0

لاغری با توبه ذهنی | از چاق بودن توبه کنید لاغر می شوید (گام ۲۱)

توبه ذهنی برای لاغری
اندازه متن

🤔 شاید وقتی برای اولین‌بار بشنوی “لاغری با توبه ذهنی”، با خودت بگی: یعنی چی؟ مگه توبه فقط مال کارای بد نیست؟ اما یه لحظه چشماتو ببند و خودتو ببین که جلوی آینه وایسادی… با ناراحتی به بدنت نگاه می‌کنی و با خودت می‌گی: “چرا این‌جوری شدم؟”

💡 اونجا دقیقاً همون لحظه‌ایه که باید از ته دل، از خودت عذر بخوای، از افکار اشتباهی که سال‌ها باعث چاقی‌ت شدن، توبه کنی و قول بدی که دیگه نمی‌خوای همون آدم قبلی باشی…

💫 لاغری با توبه ذهنی یعنی یه شروع نو، یه تصمیم شجاعانه برای رها شدن از عادت‌های ذهنی چاق‌کننده. این، اولین و مهم‌ترین قدم برای ساختن یه بدن جدید و سبک‌تره! 🕊️🌱

🌿 چگونه توبه کنید لاغر می‌شوید؟

سال‌ها بود که اسیر اضافه‌وزن بودم… 😔

نه فقط وزن بدنم سنگین شده بود، بلکه ذهنم هم پر از ناامیدی، شکست و احساس گناه بود. اما از یه جایی به بعد، خدا منو دعوت کرد به مسیر متفاوتی… جاده‌ای که اسمش بود: لاغری با توبه ذهنی. ✨

توبه ذهنی برای لاغری

🚶‍♀️ از روزی که قدم گذاشتم توی این راه، تصمیم گرفتم خودمو ببخشم… از خودم عذر بخوام بابت تمام سال‌هایی که با جسمم مهربون نبودم، بابت فکرهایی که بهم می‌گفتن “تو هیچ‌وقت لاغر نمی‌شی.”

هر روز تمرین کردم که حس بهتری داشته باشم، اشتیاق بیشتری برای تغییر توی قلبم بسازم، و با امید زندگی کنم. 🌞

و جالبه بدونی این فقط باعث لاغر شدنم نشد! زندگی من از زمین تا آسمون فرق کرد… ✨

🎉 خیلی از دوستایی که توی دوره‌های «لاغری با ذهن» هستن، وقتی مسیر لاغری با توبه ذهنی رو شروع می‌کنن، نه فقط سبک‌تر می‌شن، بلکه توی رابطه‌هاشون، کارشون، احساسشون، حتی خوابشون تغییرات عالی رو تجربه می‌کنن!

همه‌ی اینا هدیه‌ی خداست… 🍃

💖 چون خدا همیشه بنده‌هایی رو که می‌خوان تغییر کنن، بلند می‌کنه. فقط کافیه تو بخوای… یه “توبه واقعی از افکار چاق‌کننده” 💫

💭 در کدوم گروه هستی؟

خیلیا هستن که سال‌هاست با چاقی زندگی می‌کنن…

اما همشون یه‌جور فکر نمی‌کنن، چون نگاه ما به چاقی خیلی فرق داره. بیا ببین تو جزو کدوم گروهی؟

🪞 گروه اول: آشتی با چاقی، اما از سر ناچاری 😔

این دسته از آدما، چاقی رو یه واقعیت تلخ می‌دونن که هیچ کاری نمی‌شه براش کرد.

می‌گن: «قسمت ما همینه… تقدیر ما اینه که چاق بمونیم.»

با رنج‌هاش کنار میان، لباس دلخواه نمی‌پوشن، تو آینه خودشون رو دوست ندارن… اما بازم تحمل می‌کنن. چون باور دارن کاری ازشون ساخته نیست.

💢 گروه دوم: خسته، اما تسلیم 😶‍🌫️

این افراد گاهی دلشون می‌خواد لاغر شن، اما اون‌قدر به زندگی با چاقی عادت کردن که فقط گاهی تصمیم به تغییر می‌گیرن.

چند روزی رژیم، کمی ورزش، یه اپلیکیشن لاغری…

ولی دوباره برمی‌گردن سر خونه‌ی اول! چرا؟ چون هنوز از ته دل توبه نکردن

توبه از ذهن چاق، از باورهای محدودکننده، از فکرهایی که می‌گن تو نمی‌تونی لاغر شی.

🔥 گروه سوم: عاشق لاغری، تشنه‌ی تغییر 😍

این‌ها مثل جنگجوهای خسته‌ان! بارها و بارها جنگیدن؛ با رژیم‌ها، با ترازو، با بدن خودشون…

هنوزم که هنوزه، ته دلشون روشنه. رویای لاغر شدن مثل یه شمع همیشه روشنه تو قلبشون. 🕯️

و خدا دقیقاً این بندگان رو می‌بینه… ✨

🍃 وقتی کسی با تمام وجود آرزوی لاغری کنه و حتی بعد از شکست‌های زیاد هنوز تسلیم نشه، خدا دستشو می‌گیره و به مسیر جدیدی هدایتش می‌کنه… مسیر نورانیِ «لاغری با توبه ذهنی».

📍حالا ازت می‌پرسم:

تو کجای این داستانی؟

تسلیم شدی؟ یا هنوز ته دلت امیدی هست که بتونی از نو شروع کنی؟

اگه ته دلت گفت “آره، هنوز امید دارم”… یعنی وقتشه توبه کنی؛ نه از خوردن، نه از چاقی… از ذهن چاقی‌سازت! 🧠💔

🎯 آماده‌ای بدونی چرا هنوز چاقی رو کنار نذاشتی؟

با یه تست ساده، جایگاهت رو تو مسیر لاغری با توبه ذهنی کشف کن و قدم بعدی رو آگاهانه بردار 🌱


۰%

نظرت درباره «لاغری با توبه ذهنی» چیه؟

وقتی به چاقی‌ت فکر می‌کنی، چی توی ذهنت میاد؟

وقتی تلاشت برای لاغری جواب نمی‌ده، چه واکنشی نشون می‌دی؟

اگه فقط یه راه برای رسیدن به تناسب اندام باقی مونده باشه، چه کاری می‌کنی؟

چند بار برای لاغر شدن اقدام کردی؟

تست رهایی از چاقی
🔸 گروه اول
تو فعلاً با چاقی کنار اومدی و شاید حتی باور داری که تقدیرته. اما خبر خوب اینه که همین تست رو زدی یعنی یه جرقه امید ته دلت روشنه. وقتشه با مهربونی، کم‌کم ذهنت رو برای تغییر آماده کنی. ❤️
🔸 گروه دوم
تو خواهان تغییری ولی هنوز توی چرخه‌ی عادت‌های قدیمی موندی. شاید وقتشه از سطح تلاش بیرونی بیای تو دل ذهنت و ببینی چی باعث برگشت‌هات می‌شه. قدم اول توبه ذهنیه، یعنی آشتی با خودت و باورهای درست‌تر. 🌱
🔸 گروه سوم
تو یه جنگجوی واقعی هستی! بارها زمین خوردی ولی دست از رویات برنداشتی. خدا دقیقاً همین آدمای مقاوم رو به مسیر لاغری با توبه ذهنی هدایت می‌کنه. تو آماده‌ای برای یه تغییر عمیق و ماندگار. ✨💪

✨ هدایت شدی… چون آماده بودی!

همه‌ی ما یه‌جایی از زندگی‌مون اون‌قدر از چاقی خسته می‌شیم که می‌گیم: “دیگه بسه!”

دقیقاً همون لحظه‌ست که لاغری با توبه ذهنی شروع می‌شه… توبه‌ای از تمام باورهای اشتباهی که سال‌ها توی ذهنمون خونه کرده بودن:

“من ارثی چاقم”

“لاغر شدن سخته”

“هیچ روشی جواب نمی‌ده”

لاغری با توبه ذهنی

منم مثل تو یه روزی به انتها رسیده بودم… فقط دنبال یه راه نجات بودم… و درست همون‌جا، خداوند مسیر لاغری با ذهن رو پیش پام گذاشت. نه اینکه خودم کشفش کرده باشم!

نه… حقیقتش اینه که هدایت شدم 🕊️

نه قبلاً اسم این روش رو شنیده بودم، نه تجربه‌ای داشتم. ولی یه چیزی ته دلم بهم می‌گفت:

“ادامه بده… این مسیر با همه‌ی مسیرهایی که رفتی فرق داره.” 💫

من فقط به عشق رهایی از رنج چاقی شروع کردم. اما چیزی که توی این مسیر پیدا کردم، خیلی بزرگ‌تر بود:

آرامش، آشتی با خودم، صدای پررنگ‌تر خدا توی دلم، و… لذت باور نکردنی لاغر شدن 🌈

به‌مرور فهمیدم که این مسیر فقط درباره‌ی لاغری نیست. درباره‌ی خودشناسی، ایمان، ارتباط با خداوند و بازگشت به اصل وجودمونه.

همه‌ی اون الهام‌ها، همه‌ی اون آگاهی‌ها، سال‌ها کنارم بودن… فقط چون با درونم بی‌ارتباط شده بودم، صداشونو نمی‌شنیدم.

اما با لاغری با توبه ذهنی دوباره به اون صدای زلال برگشتم… و نتیجه‌ش چیزی فراتر از تناسب اندام بود:

آرامش، عزت نفس، شادی درونی، و یه رابطه‌ی واقعی با خدای درون ✨💛

توبه ذهنی برای لاغری

💫 از چاقی توبه کن… و سبک شو!

تا حالا شده بعد از پرخوری یا یه انتخاب اشتباه درباره‌ی غذا، یه صدای درونت بگه:

«چرا این کارو کردم؟ باز خرابش کردم…»

اون حس بدی که بعدش میاد، همون احساس گناهه 😔 و خدا توی قرآن برای همین حالِ ما یه نسخه شفا بخش گذاشته: توبه کردن 🙏 اما نه اون توبه سخت و پیچیده‌ای که بعضیا تعریف می‌کنن…

توبه یعنی فهمیدن یه اشتباه، پشیمونی از تکرارش، و تلاش برای جبران. همین!

💡 حالا یه سوال مهم:

اگه با یه رفتار یا فکر، حالت بد بشه، یعنی اون کار اشتباه بوده. و سال‌ها فکرها و رفتارهایی داشتیم که باعث چاقی‌مون شدن…

همون‌هایی که باید ازشون «توبه کنیم»! ✋

  • یعنی از پرخوری‌های عصبی
  • از تحقیر کردن خودمون جلوی آینه
  • از رژیم‌هایی که جسم و روحمون رو خسته کردن
  • از رها کردن جسم‌مون و باور اینکه: “من همینم دیگه…”

لاغری با توبه ذهنی یعنی تصمیم بگیریم دیگه به جسممون ظلم نکنیم.

یعنی افکار و عادت‌هایی که ما رو چاق نگه می‌دارن، شناسایی کنیم و جایگزینشون کنیم با باورهای سالم و رفتارهای دوست‌داشتنی 💖

📘 توی دوره‌ی «ورود به سرزمین لاغرها» ما دقیقاً همین کارو می‌کنیم:

آروم‌آروم می‌فهمیم کجا اشتباه کردیم، به خودمون حق می‌دیم، و یه مسیر جدید رو با عشق شروع می‌کنیم.

و پاداش این توبه چیه؟ 😍

  • 🔹 تناسب اندام
  • 🔹 سلامتی
  • 🔹 آرامش ذهن
  • 🔹 عزت نفس
  • 🔹 حس آزادی

✨ پیشنهاد می‌کنم با دقت به فایل آموزشی «لاغری با توبه ذهنی» گوش بدی. چون توش حرف‌هایی هست که ممکنه نگاهت به لاغری رو برای همیشه عوض کنه…

📸 آلبوم شگفتی‌سازان؛ تماشا کن، باور کن، حرکت کن!

آیا می‌خوای بدونی لاغری با توبه ذهنی واقعاً جواب می‌ده یا نه؟

کافیه یه سر به آلبوم شگفتی‌سازان بزنی… اونجا پره از آدم‌هایی که یه روز درست مثل تو بودن:

💭 ناامید، خسته از چاقی، پر از سوال و تردید…

اما تصمیم گرفتن از چاقی توبه کنن، از عادت‌هایی که اون‌ها رو چاق نگه داشته بود، دل بکنن و وارد مسیر لاغری با توبه ذهنی بشن… با ایمان، با عشق، با اعتماد 💖

امروز عکس‌هاشون توی آلبومه… با لبخند، با تناسب اندام، با نوری که از چشماشون می‌تابه ✨

👀 با دقت به این تصاویر نگاه کن، بارها ببینشون و به خودت بگو:

«اگه اون‌ها تونستن، منم می‌تونم»

چرا که تو هم به لاغری با توبه ذهنی دعوت‌شده‌ی این مسیر نوری هستی… فقط کافیه ادامه بدی 🌱

و خیلی زود نوبت تو می‌رسه؛

تا تصویرت در قاب مخصوص «شگفتی‌سازان» جا بگیره، و الهام‌بخش بقیه باشی 🌟

✍️ تمرین آموزشی لاغری با توبه ذهنی 💫

حالا وقتشه یک قدم مهم برداری تا از چاقی «توبه» کنی و ذهن رو برای ورود به مسیر لاغری آماده کنی 💖
برای اینکه بتونی فرمول‌های ذهن چاق رو کشف کنی، باید بری سراغ خودت…

ذهن تو یه گنجینه‌ست پر از باورهای قدیمی، خاطرات، تجربه‌ها و احساساتی که مثل نخ نامرئی تو رو به چاقی متصل نگه داشتن.
با این تمرین کمک می‌کنی تا این نخ‌ها رو ببری و مسیر جدیدی برای «لاغری با توبه ذهنی» باز کنی 🌱

مراحل تمرین:

  1. اول محتوای نوشتاری رو با دقت بخون و بعد ویدیوی آموزشی رو با تمرکز کامل تماشا کن 🎥
  2. حالا با دل و جان به سؤال‌های زیر فکر کن و جوابشون رو به صورت شرح انشایی بنویس ✍️
  • 🌀 روند چاق شدن تو چطور شروع شد؟ بنویس چه اتفاقاتی باعث چاق بشی؟
  • 💭 در گذشته چند بار تلاش کردی از چاقی رها بشی؟ اون تلاش‌ها چقدر برات نتیجه داشتن؟
  • 🧠 به نظرت چرا لازمه قبل از اقدام برای لاغر شدن، اول ذهنمون رو آماده کنیم؟
  • 🔮 پیش‌بینی تو از این مسیر چیه؟ فکر می‌کنی بعد از لاغری با توبه ذهنی چه تغییراتی در نگرش و زندگی‌ات ایجاد می‌شه؟

✅ پاسخ سؤال‌ها رو توی بخش نظرات سایت بنویس.
با این کار، تمریناتت رو ثبت می‌کنی و با بقیه در مسیر متناسب شدن همراه می‌شی 🤝

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.06 از 117 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=13751
184 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۴/۰۹/۱۰ ۰۱:۰۲
      مدت عضویت: 502 روز
      امتیاز کاربر: 18345 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 335 کلمه

      سلام روندچاق شدن‌ما به مرور اتفاق افتاده منوامثال من سالها چاقی روتجربه کردیم هم تجربه تلخ داشتیم‌ چاقی ودردها وپرخوری ها تجربه شیرین هدایت به سایت تناسب فکری بوده ذهن ما سالهاست بانگرش چاقی خوگرفته هنوز رفتاراشتباه انجام میدیم وبعدش احساس گناه میکنیم ما نیازداریم بیشتر تومسیرباشیم ذهن ناخوداگاه هرچه بیشتراموزش ببینه بهتر عمل میکنه مانبایدانتظارداشته باشیم سریع لاغربشیم ذهن چاق که بافرمول چاقی پرشده بایدبمروراونم بااموزش وحل تمرین وتکرار انچه یادگرفتیم تغییرکنه من ودوستانی که تواین مسیرهستن چندساله باز خطا ذهنی دارن باید ذهن ارام باشه تا مالاغربشیم اگربه رفتارها دقت کنیم میبینیم همش ازمغز ارسال میشه ومابارها واکنش نشون دادیم ومن باگوش کردن فایل های کوتاه ازشمااستادعزیز همون رفتاردارم مدت های کوتاهی گرسنگی دارم طبق گفته شما دوتاروجواب میدم یدونه رونادیده میگیرم ومن بعدیکسال تازه متوجه شدم چقدر اشتباه رفتاری دارم من امشب یدونه نون لواش خوردم وطبق گفته استادکالری نداره یه ذره اضاف خوردم دیدم اون نجوا یجورایی اومدسراغم من اعتنانکردم چاقی چقدر بده هنوزم اون رفتار خفیف مونده طبق گفته استاداگرفکرمورو چیزدیگه میزاشتم الان من یه چیزی شده بودم ازبس روخوردن متمرکزکردم من اززمان لاغری باذهن متوجه شدم من چاق دیروز چقدر رفتارهایی داشتم فکرنمیکردم این روش چقدرمارومتجول کرده لاغری باتوبه ذهنی همین که من تونستم ازرژیم خداحافظی کنم وشروع کنم یک روش نو رو درواقع یجورتوبه کردنهشروع کاربانام خدا وپایان تشکرازخدا جواب سوال ۱ ،رفتارمن.وهمه چاق ها ازذهن شروع شده ماها فکرمیکردیم باخوردنه چاق شدیم وقتی باروش ذهنی اشناشدیم فهمیدیم همچی ازافکارشروع میشه وبایداین ذهن اموزش ببینه۲،من درگذشته ازرژیم وورزش شروع کردم تاحدودی لاغرمیکردم ولی بخاطربی حس وحالی رهامیکردم اون روش روش مطمعنی نبودوذهن ناخوداگاه باهاش سازگاری نداشت ،۳ تمام فرمان ها ازمغزصادرمیشه وقتی فرمان میده ما بسمت خوردن میرفتیم واون خطاهاورفتارها ازمغزهست متاسفانه قبلا بارژیم جسم روتحت فشارمیزاشتن ولی درروش ذهنی بااموزش ها میایم اون نجواهاروارام خاموش میکنیم۴،من یکساله تواین مسیرم ولذت میبرم ازروندلاغری وزندگی ارام بدون رنج وناراحتی رژیم ورزش من ازچاقی توبه کردم وروش ذهنی روشروع کردم استرس ندارم یک زن بااعتمادبنفس شدم ،ازافکارمنفی دوری میکنم ودوست دارم تواین مسیربمونم وزبان لاغری رویادبگیرم زبان متناسب شدن رو

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرام
      ۱۴۰۴/۰۸/۱۷ ۰۴:۴۰
      مدت عضویت: 405 روز
      امتیاز کاربر: 4570 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,305 کلمه

      تمرینات 

      ۱- روند چاق شدن تو چطور شروع شد؟ بنویس چه اتفاقاتی باعث شد چاق بشی؟

      روند چاق شدن من یهویی و ناگهانی نبود. همه چیز با عادت‌ها و رفتارهای ذهنی شروع شد. اول از همه، ذهنم به غذا وابسته شد. وقتی استرس داشتم، وقتی احساس کسالت یا تنهایی می‌کردم، ذهنم به جای آرام کردن خودش با روش‌های واقعی، منو می‌برد سراغ غذا. غذا مثل یه تسکین فوری و کوتاه‌مدت عمل می‌کرد، و من هر بار بدون اینکه متوجه باشم، بیشتر وابسته شدم. کم‌کم این وابستگی ذهنی باعث شد میل به خوردن بیشتر و بیشتر بشه، حتی وقتی جسمم نیاز نداشت.

      یه بخش دیگه، عادت‌های روزمره بود. خوردن برای تفریح، برای همراهی با دیگران، برای سرگرمی و حتی برای پر کردن وقت، همه باعث شد حجم غذا خوردنم بالا بره. بدنم شروع کرد به ذخیره کردن این انرژی اضافه و کم‌کم وزنم بالا رفت. ذهنم هنوز فکر می‌کرد کنترل داره، اما در واقع ذهن من اسیر عادت‌ها و وابستگی‌ها بود.

      همچنین شرایط زندگی و عوامل محیطی هم موثر بودن. محیط اطرافم همیشه غذا محور بود، تبلیغات و وعده‌های خوشمزه ذهنم رو تحریک می‌کردن، و من بدون آگاهی تحت تأثیر قرار می‌گرفتم. هیچ وقت به این فکر نکردم که ذهن من می‌تونه مستقل و آزاد باشه و نیاز واقعی جسم رو تشخیص بده.

      به مرور، ترکیب وابستگی ذهنی، عادت‌های روزمره و عوامل محیطی باعث شد چاقی شکل بگیره. نه یه اتفاق یک‌باره، بلکه یه روند طولانی که ذهن و جسمم هر دو تحت تاثیرش بودن. مهم‌ترین نکته اینه که ذهن من همیشه فرمان می‌داد و جسمم تابع بود. و من تا وقتی این وابستگی ذهنی رو درک نکرده بودم، هیچ راهی برای متوقف کردن این روند نداشتم.

      ۲- در گذشته چند بار تلاش کردی از چاقی رها بشی؟

      تلاش‌های من برای رهایی از چاقی بارها اتفاق افتاده. اولین بارها با رژیم‌های مختلف و محدود کردن خودم شروع شد. فکر می‌کردم اگر کالری کمتر بخورم، وزن کم می‌کنم و آزاد می‌شم. اما این تلاش‌ها بیشتر فشار و استرس برام ایجاد می‌کرد تا نتیجه واقعی. ذهنم هنوز وابسته بود و با هر محدودیت مقاومت می‌کرد.

      بار دیگر سعی کردم ورزش و فعالیت بدنی رو افزایش بدم. چند هفته اول انرژی و انگیزه داشتم، اما ذهنم دوباره فرمان می‌داد و عادت‌ها برنده شدن. با هر میل ذهنی که پاسخ نمی‌دادم، حس گناه و شکست پیدا می‌کردم و بعد بهانه‌ای می‌شد برای رها کردن مسیر.

      همچنین تلاش کردم از طریق آموزش و مطالعه درباره تغذیه و سبک زندگی سالم، ذهنم رو آماده کنم. تا حدی موثر بود، اما چون تمرکز اصلی روی جسم بود و ذهنم هنوز وابسته بود، نتیجه پایدار نبود. این تجربه‌ها بهم ثابت کرد که هر بار که ذهن رو نادیده می‌گیرم، مسیر رهایی کوتاه‌مدت و ناپایدار می‌شه.

      تلاش‌هایم متعدد بودن، گاهی به صورت رژیم کوتاه‌مدت، گاهی ورزش و گاهی تغییرات سبک زندگی، اما هیچ کدوم به نتیجه‌ی واقعی و پایدار نرسیدن. دلیلش این بود که ذهنم هنوز آماده نبود. ذهنی که وابسته است، نمی‌تونه مسیر جسمی رو به طور طبیعی مدیریت کنه. این فهم باعث شد به اهمیت توبه ذهنی و آماده کردن ذهن قبل از هر اقدام جسمی پی ببرم.

      ۳- اون تلاش‌ها چقدر برات نتیجه داشتن؟

      نتایج تلاش‌های گذشته، کوتاه‌مدت و موقتی بودن. بعضی وقت‌ها چند کیلو کم می‌کردم، اما خیلی زود دوباره برمی‌گشت. این باعث می‌شد حس ناکامی و سرخوردگی پیدا کنم. ذهنم هنوز فرمانده بود و هر بار با میل و وسوسه‌هاش، مسیر رهایی رو مختل می‌کرد.

      یه بار رژیم خیلی سخت گرفتم و چند هفته وزن کم کردم، اما ذهنم اجازه نداد تجربه آرامش و آزادی واقعی رو داشته باشم. همیشه فشار و اضطراب بود، و همین باعث شد دوباره به خوردن بی‌حد برگردم. تجربه به من نشون داد که هر نتیجه جسمی بدون تغییر ذهنی، پایدار نیست.

      تلاش‌ها در واقع به من یاد داد که مشکل اصلی من ذهنم بوده و تا ذهنم تغییر نکنه، هیچ مسیر جسمی یا رژیم غذایی پایدار نخواهد بود. این تجربه‌ها تلخ بودن اما ارزشمند، چون مسیر واقعی رو بهم نشون دادن: اول ذهن، بعد جسم.

      ۴- به نظرت چرا لازمه قبل از اقدام برای لاغر شدن، اول ذهنمون رو آماده کنیم؟

      من الان دقیقاً درک می‌کنم که ذهن، پایه و اساس هر تغییره. وقتی ذهن آماده نیست، هر تلاش جسمی مثل رژیم سخت یا ورزش زیاد، بی‌فایده و موقتیه. ذهن ما فرمانده بدن ماست؛ اگر ذهن هنوز وابسته باشه، پر از عادت‌ها و باورهای محدودکننده باشه، هیچ کاری نمی‌تونه پایدار باشه. حتی وقتی همه چیز به نظر درست باشه، ذهن خودش رو بهانه می‌کنه و مسیر رهایی رو مختل می‌کنه.

      آماده کردن ذهن یعنی شناختن همه اون الگوهای قدیمی و وابستگی‌ها و تصمیم گرفتن که دیگه اجازه ندیم اون‌ها مسیر ما رو کنترل کنن. یعنی لحظه‌ای وایستیم و با خودمون صادق باشیم، ببینیم چه چیزهایی ذهنمون رو در گذشته محدود کرده و چه چیزهایی باعث شده ما خودمون رو عقب نگه داریم. این کار باعث می‌شه وقتی به مرحله جسمی می‌رسیم، همه چیز طبیعی و بدون فشار اتفاق بیفته.

      برای من، ذهن آماده یعنی بدون وابستگی و اضطراب، بدون فرماندهی ذهن بر خوردن یا رفتارهای روزمره. ذهن آزاد خودش هماهنگی رو با بدن ایجاد می‌کنه و بدن هم به طور طبیعی نیازش رو می‌فهمه و پاسخ می‌ده. وقتی ذهن آماده باشه، حتی انتخاب‌ها و رفتارهای اجتماعی و روزمره هم راحت‌تر و آگاهانه‌تر می‌شن. این درک باعث شد بفهمم که تغییر جسم بدون تغییر ذهن، مثل ساختن یه خونه روی زمین سست هست. هر چه هم تلاش کنیم، پایدار نمی‌شه.

      آماده کردن ذهن یعنی رهایی از الگوهای ذهنی که باعث اضطراب، فشار و مقاومت شدن. وقتی ذهن آماده باشه، مسیر لاغری دیگه با جنگ و تلاش سخت همراه نیست. حس آرامش و آزادی واقعی به وجود میاد، و هر قدمی که برمی‌داریم، واقعی و پایدار خواهد بود. برای من، همین آگاهی و آماده کردن ذهن، کلید مسیر موفقیت بود.

      ۵- پیش‌بینی تو از این مسیر چیه؟

      من پیش‌بینی می‌کنم مسیر لاغری با توبه ذهنی برای من کاملاً متفاوت و سبک باشه. هیچ فشار و اجبار خارجی نیست، هیچ رژیم سخت یا محدودیتی وجود نداره، ذهنم آزاد و همراه منه و تصمیماتم بر اساس نیاز واقعی بدنم خواهد بود. فکر می‌کنم هر بار که ذهنم وابستگی یا فرمان‌دهی می‌کنه، من آگاهانه اون رو تشخیص می‌دم و رها می‌کنم.

      این مسیر باعث می‌شه من هر روز حس سبک شدن و آزادی بیشتری داشته باشم. حتی وقتی غذا کنارم هست یا وسوسه ذهنی میاد، حس می‌کنم کنترل کامل با منه و هیچ چیز نمی‌تونه منو از مسیر خارج کنه. پیش‌بینی می‌کنم ذهنم آرام‌تر و روشن‌تر بشه، وابستگی‌ها و عادت‌های قدیمی حذف بشن و بدنم طبیعی و هماهنگ با نیازش رفتار کنه.

      همچنین فکر می‌کنم این مسیر روی کل زندگی‌م اثر بذاره؛ تصمیم‌گیری‌ها، روابط و انرژی روزمره‌م همه تحت تاثیر آرامش و هماهنگی ذهن و جسم باشه. حس می‌کنم اعتماد به خودم بیشتر بشه، قدرت درونی‌م تقویت بشه و زندگی روزمره با انرژی مثبت و آگاهی بیشتری پیش بره. مسیر، مسیر طبیعی، آرام و پایدار خواهد بود.

      ۶- فکر می‌کنی بعد از لاغری با توبه ذهنی چه تغییراتی در نگرش و زندگی‌ات ایجاد می‌شه؟

      بعد از لاغری با توبه ذهنی، انتظار دارم نگرش من به غذا، بدن و خودم کاملاً تغییر کنه. دیگر نگاه من به غذا ترس‌آلود یا وابسته نیست، بلکه با آگاهی و احترامه. دیگه احساس اجبار، اضطراب یا گناه ندارم. ذهنم آزاد و آگاه می‌شه، وابستگی‌ها حذف می‌شن و انتخاب‌ها و رفتارهای من هماهنگ با نیاز واقعی بدنم می‌شن.

      تغییرات در زندگی روزمره هم مشهود خواهد بود. تصمیم‌گیری‌ها راحت‌تر و آگاهانه‌تر می‌شن، روابطم با دیگران بهتر و بدون فشار خواهد بود، انرژی‌م آزاد می‌شه و حس سبک شدن در همه ابعاد زندگی حس می‌شه. حتی کوچک‌ترین فعالیت‌ها مثل خرید کردن، آشپزی یا تعامل اجتماعی، دیگه با ذهن آزاد و کنترل شده تجربه می‌شن.

      بعد از این مسیر، اعتماد به خودم و قدرت درونی‌م بیشتر خواهد شد. حس می‌کنم دیگه تحت تاثیر شرایط یا وسوسه‌ها نیستم و می‌تونم با آرامش و آگاهی انتخاب کنم. بدنم و ذهنم هماهنگ می‌شن و هر اقدامی با آگاهی انجام می‌شه، نه از روی عادت یا فرمان ذهنی. این هماهنگی و آزادی، زندگی منو متحول می‌کنه و حس خوشایند واقعی از سبک زندگی سالم و طبیعی به من می‌ده. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرام
      ۱۴۰۴/۰۸/۱۷ ۰۳:۴۸
      مدت عضویت: 405 روز
      امتیاز کاربر: 4570 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,512 کلمه

      گام ۲۱

      یه مدت طولانی فکر می‌کردم لاغری فقط مربوط به رژیم و کالری و ورزشه. اینکه باید کمتر بخورم، سختی بکشم و با بدنم بجنگم تا سبک بشم. اما وقتی با توبه ذهنی آشنا شدم، یه چیزی در درونم جرقه زد. فهمیدم مشکل اصلی، خودِ ذهن منه. ذهنی که وابسته به غذاست، ذهنی که با خوردن احساس آرامش می‌کنه، ذهنی که خودش رو در غذا پیدا می‌کنه. انگار همه‌ی لذت‌ها و آرامش‌ها و امیدم به لقمه‌ها گره خورده بود.

      کم‌کم فهمیدم که باید این وابستگی ذهنی رو کنار بذارم. ذهن من موجودی کاملاً غیرمادیه. اصلاً و ابداً نیازی به غذای فیزیکی نداره. تمام اون میل‌ها و وسوسه‌ها، در ذهن هستن، نه جسم. من فکر می کردم که ذهن من به غذای فیزیکی محتاجه در حالیکه ذهن فیزیکی نیست پس غذاشم فیزیکی نیست . ذهن غذاش ارامشه عشقه امیده شادیه و اینا هیچ کدوم وابسته به غذای فیزیکی نیستن . اینها موجوداتی غیر فیزیکی هستن . غذاهای نوری . غذاهای الهی . غذاهای غیر فیزیکی  که  برای بودنشان نیاز به هیچ ماده فیزیکی ندارند . آرامشی که از طریق غذا به ذهنم میدهم موقت است چون غذا تمام میشود اما  نیاز ذهن به آرامش همچنان هست . غذای ذهن معرفت است . آگاهیست بینش است  و من دارم یاد میگیرم ذهنم را به این غذاها بدون  مصداق فیزیکی تغذیه کنم . یعنی اگر به آرامش نیاز دارم بدانم آرامش به خودی خود در من هست اگر پناه میخواهم در من هست اگر لذت میخواهم حسش در من بدون وابسته به جسم فیزیکی هست . امنیت شادی عشق و نشاط همه در من هستند بدون اینکه بخواهم از طریق غذای فیزیکی به آنها برسم . 

      ذهن من فقط عادت کرده  غذاهای غیر فیزیکی خود را از طریق غذای فیزیکی تامین کند . در حالیکه ذهن حقیقتا هیچ نیازی به تغذیه خود از طریق غذای فیزیکی ندارد . جسم واقعاً وقتی به غذا نیاز داره، خودش  غذاش رو صدا  می‌کنه. 

      امروز یه چیزی در درونم روشن شد. فهمیدم که تمام این سال‌ها ذهنم به غذا وابسته بوده، نه بدنم. در حالیکه ذهن من یه موجود کاملاً غیرمادیه، اصلاً و ابداً نیازی به لقمه‌ها و کالری‌ها نداره. همه‌ی اون میل‌ها و وسوسه‌ها که همیشه فکر می‌کردم واقعی‌اند، در واقع فقط اشتباه من بودند به نیازمند بودن ذهن . یعنی باور اینکه ذهن من به غذای جسمی محتاج است را  باید بردارم  من تا وقتی به این وابستگی‌ها ادامه می‌دادم، همیشه احساس می‌کردم نمی‌تونم سبک بشم، نمی‌تونم آزاد باشم، نمی‌تونم کنترل داشته باشم.

      ولی امروز تصمیم گرفتم که این وابستگی ذهنی رو به طور کامل کنار بذارم. دیگه این باور رو عوض می کنم . ذهنم را از وابستگی به غذای جسمی رها میکنم  . چون غذای فیزیکی یا حتی چربیها و چاقیها برای ذهن من کم هستن اینها نمیتوانند نیاز ذهن مرا پر کنند . بلکه غذای واقعی ذهن من صفات است . صفات الهی مثل عزت اقتدار توانمندی آرامش شادی و …  از امروز، هر بار که ذهنم می‌خواد برای آرامش یا عادتش به من فرمان بده، یادم می‌آورم: «تو نیاز به غذای جسمی نداری،  نیاز تو کاملا روحانیست . تو باید از صفات الهی تغذیه شوی .» تصمیم من اینه که غذا خوردن فقط بر اساس نیاز واقعی جسمم باشه. گرسنگی جسمی طبیعی و آرامه، گرسنگی ذهنی پراضطراب و فریبنده. من دیگه نمی‌خوام بهانه‌های ذهنم رو باور کنم.

      از امروز به بعد، وقتی سر میز غذا می‌نشینم، قبل از هر لقمه یه لحظه مکث می‌کنم، نفس عمیق می‌کشم و می‌پرسم: «این میل از ذهنه یا از جسم؟» اگر فهمیدم جسمیه، با آرامش می‌خورم و لذت می‌برم. اگر فهمیدم ذهنیه، بهش اجازه نمی‌دم فرمان بده. این تمرین می‌تونه سبک زندگی جدیدم باشه، روشی برای زندگی با بدن واقعی و ذهن آزاد.

      حس آزادی که الان دارم، بی‌نظیره. مثل اینه که یه بار سنگین از دوش ذهنم برداشته شده. دیگه نیازی نیست با هر وسوسه بجنگم، چون وقتی باورم رو تغییر دادم دیگه صحبتها و فرامین ذهنی بر اساس باور جدید شکل میگیره . دیگه لازم نیست از ترس پرخوری خودمو محدود کنم. ذهنم آگاه و همراه منه. و بدنم، خودش می‌دونه چه قدر غذا لازمه و چه قدر کافی است. من از امروز، خالق این هماهنگی هستم.

      این درک امروزم بهم یاد داد که لاغری واقعی، از تغییر ذهن شروع می‌شه. نه رژیم‌های سخت، نه محدودیت‌ها، نه جنگ با بدن. همه چیز وقتی شروع می‌شه که ذهن خودش رو از وابستگی‌های دروغین جدا کنه. و من از امروز می‌خوام همین باشم: ذهنی آزاد، بدنی هماهنگ و غذا خوردن فقط بر اساس نیاز واقعی جسمم.

      دیگه ترسی از غذا ندارم، دیگه وابسته نیستم، دیگه با ذهنم درگیر نیستم. از امروز، هر لقمه‌ای که می‌خورم، با آگاهی و احترام به جسمم هست، نه برای پر کردن خلأ یا آرامش ذهنی. این سبک زندگی منه، تصمیم منه، مسیر جدید منه.

      من امروز فهمیدم توبه ذهنی یعنی یه توقف واقعی، یه نگاه دقیق به خودم و افکاری که دارم. یعنی باید یه لحظه وایسم و ببینم ذهنم چه عادتها و باورهایی داره که منو عقب نگه می‌داره. توبه ذهنی برای من یعنی بدون قضاوت، بدون سرزنش، فقط با آگاهی ببینم چه چیزهایی ذهنم رو محدود کرده و تصمیم بگیرم اون‌ها رو رها کنم.

      من الان می‌فهمم وقتی ذهنم توبه می‌کنه، خودش رو از فرمان‌های اشتباه و وابستگی‌ها رها می‌کنه. این رهایی حس سبک شدن فوق‌العاده‌ای بهم می‌ده، چون دیگه ذهنم مانع مسیر من نیست. ذهن وقتی آزاد باشه، هماهنگ با جسمم عمل می‌کنه و انتخاب‌ها و تصمیم‌هام واقعی و از روی آگاهی می‌شن.

      توبه ذهنی به من یاد داد که خیلی از محدودیت‌ها و احساس ناتوانی‌هایی که قبلاً داشتم، فقط ساخته ذهنم بودن. وقتی با ذهنم صادقم و بدون قضاوت نگاهش می‌کنم، می‌تونم رفتارها و عادت‌های قدیمی و محدودکننده‌اش رو اصلاح کنم. این اصلاح، شروع تغییر واقعی در زندگی منه، چون ذهن وقتی آگاه و رها باشه، با بدن و احساسات من هماهنگ می‌شه.

      همچنین فهمیدم که توبه ذهنی عجله نداره. این یه مسیر آرام و تدریجی‌ست. ذهن وقتی احساس امنیت کنه و بدونه هیچ تهدیدی نیست، آرام آرام عادت‌های قدیمی و باورهای محدودکننده‌م رو رها می‌کنه. و من این رهایی رو حس می‌کنم: حس آزادی، حس سبک شدن و حس کنترل واقعی.

      برای من، توبه ذهنی یعنی مسئولیت کامل برداشتن نسبت به خودم. یعنی فهمیدم من خالق افکار و عادت‌های ذهنیم و می‌تونم اون‌ها رو تغییر بدم. وقتی ذهنم توبه می‌کنه، دیگه فرمان‌های ناخودآگاه قدیمی که سال‌ها منو عقب نگه داشته بودن، اثرگذار نیستن.

      این مسیر بهم حس آرامش و قدرت درونی می‌ده. ذهن دیگه دشمن یا مانع نیست، بلکه همراه و آگاه منه. هر بار که به این آگاهی می‌رسم، حس می‌کنم سبک‌تر و آزادتر شدم و زندگی واقعی رو با تصمیمات آگاهانه تجربه می‌کنم.

      توبه ذهنی برای من یه سفر درونیه. سفری که در اون با خودم صادقم، وابستگی‌ها و عادت‌های محدودکننده‌م رو می‌بینم و قدم به قدم اون‌ها رو رها می‌کنم. و در نهایت، حس می‌کنم ذهنم آزادتر، سبک‌تر و هماهنگ‌تر شده و آماده است برای زندگی واقعی و انتخاب‌های واقعی من.

      هر روز که به این مسیر وارد می‌شم، می‌بینم ذهنم چقدر تغییر می‌کنه. دیگه مثل قبل با کوچک‌ترین میل یا وسوسه دچار آشفتگی نمی‌شم. قبل‌تر، هر چیزی می‌تونست ذهنم رو تحریک کنه و باعث می‌شد پرخوری یا خوردن بی‌حساب رو شروع کنم. ولی الان با هر میل، یه مکث کوتاه می‌کنم، نفس عمیق می‌کشم و از خودم می‌پرسم: «این میل از ذهنه یا از جسم؟» وقتی متوجه می‌شم ذهنه  فقط تماشا می‌کنم و رها می‌کنم و به خودم میگم تو برای ارامش لذت شادی و یا هر صفت خدایی دیگر  به غذا نیازی نداری .

      این کار به من حس آزادی فوق‌العاده‌ای می‌ده. دیگه نیازی نیست با خودم بجنگم، دیگه اضطراب و فشار برای کنترل غذا ندارم. ذهنم دیگه فرمانده نیست، همراه و آگاهه. و این همراهی، باعث می‌شه بدنم خودش تصمیم بگیره چه قدر غذا نیاز داره و کی سیر شده. حس می‌کنم  وقتی باورم رو عوض می کنم فرمان ذهنم تغییر میکنه ‌ هر بار که ذهنم تغییر می کنه ، یه زنجیر از پایم برداشته می‌شه و سبک‌تر می‌شم.

      یکی از چیزهای جالب این مسیر اینه که می‌بینم توبه ذهنی فقط مربوط به غذا نیست. این مسیر، حس آزادی و آگاهی رو به کل زندگی‌م میاره. تصمیم‌گیری‌ها، روابط، حتی برخورد با مشکلات روزمره، همه آرام‌تر و آگاهانه‌تر شدن. وقتی ذهنم وابسته نیست، انرژی‌م آزاد می‌شه و می‌تونم با تمرکز و عشق بیشتری هر چیزی رو تجربه کنم.

      تمرین روزانه‌ای که برام خیلی مؤثر بوده، نوشتن تجربه‌ها و احساساته. میخوام تصمیم بگیرم بعد از هر وعده غذایی، چند خط بنویسم: چه چیزهایی خوردم، آیا این میل از ذهن بود یا از جسم، و بعد چه احساسی دارم. این کار باعث می‌شه روند ذهن و بدنم رو بهتر درک کنم و هر روز احساس آزادی و هماهنگی بیشتری داشته باشم.

      توبه ذهنی به من یاد داد که وابستگی‌ها و عادت‌های ذهنی می‌تونن ما رو محدود کنن، ولی وقتی آگاه می‌شیم و مسئولیتشون رو می‌پذیریم، می‌تونیم اون‌ها رو رها کنیم. حس می‌کنم ذهنم کم‌کم سبک و روشن می‌شه، افکار قدیمی که مانع من بودن، جای خودشون رو به آرامش و هماهنگی می‌دن.

      امروز که به این مسیر نگاه می‌کنم، می‌بینم زندگی من از این به بعد می‌تونه متفاوت باشه. می‌تونم هر روز حس آزادی بیشتری داشته باشم، حس قدرت و سبک شدن درونم. این مسیر، مسیر منِ جدیده؛ مسیر ذهن آگاه و آزاد، مسیر بدن هماهنگ و سالم، مسیر زندگی واقعی با انتخاب‌های واقعی.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیلا فرزانه
      ۱۴۰۴/۰۷/۲۰ ۱۰:۰۴
      مدت عضویت: 498 روز
      امتیاز کاربر: 45091 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 818 کلمه

      به نام خدا

      من از بدو تولد تا ازدواج فرد متناسبی بودم که هر وقت لباس زیبایی رو میپوشیدم خودم رو جلو آینه تحسین میکردم و حتی دیگران هم از اندام من تعریف میکردند و باید بگم که تمام افراد خانواده من همینطور بودند ولی باور اشتباهی در خانواده من بود که ما بعد از ازدواج چاق میشیم و این باور باعث شده بود که بعد از ازدواج بدون اینکه بخوام منتظر چاق شدن بودم و طولی نکشید بدون اینکه زندگی من ، غذای من تغییری کنه رخ داد و با زایمان و بارداری این روند سرعت پیدا کرد و همینطور ادامه پیدا کرد تا اینکه کم کم در حرفهای دیگران متوجه میشدم که چقدر تغییر کردم و روز به روز از خودم بیزارتر میشدم .

      کار به جایی کشید که به فکر لاغر کردن خودم افتادم و شروع به تلاش کردم اولین بار از رژیم کالری شماری که دکتر به من داد شروع کردم ، رژیم سخت و عذاب آور به همراه پیاده روی که باعث شد طی پنج ، شش ماهی به تناسب خیلی نزدیک بشم ولی تا کی میتونستم تحمل کنم که نونم رو وزن کنم ، قاشق های برنجم رو بشمارم ، منی که عاشق نون و برنج بودم ، تا کی باید سبزی و میوه های کم کالری رو جایگزین وعده های غذایی میکردم ، فکر اینکه من تا آخر عمر نتونم هر چقدر بخوام بخورم ، اینکه همیشه گرسنه از سر میز غذا بلند بشم ، غذایی که خودم با دستان خودم پخته بودم رو نتونم بخورم ، همه باعث عذاب من بود و این شد که من عطایش را به لقایش بخشیدم و رها کردم .

      بارها بعد هم تلاش کردم تا با قرص ، دمنوش ، ورزش و باشگاه وزن کم کنم تا نخوام از خوردنم بزنم ولی نتیجه ای نداشت .

      آخرین بار هم با رژیم دیگه ای که ادعا داشت همه چیز رو میتونی بخوری شروع کردم و وزن خیلی خوبی هم کم کردم ولی نگه داشتن وزن برام سخت بود و این بار هم طولی نکشید که به اون فرد چاق قبل تبدیل شدم .

      و قصه آشنایی من هم با لاغری با ذهن از اونجا شروع شد که یکی از شبها که باز نگران و نا امید توی پیج های لاغری میگشتم ، سرچ کردم بهترین و آسونترین روش لاغری و اونجا بود که یکی از پیج های لاغری با ذهن برام بالا اومد و من فهمیدم که میشه با ذهن هم لاغر شد ، ولی اون پیج جوابگوی من نبود و من دنبال پیج های لاغری با ذهن بهتر بودم که یکی از پستهای استاد رو دیدم و از اونجا با سایت آشنا شدم و تا الان هم که در این مسیر هستم .

      یادم میاد که دو ماهی رو از سایت دور بودم و با خودم کلنجار میرفتم که برگردم و استاد توی فایلهاش همیشه میگفتن بیشتر افراد بعد از رها کردن دوباره برمیگردن ، چون هیج جا بهتر از اینجا رو نمیتونن پیدا کنن و من با خودم تکرار میکردم باز آی هر آنچه هستی باز آی ، صد بار اگر توبه شکستی باز آی ، چون پشیمانی من دقیقا مصداق این شعر بود و اینجا جاییه که خداوند منو هدایت کرده و همیشه هم پذیرای منه و حتی اگه صدها بار هم اشتباه کنم باز منو میبخشه و میگه از اول شدوع کن.

      قبل از لاغری باید ذهن رو آماده کنیم چون ذهن سالها حرفها و باورهایی رو در خودش داشته که با افکار و باورهایی که در مسیر لاغری با ذهن میشنویم خیلی تفاوت داره ، ما سالها خودمون رو سرزنش کردم ، از خودمون متنفر بودیم و حتی با خودمون قهر میکردیم و عادتهای اشتباهی که منجر به چاقی ما میشد رو انجام میدادیم که منشا این عادتها افکار و باورهای ما بودند و برای لاغر شدن باید این افکار و رفتار رو تغییر داد و دوباره برای ذهن برنامه نوسی کنیم و فرمولهای جدید تعریف کنیم و عزت نفس و اعتماد به نفس از دست رفته خودمون رو بدست بیاریم.

      من با اومدن به مسیر لاغری با ذهن از رفتارها و افکار اشتباهی که حالم رو بد کردند توبه کردم و شاهد اولین و زیباترین نشانه ها و نتایج اون بودم ، خداوند آرامشی از جنس آرامش هستی در وجود من تزریق کردم ، باعث شد که خودم رو ببخشم ، با خودم آشتی کنم و خدا رو پیدا کنم ، دیگه از جمع گریزان نیستم و برای خودم احترام قائل هستم و دیگه از اون افسردگی که در من بود خبری نیست و شادی و امید به زندگی من برگشته و  اطمینان دارم که با گذشت زمان و پیش رفتن در مسیر ، موفقیت ها و نتایج بزرگتر و بهتری رو دریافت میکنم .

      من با وارد شدن در مسیر لاغری با ذهن و توبه از افکار و رفتارهای اشتباه دوباره متولد شدم و قصد دارم فرمولهای ذهنی خودم ام رو ، خودم از نو و درست بنویسم تا به تناسب و لاغری که لایقش هستم برسم و کیفیت زندگی ام رو روز به روز بهتر کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 14 15 16