0

راهکارهای طلایی برای شکست چرخه پرخوری (گام ۱۲۸)

تاثیر مغز در چاقی
اندازه متن

🔸 تصور کن یه فرمانده پشت صحنه داری که بی‌سروصدا داره تصمیم می‌گیره چی بخوری، کی بخوری و چقدر بخوری!

همین مغزه! 🧠

تاثیر مغز در چاقی خیلی بیشتر از اون چیزیه که فکر می‌کنیم. شاید بارها رژیم گرفتی، ورزش کردی، ولی یه چیزی توی ذهنت باعث شده دوباره برگردی سر نقطه اول.

ذهن ما پر از الگوهای پنهانیه که حتی خودمون هم ازشون بی‌خبریم.

🧠 فرمانده‌ی پنهان: ذهن چگونه ما را به سمت چاقی می‌کشاند؟

تا مدت‌ها فکر می‌کردم تصمیم برای خوردن از «معده» میاد. یعنی اگر گرسنه‌ام، پس لازمه بخورم؛ اگر سیرم، پس دیگه چیزی نمی‌خورم.

اما خیلی وقت‌ها دیدم که همه‌چیز برعکسه…

🍕 مثلا وقتی تو خیابون راه می‌رفتم و بوی نون تازه می‌اومد، یا تصویر یه فست‌فود خوشمزه توی اینستاگرام می‌دیدم،

بدون اینکه گرسنه باشم، یه صدای قوی توی ذهنم می‌گفت:

“بگیرش… این که همیشه دمِ دست نیست!”

“امروز بخور، از فردا رژیم می‌گیری!”

“حقته… این چند روز خیلی خسته بودی، یه چیز خوشمزه لازمه!”

وقتی خوب فکر می‌کردم، می‌دیدم قبل از اینکه معده‌م بخواد، ذهنم خواسته بود.

یه فرمانده‌ی پنهان که دستور خوردن می‌دادو این دقیقا تاثیر مغز در چاقی بود.

نه از روی نیاز، بلکه از روی عادت. نه از روی گرسنگی، بلکه از روی برنامه‌ای که از سال‌ها قبل توی مغزم نوشته شده بود.

تاثیر مغز در چاقی

🔁 بهانه‌هایی که مغز برای چاقی می‌تراشد

ذهن من استاد توجیه کردن بود.

هربار یه دلیل قانع‌کننده داشت که چرا باید بخورم:

  • «حیفه، پولش رو دادی، بخورش!»
  • «مهمونی همیشه نیست، حالا بخور، بعداً جبران می‌کنی.»
  • «الان ناراحتی، یه چیزی بخور حالت بهتر شه.»
  • «این خوراکی خاصه، همیشه که نیست، حالا بخورش.»

🔸 همه این جمله‌ها از الگوهای ذهنیِ کهنه‌ای بودن که ذهنم یاد گرفته بود و تکرار می‌کرد، چون مغز، استاد تکراره.

📌 این همون‌جاست که باید به تأثیر مغز در چاقی توجه ویژه کنیم.

🔁 چرخه بی‌پایان رژیم و شکست: وقتی ذهن از تغییر فرار می‌کند

شاید تو هم بارها این سناریو رو تجربه کرده باشی…

🗓 یه روز با خودت می‌گی:

«تموم شد! از امروز دیگه جدی می‌گیرم. باید وزن کم کنم. دیگه بسه!»

با انگیزه می‌ری سراغ رژیم غذایی، لیست می‌نویسی، مواد سالم می‌خری، حتی توی دفتر یا اپ، برنامه‌ریزی دقیق می‌کنی.

روز اول: عالی! با انرژی و اشتیاق.

روز دوم: هنوز انگیزه داری.

روز سوم: کم‌کم فکرت می‌ره سمت چیزایی که دوست داری ولی نباید بخوری.

روز چهارم: یه صدای آشنا توی ذهنت می‌گه:

«فقط یه کم… ضرر نداره. بعدش جبران می‌کنی.»

و بعد از خوردن؟ 😞

احساس شکست، عذاب وجدان، سرزنش خودت…

و دوباره، همه چی از اول.

علت شکست رژیم ها

🌀 چرا این چرخه تکرار می‌شود؟

برخلاف چیزی که فکر می‌کردم، مشکل این نبود که “من بی‌اراده‌ام” یا “من نمی‌تونم لاغر شم”.

مشکل، ذهنم بود که آماده‌ی تغییر نبود. ذهنی که سال‌ها طبق الگوهای چاقی برنامه‌ریزی شده بود و حالا رژیم رو یه تهدید می‌دید.

بذار برات مثال بزنم:

😣 وقتی رژیم می‌گرفتم، انگار داشتم چیزی رو از خودم “محروم” می‌کردم.

غذا دیگه یه نیاز نبود، بلکه تبدیل می‌شد به وسوسه، به پاداش، به چیزی که هر لحظه دلتنگش بودم.

ذهن من، با دیدن غذاهای خوشمزه، شروع به چونه‌زدن می‌کرد:

  • «این یکیو بخور، بعدش محکم‌تر ادامه می‌دی.»
  • «الان ناراحتی، حقته یه چیزی بخوری.»
  • «فقط همین یه بار!»
  • «الان نخوریا، ولی بعد از رژیم می‌تونی بخوری!»

این مکالمات درونی، همشون نشون می‌دادن که تاثیر مغز در چاقی چقدر قویه.

حقیقت اینه که مغز ما برای بقا ساخته شده. و رژیم غذایی، مخصوصاً اگر سختگیرانه باشه، توسط مغز مثل یک تهدید جدی برای بقا تفسیر می‌شه.

📌 مغز فکر می‌کنه:

«اوه، غذا کمتر شده! خطر گرسنگی در راهه!»

و در نتیجه:

  • متابولیسم رو کند می‌کنه
  • احساس گرسنگی رو شدیدتر می‌کنه
  • تمرکز ذهنی رو روی پیدا کردن غذا می‌ذاره
  • و مقاومت شدیدتر نشون می‌ده

📚 طبق تحقیقات علمی (Stice & Yokum, 2016)، وقتی افراد رژیم می‌گیرن، فعالیت در نواحی پاداش مغز افزایش پیدا می‌کنه؛ یعنی مغز به غذاهای پرکالری حساس‌تر می‌شه.

و این یعنی رژیم گرفتن به‌تنهایی، نه تنها مؤثر نیست، بلکه ذهن رو به حالت هشدار و فشار بیشتر می‌بره.

این یعنی تاثیر مغز در چاقی دقیقاً جایی خودش رو نشون می‌ده که ما فکر می‌کنیم داریم درست‌ترین کار ممکن رو انجام می‌دیم: رژیم گرفتن!

تاثیر مغز در چاقی

✨ راه‌حل کجاست؟ بازنویسی ذهن، نه فقط منوی غذا

تا وقتی ذهن چاق باقی بمونه، سبک زندگی سالم پایدار نمی‌مونه.

من فهمیدم به جای اینکه تلاش کنم با ذهن قدیمی‌ام زندگی جدید بسازم، باید اول ذهنم رو تغییر بدم.

یاد گرفتم:

  • با ذهنم حرف بزنم
  • صدای بهانه‌ها رو بشناسم
  • به جای سرزنش، گفت‌وگوی ذهنی‌ام رو عوض کنم
  • به خودم اجازه بدم از خوردن لذت ببرم، اما آگاهانه
  • از تصویرسازی برای ساختن ذهن متناسب استفاده کنم

🌱 وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار خودبه‌خود عوض می‌شه.

📌 حالا متوجه می‌شی که ریشه شکست‌های مکرر رژیمی، تاثیر مغز در چاقیه نه ضعف اراده یا ژنتیک.

اگر مغز رو با آگاهی، آرامش و تکرار آموزش بدی، خودش مسیر رو تغییر می‌ده.

📍 تاثیر مغز در چاقی یعنی وقتی در سطح مغز چیزی عوض نشه، رفتارهای قدیمی دوباره برمی‌گردن.

💡 تو باید اول ذهن چاق رو تغییر بدی، بعد از اون جسم خودبه‌خود به تناسب می‌رسه.

تاثیر مغز در چاقی

🔁 انعطاف‌پذیری عصبی: نور امید در تاریکی ذهن چاق

🧠 مغز انسان توانایی شگفت‌انگیزی برای یادگیری و بازسازی داره. به این توانایی می‌گن «انعطاف‌پذیری عصبی».

یعنی اگه تکرار کنی، تمرین کنی، و باورهای جدید رو بسازی، مغزت می‌تونه برنامه‌ی چاقی رو پاک کنه و با برنامه‌ی متناسب جایگزین کنه!

✍️ با تمرین‌هایی مثل:

  • نوشتن گفت‌وگوی ذهنی
  • تصویرسازی ذهنی لاغری
  • تغییر واژگان درونی (مثل «من همیشه شکست می‌خورم» به «من در حال یادگیری‌ام»)
  • گوش دادن به فایل‌های آموزش ذهنی

مغز کم‌کم مسیرهای جدید می‌سازه، مثل جاده‌ای تازه وسط یک جنگل قدیمی 🌿

📌 این دقیقاً همون جاییه که تاثیر مغز در چاقی به تأثیر ذهن در لاغری تبدیل می‌شه!

✅ مغز نقش محوری در چاقی داره، هم از نظر ساختاری (عصبی)، هم رفتاری.

تاثیر مغز در چاقی در آزمایش‌های واقعی، قابل مشاهده و اندازه‌گیریه.

✅ تغییر مغز ممکنه؛ اما با رژیم سخت و فشار نمی‌شه. با آگاهی، تکرار و آموزش ذهنی ممکنه.

🧠 ذهن، مرکز فرماندهی لاغری

همون‌طور که گفتیم، تاثیر مغز در چاقی فقط به اشتها یا لذت غذا خوردن محدود نمی‌شه.

ذهن من از بچگی طوری برنامه‌ریزی شده بود که:

  • غذا = پاداش
  • پرخوری = خوشی
  • رژیم = رنج و محدودیت
  • چاقی = اجتناب‌ناپذیر

🔄 این برنامه‌ها توی ناخودآگاه ذخیره شده بودن و مثل یه اپلیکیشن قدیمی، هر بار بدون اینکه بفهمم فعال می‌شدن.

🔍 وقتی احساس خستگی، ناراحتی، بی‌حوصلگی یا تنهایی داشتم، ذهنم بلافاصله دنبال «غذا» می‌گشت.

نه چون بدنم گرسنه بود، بلکه چون یاد گرفته بود که خوردن راه حل احساساته.

🎯 دقیقاً همون‌جا بود که فهمیدم اگر مغزم باعث چاقی شده، خودش هم می‌تونه باعث لاغری پایدار بشه…

به شرطی که من یاد بگیرم باهاش حرف بزنم، آموزشش بدم، و کم‌کم کدهای ذهنی جدید رو جایگزین کنم.

📌 یعنی تغییر واقعی از درون شروع می‌شه؛ چون تاثیر مغز در چاقی عمیق‌تر از اونیه که بشه با بیرون کنترلش کرد.

🔁 تمرین‌های کوچک، تغییرات بزرگ

یاد گرفتم برای تغییر ذهن، نیازی نیست همه‌چی رو یک‌شبه عوض کنم.

بلکه باید هر روز تمرین‌های کوچیک ذهنی رو انجام بدم:

📝 تمرین نوشتاری:

هر روز چند دقیقه بنویسم “من چرا می‌خوام لاغر بشم؟” و “امروز ذهنم کِی وسوسه شد؟ چه صدایی شنیدم؟”

🎧 شنیدن فایل‌های آموزشی ذهنی:

هر روز ذهنم رو با پیام‌های درست تغذیه کنم، نه فقط بدنم رو.

📌 با همین تمرین‌ها، آروم‌آروم تاثیر مغز در چاقی تبدیل می‌شه به تأثیر ذهن در تناسب.

تاثیر مغز در چاقی

🎯 دعوت به تغییر: سفر ذهنی برای رسیدن به تناسب پایدار

خب، حالا که تا اینجا با من همراه بودی، احتمالاً یه چیزی ته دلت داره می‌گه:

«من هم می‌خوام از این مسیر برم… من هم می‌خوام یه بار برای همیشه خلاص شم از این چرخه‌ی خسته‌کننده‌ی رژیم و پرخوری.»

💬 و بذار بهت بگم: کاملاً حق داری!

سال‌هاست که بدن‌مون رو برای لاغری محدود کردیم، اما ذهن‌مون رو آزاد گذاشتیم تا با هر فکر و وسوسه‌ای مسیرمون رو منحرف کنه.

📌 ما سعی کردیم با رژیم و اجبار تغییر کنیم، در حالی که تاثیر مغز در چاقی عمیق‌تر از اون چیزی بود که فکر می‌کردیم.

🧠 وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار هم تغییر می‌کنه

🌟 این همون نقطه‌ی طلاییه که مسیر من از رژیم‌های بی‌نتیجه جدا شد و به «یادگیری تاثیر مغز در چاقی» رسید.

وقتی فهمیدم باید اول ذهنم رو لاغر کنم، نه فقط جسمم.

✅ وقتی ذهن چاق نباشه، دیگه نیازی نیست هر بار با اراده و زور جلو پرخوری رو بگیری.

✅ دیگه غذا برات تبدیل به دشمن نمی‌شه.

✅ دیگه لازم نیست مدام بین عذاب وجدان و پاداش خوردن دست‌و‌پا بزنی.

🛤 یک مسیر مطمئن برای شروع یادگیری تاثیر مغز در چاقی

🎁 به لطف خدا و تجربه‌ی ۳۵ سال چاقی و سال‌ها آموزش ذهنی، دوره‌ای آماده شده به نام:

🎓 «ورود به سرزمین لاغرها» یه دوره‌ی شگفت‌انگیز برای یادگیری تاثیر مغز در چاقی که در اون:

  • یاد می‌گیری چطور ذهن چاقت رو شناسایی کنی
  • چطور صدای وسوسه رو خاموش کنی
  • چطور ذهن جدیدی بسازی که تو رو به سمت غذا نکشه
  • و چطور برای همیشه با آرامش به بدن ایده‌آلت برسی

این دوره نه رژیم داره، نه ورزش اجباری، نه کالری‌شماری.

📌 چون وقتی تاثیر مغز در چاقی رو جدی بگیری، دیگه دنبال راه‌حل بیرونی نمی‌گردی.

💚 با عشق، از طرف کسی که چاقی رو زندگی کرده… و حالا ذهنش، متناسب فکر می‌کنه.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.14 از 73 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=14917
120 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار ملکه عشق
      1400/09/16 16:56
      مدت عضویت: 2016 روز
      امتیاز کاربر: 10613 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,318 کلمه

      سلام دوستان فرمانپذیر و متعهد 😄👌🏿

      تاثیر مغز روی چاقی و راهکار تغییر آن

      همه افراد چاق ترس از خوردن و احساس بد بعد از پرخوری را تجربه کردند و طی تمام این سالها خواستند این رفتارشون را تغییر بدهند بالاخره یک شنبه ای اومده و اراده کردند که من دیگه پرخوری نکنم ولی این تصمیم ماندگار نبوده در واقع بعد از مدت کوتاهی  ادامه دادن به این  تصمیم سخت و طاقت فرسا شده به طوریکه هزار تا بهانه آوردیم که بپیچونیم و راحت بشیم و همیشه برامون سئوال بوده که افراد متناسب چطور میل به هر غذایی ندارند؟چطور خیلی وقتها می گویند سیر هستم ؟یعنی میشه سر یک سفره رنگاوارنگ باشی پر از دسر و شکلات و غذاهای متنوع و دلت نخواد تست کنی ؟!..من که همیشه فکر می کردم متناسبها خیلی اراده دارند و جلوی خودشون را می گیرند ولی من اراده ندارم خیلی وقتها هم خودمو گول می زدم می گفتم اینها یک قرصی چیزی میخورند حتما که بی میل هستندو صداشو در نمیارند منم حسابی می خوردم و می گفتم یک ساعت میرم تردمیل می سوزه و موقع خوردن تو فکر اون یک ساعته بودم و اصولا انقدر حالم بد بود و سنگین بودم که نمی تونستم ورزش کنم و انگار بدهکار تردمیل بودم تا چندروز می گفتم نرفتما !..با خشم و حرص و ولع غذا را می بلعدیم و همیشه آرزو داشته هرچی دوست دارم بخورم و بعد یک قرص بخورم روش همش تخلیه بشه !…حالا ما رفتیم پیش کارشناس تغذیه و پزشک داروخانه یا عطاری که از دانشی که دارند راه و روشی به ما نشون بدهند که لاغر بشیم و میل زیاد به خوردن نداشته باشیم و اون افراد با دانشی که خودشون داشتند که شامل یک سری اعداد و ارقام بودند اول اضافه وزنمون را بهمون یادآوری کردند و کلی ما را ترسوندند از شرایط اضافه وزنمون و عوارضهاش و بعد گفتند باید طبق دستور غذا مصرف کنی و رژیم بگیری حتما ورزش داشته باشی و دمنوش و عرقیجات هم کمک کننده است و این در صورتی بوده که بینش کل نگری روی ما نداشتند فقط یک بعد را در نظر داشتند و مسئله اینجاست که ما فقط کالبد جسم نیستیم و باید کالبد ذهنی و روحی و روانی و غیره را هم در نظر داشته باشند اصلا اون افراد متوجه میل ما به خوردن و یا ترسمون از مواد غذایی و یا احساس پشیمانی و عذاب وجدان بعد از مصرف غذا نبودند و آگاهی و درکی از احساساتی که افراد چاق تجربه می کنیم نداشتند و ما با شوق و انگیزه و اراده ای از شنبه شروع می کردیم ولی این محدودیتها باعث رنج و آزار روح و روان ما می شد و همین که یک وعده تخلف داشتیم دیگه می گفتیم ولش کن خراب شد از شنبه دوباره !…یا اگر خوب عمل می کردیم منتظر یک نتیجه و تغییر اساسی بودیم ولی باز در زمان مواجه با خوراکی ها حس و حالمون به هم میریخت و پرخاش ما به دیگران شروع می شد .

      در واقع دستورات مغز به اندام ما با سرعتی برابر ۴۰۰کیلومتر بر ثانیه است یعنی یه چیزی شبیه سرعت نور !…که به سرعت این فرمانها باعث هماهنگی اندام می شوند تا فرمان الگوی ذهن چاق اجرایی شود 

      و به همین دلیل جنگ و جدالی بین ما و فرمان مغزیمون سر می گرفت یعنی عملا ما از دستور مغز سرپیچی می کردیم و باعث می شد عصبی بشیم و پرخاش کنیم و انقدر پیش میرفتیم تا احساس ناتوانی و ناامیدی کنیم و مسیر و روش را رها کنیم یعنی فرد چاق وقت مواجه شدن با مواد غذایی نه نمیتونه بگه…منم همیشه عاشق کلوچه های شمال بودم برام خاطره مسافرت و شمال داشت و هر خوراکی نونی شبیه کلوچه را علاقه مند بودم بخورم اصلا قایم می کردم برای خودم با چایی می چسبید بعدازظهر ها یا صبحانه با شیر و هر چند گاهی میگفتم زشته بابا مهمانی هستیم یا بقیه افراد نخوردند هنوز …ولی مغز پیروز می شد بعد میگفتم بیخیال و بر می داشتم می خوردم و فرد چاق  اصلا وقت فکرو تصمیم گیری نداره و سریع برمی داره و میخوره و هر چیزی باشه و اصولا محدوده علاقه مندی نداره شوری ترشی و شیرینی و تلخی مانده و خشک و سفت و هر مدلی را فقط می خوره و همیشه بهانه برای خوردن داره الآن تازه زایمان کردم یا مریضم یا اعصاب ندارم یا نزری آوردند یا اسرافه یا سوغاته یا بدشون میاد یا یک شب هزار شب نمیشه و سالها به همین ترتیب گذشت …ولی یک فرد متناسب فرمان مغزی صحیحی داره که خیلی راحت و آسون به اندازه میخوره و اصلا تحریک نمیشه !…کاری نمی خواد انجام بده یا سختی نمی خواد بکشه !..پس فرق این دو فرد در فرمولهای مغزیشون و فرمانهای معزیشون هست و این در حالی است که یک فرد متناسب درکی از حالات احساسی و رفتاری و فرمانهای مغزی فرد چاق نداره !…مثلا اگر شما به یک فرد متناسب بگویید که من پرخوری می کنم و نمیتونم جلو خودمو بگیرم تعجب می کنه !…حالا اگر بگید بعد از پرخوری عذاب وجدان هم میگیرم خنده اش میگیره که مگه میشه برای خوردن آدم عذاب وجدان بگیره !؟…

      اینکه استاد خودشون سالها اضافه وزن داشتند و می توانند درکی از روند چاقی داشته باشند از تمایلات و احساساتی که افراد چاق تجربه  می کنند یعنی یک نفری راه را رفته ،صاف کرده، آسفالت کرده ،تابلو زده ایستگاه زده ،امنیت هم حاصله فقط من باید حرکت کنم و لذت ببرم …هر کجای مسیر لاغری با ذهن سختی کشیدن ممنوعه و به منزله اشتباهی راه را رفتنه باید استپ کنیم و به بررسی مجدد بپردازیم 

       خیلی از افراد چاق حالت مبارزه با چاقی می گیرند یا غرور کاذب پیدا می کنند که (من تجربه کردم وقتی در کمتر از دوماه در همین مسیر زیبا ۱۰کیلو از اضافه وزنم کم شد گفتم دیگه بلدم و روی روال افتادم حله دیگه البته نجوای منفی باف هم بود که اگر دائمی تو سایت باشی  میشه رژیم و خلاصه من برای ۴ماه مسیر را رها کردم و تجربیاتی حاصل  شد و علائم پرخوری و ترس از چاق شدن باعث شد به لطف خداوند برگشتم در مسیر مستقیم خودم .)

      بنابراین ما متوجه شدیم که با فرمانهای مغزمون نمی تونیم مبارزه کنیم و حتما بازنده میشیم و تنها راهکار تغییر فرمانهای مغزی آموزش مغز هست برای زبان لاغری (با احساس خوب :از طریق دیدن و شنیدن فایلهای آموزشی و تجزیه تحلیل فکری و البته نوشتن که خیلی مهمه و  در کنارش دیدن آلبوم شگفتی سازان )می توانیم خیلی راحت و آسون به مرور زمان قدم به قدم با تکرار و تمرین این فرمانها را تغییر بدهیم و تمایلات درونی ما تغییر می کنه و فرمانهای جدید لاغری صادر میشه برای من پیش اومده جاده چالوس بودیم همسرم پیاده شده و بستنی خریده ولی من اصلا میل نداشتم و گفتم سیرم و نمی خورم و تعجب کرد و خیلی اصرار کرد  و در نهایت بستنی آب شد انداختیم سطل زباله  و خودم شگفت زده شده بودم از این همه تغییر یا اینکه شیرینی خامه ای دیدم ولی یک حس تهوع تجربه کردم اصلا نمی خواستم و نخوردم !…ولی منم خیلی لیز خوردم مخصوصا اینکه خیلی تو این چالش بودم که فرمان مغزم خوردن بوده ولی من گفتم گرسنه نیستم نمی خورم و اون روی مخ بوده و همین باعث شده من متوجه نشم و حالت کنترل بیرونی بگیرم و احساسم بد شده و انگیزه من رفته (یعنی فکر می کنم تعادل بر قرار کردن بین آموزش ذهنی و تغییر فرمانهای مغز و البته با آگاهی مصرف کردن که بیرونی هست خیلی مهمه و با تجربه و درکی که از فایلهای آموزشی پیدا می کنیم به دست میاد)…

      من رهاایی را تجربه می کنم هرروز بیشتر و بیشتر به خدایی که هدایتم کرده ایمان دارم و فقط ادامه می دهم گاهی گندم می ریزد که زر دهد و من لایق زرهای آسمان و زمینم و خودم را همینطوری که هستم دوست دارم خدایا هزاران بار شکر به خاطر قدرتی که بهم هدیه کردی تا خلق کنم رویاهایم را 

      درود بر هم مسیری های پرانرژی و باهوش 💟✨ 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 10
گردونه هدایا گردونه هدایا