بیشتر روی رفتاری که انجام می دهم فکر می کنم من علت های چاقی خودم را تند تند غذا خوردن ،چشیدن زیادی غذا ،خوردن باقیمانده غذا و…. میدانم و روی آن ها کار میکنم تا رفتار متناسب داشته باشم چند روزی هست که میل ندارم را تمرین می کنم و بعد از گفتن این جمله حال خوبی دارم و امروز حتی صبحانه خیلی کم خوردم و میل نداشتم.من تغییرات کوچک را در خودم حس میکنم دیگه سراغ یخچال نمیرم بگردم خوراکی پیدا کنم واین حال خوب را دوست دارم ممنون شما استاد بزرگوار هستم.روز خوبی داشته باشید و خداوند را سپاسگزارم که من را به سمت متناسب شدن هدایت کرد.
این آگاهی شگفت انگیز بود از ده پونزده روز پیش تلاش کردم آگاهانه رفتار هامو بررسی کنم و جوانه زدن از ۵ روز پیش شروع شد
من دیگه مثل قبل با چشم غذا نمیخورم مثلا میرم سوپری و هر چی نگاه میکنم هیچی دلم نمی خواد چون سیرم
و دخترم کیکی که همیشه دوست داشتم و انتخاب میکنه من براش باز میکنم بوی خوش کیک میاد و حتی دلم نمیخواد دهنم بزارم ، حتی مثل قبل بوی خیلی خوبی هم نداره عطر معمولی داره که برام هوس ایجاد نمیکنه
به بچه ها غذا میدم و اونو لمس میکنم ولی وقتی سیرم حتی انگشتم را دهنم نمیزارم و با دسمال پاک میکنم اگه هم بزارم از طعمش لذت نمیبرم برام خیلی خوراکی ها معمولی تر شدن وسیله ای برای انرژی گرفتن
این تغییرات خیلی شگفت انگیزه اولین باری که این فایل را گوش کردم باورم نمیشد بتونم اینقدر تغییر ایجاد کنم
با تشکر از شما بابت این دوره عالی
■پرخوری کردن چیه؟
ب نظرم اینکه گرسنه نیستم و فقط طبق عادت ک الان وقت نهاره یا شامه با عصرانس یا فلان چیز خوشمزس یا تست کنم و هزاران دلیل دیگه ک منو میبرد ب سمت خوردن اسمش پرخوریه.چون بدن من هییییییچ نیازی ب لحاظ فیزیکی ب اون غذا نداشت و من ب لحاظ روانی غذا میخوردم….
■احساسی ک پرخوری در من ایجاد میکند چیه؟
راستشو بگم یه لذت توام با عذاب وجدان…
یه لذت گذرا و ب دنبال ان پشیمانی….
■ارتباط بین پرخوری و چاقتر شدن…
ب نظرم ارتباط مستقیم داره.
ورودی های بی از اندازه و هیولا وار استفاده کردن از غذا و شیرینی منتهی میشه ب چاقی و بیماری در من… صد در صد
■به چه طریق باید اندازه غذامو تعیین کنم؟
خیلی سادس. منه پرخور نباید ببینم کی سیر میشم. چون ذهن من همچین فرمانی نمیده تا در حد ترکیدن قرار نگیره.
من فکر میکنم شاید باید همون ابتدا حجم غذامو مشخص کنم. یا نمیدونم شایدم وقتی ک دبگه دیدم گرسنه نیستم غذا نخورم دیگه…
واقعا نمیدونم🙈😁
در کل افراد چاق همه چی میخورن. و ب این موضوع افتخارم میکنن ولی افراد متناسب فقط غذاهای مورد علاقشونو میخورن ک عمدتا ماها بهشون میگیم بدغذان😁
به نام خدا
سلام استاد
ممنون بابت تهیه این کلیپ ارزشمند.
چقدر خندیدم سر تماشای این کلیپ…
البته خنده هایی ک به قول شاعر خنده من از گریه غم انگیز تر است…
وقتی فرمودید ک پرخورها از چندین راه میخورن خندم گرفت.
من اول غذا رو حسسسسابی بو میکنم.
اونقدر بو میکنم ک واقعا لذت میبرم
بعدم حسسسابی نگاه رنگ و لعاب و روغن و چرب و چیلی بودنش مبکنم…
خدانکنه از جلو قنادی رد بشم و بوی پخت شیرینی تازه ب مشامم بخوره…
راستش با صحبت هاتون دلم برای همسر مظلومم سوخت استاد😂
ایشون یک فرد متناسب اندام هس
سالهاس ۷۱ کیلو مونده
ک البته از نظر من باید ۸۰ کیلو باشه با توجه ب قدش ک ۱۷۶ هس ولی خب نمیشه😂
من همیشه یه ایرادی ک از ایشون میگرفتم میگفتم ببین من وقتی یه خرید بهت میگم خودت باید توی مغازه ک میری چشمتو بگردونی و ببینی اگه چیزی لازمه یا خوراکی برا بچه ها بردار.من که نباید بگم…
و ایشو همیییییشه ی خدا تو این زمینه افتضاح عمل میکرد از نظر منه پرخور😁
بهش میگفتم از من یاد بگیر…
مثلا میرم مغازه ماست بخرم و بیام ولی اونجا میبینم خب تخم مرغ هم لازم میشه بالاخره میخرم ژامبون هم یه تنوع غذاییه میبینم میخرم… باز چشمم میفته ب جنس های جدید و خوراکی های جدیدی ک اورده از اونام میخرم و.. و.. و…
و الان با صحبت هاتون متوجه شدم اون بنده خدا نه اینکه نخاد بخره بلکه مغزش فرمانی برای پذیرش اجناس مغازه یا تایید اونها نمیده و اصلا جذابیتی براش نداره ک بخاد انتخاب کنه😂😂😂
همیشه میگفتم ای ول ب داداش کوچیکم اونم مثل خودم توی خرید لارجه و هر خوراکی جدیدی بیاد تست میکنه ولی الان با صحبت های شما فهمیدم مغز ما مشابه هم هس. پرخوره. و فرمان هاش هم مشابه. همین.
سپاسگزارم استاد.
امیدوارم بتونم از حرفاتون مسیر درست رو پیدا کنم.