0

پرخوری عصبی چیست (قسمت ششم)

پرخوری عصبی
اندازه متن

در جلسه قبل (قسمت پنجم: دلیل چاق شدن من) فهمیدیم که مهم‌ترین دلیل چاقی، باور به چاقیه. حالا در این جلسه ششم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن، سراغ پرخوری عصبی می‌ریم.خیلی‌ها که اضافه وزن دارن، یه دلیل تکراری رو دائم تکرار می‌کنن: پرخوری عصبی. 😖🍰

می‌گن: “وقتی زندگی فشار میاره، اعصابم خرد میشه، ناخودآگاه دستم میره سمت یخچال!” 🧠➡️🧊

انگار غذا براشون شده یه پناهگاه موقت… 🛑🍫

جایی برای فرار از اون احساسات سنگینی که نمی‌دونن چطوری باید باهاش کنار بیان یا رهاش کنن… 😞💭

🎯 نقش اعصاب در چاقی چیست؟

هر موضوعی وقتی از نظر علمی یا منطقی معتبر شمرده می‌شود که نتیجه‌ی آن برای همه انسان‌ها یکسان باشد.

مثلاً نیروی جاذبه زمین را در نظر بگیرید. فرقی نمی‌کند شما در ایران باشید یا آمریکا 🌍؛ اگر چیزی را از دستتان رها کنید، بدون شک به سمت زمین سقوط خواهد کرد.

یا تصور کنید سوزنی به انگشتتان برخورد کند.

فرقی نمی‌کند زن باشید یا مرد، سیاه‌پوست یا سفیدپوست، چاق یا لاغر؛ در هر صورت واکنش طبیعی بدن، ایجاد احساس درد است. 😖🩹

اینجاست که یک قاعده‌ی مهم شکل می‌گیرد:

“اگر یک باور یا ادعا درباره شرایط ما صحیح باشد، باید برای همه انسان‌ها در همان وضعیت، نتیجه‌ی مشابهی ایجاد کند.”

حالا بیاییم به موضوع پرخوری عصبی نگاه کنیم.

اگر باور داریم که «عصبی بودن» باعث پرخوری و چاقی ما شده، باید این قاعده را هم بپذیریم که هر کسی که عصبی می‌شود، دچار پرخوری عصبی و در نتیجه چاقی می‌شود. 🤔

اما با یک نگاه ساده به اطرافمان می‌بینیم که این‌طور نیست.

خیلی از دوستان، فامیل‌ها یا همکاران ما در شرایط استرس‌زا عصبانی یا مضطرب می‌شوند، اما همچنان متناسب می‌مانند. بعضی‌ها ممکن است دچار استرس‌های شدید شوند، اما نه به سمت پرخوری کشیده می‌شوند، نه چاق می‌شوند. ✨

پس سوال بزرگ اینجاست:

چرا بعضی‌ها عصبی می‌شوند ولی پرخوری نمی‌کنند؟

و چرا بعضی دیگر وقتی عصبی می‌شوند، مستقیم سراغ یخچال می‌روند؟

🔎 تحقیقات علمی درباره پرخوری عصبی چه می‌گویند؟

طبق مقاله منتشر شده در انجمن ملی پرخوری (NEDA)، پرخوری عصبی بیشتر زمانی رخ می‌دهد که فرد راهکار سالمی برای مدیریت هیجانات خود نداشته باشد.
به عبارت دیگر، همه در شرایط استرس‌زا قرار می‌گیرند، اما آنهایی که به پرخوری عصبی مبتلا می‌شوند، غذا را به عنوان راه فرار انتخاب کرده‌اند. 🍕🍫

پرخوری عصبی

تاثیر اعصاب بر افراد لاغر

🤔 چرا بعضی افراد متناسب حتی وقتی عصبی می‌شوند، پرخوری نمی‌کنند؟

بیایید با یک سوال ساده شروع کنیم:

آیا عصبی شدن، به طور مستقیم دکمه‌ی پرخوری را در بدن انسان فشار می‌دهد؟

جواب کوتاه این است: نه!

🔵 همه‌ی انسان‌ها استرس و فشار روانی را تجربه می‌کنند، اما واکنش هر فرد به این احساسات، محصول یادگیری‌های قبلی اوست.

کسی که در کودکی یاد گرفته با ناراحتی سراغ غذا برود 🍩🍔، احتمال بیشتری دارد که در بزرگسالی هم هنگام عصبی شدن، با پرخوری عصبی واکنش نشان دهد.

در حالی که فرد دیگری ممکن است آموخته باشد که احساساتش را از راه‌های دیگری مثل پیاده‌روی 🚶🏻‍♀️، گفت‌وگو، یا حتی نوشتن تخلیه کند.

👶🏻 شاید این ترفند رایج در بسیاری از خانواده‌ها که برای آرام کردن بهانه‌گیری‌ها یا گریه‌های کودک، به او هله‌هوله می‌دهند 🍭 یا وعده‌ی خرید خوراکی‌های خوشمزه می‌دهند، در ظاهر کار ساده و بی‌ضرری باشد…

اما همین رفتار به ظاهر کوچک، می‌تواند تاثیر مستقیم و عمیقی بر شکل‌گیری باورها و عادت‌های ذهنی کودک بگذارد.

📚 کودک به تدریج یاد می‌گیرد که:

“هر وقت ناراحت بودم، باید چیزی بخورم تا حالم بهتر شود.”

این الگو اگر بارها و بارها تکرار شود، به یک مسیر عصبی پایدار در مغز کودک تبدیل می‌شود.

نتیجه؟

سال‌ها بعد، همان کودک بزرگسال ممکن است هنوز هم در واکنش به احساساتی مثل عصبانیت، غم یا استرس، ناخودآگاه سراغ غذا خوردن برود — حتی اگر سیر باشد! 🍔😣

🔵 به همین دلیل است که خیلی از ما، بدون اینکه آگاه باشیم، هنگام ناراحتی دلمان شکلات، بستنی یا فست‌فود می‌خواهد — نه به خاطر گرسنگی واقعی، بلکه چون مغزمان از کودکی اینطور شرطی شده است.

📚 طبق پژوهشی در Journal of Eating Disorders، افراد مبتلا به پرخوری عصبی معمولاً یک الگوی ذهنی دارند که احساسات منفی را به غذا خوردن گره زده است. یعنی مغزشان به آنها یاد داده: “وقتی ناراحتی، غذا بخور تا آروم بشی.”

در حالی که این تسکین، کوتاه‌مدت است و در درازمدت احساس گناه، نارضایتی از بدن، و حتی تشدید اضطراب را به دنبال دارد.

🌟 وقتشه پرخوری عصبی رو بذاری کنار!

دیگه وقتشه که با اشتهای بی‌موقع و پرخوری‌های بی‌دلیل خداحافظی کنی! دوره‌ی ویژه‌ی «اصلاح پرخوری و اشتها در مغز» کمکت می‌کنه کنترل غذا خوردنت رو با قدرت ذهن به دست بگیری و آروم‌آروم به تناسبی که همیشه آرزوش رو داشتی برسی. 🧡🌿

با آموزش‌های این دوره، بدون رژیم گرفتن، بدون استرس، و فقط با تغییرات ساده‌ی ذهنی، راه رهایی رو یاد می‌گیری. 🌸

🚀 همین حالا شروع کن

پرخوری عصبی

نقش باورها در پرخوری عصبی

بعضی وقت‌ها باورها می‌توانند راه‌های جدیدی را برای تغییرات بزرگ باز کنند و گاهی هم… مثل یک زنجیر به دست‌تان بسته می‌شوند.
باور «من پرخوری عصبی دارم» یکی از این باورهاست که می‌تواند مثل یک مانع بزرگ، جلوی شما را بگیرد و نه تنها از لاغر شدن شما جلوگیری کند، بلکه ممکن است حتی باعث چاق‌تر شدن شما شود. 😔

چرا من چاق شدم؟ 🤔

شاید این سوال همیشه توی ذهن‌تان چرخیده باشد. حقیقتش این است که بیشتر از هر چیز، عادت‌ها هستند که تعیین می‌کنند چطور به سمت چاقی پیش می‌روید.

هر فردی که به طور منظم در زندگی‌اش عادات خاصی دارد، در مسیر خاصی از زندگی خود قرار می‌گیرد. به زبان ساده، این عادات، چه خوب و چه بد، می‌توانند شکل‌دهنده وضعیت بدنی شما باشند.

پرخوری عصبی؛ یک عادت، نه اختلال 🍫

پرخوری عصبی را خیلی‌ها به عنوان یک اختلال جدی می‌بینند، اما باید بگوییم که در حقیقت، این یک عادت است که وقتی عصبانی می‌شوید یا تحت استرس قرار می‌گیرید، به طور ناخودآگاه به سراغ غذا می‌روید.

یعنی این چیزی نیست که از درون بدن‌تان بخواهد شما را به پرخوری سوق دهد، بلکه رفتاری است که در شرایط خاص، تکرار شده و تبدیل به یک عادت می‌شود.

مثلاً تصور کنید که وقتی تلویزیون تماشا می‌کنید، همیشه به سراغ تخمه یا تنقلات می‌روید.
خب، این شما را در دسته “پرخوری تلویزیونی” قرار نمی‌دهد، بلکه فقط نشان‌دهنده یک عادت است که به خاطر لذت بیشتر از تماشای برنامه تلویزیونی‌تان ایجاد شده است.

چطور می‌توانیم عادت‌ها را تغییر دهیم؟ 🔄

از آنجایی که این رفتارها عادت هستند و نه اختلال‌های غیرقابل تغییر، می‌توانیم با آگاهی و تمرین، آنها را از نو بسازیم.
به یاد داشته باشید که هیچ چیزی در بدن ما ثابت و غیرقابل تغییر نیست؛ حتی عادتی که شاید سال‌هاست با شما همراه بوده و از دوران کودکی شکل گرفته است. ✨

در دوره‌ی آموزشی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز یاد می‌گیرید چطور عادت‌هایی را که فکر می‌کنید عامل اصلی چاقی و پرخوری شما هستند، به‌درستی شناسایی و بازنویسی کنید.

با شرکت در این دوره، نه‌تنها متوجه می‌شوید چرا برخی رفتارها همیشه شما را به سمت غذا هل می‌دهند، بلکه راهکارهای عملی برای اصلاح این عادت‌ها و ساختن الگوهای تازه به دست می‌آورید.

✨ یادتان باشد: شما اسیر عادت‌ها نیستید؛ بلکه می‌توانید استاد و خالق عادت‌های تازه‌ای باشید که شما را به سمت اندامی متناسب و زندگی سالم هدایت می‌کنند.

🔑 همین امروز تصمیم بگیرید عادت‌هایی که سال‌ها مانع شما شده‌اند را تغییر دهید و با آگاهی، آینده‌ی تازه‌ای برای خودتان بسازید.🌱 و بدانید که با هر انتخاب جدید، یک گام به سمت لاغری و سلامت واقعی نزدیک‌تر می‌شوید.

✨ تمرین طلایی برای تغییر پرخوری عصبی ✨

دوست خوبم 👋🏻
اگر دوست داری یک قدم واقعی و ماندگار برای درمان پرخوری عصبی برداری، این تمرین مثل یک پل نجاته! ⛅️
با نوشتن جواب‌ها، ذهنت رو شفاف‌تر و انگیزه‌ات رو قوی‌تر می‌کنی. قول می‌دهم که حس فوق‌العاده‌ای بعدش خواهی داشت! 💖


🌱 مرحله اول:

با دقت و به صورت شرح انشایی به سوالات زیر پاسخ بده:

  • 🍽 به نظر شما پرخوری کردن چیست؟
  • 😞 پرخوری چه احساسی در شما ایجاد می‌کند؟
  • 🔗 چه ارتباطی بین پرخوری کردن و چاق‌تر شدن یا لاغر نشدن می‌بینید؟
  • 📏 از نظر شما تا چه حد خوردن، پرخوری محسوب نمی‌شود و بعد از آن پرخوری به حساب می‌آید؟
  • 🧠 به نظر شما برای اندازه‌گیری میزان غذایی که باید بخوریم، باید چگونه عمل کنیم؟

✍️ پاسخ‌های خودت رو در بخش نظرات همین جلسه با عشق ثبت کن!


🌟 مرحله دوم:

حالا وقتشه که دیدگاه خودت رو درباره غذا خوردن افراد لاغر و چاق با ما به اشتراک بذاری! 🍏🍔

  • 🔍 انواع روش‌های غذا خوردن افراد چاق را نام ببر.
  • 📝 برای هر روش توضیح بده که آیا این رفتار در تو وجود داره یا نه، و اگه هست، یک مثال واقعی از زندگی خودت بیار.

یادت باشه دوست خوبم 🌈، همین لحظه که در حال فکر کردن، نوشتن و آگاه‌تر شدن هستی، قوی‌ترین قدم رو برای تغییر مسیر پرخوری عصبی و ساختن یک زندگی جدید برمی‌داری. 💪🏻💖

منتظر خوندن نوشته‌های ارزشمندت هستم! 🌸✨

در جلسه بعد (قسمت هفتم: فرمول‌های چاقی) می‌بینیم چطور مغزمون بدون اینکه بفهمیم، فرمول‌های پنهان چاقی رو اجرا می‌کنه.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضاعطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.97 از 238 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11437
260 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مژگان نوحی
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۱ ۱۲:۵۲
      مدت عضویت: 738 روز
      امتیاز کاربر: 9480 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 246 کلمه

      استاد دقیقا من همینطور که شما میگید بودم از پنج راه ورودی غذا داشتم و واسه همین کنترل کردنش سخت‌تر بود و همیشه نخوردن یک چیزی برام راحتتر از کم خوردنش بود 👌

      به لطف شما الان فقط یک هفته ست که با شما آشنا شدم خدا رو خیلی شکر میکنم خدایا عاشقتم 

      تو این یک هفته به طرز عجیبی به آرامش رسیدم احساسم به خودم خوب شده و دست از فکر کردن به چاقیم برداشتم و تمام تمرکزم به لاغری با ذهن و گوش دادن به حرفاتون و عمل به اوناست که همه رو نوعی مراقبه لاغری می‌دونم 

      تو این یک هفته یک کیلو به راحتی آب خوردن بدون رژیم و ورزش و فقط با ذهنم و با لذتی فراوان کم کردم 

      ازون مهمتر احساس منه که بهم میگه این لاغری پایدار و همیشگی هست چون با رژیم و ورزش بدستش نمیارم واسه همین ذره ذره ش برام خیلی ارزشمنده از مهمترین تغییراتم اینه که من عادت داشتم روزی نیم لیتر بستنی بخورم و این هفته اصلا میلم نکشید دیشب بعد شام خوردن یهو همسرم با یه ظرف پر شیرینی خامه ای اومد خونه گفت مادرش داده و جالبه من فقط گفتم میل ندارم در صورتی که قبلاً بخاطر شیرینی همدیگرو تیکه پاره میکردیم 

      و من متعجبم ازین همه تغییر رفتار و میل نداشتن و می‌دونم همش معجزه ی همین تغییر افکار ذهنی منه انگار قبل از مواجهه با هر خطر تحریک خوردنی با آگاهی های که شما بهمون میدید من آماده ام و دیگه اختیار خوردن یجورایی دست خودمه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا آقچه لو
      ۱۴۰۳/۰۶/۱۷ ۰۸:۲۷
      مدت عضویت: 833 روز
      امتیاز کاربر: 24120 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 558 کلمه

      بنام خداوندی که مرا متناسب و لاغر آفرید.

      سلام خدمت شما استاد عزیز و همه دوستان.

      اول اینکه من قبلا خیلی ریزه خواری داشتم الان خیلی کم شده پرخوری عصبی ام کم شده شایدم حذف شده و وقتی سیرم چیز اضافی نمیخورم آفرین به خودم که تا به اینجا پیشرفت کردم‌.

      تمرین:۱,زمانی که سیر هستیم و چیزهای اضافی میخوریم از طریق دیدن یا شنیدن یا…. هست پرخوری یا اضافه خواری. زمانی که بعد از حس سیری هرچیز اضافه ای را وارد دهان کنی درحالی که جسم ما به اون نیازی نداره و به اندازه کافی برای تامین انرژی خودش غذا دریافت کرده. زیاده خوری یا پرخوری یعنی این.

      پرخوری کردن احساس سرزنش کردن خود و حس بد را در ذهن من ایجاد میکند. درجسم من حس سنگینی حالت تهوع نفس به سختی کشیدن گاهی دل درد و…..

      بین پرخوری کردن و چاق شدن و لاغرتر نشدن ارتباط خیلی مهم و زیادی وجود دارد.وقتی بدن ما به اندازه کافی مواد غذایی بهش رسیده و برای تامین انرژی کافی هست و ساعت ها همون مقدار غذا انرژی لازم را تهیه میکنه،وقتی پرخوری میکنیم بدنمون مثل لیوانی که ظرفیتش پر شده، غذا هم ازش سرازیر میشه و چون بدن مهلت سوخت و ساز و تبدیل کردن اون حجم اضافی به انرژی را ندارد و از طرفی در معده هم نمیماند که هرموقع انرژی کم شد به انرژی تبدیل بشود پس دنبال راهی میگردد تا بتواند ان موادغذایی اضافی را کاری کند که اسیبی به اندام داخلی نزند و درنهایت بدن که همه جور انرژی و مواد و ویتامین به اندازه کافی دارد و تنها چیزی که ندارد چربی اضافی هست به راحتی ان اضافی را به چربی اضافی و مضر تبدیل میکند وبه شکم و پهلوها میدهد باعث چاقی ما میشود.

      زمانی که میل به غذا نداریم ولی میخوریم پرخوری هست زمانی که سیر هستیم و میخوریم پرخوری هست زمانی که تازه غذا خوردیم با ورود چیز جدید میخوریم پرخوری هست. هر زمان که بدن انرژی دارد و ما برای لذت فقط چیزی میخوریم پرخوری هست.هر چیز اضافه ای که بعد از سیری وارد بدن شود پرخوری هست.

      به نظر من باید از طریق ذهن برای میزان غذایی که میخوریم اقدام کنیم و با صادر کردن فرمان کافیه دیگه نخور از طرف ذهن دست از ادامه دادن بکشیم.

      مرحله دوم:افراد لاغر فقط برای تامین انرژی و از طریق دهان غذا میخورند و زمانی که سیر باشند هرچقدر هم تنوع باشد لب به ان غذاها نمیزنند و براشون بود و نبود اون غذا فرقی نداره ولی افراد چاق از دهان و گوش بینی و …غذا میخورند تنوع غذایی براشون انگار جایزه نوبل هست و از هرنوع هرچقدر بخواهند میخورند اصلا کار ندارند که سیر هستند یا نه. فقط میخورند و میخورند و رنج چاقی نصیبشان میشود.

      افراد چاق با دهان.بینی.شنوایایی.بویایی. لامسه و… غذا میخورد با پنج حس خودش خخخ.

      خب برای روش بینایی به شدت در من این رفتار بود الان کم شده نه خیلی زیاد میرسیدم خانه مادرم اول مستقیم سر یخچال ببین چی دارند بردار بخور مهم نیست چی باشه فقط ببین پیدا کن بخور

      بویایی مثل رد شدن از جلوی کبابی.یا بوی غذا اتفاقا قبلا طبقه پایینی یکبار غذا درست کرده بود بقدری این غذا به من خوش امد بوش که زدم زیر گریه و به شوهرم گفتم اگر از این غذا نخورم اذیت میشم ومیمرم همسرم رفت غذا را گرفت و اورد خوردم تا اروم شدم خخخخ شنیداریم مثل این دوتا قوی نیست لامسه هم همینطور.

      خدایاشکرت بابت تمرین عالی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا آقچه لو
      ۱۴۰۳/۰۶/۱۵ ۱۸:۴۴
      مدت عضویت: 833 روز
      امتیاز کاربر: 24120 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 275 کلمه

      به نام خدای مهربان

      سلام خدمت استاد عزیز و همه دوستان.

      من هنوز فایل تصویری را گوش ندادم اما متن را وارد دفترم کردم و چه متن زیبایی بود و چه توضیحات عالی. ما به یک سری چیزها عادت کرده ایم,مثلا وقتی حوصلمون سر میره یه چیزی بخوریم.درحالی که میتونیم اون لحظه روی ذهن و باورهامون کار کنیم نقاشی بکشیم داستان بنویسیم فیلم ببینم و هزارتا کار دیگه. استاد بزرگواری میگفت انسانی که هدف داشته باشه اصلا خوردن یادش نمیوفته، واقعا هم راست میگفت. من صبح صبحانه میخورم میرم سرکار تا ناهار هیچ چیز بجز آب نمیخورم ولی بعد از ظهرها که خونه هستم تا موقع شام ریزه خواری دارم البته نسبت به قبل خیلی کمتر شده ولی هنوز هست و میدونم که بهترم میشه. جای دیگه گفتید چاق ها فقط برای لذت غذا میخورن واقعا همینه. تفریح میریم غذا چی بخوریم بریم دور بزنیم یه بستنی هم بخوریم پارک میریم تخمه و چایی و تنقلات ببریم درحالی که میتونیم از هزار راه دیگه لذت ببریم.

      درمورد پرخوری عصبی باید برای همه یکسان باشه ولی بارها دیدم دامادمون که متناسب هست وقتی عصبی میشه فقط دستاش میلرزه حتی میل به غذا خوردن هم نداره و بقول خودمون اشتهاش کور میشه(البته میدونم چیزی به تسم اشتها وجود نداره) ما فقط عادت داریم عصبی میشیم بخوریم. شادیم بخوریم حقوق میگیریم اولین کار اینکه بریم رستوران غذای عالی بخوریم و لذت ببریم از حقوقمون در حالی که میتونیم لباس بخریم یا هزارتا کار دیگه. به هر حال در هر لحظه به فکر خوردن هستیم ولی دیگه میخوام تغییر کنم و عوض شم و لذتم را فقط به خوردن اختصاص ندم و فقط برای تامین انرژی غذا بخورم افرین به خودم.

      خدایا شکرت. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار golestan2222
      ۱۴۰۳/۰۵/۳۰ ۰۰:۳۴
      مدت عضویت: 2216 روز
      امتیاز کاربر: 22199 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,083 کلمه

      باسلام 

      قدم ششم -مرحله ی اول (داستان پرخوری ) 

      پرخوری زمانیه که من اون الگوی پله بالاتری رو میرم ، یعنی(فاصله ی بین خفگی و سیری ). من بارها این رو تجربه کردم و عادتم است . منتها الان که فقط نظاره گر حالات و احساساتم در بخش خوردن هستم ، کاملا حس خفگی را تجربه کردم . پرخوری هم عاملی هست برای روشن کردن نتیجه ی تجربه ی غذا بالای معده بیاید . معده ت یک حس دردی داشته باشد و حس سنگینی را داشته باشی . من با رهاکردن خودم نظاره کردن بدنم  ، پاسخ به فرمان پرخوری ، این تجربه رو درک کردم . من هم مثل همه ی افراد جامعه ی ذهن چاق با تمام حواس پنجگانه  غذا میخورم . من سالها خودم را با برنامه ی غذایی محدود کردم . مادرم هم مرا محدود در خوردن میکرد و من باور داشتم از این مسیر نتیجه میگیرم و میگرفتم و تنها دردم این بود که خلق رویای زیبام با گذر زمان به حالت اول نقطه ی شروعش  نزدیک میشد و اینجا بود که دعوای بین من و ذهن و بدنم شروع شد . خب جسم من فقط نتیجه ی تکرار باور و رفتار و عادت بود و من او را تقصیر این اضافه وزن نمیدونم و از اینکه بهش حس بدی داشتم ، درحالی که مقصز نبود ، ازش معذرت میخوام . با این ولع و خوردنی که دارم ، از اینکه تبدیل به بشکه نشدم ، نهایت تشکر را ازش میکنم . چون لاغری سریعتر و اسانتر است و من با اراده ای که از دوران کودکی همچون اراده ای که در زبان فارسیم داشتم ، در زندگیم با به کار بردن این زبان ، نتیجه ی چاقی را خلق کردم . الان متوجه شدم کلمه ی چاقی ، جدای از شاخ و برگهای اضافه ش ، من فرق بین خودم و فرد متناسب را خوردن میدانستم و چون باور داشتم کنترلی در میزان خوردنم ندارم ، من محکوم به چاقی هستم . هیچ وقت به این عمیقی توجه نکرده بودم که چرا اونها به راحتی بعد از مقداری خوردن stop  میشوند ولی من بدون حتی فکر به راحتی غذا را تا گردنم داخل میبرم ؟! علت این اختلال چیه ؟ منشا آن چیه ؟ چون من به چاقی فکر کردم ؟ من در مطلبی خواندم که در هنگام جویدن مقداری سروتونین در مغز فعال میشود و حس خوبی را در حین خوردن ایجاد میکند ، ولی زمانی که تعداد جویدنم را زیاد و آهسته کردم برعکس اونقدر فکم خسته میشد ، که تصمیم میگرفتم بسه دیگه نخورم و یک علت دیگرش هم دوست داشتم هرچه زودتر این رویای لاغری را خلق کنم و من خیلی سعی کردم نقطه ی سیری را درک کنم و جالبتر! من هیچ وقت نقطه ی سیری را پیدا نمیکردم ، چون همیشه در نقطه ی بالای سیری بودم و چون بالای سیری بودم ، هیچوقت اون حس گرسنگی راحس نمیکردم . پس من همیشه بیشتر از تقطه ی سیرم غذا خوردم . الان هم که دارم مینویسم همین هستم . غذا بالای معده ست و دقیقا درحال خفگی قرار دارم و من بارها تجربه کردم ، فقط بهش توجه نکرده بودم  . چرا این عادت درمن خلق شد ؟ یعنی این رفتار من که به عادت تبدیل شده ، با تغییر فرمول ذهنی میشه ، مثل آدمهای متناسب غذا بخوره ؟ یا وقتی به نقطه ی سیری برسه ، دیگه غیراارادی نتونه ادامه بده ؟ یک فرد لاغر به زحمت میتونه این کار را انجام دهد ، ولی من به راحتی هر چیزی را میخورم ، بدون اینکه فکر کنم و در آخر کمی که زمان میگذرد ، آژیر خطر بدنم شروع میشود و با حس ترکیدگی اعلام میکند که حالش خوب نیست ولی ما آنقدر آژیر این تجربه را شنیدیم که بهش عادت کردیم و توجه نمیکنیم . من یکسری رفتارهایی را در بخش های زندگیم مفهوم و نیاز وجودش را درزندگیم فهمیدم ویک عادتی را که به نفعم بود خواستم که به وجودش بیارم ، با یک چک لیستی هرروز قدمهام رو تیک میزدم . و بعد از چند روز آگاهانه و بعضی وقتها اجبار ، ذهن من اون کاررا انجام میداد و تیک میزدم . و الان طوری شده که بعضی از اون کارهای روتینم وقتی انجامش نمیدم ، حس اون تیک نزدنه برام تداعی میشه و باوجود خستگی اون کارو انجام میدم وباخیال راحت میخوابم ، یعنی اینبار انجام دادن اون کار برام سخت نبود ، بلکه انجام ندادن اون کار برام سخت بود . یعنی مسیر اصلاحی رفتار پرخوری من هم که شاید پاسخ چند فرمول در کنار هم باشد ، از این راه میشه حلش کرد ؟ من از اینکه به نقطه ی سیری برسم و به صورت خودکار stop  بشم را هرگز تجربه نکردم . برام کمی خیالی است . چون همیشه اراده ی خوردن را دارم ، منتها تا کجا سیر بشم و به آن اگاه باشم برام تجربه ی نامفهومیه . من همیشه زمانی دست از غذا کشیدم که درحال خفگی باشم . و زمانی این را تجربه نکردم که با یک برنامه ی غذایی این رفتار را خنثی میکردم . خب من باید حس گرسنگی را تجربه کنم ، اون آلارمی که معده سوزش داره و یک حس ضعف و قارو قور شکمی ، تا برم سمت غذا و چه زمانی نخورم ؟ باید تجربه ش کنم . تجربه ش نکردم . اینکه تا چه حد خوردن پرخوری محسوب میشه ، برای من هم ناشناخته ست ، چون الگوی خاصی در میزان خوردن افراد لاغر پیدا نکردم . اونها موادغذایی را محدود نمیکردند . یک روز زیاد میخوردند ، یهو شبش کم میخوردند . یا صبح و شب به نظرم کم میخوردند و بعضی روزها زیاد میخوردند . من هرگز الگویی برای میزان خوردن پیدا نکردم . و از داداشم میپرسیدم ، تو چرا نمیتونی بخوری ؟ گفت نمی تونم ! به همین راحتی . و تجربه ی او با من فرق میکرد . البته او هر غذایی را دوست ندارد . او انتخاب میکند چه غذایی بخورد . و اگر دوست نداشته باشد ، لب نمی زند و از بیرون غذا سفارش میدهد . به همین راحتی . ولی برای من راحت هست هرچیزی را بخورم . تنها چیزی که در خوردن آن مقاومت دارم و ترجیح میدم گرسنه بمانم و نخورم ماهی و غذاهای دریایی مثل میگو است . یادم میاد بچه بودم میخوردم و یک استخوان ماهی در گلوم گیر کرد و به شدت وحشت کرده بودم ، از اون به بعد از خوردن ماهی به شدت فراری ام واز اون به بعد از بوش هم فرار میکنم . میگو هم به خاطر پاهاش و شکلش ! چون مادرم عاشق میگوست ، وقتی میدیدمشون چندشم میشد و هرگز نخواستم امتحان کنم ، چون اون قیافه ی شبیه هزارپاش جلو چشمم میاد . این تنها دسته ی غذایی هست که به عنوان یک ذهن چاق میتونم بگم بله من هم غذاهایی را دوست ندارم و میتونم انتخاب کنم که نخورم . کدو تنبل هم دوست نداشتم . اون هم از بوش بدم میاد و نرمی زیادش برام جالب نبود گرچه مادرم خیلی دوست دارد . ولی در مورد نتوع های غذایی دیگه این چندتا دوست نداشتنم ، خیلی محدوده . ما که وسط اقیانوس نیستیم که بگیم جز اینها غذا نیست . برادرم در قدیم به خیلی چیزها برچسب نه ، نمیخورم داشت ومادرم هم خیلی وقتها درگیر این موضوع بود که غذایی باب میل پسرش درست کند ولی با من همچین مشکلی نداشت 😀  . به جز زمان ماهی درست کردن ! 

      این که میزان غذا خوردنم را به چه میزانی بخورم ، الان که نظاره گر هستم درک بهتری نسبت به این موضوع دارم . ولی چرا این رفتار درمن فعال هست ، علت پیدایشش را درک نکردم . شاید مکانیسم بدن برای اجرای فرمان چاقی یا لاغری باشد . برای اندازه گیری ، به نظرم در خوردن باید آگاه باشم و توجهم را به علتهایی که میخورم  معطوف کنم . قبل از اینکه این مطلب را بخونم ، متوجه شدم که من فقط نمیخورم و خوردن های دیگری در کنار خوردن اصلیم وجود دارد . حس هایی که مرا متصل به خوردن میکند و این زمانی بود که من سیرم .

      قدم ششم – مرحله ی دوم ( انواع خوردن ) 

      ما افراد ذهن چاق  ، اندازه ی زیاد و متنوع بودن غذا را علت چاقی میدانیم ولی افراد متناسب هیچ چیزی را علت چاقی نمیدانند . اصلا مشکلی با خوردن و مقدار و تنوع ندارند ، فقط چیزی که دوست دارند باشه !

      خب من  الگوی زیاد خوردن رو خانواده م یاد گرفتم ، مثلا : 

      • زمانی که غذایی خیلی مونده باشه ؛ باید بخوریم و تا نخوریم غذا حرومه و با وجودیکه اون روز دوست نداشتیم ، میخوردیمش . ولی برادر من نمیخورد بیشتر اوقات و از این فرمول پیروی نمیکرد . 
      • درمهمانی ها ، بخش لذت بخشش خوردن غذاها بود ، اونها تزیین شده بودند و بوها و همه چیز وحال و هوا وجو انگار صدات میکرد من رو بخور و ما میخوردیم تا حد اینکه ترکیدم را با صدای بلند بگیم (من حس میکنم این باور محدود کننده را دارم که همیشه غذا فراهم نیست و باید نهایت لذتش را ببرم )
      • غذا در ذهن من حکم لذت میدهد . چون وقتی برای خودم پاداش درنظر میگیرم ، خب میگم کدوم رستوران برم ؟ یا الان یه قهوه ی شیرین میخورم . 
      • وقتی ذهنم خالی باشه یا خسته ، اولین حرفی که میزنه خب الان چی بخورم ؟ ( انگار با نیمه ی گمشده ش قرار داره ) 

      تمام این تصمیم ها زمانیه که من سیرم یا شاید نزدیک به ترکیدن هستم . پس قطعا با خوردن افراد لاغر متفاوته . این به اون معنا نیست که من خوردن اون ها رو بلد نیست ، اتفاقا تنها بخش ضروری بقای ما نوع خوردن اونهاست وگرنه خیلی ها تلف میشدیم و در قید حیات نبودیم . نوع خوردن آنها (دهان): زمانی که گرسنه میشن ، اقدام به خوردن میکنند و زمانی دست از غذا میکشند که حس کنند کافیه و رها میکنند (مشکل من اینه نمیدونم دقیقا نقطه ی سیری چه شکلیه که حتی آگاهانه بخوام stop  کنم ) شاید با نظارت کردن به رفتارم پیداش کنم .به هرحال وجود داره در بدن منم.

      نوع خوردنهایی که من دارم و شاید افراد لاغر ندارن یا خیلی کمتر درگیر آن هستند : 

      1. خوردن با چشم : من برام قهوه نماد آرامشه ! اینکه از کجا این نماد در ذهنم رفته ، منشاش رو پیدا نکردم و تنها قهوه ای دوست دارم که کافیینش کم باشه و شیرش زیاد باشه ( همین که پیشم باشه و حتی نخورمش برام حس آرامش میده ) پس خیلی وفتها به این علت من قهوه میخورم . وخیلی وقتها …. 

      مثلا وقتی یک سفره میبینم که تعارف میکنند ، یکم که فکر میکنم ، تصویر و احساس لذت میاد یک حسی که میگه بخور و از خوردن لذت ببر . من بیشتز وقتها غذا را برای مفهوم لذت میخورم. 

      2. زمانی که درهیجانات هستم : وقتی میخورم کمی از اون استرس کم میشود ولی موقتی ست و من بدون آنکه بفهمم در حال مکالمه شروع به خوردن میکنم ، طوری که دوست من میگفت هروقت بامن صحبت میکنی ، انگار اشتهات باز میشه . گرچه من خیلی وقت ها اینطور میشدم . 

      3. خوردن با گوش : اگر طرف شروع کنه با آب وتاب حرف زدن ، حالا بخور وببین چه کدبانویی هستم . هرگز فکر نکردم که شاید از تعریف اونها تمایل به خوردن پیدا میکنم ولی فطعا دیدنشون من رو مشتاق میکنه به خوردن . دوستم درمورد رستوران یک شرکتی صحبت میکرد که تا عمرش همچین کباب خوشمزه ای نخورده بودم و وقتی در آن شرکت رفتم ، دوست داشتم بدون خوردن آن کباب در این شرکت چه مزه ای داشته که اینقدر تعریف میکرده ولی خب ما را مثل اونها به ناهار دعوت نکردند ولی ذهنم مونده که چه مزه ای داشته که اینقدز تعریفی بوده . 

      4 . لمس : اینکه به خاطر لمس یک چیزی بخوام بخورم ، برام تناقض زیاد داره ، چون من گلابی و شلیل سفت دوست دارم و موز و انگور چون راحت خورده میشن را بیشتر ترجیح میدم . هندوانه هم خوشمزه است ولی چون بزرگ است و آبش تا کمی کج میشود میریزد تمایلی ندارم بخرم بولی دوست دارمش . ولی درست است ، من هرگز شلیل نرم نمیخورم چون برام خوشایند نیست . میتونه در انتخاب خوردنم در لخظه ی حال تاثیر گذار باشد . 

      5. خورن با بو : اصلا وقتی بوش میاد کلا بزاق دهنت شروع به ترشح میکند . حتی اگر سیر باشی . مخصوصا قورمه سبزی باشد . این را بارها تجربه کردم که غذای خانگی مورد علاقه م بوش را استشمام کنم ، درحال ترکیدن هم باشم ، مصرف کنم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 32 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryam1398rahimi
      ۱۴۰۳/۰۵/۱۵ ۰۸:۰۹
      مدت عضویت: 2388 روز
      امتیاز کاربر: 39574 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 528 کلمه

      سلام ودرود به استاد عزیزم و دوستان متناسبم 

      پرخوری عصبی چیست؟

      همه ی افراد چاق سبب چاقیشون رو پرخوری عصبی میدونن 

      و باور دارن که وقتی عصبی میشن زیاد باید غذا بخورن 

      در صورتی که افراد متناسب اینجور رفتاری رو ندارن 

      پس این دلیل چاقی نمیشه 

      من این باور رو نقض میکنم 

      و این خوردن ها از سر عادت هستش 

       تکرار رفتارهای اشتباه به عادت تبدیل میشه 

      و بعد از چند وقت باور میکنی که من وقتی عصبی میشم میخورم 

      و بارها و بارها این رفتار رو تکرار میکنی و چاق و چاقتر میشی 

      خب افراد چاق مجبورن دلیل هر چیزی رو به خوردن ربط بدن 

      راه و چاره ای ندارن

      دوست داریم لذت ببریم باید بخوریم 

      تو عروسی ها باید بخوریم که عروسی بهمون بچسبه 

      تولدی باید بخوری 

      دور همی ها باید بخوری 

      تو عصبانیت باید بخوری که آروم بشی 

      مسافرت رفتن باید بخوری که لذت ببری 

      همه ی این رفتارهای اشتباه به عادت تبدیل شدن و عادت ها هم به باور 

      پس تفاوت بین  افراد لاغر و چاق در ذهن اوناست 

      افراد چاق از ۵کانال برای خوردن استفاده می‌کنند و لی افراد لاغر از راه دهان 

      پس مسلمه که آدم های که از ۵کانال غذا میخورن چاق باشن و چاق بمونن 

      خیلی تفاوت داره با افراد لاغر 

      افراد لاغر فقط از طریق دهان 

      مثل بوشکه ی آب میمونه که اگه از یه لوله آب بریزی داخلش 

      و بوشکه ی دیگه از ۵لوله استفاده کنن 

      خب مشخصه که اون بوشکه ای که لوله ی بیشتر ی در آن گذاشتن زود پر بشه 

      پس به این نتیحه میرسم که خوردن آدم و چاق نمیکنه 

      اون رفتارهای اشتباه که سالیان سال انجام دادم و باور کردم که دیگه لاغر نمیشم منو به عذاب انداخته 

      اتفاقا خوردن برای ادامه ی زندگی لازمه ما به این دنیا اومدین که زندگی کنیم و لذت ببریم از زندگی 

      نه اومدیم که زجر و سختی بکشیم 

      تمام افراد چاق اول لذت میبرن و بعد رنج 

      رنج از بیماری رنج از چاقی رنج از بی عزت نفسی 

      اعتماد به نفس نداشتن 

      و در کل اصلا لذتی نمیرن در برابر این همه رنج

       اون لذت بردن هم محو میشه 

      پس افراد چاق برای لذت بردن از زندگی

       زندگی نمیکنن 

      برای رنج و سختی در این دنیا زندگی میکنن .و این هم انتخاب خود فرد چاق هستش که چاق بمونه و حسرت بخوره و یا لاغر بشه و لذت ببره از زندگی 

      خدایا شکرت که برای هدفم تلاش می‌کنم 

      دوست دارم باورهامو تغییر بدم و آگاهی پیدا کنم 

      ممنونم که به این مسیر منو هدایت کردی 

      تا به هر آنجه چیزی که میخام دست پیدا کنم 

      من به این دنیا نیومدم که سختی و عذاب بکشم 

      نیومدم که در حسرت زندگی کنم 

      در ناآگاهی 

      من نیومدم که با استرس غذا بخورم تا خفگی غذا بخورم و بعدش عذاب وجدان داشته باشم 

      من به این دنیا نیومدم که لباس های سایز بزرگ بپوشم 

      لباس های رنگ تیره 

      من به این دنیا نیومدم که نتونم از زندگی لذت ببرم 

      من به این دنیا نیومدم که همیشه قرص و دارو بخورم 

      نتوتم راه برم 

      مدام بیمار باشم 

      من به این دنیا نیومدم که نتونم لباس های رنگ مورد علاقه ام بپوشم 

      عزت نفس نداشته باشم 

      من عاشق خدایم هستم و خدایم عاشق من 

      من به خودم افتخار میکنم که به این دنیا اومدم تا از همه نعمت های خداوند لذت ببرم و شکرگزار باشم و 

      خداوند بهم قدرت تفکر داد تا از طریق تفکرم به هر آنچه که دلم میخاد برسم 

      من خالق زندگی خودم هستم 

      من زندگی خودم رو خلق میکنم به همان روشی که دلم میخاد 

      خدایا شکرت 🤲🥰🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مجید رضایی
      ۱۴۰۳/۰۴/۳۰ ۲۲:۳۴
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 61 کلمه

      با سلام وقت بخیر امیدوارم حال همه عزیزان خوب باشه خیلی از مواقع برام آرام شدن غذا میخورم و وقتی زیاد میخورم میگم چرا خوردم و مشکلی هم حل نمیشود در این مواقع سعی میکنم آدامس بخورم و سر خودم گرم کنم با موسیقی و فعالیت ذهنی راهکار های استاد گرامی مفید است انشاالله بتوانم انجام بدم سپاسگزارم توجه کردید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 1 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Paris.R
      ۱۴۰۳/۰۴/۲۷ ۲۲:۱۵
      مدت عضویت: 789 روز
      امتیاز کاربر: 5790 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 55 کلمه

      سلام درک تفاوت بین حس سیری وخفگی خیلی خیلی جذاب بود  که من تا پیش ازین در ک نکرده بودم وبه آن فکر نکرده بودم هرموقع دوست داشتم می خوردم  خوردن همان طور که گفتن عیر از دهان از بینی گوش وتجربه وچشم هم بود چقدر خوشحالم این اطلاعات را بدست آوردم  وقتم بالا رفت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 7 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار 989339651032
      ۱۴۰۳/۰۴/۲۵ ۲۱:۵۲
      مدت عضویت: 887 روز
      امتیاز کاربر: 1880 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 362 کلمه

      خداوند متعال تمام نعمت هایش را برا ارامش راحتی لذتی انسان افریده .

      خوردن مواد غذایی هم به منظور لذت و ادامه حیات انسان است.

      اما متاسفانه در افراد چاق ادامه حیات وجود دارد اما بدون لذت .

      نه از خوردن لذت میبرن نه از سیر شدن و نه از ادامه زندگی.

      چرا چون در ذهن افراد چاق فقط خوردن وجود دارن خوردن در حد ترکیدن خوردن در هر لحظه.

      این افراد دقیقا برعکس افراد متناسب تنها از یک طریق تغذیه نمیکنن کلی بخوایم بگیم هم خوردن افراد چاق از روی عادت است نه تغذیه کردن.

      افراد چاق تنها یک دهان برای خوردن ندارند . وقتی بحث خوردن باشد.چشم.گوش.بینی.و حتی دستان انها هر کدام تبدیل به دهان میشوند و خوراکی کع وجود دارد را می‌بلعد.

      و این یعنی فرد چاق هیچ کنترلی روی اعضای بدنش خودش ندارد .

      من با گوش دادن به این فایل ها درسته هنوز خیلی کار دارم من مدت هاست زندگی کردم و مدتی زمان میبرد تا به این هنر برسم که خوردن برای رفع نیاز بدن است نه سرگرمی .

      خوردن برای ادامه زندگیه 

      خوردن تا زمانی معنایی داره که از ان لذت ببری .

      زمانی که دیدی غذایی خوراکی بهت لذت نمیده نخور .

      و من الان چند وقتی هست سعی دارم روی این بخش تمرین کنم .

      تا زمانی که من سیر هستم گران ترین مواد دنیا کمیاب ترین خوراکی و هم بخوام بخورم هیچ ذوق و لذتی در من به وجود نمیاد.

      هیچ یک از نعمت های خدای مهربانم قرار نیست تمام بشن و من هر زمان بخوام میتونم ازش استفاده کنم پس زمانی ازش میخورم که ازش لذت ببرم.

      دو تا از تمرین های مهمی که الان دارم انجام میدم یکی اینه که بعد خوردن هیچ احساس فشار ناراحتی یا فکر کردن بن این که چقدر خوردم را نداشته باشم .

      و دیگری هر چیزی را پشت سرم نخورم هیچ چیزی قرار نیست برای همیشه تموم بشه پس خیلی عادی میتوانم در یک فرصت مناسب بخورم و از مزه ان لذت ببرم.

      وزن من ۷۹ کیلو است جسم عزیز من دچار اضافی های شده است که هر صدم ثانیه در حال تلاش برای بهبود و حذف اضافی ها است .طبق گفته دیگران تا حدود زیادی هم موفق شده و مرا به وزن ایده‌آلم یعنی ۶۹ کیلو نزدیک تر کرده است❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا آقچه لو
      ۱۴۰۳/۰۴/۱۹ ۱۱:۱۵
      مدت عضویت: 833 روز
      امتیاز کاربر: 24120 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 234 کلمه

      به نام خداوند جان و دل 

      سلام خدمت شما بزرگوار و همه عزیزان 

      از شما بابت تک تک فایل های رایگان بی نهایت سپاسگزارم چقدر تغییر کردم در این مدت چقدر راحت غذا میخورم و لذت و میبرم یادش بخیر قبلنا وقتی غذا می‌خوردم بعدش می‌رفتیم بستنی بخوریم من یک آیس پک گنده سفارش میدادم ولی الان اصلا میل ندارم بعد از شام چیزی بخورم صبح که میشه به همسرم میگم شب بریم بستنی بخوریم شب که میشه میگه بریم میگم والا میل ندارم چیزی که جز محالات زندگی من بود هر روز دارم بهتر و بهتر میشم دیشب در یخچال باز کردم دیدم ارده هست قبلنا لب نمیزدم چون فکر میکردم خیلی چرب و روغنی ولی دیشب بدون هیچ نگرانی گفتم اخجون فردا صبحانه ارده میخورم با کره صبح زود بیدار شدم ولی تا الان میل به خوردن نداشتم وقتی گرسنم شد کمی ارده و کره خوردم و لذت بردم ازش دیگه مثل قبل تصاویر منو تحریک به خوردن نمیکنه و خیلی کم شده در ذهنم این کار مثل قبل خودمو مجبور نمیکنم غذا را تا ته بخورم و به راحتی باقیمانده غذا را یا میریزم دور یا میریزم پرنده بخوره به راحتی از عبارت میل ندارم استفاده میکنم و کلا این حس در جسمم بوجود آمده و خس میکنم هر لحظه و هر روز دارم لاغر و لاغرتر میشم خدا را شکر از شما بابت این فایل زیبا سپاسگزارم خدایا شکرت بابت همه چیز 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 7 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار 💖نرگس💖
      ۱۴۰۳/۰۴/۱۱ ۱۶:۱۵
      مدت عضویت: 883 روز
      امتیاز کاربر: 6565 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 656 کلمه

                   به نام خالق یکتا

      سلام و خدا قوت

      الهی شکر که باز هم گامی برداشتم و حالم خوبه

      خب بی مقدمه می‌خوام برم سراغ تمرینات، الهی به امید خودت:

      • به نظر شما پرخوری کردن چیست؟

      اگه بخوام خیلی خلاصه بگم می‌تونم بگم که به نظر من پرخوری یعنی بیش از حد نیاز بدن خوردن و به خاطر این عمل احساس بدی داشتن

      • پرخوری کردن چه احساسی در شما ایجاد می کند؟

      به نظر من هنگام پرخوری کردن حتی همان موقع هم حال ما خوب نیست

      چون همون موقع ذهن ما رو سرزنش می‌کنه و هی حالمون بد میشه که چرا دست از غذا نمی‌کشیم کم بود درد جسم هم بهش اضافه میشه

      و حالا دیگه بیا و جمعش کن

      • به نظر شما بین پرخوری کردن و چاق تر شدن یا لاغر نشدن چه ارتباطی وجود دارد؟

      من فکر می‌کنم که پرخوری باعث اضافه وزن میشه چون این عقیده رو دارم که اگر بیش از حد غذا بخوریم باعث تجمع چربی بین ماهیچه‌ها می‌شه

      البته این هم به عقیده برمی‌گرده و اگر کسی این عقیده رو نداشته باشه پرخوری نمی‌تونه اون رو چاق کنه

      • از نظر شما تا چه حد خوردن پرخوری محسوب نمی شود و بعد از آن پرخوری به حساب می آید؟

      تا زمانی خوردن پرخوری محسوب نمی‌شه که درد جسم و فشار جسمی به ما وارد نشه

      و هنوز احساس گرسنگی داشته باشیم

      بعد از اینکه میل من به اون غذا کمتر شد

      یا به عبارتی سیر شدم دیگه نباید بخورم که فشار جسمی به من وارد بشه

      • به عقیده شما برای اندازه گیری میزان غذایی که باید بخوریم به چه طریق باید عمل کنیم؟

      تا زمانی که گرسنه نشدیم نخوریم و تنها از راه دهان بخوریم و به رفتار خودمون ناظر باشیم که عالی عمل کنیم انشالله

      • دیدگاه و درک خود از توضیحات ارائه شده درباره غذا خوردن افراد لاغر و چاق را بنویسید.

      مغز افراد چاق و افراد لاغر کاملاً شبیه هم هست اما تفاوت از فرمول‌های ذهنی آغاز می‌شود

      و ما این رو می‌دونیم که جسم ما فقط نمایش دهنده نتیجه فرمول‌های ذهنی ماست پس تفاوت افراد چاق و لاغر در فرمول‌های ذهنی است

      و خب همین فرمول‌های ذهنی تفاوت خیلی زیادی بین افراد چاق و لاغر در هنگام خوردن ایجاد کرده

      افراد لاغر هر چیزی نمی‌خورند

      اما افراد چاق کاملاً برعکس هستند و می‌خورند 

      افراد لاغر تنها از دهان خود برای خوردن استفاده می‌کنند

      اما افراد چاق از تمام حواس پنجگانه برای خوردن استفاده می‌ک

      • انواع روش های غذا خوردن افراد چاق را نام ببرید.

      در این زمان مغز دستور خوردن نداده بلکه با تحریک کردن آن از طریق حواس پنجگانه دستور خوردن صادر می‌شود

      و افراد چاق از طریق بینایی ،شنوایی، لامسه، بویایی و چشایی مغز تحریک به خوردن می‌کنند.

      • برای هر کدام از روش نامبرده شده شرح دهید که این رفتار در شما وجود دارد یا خیر و اگر وجود دارد به چه شکل انجام می شود. برای شرح خود مثال واقعی مطرح کنید.

      به نوعی واقعاً در من وجود داره و من همین امروز با این حالی که اصلاً گشنم نبود با دیدن ماکارونی تحریک به خوردن اون شدم

      در حس بویایی فکر می‌کنم که اگر سیر باشم تحریک نمی‌شم و این واقعاً جای شکر داره

      در حس شنوایی هم به همین شکل اگر گشنم باشه تحریک می‌شم اما اگه سیر باشم و واقعاً در حال خفگی باشم تحریک به خوردن نمی‌شم مگر اینکه سیر شده باشم ولی حالت خفگی نداشته باشم و جای خوردن اون رو داشته باشم

      و اما وای از حس لامسه که انگار مکمل همه این حس‌هاست

      شده بارها دلم نمی‌خواسته چیزی رو بخورم اما تا لمسش کردم و حالا ویژگی خوبش رو موقع لمس کردن فهمیدم دیگه واویلا بود، می‌خوردم و اگر دیگه مزه اش هم خوب بود دیگه بدتر

      و واقعاً سخته که ذهن انسان تحریک بشه و فرمان خوردن صادر بکنه بعد بخوای جلوش رو بگیری

      انشالله دیگه از اینجا به بعد می‌خوام سه نفری برم جلو

      یکی الله که در وجودم هست و مرا تنها نمی‌گذارد

      یکی همون فردی که تحریک می‌شه

      و دیگری فردی که نظاره‌گره

      البته خدای من یک کس نیست همه کسمه و توی اونجا سرده دیگر هم حضور دارد و همراهیم می‌کند

      الهی شکرت که همراهمی و تنهام نمی‌گذاری

      ممنون استاد

      یا حق مدد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم