0

تحقق آرزوها با قدرت ذهن (گام ۱۶)

تحقق آرزوها
اندازه متن

برآورده شدن آرزوها یکی از چالش‌های ذهن بشر است.

هر انسانی با توجه به محتویات ذهنی‌اش درباره شرایط زندگی خود آرزوهایی در سر دارد، اما هرگز به آنها نمی‌رسد.

چرا انسان‌ها در برآورده شدن آرزوها خود با مشکل مواجه می‌شوند؟!

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 54 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.26 از 120 رای

https://tanasobefekri.net/?p=23755

54 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

54 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۳ ۱۲:۵۹
      مدت عضویت: 2265 روز
      امتیاز کاربر: 9475 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,029 کلمه

      با سلام خدمت شما  استاد عزیزم 

      چیزی که سالها پدرم درذهن منم کرده این بود که آدم قانع محتاج هیچکس نمیشه واین باور من شده وچون من هیچ وقت قانع نبودم ونمیخواستم با فقر ونداری زندگی کنم مدام محتاج بقیه میشدم وشکست مالی میخوردم وهمش برام تکرار میشد حالا میفهمم که چقدر غلط میگفت ومن چه ساده لوحانه باور کردم که وهمین باور زندگی منو سالها نابود کرده 

      الان میفهمم که خداوند اگه فقر دوست داشت پیامبرش نمی‌گفت فرد فقیر دین وایمون نداره 

      اگه فقر ودوست داشت اصلا ثروت درست نمی‌کرد وجارو باز می‌داشت از ثروت مند شدن چطور میشه که خداوند به ما بنده هاش بخشش ومهربانی رو بسیار توصیه کنه واز اون طرف بگه ولی فقیر باشید مگه میشه مگه با عقل جور درمیاد مثل این میمونه که من جیبم خالی باشه بعد برم پیش کارتن خواب ها بگم همتون مهمون بخشش ومهربانی من غذا شیشلیک ولباس خوب وجای خواب مجانی وترک اعتیاد وبرگشت به زندگی بعد بگم فقط من خودم فقیرم ولی میبخشم بهتون به نظرتون چی بهم میگن میگن بروبابا دیوانه برو مجنون توخودت برو خودت نجات بده نمیخواد مارو نجات بدی واز چیزی که نداری ببخشی 

      یعنی حتی لازمه بخشش کار خیر دست گیری مهربانی هم ثروتمند بودن وتوانمند بودن یعنی پول اضافه داشتن نه اینکه دخل وخرجت به زور بهم برسه 

      میگن آدمهای ثروتمند مهربون ترم هستن چیزی که خداوند بسیار به اخلاق نیکو سفارش کرده درسته ؟

      بله خب چطور میشه یکی اخلاقش خوب ونیکو ومهربان باشه 

      فکر کن گرسنه ای لباس نداری بپوشی سرپناه خوب نداری تومحله بدی با آدم‌های بدی زندگی میکنی 

      مریضی فقیری دیگه اخلاق خوب میفهمی چیه 

      نه دیگه 

      وقتی کبابت میخوری با زیتون شکمت سیره 

      لباس خوب ودرشانت میپوشی تو گرما وسرما سوار ماشین مجهز وراحت خودت میشی شب میای توخونه گرم ونرم ومحله خوبت زندگی میکنی 

      هرماه جیبت پر پول اونقدر آدم دلنشینی میشی

      یعنی بداخلاقی هم کنی میگن دیوونه است خب پول که داری دردت چیه فوقش برو دکتر پول بده خوبت کنه 

      پول درمان هر دردیه پول شفا هر مرضیه پول رفاه میاره آرامش میاره خوشبختی میاره سلامتی میاره امید وایمان میاره ولی سالها تو سرمون کردن علم بهتر یا ثروت 

      سالها تو سرمون کردن هرکه بامش بیش برفش بیشتر  

      هرکه زهدش بیش پیش خدا مقرب تر وزهد از قناعت وبینیازی از مال دنیا میاد 

      اصلااگه ثروت بده چرا امامان ما ثروتمند بودن چرا اینهمه تلاش میکردن ثروت بیشتری داشته باشن چرا پیامبر با زنی ثروتمند به اسم خدیجه ازدواج کرد میرفت یه دختر گدا زاهد می‌گرفت که صبح تا شب عبادت کنه نه پول بشمره 

      چرا اگه ثروت بده چرا رئیس جمهور ما رهبر ما افراد موفق ما ثروتمندن چرا فقیرانه وبدبختانه زندگی نمیکنن واین چیز بد وکثیف به مردمشون نمیدن 

      چون ثروت قدرت میاره توانمندی میاره خوبی وسلامتی میاره چون میشه همه کارکرد 

      حالا اینکه بعضی ها از ثروتشان دربارهای بد استفاده میکنن اون بحثش جداست مثل این میمونه که بعضی ها از زیبایی چهرشون که خیلیم خوبه درنشر  فساد استفاده میکنن

      بعضیا از علمشون درساخت اسلحه ومرگ بقیه استفاده میکنن بعضیا هم از ثروتشان درجهت بد استفاده میکنن این دلیل میشه که یک درصدی که اینجورین دیگه الگو ومصداق بدی باشن درداشتن ثروت

      درضمن چرا اگه ثروت بده چرا خداوند از بنده هاش خواسته که بخواهید تا اجابت کنم شمارو یعنی ازم هرچی میخوای بخواه خب راس خواسته ها ثروتمند شدن بی‌نیازی پول 

      اگه بد بود که میگفت نه نبینم چیزی بخواین ها فقیر باشین وفقر بمونین که درفقر برای شما خیری هست که نمیبینید 

      ولی اصلا هم اینطوری نیست مدام انسان رابه بیشتر شدن تلاش به بیشتر خواستن به امید داشتن به پولدار شدن به بخشیدن تشویق کرده حتی دربخشش هم ثروت نهفته است ازدوسمت هم از جهت اینکه تا نداری که نمیتونی ببخشی هم اینکه با بخششت بخشی از فقر درجامعه از بین ببری یعنی فقر بده نخواستن بده بی‌پولی بده  سطح پایین زندگی کردن ننگ وبده وهرجور شده باید از بین بره

      یه همسایه داشتیم خیلی مومن بودن خیلیم پولدار بودن یه دفعه نمیدونم کی بهشون گفته بود مومن که نباید اینهم خرج رخت ولباس کنه نباید سور بده وسیله رنگین بندازه 

      خانومشون برگشته گفته بود نه کی گفته مومن باید خوب بپوشه خوب بخوره خوب بگرده 

      اون زمان بابام اینا خیلی از حرفش بدشون اومده بود ومیگفتن اینام دزدن وادار مومن ها رودرمیارن اما الان من میفهمم چقدر تفکر درستی داشتن 

      واقعا هم تو محل از همه عبادتش به راه تر بود حجابشون بهتر بود اخلاقشان بهتر بود خونه وزندگی شونم همیشه شاهانه بود واقعا زندگی کردن خوب یادمه که خانومش خیاط بود همشون توی خونه لباس مجلسی میپوشیدن خانومش تو خونه کت دامن یا کت شلوار یا پیراهن های قشنگ قشنگ می‌پوشید هیچ یاد ندارم بدون آرایش ولباس قشنگ دیده باشمش حتی لباس های قشنگ مردونه می‌دوخت برای شوهر وپسرش وهمیشه میگفت باید خیلی نو تمیز وقشنگ لباس بپوشن هر روزخیاطی می‌کرد لباس لازمم نبودن می‌دوخت چند دست اضافه بیکار میشد گل دوزی می‌کرد لحاف وتاکنون پراز پولک وتو وگل های دست دوز ومروارید ورنگ بود

      تمام خونشون خوشگل ونو بود طاقه طاقه پارچه میومد تو خونه اینا از همه هم بیشتر لباس می‌بخشید هر دوسه سال یکبار یه عالم لباس قدیمی می‌بخشید به همسایه ها ومیگفت نو هستن فقط کمی استفاده شده اگه دوست دارید بپوشید 

      مردمم با کمال میل میگرفتن چون این لباسهارو میشد حداقل چند سال دیگه هم پوشید 

      حالا می‌فهمم که ثروت باعث شده بود که به بهترین نحو ممکن زندگی کنن ولذت ببرن وبخششونم داشته باشن 

      الانم که زن وشوهر فوت کردن بچه هاشون هرکدوم خونه ومغازه خودشون دارن ودارن راحت زندگیشون میکنن

      حالا میفهمم که توی این دنیا باید از همه چیز بیشتر مراقب ورودی های ذهنت باشی وبه هیچ وجه با آدمهایی که ناله میکنن وطرفدار تفکرات غلط هستن رفت وآمد کنی 

      اینا جزو دسته فرقه شیطان پرستانن 

      میگن تو کشور های خارجی میان جلوی آدمو میگیرن ودعوت میکنن به فرقشان وگولت میزنن

      اما اینجا نیازی نیست مستقیم بهت بگن وفرقه تشکیل بدن  

      همه رو جوری آلوده کردن که بررسی به هرکسی  شروع میکنه از بدبختی ها گفتن جنگ گرونی بیماری بدبختی اسمشم گذاشتن صله رحم خداوکیلی اونقدر دلم میخواد یه عده دوست مثبت وخدا پرست وامیدوارم پیدا کنم هی باهاشون حرف بزنم هی رفت وآمد کنم البته خداروشکر اینجا هستن آدمهای این تیپی دلم میخواد باهاشون معاشرت کنم دوست بشم واز حرفاشون انرژی بگیرم وبشون انرژی بدم وتو بهشت خودم زندگی کنم واز بودن کنار آدمهای بهشتی لذت ببرم

      خدایا شکرت بابت همه این نعمت ها این ثروت عظیم این سایت واین آدمهای خوب 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۳۹۹/۰۹/۰۹ ۱۸:۲۹
      مدت عضویت: 2265 روز
      امتیاز کاربر: 9475 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 265 کلمه

      با سلام استاد من خیلی به این دوره احتیاج دارم از بچگی هر وقت خواستم کاری رو انجام بدهم پدرم گفته بود که تو که دختری میخوای شوهر کنی دیگه یادگرفتن این چیزا به چه دردت میخوره فقط خیاطی وآشپزی برای زن میمونه که اونم تو خونه شوهرش به کارش بیاد من اون موقع خیلی ناراحت میشدم وهمیشه حس میکردم حرفش درست نیست برای همینم مخالفت میکردم وچیزی که دوست داشتمو یاد میگرفتم اما این باور که آخرش هیچی نمیشم اونقدر قدرتمند بود در من وبارها از پدرم شنیده بودمش که واقعا هم هر دفعه اونم بعد از کلی جنگیدن برای خواسته ام وشرکت درکلاساش نصفه رهاش میکردم وبیخیالش میشدم خیلی بد بود اون زمان بچه بودم وخیلی تحت تاثیر پدرم بودم اما الان با تمام وجودم میخوام مسیر زندگیم پیدا کنم الان احساس میکنم یه چیزی در زندگیم کم من تقریبا همه چیز بلدم وهیچ چیزی رو کامل بلد نیستم واین خیلی منو آزار میده از هنرای دنیا چیزی کم ندارم اما همشون به اندازه یک بند انگشت تنها چیزی که من بسیار ماهرم دراون آشپزی که حرف پدرم شد ودلم میخواد برای خودم کسی بشم و وقتم درست مثل شما آزاد باشه وبرای خودم باشه وشخصی باشم که خواهان مهارت وکار من باشن دلم میخواد یک حرفه ای بشم که حاضر باشن برای داشتن من هر رقمی که من پیشنهاد میکنم رو هر ماه تا آخر عمر بهم پرداخت کنن واین خواسته من با توجه به اینکه شما فرمودین که خداوند هر روز داره خودش ونعمت هاشو ارتقا میدهد پس همچین زندگی وکاری قطعا براش کاری نداره که به من ببخشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم