0

مسیر لاغری با ذهن – مقدمه ۱۰۰ گام

مسیر لاغری با ذهن
اندازه متن

مسیر لاغری با ذهن؛ سفری متفاوت برای رسیدن به تناسب اندام واقعی

اگر اضافه وزن داری و بارها با رژیم و ورزش شروع کردی ولی هر بار برگشتی به نقطه‌ی اول، نگران نباش. تو تنها نیستی! روشی هست که من و صدها نفر دیگه ازش عبور کردیم؛ روشی به اسم «مسیر لاغری با ذهن».

یه راه متفاوت، آروم، اما عمیق. سفری ۱۰۰ قدمی که نه فقط به سمت لاغری، بلکه به سمت خودِ واقعی‌ت هدایتت می‌کنه.

🤔 مسیر لاغری با ذهن یعنی چی واقعاً؟

بذار راحت بگم:

همون‌طور که یه‌شبه چاق نشدیم، قرار نیست یه‌شبه هم لاغر بشیم ⏳

رژیم‌های عجیب‌غریب و ورزش‌های زورکی فقط ظاهر ماجرا رو تغییر می‌دن. اما ریشه‌ی چاقی یه جای دیگه‌ست… درست حدس زدی: توی ذهنمون! 🧠

🔁 سال‌ها تکرار یه‌سری افکار، احساسات و رفتارهایی که ذهنمون بهشون عادت کرده، باعث شده بدنمون همون فرم همیشگی رو نگه داره.

🎯 پس مسیر لاغری با ذهن یعنی چی؟ یعنی به‌جای مبارزه با بدن، بریم سراغ جایی که فرمان چاقی صادر می‌شه: ذهن!

  • 💡 یعنی ذهنمون رو دوباره برنامه‌ریزی کنیم
  • 🌱 یعنی افکار محدودکننده رو بشناسیم و جایگزینشون کنیم
  • 💪 یعنی یاد بگیریم چطور از درون تغییر کنیم، نه با زور و اجبار

تو این مسیر، غذا دشمن نیست 🍰، بدن ما دشمن نیست 🚫

بلکه ما با ذهنمون دوست می‌شیم، و از همون‌جا ماجراجویی لاغری شروع می‌شه…

🛤️ این مسیر واقعی لاغر شدنه؛ آروم، عمیق و واقعی.

چگونه لاغر شدم
نتیجه آموزش های لاغری با ذهن

🚶‍♀️ از مسیر لاغری با ذهن تا تغییر کل زندگی ✨

راستش وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، فقط دلم می‌خواست چند کیلو وزن کم کنم… 🎯 ولی چیزی که پیدا کردم، خیلی بزرگ‌تر و عمیق‌تر بود:

  • ✅ اعتمادبه‌نفس واقعی
  • ✅ آرامش ذهنی 🧘‍♀️
  • ✅ حس خوب نسبت به غذا 🍲
  • ✅ رابطه‌ی صمیمی با بدنم 💖

و حتی انرژی بیشتر توی کار، زندگی و روابط! 💼💬

این مسیر فقط یه رژیم جدید نبود، یه نوع یاد گرفتن بود… یه مهارت جدید برای زندگی بهتر.

در واقع، من و خیلی از همراه‌هام فهمیدیم که لاغر با ذهن مثل یاد گرفتن یه سازه 🎸

تا حالا شده بخوای گیتار یاد بگیری؟

مگه تو هفته اول می‌تونی بری رو استیج کنسرت اجرا کنی؟! 😅

معلومه که نه! باید تمرین کنی، اشتباه کنی، ازش یاد بگیری، و دوباره ادامه بدی.

مسیر لاغری با ذهن هم دقیقاً همینه: تمرین، تکرار، اشتیاق ❤️‍🔥

اگه با این نگرش که “می‌خوام سریع نتیجه بگیرم” وارد بشی، فقط زود خسته می‌شی 😓 ولی اگه با تعهد و صبر وارد بشی، معجزه‌ها خودشون کم‌کم میان…

🧠 تفاوت بزرگ لاغری با ذهن و سایر روش‌های لاغری

یادت باشه 👇

یادگیری یه فرایند ذهنیه

لاغر شدن یه فرایند بدنیه

ذهن خیلی زود یاد می‌گیره، ولی بدن برای تغییر، زمان می‌خواد ⏳

پس اگه هنوز توی سرت دنبال یه راه جادویی برای «سریع لاغر شدن» می‌گردی، همین حالا اون فکر رو بنداز دور 🗑️

🌱 تنها راه واقعی و موندگار، ادامه دادن توی مسیر لاغری ذهنیه.

با صبر، با عشق، با آگاهی…

مسیر لاغری با ذهن

🎯 چرا تمرین توی مسیر لاغری با ذهن مهم‌تر از فقط شنیدنه؟ 🎧✍️

یه حقیقت مهم و ساده رو بدونیم:

شنیدن فقط یه بخش کوچیک از یادگیریه!

📚 طبق تحقیقات، ما فقط ۱۰٪ چیزهایی که می‌شنویم یا می‌خونیم رو به خاطر می‌سپاریم.

اما… 🎯 ۹۰٪ چیزهایی که با دست، دل و عمل تجربه‌شون می‌کنیم رو واقعاً یاد می‌گیریم!

حالا فکر کن توی مسیر لاغری با ذهن باشی و فقط فایل‌ها رو گوش بدی 🎧، اما تمرینی انجام ندی، ننویسی، تحلیل نکنی، تجربه نکنی…

خب دوست عزیز، ذهنت فرصت تغییر عمیق پیدا نمی‌کنه 😌

💡 لاغری ذهنی فقط با گوش دادن نیست، با انجام دادن و تکرار آگاهانه شروع می‌شه.

اون‌جاست که یادگیریت واقعی، موندگار و تأثیرگذاره 💪

🐢 یادگیری زمان می‌بره، عجله نکن!

حتی اگه تو بتونی همه آموزش‌های سایت رو توی یه هفته ببینی و تمرین‌ها رو انجام بدی…

قراره معجزه بشه؟ 😅 معلومه که نه!

تو فقط قدم اول مسیر رو رفتی: آموزش دیدن.

اما مرحله‌ی مهم‌تر تازه شروع می‌شه: تغییر کردن 🌱

مثل کاشتن یه دونه‌ست…

بذر یادگیری رو می‌کاری، اما برای اینکه سبز بشه، نیاز به نور، مراقبت و زمان داره ☀️🌧️

🧠 مسیر لاغری با ذهن = روبه‌رو شدن با ترس‌ها

لاغری ذهنی فقط درباره‌ی کالری و بشقاب غذا نیست 🍽️

بلکه درباره‌ی روبه‌رو شدن با ترس‌هایی‌یه که سال‌ها توی سایه‌های ذهنت جا خوش کرده بودن:

  • 😨 «نکنه هیچ‌وقت لاغر نشم؟»
  • 😔 «اگه دوباره شکست بخورم چی؟»
  • 😟 «اگه اینم مثل بقیه راه‌ها جواب نده چی؟»

من خودم ۳۵ سال با این ترس‌ها زندگی کردم. بارها رژیم گرفتم، شکست خوردم، گریه کردم، ناامید شدم و خودم رو تسلیم چاقی می دیدم.

اما یه روزی، یه نقطه‌ی عطف رسید.

🌟 تصمیم گرفتم به‌جای فرار، وایستم و با ترس‌هام روبه‌رو بشم.

و به خودم گفتم:

«حتی اگه تهش لاغر نشم، این بار دارم به خودم احترام می‌ذارم. دارم به ذهنم یاد می‌دم که من لایق آرامش و تغییرم.»

اگه تو هم الآن اینجایی و داری این متن رو می‌خونی، بدون که تو هم این شجاعت رو داری 💛

تو هم آماده‌ای وارد مسیر لاغری با ذهن بشی. قدم‌به‌قدم. با عشق و آگاهی.

تغییر ذهن چاق به لاغر در مسیر لاغری من

📘 قراره توی مسیر لاغری با ذهن چی یاد بگیری؟ 🧭

اینجا خبری از رژیم سخت نیست. خبری از لیست ممنوعه و کالری‌شماری هم نیست 🚫

قراره چیزهای عمیق‌تری یاد بگیری، مثل:

  • 🔍 چاقی واقعاً از کجا میاد؟
  • 🧠 چطور ذهن چاق رو شناسایی و بازنویسی کنی؟
  • 🛠️ چطور عادت‌های ذهنی سالم و متناسب بسازی؟
  • 🍽️ چطور با حس خوب غذا بخوری، نه با استرس و عذاب وجدان؟
  • 💞 چطور به بدنت اعتماد کنی و اجازه بدی خودش تنظیم شه؟

و مهم‌تر از همه:

✨ یاد می‌گیری که لاغری از جایی شروع می‌شه که تصمیم می‌گیری خودتو ببینی، بپذیری و دوست داشته باشی 💕

می‌خوای این مسیر رو باهم ادامه بدیم؟ 🌈

قدم بعدی، تمرینه! نه به‌زور، نه برای نتیجه فوری، بلکه برای ساختن یه زندگی متناسب، از درون تا بیرون.

💥 ترس‌هاتو بشناس، تا مسیر لاغری با ذهن رو شروع کنی 🧠💪

راستش رو بخوای، بزرگ‌ترین مانع ما برای لاغر شدن نه شکم‌مونه، نه اشتها… بلکه ترس‌هامونه 😟

ترس از چاق‌تر شدن، ترس از اینکه «اگه اینم جواب نده چی؟»

ترس از اینکه «نکنه تا آخر عمرم همین‌جوری بمونم»…

من خودم ۳۵ سال با این ترس‌ها زندگی کردم.

هر سال یه کیلو، دو کیلو، پنج کیلو چاق‌تر می‌شدم و این یعنی هر سال ترسم از چاق‌تر شدن بیشتر می‌شد 😨

بارها رژیم گرفتم، شکست خوردم، ناامید شدم و این یعنی ترسم از لاغر نشدن هم عمیق‌تر می‌شد 😞

اما یه روز… تصمیم گرفتم دیگه فرار نکنم.

🎯 گفتم:

حتی اگه ته این مسیر هیچی نصیبم نشه، حتی اگه دوباره چاق‌تر بشم… من این بار شجاعانه با ترس‌هام روبه‌رو می‌شم.

چون فهمیدم:

✅ کسی که با ترس‌هاش روبه‌رو نمی‌شه، همیشه اسیرشونه.

✅ کسی که از ترس، هیچ کاری نمی‌کنه، هیچ تغییری هم نمی‌کنه.

🛑 مسیر لاغری با ذهن جای ترسوها نیست 🚫

اگه الان اینجایی، یعنی یه چیزی درونت داره فریاد می‌زنه که:

«من دیگه نمی‌خوام قربانی ترسام باشم!» 🙌

🔔 پس باید بدونی:

💡 مسیر لاغری با ذهن برای شجاع‌هاست.

اونایی که می‌خوان واقعاً خودشون رو ببینن، بشناسن، بپذیرن و تغییر کنن.

ترسوها همیشه تو چرخه‌ی چاقی گیر می‌مونن.

اما شجاع‌ها اونایی هستن که بالاخره به آرزوشون می‌رسن 🌟

🧠 تمرین شناخت ترس‌ها در مسیر لاغری با ذهن

حالا وقتشه با خودت روراست باشی و شجاعانه با ترس‌هات روبرو بشی. در بخش نظرات با حوصله به سؤال‌های زیر پاسخ بده. جواب‌هات رو به‌صورت شرح انشایی بنویس، نه فقط چند کلمه!

  • از چاق‌تر شدن می‌ترسی؟ چرا؟
  • 🌀 چی باعث می‌شه این ترس توی دلت بمونه؟
  • از لاغر نشدن می‌ترسی؟ چرا؟
  • 💔 چه تجربه‌هایی باعث شدن این ترس عمیق‌تر بشه؟
  • ترس از چاق‌تر شدن، مانع متناسب شدنت شده؟
  • 🎭 یعنی اون‌قدر می‌ترسی که هیچ کاری نمی‌کنی؟
  • ترس از لاغر نشدن باعث شده دست به اقدام نزنی؟
  • ⚠️ یعنی فکر می‌کنی «فایده‌ای نداره» و منصرف می‌شی؟

✍️ تعهد ذهنی خودت رو بنویس

با قدرت و اطمینان این جملات رو به‌صورت نوشتاری برای خودت بنویس و باورشون کن:

  • ✅ از این لحظه تمام کارهایی که برای لاغر شدن انجام می‌دادم را متوقف می‌کنم و با تمرکز کامل وارد مسیر لاغری با ذهن می‌شوم.
  • 💫 از این لحظه ترس از لاغر نشدن را رها می‌کنم و با اطمینان از توانایی خودم در این مسیر قدم برمی‌دارم.

🔥 شعله‌ور کردن انگیزه درونی

برای اینکه قدرت درونیت بیدار بشه، باید خودت رو به انگیزه و انرژی وصل کنی. حالا به این سؤال‌ها با شرح کامل پاسخ بده:

  • 💡 چقدر اطمینان داری که توانایی لاغر شدن داری؟
  • 🌟 اگر اطمینان داری، دلایل این اطمینان رو با جزئیات بنویس تا خودت هم بیشتر بهش ایمان بیاری.

این تمرین ساده اما قدرتمند، اولین قدم برای آزاد شدن از چنگال ترس‌ها و شروع واقعی مسیر لاغری با ذهنه ✨

اگه می‌خوای واقعاً باور کنی که برای لاغر شدن انتخاب شدی، داستان هدایت دوستات رو در بخش داستان هدایت بخون، بعدش داستان هدایت خودت به سایت تناسب فکری رو به این صفحه اضافه کن؛ اینجا جای قصه‌های واقعیِ تحوله 💚 قصه هایی که همه با چاقی شروع میشه ولی با لاغری تموم میشه.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.86 از 498 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=24254
477 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهرا شاد
      ۱۴۰۵/۰۲/۰۵ ۱۴:۳۳
      مدت عضویت: 541 روز
      امتیاز کاربر: 8055 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 441 کلمه

      سلام استاد عزیز 

      و سلام به همگی 

      خداروشکر سایت بالا اومد و می‌خوام که از آموزش ۱۰۰ گام شروع کنم 

      استاد فایل عالی بود واقعان حس آرامش بهم داد و دوباره اطمینانم بیشتر شد 

      خوب بریم سراغ تمرینات 

      از چاق شدن می ترسی چرا؟من از بچگی میترسم از چاق شدن چون هر وقت چاق تر میشدم مورد تمسخر و یا خجالت زده میشدم یا بقیه خیلی تذکر میدادن میگفتن زهرا کمتر بخور نگا چقدر بد شدی زشته بد برای سن تو فکر میکردم من با حرف های اونا انگیزه میگرم در صورتی ناراحت میشدم و از ناراحتی یادمه رژیم می‌گرفتم همش میگفتم دیگه ایندفعه لاغر میشم اما هر دفعه مثل قبل نتیجه ام پایدار نبود و خلاصه که من ترس از چاقی رو از بچگیم دارم و کلا به یاد دارم 

      و توی بچگی چون اول بود اینکه دوباره چاق تر بشم می‌ترسیدم میگفتم اگه بزرگتر بشم دیگه چی یعنی چقدر چاق میشم می فکر میکردم و برای همین همش من درحال رژیم گرفتن بودم

      از لاغر نشدن می ترسی چرا؟ تجربه آن رو بنویس .

      بله از اینکه لباس مورد علاقم تنم نشه از اینکه بقیه تذکر بدن میترسم 

      از اینکه سختی وو اضافه داشتن رو تحمل کنم میترسم 

      از اینکه بخوام برم مهمونی و دیگران هی نگاه کنن و خجالت زده بشم 

      به نظرم افراد تپل خودمون رو نمی‌بینیم برای همین من وقتی رژیم می‌گرفتم و نتیجه طولانی نبود اما همون کم بهم اعتماد به نفس میداد یعنی اینکه تونستم و‌ بلاخره شد . برای همین من وقتی رژیم می‌گرفتم درسته سخت بود خیلی اما انجام میدادم

      ترس از چاق  ترشدن مانع متناسب شدند شده ؟

      وقتی فایل گوش دادم بیشتر به این مسیر اعتماد کردم 

      اما یک روزی آره ول کردم دیگه تلاش نکردن برای رژیم گرفتن و کلن رها کردم و توی بعضی از دوره ها گفتم که من رو خدا چطور قشنگ هدایت کرد به لاغری با ذهن 

      ترس از لاغر نشدنت باعث شده دست به اقدام نزنی؟

      قبلاً یادمه از لاغر شدن می‌ترسیدم هنوزم هست اما با لاغری با ذهن کمرنگ تر شده 

      بیشترین ترسم این بود که اگه لاغر بشی دوباره برگردی چی و کل حسم می‌رفت چون همش یاد خاطرات چاقی می‌افتادم و میگفتم نکنه دوباره تکرار بشه 

      تعهد ذهنی خودت رو‌ بنویس 

      از این لحظه تمام کارهایی که برای لاغر شدن انجام میدادم را متوقف میکنم و با تمرکز کامل وارد میسر لاغری با ذهن می‌شوم 

      از این لحظه ترس از لاغر نشدن را رها میکنم و یا اطمینان از توانایی خودم در این مسیر قدم برمی‌دارم

      چقدر اطمینان که توانایی لاغر شدن داریی؟

      خیلی اطمینان دارم چون من در مسیر سخت تونستم نتیجه بگیرم و البته پایدار نبودن هیچ کدوم اما من هر بار تلاش می‌کردم 

      حالا که لاغری با ذهن مسیر درستی هست چون از همون اول آرومی استرس نداری برعکس رژیم گرفتن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرانک یونیک
      ۱۴۰۵/۰۲/۰۴ ۰۰:۲۷
      مدت عضویت: 2312 روز
      امتیاز کاربر: 8043 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,269 کلمه

      مقدمه

      به نام خداوند جان و خرد، آن‌که زیبایی را در دل هر انسانی آفرید و آرامش را در گوشه‌ای از قلب‌مان پنهان کرد 💫

      سلام و درود قلبی من به استاد مهربانم، **استاد عطاروشن**، و همه‌ی دوستان و همراهان عزیز در مسیر تناسب فکری 🌷

      من امروز می‌خواهم از دل خود حرف بزنم؛ از ترس‌هایم، تجربه‌هایم، شکستن‌ها و دوباره قد علم کردنم. از راهی بگویم که از جنگیدن با بدنم آغاز شد و حالا به دوستی با ذهن و قلبم رسیده است 🌿

      از کودکی همیشه ترسیده‌ام از نگاه‌های مردم، از قضاوت‌هایی که بی‌رحمانه روی ظاهر می‌نشستند.

      در ذهنم این باور بود که هرچه چاق‌تر شوم، ارزشم کمتر می‌شود؛ انگار محبت دیگران وابسته به عددی روی ترازوست 😔

      هر بار که کسی لاغر می‌شد، تحسینش می‌کردند، به او لبخند می‌زدند، لباس‌های قشنگش را ستایش می‌کردند. اما وقتی من کمی چاق می‌شدم، نگاه‌ها سرد می‌شد، لبخندها محو می‌گشت.

      احساس می‌کردم با هر گرم اضافه بر بدنم، از چشم‌ها و دل‌هایشان دورتر می‌شوم.

      ترس از چاق‌تر شدن تبدیل شد به سایه‌ای که همه جا همراهم بود.

      ترسی که اجازه نمی‌داد از زندگی لذت ببرم.

      ترسی که هر وقت لقمه‌ای در دهانم می‌گذاشتم، در گوشم می‌گفت: «می‌دونی داری خودت رو بدتر می‌کنی؟!» 😢

      و همین صدا من را از درون زخمی می‌کرد.

      اما دردناک‌تر از چاقی، رفتار آدم‌ها بود…

      وقتی نگران‌تر از خودم بودند که مبادا سکته کنم، وقتی در ظاهر دلسوزی می‌کردند ولی در واقع داشتند تحقیرم می‌کردند.

      وقتی هر گفت‌وگو تبدیل می‌شد به توصیه‌ای ناخواسته:

      ـ «ورزش کن!»

      ـ «عمل کن!»

      ـ «رژیم بگیر!»

      و من با هر جمله‌شان، تکه‌ای از عزت‌نفسم فرو می‌ریخت.

      گاهی حس می‌کردم ذهنم از شدت قضاوت خسته شده؛ از اینکه دیگران من را نه برای روحم، بلکه برای ظاهرم بشناسند. حس می‌کردم کسی صدای درونم را نمی‌شنود. و چقدر دردناک است وقتی انسان میان جمع، **تنهاترین** می‌شود…💔

      ترس از چاق شدن تنها ترسم نبود.

      از **لاغر شدن هم می‌ترسیدم.**

      چون هر بار که لاغر شده بودم، افسار ذهنم را دست ترس داده بودم نه ایمان.

      بعد از هر کاهش وزنی، دیگران با نگرانی جدیدی سراغم می‌آمدند:

      «مواظب باش دوباره چاق نشی!»

      «یادت نره دیگه نباید چیزی بخوری!»

      و من با هر جمله‌شان، وارد **استرس تازه‌ای** می‌شدم.

      حتی وقتی سبک‌تر می‌شدم، درونم سنگین بود؛ سنگین از ترس برگشت، از اضطراب شکست.

      منتظر بودم یک اشتباه کوچک کنم و همه چیز برگردد، و دقیقاً همان می‌شد… وزنم دوباره بالا می‌رفت.

      و هر بار که ترازو بالا می‌رفت، اعتمادبه‌نفسم پایین می‌آمد.

      احساس می‌کردم ارزشم با همان عدد بالا پایین می‌شود.

      هر توصیه‌ی دیگران، هر نگاه هشداردهنده، هر حرف از سر دلسوزی، در من ریشه‌ی تردید می‌کاشت.

      از خودم می‌پرسیدم: یعنی من هیچ‌وقت نمی‌تونم بدنی متعادل داشته باشم؟

      یعنی همیشه باید در جنگ با خودم باشم؟

      بارها و بارها رژیم گرفته‌ام.

      هزاران تمرین ورزشی کرده‌ام.

      گاهی تا مرز ضعف پیش رفته‌ام.

      وزنم پایین آمده، سپس برگشته.

      و من مانده‌ام با خستگی، سردرگمی و کوله‌باری از ناامیدی 🥀

      ترس، مثل بندی دور ذهنم پیچیده بود.

      هر بار که می‌خواستم شروع کنم، صدایی درونم می‌گفت:

      «بازم شکست می‌خوری!»

      «فایده‌ای نداره…»

      و من در نبرد بین امید و ناامیدی، گاهی تسلیم می‌شدم.

      خسته بودم از مبارزه، از تلاش‌هایی که به نتیجه نرسیده بودند.

      خسته از احساس گناه بعد از هر وعده‌ی غذا، از اشک‌هایی که شبانه می‌ریخت و تبدیل به عزم صبحگاهی می‌شد… اما دوباره شکست می‌خورد 😔

      تا اینکه روزی فهمیدم اصلِ ماجرا در *جنگیدن* نبود، در *درک کردن* بود.

      نمی‌شود با ذهنی که از چاقی می‌ترسد، لاغر شد.

      چون همان ترس، هر روز بدن را در حصار اضطراب نگه می‌دارد.

      من فهمیدم باید **ذهنم را آرام کنم**، نه فقط بدنم را تغییر دهم 🌱

      باید به جای جنگیدن با بدن، با عشق در آغوشش بگیرم.

      ترس از چاق شدن را نمی‌شود با رژیم خاموش کرد، فقط با **باور** و **آرامش** می‌شود آن را ذوب کرد.

      حالا تصمیم گرفته‌ام از این لحظه، همه‌ی روش‌های گذشته را کنار بگذارم.

      دیگر نمی‌خواهم درگیر رژیم یا مقایسه باشم.

      از این لحظه، با تمام وجودم اعلام می‌کنم:

      ✍️ من، فرانک، کارهایی را که برای لاغر شدن انجام می‌دادم متوقف می‌کنم و با تمرکز کامل وارد مسیر لاغری با ذهن می‌شوم. از این لحظه، ترس از لاغر نشدن را رها می‌کنم و با اطمینان از توانایی خودم قدم برمی‌دارم. 💫

      می‌دانم ذهنم دشمن من نیست؛ فقط سال‌ها ترسیده، سال‌ها خودش را بی‌ارزش پنداشته.

      حالا وقت دوستی است، نه تنبیه.

      در این مسیر تازه، می‌خواهم با عشق به خودم نگاه کنم.

      وقتی گرسنه‌ام بخورم،

      وقتی سیر شوم، دست از خوردن بکشم،

      وقتی آینه را می‌بینم، لبخند بزنم، نه نقد و قضاوت.

      لاغری برای من دیگر عدد نیست، **احساسی درونی است**. احساسی از سبک بودن، از صلح با خود 💖

      ترس هنوز گاهی سراغم می‌آید.

      در گوشم زمزمه می‌کند که شاید دوباره شکست بخورم.

      اما حالا من به صدای دیگری گوش می‌دهم؛ صدای آرامِ امید.

      می‌دانم شاید مسیرم طولانی باشد، اما در این راه، تنها نیستم.

      خدایی دارم که در عمق وجودم ساکن است، و هر بار که ناامید می‌شوم، نشانه‌ای از او می‌رسد 🌤️

      بارها با خود گفته‌ام: اگر بدن من توانِ کاهش وزن را قبلاً داشته، یعنی هنوز می‌تواند.

      اگر تجربه کرده‌ام که حتی برای مدتی کمتر شد، یعنی قدرت تغییر در من وجود دارد.

      فقط باید مسیر درستش را بیابم؛ مسیرِ ذهن، مسیرِ ایمان، مسیرِ باور.

      گاهی شب‌ها قبل از خواب، با قلبم حرف می‌زنم.

      به او می‌گویم: «من تو را دوست دارم، حتی وقتی هنوز به ایده‌آل نرسیده‌ای.»

      و حس می‌کنم جوابی از درونم می‌آید:

      «من هم تو را دوست دارم، فقط لطفاً باور کن.» 🌹

      آری، من ایمان دارم.

      می‌دانم هنوز درونم آن نیروی الهی وجود دارد که همه چیز را ممکن می‌سازد.

      می‌دانم اگر ذهنم را با عشق و آرامش تغذیه کنم، بدنم با توازن پاسخ خواهد داد.

      من لاغری را نه از طریق ترس، بلکه از مسیر ایمان تجربه خواهم کرد.

      شاید کسی از بیرون من را ببیند و بگوید «فرانک هنوز همان است»، اما من درونم می‌دانم: **من دیگر آن آدم قدیم نیستم.**

      دیگر با ترس زندگی نمی‌کنم؛ با آگاهی زندگی می‌کنم.

      دیگر با گناه غذا نمی‌خورم؛ با عشق و حس قدردانی می‌خورم 🙏

      حالا وقتی چیزی می‌خورم، از خدا تشکر می‌کنم که بدنم را چنین زیبا آفریده است.

      حس می‌کنم انرژی غذا، تبدیل می‌شود به نوری درونم.

      هر لقمه، یادآور این است که من لایق آرامش و زیبایی هستم ✨

      در این مسیر، خودم را دوباره پیدا کرده‌ام.

      دیگر آن دختر خسته و ناامید نیستم.

      من زنی هستم که به نیروی الهی درونش باور دارد 💪💖

      می‌دانم ممکن است گاهی بلغزم، گاهی اشتباه کنم، اما دیگر خودم را سرزنش نخواهم کرد.

      هر گام اشتباه، بخشی از مسیر است، بخشی از رشد من.

      من یاد گرفته‌ام که نتیجه، تنها در صورتی می‌آید که ذهنم عاشق مسیر باشد نه عجول برای مقصد.

      و من، در این عاشقی، آرامم 🌼

      حالا وقتی به آینده فکر می‌کنم، درونم لبخند می‌زند.

      نه به خاطر اندامی که خواهم داشت، بلکه به خاطر **حسی که در روحم جاری خواهد شد**.

      آرامش، اطمینان، زیبایی و ایمان ✨

      هر روز با خود تکرار می‌کنم:

      من لایق متناسب شدن هستم.

      من توانایی ساختن جسم و ذهنی هماهنگ را دارم.

      من در آرامش، زیبا هستم.

      گاهی تردید هنوز به سراغم می‌آید و می‌گوید: «زهی خیال باطل!»

      اما من با لبخند به او پاسخ می‌دهم:

      «شاید حق با تو باشد، اما من تا آخرین لحظه امید را رها نمی‌کنم.»

      زیرا ایمان دارم:

      کسی که کارش را به خدا بسپارد، خدا هم دستش را رها نمی‌کند 🌈

      من حالا ایمان دارم به بدنی که سال‌ها با او بی‌مهری کردم.

      به ذره‌ذره‌ی سلول‌هایم که همچنان برای من زنده و پویا مانده‌اند.

      می‌دانم اگر مسیر را با صبر، عشق و آگاهی طی کنم، نتایج زیباتر از آنچه تصور می‌کنم خواهند بود.

      من حالا به جای ترسیدن از چاقی،

      به زیباییِ حرکت بدنم فکر می‌کنم 💃

      به جای ترس از بازگشت وزن،

      به آرامشی فکر می‌کنم که درونم در حال شکوفه زدن است 🌸

      در پایان، دلم می‌خواهد از اعماق وجودم بگویم:

      من فرانک هستم 🌹

      زنی که بارها شکست خورد، اما هنوز ایستاده است.

      زنی که سال‌ها با بدنش جنگید و حالا با عشق در آغوشش گرفته.

      زنی که یاد گرفته برای لاغر شدن، باید اول **ذهنش را سبک کند**، نه فقط بدنش را.

      و حالا با شور و ایمان زمزمه می‌کنم:

      ✨ من در مسیر آرامش هستم.

      ✨ من لاغری را از درون آغاز کرده‌ام.

      ✨ من خودم را می‌پذیرم، دوست دارم، و هر روز متناسب‌تر می‌شوم.

      خدای من، سپاس که در من نوری نهادی که هیچ ترسی نمی‌تواند خاموشش کند 🌟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سپیده نازیار
      ۱۴۰۵/۰۱/۱۷ ۱۷:۳۷
      مدت عضویت: 110 روز
      امتیاز کاربر: 50
      محتوای دیدگاه: 102 کلمه

      سلام. من قبلاً لاغر بودم با اندامی زیبا اما ۱۵ کیلو اضافه شدم. الان هم اندامم رو میگن خوبه اما خودم دوستش ندارم. بارها رژیم گرفتم چند کیلو کم شدم اما باز اضافه شده. قرص، ورزش، رژیم

      اما زود خسته شدم. انگار حال ندارم دیگه روشی رو امتحان کنم. اتفاقی زدم این‌جا و خواستم این روش رو امتحان کنم. می‌دونم ذهن خیلی معجزه می‌کنه می‌دونم حتی بدترین بیماری‌ها با ذهن درمان میشه. من میخوام کم کنم. حداقل ده کیلو. بیشتر نه چون خیلی لاغر شدنم رو دوست ندارم. من می‌تونم کم کنم چون می‌خوام حالم با لاغری خوب بشه. چاقی رو دوست ندارم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حسن شهبازی
      ۱۴۰۵/۰۱/۰۲ ۰۰:۱۳
      مدت عضویت: 2215 روز
      امتیاز کاربر: 19940 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 454 کلمه

      بنام خداوند بخشنده و مهربان

      سلام استاد عزیز 

      سپاس فراوان از شما 

      لاغری با ذهن فقط با تمرین میسره وگرنه فقط خوندن و گوش دادن به نتیجه نمیرسونه اگر عمل نداشته باشم اصلا بکار نمیاد میشم عالم بی عمل.

      از چاق‌تر شدن می‌ترسی؟ چرا؟

      موقعی میترسیدم که همش دنبال رژیم و ورزش و کم خوردن از ترس چاقی و هزاران روشی که تا الان امتحان کرده بودم، چونکه تو همشون شکست خورده بودم دلیلش هم همیشه یه سوال بود که چرا لاغرها هیچکاری نمیکنن ولی لاغرن چرا میخورن لاغرن چرا ورزش نمیکنن لاغرن چرا اصلا لاغرا لاغرن بعدش ترس میافتاد که اینم راهش نیست و شکست میخوردم و دوباره میگفتم ول کن بابا اینهمه چاق هست منم یکیش لباس میخوام میرم گشاد میخرم و همبنجوری باعث میشد براحتی برگردم سمت چاقی.

      چی باعث می‌شه این ترس توی دلت بمونه؟

      شکست های پشت سر هم از رژیم هایی که تا حالا گرفته بودم و سختی هایی که رژیم ها داشتن باعث میشد ترس تو دلم بمونه و چاق باشم.

      از لاغر نشدن می‌ترسی؟ چرا؟

      اره میترسم لاغر نشم که بوقتی دوباره مجبور باشم لباس گشاد بپوشم مجبور باشم سختی هاشو تحمل کنم البته این سایت مثل روز برام روشن کرده که بودن و همگام بودن باهاش ، لاغری یکی از اون هزاران نتیجه ای که میده

      چه تجربه‌هایی باعث شدن این ترس عمیق‌تر بشه؟

      بسکه رژیم گرفتم لاغر شدم دوباره چاق شدم هر سری ترس از اینکه دوباره چاق شم و لاغر نشم بیشتر شده.

      حرفه ای ترین رژیم هم پشتش ترس داره که نکنه دوباره چاق شم اخه رژیم ها از ریشه مشکل دارن میخوان جسم رو درست کنن در صورتی که مشکل تو ذهن هستش.

      ترس از چاق‌تر شدن، مانع متناسب شدنت شده؟

      گاهی وقتا قاطی میکردم میگفتم هر چی میخواد بشه بزار بشه به درک که چاقتر میشم اصلا مهم نیست ولی بازم بعد از چند وقت رفتم سراغ لاغری ولی هر چقدر هم ترسیدم مانع نشده حالا به هر روشی که رفته بودم امید داشتم که لاغر میشم ولی راهم اشتباه بود ولی الان هم از لاغری مطمئنم هم از راهی که انتخاب کردم.

      • چقدر اطمینان داری که توانایی لاغر شدن داری؟

      اگر اطمینان داری، دلایل این اطمینان رو با جزئیات بنویس تا خودت هم بیشتر بهش ایمان بیاری.

      اطمینان خیلی خیلی دارم  چونکه با همه روشهای قبلی لاغر شدم فقط برگشت خوردم دوباره ، ولی اینبار  با تناسب فکری لاغر میشم صد در صد ولی دیگه برنمیگردم (اگر تو همین مسیر بمونم) این سایت تمام سوالات بی جوابم رو داده مثل اینکه چرا لاغرا چاق نمیشن ، چرا لاغر ها هر چی میخورن لاغر میمونن، چرا هر کی لاغر هر چی تلاش میکنه چاق نمیشه اگرم بشه دوباره لاغر میشه ، تمام این سوالات رو پاسخ داده بعدش تو این روش هر چی میخوای بخوری بخور،هر چقدر دلت خواست بخور فقط باید یاور ها رو درست کرد. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طلی خسروجردی
      ۱۴۰۴/۱۲/۱۵ ۱۰:۲۴
      مدت عضویت: 179 روز
      امتیاز کاربر: 2470 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 104 کلمه

      تعهدم:

      از همین لحظه سعی میکنم تمام فکرهای مربوط به چاقی، روش های دیگه، ناتوانی در لاغری و بی اعتمادی به خودم رو از ذهنم پاک‌ کنم. ازین به بعد با هر کار کوچیکی به خود تبریک میگم و بااراده بودنم رو به چشم خودم میارم.  مگه غیر اینه؟! انجام کار= اراده

      از این لحظه به بعد تمرکزم رو کاملا روی تناسب فکری میذارم. هیچ چیز تو این دنیا مهم تر از خودم‌ نیست. باید به هر چیزی دوس دارم برسم، باید آزادی عمل داشته باشم و از محدودیت هام کم کنم. عمر من محدوده و میخوام حسابی خوش بگذرونم و پا توی ترس هام بذارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طلی خسروجردی
      ۱۴۰۴/۱۲/۱۵ ۱۰:۱۵
      مدت عضویت: 179 روز
      امتیاز کاربر: 2470 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 236 کلمه

      از لاغر نشدن میترسی؟ چرا؟
      از لیز خوردن و رها کردن مسیر میترسم. میدونم اینکارو کنم روند لاغر شدنم متوقف میشه. وگرنه کاملا تو دل مسیر هستم و نتیجه‌ گرفتم فقط هنوز کامل چربی ها حذف نشده.

      چه تجربه هایی باعث شدن این ترس عمیق تر بشه؟
      دو سه بار تمرین رو رها کردم. اینا باعث شد بترسم. ولی دفعه آخر سریع تر به مسیر برگشتم و فهمیدم ریشه ی رها کردنم چیه. 
      ترس رها کردنم کمتر شده چون چند ماهه دارم تمرین هارو با لذت انجام میدم و اگه وقفه ای افتاده سریع برگشتم. اراده و تداومم بیشتر شده🥰
      خودمو بابت رها کردن سرزنش نمیکنم. برگشتن مهمه. لیز خوردن ممکنه برای همه رخ بده اما هر بار برمیگردم فرصت دارم یاد بگیرم چکار کنم لیز خوردنم کمتر بشه.

      یعنی اون قدر میترسی که هیچ کاری نمیکنی؟
      ترس از لاغر نشدن باعث شده دست به اقدام نزنی؟
      نه میدونم لاغر میشم بارها این روشو امتحان کردم و نتیجه گرفتم. دلایل زیاد بود که باعث میشد دست به اقدام نزنم و مسیرو رها کنم. یکیش این بود فکر میکردم لاغر شدن کار سختیه پس مسیر تناسب فکری خیلی سخته و باید سختی بکشم باورام عوض بشه. درصورتی که اینطور نبود. مگه برای باور کردن نظرات اطرافیان درمورد چاقی سختی کشیدم؟ نشستم متمرکز تمرین و تکرارشون کردم؟😆

      یعنی فکر میکنی فایده ای نداره و منصرف میشی؟
      خیلی مطمئنم با تمرین هر روزه تا ۴ ماه دیگه کلی از وزنم کم شده. بخصوص که بدن خیلی سریع تغییر میکنه.
       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طلی خسروجردی
      ۱۴۰۴/۱۲/۱۵ ۱۰:۰۰
      مدت عضویت: 179 روز
      امتیاز کاربر: 2470 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 114 کلمه

      از چاق شدن میترسی؟ چرا؟

      چی باعث میشه این ترس تو دلت بمونه؟

      حقیقتش فکر نمیکنم چاق تر بشم. بیشتر رد لاغر نشدن تو ذهنم هنوز پررنگه. زیاد سخت نمیگیرم و سعی نمیکنم صد درصد لاغر شدن رو باور کنم. مدتهاست لاغری با ذهن رو شروع کردم و خیلی خوب لاغرتر شدم. اما هیچوقت باورم صد درصد نشده بود. فقط هر روز تمرین میکردم، حسم بهتر میشد و متوجه شدم لاغرتر شدم. بنابراین دست از سنجش میزان باورم به لاغری برداشتم و خواهم برداشت. 

      تمرین کردن رو باید ادامه بدم هنوز مسیرم باقیمونده ولی مطمئنم چاق تر نمیشم. اخه چیزی قدرت چاق کنندگی نداره. همه عین من دارن زندگی میکنن و متناسب هستن. فرقی با هم نداریم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Susan behrad
      ۱۴۰۴/۱۱/۱۴ ۱۳:۲۵
      مدت عضویت: 1942 روز
      امتیاز کاربر: 13790 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,065 کلمه

      سلام به زیباترین خدایی که زیباست و زیبایی را دوست دارد خدایی که در این نزدیکی است ومن به زمان بندیش اعتماد دارم 

      سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری 

      دوره آموزشی رایگان _ صد گام لاغری با ذهن مقدمه ۱۰۰ گام 

      امروز می خواهم سفری را شروع کنم که با سفرهای دیگر متفاوت است می خواهم به تناسب اندام واقعی خودم برسم من در این سفر می خواهم با آرامش و متفاوت از راه‌های دیگر ولی خیلی عمیق به نام سفری صدگام که نه تنها به طرف لاغری حرکت کنم بلکه به طرف خود واقعی ام هدایت شوم 

      من در تمام طول عمرم با رژیم‌های گوناگون و جورواجور و با انجام دادن ورزش‌های سخت و پیاده رویه‌ای طاقت‌فرسا تنها ظاهر خودم را تغییر می دادم و جسمم را تحت فشار قرار می دادم و حالا که به این مسیر زیبای لاغری با ذهن هدایت شدم می فهمم که ریشه اصلی چاقیم در یک جایی دیگر بود اون هم در توی ذهنم 

      حالا می‌خواهم سفری را آغاز کنم به جای اینکه با بدنم در حال جنگ باشم سراغ جایی بروم که فرمانده کل بدنم است که تمام فرمان‌های بدنم بخصوص چاقیم را اون صادر می کند و حالا می خواهم دوباره ذهنم را برنامه ریزی کنم و اون فکرهایی که محدود کننده بودند را شناسایی کنم و با آموزش‌هایی که می بینم جایگزینشان کنم و آموزش ببینیم که چگونه می توانم از درون تغییر کنم نه با زور و اجبار 

      می خواهم با ذهنم از در دوستی وارد شوم چون حالا می فهمم که بدنم و غذاهایی که می خوردم دشمنم نبودند و من می خواهم در این مسیر زیبای لاغری با ذهن آرام و عمیق و واقعی لاغر شوم ما در این مسیر زیبا  آگاهی‌های زیادی دریافت می کنیم مثل اعتماد به نفس بالا، آرامش ذهنی، حس خوب نسبت به غذا، صمیمیت داشتن با بدنمان، کار، زندگی و رابطه و……

      در این مسیر می فهمیم که یاد گرفتن یک فرایند ذهنیمان است و لاغر شدن یک فرایند جسممان است 

      چون ذهنمان خیلی زود یاد می‌گیرد اما جسممان برای تغییر دادن خودش به زمان نیاز دارد چون ما با ۱۰درصد از چیزهایی را که می شنویم و می خوانیم می توانیم بخاطر بسپاریم و ۹۰ درصد از آن چیزهایی که با دستمان، دلمان و عملکردمان تجربه اش می کنیم را یاد می گیریم 

      حالا اگر ما بخواهیم در این مسیر زیبای لاغری با ذهن در حال حرکت باشیم و فقط به فایلها گوش دهیم و هیچ تمرینی انجام ندهیم و چیزی ننویسیم و تحلیل و تجربه ای نکنیم ذهنمان اون تغییرات عمیق را پیدا نخواهد کرد ما باید به فایلهای آموزشی گوش دهیم و مطالب آموزنده را مطالعه کنیم تمریناتمان را انجام دهیم استمرار داشته باشیم و تکرار، تکرار کنیم و ادامه دهیم آن موقع هستش که تأثیر گذار و ماندگار خواهد بود 

      ما همیشه قبلا توسط خانواده، معلم‌ها، رسانه ها، شنیده ها و دیده هایمان و……اطلاعاتی را در ذهنمان جمع آوری کرده بودیم که نه به درد خودمان می خورد و نه به درد زندگیمان می خورد 

      من قبل از آشناییم با این سایت همیشه وقتی خونه دخترم می رفتم اولین کاری که می کردم سراغ یخچال و اجاق‌گازش می رفتم و هر چیزی که بود از اون می خوردم دخترم غذاهای خوشمزه ای 

      می پزه و بوی غذاهایش توی خونه می پیچه و من همیشه دوست داشتم که از غذاهایش بخورم حتی اگر گرسنه ام نبودم و همیشه وقتی جایی مهمان بودم فکر می کردم که زشته باید هر چیزی که در بشقابم کشیده بودم را بخورم و بودن در این سایت می فهمم که تمام این کارهایی که انجام می دادم کاملا اشتباه بودند ما همیشه در ذهنمان صداهایی را می شنویم که بخور حيف، بخور تمام می شه، بخور خوشمزه است و….حالا من 

      می خواهم اون صدا ها و تمام اون کلماتی که از درون به من گفته می شد که بخور و همیشه تکرار می شد را به صورت عالی حلش کنم و ورودی‌هایم را تغییر دهم تا خروجی هایم به صورت عالی فرق کند و من خودم دارم چند سال انجامشان می دهم و این برای چندمین بار است که این مسیر را تکرارش می کنم و هر بار که شروع کردم و به پایانش رساندم کلی تغییرات زیادی در من بوجود آمده است 

      من در این مسیر به این درک رسیده ام که فقط کاهش وزنمان نیست 

      من در این مسیر زیبای لاغری با ذهن یادگرفته ام جنگ کردن با درونم را از بین ببرم و اعتماد به نفسم را بالا ببرم

      ومن حالا به آرامش درونی رسیده ام و این مسیر بر تمام زندگیم اثر گذار بوده است اما بازهم کلی کار دارم 

      من خیلی روش‌های مختلفی زیادی را امتحان کرده ام و انجامشان داده ام یعنی از سن کم از ۸-۹ سالگی شروع کردم و تا سن ۵۶ سالگی هم ادامه داشت من با روش‌های زیادی تلاش کرده بودم که وزنم را کم کنم کاهش وزن داشتم اما هیچ یک ماندگاری نداشت چون همیشه سعی می کردم با تحت فشار قرار دادن جسمم لاغر شوم و هیچ آگاهی از آموزش‌های ذهنی نداشتم تا اینکه با مسیر زیبای لاغری با ذهن آشنا شدم وفهمیدم که اگر ذهنم با جسمم همسو وهماهنگی داشته باشد وتصویرهای جدید ذهنیم با هدفی که دارم همسو شود به وزن ایده آلم خواهم رسید 

      حالا من یاد گرفته ام که به فایلهای آموزشی گوش دهم و مطالب آموزنده را مطالعه کنم و تمریناتم را انجام دهم و هر چیزی را که یاد گرفته ام به آن عمل کنم استمرار داشته باشم، تکرار کنم و ادامه دهم و خواهم داد 

      من حالا نه ترس از چاق شدن دارم، نه از غذاها ترسی دارم و نه ترسی از لاغر شدن دارم و….

      چون من دیگر محتاج لاغری نیستم چون انرژی لاغری را در تمام وجودم احساس می کنم و این حس سبب خواهد شد که فرمولهای صحیح لاغری در ذهنم ایجاد شود و مرا به سمت تناسب اندام ایده آلم برساند حالا می خواهم تعهد بدهم برای چندمین بار 

      من سوسن جودی در تاریخ ۱۴۰۴/۱۱/۱۴ با تمام وجود و علاقه فراوانی که به تناسب اندامم وسلامتی و تندرستی دارم تعهد میدهم و در این لحظه مقدس تصمیم قطعی بگیریم و هر کاری و روش‌ که برای لاغریم انجام می دادم را کنار بگذارم و با همه وجودم در این مسیر زیبای لاغری با ذهن هم قدم شوم و تمام ترس‌هایم را متوقف کنم و به حرکت خودم ادامه دهم و خواهم داد تا به اون تناسب اندام ایده آلم برسم و نه تنها در لاغری بلکه در تمام جنبه های زندگیم پیشرفت داشته باشم

       ان شاءالله به امید یگانه پروردگار عالمیان خدایا شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 111 کلمه

        سلام و درود
        نوشته‌ات پر از آگاهی بود. تفاوت این بارِ تو با قبل اینه که دیگه نمی‌خوای با بدنت بجنگی؛ می‌خوای ذهنت رو تغییر بدی. و این یعنی رفتن سراغ ریشه، نه شاخه‌ها 🌱

        سال‌ها تلاش کردی، پس مشکل کم‌ارادگی نبوده، فقط مسیر اشتباه بوده. حالا فهمیدی که یادگیری کار ذهنه و لاغر شدن نتیجه‌ی زمان دادن به جسمه؛ پس عجله لازم نیست، استمرار مهمه.

        تحلیل رفتارت در مهمانی‌ها و خونه دخترت نشون می‌ده تغییر شروع شده، چون الان «می‌فهمی چرا می‌خوردی». این یعنی برنامه‌های قدیمی داری شناسایی می‌شن.

        تعهدت هم ارزشمنده؛ فقط یادت باشه هیجان شروع مهم نیست، ادامه دادن مهمه.
        آروم برو، عمیق برو، اما قطع نکن. همین

        منتظر خبرهای عالی شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار Susan behrad
          ۱۴۰۴/۱۱/۱۴ ۲۱:۴۲
          مدت عضویت: 1942 روز
          امتیاز کاربر: 13790 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 233 کلمه

          سلام استاد عزیزتر ازجانم  شما وقتی با تمام وجودتان دیدگاه‌هایمان را می خوانید و به آنها جواب می دهی باید شکر گزار خدایی باشم که با استادی همچون شما مرا آشنا کرد ممنونم استاد عزیزم من چند سال است که در این مسیر زیبای لاغری با ذهن قرار گرفته‌ام و عاشقانه دنبال می کنم من فقط در این مسیر به آرامش می رسم زمانی که در برخی مواقع اعصابم به هم می خوره اینجا پناه می اورم و واقعا زمانی که از اون چیزی که حالم رو بد می کنه فایلش باز میشه و این مسیر همیشه منو آرام میکنه همین حالا کمی اعصابم رو به هم ریخته بودند که یک لحظه اومدم ببینم به دیدگاهم نگاه کردین يا نه با همچین پاسخی روبرو شدم و واقعا می فهمم که در مسیر درستی قرار گرفته‌ام خیلی از شما و از خدای مهربانم ممنون هستم که به اینجا هدایت شدم و با آگاهی‌های زیادی زندگیم را تغییر می دهم 

          بودن دراین مسیربرای من افتخاربزرکی است من دیگر به لاغر شدنم فکرنمیکنم چون دارم به تناسب اندامم نزیکترمیشوم فقط

           می خواهم از درون به ارامش برسم درست است که کمی دیر شده اما همیشه گفتند که ماهی را هر وقت از اب بگیری تازه است وخوشحالم خدا مرا لایق دانسته که در این سنم با همچین مسیر زیبایی اشناشوم   خدایا شکرت به امید عظمت و بزرگی خداوند مهربان استاد بینهایت ازتون ممنونم، خدا نگهدار هممون باشه 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار moradisomaih20@gmail.com
      ۱۴۰۴/۱۰/۰۲ ۲۰:۵۶
      مدت عضویت: 1542 روز
      امتیاز کاربر: 1588 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 244 کلمه

      سلام ودرود بله ازچاقتر شدن میترسم چون دیگه هیچ لباسی توی تنم خوش استایل نیس ، چون توی جمع حس بدی میگیرم از اینکه چاقتربشم وتوجه ها بره سمت چاقیمن واینکه چرا گذاشتم هیکلم به هم بخوره ، شلخته ونرمالو بشم ، چون چاقتر شدن مطمعا مریضی های به همراهخودش داره مثل تنگی نفس ، فشار روی زانو ، بی حوصلگی، خستگی سریعچی باعث میشه ترس از چاقتر شدن توی دلم بمونه؟باورهای که به این مریضیا به واسطه چاقی دارم ، وزشت وپیر جلو دادن به واسطه چاقی همینطور پرخوری های که دارم .از لاغرنشدن میترسم خب بهتره بگم دوست دارم لاغربشم ، اراده نداشتنم دربرابر پرخورخوری به دلیل لذت از خوردن وجایگزین احساسی نداشتن برای لذت پرخوری باعث میشه که از اینکه نتونم لاغر بشم میترسم ونگران  میشم ،بارها شروع کردم مسیرلاغری با ذهن وشروع کنم اما هر بار دچار یه استپ میشم انگار باورنکرده ذهنم به اینکه باآموزش های ذهن ناخوداگاه میتونم لاغربشم واین راه حل راه حل قطعی و لذت بخش وهمیشگیه برای لاغرشدنمبله که ترس از لاغر نشدن اطمینان نداشته باعث شده دست به اقدام نزنم یااگه شروع کردم رهاش کردمواما اینم اضافه کنم من ذهنم لذتی که توی پرخوری به واسطه طعم بد رنگ ولطافت گرمی غذا هست واحساسی که به خوردن دارم به لاغری ندارم وانقدر لاغری واسه ام پررنگ نشده لذت خوشتیپی وسبکی وسلامتی به واسطه لاغری وشادابیش که به صورت خوداگاه پرخوری و ترس از لاغرنشدن وترس از چاقترشدن بتونم کنار بزارمچقدر اطمینان داری که توانایی لاغر شدن داری؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Maryam
      ۱۴۰۴/۰۹/۲۹ ۰۵:۲۲
      مدت عضویت: 2502 روز
      امتیاز کاربر: 3995 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 992 کلمه

      سر آغاز سخن نام خداییست که غفار و خطاپوش و کریم است 

      در مخصوص رحمت را کلیدیست که بسم الله الرحمن الرحیم است

      سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و هنرجویان سایت تناسب فکری

      استاد من برای اینکه سوالی رو جا نندازم متن سوالات قسمت تمرین رو کپی کردم که کامل جواب بدم

      تمرین شناخت ترس‌ها در مسیر لاغری با ذهن

      • از چاق‌تر شدن می‌ترسی؟ چرا؟

      بله می ترسم

       چون چاقی از نظر من بزرگترین نقطه ضعف منه 

      زشته چون هیکل طبیعی ندارم و بد هیکل به نظر میرسم

      باعث میشه همه قضاوتم کنن و در موردم نظر بدن

      چاقی یعنی کلکسیون بیماری ها 

      چاقی اعتماد به نفسم رو به شدت پایین آورده

      چاقی باعث خونه نشین شدنم شده چون دوست ندارم با کسی رفت و آمد کنم و سخته برام 

      چاقی باعث شده نتونم درست راه برم و فعالیت کنم و حتی خیلی سخت نشست و برخاست کنم

      چاقی باعث شده ناتوانی من از خیلی مورد علاقه هام شده مثل خیاطی و نقاشی و طراحی و حتی خیلی از کارهای شخصی خودم 

      چاقی یعنی محدودیت و محرومیت از خیلی رویا ها و خواسته ها مثل پوشیدن لباسهای مورد علاقه ام و رنگ های شاد و تفریح و گردش و غذاهای مورد علاقه ام

      از نظر من چاقی یعنی مرگ و نابودی

      • چی باعث می‌شه این ترس توی دلت بمونه؟

      اینکه هر چی چاقتر میشم ناتوان تر و ضعیف تر و بیمارتر میشم و از رویاهام و خواسته هام و مورد علاقه هام دورتر میشم و چون در طول این سالها تلاش خیلی زیادی کردم که لاغر بشم و هر بار نا امید شدم می ترسم چاقتر بشم که دیگه هیچ وقت نتونم لاغر و خوش هیکل بشم و آرزوی لاغری رو با خودم به گور ببرم

      • از لاغر نشدن می‌ترسی؟ چرا؟

      چون به نظرم زندگی بدون لاغری یعنی مرگ همه ی رویا ها و سلامتی و زیبایی و توانایی و نابودی و نیستی 

      • چه تجربه‌هایی باعث شدن این ترس عمیق‌تر بشه؟

      اقداماتی که یکی پس از دیگری برای لاغری انجام دادم و رژیم های پی در پی که گرفتم و هیچ کدوم نتیجه ندادن و اینکه هر چی سنم بالاتر رفت چاقتر شدم و بیماریهای بیشتری رو به خاطر چاقی تجربه کردم 

      • ترس از چاق‌تر شدن، مانع متناسب شدنت شده؟

      بله قطعا یکی از مهمترین دلایلی که تا به امروز باعث شده لاغر نشم همین ترس از چاقتر شدن بوده

      • یعنی اون‌قدر می‌ترسی که هیچ کاری نمی‌کنی؟

      نه من هیچ وقت توی زندگیم دست از تلاش کردن برای لاغری نکشیدم و مرتب تا میدیدم راهی که انجام میدم نتیجه نمیده می رفتم دنبال یک راه دیگه

      • ترس از لاغر نشدن باعث شده دست به اقدام نزنی؟ 

      نه من با اینکه می ترسیدم لاغر نشم ولی خیلی تلاش کردم و امیدم رو از دست ندادم

      • یعنی فکر می‌کنی «فایده‌ای نداره» و منصرف می‌شی؟

      وقتی کلی به خودم رنج و سختی میدادم و نتیجه نمی گرفتم می فهمیدم این روش هم برای من فایده نداره و دوباره می رفتم دنبال یک روش دیگه

      تعهد ذهنی خودت رو بنویس

      با قدرت و اطمینان این جملات رو به‌صورت نوشتاری برای خودت بنویس و باورشون کن:

      • اینجانب مریم رفیعی از این لحظه تمام کارهایی که برای لاغر شدن انجام می‌دادم را متوقف می‌کنم و با تمرکز کامل وارد مسیر لاغری با ذهن می‌شوم.
      • از این لحظه ترس از لاغر نشدن را رها می‌کنم و با اطمینان از توانایی خودم در این مسیر قدم برمی‌دارم.

      شعله‌ور کردن انگیزه درونی

      برای اینکه قدرت درونیت بیدار بشه، باید خودت رو به انگیزه و انرژی وصل کنی. حالا به این سؤال‌ها با شرح کامل پاسخ بده:

      • چقدر اطمینان داری که توانایی لاغر شدن داری؟
      • اگر اطمینان داری، دلایل این اطمینان رو با جزئیات بنویس تا خودت هم بیشتر بهش ایمان بیاری.

      این تمرین ساده اما قدرتمند، اولین قدم برای آزاد شدن از چنگال ترس‌ها و شروع واقعی مسیر لاغری با ذهنه

      من سالهای زیادی تلاش کردم و روشهای متعددی رو برای لاغری امتحان کردم و نتیجه نگرفتم اما این تقصیر من نبود و علت شکستهای متعدد من نا آگاهی من در انتخاب روش لاغری بود چون فکر می کردم اگر به جسمم گرسنگی و سختی و رنج بدم مجبور میشه از ذخیره ی چربی موجود در بدنم استفاده کنه و باعث لاغری میشه 

      چون همه می گفتند برای لاغر شدن باید کمتر غذا بخوری و بیشتر فعالیت کنی و من هم گول خوردم و باور کرده بودم! 

      سالیان سال برای لاغری جسمم رو تحت فشار قرار دادم  اما غافل از اینکه من نا آگاهانه به جای حل مسئله ی چاقی از ریشه به دنبال پاک کردن صورت مسئله بودم! 

      وقتی به طرز معجزه آسایی با استاد آشنا شدم فهمیدم که چه اشتباهاتی مرتکب شدم و تازه فهمیم چرا تا به حال این همه تلاش من بی نتیجه بوده! 

      تازه فهمیدم برای لاغری یک راه بیشتر وجود نداره و من تا به حال هر اقدامی برای لاغری انجام دادم بی راهه بوده 

      من صراط مستقیم لاغری رو ول کرده بودم و در بیابان برهوت به دنبال یک بیراهه می دویدم

      تازه فهمیدم جسم من فقط یک واحد تجربه کننده ست و هیچ قدرتی نداره و اصل مطب ذهن ماست که قدرت داره 

      یک مثال بامزه یادم افتاد من این همه سال پشت به سلطان کرده بودم و به سربازها التماس می کردم کمکم کنند سرباز ها گاهی یک قدم به سمتم بر میداشتند که کمک کنند اما با اخم سلطان سریع به عقب بر می گشتند 

      من تازه فهمیدم که لاغر شدن و چاق شدن یاد گرفتنیه تا به امروز زبان چاقی رو یاد گرفته بودم و برای لاغر شدن باید زبان لاغری رو یاد بگیرم 

      وقتی شروع کنم به یاد گیری زبان لاغری کم کم زبان چاقی رو از یاد می برم و وقتی ذهن من لاغری رو یاد بگیره جسم من هم تابع ذهنمه شروع می کنه به لاغر شدن چون چاره ی دیگه ای نداره 

      من مطمئنم که این بار نتیجه می گیرم و لاغر میشم  چون به یاری خدا به سمت تنها راه لاغری هدایت شدم و اینو می دونم که هر کس وارد این سایت شده از طرف خدا دعوت شده و خدا ما رو جای بد و به درد نخور نمی بره! 

      پس پیش به سوی یادگیری لاغری و موفقیت و پیروزی و سلامتی و زیبایی و رسیدن به بزرگترین آرزوی زندگی یعنی تناسب اندامی رویایی 

      با آرزوی موفقیت برای همه ی شما دوستان گرامی 

      خدا نگهدار 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا