بسیاری از ما در طول زندگی آرزوها و خواستههایی داریم که برای رسیدن به آنها تلاش میکنیم، اما گاهی به نتیجه دلخواهمان نمیرسیم.🤔 شاید از خودتان بپرسید چرا؟
حقیقت این است که راه رسیدن به خواستهها تنها با تلاش فیزیکی هموار نمیشود. ما اغلب فراموش میکنیم که دنیای درونمان، یعنی افکار و احساسات ما، نقشی کلیدی در جذب آرزوهایمان دارد. 🤯
این مقاله قرار است به شما کمک کند تا با اصول و قوانین جهان هستی آشنا شوید و ببینید که چطور با مدیریت ذهن و احساساتتان میتوانید به سمت اهداف و آرزوهای واقعیتان حرکت کنید.
پس همراه من باشید تا با هم این سفر جذاب را شروع کنیم! ✨💖
خواسته ها به چه صورت ایجاد می شوند
تا حالا از خودتان پرسیدهاید که آرزوها و خواستههایی که دارید واقعاً از کجا آمدهاند؟ 🤔
شاید فکر کنید تمام این خواستهها از دلِ نیازهای واقعی و درونی شما بیرون میآیند، اما اگر کمی عمیقتر به آن نگاه کنیم، متوجه میشویم که بخش بزرگی از آنها از مشاهده زندگی دیگران شکل میگیرد.
مثلاً دوستتان را میبینید که یک ماشین جدید خریده یا همکارتان به یک سفر خارجی رفته است و ناخودآگاه، آرزوی داشتن همان چیز در ذهن شما شکل میگیرد.

راه رسیدن به خواستههایی که از این طریق به وجود میآیند، اغلب با احساسات منفی مثل حسرت و ناامیدی همراه است، چون معمولاً این حس را در ما ایجاد میکند که “چرا من ندارم؟” 😔
این نوع خواستهها، به جای اینکه ما را به سمت خوشبختی هدایت کنند، ما را وارد یک رقابت بیپایان میکنند که در آن همیشه یک قدم عقب هستیم. به همین دلیل، شناخت ریشه خواستهها بسیار مهم است.
خواسته های ما به طور کلی به دو صورت در وجود ما شکل میگیرند:
۱- از برخورد با تضاد: این نوع خواستهها کاملاً درونی و حقیقی هستند و از نیازهای اساسی ما نشأت میگیرند.
مثلاً وقتی تشنه هستید، به صورت خودکار نیاز به آب در شما شکل میگیرد. یا وقتی در محیطی گرم و آزاردهنده قرار میگیرید، به سمت جایی خنک کشیده میشوید.
حتی زمانی که کسی به شما بیاحترامی میکند، به صورت خودکار آرزوی قرار گرفتن در شرایطی را پیدا میکنید که مورد احترام باشید.
این خواستهها نیازی به فکر کردن یا برنامهریزی قبلی ندارند؛ بلکه به صورت خودجوش و طبیعی به وجود میآیند و راه رسیدن به خواستهها را برای ما روشن میکنند. ✨
۲- از مشاهده زندگی دیگران: این نوع خواستهها از طریق مقایسه و دیدن شرایط زندگی افراد دیگر به وجود میآیند.
این مشاهده میتواند در دنیای واقعی یا از طریق فضای مجازی و دیدن ویدیوها باشد.
مثلاً وقتی زندگی یک فرد موفق را میبینید، ممکن است به صورت ناخودآگاه آرزوی داشتن شرایط او در شما شکل بگیرد. نکته مهم اینجا این است که باید مراقب احساسی که این مشاهده در ما ایجاد میکند، باشیم.
اگر دیدن موفقیت دیگران به جای حسرت و اندوه، در ما شوق و ذوق برای رسیدن به آن شرایط را ایجاد کند، میتواند انگیزهبخش باشد. اما اگر منجر به گله و شکایت شود، ما را از راه رسیدن به خواستهها دور میکند.
چرا گله و شکایت ما را به عقب میراند؟
حالا که با منشأ خواستهها آشنا شدیم، بیایید به یک نکته فوقالعاده مهم بپردازیم: نقش احساسات ما در جذب خواستهها. 💖
وقتی در شرایط نامطلوبی قرار میگیریم، ذهن ما به صورت خودکار به شرایط بهتر فکر میکند. این یک درخواست طبیعی به جهان هستی است که ما خواهان شرایط بهتری هستیم.
اما مشکل از جایی شروع میشود که به جای تمرکز بر روی راهحل و شرایط بهتر، شروع به گله و شکایت میکنیم.
ما بارها و بارها درباره آن شرایط بد صحبت میکنیم و انرژی و تمرکزمان را روی آن میگذاریم. این کار دقیقاً مانند این است که بخواهیم به سمت شمال برویم اما مدام به سمت جنوب حرکت کنیم.
به این ترتیب از راه رسیدن به خواستهها دور و دورتر می شویم.
اینجا باید یک اصل مهم را به خاطر بسپاریم: جهان هستی سواد ندارد! 🌍
جهان هستی معنی کلمات و جملات ما را درک نمیکند؛ بلکه فقط احساس و فرکانس ما را دریافت میکند.
وقتی شما مدام از شرایط بد و نامطلوب گله میکنید، فرکانس احساس بد را به جهان هستی میفرستید.
از نظر جهان، تکرار و توجه مداوم به یک موضوع به این معناست که شما آن شرایط را دوست دارید و میخواهید در آن بمانید.
به همین دلیل است که هرچه بیشتر درباره مشکلاتتان حرف میزنید، بیشتر با آنها درگیر میشوید.
در مقابل، وقتی شکرگزار هستید و درباره نکات مثبت زندگیتان صحبت میکنید، فرکانس احساس خوب را ارسال میکنید. جهان هستی این احساس را دریافت کرده و شرایط، افراد و فرصتهای مشابه آنچه به آن توجه کردهاید را در زندگیتان رقم میزند.
این همان چیزی است که در آیات قرآن و احادیث هم به آن اشاره شده است: شکرگزاری و دوری از غیبت و قضاوت، باعث توجه به خوبیها و در نتیجه جذب آنها میشود.
پس برای هموار کردن راه رسیدن به خواستهها، باید تمرکزمان را از روی نداشتهها برداریم و روی داشتهها بگذاریم.

قانون تکامل: عجله ممنوع! 🦋
بخش سوم و شاید مهمترین بخش در راه رسیدن به خواستهها، درک قانون تکامل است.
ما انسانها ذاتاً موجودات عجولی هستیم و دوست داریم یک شبه به همه چیز برسیم.
میخواهیم یک شبه پولدار شویم، یک شبه لاغر شویم یا یک شبه در هر زمینهای به اوج برسیم. اما آیا این کار منطقی است؟
خداوند، که قادر مطلق است، جهان هستی را در شش روز (شش دوران) آفرید. ⏳
این موضوع در چندین آیه از قرآن تکرار شده و به ما یادآوری میکند که هر چیزی، حتی خلقتی به عظمت جهان هستی، نیازمند طی کردن یک فرآیند تدریجی و تکاملی است.
طبیعت به ما درسهای بزرگی درباره تکامل و راه رسیدن به خواستهها میدهد.
مثلاً یک پروانه بدون گذراندن دوره کامل خود در پیله، نمیتواند به یک پروانه کامل تبدیل شود و اگر زودتر از موعد از پیله خارجش کنیم، بدون شک میمیرد. 🐛
اگر بدون طی کردن مراحل تکاملی به چیزی برسیم، چون “ظرف” ما برای پذیرش آن آماده نیست، خیلی زود آن را از دست میدهیم.
این همان اتفاقی است که برای کسانی میافتد که یک شبه پولدار میشوند و به سرعت ورشکست میشوند. یا کسانی که با راههای غیرطبیعی و عجولانه وزن کم میکنند و بلافاصله به وزن قبلی خود برمیگردند.
به همین دلیل، باید این نکته را به خاطر بسپاریم که راه رسیدن به خواستهها یک مسیر تدریجی است، نه یک جهش ناگهانی.
اعتماد به فرایند زندگی: ایمان قلبی به مسیر 🌈
یکی از مهمترین نکاتی که در راه رسیدن به خواستهها باید به آن توجه کنیم، اعتماد به فرایند زندگی است.
گاهی ما همه کارهای لازم را انجام میدهیم: تلاش میکنیم، ذهن و احساسمان را مدیریت میکنیم، شکرگزار هستیم و حتی صبورانه منتظر میمانیم. اما با این حال، باز هم احساس میکنیم چیزی کم است.
اینجاست که موضوع “ایمان” نقش پررنگی در راه رسیدن به خواستهها ایفا میکند. ایمان یعنی باور قلبی به اینکه جهان هستی همیشه به نفع ما عمل میکند، حتی اگر در لحظه چیزی برخلاف میل ما اتفاق بیفتد. 🙏
تصور کنید دانهای کوچک در دل خاک کاشته شده باشد. این دانه مدتی طولانی در تاریکی خاک میماند، بدون اینکه نشانی از رشد بیرونی داشته باشد.
اگر بخواهیم عجله کنیم و قبل از موعد زمین را زیر و رو کنیم، رشد گیاه را نابود کردهایم. اما اگر صبورانه به فرایند طبیعت اعتماد کنیم، آن دانه در زمان مناسب سر از خاک بیرون میآورد و به گیاهی زیبا تبدیل میشود. 🌱
راه رسیدن به خواستهها هم دقیقاً همینگونه است. بسیاری از اوقات خواستههای ما در حال شکل گرفتن هستند، اما چون چشم ما نتیجه فوری نمیبیند، دچار ناامیدی میشویم.
در حالی که واقعیت این است که جهان هستی پشت پرده در حال هماهنگی شرایط و افراد موردنیاز برای تحقق آن خواسته است.
بنابراین، برای اینکه راه رسیدن به خواستهها برایمان هموار شود، باید یاد بگیریم:
- اعتماد کنیم حتی اگر نشانهای نمیبینیم.
- رها کنیم و مدام نگران نتیجه نباشیم.
- ایمان داشته باشیم که هر خواسته در زمان درست و به بهترین شکل ممکن محقق خواهد شد.
این نگاه، آرامش عمیقی به ما میدهد و باعث میشود نهتنها مسیر برایمان شیرینتر شود، بلکه ارتعاش و فرکانس مثبتی به جهان بفرستیم که تحقق خواستهها را سریعتر و آسانتر میکند. ✨

جمعبندی: مسیر عملی رسیدن به خواستهها با قدرت ذهن 🌟🧠
در این مقاله فهمیدیم که راه رسیدن به خواستهها تنها با تلاش فیزیکی هموار نمیشود؛ شناخت ریشه خواستهها، مدیریت ذهن و احساسات، شکرگزاری، صبر و اعتماد به فرایند زندگی، نقش اصلی را در تحقق آرزوها دارند. 💖
اما دانستن این نکات کافی نیست؛ برای اینکه واقعا تغییر را در زندگی خود احساس کنیم، نیاز داریم راهکارهای عملی و قدمبهقدم برای بهکارگیری این اصول را یاد بگیریم. 🤔
شرکت در دوره آموزشی “رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن” به شما این امکان را میدهد که:
- خواستههای واقعی خود را شناسایی کنید 🎯
- ذهن و احساسات خود را برای جذب شرایط مثبت آماده کنید ✨
- تکنیکهای عملی و علمی حرکت در مسیر تحقق آرزوها را بیاموزید 🏃♀️💨
- و با تمرینات ذهنی، مسیر تکامل خواستهها را با صبر و لذت طی کنید 🌿
با یادگیری این روشها، شما دیگر منتظر اتفاقهای تصادفی نخواهید بود؛ بلکه خودتان فعالانه راه رسیدن به خواستهها را هموار میکنید و هر گام کوچک در مسیر را با آرامش و اطمینان طی میکنید. 🌈💖
اگر آمادهاید تا راه رسیدن به خواستهها را به شکل اصولی طی کرده و آرزوهایتان را به واقعیت تبدیل کنید، این فرصت را از دست ندهید و با قدرت ذهن، مسیر تحقق خواستهها را اصولی و عملی بیاموزید. 🚀✨
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.22 از 138 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده ومهربان
عرض سلام خدمت استاد عزیز ودوستان هم مسیرم
گام پنجم از دوره فوق العاده زندگی با عم خدا
آگاهی نوشته های قبل ازفایل تصویری خیلی خیلی
عالی بود ومن خیلی دوست داشتم وبرام خیلی مفید بود
خواسته ها به دو صورت در وجود ما شکل می گیرند
1_از برخورد با تضاد که باعث شکل گیری نیاز و واضح شدن سمت مقابل شرایطی که در آن قرار داریم
2_از مشاهده زندگی وشرایط دیگران که باعث ایجاد
درخواست در وجود ما می شود
خواسته های متضاد چیست:
این خواسته ها نیاز به فکر کردن یا برنامه ریزی ندارد بلکه در اثربرخورد با شرایطی که مطلوب ومورد
علاقه ما نیست به وجود می آید
مثل وقتی که تشنه می شویم ودرما تمایل به خوردن آب شکل می گیرد
♦️همه ی ما در هرلحظه از زندگی در حال ارسال درخواست به جهان هستی هستیم بدون اینکه از موضوع اطلاع داشته باشیم
♦️از طریق احساسی که در برخورد با شرایط فیزیکی در دنیای مادی در وجود ما شکل می گیرد خواسته ای به شکل خودبه خودی از محیط ذهنی ما به سمت جهان هستی فرستاده می شود
ما وقتی در شرایط نا مناسب قرار می گیریم در همان لحظه به شکل خودبه خود به بودن در شرلیط
بهترفکر می کنیم اما متاسفانه بدون اطلاع از عواقب
آن بارها آن شرایط بدیا بودن در شرایط بد با خودمان فکر می کنیم یا با دیگران صحبت می کنیم
وبه عبارتی گله وشکایت می کنیم وگله شکایت دقیقا برابر با تعریف تمجید است
♦️توجه به هرموضوعی باعث ایجاد درخواست به جهان هستی برای تشدید تکرار آن شرایط خواهد شد
جهان هستی سواد ندارد و رکی از کلمات عبارت های
که به کار می برید ندارد وفقط احساس شما را دریافت و درک می کند
👌🏻توجه کردن به ناملایمات باعث بهبود شرایط نخواهد شد بلکه موجب تشدید شرایط وشکل گیری
همزمانی های بیشتر مشابه در جریان زندگی خواهد
شد
👏سپاسگزار بودن باعث توجه به نیکی ها وایجاد
احساس خوب می شود
روایتی از پیامبر🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
گناه برای غیر گناهکار نیز شوم است اگر گناهکار را سرزنش کنید به آن مبتلا می شوید واگر از او غیبت کنید گناهکار می شوید واگر به گناه او راضی باشید شریک وی شوید
این روایت گران قدر از پیامبر سه کلید به ما می دهد:
اول اینکه اگر ما کسی را که گناهی مرتکب شده سرزنش کنیم یا او را قضاوت به طور ناخودآگاه به عمل او توجه کردیم واین توجه باعث می شود از جهان هستی درخواست کنیم در شرایطی مشابه او قرار بگیریم البته راجب مواردی که خیلی قضاوت کنیم وتوجه کنیم اتفاق می افتد
کلید بعدی اگر راجب گناه اون شخص با دیگران صحبت کنیم که همان غیبتمی شود وبا دیگران به اشتراک بگذاریم باز هم به گناه او توجه کردیم تمرکز ما بر گناه او خواهد بود ودرخواست ما به جهان هستی تجربه شرایط مشابه او خواهد بود
♦️چه از موضوعی راضی باشید چه نباشید درحال توجه کردن به آن هستید ودر خواست ناخودآگاه ز ذهن شما صادر می شود
کلید سوم این روایت این است که اگر از عمل گناهی که شخص مرتکب شده راضی باشید واو را تایید کنید وبا او همپنداری کنید در واقع باعث رشد وگسترش افکار وعملکرد او می شوید ودر گناه او شریک می شوید
من در این قسمت به جنبه خوب این روایت دقت کردم واهمیت اینکه استاد همیشه تاکید می کنند در نوشتن دیدگاه خواندن دیدگاه های دیگران شرکت کنیم این است که وقتی صحبت های استاد را با جان ودل بپذیریم وبرداشت خود را با دیگران به اشتراک بگذاریم وبقیه هم برداشت ما را بخوانند در حال خوب همدیگه وموفقیت همدیگه شریک می شویم وباعث گسترش این حال خوب می شویم وموصوع دیگه راجب اهمیت غیبت کردن بود
عمری ما را از گناه غیبت ترسانند وگفتم گناهی است که حق الناس است وحتی خدا هم او را نمی بخشد وهرگز نگفتن چرا چطور
حالا اینجا توی این دانشگاه خیلی با ارزش من فهمیدم چرا اینقد خداوند روی غیبت تاکید داشته
بخاطر اینکه اول از همه اثر شوم آن گریبانگیر خودم می شود وباعث می شود شرایط کسی که اصلا دوست ندارم واو را قضاوت می کنم در زندگی خودم تجربه کنم وبه خودم صدمه بزنم
خدایا شکرت برای دریافت این آگاهی
واما نوع دوم درخواسته ها
2_این نوع خواسته با دیدن زندگی دیگران وحتی فیلم ویدعو از زندگی بقیه در ما شکل می گیرد وگاهی به صورت ناخودآگاه هم ایجاد می شود اگر ما با دیدن زندگی خوب وامکانات خوب دیگران حالمون بد بشه از خدا گلایه کنیم چرا به من ندادی یا حسادت کنیم هرگز به اون خواسته نمی رسیم واگه بخوایم اون زندگی رو تجربه کنیم باید احساسمون رو به سمت شوق وذوق رسیدن به اون خواسته سوق بدیم وبگیم خدایا شکرت که آنها این نعمت را دادی ودر رسیدن بندگانت به خواسته هاشون توانا وقادری وحتما هم به من بهترش را می دهی وبرای تدارک دیدی
♦️احساسی که در لحظه مشاهده زندگی دیگران در ما شکل می گیرد نتیجه نهای خواسته های مارا مشخص می کند
مهم ترین موضوع در زندگی ورسیدن به خواسته ها داشتن احساس خوب ومسلط بودن به افکاروقدرت
دادن به نگرش هایی است که احساس ایمان امید وشوق زندگی وتجربه کردن را در ما شکل ده
من اگه راجب احساسم واینکه تا این مرحله چقدر تعقیر کردم وچقدر این پنج گام در من تاثیر گذاشته بگم باید بگم خیلی خیلی حالم خوبه وخیلی از لحاظ احساسی و رونی تعقیر کزدم وتجربه ای که دیروز داشتم را با شما عزیزانم به اشتراک می گذارم وخودم خیلی از عملکردم راضی بودم وآن را مدیون این دوره می دانم
دیروز همراه همسرم برای انجام سونوگرافی که دکتر برای چکاپ برام نوشته بودن به مطب دکتر رفتم چند دقیقه بعد از ورود ما خانمی به مطب آمد ودر همون لحظات اول شروع کردن به صحبت کردن با خانم بغل دستی خودشون اونقدر صداشون بلند بود که من خانمی هم که کنار من نشسته بودن صدای اونها رو می شنیدیم ایشون گویا خودشون ازکادر درمان در یکی از بیمارستان ها بودن راجب اوضاع مریضی اینکه چقدر در استان خوزستان بیماری زیاده واینکه چقدر استان ما محروم مردم ما چقدر بدبختن چقدر حقمون خورده می شه اینکه چی برا چه بیماری خوبه کدام دکتر بهترینه برای چه بیماری
خانمی که بغل دست من بود بلند شد ورفت کنارش نشست وگفت انگار خیلی حرفات جالبه ودوست دارم بیشتر بدونم چون شما خودتون دربیمارستان هستین حتما اطلاعات دقیقتری دارین واون هم خیلی استقبال کرد وگفت اره ما در طول روز شاهد خیلی اتفاقات هستیم که مردم عادی روحشون هم خبر نداره وخیلی با اشتیاق صحبت می کرد وبا نگاهش همش منم مورد بحث مخاطب قرار می داد چون کاملا رو به روی من بود
من از همون اول اصلا علاقه ای به شنیدن حرفاش نداشتم هر کلامی که از دهانش خارج می شد برام سخت بود انگار گوش هام اذیت می شد خیلی سختم بود چکار کنم که نشنوم واصلا به هیچ حرفی اعتقاد نداشتم برای همین اصلا نگاهش نکردم وخودمو با گوشیم سرگرم کزدم وگاهی تلوزیون رو نگاه می کردم بعدش صفحه گوشیم رو باز کردم وشروع کزدم به نوشتن سپاسگزاری واز خداوند بخاطر سلامتی بخاطر سلامتی دخترم وخانواده تشکر کردم واصلا گوش نمی دادم به حرفهای اونها
اون دوتا خانم دیگه کاغذ وخودکاز در آوردن واسلامی دکترهای خوب وشماره تلفن چیزهایی که می گفت قرص های که می گفت رو می نوشتن من کلا تو عالم دیگه ای بودم به سایت واستاد ودوره فکر می کزدم انگار دیگه صداشون رو نمی شنیدم یه دفعه صدا زد حاج خانم شماهم گوش بدین ومن خیلی شوکه شدم چون اصلا تو اون فضا نبودم والکی با لبخند سرمو تکون دادم
بعد از اینکه کارش تمام شد اومد بیرون وکلی به اون خانم دیگه گفت اصلا نگران نشی ها استرس برات سمع فکر هیچی نکن ومن دهانم باز مونده بود گفتم تو این بیچاره رو با حرفات به خاک سیاه نشوند از بس اطلاعات بهش دادی وآگاهی نامناسب این بنده خدا چطور الان می خواد فکرش مثبت باشه از اینکه اینقد به افکارم مسلط بودم از خودم خوشم اومد وخدا رو شکر کردم
بعدشم که سونو رو انجام دادم دکتر متوجه شد توده ای زیبا در سینه راستم هست وگفتم اصلا جای نگرانی نیست مشکلی نداره فقط باید چند ماه دیگه بیای دوباره ببینمش من همون لحظه که برای خانمی که نتیجه سونو رو تایپ کزد وگفت توده لبخند به لبم اومد اصلا احساسم بد نشد واز دکتر نپرسیدم چیه چون قبل من اون خانم دیگه در تخت بغل خیلی می پرسید خانم دکتر خطرناک نیست چی وفلان چون اونم سینه اش کیست داشت
دکتر از خونسردی من انگار تعجب کرده باشه خودش توی مانیتور شکلش رو بهم نشون داد وتازه اون موقع من من گفتم کتر نطرتون راجبش چیه ایشون گفتن خطرناک نیست.اگر بود بهت می گفتم بیرون که اومدم باز حالم عالی بود وبا روی باز با منشی خداحافظی کردم ووقتی همسرم گفت چی شد واقعا با خنده گفتم توده شکل لوبیا توسینه راستم بوده اون نگران شد ومن گفتم اصلا چیز نگران کننده ای نبوده خواهش کزدم راجب با کسی حرف نزنه ودر طول مسیر توی ماشین اصلا فکر بدی نکزدم درسته ذهنم درگیرش بود وهر چند دقیقه یه بار چرخ هاشو می زد وباز منو می بر. سر اصل مطلب اما من فقط با دید مثبت بهش نگاه کردم وبار توی صفحه گوشیم بابت سلامتین سپاسگزاری نوشتم وحتی دوستم که خودش برام نوبت گرفته بود ومی دونست امروز می رم بهم پیام داد ونتیجه رو پرسید بهش گفتم خیلی خوب بود وخدا رو شکر مشکلی نداشتم بعد برگشتنم اصلا به دخترم چیزی نگفتم وحتی یه کلام با همسرم راجبش حرف نزدیم
وسرنماز مغرب قبل شروع نماز سجده شکر کردم واز خدا بابت سلامتی تشکر کردم
راجب خواسته هام واینکه چقدر از اونها معقول بوده وچقدر نه بگم
من خواسته بودم لاغر بشم به صورت ذهنی اما نگفته بودم در چه مدت وعجله نکردم
خواسته دیگم خرید دوره سرزمین لاغر ها یه جا بود که ایجا می خوام در این قدم اول خرید مرحله اولش رو درخواست کنم
خواسته دیگم خرید ماشین بود من توی عمرم پشت فرمون ماشین ننشستم وحتی امتحان نکردم چون سالها تو بچگی بخاطر یه تصادف فوبیا ماشین.داشتم اینجا درخواستم رو معقولانه می کنم واز خدا می خوام کمکم کنه ترسم از رانندگی بشکنه بتونم رانندگی رو تجربه کنم گواهینامه بگیرم
خواسته دیگم خرید یه خونه بزرگ و منطقه خوب شهر در جای امنی بود الان مستاجر هستم وخونم هم بزرگه اما مدرن امروزی نیست من از خدا می خوام یه خونه سر راهم قراربگیره که سندش به نام خودمون باشه وملک خودمون باشه حالا اگه خیلی هم بزرگ یا شیک نبود بعدن درستش می کنیم
خواسته دیگم داشتن رابطه عاشقانه وتجربه زندگی خوب با همسرم وداشتن رابطه دوستانه با دخترم بود من خیلی آدم عصبی هستم وتوی بحث ها خیلی قاطی می کنم ونمی دونم چی می گم الان قدم اول از خدا می خوام بهم صبر بده وکمکم کنه با همسرم ملایمتر رفتار کنم کمتر عصبی بشم ومنطقی تر باشم وبا دخترم هم همین طور
خداوند همیشه هست ودر زندگی ما حضور پر رنگ داره ولازم نیست خیلی عجله کنیم باید هر دفعه یه قدم رو به جلو بگذاریمم واین دیک قدم ها بالاخره مارو به خواسته مون می رسونه قبل از هر چیزی باید لیاقت داشتن خواسته ها و در وجودمون ایجاد کنیم از اصل بودمون در این دنیال لذت ببریم تا ظرف وجودمون بزرگ بشه اون وقته که خدا برامون معجزه می کنه
خواسته های ما نباید شکل توهم و ویاس دورودراز داشته باشه خدا هیچ وقت چیزی به ما نمی ده که خودمون باورش نداریم اول باید برای خودمون باور کردنی وشدنی به نظر بیاد تا خدا هم کمکمون کنه من توی عالم بچگی ونوجوانی وحتی قبل ازدواجم بزرگترین تفریحم این بود که تنها بشینم وبه رویاهام فکر کنم اونقدر غرق رویا پردازی می شدم که متوجه دور وبرم نمی شدم ولی الان هیچ کدام از اون رویاها در زندگی من نیست هیچ کدام
وقتی به مصاحبه افراد مهم وموفق گوش می دی همه می گن از شاگردی مغازه ها وپا وی شروع کردم اونها قانون رو بلد بودن ورعایت کردن وخدا هم باهاشون بوده ودر هر مرحله کمکشون کرده بعد مراحل بعدی و بعدی
خدایا تو را سپاس می گویم برای دریافت این آگاهی های ناب