لاغری با ذهن چیست و چگونه انجام میشود؟
لاغری با ذهن (Mindful Weight Loss) یک روش نوین علمی و روانشناختی است که به جای تمرکز بر محدودیتهای فیزیکی مانند رژیمهای سخت و ورزشهای طاقتفرسا، بر تغییر ریشهای الگوهای فکری و ضمیر ناخودآگاه تمرکز دارد.
در واقع، استفاده از قدرت ذهن در کاهش وزن به ما کمک میکند تا به جای مبارزه با بدن، ریشه اصلی مشکل یعنی پرخوری احساسی را درمان کنیم و با برنامهریزی مجدد ضمیر ناخودآگاه، به تناسب اندام پایدار برسیم.
این متن، مقدمهی یک دوره آموزشی رایگان ۱۲ جلسهای است که قدمبهقدم شما را با اصول و تمرینهای عملی لاغری با ذهن آشنا میکند. برای شروع این مسیر، همین حالا جلسه اول: شروع مسیر لاغری را مطالعه کنید.
۵ اصل کلیدی مسیر لاغری با ذهن عبارتند از:
- شناسایی ریشه چاقی: پیدا کردن ترسها و گرههای ذهنی که باعث پرخوری عصبی میشوند.
- برنامهریزی مجدد ضمیر ناخودآگاه: جایگزینی باورهای محدودکننده با باورهای حمایتکننده.
- پایان دادن به جنگ با غذا: حذف لیست غذاهای ممنوعه و رهایی از استرس کالریشماری.
- صلح با بدن: پذیرش خود و توقف خودسرزنشی در مسیر کاهش وزن.
- یادگیری مهارت لاغری: تبدیل تناسب اندام به یک عادت ناخودآگاه و دائمی، نه یک هدف کوتاهمدت.
در این جلسه میآموزیم:
🤔 ضمیر ناخودآگاه چگونه فرم بدن ما را کنترل میکند؟
بذار راحت بگم:
همونطور که یهشبه چاق نشدیم، قرار نیست یهشبه هم لاغر بشیم ⏳
❌ رژیمهای عجیبغریب و ورزشهای زورکی فقط ظاهر ماجرا رو تغییر میدن. اما ریشهی چاقی یه جای دیگهست… درست حدس زدی: توی ذهنمون! 🧠
🔁 سالها تکرار یهسری افکار، احساسات و رفتارهایی که ذهنمون بهشون عادت کرده، باعث شده بدنمون همون فرم همیشگی رو نگه داره.
🎯 پس مسیر لاغری با ذهن یعنی چی؟ یعنی بهجای مبارزه با بدن، بریم سراغ جایی که فرمان چاقی صادر میشه: ذهن!
- 💡 یعنی ذهنمون رو دوباره برنامهریزی کنیم
- 🌱 یعنی افکار محدودکننده رو بشناسیم و جایگزینشون کنیم
- 💪 یعنی یاد بگیریم چطور از درون تغییر کنیم، نه با زور و اجبار
تو این مسیر، غذا دشمن نیست 🍰، بدن ما دشمن نیست 🚫
بلکه ما با ذهنمون دوست میشیم، و از همونجا ماجراجویی لاغری شروع میشه…
🛤️ این مسیر واقعی لاغر شدنه؛ آروم، عمیق و واقعی.

🚶♀️ نشانههای «چاقی ذهن» و نتایج تغییر الگوهای فکری
راستش وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، فقط دلم میخواست چند کیلو وزن کم کنم… 🎯 ولی چیزی که پیدا کردم، خیلی بزرگتر و عمیقتر بود:
- ✅ اعتمادبهنفس واقعی
- ✅ آرامش ذهنی 🧘♀️
- ✅ حس خوب نسبت به غذا 🍲
- ✅ رابطهی صمیمی با بدنم 💖
و حتی انرژی بیشتر توی کار، زندگی و روابط! 💼💬
این مسیر فقط یه رژیم جدید نبود، یه نوع یاد گرفتن بود… یه مهارت جدید برای زندگی بهتر.
در واقع، من و خیلی از همراههام فهمیدیم که لاغر با ذهن مثل یاد گرفتن یه سازه 🎸
تا حالا شده بخوای گیتار یاد بگیری؟
مگه تو هفته اول میتونی بری رو استیج کنسرت اجرا کنی؟! 😅
معلومه که نه! باید تمرین کنی، اشتباه کنی، ازش یاد بگیری، و دوباره ادامه بدی.
۱۲ گام لاغری با ذهن هم دقیقاً همینه: تمرین، تکرار، اشتیاق ❤️🔥
اگه با این نگرش که “میخوام سریع نتیجه بگیرم” وارد بشی، فقط زود خسته میشی 😓 ولی اگه با تعهد و صبر وارد بشی، معجزهها خودشون کمکم میان…
🧠 تفاوت بزرگ لاغری با ذهن و سایر روشهای کاهش وزن
برای درک بهتر تفاوت روش لاغری با ذهن با روشهای دیگه لاغری به این نکته دقت کن 👇
✅ یادگیری یه فرایند ذهنیه
✅ لاغر شدن یه فرایند بدنیه
ذهن خیلی زود یاد میگیره، ولی بدن برای تغییر، زمان میخواد ⏳
پس اگه هنوز توی سرت دنبال یه راه جادویی برای «سریع لاغر شدن» میگردی، همین حالا اون فکر رو بنداز دور 🗑️
🌱 تنها راه واقعی و موندگار، ادامه دادن توی مسیر لاغری ذهنیه.
با صبر، با عشق، با آگاهی…

🎯 چرا تمرین توی مسیر لاغری با ذهن مهمتر از فقط شنیدنه؟ 🎧✍️
یه حقیقت مهم و ساده رو بدونیم:
شنیدن فقط یه بخش کوچیک از یادگیریه!
📚 طبق تحقیقات، ما فقط ۱۰٪ چیزهایی که میشنویم یا میخونیم رو به خاطر میسپاریم.
اما… 🎯 ۹۰٪ چیزهایی که با دست، دل و عمل تجربهشون میکنیم رو واقعاً یاد میگیریم!
حالا فکر کن توی مسیر لاغری با ذهن باشی و فقط فایلها رو گوش بدی 🎧، اما تمرینی انجام ندی، ننویسی، تحلیل نکنی، تجربه نکنی…
خب دوست عزیز، ذهنت فرصت تغییر عمیق پیدا نمیکنه 😌
💡 لاغری ذهنی فقط با گوش دادن نیست، با انجام دادن و تکرار آگاهانه شروع میشه.
اونجاست که آموزشها بر ضمیر ناخودآگاهت تاثیر میذاره و یادگیریت واقعی، موندگار و تأثیرگذاره 💪
🐢 یادگیری زمان میبره، عجله نکن!
حتی اگه تو بتونی همه ۱۲ جلسه این دوره آموزشی رو توی یه روز ببینی و تمرینها رو انجام بدی قراره معجزه بشه؟ 😅 معلومه که نه!
تو فقط قدم اول مسیر رو رفتی: آموزش دیدن.
اما مرحلهی مهمتر تازه شروع میشه: تغییر کردن 🌱
مثل کاشتن یه دونهست. بذر یادگیری رو میکاری، اما برای اینکه سبز بشه، نیاز به نور، مراقبت و زمان داره ☀️🌧️
🧠 مسیر لاغری با ذهن = روبهرو شدن با ترسها
لاغری ذهنی فقط دربارهی کالری و بشقاب غذا نیست 🍽️
بلکه دربارهی روبهرو شدن با ترسهایییه که سالها توی سایههای ذهنت جا خوش کرده بودن:
- 😨 «نکنه هیچوقت لاغر نشم؟»
- 😔 «اگه دوباره شکست بخورم چی؟»
- 😟 «اگه اینم مثل بقیه راهها جواب نده چی؟»
خودم ۳۵ سال با این ترسها زندگی کردم. بارها رژیم گرفتم، شکست خوردم، گریه کردم، ناامید شدم و خودم رو تسلیم چاقی می دیدم.
اما یه روزی، یه نقطهی عطف رسید.
🌟 تصمیم گرفتم بهجای فرار، وایستم و با ترسهام روبهرو بشم.
و به خودم گفتم:
«حتی اگه تهش لاغر نشم، این بار دارم به خودم احترام میذارم. دارم به ذهنم یاد میدم که من لایق آرامش و تغییرم.»
اگه تو هم الآن اینجایی و داری این متن رو میخونی، بدون که تو هم این شجاعت رو داری 💛
تو هم آمادهای وارد مسیر لاغری با ذهن بشی. قدمبهقدم. با عشق و آگاهی.

📘 قراره توی مسیر لاغری با ذهن چی یاد بگیری؟ 🧭
اینجا خبری از رژیم سخت نیست. خبری از لیست ممنوعه و کالریشماری هم نیست 🚫
قراره چیزهای عمیقتری یاد بگیری، مثل:
- 🔍 چاقی واقعاً از کجا میاد؟
- 🧠 چطور ذهن چاق رو شناسایی و بازنویسی کنی؟
- 🛠️ چطور عادتهای ذهنی سالم و متناسب بسازی؟
- 🍽️ چطور با حس خوب غذا بخوری، نه با استرس و عذاب وجدان؟
- 💞 چطور به بدنت اعتماد کنی و اجازه بدی خودش تنظیم شه؟
و مهمتر از همه:
✨ یاد میگیری که لاغری از جایی شروع میشه که تصمیم میگیری خودتو ببینی، بپذیری و دوست داشته باشی 💕
میخوای این مسیر رو باهم ادامه بدیم؟ 🌈
قدم بعدی، تمرینه! نه بهزور، نه برای نتیجه فوری، بلکه برای ساختن یه زندگی متناسب، از درون تا بیرون.
🧠 تمرین شناخت ترسها در مسیر لاغری با ذهن
در بخش نظرات با حوصله به سؤالهای زیر پاسخ بده. جوابهات رو بهصورت شرح انشایی بنویس، نه فقط چند کلمه!
- ❓ از چاقتر شدن میترسی؟ چرا؟
- 🌀 چی باعث میشه این ترس توی دلت بمونه؟
- ❓ از لاغر نشدن میترسی؟ چرا؟
- 💔 چه تجربههایی باعث شدن این ترس عمیقتر بشه؟
- ❓ ترس از چاقتر شدن، مانع متناسب شدنت شده؟
- 🎭 یعنی اونقدر میترسی که هیچ کاری نمیکنی؟
- ❓ ترس از لاغر نشدن باعث شده دست به اقدام نزنی؟
- ⚠️ یعنی فکر میکنی «فایدهای نداره» و منصرف میشی؟
✍️ تعهد ذهنی خودت رو بنویس
با قدرت و اطمینان این جملات رو بهصورت نوشتاری برای خودت بنویس و باورشون کن:
- ✅ از این لحظه تمام کارهایی که برای لاغر شدن انجام میدادم را متوقف میکنم و با تمرکز کامل وارد مسیر لاغری با ذهن میشوم.
- 💫 از این لحظه ترس از لاغر نشدن را رها میکنم و با اطمینان از توانایی خودم در این مسیر قدم برمیدارم.
🔥 شعلهور کردن انگیزه درونی
برای اینکه قدرت درونیت بیدار بشه، باید خودت رو به انگیزه و انرژی وصل کنی. حالا به این سؤالها با شرح کامل پاسخ بده:
- 💡 چقدر اطمینان داری که توانایی لاغر شدن داری؟
- 🌟 اگر اطمینان داری، دلایل این اطمینان رو با جزئیات بنویس تا خودت هم بیشتر بهش ایمان بیاری.
این تمرین ساده اما قدرتمند، اولین قدم برای آزاد شدن از چنگال ترسها و شروع واقعی مسیر لاغری با ذهنه ✨
یک پیشنهاد دوستانه: طی کردن این مسیر، نیاز به صبر و استمرار روزانه داره. اما اگر از وضعیت فعلیات خیلی خسته شدی و دوست داری این مسیر رو خیلی متمرکزتر، سریعتر و به صورت یکپارچه طی کنی، دوره جامع [ورود به سرزمین لاغرها] دقیقاً برای همین هدف طراحی شده تا با تمرینات تخصصیتر، سریعتر به نتیجه برسی.
برای قویتر شدن باورت، داستان هدایت دوستانت را بخوان و تو هم قصه ورودت به این مسیر را بنویس؛ اینجا نقطه پایان چاقی است! 💚
❓ سوالات متداول درباره لاغری با ذهن
۱. آیا لاغری ذهنی واقعیت دارد و از نظر علمی ثابت شده است؟ 🔬
صددرصد! علم «نوروپلاستیسیته» (انعطافپذیری عصبی) و روانشناسی رفتار ثابت کردهاند که ریشه تمام عادات پرخوری، ریزهخواری و انتخابهای ناسالم در ضمیر ناخودآگاه ماست. رژیمهای سخت فقط با «جسم» میجنگند و به همین دلیل موقتی هستند. اما وقتی ذهن را تغییر میدهیم، بدن بهطور طبیعی، بدون مقاومت و بدون بازگشت از آن پیروی میکند.
۲. چقدر طول میکشد تا با تغییر ذهن لاغر شوم؟ ⏳
باید با خودمان روراست باشیم: این مسیر یک مسابقه سرعت یا یک رژیم ۱۰ روزه نیست! همانطور که سالها طول کشیده تا ذهن به چاقی عادت کند، برای ساختن مسیرهای عصبی جدید هم به زمان نیاز داریم. ذهن خیلی زود یاد میگیرد، اما بدن برای تطبیق به زمان و استمرار نیاز دارد. صبور باشید؛ معجزات با تمرین و تکرار خودشان را نشان میدهند و این ماندگارترین لاغری عمرتان خواهد بود.
۳. آیا در این روش باید شیرینیجات یا فستفود را کاملاً حذف کنم؟ 🍰🍔
خیر! یکی از اصول اصلی این مسیر «پایان دادن به جنگ با غذا» است. ما در تناسب فکری هیچ لیست ممنوعهای نداریم. ممنوعیت باعث حرص و ولع بیشتر میشود. وقتی ذهن شما آرام شود و پرخوری احساسی درمان گردد، به جای فرار از استرس به سمت غذا، با آگاهی و لذت غذا میخورید و بدنتان بهطور طبیعی مقدار مناسب را تشخیص میدهد.
۴. چطور و از کجا باید این مسیر را شروع کنم؟ 🚀
شروع مسیر بسیار ساده است: شجاعت روبهرو شدن با ترسها و انجام تمرینات ذهنی. شما میتوانید با مطالعه دقیق همین مقالات و نوشتن تمرینات شروع کنید. اما اگر به دنبال یک نقشه راه اصولی، یکپارچه و گامبهگام هستید تا این مسیر را با تمرکز و سرعت بیشتری طی کنید، دوره جامع «ورود به سرزمین لاغرها» بهترین و مطمئنترین نقطه شروع برای برنامهریزی مجدد ضمیر ناخودآگاه شماست.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.87 از 503 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام به دوستان هم مسیر
دو سال پیش مهرماه بود که من مسیرم را انتخاب کردم و دوره لاغری ذهنی رو تهیه کردم و از اون موقع تا الان خدا رو شکر در مسیرم و به صورت مستمر ادامه میدم. نتایج بسیار خوبی گرفتم دوره آموزشی را دو بار گذروندم. یک بارهمراه استاد هم تونستم مرور کنم و بسیار نکته های خوبی از نوشته های استاد یاد گرفتم.
متن هر قسمت را به خوبی می خونم و همیشه دیدگاه دوستان را مطالعه می کنم چون در هر دیدگاه نکته هایی برای استفاده هست که می تونه واقعا به ما کمک کنه برای بهتر آموختن و یاد گرفتن.
چون دوست داشتم همچنان در مسیر بمونم قصد داشتم دوباره دوره را مرور کنم که این قسمت را دیدم و با خودم گفتم چه بهتر که این دفعه این صدگام را طی کنم و اینطوری خودم را موظف می دونم که هر روز به این قسمت سر بزنم و نظرم را بنویسم.
دوست دارم به گفته های این فایل ها عمل کنم نه این که فقط گوش بدم و رد بشم. شاید خیلیا میگن این مسیر رایگانه و ادامه ندن اما به قول خود استاد این دوره اصلا رایگان نیست وقتی زمانی را به گوش دادن این فایل ها میدی همون هزینه است زمان برای ما قیمت بالایی داره وقتی زمان خودمون را میذاریم پس بهتره قدرش رو بدونیم و به خوبی ازش استفاده کنیم.
من در طی این سال ها روش های مختلفی را برای لاغری گذروندم. از رژیم های متنوع اینترنتی، رژیم های دکتر تغذیه،ورزش، پیاده روی،استفاده از وسایل ورزشی تردمیل، دستگاه دراز ونشست،قرص چربی سوز، دمنوش و چای لاغری و خلاصه هر روشی که بود امتحانش می کردم شاید نتیجه ای بگیرم.
نتایج هم گاهی خوب بود و چند بار حتی به وزن ایده آلم رسیدم اما فقط چند مدت در اون حالت بودم و باز وقتی به زندگی عادی بر می گشتم تموم وزن هایی که از دست می دادم سریع برمی گشت و هر بار از بار قبل نا امیدتر می شدم که خوب حتما قسمت من همینه که چاق بمونم.
با این که تا سن ۲۶ سالگی کاملا متناسب بودم ولی بعد از ازدواج و دوران بارداری چاقی من شروع شد و ادامه داشت و از اون به بعد چاقی خودم را به همه چی ربط می دادم. به چاقی بعد از ازدواج، به چاقی به خاطر بارداری، به بالا رفتن سن، به کم کاری تیروئید، به کم تحرکی و شانس و اقبال و….
اوایل که دوره را تهیه کردم خیلی عجله داشتم، یه جورایی دلم می خواست زودتر نتیجه بگیرم نمی دونم شاید پس ذهنم هدفم از نتیجه خودم نبودم شاید می خواستم خودمو به دیگران نشون بدم برای همین هرچه می گذشت احساس می کردم کمتر دارم به هدفم نزدیک میشم از یه جایی به بعد وبا گوش دادن فایل ها نتیجه رو رها کردم و فقط از مسیرم لذت بردم دیگه خودمو وزن نمی کردم و روی ترازو نمی رفتم کم کم از روی لباسام متوجه شدم که دارم وزن کم می کنم و ادامه دادم و سعی کردم همیشه تو مسیر بمونم در این مدت گاهی از مسیر هم خارج می شدم ولی باز هم برمی گشتم و ادامه می دادم.
من به این مسیر اطمینان قلبی و باور دارم ،مطمئن هستم که نتایج دلخواهمو به خوبی به دست میارم. در این مسیر عجله ای ندارم و گام به گام پیش میرم تا نتایجم برای همیشه ثابت بمونه و دیگه ترس از چاق شدن دوباره نداشته باشم.من واقعا توسط خدا به این مسیر هدایت شدم و به خوبی میخوام استفاده کنم.
سلام عزیزم.
من همیشه فکر میکردم اگر دوره بخرم اصلا سمت رایگان ها نمیام
اما وقتی دیدم شما هم دارین دوره رو انجام میدین خیلی امیدوار شدم
عاشقِ استمرارتون شدم که در این مورد داشتین.خیلی بهم امید او انرژی داد که اگر ایشون تونستن صبر و استمرار به خرج بدن پس منم میتونم …
بازم تشکررر
بسم اله الرحمن الرحیم . به نام خدایی که فقط وفقط وفقط او بود که من را با این سایت اشنا کرد .از استاد عطار روشن بسیاربسبارممنون و سپاسگزارم که با سخنان زیبا و دلنشنین خود روح و روان یک نفر مثل من را آرانم و شاد می کند که این را نعمت گرانبهایی از طرف خداوند مهربان می بینم. استاد عزیز و بزرگوار من مدت کمتر از یک ماه است با این سایت آشنا شدم اصلا نمیدانم چطور و چی شد فقط با نا امیدی بسیار در گوگل دنبال روش جدیدی هم برای لاغری و هم برای آرامش روح و روانم بودم و بیشتر هدفم آرامش روح وروان و نجات زندگی ام بود چون تمام راه ها را برای لاغری رفته بودم به آخر خط رسیده بودم و البته شاید لاغری بهانه ای بود من به جایی رسیده بودم که از هیچ چیز در زندگی ام لذت نمی بردم نه از فرزندانم نه همسرم نه شغلم و نه فامیل و…….واقعا اخر خط بودم . مدت کمتر از یک ماه است که با این سایت اشنا شدم دوباره تا حدودی آرامش و احساس خوب در درونم ایجاد شده است . فکر میکردم فقط شامل آن یازده جلسه رایگان گه در گوگل سرچ می کردم هستند بسیار ناراحت بودم که دیگه جلسات تمام شدند و هر روز تکرار آنها را گوش میدادم چون به لحاظ مالی نمیتوانم هیچ کدام از دوره ها را نهیه کنم. همین امروز با خواندن نظرات دوستان متوجه شدم دوره ۱۰۰ گام رایگان را دارند اسنفاده می کنند بسیار خوشحال شدم و توضیحات شما را با اشتیاق گوش دادم . باز هم متوجه نکته ای دیگر شدم که امشب شب تولد من است یعنی مورخ سی ام شهریور ماه ۱۴۰۰ و خداوند مهربان این ۱۰۰ گام را برای نجات زندگی ام بهم هدیه داد.با توکل بر خدا امشب به قول شما استاد بزرگوار تولدی دیگر راآغاز میکنم و دوره رایگان ۱۰۰ گام را شروع کرده انشا اله همان خدایی که من را به این راه هدایت کرد همان هم توفیق خرید میکنم ها را به من می دهد . در پناه حق و خداوند یار و نگهدار خود و خانواده محترمان باشد .التماس دعای فراوان از شما دارم نا قدم به قدم با شما پیش بروم .
یعنی چی؟ یعنی خدا به قدری مهربانِ که من رو به این سایت هدایت کرده که حالا دارم میگم اینجا شروع مسیر لاغریمه...
با نام قشنگش آغاز میکنم و مطمئنم راهی که با اسمش شروع بشه حتما خوشگل و خوش مسیرِ..
هرکسی که میخواد راهی رو شروع کنه از همون نقطه که هست شروع میکنه و من هم از همین جا که هستم شروع خودم رو اعلام میکنم……
این نوشته رو مینویسم که خودم رو تا صد روز ایندهم مقایسه کنم و بیام همینجا درباره تغییراتم بنویسم.
این روزها،دائم اضافه خوری میکنم. هرچی توی یخچال باشه میخورم و اروم و قرار ندارم،فکر میکنم همه چیز توی زندگی یعنی خوردن،همش به جسمم توجه میکنم و مسئولیت چاقیم رو برعهده نمیگیرم،ناشکری میکنم و برای لاغری عجله میکنم،فکر میکنم قرصی که برای ریزش موهام استفاده میکنم باعث شده اشتهام زیاده بشه،تلقین میکنم نزدیک عادت ماهانه ام دو کیلو اضافه میکنم و صورتم وَرَم میکنه؛ در کل عوامل بیرونی رو دلیل اضافه وزنم میدونم و دلیلِ محکم چاقیم رو رها کردن رژیمام میدونم …
چاق شدن تغییر وضعیت من از حالت متناسب به چاقیست
وقتی داشتم مینوشتم یاد ۶ یا ۷ سالگیام افتادم که بسیار متناسب و خوش اندام بودم و کم کم تپل شدم و وضعیتم تغییر کرد..
و این بخاطر استمرار در مسیر چاقیم بود .
لاغر شدن تغییر وضعیت من از چاق به متناسب است
وقتی این رو هم نوشتم رویای زیبام رو مجسم کردم که روز ها میگذره من گرم به گرم لاغر میشم بدون ذره ای رنج و سختی…
اون هم با استمرار در مسیر لاغریست.
چاق شدن من جهشی و در مدت زمان کوتاه نبوده.
پس؟
لاغر شدن من جهشی و در مدت زمان کوتاه میسّر نمیشه و راه های سریع رو رفتم و دیدم که نتیجه نداره..سیلی هامو از زندگی خوردم و دیدم که نِ می شِه….! نمیشهههه…
همین ابتدا من متعهد میشم که دنبال لاغری جهشی و یک هفته ای نباشم و فقط در این مسیر حرکت کنم و به مدت صد روز به هیچ عنوان هیچ عنوان روی ترازو نرم و از مسیر خوشگل و اسونم لذت ببرم
من باید در هر شرایطی مسیرم رو ادامه بدم یعنی چی؟وقتی در حال یادگیری و درس خوندن هستم نباید انتظار امادگی برای کنکور رو داشته باشم.چون فقط در حال یادگیری هستم!
مسیر لاغری با ذهن به همین شکل هست..
نمیتونم انتظار داشته باشم که یکباره لاغر بشم!
طی کردن مراحل یادگیری نیاز دارد به :
زمان: یک تا دو ساعت در روز
تمرین: نوشتن در دفتر و سایت
تکرار : گوش دادن فایل در اوقات فراغت
طی کردن این پروسه رو با عجله کردن نمیشه تغییر داد!!!
عجله کردن برای لاغری نتیجه ای جز شکست و چاق تر شدن برای من به ارمغان نخواهد داشت
حکم قطعی بودن این جمله رو من به تنهایی میزنم!! چون همین اخیرا رژیم گرفتم و طی دو ماه خیلی وزن کم کردم اما کم کم و اهسته برگشت!!!
همونطوری که یادگیری زبان خارجی به معنای استادی نیست
همونطوری که یادگیری درباره مدیر تبدیل به مدیرت نمیکنه
همونطوری که یادگیری روش ثروتمند شدن تورو ثروتمند نمیکنه
یادگیری لاغری هم به هیچ عنوان به منزله لاغری نیست!!
لاغر شدن یک فرایند جسمی و یادگیری فرایندی ذهنی است^^
من شاید بتونم فرایند ذهنی خودم رو تند کنم اما فرایند جسمی من کند هست
و حالا من میخوام به شکل صحیح و اصولی و برای همیشه لاغر بشم پس قید سریع لاغر شدن رو میزنم ……
من با شادی،اعتماد به نفس بالا احساس خوب سلامتی و شادابی با لذت غذا خوردن و بدون استزس ارامش ذهنی مسیر لاغری با ذهن رو ادامه میدم
هرآنچه برای چاق شدن به عنوان بهای چاقی پرداخت کرده ایم را در مسیر لاغری با ذهن به عنوان پاداش دریافت میکنیم
هرررررر انچه یعنی؟؟ یعنی همون اعتماد به گفس احساس خوب و با لذت غذا خوردن
در مسیر لاغری من به عنوان پاداش دریافت میکنم
و این
یعنی شادی….!
به نام خداوند يكتا و بي همتاسلام به دوستان عزيزمگام ٢١:
استاد گرامي در اين گام چند مرحله و پارامتر بسيار زيبا ، آسان و كاربردي رو براي ما روشن و مطرح كردن كه تمركز و عمل به انها در مسيري كه هستيم بسيار موثر خواهد بودما با اصل قرار دادن اين أصول راه رسيدن به هدف تناسب اندام را هموار تر و أسان تر طي خواهيم كرد.١) * ايمان به خواست ، اراده و قدرت خداوند در خلقت * با باور بر اينكه خداوند سيستم بدن انسان را بر اساس نظم خلق كرده و بدن انسان اتوماتيك وار گرايش به سلامتي و تناسب دارد و خلقت هيچ انساني بر اساس اضافه وزن نيست ، بنابراين ميتوان گفت اين اضافه وزن در جهت خلاف خلقت انسان است و ساخته دست خود انسان است پس قطعا وقتي براي ترميم و رفع ان قدم برميداريم با توجه به تمايل بدن به سلامتي خود او ما را در اين مسير همراهي و هدايت ميكند.
٢)* ايمان به توانايي خود و اشتياق *انگيزه و اشتياق در هر كاري اصلي ترين و بزرگترين محرك در رسيدن به هدف است ، پس دومين قدم داشتن شوق براي ادامه و رسيدن به ارزوست.
٣)*باور پذيري*مهمترين اصلي كه در هر هدفي بايد وجود داشته باشد و اصل جدايي ناپذير و مكمل دستيابي به موفقيت است.باور بر اينكه انسان موجودي توانمند در هر امري است و اين توانايي نشأت گرفته از نيرويي ماورايي و خارق العاده است كه قدرت به دست اوردن هر ارزو و هدفي را به انسان هديه كرده كه تنها كليد رسيدن به ان * ايمان و باور قلبي * بر توانايي و قدرت خود است.
٤) * صبر *يكي ديگر از أصول رسيدن به هر ارزويي صبر است.عجله در هر كاري نه تنها باعث سرعت گرفتن و رسيدن به مقصد نميشود بلكه باعث كند شدن روند كار و در نتيجه دلسرد و نا اميد شدن انسان ميشود. در كتابي خواندم:صبور باش ، اگر انسان منتظر بودن را درك كنداگر صبر كردن را ياد بگيرددر پايان همه زيبايي ها او را پيدا خواهند كرد
٥) * توجه به اشتباهات و بازگشت به مسير *ما بايد بپذيريم كه جسم حال حاضر ما مخلوق خود ماست، مخلوق اشتباهات و عادات اشتباه ماست ، مخلوق بي توجهي به طبيعت و ذات ماست جبران هر اشتباهي نيازمند بازگشت به مسير صحيح است كه خداوند انرا * توبه* ناميده استتوبه به معناي *بازگشت * است ، بازگشت به اصل خود ، به ذاتي كه خداوند در زمان خلقت به ما ارزاني داشته است ، به طبيعتي كه لياقت ماست.پس با رعايت اين چند اصل راه زيادي تا رسيدن به هدف نمانده است.به اميد روزهاي بهتر
سلام
خدا رو شکر می کنم که منو به سایت لاغری با ذهن و آشنایی با استاد گرانقدرم هدایت کرد.
من برای اولین بار سال قبل وارد این سایت شده بودم ولی هنوز به این باور نرسیده بودم که با استفاده از ذهن هم میشه لاغر شد و همچنان در حال تست کردن رژیمهای لاغری بودم ولی دیگه واقعا خسته شدم آخرین رژیمم قبل ماه رمضان بود که 8 کیلو کم کرده بودم ولی توی ماه رمضان همش برگشت طبق هزارمین باری که برگشته بود. دیگه واقعا خسته شدم و از خدا خواستم و پاکسازی ذهن رو برای لاغری شروع کردم هنوز یک هفته نشده بود که یک روز بطور اتفاقی تویه انجمن نی نی سایت کامنتهای خانمی رو دیدم که با روش لاغری با ذهن استاد عزیزم لاغر شده بود یکم درموردش تحقیق کردم و اینبار با باور قلبی به این سایت هدایت شدم و مطمئن هستم که موفق میشم چون مسیری هست که خداوند جلوی راهم قرار داده. خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
روش های لاغری که استفاده کردم:
من روش های لاغری زیادی رو استفاده نکردم چون اصلا باورنداشتم که بشه لاغرشد اصلا انگار فکره لاغری اصلا توذهنم نمیومد.
فقط درحد دوتا یکی خوردنی یکی تحرک بود.
مدت زمانشونم خیلییی کم بود.
یبار پیاده روی میکردم صبح ها.شاید یه ماه انجام دادم تغییرزیادی نکردم!
اینقدره هم سریع میخواستم نتیجه بگیرم که یکم انجام میدادم سریع ول میکردم اخه نتیجه ای برام نداشت.اگرم داشته اینقدرناچیزبود و اینقدر من تمرکزم روچاقیم بود که تغییراتو نمیدیدم.
دومیش یه قرص های گیاهی بود که از داروگیاهی گرفتم اونم دوسه دوره بیشتر نگرفتم.تغییرراستش یادم نیست کردم یانه ولی اگرم بوده خیلی ناچیزبود.
جالب اینجاست دونفری که این دارو رو بهم دادن(مسئول همون داروگیاهی)خودشون دارو روساخته بودنااا اما چاق بودن!خانومه میگفت اره من استفاده کردم خیلیی لاغرترشدم الان نمیتونم استفاده کنم.دختره هم میگفت دارم استفاده میکنم تازه خریدم لاغرترشدم.منم که نمیشناختمشون ببینم درچه وضعی بودن.
خلاصه سوال زیادبود که باخودم میگم خدای مننن توچرا اصلا این چیزا به ذهنت نرسید شک کنی به حرفاشون.بعدا هم که یکی ازون خانومارو دیدم گفت یه روش بهترپیدا کردم طب سوزنی میرم!توهم بیا برو منم توذهنم گفتم دستت دردنکنه با طناب تودیگه توچاه نمیرم.
خلاصه خوردم و همراه با رژیمم بود.که خب همه اش سخت بود.اصلا طعم و زبری قرصه.
یکی از دلایل بزرگی که همین چندتا روشو هم ادامه ندادم بخاطراین بود که اصلا تحمل سختی کشیدن رو ندارم.اصلااا
همه شونم سخت بود.حتی ورزش کردن و پیاده روی.کی اخه باوزن سنگین براش اسونه بدوه یا برقصه…
حالاخداروشکر میکنم چقدرخوب که روشای زیادی روامتحان نکردم خدایاشکرت که ادامه شون ندادم وگرنه الان اسیب دیده بودم.
وقتی باشگاه میرفتم یه مورد دیدم فلانی گفت اون خانومه رو میبینی؟۳ یا ۴ ساله داره میادباشگاه.خانومه هم خیلی متعهدبود اصلا وقتشو تلف نمیکردتندتند باسرعت حتی حرکتارو انجام میداد.باخودم یکم شک کردم گفتم ما اراده نداریم ایشون چرا اینهمه مدته داره میاددرسته کوچولوشده اما متناسب نشده بود یعنی شکم داشت تخت نشده بود.
کم کم همینا برام شک بوجودمیاورد.♥️
سلام دوست عزیزم..شما گفتی دوست نداری کارای سخت رو انجام بدی.
همه انسان ها همینطور هستن و دوست ندارن کارایی که براشون سخته رو انجام بدن.
اما انجام کار های سخت این روزها به عنوان اراده داشتن خودش رو نشون میده و هرکس کار سخت تری انجام بده متمایز تره
در صورتی که اشتباه میکنن و اصلا اصل و اساس این جهان بر مبنای راحتی و اسانیست ولی خیلی از افراد که روزی خودمون هم عضوشون بودیم ، هنوز دیدگاه رو دارن که باید سختی و زجر بکشی تا متناسب یا ثروتمند و…بشی..
حتی توی بحث رسیدن به ارزوها هم از اول گفتن باید سختی بکشی و شکست بخوری..! اما ما دیدیم افرادی رو که ذره ای سختی نمیکشن و با لذت به خواسته هاشون میرسن
پس خیلی خوشحال شدم که نخواستی کارای سخت رو انجام بدی و راه هایی رو بری که جز عوارض جسمی و روحی چیزی نداره…!
نشان های دریافت شده
سلام♥️
احساس کردم نیاز دارم دوباره این فایل رو گوش بدم و هرموقع دوس داشتم برم فایل جلسه بعدی.
ذهنم گفت باید هرروز یه فایل گوش بدی عقب میمونی گفتم همین فایلاست که باعث میشه لاغربشم گه فایل زیاد گوش دادن.بعدشم دیگه تصمیم گرفتم به دلم گوش بدم نه ذهنم میگه اینو دوباره گوش کن همینو گوش بدم دوباره کامنت بذارم.
روش اشنایی من :
یادمه فضای خلق با ذهن بودم یکم به اینکه ذهن داره همه چیز رو رقم میزنه ایمان اورده بودم.باخودم گفتم خب اگه بحث همه چیززززه خب پس شکله جسم هم تحت تاثیر ذهنه.دیگه سرچ کردم کامنت یه نفررو توی یه سایت موفقیت دیدم که استادعطارروشن رو معرفی کرده بود.
چطوری دارم تعهد درخودم بوجود میارم؟
بسته اینترنتیمو تایمشو محدود کردم.ساعت ۱ تا ۱۱ صبح.تاهم درطول روز وقتم باشبکه اجتماعی تلف نشه.هم یه برنامه زمانی داشته باشم.و برامم خیلی خوب داره جواب میده.مثلا امروز ساعتای ۷ صبح بیدارشدم کارزیاددارم اما گفتم اول لاغری باذهن.فایل رو دان کردم باید گوش میکردم که بتونم بعدش کامنت بذارم.نظرو متن فایل رو هم خوندم.خیلی راضی ام ازین تصمیم.
استاد چون داشتم میخوندم نوشته هارو فایل رو هم تصویری میدیدم اطرافم کلی سروصدا بود بابا اخبارگوش میکرد یه قدمم باتلویزیون فاصله داشتم اما حواسم که پرت نشد هیچ خیلی هم مطالب رو درک کردم لذت بردم.
استاد احساس میکنم به همین سرعت با خوندن طرز فکرم رفتارام داره عوض میشه.فایل صوتی خیلی حواسمو جمع نمیکنه.خیلی پرش فکردارم اما خب یکم بهم ثابت شد با نوشتن و خوندن سریع ترمیشه لاغرشد.چون نکات بیشتر توذهنم ثبت میشه و بدنبالش سریع تر رفتارم عوض میشه.♥️
نشان های دریافت شده
سلام همگی
سلام استاد
فکرکنم زمستان پارسال بود که کامنت گذاشتم بعدازون دیگه کلا لاغری باذهنو رها کردم.الانم که میخواستم کامنت بذارم همش میگفتم چرا تو میدونستی راه درستو اما بهش عمل نکردی اگه ازون موقع تاحالا روزی یه ساعت وقت میذاشتی کلی ذهنتو برنامه ریزی کرده بودی لاغرشده بودی
برای همین ازخودم و خدام و ما استاد یجورایی خجالت میکشیدم.اما خب چندروزه خیلی دوس دارم لاغرشم و یه ماهی هست متوجه ایرادم شدم.نه تولاغری بلکه توهمه ی زمینه های زندگیم ایرادم این بود که به اگاهی هام عمل نمیکردم.همه رو حفظ بودما اگه کسی میپرسید خیلی عالی جواب هرسوالشو میدادم اما بهش عمل نمیکردم.خبرخوب اینه که تواین یه ماه گفتم بسه دیگه ایرادتو برطرف نکردن بسه دیگه عمل نکردن و ترسیدن تودلش نرفتن بسه دیگه کمال گرایی(یاتمام روز تمرین کردن یا اصلا تمرین نکردن)
خبرخوب اینه که تو زمینه ثروت و کسب و کارشخصیم اگاهی هایی که بهش عمل نکرده بودم رو مشخص کردم یعنی قدم های عملی که باید انجام بدم رو نوشتم و به نسبت خیلی خووب عمل کردم و کارام پیش رفت ایده هابه ذهنم رسید ترس هام خیلی زیادازبسن رفت خلاصه نتیجه گرفتم درامدم بیشتر شد پروژه ام که هیچیشو انجتم نداده بودم تقریبا نصفش انجام شد توی همین ۱ ماه.الانم ازخدا میخوام لاغری رو شروع کنم و عمل کنم به حرفاتون.و ازخدامیخوام کمکم کنه به عملگرایی خودمم اطمینان بیشتری پیداکردم تواین یه ماه دوتاکارمو انجام دادم ثابت کردم خودمو.
ایراداتی که داشتم که باعث شده بود لاغری رو اصلا حتی فایلاشم گوش ندم چه برسه به عمل رو مینویسم هم خودم یادم بمونه هم دوستان بدونن نتیجه این طرزفکرو لجبازی میشه این.یعنی فقط روزهاو ماه ها رد شدن و چاق موندن.حتی بااینکه بدونی مسیردرست چیه.دیگه خیلی دردش بیشتره که خیلیا نمیدونن چاقن تومیدونی بازم چاقی.
ایراداتم این بود:
خیلی کمال گرا بودم میگفتم تو وقتی ۱.لاغرمیشی که زمان خیلی خیلی زیادی رو درروز برای لاغری بذاری اگه کم بذاری خیلی دیررر لاغرمیشی
۲.بشدت برای لاغرشدن عجله داشتم(هنوزم دارم اما خیلی کمترشده و دارم درمانش میکنم این فایلتون خیلی کمکم کرد)چون خیلی از شرایط الانم ناراضی ام خیلی سریع میخواستم تغییرش بدم.
۳.بقول شما که میگید هرموقع اعتماد کنی باورکنی این روشو نتیجه میگیری واثعا همینطور بود.من به اینکه اصلا ذهن باعث لاغری بشه ایمان نداشتم واقعا فقط منطقم ذهن خوداگاهم یکم پذیرفته بود به عنوان یه راه.اما اصلا باورنداشتم.
واسه همین اصلا حرفاتون اینکه میگین کامنت بذارین الگو ببینین نوشته بخونین تو گوشم نمیرفت.اخه اصلا باورنمیکردم این چیزا باعث لاغری بشه.همین چیزای ساده.و بشدت لجباز بودم و عمل نمیکردم فکرمیکردم خودم درست فکرمیکنم.نه اینکه مستقیم بگم استاد اشتباه میگه ها نه لجبازیم به اینصورت بود که اگر حرفای شمارو هم میشنیدم تصمیم نهایی طبق فکرای قبلیم و همیشگیم بود.نه حرف شما.
هنوزم برام غیرقابل باوره به تودمم حق میدم چون ذهنم تصلا برنامه ریزی نشده ورودی جدید نداشته خیلی فاصله داره بااین حرفا.اما اینبار فرقش اینه که من به این درک رسیدم هرچی ذهنم میگه اشتباهه دیگه رو خودم حساب نکنم اگه شماگفتی کامنت بنویس باعث لاغری میشه دیگه تجزیه تحلیل نکنم که کامنت چطور از چه طریقی باعث میشه ذهن لاغربشه و بجای اینکه بشینم دوتا ورودی لاغری بدم به ذهنم دوتا الگو بخونم اینفکرارو میکردم.دوس ندارم اصلا بهشم فکرکنم فقط میخوام ازین به بلدو ببینم تکلیفمو باخودم مشخص کنم بگم بایدبشینی فلان چیزو بخونی حتی دیگه نباید به ایراداتت توجه کنی یبار فهمیدی چی بوده کافیه.دیگه بشین راه حلارو عمل کن.
۴.اصلا احساس لیاقت نداشتم.یعنی اصلا به لاغری فکرنمیکردم واسه همین هیچوقت قشنگیش برام لمس نمیشد و اصلا خواسته ای برام بوجودنمیومد که توهم لاغرشودیگه.خب من یه مدته که ادمای لاغرمیبینم و بادید مثبت بهشون نگاه میکنم تحسین میکنم دوس دارم لاغرشم(نه باناراحتی و حرص)خواسته برام بوجوداومده.خب قبلا هم ادمای لاغرو میدیدم اما چون حس حسرت داشتم فکرمیکردم ادمای عجیب و خیلی خاصی هستن هیچوقت انگاربه لاغری فکرنکردم خواسته بوجودنیومد.یعنی من چون دیدگاهم ایراد داشت فکره لاغری هم به ذهنم نمیومد وگرنه مگه میشه کسی ادمای لاغراطرافش نباشن که بعدبخواد همنشینی بااونا ادمو تغییربده؟
۵.استاد من هرچی میکشم ازین عدم درک تکامله.شما گفتین روزی یه فایل نمیدونین چقدر دلم اروم شد.میخوام حس کمبود دیگه نداشته باشم تازور بزنم.باید توجهمو به نکات مثبت خودم بذارم و از چاقی خودمم لذت ببرم تا مسیرلاغریم طی بشه.
۶.این بیشتر یه نتیجه گیریه:
من تو فیلما دیده بودم فلانی بهش برمیخوره باحرص یه کاری رو شروع میکنه ساعت ها حتی بیداری میکشه انجامش میشه اذیت میشه خیلی خیلی تلاش میکنه تابه ارزوش میرسه.
منم فکرمیکردم باید اینجوری باشه اوضاع روحیم عملکردم تا نتیجه بگیرم
اما این همه ماهه بااین دیدگاه زندگی کردم اصلا حتی نذاشت من سمت فایلی برم اصلا لاغری رو توذهنم نیاورد تا بخوام تمرینی انجام بدم.چون همش لاغری رو مساوی با ساعات زیاد تمرین کردن زجرکشیدن میدونستم.و چون باید کم کم قدم برمیداشتم تا کم کم انگیزه و ایمان درمن بوجودبیاد هیچوقت اینکارو نکردم از اول صفرو صد نگاه میکردم.
خلاصه اش اینکه اصلا باحرص خوردن و برخوردن و این چیزا نمیشه لاغرشداتفاقا باعث دوری میشه.خیلی عجیبه که تو ذهنی باحرص خوردن بیشتر ثانع شی که باید لاغری شی اما اصلا سمتش نری و تنبلی دنیا بیادسراغ ادم.فرقشم همون احساس بده.چون بااحساس بدمیخوای برسی بهش.وگرنه تودم بارهاشده ساعت ها واسه کاری زمان گذاشتم و متوجه زمان نشدم تازه بازم خوابم نمیبره دوس داشتم بیشتر انجامش بدم چون از ابتدا کم کم اقدام کردم و این انگیزه و تایم زیادگذاشتنم از روی تکامل بوده.
الانم میخوام اصلا فکره نتیجه نباشم.و فقط هرروز یه فایل (برای ابتدا)و کامنت گذاشتن و کارایی که دررروز باید انجام بشه رو انجام بدم و بذارم دیگه زمان بگذره از چاقیمم لذت ببرم.هرکسی یجوره و هرروز میشه بهترشد(لاغری)
خدایاشکرت…انگار یه کوهی از رودوشم برداشتن..
استاد مرسی چقدر نحوه توضیح دادنتون اصلا حس پشت حرفاتون با فایل های ۱۲ قدمی قبلنتون فرق میکرد حس ایمان اطمینان میدادخیلی قوی صحبت کردین.تاکید داشت اصلا خیلی متفاوت بود تک تک حرفاتون مناسب به موقع بود انگار ذهن یه ادم رو خوب میشناسین و میدونین الان چیا پس ذهنش میگذره و به موقع جوابشو به زبون میاوردین.حتی خودمم خبرنداشتم مثلا کلمه بهونه بهونه رو که چندبارگفتین.یااینکه درطول روز چندتا کاربیهوده انجام میدم حسابی هم اتفاقا وقت دارم.راست میگین چون من همش فکرمیکردم و میکنم(هنوزم هست دارم درستش میکنم دیگه)که زمان گذاشتن برای این چیزا وقت تلف کنیه زمان زیادی میبره.درصورتی که یهو به خودم میام میبینم ۲۰ دقیقه ای حتی بیشتر توایسنتا همینجوری بالاپایین میرم حتی لذتم نمیبرم ها ولی عادت شده….
از خدا استمرار درعمل میخوام.میخوام کمکمون کنه…ممنونم ازشما همین ایده ۱۰۰ جلسه ای خیلی خودش استمرار میاره.
ممنونممم
نشان های دریافت شده
سلام به همه دوستان همراه، من قبلا 12 تا فیلم آموزشی لاغری رو دیدم و حالا تصمیم دارم خیلی جدی 100 گام تا لاغری رو شروع کنم، قبل از اینکه اصلا با چنین روشی آشنا بشم خودم احساس میکردم چاقی من ذهنی هست و ذهن من گرسنه هست نه بدنم و نشانه اش را این میدانستم که چرا در ماه رمضان گرسنه نمیشوم چون ذهنم با توجه به فرمان بالاتر کنترل میشود، از نظر من چاقی هم مثل اعتیاد هست همه معتادها وقتی از شرایط خودشان خسته میشوند با یک انگیزه قوی شروع به ترک می کنند و بدن هم در ابتدا با آنها همکاری می کند چون هنوز مقدار زیادی مخدر درونش دارد، ولی به مرور زمان و تقاضای بیشتر بدن انگیزه ها کمرنگ میشوند و هنوز به پایان راه نرسیده دوباره مسیر را برمیگردند، انگار کاری که همه ما در رژیم گرفتن و سایر کارهایمان برای لاغری انجام میدهیم ولی وقتی میدیدم افراد معتاد با شرکت در کلاسهای گروهی و تغییر باورهایشان و همین طور تقویت انگیزه شان از طریق دیگران به نتیجه دلخواه که ترک اعتیاد هست، میرسند، فکر میکردم برای لاغری هم میتوان از همین روش نتیجه گرفت و حالا میبینم که امکان آن فراهم شده است و دلم میخواست یک گروه چت هم داشتیم تا هروقت بی دلیل احساس نیاز به خوردن پیدا میکردیم توی گروه صحبت می کردیم و با کمک دیگران و راهنماییشان یا سرگرم کردن خودمان از آن میل دوری میکردیم. در مورد روشهای لاغری من هم همه کارهایی که بقیه انجام داده اند غیر از جراحی را انجام داده ام و فقط یک روشی را انجام دادم که فکر می کنم کمتر کسی آن را انجام داده باشد و آن هم به این صورت بود که یه سری پدها را به بدن وصل میکردند در حالیکه دراز کشیده بودی و به آنها برق وصل بود و میگفتند شبیه سازی حرکات ورزشی هست که خیلی هم دردناک بود ولی بعد از یک مدت بدن به آن هم عادت میکرد و دیگر وزنی کم نمیشد، من از طریق جستجو در اینترنت در حالیکه دنبال روش دیگری از لاغری بودم با این روش آشنا شدم و هنوز هم گاهی به خودم میگویم این روش را امتحان کن اگر نشد باز میتوانی برگردی و روشهای دیگر را امتحان کنی که میدانم این اشتباه هست و باید به ایمان کامل برسم تا نتیجه بگیرم، چیزی که برایم سوال برانگیز هست این مورد هست که با نگاه کردن و گوش دادن و خواندن مطالب ذهنی درمورد لاغری با اینکه اصلا گرسنه نیستم ولی دلم میخواهد چیزی بخورم درحالیکه اینجا هستم تا عادت های غلط ذهنی ام را درست کنم، به نظر شما این طبیعی هست؟ ممنون میشوم اگر نظرهاتون رو بشنوم
سلام و درود
رفتارهای شما تحت تاثیر فرمول های ذهنی است
برای تغییر رفتار باید فرمول های ذهنی شما تغییر کند این کار نیاز به دریافت آگاهی صحیح از طریق دیدن، شنیدن و انجام تمرینات مطرح شده در فایل های آموزشی دارد.
مسیر هدایت من :
از اونجایی که من یادم میاد، من از بچگی تپل بودم
در کل این ۱۹ سال زندگیم ۳ بار لاغر شدم ، بار اول بخاطر ی مشکلی که داشتم مادرم بخاطر شبمیایی بودن و عوارض قرص ها برام درمان گیاهیی و شروع کرد، و در کنار اون برای نتیجه بیشتر طب سوزنی هم و ی روش درمانی عجیب و غریب که اسمش هومیوپاتی هم بود رو انجام داد. اون مقع من ۱۳/۱۴ سالم بود و زیاد به وزن و اینجورچیزا فکر نمیکردم و برام مهم هم نبود. ولی اونموقع اضافه وزن هم داشتم و ۸۰ کیلو بود .که با این روش ها درکنار هم تو ۳ ماه ۳۰ کیلو کن کردم و ۵۰ کیلو شدم طوری که مادرم ترسید و درمانم و قطع کرد .
بیماریم هم تا حدودی کنترل شده بود. و اونموقع بود که من خودم و اولین بار لاغر و متناسب میدیدیم و خیلی از خودم خوشم اومده بود😻 خیلی جذاب و خوش اندام شده بودم و قبل از این من زیاد اعتماد بنفس نداشتم که بخوام با کسی اراتباط برقرار کنم ، البته بخاطر بیماریم
بعد که اینطوری لاغر شدم و حالمم خوب شده بود بعد از ۳ ماه که رفتم مدرسه بچه ها خیلی از من خوششون اومده بود و ازم تعریف میکردن و حتی دوستای زیادی هم پیدا کردم .
اما بعد از مدتی دیگه درمانم از کنترل خارج شد و دوباره کم کم اضافه وزنم شروع شد و طی ۱ سال من ۸۳ کیلو شدم .
ولی مشکل و فکر من روی مسئله بیماریم بود که اگه خانوادم زیاد بزرگش نمیکردن خودش برطرف میشد و کار به جراحی تمیکشید 😒
چون متاسفاته خانواده من همش نگران اینن که بقیه راجع بشون چی فکر میکنن😒
حالا اشکال نداره😊 مهم نیست چون سرنوشت این بوده که من با این رو اشنا بشم و زندگیمو در همه جوانب تغییر بدم😌👌🏻
خب بعد از اینکه عمل کردم و حالم بهتر شد( بهتر شد یعنی به طور قطعی درمان نشدم)تصمیم گرفتم که مثل موقعی که ۵۰ کیلو شده بودم بشم . و چون اولین بار برای خودم لاغر شده بودم و سریع هم لاغر شده بودم ، این فرمول توذهنم ایجاد شد که لاغری خیلی سریعه و …
و دوباره از مادرم خواستم که برام اون موادی و که قبلا به من داده بود و من لاغر شده بودم و دوباره برام فراهم کنه.
به زور و بلا مادرم و مجبور کردم و اونم برام یسری از اون خوراکی هارو تهیه کرد و یادمه کهمنتش میکردم که توروخدا منو ببر طب سوزنی و 😂…
ولی از اون روش ها نتیجه ای نگرفتم و بعد چون دکتره طب سوزنی بهم گفته بود اخه باید فعالیت هم داشته باشی ورزش هم بکنی، باشگاه هم ثبت نام کردم و تونستم تا وزن ۷۳ کیلو برسم،ولی یادم نمیاد تو چه مدت، بعد که کرونا و این داستانا اومد و باشگاه ها تعطیل شد و…
من هم مسخره بازیام به ی طریق دیگه انجام میشد، خونه تردمیل و دمبل داشتم و روزی 1 ساعت تردمیل میزدم و ۲ ساعت بقیه ورزش هارو انجام میدادم اونموقع هم تا وزن ۶۶ خودمو رسوندم ، بعد میرفتم یک عالمه میوه میخریدم و تو یخچالم نگه میداشتم و نمیتونستم همه شونو بخورم و داشتن خراب میشدن و منم از ترس خراب شدنشون ، همه رو سریع میخوردم و اعصابم بهم میریخت و عذاب وجدان شدید میگرفتم و بعد از اون بجای اینکه دفعه بعد رعایت کنم ، بدتر میشد و دیگه….
بعدهرکاری میکردم رو همون ۶۶ کیلو استپ کرده بودم، با خانوادم دعوامیگرفتم ، زمین و زمان و فحش میدادم ،خدارو گله شکایت میکردم و هر روز گریه میکردم و …
بعد خودمو و بدنم و تهدید میکردم و باهاش دعوا میگرفتم و حتی میزدمش🥲میگفتم باید لاغر شی وگرنه خودمو میکشم و خلاصت میکنم تو لیاقت زندگی کردن نداری و….. ،
و میگفتم خدایا تو هم منو مریض افریدی هم چاق ، خوشت میاد منو اذیت میکنی ، اره؟ بگیر منو بکش راحتم کن دیگه !
یعنی خدا منو نجات داد، خدایا ممنونتم ❤️
نمیدونم چی شد که تا ۵۷ کیلو رسیدم و بعد۵۵ کیلو و بعد یادم میاد تو اینترنت سرچ کرده بودم کاهش وزن ۵ کیلو در ۵ روز ، توقع داشتم روزی ۱ کیلو کنم کنم دیگه 😂 بعد تو دو روز ۵ کیلو اضافه میکردم، خیلییی برام جالب بود و جواب سوالام و تو این دوره ذهنی گرفتم که چرا اونقدر جون میکنم تا لاغر بشم و و مثل فوت چاق میشدم ؟
خلاصه ی رژیم بود ، رژیم تخم مرغ ابپز ۳ روزه بود و ۲ روز دیگش رژیم نگه دارنده بود.
تمام وعده هاش تخم مرغ ابپز بود و برای میان وعده کشمش و اب گوجه فرنگی و ….
بعد دیدم روزی ۱ کیلو لاغر نشدم ،این رژیم و تا ۱۳/۱۵ روز ادامه داد بودم که خیلی بهم اسیب زد . تصور کن ۱۵ روز فقط تخم مرغ ابپز و ماست و… اینجور چیزا بخوری که یذفعه اومدم صبح پاشم دیدم نمیتونم نفش بکشم و حالم بد شده بود و مادرمم میگفت اخر خودتو میکشی .
که من با این کارا خودمو تلا وزن ۵۱ کیلو رسوندم ولی اصلا خوشحال نبودم ، چون بهم مزه نداده بود ، خیلی سخت به دستش اورده بودم و یجورایی ازلاغر شدن زده شده بودم .
خب و فرض کن این همه سختی بکشی ۵۱ کیلو بشی و بعد تو دو روز ۵ کیلو اضافه کنی و….
اونجا بود که دیگه خیلی دلم شکست ، نشستم جوری با خدا حرف زدم و گریه کردم که انگار خدا هم خودش دلش برام سوخت .
فردای اون روز با روش سابلیمینال تو اینستاگرام مواجه شدم و دیدم که چطوری کار میکنه و…
یعنی یجوراییی داشتم هدایت میشدم به اگاهیی از قدرت ذهنم
و بعد دیدم که میتونم فایل سابلیمینال و بخرم و ازش استفاده کنم و مامانم دیگه اصلا قبول نمیکرد بخاطر لاغری برام هزینه کنه 😬
خودم تصمیم گرفتم برای خودم فایل های سابلیمنال بسازم 😅و. چیزهایی که دوست داشتم رو میگفتم و صدامو ضبط میکردم و گوش میدادم و خودمو تو اون حالت تصور میکردم، با تکرار این کارم بعد از ۳ روز یهو ی تغییر عظیمی و در سرتا سر وجودم احساس کردم و انگار که بیگ بنگ در درونم رخ داده بود.
یسری اگاهیی ها بهم رسید و من دیگه نگران هیچی نبودم و دیگه فکرم و درگیر نمیکردم و اصلا ارامش عظیمی پیدا کردم و اونجا نقطه شروع من بود. میخواستم که از این روش ذهنی استفاده کنم برای لاغر شدن ولی بلد نبودم چطوری و دوباره مورد حمله. فرمول های ذهنیم قرار گرفتم و مغرور شدم😅 گفتم خب من نلقین میکنم و اونطوری و هر غذایی که دوست دارم به هراندازه ای که بخوام میخورم ،و دیدم ای دل غافل ۶۶ کیلو شدم که چی شد؟😅😂
ولی اصلا عصبانی و ناراحت نشدم چون تو این دنیا چیزی وجود نداره که بخوایم خودمونو براش ناراحت کنیم ، و این فکرای ماست که اونو گنده میکنه و بهش بهامیده .
پس تصمیم گرفتم که دوباره خودمو لاغرکنم اومدم به خودم گفتم ،خب خدا راهشو برامون مشخص کرده دیگه ورزش کردن و رژیم غذاییو …😅🤦🏻♀️ دوباره همون اشو همون کاسه 😂
و باشگاه ثبت نام کردم از صبح تا شب هیچی نمیخوردمو ادعا داشتم که گرسنم نمیشه
بعد از اینکه به ینی از اون موقع به بعد زیاد گرسنم نمیشد ولی دوست داشتم غذابخورم 😅
و چون باورم قوی تر شده بود که اینا راهی هستندکه خدا برامون قرار داده، تو ۴ ماه ۱۷ کیلو کم کردم و فقط ۴ کیلو دیگه مونده. بود تا به وزنی که دوست داشتم برسم و از یرطرفی هم خوردم به تولدم و اومدم یزره به خودم استراحت بدم ، که تو دوره استراحتم در طول یک هفته دیدم ۵۵ کیلو شدم!باورم نمیشد و اما بازم خودمو. سرزنش نکردم و سعیکردم ناراحت نشم .
و گفتم خذایا ، مشکل چیه؟
خب من همینطوری اضافه وزنم بیشتر میشد و حرص و ولعم برای غذا خوردن بیشتر میشد و رفتارهای بدی پیداکرده بودم .
و بین ۶۳/۶۴ کیلو بودم و نمیدونستم باید چیکار کنم ، خسته شده بودم و یزره دلم گرفت و گریه کردم و با خدا صحبت کردم ، گفتم خدایا
خیلی دوست دارم. لاغر بشم ولی دیگه خسته شدم دیگه توان ورزش کردن ندارم دیگه توان رژیم گرفتن ندارم ولی میخوام چیزیو که میخوام داشته باشم . یبار برای همیشه لاغر بشم و لاغر بمونم . یباربرام معجزه کردی و خیلی چیزها بهم دادی ومیدونم بازم منو میبینی . منو تنها نزار
خداشاهدهههههه که به ۱ دقیقه نکشید تو مرورگر گوشیم ی صفحه باز بود قبل از اینکه بخوام دعا کنم وبعد همینطوری داشتم صفحه رو بالا پایین میکردم و اومدم که از صفحه بیام بیرون ی باکس چشمک زن و دییدم که نوشته بوذ لاغری دایمی بدون رژیم ، بدون ورزش و… باقدرت ذهن !موهای تنم سیخ شد
که باز هم سایت تناسب فکری نبود دوره های Nlp قدرت ذهن بود که ی فایلشو میتونستم به صورت رایگان استفاده کنم . خیلی واقعیت هارو گفت که ارامش بهم داد و اما هزینه داشت و منم. به عنوان دانشجو درامدی نداشتم که بخوام دوره هاشو تهیه کنم
و یززره دیگه تو اینترنت وکنکاش کردم و تو یوتیوب نوشتم لاغری با ذهن رایگان ( چون تو بوتیوب روش های زیاد و پرکاربرذی هست معمولا و رایگان هم هستن ، این فکرو به ذهنم رسید که تو یوتیوب سرچ کنم ) و بعد با تناسب فکری و اقای عطار وشن اشنا شدم و صحبت هاییی که همه رنگ حقیقت و اعتماد درانها اشکار بود
خدایا ازت ممنونم که به سمت مسیر صحیح هدایت کردی و من مطمعنم که نتیجه مو از این روش ها میگیرم .❤️🙏🏻
شاد و پیروز و متناسب باشید🙏🏻❤️